مجموعه فرزندان، آموزش مسائل دینی به فرزندان:

از نظر روابط زناشويي به علت محدوديت در محيط منزل و دارا بودن دو بچه كوچك رنج ميبرم لطفاً راهنمايي بفرماييد (توضيح اينكه مساحت منزل ۴۸ متر ميباشد و تقريباً حالت سالن را دارد و بچههاي ما تا ما را نخوابانند نميخوابند و…)
اصول و راههاي تربيت فرزند از نگاه امامان و بزرگان دين چيست؟
اگر فرزندانم بپرسند كه خداوند چه شكلي است، چگونه پاسخ در خور فهم آن‌ها بيان كنم؟ با مثال توضيح دهيد.
اينجانب مادر سه فرزند و مدير مدرسة دخترانه در سطح راهنمايي مي‌باشم مي‌خواستم توضيح دهيد براي تربيت فرزندان و دانش‌آموزان مدرسه چه راهكارهايي مناسب است؟
براي اينكه جوانان را از كشش به ماهواره مانع شد، چه بايد كرد؟
براي تربيت ديني كودكان از چه روش هايي استفاده كنيم؟ آيا مي توانيم او را كتك بزنيم؟
به عنوان والدين چه كارهايى در تربيت فرزندانمان بايد انجام دهيم تا آنها نماز خوان بار بيايند؟
پسر ۸ ساله‌اي دارم كه مي‌پرسد كه خدا چگونه است؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد.
پسر ۱۴ ساله اي دارم كه به علت مشغله كاري مدتي از او غافل شده بودم بعدها از طريق مدير مدرسه متوجه شدم كه با دوستان ناباب در ارتباط است. با مراجعه به مدرسه و سركوب دوستان ناباب او، مدرسة او را عوض كردم اما بعد ا ز آن نسبت به مسايل ديني خود سست و كم اهميت شده است، لطفا در اين رابطه مرا راهنمايي نماييد.
چه كنيم تا بچه ۶ ساله تحت تاثير محركهاي بد محيطي ـ دوستان بي ادب ـ قرار نگيرد؟
حد واقعي حجاب را بفرمائيد و نسبت به راهكارهايي كه براي پاسخ به شبهات جوان امروزي و فرزندانمان و ترغيب آنها به رعايت حجاب وجود دارد را بفرمائيد.
خانمي ۲۹ ساله هستم و داراي فرزندي ۱۰ ساله هستم. به علت دخالتهاي مادر شوهرم نمي توانم با او برخورد صحيح داشته باشم و اگر جائي نياز به برخورد با او و برآورده نكردن خواسته هايش باشد با گزارش به مادربزرگ از من باجگيري مي كند، چكار كنم؟
خواهشمندم در خصوص عوامل مؤثر در تربيت ديني دانش آموزان اعم از نقش خانواده، اجتماع، مدرسه، معلم و آموزش و پرورش، حكومت و رسانه ها توضيحاتي بفرماييد؟
در رابطه با تأثيرات سوء تلويزيون برروي كودكان و روش‌هاي جلوگيري از آن راهنمائي بفرمائيد؟ (خصوصاً راه‌كارهاي عملي)
در تربيت فرزندان در محيط منزل دقت مي‌كنيم ولي در خارج آن بدآموزي وجود دارد. چه كنيم و در شركت در مجالس چگونه عمل كنيم چرا كه اگر سهل‌گيري كنيم بسياري از مجالس بدآموزي دارد و سخت‌گيري هم نتيجه‌بخش نيست؟
در تربيت دانش آموزان موفق بودم ولي در تربيت فرزندان خودم چندان موفق نيستم. لطفاً مرا راهنمايي فرماييد:
در مورد نماز بچه ها براي آنكه از همان ابتدا مقيد به نماز اول وقت و نماز صبح شوند، چه كنيم؟ به خصوص براي نماز صبح آيا آنها را هرطور شده بيدار كنيم يا اجازه دهيم نماز آنها قضا شود؟
شنيده‌ام كه دعا و سوره‌هايي وجود دارد كه اگر هنگام بارداري خوانده شود تأثير مثبت بر روي كودك مي‌گذارد، اگر ممكن است آن‌ها را در اختيارم بگذاريد؟
شيوه‌هاي تربيت ديني چگونه است؟
طرز پوشش مادر در خانه و در مقابل فرزند چگونه بايد باشد؟ راهنمايي فرمائيد.
فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ.(ناگفته نماند براي خانواده اي كه از سطح زندگي متوسطي برخوردارند و تمايل ندارند فقط يك فرزند داشته باشند).
از نظر روابط زناشويي به علت محدوديت در محيط منزل و دارا بودن دو بچه كوچك رنج ميبرم لطفاً راهنمايي بفرماييد (توضيح اينكه مساحت منزل ۴۸ متر ميباشد و تقريباً حالت سالن را دارد و بچههاي ما تا ما را نخوابانند نميخوابند و…)

از نظر روابط زناشويي به علت محدوديت در محيط منزل و دارا بودن دو بچه كوچك رنج ميبرم لطفاً راهنمايي بفرماييد (توضيح اينكه مساحت منزل ۴۸ متر ميباشد و تقريباً حالت سالن را دارد و بچههاي ما تا ما را نخوابانند نميخوابند و…)

پاسخ:

موضوعي كه مطرح نموديد، بسيار حائز اهميت است و امروزه اين موضوع با وضعيت فعلي مسكن، دغدغة بسياري از افراد ميباشد. از طرفي تربيت فرزندان نياز به دقت، ظرافت و حوصلة فراوان دارد. از سوي ديگر پاسخگويي به غريزة جنسي نيازي طبيعي در وجود همة انسانهاست، نقش و تأثير روابط زناشويي به معناي خاص آن، خيلي بيش از آن چيزي است كه اكثر افراد ميپندارند. كارشناسان خانواده معتقدند، اگر زن و شوهر از رابطة جنسي خود رضايت داشته باشند، به احتمال قوي از زندگي خانوادگي خود نيز راضي و اگر از رابطة جنسي ناخرسند باشند، از زندگي خانوادگي نيز ناخرسند خواهند بود.(۱)
در ارتباط با سؤال شما دو مسئله قابل ذكر است كه در دو بخش جداگانه به آنها اشاره ميكنم. اميدوارم مفيد واقع شود:

الف) خواباولين نكتهاي كه قبل از پرداختن به اصل سؤال شما لازم است مورد توجه قرار گيرد برنامة خواب فرزندان شماست كه در اين ارتباط چند مطلب را ذكر ميكنم:
۱٫ ميزان خواب مورد نياز: همة انسانها به خواب نياز دارند. ميزان خواب در افراد و سنين مختلف متفاوت ميباشد اما به طور متوسط الگوي خواب مورد نياز به اين شرح است.:(۲)
۱۵- ۱۰ روز = ۱۶ ساعت ۱۳ – ۱۰ سال = ۱۰ ساعت
۵ – ۳ ماه = ۱۴ ساعت ۱۸ – ۱۴ سال = ۵:۸ ساعت
۲۳- ۶ ماه = ۱۳ ساعت ۳۰ – ۱۹ سال = ۷۵:۷ ساعت
۳ – ۲ سال = ۱۲ ساعت ۴۵ – ۳۳ سال = ۷ ساعت
۵ – ۳ سال = ۱۱ ساعت ۹۰ – ۵۰ سال = ۷۵:۵ تا ۶ ساعت
۹ – ۵ سال = ۵:۱۰ ساعت

۲٫ بهترين زمان خواب:بهترين زمان براي خواب، شب ميباشد. خداوند متعال روز را براي فعاليت و شب را براي استراحت قرار داده است. هر ساعت خواب شب به نسبت روز، داراي ارزش بيشتري ميباشد به خاطر سكوت شب، تاريكي طبيعي آن،‌ كم شدن محرك هاي مزاحم و…. . بنابراين حتماً سعي كنيد فرزندانتان و همچنين خودتان خواب شب را از دست ندهيد.

۳٫ برنامه ريزيانسان ميتواند به بسياري از امور عادت كند. بيداري شب هنگام فرزندان شما اگر هميشگي باشد، به احتمال زياد به علت عادت به اين مسئله است و اگر بخواهيد فرزندانتان از رشد سالمي برخوردار باشند، لازم است براي خواب آنها برنامهريزي داشته باشيد. اگر فرزندانتان روزها به مقدار لازم فعاليت داشته باشند، (فعاليت خود يكي از ضروريات براي رشد بهنجار كودكان ميباشد) و در روز نخوابند، حتماً شب به موقع خواهند خوابيد. بهترين ساعت براي خواب بچهها در شب ساعت ۵:۹ تا ۱۰ ميباشد و بستگي به سن آنها كه مقدار لازم آن ذكر شد بايد بخوابند. در ابتدا عادت به آن چه گفته شد براي بچهها مشكل ميباشد ولي اگر پيگير باشيد ميتوانيد الگوي خوبي از خواب به آنها ارائه دهيد كه مسلماً در رشد هنجار آنها هم تأثير خواهد گذاشت.

۴٫ بهداشت خوابنكاتي كه تحت اين عنوان مطرح ميشود مربوط به همة افراد (بزرگ و كوچك) ميباشد و براي تنظيم خواب بچههاي شما هم مفيد ميباشد.
ـ رختخواب محل تماشاي تلويزيون و… نيست. از رختخواب، تنها موقع خواب استفاده كنيد.
ـ هميشه و حتي روزهاي تعطيل نيز در ساعت معيني بخوابيد.
ـ از چرت زدن در طول روز به ويژه اول شب خودداري كنيد.
ـ از ساعت ۴ بعدازظهر به بعد از مصرف كافئين (شكلات، كولا، چاي و قهوه) سيگار و موادي كه باعث بيخوابي ميشوند خودداري كنيد.
ـ با شكم گرسنه به رختخواب نرويد و بلافاصله پيش از خواب نيز غذاي سنگين نخوريد.
ـ سعي كنيد هميشه هواي تازه در اتاق جريان داشته باشد.
ـ از خواب در محلهاي پر سروصدا يا در معرض بوهاي تند و روشنايي زياد اجتناب كنيد.
بنابراين: (۳)خواب يك نياز طبيعي است و شب بهترين زمان پاسخ به اين نياز است. خواب خوب نياز به برنامه ريزي و توجه دارد و اگر رعايت شود هم زمينة رشد بهنجار فرزندان و بهرهگيري كامل خودتان از خواب فراهم ميشود و هم مسئلهاي كه مطرح كرده بوديد، تا حدودي حل ميشود.

ب) رعايت مسائل تربيتي نكتة ديگري كه در ارتباط با نامة ‌شما قابل ذكر است، اينكه اگر بخواهيد مسائل تربيتي را به درستي رعايت كرده باشيد، لازم است محل خواب شما و بچهها جدا باشد. يعني بهترين وضعيت اين است كه پدر و مادر و فرزندان براي خواب اتاق هاي جدا داشته باشند. (اميدواريم خداوند متعال مشكل مسكن همه را حل نمايد خصوصاً آنهايي كه هيچ سرپناهي ندارند.) ولي در شرائط موجود با كمي توجه و رعايت، خوابيدن كنار هم مشكلي ندارد، اما براي اعمال زناشويي حتي هنگام خواب بچهها، سعي كنيد تا حد ممكن مسائل را رعايت كنيد. مثلاً در صورت امكان استفاده از محيط آشپزخانه با تهية كف پوش براي آن و يا دو قسمت كردن سالن و لو با استفاده از يك پرده كه ميتواند پرده ثابت نباشد. بلكه فقط مواقع خواب آن را نصب نماييد و… رعايت اين نكات شايد كمي مشكل باشد و يا براي بعضي عجيب به نظر برسد، ولي تأثير بسيار زيادي در سرنوشت (انحراف و هدايت) بچهها دارد. اميدوارم در ساية كار و تلاش و عنايت خداوند متعال پيشرفت هاي روز افزون در زندگي داشته باشيد و در ساية صبر، تدبير، ظرافت و كمك از ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ فرزندان صالحي تربيت نماييد. موفق باشيد.

 

پاورقی:

  1. فصلنامة صباح شمارة ۱۹، مقالة‌نشاط در خانواده نشر مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزة علميه. ص ۱۱۵٫
    ۲٫ جمعي از مؤلفان، روانشناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، نشر دفتر همكاري حوزه و دانشگاه تهران، ۱۳۷۴٫ ج ۱، ص ۳۱۶٫
    ۳٫ درمان قدم به قدم اختلالات روان پزشكي، ص ۱۰۶٫
اصول و راههاي تربيت فرزند از نگاه امامان و بزرگان دين چيست؟

اصول و راههاي تربيت فرزند از نگاه امامان و بزرگان دين چيست؟

پاسخ:

بر اساس آيات و روايات اسلامى، سرپرست خانواده، اعم از پدرو مادر نسبت به تربيت دينى فرزندان خود مسؤوليت سنگينى دارند. خداى متعال خطاب به مؤمنان از پيامدهاى اخروى اين مساله خبر داده وبه آنان هشدار مى دهد: [اى کسانى که ايمان آورده ايد، خود و خانواده خويش را از آتشى که هيزم آن انسان ها و سنگ ها است، نگهداريد.] (۱)

نگه دارى خويشتن از طريق ترک معاصى و تسليم نشدن در برابر شهوات سرکش ميسور است. نگه دارى خانواده نيز به وسيله تعليم و تربيت درست و فراهم ساختن محيط پاک و به دور از هرگونه آلودگى فکرى و عملى حاصل مى شود؛(۲) به گونه اي كه آن ها را به آنچه خدا دستور داده امر و از آنچه نهى کرده باز داريد.

انجام اين مهم با استفاده از شيوه هاى جديد تربيتى و توجه دقيق والدين به تربيت دينى فرزندان در محيط خانه و سرمايه گذارى لازم در اين زمينه، آثار مهم تربيتى از لحاظ فردى و اجتماعى بر کودک و اطرافيان او به

جاي خواهد گذاشت .مثلا كودكي كه با خدا آشناست تكيه گاه محكمي خواهد داشت وباهمين تكيه گاه،در برابر مشكلات استقامت مي كند. بركت تربيت ديني كودك به والدين نيز مي رسد .به گونه اي كه كودك تربيت شده ديني ،با والدين خود خوب رفتار كرده؛وبا سخنان زيبا و پرمحتوايي كه برزبان جاري مي سازد سبب افتخار والدين خود مي باشد. يكسري از مطالب كه به شما در اين امر ياري مي رساند عبارتند از:

الف- سن مناسب براي تربيت ديني

بهترين زمان براي اين امر ،دوران نو نهالي است ؛كه در آن فطرت خدا جويي فرد دست نخورده است.

۱-نخستين آموزش ها پس از تولد (البته به صورت غير مستقيم )با گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ نوزاد،با القاي آموزه هاي توحيد ،نبوت ،امامت و…شروع مي شود.

۲-آموزش مستقيم ارزش هاي ديني از دو سالگي آغاز مي شود ؛زيرا حس مذهبي در كودك از اين سن آغاز مي شود.د رابتدا و به مرور صلوات برمحمد وآل محمد ،لا اله الا الله ،حب نبي صلي ا…عليه و اله ،حب اهل بيت عليهم السلام ،تلاوت قرآن و خوبي و بدي ،وضو ،نماز،محرم و نامحرم و… را به كودك بياموزيد.

ب-نقش زمان و مكان در تربيت ديني

بهتر ين زمان القاي آموزه هاي ديني،زمان شادابي كو دك است . توجه داشته باشيد كه القاي ارزش ها در هنگام خواب آلودگي ،و اضطراب كودك ،نه تنها تثبيتي به دنبال نخواهد داشت بلكه ممكن است مقاومت رواني كودك را نيز در پي داشته باشد .

۱-از زمان شادابي كودك (زماني كه به او هديه اي مي دهيد ؛به مسافرت ،پارك ،دريا،جنگل،كوه ،سينماو…)براي آموزش وي استفاده نماييد؛زيرا موقعيت هاي زماني و مكاني خوب ،باعث مي شود كه كو دك بدون كمترين مقاومت رواني ،پذيراي ارزش هاي ديني باشد.

۲-سعي كنيد آموزش ارزش ها با مو قعيت هاي گوناگون تناسب داشته باشد؛براي مثال از زمان هديه دادن براي آموزش شكر و از زمان حضور در جنگل و دريا براي آموزش قدرت و عظمت خداوند استفاده نماييد.

ج-راه كارهاي تثبيت آموزه هاي ديني در كودكان

۱- تداوم والدين در عمل به آموزه هاي ديني

۲- تهيه امكانات :امكانات جذابي چون سجاده زيبا ،تسبيح ،چادر ، مقنعه ،قبله نما و…عامل تشويقي موثري در تثبيت آموزه هاي ديني در كو دكان است .

۳- تمرين :امروزه تمرين در صنعت ،هنر ،ورزش و…نقش بسزايي ايفا مي كند كه عبادت و ارزش هاي ديني از اين مقوله مستثنا نيست .

بيدار كردن كودك در سحر ماه مبارك رمضان ،اعطاي صدقه از طريق وبا دست كو دكان و …نمونه هايي از اين تمرينات هستند.

۴-حضور در محافل مذهبي:شركت در محافل مذهبي ايام رمضان ،محرم و صفر،دعاي كميل ،دعاي ندبه و…سبب تثبيت آموزه هاي ديني مي شود.

۵-ارتباط با افراد و خانواده هاي متدين و مذهبي

۶-الگو دهي مناسب كه خود بهترين آموزش است .

۷-تشويق و تحسين ، به شرط آنكه حالت مزد و پاداش به خود نگيرد. براي اين كار بهتر است تشويق ها يشما اعم از مادي و معنوي (بوسيدن ،نوازش،توجه ،نگاه محبت آميز و …)باشد .سعي كنيد تشويق هاي مادي شما به صورت نامنظم باشد تا سبب تاجرانه شدن عبادت آنان نشود.

۸-آموزش ارزش هاي ديني را با خاطره خوش براي كو دكان همراه سازيد و از دادو فرياد و… در اين زميته بپرهيزيد.

۹- به دليل عدم مقاومت رواني زياد كو دكان القاي ارزش هاي ديني ،تا حدود ۶ سالگي به طور مستقيم ،ممكن است ؛اما بهتر است كه از اين سن به بعد از روش هاي غير مستقيم مثل(داستان ،شعر ،شرح حال بزرگان ،فيلم ،كارتون و نمايشنامه ) استفاده كنيد .

در پايان لازم است كه بدانيد ارتباط كلامي ووضعيت ظاهري مناسب ،خوش خلقي و حوصله شما در تربيت و آموزش ارزش هاي ديني بسيار ضرورت دارد.

 

پا ورقي

——————————————-

۱-تحريم: ۶

۲-ناصر مکارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج ۲۴، ص ۲۸۶; آيه ((يَا اَيُّها الّذينَ آمنَوا قُوا اَنفُسکم و اَهليکم ناراً وَقُودها النّاسُ و الحِجارة))

===============================================

 

در مورد تربيت فرزند به منابع زير مراجعه نماييد:

۱- تربيت کودک، ابراهيم اميني

۲- راه تربيت، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۳- آشنايي با تعليم و تربيت اسلامي، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۴- روانشناسي و تربيت کودکان و نوجوانان، دکتر غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۵- تربيت طبيعي در مقابل تربيت عاريه اي، عبدالعظيم کريمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۶- والدين و مربيان مسؤول، رضا فرهاديان، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم

۷- خانواده و دشواري هاي رفتاري کودکان، دکتر علي قائمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۸- مجموعه كتاب هاي خانواده، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۹- پرورش مذهبي كودكان، دكتر علي قائمي

۱۰- آزادي كودك و حدود آن، دكتر علي قائمي

۱۱- اصول و روشهاي تربيت در اسلام ، احمدي ،سيد احمد ، تهران : انتشارات انجمن اولياء و مربيان ، ۱۳۷۳

۱۲- اسلام و تعليم و تربيت ،حجتي ، سيد محمد باقر ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،۱۳۶۸

۱۳- گفتارهائي پيرامون اثرات پنهان تربيت آسيب زا ،كريمي ، عبدالعظيم ، تهران : انتشارات انجمن اولياء و مربيان ، ۱۳۷۳

۱۴- با تربيت مكتبي آشنا شويم ، مظلومي، رجبعلي ، تهران : انتشارات امير كبير، ۱۳۶۶

۱۵-جايگاه پرورش حسِ ديني در تربيت كودكان نويسنده : محمد قمي فر

اگر فرزندانم بپرسند كه خداوند چه شكلي است، چگونه پاسخ در خور فهم آن‌ها بيان كنم؟ با مثال توضيح دهيد.

اگر فرزندانم بپرسند كه خداوند چه شكلي است، چگونه پاسخ در خور فهم آن‌ها بيان كنم؟ با مثال توضيح دهيد.

پاسخ:

سؤال بسيار مهمي را مطرح كرده‌ايد. بسياري از پدر و مادرها نمي‌دانند كه چگونه پاسخ اين گونه سؤال‌هاي فرزندانشان را بدهند. لذا يا به آن اعتنا نمي‌كنند و يا به گونه‌اي پاسخ مي‌دهند كه اصلاً براي كودك قابل فهم نيست. از نظر اسلام، آموزش مسايل ديني به كودكان يكي از وظايف اصلي والدين است، اما نكته‌اي را كه بايد توجه داشته باشند اين است كه: سنّ كودك را بايد در نظر بگيرند. تحقيقات روان‌شناسان نشان داده است كه رشد شناختي كودكان مراحل مختلفي را پشت سر مي‌گذارد. كودكان در حدود ۲ تا ۵ سالگي همه چيز را جاندار و مادي مي‌دانند. مثلاً وقتي از روي صندلي به زمين مي‌افتد و بدنش درد مي‌كند، صندلي را مي‌زند، فكر مي‌كند كه او هم جان دارد. از سوي ديگر همه چيز را مادي مي‌داند، فكر مي‌كند كه خدا نيز شبيه انسان است. دست و پا دارد و غذا مي‌خورد. اگر كار خوب انجام دهيم، خوشحال مي‌شود و اگر كار بد انجام دهيم، خداوند از ما ناراحت مي‌شود. برداشت كودكان از خدا اين است كه خدا را مانند يك پدر بزرگ مهربان مي‌دانند. اما به مرور زمان و بعد از آن كه كودكان با مفاهيم انتزاعي آشنا شدند و توانستند درك انتزاعي پيدا كنند، تا حدودي مي‌توانند مفهوم خدا را درك كنند. درك ما نيز از خداوند كامل نيست. ما فقط به اندازة دانش و آگاهي مان مي‌توانيم خدا را درك كنيم.
با توجه به اين مقدمه، وقتي كودكان در مورد خدا سؤال مي‌كنند، ما بايد به گونه‌اي پاسخ دهيم كه براي آن‌ها قابل فهم باشد. به عنوان مثال وقتي يك كودك چهار ساله در مورد خدا سؤال مي‌كند، هيچ اشكالي ندارد كه ما الفاظ و عبارات معمولي به كار برده و تصويري از خدا ارائه بدهيم كه برايش قابل فهم باشد. مثلاً بگوييم خداوند همة بچه‌هاي خوب را دوست دارد همان گونه كه پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه‌هاي خوب را دوست دارند. اگر پرسيد، خدا كجاست؟ مي‌گوييم در آسمان‌ها، پشت ابر، نزديك خورشيد. توجه داشته باشيد كه ما نمي‌گوييم خدا مثل پدر بزرگ شماست، يعني خود خدا را به شكل پدر بزرگ تشبيه نمي‌كنيم، بلكه رفتار و مهرباني او را به رفتار پدربزرگ تشبيه مي‌كنيم.
مثال‌هايي كه مي‌زنيم بايد توجه داشته باشيم كه تصوير منفي از خدا ارائه نكنيم. گفتن اين كه خدا انسان را در جهنم مي‌سوزاند، خدا انسان را مي‌كُشد، يا ازما قهر مي‌كند و ناراحت مي‌شود، خدا فلاني را مريض كرده است، اگر كسي معيوب است يا از نظر شكل ظاهري زيبا نيست، بگوييم خدا اين طوري كرده است، همه اين جملات نوعي تصوير منفي و خشن از خدا ارائه مي‌دهد. اين باعث مي‌شود كودك خدا را يك موجود تنبيه كننده بداند، از اين گونه مثال‌ها بايد جداً پرهيز كرد. به جاي آن بايد چيزهايي گفته شود كه كودك تصوير مثبت از خدا پيدا كند، اگر ديديم سؤال كودك به گونه‌اي است كه با ارايه مثال قابل پاسخ نيست، يا بلد نبوديم مثالي ارائه دهيم، فوراً از خود وي مي‌پرسيم، شما چه فكر مي‌كنيد؟ كودك برداشت خود را مي‌گويد. معمولاً كودكان يك برداشتي از خدا دارند. زيرا گرايش به خدا در انسان فطري است. وقتي پاسخ كودك را شنيديم، آن را تكميل مي‌كنيم. اگر مثال و تشبيه ديگري به ذهن ما رسيد، ما نبايد گفته‌هاي كودك را رد كنيم و بگوييم درست نيست، بلكه خوب است كودك را تشويق نموده و بگوييم، بعضي كودكان ديگر، يا مثلاً فلان دوست شما دربارة خدا اين طوري مي‌گفت. نحوة برخورد و لحن سخنان ما بسيار مهم است. اگر با لبخند و تبسّم و جملات محبت آميز با كودك برخورد نموده و سؤال او را پاسخ دهيم، قطعاً مفيدتر است.

منبع:نرم افزار پاسخ

 

اينجانب مادر سه فرزند و مدير مدرسة دخترانه در سطح راهنمايي مي‌باشم مي‌خواستم توضيح دهيد براي تربيت فرزندان و دانش‌آموزان مدرسه چه راهكارهايي مناسب است؟

اينجانب مادر سه فرزند و مدير مدرسة دخترانه در سطح راهنمايي مي‌باشم مي‌خواستم توضيح دهيد براي تربيت فرزندان و دانش‌آموزان مدرسه چه راهكارهايي مناسب است؟

پاسخ:

ضمن تشكّر از شما خواهر گرامي كه به عنوان يك مادر و مربّي، دغدغة تربيت فرزندان و دانش آموزان خود را داريد. خداوند به شما توفيق دهد كه بتوانيد در اين زمينه به موفّقيت‌هاي چشم‌گيري دست يافته و وظيفه و مسئوليت خود را به خوبي انجام دهيد. به يقين تعليم و تربيت باارزش‌ترين و مهم‌ترين وظيفة پدران و مادران و نهادهاي تربيتي است. اساساً هدف از بعثت انبياء نيز تعليم و تربيت انسان‌ها بوده است. با اين وجود يكي از كاستي‌ها و نقايص در نظام تربيتي ما عدم توجّه به برنامه ها و شيوه هاي كارآمد تربيتي است. امروزه در دنياي علم، تحقيقات وسيعي صورت مي‌گيرد تا زمينه‌هاي تعليم وتربيت مؤثر فراهم شود و در سايه تعليم و تربيت انسانهاي سالم، صالح و موفق به جامعه وارد شوند. آن چه كه در زير مي آيد كلياتي درباره اصول تربيتي كودكان است كه البته تحقيق و پيگيري اين اصول مي تواند روش ها و راهكارهاي تربيتي را برايتان به ارمغان آورد.

الف) توجه به ويژگي هاي مراحل رشد كودكاندر تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان توجّه به ويژگي‌هاي سنّي كودكان لازم و ضروري است. بر اساس برخي مطالعات انجام شده در رشد آدمي، شش مرحله به شرح زير در نظر گرفته شده است:
۱٫ دورة طفوليت از تولّد تا هيجده ماهگي.
۲٫ دورة كودكي اول، از دو تا چهار سالگي.
۳٫ دورة كودكي دوم، از چهار تا هفت سالگي.
۴٫ دورة كودكي سوم، از هفت تا دوازده سالگي.
۵٫ دورة نوجواني، از دوازده تا شانزده سالگي.
۶٫ دورة جواني، از شانزده تا بيست سالگي.(۱)
بر اساس اين تحقيقات توانايي‌هاي شناختي كودكان در دوره‌هاي مختلف متفاوت است، از اين رو در تعليم و تربيت كودكان بايد به توانايي‌ها و ويژگي سنّي كودكان توجّه نمود.

ب) متناسب بودن مواد آموزشي با ويژگي هاي سني كودكانمواد آموزش و برنامة تربيت كودكان بايد با ميزان رشد شناختي كودك، هماهنگ باشد. روان شناسان معتقدند تدريس در سال‌هاي اولية تحصيل بايد متكّي و مبتني بر محسوسات كودكان باشد، بدين معنا كه والدين و مربيان بايد دروس و موضوعات آموزشي و تربيتي خود را محسوس و عملي سازد و از طرح مطالب انتزاعي و استدلال‌هاي خشك و غير ملموس دوري كند، به عنوان مثال: در اين سن اگر به كودك گفته شود، «كارهاي خوب انجام بده» يا به خاطر انجام يك رفتار نادرست از او انتقاد گردد، با توجّه به اينكه كودك معناي خوب و بد و درست و نادرست را نمي‌فهمد، گفتن اين جملات براي او نامفهوم است. در اين سن بايد به صورت عملي، كارهاي خوب را به كودكان آموزش دهيم. امّا در مقطع راهنمايي كه مقدمات تفكّر انتزاعي فراهم شده، بايد دانش آموز را كمك كرد تا بدون توسّل به پديده‌هاي محسوس نيز مسائل منطقي را حل كند.

ج) آموزش مهارت هاي زندگي به كودكانبرنامه‌هاي آموزشي و تربيتي كودكان بايد در راستاي واقعيت‌هاي زندگي باشد، به اين معنا كه مطالب درسي با مظاهر زندگي و اشياي موجود در محيط خاصّ كودك مرتبط باشد.
توجه به اين نكته مهم است كه حفظ كردن موضوعات به تنهايي، دليل بر فهم محتواي دروس نيست، بلكه مهم ادراك آن و فراگيري طرز استفاده از آن مي‌باشد. به تعبير ديگر در برنامه‌هاي آموزشي بايد يك سري اهداف رفتاري در نظر گرفته شود. البته از توانايي حافظه نيز در دبستان بايد به نحو مطلوب استفاده كرد. حفظ آيات، احاديث و اشعار و حتّي جملاتي كه داراي محتواي آموزشي و تربيتي است، در برنامه‌ها لحاظ شود. آموزش اين موضوعات از سويي به تقويت حافظه كودك كمك مي‌كند، و از سوي ديگر، زمينه‌اي را فراهم مي‌كند كه كودك با موضوعات تربيتي و اخلاقي آشنا شود.

د) توجه به تفاوت هاي فردي كودكاناز لحاظ روانشناسي، استعداد كودكان متفاوت است. از اين رو تحميل يك برنامة ثابت براي همة دانش آموزان و انتظار يكسان از همه اشتباه است. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه همة فرزندان ما از نظر اخلاق، توانايي ذهني و شناختي مثل هم باشند. بنابراين در برنامه‌هاي تربيتي علاوه بر معيارهاي سنّي به توانايي‌هاي فردي كودكان نيز بايد توجّه نمود. در كلاس از آنجا كه جداسازي و لحاظ برنامه‌هاي متفاوت امكان ندارد، بايد در تهية برنامة آموزشي حدّ متوسط دانش آموزان را از نظر استعداد مدّ نظر قرار داد.

ه‍ ) رعايت اختصار در برنامه هاي آموزشي و تربيتياز آنجا كه در اين سنين، متمركز نمودن فعاليت‌هاي ذهني براي مدّت طولاني دشوار است، بايد محتواي دروس و برنامه‌هاي آموزشي تا حدّ امكان به اختصار تهيه شود. معلّم بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي كند كه در جلسة درسي حدود يك سوم جلسه، به بيان محتواي دروس پرداخته شود، امّا باقيماندة وقت را به پرسش و پاسخ، حلّ تمرين‌ها و نيز استفاده از مسابقه، داستان، فيلم و … كه در عين ارتباط با محتواي دروس از تنوّع بيشتري برخوردارند، بپردازد.

و) توجه به ارضاي صحيح نيازهاي عاطفي كودكانيكي از مسائل مهم در تربيت كودكان، توجّه به نيازهاي عاطفي آنان است، اگر رابطة مادر و فرزند يا مربي و دانش آموز يك رابطه عاطفي و صميمي باشد و به كودك احترام گذاشته شود اعتماد كودك بيشتر شده و از نظر اخلاقي و تربيتي رشد بهتري خواهد داشت. روان شناسان توصيه مي‌كنند كه معلّمان و والدين بايد نيازهاي عاطفي و رواني كودكان را برآورده كنند. در واقع زماني شاگردان يك كلاس و فرزندان يك خانواده آمادة زندگي اجتماعي مي‌شوند كه از نظر تأمين نيازهاي زيستي عاطفي در خانواده مشكلي نداشته باشند. تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از انحرافات اخلاقي نوجوانان مانند اعتياد، خانه گريزي، روابط جنسي نامشروع و … به خاطر برآورده نشدن نيازهاي عاطفي فرزندان در خانواده است.

 

پاورقی:

  1. شكوهي، غلامحسين، تعليم وتربيت و مراحل آن، مشهد، آستان قدس رضوي، ص ۱۸۳٫ اينجانب مادر سه فرزند و مدير مدرسة دخترانه در سطح راهنمايي مي‌باشم مي‌خواستم توضيح دهيد براي تربيت فرزندان و دانش‌آموزان مدرسه چه راهكارهايي مناسب است؟

پاسخ:

ضمن تشكّر از شما خواهر گرامي كه به عنوان يك مادر و مربّي، دغدغة تربيت فرزندان و دانش آموزان خود را داريد. خداوند به شما توفيق دهد كه بتوانيد در اين زمينه به موفّقيت‌هاي چشم‌گيري دست يافته و وظيفه و مسئوليت خود را به خوبي انجام دهيد. به يقين تعليم و تربيت باارزش‌ترين و مهم‌ترين وظيفة پدران و مادران و نهادهاي تربيتي است. اساساً هدف از بعثت انبياء نيز تعليم و تربيت انسان‌ها بوده است. با اين وجود يكي از كاستي‌ها و نقايص در نظام تربيتي ما عدم توجّه به برنامه ها و شيوه هاي كارآمد تربيتي است. امروزه در دنياي علم، تحقيقات وسيعي صورت مي‌گيرد تا زمينه‌هاي تعليم وتربيت مؤثر فراهم شود و در سايه تعليم و تربيت انسانهاي سالم، صالح و موفق به جامعه وارد شوند. آن چه كه در زير مي آيد كلياتي درباره اصول تربيتي كودكان است كه البته تحقيق و پيگيري اين اصول مي تواند روش ها و راهكارهاي تربيتي را برايتان به ارمغان آورد.

الف) توجه به ويژگي هاي مراحل رشد كودكاندر تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان توجّه به ويژگي‌هاي سنّي كودكان لازم و ضروري است. بر اساس برخي مطالعات انجام شده در رشد آدمي، شش مرحله به شرح زير در نظر گرفته شده است:
۱٫ دورة طفوليت از تولّد تا هيجده ماهگي.
۲٫ دورة كودكي اول، از دو تا چهار سالگي.
۳٫ دورة كودكي دوم، از چهار تا هفت سالگي.
۴٫ دورة كودكي سوم، از هفت تا دوازده سالگي.
۵٫ دورة نوجواني، از دوازده تا شانزده سالگي.
۶٫ دورة جواني، از شانزده تا بيست سالگي.(۱)
بر اساس اين تحقيقات توانايي‌هاي شناختي كودكان در دوره‌هاي مختلف متفاوت است، از اين رو در تعليم و تربيت كودكان بايد به توانايي‌ها و ويژگي سنّي كودكان توجّه نمود.

ب) متناسب بودن مواد آموزشي با ويژگي هاي سني كودكانمواد آموزش و برنامة تربيت كودكان بايد با ميزان رشد شناختي كودك، هماهنگ باشد. روان شناسان معتقدند تدريس در سال‌هاي اولية تحصيل بايد متكّي و مبتني بر محسوسات كودكان باشد، بدين معنا كه والدين و مربيان بايد دروس و موضوعات آموزشي و تربيتي خود را محسوس و عملي سازد و از طرح مطالب انتزاعي و استدلال‌هاي خشك و غير ملموس دوري كند، به عنوان مثال: در اين سن اگر به كودك گفته شود، «كارهاي خوب انجام بده» يا به خاطر انجام يك رفتار نادرست از او انتقاد گردد، با توجّه به اينكه كودك معناي خوب و بد و درست و نادرست را نمي‌فهمد، گفتن اين جملات براي او نامفهوم است. در اين سن بايد به صورت عملي، كارهاي خوب را به كودكان آموزش دهيم. امّا در مقطع راهنمايي كه مقدمات تفكّر انتزاعي فراهم شده، بايد دانش آموز را كمك كرد تا بدون توسّل به پديده‌هاي محسوس نيز مسائل منطقي را حل كند.

ج) آموزش مهارت هاي زندگي به كودكانبرنامه‌هاي آموزشي و تربيتي كودكان بايد در راستاي واقعيت‌هاي زندگي باشد، به اين معنا كه مطالب درسي با مظاهر زندگي و اشياي موجود در محيط خاصّ كودك مرتبط باشد.
توجه به اين نكته مهم است كه حفظ كردن موضوعات به تنهايي، دليل بر فهم محتواي دروس نيست، بلكه مهم ادراك آن و فراگيري طرز استفاده از آن مي‌باشد. به تعبير ديگر در برنامه‌هاي آموزشي بايد يك سري اهداف رفتاري در نظر گرفته شود. البته از توانايي حافظه نيز در دبستان بايد به نحو مطلوب استفاده كرد. حفظ آيات، احاديث و اشعار و حتّي جملاتي كه داراي محتواي آموزشي و تربيتي است، در برنامه‌ها لحاظ شود. آموزش اين موضوعات از سويي به تقويت حافظه كودك كمك مي‌كند، و از سوي ديگر، زمينه‌اي را فراهم مي‌كند كه كودك با موضوعات تربيتي و اخلاقي آشنا شود.

د) توجه به تفاوت هاي فردي كودكاناز لحاظ روانشناسي، استعداد كودكان متفاوت است. از اين رو تحميل يك برنامة ثابت براي همة دانش آموزان و انتظار يكسان از همه اشتباه است. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه همة فرزندان ما از نظر اخلاق، توانايي ذهني و شناختي مثل هم باشند. بنابراين در برنامه‌هاي تربيتي علاوه بر معيارهاي سنّي به توانايي‌هاي فردي كودكان نيز بايد توجّه نمود. در كلاس از آنجا كه جداسازي و لحاظ برنامه‌هاي متفاوت امكان ندارد، بايد در تهية برنامة آموزشي حدّ متوسط دانش آموزان را از نظر استعداد مدّ نظر قرار داد.

ه‍ ) رعايت اختصار در برنامه هاي آموزشي و تربيتياز آنجا كه در اين سنين، متمركز نمودن فعاليت‌هاي ذهني براي مدّت طولاني دشوار است، بايد محتواي دروس و برنامه‌هاي آموزشي تا حدّ امكان به اختصار تهيه شود. معلّم بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي كند كه در جلسة درسي حدود يك سوم جلسه، به بيان محتواي دروس پرداخته شود، امّا باقيماندة وقت را به پرسش و پاسخ، حلّ تمرين‌ها و نيز استفاده از مسابقه، داستان، فيلم و … كه در عين ارتباط با محتواي دروس از تنوّع بيشتري برخوردارند، بپردازد.

و) توجه به ارضاي صحيح نيازهاي عاطفي كودكانيكي از مسائل مهم در تربيت كودكان، توجّه به نيازهاي عاطفي آنان است، اگر رابطة مادر و فرزند يا مربي و دانش آموز يك رابطه عاطفي و صميمي باشد و به كودك احترام گذاشته شود اعتماد كودك بيشتر شده و از نظر اخلاقي و تربيتي رشد بهتري خواهد داشت. روان شناسان توصيه مي‌كنند كه معلّمان و والدين بايد نيازهاي عاطفي و رواني كودكان را برآورده كنند. در واقع زماني شاگردان يك كلاس و فرزندان يك خانواده آمادة زندگي اجتماعي مي‌شوند كه از نظر تأمين نيازهاي زيستي عاطفي در خانواده مشكلي نداشته باشند. تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از انحرافات اخلاقي نوجوانان مانند اعتياد، خانه گريزي، روابط جنسي نامشروع و … به خاطر برآورده نشدن نيازهاي عاطفي فرزندان در خانواده است.

 

پاورقی:

  1. شكوهي، غلامحسين، تعليم وتربيت و مراحل آن، مشهد، آستان قدس رضوي، ص ۱۸۳٫

 

براي اينكه جوانان را از كشش به ماهواره مانع شد، چه بايد كرد؟

براي اينكه جوانان را از كشش به ماهواره مانع شد، چه بايد كرد؟

پاسخ:

ظاهراً منظور شما از ماهواره استفاده از شبكه هاي تلويزيوني مبتذل با فيلم ها و شوهاي غير اخلاقي است و الا خود ماهواره مانند اينترنت و تلويزيون و … صرفاً ابزار است و آنچه اهميت دارد، محتواي پيامي است كه منتقل مي شود. هر چند شبكه هاي ماهواره هم مي توانند داراي برنامه هاي علمي و مفيد باشند امّا بد نيست كه بدانيم متاسفانه ۹۰درصد، جوانان و كاربران اينترنتي از پايگاه هاي مبتذل آن استفاده مي نمايند در حالي كه سهم اين پايگاه هاي مبتذل و غير اخلاقي از كل پايگاه هاي اينترنت، ۱۰درصد مي باشد.(۱)
جهان امروز جهان تصوير است و عمده ترين مصداق تصوير، سينما و فيلم هاي سينمايي و از جمله شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي است. امروز نه تنها «قدرت ها» از عنصر تصوير بالاترين استفاده را مي نمايند بلكه ذهنيت مخاطبان را هم جهت دهي مي كنند. ما در شبانه روز بين۷۸ درصد تا ۷۹ درصد اطلاعات دريافتي را از طريق چشم به دست مي آوريم و طي تحقيقاتي كه طي ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته صورت گرفته، انسان با نيمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودي مي كند و اين اطلاعات، بزرگترين و عميق ترين تأثيرات را روي شخصيت انسان مي گذارد و تصوير و فيلم كارآمدترين ابزار براي انتقال پيام و پي ريزي افكار و تمايلات و خواسته هاي مخاطبان، مي باشد.چرا كه هر تصوير معادل ۱۰۰۰ كلمه، تأثير گذار است.(۲)
سردمداران جهان امروزه مهمترين كارشان اين است كه مباني نظري و فكري خود را به زبان تصوير ترجمه مي كنند و هاليوود ـ مركز فيلم سازي امريكا ـ سالانه ۷۰۰ فيلم توليد مي كند كه نزديك به ۷۸ درصد سينماها و تلويزيون هاي جهان را تغذيه مي نمايد.(۳) ومهمتر آنكه ۸۲ درصد سهام كمپاني هاي هاليوودي، از آن صهيونيست هاست.(۴)غير از اين، هزاران فيلم ـ غير حرفه اي و تجاري ـ با محتواي سكس (sex) و مبتذل و … ساخته مي شود كه شبانه روز برنامه هاي شبكه هاي ماهواره اي را پر مي نمايند. راديو BBC مي گويد: «چنين به نظر مي رسد كه تلويزيون ماهواره اي در ايران در ضربه زدن به مظاهر اسلام سياسي از همة گروههاي مخالف قدرت بيشتري دارد. ماهواره پديده اي است كه در برابر ارزش هاي اسلامي قد علم كرده است».(۵) و نيز راديو امريكا با توجه به تأثيرات مخرّب و اغوا كنندة شبكه هاي مبتذل ماهواره اي بر جوانان و انحرافات جنسي و اجتماعي آنان مي گويد: «اگر سياست مهار مضاعف كلينتون نتواند ايران انقلابي را به زانو در آورد، شايد برنامه هاي رقص و آواز MTV و شبكه تلويزيوني ماهواره اي امريكا به اين كار موفق شود».(۶) آري اين بود اعتراف صاحبان اين بمب هاي جنسي كه بدون نياز به لشكركشي مي توانند، سرزميني را فتح نمايند و جوانان آنان را گرفتار شهوت راني و هوا پرستي و بي خبري از خود و سرنوشت جامعة خود، نمايند. اين نمونه اي از خطراتي بود كه شبكه هاي ماهواره اي جوانان ما را تهديد مي كنند و شما خودتان بدان واقف هستيد و ذكر شمايي از آن، به جهت تأييد حركت شما بود.
در ادامه برخي نكات لازم و حساس را براي برخورد و مواجهه با جواناني كه گرفتار اين شبكه هاي شيطاني شده اند، ارائه مي نمائيم.
۱٫«مخاطب شناسي» اولين گام است، مرد يا زن بودن شخصي كه مبتلا به اين گونه شبكه هاي مبتذل است، مجرد يا متأهل بودن، محدودة سن او و … همه در ارائه يك مشاوره و راهنمائي متناسب، بسيار كارساز است به طور مثال اگر مرد جواني كه متأهل مي باشد گرفتار اين مسأله شده باشد، يكي از اصول كمك به او بعد از اعطاي بينش اين است كه به شكل خانواده درماني اين مشكل حل شود. و نيز، شرايط مخاطب از لحاظ اينكه به چه ميزان از برنامه هاي ماهواره اي، استفاده مي كند، اگر به حدِ «اعتياد» رسيده باشد، خود روش جدا و نسخه اي ظريف تر، بايد تدارك ديده و خلاصه آنكه شما بايد در ابتداي امر مخاطب خود را بشناسيد تا بتوانيد به او كمكي كرده باشيد.
۲٫ اگر اين رفتار (نگاه به شبكه هاي غير مجاز) به حد اعتياد نرسيده باشد، شايد از روي طغيان غريزه جنسي باشد، لذا شما در ضمن احترام به او و به رسميت شناختن، ميل جنسي او بايد راه صحيح ارضاي اين ميل را به او نشان دهيد، نه اينكه صورت مسأله را پاك نمائيد.
۳٫ براي تأثير و نفوذ كلام تشخيص راهنما بايد، شروع ارتباط خود را گرم و صميمانه برگزار نمايد تا اعتماد طرف را براي سخنان خود، جلب نمايد. امام علي ـ عليه السّلام ـ لبخند زدن را موجب همدلي و الفت مي دانند.(۷) همچنين بايد صداقت و خير خواهي خود را ابراز نمايد، تا شخصِ مقابل اجازة ورود به حريم خصوصي خود را به او بدهد. خلاصه آنكه براي نفوذ كلام، شخص يا بايد محبوب و مطلوبِ طرف مقابل باشد و يا اين كه با روش هايي آنرا ايجاد نمايد، روش هايي چون، احترام به عقايد او، شنيدن فعّال و اجازة سخن به او دادن، كشف نكات مورد علاقه او، جذابيت ظاهري و …(۸)
۴٫ سنگ بناي تغيير رفتار آن است كه آن شخص، كار خود را (نگاه به شبكه هاي غير اخلاقي) را كاري زشت و بد بداند، دراين صورت است كه مي تواند براي ترك اين رفتار يا عادت تصميم بگيرد و اقدام نمايد. بنابراين شخص راهنما بايد از طرقِ ممكن مضرات و مفاسد آن را به او بگويد و اطلاع رساني نمايد، البته به شكلي غير مستقيم و غير آمرانه چرا كه به محض اينكه او بفهمد شما مي خواهيد به او نصيحت نماييد، سريع موضع گيري مي نمايد و تلاش هاي شما بي حاصل مي ماند. در اين رابطه و براي افزايش اطلاعات او مي توانيد ديدگاه اسلام و قرآن را بر ناشايست بودن اين كار بيان نمائيد و يا فتواي مرجع تقليد او را بيان نمائيد كه ما به عنوان نمونه فتواي حضرت آيت الله خامنه اي را در مورد نگاه به شبكه هاي غير اخلاقي ماهواره، براي شما نقل مي كنيم: «از آنجا كه برنامه هايي كه توسط ماهواره هاي غربي پخش مي شود و نيز برنامه هاي تلويزيوني بيشتر دولت هاي مجاور، در بردارندة آموزش افكار گمراه كننده و تحريف حقايق و شهود و فسادند و غالباً مشاهده آنان باعث گمراهي و فساد و ارتكاب كارهاي حرام مي گردد بنابراين دريافت و ديدن آنها جايز نيست»(۹) خلاصه آنكه از راه آيات و روايات، استدلال هاي منطقي و با معرفي و مثال ها و … بايد آن شخص به لحاظ شناختي و معرفتي، اين كار را قبيح بداند تا اقدامات بعدي شما مفيد افتد.
۵٫ در ادامة بينش افزائي مي توان، نظر اسلام را نسبت به «شادي، نشاط، لذت، تفريح» براي او بيان نمود، تا او دين و تقيّدات ديني را مانع شادي و نشاط خود نداند. به طور خلاصه مي توان گفت كه اسلام و مقررات آن دين اعتدال است. امام علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي فرمايد: «لازم است مؤمن شبانه روزش را به سه قسمت تقسيم كند، قسمتي را براي راز و نياز با خدا قسمتي را براي امرار معاش و قسمتي را هم براي بهره برداري از لذت هاي حلال و نيكو»(۱۰)و باز در كلامي ديگر مي فرمايند كه چطور مؤمنان واقعي، از لذت هاي حلال و تفريحات سالم اوقات فراغت خود را پر مي نمايند و مشابه دنيا پرستان بي خدا، شادماني مي كنند امّا در آخرت، با كوله باري از رضايت خداوند وارد بهشت مي شوند، امّا دنيا پرستان انگشت به دهان وارد دوزخ مي شوند، چرا كه مؤمنان، حتي در شادي هاي خود هم قوانين خدا را مدّ نظر داشته اند.(۱۱)
۶٫ ترك كردن عادت هاي زشت تدريجي است. لذا نبايد انتظار داشت كه خيلي سريع، حرفهاي شما موثر افتد.
۷٫ جذابيت هاي سمعي و بصري شوها و فيلم هاي مبتذل را نبايد فراموش كرد و به راحتي نمي توان اين شيريني (ظاهري) را از زير زبان جواني كه طعمِ خوش آنرا چشيده است، بيرون كشيد، مگر آنكه تفريحي شيرين تر و جايگزيني مطلوب تر براي او فراهم نمود يا پيشنهاد نمود. به جوانان مجرد مي توان توصيه ازدواج نمود تا خود را از كمند اين شير خفته (ميل جنسي) رها نمايند. اگر ديديم كه شخصي در عين اطلاع داشتن از مضرات اين كار، همچنان به آن دست مي زند، بايد دانست كه او انگيزة كافي براي ترك آن را ندارد و جايگزين بهتري براي او فراهم نشده است.
۸٫ دوست و روابط دوستان در اين راه بسيار كمك كار است و در مقابل فرار از دوستان بد و فرار از مجالس مهيا براي اين مسائل مفيد است. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «دوستي با نيكان، نيكي را به همراه مي آورد همانند آنكه نسيمي بر عطري بوزد، بوي خوش آنرا به همراه مي آورد.»(۱۲) والدين و بزرگترهاي خانواده بايد در تربيت ديني اعضاء خانواده و دوست گزيني فعال باشند.
۹٫ و نيز بايد به او توصيه نمود كه ابزار ماهواره را از خود دور كند و يا به خانه اي كه ماهواره در آن قرار دارد و احتمالاً فضاي خلوتي براي او فراهم مي شود، دوري گزيند. والدين در اين امر نقش بسزايي بايد ايفا كنند. نيامدن ماهواره به فضاي زندگي بسيار راحت تر از بيرون كردن آن است.
۱۰٫ اگر تصميم گرفته ولي ضعف اراده دارد، روش هاي تقويت اراده براي او بيان شود.(۱۳)مثلاً حتماً بايد در برنامه جوان ورزش و پر كردن اوقات فراغت گنجانده شود.
۱۱٫ او را به ورزش، فعاليت، كار، توصيه نماييد و در صورت امكان زمينه را براي چنين برنامه هايي فراهم كنيد تا خود را مشغول نمايد و منبع انرژي متراكم خود را در مسير زندگي سالم و كار و تلاش، بكار بندد چرا كه بيكاري «ام الفساد» است.(۱۴)
۱۲٫ همة اين نكات بايد بر اساس احترامِ متقابل و توجه به روحيات و شخصيت او، بدون شكستن غرور جوان، بايد صورت گيرد و به هيچ وجه نبايد فضاي گفتگو به مشاجره كشيده شود.

 

پاورقی:

  1. سخنراني دكتر غلامعلي افروز، نشست ۳۱ كانون گفتمان ديني، (۱۵:۸:۸۰)، مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه.
    ۲٫ هفته نامه بصير، مسلسل۱۶۶، ش ۵، (۳۰:۸:۸۰)، ص ۵، مقالة «هاليوود و مهدويت».
    ۳٫ همان.
    ۴٫ دكتر حسن بلخاري، شبكه خبر، سيماي جمهوري اسلامي ايران، (۲۳:۲۰:۸۰)، ساعت ۳۰:۹ صبح.
    ۵٫ (۱۴:۵:۱۳۷۳) به نقل از نفوذ و استحاله، معاونت سياسي نمايندگي ولي فقيه در قرارگاه ثارالله تهران، ۱۳۷۸، ص ۸۶ ـ ۸۵٫
    ۶٫ دوم آبان ۱۳۷۳، به نقل از همان مدرك.
    ۷٫ آقا جمال خوانساري، شرح غرر و دررآمدي، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، ج ۱، ص ۱۹۲٫
    ۸٫ ر.ك: «صميميت، تاثير گذاري و نفوذ در ۱۰ دقيقه»، سيد مجتبي حورائي، نشر دكلمه گردان، چاپ ۲۱، ۱۳۸۳٫
    ۹٫ اجوبة الاستفتائات، نشر بين الملل الهدي (۱۳۸۳)، سؤالِ ۱۱۸۴ و نيز نگاه كنيد به سؤالات شمارة ۱۱۸۸ ـ ۱۱۹۸ ـ ۱۲۰۰ ـ ۱۲۰۱ ـ ۱۲۰۳ ـ ۱۲۰۴٫
    ۱۰٫ نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتي، انتشارات عصر ظهور، چاپ اول ۱۳۷۹، حكمت ۳۹۰٫
    ۱۱٫ نهج البلاغه، نامة ۲۷:۴٫
    ۱۲٫ شرح غرر الحكم، ج ۷، ح ۵۸۲۶٫
    ۱۳٫ ر.ك: جوان و نيروي چهارم زندگي، اراده خودساز شخصيت، دكتر محمدرضا شرفي، تهران، سروش، ۱۳۸۰٫
    ۱۴٫ دنياي نوجوان، محمد رضا شرفي، نشر منادي تربيت، ۱۳۷۲، ص ۲۰۸٫

 

منبع:نرم افزار پاسخ

 

براي تربيت ديني كودكان از چه روش هايي استفاده كنيم؟ آيا مي توانيم او را كتك بزنيم؟

براي تربيت ديني كودكان از چه روش هايي استفاده كنيم؟ آيا مي توانيم او را كتك بزنيم؟

پاسخ:

تعليم و تربيت باارزش ترين و مهم ترين وظيفة آدمي به شمار مي آيد. والاترين و ارجمندترين انسان ها كه همان پيامبران و جانشينان آنان هستند، براي اين منظور مبعوث گشته اند و سرچشمة سعادت و رستگاري بشر را همواره در اين مرحله جستجو كرده اند و از آن، اهميت توجه و عنايت به تربيت ديني و مذهبي فرزندان را مي توان فهميد. و اين مهم، به حدي است كه از قرآن فهميده مي شود هر فرد نه تنها وظيفه دارد براي سعادت خود تلاش كند، بلكه بايست به فكر سعادت خانواده اش هم باشد و آنان را در مسير بندگي خدا ياري كند(۱). حضرت امام سجاد ـ عليه السلام ـ فرموده اند: و اما حق فرزندت اين است كه بداني او از تو است و در زندگي دنيا و خير و شر آن وابسته به تو است و تو در سرپرستي او مسئول حسن تربيت و راهنمائي اش بر خداي عزوجل، كمك او بر طاعت و فرمانبرداري خدا هستي، پس در مورد او چنان عمل كن كه خود را در مقابل نيكي به او مأجور و در مقابل بدي به او معذب و معاقب بداني.(۲)
بحث از تربيت و پرورش به خصوص تربيت ديني، بحثي بسيار وسيع و حساس است و عوامل بسياري در تربيت ديني دخيل هستند كه برخي از آنها عبارتند از:

۱٫ توكل به خدا و استمداد از او: خداوند متعال در قرآن فرموده است: هر كس به خداوند توكل كند، او را بس خواهد بود.(۳) و يك مسلمان بايست در هر كاري هر چند بسيار كوچك باشد به خداوند متعال توكل نمايد چه برسد به كاري عظيم و مهم و با ارزشي چون تربيت فرزندان. و اين ركن اصيل و اساسي تربيت است. و پدر بايست فقط به فكر انجام وظيفة خويش در قبال فرزندانش باشد و نتيجه را به خداوند متعال واگذار نمايد. چرا كه بحث تربيت يك بحث اقتضايي است نه بحث علت تامه يعني اگر والدين بي تفاوت و لاابالي باشند،اين زمينه ساز براي شقاوت است. ولي چه بسيار اتفاق افتاده كه بچه در يك محيط سالمي واقع شده و با اهل دين و معنويت سر و كار پيدا كرده و يك انقلاب دروني در او پيدا شده و خود را به سعادت رسانده است و نيز عكس آن صادق است كه مي بيني بسياري در تربيت اولاد خود مي كوشند ولي در اين كوشش خود هرگز موفق نمي شوند و نيز مي بيني كه بسي يتيمان كه دست تربيت پدر بر سر آنان نبوده ولي مع ذلك به واسطه تربيت الهي به مدارج كمال رسيده اند. پس يك پدر بايد از اين اصل اساسي لحظه اي غفلت نكند و با اين حال به وظيفة‌ خود نيز عمل نمايد. و در اين مورد از ارسطو نيز نقل شده كه: بدان ممكن است بوسيلة تاديب و تربيت نيك شوند لكن اين امر كليت ندارد در بعضي چنان تأثير مي كند كه اخلاق بد را به كلي زايل و ريشه كن مي كند و در بعضي آنرا كاهش مي دهد و در بعضي اصلا تاثير نمي كند.

۲٫ نقش خانواده و والدين: از نظر قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تاريخ و تجربه اثبات شده كه والدين دخالت موثر در سرنوشت اولاد دارند و اين تأثير به اندازه اي است كه از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ آن روايت مشهور رسيده كه: السعيد من سعد في بطن امه و الشقي من شقي في بطن امه.(۴) يعني دل مادر زمينه ساز براي سعادت و يا براي شقاوت بچه است. و والدين زمينه ساز سعادت و شقاوت فرزند خود هستند. و چون غالب رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري استوار است و اولين و مهم ترين پايگاه كانون خانواده است چرا كه خمير ماية شخصيت انسان در خانواده تكوين مي يابد، لذا والدين بايد در عمل به دستورات شرع كوشا و جدي باشند و براي دستورات اسلامي اهميت ويژه اي قائل شوند. مثلاً بايد زيباترين و خوشايندترين اوقات كودكان در خانواده زماني باشد كه بزرگترها براي نماز آماده مي شوند.

۳٫ نقش الگوهاي رفتاري: روش الگويي را بايد يكي از بهترين شيوه هاي آموزشي غير مستقيم بدانيم. معلم در اين روش، مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي را با اعمال و رفتار و شخصيت خود به طور غير مستقيم به فراگيران آموزش مي دهد. و از طرفي چون كودكان الگوپذير هستند و شديداً تحت تأثير الگوهاي همسالان و يا بزرگتر از خود قرار مي گيرند. لذا والدين بايد سعي كنند با خانواده هاي مذهبي ارتباط داشته باشند و خود نيز در اعمال و رفتار خود دقت كنند. چرا كه كودك ناخودآگاه والدين خويش را به عنوان الگوي اصلي و اولية خود قرار مي دهد و والدين بايست به گونه اي عمل كنند كه فرزندانشان تأثير اعتقاد در عمل را به طور عيني و ملموس ببيند. و از اين طريق به آموزش هاي ديني راغب گردند. و اگر بين گفتار و كردار والدين تناقض وجود داشته باشد، كودك نيز حساب گفتار را از كردار جدا خواهد كرد و از امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين زمينه روايت شده كه مردم را با رفتار خود به سوي حق رهبري كنيد نه با زبان خويش.(۵)

۴٫ ارتباط عاطفي: يكي از عوامل مؤثر در تربيت ديني فرزندان، برقراري ارتباط عاطفي و محبت آميز با آنان است. اگر اين ارتباط صميمي باشد، فرزندان نيز به گفته هاي والدين احترام مي گذارند و از رفتارهايشان تبعيت مي نمايند. والدين بايست از روش هاي تحكم آميز و دستوري جدا پرهيز كنند زيرا كه فرزندان به خصوص در دوران نوجواني از دستور دادن و برخورد تحكم آميز به شدت متنفرند.(۶)

۵٫ تشويق: تشويق كودكان براي اعمال خوبي كه انجام مي دهند در تربيت ديني بسيار مؤثر است. والدين نيز براي اين كه كودكان خود را به اعمال ديني عادت دهند، تشويق از بهترين راه هاست. البته در تشويق نكاتي را بايد در نظر گرفت. از جمله اين كه كودك بفهمد كه شما به خاطر كار خوبي كه انجام داده او را تشويق كرده ايد.

۶٫ تنبيه: از تنبيه مي توان به عنوان آخرين سلاح تربيتي استفاده كرد. و لازم به يادآوري است كه بايد نهايت احتياط را كرد و با هر بهانه اي به تنبيه كودك رو نياورد كه اثرات بسيار بدي خواهد گذاشت. در تنبيه كردن نيز به نكاتي بايست توجه نمود:
اول اينكه سعي كنيم ابتدا علت تخلف را كشف كنيم و آن را از بين ببريم مثلاً اگر فرزندتان دير وقت مي خوابد و به همين خاطر براي نماز صبح نمي تواند بيدار شود، برنامة خانواده را طوري تنظيم كنيد كه شب ها زودتر بخوابد.
دوم اينكه اصلا به هيچ وجه تنبيه در حضور جمع نباشد چرا كه كودك تحقير شده و كرامت نفس او را از بين مي بريم.
سوم اينكه: عمل زشت كودك مورد نكوهش قرار گيرد نه خود كودك.(۷)
در نوع تنبيه نيز حتي الامكان سعي شود از تنبيه هاي بدني خودداري شود. و مي توان از تنبيه هاي عاطفي مثل قهر كردن نيز استفاده كرد كه در برخي مواقع كارايي بيشتري نيز دارند. شخصي نزد امام موسي ـ عليه السلام ـ از رفتار كودك خود شكايت نمود. حضرت فرمود: او را نزن با او قهر كن ولي مدت قهرت را طولاني نكن و زود آشتي كن. و از حضرت علي ـ عليه السلام ـ نيز نقل شده كه فرموده اند: فرزند انسان به وسيلة ادب و تربيت پند مي پذيرد و اين چهارپايان هستند كه فقط با زدن تربيت مي شوند. و در آخر حديثي از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ مي آوريم كه چارت تربيت ديني و اسلامي را ترسيم كرده است.

 

پاورقی:

  1. تحريم:۶۰٫
    ۲٫ رسالة حقوق امام سجاد ـ عليه السلام ـ ، ترجمه و شرح محمد سپهري، قم، نشر دارالعلم، چاپ چهارم، ۱۳۷۵، ص ۱۴۰٫
    ۳٫ طلاق:۳٫
    ۴٫ قمي، علي بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، چاپ موسسه دارالكتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۲۲۷٫
    ۵٫ حميري، قرب الاسناد، تهران، نشر نينوي، ص ۳۷٫
    ۶٫ از منابع مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزة علمية قم، بخش تربيت و مشاوره.
    ۷٫ همان.
به عنوان والدين چه كارهايى در تربيت فرزندانمان بايد انجام دهيم تا آنها نماز خوان بار بيايند؟

به عنوان والدين چه كارهايى در تربيت فرزندانمان بايد انجام دهيم تا آنها نماز خوان بار بيايند؟

پاسخ:

 

اقداماتى كه والدين درباره نمازخوان كردن فرزندانشان بايد انجام دهند به شرح ذيل مى باشد

T} يك- دعا كردن براى نمازخوان شدن فرزندانشان {T

همانگونه كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) براى فرزندان خود دعا نمود تا از اقامه كنندگان نماز باشند و به خداوند متعال عرضه داشت: [رَبِّ اجْعَلْنى مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيتى ].V} ابراهيم )۱۴(، آيه ۴۰٫{V؛ ( پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم(نيز چنين فرما)] والدين نيز وظيفه دارند در مرحله اول براى نماز خوان شدن فرزندانشان دعا نمايند.

T} دو – ايجاد تصوير صحيح و روشن از دين در ذهن فرزندان {T

بعضى از بچه ها فكر مى كنند دين يعنى حزن، اشك و انجام يك سرى از كارها كه به درد آخرت مى خورد و تاثيرى در زندگى دنيا ندارد. بايد بحث [دين و زندگى] را براى آنان به تصويز كشيد كه دين برنامه سعادت بخش دنيا و آخرت انسان است و نماز، بخش فراوانى از آثارش در همين دنيا به انسان مى رسد.

T} سه- الگوى عملى بودن براى فرزندان نسبت به نماز {T

اگر بچه ها ببينند بهترين اوقات پدر و مادرشان زمانى است كه آنها به نماز ايستاده اند، و آرام ترين، راحت ترين شرايط و هيات پدر و مادر زمانى است كه وقت اذان است، زمانى كه مى خواهند براى نماز آماده شوند. بينند كه زيباترين جامه، خوش بو ترين و معطر ترين لباس در تن پدر و مادر زمانى است كه مى خواهند نماز بخوانند و از نظر اخلاقى خوش اخلاق ترين زمان عمرشان است آن وقت مى بينيم اين نماز تداعى مى شود با بهتين احساسات، براى بچه مى ماند و بچه همان موقع بدون اين كه پدر و مادر بخواهند روع مى كند به نماز خواندن و به نماز علاقه مند مى شود.

T} چهار – سخت و تلخ نكردن نماز براى فرزندان {T

امام كاظم(عليه السلام) از پدرشان و از جدشان(عليهم السلام) نقل كرده اند كه فرمودند: [أَبِى عَلِى بْنُ الْحُسَينِ(عليه السلام) يأْمُرُ الصِّبْيانَ أَنْ يصَلُّوا الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ جَمِيعاً فَقِيلَ لَهُ يصَلُّونَ الصَّلَاةَ فِى غَيرِ وَقْتِهَا قَالَ هُوَ خَيرٌ مِنْ أَنْ ينَامُوا عَنْهَا ].V} بحارالأنوار، ج ۷۹، ص ۳۶۴٫{V؛ ( پدرم على بن الحسين(عليه السلام) به بچه ها مى فرمودند: نماز مغرب و عشا را پشت سر هم بخوانند به حضرت عرض كردند: (-(نماز عشا )-)در غير وقت (-(فضيلت )-)خوانده مى شود فرمودند: اين بهتر است كه خوابشان ببرد و اصلا نماز نخوانند. ]

T} پنج- تشويق به نماز با كمك ابزارهاى مختلف {T

T} شش- نقل سخنان بزرگان و دانشمندا درباره نماز و ارتباط عملى بعضى از آنها با نماز. {T؛V} محمد وحيدى، دانستنى هاى لازم از نماز، قم، موسسه بوستان كتاب ( مركز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم )، ۱۳۸۷ش، چهارم، ص ۱۸۵٫{V

T} هفت- مانوس ساختن فرزندان با مسجد{T

T} هشت – آموزش و تشويق گام به گام فرزندان نسبت به نماز{T

ازمهمترين اقدامات والدين براى تربيت و تشويق فرزندان براى نمازتربيت و تشويق گام به گام نماز به آنها مى باشد.

امام صادق(عليه السلام) در خصوص نحوه آموزش گام به گام نماز به كودكان اينچنين بيان داشته اند:

هنگامى كه كودك به سه سالگى رسيد، به او گفته مى شود كه هفت مرتبه [لااله الاالله]بگويد. بعد او را آزاد بگذار تا زمانيكه سن او به سه سال و هفت ماه و بيست روز كه رسيد به او گفته مى شود كه هفت مرتبه بگويد [محمد رسول الله] بعد او را آزاد بگذار تا چهار سال او تمام شود آن گاه به او بگو هفت مرتبه [صلى الله على محمد و آل محمد] بگويد.

پس او را آزاد بگذار تا هنگامى كنه پنج سالش تمام شد، آنگاه دست راست و چپش را به او ياد بده، وقتى آن ها را شناخت، او را به سمت قبله بنشان، و به او بگو: [سجده كن].

سپس او را تا شش سالگى آزاد بگذار. و بعد از آن به او نماز خواندن و ركوع وسجود را ياد بده.

هنگامى كه هفت سالش تمام شد، آنگاه به او بگو: [دست و صورتت را بشوى]و هنگامى كه شست، به او بگو: [نماز بخوان].

و بعد او را تا تمام شدن نه سالگى آزاد بگذار و سپس به او وضو را ياد بده. V}وسائل الشيعة، ج ۲۱، ص ۴۷۴{V..V} در اين زمينه مطالعه كتاب] روشهاى پرورش احساس مذهبى نماز در كودكان و نوجوانان، دكتر غلامعلى افروز] توصيه مى شود. {V

منبع:نرم افزار پرسمان

 

پسر ۸ ساله‌اي دارم كه مي‌پرسد كه خدا چگونه است؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

پسر ۸ ساله‌اي دارم كه مي‌پرسد كه خدا چگونه است؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

ابتدا نگاهي از زواية روانشناسي رشد به خصوصيّات و ويژگي‌هاي كودكاني كه در اين سن هستند مي اندازيم تا بهتر بتوانيم به معرّفي خدا به كودكان بپردازيم.

۱٫ توجه به ويژگي هاي روان شناختي كودكان:روانشناسان رشد معتقدند كه كودكان ۸ ساله در مرحله عمليّات عيني قرار دارند. كودك در مرحله عمليّات عيني نسبت به دوران كودكي تفكّري منطقي‌تر، انعطاف پذير‌تر و سازمان‌ يافته‌تر از قبل دارد(۱) ولي با اين حال در اين زمان كودكان در صورتي مي‌توانند به صورت منظّم و منطقي فكر كنند كه با « اطّلاعات عيني» سر و كار داشته باشند و بتوانند مستقيماً آنها را مشاهد كنند. عمليّات ذهني آنها در مورد مسائل انتزاعي، يعني، مسائلي كه در دنياي واقعي آشكار نيستند، ضعيف است.
مطالعات بينه و پياژه، دليل بر آن است كه كودك ابتدا قواعد كار اشياء مختلف را مي‌فهمد، سپس به نوع و جنس آنها پي مي‌برد. بدين سبب كودك قبل از ۱۲ سالگي نمي‌تواند مفاهيم انتزاعي ( مجرّد) از قبيل عدالت، فضيلت، خير و … را بفهمد.(۲) بنابراين بايد براي توصيف خدا به سراغ مفاهيم عيني رفت يعني مفاهيم قابل مشاهدة كودك، مفاهيمي كه كودك آن‌ها را لمس كرده و درك مي‌كند.
بخش دوّم:

نحوة معرفي خدا به كودكان در اين سنپدر و مادر در مورد توصيف خدا، مسئوليّت بزرگي برعهده دارند. آنان مي‌توانند در تكميل عقائد فرزندانشان كمك‌هاي شاياني انجام دهند. اگر در اين باره كوتاهي كنند در قيامت مؤاخذه‌ خواهند شد. پدر و مادر بايد به تمام سؤالها و چراهاي كودك پاسخ دهند وگرنه روح تحقيق و كنجكاوي او خاموش خواهد شد. امّا پاسخ‌ دادن به سؤالهاي آنها هم كار آساني نيست. پاسخ‌ها بايد صحيح ، كوتاه و قابل فهم كودك باشد. هر چه درك و فهم كودك ترقّي مي‌كند پاسخ‌ها نيز به همان نسبت بايد عميق‌تر باشد. انجام اين كار از عهدة هر پدر و مادري ساخته نيست. بايد قبلاً خودشان را آماده كرده باشند. از گفتن مطالب سنگين و خسته كننده جدّاً اجتناب كنند، چون نه تنها سودي ندارد بلكه براي كودك ملال آور خواهد بود. كودك براي درك مطالب دشوار آمادگي ندارد. به همين سبب بايد به ظرائف آن دقّت كرد.
ما براي توضيح خدا براي كودك با توجّه به مباحث مطرح شده در روانشناسي رشد، به چند نكته‌ اشاره مي‌كنيم اميدواريم كه مفيد باشد:
۱٫ تفكّر كودك در اين سن نمادين است، يعني با تصوير سازي كردن، نسبت به « چيزها» شناخت پيدا مي‌كند. جمله‌اي از گوگول نقل شده است كه مي‌گويد: « كار من اين است كه با تصوير زنده و نماد‌هاي حياتي سخن بگويم تا مخاطب خود با اشتياق، درون آن را جذب كند، نه با دليل و استدلال»(۳) كودكي كه با اين روش به تعليم دين و شناخت خدا دست مي‌يابد اين شناخت را درون سازي مي‌كند و هميشه با او خواهد ماند چون با ميل و رغبت به آن رسيده است.
۲٫ گاهي « آموزش ديني» مانع « تربيت ديني» مي‌شود. يكي از اشتباه‌هاي مكرّري كه امروزه از روي غفلت و عادت
انجام مي‌شود، ملازمه‌اي است كه ميان « منش ديني» ـ يا همان حس مذهبي‌ـ و « دانش ديني» قائل مي‌شوند و مي‌پندارند كه شرط قطعي دين‌دار بودن و ديني شدن، تراكم اطّلاعات و اندوخته‌هاي حفظي و صوري دانش ديني است. در حالي كه اگر آموزش به همراه پرورش حس ديني نباشد، بي‌فايده بلكه مضر است چون گاهي خودش حجاب اكبر مي‌شود. در باب شناخت خدا نيز همين اشتباه وجود دارد در حقيقت ما نبايد بيش از حد، فشار بر خدا شناسي كودك بياوريم بلكه آن چه مهم است خدا باوري كودك است و ما اين حس را بايد بيشتر تقويت كنيم چون فطرتاً كودك خداباور است و اين ما هستيم كه او را به جهات ديگر منحرف مي‌كنيم.
۳٫ معصومين ـ عليهم السّلام ـ براي آموزش خداشناسي به كودك و حتّي عامة مردم، دلائل وجود خدا را مفروض مي‌‌گرفتند و كودك را با صفات خدا و وظائفي كه در قبال خدا دارد آشنا مي‌كردند. زيرا اولاً اصل وجود خدا امري فطري و بديهي است. ثانياً چون كودك در اين سن از تفكر انتزاعي بدور است و قدرت تحليل ندارد هيچ گونه استدلال و برهاني براي او قابل فهم نيست. ثالثاً پرداختن به اين بحث، نه تنها بي‌فايده بلكه مضر نيز است زيرا طرح اين مباحث بدين معناست كه ممكن است خدائي در كار نباشد. همين موجب مي‌شود راهي باز شود تا كودك در وجود خدا ترديد كند. يكي از مربيان در اين باره مي‌گويد: « اثبات وجود خداوند براي كودك، به معناي امكان عدم وجود حضرت باري تعالي نيز مي‌تواند باشد … (همين)، راه را براي كودك مي‌گشايد كه در وجود خدا شك راه دهد.»
۴٫ موضوع ديگري كه در سيرة تربيتي معصومين ـ عليهم السّلام ـ مطرح است تأكيد و توجّه بسيار به « صفات خداوند» و آشنا كردن افراد با آن صفات است. شناساندن صفات خدا يكي از روش‌هاي كار آمد در رشد و ارتقاي معرفت و اعتقاد به خداست، در اين روش، فرد به جاي متمركز شدن بر ترسيم تصويري از ماهيّت خداوند متعال، سعي مي‌كند صفات جلال و جمال خداوند متعال را براي كودك به تصوير بكشند. اين روش فوائدي دارد از جمله:
ـ مفاهيم به كار گرفته شده واضح و آشكار است. مهرباني، بخشش و … مفاهيمي هستند كه كودك پيوسته با آنها سر و كار دارد و به راحتي آنها را درك مي‌كند.
ـ اين روش، در ذهن كودك تصورات نادرستي نسبت به خداوند ايجاد نمي‌كند.
ـ اين روش باعث مي‌شود علاقه و محبّت به خدا در كودك بيشتر شود زيرا هر فرد فطرتاً و از عمق وجود خود كسي را كه جامع صفات نيكو و زيبا باشد دوست دارد.
۵٫ سعي كنيد در فرصت‌هاي مناسب و به مقدار درك و شعور كودك نام خدا و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را با
« عظمت» ياد كنيد و مهربانيها و الطاف او را يادآورد شويد. نعمتهاي فراوان الهي را در اين جهان و جهان آخرت بازگو كنيد تا بدين وسيله مهر و محبّت خداي بزرگ را در دل كودك تثبيت نمائيد، تا هنگامي كه شما خدا را براي او توصيف مي‌كنيد او احساس ارتباط مضاعفي با خدا داشته باشد.
۶٫ براي افراد مذهبي خداوند مورد احترام است و « ترس از خدا» امري مقدّس تلقي مي‌شود. به بياني ديگر، آنها دوست ندارند به خداوند و خواست او بي‌توجّهي بشود، ولي خدا ترسي و خضوع ممكن است براي يك كودك تبديل به وحشت از خدا شود. معمولاً، والدين وحشت از خدا را در كودك ايجاد مي‌كنند. آنها خدا را به صورت جبّاري شكنجه‌گر براي فرزندشان ترسيم كرده، و سخت گيري در رفتار خشونت آميز معلّم يا والدين نيز موجب ترس او از هر قدرت نيرومندتر از وي خواهد شد. ابتدائي‌ترين تصويري كه كودكان از خدا دارند، معمولاً انعكاسي از تصوير آنها درباره‌ي والدين يا معلّمان آن‌هاست. سعي كنيد تصوير منفي او را از خدا اصلاح كنيد. رحمانيّت، بخشندگي و مهرباني خدا را به او نشان دهيد، به نحوي كه خدا را ياور خود بداند و مجازات را ناشي از انتخاب‌هاي غلط و ناشايست خود تلقي كند، نه ناشي از جبّار بودن خداوند.
۷٫ توصيف خدا را نبايد منحصر در ساعات معيّني كرد بلكه بايد از هر فرصتي بهره برد. مثلاً با آمدن باران و برف، با شگفتن گل‌هاي مدرسه، با ديدن نوزاد حيوانات و با هر جلوه و زيبائي كه در طبيعت به چشم مي خورد، بايد ياد خدا را در خاطر كودكان زنده كرد و آنان را دوستدار و خواستار خدا ساخت زيرا قرآن بهترين راه خداشناسي را مشاهدة آيات و پديده‌هاي جهان مي‌داند. با ذكر نعمت‌هاي الهي بايد ذهن كودك را به خداي مهربان متوجّه كرد و عاطفه و محبّت آنان را نسبت به خدائي كه همه‌ را آفريده است و به همه كمك مي‌كند جلب نمود.(۴)
۸٫ تصوير كودكان از خدا بسيار متأثّر از تصويري است كه از والدين خود دارند. اگر كودكي والدين خود را قابل اعتماد، مهربان و قابل دسترسي بداند، احتمالاً خدا را نيز داراي چنين صفاتي خواهد كرد. از سوي ديگر، اگر والدين خود را خشن، بي‌تفاوت و بي‌انصاف بداند، دربارة خدا نيز چنين تصوّراتي خواهد داشت. والدين، در نحوة درك فرزندشان از خدا، بيشترين تأثير را دارند.(۵) به همين خاطر والدين بايد صداقت و صراحت داشته باشند، مساوات را رعايت كنند، دروغ نگويند، همدم فرزندانشان باشند، اگر دچار مشكلي شدند به او كمك كنند و … تا تصوير مناسبي از والدين خود داشته باشد تا در هنگام تطبيق و نماسازي كودك از خدا به پدر و مادر، تصوير نيكي از خدا در ذهن او مجسّم شود.
در صورتي كه در اين زمينه سؤال ديگري داريد دوباره با ما مكاتبه نماييد.

 

پاورقی:

  1. لورااي، برك، روانشناسي رشد، ترجمة: يحيي سيد محمدي، تهران: نشر ارسباران، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج۱، ص۴۰۸٫
    ۲٫ باهنر، ناصر، آموزش مفاهيم ديني هنگام با روانشناسي رشد، تهران: انتشارات سازمان تبليغات، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۳۴٫
    ۳٫ كريمي، عبدالعظيم، رويكردي نمادين به تربيت ديني، تهران: انتشارات قدياني، ۱۳۷۴، ج۱، ص۸۶٫
    ۴٫ باهنر، ناصر، آموزش مفاهيم ديني همگام با روانشناسي رشد، تهران: سازمان تبليغات، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۱۹۴٫
    ۵٫ ايربس ياب، كليدهاي آموختن به كودكان دربارة خدا، ترجمة: مسعود حاجي زاده، تهران: انتشارات صابرين، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص۸۹٫

 

پسر ۱۴ ساله اي دارم كه به علت مشغله كاري مدتي از او غافل شده بودم بعدها از طريق مدير مدرسه متوجه شدم كه با دوستان ناباب در ارتباط است. با مراجعه به مدرسه و سركوب دوستان ناباب او، مدرسة او را عوض كردم اما بعد ا ز آن نسبت به مسايل ديني خود سست و كم اهميت شده است، لطفا در اين رابطه مرا راهنمايي نماييد.

پسر ۱۴ ساله اي دارم كه به علت مشغله كاري مدتي از او غافل شده بودم بعدها از طريق مدير مدرسه متوجه شدم كه با دوستان ناباب در ارتباط است. با مراجعه به مدرسه و سركوب دوستان ناباب او، مدرسة او را عوض كردم اما بعد ا ز آن نسبت به مسايل ديني خود سست و كم اهميت شده است، لطفا در اين رابطه مرا راهنمايي نماييد.

پاسخ:

مقدمه:
فرزند، موهبت الهي و امانت خدا در دست انسان است و اين رسالت سنگين بر دوش پدر و مادر قرار دارد كه فرزنداني سالم و صالح تربيت نمايند. حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ خطاب به پدر مي فرمايند: «حق فرزندت بر تو آن است كه بداني او از توست و رفتار نيك و بدش در اين دنيا با تو پيوند دارد و تو به دليل مسئوليت و ولايتي كه بر او داري موظفي او را خوب تربيت كني و به جانب پروردگارش رهنمون باشي و به او كمك كني تا در ارتباط با تو و خودش از خدا فرمان برد و نيز توجه داشته باش كه اگر او را به شايستگي تربيت كني پاداش آنرا خواهي يافت و چنانچه در تربيت او سهل انگاري كني مورد عقوبت خداوند قرار خواهي گرفت.»(۱)
اما در جهت اداي اين حق و انجام اين وظيفة الهي و براي مصون ماندن فرزندان از آفات و انحرافات ـ به خصوص دوستان ناباب ـ و همچنين توجه و ميل بيشتر آنها در انجام تكاليف ديني و ارتباط با خداوند متعال بسيار شايسته است كه نسبت به مسايل مهمي در اين رابطه علم و اطلاع پيدا كنيم. همان چيزي كه شما در مكاتبه خود به دنبال آن هستيد و با توجه به اينكه فرزند شما در سنين نوجواني قرار دارد، بحث و گفتگوي خود را پيرامون مسائل آن مطرح مي كنيم.

گام اول: شناخت ويژگي ها و خصوصيات دورة نوجواني آدمي در هر دوره اي از زندگي خود واجد خصال و صفات متمايز از ساير مراحل حيات است. در سنين كودكي انسان صاحب ويژگي هايي است كه در دوران نوجواني و جواني فاقد آنهاست و همچنين در سن جواني صفات و روحياتي دارد كه با دوران ميان سالي و كهن سالي كاملاً متفاوت است و طبيعتاً اين تفاوت در ويژگي ها، تفاوت در نيازها، احساسات و رفتارها را به دنبال خواهد داشت و از ديگران نيز اين انتظار مي رود كه رفتار خود را با اين ويژگي ها مطابقت دهند. آن روايت معروف از رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه مي فرمايد: هر كسي كه كودكي دارد بايد راه و رسم كودكي را با او در پيش گيرد (۲) ،درواقع بيان يك روش و قانوني عقلي است كه در تمام مراحل ديگر نيز بايد مورد توجه قرار گيرد، يعني اگر كسي فرزند نوجوان يا جواني دارد او هم بايد راه و رسم نوجواني و جواني را با او در پيش گيرد. اما دورة نوجواني كه به تعبير روان شناسان، رها شدن از مرحلة‌ كودكي و قرار گرفتن در آستانة جواني و به تعبيري «برزخ ميان كودكي و جواني» است. دورة بحران هويت و داراي ويژگي هاي منحصر به فردي است كه آنرا از حساسيت فوق العاده برخوردار مي سازد.
نوجواني دورة تحول سريع در ابعاد مختلف جسمي و روحي است. نوجوان در عين اينكه احساس قدرت مي كند و مايل است شخصيت جديد او به رسميت شناخته شود، احساس تنهايي و بي پناهي هم مي كند. معمولاً پدر و مادر و اطرافيان توجه و اهميت و محبتي كه در سنين كودكي به او داشتند ديگر ندارد. حال آنكه او نياز عميق تر و بيشتري به مهرباني و محبت دارد و در عين حال مي خواهد استقلال او هم به رسميت شناخته شود. نوجوان نياز به امنيت و آسايش خاطر، قابليت، احترام، احساس هويت و شناخت خود دارد(۳) و شما به عنوان يك پدر مهربان بايد نسبت به اين نيازها كه اهميت آنها كمتر از نيازهاي اوليه (خوراك و پوشاك و… ) نيست هم توجه و عنايت كافي داشته باشيد. خوب اگر نوجوان از محبت در كانون خانواده سيراب نشود و يا محيط خانواده را مأوي و مأمن مناسبي براي برآورده شدن نيازهاي خود نيابد، آن را در خارج از خانواده جستجو مي كند كه زمينه بسياري از فريب ها و انحرافات از همين جا فراهم مي شود البته اگر با اشخاص ناسالم و دوستان ناباب مواجه شوند.

گام دوم: بد نيست مروري بر خاطرات دوران نوجواني خود داشته باشيدحتما آنها را فراموش نكرده ايد شايد بعضي وقتها براي فرزند خود آنها را بازگو مي كنيد. آيا نيازها و احساسات خود را به ياد داريد؟ رفتار پدر شما در مقابل اين نيازها چگونه بود؟ شما چه انتظاري از او داشتيد؟
امير مومنان علي ـ عليه السّلام ـ در وصيت خود خطاب به امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: «تو را ديدم كه پارة تن من بلكه همة جان مني، آن گونه كه اگر آسيبي به تو برسد به من رسيده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد، زندگي مرا فراگرفته است، پس كار تو را كار خود شمردم و… .» (۴) چقدر اين كلام مولاي متقيان زيبا و دل نشين است. همان نيازي كه فرزند به پدر دارد يعني محبت، شفقت، دوستي و مهرباني. ببينيد كه آن حضرت چگونه قبل از هر پند و موعظه اي، عمق علاقه و مهر خود را به فرزند گرامي اش ابراز مي دارد و بعد از آن با زيباترين واژه ها و كلمات توام با محبت، فرزند خود را نصيحت مي كنند. شما هم سعي كنيد از مهرباني به فرزند خود تا آنجا كه مي توانيد دريغ نكنيد البته نه به اين معني كه هر چه گفت و هر چه خواست بي چون و چرا برايش تهيه كنيد و… بلكه منظور آن است كه چرا شما يك دوست خوب براي او نباشيد. بعضي وقتها در فضايي خارج از محيط خانه و در يك فضاي فرح انگيز و دل گشا، مانند يك دوست با او به درد دل بنشينيد. تجربيات خود را صادقانه و دلسوزانه در اختيار او بگذاريد و از عواقب دوستان ناباب با او بگوييد. حسن اعتماد و دوستي نسبت به خودتان را در او به وجود آوريد. اجازه ندهيد اين خلاء روحي خود را با هر كسي پر كند كه او كم تجربه و نسبت به بسياري از وقايع جامعه كم اطلاع است. (۵) مطمئن باشيد پند و اندرزهاي خشك و احياناً طعن و تحقير و يا تنبيه و تهديد، جز خدشه وارد ساختن به روح و روان او اثر ديگري نخواهد داشت. برخورد مستقيم و يا سركوب كردن دوستان ناباب هم روش مناسبي نيست و موجب تحقير و شكسته شدن شخصيت او مي شود. ضمن آنكه مگر مي توانيد هر لحظه و هميشه او را و دوستان او را زير نظر داشته باشيد؟
پس بهتر است در شناخت و باور او تغيير به وجود آوريد، به گونه اي كه اگر شما هم ناظر او نبوديد و شرايط و موقعيت براي او مساعد بود، نسبت به خطر و آفت هم نشين ناصالح و ناشايست آگاه بوده و از او برحذر باشد و خداوند متعال را برترين ناظر و گواه خود بداند به خصوص در عصر حاضر كه قرن توسعه اطلاعات و جامعة باز فرهنگي است و در اطراف نوجوان ابزارهايي مانند كامپيوتر، ماهواره و… وجود دارد كه هر كدام آثاري به مراتب مخرب تر از يك دوست ناشايست بر جا مي گذارد. اگر در اين رابطه با معلم او و يا يك مشاور و… مشورت مي كنيد، سعي كنيد كه اين كار دور از نظر و اطلاع او صورت پذيرد. نبايد اين احساس در او به وجود آيد كه شما مدام او را تحت نظر داشته و براي تربيت او به دنبال برنامة خاصي هستيد، چرا كه همين امر حالت تدافعي را در او به وجود آورده و ممكن است اقدامات شما را بي اثر سازد. «سعة صدر» و «صبر» از واجبات و ضروريات اين مسير است: تربيت فرزند درست مانند محافظت از يك نهال نوپايي است كه اندكي فشار آنرا مي شكند. اگر سيراب محبت نشود خشك خواهد شد و اگر از آفات و بلايا محفوظ نماند، تباه مي شود.

گام سوم: ايجاد ارتباط فرزند با خداوند متعال، ائمة اطهار ـ عليهم السّلام ـ و انس با قرآن چه خوب است پدر و مادري كه خود از بندگان شايستة خدا و محب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ هستند بتوانند با همان ارتباط دوستانه و سرشار از محبت خود با فرزندانشان، طعم خوش بندگي، توسل به اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و عشق و علاقه به آن بزرگواران را در قلب پاك و فطرت نوراني او وارد سازند. به اين منظور بايد خودشان الگوي واقعي دين باشند و به آنچه مي گويند عمل كنند. از نظر اخلاقي خود الگوي اخلاق باشند. با اخلاص، مهربان، انسان دوست و به دور از گناه و معصيت باشند. فرزند خود را با مجالس مذهبي و افراد سليم النفس و پاك دل و مومن و عالم مرتبط نمايند.

گام چهارم: روحيه رفاقت طلبي نوجوانان و جوانان در اين سنين به دنبال دوست هستند. يكي از نكات بسيار دقيق تربيتي براي والدين اين است كه خودشان سعي كنند در گزينش دوستان فرزندشان اقدام كنند و كمك كنند تا آنها با افرادي مومن، با نشاط و معقول دوست شوند. والدين نيز مي توانند زمينه هاي رشد آنها را فراهم كنند و از دور بر كارهاي آنها نظارت داشته باشند.

 

پاورقی:

  1. الحراني، ابي محمد الحسن، تحف العقول، تهران، نشر اسلاميه، ۱۳۶۹ ش، ص ۱۸۹، ح ۲۳٫
    ۲٫ «من كان له صبي فليتصاب له»، محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۶۲، ج۱۰، ص۷۰۰٫
    ۳٫ خداياري فرد، مسائل نوجوانان و جوانان، تهران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۳ ش، ص ۳۰ ـ ۳۵٫
    ۴٫ دشتي، محمد، ترجمة نهج البلاغه، قم، نشر موسسه فرهنگي تحقيقاتي امير المومنين، ۸۲، نامة ۳۱، ص ۳۷۱٫
    ۵٫ قال علي ـ عليه السّلام ـ : جهل الشباب معذور و علمه محقور. (ناآگاهي جوان قابل گذشت و دانش او اندك است). غررالحكم، ترجمة جمال الدين محمد خوانساري، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۶، ج۳، ص ۳۶۷٫
چه كنيم تا بچه ۶ ساله تحت تاثير محركهاي بد محيطي ـ دوستان بي ادب ـ قرار نگيرد؟

چه كنيم تا بچه ۶ ساله تحت تاثير محركهاي بد محيطي ـ دوستان بي ادب ـ قرار نگيرد؟

پاسخ:

ويژگيهاي كودك در اين سن: كودك از چهار سالگي وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. از لحاظ جسمي توانائيهاي لازم را كسب كرده است، دندانها كامل ميشود و توانايي خوردن همه نوع غذاها را دارد، ميتواند راه برود، بدود و بازي كند. قدرت تكلم پيدا ميكند، حرف ميزند، قصه گوش ميدهد. خود را از لحاظ دفع كنترل ميكند و تميز است. شب ادراري او قطع شده يا در حال قطع شدن است. از لحاظ رواني كنجكاو است، بسياري از مفاهيم را مثل خوبي و … فرا گرفته و تقريباً وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. در اين مرحله والدين بايد به بعضي از جنبههاي رشد جسمي، رواني، اجتماعي، عاطفي و … كودكان بيشتر توجه نمايند(۱).
هفت سال اول زندگي دورهاي است كه در آن كودك از آموزش جدي و رسمي معاف است. در اين دوره وي از آزادي عمل بيشتري برخوردار است. از طرفي او در اين دوره يك موجود بسيار با ارزش و دوست داشتني براي خانواده است و از سوي ديگر نبايد برنامههاي جدي و سنگين تربيتي را بر او تحميل كرد. جديترين كار كودك در اين دوره بازي است(۲).
بازي در اين سن كاري بيهوده و عبث نيست. بازي فوايد فراواني دارد از جمله ميتوان به اين موارد اشاره نمود: هماهنگي عضلات بدن، كامل شدن رشد صحيح جسماني، يادگرفتن مهارتهاي حركتي لازم، متعادل كردن تمايلات كودك، تعديل پرخاشگريها و تهاجمها، پرورش تفكر و خلاقيت، پرورش روحيه كار جمعي و رشد اجتماعي، رشد قانون مداري و درك مسائل انضباطي و(۳)… با اين توضيحات روشن ميشود كه به هيچ وجه نبايد از بازي كردن كودك و يا ارتباط او با همسالان خود ممانعت نمود. در ضمن با شركت در بازي كودك و تهيه اسباب بازيهاي جديد و مطلوب ميتوان به بازيهاي او سمت دهي كرد و راه بازي و بسياري از آداب را در حين بازي به كودك آموخت. اين شيوه برخورد و استفاده بهينه از بازي براي تربيت نامحسوس و غير رسمي كودك، در سيره ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ ديده ميشود(۴)

الگو پذيري:از ديگر ويژگيهاي مهم اين دوره ـ كه مورد سوال نيز هست ـ الگو پذيري از همسالان و كودكان ديگر است. اين وپژگي را بايد در درجه اول قبول كرد و در درجه دوم راهكارهائي براي هدايت اين ويژگي به كار گرفت. چرا كه اين خصلت را نميتوان حذف نمود. در ادامه نكاتي به عنوان راهكار، جهت خنثي كردن تاثير عوامل منفي تربيتي يا محركهاي بد محيطي ارائه ميشود.

راهكارها:۱٫ اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بسياري از رفتارهاي كودك در اين سن ارزش اخلاقي ندارد، مثلاً در مهدكودك از كودكي ديگر كلمهاي زشت ياد گرفته و به خيال اين كه با بازگو كردن اين واژه جديد، در جمع مهمانان مورد تشويق و جلب توجه همه قرار ميگيرد، آن را نقل ميكند، بايد دانست كه وي معنا و يا ميزان زشتي اين كلمه را نميداند و تنها براي خود نمائي آن را بر زبان آورده است. در برخورد با وي نبايد مجازات سنگيني در نظر گرفت چرا كه اين كلمه او ارزش اخلاقي و قباحت اخلاقي ـ در اين سن ـ ندارد، لذا بايد هميشه ديد خود را اصلاح نمود و از وي انتظار نداشت كه مانند بزرگسالان و طبق آداب و تشريفات آنها رفتار نمايد.
۲٫ با توجه به اهميتي كه براي بازي بر شمرديم، نبايد به بهانه اين كه بازي ممكن است بدآموزي داشته باشد وي را از اصل بازي منع كرد. هميشه بايد فرصتهاي جايگزين براي بازي و شادي كودك فراهم نمائيم.
۳٫ مراقبت و نظارت نامحسوس بر رفتارها و هم بازيهاي كودك بسيار موثر است. برخورد صحيح و با محبت ميتواند بسياري از رفتارهاي نابهنجار را قبل از نهادينه شدن و ريشهدواندن در ساختار شخصيتي كودكاصلاح نمايد. تربيت فرزند مانند پرورش نهالي است كه نياز به مراقبت شديد دارد، آبياري، حذف شاخ و برگ اضافي و رسيدگي به موقع، او را به درختي پر ثمر تبديل ميكند.
۴٫ زمينههاي تخلف و تأثيرپذيري از عوامل منفي را بايد حذف كرد. اگر ديديم كه ارتباط با فلان همسايه و رفت و آمد به خانه آنها بر رفتار كودك ما تأثير منفي ميگذارد بايد به نحوي اين زمينهها را حذف نمود.
۵٫ در مقابل زمينهسازي فضاهاي مطلوب و سرشار از محركهاي مثبت تربيتي از وظايف والدين است. به عنوان مثال به همراه بردن كودك به مسجد و يا ديگر اماكن مثبت، نقش فعال والدين در تربيت و به دست گرفتن اداره كودك و گزينش محركهاي مثبت را نشان ميدهد. البته حضور در اين گونه فضاها حتماً بايد همراه با شادي و آزاديهائي براي كودك و يا خاطرات دلپذيري باشد (به عنوان نمونه بازي آزادانه در حياط مسجد، آشنائي با كودكان و همبازيهاي جديد، خسته كننده نبودن اين فضاها و…) نيز ميتوانيم براي او دوستان سالمي را گزينش كنيم و محيط بازي آنها را غير مستقيم خود تعيين كنيم و بر آنها اشراف غير مستقيم داشته باشيم و حتي گاهي خودمان در جمع آنها حاضر شويم و به رفتار و افكار آنها جهت دهيم (مثلاً با قصهگويي و…)
۶٫ كودك كه به تدريج چشم به دنياي اطراف خود باز ميكند، با بزرگاني روبرو ميشود كه توانائيهاي بيشتر دارند و ناخود آگاه از آنان تقليد ميكند. گاهي اتفاق ميافتد كه مادر يا پدر، خود حرف زشت ميزند و يا پرخاشگر است، ولي وقتي كه كودك وي به تقليد از خود او در يك مهماني همان رفتار را نشان ميدهد بسيار خشمگين ميشوند و به فكر چاره ميافتند، و يا عواملي چون تلويزيون يا مهد كودك را باعث اين رفتار نابهنجار ميدانند. بايد توجه داشت كه گاهي خود والدين و خانواده عامل منفي تربيت هستند، البته غير عامدانه. در اين صورت بهترين و اساسيترين روش، اين است كه اول خود را اصلاح كنيم.
۷٫ در اين دوره تشويقها و تنبيهها بايد همراه با عواطف باشد. به عنوان مثال ابراز ناراحتي و رو برگرداندن از كودك به خاطر رفتاري نادرست، او را متوجه اشتباه خود ميكند و نيازي به تنبيههاي شديدتر و يا تنبيه بدني نيست. اگر محبت شما را كودك لمس كند ـ البته محبت راستين نه ساختگي و در ضمن محبت به اندازه نه افراطي ـ عاملي باز دارنده و نهي كننده ميتواند به شمار آيد.
۸٫ به ياد داشته باشيم كه رفتارهاي كودك با تشويق ما تأييد و تثبيت ميشود، لبخند زدن و يا سكوت كردن ما خود تأييد رفتارهاي اوست. در واقع او هر سخن و رفتار جديد را به ما نشان ميدهد تا رضايت و توجه ما را جلب نمايد. گاهي اخم كردن و يا روترش كردن و يا لب به دندان گرفتن، تنبيهي به جا و تأثير گذار است كه احتمال تكرار يك رفتار بد را بسيار كاهش ميدهد.

سخن آخر:نكته مهم و قابل ذكر در پاسخ به سؤال شما اين است كه هيچگاه در برخوردها، محبتها، نظارتها و … افراطي عمل نكنيم.

 

پاورقی:

  1. نحوه رفتار والدين با فرزندان، جهانگرد، يدالله، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم ۱۳۸۳صص ۳۰-۳۱٫
    ۲٫ رفتار والدين با فرزندان، سادات، محمد علي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، ۱۳۷۶صص ۱۸-۱۹٫
    ۳٫ همان ص ۱۱۵-۱۱۶٫
    ۴٫ همان صص ۱۱۷-۱۱۹٫
حد واقعي حجاب را بفرمائيد و نسبت به راهكارهايي كه براي پاسخ به شبهات جوان امروزي و فرزندانمان و ترغيب آنها به رعايت حجاب وجود دارد را بفرمائيد.

حد واقعي حجاب را بفرمائيد و نسبت به راهكارهايي كه براي پاسخ به شبهات جوان امروزي و فرزندانمان و ترغيب آنها به رعايت حجاب وجود دارد را بفرمائيد.

پاسخ:

مقدمه:
ايام جواني از ويژگيهاي خاصي برخوردار است كه برخوردهاي ويژه اي را نيز مي طلبد. مبناي انديشه و عمل جوان بيشتر احساس است تا عقل و خرد، و در بسياري موارد لذت و خوشي زمان حال مدنظر است و به آينده كمتر توجه مي شود. از جمله ويژگيهاي ديگر جوان، نوگرائي، تنوع طلبي، كنجكاوي، تقليد و رفاقت همراه با اخلاص و سنت شكني است، از اين رو مباني و ارزش هاي مقدس نيز مورد ترديد و نقد جوانان قرار گرفته و گاه پوچ و بي ارزش تلقي مي شود. راه حل آن است كه ارزش هاي واقعي و معارف روشنگر مذهبي با قالبي نو، به روز، پرتنوع و در يك ارتباط همدلانه به آنها تسليم شود. در اينصورت است كه جوان به دليل آنكه داراي احساس خدا جوئي و شيفتة فضيلت و فهم درست از مباني ديني است، تأثير مثبتي خواهد پذيرفت.

مسأله حجابدر اين جا مباحثي كه ممكن است بصورت شبهه و يا سؤال در ذهن جوان و خصوصاً دختران جوان ايجاد گردد و نيز راهكارهاي گرايش دختران جوان به سوي پوشش اسلامي ارائه مي گردد.

حجاب پيش از اسلامحجاب از پيشينه‌اي كهن برخوردار است چنانكه به اعتراف تاريخ، پيش از آنكه در اسلام مطرح شود در تمدنهاي ايران، هند و روم ـ حتي گاه بسيار سخت تر و شديدتر ـ وجود داشته است.(۱)

فلسفة حجابعده‌اي حجاب را به روز ندانسته و آنرا بدلايلي مختص مقاطع خاص زماني مي دانند. آنها معتقدند علّت و ريشة حجاب عواملي مانند: عدم امنيت زنان، تسلط مرد بر زن و استثمار او، بدبيني مرد نسبت به ديگران و ترك معاشرت با ديگران و … مي باشد، بنابراين در زمان حاضر و با پيشرفت فكري و فرهنگي بشر ديگر دليلي براي حجاب يا لااقل حجاب در آن حد و قواره نمي باشد براي پاسخ به اين شبهه به مواردي از عوامل و دلائل تشريع حجاب اشاره مي شود:
۱٫ آرامش رواني: يكي از نيروهاي غيرقابل انكار كه انسان دائماً با آن دست به گريبان بوده و در زندگي بشر بسيار نيرومند ظاهر شده است غريزة‌ جنسي است. شكي نيست زدودن حريمهاي ميان زن و مرد و معاشرت بي بند و بار، هيجانها و التهابات جنسي را افزايش داده و تقاضاي بيشتر را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع نشدني در مي آورد. بهترين دليل بر اين امر تجربة آزادي جنسي در غرب مي باشد كه موجب از هم پاشيده شدن بنيان خانواده و انحطاط اخلاقي شده است. پس با برداشتن حريمها، در واقع آب بر آتش نريخته ايم بلكه به آتش هيجانات روحي سوخت بيشتري مي ريزيم تا شعله ور تر شود.
۲٫ استحكام پيوند خانوادگي: اگر بنيان خانواده متزلزل شود قطعاً جامعه به سوي تزلزل پيش خواهد رفت، پوشش و حجاب در واقع وسيله‌اي براي منع كاميابي جنسي از طريق غير همسر مشروع مي باشد زيرا تنها شخصي كه از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن زن مي باشد، همان همسر قانوني اوست. زن با برداشتن حجاب خويش در واقع به ديگران اين اجازه را مي دهد كه با چشم ناپاك و با اغراض پليد او را بنگرد و اينجاست كه به تدريج اعتماد اعضاي خانواده به يكديگر سست گرديده و محبت و دوستي جاي خود را به كينه و دشمني مي دهد.
۳٫ استواري اجتماع: گروهي حجاب را مانع پيشرفت استعداهاي بانوان و موجب فلج كردن نيروي زن مي دانند، البته حجاب به صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي اينگونه است اما در اسلام چنين چيزي وجود ندارد، آيا اگر پسر و دختر در محيط جداگانه يا حتي در يك محيط ولي با پوشش مناسب و بدون آرايش درس بخوانند بهتر درس مي خوانند، فكر مي كنند و به استاد گوش مي دهند يا وقتي كه كنار هر پسري يك دختر آرايش كرده و بدون حجاب يا بد حجاب نشسته باشد؟
۴٫ ارزش و احترام زن: شكي نيست كه اشياء ذي قيمت و با ارزش دور از دسترس و در شرايط ويژه‌اي نگهداري مي شوند. اينكه اسلام حجاب را براي زن لازم دانسته است بدليل ارزش گذاري ويژه‌اي است كه براي زن قائل شده است. اسلام بخوبي دريافته است كه زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و عفيف‌تر حركت كند و زيبايي هاي خود را در معرض تماشاي مرد نگذارد بر احترامش افزوده مي گردد.(۲) اين نكته را در انتخاب همسر نيز شاهديم و بررسي ها نشان مي دهد كه حتي پسران لااُبالي از دختراني كه حجاب و پوشش بهتري دارند خواستگاري مي كنند.

حد واقعي حجابدر قرآن كريم اظهار زينت به دو قسم تقسيم شده است، آن قسم كه زينت ظاهري است اشكال ندارد، به تعبير قرآن : و لايُبدينَ زينَتهن الا ما ظَهَر منها(۳) يعني: «و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه (طبعاً) از آن پيداست». و در آية جلبات(۴) (پوشش) نيز حجاب و رعايت دقيق آن مورد تأكيد قرار گرفته است. فقهاء از آيات و روايات چنين فتوا داده اند كه رعايت حجاب بجز چهره و دستها تا مچ … واجب است(۵) در اينجا بايد نكاتي مدنظر قرار گيرد:
۱٫ پوشيدن چادر اگرچه حجاب برتر و نماد زن مسلمان مي باشد. امّا وجوب شرعي ندارد و زن مي تواند حجاب هاي ديگري غير از چادر داشته باشد. البته پوششي كه زن را در اجتماع انگشت نما كند و موجب جلب نظر نامحرم به سوي او باشد و يا اينكه نماد اجنبي و فرهنگ بيگانه باشد، از جهت مفسده هايي كه بر آن مترتب است جايز نيست. پس ملاك، رنگ و نوع پوشش نيست بلكه ملاك حفظ حرمت شئون زن مي باشد كه بايد در همه جا مدنظر قرار گيرد.
۲٫ اينكه پوشاندن چهره واجب نشده است، چهرة بدون آرايش زينت هاي اضافي مي‌باشد و گرنه چهرة بزك كرده كه قطعاً موجب جلب نگاه حرام مي باشد از موارد فوق استثناء نمي شود.

راهكارهاي جلب دختران به حجاب۱٫ ارتباط عاطفي با دختران: علت اصلي الگوگيري دختران از دوستان ناباب و ترجيح آنها بر پدر و مادر عدم ارتباط مناسب و صميمي پدر و مادر با آنهاست. مادر بايد زماني را به ارتباط آميخته با محبت و مدارا با دخترش اختصاص دهد. او بايد اين علاقه مندي را صادقانه و با نگاه صميمي به او نشان دهد. دختر بايد بتواند بدون ترس از تحقير، تنبيه و سرزنش مسائل و مشكلات خود را با والدين در ميان بگذارد. اگر مادر به دغدغه هاي دخترش دلسوزانه گوش كند، دختر نيز دغدغه هاي مادر و از جمله پوشش مناسب را خواهد پذيرفت و به دلائل و استدلالهاي مادر گوش فرا مي دهد.
۲٫ پند و اندرز با روش صحيح: موعظه و نصيحت از وظايف والدين است همانگونه كه قرآن كريم مي فرمايد: و ذكّر فَانَّ الذّكري تَن‍فَع المؤمنين(۶) يعني «و پند ده، كه مؤمنان را پند سود بخشد». امّا تذكر به فرزندان شرايطي دارد كه بدون رعايت آنها از اثراتش كاسته مي شود از جمله: ۱- شخص نصيحت كننده عامل به آنچه مي گويد باشد. ۲- تذكر در حضور ديگران نباشد. ۳- زمان نصيحت كوتاه باشد چرا كه تكرار و طولاني كردن تذكر موجب خستگي جوان شده و تأثير معكوس مي بخشد. ۴- نصيحت را با تحكّم همراه نكند چرا كه جوان از تحكّم و سختگيري گريزان است. ۵- در شرايطي كه جوان آمادگي پذيرش اندرز را دارد اينكار را انجام دهد ۶- اگر به جاي نصيحت از شيوة مشورتي استفاده شود بهتر است. ۷- گاه اثر پند به صورت غير مستقيم ـ مانند نوشتن نامه يا نقل يك حكايت ـ بيشتر است. ۸- از گفتن نصيحت هاي متعدد در يك جلسه پرهيز شود.
۳٫ پرهيز از سختگيري: جوان ذاتاً از سختگيري بيزار است. يكي از عوامل افزايش دختران فراري سختگيري هاي بي جاي والدين و عدم مدارا و تعامل با آنها است. بنابراين بايد به جاي اجبار سعي كنيم با خواسته‌هاي جوان به صورت منطقي برخورد كرده و با آنان ارتباط دوستانه داشته باشيم. از جمله اين سختگيري ها در پوشش چادر نمايان مي شود. مي‌توان به جاي اجبار در پوشيدن چادر و توجيه غيرمنطقي وجوب آن سعي كنيم ابتدا خود حجاب را توجيه منطقي بكنيم و سپس از روش هاي غير اجباري او را ترغيب به پوشيدن چادر نمائيم.
۴٫ زيبا جلوه دادن تكليف شرعي: جوان زيبا گراست. اگر تكليف شرعي و از جمله حجاب، زيبا و شيرين جلوه داده شود قطعاً جوان به سوي آن گرايش پيدا مي يابد. معمولاً پدر و مادرها وظايف شرعي را انجام مي دهند امّا چنان سرد و بي روح و با احساس خستگي است كه فرزند تلقي زيبايي از آن ندارد، مثلاً مادرهاي چادري پس از آنكه به خانه باز مي گردند چادري را به كنار انداخته و با احساس خستگي كلماتي مانند: آه خسته شدم، پختم و … را به زبان مي آورند. واضح است كه جوان ذهنيت بدي نسبت به حجاب پيدا مي كند.
۵٫ تكريم و حفظ احترام فرد: تكريم شخصيت جوان موجب جلب توجه و اعتماد او مي شود. با جلب اعتماد جوان مي توان مسائل و مشكلات او را بررسي و راهنمايي نمود. به ويژه نوجوانان و جوانان چه بسا قبل از هر چيز به احترام نياز دارند.
۶٫ راهنمايي در دوست يابي: مادر بايد دخترش را در انتخاب دوست شايسته راهنمايي كند و عواقب دوستي با افراد ناسالم را گوشزد كند. جوان از دوستان، بدليل روابط صميمي و عاطفي، اثر مي پذيرد. بنابراين نبايد او را رها كرد كه با هر كس ارتباط داشته و هر مكاني كه خواست برود، بلكه بايد بصورت نامحسوس رفقاي او و جاهايي را كه رفت و آمد مي كند زير نظر داشت.
خلاصه آنكه: اگر جوان، ما را به عنوان يك دوست بپذيرد آنگاه است كه مي توان با او سخن گفت و ظاهر و باطن او را تغيير داد.(۷)

 

پاورقی:

  1. مطهري، مرتضي، مسأله حجاب، چاپ انجمن اسلامي پزشكان، ۱۳۵۳، ص۵ و ۱۳٫
    ۲٫ همان، بخش ۲ و ۳٫
    ۳٫ نور:۳۱٫
    ۴٫ احزاب:۵۹، «يا ايّها النَبيُّ قُل لأَزواجكَ وَ بناتِكَ و نساءِ المؤمنينَ يُدنينَ علَيهنَّ من جَلبيهنَّ ذلك اَدني ان يُعرَفنَ فلا يُوذَينَ …» : « اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو : پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند. اين براي آنكه شاخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند (به احتياط) نزديك تر است».
    ۵٫ مراجعه شود به رسالة عمليه مراجع عظام.
    ۶٫ ذاريات:۵۵٫
    ۷٫ اكبري، محمود، رفتار والدين با دختران جوان، انتشارات مهر ثامن الائمه، چاپ اول، ۱۳۸۴، فصل ۳ و ۴٫
خانمي ۲۹ ساله هستم و داراي فرزندي ۱۰ ساله هستم. به علت دخالتهاي مادر شوهرم نمي توانم با او برخورد صحيح داشته باشم و اگر جائي نياز به برخورد با او و برآورده نكردن خواسته هايش باشد با گزارش به مادربزرگ از من باجگيري مي كند، چكار كنم؟

خانمي ۲۹ ساله هستم و داراي فرزندي ۱۰ ساله هستم. به علت دخالتهاي مادر شوهرم نمي توانم با او برخورد صحيح داشته باشم و اگر جائي نياز به برخورد با او و برآورده نكردن خواسته هايش باشد با گزارش به مادربزرگ از من باجگيري مي كند، چكار كنم؟

پاسخ:

در پاسخ به اين سؤال لازم مي دانم ابتدا مقدمه اي بيان كرده و سپس نكاتي را جهت كيفيت برخورد با كودك دلبندتان بيان كنم.
مقدمه
نقش محبت و علاقة انسانها به يكديگر، در ايجاد ارتباطي سالم و صحيح بين آنها چيزي نيست كه قابل انكار باشد. پيروزيهاي قلبي و روابط عميق دروني بيش از روابط ظاهري پايدار است و در واقع پيوند دروني، اساس وحدت انسانهاست.
كودك و نوجوان تشنة محبت و عواطف خالص است كه از ناحية اطرافيان نثار او مي شود و هر كسي در ابراز دوستي و علاقه و محبت نسبت به او پيش قدم باشد، اين كودك و نوجوان به آن شخص تمايل قلبي بيشتري خواهد داشت زيرا نياز كودك به محبت يك نياز فطري و همانند نياز او به غذا و آب و هوا مي باشد. محبت مطبوعترين غذاي روان كودك است، بوسيدن، بوئيدن، در آغوش گرفتن، حمايت كردن، و غيره او را مسرور مي كند و از آن لذت مي برد.(۱)
با توجه به مقدمه فوق نكاتي را خدمت شما خواهر ارجمند عرضه مي كنيم:
۱٫ در مرحلة خاصّي از زندگي كه معمولاً از ۶ سالگي تا ده سالگي اتفاق مي افتد، كودكان به افرادي كه بيشتر با آنها تماس دارند، بيشترين توجه را دارند و يا نيازهاي آنان را به خوبي تأمين مي نمايد، وابسته مي شوند و از نظر عاطفي به اين افراد پيوند قلبي ويژه اي پيدا مي كنند و اين وابستگي به سنين بالاتر هم سرايت مي كند و ادامه دارد تا اينكه آرام آرام وابستگي به افراد ديگري جايگزين اين وابستگي مي شود.(۲)
لذا از آن جايي كه كودك شما با مادربزرگ خود ارتباط عاطفي قوي داشته و از ناحيه ايشان حمايت هم مي شده است، منطقي و بجاست كه به او دلبستگي پيدا كرده باشد. و اين وابستگي به مادربزرگ، نه تنها جاي نگراني ندارد بلكه مطلوب و پسنديده است و به عنوان يك پناهگاه مطمئن حساب مي شود و از پناه بردن كودك به افراد غريب و بيگانه جلوگيري مي كند. بنابراين به افراد مورد اعتماد او هرگز اهانت نكنيد بلكه آنها را محترم بشماريم و با برخوردي دلسوزانه و همراه با محبت علاقه او را به خود جلب نمائيم.
۲٫ سعي كنيد به كودك خود ابراز محبت و دوستي داشته باشيد و در اين مسئله دريغ نكنيد زيرا محبت و علاقه باعث تسخير قلوب و ايجاد صميميت بيشتري مي شود. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند:«قلوب الرجال وحشية، فَمَن تألفها اقبلت عليه.» قلب انسانها سرگردان است، هر كس با او دوست شود به او رو مي آورد.(۳)
ببينيد فرزندتان چگونه از مادر بزرگ خود حمايت مي پذيرد، شما هم سعي كنيد همان طور زمينه را براي حمايت از فرزندتان فراهم سازيد.
۳٫ خطاب زيبا و تحسين آميز داشته باشيد و از تحقير او شديداً پرهيز نمائيد و سعي كنيد او را حمايت عاطفي نموده و نسبت به ارتباط او با پدر و مادر بزرگش حساسيت نشان ندهيد، و از اين ارتباط اظهار شادماني كنيد. و به ارزشهاي او و نسبت به افراد مورد علاقة او احترام قائل شويد تا به شما اعتماد كند و با شما هم رفتاري مؤدّبانه داشته باشد.(۴)
۴ .سعي كنيد حتي الامكان قبل از اينكه او چيزي را بخواهد، وسايل دلخواه و مطلوب او را تهيه كرده و به او هديه كنيد(البته چيزهايي را كه لازم دارد و قدرت خريدن آن را داريد) و از اين طريق اعلان كنيد كه بيش از ديگران دوستش داريد و به فكر او هستيد و در اعلان اين دوستي صادق و خالص باشيد.
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: كسي كه به ديگران احسان مي كند، محبت آنان را با خود همراه مي كند.(۵)
و اگر اين محبت و احسان در حق فرزند و جگر گوشة انسان باشد، ثمره و بركاتش بيشتر خواهد بود.
۵ .نقاط ضعف او را به رخ او نكشيد و از نقاط ضعف كودك سوء استفاده نكنيد و او را تحقير ننماييد بلكه از نقاط قوّت و فضائل اخلاقي و تربيتي او در جهت گسترش فضائل ديگر استفاده كنيد، مثلاً اگر براي حرف پدرش زياد ارزش قائل است به او بگوئيد شما كه اينقدر پسر خوبي هستي و مطيع فرمان پدرت هستي، حيف نيست كه فلان كار را براي من انجام ندهي.
۶٫ برخورد منطقي و صحيح با كودك و اينكه او را شخصي فهميده فرض نموده و براي امر و نهي هاي خود دليل منطقي داشته باشيم و هرگز او را كودكي كم فهم تصور نكنيم و توجيه غلط براي دستورات و كارهاي خود نداشته باشيم.
۷٫ همان گونه كه ذكر كرديم احتمالاً فرزندتان مورد توجه مادربزرگش مي باشد و از او رفتاري سرزنشگر نمي بيند بنابراين از سرزنش و جر و بحث بيجا شديداً پرهيز نموده، و ديگران را به رخ او نكشيم و هميشه اعلان كنيم كه كودك ما با ادب ترين و بهترين است.
۸٫ به ارتباط دوستانه او با پدر و با ديگران حساس نبوده بلكه تشويق به احترام ديگران بكنيم تا از اين طريق اعتماد او را به خود جلب نمائيم.
۹٫ از او حمايت عاطفي نموده و از كارهاي او قدرداني نمائيم و سعي كنيم مسئوليت بعضي كارها كه در توان او مي باشد را به او واگذار كنيم و به او اعتماد داشته باشيم.
۱۰٫ يك خط مشي ثابت در زندگي داشته و از چند گانگي در مسائل تربيتي پرهيز نموده و با صبر و حوصله و درايت كارها را دنبال كنيم.
۱۱٫ از خطاهاي او چشم پوشي نمائيم و سعي كنيم بيشتر به او الگو ارائه دهيم.
۱۲٫ درباره – به اصطلاح شما – باج خواهي فرزندتان از شما توسط مادربزرگش، توجه داشته باشيد كه با چند اقدام مي توانيد نتيجه بگيريد:
الف- رابطه تان را با مادرشوهر خود گرم و صميمي نماييد.
ب- درباره رفتارهاي فرزندتان به صورت شفاف و در عين حال احترام آميز با مادر شوهرتان صحبت نماييد و با بياني محبت آميز و از سر ياري طلبي در تربيت فرزندتان، برايش استدلال كنيد كه مثلاً اين كار شما به صلاح فرزند من نيست و او از محبت شما در اين موارد سوء استفاده مي كند.
ج- در صورتي كه اين اقدام در مرتبه اول كارساز نشد، مطلب را در دفعات بعدي به نحوي ديگر بيان نماييد. توجه داشته باشيد كه اين گونه تغييرات به تدريج و گذشت زمان نياز دارد و توقع نداشته باشيد با شتابزدگي نتيجه بگيريد.

 

پاورقی:

  1. فلسفي، محمد تقي، كودك از نظر وراثت و تربيت، تهران، نشر معارف اسلامي، ۱۳۴۲، بخش دوم.
    ۲٫ پريرخ، دادستان، روان شناسي ژنتيك ۲، تهران، انتشارات ژرف، ۱۳۶۹، ص ۱۵٫
    ۳٫ آمدي، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۸،حديث ۹۴۵۱، ص ۴۱۴٫
    ۴٫ مطالعة بيشتر، ر.ك: افروز، غلامعلي، مباحثي در روان شناسي و تربيت كودك و نوجوان، انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۴، ص ۲۰ تا ۵۰٫
    ۵٫ آمدي، تصنيف غرر الحكم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۸، حديث ۸۸۱۱، ص ۳۸۶٫
خواهشمندم در خصوص عوامل مؤثر در تربيت ديني دانش آموزان اعم از نقش خانواده، اجتماع، مدرسه، معلم و آموزش و پرورش، حكومت و رسانه ها توضيحاتي بفرماييد؟

خواهشمندم در خصوص عوامل مؤثر در تربيت ديني دانش آموزان اعم از نقش خانواده، اجتماع، مدرسه، معلم و آموزش و پرورش، حكومت و رسانه ها توضيحاتي بفرماييد؟

پاسخ:

روش كلي تربيت چيزي جز انس و عادت دادن كودك به داشتن صفات و رفتار پسنديده و رفع علاقه نسبت به رفتار ناپسند و صفات زشت نيست. در تربيت ديني انس به خداوند از طريق عادت دادن به عبادات و بيان اهميت و نقش عبادت و داشتن صفات نيك و زشتي گناه و صفات رزيله مهمترين عامل تربيت است. در اين راستا نماز خواندن خود والدين و وادار كردن كودك در سنين هفت سال به بعد به نماز و همراه بردن به مجالس دعا و ذكر اهل بيت(ع) و آموزش قرآن كريم و امور معنوي ديگر در تربيت ديني كودك تاثير بسزايي خواهد داشت.

روش هاي تربيت ديني :{T

۱-  در آموزش: در آموزش ديني شيوه ها و فنوني براي تربيت مطرح است كه اهم آنها عبارت اند از بحث كردن در مورد جهان و طبيعت و آفاق و انفس، دادن تذكر در موارد لازم و ضروري ( مثلاً دروغ كار زشتي است و …) ، توجه دادن به خود و ابعاد وجود ي خود ، واداشتن به تفكر و تدبر در امور، تعقل و استدلال ، استفاده از تجارب شخصي ، سياحت و زيارت اماكن و در سايه آن دادن آگاهي ، عبرت آموزي  و …

درس هاي ديني نمي توانند صرفاً ذهني باشند  چون  در آن صورت خشك و بي حاصل خواهند بود. بايد در مواردي او را به تماشاي زيبايي هاي آفرينش و مذهب و تعاليم آن جهت دهيم تا عظمت و قدرت آفريدگار در اعمال و روح  او تجلي كند.

به هرحال روش آموزش نبايد به صورتي باشد كه فكر و مغز او را تسخير كند و او را به صورت  برده اي درآورد. به همين نظر نبايد كوشش در القاي مطالب خشك و بي حاصل باشد ، بلكه عرضه و ارائه ي عمل و نماياندن چهره واقعي مذهب در حيات خانوادگي و در موضع گيري هاي عملي مهم است.

پس قدرت درك او را از طريق  سؤالات بالا  ببريد و قدرت تعميم او را با اين گونه پرسش ها تقويت كنيد : زمين را كه آفريد؟ درخت را كه آفريد؟ آب را چه كسي به وجود آورد؟ آسمان را چه كسي ؟ و … و سپس نتيجه بگيريد كه : همه چيز را خدا آفريد.

با پرسش هاي مكرر ، خدا را در ذهن كودك  بزرگ  و دوست داشتني كنيد؛ روح مذهب را در اعماق وجود او نفوذ دهيد، و شك ها را از درون او بزداييد. آموزش ها به صورت  سمعي و بصري و حتي لمس و درك باشد تا كودك را به خود آورد و او را قلباً به مكتب خود معتقد و علاقه مند سازد.

۲-  در پرورش :در پرورش مذهبي ، تكيه به مسائل و جنبه هايي است كه اهم آنها عبارت اند از :

 

T}احياي فطرت:{T

در سرشت و ذات كودك جنبه هايي وجود دارند كه فرد را به سوي تقوا و عدالت ، پاكي و صداقت وا مي دارند. ميل به پاكي و صفا در كودكان امري است كه در همه جاي جهان مي توان از آن سراغ گرفت . ما در هيچ كجاي جهان فردي را نمي شناسيم كه در كودكي و خردسالي خواستار خير و پاكي ، جوانمردي و صداقت نباشد و يا كمك به مظلوم مورد تحسينش قرار نگيرد .احياي فطرت ، خود گامي است به سوي رشد ، و در پرورش و سازندگي افراد نقشي فوق العاده دارد. در تربيت ، سعي بر اين است كه طفل را به فطرت ارجاع دهيم  و داوري را از وجدان او بطلبيم و حظّ و بهره ي او را بر اساس آن قرار دهيم كه فطرت و وجدانش تأييد مي كند.

در تربيت و سازندگي نسل ، سعي بر اين است كه تنها از حق طرفداري شود و به كودك نيز القاء گردد و عرضه حق دور از هر گونه شائبه اي و پيراسته از هرگونه مصلحت جويي باشد. اجازه دهيم كه فطرتش سالم و دست نخورده باشد و به راستي و درستي و پاكي همچنان مأنوس و دوست دار فضائل باشد.

 

T}تزريق محبت خدا{T

: ما بايد كاري كنيم كه كودك خدا را دوست داشته باشد . در اين صورت است كه او مي تواند عامل به احكام خدا شود . در طريق وصول به اين هدف ضروري است خدا را دوست داشتني ، مهربان و بخشنده و صميمي تر از پدر و مادر معرفي كنيد.همچنين ضروري است اين تصور در ذهن كودك مستقر شود كه خدا او را دوست دارد و مي خواهد او فردي ارزنده شود و خوشبخت و سعادتمند گردد. با كودكان لااقل تا شش سالگي بايد دائماً از مهر و عنايت خدا و از لطف و كرامت او سخن گفت ، نه از خشم و غضب و جهنم  و عذاب او.

در طريق تزريق محبت خدا دردل كودك از هر وسيله حقي مي توان استفاده كرد و داستانها و قصه هايي در اين رابطه مي توان ساخت ؛ البته  بايد درنظر داشت كه تصور و سخن والدين درباره خدا در كودك مؤثر  است . اگر آنان خدا را فردي خشمگين معرفي كنند يا رحيم ، در تلقي كودك مؤثر خواهد بود.

 

T}ايجاد عُلقه به اولياي الهي{T

: كودك بايد به اولياي دين، به رسول خدا و ائمه عليهم السلام و ديگر پاسداران مذهب علاقه مند باشد تا امر و نهي شان و راه و روششان در او اثر گذارد و شيوه هاي زندگي آنان را سرمشق قرار دهد. در طريق وصول به اين هدف مي توان از شيوه هاي گوناگوني استفاده كرد كه يك نمونه ي آن ذكر داستان زندگي و شرح فداكاري و خدمات آنهاست .اصولاً كودكان نسبت به كساني كه جنبه اعجاب و تحسين آنها را بر مي انگيزند و راه و روش قهرمانان را دارند علاقه مندند. اگر بتوانيم پيشوايان مذهب را به همان گونه اي كه بودند بزرگ و عظيم معرفي كنيم و شرح ايثارگري هاي آنان را به زبان ساده و قابل فهم براي كودك بيان كنيم ، در طفل علاقه اي قلبي نسبت به آنها پديد آمده و دوستدار آنها خواهد شد و جنبه ي همانند ي وادارش مي سازد كه عملاً از راه و روش آنها تبعيت كند.

 

T}ايجاد روحيه تعاون و تشكل{T

:در پرورش مذهبي سعي بر اين است كه جنبه تولي و تبري را در او تقويت كنيم . آنچنان كه ولايت اولياي حق و دوستداران مذهب را بپذيرد و از دشمنان دين بيزاري جويد. در عين دوست داشتن بشريت و خير خواهي براي آنان ، ضروري است اولويت ها در جنبه خيررساني براي او مطرح شود.سلسله مراتب كساني كه در معرض بهره مندي از حمايت افراد قرار مي گيرند. عبارتست از والدين و خويشان ، همسايگان، افرادي كه با ما هم كيش و برادرند و در مناصب گوناگون سرگرم خدمت و تلاشند و آنگاه ، ديگر انسانهايي كه اهل كتابند و هم آنها كه شايد حكمت و عقيده درستي ندارند ولي مزاحم كسي هم نيستند.

روحيه سازماندهي و تشكل در كودكان بايد قوي شود آنچنان كه در سايه ي ياري ها و همراهي ها ، وحدت و الفتي حاصل شود و افراد به كمك هم و با تمركز ، وحدت و قدرت بتوانند در سطح ملي و بين المللي كارهاي مهمي را انجام دهند . و يا به تعبيري كه رسول خدا (ص) دارد همه چون يك دست و يك قدرت در برابر بيگانه گردند.

 

T}د- فنون و ابزار لازم{T

۱-  در جنبه ابزار: وسايل وابزار تربيت در اين راه بسيار و برخي از آنها عبارت اند از:

داستان ها : منظور  داستان هاي مربوط به پيشوايان مذهب است كه ذكر آن ضمن بالا بردن سطح فكر و معرفت كودكان سبب ايجاد عُلقه ( دلبستگي ) و تلاش براي همانندي هم خواهد بود. شما به همراه داستان و شرح حال و زندگي اولياي مذهب مي توانيد معارف و مباحثي را به كودك القاء كنيد.

محافل و مجامع: قرار دادن كودك در جو مذهبي مثل مساجد و محافل، جلسات مذهبي ، اجتماعات سالم ديني در رشد و پرورش ديني آنها بسيار مؤثر است . كودكان ما از حدود سه سالگي چنين آمادگي را دارند و در ضمن آن به فراگيري آيات و دعا و برنامه ها مي پردازند. طفل از همراهي با پدر براي رفتن به مسجد و مجلسي خوشحال مي شود و به مسائل مذهبي با علاقه گوش مي كند. از حدود هشت سالگي دوست دارد عضو سازمان مذهبي شود و به خاطر آن احساس غرور مي كند.

رفتارهاي مذهبي جمعي : برگزاري نماز جماعت ، تربيت گروه سرودهاي مذهبي و مشاركت دادن كودك در آن ، خود از مسائل مورد علاقه كودك است . دكلمه ، نمايش ، عبادت هاي جمعي ، آوازهاي مذهبي به صورت  گروهي در تربيت  مذهبي كودكان بسيار مؤثر است و موجباتي را براي رشد مذهبي ، صفا و اخلاص فراهم مي آورد ؛ اگر چه برخي از آنها براي خوشايند ديگران صورت گيرد.

منطق و استدلال : به كار بردن منطقي كودك پسند ، و بيان مسئله  به زباني كه كودك را اقناع كند خود در رشد مذهبي او مؤثر  است . برنامه ها بايد به صورتي منسجم و هماهنگ باشند، طوري كه به كودك نظمي فكري بدهند ، براي طفل قابل درك و فهم باشند و او را درحد توان فكري قانع سازند. و البته فراموش نخواهيم كرد كه تفكر منطقي در كودكان از حدود هفت سالگي  ظهور كرده و تدريجاً رشد خواهد كرد.

فرصت ها: در جريان زندگي و در مسير آن گاهي فرصت هايي پديد مي آيند كه دقايق آن براي مربي غنيمت و كل آن به صورت  ابزار و وسيله اي در اختيار است. در جامعه اسلامي ما جشنها ، وفات ها ، اعياد و مراسم بسيارند. دراين فرصت ها مي توان بحث هايي را ترتيب داد و ضمن آن از مسائل اسلامي ، از راه و رسم حيات اسلامي ، از اخلاق و عادات مذهبي سخن گفت و بذر رفتار اسلامي را در نهاد كودك كاشت.

۲-  در جنبه فنون : در اين جنبه ها نكات و شرايط متعددي مطرحند كه ذكر همه آنها در اين مختصر ميسر نيست، آنچه با رعايت اختصار دراين رابطه مي توان ذكر كرد عبارتست از :

– ارائه الگو: ما ناگزيريم دراين رابطه بيشتر حرف بزنيم از آن بابت كه نقش الگو ها در رنگ دادن زندگي كودك سرنوشت ساز است. اصولاً تربيت ، و به ويژه تربيت ديني بر اساس دستورات عملي و مدل هايي خواهد بود كه والدين و مربيان به كودك عرضه مي كنند. طفلي كه رفتاري را از والدين خود ببيند از آن تبعيت خواهد كرد، خواه رفتاري سالم باشد وخواه ناسالم .

جنبه تبعيت از الگو درهمه ي سنين مهم است و در شش تا دوازده سالگي داراي نقشي قوي تر از ديگر سنين است . البته فراموش نخواهيم كرد كه تصور كودك چهار ساله از پدرش اين است كه او قدرت مطلق است، همه چيز را مي داند و هرچه را كه انجام مي دهد درست است. به همين نظر است كه ما توصيه مي كنيم والدين و مربيان مراقب رفتار و سخنان خود باشند.

ما حتي معتقديم كه الگوهاي تربيتي  كودكان در جنبه ي اخلاق ، و در صبر و اخلاص و امانت و پاكي و بركناري از شبهات بايد خدا گونه باشند، صاحب علم و آگاهي باشند و نظريه اي  را عرضه و ارائه كنند كه مدافع آن هستند ، در نظر داشته باشند كه ذهن كودك به زمين آماده اي شبيه است كه همه چيز را مي پذيرد ، حتي اوهام و خرافات را.

ما به نصيحت زباني در پرورش ديني چندان معتقد نيستيم ، قائليم كه نقش عملي والدين كارسازتر است و رفتار مذهبي كودك به ميزان علاقه و شايستگي و ميزان درك و فهم والدين و نوع رفتار و موضعگيري آنها در برابر حوادث بستگي دارد.

عبرت آموزي: اين هم نكته اي مهم و سازنده در تربيت است كه هر واقعه و جرياني را به صورت  درسي در آوريم كه كودك از آن استفاده كند. اين كه فردي دروغ گفته و رسوا شده ، اين كه فردي ديگر خيانت كرده و آبرويش رفته است و آن سومي كه تنبلي و تن پروري كرده و گرفتارشده و آن چهارمي  نتيجه بد عمل خود را كشف كرده ، و آن پنجمي كه از دنيا رفته و از او نام نيك يا بدي باقي مانده براي كودك درس است. مربي لايقي مي خواهد تا اين درس را به كودك القاء و وقايع را به نحوي مفيد و شايسته ارزيابي كند.

توجه به رغبت: كودك همه گاه آماده انجام دادن همه كارها نيست . در ساعتي نمي خواهد  با شما نماز بخواند او را تحت فشار قرار ندهيد و مجبورش نكنيد كه حتماً برخيزد و چنين كند كه زيان آن از نفعش بيشتر است . بگذاريد خود با رغبت به سوي شما آيد تا براساس حضور قلب به عبادت بپردازد . تحميل به اسم مذهب مفيد نيست.

از مجاورت نيكو با كودك استفاده كنيد و بكوشيد كودك با شما يا فرد ديگري كه پايبند به مذهب است مأنوس شود. انس ها و الفت ها ، انضباط مذهبي را دروني مي كنند. طفل درعين آزاديِ فكر،  به آزادي عبادت و اطاعت هم دست خواهد يافت و اين امر اگر ازهمان آغاز كودكي پيگيري شود ، در قبل از ده و حتي در هشت سالگي ثمرات خود را نشان مي دهد و به اصطلاح قواعد مذهبي در او ريشه دار مي شوند.

 

T}هـ – مراقبت هاي لازم{T

در طريق تربيت ديني كودكان مراقبت هايي بايد صورت گيرد تا امر تربيت مؤثرتر باشد . اين مراقبت ها از جهات مختلفي مورد بحث هستند كه اهم آنها عبارت اند از:

۱-  پاسخ درست به سؤالات : درك و فهم كودك نسبت به مسائل مذهبي بسيار محدود است و به همين نظراو دائماً در زمينه هاي گوناگون به سؤال و پرسش مي پردازد تا دامنه اطلاعات خود را وسيع تر سازد. پرسش هاي او نشانه ي علاقه مندي او به عقلاني و مستدل كردن اطلاعات مذهبي است و براي مربي نقطه مثبتي مي باشد .

آنچه مهم است دادن پاسخ به سؤالات است كه بايد درست و قانع كننده باشد. ما نياز نداريم كه با استدلالِ نيرومند و قوي به كودك جواب دهيم ؛ زيرا او دراين رابطه شايد نتواند حقايق را درك كند و مباني درك منطقي و مستدل او چندان رشدي ندارند ؛ ولي ضروري است پاسخ ها قاطع باشند آن چنان كه او را قانع كنند نه ساكت ، قلب پاك و منزه او بايد آن را بپذيرد و ذهنش آن را در خود جاي دهد.

موفقيت در اين امر بسته به آن است كه والدين و مربيان ، خود اعتقادات و اطلاعات روشني داشته باشند و به آنچه كه مي گويند مؤمن باشند. اگر جاي ابهامي در زمينه اي خاص برايشان وجود دارد از خود دور سازند و در پاسخ هم خود را در وضع درك و فهم و موقعيت كودك قرار دهند.

۲-  جلوگيري از بدآموزي ها: چه بسيارند شبهات و بد آموزي هايي كه براي كودك پديد مي آيند و ناشي ازجهل و يا بي توجهي مربيان است و البته آنها هم در اين امر شايد معذور باشند. از آن بابت كه برخي از مستشرقان خيانتكار، دوستان نادان و دشمنان دانا ذهن ها را آلوده كرده اند و افسانه ها و اساطيري را به نام مذهب وارد جامعه نموده اند و اذهان مردم را آلوده اند.

عقايد و افكارغلطي كه وارد مغزها شده اند به زودي از بين رفتني نيستند و اي  بسا كه خود به گروه و نسل هاي ديگر القاء شوند ودر ذهن آنها هم ريشه دار گردند. در آموزش ها، بويژه در آموزش مذهبي بايد چيزي را به كودك آموخت كه بعدها نيازي به اصلاح نداشته باشد.

والدين و مربيان اعتقاد به خدا، به مذهب و تعاليم آن را به گونه اي در كودك پديد آورند كه روح مذهب در آنان به صورتي صحيح استوار گردد. همچنين مسائل و مباحث آموخته شده به صورتي باشند كه كودك در حال و بعد ، آنها را منافي با حق و حقيقت نيابد. غرض اين است بدانيم كه عقايد مذهبي كودكان با زندگي روزمره و تجارب و آگاهي هاي خانواده و مدرسه ارتباط نزديك دارد.

۳-  ايجاد عادات مذهبي : زندگي خود و خانواده خود را مذهبي كنيد. آن چنان كه رفتار و گفتار، رفت و آمدها ، معاشرت ها ، خور و خواب ها و موضعگيري ها همه رنگ مذهب داشته باشند. نماز خود را در اول وقت بخوانيد و برنامه كار و بازي كودك را طوري ترتيب دهيد كه در آن ساعت فارغ البال و با شما همراه باشد؛ روح خير خواهي نسبت به همنوع را درخود زنده و متجلي سازيد تا فرزند شما از آن درس بياموزد؛ در برخوردها خوشرو باشيد كه حاصل آن عملاً خوشرويي فرزند شما باشد و درهمه ي آنچه كه مورد نظر است به طور مداوم و مستمر عمل كنيد تا اين خوي ها در شما و فرزندنتان به صورت عادت درآيد.

۴-  خستگي جسمي و ذهني : ما دوست داريم كه فرزندان ما عامل به مذهب و تعاليم آن باشند ولي نمي خواهيم كه كودك را در طريق مذهب و عبادت و طاعت آن چنان خسته كنيم كه از آن متنفر و بيزار گردد. طفلي كه از همان آغاز حيات از عبادت خسته شود ترجيح خواهد داد كه بدون مذهب باشد.

غرض اين است كه در اعمال مذهبي ظرفيت جسماني ، رواني، فكري و عاطفي كودك را در نظر گيريم و ببينيم تا چه حد آمادگي پذيرش و عمل دارد. از كودك هفت ساله خود انتظار نداشته باشيد كه پا به پاي شما در راهپيمايي ها شركت كند و چون شما شعار دهد. او كودك است، خسته خواهد شد . از فرزند ده ساله خود انتظار نداشته باشيد كه چون شما در جلسه مذهبي چند ساعته ساكت و آرام بنشيند وهمانند شما به خواندن دعا، سينه زني و مرثيه خواني بپردازد.

بررسي هاي علمي نشان مي دهند كه بيشتر لامذهبان و يا مخالفان مذهب از دو گروهند:يكي فردي كه در دوران كودكي  و نوجواني آگاهي و تربيت مذهبي به او نداده اند و ديگر فردي كه تربيت مذهبي دوران كودكي اش با خشونت و سختگيري توأم و همراه بوده است و يا كودك را در عين نفهميدن مسئله اي  وادار به عمل كرده اند.

 

تعليم و تربيت ديني از نگاه آيت الله دکتر شهيد بهشتي

اين مقاله کوششي است در جهت پاسخگويي به دو سوال اصلي در زمينه آسيب هاي تربيت ديني؛

۱- از نظر دکتر بهشتي چالش ها، موانع و آسيب هاي تعليم و تربيت ديني کدام است؟

۲- از نظر ايشان نقش و سهم عوامل موثر يا بازدارنده تعليم و تربيت ديني چيست؟۱- آسيب هاي تربيت ديني در زمينه ها و محيط

تعليم و تربيت ديني محصول کارکرد تمام دستگاه هاي فرهنگي – تربيتي مثل مدرسه، خانواده، رسانه هاي جمعي، تمام نهادهاي سياسي، اقتصادي، قضائي و … در کنار محيط اجتماعي است. وفاداري به باورها و آموزه هاي ديني و تجلي آن در برنامه ريزي ها و تصميم گيري هاي عوامل مذکور، زمينه ساز و تسهيل کننده تحقق اهداف تربيت ديني است و عدم پايبندي يا کارکردهاي نامطلوب آنها به عنوان مانع جدي و آسيب زا در فراروي مخاطبان تربيت قرار دارد. امري که شهيد بهشتي به تناسب موضوعات به طرح آن پرداخته است.

۱-۱: خانواده

۱-۱-۱: بي توجهي به نيازهاي جسمي

خانواده به عنوان اولين کانون رشد و تعالي فرد بايد زمينه هاي پرورش ابعاد جسمي و روحي او را فراهم کند. ضرورت رفع نيازهاي جسمي از آن جهت در نظر شهيد بهشتي اهميت دارد که بسياري از مشکلات آموزش و يادگيري، به نقص و سوء تغذيه، بيماري اندام ها و دستگا هاي بدن دانش آموزان بر مي گردد. از جمله بيماري دستگاه گوارش يا اندام هاي چشم و گوش(۱٫)

درنگاه شهيد بهشتي، عدم توجه به نيازهاي جسمي از سوي خانواده ها ناشي از فقر فرهنگي و اقتصادي آنهاست که خود زمينه آسيب هاي گوناگوني را فراهم مي کند:

“خانواده اي است که از نظر اقتصادي؛ با درآمد کم، از نظر وقت و فراغت پدر و مادر؛ با فراغت و وقت کم و محدود، از نظر امکانات تامين حداقل خوراک و پوشاک و فرهنگ و بهداشت براي بچه ها؛ کم بضاعت. در چنين خانواده اي فرزندان دچار آسيب هاي گوناگون، آسيب هاي جسمي که در روح موثر است و آسيب هاي رواني و اخلاقي و تربيتي مي شوند(۲٫)”

۱-۱-۲: بي توجهي به نقش الگويي خود

اقتضاي فطرت کودک و نيازهاي جسمي او سبب مي شود که بيشترين ارتباط را با والدين داشته باشد. اين در حالي است که ميزان تربيت پذيري کودک از والدين بسيار عميق و پابرجاست. کودک با اعتماد و اطمينان، تمام آنچه را که از والدين سر مي زند درست و نيکو مي شمرد و بدين ترتيب، تربيت پذيري کودک به الگو پذيري از والدين تبديل مي شود.(۳)

شهيد بهشتي معتقد است که الگوپذيري کودک، فضايي را ايجاد مي کند که خانواده مي تواند با تکيه بر آن، زمينه هاي پرورش عادت ها، خصلت ها و خلقيات پسنديده را فراهم نمايد. آنها مي توانند با رفتار خود و با هوشياري، زمينه را براي آموزش مفاهيم ديني مهيا سازند.(۴) چراکه عمل و رفتار پدر و مادر تاثير عميق و ريشه داري شبيه وراثت طبيعي در فرزندان دارد.(۵)

هرچند اثرپذيري فرزندان فرصت مناسبي را براي تربيت آنان فراهم مي کند، برخي از والدين بدون توجه به نقش الگويي خود، برخلاف اهداف تربيتي خويش عمل مي کنند:

“اگر من و شما با عاطفه، محبت و دلسوزي مراقب پدر و مادر بوديم بچه ها خود به خود اين را ياد مي گيرند. خانم، دختر شما که در خانه ده ها بار ناظر بوده که به شوهرتان گفتيد: آخر من تا کي بايد در پرستاري کردن از مادرت باتو همکاري کنم؟ چه انتظاري داريد که اين دختر، فردا پرستار شما و شوهرتان باشد؟”(۶)

از نظر شهيد بهشتي بسياري از ضعف هاي تربيتي که در بزرگسالان ديده مي شود حاصل تربيت هاي ناخواسته والدين بوده است. به عنوان مثال از علل عمده اي که بچه ها تارک الصلوه مي شوند يا به نماز اهميت نمي دهند اين است که پدرشان با نماز اين چنين برخورد مي کرده است.(۷)

تضاد ميان دو نسل

از مسائل بسيار مهم اجتماعي زمان حاضر، درگيري دو نسل نوسال و جوان سال با نسل قبل از آن است. از نظر تعاليم اسلام اين درگيري در دو حوزه صورت مي پذيرد. اول: درگيري دو نسل بر سر حق و باطل، عدل و ظلم، خير و شر. دوم: رعايت حدود و حقوق پدر و مادر و فرزندان و حقوق متقابل.(۸)

شهيد بهشتي با تبيين ويژگي هاي جوانان و نوجوانان از قبيل حق گرايي، حق دوستي، حق پرستي، خيردوستي و عدل دوستي، اين ويژگي ها را در اغلب جوانان بيشتر از ساير افراد دانسته است و آن را زمينه مساعد خدادادي براي بهره برداري شايسته مي داند و بي توجهي به آن را تيره بختي مي نامد.(۹)

براساس تبيين ايشان، جوانان مي خواهند مطابق گرايش فطري خود، به حق عمل کنند و آن را در والدين نيز مشاهده نمايند ولي نسل قديم ترمز نسل جديد مي شود و اجازه بالندگي و رشد را به آنان نمي دهند.(۱۰) اين در حالي است که اسلام اين درگيري ها را نه شوم دانسته و نه بد تلقي کرده، بلکه آن را عامل تکامل، تحرک و پويايي جامعه، معرفي نموده است.(۱۱)

البته گاهي نيز نسل جديد ترمز نسل قديم مي شود و آن زماني است که عشق و علاقه والدين به فرزندان مانع حرکت آنها در مسير رشد و تعالي مي شود. جلوگيري از اين آسيب در درون خانواده، تنها زماني امکان پذير است که در خانواده، “حق” محور باشد و همه در برابر حق تسليم باشند.(۱۲)

۱-۲: دوستان و همسالان

تاثير همسالان و دوستان در رشد شخصيت و رفتار کودکان مقام دوم را دارد .دوستان و همسالان مي توانند برخي از رفتارها را در کودکان تقويت نمايند يا تغيير دهند.(۱۳) به همين دليل، والدين بايد در انتخاب دوست براي فرزندانشان مشارکت فعال داشته باشند. آنان به حکم طبيعت به دنبال همبازي و رفيق مي روند. اگر خانواده براي آنان همبازي و رفيق متناسب با معيارهاي تعليم و تربيت اسلامي تامين نکند سراغ دوستان فاسد مي روند و تلاش خانواده در تربيت آنها خنثي يا کم اثر مي شود.(۱۴)

۱-۳: رسانه ها

نقش رسانه ها بويژه رسانه هاي جمعي سمعي و بصري در تکوين شخصيت آحاد جامعه بخصوص جوانان و نوجوانان نقشي غيرقابل انکار است. اين رسانه ها با استفاده از ابزارهاي هنري در شناخت، نگرش و رفتار دانش آموزان اثر مي گذارند.

متوليان تعليم و تربيت، بايد باتوجه به ميزان اثرگذاري اين رسانه ها از آنها بهره گيري نمايند و از انحصار در استفاده از ابزارهاي نوشتاري خارج شوند.(۱۵)

باتوجه به تنوع و اثرگذاري رسانه ها چنانچه آنها هماهنگ با برنامه ريزي هاي نهادهاي تربيتي گام بردارند مي توانند نقش بسيار مثبتي را براي رسيدن به اهداف تربيتي ايفا کنند. در غير اين صورت آسيب زا مي باشند و فرآيند تربيت رامختل مي نمايند: شهيد بهشتي با اذعان به اين مهم مي گويد:

“هر قدر برگوش او (دانش آموز) بخوانيم (تبليغ کنيم) او يک خبر در روزنامه مي خواند، يک تصوير در روزنامه مي بيند، يک گزارش در تلويزيون مي بيند، يک فيلم در فلان جا مي بيند از زندگي ديگران و وضع ديگران و شکل کار ديگران مطلع مي شود و دلش در خانه ديگران است.”(۱۶)

۱-۴: محيط و عوامل اجتماعي

شهيد بهشتي با تاکيد بر نقش ويژه محيط اجتماعي در فرآيند تعليم و تربيت، چگونگي تاثيرگذاري آن در بياني زيبا اين گونه ترسيم مي کند:

“همان گونه که يک گل خوشبوي لطيف نازک، خيلي زودتر در برابر عوامل فساد متاثر و منفعل مي شود و به فساد و پژمردگي مي گرايد، روح لطيف آدمي به مراتب از جسم او براي آلوده شدن حساس تر و آماده تر است و به دليل خاصيت قبول و انفعالش ضمانت بيشتري مي خواهد تا در برابر عوامل فساد محيط مصون بماند.”(۱۷)

در عين حال، اثرگذاري عوامل اجتماعي و اثرپذيري انسان از آنها را محدود مي داند:

“هيچ انساني محکوم هيچ غيراجتماعي نيست ولي کيفيت و روابط و مناسبات اجتماعي و اقتصادي روي انتخاب آگاهانه انسان اثر مي گذارد اما نه در حد جبر بلکه در حد اينکه انتخاب او را آسان تر يا دشوارتر، رفتن او را به اين سو يا آن سو، آسان تر يا دشوارتر کند.”(۱۸)

شهيد مطهري(ره) نيز در بياني جذاب نقش محيط را اين گونه تبيين کرده است:

“خداشناسي و خداپرستي طبعا مستلزم يک نوع تعالي روحي خاصي است، بذري است که در زمينهاي پاک رشد مي کند زمينهاي فاسد و شوره زار، اين بذر را فاسد مي کند و از ميان مي برد.”(۱۹)

از همين رو شهيد بهشتي همه محيط ها براي شکوفايي و باروري انسان را يکسان نمي داند: محيط هايي هستند که باروري و رشد نيک خواهي، خيرخواهي و خداخواهي انسان را آسانتر مي کنند و برعکس محيط هايي هستند که ضمن تضعيف ارزشهاي مذکور، فضا را براي شيطان پرستي، هواپرستي و تباهي فراهم مي آورند. از همين رو اسلام برخلاف ليبراليسم نسبت به فساد و صلاح جامعه بي تفاوت نيست.(۲۰)

“يکي از جنبه هاي بسيار مهم در وظيفه بزرگ و خطير امر به معروف و نهي از منکر دعوت زباني و عملي به خير اين است که محيط اجتماعي را براي پرورش استعدادها و آمادگي خير در توده ها آماده مي کند و به عکس، جامعه اي که در او گناه و فساد و تباهي و ظلم و ستم و عدوان رواج دارد چنين جامعه اي محيط مساعدي براي رشد نقطه هاي ضعف بشري و پژمردگي نقطه هاي قوت و خير بشري است. حساب امر به معروف و نهي از منکر، … حساب محيط سازي است. محيط سالم براي پرورش سالم و صحيح استعدادهاي خير نهفته در انسانهاست، مسئله بهداشت محيط اجتماعي است.”(۲۱)

در نظام اسلامي هر گونه آزادي که زمينه فساد محيط را آماده کند ممنوع است چرا که:

“اين نوع آزادي زمينه اجتماعي را براي آسان تر شدن نفوذ فساد در انسان هاي ديگر و به بيراهه کشاندن انسان هاي ديگر را آماده مي سازد و نظام اسلامي در اداره جامعه بايد مواظب اين انحراف باشد.”(۲۲)

۱-۵: حکومت

آسيب هاي ناشي از ناحيه حکومت از مهمترين آسيب ها در تربيت ديني است. حکومت ها به فکر و عمل جامعه جهت مي دهند و انديشه ها و باورهاي خود را در ميان مردم مي گسترانند. سخن امام علي(ع) ناظر به همين مسئله است:

“الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم”(۲۳)

“مردم – در روش هاي اخلاقي و صفات اجتماعي – به حکومت هاي خود بيشتر شباهت دارند تا به پدران خويش.”

به همين دليل شهيد بهشتي در پاسخ به اين سوال (مقدر) که وظيفه مسلمانان در اين خصوص چيست؟ مي گويد: بر هر انسان مسلمان متعهدي لازم است که محيط را براي سالم زيستن خود و ديگران پاک نگه دارد و اين زماني اتفاق مي افتد که مومنان عمل کننده به ايمان و اهل ايمان و عمل، قدرت را در دست بگيرند و بر کافران ناسپاس حق ناشناس حق کش پيروز شوند.(۲۴) و معتقد است که:

“آن قدر که عمال و کارگزاران جامعه به فکر و عمل جامعه جهت مي دهند خطبا و داعيان جامعه نمي توانند آن اندازه به فکر و عمل جامعه جهت بدهند.”(۲۵)

بنابراين اگر حکومت، حکومتي باشد که سرشتش، سرشت عدل، حق، خدانگري، خداخواهي، خدمت به خلق خدا نباشد، اين باورها قادر به رشد کردن و باليدن در آن جامعه نمي شوند.(۲۶)

از سوي ديگر، آن زمان که حکومت، حکومت اسلامي باشد و مومنان، قدرت را در دست گرفته باشند، تربيت ديني از ناحيه اي ديگر ممکن است آسيب ببيند. به عقيده ايشان اگر در حکومت ديني و اسلامي، تلاش و کوششي و جهاد و جنبشي در راه آرمان ها و باورهاي ديني صورت نگيرد، نه تنها ديگران بلکه مردم جامعه اسلامي نيز از آن رويگردان مي شوند و زمينه انحراف جوانان فراهم مي شود.(۲۷)

۲- آسيب هاي تربيت ديني در حوزه “منابع و محتوا”

۲-۱:حذف عقل از منابع شناخت

گروهي از مسلمانان از جمله اشعري ها معتقدند که عقل انسان قابليت فهم شرع و و حق دخالت در شناخت احکام و معارف اسلامي را مطلقا ندارد. آنها آموزه هاي ديني را اصولي يکسره تعبدي و فاقد پشتوانه و دليل عقلاني مي دانند(۲۸) شهيد بهشتي منشا اين خطاي خطرناک را اين گونه بيان کرده است.

“با کمال تاسف عده اي در جهت تقويت وابستگي انسان مسلمان به کتاب و سنت و محکم کردن پايگاه حجيت و ارزش و سنديت کلام خدا و سنت رسول خدا(ص) به سوي افراط رفتند. اين در حالي است که عدم شناخت خوب و بد توسط انسان، به راستي خطرناک مي باشد.”(۲۹)

اين تصور درحالي است که يکي از اهداف تربيت ديني دراديان الهي، تربيت انسان عاشق عاقل است نه عاشق بي عقل. انساني که با مطالعه و تفکر در زمينه ها و مقتضيات و با درک درست از استعدادها و آمادگي خود، راه مناسب را انتخاب نمايد(۳۰) اسلام مي خواهد بشر با شناخت روشن انديشه تحليلگر (عقل) خود از بديهي ترين نقطه ها و با روشن ترين روندها آغاز کند و پيش برود. اسلام از وحي و پيغمبر شروع نمي شود بلکه از روشن ترين شناخت هاي به دست آمده از عقل بشر شروع مي شود.(۳۱)

به عقيده صاحب نظران تعليم و تربيت، غير عقلاني معرفي کردن معارف و احکام ديني، پيامدهاي خطرناکي دارد، از جمله آنکه باعث مي شود تربيت ديني بر پايه هاي سست و لرزان بنا شود که خود عدم تقيد به احکام اسلامي را در پي خواهد داشت.(۳۲)

شهيد بهشتي اين آسيب را چنين تبيين مي کند:

تجربه نشان داده است آدم هاي خيلي متدين که سعي دارند مطابق با قالب هاي شريعت زندگي کنند اگر بي دين شوند از کثيف ترين، رذلترين و ناجوانمردنه ترين انسان ها از آب در مي آيند. اين درحالي است که در افراد ديگري که به خدا و دين و پيامبر و قرآن معتقد نيستند، يک نوع جوانمردي، ادب، عاطفه و نيکي قابل رويت است. چرا؟

والديني که از آغاز کودکي فرزندشان در تربيت و ترغيب او به کارهاي نيک، آنها را وابسته به امر خدا و ترهيب از کارهاي زشت، به نهي خدا استناد کرده اند، ذهن، منش و شخصيت عملي و رفتاري او را به يک نقطه اي مبدا (خدا) متصل کرده اند. حال که اين مبدا از دست او گرفته شده و بي خدا شده، تمام آنچه هم به دنبالش بوده مي رود و ديگر هيچ چيز برايش باقي نمي ماند. اين درحالي است که در زندگي انساني که معتقد به خدا نبوده يا اگر بوده در تربيت او نقش منحصر به فرد نداشته، اين اتفاق رخ نمي دهد. ديني که اشعريون درست کردند انصافا سرنوشتش همان است.(۳۳)

از ديگر آسيب ها که شهيد بهشتي در حوزه منابع به آن اشاره مي کند، محدود نمودن منابع و مآخذ شناخت دين به قرآن کريم با شعار “حسبنا کتاب الله” مي باشد.(۳۴)

۲-۲: انحراف مفاهيم ديني

ايشان آسيب ها در حوزه انحراف مفاهيم ديني را در اشکال زير معرفي مي کند:

۱- التقاط؛ در شکل نوآوري و نوپردازي به منظور قابل قبول کردن اسلام براي کساني که دستخوش افکار مادي شده اند.(۳۵)

۲- تفسير به راي(۳۶)، تاويل هاي انحرافي درباره آيات قرآن کريم(۳۷) و برداشت هاي غلط و استنباط هاي نابجا از منابع ديني(۳۸)

۳- تمسک و استناد به روايات غير صحيح، مخدوش و مجعول که هيچ نسبت و ارتباط اصيلي با قرآن کريم و پيشوايان اسلام ندارند(۳۹)

در دوران معاصر تحريف مفاهيم و تعاليم ديني از جانب بيگانگان به صورت منظم و با برنامه ريزي کامل دنبال مي شود. آنان براي متزلزل کردن بنياد اسلام و تحت عنوان استشراق و تحقيق پيرامون اسلام به تحريف مفاهيم ديني مي پردازند و از آنجا که نويسندگاني خوش قريحه، خوش قلم، اهل کار و مطالعه، خوش سليقه و بويژه آشنا به سليقه جوانان مي باشند، اثر گذارند.(۴۰)

پي نوشت ها:

۱- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۸۰

۲- بهداشت و تنظيم خانواده، ص ۱۶

۳- نقش اسوه ها در تبليغ و تربيت، ص ۴۲-۴۱

۴- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۸۹

۵- بهداشت و تنظيم خانواده، ص ۴۲

۶- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۵۰

۷- سرود يکتاپرستي، ص ۹۴

۸- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۵۰

۹- همان

۱۰- همان، ص ۵۵

۱۱- همان، ص ۵۷

۱۲- همان، ص ۵۷

۱۳- روانشناسي کودک، ص ۱۶۵

۱۴- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۱۴۰

۱۵- بايدها و نبايدها ، ص ۱۴۲

۱۶- همان، ص ۳۸

۱۷- سرود يکتاپرستي، ص ۱۸-۱۷

۱۸- آزادي، هرج و مرج، زورمداري، ص ۴۴

۱۹- علل گرايش به ماديگري، ص ۱۷۰

۲۰- آزادي، هرج و مرج، زورمداري، ص ۴۷-۴۶

۲۱- بايدها و نبايدها، ص ۱۷۰

۲۲- آزادي، هرج و مرج، زورمداري، ص ۸۰

۲۳- تحف العقول عن ال الرسول، ص ۲۰۷

۲۴- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۴۳

۲۵- بايدها و نبايدها ، ص ۱۵۸

۲۶- همان، ص ۱۵۹

۲۷- همان، ص ۸۴

۲۸- بايدها و نبايدها، ص ۸۳

۲۹- همان، ص ۷۸

۳۰- همان، ص ۴۹

۳۱- حق و باطل از ديدگاه قرآن، ص ۳۹

۳۲- آسيب شناسي تربيت ديني، ص ۱۳۷

۳۳- بايدها و نبايدها، ص ۷۵-۷۴

۳۴- روش برداشت از قرآن، ص ۵۵

۳۵- شريعتي جستجوگري در مسير شدن، ص ۷۲

۳۶- همان، ص ۹۶ و روش برداشت از قرآن، ص ۳۱-۲۶

۳۷- همان، ص ۵۲-۴۴

۳۸- موسيقي و تفريح در اسلام، ص ۲۵

۳۹- همان، ص ۲۱ و روش برداشت از قرآن، ص ۴۱

۴۰- نقش آزادي در تربيت کودکان، ص ۱۲۳

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1506600

براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد:

http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Child/ReligiousUpbringing/2007/4/12/40261.html

در رابطه با تأثيرات سوء تلويزيون برروي كودكان و روش‌هاي جلوگيري از آن راهنمائي بفرمائيد؟ (خصوصاً راه‌كارهاي عملي)

در رابطه با تأثيرات سوء تلويزيون برروي كودكان و روش‌هاي جلوگيري از آن راهنمائي بفرمائيد؟ (خصوصاً راه‌كارهاي عملي)

پاسخ:

ابتدا به عنوان مقدّمه لازم است به اين نكته اشاره كنم كه تأثيرات سوء تلويزيون بر روي كودكان به عواملي چند بستگي دارد: ۱ـ مدّت زماني كه صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود. ۲ـ محتواي برنامه‌هايي كه ديده مي‌شود. ۳ـ شرايط سنّي و توانايي‌هاي كودك.
تحقيقات انجام شده در دهه‌هاي اخير در كنار پاره‌اي از تأثيرات مثبت تلويزيون بر رشد كودكان، حكايت از پيآمدهاي منفي قابل توجه اي نيز دارد كه در اين نوشتار مواردي از آن را بر مي‌شماريم:
۱ـ كودكاني كه مدّت زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي‌كنند. فرصت كمتري براي ديگر فعاليت‌هاي پرتحرك و تعامل با همسالان دارند. به نظر مي‌رسد كه تماشاي تلويزيون جايگزين ديگر فعاليت‌هايي مي‌شود كه كودكان بايد به‌طور مستقيم در آن‌ها درگير شوند، از قبيل بازي كردن، مطالعه، شركت در ورزش‌هاي سازمان يافته و… (ويليامزو هندفورد۱۹۸۶) در آزمايش طبيعي، فعاليت‌هاي روزانه بزرگسالان و كودكان را در سه شهر كانادا مورد مقايسه قرار دادند. يك شهر كه تلويزيون نداشت، يك شهر كه يك كانال تلويزيون داشت و يك شهر كه چهار كانال تلويزيون داشت. اطلاعات بدست آمده نشان داد كه كودكان و نوجوانان شهر بدون تلويزيون، در مقايسه با كودكان و نوجوانان دو شهر ديگر، بيشتر به فعاليت‌هاي ورزشي و اجتماعي مي‌پرداختند. پس از آن‌كه در آن شهر نيز گيرنده‌هاي تلويزيون نصب شد، شركت در اين فعاليت‌ها به‌طور چشم‌گيري كاهش يافت.(۱)
۲ـ تماشاي تلويزيون باعث كاهش ارتباط كلامي كودكان مي‌شود. تحقيقات در مورد رشد شناختي نشان مي‌دهد كه تعامل و ارتباط كلامي عامل بسيار مهمّي در رشد شناختي كودكان است.
كودكان از طريق ارتباط و تعامل با بزرگ‌سالان و هم‌سالان، عقايد و نظرات خود را ابراز نموده و مي‌كوشند راه‌حل‌هاي جديدي براي مسايل و مشكلات‌شان بيابند، و يا باورهاي كودكانه‌شان را اصلاح نمايند. از آن‌جا كه تلويزيون، ارتباط كلامي و گفت و شنودهاي با ديگران را كاهش مي‌دهد، پس مي‌تواند بر رشد شناختي و فرايند اجتماعي شدن، تأثير منفي داشته باشد. يك مطالعة مشاهده‌اي از زمان‌هاي مشاهدة تلويزيون توسط افراد خانواده نشان داد كه كودكان در مقايسه با زمان‌هاي عدم تماشاي تلويزيون، تعامل كمتري با پدران‌شان دارند.(۲)
۳ـ صحنه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيون بررفتارها و باورهاي كودكان خردسال پيامدهاي منفي قطعي دارد.(۳) كودك ممكن است لحظاتي پس از مشاهدة صحنه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيون، شبيه آن رفتار را از خود در برخورد با والدين، همسالان و… نشان دهد و حتّي ممكن است الگويي براي شخصيت آيندة كودك قرار گيرد. در برخي موارد نيز ممكن است كودك همان‌گونه كه در هنگام مشاهدة تلويزيون نقش انفعالي دارد، در تعاملات و برخوردهاي با ديگران نيز نقش منفعلانه‌اي به خود گيرد.
۴ـ يكي ديگر از پيآمدهاي منفي تماشاي تلويزيون كه مورد توجّه قرار گرفته است، تأثير آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيون برنگرش‌ها و علايق كودكان است.(۴) كودكان چون نمي‌توانند انگيزة شركت‌ها را از تبليغات به درستي درك كنند، اطمينان دارند كه يك پيام بازرگاني دقيق و درست است. ولذا ممكن است مشكلاتي را به‌دنبال داشته باشد:
الف: با والدين شان بر سر خريد محصولاتي كه تبليغات آن را در تلويزيون ديده‌اند، دچار تعارض شوند و گاه والدين مجبور مي‌شوند كه كالاي تبليغ شده‌اي را بخرند كه نامرغوب است.
ب: تبليغات تلويزيون كودكان را تشويق به مصرف بيش از اندازة محصولات غذايي قندي، مانند آب‌نبات و نوشيدني‌هاي شيرين مي‌كند و گاه به افزايش وزن و پوسيدگي دندان منجر مي‌شود.
۵ـ بر بينايي كودكان تأثير منفي برجاي مي‌گذارد.(۵)

راه‌كارهاي عملي به والدين و مربيان براي راهنمايي كودكان در تماشاي برنامه‌هاي تلويزيون۱ـ تماشاي برنامه‌هاي خشونت‌آميز توسط كودكان را محدود كنيد. احتمالاً امكان پذير نخواهد بود كه آن‌ها را به كلي از تماشاي چنين برنامه‌هايي محروم كنيد امّا بايد اقدامات هشيارانه‌اي به عمل آورد و فعاليت‌هاي ديگري را به جاي ديدن برنامه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيون، جاي‌گزين نمود.
۲ـ با كودكان در بارة اهداف آگهي‌هاي تبليغاتي شركت‌هاي تجاري و اين‌كه چگونه مي‌خواهند كودكان را تحت تأثير قرار دهند، صحبت نمائيد.
۳ـ كودكان را به فعاليت‌هاي ديگر تشويق نمائيد و حتّي اگر لازم بودخود شما نيز آنان را در سرگرمي‌هاي و رفتن به پارك و… همراهي نمائيد. اين كار باعث مي‌شود كودكان وقت و انگيزة كمتري براي تماشاي تلويزيون داشته باشند.
۴ـ در مورد تماشاي برنامه‌هاي تلويزيون از قبل برنامه‌ريزي كنيد و ساعات مخصوص را به آن اختصاص دهيد. هيچ‌گاه به كودك اجازه ندهيد كه تمام وقت و هر نوع برنامه‌اي را تماشا كند چون علاوه بر پيآمدهاي منفي ناشي از محتواي فيلم‌ها، نفس اين عمل باعث خستگي مفرط، اختلال توجّه و… مي‌شود.
۵ـ برنامه‌هايي را كه مفيد و سودمند تشخيص داده و براي كودكان در نظر گرفته‌ايد، همراه با آن‌ها تماشا نموده و دربارة داستان‌ها و صحنه‌هاي نمايش داده شدة آن صحبت كنيد.(۶) نكته‌اي كه بسيار قابل توجّه است و مي‌تواند از بسياري پيآمدهاي احتمالي جلوگيري نمايد اين است كه شناخت و بينش صحيح براي كودكان ايجاد نمائيد و بگوئيد كه بسياري از صحنه‌هاي تلويزيون واقعي نيستند و با زندگي واقعي همخواني ندارند.
اميد است اين راه‌كارهاي عملي بتواند شما را در برنامه‌ريزي مربوط به كودكان ياري رساند.

 

پاورقی:

  1. ـ پاول هنري ماسن و همكاران، رشد و شخصيت كودك، ترجمة مهشيد ياسايي، نشر مركز، ۱۳۶۸، ص ۵۱۹ و تربيت، شماره دهم، سال چهاردهم، ص ۴۳٫
    ۲٫ ـ فليپ نيومن و باربارا نيومن، تربيت، شماره دهم، سال چهاردهم، ص ۴۳٫
    ۳٫ ـ پاول هنري ماسن، رشد و شخصيت كودك، ص ۴۳۱٫
    ۴٫ ـ پاول هنري ماسن و همكاران، رشد و شخصيت كودك، ترجمة مهشيد ياسايي، نشر مركز، ۱۳۶۸، ص ۵۱۷٫
    ۵٫ ـ ويلبرشرام و همكاران، تلويزيون در زندگي كودكان ما، ترجمة محمود حقيقت كاشاني، مركز تحقيقات صدا و سيما، ص ۲۲۹٫
    ۶٫ ـ پاول هنري ماسن و همكاران، رشد و شخصيت كودك، ترجمة مهشيد ياسايي، نشر مركز، ۱۳۶۸، ص ۵۱۷و ۵۱۸٫

 

در تربيت فرزندان در محيط منزل دقت مي‌كنيم ولي در خارج آن بدآموزي وجود دارد. چه كنيم و در شركت در مجالس چگونه عمل كنيم چرا كه اگر سهل‌گيري كنيم بسياري از مجالس بدآموزي دارد و سخت‌گيري هم نتيجه‌بخش نيست؟

در تربيت فرزندان در محيط منزل دقت مي‌كنيم ولي در خارج آن بدآموزي وجود دارد. چه كنيم و در شركت در مجالس چگونه عمل كنيم چرا كه اگر سهل‌گيري كنيم بسياري از مجالس بدآموزي دارد و سخت‌گيري هم نتيجه‌بخش نيست؟ براي تربيت مذهبي فرزندانمان ما را راهنمايي كنيد.

پاسخ:

اهميت توجه به جنبه هاي اخلاقي فرزندان از نظر اسلام:مقدمه: در قرآن كريم مي‌خوانيم يا ايها الذين امنوا قوا انفسكم و اهليكم ناراً وقودها الناس والحجارة عليها ملائكة غلاظ شداد(۱) يعني: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، خود و خانوادة خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگاه داريد، آتشي كه فرشتگان بر آن گمارده شده است كه خشن و سختگيرند.
پس از نظر اسلام انسان همچنان كه موظف است خود را از آتش جهنم به وسيلة ترك معاصي و تسليم نشدن در برابر شهوات نفس سركش، نجات دهد نسبت به خانوادة خويش هم مسؤوليت دارد و بايد با فراهم نمودن زمينه‌اي مناسب براي رشد و از بين بردن موانع بندگي، خانواده را نيز از آتش جهنم نجات دهد. قابل توجّه اين كه تعبير به «قوا» (نگاهداريد)، اشاره به اين است كه اگر آنها را به حال خود رها كنيد خواه ناخواه به سوي آتش دوزخ پيش مي‌روند، شما هستيد كه بايد آنها را از سقوط به آتش جهنم حفظ كنيد.(۲)

راههاي تربيت:
۱ـ تربيت عمليكودك، بسياري از مسايل را از راه تقليد ياد مي‌گيرد و همچنان كه يادگيري زبان مادري به صورت اتوماتيك و از راه تقليد از پدر و مادر و اطرافيان براي كودك حاصل مي‌شود، بسياري از مسايل اخلاقي و آداب و رسوم و مسايل تربيتي و مذهبي را كودك از راه تقليد از پدر و مادر ياد مي‌گيرد. و از آنجا كه تا قبل از دبستان بيشترين ساعات زندگي بلكه اكثر زندگي كودك با پدر و مادر مخصوصاً مادر سپري مي‌شود، تربيت والدين نقش اساسي و تعيين كننده در شكل‌گيري شخصيت كودك ايفا مي‌كند. و تربيت هم تنها از طريق گفتار نيست بلكه تمام حركات و سكنات و خلق‌وخو و ويژگي‌هاي شخصيتي پدر و مادر از طريق تقليد به كودك منتقل مي‌شود و اگر پدر و مادر افرادي خود ساخته، متعبّد به مسايل شرعي و اهل رعايت مسايل اخلاقي باشند، شخصيت كودك به صورت صحيحي شكل مي‌گيرد. اين تأثيرپذيري كودك از رفتار پدر و مادر تا سنين ۷ ـ ۶ سالگي بيشتر از راه تقليد محض است ولي همين كه كودك بزرگ‌تر مي‌شود و كم‌كم مسايل را بهتر مي‌فهمد، آن گاه رفتار والدين از راه ايجاد انگيزة مثبت در كودكان مؤثر است. امام صادق -عليه السلام- مي‌فرمايد: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم ليروا منكم الورع و الاجتهاد و الصلاة والخير فان ذلك داعية» با غير زبان (به وسيلة اعمال خود) ديگران را دعوت به كارهاي پسنديده كنيد تا اين كه از شما پرهيزكاري و تلاش و نماز و خير مشاهده كنند كه اين عمل باعث ايجاد انگيزه نسبت به اعمال خوب مي‌شود. پس اگر پدر و مادر، خود مسايل شرعي و مذهبي را قلباً پذيرفته باشند و در عمل پياده كنند، اين امر مي‌تواند تأثير بسزايي در تربيت فرزندان داشته باشد وقتي كه بچه از ابتدا درست تربيت شد، هنگامي كه به محيط مدرسه و خارج منزل مي‌رود مي‌تواند تأثيرگذار باشد و منفعل محض نباشد.

۲ـ ترك مجالس گناهاعمال صحيح و منطبق با شرع، كه از پدر ومادر در محيط منزل به منصّة ظهور مي‌رسد براي كودكان به منزلة تغذية روحي مناسب است لكن براي رشد كودك تنها تغذية خوب كافي نيست بلكه بايد آفات را هم از كودك دور نمود تا تربيت صحيح صورت پذيرد پس شركت در مجالس لهو و لعب و رفتن به منزل افرادي كه گناه كردن برايشان رسميت پيدا نموده و معروف برايشان منكر گشته، اختلاط زن و مرد برايشان عادي شده و با نوارها و فيلم‌هاي مستهجن و مبتذل ساعات تفريح و فراغت خود را پر مي‌كنند و در سخنان خود و با اعمال خود دين خدا را به سخره مي‌گيرند. از نظر اسلام ممنوع و مردود است ولو اين كه آن افراد قوم و خويش انسان باشند.
نشست و برخاست با افراد گنهكار و فاسق و فاجر همچون سم مهلكي است كه ريشة معنويات را در انسان مي‌خشكاند. حضرت امام رضا -عليه السلام- يكي از اصحابش را از مجالست با دائي خود او منع كرد و به او فرمود: «فاما جلست معه و تركتنا و امّا جلست معنا و تركته» يا با او نشست و برخاست كن و ما را رها ساز يا با ما باش و او را رها كن.(۳) پس نمي‌توان با هر كس رفت و آمد داشت و در هر مجلس وارد شد و انتظار داشت كه تربيت صحيح صورت پذيرد افرادي كه در روايات متعدد از همنشيني با آنها منع شده است عبارتند از افراد نادان، اغنياء اهل دنيا، اهل هوي و هوس و اهل بدعت.(۴) علي -عليه السلام- فرمود: «من اخي كافراً او خالط فاجرأ كان كافرا فاجرا» هركس با كافر اخوّت يافت يا با فاجر نشست و برخاست نمود خود نيز كافر و فاجر است.(۵)

۳ـ انتخاب دوستان شايستهانسان موجودي اجتماعي است و نمي‌توان به بهانة مجلس گناه، به طور كلّي ارتباط خود در خانواده را با ديگران قطع نمود. بنابراين براي اين كه جنبة اجتماعي بودن حفظ شود و بچه‌ها هم دچار انزواطلبي و جامعه گريزي نشوند بايد ارتباط قوي و مستحكم و مداوم با ديگران پيدا كرد لكن اين ارتباط با افرادي باشد كه از نظر اسلام مورد تأييد هستند. در روايتي است كه پيامبر اسلام – صلي الله عليه و سلم- فرمودند: «حواريون به حضرت عيسي -عليه السلام- عرض كردند :اي روح الله ما با چه كسي همنشيني كنيم؟ فرمود: با كسي كه ديدن او شما را به ياد خدا بيندازد و منطق و گفتار او بر علم شما بيفزايد و عمل او شما را به آخرت ترغيب كند.
رفت و آمد و همنشيني با علما، حكما، فقرا به خاطر آثار بسيار مطلوبي كه بر آن مترتب است مورد تأكيداسلام است. در روايتي آمده است كه: «مجالست الصالحين داعية الي الصلاح»(۶) همنشيني با پاكان انگيزه براي اصلاح ايجاد مي‌كند. بنابراين بايد ديد كه كداميك از افراد فاميل يا دوستان يا همسايه‌ها داراي خصايص برجستة اخلاقي هستند و با آنها رفت و آمد كرد تا انگيزة اصلاح و خودسازي در خود و بچه‌ها بالا رود. با افراد فاسق و فاجركه قدرت بر تغيير آنها نداريم قطع رابطه كرده يا آن را به حداقل برسانيم.

۴ـ امر به معروف و نهي از منكر نسبت به خانوادههنگامي كه آية «قوا انفسكم و اهليكم….» نازل شد يكي از ياران پيامبر از آن حضرت سؤال كرد: چگونه خانوادة خود را از آتش دوزخ حفظ كنيم؟ حضرت فرمود: آنهارا به آنچه كه خدا بدان امر كرد امر كن و از آنچه كه خدا از آن نهي نموده است بازدار، اگر ترا اطاعت كردند آنها را حفظ نموده‌اي و اگر ترا معصيت كردند شما آنچه بر عهده داشتي را انجام داده‌اي.
بنابراين وظيفة پدر و مادر مخصوصاً پدر است كه وقتي حركت خلافي را از فرزندان ديد آنها را راهنمايي كند بر كارهاي آنها نظارت داشته باشد و ببيند با چه كساني دوست هستند و چه ساعاتي به خانه بر مي‌گردد و… اگر والدين اين وظيفة خود را از ابتدا درست انجام دهند به منزلة يك باغبان دلسوز عمل كرده كه هرگاه علف هرزي در زمين سبز شده جلو آن را گرفته است يا شاخة زايدي بر درخت روئيده است يا آفت و حشره‌‌اي به باغ افتاده است، آنها را اصلاح مي‌كند، وي نيز فرزندان خود را صالح تربيت نموده و موانع تربيت و اعمال انحرافي و حركت‌هاي نارواي آنها را با گفتار و رفتار اصلاح مي‌نمايد و فرزند صالحي پرورش مي‌دهد كه به فرمايش حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله): «فرزند صالح گلي است از باغهاي بهشت»(۷) ودر سايه‌سار اين گلستان نهايت لذّت را مي‌برد.

۵ـ تغيير موقعيت و محل تحصيل و سكونتدر صورتي كه محيط مدرسه صددرصد بر كودك ما تأثيرگذار بود و فرزند ما در مدرسه‌اي بود كه جو بسيار نامناسب بر آن حكمفرماست، وظيفة والدين است كه مدرسة او را تغيير دهند يا اگر محيط و محله به گونه‌اي است كه در و ديوار آن اعضاي خانواده را به گناه و فساد دعوت مي‌كند و انسان احساس مي‌كند كه خطر انحراف فرزندان قطعي است و راهي هم براي تغيير آن جو فاسد وجود ندارد انسان وظيفه دارد براي حفظ ايمان خود و فرزندان محل سكونت خود را تغيير دهد و به محله بهتر يا حتي شهر ديگر هجرت نمايد كه صريح آيات الهي است كه آلوده شدن به گناه به خاطر محيط آلوده توجيه‌بردار نيست به خاطر امكان هجرت نمودن در راه خدا ان الذين توفاهم الملائكه ظالمي انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين في الارض قالوا الم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها فاولئك مأواهم جهنم وساءت مصيراً(۸) و امام صادق -عليه السلام- فرمودند: « هنگامي كه در سرزميني كه شما در ان زندگي مي‌كنيد معصيت خدا صورت مي‌گيرد به سرزمين ديگر هجرت كنيد.»(۹) و حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمودند: «هر كس به خاطر (حفظ) دينش از سرزميني به سرزمين ديگر فرار كند هر چند كه يك وجب دور شود سزاوار بهشت خواهد بود و همنشين حضرت ابراهيم و حضرت محمد – صلي الله عليه وآله و سلم- خواهد بود.»(۱۰)

 

پاورقی:

  1. – تحريم:۶٫
    ۲٫ – تفسير نمونه، ج ۲۴، ص ۲۸۷٫
    ۳٫ – قمي، عباس، سفينة البحار، انتشارات اسوه، ۱۴۱۶، هـ . ق، ج۱، ص ۶۸٫
    ۴٫ – محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامي، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۶۳٫
    ۵٫ – قمي، عباس، سفينة البحار، انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ هـ . ق، ج۱، ص۶۱۸٫
    ۶٫ – بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۴۱٫
    ۷٫ – فروع كافي، ج ۶، ص ۳ روايت ۱۰٫
    ۸٫ – نساء:۹۷٫
    ۹٫ – مجمع البيان، ج ۸، ص ۴۵۵٫
    ۱۰٫ – همان، ج ۳، ص ۱۵۳٫
در تربيت دانش آموزان موفق بودم ولي در تربيت فرزندان خودم چندان موفق نيستم. لطفاً مرا راهنمايي فرماييد:

در تربيت دانش آموزان موفق بودم ولي در تربيت فرزندان خودم چندان موفق نيستم. از حجاب دخترانم راضي نيستيم. پسر ۱۷ ساله ام چند ماهي است نماز را ترك كرده است و مي گويد معني نماز را نمي دانم چه فايده كه نماز بخوانم؟ از اسم خودش (عمار ياسر) بدش مي آيد و قصد دارد آن اسم را كه من بخاطر شخصيت عمار ياسر بر او گذاشته ام عوض كند. كانال شبكه هاي مذهبي را عوض مي كند. لطفاً مرا راهنمايي فرماييد:

پاسخ:

از اينكه در تربيت دانش آموزان موفق بوده و نقش معلمي خود را كه وظيفه انبياء است، به خوبي ايفا كرده ايد، به شما تبريك مي گويم. اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد كه بتوانيد نقش مادري خود را نيز به خوبي ايفا كنيد و در تربيت فرزندانتان موفق گرديد. موضوعي را كه شما در نامة خود مطرح كرده ايد، در واقع يكي از مشكلات اساسي جامعة ما است. شواهد نشان مي دهد كه تعداد زيادي از جوانان و نوجوانان در سالهاي اخير از مذهب فاصله گرفته و ارزشهاي ديني در جامعه و به خصوص در ميان نسل جوان كمرنگ شده است. براي اصلاح و پيشگيري از رشد اين گرايش انحرافي در جامعه شناخت علل و زمينه هاي آن لازم و ضروري است، پرسش اصلي در اينجا اين است كه چه عواملي باعث مي شودشده تا جوانان و نوجوانان اينگونه از حجاب، نماز و به طور كلي از مذهب رويگردان شوند. عوامل زيادي در اين زمينه نقش داشته است كه برخي از آنها به خود فرد و برخي ديگر به عوامل اجتماعي و محيط خانواده بر مي گردد. بررسي تمامي اين عوامل در اين نوشتار امكان پذير نيست. لذا سعي ما بر اين است كه به عوامل خانوادگي اشاره كنيم.

۱٫ بي توجهي برخي والدين به تربيت مذهبي فرزنداناز عوامل مهم انحرافات نوجوانان و جوانان، بي توجهي والدين در تربيت مذهبي آنان است. والدين بايد از همان دوران كودكي و متناسب با شرايط سني كودك، به تربيت مذهبي آنان همت گمارند. در خانواده هايي كه مسايل مذهبي رعايت نمي شود و والدين نسبت به حجاب و نماز و… بي اعتنا هستند، طبعاً ميزان آسيب پذيري و يا گرايش فرزندان به انحرافات اخلاقي، افزايش مي يابد. حتي اگر والدين، خود به مسايل مذهبي پايبند باشند ولي در مورد فرزندان بي اعتنايي كنند و اهميت و ضرورت نماز و حجاب را به آنان گوشزد نكنند، فرزندان علاقه اي به حجاب و نماز نخواهند داشت.

۲٫ برخوردهاي منفي والدين در تربيت و به خصوص در مورد مسايل مذهبيهمانگونه كه بي اعتنايي والدين زمينة گرايش نوجوانان به انحرافات اخلاقي را افزايش مي دهد، برخوردهاي نسنجيده، منفي و نادرست آنان نيز باعث دلزدگي و دوري نوجوانان از مذهب مي شود. اگر والدين در دوران كودكي فرزند بيش از اندازه سختگيري كنند و او را به صورت غيرمنطقي و بدون مقدمه و زمينه سازي مجبور به رعايت حجاب و اقامة نماز نمايند و در صورت عدم رعايت آن، تنبيه كنند، اين موجب مي شود كه فرد نگرش منفي نسبت به نماز و حجاب پيدا نموده در دوران نوجواني و جواني كه تا حدودي مستقل مي شوند، از نماز و حجاب متنفر شود. در اين گونه موارد نماز و حجاب با تنبيه و اعمال خشونت والدين تداعي مي كند و موجب دوري فرد از مذهب مي شود.(۱)

۳٫ مشاهدة تعارض و ناهماهنگي در رفتار والدينيكي از عوامل گرايش جوانان به انحرافات و دوري از نماز و حجاب مشاهدة تعارض در رفتار والدين و ديگران است. اگر نوجوان، فردي يا افرادي را ببيند كه به ظاهر مذهبي و اهل نماز و حجاب است و در عين حال دروغ مي گويد يا به ديگران خيانت مي كند، اين موجب نوعي دلزدگي از مذهب مي شود.
شما بايد رفتار گذشتة خويش را مورد بازنگري قرار دهيد. شايد در يكي از اين موارد نقص و كمبود وجود داشته و نتوانسته ايد نقش و مسئوليت خويش را به خوبي ايفا نماييد. اين فقط مشكل شما نيست، اكثر خانواده ها با اين مشكل مواجه هستند. تربيت مذهبي كودك بايد از همان سالهاي اول و با استفاده از روشهاي صحيح و علمي انجام شود. اگر مي بينيد فرزندان شما به نماز اهميت نمي دهند و حجاب اسلامي را مراعات نمي كنند، احتمالاً در دوران كودكي و سنين نوجواني شاهد دوگانگي رفتاري بوده اند(۲)

۴٫ عدم ارضاي نيازهاي عاطفي فرزنداناگر رابطه گرم و صميمي در خانواده وجود نداشته باشد و نيازهاي عاطفي فرزندان از سوي والدين ارضا نشود، اين امر به مرور زمان به رفتارهاي ناسازگارانه و انواع بزهكاري ها و انحرافات اخلاقي منجر خواهد شد.

۵٫ دوستان نابابثأثيرپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه ها است. چنانچه خانواده ها در انتخاب دوست به فرزندان كمك نكنند و از اين كه فرزندان با چه افرادي رفت و آمد دارند، مطلع نباشند، زمينة انحرافات آنان محسوب مي شود.

۶٫ عوامل محرك و الگوهاي نامطلوب در جامعهشرايط فرهنگي و اجتماعي امروزه به گونه اي است كه نوجوانان بيش از گذشته در معرض تهاجم فرهنگي قرار دارند. فيلم هاي سينمايي وارداتي، سريال هاي خارجي مغاير با فرهنگ اسلامي، ماهواره و اينترنت و الگوهاي ناسالم در جامعه مجموعاً ايجادكنندة محيط ناسالم براي جوانان و نوجوانان اين مرز و بوم است.
با شرح عواملي كه گذشت شما بايد تحقيق كنيد كه چه عامل يا عواملي باعث ايجاد اين وضعيت در فرزندان شما شده است. تنها در اين صورت است كه مي توانيد از ادامة آن پيشگيري نموده و در جهت اصلاح رفتار فرزندانتان اقدام نماييد.

چندتوصيه۱- در شرايط كنوني آنچه مهم است و مي تواند مفيد باشد، نحوة تعامل و برخورد شما با آن ها است. سعي كنيد با استفاده از روشهاي صحيح و برنامه ريزي دقيق و سنجيده در اين راه گام برداريد.
۲- هيچگاه فرزندانتان را مورد تنبيه و سرزنش قرار ندهيد. زيرا ممكن است باعث لجاجت و مخالفت بيشتر آنها گردد.
۳- بهترين راه اين است كه به شخصيت فرزندان تان احترام گذاشته و رابطه گرم و صميمي با آن ها برقرار نماييد رابطه گرم و صميمي زمينة القاء عقايدتان را فراهم خواهد كرد.
۴- بخاطر انجام رفتارهاي شايسته آن ها را مورد تشويق قرار دهيد. اين گونه برخوردها باعث مي شود كه آن ها همة رفتارهاي خويش را اصلاح كنند.
۵-نوجوان به ميزاني كه در راستاي يك زندگي سالم و فعال قرار گيرد و الگوهاي هويت بخشي مطلوب در اختيار داشته باشد، اصلاح خواهد شد. از اين رو توصيه مي شود كه روابط خود را با فرزندان اصلاح نماييد. تا زماني كه رابطة شما با فرزندان صميمي و دوستانه نشده و رضايت آن ها را به خود جلب نكرده ايد، به هيچ وجه نمي توانيد گفته ها و نظرات خود را به آنان بقبولانيد. تربيت مذهبي و امر به معروف نيز بدون جلب اعتماد آنان ثمربخش نخواهد بود.
۶- يكي از اصول تربيت وعامل مؤثر در هدايت فرزندان اين است كه به صورت صريح و جلو روي ديگران نصيحت نكنيد بلكه در خلوت و با لحن ملايم و شايسته ايشان را نصيحت كنيد. اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: نصحُك بين المرءِ تقريعٌ(۳) اينكه در ميان جمع و جلو روي ديگران كسي را نصيحت و امر به معروف و نهي از منكر كني، اين نكوهش است و اثر بخش نخواهد بود.

 

پاورقی:

  1. افروز، غلامعلي، مباحثي در روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، انجمن اوليا و مربيان، ۱۳۷۸، ص۵۸۱٫
    ۲٫ ابتهاج، سيما، بازيابي ارزشها در كودكان و نوجانان، نشر ني، ۱۳۷۵، ص ۶۹-۷۳٫
    ۳٫ آمدي، غررالحكم، ص ۷۷۵٫

 

منبع:نرم افزار پاسخ

 

در مورد نماز بچه ها براي آنكه از همان ابتدا مقيد به نماز اول وقت و نماز صبح شوند، چه كنيم؟ به خصوص براي نماز صبح آيا آنها را هرطور شده بيدار كنيم يا اجازه دهيم نماز آنها قضا شود؟

در مورد نماز بچه ها براي آنكه از همان ابتدا مقيد به نماز اول وقت و نماز صبح شوند، چه كنيم؟ به خصوص براي نماز صبح آيا آنها را هرطور شده بيدار كنيم يا اجازه دهيم نماز آنها قضا شود؟

پاسخ:

امروزه اين سؤال و سؤالاتي مشابه اين در حوزه تربيت عبادي مورد تحقيق قرار مي گيرد و اميد است كه شما با تهيه كتاب هايي كه در اين باره نوشته است خود به صورت مفصل به مطالعه در اين باره بپردازيد اما جواب اجمالي كه ما مي توانيم ارائه دهيم اين است كه در مورد نماز خوان كردن كودك لازم است خدمتتان عرض كنيم اولا به همان اندازه كه اين مسأله برايمان مهم است و به آن حساسيت داريم بايد نسبت به روشي كه براي اين كار انتخاب مي كنيم، دقت كنيم و توجه داشته باشيم. مطمئنا استفاده از خشونت و اجبار براي اين كار تأثير منفي دارد. آيه [لا اكراه في الدين](بقره، آيه ۲۵۶) كه به معناي اين است كه در دين اكراه و اجبار نيست، به اين معناست كه دين و ايمان و علاقه به عبادت و نماز با اكراه و اجبار، ايجاد نمي شود و بلكه اين بذر فقط در زمين عشق و محبت و علاقه رشد مي كند. عشق و علاقه هم از دو راه ايجاد مي شود:

اول: بالا رفتن شناخت و سطح آگاهي فرد است.

دوم: جلوگيري از نفوذ و تأثير لذت هاي كاذبي است كه بر اثر بي ديني گريبان‏گير انسان مي شود.

بنابراين اگر بخواهيد كودكي را به طرف نماز و عبادت مشتاق كنيد، ابتدا بايد سعي كنيد آگاهي او را بالا ببريد تا از نماز و ارتباط با معنويات لذت ببرد. اگر هم اين توان را در او احساس نمي كنيد بايد فعلا با تشويق، اين لذت را به طور سطحي در او ايجاد كنيد تا بعدا و به تدريج عميق شود.

در مرحله بعد بايد مواظب باشيد ذائقه او توسط لذت هاي حرام و نامشروع ارضاء نشود، زيرا اگر كودك يا نوجواني به طرف لذت هاي مادي شبيه لهو و لعب و خودآرايي و پول و شهوت و مانند آن جذب شد، سوق دادن او به لذت هاي معنوي كار بسيار سختي است. البته اين را هم فراموش نكنيد كه فطرت انساني كودك به طرف معنويات است و آرامش واقعي انسان در ارتباط با خداست.

مهم آن است كه ما سعي كنيم با رفق و مدارا و نرم خويي و محبت، فطرت انساني او را تقويت كنيم.

نكته بسيار مهمي كه بايد در مورد اين گونه كودكان مدنظر قرار دهيم اين است كه چنين كودكاني زمينه براي انحراف اخلاقي و ديني بيشتر از بچه هايي دارند كه چنين وضعيتي را نداشته اند.

بنابراين براي خنثي كردن زمينه انحراف بايد از نظر تربيتي سرمايه گذاري بيشتري كنيم تا هم اثر آن شير را به حداقل برسانيم و ثانيا او را به سوي معنويت، كمال و دين سوق دهيم و اين امري ممكن و شدني است و نگران نباشيد مطمئنا اگر از نظر تربيتي شرايط مناسبي را براي او فراهم كنيد در جهت صحيح حركت خواهد كرد و مشكلي به وجود نخواهد آمد.

از سوي ديگر همچنان كه مي دانيد، كودكان تأثيرپذيري فراواني از همسالان دارند. بنابراين سعي كنيد كه به طور غير مستقيم ميان او و همسالاني كه فريضه نماز اهميت مي دهند انس و الفت و دوستي ايجاد كنيد.

نكته اخر اينكه مي توانيد با زبان عمل فرزند خود را تشويق كنيد فراموش نكنيم كه زبان عملي، زبان بين المللي است، بنابراين نبايد از زبان انتظار معجزه داشته باشيم چرا كه كودكان بيش از اينكه تحت تأثير سخنان والدين قرار گيرند، تحت تأثير عملكرد آنها مي باشند.

براي آگاهي بيشتر در ايت زمينه به مطالب زير توجه نماييد:

T}آغاز تربيت ديني{T

اصولاً از نظر اسلام تربيت از گهواره آغاز مي شود و در خانواده شكل مي گيرد . مقدمات و پايه گذاري آن از مرحله تشكيل جنين و حتي قبل از آن است . ولي آنچه كه صورت رسمي دارد از لحظه تولد است و با ذكر اذان و اقامه در دو گوش كودك شروع مي شود.

بعدها و به تدريج در مراحل مختلف زندگي ، ما وظيفه اي در قبال كودك داريم كه به عنوان مربي بايد به اداي آن بپردازيم . شك نيست كه تا حدود هفت سالگي اعمال قدرت و فشار مطرح نيست . حتي رفتار مذهبي كودك صورت بازي و سرگرمي دارد. سعي و تلاش ما بايد بر اين باشد كه تكاليف مذهبي بر كودك سنگين نيايد واو را خسته نكند.

در طول مدت تربيت در هفت سال اول ، كوشش بر اين است كه مصداق ها و مدل هايي عرضه و ارائه شوند كه براي كودك درس آموز باشند و شيوه تربيت به گونه اي باشد كه نيازي به اصلاح و تجديد نظر در آن ضرورت پيدا نكند كه بسياري از لغزش هاي مذهبي افراد در اين رابطه است.

T}اصولي در تربيت ديني:{T

پيش از اين كه درباره مقاصد و محتوا و شيوه ها و فنون تربيت مذهبي كودكان سخن بگوييم ضروري است از سه اصل مهمي كه براي تربيت ديني لازم است سخن به ميان آوريم . اين اصول بدين قرارند:

۱- آگاهي و معرفت : ما مدعي نيستيم كه كودك قادر به درك همه ي مسائل و جوانب مربوط به مذهب باشد و يا آنچه را كه مي گوييم دريابد. ولي اين نكته بايد مورد نظر باشد كه به ميزان توانايي درك مطالب و فهم او مسائل را به او تزريق كنيم و به حساب اين كه او خردسال است و هنوز وقت بسياري براي متدين شدن دارد در اين كار تعلـّل نكنيم.

۲- شور و احساس : طفل مي بايست كم و بيش با جماعات و اجتماعات مذهبي آشنا شود. در مراسم مذهبي ، دعاهاي دسته جمعي ، سرودها و مراثي و در عبادت هاي جمعي مثل نمازهاي جمعه و جماعت شركت كند و كم و بيش هيجانات ، شادي ها ، اشك ها و آه و ناله ها را ببيند . اين امر در برانگيختن عواطف و شور مذهبي طفل مؤثر است . همچنين داستان هاي مذهبي نيز در اين امر مفيد است.

۳- رفتار و عمل : نقش عمل و رفتار را چه در كار مربي و چه در كار كودك ناديده نگيريد كه آن بيش از منطق و گفتار در تربيت مؤثر است. از طريق عمل دل ها متوجه حقيقت ها مي شوند و عادات مذهبي پديد مي آيند و ميل به طاعت وعبادت در فرد شكل مي گيرد. اين روش تعليم پيامبر بود كه به مردم مي فرمود: ببينيد من چگونه عمل مي كنم شما هم همان كار را بكنيد.

در چگونگي تربيت ديني كودكان مي بايست نقاط و مقاصدي روشن باشد و مربي بداند كه چه مسيري را مي خواهد تعقيب كند، به چه اهدافي مي خواهد برسد؟ چه چيزهايي را مي خواهد به كودك بياموزد؟ ما ذيلاً به اين مباحث با رعايت اختصار اشاره مي كنيم :

T}الف – اهداف و مقاصد:{T

مقصد كلي ، مذهبي بار آوردن كودك است ؛ به گونه اي كه به تعاليم مذهب مؤمن و معتقد و برنامه هاي آن را عامل باشد. هدف اين است كه كودك ما اسلام را به عنوان مكتبي سازنده و حياتبخش بپذيرد و تعاليم آن را به صورت افكاري اصيل و هيجان انگيز در خود پذيرا شود. زندگي حال و آينده خود را براساس فلسفه اي كه مذهب معين مي كند رنگ و صورت دهد و در ايجاد و محيط مورد تأييد مذهب، كه محيطي پاك و به دور از هر گونه بد آموزي است كوشش و تلاش كند.

هدف اين است كه او در برابر آفريدگار خاضع ، و به فرمانش تسليم ، و در همه حال چشم به الطاف و عنايات او داشته باشد ؛ در زندگي حال و آينده ، خود را مسئول بداند و در كشاكش زندگي همچون پر كاهي نباشد كه با وزش بادها به هرسوي بجنبد و خالي و سبك و بي محتوا باشد.

T}ب – محتوا و مضمون:{T

محتوا و مضمون چنين تربيتي پردامنه ، و در برگيرنده ي همه جوانب و ابعاد حيات انسان چه در جنبه روابط و چه در جنبه واقعيات است و لااقل در دو مورد زير قابل ذكر و دسته بندي است: ۱ – در اصول اعتقادي ۲ – در فروع مذهب و تعاليم آن

T}1– در اصول اعتقادي: {T

بخشي از مباحث ديني ما در زمينه اصول اعتقادي است. آن را اصول مي ناميم از آن بابت كه بناي همه افعال و كردار و گفتار مذهبي ماست و قبل از هفت سالگي مي توان از طريق داستانها و شرح حال ها اشاراتي بدان داشت. از حدود هشت و يا نه سالگي مي توان تا حدودي به گونه اي مستدل آن را به فرد آموخت . آموزش اصول اعتقادي از نوع آموزش هاي اساسي و براي حيات افراد سرنوشت ساز است. مباحثي كه در اين زمينه بايد آموخته شوند بسيار و اهم آنها عبارت اند از:

خدا و توحيد : در اين قسمت هم سخن از معرفي خدا و عظمت و جلال و جمال اوست و هم صحبت از رابطه خدا با انسان از يك سو و رابطه انسان با خدا از سوي ديگر. در جنبه اول مسئله هستي بخشي ، آفرينش و گردانندگي جهان و پديده ها ، رازق بودن و حاكميت او درعين علم و قدرت و اراده مطرح است و در جنبه دوم خضوع و خشوع ، مددخواهي ، نيايش ، شناخت وظيفه در راه او ، تنظيم برنامه حيات براساس فرمان او و دوستي و دشمني براساس خواست و نظر اوست.

بناي توحيد بايد به صورت ركني باشد كه نه تنها جنبه عقيدتي ، بلكه تمام شئون زندگي آدمي را در برگيرد و البته در اين راه خداي را بايد به گونه اي معرفي كرد كه براي طفل جالب باشد . هنوز مدت و زمان لازم دارد تا او دريابد كه چرا بايد برخي عقوبت شوند و عده اي پاداش گيرند.

درآموزش هاي مربوط به خدا براي كودك مسئله اسرار نمي تواند مطرح باشد. كودك نمي تواند از اسرار سر درآورد. لفاظي ها و آنچه كه تعليمات بيهوده اش مي خوانيم ضربه اي بر احساس مذهبي اوست. لازم نيست آنچه را كه طفل نمي فهمد برايش تكرار كنيم . او مي تواند بهشت را از راه لذائذ كامي بشناسد و به آن دلبسته شود و سختي آتش دوزخ را از راه حواس خود درك كند.

در معرفي اولياي خدا: مدح و معرفي اولياي دين و پيامبران كه واسطه ابلاغ پيام خدا به مردمند جزء اصول اساسي اعتقاد است. لازم است در طول دوران خردسالي به معرفي پيامبران و نقش آنها آن هم به زبان ساده بپردازيم و داستان زندگي پيامبر اسلام و اهميت و ارزش قرآن را براي كودك شرح دهيم، به گونه اي كه به آن دلبستگي پيدا كند.

به همين گونه از چهارده معصوم و نقش و ارزش آنها، و خلاصه اي از زندگي و راه و رسم حياتشان ، به ويژه در جشن ها و وفات آنها سخن گوييم . در محافل خاصي كه بدين منظور ترتيب مي يابد آموزش اين گونه مسائل آن هم از طريق القاء و سخنراني ها مي تواند مؤثرباشد.

در رابطه با ايجاد عُلقه ( دلبستگي ) به اوليا ي دين مي توان از صفات عاليه آنها سخن گفت ، و به مدح آن صفات پرداخت كه خود داراي آثار عاطفي است و جنبه تهييج كننده در كودك دارد . از فرشتگان خدا بايد براي او حرف زد ؛ همچنين از پيامبران و عظمت آنها: زيرا گاهي اين تصور براي كودك پديد مي آيد كه ديگر پيامبران را مي توان قبول نداشت.

در مسئله مرگ و معاد:مسئله مرگ براي كودكان تا حدود سه – چهار سالگي چندان مفهوم نيست مگر آنگاه كه صحنه اي را در اين رابطه ببينند و يا نسبتاً از هوش بالاتري برخوردارباشند. بديهي است كه در چنين صورتي مسئله معاد هم جز در حد درك بيداري پس از خواب براي طفل مفهوم نخواهد بود.

از حدود پنج سالگي به داستان هاي شما در رابطه با مسئله مرگ وحياتِ پس از آن ، و مسئله بهشت و جهنم خوب گوش فرا خواهد داد و اين امر پس از هفت سالگي براي او بيشتر مفهوم خواهد بود و در ده سالگي كاملاً از آن سر در مي آورد و حدود دوازده سالگي خود مي تواند به استدلال در اثبات آن بپردازد.

بخش مهمي از تربيت ديني ما بايد متوجه مبدأ و معاد باشد و جنبه هاي مربوط به مرگ و حيات ما را در برگيرد. در كمتر از هشت سالگي بهتر است از مسائل دوزخ و جهنم و عذاب و كيفيت آن كمتر بحث به ميان آيد زيرا براي كودكان هراس انگيز است . همچنين مسئله مرگ را در حدود هشت سالگي به صورت كوچ از يك جهان به جهان ديگرمي توان مطرح كرد و اطلاعات مربوط به آن را دراين رابطه بايد تشريح نمود.

T}2 – فروع مذهب و تعاليم آن:{T

بخش ديگري از آموزش هاي مذهبي دررابطه با مسائلي است كه تحت عنوان فروع دين و تعاليم مربوط به آن مطرح است. دراين رابطه مباحث را بايد با ديدي وسيع تر مطرح كرد و حتي مسائل مربوط به حدود وحقوق و نوع موضعگيري ها را براي كودك تشريح نمود . ما ذيلاً به قسمت هايي ازآن اشاره خواهيم كرد:

در عبادات :يقسمتي از آموزش هاي ما در رابطه با عبادات چون نماز و روزه و حج و جهاد وخمس و زكات و… است كه كودك بخشي از آن را به صورت عملي و گوشه اي ديگررا به صورت تئوري خواهد آموخت. در مسئله ينماز سعي براين است از همان حدود دو تا سه سالگي كه كودك سر پاي مي ايستد به صورت يبازي و سرگرمي بدان خوي گيرد، در كنار مادر و پدر بايستد و به نماز مشغول شود .

در مسئله روزه از امام صادق نقل شده است كه فرمود : كودكان خود را از حدود شش سالگي براي سحري خوردن بيدار كنيد و از حدود هفت سالگي او را ساعاتي به تحمل تشنگي و گرسنگي تشويق كنيد . مثلاً امروز صبح تا ظهر روزه بگيرد و فردا از ظهر تا مغرب و …

مسائل مربوط به حج و جهاد و… اغلب به صورت تئوري و بيان شرح حال ارائه شود ، مگر آنگاه كه زمينه عمل آن فراهم شود . در همه حال سعي بر اين است كودك تشويق شود كه با حقايق و جنبه هايي اين چنين آشنا گردد و روحيه اش بر اين اساس خوي گيرد.

در احكام و دستورات : دستوراتي در اسلام در رابطه با كيفيت گفتار و رفتار مطرح است كه طفل عملاً بايد با آن آشنا شود . او مي بايست ظواهر مذهبي را مراعات كند و خود را با آداب اسلامي رنگ دهد ، به گونه اي كه عمل او چون عمل شما با خدا ارتباط داشته باشد. دعا كند، خدا را شكر بگويد، پس از صرف غذا سپاس خداي را به جاي آورد، در كارها حضور و رضاي خدا را در نظر گيرد در برابر قرآن مؤدب و متواضع باشد، حكم كيفر را براي دروغ و خيانت بداند، بفهمد شرارت بد است ، خرابكاري ناروا است، تجاوز به حقوق و حدود زشت است ، وضو براي نماز لازم است ، چه شوخي هايي نارواست ، چه روابطي حرام است و …

درحقوق و حدود : درآموزش ديني بخشي مربوط به حدود و حقوق انسانهاست . در ضمن زندگي و معاشرت در خانه و مدرسه بايد كودك را به حقوق وحدود خود و ديگران آشنا كرد. او بايد بداند كه در اسلام ، بر نفس خود حقي دارد ، در رابطه با بدن خود وظايفي دارد ؛ بايد بكوشد خود را تندرست نگه دارد و خود را رشد و ارتقاء دهد. لازم نيست كه ترك لذت كند ولي بايد بداند كه چه لذاتي حرام و نارواست ، چگونه بايد حفظ بدن كند، حفظ مال نمايد و… .

از همان كودكي در ضمن عمل به او بياموزيد و عادتش دهيد كه در حين دعا براي خود و براي سعادت ديگران هم دعا كند و براي مردم هم خيرخواهي داشته باشد. اين دعاها اگر چه لفظي است در حين عمل سبب آن خواهد شد كه طفل به آن توجه داشته باشد. شما با اين كار او را براي دوست داشتن ديگران ، برادري و الفت باغير، ايجاد هدف و زمينه مشترك آماده مي كنيد.

در موضعگيري ها: تربيت بايد به كودك در جريان حيات ، راه و رسم موضعگيري را در برابر حوادث و امور بدهد تا او بداند در وقايعي كه پديد مي آيد چه روشي را در پيش گيرد، در كجا سازش ناپذير باشد و در كجا تسليم؟ آيا تابع هر هوايي باشد يا تابع حق؟ و …

كودك از همان خردسالي بايد در وضع و موقعيت تمريني قرار گيرد كه در برابر كشش ها و جذبه هايي كه دل ها را مي ميراند و تهي مي كنند خود را نبازد. وسوسه ها، كمرويي ها، بي شخصيتي ها سبب آن نگردند كه او بلغزد ، طعمه گرسنگان شهوت نشود ، در برابر هر چيزي كه او را از مرز خارج مي سازد بايستد و قادر باشد درحدود فكر خود از عقايدش دفاع كند.

بي تفاوتي بلائي است كه از دوران كودكي دامنگير كودك مي شود و آن هم براساس توصيه ها وعملكردهاي والدين و مربيان است كه براي حفظ كودك از خطر دائماً به او مي گويند كاري به كار كسي نداشته باش، به تو چه كه فلاني دعوا كرده ؟ و … در نتيجه ي اين بي تفاوتي ، عدم توجه به امر به معروف و نهي از منكر در كودك به صورت امري عادي در مي آيد. در حالي كه او ازهمان كودكي بايد بداند كه در برابر ستمكار و ستمكاري نبايد ساكت باشد و يدر برابر مظلوم بايد ياور و كمك كار باشد.

زندگي مذهبي تابع آداب و ضوابطي است كه كودك ازهمان دوران خردسالي بايد بكوشد خود را با آن تطابق دهد. وقت شناسي ، انضباط در كار، محكم كاري ، رعايت حقوق و حدود ، انس به كار ، ميل به سحر خيزي ، علاقه به خواب و استراحت پس از نماز عشاء ، تقسيم اوقات شبانه روز به ساعات كار و معاشرت و استراحت و ده ها مسئله از اين قبيل در دوران كودكي بايد سر و سامان پيدا كنند.

همچنين حد حيا و شرم براي كودك بايد روشن شود از آن جهت كه بسياري از حُجب و حياها ابلهانه و خطرآفرين است. و يا احتياط هاي آلوده ي وسواسي سبب ويرانگري هايي در آينده خواهد شد. آرايش ها، لباس پوشيدن ها، خور و خواب ، كيفيت معاشرت ، رعايت محبت ، خدمت، فداكاري ، صحت عمل ، تسلط برخود ، مديريت و حفظ خود ، همه و همه از مباحثي هستند كه در تربيت مذهبي كودكان بايد مّد نظر قرار گيرند. در همين جاست كه مي توان رابطه ي مذهب با اخلاق را نيز كشف و دريافت نمود.

T}در فلسفه زندگي:{T

بخشي از آموزش هاي ما در رابطه با فلسفه زندگي است . در مورد اين امر كه چرا زنده ايم و چرا زندگي مي كنيم ؟ والدين در دوران حيات مشترك خود با كودك مي توانند تفسيرهاي گوناگون و متفاوتي را از زندگي ارائه دهند و بر آن اساس كودك خود را بسازند.در آموزش ديني بر اين اساس بخشي از تلاش مربيان هم مربوط به اين جنبه ها و آشنا كردن عملي طفل است به فلسفه وهدف زندگي و بار آوردن او براساس ضوابط مكتب ؛ يعني به گونه اي دنيا را براي كودك معرفي كنيم كه ارزش زيستن را داشته باشد. اين امر بايد از حدود هفت سالگي مورد نظر باشد كه علاقه اي شديدتر نسبت به زندگي براي او حاصل مي شود و مي خواهد اطلاعات عميق تري در اين رابطه پيدا كند.

در همه حال فراموش نكنيم كه فلسفه زندگي از نظر مذهب امري است كه كودك بايد از طريق مشاهده و ملاحظه ي آن در زندگي والدين و مشاهده آن پذيرا شود وگرنه با گفتن و اظهار نظر كردن ، امري در اين رابطه پديد نخواهد آمد.

T}ج- روش هاي تربيت ديني :{T

در قسمت هاي قبل به اهداف و مقاصد و محتوا و مضمون تربيت ديني پرداختيم : اينك به روش هايي كه در تربيت ديني كارساز هستند ، مي پردازيم .

۱- در آموزش: در آموزش ديني شيوه ها و فنوني براي تربيت مطرح است كه اهم آنها عبارت اند از بحث كردن در مورد جهان و طبيعت و آفاق و انفس، دادن تذكر در موارد لازم و ضروري ( مثلاً دروغ كار زشتي است و …) ، توجه دادن به خود و ابعاد وجود ي خود ، واداشتن به تفكر و تدبر در امور، تعقل و استدلال ، استفاده از تجارب شخصي ، سياحت و زيارت اماكن و در سايه آن دادن آگاهي ، عبرت آموزي و …

درس هاي ديني نمي توانند صرفاً ذهني باشند  چون در آن صورت خشك و بي حاصل خواهند بود. بايد در مواردي او را به تماشاي زيبايي هاي آفرينش و مذهب و تعاليم آن جهت دهيم تا عظمت و قدرت آفريدگار در اعمال و روح او تجلي كند.

به هرحال روش آموزش نبايد به صورتي باشد كه فكر و مغز او را تسخير كند و او را به صورت برده اي درآورد. به همين نظر نبايد كوشش در القاي مطالب خشك و بي حاصل باشد ، بلكه عرضه و ارائه ي عمل و نماياندن چهره واقعي مذهب در حيات خانوادگي و در موضع گيري هاي عملي مهم است.

پس قدرت درك او را از طريق سؤالات بالا ببريد و قدرت تعميم او را با اين گونه پرسش ها تقويت كنيد : زمين را كه آفريد؟ درخت را كه آفريد؟ آب را چه كسي به وجود آورد؟ آسمان را چه كسي ؟ و … و سپس نتيجه بگيريد كه : همه چيز را خدا آفريد.

با پرسش هاي مكرر ، خدا را در ذهن كودك بزرگ و دوست داشتني كنيد؛ روح مذهب را در اعماق وجود او نفوذ دهيد، و شك ها را از درون او بزداييد. آموزش ها به صورت سمعي و بصري و حتي لمس و درك باشد تا كودك را به خود آورد و او را قلباً به مكتب خود معتقد و علاقه مند سازد.

۲- در پرورش :در پرورش مذهبي ، تكيه به مسائل و جنبه هايي است كه اهم آنها عبارت اند از :

T}احياي فطرت:{T

در سرشت و ذات كودك جنبه هايي وجود دارند كه فرد را به سوي تقوا و عدالت ، پاكي و صداقت وا مي دارند. ميل به پاكي و صفا در كودكان امري است كه در همه جاي جهان مي توان از آن سراغ گرفت . ما در هيچ كجاي جهان فردي را نمي شناسيم كه در كودكي و خردسالي خواستار خير و پاكي ، جوانمردي و صداقت نباشد و يا كمك به مظلوم مورد تحسينش قرار نگيرد .احياي فطرت ، خود گامي است به سوي رشد ، و در پرورش و سازندگي افراد نقشي فوق العاده دارد. در تربيت ، سعي بر اين است كه طفل را به فطرت ارجاع دهيم و داوري را از وجدان او بطلبيم و حظّ و بهره ي او را بر اساس آن قرار دهيم كه فطرت و وجدانش تأييد مي كند.

در تربيت و سازندگي نسل ، سعي بر اين است كه تنها از حق طرفداري شود و به كودك نيز القاء گردد و عرضه حق دور از هر گونه شائبه اي و پيراسته از هرگونه مصلحت جويي باشد. اجازه دهيم كه فطرتش سالم و دست نخورده باشد و به راستي و درستي و پاكي همچنان مأنوس و دوست دار فضائل باشد.

T}تزريق محبت خدا{T

: ما بايد كاري كنيم كه كودك خدا را دوست داشته باشد . در اين صورت است كه او مي تواند عامل به احكام خدا شود . در طريق وصول به اين هدف ضروري است خدا را دوست داشتني ، مهربان و بخشنده و صميمي تر از پدر و مادر معرفي كنيد.همچنين ضروري است اين تصور در ذهن كودك مستقر شود كه خدا او را دوست دارد و مي خواهد او فردي ارزنده شود و خوشبخت و سعادتمند گردد. با كودكان لااقل تا شش سالگي بايد دائماً از مهر و عنايت خدا و از لطف و كرامت او سخن گفت ، نه از خشم و غضب و جهنم و عذاب او.

در طريق تزريق محبت خدا دردل كودك از هر وسيله حقي مي توان استفاده كرد و داستانها و قصه هايي در اين رابطه مي توان ساخت ؛ البته بايد درنظر داشت كه تصور و سخن والدين درباره خدا در كودك مؤثر است . اگر آنان خدا را فردي خشمگين معرفي كنند يا رحيم ، در تلقي كودك مؤثر خواهد بود.

T}ايجاد عُلقه به اولياي الهي{T

: كودك بايد به اولياي دين، به رسول خدا و ائمه عليهم السلام و ديگر پاسداران مذهب علاقه مند باشد تا امر و نهي شان و راه و روششان در او اثر گذارد و شيوه هاي زندگي آنان را سرمشق قرار دهد. در طريق وصول به اين هدف مي توان از شيوه هاي گوناگوني استفاده كرد كه يك نمونه ي آن ذكر داستان زندگي و شرح فداكاري و خدمات آنهاست .اصولاً كودكان نسبت به كساني كه جنبه اعجاب و تحسين آنها را بر مي انگيزند و راه و روش قهرمانان را دارند علاقه مندند. اگر بتوانيم پيشوايان مذهب را به همان گونه اي كه بودند بزرگ و عظيم معرفي كنيم و شرح ايثارگري هاي آنان را به زبان ساده و قابل فهم براي كودك بيان كنيم ، در طفل علاقه اي قلبي نسبت به آنها پديد آمده و دوستدار آنها خواهد شد و جنبه ي همانند ي وادارش مي سازد كه عملاً از راه و روش آنها تبعيت كند.

T}ايجاد روحيه تعاون و تشكل{T

:در پرورش مذهبي سعي بر اين است كه جنبه تولي و تبري را در او تقويت كنيم . آنچنان كه ولايت اولياي حق و دوستداران مذهب را بپذيرد و از دشمنان دين بيزاري جويد. در عين دوست داشتن بشريت و خير خواهي براي آنان ، ضروري است اولويت ها در جنبه خيررساني براي او مطرح شود.سلسله مراتب كساني كه در معرض بهره مندي از حمايت افراد قرار مي گيرند. عبارتست از والدين و خويشان ، همسايگان، افرادي كه با ما هم كيش و برادرند و در مناصب گوناگون سرگرم خدمت و تلاشند و آنگاه ، ديگر انسانهايي كه اهل كتابند و هم آنها كه شايد حكمت و عقيده درستي ندارند ولي مزاحم كسي هم نيستند.

روحيه سازماندهي و تشكل در كودكان بايد قوي شود آنچنان كه در سايه ي ياري ها و همراهي ها ، وحدت و الفتي حاصل شود و افراد به كمك هم و با تمركز ، وحدت و قدرت بتوانند در سطح ملي و بين المللي كارهاي مهمي را انجام دهند . و يا به تعبيري كه رسول خدا (ص) دارد همه چون يك دست و يك قدرت در برابر بيگانه گردند.

T}د- فنون و ابزار لازم{T

۱- در جنبه ابزار: وسايل وابزار تربيت در اين راه بسيار و برخي از آنها عبارت اند از:

داستان ها : منظور داستان هاي مربوط به پيشوايان مذهب است كه ذكر آن ضمن بالا بردن سطح فكر و معرفت كودكان سبب ايجاد عُلقه ( دلبستگي ) و تلاش براي همانندي هم خواهد بود. شما به همراه داستان و شرح حال و زندگي اولياي مذهب مي توانيد معارف و مباحثي را به كودك القاء كنيد.

محافل و مجامع: قرار دادن كودك در جو مذهبي مثل مساجد و محافل، جلسات مذهبي ، اجتماعات سالم ديني در رشد و پرورش ديني آنها بسيار مؤثر است . كودكان ما از حدود سه سالگي چنين آمادگي را دارند و در ضمن آن به فراگيري آيات و دعا و برنامه ها مي پردازند. طفل از همراهي با پدر براي رفتن به مسجد و مجلسي خوشحال مي شود و به مسائل مذهبي با علاقه گوش مي كند. از حدود هشت سالگي دوست دارد عضو سازمان مذهبي شود و به خاطر آن احساس غرور مي كند.

رفتارهاي مذهبي جمعي : برگزاري نماز جماعت ، تربيت گروه سرودهاي مذهبي و مشاركت دادن كودك در آن ، خود از مسائل مورد علاقه كودك است . دكلمه ، نمايش ، عبادت هاي جمعي ، آوازهاي مذهبي به صورت گروهي در تربيت مذهبي كودكان بسيار مؤثر است و موجباتي را براي رشد مذهبي ، صفا و اخلاص فراهم مي آورد ؛ اگر چه برخي از آنها براي خوشايند ديگران صورت گيرد.

منطق و استدلال : به كار بردن منطقي كودك پسند ، و بيان مسئله به زباني كه كودك را اقناع كند خود در رشد مذهبي او مؤثر است . برنامه ها بايد به صورتي منسجم و هماهنگ باشند، طوري كه به كودك نظمي فكري بدهند ، براي طفل قابل درك و فهم باشند و او را درحد توان فكري قانع سازند. و البته فراموش نخواهيم كرد كه تفكر منطقي در كودكان از حدود هفت سالگي ظهور كرده و تدريجاً رشد خواهد كرد.

فرصت ها: در جريان زندگي و در مسير آن گاهي فرصت هايي پديد مي آيند كه دقايق آن براي مربي غنيمت و كل آن به صورت ابزار و وسيله اي در اختيار است. در جامعه اسلامي ما جشنها ، وفات ها ، اعياد و مراسم بسيارند. دراين فرصت ها مي توان بحث هايي را ترتيب داد و ضمن آن از مسائل اسلامي ، از راه و رسم حيات اسلامي ، از اخلاق و عادات مذهبي سخن گفت و بذر رفتار اسلامي را در نهاد كودك كاشت.

۲- در جنبه فنون : در اين جنبه ها نكات و شرايط متعددي مطرحند كه ذكر همه آنها در اين مختصر ميسر نيست، آنچه با رعايت اختصار دراين رابطه مي توان ذكر كرد عبارتست از :

– ارائه الگو: ما ناگزيريم دراين رابطه بيشتر حرف بزنيم از آن بابت كه نقش الگو ها در رنگ دادن زندگي كودك سرنوشت ساز است. اصولاً تربيت ، و به ويژه تربيت ديني بر اساس دستورات عملي و مدل هايي خواهد بود كه والدين و مربيان به كودك عرضه مي كنند. طفلي كه رفتاري را از والدين خود ببيند از آن تبعيت خواهد كرد، خواه رفتاري سالم باشد وخواه ناسالم .

جنبه تبعيت از الگو درهمه ي سنين مهم است و در شش تا دوازده سالگي داراي نقشي قوي تر از ديگر سنين است . البته فراموش نخواهيم كرد كه تصور كودك چهار ساله از پدرش اين است كه او قدرت مطلق است، همه چيز را مي داند و هرچه را كه انجام مي دهد درست است. به همين نظر است كه ما توصيه مي كنيم والدين و مربيان مراقب رفتار و سخنان خود باشند.

ما حتي معتقديم كه الگوهاي تربيتي كودكان در جنبه ي اخلاق ، و در صبر و اخلاص و امانت و پاكي و بركناري از شبهات بايد خدا گونه باشند، صاحب علم و آگاهي باشند و نظريه اي را عرضه و ارائه كنند كه مدافع آن هستند ، در نظر داشته باشند كه ذهن كودك به زمين آماده اي شبيه است كه همه چيز را مي پذيرد ، حتي اوهام و خرافات را.

ما به نصيحت زباني در پرورش ديني چندان معتقد نيستيم ، قائليم كه نقش عملي والدين كارسازتر است و رفتار مذهبي كودك به ميزان علاقه و شايستگي و ميزان درك و فهم والدين و نوع رفتار و موضعگيري آنها در برابر حوادث بستگي دارد.

عبرت آموزي: اين هم نكته اي مهم و سازنده در تربيت است كه هر واقعه و جرياني را به صورت درسي در آوريم كه كودك از آن استفاده كند. اين كه فردي دروغ گفته و رسوا شده ، اين كه فردي ديگر خيانت كرده و آبرويش رفته است و آن سومي كه تنبلي و تن پروري كرده و گرفتارشده و آن چهارمي نتيجه بد عمل خود را كشف كرده ، و آن پنجمي كه از دنيا رفته و از او نام نيك يا بدي باقي مانده براي كودك درس است. مربي لايقي مي خواهد تا اين درس را به كودك القاء و وقايع را به نحوي مفيد و شايسته ارزيابي كند.

توجه به رغبت: كودك همه گاه آماده انجام دادن همه كارها نيست . در ساعتي نمي خواهد با شما نماز بخواند او را تحت فشار قرار ندهيد و مجبورش نكنيد كه حتماً برخيزد و چنين كند كه زيان آن از نفعش بيشتر است . بگذاريد خود با رغبت به سوي شما آيد تا براساس حضور قلب به عبادت بپردازد . تحميل به اسم مذهب مفيد نيست.

از مجاورت نيكو با كودك استفاده كنيد و بكوشيد كودك با شما يا فرد ديگري كه پايبند به مذهب است مأنوس شود. انس ها و الفت ها ، انضباط مذهبي را دروني مي كنند. طفل درعين آزاديِ فكر، به آزادي عبادت و اطاعت هم دست خواهد يافت و اين امر اگر ازهمان آغاز كودكي پيگيري شود ، در قبل از ده و حتي در هشت سالگي ثمرات خود را نشان مي دهد و به اصطلاح قواعد مذهبي در او ريشه دار مي شوند.

T}هـ – مراقبت هاي لازم{T

در طريق تربيت ديني كودكان مراقبت هايي بايد صورت گيرد تا امر تربيت مؤثرتر باشد . اين مراقبت ها از جهات مختلفي مورد بحث هستند كه اهم آنها عبارت اند از:

۱- پاسخ درست به سؤالات : درك و فهم كودك نسبت به مسائل مذهبي بسيار محدود است و به همين نظراو دائماً در زمينه هاي گوناگون به سؤال و پرسش مي پردازد تا دامنه اطلاعات خود را وسيع تر سازد. پرسش هاي او نشانه ي علاقه مندي او به عقلاني و مستدل كردن اطلاعات مذهبي است و براي مربي نقطه مثبتي مي باشد .

آنچه مهم است دادن پاسخ به سؤالات است كه بايد درست و قانع كننده باشد. ما نياز نداريم كه با استدلالِ نيرومند و قوي به كودك جواب دهيم ؛ زيرا او دراين رابطه شايد نتواند حقايق را درك كند و مباني درك منطقي و مستدل او چندان رشدي ندارند ؛ ولي ضروري است پاسخ ها قاطع باشند آن چنان كه او را قانع كنند نه ساكت ، قلب پاك و منزه او بايد آن را بپذيرد و ذهنش آن را در خود جاي دهد.

موفقيت در اين امر بسته به آن است كه والدين و مربيان ، خود اعتقادات و اطلاعات روشني داشته باشند و به آنچه كه مي گويند مؤمن باشند. اگر جاي ابهامي در زمينه اي خاص برايشان وجود دارد از خود دور سازند و در پاسخ هم خود را در وضع درك و فهم و موقعيت كودك قرار دهند.

۲- جلوگيري از بدآموزي ها: چه بسيارند شبهات و بد آموزي هايي كه براي كودك پديد مي آيند و ناشي ازجهل و يا بي توجهي مربيان است و البته آنها هم در اين امر شايد معذور باشند. از آن بابت كه برخي از مستشرقان خيانتكار، دوستان نادان و دشمنان دانا ذهن ها را آلوده كرده اند و افسانه ها و اساطيري را به نام مذهب وارد جامعه نموده اند و اذهان مردم را آلوده اند.

عقايد و افكارغلطي كه وارد مغزها شده اند به زودي از بين رفتني نيستند و اي بسا كه خود به گروه و نسل هاي ديگر القاء شوند ودر ذهن آنها هم ريشه دار گردند. در آموزش ها، بويژه در آموزش مذهبي بايد چيزي را به كودك آموخت كه بعدها نيازي به اصلاح نداشته باشد.

والدين و مربيان اعتقاد به خدا، به مذهب و تعاليم آن را به گونه اي در كودك پديد آورند كه روح مذهب در آنان به صورتي صحيح استوار گردد. همچنين مسائل و مباحث آموخته شده به صورتي باشند كه كودك در حال و بعد ، آنها را منافي با حق و حقيقت نيابد. غرض اين است بدانيم كه عقايد مذهبي كودكان با زندگي روزمره و تجارب و آگاهي هاي خانواده و مدرسه ارتباط نزديك دارد.

۳- ايجاد عادات مذهبي : زندگي خود و خانواده خود را مذهبي كنيد. آن چنان كه رفتار و گفتار، رفت و آمدها ، معاشرت ها ، خور و خواب ها و موضعگيري ها همه رنگ مذهب داشته باشند. نماز خود را در اول وقت بخوانيد و برنامه كار و بازي كودك را طوري ترتيب دهيد كه در آن ساعت فارغ البال و با شما همراه باشد؛ روح خير خواهي نسبت به همنوع را درخود زنده و متجلي سازيد تا فرزند شما از آن درس بياموزد؛ در برخوردها خوشرو باشيد كه حاصل آن عملاً خوشرويي فرزند شما باشد و درهمه ي آنچه كه مورد نظر است به طور مداوم و مستمر عمل كنيد تا اين خوي ها در شما و فرزندنتان به صورت عادت درآيد.

۴- خستگي جسمي و ذهني : ما دوست داريم كه فرزندان ما عامل به مذهب و تعاليم آن باشند ولي نمي خواهيم كه كودك را در طريق مذهب و عبادت و طاعت آن چنان خسته كنيم كه از آن متنفر و بيزار گردد. طفلي كه از همان آغاز حيات از عبادت خسته شود ترجيح خواهد داد كه بدون مذهب باشد.

غرض اين است كه در اعمال مذهبي ظرفيت جسماني ، رواني، فكري و عاطفي كودك را در نظر گيريم و ببينيم تا چه حد آمادگي پذيرش و عمل دارد. از كودك هفت ساله خود انتظار نداشته باشيد كه پا به پاي شما در راهپيمايي ها شركت كند و چون شما شعار دهد. او كودك است، خسته خواهد شد . از فرزند ده ساله خود انتظار نداشته باشيد كه چون شما در جلسه مذهبي چند ساعته ساكت و آرام بنشيند وهمانند شما به خواندن دعا، سينه زني و مرثيه خواني بپردازد.

بررسي هاي علمي نشان مي دهند كه بيشتر لامذهبان و يا مخالفان مذهب از دو گروهند:يكي فردي كه در دوران كودكي و نوجواني آگاهي و تربيت مذهبي به او نداده اند و ديگر فردي كه تربيت مذهبي دوران كودكي اش با خشونت و سختگيري توأم و همراه بوده است و يا كودك را در عين نفهميدن مسئله اي وادار به عمل كرده اند.

T}و- هشدار{T

غرض هشداري است به والدين و مربيان كه بر اثر بي توجهي ، سهل انگاري و جهل و ناداني ، وضع و موقعيتي را براي كودكان پديد مي آورند كه آنان در آينده با دشواري هايي مواجه خواهند شد. في المثل برخي از والدين و مربيان طفل را در دوران كودكي از تربيت ديني دور نگه مي دارند. بدان مقصد كه اين امر برايشان زود است و بعدها در سنين نوجواني امكان اعمال نظر برايشان نخواهد بود. و يا بعضي از مربيان مسئله اي را وارونه و غلط به كودك القاء مي كنند بدان گمان كه در آينده پس از بزرگ شدن كودك آن را اصلاح نمايند ؛ و اينان روزي به خود مي آيند كه كار از كار گذشته و در امر تربيت با صدها دشواري مواجه خواهند بود.

T}رمز از دست دادن عقايد{T

اين كه چرا برخي از افراد با اين كه در خانواده مذهبي به دنيا آمده اند ترك دين و مذهب مي گويند پاسخش تا حدودي مربوط مي شود به بخشي از تحليلي كه ارائه داديم . در عين حال براي هشياري برخي از والدين علاقه مند به پرورش مذهبي فرزندان ، عرض مي كنيم كه به موارد زير هم توجه داشته باشند و رمز ترك عقايد و لا مذهبي فرزندشان را در اين روابط جستجو كنند:

۱- عدم آگاهي و معرفت نسبت به مسائل مذهبي كه خود سبب رسيدن به اين نكته مي شود كه كار مذهب عملي پوچ و بي فايده است.

۲- وجود تناقض در رفتار و كردار، در گفتار و عمل والدين و مربيان كه كودك را نسبت به آنها بدبين مي سازد.

۳- اِعمال روش هاي خشك و مستبدانه در آموزش مذهبي و درخواست اطاعت كوركورانه و بي قيد و شرط.

۴- عدم توان استدلال منطقي در اين رابطه كه وجودش براي دفاع از كيان عقيدتي هركس ضروري است .

۵- وجود افسانه و اساطير و خرافات و موهومات و شبهات به اسم مذهب كه سبب بدنام كردن مذهب مي شود.

۶- عدم ايجاد رابطه بين دين و دانش و حتي اصرار به متضاد نشان دادن اين دو مسئله .

۷- القاء ترك لذات به اسم دين ، بدين ادعا كه لازمه دينداري ترك لذات است .

۸- وجود تفاوت بين آنچه كه از لحاظ تعاليم مطرح مي شود و عمل آن در اجتماع و مسئولان مذهبي جامعه .

۹- تحميل بدون در نظر داشتن ظرفيت جسمي و رواني كودك.

۱۰- عدم زمينه سازي براي ايجاد آمادگي در كودك به گونه اي كه گاهي جاذبه تلويزيون نمي گذارد كودك به دنبال نمازش برود.

۱۱- معاشرت هاي بي بند و بار و بي ضابطه كه موجبات فساد و گمراهي ها را فراهم مي آورند.

۱۲- زرق و برق ها ي فسادانگيز محيط و القائات ناروا در اين رابطه كه ناشي از تلاش جاهلان و دشمنان دوست نما است.

T}توجه به امانت داري{T

در همه حال فراموش نكنيم كه ما امانتدار خداييم . كودك، امانتي است از خدا در دست ما و بعد هم در دست خودش و بعد هم در دست اجتماع و مسئولان ديني. ما در برابر اين امانت مسئوليم و بايد حساب پس بدهيم . بار مصيبت دو چندان خواهد بود وقتي كه ما نه براي خود فكري كرده باشيم ، نه براي فرزندانمان، بي اعتنايي و يا سهل انگاري در انجام وظيفه عقوبت آفرين است.

در اين راه از چه كسي مدد گيريم؟

در تربيت فرزندان و ساختن و به عمل آوردنشان بايد از مددها و نيروهايي استفاده كرد. نخست بايد از همت و عزم و اراده خود مدد خواست كه جداً به تربيت كودك همت گماريم و بكوشيم او را بسازيم و به عمل آوريم . ثانياً از آنها كه آگاه و صاحبنظرند ، از مسئولان تربيت، از معلمان اخلاق ، از صاحبنظران در فهم قرآن بايد مدد بخواهيم كه آگاهي ها و اطلاعات لازم را در اين رابطه در اختيارما بگذارند. از فرصت هايي كه در اجتماع است ، از امكاناتي كه دولت و دستگاه هاي آموزشي در اختيار مي گذارند بايد به نفع سازندگي و اصلاح كودك استفاده كرد.

و سرانجام بايد از هستي بخش مطلق ، از مددرسان توانا و نزديك ، از خداوند خلق و امر براي حفظ و به ثمر رساندن امانت خودش طلب كمك كرد.

T}منابعي براي مطالعه:{T

۱- تربيت کودک، ابراهيم اميني

۲- راه تربيت، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۳- آشنايي با تعليم و تربيت اسلامي، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۴- روانشناسي و تربيت کودکان و نوجوانان، دکتر غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۵- تربيت طبيعي در مقابل تربيت عاريه‏اي، عبدالعظيم کريمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۶- والدين و مربيان مسؤول، رضا فرهاديان، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم

۷- خانواده و دشواري‏هاي رفتاري کودکان، دکتر علي قائمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۸- مجموعه كتاب هاي خانواده، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

۹- پرورش مذهبي كودكان، دكتر قايمي

۱۰- بهداشت ازدواج در اسلام، دكتر صفدر صانعى

۱۱- تربيت برتر ، رضا فرهاديان

۱۲- ازدواج در مکتب اهل بيت ، نجفي يزدي

۱۳- با فرزندان خود چگونه رفتار کنيم ، شرفي

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=10561

شنيده‌ام كه دعا و سوره‌هايي وجود دارد كه اگر هنگام بارداري خوانده شود تأثير مثبت بر روي كودك مي‌گذارد، اگر ممكن است آن‌ها را در اختيارم بگذاريد؟

شنيده‌ام كه دعا و سوره‌هايي وجود دارد كه اگر هنگام بارداري خوانده شود تأثير مثبت بر روي كودك مي‌گذارد، اگر ممكن است آن‌ها را در اختيارم بگذاريد؟

پاسخ:

در روايات اسلامي، قرائت برخي از سوره‌هاي قرآن به زن باردار، توصيه شده كه براي خود و حملش،‌مؤثر است از جمله:
۱ . سوره مباركه ذاريات، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: اگر سوره ذاريات همراه زن حامله باشد يا بر او بخواند در آسان وضع حمل كردن مؤثراست.(۱)
۲ . سوره مباركه فجر. پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: اگر زن حامله، اين سوره را بخواند، خداوند فرزند مباركي را به او عطا مي‌كند.(۲)
۳ . سوره حجرات، پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: هر كس سوره حجرات را بخواند براي حفظ جنينش از خطرها و سقط مؤثر است.
۴ . در برخي از نوشته‌ها و جزوه‌ها درباره سفارش به زنان باردار آمده كه تا چهار ماهگي ۴۰ مرتبه سوره يس را بخوانيد و كندور بخوريد كه براي هوش مفيد است، مشهور است كه كندور در زياد شدن هوش كودك مؤثر است.
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: به زنان باردار خود كندور بخورانيد كه فرزند شما چون در شكم مادر با كندور تغذيه شود عقلش محكم مي‌شود و اگر پسر باشد شجاع مي‌شود.(۳)

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ق، ج ۷، ص ۲۵٫
    ۲٫ بحراني، البرهان في تفسير القرآن، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، ‌ج ۴، ص ۴۵۷٫
    ۳٫ ر.ك: حكيمي، محمد، القرآن ثوابه و خواصه، بيروت، دارالبيان العربي، بي‌تا، ص ۹۳ ـ ۱۲۴٫
شيوه‌هاي تربيت ديني چگونه است؟

شيوه‌هاي تربيت ديني چگونه است؟

پاسخ:

توجه و اهميت به مسايل ديني و سوق دادن خانواده و اطرافيان در جهت پايبندي و حركت در اين مسير از خواسته ها و دغدغه هاي هر فرد متعهد و متديني است كه مي خواهد با به كارگيري راهكارها و شيوه هاي تربيتي، اين مهم را تحقق بخشد تا اطرافيان او در سايه اين پايبندي و التزام به مسائل ديني، زندگي توأم، با آرامش و آسايش معنوي و روحي و بدور از درگيري هاي فردي و اجتماعي هنجار شكن داشته باشند. براي آن كه بتوانيم به بهترين سبك و شيوه به اين خواسته دست يابيم لازم است توجه داشته باشيم كه:
۱٫ براي تربيت افراد ابتدا بايستي آنها را خوب شناخت و به اقتضاي سن و شخصيت آن ها، نسبت به آنها برنامه‌ريزي تربيتي داشت. چرا كه نحوه انتقال و بيان مطالب و دستورات ديني به تناسب هر سني متفاوت خواهد بود.
۲٫ توجه به اين نكته بسيار مهم است كه تربيت، امري تدريجي و دير بازده است. يعني چنين نيست كه با گفتن يك جمله يا خواندن يك كتاب بتوان شخصي را مذهبي يا متخلق به اخلاق ديني بار آورد. بلكه اين كار نيازمند گذر زمان و صبر و حوصله فراوان است. در واقع بايد دانست كه سعه صدر از شرايط اساسي براي مديريت هر جمع و جرياني است.
۳٫ استفاده از روش هاي متنوع و مختلف تربيتي (با توجه به سن افراد) چون تشويق، تلقين، الگوسازي، تنبيه، ايجاد احساس رقابت، داستان گويي و… براي انتقال آموزه هاي ديني مؤثر خواهد بود.
۴٫ زبان عمل، زباني بين المللي است كه براي تربيت، خصوصاً فرزندان، بسيار تأثيرگذار خواهد بود. آنچه در آيات و احاديث زيادي نيز به آن سفارش شده است اشاره به همين نكته است. مثلا در آيه ۲ و ۳ سوره صف خداوند برخي انسان ها را به خاطر عمل نكردن به آنچه مي گويند توبيخ مي كند. يا آن كه امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «كونوا دعاة الناس بالخير بغير السنتكم».(۱) يعني آنكه با رفتار و عمل خود ديگران را به كارها و امور خير راهنمايي و دعوت كنيد. لذا عمل كردن به دستورات دين و متدين بودن به آنچه آموزه هاي ديني ما، توصيه كرده است بسيار مهم خواهد بود.
۵٫ در آموزش مسائل ديني بايد سعي كرد نقش نزديك كننده و انگيزاننده داشت، نه تحميل‌گر و تزريق كننده. لذا به كار گيري زبان تحميل و اجبار خصوصا در سنين نوجواني چه بسا اثري معكوس داشته باشد.
۶٫ انسان موجودي است مركب از روح و جسم كه تربيت او نيز بايد با توجه به طبيعت تركيبي او صورت گيرد. بنابر اين، در عين اين كه به دنبال آن هستيم كه روش ها و سبك هاي آموزش اخلاق و مسايل ديني كه با بعد روحي و معنوي انسان سروكار دارد را مورد توجه قرار دهيم، لازم است به نيازهاي مادي و طبيعي اطرافيان و خانواده نيز پرداخت و در صدد بود كه خواسته هاي مادي آن ها در حد متعارف و معمول بر آورده شود.
۷٫ زمان شروع تربيت و آموزش مسايل ديني اگر در سنين پايين تر صورت گيرد (البته با شيوه ها و ظرافت هاي خاص خود) پايداري و ماندگاري بيشتري را به همراه خواهد داشت. همانطور كه در حديث آمده است كه «انما القلب الحدث كالارض الخاليه ما القي فيها من شي قبلته».(۲) دل و قلب نوجوان مانند زمين آماده اي است كه از هر سبزه و گياهي خالي است هر بذري كه در آن افشانده شود مي پذيرد و در آغوش خود به خوبي مي پرورد.
۸٫ دوستان، اطرافيان و كساني كه انسان با آن ها مراوده و آمد و شد دارد در جهت گيري نسبت به مسائل ديني و تمايل و رغبت افراد، مؤثر خواهند بود. لذا با هدايت و راهنمايي و كمك در نحوه انتخاب دوستان و اطرافيان مي توان به رشد ديني فرزندان كمك كرد.
۹٫ حضور و شركت فعال در مجالس و محافل مذهبي و برگزاري اين جلسات در خانواده به طور طبيعي، افراد خانواده را مرتبط با مسائل ديني و مذهبي خواهد كرد.
۱۰ شرايط زماني و اجتماعي براي تربيت فرزندان را بايد مد نظر قرار داد. بايستي با توجه به ادبيات و ابزار دوران و زماني كه آن ها با آن مواجه هستند بر آن ها آموزه هاي ديني را منتقل كرد. همان گونه كه امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «فرزندان شما براي زمان غير از زمان شما هستند».(۳) لذا نبايد توقع داشت كه با همان ادبيات و ابزار كه مثلا در زمان پدران ما موسوم بود الزاما با همان ادبيات و شيوه عمل كرد.
۱۱٫ همان گونه كه امام سجاد ـ عليه السلام ـ به درگاه خداوند عرض مي كند «اللهم اعني علي تربيتهم و تأديبهم».(۴) خداوندا مرا در تربيت و تأديب فرزندانم ياري فرما، بسيار ضروري و لازم است كه ما نيز خاضعانه و خاشعانه از خداوند منان بخواهيم كه ما را در انجام اين وظيفه خطير و مهم ياري رساند.

 

پاورقی:

  1. محمدبن یعقوب کليني، الکافي، نشر اسلاميه، تهران، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۷۸٫
    ۲٫ محمدتقي فلسفي، الحديث (روايات تربيتي) تهران، نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۱۰۸٫
    ۳٫ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
    ۴٫ صحيفه سجاديه، دعاي ۲۵، دعائه عليه السلام لولده.
طرز پوشش مادر در خانه و در مقابل فرزند چگونه بايد باشد؟ راهنمايي فرمائيد.

طرز پوشش مادر در خانه و در مقابل فرزند چگونه بايد باشد؟ راهنمايي فرمائيد.

پاسخ:

والديني كه خواستار داشتن نسلي سالم و شريف هستند، به خاطر سلامت جسم و روان و اداي حق تربيت و اخلاق فرزندان شايسته است مراقبت‌هايي را در رفتار خود لحاظ كنند. با توجه به الگوگيري فرزندان از والدين، سبك زندگي والدين حتي طرز پوشش آنها در تربيت فرزندان تأثير گذار است. موضوع پوشش مادر از جمله اين بحث است كه از چند جهت قابل توجه مي باشد:

۱٫ از نظر شرعيپوشش همه اعضاء بدن مادر مقابل فرزندان از نظر شرعي، واجب نيست. بنابراين باز بودن سر و گردن، دستها و پاها و ساق پا اشكالي ندارد مرد و زني كه با هم محرمند (مانند خواهر و برادر) ميتوانند به بدن يكديگر به آن مقدار كه در ميان محارم معمول است نگاه كنند، و در غير آن احتياط آن است كه نگاه نكنند.(۱)

۲٫ از نظر تربيتي و روان شناختيامّا از نظر تربيتي، بايد بگوئيم كودك به راحتي رفتار و صداي مادر را تشخيص ميدهد و آنرا دنبال ميكند، رفتار مادر برايش كاملاً آشنا است و حافظهاش مملو خاطراتي از اين رفتارها ميباشد، كودك از رفتار و شكل آنها عكس برداري ميكند و در حافظة خود انبار ميكند.
پايههاي اساسي رشد شخصيت كودكان و نوجوانان از طريق تقليد نهاده ميشود و اين شيوة تقليد، هم از راه شنيداري و هم از طريق بصري حاصل ميشود. تقليد و الگوپذيري از ويژگي هاي دوران كودكي است، كودك هر آنچه را كه ببيند براساس تقليد ميپذيرد، و مطابق آنها عمل ميكند، بدون اينكه از خوبي و بدي آن اطلاع داشته باشد.
چشم كودك، چون دريچهاي باز است كه ميبيند، ذهن كودك چون دوربين عكاسي است، كه هر چه ميبيند در آن منعكس شده و ثبت ميگردد.(۲) بنابراين رفتار والدين بخصوص مادر تأثير فراواني بر روي كودكان دارد. كودك از مصالح و مفاسد امور اطلاعي ندارد و نميتواند در كارهايش هدفگيري درستي داشته باشد، لذا تمام توجهاش به پدر و مادر و اطرافيان است، اعمال و حركات آنها را مشاهده مينمايد و از آنان تقليد ميكند.(۳)
كودك شكل پوشش مادر را تقليد ميكند اگر مادر هميشه با پوشش مناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر شده باشد كه كودك هم سعي ميكند همان پوشش را از مادر تقليد كند. در دوران نوجواني كه نوبت به انتخاب ميرسد، سعي ميكند با مادر همانندسازي كند وهمان شيوه مادر را براي خود انتخاب كند.
يكي از اشتباهات بعضي والدين اين است كه تصور ميكنند بچهها چيزي نميفهمند لذا با پوشش نامناسب در جلو فرزندان خود ظاهر ميشوند. غافل از اينكه كودك آنچه را ميبيند در حافظة خود ضبط كرده و روزي نمونة آن را از خود بروز خواهد داد.
اگر از دوران كودكي بگذريم و وارد دوراني شويم كه فرزند كم كم بسوي دوران بلوغ نزديك ميشود، پوشش اطرافيان ميتواند در بلوغ زودرس او نقش مهمي داشته باشد. كودكي كه در سن قبل از نوجواني هر روز با بدن نيمه عريان مادر و خواهر مواجه است و قسمتها برجستة بدن آنان را مشاهده ميكند، زمينة تحريك جنسي در او سريعتر و زيادتر است و آنچه را در خانواده ميبيند ناخودآگاه در كوچه و خيابان بر افراد ديگر منطبق ميكند و باعث ميشود زودتر از موعد مقرر علائم بلوغ جنسي در او ظاهر شود. هر چه كودك بزرگتر ميشود ضرورت رعايت اين موضوع بيشتر ميشود چون كودك بسوي بيدار شدن غريزة جنسي پيش ميرود و برخورد با پوشش نامناسب مادر و خواهر او را تحريك ميكند.
اما والدين كودك به عنوان زن و شوهر روابطي در فضاي خانواده دارند كه پوشش خاصي را مي طلبد. اينكه خود را براي يكديگر بيارايند و … . از سوي ديگر مي بايست نكات بالا را رعايت كنند. زيرا محرميت، ما را مجاز نمي سازد كه به هر گونه اي كه بخواهيم در حضور فرزندان خود آمد و شد داشته باشيم. بنابراين جمع ميان اين دو موضوع چگونه مي تواند باشد؟
پاسخ به اين صورت است كه مثلاً اگر خانمي عادت داشته باشد كه همه روز و همه وقت در حال آرايش باشد، طوري كه كودك از روزي كه چشم به زندگي گشوده مادرش را در چنان وضع و پوششي ديده است، در اين صورت مشكل آفرين نخواهد بود. البته توجه داريد كه پوشش در اين صورت نيز بايد در چارچوب روابط مادر و فرزندي باشد نه مطابق با روابط زناشويي. اما دشواري به هنگامي است كه مثلاً خانمي در شبي خاص و ساعتي خاص خود را بيارايد، در اين صورت است كه ذهن كودك بدان مشغول مي شود. و اين خطاي بزرگي براي پدر و مادر است كه با لباس هاي نامناسبي همچون شلوار كوتاه و ….. در حضور دختران و پسران خود ظاهر شوند. و اين خطا از حدود سنين پس از ۸ سالگي كودك فوق العاده بزرگتر است. چرا كه براي برخي از كودكان در اين سنين تماشاي بدن برهنه و و پاي لخت تا حدودي لذت آور مي شود.
بنابراين بهتر است از همان دوران خردسالي عادتي در كودكان پديد آوريم كه ساعتي زودتر از پدر و مادر بخوابند و اين ضروري رشد وسلامت آنهاست و در اين مدت زن و شوهر، فرصتي براي بيان مسائل خاص زندگي و انجام رفتارهاي جنسي خود خواهند داشت.

 

پاورقی:

  1. مكارم شيرازي، ناصر، رساله توضيح المسائل، قم، انتشارات هدف، ص ۴۲۴٫
    ۲٫ فرهاديان، رضا، آنچه والدين و مربيان بايد بدانند، قم، انتشارات رئوف، ۱۳۷۰، ص ۳۸٫
    ۳٫ همان.
فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ.(ناگفته نماند براي خانواده اي كه از سطح زندگي متوسطي برخوردارند و تمايل ندارند فقط يك فرزند داشته باشند).

فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ.(ناگفته نماند براي خانواده اي كه از سطح زندگي متوسطي برخوردارند و تمايل ندارند فقط يك فرزند داشته باشند).

پاسخ:

در فاصله گذاري بين فرزندان بايد نكات مختلفي را مورد توجه قرار داد. نكاتي مثل شرائط اقتصادي، وضعيت روحي و جسمي فرزند اول، مسكن، شغل، تعادل روحي و جسمي والدين و … . به عنوان مثال خانواده اي كه از جهت شغل مشكل دارند دائماً در حال استرس و فشار روحي هستند و از سوي ديگر نيز بخاطر عدم دريافت حقوق مناسب از جهت تغذيه و … مشكل خواهند داشت پس در فاصله گذاري بين فرزند بايد به ابعاد مختلفي توجه داشت.

شرائط معموليبا توجه به نكات فوق بايد گفت كه اگر خانواده اي از لحاظ مختلف در حد متوسط به بالا باشند بهترين سن براي فاصله ميان دو فرزند ۴ ـ ۳ سال است و اين امر بخاطر دلائل ذيل است:
۱٫ در اثر هر زايمان بدن مادر افت مي كند و بايد براي زايمان بعدي ترميم شود (بهتر است در اين زمينه با پزشك خود نيز مشورت كنيد)،
۲٫ از نظر تأثير ميزان وقت براي هر فرزند و از نظر شير دادن و تربيت كردن با فاصله سني كم، باعث مي شود مادر به هيچ يك از كودكان قبلي و بعدي نرسد و خودش هم ضعيف شود.
۳٫ عامل حسادت و رقابت هاي نامطلوب كه معمولاً بين كودكان با فاصله سني كم پيش مي آيد، تا حدود زيادي مرتفع مي گردد.
۴٫ مادر فرصت تأمين نياز هاي كودك نوپا را بدست مي آورد (چون مستلزم حركات و فعاليت هايي است) كه مادر باردار رابا اشكالات مواجه مي نمايد كه انجام اين امور براي سلامتي مادر و جنين خطرناك است.
نكته: احساس مادر نسبت به فرزند ناخواسته احساس دفع و طرد است و به عكس اگر مادري منتظر فرزندش باشد، احساس محبت و پذيرش دارد. اين مادر سعي مي كند نكاتي را رعايت كند كه به سلامت جسمي و روحي كودك كمك كند چون علاقه به كودك دارد، انگيزه توجه به نيازهاي او در مادر به وجود مي آيد در حالي كه مادري صاحب فرزند ناخواسته شده نه از فرزندش مراقبت مي كند و نه از خودش.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست