مجموعه ازدواج، ازدواج موقت:

من به اين نتيجه رسيدم كه نمي تونم به طور كامل خودارضايي رو ترك كنم با اين شرايط ازدواج دائم هم كه خيلي مشكله. دارم ديوونه مي شم تو رو خدا منو براي ازدواج موقت كاملا راهنماييي كنيد مكانش هم بهم بگيد،تا يك جوون رو از مرگ تدريجي نجات بدين.
آيا ما مي توانيم براي اينكه در اين ۲ سال كه قرار است براي ازدواج صبر كنيم عقد موقت انجام دهيم؟ (بدون اجازه پدر دختر – با ذكر اين مطلب كه دختر باكره است؟) فقط براي صحبت با تلفن و يا نگاه كردن بدون گناه انجام دادن … ؟
نظر به اينكه ازدواج موقت (متعه) از سنت پيامبر(ص) است چرا در جامعه اسلامي ما اين گونه منسوخ شده است و اين در حالي است كه بسياري از جوانان به علت مشكلات مالي و بيكاري قادر به ازدواج دايمي نيستند؟
آيا ازدواج موقت براي يك جوان مجرد مي تواند مفيد باشد يا خير؟
آیا اجازه همسر اول برای عقد موقت لازم است و اگر نیست آیا این ظلم در حق زنان نیست؟
صيغه ساعتي هم داريم يا نه؟
آيا پسر مي‌تواند بدون اجازه والدين ،دوست دختر خود را به صيغه و عقد موقت خود در آورد يا خير؟ حكمت آن چيست؟
آيا آيه‌اي در قرآن كريم در رابطه با ازدواج موقت وجود دارد؟
برای من و دوستانم صیغه محرمیت قابل قبول نیست و این حکم شرعی تماماً به نفع آقایون می‌باشد.
من به اين نتيجه رسيدم كه نمي تونم به طور كامل خودارضايي رو ترك كنم با اين شرايط ازدواج دائم هم كه خيلي مشكله. دارم ديوونه مي شم تو رو خدا منو براي ازدواج موقت كاملا راهنماييي كنيد مكانش هم بهم بگيد،تا يك جوون رو از مرگ تدريجي نجات بدين.

من به اين نتيجه رسيدم كه نمي تونم به طور كامل خودارضايي رو ترك كنم با اين شرايط ازدواج دائم هم كه خيلي مشكله. دارم ديوونه مي شم تو رو خدا منو براي ازدواج موقت كاملا راهنماييي كنيد مكانش هم بهم بگيد،تا يك جوون رو از مرگ تدريجي نجات بدين.

ازدواج موقت در صورت امكان به عنوان راه حل موقت ايرادي ندارد اگرچه توصيه ما ازدواج دايم است به هرحال دفاتر رسمي ازدواج ميتوانند شما را كمك نمايند اما توجه داشته باشيد اين راه حل موقت است نه دايمي.

اگر چه ازدواج موقت شرعى بوده و حرام نيست، ليكن در جامعه ما به دلايل فراوانى رواج ندارد. بنابراين نظر کارشناسي ما اين است که سعى كنيد ازدواج دائم داشته باشيد. البته امكان دارد بگوييد شرايط آن را نداريد. ولي تجربه ثابت کرده اگر توقعات را پايين آورديم مي توان شخصى را انتخاب كرد كه شرايط شما را درك كند و چند مدتى به صورت نامزد رسمى و شرعى باشيد و از يكديگر لذت ببريد و بعد كه شرايط مهيا شد رسما زندگى مشترك را آغاز كنيد. افرادى كه در دوران جواني اقدام به ازدواج موقت مي کنند معمولاً به اميد ازدواج دائم اين كار را انجام مى‏دهند و عمدتا مشكل‏ساز مى‏شوند. مثلاً بعد از ازدواج با شما انتظار دارند مانند ازدواج دائم شما او را رسما به اقوامتان معرفى كنيد يا مى‏خواهند بچه‏دار شوند و… كه اينهاخود مشكلات عديده‏اى به وجود مى‏آورد و افرادي هم که به چنين اميدي نيستند مشکلات ديگري نظير مخفي بودن و دلهره برملا شدن و… را به دنبال دارد. در ضمن همان مقدار پولى كه بايد هزينه ازدواج موقت كنيد مى‏توانيد به عنوان مقدمات اوليه نامزدى استفاده كنيد واز مشكلات بعدى در امان باشيد. باز هم تأكيد مى‏كنم ازدواج موقت از نظر عرف پسنديده نيست ولى در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعيت كنونى جامعه را بايد مد نظر گرفت. ازدواج موقت، داراى شرايط زير است: ۱ـ ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نياز به خواندن عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضايت قلبى درست نمى‏شود. ۲ـ تنها فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، اين است كه در عقد موقت بايد مدت ذكر شود كه آيا مثلاً يك ساعت است يا ده سال. ۳ـ مقدار مهريه هم بايد در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذكر گردد. ۴ـ زنى كه عقد موقت مى‏شود بلافاصله بعد از عقد مالك تمام مهريه مى‏شود و مى‏تواند از شوهر مطالبه كند. البته در صورتي که زن حاضر به تمکين براي نزديکي باشد. ۵ـ اگر دختر بكرى بخواهد صيغه شود، بايد با اذن پدر يا جدّ پدرى باشد؛ كما اين كه در ازدواج دائم نيز اين طور است. ۶ـ در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن بايد از مرد جدا شود و عده نگه دارد، مگر اين كه عقد دوباره تجديد شود. و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقيه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مى‏شود . ۷- اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند بعد از آن که مدت و مهر را معين کردند (و اگر دختر بکر است حتما پدر يا جد پدري دختر اذن داده باشند) چنانچه زن بگويد [زوجتک نفسي في المده المعلوم علي المهر المعلوم] و بعد بلافاصله مرد بگويد [قبلت] عقد صحيح است V} (براي آگاهي بيشتر ر.ک: توضيح المسائل).{V چنان كه مى‏دانيد غريزه جنسى يكى از غرايزى است كه خداوند در وجود انسان قرار داده است و بايد در زمان مناسب و از طريق صحيح و مشروع به آن پاسخ داده و به ارضاى آن پرداخته شود تا دچار فشارهاى روحى و روانى و جسمى ناشى از عدم تأمين آن نشود. نه بايد آن را كاملاً سركوب كرد و نه مى‏توان آن را رها كرد ازدواج راه طبيعى و مشروع ارضاى غريزه جنسى است با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم بايد سعى كرد به آن پاسخى صحيح داد. گر چه مشكلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان عزيز مى‏شود در عين حال با كاهش سطح توقعات و انتظارات پرهيز از تشريفات غير ضرورى كنار گذاشتن بعضى رسومات فرهنگى و اجتماعى منفى، به تأخير انداختن مراسم عروسى در دوران نامزدى و عقد و بعضى تدابير ديگر مى‏توان از مشكلات مادى واقتصادى كه فراروى بسيارى از جوانان مى‏باشد نجات يافت. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: [كسانى كه تنگ دست مى‏باشند دلهره فقر و عدم امكانات مادى نداشته باشند كه از ناحيه فضل و رحمت خاص خداوندى در امر نكاح وازدواج كمك خواهد شد]. وعده خداوند قطعى است و كسى نمى‏تواند به آن بدبين باشد پيامبر اكرم(ص) نيز مى‏فرمايد: [اگر كسى به اين مطلب اعتقاد نداشته باشد به خداوند سوء ظن دارد آن ظلم و گناه بزرگى است]. در درجه اول سعى كنيد با تدابيرى كه در بالا به آن اشاره شد امر ازدواج خود را تسهيل كنيد و موضوع را با والدين خويش مطرح كنيد و از خداوند متعال كمك بخواهيد و دعا كنيد هم اسباب مادى ازدواجتان فراهم شود و هم همسرى قانع و شايسته كه بتوانيد در مشكلات مادى نيز شما را يارى كند به شما عطا نمايد اين از فضل و رحمت خداوند به دور نيست بلكه بسيار سهل و آسان است. نبايد به دليل فقر و عدم امكانات مادى، اخلاق و ارزش‏هاى معنوى را از دست داد با انجام بعضى كارها تمام قواى جسمى، روحى و روانى خود را نابود كرد و دچار عواقب سوء و پيامدهاى جبران‏ناپذير آن شد. مسلما حفظ ايمان و ارزش‏هاى آن در محيط نامساعد بسى دشوار است ولى ارزش افزون‏ترى دارد. بنابراين سعى كنيد با اعتماد به خدا و يقين به درستى راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد. از مطالعه قرآن و توجه به معانى آن و همچنين كتاب‏هاى سودمند ديگر و شركت در مجالس وعظ و ديگر محافل دينى غفلت نكنيد. بايد بدانيد كه خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است، . در هر صورت تا قبل از ازدواج شايسته است اين غريزه را به طور موقت كنترل نموده و عفت و پاكى و پاكدامنى خود را همچون گذشته حفظ و حراست نمائيد.

منبع:نرم افزار پرسمان

 

آيا ما مي توانيم براي اينكه در اين ۲ سال كه قرار است براي ازدواج صبر كنيم عقد موقت انجام دهيم؟ (بدون اجازه پدر دختر – با ذكر اين مطلب كه دختر باكره است؟) فقط براي صحبت با تلفن و يا نگاه كردن بدون گناه انجام دادن … ؟

من يك دانشجو هستم كه ترم سوم دانشگاه را مي گذرانم. تقريبا ۸ ماه پيش با دختري آشنا شدم، در طول اين مدت به هم علاقه مند شديم و قصد ازدواج داريم اما موانعي در سر راه است از جمله نداشتن شغل براي من و سطح ديد خانوادگي من كه ازدواج در سنين پايين را براي پسر مناسب نمي دانند و اگر من در اين سن حرف ازدواج را پيش بياورم از چشم همه افراد خانواده مي افتم و تا آخر عمر منت و … (من ۲۰ سالمه) و مشكلات مالي و … با اين شرايط من و اين دختر تصميم گرفتيم حداقل تا ۲ سال ديگر كه دوره كارداني را تمام كنيم و من يك كار پيدا كنم صبر كنيم … (اين رضايت ۲ طرفه است.) اين مطلب رو بگم كه ما هر دو از خانواده هاي مذهبي هستيم و من چه در دانشگاه و چه در بيرون آن با اين دختر صحبت مستقيم ندارم. صحبت كردن مستقيم بين ما فقط زمان هايي است كه به جزوه نياز داريم يا سؤال درسي آن هم در فاصله زماني بسيار كم (كمتر از ۲-۳ دقيقه) اما پشت تلفن با هم صحبت مي كنيم. (من مقلد آيت الله خامنه اي هستم.) آيا ما مي توانيم براي اينكه در اين ۲ سال كه قرار است براي ازدواج صبر كنيم عقد موقت انجام دهيم؟ (بدون اجازه پدر دختر – با ذكر اين مطلب كه دختر باكره است؟) فقط براي صحبت با تلفن و يا نگاه كردن بدون گناه انجام دادن … ؟

پاسخ:

پاسخ به اين پرسش را با پرسش و پاسخي كه از مراجع تقليد شده آغاز مي كنيم:: آيا در ازدواج با دختر باکره, اجازه پدر يا جد پدري شرط است هر چند ارتباطي بر قرار نشودو اگر بدون اجازه عقد بخوانند, عقدشان چه حکمي دارد؟

آيات عظام امام خمينى و آيت الله سيستانى و آيت الله نوري و أيت الله تبريزى: مي فرمايند:آري, بايد با اجازه پدر يا جد پدرى دختر باشد و بدون اجازه او عقد باطل است.V}آيت‏الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج ۲، النكاح، م ۷۰؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولياء العقد، س۴ و ۲۷؛ دفتر: آيت الله نوري. آيت الله تبريزي, استفتائات ص ۱۵۴۷ و ۱۵۱۲ و ۱۵۵۶٫{V

آيات عظام خامنه‏اى، صافى, مكارم و وحيد:{T بنابر احتياط واجب، بايد با اجازه او باشد و اگر بدون اجازه عقد بخوانند بنابر احتياط واجب عقد باطل است.V}آيت‏الله خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۹۸ ؛ آيت‏الله فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸؛ آيت‏الله مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م ۲، آيت‏الله وحيد، منهاج الصالحين، ج ۳، م ۱۲۳۷؛ دفتر آيت‏الله صافى.{V

آيات عظام بهجت و فاضل لنکراني: از نظر تکليفي احتياط واجب آن است که با اجازه پدر يا جد پدري باشد, ولي اگر بدون اجازه عقد بخوانند, عقد باطل نيست. آيت‏الله بهجت، توضيح‏المسائل، م ۱۸۹۱؛ آيت‏الله فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸٫

د – رابطه دوستي بين دختر و پسر:

اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اينگونه روابط نهي کرده است زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد. بدون ترديد اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي کرده اند اينطور نيست که اين نهي کلي و مطلق باشد بلکه سيره عملي آنها به اين امر مطلق تخصيص مي زند و نشان مي دهد که منظور ائمه اين نيست که زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها اين است که زنان اولا، بدون دليل موجه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين که مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد.

در ادامه گفتني است: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى [دوست داشتن و عشق ورزيدن] سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

[دوست داشتن و عشق ورزيدن] اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.

شما خوب مى‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسه‏هاى شيطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.A}بل الانسان على نفسه بصيره{A ؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست، V}(قيامت ، آيه ۱۴){V.

قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه ۵ و ديگري در سوره نساء آيه ۲۵ زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه ۲۵ سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد… A}[فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان]{A يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند.

در آيه ۵ سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد A}[… ولا متخذي اخدان …]{A

رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد كه از ديدن و صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يكي از محرمات است اما اگر به صورت يك ارتباط عادي باشد, مانند اينكه در يك موضوع علمي يا شغلي با يكديگر گفتگو كنند, در صورتي كه خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, كه در نوع اول توضيح داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينكه مقدمه معصيت مي شود, اشكال دارد. در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج كلمه ضروري صحبت نكن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين كار شايد اشكال نداشته باشد, ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز كنيد.

البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشكل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه نگذاريد.

پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج

از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.

به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

 

  1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: [حبّ الشّيء يعمي و يصمّ]، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.

در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

  1. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.

اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.

پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟

دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.

بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.

بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر [كاترين كوهان]، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص ۵]

  1. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.

دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

  1. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.
  2. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.

وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.

بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.

  1. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
  2. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
  3. آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
  4. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
  5. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.

البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي كه به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي زنيد، نمي توانيم بگوييم كه اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشكل شرعي ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو نفر مدت زيادي با هم صحبت مي كنند و رابطه دارند، كم كم به هم علاقه مند مي شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينكه اين حالت به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي كه در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي گيرد و نمي توانند كاملا آزاد و فارق در مورد هم فكر كنند و يكديگر را به صورت عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و وارد راهي مي شوند كه به احتمال قوي پايان خوبي ندارد.

در خصوص ارتباط با جنس مخالف جهت ازدواج چند نكته را يادآور مي شود: بايد طرفين قبل از ازدواج از يكديگر شناخت داشته باشند, اما اين شناخت بايد از راه مناسب و قابل اعتماد بدست آيد. بي ترديد صحبت مستقيم و تنهايي طرفين راه صحيح و مناسب براي تحصيل شناخت نيست.

از اين گذشته ممكن است خانواده با اين ازدواج موافق نباشند، و آنها نتوانند ازدواج خود را سامان بدهند، در نتيجه مجبور باشند از هم جدا شوند و بدين وسيله دچار آسيب شديد عاطفي و رواني گردند.

تجربه نشان داده است كه اين روش، معلومات و اطلاعات صحيح، كامل و بجايي را به دست نمي دهد، لذا اين شيوه كمتر راه گشا بوده و در برخي از موارد به واسطه تحت تأثير قرار گرفتن حقيقت و غلبه احساسات و عواطف بر واقعيت طلبي، موجب زيان هايي شده است . از اين روي در حالي كه شناخت طرفين را قبل از ازدواج لازم و ضروري مي دانيم چند نكته را در اين مورد متذكر مي گردد: شناخت قابل اعتماد و صحيح آنگاه به دست مي آيد كه :

الف – از راه صحيح و به دور از انگيزه هاي ديگر, همانند انگيزه هاي عاطفي و احساسي باشد.

ب – منابعي كه جهت كسب آگاهي به آنها مراجعه مي شود بايد صداقت آنها قبلا تأييد شده باشد. حداقل اين است كه آنها ذي نفع نباشند.

ج – نوع شناخت و اطلاعات لازم و ضروري كه مورد نظر است و زندگي بر پايه آنها بنا مي شود بايد قبلا زمينه يابي گردد. بايد از اموري كسب آگاهي نمود كه در آينده براي زندگي شما ضروري است و جهل و ناآگاهي از آنها موجب سردرگمي و يا شكست زندگي مي شود. ولي شناخت هاي غيرضروري به كار نمي آيند.

ناگفته نمايند گفتگو در محيطهاي گردشگاهي معمولا بستر مناسبي براي غلبه عواطف و احساسات است و در صورتي كه به ازدواج نينجامد, ضربه روحي شديدي – به ويژه نسبت به دختران – به وجود مي آورد. علاوه بر اين كه گفتگو در اين حد از نظر شرعي گناه محسوب مي شود. بنابراين توصيه مي شود از راه هاي تحقيق فوق الذكر استفاده شود تا در پرتو آن به شناختي عميق تر دست يابيد.

بى‏ترديد اگر دختر و پسر قبل از آگاهى از اصالت خانوادگى، ميزان اعتقاد فردى و خانوادگى و شناخت خصايص جسمى و روانى (سابقه‏هاى بيمارى خانوادگى و …)، به سراغ شناخت خصايص شخصيتى و فردى يكديگر بروند و در محيطى كه محبت و احساس الفت موج مى‏زند، به گفت وگو بپردازند، به احتمال زياد به ازدواج نسنجيده منتهى مى‏شوند؛ چرا كه ريسمان مودّت و عشق را نمى‏توان بعد از اين ارتباط و گفت‏وگو گسست. عشقى كه با تعقّل و تفكّر بيگانه است و ثمرى جز سردرگمى ندارد:

با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و به توصيه هاي دلسوزانه آنها ترتيب اثر دهيد.

– از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند.

– اجازه بدهيد كه مراحل خواستگاري طي شود و در طي اين مراحل به نقاط مثبت و منفي ايشان امتياز بدهيد. در صورتي كه امتيازات مثبت ايشان نسبت به موارد منفي بيشتر باشد, ايشان صلاحيت همسري با شما را دارا مي باشد.

– کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد:

  1. جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان
  2. انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي

 

نظر به اينكه ازدواج موقت (متعه) از سنت پيامبر(ص) است چرا در جامعه اسلامي ما اين گونه منسوخ شده است و اين در حالي است كه بسياري از جوانان به علت مشكلات مالي و بيكاري قادر به ازدواج دايمي نيستند؟

نظر به اينكه ازدواج موقت (متعه) از سنت پيامبر(ص) است چرا در جامعه اسلامي ما اين گونه منسوخ شده است و اين در حالي است كه بسياري از جوانان به علت مشكلات مالي و بيكاري قادر به ازدواج دايمي نيستند؟

پاسخ:

ديدگاه‏ها در مورد ازدواج موقت

نسخ حكم نكاح منقطع و عدم آن يكي از موارد اختلافي بين اهل سنت و شيعيان است؛ چرا كه گروه اول معتقدند اين تأسيس حقوقي از سوي پيامبر اسلام به دستور خداوند متعال قرار داده شد؛ ليكن به جهت گذشتن و سپري شدن آن وضع خاص، به دست خليفة دوم نسخ گرديد. اين عده در اثبات اعتقادشان به ادلة سه گانة (قرآن، سنت و اجماع) استناد كرده‏اند.

در مقابل، گروه دوم (شيعيان) معتقدند: حكم الهي قابل نسخ به دست هيچ كس نيست و فقط پيامبر(ص) مي‏تواند حكم را نسخ كند. از اين رو آنان حكم نكاح منقطع را تا به امروز جاري و ساري مي‏دانند و در جاي خود به طور مفصل به ادلة اهل سنت پاسخ مي‏دهند. قانون مدني ايران نيز چون تحت تأثير فقه شيعه است، از ابتدا تا به امروز نكاح منقطع را به رسميت شناخته است. V}مواد ۱۰۷۵: ۱۰۷۶، ۱۰۷۷، ۱۱۱۳، ۱۱۵۲ {V به رغم پذيرش اين نوع نكاح در شرع و قانون، همواره بحث بين معتقدان و منتقدان اين نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آن است كه هر گروهي با ديدگاه و از زاويه‏اي خاص به قضاوت مي‏نشيند. براي قضاوت بين اين دو عقيده و اشراف به بحث، لازم است ادلة هر گروه بررسي شود: T} يك. ادلة منتقدان نكاح منقطع:

 {T 1ـ۱٫ عده‏اي اين نوع ازدواج را راهي براي سوء استفاده دانسته‏اند. اين عده هميشه پيرمرد پول داري را تصور مي‏كنند كه براي خوش‏گذراني، دختري را صيغه مي‏كند و بعد از ارضاي شهواتش، او را رها مي‏سازد، يا مرد زن‏داري كه بي‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال يك زيبارويي است كه بتواند او را اسير كند و كام گيرد و… در جواب اين عده همين بس كه همة آزادي‏هاي قانوني و تأسيس‏هاي حقوقي، مي‏توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند براي مثال حق رانندگي ـ كه يك حق مشروع و پسنديده‏اي است ـ از سوي عده‏اي به بدترين نحو مورد استفاده قرار مي‏گيرد و حتي منجر به وارد آمدن خسارت جاني و مالي مي‏شود.

پس بدين ترتيب بايد گفت: حق رانندگي امري مذموم و پليد است؟ در حالي كه چنين نيست. پس اگر عده‏اي از اين نهاد حقوقي به جهت سوء استفاده بهره‏برداري كنند اين امر خدشه‏اي به اصل آن وارد نمي‏كند؛ بلكه ايراد به خود اين افراد يا گريزگاه‏هاي قانوني و… وارد است.

۱ـ۲٫ عده‏اي ديگر با تشبيه نكاح منقطع به كرايه و اجاره، سعي دارند كه وانمود كنند زني كه صيغه مي‏شود، در واقع به اجارة زوج خويش درمي‏آيد و اين را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند.

در پاسخ گفتني است آنچه خلاف شأن زن است، اين است كه زن همچون كالايي بدون هيچ حق و حقوقي و بدون هيچ ضابطه‏اي، مورد بهره‏برداري جنسي قرار گيرد؛ يعني، دقيقاً آنچه كه در دنياي غرب اتفاق مي‏افتد و يا آنچه كه در نزد افراد لاابالي و بي‏بند و بار در مشرق زمين مي‏گذرد حال اينكه زن اين چنين مورد سوء استفاده قرار گيرد، خلاف شأن زن است يا اين كه او به طور قانوني و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسي يابد؟ به فرض كه عقد نكاح منقطع در مواردي شبيه عقد اجاره باشد، آيا اين دليل مي‏شود كه اين دو عقد يكي باشند؟ در حالي كه مي‏دانيم اين دو عقد در خيلي از اوصافش با يكديگر تفاوت دارند. نكتة ديگر اينكه مخالفان گمان مي‏كنند در عقد نكاح منقطع فقط مرد است كه بهره مي‏برد و زن در اينجا هيچ بهره‏اي نمي‏برد؛ در حالي كه بهره‏مندي اين دو طرفيني است و همان‏طور كه زن در مقابل مرد تكاليفي دارد، داراي حقوقي نيز است.

۱ـ۳٫ عده‏اي ديگر متعه و نكاح منقطع را سدّي در جهت تشكيل خانواده مي‏دانند، چرا كه افراد اگر براي ارضاي نيازهايشان به سهولت دسترسي به ديگري داشته باشند، انگيزة‏شان براي تشكيل دائمي خانواده كم مي‏شود. V}اسماعيل هادي، دورنماي حقوقي ازدواج موقت، ص ۹۰ ـ ۷۵{V در پاسخ مي‏گوييم: همان‏طوري كه شما با ديد منفي نگاه مي‏كنيد و اين امر را سدي براي تشكيل خانواده مي‏دانيد، ما از زاوية مثبت به اين نهاد مي‏نگريم و آن‏را زمينه‏ساز تشكيل خانوادة دائمي مي‏دانيم T}

ب. ادلة موافقين نكاح منقطع:

{T 2ـ۱٫ عده‏اي از موافقين معتقدند: در اجتماعي كه دسترسي به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مي‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبي است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مي‏شود.

۲ـ۲٫ اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود، افراد براي ارضاي روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي برخوردار نيست. در حالي كه نكاح منقطع براي طرفين تعهد و مسئوليت ايجاد مي‏كند. براي نمونه زن مي‏تواند از زوج طلب نفقه كند يا اينكه مشخص شود اگر فرزندي حاصل شد، چه تكليفي دارد. هر يك از اين مسئوليت‏ها مي‏تواند ضمانت قانوني داشته باشد. حال اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندي كه به دنيا مي‏آيد، تكليفش چيست؟ در اينجا مرد مي‏تواند اين فرزند را به مرد ديگري نسبت دهد و از پذيرفتن مسئوليت او شانه خالي كند.

۲ـ۳٫ كساني كه نمي‏توانند بار مسئوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براي ارضاي جنسي آنان است. برتراند راسل مي‏گويد:

[در عصر حاضر بدون اختيار ازدواج به تأخير مي‏افتد، در حالي كه صد تا دويست سال قبل تحصيلات دانشجو در هر رشته‏اي كه بود در هجده سالگي تمام مي‏شد… اما در حال حاضر از سن بلوغ تا ۳۰ سالگي كه فرد آمادگي براي زندگي حاصل مي‏كند (يعني ۱۵ سال) مي‏گذرد كه دقيقاً دوران بحران جواني و نمو غريزة جنسي است… براي مقابله با اين بحران و پاسخگوئي به نيازهاي جنسي در حاليكه فرد نمي‏تواند مسئوليت زندگي دائمي را بپذيرد، چه بايد كرد؟ يا بايد جوانان را از تحصيل محروم كردو آن‏ها را مجبور نمود كه در جواني ازدواج كنند كه اين معقول نيست يا بايد به آن‏ها اجازه دهيم قواي غريزي خويش را در فاحشه خانه‏ها مصرف نمايند كه اين مستلزم بروز عوارض روحي و امراض مقاربتي است، پس فقط يك راه باقي مي‏ماند و آن ازدواج موقت است]. V}حسين صفائي، اسدالله امامي، حقوق خانواده صفحة ۲۲

{V 2ـ۴٫ دختر و پسري كه مي‏خواهند با يكديگر ازدواج كنند، لازم است هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند. در همين راستا نكاح منقطع مي‏تواند يك دورة آزمايشي براي ازدواج دائم باشد كه افراد سنتي و مذهبي به خوبي مي‏توانند از اين نهاد مي‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است. V}سيد رضي شيرازي، بن‏بست‏هاي اجتماعي، صفحة‏ ۱۶{V اينك با تمام اين اوصاف خود شما به قضاوت بنشينيد و معايب و محاسن را در دو كفة ترازو بگذاريد و نظاره كنيد كه كفة ترازو به نفع كدام گروه سنگين‏تر است؟ T} ديد منفي نسبت به ازدواج موقت{T با اين همه محاسن و خوبي‏هايي كه ازدواج موقّت دارد و در واقع در غياب ازدواج دائم بهترين راهكاري است كه مي‏توان ارائه كرد، پس چرا بازتاب اجتماعي آن پسنديده نيست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با ديد مثبت به آن نمي‏نگرند؟ در جواب به اين پرسش مي‏توان به علل زير اشاره كرد:

  1. سوء استفادة برخي افراد از اين نوع ازدواج، سبب شده جلوه‏اي ناميمون از آن نهاد حقوقي به جاي بماند و عده‏اي نيز با بيان اين سوء استفاده‏ها، اصل اين نوع ازدواج‏ها را زير سؤال برده‏اند.
  2. جامعة امروزين ما بيشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالي كه يكي از اركان اين فرهنگ هرج و مرج و بي‏بند باري جنسي است. طبق اين آموزه بهره‏مندي هر چه بيشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئوليتي در مقابل او ـ مورد تأكيد قرار گرفته، رايج مي‏شود روشن است افرادي كه با اين فرهنگ مأنوس مي‏شوند، ياد مي‏گيرند كه تن به محدوديتي در خصوص روابط جنسي ندهند و خود را محصور به يك نفر نكنند و در عين حال مسئوليتي نداشته باشند.
  3. تبليغات منفي گروه‏ها و افراد كه دربارة اين نوع ازدواج، عامل ديگر بعضي از مخالفت ها است؛ زيرا عده‏اي قائل به ارتباط آزاد بين دختر و پسر مي‏باشند بديهي است اين عده چون منافع و يا اعتقاداتشان چنين ارتباطاتي را اقتضا مي‏كند، دربارة اين نوع ازدواج تبليغات منفي مي‏كنند.
  4. در اين نوع ازدواج، گمان بانوان آن است كه هيچ حق و حقوقي ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. اين امر سبب مخالفت ايشان با اين نوع ازدواج مي‏شود. با اين اوصاف برخي از دختران و پسران در عين حال كه با افراد متعددي ارتباط دارند و روابط نزديكي را با آنها برقرار مي‏كنند و احياناً لطمات روحي و جسمي متعددي نصيبشان مي‏شود؛اما حاضر نيستند كه طي يك عقد حقوقي و با ضمانت قانوني، با يك نفر ارتباط منضبط و مسئوليت‏آور داشته باشند اين نشانگر برخورد احساسي با مسئلة ازدواج موقّت و غريزة جنسي است و مخالفت برخي از ايشان، به جهت هواپرستي و شهوت‏راني باشد. T} بسترسازي{T براي بسترسازي اين امر، بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد.
  5. فعاليت فرهنگي جهت آشنايي جوانان با محسنات اين تأسيس حقوقي و اينكه آنچه مخالفان مي‏گويند در واقع چيزي جز نگريستن به ظاهر ازدواج موقت و برداشتي سطحي از آن نيست.
  6. فعاليت فرهنگي براي روشن شدن حقوق و تكاليف زوجين در اين عقد؛ چرا كه آنچه در سطح عمومي مطرح است، آن است كه پسر در عقد موقّت همه كاره است. در حالي كه اين بينش غلط است و قانون‏گذار تا حدودي هر يك از شرايط و حقوق و تكاليف را براي زوجين معين كرده است. اما اين زوجين هستند كه بدون اطلاع كافي، دست به اين ازدواج مي‏زنند و در اين بين حق يكي از طرفين ضايع مي‏شود در حالي كه دختران اگر با بينش كافي ازدواج موقّت كنند، قادر خواهند بود شروطي را در عقد بگنجانند و حق خود را تماماً استيفا نمايند (از جمله آنكه شرط كنند در اين ازدواج مباشرت جنسي نباشد و…).
  7. نمي‏توان منكر شد كه قانون در اين زمينه نقصي ندارد. به هرحال ابهاماتي در قانون هست كه هم سبب مي‏شود افراد به طور كامل نتوانند به حقوقشان دسترسي يابند و يا جلوي سوء استفادة عده‏اي گرفته شود. در پايان حديثي از حضرت علي(ع) نقل مي‏شود : [H} ما كانت المتعة الا رحمة من الله رحم بها امه محمد(ص) {H ‏]؛ [قانون متعه رحمتي است از طرف پروردگار بر امت محمد(ص)]. راستي چه رحمتي بالاتر از اينكه انسان در ايام جواني و تجرّد، بتواند خويشتن را از وسوسه‏هاي شيطاني و آتش شهوت رها سازد و در عين حال دچار عواقب نامطلوب سركوب غريزه جنسي نگردد.

 

آيا ازدواج موقت براي يك جوان مجرد مي تواند مفيد باشد يا خير؟

آيا ازدواج موقت براي يك جوان مجرد مي تواند مفيد باشد يا خير، لطفاً با ذكر حديث و سند آن توضيح دهيد؟

پاسخ:

ازدواج موقت يكي از سنت هاي گرانبهاي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه در زمان ايشان حلال شده است. هر چند ايشان همة افراد به خصوص جوانان را به ازدواج دائم ترغيب و سفارش مي نمودند، ولي به علت وجود علل مختلفي همچون فراهم نبودن زمينه و شرايط ازدواج دائم يا دوري از همسر به خاطر جنگ يا مسافرت، فرد احساس شديد نياز به ارضاء ميل جنسي خود پيدا مي كرد، و مي ترسيد كه به گناه بيافتد، ازدواج موقت را به امر الهي حلال نمودند. تا اولاً با گناه و فحشا مقابله بشود و ثانياً از اين راه فرد به يك لذّت مطبوع و مشروع برسد. و به خاطر همين است كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «الله أرأف بكم فجعل المتعة عوضاً لكم من الأشربه، خدا به بندگانش رؤف است، فلذا لذّت متعه را عوض شراب قرار داده است».(۱)
البته اساس برنامة حيات اسلامي آن است، كه ازدواج به صورت دائم صورت پذيرد، و اين چنين نهادي است كه موجب آرامش، آسايش و تعادل روحي و رواني مي شود. چرا كه ازدواج تنها براي لذّت جسمي و جنسي نيست، بلكه نوعي امنيت روحي و رواني را با خود به ارمغان مي آورد. هر مرد و زني در درون خود نه تنها خلاء جسمي، بلكه خلاء روحي نيز دارد، كه جز با طرف ديگر پرنمي شود، و لذا است كه خداوند متعال آن را ماية آرامش زوجين معرفي مي نمايد.
و مِن اياتِهِ اَن خَلَقَ لَك‍ُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِتَسكُنُوا إليها … و از آيات و نشانه هاي حكيمانه خداوند اين است، كه براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد، تا در كنار آنان آرامش يابيد.(۲)
ازدواج موقت هر چند در زمان بحراني فشار شديد غريزة جنسي براي يك جوان مجرد توصيه مي شود تا در اثر آن دچار گناه و منكرات و يا بيماري هاي رواني همچون اضطراب، بي ثباتي روحي و رواني نشود، اما آن به هيچ وجه فايده هاي روحي و رواني و مستمر ازدواج دائم را ندارد.

توصيه امامان ـ عليهم السّلام ـ و دانشمندان:امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ و علما و فقها مردم را به اين حلال و قانون الهي تشويق و ترغيب مي كردند، تا اوّلاً اين احكام الهي تباه نشده و دست به فراموشي سپرده نشود. چنانكه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«لَيس مِنّا مَن لَم يَستحِلُّ مُتعَتنا، كسي كه متعه(ازدواج موقت) را حلال ندارند، از ما نيست»(۳)و ثانياً براي مسأله حياتي مانند مسأله جنسي راه حلّي وجود داشته باشد، و چنين نشود كه اين مسأله به يك شكل آزاردهنده تبديل گردد، و در صورت نبود آن مردم خصوصاً جوانان در اثر شدت زياد فشار جنسي به گناه آلوده شوند، و به خاطر همين است كه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ فرمودند: اگر عُمَر متعه را نهي نمي كرد،(۴) احدي جز افرادي كه سرشتشان منحرف است و شقي هستند، زنا نمي كرد.» شهيد مطهري ـ رحمة الله عليه ـ در كتاب نظام حقوق زن در اسلام به بررسي اين موضوع پرداخته، و شديداً از آن دفاع كرده، فرموده: بستر جامعه براي وجود و امكان ازدواج موقت براي جواناني كه شديداً تحت فشار جنسي هستند و امكانات ازدواج دائم را ندارد، بايد آماده شود.(۵)

موانع ازدواج موقت:متأسفانه شرايط فرهنگي و رسومات رايج در بين مردم، و ايجاد ديد منفي نسبت به آن به علل مختلف همچون، شايع شدن تحريم آن، به علت آن كه اهل سنت آن را حرام مي دانند، شبهه افكني برخي افراد كج انديش، تصوّرات غلط مردم به اينكه اين نوع ازدواج با معنويت و عفاف و پاكدامني ناسازگار است، سوء استفاده برخي فرصت طلبان و … باعث شده است كه عمل به اين قانون الهي كاهش يافته و اجراي آزادانه و علني آن با مشكلات زيادي مواجه شود. و هر قانوني كه بخشي از عرف و فرهنگ عمومي نشود، ناشناخته و نامأنوس مي ماند. و به مرور به امر ناهنجار و غير قابل قبول تبديل مي شود.

جمع بندي كتاب هاي روايي:قبل از جمع بندي روايات وارد شده در مورد ازدواج موقت، بايد بگويم كه همه كتاب هاي روايي معتبر، همچون الكافي، وسائل الشيعه و غيره … باب هايي را به اين موضوع اختصاص داده اند. اما مهترين منبعي كه وجود دارد، و روايات وارد شيعه در مورد ازدواج موقت را در يك مجموعه جمع آوري كرده است، كتاب المتعه، شيخ مفيد است كه مرحوم مجلسي همة آنها را در بحارالأنوار، ج ۱۰۰، آورده است و بهتر است خودتان به آنها مراجعه فرماييد.
۱٫ روايات زيادي وجود دارد كه ازدواج موقت مستحب است و به همه به صورت مطلق امر شده كه متعه بكنند همچون روايتي كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «يستحب للرجل أن يتزوج المتعة ما أحب للرجل منكم أن يخرج من الدنيا حتي يتزوج المتعة و لومرة، مستحب است بر هر كس متعه گرفته باشد و دوست ندارم كه فردي از شما از دنيا برود، مگر اينكه يك مرتبه هم شده متعه و صيغه گرفته باشد.»(۶)
۲٫ اما در مقابل رواياتي هم وجود دارد كه افراد مختلفي را كه نياز به آن ندارند در موقعيت هاي مختلف، نهي كرده اند كه به متعه روي بياورند: همچون روايتي كه امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ به علي بن يقطين مي فرمايد:«و ما أنت و ذاك قد أغني الله عنها. تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بي نياز كرده است.»(۷)
از جمع بندي اين گونه روايات به دست مي آيد كه
اولاً سفارشات زياد به ازدواج موقت به خاطر اين بود كه اين قانون و سنت الهي پايمال نشود و همچنين اين حلال الهي براي افراد خاصي است كه تحت فشار زياد نيروي جنسي هستند.
ثانياً: اين ازدواج در موارد زيادي مكروه است و نبايد به آن روي آورد. مواري از آن عبارتند از:
۱٫ جايي كه تهمت زنا و غيره زده شود.
۲٫ جايي كه باعث اذيّت هسران دائم گردد.
۳٫ جايي كه انسان را از مسؤليتي باز دارد.
۴٫ جايي كه باعث خفت و سبكي انسان گردد.
۵٫ جايي كه فقط براي هوس راني باشد.
۶٫ جايي كه زن زناكار و بدكاره باشد و يا دختر باكره باشد.(۸)
شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد:«اما آنجا كه عموم افراد را ترغيب و تشويق كرده اند، به خاطر حكمت ثانوي آن يعني«احياء سنت متروكه» بوده است. زيرا تنها ترغيب و تشويق نيازمندان براي احياء اين سنت متروكه كافي نبوده است … و هرگز منظور و مقصود اين نبوده است كه وسيلة هوسراني و هواپرستي و حرامسرا سازي براي حيوان صفتان و يا وسيلة بيچارگي براي عده اي زنان اغفال شده و فرزندان بي سرپرست فراهم كنند».(۹)

مشكلات ازدواج موقت براي جوانان:شرايط اجتماعي نامناسب و عدم پذيرش اين نوع ازدواج در بين عرف مردم به عنوان يك راه حل واقعي، نبود مقررّاتي مناسب در بين مردم و بي مسؤليتي برخي افراد و عدم پذيرش بعضي آثار آن(بارداري و …)، و سودجويي هاي برخي از افراد فرصت طلب، مشكلات زيادي را براي اجراي اين سنت الهي به خصوص براي افراد جوان مجرّد ايجاد كرده است، و تا فراهم شدن شرايط بهتر فاصله هاي زيادي وجود دارد. از اين رهگذر توصيه مي شود جوانان به سفارشات ديگر دين مقدس اسلام يعني حفظ عفّت و پاكدامني، تقوي و پرهيزگاري كه اصل هم همين است عمل كنند تا شرايط مناسب ازدواج دائم آنها فراهم شود.
مشكل ديگري كه وجود دارد اين است كه امكان دارد كساني كه به ازدواج روي مي آورند، بخواهند فقط ميل جنسي را از اين طريق ارضا كنند و ديگر در آينده به ازدواج دائم كه ركن اساسي است و فوايد زيادي دارد، روي نياورند.
و لااقل تجارب نشان داده، كه ميل جنسي با كامجويي ها، هر چند به شيوة صحيح و شرعي باشد، شعله ورتر مي شود، و شايد تنوع طلبي و فزوني خواهي انسان باعث شود، كه با يكي دوبار صيغة موقت، انسان به آن معتاد شود و دنبال هوسراني و شهوتراني رود كه مورد نهي اسلام است و اين ميل، يكي از اميال نيرومندي است كه افكار و افعال افراد جواني مثل شما را كه دنبال تحصيل، تهذيب و كار و كوشش هستيد، تحت تأثير زيادي گذاشته و مانع رشد و پيشرفتتان مي شود. لذا توصيه مي شود، حدالامكان اگر فشار جنسي خيلي زياد نيست و تا حدّي نيست كه به گناه آلوده شويد، از پرداختن به ازدواج موقت خودداري شود.

 

پاورقی:

  1. وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۷٫
    ۲٫ روم:۲۱٫
    ۳٫ وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۷٫
    ۴٫ اشاره به خليفه دوم دارد.
    ۵٫ رجوع شود به مطهري. مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، ۱۳۷۹، ج ۲۸، ص ۴۵ تا ۶۹٫
    ۶٫ المتعة ،ص ۸، بحارالأنوار، ج ۱۰۰، ص ۳۰۵، (سي دي نور ۲).
    ۷٫ المتعه، ص ۱۴، كافي، ج ۵، ص ۴۵۲، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص ۳۱۱٫
    ۸٫ مفيد، متعه يا ازدواج موقت، ترجمه و تفسير سيد حسين نجفي يزدي، قم، ناظرين، ۱۳۸۲، ص ۵۴٫
    ۹٫ نظام حقوق زن در اسلام، همان، ص ۶۸٫

منبع:نرم افزار پاسخ

آیا اجازه همسر اول برای عقد موقت لازم است و اگر نیست آیا این ظلم در حق زنان نیست؟

سوال من در مورد عقد موقت است. آيا اجازه همسر اول لازم است و اگرلازم نيست، آيا اين ظلم در حق زنان نيست واينكه مرد مي تواند چند زن را به عقد موقت خود درآورد؟ كلا شرايط عقد موقت چگونه است و دست مردان تا چه حد براي اين كار باز است؟ اينكه كدام آيه قرآن به اين موضوع اشاره دارد؟ آيا با اين كار بنيان خانواده از هم پاشيده نمي شود؟

 

جواب بخش اول سوال

جواز ازدواج موقت از احکام مسلم اسلام و مکتب تشيع است. حکم اوليه آن جواز بوده و نيازي به کسب اجازه از همسر اول نيست لکن يکي از شرايطي که همسر اول مي تواند در ضمن عقد خود براي شوهر بگذارد لزوم کسب اجازه از وي براي ازدواج مجدد است .البته يکي ار موانع جدي ازدواج موقّت سوء استفادة افراد عياش است. دراسلام اصل برازدواج دايم است، ازدواج موقّت راهي اضطراري و موقّت براي جلوگيري از معضلات جنسي است؛ نه راهي براي شهوت‏راني تا ثبات خانواده‏ها را به مخاطره انداخته وجايگزين ازدواج دائم شود

جواب بخش دوم سوال

جواب اجمالي:

احکام الهي و از جمله ازدواج موقت بر اساس مصالح و مفاسد افراد جامعه است و اين مصالح در طول تاريخ براي همه انسان ها لحاظ گرديده است. ازدواج موقت نيز مانند بسياري از احکام ديگر داراي قوانين و شرايط ويژه خود است که براي مصلحت واقعي همه افراد جامعه وضع شده است.البته در هر قانون خوبي امکان تخطي و سوء استفاده وجود دارد که ربطي به مقتضاي آن قانون ندارد. همانگونه که در هر قراردادي مانند بيع ، اجاره، مضاربه و … احتمال سوء استفاده و کلاهبرداري وجود دارد در ازدواج اعم از موقت و دايم نيز اين احتمال وجود دارد که بسياري از ان ها قابل پيشگيري است. در ادامه به مصلحت هاي موجود در ازدواج موقت به عنوان حکمي الهي و ثابت که اتفاقا ضرورت آن در عصر کنوني پررنگ تر است اشاره مي کنيم.

جواب تفصيلي:

يکي از اصول مسلم اسلام مبارزه با هواپرستي و شهوت راني است . قران کريم هواپرستي را در رديف بت پرستي قرارداده است . در اسلام آدم [ذواق] يعني کسي که هدفش اين است که زنان گوناگون را مورد کامجويي قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفي شده است .[۱] از نظر اسلام تمام غرايز بايد در حد اقتضا و احتياج طبيعت اشباع گردد. اما اسلام اجازه نمي دهد که انسان آتش غرايز را دامن بزند و آنها را به شکل يک عطش پايان ناپذير روحي درآورد . از اين رو اگر چيزي رنگ شهوت پرستي بگيرد کافي است که بدانيم مطابق منظور اسلام نيست.

جاي ترديد نيست که هدف مقنن ازدواج موقت اين نبوده است که وسيله عياشي و شهوت راني براي برخي انسان هاي شهوت پرست ايجاد کند بلکه هدف او داراي مصلحت ها زيادي بوده است که منظور نظر اصلي قانون گذار است . همان طور که هدف خداوند متعال از آيه [كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ[۲]؛ از روزي هاي پاکيزه بخوريد] آن نيست که انسان ها به شکم پرستي و عياشي بپردازند بلکه هدف الهي جواز استفاده از منافع خوراکي ها بوده است هرچند در اين ميان عده اي شکم پرستي کرده و راه افراط برمي گزينند. لذا امکان سوء استفاده برخي از انسان ها دليل ناعادلانه بودن و يا مفسده داشتن يک قانون نيست.آنچه در اين جا مشكل ايجاد نموده آن است كه غالب افراد، ازدواج موقت را با كاميابى آنى اشتباه گرفته‏اند و همين مسأله سبب شده كه اين موضوع نتواند در جامعه ما جايگاه حقيقى خود را باز يابد

با ذکر اين مقدمه بجاست به مصلحت هاي ازدواج موقت اشاره اي اجمالي نماييم و براي مطالعه بيشتر شما را به کتاب هاي مفصل تر مانند حقوق زن در اسلام ؛ آيت الله مطهري و دنياي زن ؛ سيد محمد حسين فضل الله ارجاع مي دهيم.

ازدواج موقت در اسلام:

بـررسـي و مـطالعه اي دقيق در اطراف مسائل حقوقي اسلام ، اين حقيقت را روشن مي سازد، كه قوانين اسلام بر پايه نيازمنديهاي انسان در تمام شوون مختلف زندگي , وضع شده است و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد . احـكـام درخشان اسلام در عين اصالت و درستي , جوابگوي خواسته هاي طبيعي و فطري بشردر ادوار زندگي است . يكي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان , غريزه جنسي است . اين غريزه به منظور توليد مثل و تكثير نسل افراد در انسان آفريده شده است . تـشـريـع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدايت اين غريزه اصيل در مجراي صحيح وارضاي آن بطور شايسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـيـن حال كه در جلوگيري ازآلودگيها و نگهداري عفت انسان نقش مؤثري به عهده دارد , در تمام شرايط نمي تواند پاسخگوي تمايلات جنسي همه انسان ها باشد، از ايـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاي جنسي همه زنان و مردان در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود .

علي عليه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهي نكرده بود , جز انسان هاي بدبخت كسي به زنا دست نمي زد.

ازدواج موقت در حقوق اسلام:

ازدواج موقت و دائم در بيشتر احكام با هم يكسانند و در قسمتي اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول ، اين دو را از يكديگر ممتاز مي سازد يكي اين است كه درازدواج موقت زن و مـرد تـصـميم مي گيرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپايان مدت اگر مايل باشند با قرارداد ثانوي طبق شرايطي كه در كتابهاي فقهي ذكرشده است پيمان ازدواج را تمديد مي كنند .

ديـگـر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرايط ، آزادي بيشتري دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در ايـن ازدواج لازم نيست مگر در ضمن عقد با يكديگر قرارداد كنند و نيززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از يكديگر ارث نمي برند.فرزندي كه در اين ازدواج بوجود مي آيد با فرزند ازدواج دائم يكسان است وهيچ گونه تفاوتي با هم ندارند در ساير آثار حقوقي اين دو نوع ازدواج نيز يكسان مي باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نيز در هر دو ازدواج انسان نمي تواندبا مادر و دخـتـر همسر خويش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن بايد پس از طلاق عده نگهدارد در اين ازدواج نيز پس از پايان مدت بايد عده نگهدارد با اين تفاوت كه عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه يا سه ماه ( در پاره اي از موارد ) مي باشد و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روزاست.

شرايط ازدوج موقت. عقد موقت يا صيغه، داراى شرايط زير است:

۱- ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نياز به خواندن عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضايت قلبى درست نمى‏شود.

۲- فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، اين است كه در عقد موقت بايد مدت ذكر شود كه آيا مثلاً يك ساعت است يا ده سال. به عبارت ديگردر ازدواج دائم،زن و مرد با هم توافق مي كنند كه تا پايان عمر خود،همسر هم باشند.

در ازدواج موقت،زن و مرد با هم توافق مي كنند كه تا مدت معين همسر هم باشند و در صورت توافق مي توانند مدت را تمديد و يا به ازدواج دائم تبديل كنند و يا به خوبي و خوشي از هم جدا شوند

۳- مقدار مهريه هم بايد در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذكر گردد.

۵- اگر دختر باكره اى بخواهد صيغه شود، بايد با اذن پدر يا جدّ پدرى باشد؛ كما اين كه در ازدواج دائم نيز اين طور است .

۶- در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن بايد از مرد جدا شود و عده نگه دارد، مگر اين كه عقد دوباره تجديد شود. و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقيه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مى‏شود. اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق يا فسخ عقد منفسخ مى‏شود.پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم داراي عده ـ تعيين مهريه ـ اجراي عقد و صيغه ـ اذن پدر در صورت باکره بودن و بسياري از شرايط ديگر است و حکم فرزندان متولد از اين ازدواج نيز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود مي باشد.

در مورد اجراي صيغه عقد; با قصد انشائ و توجه به معاني كلمات عقد, طرفين مي توانند صيغه عقد را اجرا نمايند

فلسفه ازدواج موقت:

در پيش نوشته شد كه ازدواج دائم نمي تواند بـه تـنـهائي پاسخگوي تمايلات جنسي انسان باشد زيرا در زندگي ضرورتهايي براي بيشتر مردان پـيـش مـي آيـد كه معمولا براي مدتي امكان بهره برداري جنسي از همسر خويش از آنان سلب مي گردد بدون ترديد , در اين مدت غريزه جنسي , آنان را در بحران شديدي قرار مي دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگيهايي پيش آيد . موضوع ديگري كه جدا بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد مساله جواناني است كه به سن بلوغ مي رسند . ايـنـان بـا رسـيدن به اين سن، در آستانه بيدار شدن غريزه جنسي گام مي گذارند و معمولا هم نمي توانند به زودي ازدواج كنند . در اين سالهاست كه جوانان به راههاي حرام مي افتند.

برتراند راسل مي نويسد در دنياي امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعي و اقتصادي بر خلاف تدبير و مـيـل مـا ازدواج جوانان را به تأخير افكنده است زيرا در صد يا دويست سال پيش مثلا يك دانشجو تـحـصـيلات خود را هيجده و بيست سالگي خاتمه مي داد و در آغاز فشار غريزه يااوائل بلوغ براي ازدواج آمـاده بـود و بـسـيار اندك بودند كسانيكه تا سي و يا چهل سالگي براي رشته هاي علمي و تخصصي , زحمت مي كشيدند . امـا در عـصر حاضر دانشجويان تازه بعد از بيست سالگي وارد رشته هاي تخصصي علمي و صنعتي مـي شوند و پس از فراغت از تحصيل مدتي نيز در جستجوي وسيله تامين معاش برمي آيند معمولا پس از سي و پنج سالگي قادر به ازدواج و تاسيس خانواده خواهندبود .

پس جوانان امروز مدتي طولاني را در فاصله ميان بلوغ و ازدواج كه بخشي بسيار حساس و دوران نمو جنسي و طغيان غريزه و صعوبت مقاومت در برابر هوي و هوس و ظواهر فريبنده زندگي است , مي گذارنند . مـا نبايد اين بخش حساس را از حساب عمر و يا نظام اجتماع بشري ساقط كنيم و اگرما بخواهيم حـسـابـي بـراي اين بخش طولاني و حساس عمر باز نكنيم و فكري در اين باره ننماييم نتيجه آن شـيـوع فساد و بي اعتنايي نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درميان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پس چـه بايد كرد؟

برتراند راسل دربرابر اين سؤال مي گويد: راه صحيح براي حل اين مشكل ايـن اسـت كه قوانين مدني براي اين بخش حساس از عمر يكنوع ازدواج موقتي را براي دختران و پسران روا دارند كه موجب تحميل بار مشكلات زندگي عائلي و ازدواج دائم نباشد و در عين حال ايشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحي بار گناه و تخلف از اصول و قوانين و نـيـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد اين نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـيـده مـي شـود آيـا در ايـن شـرايـط كـه استفاده از ازدواج دائم امكان پذير نيست با طغيان غريزه جنسي چه بايد كرد ؟ آيا در اين زمينه ها بايد رياضت كشيد و رهبانيت اختيار كرد؟ و آيا همه جـوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكي خويش را حفظ كنند ؟ يا بايدفكر ديگري كرد ؟در اين جـا دو راه پيش روي ماست. يـكي اينكه جوانان را بخود واگذاريم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخيم راناديده بگيريم آيا اين راه , راه صحيحي است ؟ آيا اين دختران و پسران پس از اين همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خويش , ديگر مـرد زنـدگـي و زن خانواده خواهند بود ؟راه ديگر اينكه ازدواج موقت را براي آنان تجويز كنيم تا بدين وسيله به غريزه جنسي خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خويش را حفظ كنند .

بي شك راه صحيح همين راه دوم است چرا كه در غير اين صورت جوانان راهي براي ارضاي شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بي عفتي و گناه خواهند زد بهترين شاهد ما آمار فساد و بي عفتي است كه در جرائد و مجلات به چشم مي خورد: يكي از مجله هاي آمريكا به نام ويسپرد مي نويسد: شـمـاره اطفال غير قانوني به ده ميليون مي رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غير مشروع مي باشد.

بـسـيـار تـأسـف انـگيز است كه عده اي در پندار خويش از همين راهها مشكلات جوانان رادر بحران هاي مذكور حل كرده و ارزشهاي اخلاقي آنان را به كلي از نظر دورمي دارند .

ايـنـان تـجـويز مي كنند كه جوانان در گناه و بي عفتيها فرو روند اما اجازه نمي دهند كه از قانون عـالـي ازدواج مـوقـت اسـتـفاده كنند به يقين قضاوتهاي بيجاو ايرادهايي هم كه كرده اند از آنجا سـرچـشـمه مي گيرد كه اين مسأله مهم (ازدواج موقت) را از ديدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه بايد و شايد از نظر حقوق واجتماعي آن را ارزيابي نكرده اند .

چهره ازدواج موقت از ديدگاه قرآن و حديث قرآن مجيد در اين زمينه مى فرمايد: [فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضه؛ مهر تعيين شده زنانى را كه به عنوان ازدواج موقت , عقد كـرديـد , بـپـردازيـد]. (نساء،۲۲۱)اين آيه به اتفاق مفسران شيعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است . ( )درباره اين قانون عالى نيز احاديثى از پيشوايان اسلام آمده است . بـراى نـمـونه پاره اى از آنها را يادآور مى شويم:

۱- عبداللّه بن مسعود مى گويد : در يكى از جنگها هـمـراه پيغمبر (ص ) بوديم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غريزه جنسى در فشار بوديم از آن گـرامى پرسيديم آيا براى ما جايز است كارى كنيم كه غريزه جنسى در وجود ما به كلى از بين برود ؟آن حضرت ما را از اين كار بازداشت .

و اجـازه داد كـه ازدواج موقت كنيم و اين آيه را خواند: يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل اللّه لـكـم و لا تـعـتـدواان اللّه لا يـحـب المعتدين (صحيح مسلم ج ۳ ص ۳۱۲۰)؛ اى گرويدگان به اسلام , كارهاى پـاكـيـزه اى كـه خـدا بـراى شـمـا حـلال كـرده بـر خـودحـرام نـكـنيد و تجاوز ننماييد كه خدا تجاوزكنندگان را دوست نمى دارد].

۲- على عليه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهى نكرده بود , جز انسان هاى بدبخت كسى به زنا دست نمى زد. ( وسائل ج ۱۴ ص ۴۴۰) ۳- امام صادق عليه السلام فرمود : هر كس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نيست.(وسائل ج ۱۴ ص ۴۳۸

ادله‏ي موافقين ازدواج موقت

عده‏اي از موافقين معتقدند كه در اجتماعي كه دسترسي به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مي‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبي است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مي‏شود.

  1. اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود افراد براي ارضاء روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي نمي‏تواند برخوردار باشد. در حالي كه نكاح منقطع براي طرفين تعهد و مسؤوليت ايجاد مي‏كند. بفرض زن از زوج مي‏تواند طلب نفقه كند يا اين كه مشخص كند اگر فرزندي حاصل شد، تكليف او چگونه باشد. كه هر يك از اين مسؤوليت‏ها مي‏تواند ضمانت قانوني داشته باشد.

اما در مقابل تصور كنيد اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندي كه حاصل مي‏شود تكليف‏اش چيست؟ در اينجا مرد مي‏تواند اين فرزند را به مرد ديگري نسبت دهد و از پذيرفتن مسؤوليت او شانه خالي كند. به همين جهت است كه در كشورهاي پيشرفته‏ي دنيا كانونهائي وجود دارد تا چنين فرزنداني را سرپرستي كند. آيا اين وضع را مي‏پسنديد؟

  1. كساني كه نمي‏توانند بار مسؤوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براي ارضاء جنسي آن‏ها است .
  2. دختر و پسري كه مي‏خواهند با يكديگر ازدواج نمايند، لازم است كه هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند در همين راستا نكاح منقطع مي‏تواند يك دوره‏ي آزمايشي براي ازدواج دائم باشد كه افراد سنتي و مذهبي خيلي خوب از اين نهاد مي‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است.

سيد رضي شيرازي، بن بستهاي اجتماعي، صفحه‏ ۱۵)نکته که در پايان توجه به آن لازم است اين است که هر چند نكاح موقّت از نيازهاي ضروري جامعه اسلامي است؛ ولي اگر اين كار، بدون اتخاذ تدابير و قانونمندي‏هاي لازم صورت پذيرد، بي‏شك عوارض نامطلوب بهداشتي و روحي براي جامعه در بر خواهد داشت.

مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزينه و نيازهاي ديگر، همانند ازدواج دائم نيست و طبيعتاً براي اكثر جوانان قابل دسترسي خواهد بود؛ ولي متأسفانه در حال حاضر چنين زمينه‏هايي وجود ندارد.

در رابطه با ازدواج موقت بايد فرهنگ سازي شود اما نه به صورت غلط و اشتباه ،‌نبايد اجازه دهيم ازدواج موقت به صورت غلط و اشتباه رواج پيدا كند. چون در اين صورت شاهد آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از اين موضوع خواهيم شد

پي نوشت

[۱] . َکافي .ج۶٫ص ۵۵ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاء

[۲] . بقره :۵۷

صيغه ساعتي هم داريم يا نه؟

صيغه ساعتي هم داريم يا نه؟ يعني اين كه بشه زني رو مثلاً دوساعت صيغه كرد. در صورتي كه جواب مثبت باشه مي تونم بپرسم پس فرق صيغه با زنا چيه؟ يعني فقط فرقشون در يك عبارت عربي گفتنه يعني فقط با همين كار حرام خدا حلال مي شه؟

 پاسخ:

آري، براي يک ساعت هم مي توان زني را که داراي شرايط است يعني شوهر ندارد و در عده طلاق يا عقد موقت وبا عده وفات شوهرش نيست با تعيين مهريه و رعايت همه شرايط صيغه کرد ومطلب ان طور که شما تصور کرده ايد نيست بلکه اين دو عمل کاملا باهم تفاوت دارد براي اطلاع شما به بعضى از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا اشاره مي کنيم ۱٫ صيغه موقّت يك نوع ازدواج است؛ همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى‏گيرد. ۲٫ در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است؛ در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏كارى‏ها صورت مى‏پذيرد. ۳٫ در ازدواج موقت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده نگه دارد؛ ولى در زنا اين قانون وجود ندارد. ۵٫ در ازدواج موقت، مرد مسئوليت‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذيرد؛ در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد. ۶٫ در ازدواج موقت [روابط] براساس [ضوابط] شكل مى‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.

منبع:نرم افزار پرسمان

 

آيا پسر مي‌تواند بدون اجازه والدين ،دوست دختر خود را به صيغه و عقد موقت خود در آورد يا خير؟ حكمت آن چيست؟

وجود دوست دختر و دوست پسر در غرب، بسيار رايج است تا آن جا كه خانواده‌هاي پسر يا دختر تلاش مي‌كنند كه براي فرزندانشان از خانواده‌‌هاي اصيل دوست انتخاب كنند. حال با توجه به اين موضوع اگر پسر يا دختري دوستي از جنس مخالف براي خود انتخاب كرد و با توجه به آن كه خانواده‌ها عموماً از اين گونه روابط اطلاع دارند، آيا پسر مي‌تواند بدون اجازه والدين دختر، او را به صيغه و عقد موقت خود در آورد يا خير؟ حكمت آن چيست؟

پاسخ:

آثار و پيامدهاي منفي اختلاط و روابط آزاد جنسيهمان گونه كه اشاره نموديد همه مي‌دانند در جوامع غربي بين دختر و پسر قبل از ازدواج روابط آزادي حاكم است. امّا بايد پرسيد در چنين جوامعي سرنوشت بشر به كجا خواهد انجاميد؟ چه بر سر خانواده، مهر پدري و عطوفت مادري خواهد آمد؟ چه كساني پاسخگوي فرزندان نامشروع و بي‌پناه خواهند بود؟ و خلاصه اين كه عامل اين همه فساد و فحشاء، بيماري هاي مختلف همچون ايدز،‌ سقط جنين، خانواده‌هاي بي‌سرپرست و زنان مضطرب و بي‌پناه چيست؟ كارشناسان غربي در اين زمينه آمارهايي را تهيه كرده‌اند كه نشان مي‌دهد، امروز ساختار خانواده در آن جوامع، با مشكلات متعددي دست به گريبان است. آمار بالاي طلاق، هم جنس بازي، زندگي زوجين در چارچوب‌هاي خارج از دايرة ازدواج، عدم وفاداري زوجين به يكديگر، بي‌بند و باري فرزندان، سطح حاملگي دختران نوجوان و بالا رفتن تعداد كودكان و نوجواناني كه در خانواده‌هاي بدون پدر و مادر زندگي مي‌كنند، سقط چنين، ايذر و… همه نتيجة آزادي‌هاي بي‌حد و مرز در روابط با جنس مخالف است.(۱)
البته اسلام صحبت نمودن زن و مرد و برخوردهايي كه لازمه رسيدگي به كارهاي روزمره است حرام ننموده، دختر و پسر نيز مي‌توانند به صورت عادي و عاري از هر گونه شائبة جنسي، با هم سخن بگويند، هم چنان كه با جنس موافق خود صحبت مي‌نمايند. امّا اسلام روابط آزاد، بي‌بند و باري و هرج و مرج جنسي را توصيه نمي‌كند و بهترين راه ارضاي غريزة جنسي را ازدواج قانوني و شرعي به همان گونه‌اي كه بيان شد مي‌داند. اما در ازدواج موقت شرايطي وجود دارد كه همگي داراي مصلحت هستند:
۱٫ استفاده از چتر حمايتي پدر در مسير ازدواج: نظرخواهي از پدر و حتي مادر زمينه‌اي براي استفاده از تجارب آنها جهت سعادتمندي خويش است. زيرا پدر بيشتر در اجتماع بوده و از تجارب بيشتري در اين زمينه برخوردار است. حيله‌ها، نيرنگ‌ها و فريب‌ها را بهتر مي‌فهمد و از سوء نيت‌ها و نقشه‌كشي هاي ناجوانمردانه كه در اين زمينه مي‌خواهند پديد آورند بيشتر اطلاع دارد. بنابراين دختر باكره نيازمند راهنمايي مجرب و دلسوزي است كه نقش هدايت او را به سوي يك زندگي سعادتمندانه داشته باشد. در چنين صورت چه كسي امين‌تر و خردمندتر و دلسوزتر از پدر مي‌باشد؟ و به فرموده شهيد بزرگوار علامه مطهري، دختر تا به خانه شوهر نرفته و متوجه فريب كاري نشده بايد به وسيله پدر حمايت شود، تا به دام مرد حيله بازي نيفتد، فلسفه اذن پدر در وقت عقد دختر به اين لحاظ است.(۲) به عبارتي اسلام در حقيقت پدر را مشاور و سخنگوي دختر قرار داده است.
۲٫ مصونيت از خطرات به دليل شرايط خاص روحي – رواني دختران: مسلم است كه دختران عاطفي تر و احساسي تر از پسران مي باشند. لذا در خيلي موارد آسيب پذيرترند و بعد عاطفي و احساس آنها غلبه كرده و نمي توانند تصميمي عقل پسند بگيرند. مگر اين كه دختر به حدي از بلوغ و رشد برسد كه به او رشيده و عاقله اطلاق كنند، و اين چنين موارد كم است. به لحاظ جسمي و فيزيولوژي نيز دختران زود تر به بلوغ جنسي مي رسند و لذا زودتر ازدواج مي كنند و حال آنكه در ساير موارد مثل بلوغ عقلي، اجتماعي، اقتصادي … به حد مطلوب نرسيده است. اسلام برخلاف ساير اديان و مكاتب، چون به كمال و سعادت تمام افراد جامعه و به تبع آن به تكامل و رشد اجتماعي نظر دارد، همه احكام و تعاليم آن بر پايه و اساسي تدوين يافته است كه بتواند همان هدف را تأمين نمايد. بر اين اساس هيچ حكمي از احكام و تعليمات در شرع مقدس اسلام، بدون حكمت و مصلحت نيست. كمال دين اسلام در دقيق بودن اصول و پايه‌هاي آن است. يعني اگر با دقت هر چه بيشتر در تعاليم و احكام اسلام تحقيق شود، كمترين نقص را در آن نمي‌توان يافت. با توجه به اين كه اسلام بر روابط خانوادگي ميان اعضاي خانواده بسيار تأكيد دارد. رعايت ضوابط و حدود و مرزها را در محيط جامعه، به ويژه در ميان دو جنس مخالف پسر و دختر لازم و ضروري دانسته و فقط آن را در قلمرو شرع تجويز نموده است. به عبارتي فرهنگ اسلامي، فرهنگ عدم اختلاط زن و مرد است. و هر مسلمان متعهدي نيز بايد تابع احكام و تعليمات شرع مقدس اسلام باشد. و اين نوعي خودسري و سركشي است كه بخواهد تنها بر اساس ذوق و هوس خويش حركت كند و دستورات حكيمانه شرع مقدس اسلام را ناديده بگيرد، كه متأسفانه چنين كساني كم و بيش در هر جامعه‌اي وجود و حضور دارند.
۳٫ وجود مشكلات فراوان: با توجه به اين كه ازدواج موقت همان گونه كه از اسم آن پيداست موقتي است و به طور طبيعي با جدايي همراه است، مشكلاتش به زمان بعد از جدايي بر مي‌گردد، كه عبارتند از:
۱٫ تكليف دختري كه ازدواج موقت مي‌كند پس از جدايي چه خواهد شد؟ زيرا حتي اگر قبح ازدواج موقت هم از بين برود و ازدواج موقت مانند ازدواج دائم از مقبوليت اجتماعي برخوردار گردد، باز هم رغبت مردان به ازدواج با دختراني كه به هيچ صورت (چه دايم و چه موقت) ازدواج نكرده‌اند بيشتر از رغبت آنان به ازدواج با دختراني است كه ازدواج را هر چند به صورت موقت و بدون آميزش جنسي تجربه كرده‌اند.
۲٫ اگر آميزش صورت گيرد و فرزندي را ثمر دهد سرپرستي و رشد و تربيت اين فرزند چگونه خواهد بود. بنابراين اگر دختران جوان به تنهايي و بدون مشورت و رضايت والدين بخواهند تصميم بگيرند ممكن است عواقب نامطلوبي براي آنها داشته باشد.
در آخر به شما برادر گرامي با اين سؤال خود كه مطرح نموده‌ايد و نشان داده‌ايد كه مسمان متعهدي مي‌باشيد خاطر نشان مي‌كنيم در سنّت اسلامي براي ازدواج دختر باكره رضايت پدر شرط مي باشد و دختران باكره براي صحت عقد بايد رضايت پدر يا جد پدري را جلب كنند و صرف اطلاع آنها كافي نيست. اين شرايط نيز همگي داراي حكمتهايي هستند كه به مصلحت خود افراد برمي گردند.

 

پاورقی:

  1. جهت آشنايي بيشتر ر.ك: مقيمي حاجي، ابوالقاسم، جوانان و روابط، قم، مركز مطالعات وپژوهش‌هاي فرهنگي حوزه علميه، ۱۳۸۰، صص ۴۹ ـ ۵۲٫
    ۲٫ براي توضيح بيشتر ر.ك: مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، قم، صدرا، ۱۳۷۵، ص ۶۰ ـ ۶۷٫

منبع:نرم افزار پاسخ

آيا آيه‌اي در قرآن كريم در رابطه با ازدواج موقت وجود دارد؟

آيا آيه‌اي در قرآن كريم در رابطه با ازدواج موقت وجود دارد؟ و نيز آيا ازدواج موقت باعث ايجاد يك نابساماني در جامعه و نيز اختلاف در خانواده‌ها نمي‌شود؟

پاسخ:

در پاسخ به قسمت اول سؤال بايد عرض نمود كه: اصل مشروع بودن ازدواج موقت در اسلام، مورد اتفاق و اجماع تمام مسلمانان است و دليل قرآني و روايي نيز بر جواز آن وجود دارد. در قرآن آمده است: فماستمتعتم به منهنَّ فآتوهُنَّ اجورهُنّ(۱) آيه صريحاً در مورد ازدواج موقت است. زيرا واژة متعه در نزد متشرعان به معناي ازدواج موقت بوده است، چنانكه ابن اثير و جوهري آن را به ازدواج زمان‌دار معني كرده‌اند.(۲) اكثر مفسرين اهل‌سنت و همة مفسرين شيعه اين آيه را مربوط به ازدواج موقت دانسته و منظور از پرداختن «اجر استمتاع» را پرداختن مهريه در نكاح موقت دانسته‌اند.(۳)
شاهد بر اين‌كه اين آيه راجع به ازدواج موقت است و حكم جواز متعه را بيان مي‌كند، ذيل همين آيه است كه مي‌گويد: پس از توافق بر مهريه و زمان عقد، اگر تمايل داشتيد وقت آن را تمديد كنيد، با توافق طرفين مانعي ندارد. و اين ويژگي فقط با ازدواج موقت تناسب دارد، زيرا در ازدواج دائم چنين چيزي پيش نمي‌آيد.(۴)
بنابراين مسلمانان در اصل مشروعيت ازدواج موقت و اين‌كه دليل قرآني و روايي بر جواز آن وجود دارد،(۵) همگي اتفاق نظر دارند، كسي ادعا نكرده است كه آيه‌اي در قرآن براي مشروعيت متعه وجود ندارد، نهايت مسأله‌اي كه وجود دارد اين است كه عده‌اي معتقدند آيات مربوط به ازدواج موقت، بعدها نسخ شده است.(۶) رد اين شبهه و اثبات اين‌كه ادلة جواز متعه تاكنون نسخ نگرديده، مطلب ديگري است كه پرداختن به آن از موضوع سؤال شما و حوصلة اين نوشتار خارج است.(۷)
بخش دوم سؤال شما اين بود كه: آيا ازدواج موقت باعث ايجاد نابساماني در خانواده و جامعه نمي‌شود؟ در اين خصوص، لازم به يادآوري است كه: مشروعيت و جواز ازدواج موقت به معناي اين نيست كه ازدواج موقت بهترين و يگانه راه حلّ مشكلات جوانان جامعه ما باشد و بدون مقدمه بتوان طرح ازدواج موقت را در جامعه به اجرا گذاشت. قطعاً روي آوردن به ازدواج موقت آنهم در شرايطي كه جوانان و خانواده‌ها آشنايي كافي با مسأله ازدواج موقت ندارند و مسئولان و كارشناسان فرهنگي آثار و پيامدهاي اين موضوع را بصورت تخصصي مورد ارزيابي قرار نداده‌اند، نمي‌تواند راه‌حلّ مطمئن و مناسبي باشد و همان‌گونه كه به ذهن شما آمده است، باعث ايجاد نابساماني در جامعه و خانواده خواهد شد. البته اين هرگز به معناي ضعف و ناكارآمدي احكام اسلامي نيست. بلكه وضعيت فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعة ما در حال حاضر آمادگي ذهني براي آن را ندارند. لذا مدت‌ها زمان لازم است تا فقها، صاحب‌نظران مسايل فرهنگي و اجتماعي طرح جامع و فراگيري را در اين خصوص تهيه نمايند. اما در حال حاضر كه شرايط لازم فراهم نيست، چه خوب است كه همگان به خصوص جوانان راه‌هاي بهتر و مطمئن‌تري را برگزينند كه هم از نظر اجتماعي مورد پذيرش و تأييد است و هم خانواده‌ها آن را مي‌پسندد و آن چيزي جز «ازدواج ساده و آسان» نيست، كه هم با شرايط اقتصادي شما سازگار است و هم در آيات و روايات به آن سفارش شده و در جامعه و خانواده نيز مشكلي را بدنبال ندارد. بخاطر همين نكات مثبت اين نوع ازدواج است كه در چند سال اخير مسئولان فرهنگي، شخص مقام معظم رهبري و نهادها و دانشگاه ها جوانان را به آن تشويق نموده و هر ساله شاهد برگزاري مراسم ازدواج باشكوه هزاران زوج جوان هستيم.
نتيجه‌:
۱٫ اصل مشروعيت و جواز ازدواج موقت علاوه بر آن‌كه مورد تأييد همة مسلمانان مي‌باشد و رواياتي در اين خصوص وارد شده، آياتي از قرآن نيز بر مشروعيت آن دلالت دارد.
۲٫ ازدواج موقت يكي از راه‌حل‌هاي مشكلات جنسي جوانان مي‌باشد و در صورتي مي‌تواند مفيد و مؤثر واقع شود كه شرايط لازم از لحاظ فرهنگي، اجتماعي و… فراهم گردد و مسئولان و صاحب‌نظران، كارِ كارشناسي در اين خصوص انجام دهند و از پيامدهاي منفي آن جلوگيري نمايند.
۳٫ در شرايط فعلي كه كار كارشناسي در اين خصوص انجام نشده و خانواده‌ها با اين مسأله آشنايي كافي ندارند، هيچگاه ازدواج موقت (به ويژه براي جوانان و نوجوانان) توصيه نمي‌شود، بلكه توصية ما اين است كه براي ازدواج دايم، بايد تدابيري انديشيده شود.

 

پاورقی:

  1. نساء:۲۴٫
    ۲٫ به نقل از: يزداني، عباس، آزادي (تحليلي از آزادي و اخلاق جنسي)، انتشارات پارسايان، ۱۳۷۷،‌ص ۱۶۴٫
    ۳٫ براي مطالعة بيشتر مراجعه شود به: طبري، تفسير طبري، ج ۵، ذيل آية ۲۴، ‌سورة نساء.
    ۴٫ مقداد، فاضل، كنزالعرفان، ج ۲، ص ۱۷۲ـ۱۴۶٫
    ۵٫ در مشروعيت ازدواج موقت احاديث بسياري از طريق شيعه و سني نقل شده كه مؤيد آيات قرآن است، براي آشنايي بيشتر مي‌توانيد مراجعه كنيد به: حر عاملي، محمد بن حسن، وسايل‌الشيعه، ج ۱۴، ص۴۳۶ به بعد، ابواب متعه.
    ۶٫ فخر رازي، تفسير فخر رازي (تفسير كبي) ذيل آيه ۲۴ سورة نساء.
    ۷٫ براي آشنايي با اين موضوع به منابع زير مراجعه شود: نجفي، محمدصادق، سيري در صحيحين، ص ۳۸۱٫ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج ۳، ص۳۳۵ به بعد.

منبع:نرم افزار پاسخ

 

برای من و دوستانم صیغه محرمیت قابل قبول نیست و این حکم شرعی تماماً به نفع آقایون می‌باشد.

براي من و دوستانم، صيغه محرميت (عقد موقت، قابل قبول نيست. ما مي گوييم سوء استفاده شرعي براي آقايان است. همه مي خواهند توي اين زمانه يك جوري از دست ازدواج دائم فرار كنند. اين (عقد موقت)هم كه جديداً باب شده است، وضع را بدتر كرده است. براي پسرها آزاديشان بيشتر كه در كنار همسر يا نداشتن هر كاري و به اسم اسلام و اينكه گناه ندارد انجام بدهند چرا براي آقايون عده نگذاشتن، هر چند كه آقايون نياز طبيعي شان ولي خانم ها فطري نمي توانند اين را بپذيرند همشان پس خدا نبايد يك قانوني مي گذاشت كه با روحيات مخلوقاتش جور باشد و يكسره باعث دعوا بين آنها (همسر با همسر، دوست دختر با پسر و…) كه الان خيلي زياد شده. و خيلي ريزتر در اين مقوله خواهشاً اگر كسي مي تواند مرا راهنمايي كند كه اين افكار واقعاً ذهنم را درگير كرده و همين طور نسبت به قوانين شرعي خراب!

پاسخ:

همان گونه كه مي دانيد دين اسلام مجموعه اي از احكام، معارف و آموزه هاي الهي است كه در يك نظام به هم پيوسته قرار دارند. زماني مي توانيم در مورد اين احكام و معارف اظهار نظر كنيم كه هر يك از احكام را در جايگاه و موقعيت خود خوب بشناسيم و از سوي ديگر ارتباط آن را با ديگر احكام در نظر داشته باشيم. نمي توان تنها بخشي از احكام را مشاهده كرد و ارتباط آن را با ديگر بخش ها در نظر نگرفت و در مورد آن قضاوت كرد. ممكن است در بخشي از احكام در ظاهر، مردان، آزادي و يا امتيازهاي بيشتري داشته باشند ولي در جاي ديگر هم مي بينيم كه خداوند متعال بر اساس حكمت، امتيازها و حقوق بيشتري براي خانم ها در نظر گرفته است. وقتي به صورت كلّي به احكام نگاه مي كنيم و بخش هاي مختلف ابن نظام را يكجا در نظر مي گيريم متوجه مي شويم كه اسلام براي شرايط، موقعيت ها و موضوع هاي مختلف احكامي متفاوت و مناسب وضع كرده است.
از سوي ديگر مي دانيد كه مرد و زن در پاره اي از خصوصيات جسمي و روحي و رواني متفاوت آفريده شده اند. هر كدام در بعضي از موارد نيازهاي جسمي و روحي متفاوت و مختص به خود دارند.
و به تبع حقوق آنها نيز با هم فرق مي كند. زيرا هر كدام از آنها در زندگي نقش هاي متفاوتي بازي مي كنند و مسئوليت هايي را كه بر عهده مي گيرند (با هم فرق مي كند) متفاوت است.
زن و مرد رقيب هم نيستند كه در همه خصوصيات شبيه هم باشند بلكه رفيق و مكمل يكديگر هستند و وقتي در كنار هم قرار مي گيرند كامل مي شوند. بنابراين تفاوت در بعضي از حقوق، تكاليف و قوانين بر اساس نيازهاي جسمي و روحي متفاوت زن و مرد است. اين تفاوت دليل بر بي عدالتي نمي شود و اگر آن دو با همه تفاوت هايي كه در ابعاد مختلف با هم دارند در همه احكام شبيه هم باشند اين مي شود بي عدالتي.
امّا در مورد صيغه محرميت كه ظاهرا منظور شما ازدواج موقت است مسئله اي را مطرح كرده بوديد كه در ادامه به آن مي پردازيم.
«يكي از قوانين درخشان اسلام اين است كه ازدواج به دو صورت مي تواند انجام پذيرد، دائم و موقت. ازدواج دائم و موقت در پاره اي از آثار با هم يكي هستند و در قسمتي اختلاف دارند. آن چه در درجه اوّل اين دو را از هم متمايز مي كند، يكي اين است كه زن و مرد تصميم مي گيرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس از پايان مدت اگر مايل بودند تمديد مي كنند و اگر مايل نبودند از هم جدا مي شوند. ديگر اين كه از لحاظ شرايط، آزادي بيشتري دارند كه به طور دلخواه به هر نحو كه بخواهند پيمان مي بندند. مثلا ازدواج دائم خواه ناخواه مرد بايد عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب بشود: ولي در ازدواج موقت بستگي دارد به قرارداد آزادي كه ميان طرفين منعقد مي گردد. ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج بشود و يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند. در ازدواج دائم، زن خواه ناخواه بايد مرد را به عنوان رئيس خانواده بپذيرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت كند، امّا در ازدواج موقت چنين نيست. در واقع مي توان گفت تفاوت اصلي ازدواج موقت با ازدواج دائم در اين است كه ازدواج موقت از لحاظ حدود و قيود آزاد است، بعضي وابسته به اراده و قرارداد طرفين است».(۱)
امّا سئوالي كه وجود دارد اين است كه با بودن ازدواج دائم چه ضرورتي است كه قانوني به نام قانون ازدواج موقت بوده باشد.
اسلام در مرحله اوّل به افراد جامعه توصيه مي كند اگر شرايط ازدواج دائم را دارند به آن اقدام كنند، زيرا در پرتو ازدواج دائم است كه طرفين با هم پيمان مي بندند كه تا آخر عمر در كنار هم باشند و در پستي ها و بلندي هاي زندگي پشتيبان و يار يكديگر باشند. در ازدواج دائم است كه زن و مرد در كنار لذت هاي حلال از يكديگر، همديگر را تحمل مي كنند و به تدريج در كانون گرم خانواده تربيت مي شوند و به كمال نزديك تر مي گردند. در پرتو ازدواج دائم است كه فرزنداني به دنيا مي آيند و در كانون گرم خانواده رشد مي كنند و پرورش مي يابند و استعدادهاي فطري و انساني آنها شكوفا مي شود.
بنابراين در درجه اوّل عقد ازدواج اگر به صورت دائمي انجام پذيرد بهترين شكل و شيوه اي است كه اسلام به آن توصيه مي كند امّا هر كسي واقعيت هاي اجتماعي را درك كند مي داند ازدواج دائم براي همگان در همه وضع فراهم نيست. زيرا افرادي هستند كه به دلايل مختلف هنوز شرايط ازدواج دائم براي آنها فراهم نشده است و توانايي پذيرفتن مسئوليت هاي ازدواج دائم را ندارند. در اين شرايط اگر اين افراد تقوا پيشه كنند و اين ميل را به صورت صحيح (با ورزش و تفريحات سالم، كنترل نگاه و روابط، كنترل غذا و…) كنترل كنند خوب است امّا همه افراد اين توانايي را ندارند بنابراين اسلام براي افراد خاص در شرايط خاص اجازه دارد كه تحت ضوابطي كه آزادانه تر است و مسئوليت به مراتب كمتري دارد، اقدام به ازدواج موقت كنند. در واقع فلسفه ازدواج موقت اين است كه افرادي از جامعه كه توانايي ازدواج دائم را ندارند يا در سفرهاي طولاني مدت به سر مي برند و از خانواده دور هستند به گناه و بي بند و باري دچار نشوند و تحت ضوابطي نيازهاي جنسي خود را در حد متعادل ارضاء نمايند وضع شده.
چرا كه اسلام به شدت با بي بند و باري و اين كه يك زن با مردان متعدد و يك مرد با زنان متعدد در ارتباط باشد (به شدت) مخالف است. و از سوي ديگر با سركوب ميل جنسي كه يك موهبت الهي و طبيعي است نيز مخالف است و مي گويند كه يا بايد به صورت صحيح آن را ارضاء كرد و يا به صورت صحيح آن را كنترل كرد.
امّا اين كه فرموديد از اين قانون سوء استفاده مي شود بايد توجه داشته باشيم كه وقتي كسي از يك قانون خوب و صحيح، استفاده نادرست مي كند مشكل از قانون نيست بلكه مشكل از آن شخص است و ما نمي توانيم بخاطر اين كه بعضي از افراد از اين قانون سوء استفاده مي كنند قانون را از بين ببريم بلكه بايد درك و شعور افراد جامعه بالا رود تا از اين قانون مترقي به صورت صحيح و به جا استفاده كنند. از سوي ديگر ما روايات متعددي داريم كه ازدواج موقت را براي همه افراد جايز ندانسته اند و از آن منع كرده اند.
شهيد مطهري در كتاب نظام حقوق زن در اسلام صفحه ۸۲ مي فرمايند: «به نظر من آنجا كه ائمه اطهار مردان زن دار را از اين كار منع كرده اند خواسته اند بگويند كه اين قانون براي مرداني كه احتياجي ندارند وضع نشده است، همچنان كه امام كاظم ـ عليه السلام ـ به علي بن يقطين فرمود: «تو را با نكاح متعه (ازدواج موقت) چه كار و حال آن كه خداوند تو را از آن بي نياز كرده است».
و به ديگري فرمود: اين كار براي كسي رواست كه خداوند او را با داشتن همسري از اين كار بي نياز نكرده باشد. و امّا كسي كه داراي همسر است، فقط هنگامي مي تواند دست به اين كار بزند كه دسترسي به همسر خود نداشته باشد». به هر حال آنچه مسلم است اين است كه منظور و مقصود اسلام از وضع و تشريع اين قانون و منظور ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ از ترغيب و تشويق به آن اين نبوده است كه وسيله هوسراني و هواپرستي و حرام سازي براي حيوان صفتان و يا وسيله بيچارگي براي عده اي زنان اغفال شده و زنان بي سرپرست فراهم كنند».(۲)
اين كه فرموديد خانم ها به صورت فطري نمي توانند اين را بپذيريند صحيح نمي باشد زيرا اين مسئله بيشتر مربوط به عرف جامعه ايران مي شود يعني در جامعه ايران به صورت فرهنگ غالب بخاطر نا آگاهي و عدم شناخت صحيح ازدواج موقت و بدبيني نسبت به آن پذيرفتن مسئله ازدواج موقت براي خانم ها سخت است ولي در بعضي از جوامع اين مسئله جا افتاده و مشكلي وجود ندارد از سوي ديگر هر چه آگاهي افراد جامعه بيشتر شود و ازدواج موقت را به صورت صحيح بشناسند پذيرفتن آن بر ايشان آسان تر مي شود. به علاوه شما مي دانيد كه خانم هايي وجود دارند كه يا همسران خود را از دست داده اند و يا تا سنين بالا ۴۰ ـ ۵۰ سالگي به بالا موفق به ازدواج نشده اند و يا نخواسته اند ازدواج دائم كنند آنها نيز مي توانند براي ارضاء نيازهاي خود از اين قانون به صورت صحيح استفاده كنند.
اما در مورد عدّه اي كه فرموديد شما بهتر مي دانيد كه زن و مرد خصوصيات جسمي متفاوتي دارند زن مي خواهد مادر شود لذا نياز دارد كه خصوصيات جسمي اي داشته باشد كه بتواند بچه به دنيا بياورد بايد رحمي داشته باشد كه جنين در آن رشد كند. اگر زن به مرحله يائسگي نرسيده باشد و هنوز در سني باشد كه احتمال بارداري دارد بايد بعد از جدايي از كسي كه با او رابطه زناشويي داشته عده نگه دارد تا اگر نطفه اي منعقد شده مشخص شود فرزند كيست به همين دليل بايد مدت زماني را صبر كند كه به حسب افراد مختلف متفاوت است كه براي آگاهي بيشتر مي توانيد به رساله هاي عمليه احكام مراجعه كنيد.
و مرد چون رحمي ندارد جنين در رحم او جاي بگيرد نيازي ندارد كه اصلا عده نگه دارد در پايان براي آگاهي بيشتر از اين مسئله توصيه مي كنيم كتاب «نظام حقوق زن در اسلام» نوشته شهيد مرتضي مطهري را حتما مطالعه نماييد.

 

پاورقی:

  1. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۹، ص۶۲٫
    ۲٫ همان، ص۸۲٫

منبع:نرم افزار پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست