مجموعه آسیب های فردی، افسردگی:

استادي هستم كه به علت يكسري انحرافات اخلاقي مرا از كار بركنار كرده اند
آيا براي درمان افسردگي دعايي وجود دارد؟
در اسلام و روايات ائمه معصومين چه عواملی باعث افسردگي شناخته شده است.
علائم افسردگي عوامل و راههاي مقابله با آن چيست؟
مدتي است دچار كسالت و دلمردگي شده‏ام. انگيزه براي انجام هيچ كاري را ندارم، آرامش روحي ندارم ؛ هميشه نگرانم ؛ براي رهايي از اين حالت و براي رسيدن به آرامش روحي و كاستن افسردگي و سردرگمي چه بايد كرد؟
من داراي بيماري اعصاب و روان مي باشم،. خواهش مي كنم مرا به زندگي اميدوار كنيد چون بيماري من از نوع سايكوتيك (يا همان پسكيوز) مي باشد و صعب العلاج است لطفا مرا راهنمايي فرماييد.
بنده دختري هستم ۲۹ ساله و با توجه به اينكه سن من بالاست هنوز ازدواج نكردم … و تجرد باعث نا اميدي … شده است لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
من داراي افسردگي شديد هستم و هميشه مي خواهم كه گريه كنم شوهرم هم عصبي و فوق العاده بداخلاق است چه بايد بكنم تا از اين افسردگي نجات يابم؟
من هر چه مي‏كنم باز هم از خودم بيزارم و احساس مي‏كنم موجودي هستم كه به هيچ كس نفعي نمي‏رسانم و از وجود خودم خسته‏ام و بي‏هدف زندگي مي‏كنم.
استادي هستم كه به علت يكسري انحرافات اخلاقي مرا از كار بركنار كرده اند

استادي هستم كه به علت يكسري انحرافات اخلاقي مرا از كار بركنار كرده اند. دوستان از من فراري هستند. روح من در عذاب است، چه كار كنم كه از اين رنج رهايي يابم؟

پاسخ:
از نامة شما پيدا بود كه احساس يأس و نا اميدي به شما دست داده و از كاري كه كرده ايد خجالت زده و پشيمان هستيد. توصيه ما به شما نه به عنوان يك استاد اخلاق بلكه به عنوان يك مشاور, اين است كه به جاي تأسف خوردن و گريستن بر آن چه در گذشته انجام داده ايد، سعي كنيد آيندة خود را بسازيد. درست است كه شما به هر دليلي كه بوده , مرتكب خلاف و گناهي شده ايد و نزديكترين دوستان خود را از دست داده ايد، اما توجه داشته باشيد كه هنوز هم با بُن بست مواجه نشده ايد، همين كه از كار گذشتة خود به شدّت نادم و پشيمان هستيد، نشان دهندة ايمان و روحية قوي شما است و بايد اميدوار بود كه در آينده بتوانيد اين رفتارها را جبران كنيد. شما در واقع در معرض يك امتحان بزرگ قرار گرفته ايد. امتحاني كه بخشي از آن سپري شده و فكر مي كنيد نمرة مطلوبي بدست نياورده ايد اما بخش ديگر آن هنوز باقي است بايد بجاي تأسف خوردن از شكست در امتحان گذشته، روي امتحاني كه پيش رو داريد، سرمايه گذاري نماييد.
از نگاه دين اسلام , هيچگاه انسان با بُن بست مواجه نمي شود، در بدترين شرايط باز هم راه نجات وجود دارد. اصولاً توبه مربوط به شرايطي است كه، انسان مرتكب گناهي شده باشد. بايد به رحمت و مغفرت الهي اميدوار باشيد. زيرا خداوند بخشندة گناهان است. در آيات متعدد به غفاريّت الهي تصريح شده است. خداوند در سورة طه مي فرمايد: وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ(۱)
كسي كه توبه كند، او را مي بخشم. در آية ديگر آمده است: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جميعاً(۲) به درستي خداوند همه گناهان را مي بخشد.
با مطالعه تاريخ هم با افراد زيادي روبرو مي شويم ,كه توبه كرده اند و مورد رحمت و لطف الهي قرار گرفته و آينده روشني را در اين دنيا براي خود رقم زده اند. البته اينكه با توبه مي توان گناهان خويش را زايل نمود، به معناي اين نيست كه در ما طمع ايجاد شود و بيشتر گناه كنيم و بگوييم كه بعداً توبه مي كنيم. زيرا ممكن است فرصت پيدا نكنيم و در همين حال بميريم.
به هر حال، شما بايد از كار گذشتة خود پشيمان باشيد و در آينده تصميم قاطع براي جبران كارهاي ناپسند گذشته و انجام وظايف شرعي خود در عرصه هاي مختلف فردي و اجتماعي بگيريد.يكي از عواملي كه شما را در اين مسير ياري خواهد نمود . ذكر , ياد خدا و نماز است.
براي رهايي از اين حالت و برقراري ارتباط عاطفي و صميمانه با خدا و ائمه(ع) به نكات زير عمل نماييد:
۱٫ از كارهايي كه در گذشته انجام داده ايد و از اين جهت در نزد ديگران آبرو و حيثيت شما رفته است، از ته دل نادم و پيشمان باشيد.
۲٫ تصميم قاطع بگيريد كه از اين پس مرتكب كار خلاف و گناه نشويد.
۳٫ هميشه به ياد خدا بوده و خداوند را در همه جا حاضر بدانيد بگونه اي كه اعمال و رفتار شما را مي بيند. پس اگر كار خلاف هم انجام بدهيد، او قطعاً مي بيند.
۴٫ قدري به عوامل و زمينه هايي كه در گذشته باعث گناه در شما شده است، بيانديشيد. اين كه مي گوييد«به علت شهوات مرا از كار بر كنار كرده اند، به چه معناست؟» آيا مرتكب خلاف جنسي شده ايد؟ اگر اين است، ببينيد چرا به اين مشكل گرفتار شده ايد، آيا بخاطر آن كه مجرد هستيد، يا از خانواده دور مي باشيد. در اين مورد چيزي در نامة خود ننوشته ايد، هر كدام از اينها كه در گذشته براي شما مشكل ساز بوده است، سعي كنيد، اصلاح نماييد.
۵٫ اگر زندگي در آن شرائط و آن افراد مشكل است بهتر است محل زندگي خود را عوض كنيد.

________________________________________
پاورقی:
۱٫ طه:۸۲٫
۲٫ زمر:۵۳٫
منبع:نرم افزار پاسخ

آيا براي درمان افسردگي دعايي وجود دارد؟

آيا براي درمان افسردگي دعايي وجود دارد؟

 

انسان از نظر خلقى و عاطفى معمولاً يك حالت يكنواخت ندارد. همه انسان‏ها كم و بيش دوره‏هايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مى‏كنند و اين امر طبيعى است. و علت آن هم گاهى معلوم و شناخته شده است؛ مثل وقتي که عزيزى را از دست مي دهند. شكست در بعضى از امورات زندگى، مورد تمسخر و استهزا قرار گرفتن، زندگى كردن در غربت و دوري از خانواده و… و گاهى اوقات علت غمگينى و افسردگى و بى نشاطى معلوم و شناخته شده نيست.
چه بسا علت فيزيكو شيميايى يا ارثى و يا عواملى محيطى مبهم دارد. در هر حال افسردگى از اختلالات خلقى شايع مي باشد و معمولاً شيوع آن در ميان خانم‏ها، بيشتر از مردان است؛ زيرا براى مردان زمينه برون‏ريزى ناراحتى‏ها فراهم‏تر است؛ امّا زن‏ها معمولاً خود خورى مى‏كنند و زمينه بروز ناراحتى‏ها براى آنها كمتر فراهم مى‏شود.
البته خداوند مكانيزم‏هاى جالبى، در وجود انسان قرار داده كه تا حدّ قابل توجّهى، در تنظيم حالت خُلقى و عاطفى وى مؤثر است؛ از جمله اين مكانيزم‏ها خنده و گريه است. گريه و خنده، فوايد زيادى دارد كه از جمله آنها تنظيم حالات عاطفى و خلقى انسان است. گاهى با چند دقيقه گريه كردن، كاملاً انسان از ناراحتى‏ها تخليه مى‏شود و گاهى نيز با شركت در يك مجلس شادى آفرين (مثل جشن و عروسى) و يا قرار گرفتن در جمع دوستان و شنيدن چند مطلب طنزآميز و شوخى‏هاى خنده‏دار، انسان تخليه هيجانى مى‏شود و نشاط پيدا مى‏كند.
بنابراين تجربه كردن حالات غمگينى و افسردگى، تا حدود زيادى طبيعى است امّا اگر حالت غمگينى بيش از شش ماه طول بكشد و علايمى از قبيل كم خوابى (يا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهايى، كاهش عملكرد افراد، عدم تمركز حواس، حالات پرخاشگرانه و… را به دنبال داشته باشد؛ روشن مى‏شود كه مشكل كمى بيشتر از حالت طبيعى است و بايد به روان‏شناس، مشاور روان شناختى يا روان پزشك مراجعه كرد. به كارگيرى راه‏كارهاى زير، براى مقابله با مشكل مطرح شده و درمان آن بسيار مفيد است:
۱ـ اجتناب از تنهايى؛ سعى كنيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد در تنهايى قرار نگيريد.
۲ـ با افكار منفى خود مقابله كنيد يعنى هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد به هر صورتى كه شده خود را از چنبره آن نجات دهيد مثلاً خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه علاقه داريد و ممکن است مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
۳ـ به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و سعى كنيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد و هر روز چند بار مرور کنيد.
۴ـ به جاى اين كه به كمبودها و عيب‏ها و ناكاميهاى خود فكر كنيد به موفقيت‏ها و امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد. به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى و همه افراد اينچنين هستند سعى كنيد به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمه‏خالي را نخوريد چه اينكه از آنچه در اختيار داريد نمى‏توانيد بهره‏مند شوند، فرصتهاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد نگران نباشيد.
۵ـ با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه مدام از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.
۶ـ ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى روزمره خود قرار داده هر روز حداقل نيم ساعت الى يك ساعت ورزش كنيد. (هر ورزشى كه مورد علاقه شماست)
۷ـ هر چه مى‏توانيد قرآن بخوانيد و از مضامين بلند دعاهاى نقل شده از اهل‏بيت(ع) بهره بگيريد (فاقرأوا ما تيسر منه) البته قرآن را با تأنى و توجه به معنا تلاوت كنيد.
۸ـ از بيكارى و بى‏برنامه‏گى اجتناب كنيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.
۹ـ براى اوقات شبانه‏روزى خود برنامه ريزي کنيد يعني براي هر ساعت از ۲۴ ساعت شبانه روز يک فعاليت و کار خاص در نظر بگيريد و بر اساس همان عمل کنيد و در پايان روز ميزان موفقيت خود را در به اجرا درآوردن برنامه محک بزنيد و بسنجيد و سعي کنيد روز به روز ميزان موفقيت را افزايش دهيد تا آنجا که کاملا برنامه اجرا شود و برنامه نيز يک برنامه هماهنگ با هدف باشد.
۱۰ـ به تغذيه خود خصوصا صبحانه اهميت بدهيد و هيچگاه بدون خوردن صبحانه خود را مشغول كار يا مطالعه و يا كلاس نكنيد.
۱ـ هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد حدود ۱۰ دقيقه يك دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
۱۲ـ به مسائل معنوى بويژه نماز اول وقت اهميت فوق‏العاده بدهيد.
۱۳ـ با توسل به اهل‏بيت(ع) از آنها بخواهيد كه شما را كمك كنند و همواره اميدوار به لطف و رحمت خدا باشيد.
۱۴- شايد بتوان گفت علت اصلي افسردگي انسان دوري او از خداوند و عدم ايمان به او است. دعا بهترين وسيله قرب و انس انسان با خداوند است و آرامشي كه انسان از طريق دعا و به خصوص همراه با گريه بدست مي آورد، قابل توصيف نيست. دعاي به خصوصي توصيه نمي شود، زيرا هر دعايي چنين اثري دارد , ولي خواندن ذکر لا حول ولا قوه الا بالله براي برطرف شدن هم وغم توصيه شده اين دعا نيز خواصي دارد از جمله بر طرف شدن هم وغم أَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخَاءٍ الشُّكْرُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ أُعْجُوبَةِ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لِكُلِّ مُصِيبَةٍ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ لِكُلِّ ضِيقٍ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِكُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ
در پايان مطالعه كتب زير را توصيه مى‏كنيم:
۱- راز شاد زيستن، اندرو ميتوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، نشر نيريز.
۲- رمز پيروزى مردان بزرگ، استاد جعفر سبحانى. علاوه بر راهکارهاي فوق به نکات و راه کارهاي زير نيز عمل کنيد تا اضطراب شما کاهش پيدا کند. توجه داشته باشيد که اصل اضطراب امري است که در ساختار وجودي انسان نهادينه شده است و انسان نياز به مقداري اضطراب دارد زيرا اگر اضطراب نداشته باشيم هيچ کاري را به موقع انجام نمي دهيم و از خطراتي که ما را تهديد مي کند اجتناب نمي کنيم، اين اضطراب است که باعث مي شود به وعده خود عمل کنيم، اگر مريض شديم به پزشک مراجعه کنيم و براي موفقيت در امتحانات بهتر درس بخوانيم.
اما گاهي اوقات به هر دليلي ما ميزان اضطراب را در خود بالا مي بريم و باعث اختلال در عملکرد خود مي شويم. قبل از انجام هر کاري اول يک طرح و برنامه اي را تنظيم کنيد و براساس يک برنامه زماني آن را انجام دهيد.
مثلا اگر شما مسؤول تهيه ناهار ظهر هستيد بايد اول فکر کنيد که تهيه ناهار ظهر چه مقدار وقت نياز دارد همان مقدار وقت براي تهيه ناهار کافي است دليلي ندارد از يک شب قبل شما نگران تهيه غذاي فردا ظهر باشيد. در ا نجام تکاليف و کارهايي که به عهده شماست بيشتر به فکر خوب انجام دادن کار باشيد نه زود انجام دادن. سرعت در کار خوب است ولي عجله و شتابزدگي مضر است و فرق آنها با يکديگر اين است که وقتي شما شتابزده کاري را انجام مي دهيد ميزان اشتباهات شما بسيار بالاست لذا شتابزده عمل نکنيد. همواره به خود تلقين کنيد که من از عهده کارهايي که به عهده دارم به خوبي بر مي آيم و هيچ گاه به خاطر شکست ها خود را سرزنش نکنيد بلکه تلاش کنيد از شکست به عنوان يک تجربه استفاده کنيد. براي موفقيت در کارهاي بعدي هيچ گاه خود را فردي بد، ناموفق، شکست خورده تلقي نکنيد بلکه بيشتر به توانمندي هاي خود فکر کنيد و حداکثر استفاده را از آنها ببريد.
منبع:نرم افزار پرسمان

در اسلام و روايات ائمه معصومين چه عواملی باعث افسردگي شناخته شده است.

در اسلام و روايات ائمه معصومين چه عوامل معنوي باعث افسردگي شناخته شده است.

پاسخ:

مقدمه: افسردگي يكي از اختلالات عاطفي است كه با خلق پائين، غمگين و نااميدي همراه با احساس ناتواني و اضطراب مشخص مي شود. امروزه افسردگي در همه جوامع شايع است، تا آن جا كه آن را «سرماخوردگي اختلالات دماغي» ناميده اند.(۱)
افكار درماندگي، بي ارزشي، نااميدي، ابراز افكار خودكشي و كاهش يا عدم فعاليت هاي حركتي از علائم افسردگي است. بيماران افسرده واكنش حركتي آنها كند بوده، از بي قراري، كاهش حواس و كنش رواني شكايت دارند. در افسردگي، شخص دچار كاهش درك، احساس تنش، كاهش اعتماد به نفس، برداشت منفي از وقايع، احساس حقارت و بي ارزشي، سرزنش خويش، احساس پوچي، تحقير، دلتنگي و خشم مي شود. فرد افسرده دچار كاهش اشتها، ناراحتي معده، بي قراري در خواب و يا خسته از خواب بيدار شدن، عدم فعاليت، عدم علاقه به ورزش و تفريح مي شود.(۲)
تعريف افسردگي: افسردگي يك اختلال خلق و عاطفه همراه با غم است كه بيمار را دچار كاهش علاقه و عدم لذت بردن از اكثر يا همه فعاليت ها و سرگرمي هاي روز مره زندگي مي نمايد.(۳) اكنون كه تا حدي با تعريف و علايم افسردگي آشنا شديم به بررسي عوامل معنوي افسردگي تا حد امكان مي پردازيم.
در احاديث و گفته هاي معصومان ـ عليهم السلام ـ عوامل شناختي و عاطفي و رفتاري متعددي مورد توجه قرار گرفته اند. نگرش هاي نامعقول و غير منطقي، افراط و تفريط در تمايلات و هواهاي نفساني، نا اميدي، شك و ترديد به الطاف خداوند، از جمله عوامل معنوي افسردگي دانسته شده است. در زير به برخي از اين سبب ها اشاره مي شود.
۱ـ تمايل افراطي به دنيا: يكي از علل مهم افسردگي ناكامي دائمي است. زماني كه آرزوهاي انسان به طور مداوم بر آورده نشود، انسان دچار افسردگي مي شود. از آن جا كه امكانات مادي در اين دنيا محدود است، انسان نمي تواند به تمامي تمايلات افراطي خود برسد و همين امر باعث ناكامي انسان مي شود و اين ناكامي ها فرد را به غمگيني طولاني و افسردگي مبتلا مي سازد. رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: «كسي كه زياد علاقه مند و وابسته به دنيا باشد، سه چيز را براي او قطعي مي دانم: نيازي كه هيچ گاه به بي نيازي نمي انجامد: گرفتاري اي كه هرگز از آن خلاصي نيست، و افسردگي و غمي كه جزو وجودش مي شود و از او جدا نمي گردد».(۴)
هم چنين امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: شوق و علاقه افراطي در امور دنيوي موجبات غمگيني و ناراحتي فرد را فراهم مي سازد، و پرهيز از شوق و وابستگي به دنيا باعث راحتي و آرامش دل و آسايش بدن مي گردد.(۵)
۲ـ غفلت از ياد خدا: نشاط و سرور از آن كسي است كه رواني آرام و امن داشته باشد. انسان وقتي به اين امنيت و اطمينان نفس و روان مي رسد كه ترنم ياد خدا بر لب و ياد و ذكر او بر قلب و جانش طنين انداخته باشد. فرد زماني كه به ياد خداوند اشتغال دارد خود را به منبع لا يتناهي قدرت و كمال متصل مي بيند و از تنهايي و استيصال رها مي شود. تاثير عاطفي ياد خدا، پيدايش آرامش زودرس در روان و جسم فرد است. زماني كه انسان از ياد خدا غافل است، نمي تواند به آرامش برسد و خود را در اين دنيا تنها مي يابد كه يكي از پيامدهاي اين انزوا و تنهايي افسردگي مي باشد.(۶)
۳ـ شهوت راني و پي روي از هواهاي نفساني: اقدامي كه بر اساس تمايل شديد نفساني و بدون هدايت عقل و دين صورت مي گيرد، مي تواند باعث افسردگي شود، زيرا زماني كه فرد عنان خود را در اختيار نفس سركش مي گذارد و از آن بدون هيچ قيد و شرطي پيروي مي كند و به دام گناه گرفتار مي شود، عقل و وجدان، او را سرزنش مي كند و احساس گناه، دوري از خدا، بي ارزشي و نااميدي، وجود انسان گنهكار را فرا مي گيرد. در چنين وضعيتي فرد با حالت هاي رواني غم، كسالت و بي انگيزگي رو به رو مي شود. كه در صورت مداومت بر گناه و يا شدت گناه به حالت افسردگي تبديل مي شود.
پيامبر اسلام مي فرمايند: «و بسا خواهشي نفساني كه لذت محدود دارد و باعث اندوهگيني طولاني گردد».(۷)
۴ـ عدم توكل: اگر خود در گرفتاري ها و مشكلات تنها به اسباب مادي و توانائي هاي خودش توجه كند، به سادگي دست از عمل مي كشد و نا اميدي او را از پاي در مي آورد و در برابر مشكلات زندگي تسليم مي شود، در نتيجه شكست و ناكامي، زندگي او را فرا مي گيرد. زماني كه انسان در تمام مراحل زندگي خود با شكست رو برو شود به افسردگي مبتلا مي شود. توكل باعث مي شود كه انسان با اتكا به نيروي لا يزال الهي به آرامش برسدو در انجام امور زندگي و مواجه شدن با مشكلات، خدا را يار و ياور خود بداند، و از اضطراب و نگراني رهايي يابد.(۸)
۵ـ حسادت به مقام و مال ديگران: حسادت به مقام و مال كسي و رشك بردن و زوال آن را خواستن از دو جهت ناراحتي و افسردگي فرد را موجب مي شود: يكي از آن جهت كه فرد حسود در درون خود غصه دار و غمگين است. از اين كه ديگران در نعمت به سر مي برند، احساس ناراحتي مي كند و در نگراني و اضطراب به سر مي برد. هر چه حسادت و ابراز ناراحتي و اضطراب ادامه يابد، اندوهگيني در فرد حسود بيشتر استقرار مي يابد كه در صورت استمرار و شدت اين نگراني ها و غصه ها، فرد به افسردگي دچار مي شود.
دوم آن كه: چون حسود بدخواه ديگران است و بر خلاف فطرت انساني، خواهان زوال مقام يا مال ديگران است، مورد سرزنش وجدان و عقل خويش قرار مي گيرد و ناراحتي و افسردگي فرد مضاعف مي شود.
امام علي ـ عليه السلام ـ : ضمن معرفي حسود به عنوان كسي كه به خويش ستمگري مي كند، مي فرمايند: هيچ ستمگري به ستم ديده شبيه تر از حسود نسبت به ديگران نيست كه جاني ملول، خسته و ناآرام و دلي سرگشته و نگران و اندوهي پيوسته دارد.(۹)
۶ـ عدم دست يابي به آرزوها: همان طور كه قبلاً بيان شد يكي از عوامل مهم افسردگي ناكامي مي باشد. داشتن آرزوهاي دست نايافتني و نرسيدن به آن ها، موجب زمينه ناكامي واندوهگيني انسان مي شود كه در صورت تكرار ناكامي ها انسان دچار افسردگي مي شود. از اين رو در كلمات بزرگان دين، توصيه به دست برداشتن از آرزوهاي دست نايافتني شده و افراد از ناراحت بودن و غصه خوردن به دليل عدم دست يابي به آمال و آرزوها، بر حذر داشته اند.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: از اين كه آمال و آرزوهاي دور و دراز داشته باشي و فريب آن ها را بخوري، بر حذر باش كه تو را ناراحت و اندوهگين مي سازد و به تدريج اندوهگيني تو بزرگ مي شود و فكر تو را مشغول مي سازد و ناراحتي ات را افزايش مي دهد.

 

پاورقی:

  1. فقیهی، دکتر علی نقی، مجله معرفت، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، شماره ۴۸، ص ۴۸٫
    ۲٫ صالحی خواه، علی، افسردگی از دیدگاه اسلام و علم روز، چاپ کنعان، ص ۲۲٫
    ۳٫ همان، ص ۳٫
    ۴٫ مجله معرفت، شماره ۴۸، ص۴۹ برگرفته از مرحوم مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۱۶٫
    ۵٫ همان، ص ۴۹ به نقل از تحف العقول، ص ۳۸۵٫
    ۶٫ قاسمی، سلیمان، پایان نامه های موسسه امام خمینی، آموزه های بهداشت روان با توجه به سیره علمی و عملی پیامبر اسلام و امام علی، ص ۱۱۲٫
    ۷٫ مجله معرفت، شماره ۸۴، ص ۴۹ به نقل از بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۱۶٫
    ۸٫ قاسمی، سلیمان، آموزه های بهداشت روان با توجه به سیره علمی و عملی پیامبر اسلام و امام علی، ص ۱۲۵٫
    ۹٫ مجله معرفت، شماره ۸۴، ص ۴۹، به نقل از بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۲۵۶٫

 

علائم افسردگي عوامل و راههاي مقابله با آن چيست؟

علائم افسردگي عوامل و راههاي مقابله با آن چيست؟

         پاسخ:

افسردگي اغتشاشي درخلق است كه با درجات متفاوت غمگيني ، ياس ، تنهايي، نااميدي ، شك درمورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود. اغلب مردم معمولا در دوره اي از عمر خود احساس افسردگي مي كنند، اما عده اي ديگر اين احساسها را به كرات و بطور عميق و مداوم تجربه مي كنند. در بعضي موارد ، افسردگي براي ماهها و يا سالها تداوم مي يابد .

 

مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي معمولا كوتاه مدت بوده و تاثيرات كم و جزئي بر روي فعاليتها هاي معمول روزانه دارند.

 

در سطح بعدي افسردگي ، نشانه ها شدت يافته و براي دوره اي طولاني تر تداوم مي يابد. فعاليت هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند… اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. بهر حال ، در اين حالت ، احساسهاي نااميدي شايد آنقدر شديد شوند كه  خودكشي به عنوان تنها راه حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي شديد را تجربه مي كند ، ممكن است نوسانات شديدي را درخلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره گيري كامل از فعاليت هاي معمول روزانه و دنياي بيرون داشته باشد.

 

نشانه هاي افسردگي:

افسردگي ممكن است به صورتهاي زير زندگي شخص را تحت تاثير قرار دهد :

تغييرات در احساسها و ادركات:

گريه هاي مكرر و يا در قسمت ديگر پيوستار، فقدان پاسخدهي عاطفي

ناتواني از لذت بردن از هرچيزي

احساس نااميدي و يا بي ارزشي

احساس افراطي گناه و يا خود سرزنشي

فقدان احساسهاي گرم نسبت به خانواده و دوستان

 

تغييرات در رفتار و نگرش:

فقدان علاقه نسبت به فعاليت هاي قبلي و كناره گيري از ديگران

غفلت از مسئوليت ها وظاهر شخصي

تحريك پذيري ، شكايت از چيزهايي كه قبلا انجام مي گرفتند

نارضايتي كلي از زندگي

كاهش در حافظه ، ناتواني در تمركز ، بلاتصميمي و آشفتگي

كاهش در توانايي مقابله با مسائل روزمره

 

شكايات بدني:

خستگي مزمن وفقدان نيرو

فقدان كامل اشتها ، و يا در سوي ديگر ، خوردن اجباري

بي خوابي ، بيداري زود هنگام صبحگاهي ، يا خواب افراطي

سردردها ، پشت دردها و ساير شكايات مشابه بدون دليل

مشكلات گوارشي شامل درد معده ، تهوع ، اشكال در هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي

 

 

علل افسردگي:

علل پديد آمدن افسردگي گوناگون ميباشد :

 

* وراثت .

* محيط هاي نا ايمن و خطرناك مانند: آلودگي هوا و آب.

* محيطهاي آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.

* درگذشت همسر، فرزند، والدين و دوستان .

* ضربه هاي روحي شديد در كودكي و يا بزرگسالي .

* از دست دادن حمايتهاي اجتماعي در پي طلاق، دوري از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل .

* شرايط ناسالم اجتماعي مانند: فقر، بي خانماني و خشونت در جامعه.

* بيماريهاي مزمن مانند سرطان، ديابت و ايدز.

* شكست و ناكاميها-تجارب ناخوشايند .

* تغييرات هورموني – اختلال در تعادل انتقال دهنده هاي عصبي همچون سروتونين .

* در اثر مصرف برخي داروها مانند داروهاي خواب آور، ضد بارداري و كاهنده فشار خون بالا .

* استفاده از الكل، مواد مخدر و ديگر داروها .

* تغذيه نامناسب مانند كمبود فولات و ويتامين B1 و يا مصرف زياد مواد قندي و كافئين دار.

* ضعف شخصيت، اعتماد بنفش پايين، بد بيني و هم وابستگيها .

* استرس .

* الگوي تفكرات منفي .

* عدم تحرك بدني و نداشتن تفريح و سرگرمي .

* انزوا و گوشه گيري .

 

به خود كمك كنيد:

رك و رو راست بودن با خودمان در مورد تغييرات خلقي و يا شدت احساسات منفي به هنگام وقوع آنها به شما در پيدا كردن و شناسايي منابع احتمالي افسردگي و فشاركمك خواهند كرد. شما بايد خودتان را ارزيابي كرده و مشخص كنيد كه چه چيزي درحال حاضر برايتان مشكل ساز است؛ روابط با خانواده و دوستان، مسئوليت هاي مالي و غيره. بحث با اطرافيان ويا يك دوست فهيم باعث مي شود قبل از اينكه فشار به مرحله بحراني برسد، راه حلهايي پيدا شود. حتي اگر افسردگي خفيف نيز در كارآمدي شما تاثير منفي داشته باشد بايد با آن مقابله كرد. شما مي توانيد اين كارها را بكنيد:

فعاليت هاي معمولي خود را از طريق در نظر گرفتن يك پاداش براي فعاليت مطلوب و يا حتي يك چيز جديد تغيير دهيد حتي اگر آن را دوست نداشته باشيد.

براي كاهش تنش بهبود گوارش، ايجاد آرامش وشايد بهبود خواب خود ورزش كنيد.

از فشارزاهاي شناخته شده اجتناب كنيد.

از قبول مسئوليت، تصميم گيري و يا تغييرات درازمدت كه ممكن است شما را تحت فشار قرار دهند، خودداري كنيد. بهتر است كه اين كارها را تا زماني كه احساس بهتري براي مقابله داشته باشيد به تعويق بياندازيد.

حتما به يك پزشك مراجعه كنيد، بويژه اگر شكايات بدني نيز داشته باشيد.

 

راهبردهايي براي غلبه بر افسردگي:

 

۱- براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد .

 

۲- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد .

 

۳- كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.

 

۴- مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد .

 

۵- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.

 

۶- به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد .

 

۷- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد .

 

۸- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد .

 

۹- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد .

 

۱۰- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد .

 

۱۱- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.

 

۱۲- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد .

 

۱۳- به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است .

 

۱۴- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد .

 

۱۵- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.

 

۱۶- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد .

 

۱۷- شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به بر زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده .

 

۱۸- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد .

 

۱۹- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد .

 

۲۰- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد .

 

۲۱- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد .

 

۲۲- وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد .

 

۲۳- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد .

 

درچه مواقعي كمك حرفه اي الزامي است:

افسردگي قابل درمان است و كساني كه ازآن رنج مي برند مي توانند بهبود يابند. هرگاه شخص هركدام از موارد زير را احساس كند بايد به يك متخصص حرفه اي بهداشت رواني مراجعه كنيد:

زماني كه ناراحتي و مشكلات آن قدر زياد است كه در اغلب اوقات توانايي لذت بردن را ازشما مي گيرد.

زماني كه نشانه ها شديد بوده و عملكرد روز به روز بدتر مي شود و

زماني كه فشارها آنقدرغيرقابل تحمل هستند كه خودكشي به عنوان يك راه حل به ذهن شما مي رسد.

 

 

مدتي است دچار كسالت و دلمردگي شده‏ام. انگيزه براي انجام هيچ كاري را ندارم، آرامش روحي ندارم ؛ هميشه نگرانم ؛ براي رهايي از اين حالت و براي رسيدن به آرامش روحي و كاستن افسردگي و سردرگمي چه بايد كرد؟

مدتي است دچار كسالت و دلمردگي شده‏ام. انگيزه براي انجام هيچ كاري را ندارم، آرامش روحي ندارم ؛ هميشه نگرانم ؛ براي رهايي از اين حالت و براي رسيدن به آرامش روحي و كاستن افسردگي و سردرگمي چه بايد كرد؟

پاسخ:

همه ما گاهى غمگينى، دلمردگى و كسالت روحى را در زندگى تجربه مى‏كنيم و شايد يكى از رموز نهفته در نظام آفرينش، براى بهره‏مندى و لذّت بردن بيشتر از لحظات زندگى، همين تجربه‏هاى ناخوشايند و كسالت‏هاى روحى باشد.

همان طور كه بيمارى يك امرى ناخوشايند براى تمام انسان‏هاست امّا براى پى‏بردن به ارزش سلامتى و استفاده لذتبخش از تندرستى و قدردانى و سپاسگزارى از آفريننده همه زيبايى‏ها، تذكر بسيار مهمى است به انسان به عبارت ديگر براى پى‏بردن به ارزش هر نعمتى، ابتلا به فقدان آن، بهترين هشدار دهنده و مناسب‏ترين وسيله براى بيدارى انسان و استفاده بهينه از نعمت‏هاى الهى است. بنابراين بيمارى و كسالت نيز يك نعمت است و اگر نگاه ما به زندگى و حوادث آن اين‏گونه باشد، به طور كلى همه چيز عوض خواهد شد و همه فشارهاى روحى و افسردگى‏ها تبديل به نشاط و شادابى مى‏شود.

مشكل اساسى و محور همه پريشانى‏هايى كه بر زندگى شما سايه‏افكنده و همه چيز را تيره و تار و سياه مى‏بينيد، نگرش منفى به زندگى، محيط اطراف و مهمتر از همه نسبت به [خود] است. شما همواره روح و روان خود را آماج تيرهاى سهمگين تفكرات منفى و زير بمباران منفى‏نگرى‏هاى خود قرار داده‏ايد و طبيعى است كه نتيجه اين بمباران، چيزى جز تخريب روحيه و از دست دادن نشاط و ابتلا به افسردگى و پريشانى نيست. پرسش اين است كه چرا خود را بدون دليل متهم مى‏كنيد؟ چرا دنيا و زندگى در آن را براى خود، زندان تصور مى‏كنيد؟ چرا خود را سردرگم و گرفتار در پيچ و خم‏هاى زندگى مى‏كنيد؟ چرا خود را در بن‏بست تفكرات منفى قرار داده، آيه يأس مى‏خوانيد؟

همه اين سردرگمى‏ها، بن‏بست‏ها، نااميدى‏ها، خستگى‏هاى روحى و بالاخره افسردگى‏ها، ناشى از همين منفى‏بافى‏هايى است كه شايد از دوران نوجوانى، به صورت ناخودآگاه به دام آن گرفتار شده‏ايد

به هر حال براى رفع مشكل شما، راه كارهايى ارائه مى‏شود كه اميدواريم ضمن به كارگيرى آنها، به صورت جدى شاهد سلامتى و بهبود وضعيت وقتى شما باشيم:

  1. اجتناب از تنهايى؛ بكوشيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد، در تنهايى قرار نگيريد.
  2. با افكار منفى خود مقابله كنيد؛ يعنى، هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد. به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهيد؛ براى مثال خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
  3. به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و بكوشيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.
  4. به جاى اينكه به كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏هاى خود بينديشيد؛ به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد. به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى؛ به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمه خالى را نخوريد. فرصت‏هاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد، نگران نباشيد.
  5. با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه هميشه وقتى با آنها مواجه مى‏شويد از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.
  6. ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نيم تا يك ساعت ورزش كنيد.
  7. هر چه مى‏توانيد قرآن بخوانيد و از دعاهاى اهل‏بيت(ع) بهره بگيريد: A}[فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ]V}{Aمزمل (۷۳)، آيه ۲۰٫ {V البته قرآن را با تأنى و توجه به معنا تلاوت كنيد.
  8. از بيكارى و بى‏برنامگى بپرهيزيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.
  9. براى برنامه‏ريزى اوقات شبانه‏روزى، حتماً با مشاور گفت و گو كنيد يا از دوستان موفق خود كمك بگيريد.
  10. به تغذيه خود – به خصوص صبحانه – اهميت بدهيد و هيچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصيل يا مطالعه نشويد.
  11. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
  12. به مسائل معنوى – به ويژه نماز اول وقت – اهميت فوق‏العاده بدهيد.
  13. با توسل به اهل‏بيت(ع) از آنها بخواهيد كه شما را كمك كنند و همواره اميدوار به لطف و رحمت خدا باشيد.
من داراي بيماري اعصاب و روان مي باشم،. خواهش مي كنم مرا به زندگي اميدوار كنيد چون بيماري من از نوع سايكوتيك (يا همان پسكيوز) مي باشد و صعب العلاج است لطفا مرا راهنمايي فرماييد.

من داراي بيماري اعصاب و روان مي باشم، از زندگي بسيار نااميد و دلسرد هستم و احساس مي كنم تمام درهاي رحمت به روي من بسته شده است به گونه اي كه گاهي به شدت افسرده مي شوم و گاهي بي نهايت دچار اضطراب مي شوم و تصور مي كنم از من كسي در جهان بدتر نيست و احساس شكست و ناكامي در من وجود دارد. خواهش مي كنم مرا به زندگي اميدوار كنيد چون بيماري من از نوع سايكوتيك (يا همان پسكيوز) مي باشد و صعب العلاج است لطفا مرا راهنمايي فرماييد.

پاسخ:

  1. زندگي سرشار از افت و خيزها و فراز و نشيب هاست، و هيچ كس نيست كه در زندگي طعم تلخي ها، نقص ها و رنج هاي طبيعي آن را نچشد اما آنچه بيشتر از اين حوادث اهميت دارد تعبير و تفسير مشكلات و رويدادهاي زندگي است خوشبختانه جهان بيني توحيدي با جامعيتي كه دارد سراسر زندگي را با معنا مي كند به گونه اي كه مرگ، درد، فراق، رنج، معني مي يابد به همين جهت است كه نااميدي در فرهنگ هاي ديني در بستر ناكامي هاي زندگي به مراتب كمتر از فرهنگ هاي غير ديني و كم ديني است.
    در مشاوره هاي روان شناختي براي ما به تجربه به اثبات رسيده كه افرادي كه داراي مشكلات روحي يكسان هستند آنهايي كه باورهاي ديني دارند نسبت به آن مشكل از سازگاري بالاتري بهره مند هستند.
    به عنوان نمونه همين مشكل اگر فردي داشته باشد كه از دين بي بهره يا بسيار كم بهره باشد حال و روزش بسيار بدتر خواهد بود. به همين دليل است كه روان شناسان دنيا در سال هاي اخير گرايش زيادي به مسايل ديني و باورهاي معنوي جهت درمان افراد دارند آنها سهم درماني زيادي براي باورهاي ديني در كنار دارو درماني قايل شده اند.(۱) پس بيش از پيش در كنار استفاده از دارو درماني بايد به باورهاي ديني پناه برد.
    ۲٫ مشكلات و رنج ها متناسب ظرفيت افراد است در نظام حكيمانه الهي هر كس به گونه اي متناسب با توان، دانايي و ظرفيتش مورد آزمايش و سنجش قرار مي گيرد به همين دليل فقر، دارايي، سلامتي، فرزند، نازايي، بيماري، دانايي و… وسايل آزمايش الهي هستند. گاهي افراد كه متوجه سنت ها و آزمايش هاي حكيمانه الهي نيستند از خدا درخواست مي كنند كه كاش به جاي فلان مشكل، مشكل ديگري را داشته، غافل از اينكه آن مشكل به صلاح آن فرد نيست. از سوي ديگر در مشاوره ها ما به طور آشكار مي بينيم كه خانواده يا فردي با مشكلي دست و پنجه نرم مي كنند و در آن به طور پنهاني در رنج است امّا افرادي ديگر كه ازحال آنها مطلع نيستند از خدا تمنا دارند كه زندگي آنها را داشته باشند. پس نگوئيد كه كسي بدتر از من درجهان نيست بنابراين گمان نكنيد كه درهاي رحمت الهي به روي شما بسته شده بلكه بيماري شما منبع نزول رحمت خدا، ارتقاء معنوي، و غفران و بخشش الهي است. اگر بيماري سبب بسته شدن رحمت الهي بود ائمه ـ عليهم السلام ـ و پيامبران الهي در زندگي خود به بيماري مبتلا نمي شدند در حالي كه افرادي كه با تاريخ زندگي ايشان آشنايي دارند مي دانند كه سخت ترين آزمايش هاي الهي، براي ايشان رقم خورده است مثل بيماري ايوب پيامبر ـ عليه السلام ـ گرفتاري ها، سبب مي شود كه انسان بيشتر در خانه خدا حاضر شود و از خدا و حقيقت زندگي فاصله نگيرد هر كه در اين بزم مقرب تر است * جام بلا بيشترش مي دهند.(۲)
    ۳٫ همان گونه كه گفتيم گاهي يك مشكل مي تواند منبع تحول يك انسان شود بستگي دارد كه چگونه آن رويداد، تفسير شود در يكي از تجربه هاي مشاوره اي خود با دختر خانمي مواجه شدم كه مبتلا به بيماري ms شده بود او مي گفت بدنم روز به روز تحليل رو به رشدي دارد به گونه اي كه ظرف مدت كوتاهي در بيمارستان بستري شدم و بدون ويلچر توان جابجايي ندارم. در بيمارستان روزي پرستاري كه دلش به خاطر من رحم آمده بود به سوي من آمد و خواست به من دلداري دهد من از زندگي و حقيقت رنج ها و معني آن براي او سخن گفتم از آن روز به بعد پرستاران گاه به گاه گرد تخت من جمع مي شوند و از من مي خواهند كه براي آنها از حقيقت زندگي سخن بگويم و زندگي آنها را هدفدار و با معنا كنم. اين دختر خانم مي گفت هيچ كس باورش نمي شود كه من، من كه قبل از بيماري باور ديني بسيار كم رنگي داشتم و اعمال ديني ام را انجام نمي دادم امروز حاضر نيستم بيماري ام را با هيچ چيزي عوض كنم. بيماري سبب تحول فكر و شكستن غرور و جهل هايم شد و من به خود آمدم…(۳)
    ۴٫ ماهيت بيماري مذكور طوري است كه نسبت به درمان گاهي مأيوس كننده است اما به نداي الهي گوش دادن و براي كاستن شدت بيماري خود از اسباب طبيعي مثل «دارو درماني» كمك گرفتن بسيار مفيد است. حتما در خلال بيماري مشخص شده كه دارو درماني نقش بسيار مهمي در درمان اختلالات شديد روان شناختي (سايكوزها) دارد بنابراين بايد در درجه اول روان پزشك حاذقي را پيدا كرد و در مرتبه دوم به نسخه ها و گفته هاي او اعتماد كرد. وضعيت درماني خود و عوارض داروها را مرتب زير نظر او چك كرد. به حرف هاي مردم ناآگاه نسبت به خواص داروها توجهي نبايد نمود متأسفانه به دليل فقر فرهنگي عده زيادي از فرهنگ مشاوره هاي پزشكي و روان شناختي آگاهي ندارند و گاهي با حرف ها و تشويق هاي خود مانع پيگيري بيماران مي شوند. داروها با عوارضي كه دارند (مثل زياد شدن خواب) در كل فايده زياد آنها بر عوارض آنها مي چربد. البته عوارض دارويي تا حدود زيادي با كمك متخصص روان پزشك قابل كنترل و تعديل است.
    توجه به نسخه ها و عمل به دستورات متخصصان متدين از نظر عقل و دين لازم و واجب است و بي توجهي ارادي به نظرات آنها از آنجا كه سبب ضرر به خود و اطرافيان مي شود گناه و حرام است.(۴)
    ۵٫ در كنار دارو درماني كمك گرفتن از «روان شناس باليني» بسيار مفيد خواهد بود.
    ۶٫ بي ترديد واقف هستيم كه زندگي ما به اين دنيا محدود نمي شود و به تعبير قرآن آخرت بهتر و ماندگار تر است امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: عظمت و بزرگي اجر و پاداش فرد، با عظمت و گرفتاري او توأم و همسان مي باشد، خداوند، افرادي را دوست مي دارد كه آنها را به گرفتاري ها مبتلي سازد.(۵)

 

پاورقی:

  1. ديويد فونتانا، روان شناسي دين و معنويت، ترجمه الف ساوار، قم، نشر اديان، ۱۳۸۵ش، ص۳۵۶ـ۳۵۵٫ ر.ک: ويليام وست، روان درماني و معنويت، ترجمه شهريار شهيدي، تهران، نشر رشد.
    ۲٫ شهيد ثاني، اسلام در کنار داغديدگان، ترجمه سيد محمد باقر حجتي، تهران، نشر جوانه رشد، ۱۳۸۴ش، فصل سوم، ص۲۶۵٫
    ۳٫ تجربه شخصي بنده در يکي از مشاوره هاي تلفني در مرکز ملي پاسخگويي به سئوالات ديني.
    ۴٫ استفتاء روان پزشکي که از طرح هاي پژوهشي همين مرکز است با همکاري گروه فقه و مشاوره.
    ۵٫ اسلام در کنار داغديدگان، شهيد ثاني، همان، ص۲۶۶٫

 

بنده دختري هستم ۲۹ ساله و با توجه به اينكه سن من بالاست هنوز ازدواج نكردم … و تجرد باعث نا اميدي … شده است لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

سوال: بنده دختري هستم ۲۹ ساله و با توجه به اينكه سن من بالاست هنوز ازدواج نكردم … و تجرد باعث نا اميدي … شده است لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:
اين كه نگران آيندة زندگي خود هستيد كاملاً طبيعي است. براي فقط بهداشت رواني نمي تواند تا پايان عمر مجرد زندگي كرد و هيچ برنامه اي براي ازدواج خود نداشته باشيم.(۱)
اساساً يكي از اهداف ازدواج، رسيدن به آرامش رواني و پيشگيري از افسردگي و ديگر اختلالات رواني است.(۲) اين كه چه عواملي باعث شده تا شما نتوانيد به موقع ازدواج نماييد، براي خود شما معلوم است، اما توجه داشته باشيد كه هيچ وقت خودتان را سرزنش نكنيد و اين احساس منفي در شما ايجاد نشود كه شما لياقت نداشته ايد تا كسي به خواستگاري شما بيايد و پيشنهاد ازدواج بدهد شايد مشكلات زندگي و شرايط خانوادگي مانع از ازدواج شما شده و هيچ كسي در اين باره تقصيري ندارد. مهم اين است كه شما وظيفه و مسئوليت خويش را در قبال خانواده به انجام رسانيده و اينك تصميم ازدواج داريد.
درباره نداشتن خواستگار توجه شما را به مطالب زير جلب ميكنيم:
۱٫ وضعيت اجتماعي ـ فرهنگي و اقتصادي جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضي توقعات و انتظارات خانوادهها و دامن زدن به فرهنگ تشريفات و نظير آن، مشكل بيكاري پسران و عدم توانايي آنها براي تأمين نيازمنديهاي زندگي مستقل عواملي است كه باعث اين مشكل شده بنابراين در چنين فضايي زمينه ازدواج دختران نيز فراهم نميشود در نتيجه دختراني نظير شما گمان ميكنند اشكال و ايراد در وجود آنهاست. پس يكي از عوامل پديد آمدن اين مشكل عاملي است كه از اختيار شما و هر كس ديگري خارج است.
۲٫ گاهي انتظارات بالا و بيش از اندازه خانوادهها يا خود دختران به اين مشكل دامن ميزند كه در اين صورت اين موضوع بايد مورد بررسي قرار گيرد و در صورت واقعيت داشتن آن، با تدابير لازم و مناسب به تعديل آن پرداخت و بدين وسيله يكي از موانع خواستگاري و ازدواج برطرف شود.
۳٫ گاهي نيز ويژگيهاي شخصيتي و اخلاقي خانوادهها ممكن است مانع و سد راهي براي خواستگاران باشد كه اين امر نيز بايد مورد توجه خانوادهها قرار گفته و در صورت لزوم تغييرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقي و آداب اجتماعي خود ايجاد نمايند و زمينه ازدواج دختران خود را فراهم نمايند
۴٫ گاهي نيز ويژگيهاي ظاهري و جسماني يا صفات اخلاقي و شخصيتي خود دختران است كه باعث ميشود ديرتر ازدواج كنند و خواستگار كمتري داشته باشند.
پس بعضي عوامل در دست شما يا شخص ديگري نيست كه در اين صورت نبايد نگران آن باشيد و ذهن خود را به آن مشغول نماييد به گونهاي كه مانع زندگي روزمره و درسي و تحصيلات علمي و ديگر امور شود. زيرا انسان نميتواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم نمايد ولي ميتواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول هميشه نگران و ناراحت و غمگين و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتكار و خلاقيت و بهرهمند شدن از ديگر توانمنديهاي خود، شاد و با نشاط زندگي خواهد كرد و فعّال و سر زنده با همان امكانات و شرائط موجود، زندگي را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراين هيچ گاه نبايد اين موضوع مانع عمدهاي بر راه ادامه زندگي و تحصيل و… شود.
علاوه بر اين مطمئن باشيد اگر به خداوند متعال توكل كنيد و تمام امور زندگي خود را به او واگذار كنيد، خداوند به بهترين وجه و شكل به آن رسيدگي خواهد كرد زيرا او خير و صلاح بندگانش را بهتر از خود شما ميداند. خداوند در سوره بقره آيه ۲۱۶ ميفرمايد: { Q… و عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شرٌ لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون. چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد حال آنكه شر شما در آن است و خدا ميداند و شما نميدانيد».
علاوه بر اين شما به جاي اين كه ذهنتان را به كمبودها، نقصهاي خود معطوف داريد و از آن رنج ببريد تواناييها و استعدادها و موفقيتهاي گذشته و حال خود را به خاطر خود بسپاريد و با تكيه بر آنها يأس و نااميدي را از خود دور كنيد و با نگرشي مثبت به زندگي و آينده اجازه ندهيد اين گونه مسائل جزئي كه در نهايت هم حل ميشود، زندگي را بر شما تلخ كند. اگر خواستگار نداريد، هزاران هزار نعمت و توانمندي خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهرهمند هستيد چه بهتر است به آنها بيانديشيد و به بهرهبرداري از آن نعمتها فكر كنيد و لذت ببريد. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نياز با او را فراموش نكنيد كه ياد خدا آرامشبخش است.
اگر فردي را مي شناسيد كه از هر لحاظي مورد تأييد شما است، مي توانيد اين خواستة خود را به نحوي به ايشان منتقل كنيد. مثلاً فردي (واسطه و غير مستقيم) به ايشان پيشنهاد كند كه به خواستگاري شما بيايد و در عين حال از خصوصيات مثبت فردي و نجابت شما نيز تعريف كند، اين زمينة خوبي است كه شما معرفي مي شويد. البته مادر و ديگر دوستان امين و اقوام صالح و هم كلاسي هاي امين و متدين هم مي توانند نقش مفيدي در اين زمينه ايفا نمايند.

نتيجه گيري:۱٫ راه عقلايي و شرعي اين است كه هر طور شده طبق توصيه هاي بالا به فكر ازدواج باشيد. بنابراين، تنها بودن و مجرد زندگي كردن به هيج وجه به صلاح نيست. هم از نظر شرعي اشكال دارد و هم از نظر روان شناختي آثار و پيامدهاي منفي به دنبال دارد. چه بسا اين مشكلاتي كه مطرح كرده ايد بخاطر عدم ازدواج شما باشد. ازدواج موجب آرامش روان و سعادت و خوشبختي افراد است.
۲٫ از دعا و نماز، توسل به ائمه جهت مهيا شدن امر ازدواج و رفع مشكلات خود كمك بگيريد.
۳٫ شما كه در حال تجرُّد به سر مي بريد و تا كنون ازدواج نكرده ايد، بخوبي درك مي كنيد كه تا چه اندازه به همسر و كسي كه تكيه گاه و همدم شما باشد، نياز داريد. خداوند دربارة اهميت ازدواج و نقش آن در آرامش روحي انسان مي فرمايد: { Qِمنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ(۳) از آيات و نشانه هاي حكيمانة خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد تا در كنار آنان آرامش يابيد و ميان شما مهر و محبت و رحمت قرار داد. به تحقيق در اين كار خداوند، دلايل حكيمانه اي است براي انديشمندان و متفكران.
در پايان شاخه گلي از گلستان نبوي به شما هديه مي كنيم: پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) فرمودند: «آنچه از دنيا نصيب تو باشد، اگر ناتوان هم باشي، به تو مي رسد و آنچه به زيان تو باشد، به زور نمي تواني آن را از خود دور كني. هركس به آنچه از دستش رفته اميد نداشته باشد، آسوده است و هر كس به آنچه خداوند روزي اش كرده، خرسند باشد، شادمان مي گردد.»(۴)

________________________________________
پاورقی:
۱٫ اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۴۹، ص ۱۷،۲۱٫
۲٫ مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، ۱۳۷۴، ص۱۶٫
۳٫ روم:۲۱٫
۴٫ شيخ صدوق، الامالى، ص ۲۲۵ و ۳۹۳
منبع:نرم افزار پاسخ

من داراي افسردگي شديد هستم و هميشه مي خواهم كه گريه كنم شوهرم هم عصبي و فوق العاده بداخلاق است چه بايد بكنم تا از اين افسردگي نجات يابم؟

من داراي افسردگي شديد هستم و هميشه مي خواهم كه گريه كنم شوهرم هم عصبي و فوق العاده بداخلاق است چه بايد بكنم تا از اين افسردگي نجات يابم؟

پاسخ:

قبل از هر مطلبي لازم است اشاره كنم كه در قالب نامه نمي توان نه به علل يك مسئله پي برد ونه راهكاري ارائه داد لذا آنچه كه ارائه مي گردد مطالبي كلي در زمينه افسردگي است كه جنبه بينشي دارد اگر چه عمل به راهكارها در شرائط غير حاد خالي از فائده نمي باشد پس در عين مفيد بودن مطالب ارائه شده لزوم مراجعه به مشاوره منتفي نمي باشد.

علل و عوامل افسردگياز آنجا كه براي درمان افسردگي لازم است عوامل و علايم آنرا بدانيم، پس در اين جا به اين موارد اشاره مي كنيم. علل بيماري افسردگي را مي توان به علت هاي زيست شناختي، اجتماعي و روانشناختي تقسيم كرد.(۱)
الف) علل زيست شناختي: علل زيست شناختي شامل هرگونه آسيب به مغز در حالات جنيني در رحم مادر يا در حين زايمان و پس از تولد مي تواند باشد. آسيب به مغز مي تواند به شكل ضربه فيزيكي به آن و يا به شكل هرگونه بيماري مغزي مثلاً تومور يا عفونت مغزي باشد. برخي بيماريهاي جسمي مانند: كم كاري غده تيروئيد، يا سكتة قلبي و مغزي و همچنين داروهايي مانند داروهاي ضدفشار خون و كورتون نيز ممكن است حالت افسردگي ايجاد كند.(۲)
ب) علل اجتماعي: يكي از مهمترين علت اجتماعي افسردگي,مشكلات خانواده است. اگر شخصي در محيطي گرم، با عشق و علاقه و محبت بزرگ شود و الگوهاي مناسبي در دسترس داشته باشد و اگر اجازه رشد و تكامل بيابد، به احتمال زياد اين شخص دچار فشار روحي نخواهد شد. اما اگر در خانواده اي بزرگ شودكه دچار انواع نابساماني ها و اختلافات و كمبودهاست، يا قرباني بدرفتايهاي جسمي، رواني و جنسي شود، آنگاه به احتمال قوي در چنگال آسيب هاي روحي، از جمله افسردگي گرفتار خواهد آمد. محيط هاي ديگر همانند مدرسه، محيط كار و از همه مهمتر جامعه اي كه در آن زندگي مي كنيم نقش مهمي در سلامت رواني ما دارند.(۳)
ج) علل روانشناختي: عواملي چون شخصيت فرد و قدرت انطباق او با فشارهاي محيطي نقش مهمي در ايجاد بيماريهاي روحي از جمله افسردگي دارد، اتكاء به نفس، خلق و روحية فرد، طرز رفتار و برخورد او از مهمترين عواملي است كه درجه انطباق شخص با فشارهاي محيطي را تعيين مي كند، افراد كم تحمل و يا كساني كه نگرش منفي و بدبينانه به زندگي دارند، خطر گرفتاري به افسردگي را بيش از افراد صبور و واقع بين دارند.(۴)
هر چند به طور قطع نمي توان گفت كه زنان بيش از مردان به افسردگي مبتلا مي شوند، ولي اكثر روانپزشكان بر اين عقيده اند كه افسردگي در مورد زنان شيوع بيشتري دارد. در اينجا به برخي از عواملي كه در بروز افسردگي در زنان نقش مؤثري دارد اشاره مي كنيم، اين عوامل افزون بر عواملي است كه در بالا بدانها اشاره شد:
الف) در زنان، تعدادي از وقايع مربوط به توليد مثل (باروري، نازايي، زايمان، استفاده از قرصهاي ضد بارداري) با افسردگي در ارتباط است، در اين مورد شواهدي مبني بر تأثير تغييرات هورمونهاي زنانگي و وقايع باروري، بر خلق و خوي زنان، به دست آمده كه نشانگر آن است كه اين وقايع موجب بروز افسردگيِ اساسي در بسياري از زنان مي گردد.(۵)
ب) علاوه بر اين موارد، عوامل ديگري كه موجب افزايش شيوع افسردگي در ميان زنان مي گردد عبارت است از: ازدواج ناموفق، عدم وجود روابط دوستانه ميان زن و شوهر، عدم حضور شريك زندگي، كناره گيري از اجتماع و ماندن در خانه به علت وجود كودكان كم سال.(۶)

علايم و نشانه هاي افسردگيافسردگي همچون اختلالات ديگر، داراي علايمي است كه در اينجا به طور اجمال به برخي از آنها اشاره مي كنيم: ۱٫ احساس غم، اضطراب يا تهي بودن، به طور دايم يا در بيشتر وقتها. ۲٫ اشتغال ذهني دربارة مرگ يا خودكشي. ۳٫ احساس گناه، نوميدي يا بي ارزشي. ۴٫ از دست دادن علاقه يا لذت در مورد فعاليت هايي كه قبلاً جالب و لذت بخش بودند از جمله روابط جنسي. ۵٫ كم خوابي يا پرخوابي. ۶٫ كم خوري و كاهش وزن، يا پرخوري و افزايش وزن. ۷٫ بي قراري يا تحريك پذيري. ۸٫ دردهاي جسمي مداوم كه درمان در مورد آنها مؤثر نيست، مانند سردردهاي مزمن، يبوست و ديگر مشكلات گوارشي. ۹٫ دشواري در ايجاد تمركز، يادآوري مسايل يا تصميم گيري. ۱۰٫ ضعف.
بايد توجه داشت، در صورتي اين علايم، نشان دهندة افسردگي است كه چهار تا پنج مورد يا بيشتر، در مورد يك شخص صادق باشد و بيش از دو هفته هم دوام داشته باشند.(۷)

درمان افسردگيدرمان افسردگي منحصر به يك درمان نيست و از آنجا كه برخي از روشهاي درماني را شخص به تنهايي نمي تواند انجام دهد، بنابراين اولين و مهم ترين كار در جهت درمانِ افسردگي يا هر نوع بيماري رواني ديگر، مراجعه به روانشناس باليني يا روانپزشك است. در اينجا تنها آن دسته از روشهاي درماني را ذكر مي كنيم كه براي انجام آنها به كمك و همكاري و نظارت متخصص نيازكمتري وجود دارد ، اين روشها عبارتند از:
۱٫ بسياري از افسردگي ها ناشي از افكار منفي اي است كه فرد افسرده در ذهن خود دارد، به عنوان مثال فردي كه فكر مي كند كسي او را دوست ندارد، در نتيجه , رفتارش گوشه گيري از ديگران، حالت عاطفي اش احساس تنهايي و افسردگي، و حالت فيزيكي و جسماني اش بي خوابي، بي اشتهايي و… است. بر اين اساس براي درمان افسردگي، بايد با افكار منفي مبارزه كرد، براي اين كار لازم است از خود بپرسيد كه شواهد و دلايل شما براي اثبات يا ردّ افكار منفي تان چيست؟ و آنها را در يك جدول يادداشت كنيد. همچنين سعي كنيد براي هر رويداد، بيش از يك توضيح قايل شويد. هرچه شما بيشتر، رويدادهاي روزمره تان را يادداشت كنيد و سعي در تجزية افكار منفي و جدال با آنها كنيد، در اين كار مهارت كسب كرده سريع تر از آنها رهايي مي يابيد.(۸) به هر حال مقابله جدي با افكار منفي , روح و روان انسان را آرام مي كند.
۲٫ با ديگران ارتباط برقرار كنيد ـ دوستان، اقوام و آشنايان. (۹)
۳٫ با خود مهربان باشيد، قبول كنيد كه افسردگي انرژي شما را تحليل مي برد و مانع از انجام دادن همة كارهايي مي شود كه قبلاً انجام مي داديد. سعي كنيد براي خود هدفهاي دشوار در نظر نگيريد يا مسئوليت بيش از توان خود قبول نكنيد.(۱۰)
۴٫ منظم باشيد. يك روش منظم متناسب با خود پيدا كنيد و تا آنجا كه مي توانيد به آن پايبند بمانيد. هر روز سر ساعت معين بيدار شويد و سر ساعت معين غذا بخوريد و شب زود بخوابيد تا خواب شبانة خوبي داشته باشيد. بسياري از كساني كه افسردگي دارند وقتي به اندازه كافي نمي خوابند حالشان بدتر مي شود. پيروي از يك روش منظم مي تواند ساعتِ زيستيِ شما را كه اغلب به هنگام افسردگي، مختل مي شود، دوباره منظم كند.(۱۱)
۵٫ ورزش كنيد و فعاليت جسمي داشته باشيد. بسياري از درمانگران، انجام تمرينات ورزشي را به عنوان يك روش درماني، براي معالجة افسردگي توصيه مي كنند. حضرت علي ـ عليه السلام ـ در مورد نقش تفريح در سلامت روان مي فرمايد: «تفريح و شادي باعث فرح، انبساط، آرامش روح و ماية خرّمي است.»(۱۲)
۶٫ به خداوند متعال توكل كنيد. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «توكل بر قضا و قدر، چه خوب غم و غصه را دور مي كند.» (۱۳)
پرسشگر محترم ! در عين حالي كه خود براي رفع افسردگي تلاش مي كنيد مراجعه به روانپزشك براي تجويز دارو و مراجعه به روانشناس متخصص و متعهد براي گرفتن روان درماني از ضروريات دستيابي به مبارزه با افسردگي است. از مطالعة منابع معرفي شده نيز غفلت نكنيد.
نكتة پاياني:
همانگونه كه گفتيم يكي از علت هاي افسردگي، محيط خانه و خانواده است، خانواده اي كه در آن بين زن و شوهر يا فرزندان، دعوا و كشمكش و رابطه پرخاشگرانه باشد، قطعاً اين خانه محيطي مناسب براي ايجاد و پرورش انواع آسيب هاي روحي، از جمله افسردگي است، از آنجا كه به گفتة خود شما، شوهرتان فردي عصبي است و اين عصبانيت زمينه ساز مشكلات و آسيب هاي روحي متعدد از جمله افسردگي، براي اعضاي خانواده است، لذا بهترين كار اين است كه وي به روانشناس يا روانپزشك متخصص مراجعه كند، علاوه بر اين شما هم مي توانيد با اين مركز مكاتبه كنيد و در مورد مشكل همسرتان اطلاعات بيشتري به ما بدهيد تا اين مركز در حد توان، شما و همسرتان را راهنمايي كند.

 

پاورقی:

  1. صالحي خواه، علي، افسردگي از ديدگاه اسلام و علم روز، نشر حسين فهميده، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص ۳٫
    ۲٫ شوركي، مصطفي، رهايي از افسردگي، نشر ارجمند، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۸٫
    ۳٫ همان، ص ۹٫
    ۴٫ همان، ص ۹٫
    ۵٫ رابرت يانگسون، آنچه همگان درباره افسردگي بايد بدانند، ترجمه جهاني، محمدرضا، شيرزاد، هادي، نشر دانشگاه علوم انتظامي، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۰۸٫
    ۶٫ همان، ص ۱۱۵٫
    ۷٫ انجمن پزشكي آمريكا، راهنماي عملي درمان افسردگي، ترجمه گنجي، مهدي، نشر ويرايش، ۱۳۷۸، ص ۱۲۰٫
    ۸٫ رهايي از افسردگي، ص ۲۶ و ۳۱٫
    ۹٫ راهنماي عملي درمان افسردگي، ص ۱۴۴٫
    ۱۰٫ همان، ص ۱۴۲٫
    ۱۱٫ راهنماي درمان عملي افسردگي، ص ۱۴۳٫
    ۱۲٫ آثارالصادقين، ج ۸، ص ۴۰۹٫
    ۱۳٫ همان
من هر چه مي‏كنم باز هم از خودم بيزارم و احساس مي‏كنم موجودي هستم كه به هيچ كس نفعي نمي‏رسانم و از وجود خودم خسته‏ام و بي‏هدف زندگي مي‏كنم.

من هر چه مي‏كنم باز هم از خودم بيزارم و احساس مي‏كنم موجودي هستم كه به هيچ كس نفعي نمي‏رسانم و از وجود خودم خسته‏ام و بي‏هدف زندگي مي‏كنم با اينكه عشقم خداست ولي گاهي از او، از پدر و مادرم، از دوستان و اطرافيانم بيزار مي‏شوم و به تنهايي پناه مي‏برم و گريه مي‏كنم. چه كنم كه دوست خوبي براي دوستانم، فرزند خوبي براي خانواده‏ام، و بنده خوبي براي خدايم باشم؟ من را راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

مسئله تربيت و خودسازى، يكى از مسائل مهم هر انسان آگاه و خردورز است. تربيت – به عنوان پروراندن و شكوفا كردن استعدادهاى درونى انسان – يكى از دغدغه‏هاى اصلى هر فرد مسلمان و معتقد به خدا است.

بر اساس آيات قرآن اگر انسان براى اصلاح اخلاق و رفتار خود نكوشد و در برابر خواهش‏هاى نفسانى و وسوسه‏هاى شيطانى مقاومت نكند، انسانيت خود را از دست داده و حيوان و بلكه بدتر از يك حيوان شده است‏V}اعراف (۷)، آيه ۱۷۹٫ {V.

البته مبارزه با هواى نفسانى و قدم گذاشتن در طريق خودسازى و اصلاح بسيارى از رفتارها – از جمله دوست خوب بودن براى دوستان، فرزند خوب براى خانواده و بنده خوب براى خدا – كار آسانى نيست و نياز به مقاومت و صبر و تحمّل سختى‏هاى فراوان دارد؛ چنان كه در تفسير مجمع البيان درباره اين آيه A}[يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ‏V}انشقاق (۸۴)، آيه ۶٫ {V آمده است: انسان حركت به سوى كَدْحاً فَمُلاقِيهِ]{A پروردگارش را با مشقت و سختى طى مى‏كند. به همين جهت رسول خدا(ص) مبارزه و تلاش براى خودسازى و تربيت نفس را [جهاد اكبر] دانست كه از جنگ با دشمن هم سخت‏تر است.

اصلاح اخلاق و رفتار كار ساده‏اى نيست و نياز به مقاومت، پيگيرى و تلاش دائمى دارد. البته اين سخن بدين معنا نيست كه انسان نا اميد شود و تصور كند هيچ راهى براى موفقيت نيست؛ چون كه تربيت امرى تدريجى است و بايد قدم به قدم پيموده شود و لذا بى‏حوصلگى و بى‏صبرى آفت اين راه است.

بر اساس آيات فراوانى از قرآن اشاره شده كه شيطان، در صدد است تا كسانى را كه مى‏خواهند راه خدا را بروند و در انسانيت به كمال برسند، به وسيله دسيسه‏هاى مختلف از اين كار باز دارد.

يكى از راه‏هاى شيطان در گمراه كردن انسان‏ها، [نااميد كردن] است. او مى‏كوشد احساس گناه، خود كم بينى، بى‏لياقتى و مانند آن را به شخص القا كند تا از ادامه راه باز بماند. به همين دليل آيات و روايات، به شدت از نااميدى نهى نموده و همگان را به توكل بر خدا و اعتماد به نفس تشويق كرده است.

البته اگر كسى راه و برنامه درستى براى خودسازى نداشته باشد، نمى‏تواند به موفقيت برسد و امكان شكست او زياد است. به همين جهت بزرگان دين تأكيد دارند كه نخستين قدم براى تربيت، آگاهى از اصول تربيت و راه‏هاى آن است. بنابراين بايد با مطالعه كتاب‏هاى مفيد و نيز مشورت با اساتيد اخلاق، خود را به سلاح علم و معرفت مجهز نموده و با توكل بر خدا و پشتكار و تلاش دائمى، حركت خود را آغاز كنيد.

 

مراقبه و محاسبه‏

يكى از راه‏هاى اصلى خودسازى مراقبه و محاسبه است.

[مراقبه] يعنى، در آغاز هر كارى كمى مكث كنيد؛ اگر واجب است، حتماً آن را انجام دهيد و اگر حرام است، ترك كنيد. اگر نه حرام است و نه واجب، در انجام و ترك آن، مختاريد. اصل اين توجّه و مراقبه، چندين فايده دارد:

اولاً، انسان به حرام نمى‏افتد و نيز واجبى از او ترك نمى‏شود.

ثانياً، انسان از غفلت بيرون مى‏آيد و حالت توجه پيدا مى‏كند.

ثالثاً، انسان وقتى حالت توجه يافت مى‏تواند ترك حرام و فعل واجب را به قصد قربت، انجام دهد.

[محاسبه] يعنى، شب به محاسبه بنشينيد كه آيا مراقبه، طول روز را خوب انجام داده‏ايد يا نه. در صورت خوب انجام دادن شكر خداى را به جا آوريد و اگر خوب انجام نداده‏ايد، علت‏يابى كنيد تا به مرور نقص‏ها و علت عدم موفقيت را كشف كنيد تا بعد از سال‏ها، به جايى برسيد كه حتى يك گناه از شما صادر نشود.

حضرت على(ع)V}على سعادت پرور، الغرر والدرر، باب النفس، به نقل از سرّالاسرار، ج ۱، ص ۳۰۵، ح ۲۰٫ {V؛ [همانا اين نفس پيوسته به بدى و زشتى امر مى‏كند، پس هر كسى آن را مهمل به حال خود واگذارد، او انسان را V}براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: .

الف. خودسازى، آية اللَّه ابراهيم امينى ؛

ب. چهل منزل سلوك، سيد كاظم ارفع ؛

ج. جهاد با نفس، آية اللَّه مظاهرى ؛

مى‏فرمايد: [ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى الماثم] به سمت گناهان مى‏كشاند]. بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى‏ترين دستورات اخلاقى و سازنده نفوس {Vاست‏د. خودشناسى در تربيت اسلامى، تأليف سيد يوسف ابراهيميان آملى.

اما درباره اينكه گاهى از خود بيزار مى‏شويد و… گفتنى است: انسان، از نظر خلقى و عاطفى، معمولاً حالت يك‏نواخت ندارد. همه انسان‏ها كم و بيش، دوره‏هايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مى‏كنند و اين امرى طبيعى است. علت اين پديده، گاهى شناخته شده است (مانند از دست دادن عزيزان، شكست، غربت و دورى از خانواده) و گاه ناشناخته.

افسردگى از اختلالات خلقى شايع است و معمولاً در خانم‏ها، بيشتر از مردان شايع است؛ زيرا زمينه برون‏ريزى ناراحتى‏ها براى مردان، فراهم‏تر است.

زنان معمولاً خودخورى مى‏كنند و زمينه بروز ناراحتى‏ها براى آنها كمتر فراهم مى‏شود. البته خداوند مكانيسم‏هاى جالبى در وجود ا نسان قرار داده كه تا حد قابل توجهى، در تنظيم حالات خلقى و عاطفى وى مؤثر است. خنده و گريه در شمار اين مكانيسم‏ها جاى دارد و در تنظيم حالات عاطفى و خلقى انسان مؤثر است.

گاهى انسان با چند دقيقه گريه، كاملاً از ناراحتى‏ها تخليه مى‏شود و گاه با شركت در محافل شادى آفرين يا قرار گرفتن در جمع دوستان و شنيدن مطالب طنزآميز و خنده‏دار، به تخليه هيجانى و نشاط دست مى‏يابد.

[گرچه غمگينى و اندوه، معادل افسردگى نيست؛ اما بدون ترديد، افسردگى شامل حالت غمگينى است كه بر زندگى روزمرّه، فعاليت، ارزشيابى خود، قضاوت و كنش‏هاى ابتدايى (مانند خواب و اشتها) اثر مى‏گذارد. غمگينى مى‏تواند واكنشى نسبت به يك‏V}دادستان، روان‏شناسى مرضى تحولى از كودكى تا بزرگسالى، ج ۱، ص ۲۷۰، انتشارات سمت، چاپ دوم ۱۳۷۶٫ {V. رويداد رنج آور باشد]

عارض شدن حالت غمگينى تا حدود زيادى امرى طبيعى است و شايد بيشتر انسان‏ها در زندگى، بارها آن را تجربه كرده‏اند. [هنگامى مرضى محسوب مى‏شود كه از لحاظ شدت و طول مدت – با در نظر گرفتن اهميت اين رويداد – جنبه افراطى پيدا مى‏كند و به خصوص وقتى بدون علت ظاهرى، آشكار شود.

بنابراين غمگينى افراطى يا بدون علت موجه، در چهارچوب افسردگى قرار مى‏گيرد و وجود عوامل آمادگى و آسيب‏پذيرى فردى را القا مى‏كند. اين عوامل مى‏توانند ژنتيكى، روان شناختى، . اگر اندوه زيست شناختى يا محيطى باشد و در اغلب موارد با در هم تنيدگى آنها مواجه هست يم]V}همان.{Vطولانى و مستمر شد و حداقل با نشانه‏هايى، چون كم خوابى يا پرخوابى، بى‏اشتهايى، كُند حركتى، كاهش عملكرد، ناتوانى فكرى، بى‏حوصلگى و… همراه باشد، بايد به روان‏شناس يا روان‏پزشك مراجعه كردV}براى مطالعه بيشتر ر.ك: همان. {V.

به كارگيرى راه‏كارهاى زير براى مقابله با مشكل ياد شده بسيار مفيد است:

  1. بكوشيد جز در مواقع ضرورى در تنهايى قرار نگيريد.
  2. با افكار منفى خود مقابله كنيد. هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد، به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهيد ؛ براى مثال خود را به مطالعه يا هر  كار ديگرى مشغول سازيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
  3. به جنبه‏هاى مثبت خود بينديشيد و آنها را در برگه‏اى فهرست كنيد.
  4. به جاى كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏ها، به موفقيت‏ها و امكاناتى كه در زندگى از آن بهره‏منديد، فكر كنيد. امكانات و شرايط زندگى، مانند ليوانى است كه بخشى از آن پر و بخشى خالى است. بكوشيد به بخش پر بينديشيد و از آن بهره ببريد. غصه آن نيمه خالى را نخوريد ؛ زيرا در اين صورت نمى‏توانيد از آنچه دراختيار داريد بهره‏مند شويد. فرصت‏هاى زندگى را مغتنم شماريد و از آنچه در آينده پيش مى‏آيد، نگران نباشيد.
  5. با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه هميشه از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.
  6. ورزش را از ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود بدانيد و هر روز حداقل ۶۰ – ۳۰ دقيقه به ورزش مورد علاقه‏تان بپردازيد.
  7. هر چه مى‏توانيد قرآن بخوانيد و از مضامين بلند دعاهاى اهل بيت(ع) بهره گيريد. البته قرآن را با تأنّى و توجه به معنا تلاوت كنيد.
  8. از بى‏كارى و بى‏برنامگى بپرهيزيد و همه اوقات خود را به طور منطقى پر كنيد.
  9. براى برنامه‏ريزى اوقات شبانه روز، حتماً با مشاور صحبت كنيد و يا از دوستان موفق كمك بگيريد.
  10. به تغذيه – خصوصاً صبحانه – اهميت دهيد و هيچ گاه بدون خوردن آن به كار (مطالعه، حضور در كلاس و)… نپردازيد.
  11. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
  12. به مسائل معنوى – به ويژه نماز اول وقت – فوق‏العاده اهميت دهيد.
  13. با توسل به اهل بيت(ع) از آنان بخواهيد به شما كمك كنند و همواره به لطف و رحمت خدا اميدوار باشيد.
  14. مطالعه كتاب رمز پيروزى مردان بزرگ، جعفر سبحانى، توصيه مى‏شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست