مجموعه همسران، اختلافات همسران:

24 ساله هستم بعد از ازدواج فهميدم كه با يك فرد معتاد ازدواج كرده ام. چگونه مي توانم زندگي با او را ادامه دهم چرا كه خيلي دوستش دارم و جدايي از او برايم ممكن نيست فقط همين مسائل برايم تحمل ناپذير است. لطفا مرا راهنمايي كنيد.
آيا زنان در اسلام برده همسرانشان هستند كه اين قدر سخت براي همسرانشان كار ميكنند؟
با همسرم اختلاف فراوان دارم و ۴ سال است كه ازدواج كرديم. همسرم هيچ گونه محبت و توجهي به من ندارد و من را از زندگي خود حذف كرده است. از دادن نفقه خودداري مي كند
دختري ۱۸ ساله هستم كه تازه ازدواج كرده‌ام الان نامزدم زماني كه با خواهران خود شوخي مي‌كند حسودي مي‌كنم و يا خواهر زاده خود را مي‌بوسد نمي‌دانم چكار كنم البته تا حال به روي خود نياورده‌ام ولي مي‌خواهم مرا راهنمايي كنيد كه چه كنم؟
در صورتي كه شوهر علي رغم ميل باطني زن، اصرار به بي حجابي زن داشته باشد وظيفه چيست؟
متأسفانه خانواده شوهر من رابطه خوبي با فاميل عروسهايشان ندارند. من از خانواده شوهرم ترس عجيبي دارم و نمي تونم براي زندگيم برنامه ريزي كنم. تو رو خدا كمكم كنيد تا بتونم مقابل خواسته هاي نابجاشون مقاومت كنم
عوامل سوء ظن همسران نسبت به يكديگر چيست و راه هاي درمان آن كدامند؟
عواملي كه در ناسازگاري زن و شوهر و فرزندان و والدين نقش دارند چيست؟ پيامدهاي ناسازگاري در خانواده را بيان كنيد.
من ۳سال ونيم است كه ازدواج كرده ام، ازدواج ما از روي عشق نبود چون پسر مؤمن و تحصيل كرده بود و جاي ايرادي نداشت پذيرفتم حالا هم احساس نمي كنم عشقي وجود نيومده و فقط به هم عادت كرديم
من الان ۴ ماه است كه با پسر خاله ام ازدواج كرده ام حداقل ماهي ۴ بار با هم دعوا داريم نمي دونم چيكار كنم اينقدر عجول و عصبي نباشه؟ لطفا راهنمايي ام كنيد.
منشأ اختلاف در خانواده چيست؟ و براي رفع اختلافات و نارضايتي ها در خانواده چه بايد كرد؟
همسرم بهانه‏گير و لج‏باز است، خواهشمندم در اين مورد راهنمايي‏ام كنيد.
24 ساله هستم بعد از ازدواج فهميدم كه با يك فرد معتاد ازدواج كرده ام. چگونه مي توانم زندگي با او را ادامه دهم چرا كه خيلي دوستش دارم و جدايي از او برايم ممكن نيست فقط همين مسائل برايم تحمل ناپذير است. لطفا مرا راهنمايي كنيد.

24 ساله هستم بعد از ازدواج فهميدم كه با يك فرد معتاد ازدواج كرده ام. چگونه مي توانم زندگي با او را ادامه دهم چرا كه خيلي دوستش دارم و جدايي از او برايم ممكن نيست فقط همين مسائل برايم تحمل ناپذير است. لطفا مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مطمئناً استمرار زندگي مشترکتان و بخصوص آينده موفقيت آميز و خوشبختي فرزندانتان ايجاب مي کند بعنوان همسري دلسوز و وفادار و مادري مهربان عنان اداره خانواده را بدست بگيريد و با کمک و مشورت اعضاء بزرگ تر خانواده خود و خانواده همسرتان و يا ديگر افراد با تجربه فاميل تلاش مضاعفي براي اصلاح وضعيت موجود انجام دهيد. توصيه مي كنيم در اولين فرصت با همسر خود گفتگو کنيد و در يک محيط عاطفي و از روي دلسوزي و همدردي با وي و با اظهار علاقه و عشق به وي از او بخواهيد به اتفاق همديگر به مراکز ترک اعتياد مراجعه نموده و اين مانع بزرگ را انشاءالله به سادگي از جلوي راه سعادتمند شدن خود و خانواده تان برداريد. مطمئناً اگر بتوانيد با اجتناب از هر گونه سرزنش وي بخاطر داشتن اعتياد و به قصد و نيت کمک به وي و خانواده خود و با تعريف و تمجيد از برخي صفات پسنديده همسرتان به سراغ وي برويد و از وي بخواهيد با مراجعه به مراکزي نظير بهزيستي يا غيره, ترک اعتياد کند وي پاسخ مثبت داده و شما موفق خواهيد شد.

در اقدام بعدي با مشغول نمودن او از ارتباط بيشتر او با دوستان جلو گيري کنيد و به هر تدبير ي که شده او را تحت کنترل قرار دهيد تا از گسترش اعتياد جلو گيري کنيد و ميزان مصرف را ابتدا کنترل کنيد و کم کم او را به سمت ترک هدايت نماييد به هر حال کنترل او و کنترل مصرف و هدايت خير خواهانه تدابيري است که بايد در تمام لحظات به کار بگيريد تا بتوانيد به نتجه برسيد . به ويژه

ارتباط با دوستان و تغيير دوستان او و هدايت وي بسمت دوستان پاک ضرورت بي ترديد و لازم الاجرا است .

ايجاد يک تعهد و يا جلب همکاري نزديک او با شما و خانواده و سپردن مسئوليت به او راهکاري است که او را تحت کنترل و به سمت ترک هدايت مي کند

انشا الله با استفاده از راهکارهاي فوق به سمت هدف حرکت کنيد و در هر حال در مرز خطر قرار داريد و هوشياري و دقت فوق العاده را مي طلبد که بايد

بسيار حساس باشيد و در تغيير رفتار او بسيار دقيق باشيد و هميشه با او دوست باشيد و رابطه ي دوستانه خود را تعميق و استمرار داشته و در همين قالب او را هدايت و کنترل نماييد مبادا او را رها و ترک کنيد .

آيا زنان در اسلام برده همسرانشان هستند كه اين قدر سخت براي همسرانشان كار ميكنند؟

آيا زنان در اسلام برده همسرانشان هستند كه اين قدر سخت براي همسرانشان كار ميكنند؟

پاسخ:

نميدانم چه مسألهاي باعث شده تا اين ذهنيّت و سؤال براي شما ايجاد شود. ممكن است شما افراد يا خانوادههايي را ديده باشيد كه نگرش منفي نسبت به زنان دارند، سپس اين مسأله را تعميم داده و نتيجه گرفتهايد كه پس اسلام نگرش منفي نسبت به زنان دارد و زنان در اسلام بردة همسرانشان هستند. شما بايد نگرش اسلام را دربارة زن از كتابها و منابع معتبر بدست آوريد، نحوة رفتار و زندگي افرادي كه معلوم نيست تا چه اندازه پايبند به اصول و دستورات اسلامي هستند، نميتواند منبع قضاوت و ارزشيابي شما واقع شود.
بنابراين دستيابي به پاسخ اين سؤال و قضاوت واقع بينانه در مورد آن تنها در صورتي امكان پذير است كه نظر اسلام را دربارة زن بدانيم. در يك تقسيم بندي كلي ديدگاهها و رويكردهاي متفاوت دربارة زن را به سه ديدگاه اصلي ميتوان طبقه بندي كرد.

۱٫ نگرش منفي نسبت به زنقبل از ظهور اسلام ديدگاه غالب و رايج، ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به زن بود. بينشهاي كليسايي زن را موجود فرعي و طفيلي مرد ميدانست، عربهاي دورة جاهليت نيز از زن به عنوان برده و وسيلة عيّاشي خود استفاده ميكردند.

۲٫ زن در انديشه اسلاميعقيدة اسلام و جهان بيني آن دربارة زن و حقوق انساني او، رويكرد نويني را دربارة زن پايه ريزي كرد. اسلام در روزگاري به زن با ديد عظمت نگريست كه زن را به عنوان موجودي حقير و پست ميانگاشتند.

۳٫ گرايش فمنيستيرويكرد سوم دربارة زن گرايشي است كه آغاز پيدايش آن به اوايل قرن نوزدهم بر ميگردد و از آن به فمينيسم يا جنبش استيفاي حقوق زنان ياد ميشد. اين گرايش پس از جنگ جهاني اول زمينه ساز طرح برابري حقوق زنان با مردان گرديد و امروزه نيز طرفداران اين ديدگاه پافشاري بر تساوي حقوق زنان با مردان دارند.
گر چه در اين نوشتار مجال بررسي و مقايسه اين سه رويكرد به صورت تفصيلي وجود ندارد و از سوي ديگر ممكن است ما را از اصل موضوع سؤال دور كند، ‌لذا مقايسة ديدگاهها را به عهدة خود شما ميگذارم كه پس از مطالعه دقيق در اين زمينه ببينيد آيا اسلام نظر واقع بينانهتر دربارة زن و حقوق و جايگاه آن اتّخاذ نموده يا رويكردهاي فكري ديگر. بنابراين ديدگاه اسلام را دربارة منزلت و حقوق زن به اختصار مرور ميكنيم.
ديدگاه اسلام دربارة زن در دو حوزه قابل بررسي است.

الف. حوزة معرفت شناختيدر بينش و جهان بيني اسلامي زن و مرد از جهات بسياري با هم برابر و يكسانند. هدف خلقت زن ومرد هر دو عبوديت و بندگي خداست، از نظر كسب ارزشها، نيز هر دو در يك رتبه هستند. زن و مرد بودن در كسب ارزشها تأثيري ندارد، بلكه ملاك كسب ارزشها عبارتند از:
۱٫ ايمان و عمل صالح. مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً(۱) هر كس ـ از مرد يا زن ـ كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگي پاكيزهاي حيات بخشيم.
۲٫ تقوا. خداوند در قرآن ميفرمايد: اي مردم! ما شما را از زن و مرد آفريديم و شما را گروه گروه و قبيله قبيله گردانيديم، تا از همديگر بازشناخته شويد، بهترين شما در نزد خداوند با تقواترين شما است.
آيات و روايات بسياري در اين زمينه وجود دارد كه براي زن اهميت و جايگاه ويژهاي قايل است. اين مربوط به نظام اعتقادي و حوزه معرفت شناسي است كه به اختصار اشاره شد.
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه اسلام زن را برده نميداند بلكه از نظر اسلام مقام ومنزلت ويژهاي دارد. اسلام در واقع با برده داري زن مبارزه كرد و از زنان تجليل و احترام خاصي نمود. براساس اين جهان بيني كه زن از مقام و منزلت خاصي برخوردار ميباشد، روابط اجتماعي و حقوق خانواده نيز در اسلام تفاوت اساسي با رويكردها و ديدگاههاي ديگر مكاتب دارد.

ب: جايگاه زن در خانوادهاسلام در نظام خانواده نيز براي زن ارزش و اهميت ويژه قايل است و هيچگاه آن را به عنوان برده نميداند. همانگونه كه براي مرد حقوقي را در نظر گرفته است، براي زنان نيز حقوقي را مشخص نموده كه بايد مردان رعايت كنند. يا به تعبير ديگر در نظام خانواده و به منظور استحكام آن، هم براي مرد و هم براي زن يكسري وظايف در نظر گرفته شده كه بايد رعايت كنند.
با توجه به اين مطالب لازم است سؤالي را مطرح كنم و آن اينكه اگر مراد شما از كاركردن زن انجام همان وظايفي است كه اسلام براي زن در نظر گرفته، اين هرگز به معناي برده دانستن زنان نيست، اسلام به خاطر حفظ شخصيت زن، وظايفي را به عهدة آنها گذاشته است كه در حدّ توان‌شان باشد و در عين حال عفت‌شان نيز حفظ شود. وظايف سنگين‌تر به عهدة مردان است. و امّا اگر مراد شما از كار كردن زنان، كار در بيرون از محيط خانواده است، اين بيشتر محصول نگرش غربي نسبت به زنان است كه زنان را وادار كرده است تا پا به پاي مردان به سخت‌ترين كارها اشتغال يابند. مسأله ديگري كه باعث شده تا زنان اين قدر سخت به كار و فعاليت بپردازند، مشكلات اقتصادي و تغييرات بنيادين در الگوهاي زندگي است. زندگي امروزه آن چنان سخت و طاقت فرسا شده كه زن و مرد را وادار به تحمل اين همه سختي و رنج حاصل از كار و فعاليت نموده است.
پس اگر مي‌بينيم زنان امروزه به كار و فعاليت مشغول هستند، به خاطر اين نيست كه اسلام آنها را برده بداند، بلكه به خاطر مشكلات اقتصادي و تغيير و تحولات الگوهاي زندگي است، و اگر علاقه داريد كه تعبير «برده بودن» را به كار بريد، بهتر است كه انسان امروزي را بردة الگوهاي زندگي نوين بدانيد كه فشار اقتصادي باعث شده تا زن و مرد هر دو اين گونه سخت به كار و كوشش بپردازند.
در پايان لازم به يادآوري است كه كار و تلاش چه براي زن و چه براي مرد تا جايي كه با اصول و ارزش‌هاي اسلام تعارض و تنافي نداشته باشد، هيچ اشكالي ندارد.

 

پاورقی:

  1. نحل:۹۷٫

 

 

با همسرم اختلاف فراوان دارم و ۴ سال است كه ازدواج كرديم. همسرم هيچ گونه محبت و توجهي به من ندارد و من را از زندگي خود حذف كرده است. از دادن نفقه خودداري مي كند

با همسرم اختلاف فراوان دارم و ۴ سال است كه ازدواج كرديم. همسرم هيچ گونه محبت و توجهي به من ندارد و من را از زندگي خود حذف كرده است. از دادن نفقه خودداري مي كند حتي گاهي ماه ها گوشت و برنج و ميوه و خوراك ضروري منزل را نمي خرد با اينكه مشكل مالي ندارد و من چون كارمند هستم خودم مي خرم (البته يك كارمند جزء با درآمد ماهي ۲۵۰ هزار تومان) چون چاره ديگري كه ندارم. فحاشي و بي احترامي هم مي كند خلاصه بسيار زندگي وحشتناكي دارم اين اواخر مدام حرف جدايي مي زند و مي گويد بيا از هم به صورت توافقي جدا شويم. حالا متاسفانه در اين اوضاع نابسامان من به صورت ناخواسته باردار شده ام و در وضعيت روحي و جسمي بسيار بدي به سر مي برم وقتي موضوع را به همسرم گفتم اول گفت كه جنين را از بين مي بريم. بعد گفت كه اگر هم به دنيا بيايد باز هم من از تو جدا مي شوم و بچه فقط شايد يك سال جدايي را به تعويق بياندازد. به او مي گويم بيا با هم خوب شويم و با هم بچه را بزرگ كنيم اما او مي گويد نه من مي خواستم چند ماه ديگر تو را طلاق دهم من با تو خوشبخت نمي شوم. حالا با اين وضعيت مي خواستم بدانم كه اگر ما اين بچه را سقط كنيم آيا گناه دارد يا نه؟ چون واقعاً عاقبت اين بچه با طلاق و جدايي از پدر يا مادرش نامعلوم است از طرفي من در اين يك ماه و نيم كه باردار هستم به جز گريه و غم هيچ كاري نكرده ام و نمي دانم كه سالم است يا نه. لطفا در مورد احكام سقط جنين توضيح دهيد و اينكه دقيقاً در چه زماني روح در جنين دميده مي شود توضيح دهيد

پاسخ:

خواهر گرامي مراجع بزرگوار با توجه به منابع ديني عقيده دارند كه سقط جنين در شرايط ياد شده حرام است.
در كل، شرايط جواز سقط جنين بسيار مشكل و مختص موارد خاص است. به عنوان مثال يكي از موارد جواز چنين اين است:
در صورتي كه از گفته متخصصين «يقين» يا خوف خطر يا ضرر مهمي حاصل شود، اقدام به سقط جايز است (مادامي كه به صورت انسان كامل در نيامده باشد).
(۱)
بنابراين در مواردي كه احتمال ضرر است، سقط حرام است.

دميدن روح هنگامي كه بچه در شكم مادر به حركت در مي آيد زمان دميدن روح است كه معمولا در حدود چهار ماهگي است.(۲)

اختلافات زناشويي يقيناً با توجه به نامه شما لحظات سخت و تلخي را پشت سر گذاشته ايد. مشاوره خانواده و نياز به حضور دو طرف و يا اعضا خانواده دارد كه در آن جلسات، مشاور اقدام به مصاحبه هاي تشخيصي مي كند و علت ها را ريشه يابي مي كند. متأسفانه اين امر با شيوه مكاتبه اي بسيار سخت است. بي ترديد شما نيز حرف هاي زيادي براي گفتن داشته ايد، اما خلاصه اي از آن را در نامه آورده ايد. مشكلات زناشوئي مي تواند از دخالت ها، سوء تفاهم ها، مشكلات و نقص هاي اخلاقي، نارسايي ها و مشكلات روحي و رواني مثل بدبيني، مغايرت اهداف، مشكلات جنسي و فاصله شخصيت ها از همديگر، ناشي شود. پيشنهاد مي كنيم براي رسيدن به نتيجه اي بهتر تلاش كنيد، هر چند مدتي طول بكشد تا به اتفاق همسرتان نزد مشاور خانواده خوبي برويد و از او كمك بخواهيد. از واسطه هاي قابل اعتماد دو طرف براي حل مشكل كمك بگيريد. براي اطلاع بيشتر مي توانيد با مشاوران تلفني تماس حاصل فرمائيد.
۱ـ مركز ملي پاسخگويي به سئوالات ديني (۰۹۶۴۰) (گروه مشاوره).
۲ـ همين مركز ۷۷۳۷۲۱۷ـ ۰۲۵۱ (گروه مشاوره).

 


پاورقی:

۱٫ استفتائات، مکارم شيرازي، ناصر، نشر جوان. ج۱، ص۴۵۸٫
۲٫ همان، ص۴۸۵٫

دختري ۱۸ ساله هستم كه تازه ازدواج كرده‌ام الان نامزدم زماني كه با خواهران خود شوخي مي‌كند حسودي مي‌كنم و يا خواهر زاده خود را مي‌بوسد نمي‌دانم چكار كنم البته تا حال به روي خود نياورده‌ام ولي مي‌خواهم مرا راهنمايي كنيد كه چه كنم؟

دختري ۱۸ ساله هستم كه تازه ازدواج كرده‌ام الان نامزدم زماني كه با خواهران خود شوخي مي‌كند حسودي مي‌كنم و يا خواهر زاده خود را مي‌بوسد نمي‌دانم چكار كنم البته تا حال به روي خود نياورده‌ام ولي مي‌خواهم مرا راهنمايي كنيد كه چه كنم؟

پاسخ:

علت اين‌كه يك زن از محبت همسر خود به اقوام و نزديكانش احساس نگراني و حسادت مي‌كند. مي‌تواند ريشه‌‌هاي مختلفي داشته باشد كه چون شناخت ما از شما و فضايي كه در آن قرار داريد، كامل نيست به برخي از احتمالات اشاره مي‌كنيم.

۱٫ خاطرات بدبرخي خانم ها از نزديكان شوهرشان خاطرات خوبي ندارند و مورد بي‌مهري قرار گرفته‌اند، چون به نيازها و انتظارات عاطفي آنها پاسخ مثبتي داده نشده است. اين مسئله باعث واكنش نشان دادن زن، نسبت به محبت شوهر به اقوامش مي‌شود. راه حل اين مسئله گذشت و عفو بدي هاي اطرافيان و تفكر منطقي دربارة اين مسئله است كه بايد مسائل را جداي از هم در نظر گرفت. به اين معنا كه درست است اشتباهاتي صورت گرفته، اما نبايد كسي (اطرافيان) از حقش (محبت شوهر شما) محروم شود. بايد اين تفكر را در خود زنده نگه داشت.

۲٫ حساسيت‌هاي طبيعي زنانهبرخي واكنش‌هاي محبتي از طرف يك خانم جوان به خاطر طبيعت روحيات زنانه و حالات شديد عاطفي اوست. در اين راستا شهيد مطهري (ره) مي‌فرمايند: «خوشبختي براي يك زن يعني به دست آوردن قلب يك مرد و نگاهداري او براي تمام عمر.»(۱) اين حالات عاطفي گاهي اوقات نسبت به شوهرش به اوج خود مي‌رسند و در برخي موارد باعث رفتارهاي غير طبيعي و خارج از اعتدال مي‌شود كه يك نمونه آن، حساسيت نسبت به محبت شوهر به اقوام و فاميل و يا ديگران مي‌باشد.

راه حل:بايد مراقب بود كه اين حالات عاطفي دچار افراط و زياده‌‌روي نگردند و با منطقي فكر كردن و دانستن و تصور نمودن اين‌كه خود شما هم به عنوان يك زن از برادرانتان انتظار محبت داريد و شديداً از بي‌محبتي آنان آزرده خاطر مي‌شويد، بايد با اين حالت خود مبارزه نماييد و بايد دائماً به خود تلقين نماييد كه انتظار محبت يك خواهر نسبت به برادرانش و محبت كردن يك برادر به خواهر و خواهرزادگانش يك امر منطقي و حق همة انسانهاست و چون ممكن است اگر اين مسئله دامن زده شود در مرحلة رفتار هم بروز كند و مشكلات احياناً خانوادگي هم بعداً به همراه داشته باشد، بايد با تقوا و عبادت بيشتر روحية خود را تقويت نموده تا از جبهه حق پافراتر نگذاريد.

۳٫ كم اعتمادي نسبت به شوهربرخي خانم‌ها نسبت به همسر خود اعتماد كافي ندارند و با كمترين محبتي از طرف همسرشان به ديگران، حس بدبيني در وجود آنان گل كرده و واكنش منفي نشان مي‌‌‌دهند. ممكن است علت اين بي‌اعتمادي عملكرد بد شوهر باشد، نه اين‌كه واقعاً بد باشد، بلكه روش صحيح را بكار نگيرد. راه حل اين مسئله، اين است كه زن اين موضوع را به صورت غير مستقيم به شوهرش تفهيم نمايد تا در اين قضيه مرد با مديريت صحيح، خود اعتماد همسرش را به خود جلب نمايد. در اين راستا زن نيز با حسن ظن و دوري از سوء ظن‌هاي بي‌مورد بايد در حل اين مسئله مشاركت نمايد.

۴٫ حسادتمعالجة حسد كه از امراض بسيار خطرناك روحي است، از دو راه علم و عمل ميسر است:
۱٫ درمان شناختي: اگر شخص حسود، اين حقيقت را دريابد كه حسد براي دين و دنياي او مضر است، ديگر حسد نمي‌ورزد مگر آنكه دچار بيماري «خودآزاري» باشد و بخواهد به خودش لطمه بزند. حسود بايد بداند كه مورد مذمت و نفرت خدا و بندگان خدا و پيرو شيطان است.
۲٫ درمان عملي: شخص حسود سعي كند تا هر چه را حسدش به او حكم مي‌كند، خلاف آن را انجام دهد. و راه اساسي‌تر اين‌كه شخص حسود سعي نمايد ريشه و علت حسادت خود را پيدا كند كه از كدام رذائل اخلاقي (كبر، حرص، بخل و خودخواهي و… است) و سپس به معالجه آن مرض كه ريشه حسد است همت گمارد.(۲)

 

پاورقی:

  1. مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، ص ۱۶۷٫
    ۲٫ شناخت و درمان بيماريهاي روحي، شمس الدين، سيد مهدي، انتشارات شفق، ص ۴۵٫

 

در صورتي كه شوهر علي رغم ميل باطني زن، اصرار به بي حجابي زن داشته باشد وظيفه چيست؟

در صورتي كه شوهر علي رغم ميل باطني زن، اصرار به بي حجابي زن داشته باشد وظيفه چيست؟

 

پاسخ:

به جا و شايسته است رابطه‏ي عاطفي و صميمانه خود را با وي بيشتر كنيد و در يك فضاي گرم و محبت‏آميز و در عين  حال منطقي و بدون هرگونه مشاجره به محاسن وارزش‏هاي حجاب بپردازيد. به وي گفته شود به شما و نقطه نظراتتان احترام  مي‏گذارم ولي پيروي از دستورات شوهر در راه عصيان و سرپيچي كردن از دستورات الهي، صحيح و جايز نيست.

چه بسا هنوز از معايب و زشتي‏ها و عوارض سوء بدحجابي و بي‏توجهي به اين موضوع مهم آگاهي و شناخت كافي ندارد چه  خوب است داستان‏هايي واقعي (كه مطالعه كرده‏ايد يا شنيده‏ايد) كه به خاطر بي‏حجابي، خانواده و نظام آن و روابط زن و شوهر  دچار اختلال شده و به سقوط كشيده شده است براي وي نقل كنيد و او را نسبت به عوارض سوء آن مطلع كنيد.

در اين راه مي‏توانيد از برخي كتاب‏ها استفاده كنيد و يا وي را تشويق به مطالعه آنها كنيد (مثلاً فلسفه حجاب، شهيد مطهري).

تأكيد مي‏كنيم در اين امر با وي به مشاجره نپردازيد بلكه نقطه نظرات مثبت ديگر وي را برجسته كنيد و بگوييد فلان مطلب و يا  فلان نقطه نظر شما بسيار عالي است و به نظرم در اين مورد هم به يك توافق مي‏رسيم و چندان مشكلي نيست و صريحا و مستقيما با  نقطه‏ي نظرات منفي او مخالفت نكنيد.

راه ديگر اين كه از طريق تهيه برخي نوارهاي مذهبي و تأثيرگذار و يا برنامه‏هاي تلويزيوني و يا برخي جلسات مذهبي ودعا كه  گوينده نفس گرم دارد و تأثير مثبت دارد و مورد پذيرش همسرتان نيز مي‏باشد، به انتقال اين مطلب و اهميت مسأله حجاب بپردازيد.

راه سوم اين كه با خانواده‏هاي مذهبي و متدين كه به حجاب اهميت مي‏دهند (اقوام يا دوستان) بيشتر رفت و آمد كنيد تا از آنها  الگو بگيرد و از رفت و آمد با دوستان يا فاميل بدحجاب كمتر رفت و آمد كنيد.

متأسفانه خانواده شوهر من رابطه خوبي با فاميل عروسهايشان ندارند. من از خانواده شوهرم ترس عجيبي دارم و نمي تونم براي زندگيم برنامه ريزي كنم. تو رو خدا كمكم كنيد تا بتونم مقابل خواسته هاي نابجاشون مقاومت كنم

ساله ازدواج كردم يك پسر ۱۹ ماهه دارم. متأسفانه من شب زفاف نداشتم، به خاطر مشكلاتي كه با خانواده همسرم داشتم و دارم، متأسفانه خانواده شوهر من رابطه خوبي با فاميل عروسهايشان ندارند. من از خانواده شوهرم ترس عجيبي دارم و نمي تونم براي زندگيم برنامه ريزي كنم. تو رو خدا كمكم كنيد تا بتونم مقابل خواسته هاي نابجاشون مقاومت كنم و بهشون بفهمونم همه آدم ها قابل احترامند و حداقل بتونم براي روزهايي كه دوست دارم با خانواده ام باشم برنامه ريزي كنم و از دخالت هاي نابجاي خانواده همسرم جلوگيري كنم؟

پاسخ:

با اين توضيحات و اطلاعات مختصرما نمي توانيم قضاوت دقيق و درستي از شما و روابط تان با خانواده تان ارائه کنيم . در عين حال نکات زير را به عرضتان مي رسانيم: براى كمك و مؤثر واقع شدن دلسوزى‏هاى شما توجه به نكات زير لازم است:

۱- اخلاق حاكم بر خانواده‏ها هم به دليل تفاوتهاى فردى و هم به خاطر تفاوت در نحوه تربيت افراد متفاوت است به خاطر همين تفاوت‏ها روابط اجتماعى آنها با ديگران نيز متفاوت است.

۲- بعضى از خانواده‏ها در پذيرش يك فرد جديد به كانون خانواده از انعطاف مناسبى بر خور دارند ولى بعضى از خانوادها انعطاف كمترى دارند و در پذيرش عضو جديد مانند (عروس يا داماد) از خود مقاومت نشان مى‏دهند و اين مقاومتها به شيوه‏هاى گوناگونى مانند پرخاشگرى، بى احترامى و كم توجهى، قهر كردن و روابط سرد و بى روح آشكار مى‏شود.

۳- با چنين خانواده‏هايى بايد با احتياط و ظرافت‏هاى خاصى برخورد كرد تا كم كم بتوان جو حاكم بر آنها را تلطيف و قابل تحمل نمود لذا رعايت نكات زير بسيار مفيد و ضرورى است.

الف) با چنين خانواده‏هايى نبايد مقابله به مثل كرد زيرا مقاومت آنها بيشتر خواهد شد و در پذيرش فرد جديدى كه به خانواده آنها اضافه شده انعطاف كمترى نشان مى‏دهند.

ب) نبايد توقع داشته باشيد كه از شما دعوت كنند زيرا اخلاق خانوادگى آنها اجازه چنين كارى را نمى‏دهد.

ج) سعى كنيد به طرف مقابلتان على رغم اين كه فكر مى‏كنيد فردى مغرور است احترام بگذاريد از او دعوت كنيد هر چه با او بيشتر گرم بگيريد (خصوصاً خود شما) رفتار او نسبت به شمابهتر خواهد شد.

ح) هرگز از خانواده همسرتان نزد هيچ كس بدگويى نكنيد و هنگامى كه به خانه شما مى‏آيند از انها گلايه نكنيد.

چ) به ساير اعضاى خانواده همسرتان نيز احترام بگذاريد البته نبايد به گونه‏اى باشد كه آنها احساس كنند به آنها باج مى‏دهيد بلكه احترام به معناى واقعى و انسانى به گونه‏اى كه احساس كنند به دليل اين كه شما با آنها پيوند برقرار كرديد و با آنها فاميل شده‏ايد.

خ) در صورت امكان از آنهانيز دعوت كنيد. ومنتظر ننشينيد كه آن‏ها از شما دعوت كنند و لازم نيست حتماً در خانه آنها شام يا نهار بخوريد بلكه براى ديدارشان  بيشتر به خانه آن‏ها برويد.

غ) اگر شما با آنهاروابط صميمى‏ترى برقرار كنيد و برخى از مشكلاتى كه براىتان بوجود آورده‏اند به رخ انها نكشيد يقيناً روابط دوستانه شما بسيارى از مشكلات  را كاهش مى‏دهد.

ر) سعى كنيد همسرتان  را  براى مقابله با آن‏ها تحريك نكنيد چه اينكه وضعيت وخيم‏تر خواهد شد و آنها در اين مقابله پيروز خواهند شد و مشكلات  شما چند برابر مى‏گردد.

ز) اگر زندگى تان با آنها مشترك است و در يك خانه مشترك زندگى مى‏كنيد سعى كنيد همسرتان را تشويق كنيد تا منزل مستقلى اجاره يا خريدارى كنيد البته به گونه‏اى نباشد كه احساس كنند شما مى‏خواهيد همسرتان  را تحت فشار قرار دهيد و به گونه‏اى  از آنها جدا شويد و اگر خانه مستقل داريد سعى كنيد روابط خودتان را با آنها خيلى گرمتر كنيد.

ث) در صورت امكان و استطاعت مالى گاهى اوقات هديه‏اى براى خانواده همسرتان به خصوص مادر شوهرتان تهيه كنيد مثلاً وقتى به زيارت يا مسافرت مى‏روند يا  شما اگر به زيارت مى‏رويد تهيه هديه بسيار مناسب است.

ص) اگر يکي از اعضاي خانواده همسرتان بيمار شدند حتماً به عيادت آنها برويد خلاصه اين كه با ايجاد روابط صميمى بهترين و بيشترين كمك را مى‏توانيد بكنيد و اين كار نياز به گذشت صبر و رفتار بزرگ‏منشانه داريد كه حتماً شما اينچنين هستيد.

 

 

عوامل سوء ظن همسران نسبت به يكديگر چيست و راه هاي درمان آن كدامند؟

عوامل سوء ظن همسران نسبت به يكديگر چيست و راه هاي درمان آن كدامند؟

پاسخ:

الف) منشأ و خاستگاه سوء ظنّ۱٫ قضاوت عجولانه: قضاوت و داوري كردن قبل از تحقيق و تفكر در مورد پديده و قبل از گفتگوي صميمانه با همسر موجب بدگماني مي شود.
۲٫ عدم شناخت دنياي زنان و مردان: هر گونه رفتار زنانه از مرد و بالعكس موجب تنفّر و بدگماني همسر مي شود. مردان و زنان در ويژگيهاي شخصي، شناختي از قبيل قدرت كلامي، ابراز علائق و احساسات نسبت به همديگر، ديگر خواهي، احساس جنسي، عكس العمل در برابر مشكلات و استرسهاي بيروني و …. با همديگر تفاوت دارند.
۳٫ عدم شناخت همسر خود: گاهي اوقات همسر ما با همسر ديگران تفاوت دارد، بايد ويژگي ها و تفاوت هاي محيطي و متأثر از آداب و رسوم همسر خود مخصوصاً تفاوت هاي شخصي و شخصيتي را شناخت، عدم شناخت اين ويژگيها،‌ ممكن است باعث سوء ظنّ گردد.
۴٫ دخالت ديگران در زندگي: در بعضي اوقات نزديكان زن و مرد به قصد خيرخواهي، مطالبي را به اينها القاء مي كنند كه باعث اختلاف و يا سوء ظنّ آنها نسبت به همديگر مي شود.
۵٫ وسوسة فكري: گاهي شيطان بر قوّة خيال انسان مسلّط مي شود در نتيجه افكار باطل و بيهوده اي بر او حكم فرما مي شود، در نتيجه شخص هر چيزي را با عينك بدبيني مي بيند.
۶٫بيماري رواني: سوء ظن مي تواند به علت بيماري رواني باشد كه دراين صورت بايد به روانپزشك مراجعه كرد.

ب) آثار و پيامد هاي سوء ظن:۱٫ جايگزين شدن نفرت به جاي محبّت: مرد و زني كه به همسر خود بدگمان است بالاخره روزي آن را در رفتار و اعمال خود بروز خواهد داد و اين باعث نفرت و خشم طرف مقابل خواهد شد كه ممكن است منجر به اختلافات شديد خانوادگي شود.
۲٫ تجسّس: مرد و زني كه به همسر خود سوء ظنّ دارد، هميشه نوعي نگراني و اضطراب رواني دارد، لذا به صورت غير مستقيم،‌ اعمال طرف مقابل را زير ذرّه بين گرفته و اعمال و حركات او را موشكافي مي كند.
۳٫ دادن نسبت هاي ناروا: مثلاً مردي در كوچه سرفه مي كند آقا سوء ظنّ پيدا كرده و به خانم مي گويد: اين با تو بود، يا مثلاً آقا در صف نانوايي معطّل شده است زن در خانه مي گويد: به خانه زن بيگانه رفته است، يا مرد اگر يك اسكناس از جيبش گم شود و يا خرج كند و فراموش كند به گردن زن مي گذارد.
۴٫ بي نشاطي: يعني انسان از زندگي خسته و بي نشاط مي شود، سردرگمي دارد زيرا نسبت به شريك زندگي خويش بدگمان است.
۵٫ خوش گماني بي موقع: حضرت امير مي فرمايد: «من ساء ظنُّه بمن لا يخونُ، حسُن ظنُّه بما لا يكون»(۱)
هر كس به كسي كه خيانت نمي كند بدگمان باشد، به آنچه واقعيت ندارد خوش گمان خواهد شد.
۶٫ به فساد و آلودگي كشيده شدن طرف مقابل: حضرت امير مي فرمايد:«ايّاك و التغاير في غير موضع غيرةٍ فانّ ذلك يدعوا الصحيحه الي السُقم و البريئةَ الي الريب»(۲) از غيرت ورزي نابجا بپرهيز كه چنين كاري زن سالم را به نادرستي مي كشاند و پاكدامن را به سوي شك و ترديد مي برد. آري زني كه متهم يا مظنون به انجام كار خلاف عفت، دزدي و …. است يا مردي كه مظنون به ازدواج مجدّد يا موقت و …. است ديگر ابايي از اين كار نخواهد داشت.

ج) راه درمان سوء ظنّ همسران۱٫ پرهيز از قضاوتهاي عجولانه.
۲٫ درك صحيح تفاوت ها، و محترم شمردن آنها.‌ يعني قبول اينكه دنياي مرد و زن دو تا است و هر كدام نيازها و ويژگيهاي خاص به خود را دارند و اينكه همسر او با ديگران نيز متفاوت است.
۳٫ داشتن گفتگوي صميمانه با همسر و همدردي با او در خوشي و ناخوشي ها.
۴٫ ابراز محبّت و علاقه خود با كلام محبّت آميز، دادن هديه،‌ تشكر از زحمات، سبقت در سلام، گوش دادن به سخن، پيشباز و بدرقة همديگر رفتن و …..
۵٫ بي اعتنايي و اهميت ندادن به ظنّها و خيالات بدي كه به ذهن خطور مي كند با توجه به اينكه خداوند مي فرمايد: لا تَقف ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً(۳) از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
۶٫ استفاده از عينك خوش بيني و حسن ظنّ، همانند بلبل كه هميشه دنبال گل بوده و روي گل مي نشيند برخلاف مگس كه حتّي در گلزار هم دنبال جاي كثيف مي گردد. چرا كه هر كس هميشه روي منفيّات، نقصها، و عيبهاي ديگران(مخصوصاً همسرش) برود طينت و نيّت او نيز بد مي شود«من ساء ظُنُّه، سائت طويّته»(۴) و در روايتي آمده است كه«ضَعْ امر اخيك علي احسنه»(۵) يعني كار برادر(و خواهر ديني) خود را بهترين وجه آن قرار بده.
حاصل آنكه مرض سوء ظنّ، يكي از آفات بزرگ براي كانون خانواده است، به طوري كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن را در كنار آدم كشي و مال مردم خوري قرار داده است، در روايت آمده است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به كعبه نگاه كرد و فرمود:«اي كعبه تو خيلي احترام داري امّا احترام مومن از تو هم بيشتر است براي اينكه خدا از تو يك چيز را حرام كرده است، ولي از مؤمن سه چيز را: كشتن او، بردن مال او، و سوء ظنّ به او را.»(۶) البته اين مرض با رعايت شرايط و دقايقي در زندگي قابل درمان است، مهم اين است كه عينك بدبيني را در مورد خودمان، اراده مان، رفقا و همسرمان برداريم و از اسب چموش خود خواهي و بدگماني پياده شويم.
درپايان لازم به ذكر مي دانيم كه اگرسوء ظن ناشي ازاختلال رواني باشد، مراجعه به روانپزشك ومصرف دارو ضروري است.

 

پاورقی:

  1. آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ج ۵، ص ۳۷۸٫
    ۲٫ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
    ۳٫ اسراء:۳۶٫
    ۴٫ غرر الحكم، همان، ص ۱۶۲٫
    ۵٫ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۶۹٫
    ۶٫ همان، ج ۶۷، ص ۷۱٫

 

 

عواملي كه در ناسازگاري زن و شوهر و فرزندان و والدين نقش دارند چيست؟ پيامدهاي ناسازگاري در خانواده را بيان كنيد.

عواملي كه در ناسازگاري زن و شوهر و فرزندان و والدين نقش دارند چيست؟ پيامدهاي ناسازگاري در خانواده را بيان كنيد.

پاسخ:

عوامل گوناگوني ميتواند در بروز ناسازگاري در خانواده نقش داشته باشد كه به برخي از انها اشاره ميشود : ۱- اختلاف فرهنگي بين زن وشوهر مثلا يكي فرهنگ و آداب ورسوم شمال و ديگري اهل جنوب وفرهنگ جنوبي دارد وحاضر هم نيستند همديگر را بپذيرند . ۲- اختلاف در باورها واعتقاداد ديني ۳- اختلاف سليقه ها ۴- نداشتن سعه صدر و تحمل نكردن يكديگر ۵- تكبر و خود محوري و پيروي از هواهاي نفساني ۶- اختلاف سني زياد بين زن وشوهر . ۷- مشكلات روحي رواني يكي از زوجين يا هر دو . ۸- سوءظن اعضاي خانواده به يكديگر . ۹- دخالت هاي ديگران مثل دخالت مادر شوهر يا مادر زن و … ۱۰- تنگ نظري وعدم گذشت نسبت به يكديگر. ۱۱-اختلا ف ناشي از تفاوت در سطح تحصيلات و سطح هوشي . ۱۲- عدم آشنايي به حقوق يكد يگر و يا رعايت نكردن حقوق يكد يگر. ۱۳ مشكلات اقتصادي و انتظارت بيجا و همينطور چشم همچشمي ها. ۱۴ عدم تفاهم در برنامه ريزي براي زندگي . ۱۵- عدم آشنايي به مسائل تربيتي و حقوقي كه فرزندان نسبت به والدين دارند . – پيامدهاي ناسازگاري در خانواده ناسازگاري در خانواده پيامد هاي منفي زيادي دارد . البته بدليل تفاوت هايي كه بين افراد وخانواده ها وجود دارد آسيب پذيري آنها نيز متفاوت است كه به برخي از انها در اينجا اشاره مي كنيم: ۱- يكي از آثار سوء آن عدم توفيق در تربيت صحيح فرزندان است. ۲- وجود در گيري هاي لفظي و گاهي اوقات درگيري فيزيكي بين اعضاي خانواده و شكستن حريمها ۳- بزهكار شدن فرزندان . ۴- بروزاختلالات رواني در برخي يا همه اعضاي خانواده . ۵- افت تحصيلي بچه ها ۶- ناكار آمدي خانواده و از بين رفتن استعدادها وپتانسيل هاي موجود در خانواده و دههامشكل تربيتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اخلاقي و …. ديگر.

براي آگاهي بيشتر به كتابهاي زير مراجعه فرماييد:

  1. خانواده متعادل، دكتر محمدرضا شرفي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان
  2. همسران برتر، دكتر غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان
  3. خانواده و دشواري هاي رفتاري كودكان، دكتر علي قائمي،‌ انتشارات انجمن اولياء و مربيان
  4. تربيت طبيعي در تقابل تربيت عاريه اي،‌ دكتر عبدالعظيم كريمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان
  5. روش هاي آسيب زا در تربيت، محمدرضا قائمي مقدم، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

 

من ۳سال ونيم است كه ازدواج كرده ام، ازدواج ما از روي عشق نبود چون پسر مؤمن و تحصيل كرده بود و جاي ايرادي نداشت پذيرفتم حالا هم احساس نمي كنم عشقي وجود نيومده و فقط به هم عادت كرديم

من ۳سال ونيم است كه ازدواج كرده ام، ازدواج ما از روي عشق نبود چون پسر مؤمن و تحصيل كرده بود و جاي ايرادي نداشت پذيرفتم البته از همون اول هم نبودن عشق برام سخت بود حالا هم احساس نمي كنم عشقي وجود نيومده و فقط به هم عادت كرديم در ضمن شوهرم خيلي ساكت هست و تو جمع خيلي به ندرت حرف ميزنه و همچنين خيلي سختگير و با ضابطه هست مثلا موقع رانندگي اصلا حرف نبايد بزنيم آميزش فقط بايد مواقعي باشد كه مكروه نباشد كه اين امر باعث جروبحث زياد و كتكاري نيز شده است، خواهشمندم مرا راهنمايي كنيد واقعا مستأصل وخستم از زندگي.

پاسخ:

 

خواهر گرامي، در پاسخ به سوالي که مطرح کرده‌ايد توجه شما را به مطالب زير جلب مي‌کنيم. اميدواريم بتوانيم در حد توان خود شما را در غلبه بر مشکلتان ياري کنيم:

الف: نوشته‌ايد که شروع زندگي‌تان از روي عشق نبوده است. عرض مي‌کنيم منظورتان از اين گفته چيست؟ آيا هيچ وقت نسبت به شوهرتان احساس علاقه نکرده‌ايد؟ يقينا در مواقعي احساس کرده‌ايد که شوهرتان را دوست داريد. و اکنون هم اگر به عمق وجودتان رجوع کنيد خواهيد ديد که به او عشق مي‌ورزيد هر چند از برخي رفتارهاي او ناراضي باشيد. در عين حال، بايد به طور مرتب بر ميزان عشق و علاقه به همسر در خانواده افزود و از پژمرده شدن اين علاقه جلوگيري نمود. در اين رابطه گفتني است:

زن ها بايد متوجه باشند که شوهران آنها نيز مانند خودشان انسانند و به شدت نيازمند محبت و دوستي اند. به طور کلي، نياز انسان به تعلق و محبت از مهم ترين سائق هاي روان شناختي و اجتماعي در تمام مراحل رشد انسان محسوب مي شود. همه انسان ها نيازمند آنند که عشق و محبت را از ديگران دريافت دارند و به ديگران ارائه نمايند. اين نياز پس از ازدواج در مردان، به ويژه از طريق همسر برآورده مي شود. مردي که همسرش به او عشق مي ورزد، از روحيه اي شاد و با نشاط برخوردار است و لذا انگيزه او در جهت تلاش براي تأمين نيازهاي خانواده و همسر بسيار زياد است. احتمال ابتلاي اين مرد به بيماري هاي رواني از قبيل اضطراب و افسردگي به شدت پائين است.

بسياري از افراد که دچار اختلالات و ناراحتي هاي رواني هستند از عدم ارضاء نياز  به محبت رنج مي برند. برآورده نشدن اين نياز مي تواند باعث به وجود آمدن عوارضي مانند سرزنش خود و ديگران، احساس ترحم نسبت به خود، افسردگي، انزوا و عدم امنيت گردد.

از سوي ديگر، لازم است به اين نکته توجه شود که عشق يک خيابان دوطرفه است. نياز مرد به علاقه همسر، درست به اندازه نياز زن به عشق و علاقه شوهر است. اگر مرد واقعاً محبت زنش را احساس نکند براي او بسيار دشوار خواهد بود که عشق بي قيد و شرط به زنش ابراز کند. بنابراين، چنان چه زن بخواهد قابليت شوهرش را در ابراز عشق و محبت افزايش دهد شايد هيچ چيز به اندازه دوست داشتن شوهر به او انگيزه ندهد. وقتي مخزن عشق مرد از سوي همسر لبريز شده باشد انگيزه بيشتري خواهد داشت تا در راه تبديل شدن به يک شوهر و پدر کارآمد تلاش کند.

شخصي که بيش از همه ممکن است مرد را دوست داشته باشد زنش است و در واقع، اگر مردي واقعاً عشق و محبت زنش را احساس کند دنيا در نظرش زيباتر جلوه مي کند و استعدادهاي او شکوفا مي شود. از سوي ديگر، اگر مرد محبتي از جانب همسرش احساس نکند، دنيا در نظرش تاريک مي شود و ذوق و استعداد او به پايين ترين سطح سقوط مي کند. بنابراين، براي ترغيب مرد به رشد بيشتر، کمتر چيزي به اندازه رفع دائم نياز به او به عشق از سوي همسر اهميت دارد.

وقتي زني دوست داشتن شوهرش را انتخاب مي کند و ياد مي گيرد چگونه عشق و محبت خود را به او ابراز کند نياز مرد به محبت همسر، کم کم برآورده مي شود و طرز برخوردش نيز تغيير مي کند. اين امر، تغيير شديدي در نگرش او نسبت به افزايش توانايي هاي خود به عنوان يک شوهر و پدر توانمند ايجاد مي کند.

قرآن کريم نيز ازدواج را مايه رسيدن افراد به آرامش و دوستي ميان زن و شوهر مي داند و مي فرمايد:

[و من آياته أن خلق لکم من انفسکم أزواجا لتسکنوا إليها و جعل بينکم مودة و رحمة؛[۱] و از نشانه هاي خداوند اين است که از جنس خودتان همسراني را براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و در ميان شما دوستي و مهرباني نهاد.]

امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد:

[لا غني بالزوجة فيما بينها و بين زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال،و هن…و إظهار العشق له بالخلابة و الهيئة الحسنة لها في عينه؛[۲] زن در روابط خود با شوهر همدلش از سه چيز بي نياز نيست:… و سوم، اظهار عشق و علاقه به شوهر با دلربايي و آرايش خود در برابر او.]

ب: سوالي که ممکن است در اين بار مطرح شود اين است که يک زن چگونه مي‌تواند به شوهر خود محبت کند و به او بگويد که دوستش دارد؟

پاسخ: همان‌طور كه گفتيم، زن نيز بايد علاقه خود را به شوهرش ابراز كند اولين راه ابراز محبت با زبان و گفتار است. خانم محترم چه مانع دارد گاه گاه به شوهرت بگويي عزيزم واقعاً تو را دوست دارم؛ اگر در بيرون خانه است به او تلفن بزن و حالش را بپرس؛ اگر از موقع معمول ديرتر به خانه آمد، اظهار كن: [در انتظار مقدمت بودم، از ديرآمدنت ناراحت شدم؛] اگر از سفر آمده به او بگو: [خوب شد آمدي دلم برايت تنگ شده بود.] در ادامه، چند راه ديگر ابراز علاقه زن به شوهرش را ذكر مي‌كنيم.

  1. با شوهرتان سازگار باشيد

برخورد بين دو انسان ـ زن و شوهر ـ كه داراي ديدگاه‌هاي متفاوت مي‌باشند باعث پيدايش اكثر مشكلات زندگي مي‌شود. اين ديدگاه‌ها اگر به‌طور اتفاقي با يكديگر همسو باشند، بروز مشكلات خيلي اندك و گذرا خواهد  بود، ولي در غير اين صورت، اين اتفاق ديدگاه‌ها باعث ايجاد برخورد مي شود.

براي مثال، شما مايليد به دانشگاه برويد و به تحصيل ادامه دهيد، اما شوهرتان مي‌خواهد شما در خانه بنشينيد و به خانه‌داري و رسيدگي به همسر و فرزندان بپردازيد. يا، در مورد ديگر، شوهر شما پس از كار روزانه، عصرهنگام به خانه مي‌آيد تا شبي آرام را در خانه بگذراند، اما شما كه تمام روز را در خانه به‌سر برده‌ايد مايليد كه براي گردش يا مهماني از خانه خارج شويد، در اين جاست كه يك برخورد بين زن و شوهر پديد مي‌آيد و هر يك با دلايلي كه براي خودش قانع كننده است، خواسته خود را فرياد مي‌زند.

هر زوجي اين مسايل را دارند. براي رفع اختلافاتي كه ميان زن و شوهر پيش مي‌آيد چه بايد كرد؟ ناگزير بايد يكي از آن‌دو از خواسته خود بگذرد. بسياري از روان‌شناسان و مشاوران خانواده، در اين‌گونه موارد لازم است زن كوتاه بيايد و از شوهر خود اطاعت كند. زن بايد خود را با زندگي شوهرش سازگار كند. اسلام نيز اين نظر را مورد تأييد قرار مي‌دهد. پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله) فرمودند:

[يا معاشر النساء…و أطعن أزواجكنَ؛[۳] اي بانوان…از شوهرانتان اطاعت كنيد.]

مرد و زن هر چند از لحاظ انسان بودن يكسان هستند، اما از حيث وظيفه و كاركرد با يكديگر تفاوت دارند خداوند بر اساس ويژگي‌هاي جسمي و روحي مرد و زن، مقرر داشت كه مرد، رئيس خانواده و زنش معاون او باشد. هر سازماني يك رئيس دارد و واحد خانواده نيز از اين قائده مستثني نيست. وقتي كه به شوهرتان اين امكان را مي‌دهيد كه رئيس خانواده باشد، كار درستي انجام مي‌دهيد كه به صلاح خود شما خواهد بود. ممكن است بپرسيد آيا اين روش، يعني اطاعت از شوهر و وفق دادن خود با او، يك زن را برده شوهرش نمي‌كند؟ يك زن شايسته، يك برده نيست؛ او بزرگوارانه تصميم مي‌گيرد كه خود را با زندگي شوهرش سازگار كند، هر چند كه گاهي اوقات ممكن است اين كار بسيار سخت باشد. مرد نيز به نوبه خود براي سپاس گزاري از همسرش، فداكاري او را جبران كند و خواسته‌هايش را برآورده مي‌كند.

مرد هنگامي عاشق همسرش مي‌شود كه زن، تمام زندگي‌اش را وقف شوهرش بكند و به او احترام بگذارد و دوستش بدارد و خود را آماده خدمت‌گذاري او كند. و در اين وضعيت است كه زن به راستي در چشم شوهرش زيبا مي‌شود و به صورت گوهري گران‌بها در مي‌آيد كه شوهرش حاضر نيست او را با هيچ ثروتي عوض كند.

  1. به شوهرتان احترام بگذاريد

هر انساني به شخصيت خويش علاقه‌مند است و از خدشه‌دار شدن آن مي‌رنجد. رعايت نكردن اين امر مهم باعث بريدن رشته محبت و ايجاد فاصله ميان افراد مي‌گردد. حفظ حرمت و شخصيت ديگران در گرو احترامي است كه در برخوردها از انسان نمايان مي‌شود. رعايت اين مسأله به‌ويژه از سوي كساني كه با هم انس و الفتي دارند، باعث استحكام دوستي و گرمي روابط آنان خواهد شد. زن و شوهر به دليل ارتباط بسيار نزديكي كه با هم دارند بيش از همه موظف به رعايت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت يكديگر هستند.

در اين راستا، احترام گذاشتن به مرد يكي از مهم‌ترين راه‌هاي ابراز محبت به او از سوي همسرش مي‌باشد. وقتي زن، هنگام ورود شوهر به منزل، با لبي خندان و چهره‌اي گشاده به استقبال همسرش مي‌رود. به او سلام مي‌كند، به او خوش آمد مي‌گويد، براي او چاي آماده مي‌كند، مؤدبانه كنار او مي‌نشيند، به صحبت‌هايش گوش مي‌دهد، مهم‌ترين كار را در جلب محبت و رضايت شوهرش انجام داده است. پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله) فرمودند:

[حق الرجل علي المراة إناره ‌السراج و إصلاح الطعام و أن تستقبله عند باب بيتها فترحب؛[۴] حق مرد بر زن آن است كه چراغ خانه را روشن كند، غذا را آماده كند، و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوي در، به استقبال او برود و به او خوش‌آمد بگويد.]

  1. به شوهرتان توجه كنيد

مردها نيازمند آنند كه از سوي همسرشان مورد توجه قرار گيرند. مي‌خواهند همسرشان آنان را در مقايسه با ديگران، به‌خصوص فرزندان، در اولويت قرار دهند و آن‌ها را مهم‌ترين شخص زندگي خود بدانند. مردها مي‌خواهند همسرشان به خواسته‌ها و نيازهاي آنان توجه كنند؛ اگر خسته‌اند اسباب استراحت آنان را فراهم كنند، اگر گرسنه يا تشنه‌اند نيازشان را برطرف كنند، و اگر بيمارند و نياز به مراقبت دارند، از آنان مراقبت و پرستاري كنند.

يكي از مهم‌ترين كارهايي كه زن مي‌تواند براي شوهرش انجام دهد اين است كه به او فرصت دهد با او درددل كند و مسايلي را كه قادر نيست با كسي در ميان بگذارد، به او بگويد. زن‌هايي كه به اين وظيفه عمل مي‌كنند باعث موازنه و تقويت احساس تعادل روحي در مرد و خوشبختي و كاميابي در ازدواج هستند. گوش دادن به درددل و حرف‌هاي شوهر، بدون آن‌كه اظهارنظر يا اندرزي به او داده شود، روشي است براي محبت كردن به مرد، كه موجبات محبوبيت زن را نيز فراهم مي‌آورد.

  1. شوهرتان را همان‌گونه كه هست بپذيريد

يك مرد نياز دارد همان‌گونه كه هست، پذيرفته شود، دقيقاً همان‌طوري كه هست (با همه عادات خوب يا بدي كه دارد). اين نوع پذيرش كامل و همه جانبه، وي را متقاعد مي‌كند كه شما به راستي او را دوست داريد. همسر شما نياز دارد كه احساس كند از اهميت برخوردار است، دوستش مي‌دارند و وي را مي‌پذيرند. اگر شما ويژگي‌هاي فردي او را نپذيريد پس چه كسي بايد پذيراي آن‌ها شود؟ يك زن شايسته، به علايق خاص شوهرش توجه مي‌كند، خواه اين علاقه‌ها يك غذاي خاص، روابط جنسي، يا كوهنوردي با دوستان باشد. يك زن كامل، به شوهرش امكان مي‌دهد كه از پذيرشي بي‌قيد و شرط برخوردار شود.

بنابراين، اولاً، هيچ‌گاه غر نزنيد. مرتب اشكال گرفتن از كارهاي شوهر و غر زدن براي چيزهاي بي‌اهميت فقط او را از محيط خانه بيزار مي‌كند. تأثير غر زدن، درست برعكس پذيرش وضعيت شوهر است.

و ثانياً، هرگز او را با مرد ديگري مقايسه نكنيد. مردهاي ديگر را به رخ شوهرتان نكشيد. اين كار به او احساس ناشايستگي مي‌دهد و اعتماد به نفس را از او مي‌گيرد. هر مردي دوست دارد بابت توانايي‌ها و محاسنش از سوي همسر مورد تحسين قرار گيرد. به او اجازه دهيد همان مرد شايسته‌اي باشد كه هست. بدانيد كه اگر به هر كس آزادي بدهيد كه خودش باشد، او بهترين فرد مي‌گردد.

  1. شوهرتان را تحسين كنيد

به عنوان يك زن، شما آرزو داريد كه مورد عشق و علاقه همسرتان باشيد. در مقابل شوهر شما هم به عنوان يك مرد آرزو دارد كه شما وي را تحسين كنيد. اين نخستين نياز او در خانه است. شما همان شخصي هستيد كه شوهرتان نياز دارد احساس كند در نظر شما فرد خاصي است و جايگاه ويژه‌اي دارد. او با شما ازدواج كرد زيرا فكر مي‌كرد كه شما بهترين همسر دنيا هستيد. در مقابل، او به حمايت و تحسين شما نياز دارد. او براي آن‌كه هميشه با شور و نشاط باشد به تحسين‌تان نياز دارد وگرنه به خانواده‌اش بي‌رغبت مي‌گردد.

از همين حالا تصميم بگيريد كه وجود شوهر خود را در منزل جدي بگيريد و با او مهربان باشيد. هنگامي كه صحبت مي‌كند تحسينش كنيد. به چيزي كه مي‌گويد توجه كنيد. اجازه دهيد كه احساس كند شما خيلي به او اهميت مي‌دهيد. به صفات تحسين برانگيز او توجه كنيد. همه مردها صفات قابل تحسيتي دارند. از شوهرتان كه عادت دارد با كلمات شيرين خود، دل شما را شاد كرده و به وجدتان آورد، تعريف و تمجيد کنيد.ممکن است شوهر شما اندام خود را دوست داشته باشد. او از شما مي‌خواهد كه جسمش را دوست بداريد و تحسين كنيد. تنها راهي كه براي اين كار وجود دارد اين است كه به او بگوييد اندامش را دوست داريد. همچنين مي‌توانيد از هوش و عقل و درايتش، از اخلاق خوبش، از وقت‌شناس بودنش و… تعريف و تمجيد كنيد.

منظور از اين سخنان اين نيست كه شما براي اين كه  در شوهرتان يك احساس غرور و شخصيت پديد آوريد، به دروغ و نيرنگ متوسل شويد. همه افراد، تفاوت ميان تحسين و تملق را درك مي‌كنند. بلكه منظور اين است كه شوهرتان نياز عميقي به تحسين واقعي دارد. درصدد يافتن تحسين‌هاي تازه برآييد. نقاط قوتي را كه شوهرتان دارد و شايد خودش هم به دارابودن آن صفات توجه ندارد، پيدا كنيد و او را به خاطر داشتن آن‌ها تحسين نماييد.

  1. خود را براي شوهرتان بياراييد

يكي از نيازهاي اساسي شوهر شما اين است كه از نظر جسماني براي او جذاب باشيد. او عاشق اندام شماست. سر و وضع آراسته همان چيزي است كه شوهرتان از شما مي‌خواهد. او مي‌خواهد وقتي به خانه مي‌آييد همسرش با تمام لطافت‌هاي زنانگي منتظر او باشد. اگر لباس شما بد و كهنه بوده و خسته به نظر برسيد، او را از آمدن به خانه متأسف خواهيد كرد.

بانوان گرامي، به خاطر بسپاريد كه مردها طرز تفكري متفاوت از زنان دارند.

يك مرد بيش از آن كه به شخصيت زن توجه كند، ابتدا سر وضع ظاهري او را مي‌بيند. بنابراين، سر و وضع شما هنگام عصر پيش از ورود شوهرتان به خانه بايد خيلي مرتب و منظم باشد. طبيعي است كه وقتي هنگام ورود به خانه مي‌بيند كه از قيافه و ظاهر شما، زيبايي و شادماني مي‌بارد از بودن در خانه احساس سرزندگي و شادماني مي‌كند.

شوهر شما دوست دارد خود را براي او بياراييد و به خاطر اين كه با اين کار مي‌خواهيد او را خوشحال كنيد، شما را دوست خواهد داشت. هنگامي كه نياز او به داشتن يك زن جذاب و زيبا برآورده شد، او نيز سپاس‌گزار شما خواهد بود و خواسته‌هاي شما را با كمال ميل برآورده خواهد كرد.

پيامبر اكرم(ص) در پاسخ زني كه از او درباره حقوق شوهر بر همسرش پرسيد، فرمودند:

[…و عليها أن تطيب بأطيب طيبها و تلبس أحسن ثيابها و تزين بأحسن زينتها و تعرض نفسها عليه غدوة و عشية…؛[۵] وظيفه زن آن است كه خود را با خوش بوترين عطرها معطر سازد بهترين لباس‌هايش را بپوشد، بهترين زيور آلاتش را در بر كند و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه نمايد.]

  1. به تمايلات جنسي شوهرتان با رغبت پاسخ دهيد

يكي از راه‌هاي ابراز محبت به مردان از سوي همسرشان اين است كه نيازهاي جنسي آنان را برآورده سازند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه مردان لذت‌بخش‌ترين زمان خود را زماني بيان نموده‌اند كه با همسرشان آميزش داشته‌اند. آميزش به مردان اين اطمينان را مي‌دهد كه با همسرشان رابطه‌اي نزديك دارند و خانمشان او را دوست دارد.

البته، مرد نياز دارد كه احساس كند دوستش دارند، نه آن‌كه تحملش مي‌كنند. بعضي از زنان عمل آميزش را طوري انجام مي‌دهند كه گويي دين خود را مي‌پردازند و يا انجام وظيفه مي‌كنند. براي اين كه شوهرتان از لحاظ احساسي و عاطفي خودش را وقف شما كند لازم است نياز جنسي او را برآورده سازيد. او نياز دارد بداند كه از لحاظ جسمي به وي تمايل داريد. براي بيشتر مردان، روابط جنسي مهم‌ترين گواه آن است كه شما دوستش داريد. اين کار همچنين تأييد ارزش شخصي وي به‌شمار مي‌آيد. اگر شوهرتان در روابط جنسي احساس رضايت كند، حاضر است كه به نيازهاي عاطفي شما پاسخ گويد.

به دليل اهميت رابطه جنسي در زندگي زناشويي، در اسلام نيز بر پاسخ‌گويي زن به تمايلات مرد تأكيد شده است، از جمله، پيامبر اكرم(ص) فرمودند:

[لا يحل لامرأة أن تنام حتي تعرض نفسها علي زوجها؛[۶] براي زن شايسته نيست بخوابد، مگر اين كه خود را به شوهرش عرضه كند.]

نوشته‌ايد که از ميزان روابط جنسي با شوهرتان راضي نيستيد. در اين باره، شما از طريق آرايش کردن، پوشيدن لباس‌هاي زيبا و تحريک کننده، و هر کار ديگري که شما خانم‌ها بهتر بلد هستيد مي‌توانيد تمايل شوهرتان را به رابطه جنسي افزايش دهيد.

در پايان تذکر اين نکته را لازم مي‌دانيم که هيچ گاه علاقه نداشتن به شوهرتان را در ذهنتان نپرورانيد. در عوض مرتب به خود تلقين کنيد که او را دوستش داريد و به او عشق مي‌ورزيد. خواهيد ديد که احساستان نسبت به وي تغيير خواهد نمود.

 

 

 

 

[۱] . سوره روم، آيه ۲۱٫

[۲] . بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫

[۳] . بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۴۵٫

[۴] . مستدرک الوسايل، ج ۱۴، ص ۲۵۴٫

[۵] . کافي، ج ۵، ص ۵۰۸٫

[۶]. وسايل الشيعة، ج ۲۰، ص ۱۷۶٫

 

 

 

من الان ۴ ماه است كه با پسر خاله ام ازدواج كرده ام حداقل ماهي ۴ بار با هم دعوا داريم نمي دونم چيكار كنم اينقدر عجول و عصبي نباشه؟ لطفا راهنمايي ام كنيد.

من الان ۴ ماه است كه با پسر خاله ام ازدواج كرده ام حداقل ماهي ۴ بار با هم دعوا داريم و همش به خاطر لج بازي هست. بهش مي گم قليان بده نكش به لجم ميكشه و اگه پاي دوستي بشينه ميكشه. بهش ميگم عاقل باش اما گوش نميده خيلي زود عصباني ميشه سر يه موضوع كوچيك زود داد ميزنه مي گه در ماشينو ببند مي گم صبر كن عزيزم الان مي بندم داد ميزنه كه چرا درو نمي بندي. يا بهش مي گم بيا شام بخور بعد برو به كارت برس داد ميزنه مي گه ساعتو مگه نمي بيني ديرم ميشه نمي دونم چيكار كنم اينقدر عجول و عصبي نباشه؟ لطفا راهنمايي ام كنيد.

پاسخ:

 

تجربه نشان داده است زوج هاي جوان در دوران عقد يا آغاز زندگي مشترك شان به خاطر عدم آشنايي از روحيات و اخلاقيات همديگر و اختلاف نظرها و اختلاف سليقه ها در مسائل جزئي زندگي دچار تنش مي شوند. کمال خواهي، مطلق نگري و ايده آل گرايي آنها اگر به همراه حلم و بردباري و سعه صدر نباشد شيريني دوران نامزدي را به تلخي تبديل مي کنند.

البته اختلاف و نقش در ابتداي زندگي براي دختر و پسري که از خانواده هاي مختلف و روحيات متفاوت برخوردارند زياد دور از انتظار نيست و مشکل مهمي نيست به شرطي که زود حل شود و طولاني يا مکرر نشود. زيرا ازدواج چون نهال نو پايي است که اگر در معرض مداوم طوفان اختلاف و درگيري ها قرار گيرد امکان شکسته شدن دارد. پس بايد هوشيار باشند و اجازه ندهند مسائل جزئي و سطحي خللي در زندگي آنها ايجاد کند.

 

در اين زمينه لازم مي دانيم به وظايف متقابل زن و شوهر يعني وظايفي که بر عهده هر دو نفر است بپردازيم بعد به وظايف اختصاصي هر يک اشاره مي کنيم. همانگونه که مى‏دانيد اسلام براى زن و شوهر، حقوق واجب و مستحبى قرار داده كه لازم است

رعايت كنند و مراقب باشند كه اين دستورات حيات‏بخش را زير پا نگذارند چرا كه اين حقوق، پايه‏هاي اساسى خانواده را تشكيل مى‏دهد و خير و سعادت، لذّت و آرامش و بقاى زندگى مشترك را تأمين مى‏كند. در ذيل به مهمترين وظايف متقابل زن و شوهر نسبت به هم اشاره مى‏شود:

– حفظ حريم و احترام و خوش رفتارى با هم.

– تأمين نياز جنسى و روحي و رواني يکديگر.

– اجتناب از سوء ظن‏هاى بى‏مورد.

– پرهيز از تندخوى، بدزباني، درشت گفتاري، ترشروى و سرسنگين نبودن در برابر يکديگر.

– اجتناب از تمجيد ديگران در مقابل يکديگر؛ يعني هيچگاه زن نبايد از مرد ديگر در مقابل شوهر تعريف كند و متقابلا مرد نيز نبايد از زن ديگري در مقابل همسرش تعريف و تمجيد كند.

– تحقير نكردن يکديگر و همين طور خويشان و بستگان همديگر.

– تندخويى و گاهى بداخلاقى همديگر را تحمل نمودن.

– هرگز به هم دروغ نگفتن و رعايت صداقت، امانت، فداكارى و گذشت.

– با تمام توان از ميهمانان يکديگر پذيرايى كردن و ابراز ناراحتى نكردن از اينكه ميهمانان متعلق به همسر هستند.

– به خويشاوندان هم خصوصا خويشاوند نزديك او احترام فوق العاده بگذاريد.

– عيوب يکديگر را پيش هيچ كس بازگو نكنيد و به رخ هم نكشيد.

– در حق همديگر دعا كنيد و از خداوند بخواهيد كه در كارها موفقتان بدارد.

– با مشكلات زندگى به طور منطقى برخورد كردن و كمتر دچار احساسات شدن.

– در تمام مدت زندگى به هم ابراز علاقه و عشق كردن و در مناسبتها براى هم هديه (هر چند ارزان قيمت) تهيه كردن.

با توجه به اين نكات و وظائف مذكور، بعضى از خصوصيات بارز يك مرد هم بدست مى‏آيد از جمله غيرت و مردانگى، صداقت، راستگوئى و امانت‏دارى، داشتن روحيه‏ى فداكارى، گذشت و ايثار، داشتن روحيه محبّت، همكارى و هميارى و…

اما وظايف اختصاصي زن در برابر شوهر عبارتند از:

– بدون اجازه شوهر در مال او تصرف نکردن.

– بدون اجازه و توافق شوهر از خانه بيرون نرود.

– توجه داشتن به مسائل محرم و نامحرم هم در نزد شوهر و هم در غياب او؛ سعي كند در سه مورد فوق اعتماد شوهرتان را جلب كند.

– خود را براى شوهر آرايش كردن.

– هنگامى كه همسر مى‏خواهد از خانه خارج شود او را تا دم در همراهى كند.

– هنگام ورود او به خانه سعى كند خود را از قبل آماده و مهيا نموده به استقبال او برود.

– هيچ‏گاه از مردان ديگر نزد او تعريف نكند.

– اگر مشكلى در خانه بوجود آمده در بدو ورود او مطرح نكند.

– سطح توقعات و انتظارات خود را با ميزان درآمد شوهر تنظيم كند و از او چيزي كه توان تهيه آن را ندارد نخواهد و دائما مردان ديگر را در اين زمينه به رخ او نكشد.

برخي از وظايف اختصاصي مرد در قبال همسرش عبارتند از:

در رابطه با رفتار مرد با خانم خود قرآن در (سوره نساء آيه ۱۹)مي فرمايد: ((و عاشروهن بالمعروف ; به نيكي با آنان معاشرت و زندگي كنيد)).

نيكي به همسر داراي شاخص هاي ثابت و متغير است شاخص هاي ثابت عبارت است از:

– تأمين مسكن و تهيه پوشاك و خوراك در حد شأن شخصي و خانوادگي همسر.

اما شاخص هاي متغير به تناسب شرايط زندگي طرفين متفاوت است و هر فردي در طول زندگي با همسر خود و با توجه به شرايط زندگي و روحيات طرف مقابل بهتر مي تواند موارد تعادل را شناسايي و اعمال كند, مثلا پيامبر بزرگوار اسلام مي فرمايند: خدمت و كمك مرد به زن در امور خانه , نشانه صداقت و علاقه اوست .

علاوه بر آنچه در مورد وظايف زوجين بيان شد، ۴۰ نکته زير را به عنوان راهکارهاي اوليه براي زوج هاي جوان برايتان ارسال مي کنيم و اميدواريم با عمل کردن به آن دستورالعمل ها محبت و عشق و علاقه متقابل بين شما ايجاد و گسترش پيدا کند و تنش هاي موجود يا احتمالي به حداقل كاهش پيدا كند.

۱ . با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى، چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه‏هاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد .

۲ . با همدلى، همفكرى، همكارى و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف ميان اعضاى خانواده روابط سالم پديد آوريد .

۳ . هر يك از زوجين ديگرى را نزديك‏ترين و محرم‏ترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند .

۴ . با يادگيرى مهارت‏هاى ارتباطى نظير فعالانه به حرف‏هاى يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد .

۵ . بكوشيد، باايجاد كانونى گرم و صميمى، تمام اعضاى خانواده به ويژه زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند .

تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد

۶ . هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مساله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد .

۷ . براى رسيدن به ا منيت روانى وعاطفى در روابط زناشويى داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد .

۸ . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود .

۹ . به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد; به گونه‏اى كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد .

۱۰ . تشويق و تاييد و بيان نكات مثبت‏به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد .

۱۱ . براى خصوصيات و نيازمندى‏هاى يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصميم‏گيرى‏ها به افكار و خواسته‏هاى همسرتان توجه كنيد .

۱۲ . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد .

۱۳ . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد . خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازيد .

۱۴ . بكوشيد در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بين خود و همسرتان، به جاى هر گونه پيش‏داورى يا مشاهده اشكالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببينيد; به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان به نيمه پر آن توجه كنيد .

۱۵ . سعى كنيد در برنامه ريزى براى فعاليت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگرى بپرهيزيد .

۱۶ . در هر فرصتى كه پيش مى‏آيد، با همسر و اعضاى خانواده‏تان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد . شايان ذكر است زن‏ها از صحبت كردن با همسرشان بيش‏تر لذت مى‏برند . بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند .

۱۷ . اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد .

۱۸ . هر از چند گاهى زوجين در فضايى محرمانه، محبت‏آميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟

۱۹ . هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليت‏خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آوريد .

۲۰ . در روز يا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد .

۲۱ . از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرايانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشويى و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد .

۲۲ . ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغير واقع بينانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏اى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .

۲۳ . هر يك از زوجين بايد زمينه‏هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى كند .

۲۴ . هر يك از زوجين بايد بكوشد با روان‏شناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن يا مرد به چه امورى بها مى‏دهد و نظام ارزشى‏اش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مى‏دهد و مردان مى‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مى‏دانند .

۲۵ . زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه‏آميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند .

۲۶ . از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است، جدا بايد پرهيز شود .

۲۷ . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايى كه در اختيار داريد بينديشيد نه به امورى كه در اختيار نداريد .

۲۸ . از خطاهاى يكديگر سريعا بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد .

۲۹ . بايادآورى برخى ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديه‏هايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين يا سمبليك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد .

۳۰ . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد .

۳۱ . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى ديگر دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد .

۳۲ . از هر گونه رفتارى كه به مرد سالارى يا زن سالارى مى‏انجامد، پرهيز كنيد .

۳۳ . خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزندان، آشنايان، والدين يكديگر و . . . بازگو نكنيد .

۳۴ . هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد .

۳۵ . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيش‏تر سازيد .

۳۶ . از تصميم‏هاى نادرست و غير منطقى و كلى‏گويى‏هاى منفى و شكل‏گيرى افكار منفى درباره همسرتان شديدا پرهيز كنيد .

۳۷ . حتى‏المقدور به قول‏هايى كه به همسرتان داده‏ايد عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد .

۳۸ . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كله‏شق، يك دنده، لجباز و خودخواه به يكديگر پرهيز كنيد .

۳۹ . در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر شدت مى‏يابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درون‏ريز به ويژه غده تيروئيد وجود دارد، در نخستين فرصت‏به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تيروئيد مطمئن شويد .

۴۰ . براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت‏بگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد .

در اين رابطه مطالعه كتابهاي زير نيز مفيد خواهد بود:

۱- آئين همسرداري: دوروتي كارنگي، ترجمه مهستي شهلايي.

۲- همسرداري: ابراهيم اميني (كتاب اسلامي و متناسب با فرهنگ ما).

۳- تسخير قلب؛ خانم ها چگونه بايد به قلب همسر خود راه يابند؟، تأليف رابرت، ترجمه كيهان نيا.

۴- زن، مرد، ارتباط: تأليف گري، ترجمه مهدي قراچه داغي.

۵- رازهايي در مورد مردان (آن چه مي بايست هر زني بداند، سرد كننده هاي جنسي چيستند): دكتر باربارادي آنجلس، ترجمه هادي ابراهيمي.

۶- رازهايي درباره زنان كه هر مردي بايد آن را بداند: دكتر باربارادي آنجلس، ترجمه هادي ابراهيمي.

۷- زندگي شيرين: تأليف محمود اكبري.

۸- رازهاي مردان، آنچه هر زني بايد بداند: تأليف دكتر هرب گلدبرگ، ترجمه عباس چيني و پروانه نفت چي.

۹- كلبه عشق: آنچه عروس و داماد بايد بدانند، مهدي دانشمند.

۱۰- نظام حيات خانواده در اسلام: تأليف دكتر علي قائمي.

 

 

منشأ اختلاف در خانواده چيست؟ و براي رفع اختلافات و نارضايتي ها در خانواده چه بايد كرد؟

منشأ اختلاف در خانواده چيست؟ و براي رفع اختلافات و نارضايتي ها در خانواده چه بايد كرد؟

پاسخ:

گوناگوني و تفاوت شگرف در نعمتهاي خدا و مخلوقات او وجود داشته و دارد و هيچ كدام از اين تفاوت‌ها بي‌حكمت نيست. انسانها نيز با اينكه همه انسانند، همه از يك ريشه‌اند و همه از يك پدر و مادر آفريده شده‌اند، با همديگر اختلاف شديد دارند و مثل هم نيستند. مسألة اختلاف در قيافه، طرز تفكر و بينش اصولاً بين افراد بشر و به خصوص زن و شوهر در زندگي زناشوئي، به سادگي مشهود است و جلب نظر مي‌كند و اين اختلاف در زندگي اگر زياد نباشد و به حدّ ناهنجاري نرسد مطلوب است و مزة زندگي به حساب مي‌آيد و باعث رشد و بالندگي است.
زندگاني چيست؟ نقشي با خيال آميخته
راحتي با رنج و شوري با ملال آميخته
ولي در صورتي كه مقدار آن بيش از اندازه باشد، همسران بايد تلاش كنند منشأ اختلاف را شناسايي كرده و آن را زائل كنند و دوستي و صفا و تفاهم را جايگزين آن نمايند و زندگي را با تدبير و خرد خويش سر و سامان دهند و نه اين كه هر روز آن را با ندانم كاري خود يا با تدابير عجولانه ويران كنند. موارد عمدة منشأ اختلاف در خانواده عبارتند از:
۱٫ بي‌ملاحظگي و غفلت: يك سري باورهاي نادرست وگاهي خيال پروري و رؤيا پردازي قبلي دربارة ازدواج، باعث بروز ناسازگاري مي‌شود و همسران را از وظايف اصلي خود غافل مي‌كند. مثلاً هر گاه زني نسبت به همسرش بي‌تفاوت يا بهانه‌گير شود و ديگر كوشش نكند كه براي او سرچشمة الهام باشد طبيعتاً دل شوهر، براي هيجان روزهاي اول آشنايي مي‌تپد و بي‌قرار و ناراضي مي‌شود.
۲٫ اختلاف فرهنگ دو خانواده: گاهي منشأ اختلاف تفاوت فرهنگي دو خانواده است و هيچ كدام راضي نيستند از آداب و رسوم خود كوتاه بيايند و لذا در اين ميان عروس و داماد فدا مي‌شوند. پس زن و شوهر بايد مواظب باشند كه زندگي خود را فداي اختلاف خانواده نكنند و در اين ميان نقش درايت و كارداني زن خانه مضاعف است.
۳٫ تفاخر به اصل و نسب: گاهي اختلاف به خاطر تفاخر به اصل و نسب است و زن و شوهر هر كدام به اقوام خود مي‌نازد و فخر مي‌فروشد و اين باعث كدورت مي‌شود. و لذا راه چاره اين است كه همسران واقع بين‌ باشند و معيارهاي اسلامي و معنوي را ملاك بدانند و فرامموش نكنندكه كسي در اسلام ارزشمندتر است كه تقواي بيشتر داشته باشد و در اين قسمت هم نقش خانم خانه دو چندان است و مي‌تواند با صبر و شكيبائي و با توكل به ايمان و عنايات الهي اين مشكل را برطرف سازد.(۱)
۴٫ بي‌توجّهي به حسّاسيت‌هاي همسر: مي‌دانيم كه انسانها تفاوتهاي عمده‌اي با همديگر دارند، بعضي مؤدبند، بعضي عصبي، بعضي بدبين، بعضي رنگ خاصي را دوست دارند، بعضي تعصب احترام خانواده‌شان را دارند، بعضي از ايرادگيري متنفرند، بعضي نظم و ترتيب را دوست دارند و غيره . چه كسي براي برآوردن نيازها و خواسته‌هاي شوهر، نزديك‌تر از همسر اوست؟ و لذا يك همسر با كمال سعي مي‌كند حساسيت‌ها را بشناسد و موافق طبع همسرش رفتار كند.(۲)
۵٫ خوشمزه‌گي‌هاي بدمزه: امامعلي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايند: «كثرةُ المزاحِ تذهبُ البَهاءَ و تُوجبُ الشّفاءَ». شوخي و مزاح زياد، انس و محبت را نابود مي‌كند و موجب دشمني مي‌گردد.(۳) اگر شوخي و خوشمزه‌گي در زندگي انسان از حد بگذرد، باعث تخريب عواطف و محبت مي‌شود.
خانمي به شوهرش مي‌گفت: هر وقت آدم بد تركيب مي‌بينم خنده‌ام مي‌گيرد.
شوهر: حالا مي‌فهمم كه چرا هر وقت در آيينه نگاه مي‌كني، خنده‌ات مي‌گيرد.
اين يك مزاح است ولي آثار روحي خاصي روي عواطف همسر مي‌گذارد و روح او را جريحه‌دار مي‌كند.
۶٫ مقايسة همسر با ديگران: در بسياري از موارد، مقايسة همسر با ديگران موجب ناراحتي و ايجاد اختلاف در خانواده مي شود.
۷٫ افشاء رازها و اسرار زندگي: حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: «فاش ساختن راز ديگران از بدترين خيانت‌ها است.»(۴)

عوامل رفع اختلافات و نارضايتي‌ها:۱٫ خوشرويي: سرشت هرانساني مشاهدة جمال و زيبايي را دوست دارد و از زشتي و پليدي مي‌گريزد، و چهرة گشاد و پرلبخند را دوست مي‌دارد. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «با مردم و خويشان و مخصوصاً با همسر و فرزندان با چهرة گشاد و روي باز ديدار كنيد چون روي خوش و چهرة باز باعث جذب دلها و افزايش محبّت مي‌شود».(۵)
۲٫ پاكيزگي و آراستگي: هر انساني مخصوصاً شوهران دوست دارند كه همسرشان آراسته و پاكيزه باشد و با لباس زيبا و با آرايش در كنار او حاضر شوند و از ژوليدگي نفرت دارند و اگر خانمي به اين مسائل توجه كند، علاوه بر اين كه شوهرش را از انحراف مصون مي‌كند، باعث جلب محبّت او مي‌شود.(۶)
۳٫ تسليم تمايل جنسي مرد بودن: يكي از وظايف زن و يكي از چيزهايي كه باعث رفع تنش مي‌شود اين است كه زن، نيازهاي جنسي مرد را در هر زماني كه احتياج دارد برآورده كند. و اگر مردي از زن خود ارضاء نشود، به طور ناهوشيار بدخلقي و بداخلاقي مي‌كند.
۴٫ نسبت به شوهر اظهار محبت كند: با كلمات زيبا و دلنشين او را نوازش كند، البته به صورت مصنوعي و افراطي نباشد و از نيش و كنايه پرهيز نمايد و از مقايسه كردن او با ديگران پرهيز كنند.
۵٫مشورت: هر كاري را مخصوصاً كاري كه مربوط به خارج منزل باشد با مشورت شوهر انجام دهد و از خود رأيي و لجاجت پرهيز نمايد كه باعث نفرت است.(۷)
خلاصه اين كه خواهر گرامي و ارجمند! يك زن مي‌تواند با رعايت وظايف شرعي و اخلاقي و با حُسن سليقه زندگي را با صفا و نوراني كند و گذشته را جبران نمايد و زندگي و پايه‌هاي آن را از نو اصلاح كند و البته اين كار احتياج به صبر، توكل به خدا، ايمان و صداقت دارد و مطمئن باشيد طلاق و جدايي راه حل نيست. و منفورترين حلال نزد خداوند طلاق است. و از طرفي معلوم نيست شوهري بهتر از اين سراغتان بيايد. و ديگر اين كه شما صاحب فرزند هم هستيد و لذا با توجه به توصيه‌هاي فوق و امداد از خداوند مي‌توانيد مشكلات را حلّ كنيد و نگران نباشيد كه خدا با صابران است و البته در اين زمينه مي‌توانيد با مشاوران متعهّد و با ايمان به صورت حضوري به همراه شوهرتان، مشورت نمائيد.
در صورتي كه مشكل حل نشد باز هم با ما مكاتبه فرمائيد و در مكاتبات خود به شماره و تاريخ نامه‌هاي قبلي نيز اشاره فرماييد.

 

پاورقی:

  1. صدري، سيد ضياء الدين، آئينه ازدواج و روابط همسران، انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۳، ص ۲۵۰ ـ ۲۵۷٫
    ۲٫ همان، ص ۲۵۹٫
    ۳٫ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامي، ۱۳۶۲، ج ۹، ص ۱۴۲٫
    ۴٫ آمدي، غرر و درر.
    ۵٫ حسيني، سيد علي اكبر، اخلاق در خانواده، طلوع آزادي، ۱۳۶۹، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۸٫
    ۶٫ حسيني، سيد علي اكبر، اخلاق در خانواده، طلوع آزادي، ۱۳۶۹، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۸٫
    ۷٫ فضل الله، سيد محمدحسين، شيوة همسرداري، ترجمه راشدي، انتشارات پيام آزادي، ۱۳۷۳، ص ۹۵ ـ ۱۰۵٫

 

 

 

همسرم بهانه‏گير و لج‏باز است، خواهشمندم در اين مورد راهنمايي‏ام كنيد.

همسرم بهانه‏گير و لج‏باز است، خواهشمندم در اين مورد راهنمايي‏ام كنيد.

پاسخ:

اختلاف سليقه بويژه در سال‏هاي اول زندگي مشترك تا حدي طبيعي است و كمتر كسي از آن گريزي دارد ولي غلبه بر اين پديده به ميزان درايت و تجربه طرفين بستگي دارد. آنچه بيش از هر چيزي اين اختلافات را دامن مي‏زند تعصبات بي‏جا و انعطاف ناپذيري است.

بنابراين توصيه ما اين است كه روشي معتدل و به دور از افراط و تفريط در زندگي برگزينيد و با توجّه به معيارهاي اسلامي و قرآني روابط خود را با ديگران تنظيم كنيد.

– از هر گونه موضع‏گيري خشن و تحقيرآميز پرهيز كرده و جاي آن را با صبر و تحمّل پر كنيد.

– در موقع خشم نه تصميمي بگيريد و نه سخني بر زبان آوريد.

– با تهيه كتاب‏هاي مفيد و هديه كردن آن به همسرتان به او نيز كمك كنيد كه درس‏هاي زندگي را به درستي بياموزد.

– در روابط خانوادگي هيچ كس را فداي ديگري نكنيد و احترام همگان را حفظ كنيد و اين را عملاً به همسرتان نيز بياموزيد.

– از همسرتان عيب‏جويي نكنيد و اگر تذكراتي هست توسط شخص ثالت به او تذكر بدهيد.

– زندگي طوري نيست كه كسي آن را به شما تقديم كند، شما بايستي با تلاش و تدبير خود، آن را بسازيد. بنابراين تحمّل و بردباري را پيشه خود سازيد و از بحث و مشاجره با همسرتان بپرهيزيد. از بهترين راه‏هاي تربيت پاسخ دادن بدي‏ها با خوبي‏ها است. قرآن مجيد فرموده است: [هرگز نيكي و بدي در جهان يكسان نيستند، بدي مردم را به بهترين عمل (نيكي) پاسخ ده تا همان كس كه گويي با تو بر سر دشمني است دوست و خويش تو گردد]، V}(فصلت، آيه ۳۴){V. مطالعه كتاب‏هاي زير نيز توصيه مي‏شود:

۱- آئين همسرداري،ابراهيم اميني

۲- اخلاق خانواده،حسين مظاهري

۳- اخلاق در خانواده،سيد علي اكبر حسيني

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست