مجموعه اضطراب و ترس:

از اين كه از خدا دور هستم دلهره دارم!
دختري هستم كه از سن ۵ سالگي از تاريكي و روح و جن مي ترسيدم.
چطور مي توانم روی افكار خودم تسلط بيشتر داشته باشم؟
خيلي نسبت به بعضي از جاهاي بدنم حساسم و خيال مي‌كنم كه زيبايي مرا به هم زده‌اند. مشكل چيست؟
دربارة ترس از مرگ و تاريكي برايم توضيح دهيد؟ چگونه مي توانيم اين ترس از خود و ديگران بر طرف سازيم؟
راه حل رفع اضطراب در روزه هاي ۵ شنبه مخصوصا عصر جمعه؟
راهكارهاي اساسي براي رفع اضطراب و استرس كدامند توضيح دهيد؟
راهكارهاي اساسي براي رفع ترس به خصوص ترس هنگام تنهايي و خوابيدن انفرادي در يك خانه كدامند؟
مدتي است آرامش خاطر ندارم. به هر دري مي‏زنم آرام نمي‏شوم . نمي‏دانم چگونه انسان با ياد و كلام خدا آرامش مي‏يابد؛ يعني عملاً نمي‏دانم چه كنم. خوب، حالا سؤالم را دريافتيد؟
من با كوچك‏ترين حرفي ناراحت و عصباني مي‏شوم اضطراب و دل‏شوره پيدا مي‏كنم، و سرم درد مي‏گيرد. ضربان قلبم افزايش پيدا مي‏كند و دچار تنگي نفس مي‏شوم هر چه درس مي‏خوانم فراموش مي‏كنم؟ لطفاً براي حل اين مشكل راهنمايي‏ام كنيد.
از اين كه از خدا دور هستم دلهره دارم!

از اين كه از خدا دور هستم دلهره، اضطراب و سرگرداني شديدي احساس مي‌كنم. به طوري كه اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهم، چه كار كنم تا بدانم خدا هميشه با ما است و ما را در انجام تكاليف تنها نمي‌گذارد.

پاسخ:
منشأ تمامي ناراحتي‌ها، اضطراب‌ها و سرگرداني‌ها از دست دادن سعادت و مبتلا شدن به مشكلات و بدبختي است. با اين تفاوت كه افراد داراي بينش مادي ريشه ناراحتي‌ها و اضطراب‌هاي خود را از دست‌دادن سعادت مادي و خوشي‌ها و لذت‌هاي دنيوي مي‌دانند. اما افراد خداشناس و مؤمن كه به فراتر از دنيا و امور مادي مي‌نگرند، ريشه اضطراب‌ها و نگراني‌هاي خود را در از دست‌دادن سعادت اخروي و دوري از خدا مي‌دانند.
اين نوع اضطراب و نگراني كاملاً يك پديدة مطلوب و ارزشمند به حساب‌ مي‌آيد و نشانة روحية مذهبي و خداجويي است. بايد انسان در مورد مسايل مذهبي حساس باشد و دغدغة آن را داشته باشد كه به بهترين وجه وظايف خود را انجام دهد.(۱)
اين نوع اضطراب و دغدغة ذهني باعث تحرك و مسئوليت‌پذيري انسان مي‌شود و اين انگيزه را در فرد ايجاد مي‌كند كه با انجام اعمال شايسته و مطلوب، رضايت خداوند را كسب كند، البته در برخي موارد هم باعث بدبيني و نگرش منفي نسبت به خود و خدا مي‌شود و انسان احساس مي‌كند كه هيچ‌گاه نمي‌تواند به خدا نزديك شود. سعي كنيد اين دغدغة ذهني را هميشه حفظ كنيد و در جهت مثبت از آن استفاده نماييد. اگر انسان نسبت به پيامدهاي رفتارش توجه نداشته باشد و نگران آثار و نتايج اعمالش نباشد، چه بسا بي‌تفاوتي و طغيان و رهايي از قيد و بند مسايل اخلاقي و ارزشي منتهي شود.
دقيقاً موضوعي كه مطرح شده از روايات مربوط به «خوف از خدا» استنباط مي‌شود. خوف از خدا در واقع خوف و نگراني از پيامدهاي رفتار خود و عذاب الهي است، نه اين‌كه خداوند موجودي ترسناكي است و انسان بايد از آن بترسد.
خوف از خدا يكي از نشانه‌هاي ايمان است و در روايات به عنوان يك ويژگي مثبت از آن ياد شده است. علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: همانا مؤمن شب را با خوف از خدا به صبح مي‌رساند، هرچند نيكوكار باشد و روز را با خوف از خدا به شب مي‌رساند، هر چند نيكوكار باشد. زيرا او بين دو امر قرار دارد، بين زماني كه گذشته است و نمي‌داند خدا با او چه خواهد كرد، و بين اجل كه نزديك مي‌شود و نمي‌داند چه سختي‌هاي هولناكي به او خواهد رسيد.(۲)

رجا و اميدواريبه همان اندازه كه خوف از خدا و نگراني در مورد پيامدهاي رفتار خود، امر پسنديده و مطلوب است، رجا و اميدواري به لطف الهي نيز امر مطلوب است. خداوند در اين باره مي‌فرمايد: ان الذين آمنوا و الذين هاجروا و جاهدوا في سبيل الله اولئك يرجونَ رحمة الله و الله غفورٌ رحيم(۳) كساني كه ايمان آورده‌اند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند، هم آنان به رحمت خدا اميد دارند و خدا آمرزندة مهربان است.
بنابراين يكي از مسايل مهمي كه بايد به آن توجه داشته باشيد اين است كه در كنار اين اضطراب و خوف و نگراني، روحية اميدواري را نيز در خويش تقويت كنيد. خداوند نسبت به همة بندگانش به ويژه مؤمنان راستين، رئوف و مهربان است، ان الله بالناس لرئوف الرحيم(۴) خداوند نسبت به بندگانش رئوف و مهربان است. وقتي چنين است، اضطراب بيش از اندازه و نگراني و نااميدي معنا ندارد.

توكل به خدابهترين راه براي جلب محبت خداوند و اين‌كه ما را در انجام تكاليف و مسئوليت‌هاي فردي و اجتماعي تنها نگذارد، اين است كه به خداوند توكل نموده و با انجام وظايف و مسئوليت‌هاي شرعي خويش، دين خدا را ياري كنيم.

انجام اعمال عباديهر اندازه ما به وظايف شرعي و اعمال و عبادات مذهبي، مانند نماز، روزه، خودسازي، امر به معروف و نهي از منكر و… عمل كنيم، به همان اندازه مي‌توانيم اعتماد به نفس خويش را به دست آوريم و مطمئن شويم كه خدا هميشه با ما است و ما را در زندگي تنها نمي‌گذارد. در واقع اين خداست كه توفيق انجام اعمال عبادي را به انسان مي دهد، و اين نشانه اين است كه خدا با ماست و اوست ياور ما.

ذكر و ياد خداتوجه به اين كه خدا هميشه نظاره گر ماست و عالم محضر خداست. ذكر و ياد خدا در انجام هر كاري و حتي ذكرها و دعاهاي زباني، بهترين وسيله توجه به خدا و ياد آوري اين‌كه خدا هميشه با ماست و در انجام تكاليف ما را تنها نمي گذارد، مي‌باشد.
چيزهاي بي‌ارزش و بي‌مقدار به راحتي به دست مي‌آيند، اما به دست آوردن چيزهاي باارزش و نفيس دشوار است و براي به‌دست آوردن آنها بايد تلاش كرد. از اين رو با توجه به ارزش و اهميتي كه عبادت و ذكر خدا در زندگي و سعادت انسان دارد، بايد سال‌ها تمرين نمود، چنان‌ كه اگر كسي بخواهد در يك رشته‌اي قهرمان شود، بايد مدت‌ها تمرين و تلاش كند، تا به خواسته‌ خود برسد. ما همان‌گونه كه براي رسيدن به بسياري از خواسته‌هاي دنيايي خود سال‌ها زحمت‌ مي‌كشيم تا به آنها برسيم، براي رسيدن به كمالات اخروي و جلب محبت خدا نيز بايد تلاش كنيم. بايد همواره در صدد ترك گناهان و پاك ساختن حريم دل از آلودگي‌هاي معنوي بود و برنامه‌اي منظم و مستمر براي عبادات در نظر گرفت.
استمرار عبادت و توجه به خدا به اين معنا نيست كه انسان كار و زندگي‌اش را تعطيل كند، و شب و روز به نماز و دعا بپردازد، بلكه مراد اين است كه انسان اعمال واجب خود را حتماً انجام دهد، اعمال مستحب مانند نمازهاي مستحب و دعاها را در حدّ توان به‌جا آورد، در بقية ساعات شبانه روز به كارهاي معمولي‌اش مشغول شود، اما توجه داشته باشد كه خداوند ناظر بر اعمال او است، و هر آنچه انجام مي‌دهد، مي‌بيند لذا به هيچ وجه مرتكب كار خلاف نگردد. وقتي انسان بتواند هيمن قدر بر اعمال و رفتار خود نظارت و كنترل داشته باشد، مي‌تواند با آرامش خاطر زندگي كند و اطمينان داشته باشد كه خدا با او است و در هيچ شرايطي وي را تنها نمي‌گذارد.

تلقين و درون‌نگريتلقين به خود كه خدا ياور ماست و هيچ وقت بندگانش را تنها نمي‌گذارد و با امدادهاي غيبي خويش آنها را ياري مي‌رساند. و سپس درون‌نگري و ديدن آثار اعمال عبادي و حتي آثار وجودي خداوند در درون كه در هو اقرب من وريد» او از رگ كردن هم به انسان نزديكتر است. و كشف فطرت پاك و خدا شناسي و خدا جويي فطري، موجب مي شود كه هيچ وقت خدا را دور از خود احساس نكنيم و بتوانيم با روحيه اي شاد و با آرامش خاص به انجام اعمال عبادي و تكاليف شرعي خود بپردازيم.

________________________________________
پاورقی:
۱٫ موسوي، سيدحسن، جوان، دار اهل بيت ـ عليه السلام ـ چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۱۳۹٫
۲٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۵٫
۳٫ بقره:۱۴۳٫
۴٫ حج، ۱۵٫
منبع:نرم افزار پاسخ

دختري هستم كه از سن ۵ سالگي از تاريكي و روح و جن مي ترسيدم.

بنده دختري هستم كه از سن ۵ سالگي از تاريكي و روح و جن مي ترسيدم. شب در حياط ما صداي عجيبي مي شنوم كه خواهرم و پدر يا مادرم نمي شنوند من از تماشا كردن فيلم هاي ترسناك مي ترسم. بعضي اوقات هم تماشا نمي كنم مي ترسم مي دانم كه جن وجود دارد. بنده چكار كنم كه ترس نداشته باشم راهي خوب به من نشان دهيد؟

پاسخ:
خواهر گرامي اولين مطلبي كه لازم است به آن توجه كنيد اين است كه ترس مي تواند فقط يك علامت باشد يعني در واقع انسان مشكل ديگري دارد كه آن مشكل به صورت ترس خود را نشان داده است در اين صورت از بين بردن ترس يعني از بين بردن يك نشانه و باقي ماندن اصل مشكل پس اولين توصية ما به شما اين است كه به كمك مشاوره حضوري به دنبال كشف علل آن بر آئيد و اين مشكل را رفع كنيد.
مطمئن باشيد مراجعة حضوري تأثيري عميق تر و مفيد تر خواهد داشت.
ما سؤال شما را به دو قسمت تقسيم مي كنيم. الف) ترس از جن، ب) ترس از تاريكي. و سپس راهكارهايي براي شناخت و درمان هر يك ارائه مي دهيم.

الف) ترس از جناصولاً ترس از جن دو منشأ مي تواند داشته باشد:
۱٫ منشأ شناختي (شناخت نادرست و غير واقعي از جن).
۲٫ فشار رواني: اگر شناخت ما نسبت به جن، واقعي و خالي از هر گونه خرافه باشد منشأ شناختي ترس از جن از بين خواهد رفت.
مردم عوام و ناآگاه , خرافات زيادي دربارة اين موجود ساخته اند كه با عقل و وحي هماهنگي ندارد و به همين جهت يك چهرة خرافي و غير منطقي به اين موجود داده كه وقتي كلمه جن گفته مي شود , مشتي خرافات نيز با آن تداعي مي شود. موجوداتي با اشكال عجيب و غريب و وحشتناك، موجوداتي دم دار و سم دار! موذي و پرآزار، كينه توز و بدرفتار كه ممكن است با ريختن يك ظرف آب داغ در يك نقطة خالي، خانه هايي را به آتش كشند ! ولي با توجه به آنچه در متون ديني و تجربيات واقعي و بدون خرافة انسانها ديده مي شود جن ها نيز مانند انسان ها موجوداتي هستند كه زندگي مي كنند و براي انسان ضرري ندارند پس ترس از آنها وجهي ندارد.(۱)پس با توكل به خدا و با توجه به مطالب فوق هر گاه احساس ترس كرديد . بسم الله الرحمن الرحيم بگوئيد و د سوره ناس و فلق را بخوانيد و مطمئن باشيد خطري شما را تهديد نمي كند.
عامل رواني ترس از جن موقعي مطرح است كه شخص با اينكه مي داند جن هيچ ضرري براي انسان ندارد ولي باز ترس از جن وجود او را فرا مي گيرد، مثل كسي كه مي داند مرده هيچ ضرري ندارد ولي باز از مرده مي ترسد. در اين نوع ترس تصور و تخيل فرد , قوي است و اين خود موجب مي شود كه از كاهي، كوهي بسازد. براي درمان اين نوع ترس توجه به اين نكات خوب است:
۱٫ از تماشاي فيلمهاي پليسي و جنايي و وحشتناك و گوش دادن و خواندن بعضي داستانهاي مهيج و خبرهاي وحشت آفرين خودداري شود.
۲٫ از ارتباط با افراد ترسو و اشخاصي كه در مورد جن و مسائل ترس آور و خرافي آن سخن مي گويند دوري شود.
۳٫ لازم است وقتهاي فراغت و بي كاري با كارها و فعاليتهاي مفيد پر شود. زيرا اين فرصتها زمينه اي مناسب براي هجوم اين گونه تخيلات است. حتي مي توانيد اگر كاري نيافتيد ذكري را تكرار كنيد و يا به حفظ شعر… بپردازيد. تعابير قرآن دربارة جن:
۱٫ موجوداتي اند كه از آتش آفريده شده اند، بر خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است.(۲)
۲٫ داراي علم و ادراك و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال اند.(۳)
۳٫ داراي تكليف و مسئوليت از طرف خداوند اند.(۴)
۴٫ گروهي از آنها مؤمن و گروهي كافر اند.(۵)
۵٫ آنها داراي حشر و نشر و معادند.(۶)
۶٫ خلقت آنها در روي زمين قبل از خلقت انسانها بوده است.(۷)
۷٫ طائفة جن نيز مرد و زن دارند.(۸)
پس مطالب بالا كه از قرآن است واقعي است امّا اين كه آنها در تاريكي اند و پيوسته قصد آزار شما را دارند مطلبي خرافي است و افرادي كه اين گونه سخنان را بزبان مي آورند از حقيقت اين موجود چيزي جز خرافه چيزي نمي دانند.

ب) ترس از تنهايي و تاريكيگاهي مردم با آنكه مي دانند يك چيز اصلاً خطرناك و ترس آور نيست باز هم از آن مي ترسند. مثلاً برخي , از قرار گرفتن در تاريكي و يا تنها ماندن هراس دارند بدون اينكه هيچ دليل موجه يا ترس واقعي وجود داشته باشد. براي درمان اين پديده مي توان از اين نكات بهره برد:
۱٫ افزايش آگاهي و شناخت: ريشة بسياري از ترسها جهل است. چون نمي دانيم فلان مسأله به چه صورت و كيفيتي است از آن مي ترسيم پس بالا بردن آگاهي و توجه به اين كه تمام آن چيزهايي كه در تنهايي و تاريكي وجود دارند همان چيزهاي است كه در روشنايي و در حضور ديگران هم وجود دارند، ترس از ما دور مي شود.
۲٫ پرهيز از خيالبافي: خيلي مواقع خيالبافيهاي كاذب براي ما دردسر ساز مي شوند پس با مشغول كردن خود به سرگرميهاي مفيد از خيالبافي و توجه به ترس دوري كنيم تا ترس هم از ما دور شود. خيالبافي و توجه و تمركز به توهمات اگر استمرار پيدا كند و پيوسته تكرار شود , مي تواند انسان را از واقعيت دور كند تا جايي كه از هر حركت، صدا، سايه و … تفاسيري در جهت خيال و تصور خود به ذهن راه دهد. به عنوان مثال كسي كه دائما تصور دارد دزد به خانه او مي آيد و گوش هاي خود را دائماً تيز كند و منتظر ورود او باشد. از هر صدايي تفسيري نادرست مي سازد. صداي باد و حركت شاخه هاي درخت، راه رفتن گربه، صداهايي كه از بيرون مي آيد را در جهت فكر نادرست خود تفسير مي كند. پس براي اين كه مطمئن شويم بايد از كانال اصلي وارد شود و به دنبال علل اصلي باشيم.
۳٫ غرقه سازي: اينكه فرد خودش را در جاهاي كاملاً تاريك قرار دهد تا اين تجربه را به دست آورد كه تاريكي مضر نيست. البته در اين روش مي تواند براي دفعات اول همراه كسي باشد و آرام آرام خودش به تنهايي اين كار را انجام دهد.
۴٫ استفاده از اعتقادات مذهبي: ما به عنوان يك معتقد به خدا , مي دانيم كه خدا يك لحظه هم از ما غافل نيست و از طرفي خداوند قادر و تواناست. پس ما در هر جا و هر لحظه مي توانيم از او كمك بخواهيم و به قدرت او تكيه كنيم. اين نوع تفكر به انسان آرامش مي دهد و ترس را دور مي كند.
۵٫ كوچك گرفتن مسأله و عدم توجه جدّي به آن و اين كه من قوي تر از آن هستم كه از اين مسأله هراس داشته باشم.
در پايان متذكر مي شويم كه ترس مشكل حادّي نيست و تا حدي در همه نوجوانان شايع است و با تمرين كردن و كمك گرفتن از مشاور به راحتي قابل درمان است.

________________________________________
پاورقی:
۱٫ مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج۲۵، ص۱۵۶ ـ ۱۵۴، با كمي تصرف و تلخيص.
۲٫ الرحمن:۱۵٫
۳٫ جن.
۴٫ جن و الرحمن.
۵٫ جن:۱۱٫
۶٫ جن:۱۵٫
۷٫ حجر:۲۷٫
۸٫ جن:۶٫
منبع:نرم افزار پاسخ

چطور مي توانم روی افكار خودم تسلط بيشتر داشته باشم؟

چطور مي توانم روي افكار خودم تسط بيشتر داشته باشم؟ فكرهاي بيجا، توهم، خيالاتي كه مي دونم واقعي نيست ولي نمي تونم از ذهن بيرونش كنم يا اگر بيرون كنم دوباره دچار مي شوم، ترديد دل نه عقل، كشمكش دل و احساس با عقل، ضعف در خيلي چيزها ولي نمي دونم چطور با آنها كنار بيايم و چطور حلش كنم؟ استرس هاي بيخود و دلشورهاي بيجا، استرس از بابت ديگران، جديدا شنيدم از يكي از اطرافيانم كه خيلي بد اخلاق شدم. تغيير را در خودم مي خواهم داشته باشم ولي نمی دانم چگونه؟

غالبا افكار مشوش و آلوده از بازى‏هاى شيطان و وسوسه‏هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نيك است و انسان بايد در برابر اين نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پركردن فضاى قلب و سينه خود از ياد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى‏هاى خلقت جايى خالى براى شيطنت شيطان در قلب خود باقى نگذارد.
كنترل افكار (خواطر) راه هاي متعددي دارد ولي نبايد پنداشت كه با اولين گام همه چيز درست مي شود. بلكه كسي كه مي خواهد زمام افكار خويش را به كف گيرد بايد با تمام توان به خودسازي بپردازد و با جديت اين راه را دنبال نموده تا تدريجا به هدف نزديك گردد:
۱- راه دل و عشق : ذهن و فكر انسان همواره متوجه چيزي است كه به آن عشق مي ورزد چنان كه عاشق آني از فكر معشوق خود بيرون نمي رود. اين كه مثلا ما هميشه در نمازهاي خود به ياد ديگر مسائل مي افتيم به جهت تعلق نفس به آنها و عدم آشنايي با محبوب حقيقي است .
ليكن عاشق دلباخته ذات حق در همه حال به ياد خداست چنان كه گويي هميشه درنماز است . پس بايد دل را از تعلق به كثرات و امور مادي و دنيوي پالاييد و منزلگه عشق ربوبي ساخت تا انديشه نيز بدان سوي توجه يابد.
۲- ضبط قوه خيال : پرنده لجام گسيخته خيال چون چكاوكي است كه هر دم بر سرشاخساري نشسته و به زودي به شاخه ديگر پرواز مي كند. از اين رو افكار انساني كه نفس خود تربيت نكرده و خود را با معارف الهي مأنوس نساخته، قرار و آرامي ندارد.
آن گاه اگر آدمي با دقت در كنترل آن بكوشد; يعني , همواره از آن مراقبت نموده و هرگاه به اين سوي و آن سوي گريخت بلافاصله آن را به امور شريفه متوجه گرداند, كم كم رام و مطيع مي گردد.
۳- انس دادن ذهن : با داشتن برنامه منظم و پيوسته , مي توان ذهن را به سمت خاصي جهت داد; مثلا داشتن برنامه هاي منظم همه روزه دعا و قرآن , مطالعه كتاب هايي پيرامون : اخلاق , معاد, خداشناسي , عواقب گناه و حداقل روزي يك ساعت شركت منظم و پيوسته در مجالس ديني .
۴- كنترل حواس: گرچه ذهن انسان اين توانايي را دارد كه حتي بدون استفاده از حواس ظاهري افكاري را توليد كند ولي عمده آن چيزهايي كه انسان در مورد آن فكر مي كند اعم از چيزهاي خوب يا بد. داده هاي حواس ظاهري او است لذا بايد مجاري ورودي ذهن را كه همان حواس ظاهري است كنترل كرد؛ يعني چشم، گوش، زبان و لامسه و…
قرآن در اين زمينه مي فرمايد: [ولا تقف ما ليس لك به علم ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولا؛ و هرگز آنچه را علم و اطمينان به آن نداري دنبال مكن كه (در پيشگاه حكم خدا) چشم و گوش و دل ها همه مسؤولند] V} (اسراء، آيه ۳۶).{V
بنابراين يكي از مهمترين راه هاي كنترل فكر، كنترل حواس ظاهري است. قرآن براي اينكه از بيماري دل و ذهن او پيشگيري كند مي فرمايد: [به مردان مؤمن بگو چشم خود را فرو بندند و همين توصيه را به زنان مؤمن نيز مي كند] (نور، آيه ۳۰ و ۳۱).
J}قبل از بيان راهكارهاى عملى جهت كنترل افكار مزاحم توجه‏تان را به چند نكته جلب مى‏كنيم:
اولاً، كنترل چنين افكار مزاحم نيازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مى‏شود ثانيا خطور اينگونه افكار مزاحم در ذهنتان كه بدون اختيار به شما هجوم مى‏آورند، گناه محسوب نمى‏شود. بنابراين نگران آن نباشيد. اماجهت مقابله با چنين افكار مزاحم مى‏توانيد از دستورالعملهاى زير بهره‏گيريد و اميدواريم به تدريج از شر آن رهايى يابيد:
۱ـ از آنجا كه معمولاً اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مى‏آيد، سعى كنيد با يك برنامه‏ريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه‏روزى خود را پر كنيد و هيچ‏گاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و… مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديدخود را به كارى مشغول سازيد.
۲ـ مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى‏دهيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد.
يعنى فكر كردن درباره موضوعىالزاما به فعل و انجام آن منتهى نمى‏شود. اين مطلب را خودتان مى‏توانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور كنيد.
۳ـ در صورتى كه به چنين افكارى اهميت ندهيد مطمئن باشيد اگر تحمل كنيد پس از چندى نهايتا آن را رها خواهيد كرد.
۴ـ هرگاه فكر مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى از آن افكار مزاحم دورى كنيد.
۵ـ هرگاه اين فكر به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: [بس است ديگر] و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت.
ضمنا براى تسريع بخشيدن و جديت بيشتر داشتن جهت مقابله با اينگونه افكار اگر با مشاور مورد اعتمادتان حضورا و طى جلسات مكرر به گفتگو بنشينيد مناسب‏تر و بهتر خواهد بود. در غير اين صورت با اجراى راهكارهاى ارائه شده و گزارش آن به ما، موضوع و حلمشكل را پى‏گيرى نمائيد.{J
افكار گناه آلود گرچه فضاي نفساني شما را آلوده مي كند ولي از آنجايي كه شما قصد عملي كردن آنها را نداريد بنابراين گناه محسوب نمي شود و همين كه در صدد زدودن اين افكار هستيد معلوم مي شود مورد عنايت ائمه(ع) هستيد و آنها شما را به حال خود رها نكرده اند و الا شما به فكر اصلاح خود بر نمي آمديد از اين رو نگران نباشيد انشاء الله هم در اين دنيا و هم در جهان آخرت مورد لطف ائمه(ع) خواهيد بود. اگر دو كتابي كه معرفي شد از نظر متن و محتوا مشكل بود مي توانيد كتابهاي خداشناسي، معاد و امامت آقاي قرائتي را مطالعه كنيد و معرفت و شناخت خود را نسبت به خداوند، پيامبر و ائمه(ع) تقويت كنيد.
علاوه بر اين سعي كنيد با يك برنامه ريزي منظم هر روز چند صفحه اي از قرآن را همراه با ترجمه آن بادقت مطالعه كنيد و نمازهاي خود را سر وقت و به صورت اختصار بخوانيد. از بيكاري و تنهايي نيز اجتناب كنيد. اميدواريم خداوند شما را در مسير هدايت ثابت قدم بدارد و روز به روز بر ايمان و خلوص شما بيفزايد. انشاء الله.
براي آگاهي بيشتر ر.ك :
– آداب الصلوه يا پرواز در ملكوت امام خميني.
– مراحل اخلاق در قرآن , آيت الله جوادي آملي.

خيلي نسبت به بعضي از جاهاي بدنم حساسم و خيال مي‌كنم كه زيبايي مرا به هم زده‌اند. مشكل چيست؟

خيلي نسبت به بعضي از جاهاي بدنم حساسم و خيال مي‌كنم كه زيبايي مرا به هم زده‌اند. مشكل چيست؟

پاسخ:

تصور خوب از ظاهرخود نداشتن، گاهي فقط يك حساسيت كوچك نيست بلكه يك اختلال رواني به حساب مي‌آيد! اين‌كه يك فرد تصور خوبي از ظاهر خود نداشته باشد، گاهي به حدي شديد مي‌شود كه روان‌پزشكان و روان‌شناسان به آن «اختلال بدشكلي بدني» مي‌گويند. تعجب نكنيد اين عنوان موضوعي حيرت‌آور و تازه نيست بلكه يك جور بيماري است كه بسياري را درگير كرده كه حتي خودشان هم از ابتلا به آن بي‌خبرند.
اختلال بدشكلي بدن (body dysmorphic disorder): عبارت از اشتغال ذهني اغراق آمير، بيمار‌گونه و خيالي در مورد وجود نقص در ظاهر جسماني است.(۱)
به عبارتي ويژگي اصلي اختلال بدشكلي بدن (BDD) كه در گذشته بدشكلي هراسي (dysmorphophobia) ناميده مي‌شد، عبارت از اين است كه در ظاهر فرد نوعي كاستي وجود دارد. اين كاستي يا خيالي است يا چنانچه نابهنجاري بدني جزيي وجود داشته باشد، دلواپسي فرد درباره آن افراطي و رنج‌آور است.
شباهت‌هاي زيادي ميان اختلال بدشكلي بدن و وسواس وجود دارد. اين شباهت‌ها شامل اشتغال ذهني وسواسي قابل توجه به وجود يك نقص يا نارسايي و رفتارهاي تكراري و وسواسي مانند وارسي كردن وسواسي خود در آينه، دست‌كاري پوست و آرايش افراطي مي‌باشد. اين دو بيماري برخي علايم مشترك دارند. مانند اشتغال ذهني در مورد كامل‌گرايي، شك و ترديد درباره اين‌كه برخي چيزها درست نيستند، تمركز بر روي ظاهر در اختلال بدشكلي و به همان اندازه رفتارهاي وارسي كردن تكراري و كسب اطمينان در وسواس.
به دليل شباهت زياد ميان اين دو اختلال، گاهي اختلال بدشكلي بدني به عنوان زير مجموعه‌اي از اختلال وسواس در نظر گرفته مي‌شود. هر چند افراد دچار اختلال بدشكلي بدني اشتغال ذهني وسواسي درباره ظاهر خود دارند و ممكن است رفتارهاي وسواسي (مانند وارسي ظاهر خود در آينه) داشته باشند، تشخيص جداگانه وسواس تنها زماني گذاشته مي‌شود كه افكار و رفتار وسواسي محدود به نگراني فرد در زمينه ظاهر خود نباشد و حالت خود ناهمخوان (ego-dystonic) داشته باشد. بنابراين تعجبي ندارد كه مدل شناختي كه براي اين اختلال ارائه مي‌شود با مدل‌هاي شناختي آن اختلال شباهت‌ها و هم‌پوشاني‌هايي داشته باشد.(۲)
عنوان (self) « خود »، در مدل ارائه شده زير تجربه‌هايي است كه شخص در آن حداكثر خودآگاهي و توجه معطوف به خود به عنوان يك تصوير تحريف شده دارد. فرض شده است كه چرخه شناختي وقتي شروع مي‌شود كه يك بازنمايي خارجي از ظاهر شخص (مانند نگاه به آينه)، يك تصوير تحريف شده را در ذهن فعال مي‌كند. فرآيند توجه انتخابي موجب افزايش آگاهي از تصوير و خصوصيات خاص آن مي‌شود.
اين افراد به احتمال بيشتر تصوير خود را منفي‌تر ارزيابي مي‌كنند و بنابراين تصوير بيشتر تحريف مي‌شود و نقايص موجود در آن بارزتر به نظر مي‌رسد. در اين افراد در بسياري از موارد تصوير از ديدگاهِ مشاهده كننده تجسم مي‌شود و اين حالت به بيماران داراي اختلال هراس اجتماعي شباهت دارد. در هر دو اين اختلالات بيماران به طور اوليه ممكن است براي اجتناب از مواجهه با احساس منفيِ ناشي از ارزيابي خود، از ديدگاه ناظر استفاده كنند كه در نتيجه ديدگاه ناظر به عنوان يك عامل نگهدارنده عمل مي‌كند. فعال شدن يك تصويرسازي ذهني با افزايش توجه به خود همراه است. اين موجب آگاهي بيشتر از اطلاعاتي مانند احساسات، افكار، تصاوير ذهني يا هيجاناتي مي‌شود كه در حافظه شخص باقي مانده است و در حال حاضر او را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
ميزان توجه به خود با شدت علايم و مشغوليت ذهني بيمار ارتباط دارد. از طرفي اين سيستم فكري ممكن است. آن‌قدر انعطاف ناپذير باشد كه نتواند به اطلاعات خارجي راجع به ظاهر شخص توجه كند. در بيماراني كه اختلال آن‌ها شدت كمتري دارد، هنوز ظرفيت‌هايي از توجه به اطلاعات بيروني وجود دارد و به همين دليل تصاوير ذهني خيلي ثابت نيستند و شخص به عقايد خود راجع به ظاهرش شك مي‌كند. هرچه شخص مدت بيشتري را جلوي آينه سپري كند، آگاهي او از خود افزايش مي‌يابد و احساس بدتري پيدا مي‌كند و احساس زشت بودن در او تقويت مي‌شود. به نظر مي‌رسد فرآيند توجه انتخابي به خصوصيات خاصي از ظاهر معطوف و به تحريف تصوير ذهني از بدن منجر مي‌شود. در اين مدل از نقش تصويرسازي و توجه به خود، در درمان نيز استفاده مي‌شود.

نشانه‌هاي بدشكليممكن است فرد ساعت‌هاي طولاني در مورد بخش‌هاي خاصي از بدن خود نگران باشد.
بيشتر مواقع احساس غمگيني و نااميدي داشته باشد.
حتي فرد ممكن است بخش‌هايي كه درباره آن نگران و ناراحت است را از ديد ديگران پنهان كند. بعضي افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن از ارتباط برقرار كردن با ديگران خودداري مي‌كنند زيرا نمي‌خواهند ديگران آن بخش از بدنشان را ببينند. اين امر سبب بروز مشكلاتي در مدرسه و يا محل كار و روابط آن‌ها مي‌شود.
اين افراد درباره چه چيزهايي نگران هستند؟
بعضي افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن درباره بخش‌هايي از صورت خود نگران هستند. عده‌اي ديگر هم در مورد ساير بخش‌هاي بدن ناراحت هستند.
مثال‌هايي از اين نگراني‌ها:
– خال يا كك و مك خيلي بزرگ است
– آكنه بسيار بد است
– جاي زخم خيلي بزرگ است
– بيني بسيار بزرگ است
– دندان‌ها نامرتب و نامنظم هستند
– موي زياد در صورت و يا بدن وجود دارد
– موي سر خيلي كم‌پشت است
– اندازه و شكل پستان‌ها مناسب نيست
– عضلات بسيار ضعيف و نحيف است
رفتارهاي شايع كدام هستند؟
فرد مدت‌هاي طولاني در مقابل آينه مي‌ايستد و يا مدام در حال چك‌كردن بدن خود است.
فرد مدام به زيباكردن خود مي‌پردازد. مثلا موهاي زايد را مي‌كند، مي‌تراشد و يا موهايش را شانه مي‌كند.
به پاكيزه‌كردن پوست مي‌پردازد.
چك‌كردن مداوم، لمس‌كردن و يا اندازه‌گيري مكرر بخش‌هايي كه درباره آن نگران است.
فرد سعي مي‌كند با پوشاندن اين بخش‌هاي بدن با لباس و كلاه، عينك و يا آرايش اين مشكل را برطرف و يا از ديد پنهان كند.
فرد مدام به پزشك متخصص پوست، جراح پلاستيك و يا دندانپزشك مراجعه مي‌كند.
براي يك مشكل كوچك اقدامات پزشكي زيادي انجام داده است.
درمان:
– گاهي زمينه بروز چنين مشكلي افسردگي و اضطراب است كه بايد براي درمان ان اقدام شود.
– از رفت و آمد با افرادي كه بيش از اندازه لازم به زيبايي و جذابيت ظاهري بها مي‌دهند خودداري كنيدشود.
– ارزش‌هاي شخصيتي را بررسي كرده و آن‌ها را به ارزش‌هاي ديني و اخلاقي نزديك كنيدشود.
– شناسايي جنبه‌هاي مثبت و زيباي شخصيت و اخلاق
– به جاي خودگويي‌هاي منفي راجع به زيبايي ظاهر، از خودگويي هاي مثبت توصيف وضعيت ظاهري و شخصيتي استفاده شود.
– عبادت، توجه به خدا و انس با اولياي الاهي موجب بالا رفتن احساس خودارزشمندي مي‌شود.
– بايدهمواره به اين حقيقت توجه داشت كه عامل اصلي و مهم محبوبيت و جذابيت، اخلاق و رفتار زيباست نه اندام زيبا!
– براي درمان اين اختلال با پزشك مشورت شود. پزشك ممكن است داروهايي بدهد كه در حل اين مشكل كمك كند.
– خود‌داري از چك كردن و وارسي افراطي خود جلو آينه .
– پرهيز از آرايش كردن افراطي، كندن موهاي زايد به صورت غير معمول .
– دوري از مراجعه به پزشكان مختلف خودداري كرده و از اقدامات خودسرانه پزشكي .
– به ورزش، تفريح و رفت و آمدهاي خانوادگي پرداخته و پرهيز از گوشه‌نشيني و مفيداست.
– براي درمان قطعي اين اختلال، حتما از مشاوره حضوري كمك گرفته، درمان‌گرهايي هستند كه در زمينه اختلال بدشكلي بدني تخصص دارند، رفتاردرماني شناختي نيز در اين اختلال نقش بسزايي ايفا مي كند. گفتگو و مشاوره، به افرادي كه مدام در مورد اين مشكل فكر مي‌كنند بسيار كمك‌كننده است.(۳)

 

پاورقی:

  1. دادستان، پریرخ، تهران، سمت، ج۱، چاپ پنجم، ۱۳۸۲، ص ۲۴۴٫
    ۲٫ ربیعی و همکاران.۱۳۸۸. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران. ۴، ص۳۴۳-۳۵۰.
    ۳٫ دادستان، پیشین، ص ۲۵۱٫

 

دربارة ترس از مرگ و تاريكي برايم توضيح دهيد؟ چگونه مي توانيم اين ترس از خود و ديگران بر طرف سازيم؟

دربارة ترس از مرگ و تاريكي برايم توضيح دهيد؟ چگونه مي توانيم اين ترس از خود و ديگران بر طرف سازيم؟

پاسخ:

ترس از تاريكي و ترس از مرگ هر دو از مصاديق ترس هستند اما براي درمان آنها نمي‌توان از روش‌هاي كاملاً مشابهي استفاده نمود, براي درمان ترس از مرگ, روش شناختي كاربرد وسيعتري دارد كه به تعبير ديني تقويت باورهاي اعتقادي افراد است, تا نگرش فرد نسبت به مرگ عوض شود, اما براي درمان ترس از تاريكي علاوه بر روش‌شناختي, روش‌هاي رفتاري نيز كاربرد دارد, اينك به تفصيل اين دو موضوع را جداگانه مطرح مي‌كنيم:
الف) روش رفتاري ـ شناختي: علّت اينكه افراد از تاريكي مي‌ترسند اين است كه فكر مي‌كنند در جاهاي تاريك روح, جن و مرده‌ها وجود دارند, بايد براي وي توضيح دهيد كه روح, جن و مرده‌ها در تاريكي نيستند. اگر هستند چرا ديگران را اذيت نمي‌كند و چرا ديگران نمي‌ترسند. براي اينكه روش‌شناختي مؤثر واقع شود و ايشان بپذيرد كه در تاريكي چيزي وجود ندارد, مي‌توانيد از روش رفتاري هم استفاده نماييد. روش‌هاي رفتاري انواع مختلف دارد. يكي از روش‌ها اين است كه مدّتي ايشان به همراه فرد ديگر در حالي كه دست همديگر را گرفته‌اند و با هم در حال صحبت و گفتگو هستند, در همان اتاق كه هميشه مي‌نشينند, به مدت ۱۰ دقيقه باقي بمانند. ابتدا مي‌توان ذهن وي را به موضوعات ديگر جلب نمود به گونه‌اي كه اصلاً متوجه تاريكي نشود. در مراحل بعد از ايشان سؤال كنيد كه الآن مگر مرده يا جن در اينجا وجود دارد؟ اگر ديديد كه مي‌ترسد فوراً برق را روشن نماييد و بگوييد, ديديد كه جن وجود ندارد, از مرده هم خبري نيست. اين تمرين را به مدت حداقل ۱۰ روز تكرار نماييد (در صورت لزوم تا ۳۰ روز ادامه دهيد) و هر روز مدت زمان را بيشتر نماييد تا نيم ساعت, در حاليكه مدت زمان به بهانه اينكه از بيرون چيزي بياوريد, به مدت چند دقيقه ايشان را تنها بگذاريد. اگر اين تمرين به صورت درست تكرار شود, ابتدا در اتاق و به مدت زمان كم, بعدها در جاهاي ديگر, ايشان جرأت پيدا مي‌كند كه ديگر از تاريكي نترسد.
روش ديگر اين است كه ابتدا در جاهاي نيمه تاريك قرار دهيد, مثلاً هنگام غروب در اتاق تنها, يا شب در يكي از اتاق‌ها در حالي كه برق آن طرفي روشن است و ايشان به نحوي برق را مي‌بيند.
اين روش‌ها گرچه به ظاهر ساده و سطحي به نظر مي‌رسد اما باور داشته باشيد كه اگر درست و به مدت چند هفته تكرار شود, تأثير قابل‌ توجهي خواهد گذاشت. با استفاده از اين روش‌ها افراد بسياري درمان شده‌اند. توجه داشته باشيد كه هيچ‌گاه و به يك‌باره ايشان را در جاهاي تاريك و وحشتناك تنها نگذاريد, البته اين روش هم از نظر علمي كه به آن روش «غرقه سازي» گفته مي‌شود مي‌تواند مفيد باشد, اما شايد تحمّل آن را نداشته باشد. و در هر حال اين فرد نياز به ياري و همراهي فرد ديگري دارد.
يكي از مسائل مهم در مورد «ترس از تاريكي» بررسي علل و زمينه‌هاي آن است, اساساً چرا عدّه‌اي از تاريكي مي‌ترسند؟ به اعتقاد روان‌شناسان علت عمدة ترس از تاريكي , تجارب ترسناك و دوران كودكي است. برخي والدين فرزندان خود را از تاريكي مي‌ترسانند, يا در موقعيّت تاريك قرار مي‌دهند, اين تجربه باعث مي‌شود كودكان در سنين بالاتر هم از تاريكي بترسند. مشاهدة فيلم‌هاي وحشتناك و با موضوعاتي دربارة روح, جن و… نيز در ايجاد ترس مي‌تواند نقش داشته باشد.

درمان ترس از مرگدر ابتدا تذكر اين نكته ضروري است كه اگر ترس به گونه اي باشد كه سازمان رواني فرد را به هم بزند حتما بايد درمان زير نظر روان شناس باليني انجام گيرد.اما اگر به اين حد نرسيده باشد ,شخص با خودياري اميد حل مشكلش وجود دارد.
علّت اصلي ترس از مرگ هم تجارب دوران كودكي و باورهاي نادرست افراد است. افرادي كه در دوران كودكي يكي از نزديكان خود را از دست داده‌اند, بيشتر احتمال دارد كه به ترس از مرگ ـ چه مرگ دوستان يا مرگ خود ـ مبتلا گردد.
عامل ديگر ترس از مرگ, بينش نادرست افراد دربارة مرگ است, افرادي كه مرگ را پايان هستي و به معناي فنا و نيستي مي‌دانند و فكر مي‌كنند كه با مرگ كارشان به پايان مي‌رسد, از مرگ مي‌ترسند.
عامل سوّم, كه بيشتر در افراد مذهبي وجود دارد, اين است كه افراد در واقع از عالم قبر و قيامت و عقاب الهي هراس دارند و چون اين مسايل با مرگ انسان آغاز مي‌شود, از مرگ هم مي‌ترسند.
در تمامي موارد مشكل اصلي‌ در شناخت و اعتقاد فرد نسبت به مرگ است. بايد سعي نمود با استفاده از آيات و روايات بينش و نگرش در وي ايجاد كرد. تبيين چند موضوع براي اين افراد مفيد است:
۱ . اصالت انسان به جسم‌اش نيست, تا با مرگ دچار از هم پاشيدگي شود بلكه اصالت و واقعيت انسان به روح او است و روح انسان هيچ‌گاه با مرگ از بين نمي‌رود. روح در واقع به هنگام مرگ از بدن جدا مي‌شود و زندگي تازه‌اي را آغاز مي‌كند. چه بسا ممكن است وضعيت انسان پس از مرگ بهتر از قبل باشد و روح با كمال آسايش و آرامش به حيات خود ادامه دهد.
۲ . انسان مي‌تواند با انجام اعمال شايسته و رعايت بهداشت و مسايل ايمني زندگي مطلوب و شايسته و بابركتي را داشته باشد. لذا مرگ به اين معنا نيست كه بدون حساب و كتاب و همين فردا دامنگير انسان شود.
۳ . مرگ براي همگان ناخوشايند و سخت نيست, براي افراد مؤمن و كساني كه در دنيا اعمال شايسته انجام مي‌دهند, مرگ بسيار لذّت‌بخش و گوارا است. افراد مؤمن با مردن, از زندان دنيا رها مي‌شوند و زندگي جاوداني را با اولياي الهي آغاز مي‌نمايند.
۴ . ائمة اطهار عليهم السّلام در هنگام مرگ به بالين انسان‌هاي مؤمن مي‌آيند و سنگيني مرگ و جان دادن را بر آنها آسان مي‌كنند.
از آن‌جا كه ممكن است فرد نسبت به گذشتة خويش رضايت‌خاطر نداشته باشد و با توجه به كاستي‌هايي كه در خود مي‌بيند, نتيجه‌گيري كند كه او جزء مؤمنان نيست و مرگ به برايش آسان نخواهد بود, لذا ترس از مرگ بيشتر مي‌شود. در اين موقعيت و پس از بيان تمامي اين مسايل بايد به ايشان نويد دهيدكه شما هم مي‌توانيد در اين مدت باقي‌ماندة عمر خويش , اعمال شايسته انجام دهيد و جزء صالحان و خوبان شويد. به ايشان تذكر دهيد كه انسان ممكن است در زندگي‌اش خطا كند, اما خداوند راه توبه را باز گذاشته است تا انسان اعمال ناشايست خود را جبران كند و پاك و طاهر به استقبال خدا رود. يادآوري كلمات ارزشمند معصومين ـ عليه السّلام ـ دربارة مرگ, بيان حالات آن بزرگواران و برخي داستان‌هايي كه آموزنده و اميد بخش است, مي‌تواند بسيار مفيد باشد.
با استفادة درست و مناسب از اين راه‌كارها مي‌توانيد ترس از مرگ و تاريكي را در ايشان درمان نماييد. البته ممكن است اين كار به راحتي و با سرعت حاصل نشود. لذا بايد مدّت بيشتري وقت بگذاريد. اين نوشتار را با حديثي از امام حسين ـ عليه السّلام ـ به پايان مي بريم: «استقامت كنيد و بدانيد كه مرگ تنها پلي است كه شما را از ناراحتي‌ها و رنج‌ها به باغهاي وسيع بهشت و نعمت‌هاي جاودان منتقل مي‌كند, كدام يك از شما از انتقال يافتن از زندان به قصر, ناراحتيد؟»(۱)

 

پاورقی:

  1. معاني الاخبار, ص ۲۸۹، باب معني‌الموت.

 

 

 

راه حل رفع اضطراب در روزه هاي ۵ شنبه مخصوصا عصر جمعه؟

راه حل رفع اضطراب در روزه هاي ۵ شنبه مخصوصا عصر جمعه؟

پاسخ:

اضطراب داراي دو نوع متفاوت است که يک بخش ان ممدوح  و نشان سلامت است مانند همين اضطراب عصر جمعه که نشان سلامت اهل ايمان است وبرخي ديگر از انواع ان  در اصل جزء ساختار شخصيت انسان است و اگر در حد اعتدال باشد موجب رشد و بالندگي انسان مي شود. اضطراب موجب احساس مسؤوليت، انجام به موقع كارها، عمل به وعده پيشگيري از خطرات احتمالي و انجام وظايف فردي و اجتماعي است اگر اضطراب در ساختار شخصيت نهادينه نشده باشد ما هيچ گاه براي درمان به پزشك مراجعه نمي كنيم. يك راننده شب تا صبح پشت فرمان بيدار نخواهد بود و ما كارهايمان را به موقع انجام نمي دهيم و خودمان را براي امتحان آماده نمي كنيم. اما گاهي اوقات عواملي باعث افزايش اين اضطراب مي شود به گونه اي كه بر عملكرد انسان تأثير منفي مي گذارد و در واقع مزاحم انجام صحيح كار و تكاليف مي گردد و حتي اضطراب و نگراني ممكن است موجب خطر آفريني براي انسان و ديگران شود اين گونه اضطراب ها در واقع اضطراب مرضي است و نياز به درمان دارد. اما سؤال اينجاست كه چه عواملي موجب اين اضطراب مرضي و خطرآفرين و آسيب زا مي شود.

پاسخ به اين سؤال امري است دشوار زيرا عوامل گوناگوني مي تواند موجب اضطراب و نگراني افراد شود و هر كس با توجه به شخصيتي كه دارد و شرايط زماني و مكاني و شغلي و همچنين ميزان آسيب پذيري و قوت و ضعف سيستم ايمني او ممكن است تحت شرايطي دچار اضطراب و نگراني شود در حالي كه ممكن است همين شرايط براي فرد ديگري اضطراب زا نباشد. بنابراين نمي توان عوامل اضطراب را دقيقا مشخص كرد و در تعريف اضطراب نيز آمده است اضطراب ترسي است مبهم كه عامل آن مشخص نيست اما به طور كلي مي توان گفت حوادث ناگوار دوران كودكي، حوادث غير منتظره در زمان فعلي براي انسان اتفاق مي اتفد. بيماري هاي صعب العلاج، عدم مهارت هاي كافي براي به عهده گرفتن مسؤوليت، عدم مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي و به عبارت ديگر كمرويي را مي توان از جمله عوامل روان شناختي اضطراب ناميد و از نظر ديني ضعف اعتقادات و باورهاي ديني يا ضعف ايمان، گناهان كه فرد مرتكب مي شود، انجام ندادن تكاليف شرعي و بالاخره دوري از خداوند و معنويت مي تواند زمينه بروز اضطراب را در فرد به وجود آورد. اما مقابله با اضطراب: براي مقابله با اضطراب ابتداء بايد ريشه بروز اضطراب را از طريق جلسات روان درماني جستجو كرد و سپس به درمان پرداخت كه بيان آن در اين نوشتار نمي گنجد.

در مقابل نگراني و اضطراب آرامش استعمال مي شود و منظور از آرامش يعني اين كه انسان داراي اطمينان قلبي باشد به گونه اي كه احساس نگراني و دلهره نداشته باشد به عبارت ديگر آرامش يك حالت رواني است كه انسان احساس راحتي مي كند و از يك تعادل رواني برخوردار است. در مقابل آن اضطراب و نگراني است كه انسان همواره در درون خود احساس نوعي ترس و دلهره دارد و منبع اين ترس نيز خيلي مشخص نيست ولي آرام و قرار را از فرد گرفته است.

روان در واقع همان روح و نفس است كه در قرآن نيز به كار رفته است و اشاره به بعد غير مادي انسان دارد. انسان موجودي دو ساحتي است يك ساحت مادي دارد و يك ساحت غير مادي. ساحت غير مادي آن همان روان، روح و نفس مي باشد كه گاهي اوقات به قلب نيز از آن تعبير شده است.

كلمه آرامش در آيات و روايات معادل كلمه اطمينان مي باشد. قرآن در اين باره مي فرمايد: [والذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله؛ آنان كه ايمان آوردند و دلهايشان به ياد خدا مي آرامد] آگاه باشيد كه دلها به ياد خدا آرامش پيدا مي كند. در اين آيه هم كلمه آرامش آمده و هم عوامل دستيابي به آرامش. عامل اول دست يابي به آرامش رواني، ايمان به خداوند و عامل دوم ياد خداوند است يعني بعد از اين كه از طريق ايمان به خدا دل انسان آرامش پيدا كرده و مطمئن شد كه به چيز مورد اطميناني گره خورده است براي استمرار اين آرامش دروني بايد همواره با ياد خدا درخت ايمان را آبياري نمود تا محصول آن كه آرامش دروني است استمرار پيدا كند. عبادت و ياد خدا باعث انس انسان با خدا است و به هر مقدار كه به خدا انس مي گيرد و نزديك مي شود از دنيا و آفات آن دور خواهد شد.

در مقابل آرامش ناآرامي، تشويش و بي قراري است كه عواملي چند مي تواند باعث بروز ناآرامي و تشويش شود كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

  1. گناه و معصيت و نافرماني خداوند متعال از عوامل اصلي ناراحتي هاي روحي و رواني است و موجب سلب آرامش انسان مي شود.
  2. سست شدن ايمان و عدم التزام عملي به دستورات ديني.

مهمترين ضرر ناآرامي و اضطراب اين است كه انسان از راهيابي به كمالات معنوي باز مي ماند علاوه بر اين كه از زندگي مادي خود نيز آن طور كه بايد لذت نمي برد. بنابراين ناآرامي و بي قراري و نگراني هم لذت هاي مادي و هم لذت هاي معنوي را از بين مي برد و به دنبال آن آشفتگي روحي و بيماري روحي را به دنبال دارد. تاريخچه آرامش و در مقابل آن نگراني و ناآرامي بر مي گردد به عمر انسان يعني از هر زماني كه انسان بوجود آمده است از همان زمان آرامش روحي و رواني و عدم آرامش روحي مطرح بوجود آمده است و درمان آن نيز از همان زمان ها مطرح شده است يعني وقتي انسان در اثر نافرماني خدا يا هر عمل ناصوابي كه آرامش رواني خود را از دست مي داد بلافاصله براي دستيابي به آرامش راهكارهايي را جستجو مي كرد. بنابراين درمان بيماري هاي رواني نيز از همان آغاز پيدايش انسان به نحوي مطرح بوده است.

در اينجا موارد را براي دستيابي به آرامش رواني بيان مي كنيم. سعي نمائيد به اين راهكارها توجه كنيد و آنها را به كار ببريد تا به آرامش و سلامت رواني دست يابيد.

براى رسيدن به حالت آرامش و قرار روحى و روانى مسيرى بايد طى شود و مراحل و مدارجى بايد پيموده گردد:

۱ـ ناآرامى عوامل و زمينه‏هايى دارد كه بايد شناسايى و زدوده شود. مثلاً گذران وقت به بيهودگى و انجام كارهاى بى‏هدف و بيهوده خود علّت براى تشويش و بى‏قرارى است. در مقابل خلوت‏گزينى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و كسب معارف خود به خود آرامشى ظاهرى و باطنى را به دنبال مى‏آورد.

۲ـ برنامه‏ريزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفريحات سلام و به دور از گناه مثل راهپيمايى در فضاى روح‏بخش، ورزش شنا در آرامش انسان تأثيراتى شگرف دارد.

۳ـ تقويت اعصاب كه از طريق مشاوره‏هاى علمى و تخصصى صورت مى‏گيرد. حتى تغذيه مناسب در قوى‏سازى اعصاب و روان مؤثر است و مورد تغذيه و حالات گرسنگى شديد و مفرط و حتى پرخورى و زياده‏روى در خورد و خوراك موجب ناراحتى‏هاى روحى و روانى نيز مى‏گردد.

۴ـ گناه و معصيت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتى‏هاى روحى و روانى است. گناه يعنى خارج شدن از مسير خداوند. گناه به معنى برآشفتن و تيره ساختن درون و باطن است، روح آدمى با رسيدن به ساحل پاكى و اجتناب از گناهان، در واقع به قرار و آرامش مى‏رسد. چون روح با طهارت سنخيت و هم‏سازى دارد، اما گناه با روح انسان ناسازگار است. لذا قرار را از انسان مى‏گيرد، هر گناه قبحى فعلى و قبحى فاعلى را دربردارد. قبح و زشتى فعلى مربوط به مفاسد موجود در خور عمل است. قبح فاعلى مربوط به شرايط ذهنى و روحى گنهكار، قطع نظر از خصوصيات خود عمل است. شرايط ذهنى گنهكار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغيان، قانون‏شكن و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنين روحى و چنين روانى به آرامش دست نخواهد يافت مگر گناهان را ترك نمايد.

۵ـ انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت. در واقع آرامش قلبى ثمره‏ى ياد خداست: A}فاذكرونى أذكركم{A. خداوند ما را دستور داده كه پيوسته او را ياد كنيم و او را حاضر و ناظر بر احوالات خود بدانيم و ببينيم. جريان حضرت يونس را كه مضمون نماز غفيله در ارتباط با ايشان است بررسى كنيد وقتى گرفتارى‏هاى حضرت به شدّت ممكن خود مى‏رسد انس و ياد خدا او را از گرفتارى‏ها مى‏رهاند A}لااله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين، فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى

المؤمنين{A. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: تعجب مى‏كنم از كسى كه غمگين و نگران است و به فرمايش الهى پناه نمى‏برد [لا اله الا الله انت…]. چون خداوند به دنبال آن مى‏فرمايد: A}فنجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين{A. خداوند به واسطه ذكر ياد خودش حضرت يونس را از گرفتارى‏ها نجات داد و نيز هر مؤمنى را كه به اين ريسمان الهى چنگ زندنجات و رهايى خواهد داد.

۶ـ شركت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى كميل، ندبه… مثلاً برخى بزرگان مى‏فرمايند: هيچ مشكلى نداشتم مگر اينكه با دعاى توسّل برايم حلّ شد.

۷ـ رفتن به زيارت اهل قبور و شهداء و ياد احوالات قبر و قيامت، برزخ و معاد و توجه به بازگشتن‏گاه و آرامگاه اصلى و ابدى؛ در رهايى از تألمات و ناراحتى‏هاى دنيوى كمك مؤثرى است. اصولاً توجه صِرف به دنيا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانى از ياد خدا را در پى دارد و هر كه از اين ياد اصلى،اعراض نمايد روزگارش تباه خواهد شد.

۸ـ انجام اعمال مستحبّى كه شخص از آن لذت مى‏برد اگر با استمرار و مراقبه انجام شود در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مى‏رساند.

در مجموع، سخن ما اين گونه شروع شد كه ناآرامى ريشه‏هايى دارد كه بايد خشكانيده شود، آنگاه زمينه مناسب براى رسيدن به آرامش از طريق راه‏هاى عقلانى و شرعى فراهم شود و در انتها با توكل و اعتماد به منبع اصلى آرامش (خداوند)، مقصود دست‏يافتنى است.

A}الذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكر الله، الا بذكرِ الله تطمئنّ القلوب{A. فقط با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد.

براي آگاهي بيشتر در اين زمينه مطالعه كتاب [جوان و آرامش] از محمد سبحاني نيا، قم: بوستان مفيد خواهد بود.

 

راهكارهاي اساسي براي رفع اضطراب و استرس كدامند توضيح دهيد؟

راهكارهاي اساسي براي رفع اضطراب و استرس كدامند توضيح دهيد؟

پاسخ:

قبل از بيان راهكارهاي اساسي، تذكر دو نكته را لازم و ضروري مي دانيم:
۱٫ اضطراب و استرس با هم تفاوت دارند استرس واژه اي انگليسي است كه در زبان فارسي به معناي فشار آمده است. امروزه اين واژه در برگيرندة كلية فشارهاي رواني ـ اجتماعي است.(۱) انواع موقعيت هائي كه باعث استرس مي شوند عبارتند از: ناكامي ها، محروميت ها، تضادها و همه ناراحتي هائي كه امكان دارد، هم از منابع دروني و هم از منابع بيروني ناشي شوند.(۲) اما اضطراب يك نوع پريشاني و در عين حال رواني – بدني است كه بر اثر ترسي مبهم و احساس ناايمني و تيره روزي در فرد آدمي به وجود مي آيد.(۳)
۲٫ روانشناسان , اضطراب را به دو گروه تقسيم كرده اند:
الف) اضطراب طبيعي و نرمال: اضطراب متعادل يا نرمال آن ست كه شدت واكنش با مقدار خطر متناسب باشد و اين خود، مفيد است. زيرا كه شخص را وادار مي سازد با موفقيت، خطرات را از خود دفع كند. بنابراين مقدار متعادل اضطراب براي رشد و تكامل شخصيت لازم است.
ب) اضطراب هاي نابهنجار: اين نوع اضطراب درجات گوناگوني دارد و ممكن است با فراواني هاي متفاوتي جلوه گر شود و شامل احساسات و رفتاري است كه از كارائي عمل فرد كاسته يا جلوگيري مي كند. در اضطراب شديد و مزمن، شخص در يك حالت فشار و تنيدگي ناشي از تعارضات دروني قرار مي گيرد كه با به كار گرفتن انواع مكانيزم هاي دفاعي هم , قادر به تخفيف آن نيست. اين گونه احساسات , مداوم است و فرد احساس شديدي از ناكام شدن خود دارد بدون آن كه بداند از چه مي ترسد. چنين ترسي ممكن است از چند دقيقه تا چند ماه طول بكشد.(۴) ما در اين نوشتار، در پي راه كارهاي درماني اضطراب دسته دوم هستيم چرا كه وجود اضطراب دسته اول براي انسانها مفيد است.

برخي از عوامل اضطراب«احساس تنهائي»، «احساس نداشتن پناهگاه»، «احساس پوچي و بي هدف بودن زندگي»، «تصوير جانكاهي از دوران پيري»، «تصوير وحشتناكي از چهرة مرگ داشتن»، «داشتن احساس ناخوشايند و عدم اشباع كامل»، «بدبيني آزاردهنده»، «ترس از آينده»، «احساس گناه و شرمساري»، «روي آوردن به زندگي تجملي»(۵) و… .

راههاي كنترل، رفع و درمان اضطرابروان شناسان براي كنترل و درمان اضطراب راهكارهاي متعددي را بيان كرده اند. در ذيل به تعدادي از شيوه هاي تخصصي و غيرتخصصي آن اشاره مي كنيم:
عمده ترين شيوه درمان، روان درماني است. روان درماني يا پسيكوتراپي، خود، از شيوه هاي مهم درمان اضطراب است كه البته بايد زير نظر مشاور باليني متخصص صورت گيرد. روش آن بكارگيري شيوه عاطفي، با استفاده از فنون روان شناختي توسط فردي متخصص براي ميل به اهداف ويژه است. حال به برخي از شيوه هاي درمان اضطراب مي پردازيم.
۱٫ درمان متمركز: اين روشي است كه «راجرز» و پيروان او براي درمان مراجع عمل كرده اند. در اين روش روانشناس به مراجع نمي گويد كه او چه بايد بكند. بلكه از خود او مي پرسد كه به نظر شما چه بايد كرد تا به آرامش رسيد. و در نتيجه روانشناس و مراجع به يك جمع بندي مي رسند و مراجع در واقع با هدايت روانشناس، و با خواست و كمك خودش، راه نجات را مي يابد و سعي دارد آن را مورد عمل قرار دهد.
۲٫ درمان گروهي: در اين شيوه، چند بيمار رواني در كنار هم هستند. مشكلات آنها مشابه است آنها با راهنمائي و جهت دهي روانشناس با هم صحبت مي كنند. و در سايه آن در مي يابند كه همه , دردي شبيه به هم دارند و اين ديد، خود، ماية سكون و آرامش شان مي شود.
۳٫ درمان پزشكي: در اين موارد پزشك و بهتر بگوئيم روانپزشك است كه در درمان دخالت كرده و از طرق مختلفي از جمله دادن داروها به درمان مي پردازند. البته در اين زمينه فقط پزشك متخصص است كه مي تواند نظر بدهد. طبيعي است كه در اين راه از اظهار نظر افراد غيرآگاه بايد پرهيز كرد و به سوي هر داروئي نبايد دست دراز كرد.
۴٫ حساسيت زدائي، در آن , فرد را، در آرامشي قرار مي دهند و از او مي خواهند كه در آرامش كامل عضلاني و در استراحت مطلق باشد. آنگاه صحنه هاي اضطراب آور را در نظر خود مجسم كند و به آساني و در سايه القاآت، بر خود تسلط يابد و اضطراب خود را تحت كنترل در آورد.
۵٫ استفاده از مذهب: مذهب اگر داراي ريشه الهي و فطري باشد در درمان افراد مؤثر است و راه و روشي مهم و چاره ساز به حساب مي آيد و روانكاوان بزرگي چون «يونگ» آن را مورد توجه قرار داده اند. در اسلام نيز به اين امر توصيه شده و آية شريفة قرآن كه مي فرمايد: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ(۶) اشاره اي به همين امر است. تقويت معنويت در افراد، زمينه را براي از ميان بردن اضطراب از جهاتي متعدد فراهم مي آورد. و هم استفاده از روش توبه در اسلام، خود مي تواند از ميان بردارندة اضطراب و لااقل كاهش دهندة آن باشد.
۶٫ تمرين كلامي: اين روش به واقع نوعي القاءبه خود است در عرصه قدرت، و به تبع آن خود را قدرتمند كردن. به خود القاء كند: من مي توانم چنين و چنان كنم، من مي توانم مدير خود باشم. من مي توانم بر مشكل غلبه كنم و… فرد در ضمن اين القاآت آهنگ سخن و كلام خود را قاطع مي كند و در واقع به نوعي امردهي به خود، بپردازد.
۷٫ شرطي سازي تقابلي: گاهي فردي از موشي مي ترسد، علت شايد آن باشد كه مثلاً پدر و يا مادرش موشي را در خانه ديده و فرياد كشيده اند. كودك از آن ترسيده و از آن بابت در اضطراب است كه نكند موش مجدداً حضور يابد. كودك به آن فرياد و آن ديدار, شرطي شده است. حال بايد عكس آن , مورد عمل قرار گيرد. اين بار كه موشي را ببينند بخندند و ابراز شادي و اعلام سلطه كنند و در نتيجه آموخته قبلي كودك را خنثي نمايند.
۸٫ جرأت دهي: طفل از وارد شدن در صحنه اي وحشت دارد و مضطرب است. در اين حال مي توان فردي را نشان داد كه در حال پيشروي به سوي همان صحنه است و با جرأت، به سوي آن گام بر مي دارد. اين ديدار اگر چند بار تكرار شود زمينه ساز جرأت او خواهد شد.
۹٫ روش بازشناختي: نام ديگر اين روش «خود آموخته» كه در چهار مرحله صورت مي گيرد:
ـ تبيين اينكه اضطراب او ناشي از چيزهاي ناراحت كننده اي است كه خود او آنها را بد مي داند.
ـ شناسائي و بيان خاص بيمار از احوال اضطراب آميز.
ـ متقاعد كردن او كه اضطرابش غيرمنطقي است.
ـ قرار دادن الگو و تقويت بيانات سازنده او.(۷)
۱۰٫ تغيير سبك زندگي: سبك خاصي از زندگي فشارزا كه در آن گرفتاريم به ايجاد و تداوم اضطراب كمك مي كند. آموزش شيوه هاي مقابله با فشارهاي زندگي براي رفع اضطراب مفيد خواهد بود. به عنوان مثال. اگر كفّة انتظارات سنگين تر از منابع و توانائيهاي ما باشد فشار رواني ايجاد خواهد كرد و همين امر تا وقتي كه ما در جهت تقويت منابع و توانائيهاي خود يا كاهش انتظاراتي كه از ما دارند و ياهر دو عمل كنيم ادامه خواهد داشت. فشار رواني، با زماني كه كفّة انتظارات سنگين تر از منابع باشد حفظ خواهد شد.(۸)
البته روشهاي فراوان ديگري نيز وجود دارد كه از آنها صرف نظر مي كنيم(۹) و فقط در پايان به ذكر پاره اي اصول اشاره مي كنيم:
تقويت مذهب
عادت به دعا
خواب و استراحت كافي
پرهيز از عوامل فشار
اصلاح محيط
و… .

 

پاورقی:

  1. آقائي، اصغر و آتش پور، حميد، استرس و بهداشت رواني، اصفهان، انتشارات پردژ، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص۹٫
    ۲٫ همان، ص۱۰٫
    ۳٫ شرفي، محمدرضا، مشكلات تربيتي را چگونه حل كنيم، تهران، انتشارات تزكيه، چاپ دوم، ۱۳۷۶، ص ۵۹٫
    ۴٫ اكبري، ابوالقاسم، مشكلات نوجواني و جواني، تهران، نشر ساوالان، چاپ اول،۱۳۸۱، ص۲۶۵٫
    ۵٫ همان، ص۲۶۹٫
    ۶٫ رعد:۲۸٫
    ۷٫ قائمي، علي، مسألة ترس و اضطراب كودكان، تهران، انتشارات اميري، چاپ اول،۱۳۷۶، صفحات ۳۲۸ الي ۳۴۱ (اقتباس).
    ۸٫ تروورجي، پاول و ديگران، فشار رواني، اضطراب و راههاي مقابله با آن، ترجمة: حسن صبوري مقدم و ديگران، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص ۱۱۹٫
    ۹٫ براي مطالعه بيشتر رك: پريرخ دادستان، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، ج ۱، سمت،

 

راهكارهاي اساسي براي رفع ترس به خصوص ترس هنگام تنهايي و خوابيدن انفرادي در يك خانه كدامند؟

راهكارهاي اساسي براي رفع ترس به خصوص ترس هنگام تنهايي و خوابيدن انفرادي در يك خانه كدامند؟

پاسخ:

قبل از بيان راهكارهاي مقابله با ترس و درمان آن لازم است ماهيت ترس و عوامل ايجاد كننده آن را بيان نماييم.

تعريف و اقسام ترسبه عقيده روانشناسان , ترس واكنشي است نسبت به يك خطر (خيالي يا واقعي)، ناراحتي يا تهديد بيروني كه تعادل دروني انسان را به مخاطره مي اندازد. و با ايجاد حالت احتياط، گريز و يا اجتناب از فرد در مقابل خطرها حمايت مي كند(۱). آنها ترس را به ترس بهنجار يا طبيعي و ترس نابهنجار يا مرضي تقسيم مي كنند. ترس بهنجار نه تنها مشكل آفرين نيست بلكه هشداري براي ما است تا از خطرات و آسيب هاي احتمالي مصون بمانيم (و نبودش نشانه ناهنجاري است). در مقابل ترس نابهنجار يا مرضي , ترسي است كه بدون دليل و بيش از حدّ آزاردهنده باشد تا جائيكه فعاليت هاي فردي و اجتماعي را هم تحت تأثير قرار مي دهد در اين مورد فرد بايد بكوشد تا از اين مشكل رهايي يابد. اين ترس (نابهنجار) معمولاً غيرواقعي است و اكثر افراد از آن نمي هراسند.

برخي از عوامل ترسفرضيه هاي متعددي براي عامل ترس مطرح شده است. يكي از آنها , ترس از راه شرطي شدن است. يعني فرد از موقعيتي كه در آن , خطر يا تهديدي مشاهده نموده مي ترسد و چون در هنگام خطر، تنها بوده از آن پس از تنهايي مي ترسد. در فرضيه ديگري , روانشناسان مشاهده ترس در ديگران را به عنوان الگو براي ايجاد ترس در افراد شناخته اند الگوگيري معمولاً ريشه ترس در كودكي است. زماني كه فرد موقعيت هاي ترسناك تنهايي را در زمان طفوليت تجربه مي كند و يا توسط افراد ديگر مي آموزد كه از تنهايي بترسد , در بزرگسالي نيز از تنهايي خواهد ترسيد. (مشاهده فيلم هاي ترسناك بي تأثير نمي باشد.) و گاهي افراد به ترسيدن از چيزي يا موقعيتي تقويت، تشويق و يا تنبيه شده اند.

برخي از راهكارهانكته اي كه قبل از ورود به بحث بايد متذكر شويم اين است كه هيچ روش منحصر به فرد و معجزه گونه اي نيست كه ما را از ترس برهاند جز اينكه خود ما، اراده كنيم و بخواهيم كه بر مشكل غلبه كنيم. اگر واقعاً‌ خود ما نخواهيم, بهترين روشها و توصيه ها هم اثري نخواهد داشت.
اولين روش براي غلبه بر ترس «تصحيح باورهاي نامناسب» است.(۲) ترس زائيده باورهاي نامناسب ذهن ماست.(۳) انسان , خيالپرداز ماهري است و مي تواند براي خود , جهاني پر از رنج و محنت و ترس و فشار بيافريند. مي تواند همه چيز را ترسناك ديده، موقعيت ناآشنا را خطرناك جلوه داده و همواره انتظار بدترينها را داشته باشد. ترس از تنهايي هم مي تواند محصول خيالپردازي ذهن خود ما و يا پذيرا بودن خيالپردازي هاي ديگران باشد.
چنين باورهاي نهفته اي دامنه تجربيات ما را محدود مي كند. مي توانيم با تصحيح اين باورها ذهن خود را به طرف مثبت انديشي معطوف كرده و هر موقعيت را خوب و بهتر ديده جنبه هاي مثبت را در نظر بگيريم. تنهايي را موقعيت دلچسب براي آرامش، راحتي و آسودگي خيال بدانيم. تنهايي موقعيت منحصر به فردي براي تفكر در خويشتن است و تنها خوابيدن بهترين صحنه مقطعي براي ابراز وجود و قدرت نمايي براي خود است. اين باور كه من نمي توانم بدون وابستگي و تكيه بر ديگران زندگي كنم , نشانه عجز و ناتواني است. در حاليكه اين باور كه من مي توانم در هر موقعيتي روي پاي خود بايستم نشانه قدرت و شجاعت مي باشد با خود فكر كنيد كه چرا از تنهايي مي ترسيد؟ آيا دليل قانع كننده اي براي آن وجود دارد(۴) آيا بر اين باوريد كه در تنهايي به شما آسيب خواهد رسيد. اگر دليل قانع كننده اي نيافتيد پس لزومي ندارد كه از تنهايي بترسيد هر چه قدر اين باورهاي نامناسب بيشتر تصحيح شود و هر چه شناخت شما از موقعيت ها بيشتر شود بهتر مي توانيد از عهده ترس برآييد.
دومين روش, « حسّاسيّت زدائي منظم» است. ما به تنها بودن يا تنهايي خوابيدن حساس شده و مي ترسيم. بايد براي رفع اين ترس , اين حساسيت را از بين ببريم. در اين روش , اين شخص را با فردي كه از تنهايي نمي ترسد قرار مي دهيم. بعد از چند ساعت آن فرد، شخص را به مدت چند دقيقه تنها مي گذارد و بعد دوباره بر مي گردد. در دفعات بعد مدت زمان تنها گذاشتن وي كم كم افزايش پيدا مي كند. اين برنامه را تا جائي ادامه مي دهيم كه شخص بتواند يك شب را به تنهايي بگذراند البته به او اطمينان داده مي شود كه تنها نيست و هر وقت لازم باشد به سراغ او خواهند آمد. به اين ترتيب حساسيت وي نسبت به اين ترس كاهش پيدا كرده و خواهد توانست بدون ترس در خانه تنها بخوابد. اين روش بسيار اثرگذار ،اما مستلزم صبر و حوصله بسيار است.
سومين روش، روش غرفه سازي است. در اين روش افراد را وادار مي كنند تا با موقعيت هايي كه از آن مي ترسند روبرو شوند. روانشناسان رفتاري نگر بر اين باورند كه هر چه قدر فرد با آن موقعيت بيشتر مواجه شود كمتر از آن خواهد ترسيد. دكتر سوزان جفرز در كتاب ترس را تجزيه كنيم(۵) تنها راه خلاص شدن از شرّ ترس را قدم به بيرون گذاشتن و دست به اقدام زدن مي داند. به عقيده ايشان ترسناكتر از مقابله با ترس زندگي كردن است. براي اين موضوع لازم است به خويشتن خويش اعتماد داشته باشيم معناي اين جمله كه من از تنهايي مي ترسم اين است كه من نمي توانم از عهده تنها بودن بر آيم. پس اگر مي دانستيد كه مي توانيد از عهده هر چيزي كه بر سر راهتان قرار مي گيرد بر آييد آن وقت از هيچ چيز نمي ترسيديد. نهايت اين كه براي رفع ترس تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه به توانايي خود در كنترل كردن آنچه بر سر راهتان قرار مي گيرد بيشتر اعتماد كنيد.
چهارمين روش «روش الگوبرداري» است. در اين روش از دوستاني كه از تنهايي نمي هراسند سود بجوييد و از آنها بخواهيد در همان موقعيتي كه شما از آن مي ترسيد قرار بگيرند. خواهيد ديد كه آنها بدون ترس به تنهايي در آن موقعيت قرار مي گيرند. با ديدن اين صحنه در شما نيز جرأت ايجاد مي شود و با خود مي گوييد اگر من هم در آن موقعيت قرار گيرم با هيچ مشكلي مواجه نخواهم شد. به اعتقاد روان شاسان , قرار گرفتن در گروهي از افراد قوي، مشوق و الهام دهنده، به طرز حيرت آوري نيرودهنده است(۶). در مقابل دوستي و معاشرات با افراد ترسو انسان را ضعيف و ترسو خواهد كرد.
روش پنجم «اعتماد و توكل بر يگانه قدرت مطلق» يعني خداوند است. شايد يكي از دلايل ترس از تنهايي ترس از آيندة مبهم و پيش بيني نشده است. ما از تنهايي مي ترسيم چون احتمال مي دهيم مورد تهاجم قرار گيريم يا بيمار شويم و… . گاهي دليل آن خيالبافي و ديدن فيلم هاي ترسناك است. امّا اگر واقعاً ايمان داشته باشيم كه موجودي مافوق موجودات از ما حمايت و حفاظت مي كند كه هر چيز تحت قدرت اوست و مرگ و زندگي در دست اوست ديگر از هيچ چيز و هيچ كس و هيچ موقعيتي نخواهيم ترسيد. هرچه قدر رابطه با خداوند قوي تر باشد ترس از غير او كمتر خواهد بود. مي توان در اين ترس، به سفارش امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد ورود به مكانهاي ترسناك عمل كنيم كه فرمود: هنگامي كه داخل مكاني خوفناك مي شوي اين آيه را به بخوان: رب ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق و اجعل لي من لدنك سلطاناً نصيرا. و اگر ترسيدي آيت الكرسي را بخوان.(۷)

 

پاورقی:

  1. ر.ك: دادستان. پريرخ، روانشناسي مرضي تحولي، سمت، ۱۳۸۰، ج ۱، ص ۶۲٫
    ۲٫ اليس ۱۹۲۶، بك ۱۹۶۷، به نقل از روانشناسي مرضي تحولي، داستان ۸۰، ص ۱۱۶٫
    ۳٫ به عنوان مثال بچه اي كه از حيوان (پسر، غول و… مي ترسد بخاطر اين است كه از نظر شناختي باورهاي ضعيف و غيرواقعي دارد و ديگران نيز او را تقويت كرده اند..
    ۴٫ البته گاهي دليل قانع كننده اي براي ترس وجود دارد (وجود دزدان زياد در آن محيط، نياز به كمك در صورت مريض بودن و…) كه بايد برايش چاره اي منطقي انديشيد.
    ۵٫ سوزان جفرز، ترس را تجربه كنيم، ترجمه گنجي زاده، نشر نسل انديش، ۷۹٫
    ۶٫ همان.
    ۷٫ محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، چاپ بيروت، باب خوف، حديث ۵۲۷۳٫

 

مدتي است آرامش خاطر ندارم. به هر دري مي‏زنم آرام نمي‏شوم . نمي‏دانم چگونه انسان با ياد و كلام خدا آرامش مي‏يابد؛ يعني عملاً نمي‏دانم چه كنم. خوب، حالا سؤالم را دريافتيد؟

مدتي است آرامش خاطر ندارم. به هر دري مي‏زنم آرام نمي‏شوم. به شعر، موسيقي ملايم، استاد دانشگاه، دوست، نوشتن و هزار و يك وسيله ديگر متوسل شده‏ام، اما همه اين‏ها يا اصلاً اثر ندارد يا اثر موقت دارد. راستش را بگويم – ما كه عارف و سالك طريقت نيستيم – نمي‏دانم چگونه انسان با ياد و كلام خدا آرامش مي‏يابد؛ يعني عملاً نمي‏دانم چه كنم. خوب، حالا سؤالم را دريافتيد؟

پاسخ:

براى رسيدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نكات زير ضرورت دارد:

۱- ناآرامى عوامل و زمينه‏هايى دارد كه بايد شناسايى و زدوده شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بيهودگى و انجام كارهاى بى‏هدف و بيهوده خود علّت تشويش و بى‏قرارى است. در مقابل خلوت‏گزينى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و كسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مى‏آورد.

۲- برنامه‏ريزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفريحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپيمايى در فضاى روح‏بخش و شنا، در آرامش انسان تأثير شگرف دارد.

۳- مشاوره‏هاى علمى و تخصصى و نيز تغذيه مناسب در تقويت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگى شديد و مفرط و حتى پرخورى و زياده‏روى در خورد و خوراك موجب ناراحتى‏هاى روحى و روانى مى‏گردد.

۴- گناه و معصيت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتى‏هاى روانى است. گناه يعنى خارج شدن از مسير خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تيره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسيدن به ساحل پاكى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مى‏رسد؛ چون روح با طهارت سنخيت دارد و با گناه ناسازگار است. از اين رو، گناه قرار را از انسان مى‏گيرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرايط ذهنى و روحى گنهكار مربوط مى‏شود. شرايط ذهنى گنهكار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغيان، قانون‏شكنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنين روحى جز با ترك گناه به آرامش دست نخواهد يافت.

۵- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت‏

در واقع آرامش قلبى ثمره ياد خدا است: [A}فاذكرونى أذكركم{A]؛  V} بقره(۲):۱۵۱{V. خداوند به ما دستور داده پيوسته وى را ياد كنيم و او را حاضر و ناظر بر احول خود بدانيم. جريان حضرت يونس را كه مضمون نماز غفيله‏ V}مفاتيح الجنان.{V با ايشان ارتباط دارد، بررسى كنيد. وقتى گرفتارى‏هاى حضرت به بالاترين حد مى‏رسد، انس و ياد خدا او را از گرفتارى‏ها مى‏رهاند: [A}لااله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين، فستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك نجى المؤمني{Aن] V} انبياء(۲۱):۱۸٫{V امام صادق(ع) مى‏فرمايد: تعجب مى‏كنم از كسى كه غمگين و نگران است و به فرمايش الاهى پناه نمى‏برد؛ [A}لا اله الا الله انت{A…]. چون خداوند به دنبال آن مى‏فرمايد: [A}فنجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمني{Aن] V}امالى شيخ صدوق، مجلس دوم. {V خداوند به واسطه ذكر خودش حضرت يونس را از گرفتارى‏ها نجات داد و هر مؤمنى را كه به اين ريسمان الاهى چنگ زند، نجات خواهد داد.

۶- شركت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى كميل، ندبه… .

برخى بزرگان مى‏فرمايند: هيچ مشكلى نداشتم مگر اين كه با دعاى توسّل حلّ شد. V} مفاتيح الجنان، مقدمه دعاى توسل. {V

۷- رفتن به زيارت اهل قبور و شهدا و ياد قبر و قيامت و برزخ و معاد و توجه به آرامگاه اصلى و ابدى، در رهايى از تألمات و ناراحتى‏هاى دنيوى مؤثر است. اصولاً توجه صِرف به دنيا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانى از ياد خدا را در پى دارد و هر كه از ياد خدا اعراض كند، روزگارش تباه خواهد شد.

۸- انجام اعمال مستحبّى كه شخص از آن لذت مى‏برد، اگر با استمرار و مراقبه انجام شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مى‏رساند.

در مجموع، مى‏توان گفت ناآرامى ريشه‏هايى دارد كه بايد خشكانيده شود؛ آنگاه زمينه مناسب براى رسيدن به آرامش از راه‏هاى عقلانى و شرعى فراهم مى‏آيد و انسان با توكل و اعتماد به منبع اصلى آرامش(خداوند) به مقصود دست مى‏يابد؛ [A}الذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكرالله، الا بذكرِالله تطمئنّ القلوب{A]؛  V} رعد(۱۳):۲۸٫ {V

در پايان توجه به اين نكته ضرورى است كه آرامش روحى مراتبى دارد و دستيابى به آن به تدريج حاصل مى‏شود؛ درست مانند ساير ملكات روحى كه با تمرين و گذشت زمان حاصل مى‏شود. رسيدن به آرامش نيز نيازمند طى اين مراحل است. اين مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتكاب محرمات كه دل را آلوده و در نتيجه ناآرام مى‏كند. كسى كه مى‏خواهد به آرامش واقعى دست يابد راهى ندارد جز اين كه در گام اول مطيع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى كرده اجتناب كند؛ و بعضى جنبه ايجابى دارد؛ يعنى بعد از اين كه دل از گرد غبار گناه پاك گرديد، مستعد پذيرش حقايق و ملكات پسنديده نفسانى مى‏شود و اين كار صرفاً از طريق انجام تكاليف الاهى و واجبات و مستحبات امكان‏پذير است. بنابراين، آرامش دل محصول عبوديت محض حق تعالى است و راهكار عملى آن نيز اجتناب از گناهان و انجام واجبات و مستحبات است و در هر زمانى به تناسب استعداد و توانمندى‏هايى كه انسان دارد، متوجه او مى‏شود.

 

من با كوچك‏ترين حرفي ناراحت و عصباني مي‏شوم اضطراب و دل‏شوره پيدا مي‏كنم، و سرم درد مي‏گيرد. ضربان قلبم افزايش پيدا مي‏كند و دچار تنگي نفس مي‏شوم هر چه درس مي‏خوانم فراموش مي‏كنم؟ لطفاً براي حل اين مشكل راهنمايي‏ام كنيد.

من با كوچك‏ترين حرفي ناراحت و عصباني مي‏شوم اضطراب و دل‏شوره پيدا مي‏كنم، و سرم درد مي‏گيرد. ضربان قلبم افزايش پيدا مي‏كند و دچار تنگي نفس مي‏شوم هر چه درس مي‏خوانم فراموش مي‏كنم؟ لطفاً براي حل اين مشكل راهنمايي‏ام كنيد.

پاسخ:

به نظر مى‏رسد شما دچار نوعى اختلال به نام [اختلال اضطرابى] شده‏ايد؛ چرا كه علايم و نشانگان اين اختلال در سؤال شما، مشاهده مى‏شود. بعضى از نشانه‏ها و علايم اضطراب در سطح رفتار و در سطح بدن عبارت است از:

الف. تحريك پذيرى و خشم ؛ يعنى، در اكثر موارد، وجود يك اضطراب و دل‏شوره شديد، موجب مى‏شود فرد در برابر جزئى‏ترين سرزنش‏ها يا تذكّرها، حساسيت نشان دهد و به صورت مكرّر دچار خشم شود. بنابراين، از خشم و ناراحتى، به عنوان يك شيوه بيان اضطراب، استفاده مى‏شود.

ب. اختلال توجّه و فراموشى ؛ يعنى، در اثر اضطراب، توانايى تمركز افراد در كارها و قدرت حافظه آنها دچار اختلال مى‏شود و حتى باعث فراموشى درس‏ها مى‏گردد.

ج. نشانه‏هاى بدنى ؛ از جمله افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون، بحران‏هاى تنفّسى، تنگ شدن عروق و رگ‏ها (كه موجب خشك شدن دهان و پريدگى رنگ مى‏شود)، سردردها، دل دردها و يا اختلال در سيستم گوارش و هاضمه و اختلال خواب.

براى درمان و مقابله با اختلال اضطرابى، راه‏ها و شيوه‏هاى درمانى متعددى وجود دارد؛ از جمله:

 

  1. شيوه آرميدگى‏

يادگيرى آرميدگى مانند هر مهارتى، نياز به زمان و تمرين دارد. بيشتر افراد مى‏توانند با سى دقيقه تمرين روزانه به مدت يك‏ماه، به نتايج مهم و پايدار دست يابند. شما مى‏توانيد تمرين آرميدگى را در حالت دراز كشيده و يا بر روى يك صندلى راحتى، به صورت نشسته انجام دهيد. در يك اتاق ساكت و نسبتاً گرم نشسته و همه چراغ‏ها را خاموش كنيد و چشم‏هايتان را ببنديد. اين امر حواس‏پرتى را كاهش داده و به شما در تمركز بر روى احساسات بدنى‏تان كمك خواهد كرد.

قبل از اينكه تمرين‏ها را به طور واقعى شروع كنيد، براى چند دقيقه با چشمان بسته، از طريق بينى نفس بكشيد. سعى كنيد تنفّس آهسته، عميق و از سر معده باشد. اجازه دهيد قفسه سينه‏تان باز و پر از هوا گردد. فشار نياوريد. با تمرين، اين شكل از تنفس به طور طبيعى در شما ايجاد خواهد شد. با هر بازدم، كلمه [آرام] را در ذهن خود تكرار كنيد. با انجام دادن اين عمل، عضلات بدن شما كم‏كم آرام شده و احساس آرامش به طور طبيعى در شما ايجاد خواهد شد. هنگامى كه همه تمرين‏ها را به اتمام رسانديد، دوباره به كلمه [آرام] بازگرديد و با هر بازدم آن را در ذهن‏تان تكرار كنيد. بدين ترتيب يك تداعى ميان كلمه [آرام] و احساس آرامش عميق عضلانى، در بدنتان بر قرار خواهد شد؛ به طورى كه عاقبت صرفاً با بستن چشم‏هايتان و انديشيدن به كلمه [آرام]، مى‏توانيد اين احساس را در خود ايجاد كنيد.

  1. كنترل نَفَس نَفَس زدن‏

نفس نفس زدن حالتى ناشى از تنفس سطحى و سريع از قسمت بالاى  قفسه سينه است. اين حالت در لحظاتى كه سطح اضطراب بالا است ديده مى‏شود.

براى كنترل نفس نفس زدن، دو جنبه وجود دارد:

[توقّف تنفّس بيش از حد سريع]
[پر كردن ريه‏ها از دى اكسيد كربن].

شما بايد ياد بگيريد در ابتداى شروع حالت اضطراب، از الگوى تنفس‏تان آگاه شويد و چنانچه متوجه شديد تنفّس‏تان سريع شده است:

۲-۱٫ مشغول هر كارى هستيد، آن را متوقف ساخته و سعى كنيد، محلّ ساكتى براى نشستن بيابيد.

۲-۲٫ چشماهايتان را بسته و در ذهن‏تان بر روى كلمه [آرام] تمركز كنيد.

۲-۳٫ سعى كنيد تنش مربوط به قسمت بالاى بدن را رها سازيد. از نشستن به حالت قوز كرده – كه احتمال نفس نفس زدن را افزايش مى‏دهد – خوددارى كنيد.

۲-۴٫ به آهستگى از سرشكم، نه از قفسه سينه، تنفس كنيد. به هنگام دم، چهار شماره به آهستگى بشماريد و بازدم نيز با چهار شماره آهسته صورت گيرد.

۲-۵٫ بر روى بازدم تمركز كنيد. اگر علايم اضطراب بعد از چند دقيقه بر طرف نشود، اين احتمال وجود دارد كه شما به سرعت و به طور مؤثر عمل نكردايد. بنابراين لازم است از شيوه تنفس مجدّد استفاده كنيد كه اين شيوه، مستلزم تنفس صرف از هواى بازدم است.

 

  1. پرت كردن حواس‏

تفكّر در مورد نشانه‏هاى ناخوشايند، موجب تشديد آنها خواهد شد. اين نشانه‏هاى تشديد شده، باعث مى‏شود ما احساس اضطراب كنيم.

شيوه‏هاى متعددى، براى پرت كردن حواس وجود دارد؛ يكى از آنها شيوه توقّف فكر است؛ به اين طريق كه بايد روى افكار منفى و رنج‏آور تمركز كرده و آنها را با صداى بلند بيان كنيد. همان‏طور كه به تدريج بيشتر و پيش‏تر در اين افكار غرق مى‏شويد، ناگهان با صداى بسيار بلند، فرياد مى‏زنيد: [بس كن] و هم زمان دست‏هايتان را به شدّت به هم مى‏زنيد. بلافاصله بعد از انجام اين كار، در مى‏يابيد كه اين سر و صداى شديد، سلسله افكار شما را قطع كرده است. در بيشتر موارد همين كافى است تا آنچه كه ذهن‏تان را مشغول داشته است، قطع شود. البته بايد اين شيوه را براى چندين مرتبه تمرين كنيد تا دريابيد كه با فرياد [بس كن]، افكار به طور موفقيت‏آميزى قطع مى‏شود.

مرحله بعدى، انديشيدن به افكار رنج‏آور بدون بيان آنها با صداى بلند و هم‏زمان فرياد كشيدن كلمه [بس كن] است. در آخرين مرحله، تفكر بدون صداى بلند و به ذهن آوردن كلمه [بس كن]، بدون بيان آن است. بكوشيد بعد از كلمه [بس كن]، به محرّكى كه براى شما شوك‏آور است (مثل صداى بلند) فكر كنيد.

 

  1. ايجاد درد خفيف‏

احساس درد، علامت هشدار دهنده‏اى به مغز، جهت حفظ بدن از آسيب بيشتر، است. نشانه‏هاى اضطراب را مى‏توان با تمرين استفاده از يك احساس ملايمى از درد (مثل فشارى كه با ناخن‏ها به كف دست وارد مى‏شود، يا نيشگون گرفتن لاله گوش، و يا گاز گرفتن آهسته لب) كنترل كرد.

شيوه ديگر، بستن يك كش به مچ دست است كه مى‏توان در پاسخ به افكار غيرمنطقى و اضطراب آور، كش را كشيد و ضربه‏اى وارد كرد.

 

  1. تمركز محيطى‏

اين شيوه به تمركز و توجّه بر روى جزئيات خاص در دنياى اطراف‏تان مربوط مى‏شود. نمونه‏اى از اين روش، مى‏تواند تمركز بر روى شماره اتومبيل‏ها جهت ساختن يك كلمه مركب از همه حروف حك شده بر روى پلاك و يا در يك مهمانى شلوغ، شمردن افراد چشم آبى باشد. از اين طريق ذهن مشغول و فعّال مى‏شود و هيچ فرصتى براى تفكّر منفى و اضطراب‏آور، پيدا نمى‏كند.

 

  1. استفاده از يك شى‏ء پل زننده‏

يك شى‏ء پل زننده شيئى است كه شما را به ياد خاطرات خوش گذشته مى‏اندازد. براى مثال، عكسى از يك روز تعطيل بسيار شاد. شما مى‏توانيد هر جا كه مى‏رويد اين شى‏ء را با خودتان حمل كنيد و از آن به عنوان راهى براى ايجاد آرامش و انبساط روحى استفاده كنيد.

 

  1. بازى‏هاى ذهنى‏

گاهى اوقات بازى‏هايى كه نياز به تمركز افكار دارد، مى‏تواند به پرت كردن حواس از موضوعات فشارزا و اضطراب آور كمك كند. براى اين منظور يك كتابچه جدول و يا بازى‏هايى همچون كلمات متقاطع، يافتن كلمات مخفى و… خريده و خود را در اتوبوس يا هنگام نهار و… با آن مشغول سازيد. اين كار مى‏تواند به شما در ممانعت از پرداختن به موضوعات فشارزا و اضطراب آور كمك كرده و فكر شما را منحرف سازد.

اما آنچه در درمان شما بسيار مؤثر است توجه به امور معنوى، انس با قرآن، دعا و ياد خدا است تلاش كنيد. علاوه بر انجام راهكارهاى فوق، ايمان و باورهاى دينى خود را تقويت كنيد به مناسك و عبادات مانند: نماز اول وقت، اهميت بيشترى بدهيد از گناه و كارهاى حرام پرهيز كنيد به ديگران سوء ذهن نداشته باشيد و تفسير منفى از رفتار ديگران نكنيد هرگاه ناراحت شديد با گفتن ذكر [لا اله الا اللَّه] و [استغفراللَّه] آرامش خود را حفظ كنيد. اعمال و رفتار ديگران را حمل بر صحت كنيد و عفو و گذشت را در خود تقويت كنيد و با نگاهى مثبت نسبت به ديگران، سينه خود را از خشم و غضب نسبت به ديگران، خالى كنيد زيرا وقتى ذهن و دل انسان مدفن افكار بد و خشم آلوده باشد جسم و روح انسان را فاسد و نابود مى‏كند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست