مجموعه فرزندان، تربیت فرزند:

اصول تربيت در اسلام چيست؟
آيا مي شود از روشهاي تنبيهي در امور مشاوره اي و در برخورد با نوجواناني كه از خلاف دست بر نمي دارند استفاده كرد؟ روشهاي تنبيهي را توضيح دهيد.
بازي‌هاي رايانه‌اي كه خشونت‌زا هستند چه پيامدي مي‌تواند داشته باشد؟
بنده بچه اي دارم كه به حرف گوش نمي دهد تقريباً ۳ سال دارد و وقتي مي گوئيم مثلاً فلان كار را انجام بده با صراحت مي گويد نمي خواهم لطفاً مرا راهنمايي كنيد.
پسر ۹ ساله ام كه تك فرزند نيز هست خيلي پرخاشگر و عصبي است. حرف گوش نمي كند با پدرش بگو مگو مي كند احترام بزرگترش را ندارد. ادا در مي آورد. در مهماني يك دقيقه راحت نمي نشيند.
تا چه اندازه مي توان از تنبيه براي تربيت استفاده كرد؟
جنبه هاي فردي و اجتماعي تربيت ديني را توضيح دهيد.
چگونه است كه بعضي بچه ها لجوج مي شوند و برخي به حرف بزرگترها گوش مي دهند و چه كنيم كه فرزند مطيعي داشته باشيم لطفاً توضيح دهيد؟
در مورد ايدز و قرص هاي اكس چگونه بايد بچه ها را آموزش داد و اين آموزش از چه سني باشد و چگونگي آن را بيان كنيد.
علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟
لطفا راه هاي عملي و تئوري علاقه مند كردن جوانان ۱۴تا۲۰سال را به شهدا و شهادت را بيان كنيد؟
لطفا كتابهايي معرفي فرماييد كه راههاي صحيح برخورد با همسر و تربيت فرزندان را به ما بياموزد.
نقش والدين در به اعتياد كشيده شدن فرزندان چيست؟
اصول تربيت در اسلام چيست؟

اصول تربيت در اسلام چيست؟

پاسخ:

 

به نظر مي رسد مراد از اصول تربيت، ويژگي ها و خصايص و امکانات موضوع تربيت نيست بلکه مراد قواعدي است که مي توان آن را به نوعي دستورالعمل و راهنمايي عملي تدابير تربيتي دانست، به عبارت ديگر منظور از اصول تربيت در اسلام آن است که چه چيزي در تربيت از نظر اسلام بايد مد نظر داشته باشيم. ما در اينجا به آن اصول اشاره مي کنيم:

۱-اصل اول: اصل جامع نگري

با توجه به اين مبنا که انسان موجودي است مرکب از جسم و روح يعني طبيعت ترکيبي انسان، ضرورت توجه به هر دو بعد اصلي انسان در تربيت استفاده مي شود. بنابراين برنامه هاي تربيتي بايد به گونه اي طراحي گردد که شمول و گستره آن کل وجود انساني را شامل شود. توجه به ضروريات جسمي و غفلت از نيازهاي روحي همان قدر آسيب زاست که توجه صرف به نيازهاي روحي و غفلت از جسم و نيازهاي بدني. به همين دليل هم برنامه و روش هاي معنوي و عبادي در تربيت لازم است و هم استفاده از تغذيه مناسب و توجه به نيازهاي معيشتي، هم استفاده از هنر و ابزارهاي تأثيرگذار بر روح ضرورت دارد و هم تفريح و تفرج و ورزش.

۲-اصل دوم: اصل تعقل

با توجه به اين که انسان واجد نيرويي شگفت آوري به نام عقل است و در پرتو آن بسياري از تاريکي ها و جهالت ها را به سلامت مي تواند پشت سر بگذارد، در تعليم و تربيت بايد بکوشيم تا روحيه تعقل و خردمندي و استفاده از اين نيروي خدادادي را فراهم آوريم. برنامه هاي تربيتي، روش ها و تکاليف تربيتي بايد به گونه اي باشند که متربي را به سوي تعقل و تفکر بکشاند.

۳-اصل سوم: اصل تزکيه

از آنجا که عقل بسان قاضي اي است که هر آن در معرض خطا قرار دارد، بايد در تربيت کوشيد تا عوامل و عللي که عقل را به خطا مي کشاند از وي دور کرد. حب و بغض وشهوات چشم دل را کور و توانگري عقل را ضايع مي کند. هوا و هوس ها آن قدر توان تسلط بر نفس و قلب انسان را دارند که کار عقل را به جايي بکشاند که زشت را نيک پندارد.

۴-اصل چهارم: اصل تکليف به قدر وسع

تفاوت هاي فردي انسان ها مبنائي است که هم در علم و هم در فلسفه و هم در دين اسلام پذيرفته شده است. بنابراين وقتي ظرفيت ها، استعدادها و قابليت هاي افراد متفاوت است ديگر نمي توان نسخه اي واحد براي همه صادر کرد و از همه انتظار يکسان داشت بلکه بايد به لحاظ ظرفيت و استعداد هر فرد از او تکليف خواست و او را مسؤول دانست. آن چه مقصود و غايت پرورش و تربيت است، شکوفايي و تربيت همه جانبه انسان است و اين شکوفايي، به تناسب قابليت ها و استعداد افراد، متفاوت خواهد بود.

۵-اصل پنجم: اصل عدالت در پاداش و مجازات

رعايت وسع و توان متربي فقط در هنگام ارائه تکليف تربيتي به او نيست، بلکه در پاداش و مجازات وي نيز بايد ملاحظه اين مهم را نمود. به عبارت ديگر، نه يکساني تکليف مورد توصيه اسلام است و نه پاداش و مجازات يکسان. و اين همان معناي عدالت است. در تربيت قانون، عدالت حاکم است نه تساوي. پاداش و مجازات هر فرد با توجه به دو مؤلفه ميزان توان و استعداد و نيز ميزان کار مفيد يا سوء او محاسبه مي شود.

۶-اصل ششم: اصل سهولت در تکليف

در برنامه ها و تکاليف تربيتي بايد اصل را بر انتخاب و ارائه تکاليف و برنامه هاي سهل و آسان قرار داد. چون به اين گونه است که زمينه ها ي دروني و انگيزشي لازم براي متربي را مي توان فراهم کرد و او را به سوي انجام فعل ترغيب و تشويق نمود و به تدريج تکاليف سخت و دشوارتر را به متربي ارائه کرد.

۷-اصل هفتم: اصل مسامحت

با توجه به ضعف انسان، در تربيت بايد اصل را بر مسامحت و چشم پوشي گذاشت و تا آنجا که امکان پذير است از خطا و اشتباهات متربي در گذشت. لازم به ذکر است مسامحت هرگز به معناي ناديده انگاري و چشم پوشي مطلق از خطاي متربي نيست بلکه مراد چشم پوشي از مجازات و تنبيه است. مربي هميشه پرونده اعمال متربي را در ذهن خود دارد و براي حل و بررسي آنها دائم در محاسبه و فکر است.

۸-اصل هشتم: اصل تقويت

در تعليم و تربيت بايد به مقابله با ضعف ها و ناتواني هاي متربي برخاست و از روش هاي مؤثر مدد جست. نخست بايد درصدد تقويت جسمي متربي برآمد زيرا جسم و روح در يکديگر تأثير متقابل دارند و ضعف هر يک در ديگري مِؤثر است. به علاوه به موازات آن بايد زمينه را براي تقويت عقل و نفس او فراهم آورد. همان طور که توصيه مي شود مادران، فرزندان خويش را به اندازه کافي (دو سال) شير دهند و يا از مباحات و ثمرات طبيعت به نحو احسن استفاده کنيد، همين طور توصيه مي شود زمينه هاي لازم براي اعتماد و تقويت نفس فرزندان را فراهم نمائيد تا هرگونه تشويش، اضطراب، از متربي رخت بربندد. توصيه هاي مکرر اسلام در نوازش و دلجويي از يتيمان، بوسه و نوازش کودکان و ياد خدا و انس و محبت با او همه در اين راستاست.

۹-اصل نهم: اصل اصلاح شرايط

انسان موجودي است که از پديده هاي مختلف پيرامون خود اعم از دوستان، همنشينان، والدين، خواهر و برادر، حاکمان، همسايگان، خير و احسان و زيبايي و جمال، مال و ثروت، فقر و تنگدستي، زمان و مکان، اوضاع و احوال و … تأثير پذير است. در نتيجه پايه و اساس بسياري از بينش ها، گرايش ها و رفتارهاي انسان را بايد در عناصر تأثيرگذار جستجو کرد بنابراين در تربيت بايد عوامل و شرايط زمينه ساز انحراف بينشي و رفتاري را کنار زد و تغيير داد. مثلا در ازدواج و تشکيل خانواده دستورات زيادي درباره چگونگي اين گزينش در لابلاي روايات ديني داريم. از جمله اين که از ازدواج با زنان يا مردان شارب الخمر، کم خرد و نادان، غير هم کفو و … هر چند مزايايي مثل زيبايي ظاهري دارند، نهي شده است. و يا در مورد محيط خانواده اسلام بر جوي سرشار از محبت و عطوفت و مهرباني همراه با وقار و طمأنينه و اعتدال تأکيد شده است و از سرزنش هاي بيش از حد، طرد کودکان از خانواده و … نهي شده است و يا در مورد محيط اجتماعي نهي از منکر، جهاد و دفاع مورد توصيه اسلام است.

۱۰-اصل دهم: اصل ايجاد شرايط

علاوه بر اين که در تربيت بايد عوامل و شرائط زمينه هاي فراهم آورنده و رشد دهنده کجروي ها و انحراف ها را از بين برد و دور نمود بايد شرايط و زمينه هاي پرورش هر چه بيشتر انسان را فراهم آورد.

۱۱-اصل يازدهم: اصل حريت

بر اساس اين که يکي از ويژگي هاي انسان از نظر اسلام اراده و اختيار اوست و با عزم و تصميم بر انجام کار است که پس از تصور کار و تصديق بر فايده آن انجام مي گيرد. اصلا حريت يا آزادي انسان استنباط مي شود. پس در تعليم و تربيت بايد زمينه فعاليت آگاهانه و آزادانه متربي را فراهم کرد و او را از اسارت هوا و هوس ها و عوامل خارجي رها ساخت و شرايط و عوامل شکوفايي را براي وي فراهم آورد تا به باروري خويشتن بنشيند و سرنوشت خويش را رقم بزند.

۱۲-اصل دوازدهم: اصل ايجاد انگيزشي

از آنجا که براي تأثير گذاري و دستکاري اراده ديگران بايد به سراغ مقدمات اراده رفت و با دستکاري و تغيير در مقدمات اراده روي انسان ها تأثير گذاشت. بنابراين در تربيت بايد کاري کرد که سطح انگيزشي افراد را بالا برد. تحريص و ترغيب ديگران در انجام دادن کارها در همين راستاست. تحريص يعني موجبات دلبستگي و علاقه فرد را به امري فراهم آوريم البته در جايي که خود آن امر في نفسه از مطلوبيت و جذابيت ابتدايي براي فرد، خالي باشد. بنابراين بايد آن را چنان آراست که دل بيننده و گوش شنونده را به سوي خود بکشاند.

۱۳-اصل سيزدهم: اصل عبوديت و بندگي

در تربيت بايد بنا را بر پرورش انساني به تمام معنا عبد و مطيع خداوند گذاشت، يعني بايد امکانات و روشهاي تربيتي به گونه اي فراهم و ارائه گردد که معناي فوق تجلي واقعي خويش را يابد. انسان ها را بايد به حقيقت فوق آگاهي داد. هر چند فطرت سليم انسان حقيقت معناي فوق را به خوبي درک مي کند. انسان اگر از قيد هوا و هوس و تن آزاد يابد، فقر و نيازمندي خويش به مبدأ کمال و آفرينش را درک مي کند و در مقابل او سر انقياد و تسليم فرود مي آورد.

آيا مي شود از روشهاي تنبيهي در امور مشاوره اي و در برخورد با نوجواناني كه از خلاف دست بر نمي دارند استفاده كرد؟ روشهاي تنبيهي را توضيح دهيد.

آيا مي شود از روشهاي تنبيهي در امور مشاوره اي و در برخورد با نوجواناني كه از خلاف دست بر نمي دارند استفاده كرد؟ روشهاي تنبيهي را توضيح دهيد.

پاسخ:

در رابطه با جواب اين سؤال مناسب مي دانم به نكاتي جهت تنوير اذهان و تبيين ابعاد مختلف سؤال بيان كنم.

الف) تعريف تنبيه«تنبيه» (Punishment) در لغت، به معناي آگاه كردن،(۱) و بيدار كردن(۲) است. و در اصطلاح يك شوك جسمي يا رواني است كه كودك را متوجه مي كند ودر مورد عواقب كارش به او هشدار مي دهد. اين هشدار به صورتهاي گوناگوني همچون نگاه خشم آلود، بي اعتنايي، توبيخ، محروم كردن از گردش، بازي، مهماني رفتن و تماشاي تلويزيون و بالاخره كتك زدن و… قابل اجراء است.(۳)
بنابراين تنبيه به دو گونه جسمي و رواني نمود مي يابد. و يا به عبارتي مي توان آن را به بدني و غير بدني تقسيم كرد.

ب) بررسي استفاده از تنبيهاز آثار تربيتي گذشتگان بدست مي آيد كه بيشتر آنان تنبيه به ويژه جسماني را اساسي ترين و نخستين عامل تربيت مي‌دانستند. و بيش از هر عامل ديگر از آن استفاده مي كردند. و معتقد بودند كه روح‌شيطاني در كالبد بزهكاران و خلافكاران حلول كرده است. و جز با سخت‌ترين تنبيه از كالبد آنان خارج نمي گردد. غزالي مي گويد: معلم مي تواند با ابزار ترس كودك را ادب نمايد و اگر موثر نيفتاد او را با شلاق ادب آموزد.
همه والدين و مربيان در مورد تنبيه، عقايد شخصي ويژه اي دارند. چه آنهايي كه آن را مي پذيرند و چه كساني كه آن را رد مي كنند، از تنبيه به عنوان يك روش آموزشي مناسب براي فرزندانشان استفاده مي كنند.
اگر مي توانستيم فرزندانمان را فقط با استفاده از روشهاي مثبت تربيت كنيم خيلي عالي بود. اما نمي توانيم. براي آموختن الگوهاي رفتاري شايسته، هم روشهاي مثبت و هم منفي لازم هستند. ما قصد نداريم تنبيه را بپذيريم يا رد كنيم. بلكه مي خواهيم روش آن را بياموزيم تا هنگامي كه تنبيه به عنوان يك روش تربيتي ضرورت يافت، تاثير بيشتري داشته باشد.
تنبيه به تنهايي نمي تواند نتايج دلخواه را فراهم كند، زيرا به طور كلي روشي منفي است. اين روش به فرزرندمان مي آموزد كه چه كاري را انجام ندهد، ولي رفتار درست را به او ياد نمي‌دهد.
در رابطه با تنبيه بدني، از روايات بدست مي آيد كه در مواردي بلا مانع است، اما بايد ديد كه حدود آن تا كجاست؟ و پدر و مادر تا چه مقدار و با چه وسيله اي مي توانند فرزندشان را تنبيه‌بدني كنند؟ آيا آنان مجاز هستند كه با هر وسيله اي بدن او را كبود و زخمي نمايند. آيا والدين و مربيان اجازه دارند در هر سني كودك را تنبيه‌بدني كنند؟ آيا مي‌توانند هرگاه كه از نافرماني فرزندانشان به خشم آمدند به جان او بيفتند و علاوه بر دشنام و ناسزا او را به باد‌كتك بگيرند؟ بي‌ترديد پاسخ منفي است و چنين تصوري كه برخي از والدين ناآگاه درباره تاديب و تربيت فرزند خود دارند به كلي نادرست است.
رواياتي كه از پيامبر(ص) و ائمه هدي(عليهم السلام) رسيده حد و مرز تنبيه‌بدني را كاملاً روشن مي كند. تنبيه‌بدني‌مجاز شرايط خاصي دارد، كه با در نظر گرفتن آنها مي بينيم اين اصل، يك اصل حكيمانه، نه شيوه خشونت آميزي براي جبران ناتوانايي هاي والدين و مربيان در تربيت و هدايت فرزندانشان است.
طبق روايات، تنبيه بدني كودكان قبل از پنج سالگي مجاز نيست و بعد از آن نيز، مقدار‌زدن كاملاً محدود است و اگر بيش از آن باشد و يا منجر به سرخي و كبودي يا نقص عضو گردد كيفر دارد. از جمله وصاياي رسول خدا به امام علي عليه السلام اين بود كه فرمود: «براي تاديب بيش از سه ضربه نزن زيرا اگر چنين كردي روز قيامت قصاص خواهي شد.» در روايات ديگر نيز آمده كه حتي در اين مقدار‌كم نيز بايد نرمش داشته باشيد.
تنبيه بدني تنها در موارد سرنوشت ساز، نه براي هر عملي كه از فرزندانمان سر مي زند و احياناً مورد پسندمان نيست، اجازه داده شده، آن هم محدود و به گونه اي كه آسيبي به آنها وارد نگردد، و صرفاً در جهت بازداشتنشان از كار خطرناكي كه انجام مي دهند، و البته در مرحله آخر كه راهي جز تنبيه باقي نمانده باشد.
هرگاه تاديب جز با زدن ميسر نباشد، اگرچه با رعايت شرايط ضروري آن بي اشكال به نظر مي رسد، اما والدين و مربيان بايد به اين نكته توجه كنند كه اگر در اثر زدن كودك بدن او سرخ يا كبود يا زخمي گردد، بايد ديه بپردازند. اگرچه زدن او جز به قصد تاديب نبوده است.

ج) كيفيت استفاده از تنبيهمطالعات گوناگوني در مورد تنبيه و چگونگي به كارگيري آن انجام شده است كه چند نمونه از نتايج آن بيان مي شود.
به مراتب تنبيه توجه داشته باشيد، تنبيه بايد از مرحله ضعيف آغاز گردد و اگر مؤثر نيفتاد، مي‌توان از مرحله بعد استفاده كرد. به عنوان مثال، جايي كه با تنبيه‌غير‌بدني مشكل حل مي گردد، استفاده از تنبيه‌بدني، هم‌خطرناك و هم لغو است و يا اگر با يك نگاه‌خشم‌آلود، كودك يا نوجوان آگاه مي گردد، نبايد از كنايه و پرخاش استفاده كرد.
تنبيه را به تعويق نيندازيد، اگر قصد تنبيه فرزندتان را داريد، درست پس از رفتار ناپسندش، اين كار را انجام دهيد. زيرا رفتار‌انسان را پيامدهاي بدون‌وقفه، كنترل مي كند(اين پيامدها مي توانند مثبت يا منفي باشند).پس صبر نكنيد تا «بابا بياد خونه». هر تنبيهي اثرش را با گذشت زمان از دست مي دهد.
در حين عصبانيت فرزندتان را تنبيه نكنيد. هدف‌تنبيه، آن است كه فرزندتان از بدي دور شود. بنابراين، شخصيت انساني او نبايد مورد اهانت قرار گرفته و خورد شود. پدر و مادر هنگام تنبيه ، نبايد شخصيت فرزندشان را سرزنش كنند، بلكه بايد كار‌زشت و ناپسند او را مورد سرزنش قرار دهند.
به موازات اينكه رفتار نامطلوبي به دنبال استفاده از تنبيه كاهش مي يابد، بايد رفتار مناسب ديگر جايگزين آن شود و مورد تشويق قرار گيرد چرا كه در غير اين صورت ممكن است رفتار ناشايست ديگري جاي آن را بگيرد. مثلاً اگر نوجواني از شنيدن موسيقي حرام منع مي شود يا مورد تنبيه واقع مي شود، بايدالگويي مثل گوش دادن به نوارهاي مطلوب و غيرمضر توصيه شده و مورد تشويق قرار بگيرد.
در تنبيه كودكان بايد علت تنبيه كاملاً مشخص شود تا كودك نسبت به تنبيه كننده، عقده اي به دل نگيرد و رفتار پرخاشگرانة او را هم تقليد نكند.
در تنبيه بايد اعتدال رعايت شود، نه بگونه اي باشد كه ايجاد ترس مرضي كند و نه آنقدر خفيف باشد كه باعث بي تفاوتي شود.
تنبيه در پنهاني انجام شود و فرد بزهكار يا كسي كه مرتكب اشتباهي شده در جمع ديگران مورد تنبيه قرار نگيرد، زيرا توصيه هاي آشكار وي را دچار رسوايي و شكست روحي مي كند و بعضي مواقع براي انجام گناه جسور مي سازد.
هنگام سرزنش و تنبيه ديگران از پافشاري و تكرار خودداري كند و سخن ملامت آميز خود را تكرار نكند و به حداقل آن كفايت كنند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين زمينه مي فرمايد: مواظب باش كه هنگام سرزنش ديگران، بر آن پافشاري نكني و سخن ملامت آميز خود را تكرار نكني. چه اين كار ضمن آنكه تأثير سرزنش را خنثي مي كند، فرد را در انجام دادن گناه جسارت مي دهد.(۴)
شايد رمز كمتر شدن تأثير سرزنش در صورت تكرار، همان باشد كه روانشناسان از آن به عنوان «خوگيري»(۵) ياد مي كنند. چراكه تكرار يك محرك واكنش انسان را پايين مي آورد و فرد را دچار وضعيتي مي سازد كه ديگر به آن محرك توجهي نمي كند. آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: افراط و زياده روي در سرزنش، نتيجه اي جز بر افروختن آتش گستاخي و ستيزه جويي نخواهد داشت.(۶)
توجه به حالات فردي و ويژگي هاي شخصيتي بزهكار هم نبايد مورد غفلت واقع شود و متناسب با خصوصيات او تنبيه ها ارائه شود.
خلاصه اينكه هم از نظر روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ و هم از نظر متخصصين تربيتي اصل اول در تربيت تشويق و مدارا است و در موارد خاص و لازم مي توان از تنبيه استفاده كرد و اين تنبيه بجا و حساب شده، بسيار سرنوشت ساز و مؤثر است.

 

پاورقی:

  1. معين، محمد، فرهنگ معين، ج ۱، مادة تنبيه.
    ۲٫ دهخدا، علي اكبر، لغت نامة دهخدا، مادةتنبيه.
    ۳٫ علي رحماني يزدري، نقد باورهاي غلط تربيتي، ص۲۳۵
    ۴٫ آمدي، غررالحكم، تهران، ۱۳۷۷، ج ۳، ص ۲۲٫
    ۵٫ Hobituation.
    ۶٫ همان، ج۲، ص ۴۳٫
بازي‌هاي رايانه‌اي كه خشونت‌زا هستند چه پيامدي مي‌تواند داشته باشد؟

بازي‌هاي رايانه‌اي كه خشونت‌زا هستند چه پيامدي مي‌تواند داشته باشد؟ با توجّه به اين‌كه بنده به‌عنوان مادر خانواده به تمام فيلم‌هاي خارجي بدبين هستم و معتقدم كه آن فيلم‌ها و يا بازي‌ها يك پيام مخرّب و منفي دارد لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

سؤال شما در واقع داراي دو بخش است. ۱ـ ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي بامحتواي خشونت وپرخاشگريچه پيامدي مي‌تواند داشته باشد. ۲ـ راهنمايي در مورد تماشاي فيلم‌هاي خارجي. امّا در پاسخ به قسمت اوّل سوال لازم است به اين نكته اشاره كنم كه يكي پيامدهاي عمدة ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي و هم‌چنين فيلم‌هاي تلويزيوني بامحتواي پرخاشگري ، افزايش سطح خشونت در كودكان و تقليد رفتارهاي پرخاشگرانه در آن‌ها است.(۱) بيش از ۲۰ سال تحقيقات آزمايشگاهي و ميداني به اين نتيجه‌گيري منجر شده كه ديدن صحنه‌هاي خشونت‌آميز بر رفتارها و باورهاي كودكان خردسال پيامدهاي منفي قطعي دارد(۲) كه اگر خواسته باشيم ابعاد مختلف آن را به صورت متمايز و جداگانه مورد توجّه و ارزيابي قرار دهيم، به موارد ذيل مي‌توان اشاره نمود:
۱ـ كودكان در بازي‌هاي رايانه‌اي الگوهايي را مي‌بينند كه اعمال پرخاشگرانه انجام مي‌دهند. با توجّه به اين‌كه كودكان بيشتر رفتارها را از طريق مشاهده و الگوپذيري ياد مي‌گيرند، در هنگام مشاهدة بازي‌هاي رايانه‌اي نيز تمايل دارند كه اعمال پرخاشگرانه قهرماني را كه برافروخته شده است و با پرخاشگري مقابله به مثل وتقليد كنند. بنابراين تماشاي پرخاشگري و خشونت، رفتارهاي خشونت‌آميز تازه‌اي را به خزانة رفتار كودك مي‌افزايد.(۳) علاوه بر اين، هنگامي كه يك قهرمان به دليل اعمال خشونت آميز خود پاداش دريافت مي‌كند يا به عنوان فردي موفق معرفي مي‌شود، تمايل كودكان براي نشان دادن پرخاشگري افزايش مي‌يابد.
۲ـ دومين ‌پيامد ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي حاوي پرخاشگري اين است كه سطح برانگيختگي كودكان را افزايش مي‌دهد. كودكان با ديدن صحنه‌هاي خشن مجذوب آن مي‌شوند و پس از لحظاتي سطح هيجان‌پذيري آن‌ها بالا مي‌رود(۴) و به اين ترتيب باعث بروز احساسات، افكار و خاطرات پرخاشگرا و تمايل به ابراز خشونت نسبت به ديگران مي‌شود. بنابراين كودكاني كه پرخاشگري زيادي را در تلويزيون، بازي‌هاي رايانه‌اي و… مشاهده كرده‌اند و ذاتاً نيز پرخاشگر هستند احتمال دارد كه به علّت برانگيختگي شديد ناشي از محرك‌هاي تصويري، به اعمال پرخاشگرانة آشكار دست بزنند.(۵)
۳ـ تماشاي پرخاشگري در بازي‌هاي رايانه‌اي، بر باورها و ارزش‌هاي كودكان تأثير مي‌گذارد. كودكاني كه به كرّات در معرض صحنه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيون و يا بازي‌هاي رايانه‌اي، قرار مي‌گيرند. معتقدند رفتار پرخاشگرانه، روشي قابل قبول براي حلّ تعارضات است و لذا در برخورد با والدين، اطرافيان و همسالان رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي‌دهند.
۴ـ ممكن است برخي از كودكان با ديدن برنامه‌هاي رايانه‌اي خشونت‌زا، انتظار رفتار خشونت‌آميز از ديگران را داشته باشند. يعني چنان‌چه در صحنه‌هاي بازي اعمال خشونت را بر روي فردي مشاهده كند، خود را جاي فرد مورد اعمال خشونت قرار داده و در صحنه‌هاي واقعي و برخوردهاي اجتماعي نيز حالت انفعالي و درمانده از خود نشان دهد.
۵ـ يكي ديگر از پيامدهاي منفي ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي و صحنه‌هاي تلويزيوني خشونت‌زا اين است كه احتمال دارد نگرش و تصور كودكان را در مورد جهان منفي سازد و با ديدن افراد مورد خشونت، دنيا را مكاني خطرناك تصور كنند.(۶)
۶ـ استفادة بيش از اندازه از بازي‌هاي رايانه‌اي و مشاهدة صحنه‌هاي خشونت‌آميز، امكان دارد موجب اختلال فيزيولژيك و روان‌شناختي شود نظير: حالت عصبي و التهاب، خستگي، كاهش ميزان شنوايي، اختلال در خواب و اشتها و سردردهاي مزمن.(۷)
در پاسخ به قسمت دوّم سوال، توجّه شما را به نكات زير جلب مي‌نمايم:
۱ـ ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي خشونت‌زا و فيلم‌هاي خارجي را كه به اعتقاد شما پيام منفي دارد، محدود كنيد. شما مي‌توانيد با انتخاب برنامه‌هاي مناسب و يا جايگزين كردن فعاليت‌هاي ديگري به جاي بازي‌هاي رايانه‌اي و مشاهدة فيلم‌هاي خارجي، از پيامدهاي منفي آن‌ها جلوگيري نمائيد. البتّه بايد توجّه داشته باشيد كه احتمالاً امكان‌پذير نخواهد بود كه كودكان را به كلي از تماشاي چنين برنامه‌هايي محروم كنيد، امّا بايد اقدامات هشيارانه‌اي به عمل آوريد تا تماشاي برنامه‌هاي پرخاشگرانه توسط كودكان را كاهش دهيد.
۲ـ كودكان را تشويق كنيد كه از ميان برنامه‌هاي تلويزيوني دست به انتخاب بزنند آن‌ها را علاوه بر فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني، با اخبار ويژه، برنامه‌هاي علمي و برخي اخبار و رويدادها آشنا كنيد.
۳ـ با كودكان در مورد فعاليت‌هاي ديگري كه آن‌ها مي‌توانند به‌جاي ديدن بازي‌هاي رايانه‌اي و تماشاي فيلم‌هاي خارجي انجام دهند صحبت كنيد و زمينة مناسب را براي بازي، تفريح و ديگر سرگرمي‌هاي مفيد و مورد علاقة كودكان فراهم نماييد و حتّي دقايقي نيز خودتان در بازي‌ها و سرگرمي‌هاي كودكان شركت كنيد.
۴ـ با كودكان دربارة اهداف فيلم‌ها و سريال‌هاي خارجي و پيامدهاي منفي آن‌ها صحبت كنيد .
۵ـ از نوارهاي ويديويي مفيد كه از نظر سنّي مناسب كودكان است. براي اوقاتي كه آن‌ها در خانه هستند و يا زماني كه تشخيص مي‌دهيد يك برنامة تلويزيوني ـ اعم از فيلم‌هاي خارجي و يا سريال‌هاي ايراني ـ مناسب سن كودك نيست و يا محتواي زننده دارد، استفاده كنيد.
اميد است اين مختصر بتواند شما را در برنامه‌ريزي كودكان راهنمايي كند. براي اطلاعات بيشتر توصيه مي‌شود كه:
۱ـ با مشاوران تربيتي موضوع را در ميان بگذاريد تا شما را راهنمايي كنند. ۲ـ كتابهايي را كه در ذيل معرفي مي‌شود به دقت مطالعه فرمائيد.

 

پاورقی:

  1. ـ پاول هنري ماسن و همكاران، رشد و شخصيت كودك، مهشيد ياسايي، نشر مركز، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۷، ص ۴۳۱٫
    ۲٫ ـ ماهنامة تربيت، شمارة ۱۰، سال ۱۴، ص ۴۵ ـ ۴۴٫
    ۳٫ ـ مصباح، علي و همكاران، روان شناسي رشد، سمت، ج ۱، ص ۵۰۲٫
    ۴٫ ـ ويلبر شرام، تلويزيون در زندگي كودكان ما، ترجمة محمود حقيقت كاشاني، صدا و سيما، ۱۳۷۷، ص ۲۳۵ ـ ۲۳۳٫
    ۵٫ ـ همان، ص ۲۵۶ ـ ۲۵۲٫
    ۶٫ ـ ماهنامة تربيت، شمارة ۱۰، سال ۱۴، ص ۴۷٫
    ۷٫ ـ گروهي از كارشناسان تعليم و تربيت فرانسه، نشانه‌هاي آموزشي مناسب، انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۸، ص ۱۱۱٫
بنده بچه اي دارم كه به حرف گوش نمي دهد تقريباً ۳ سال دارد و وقتي مي گوئيم مثلاً فلان كار را انجام بده با صراحت مي گويد نمي خواهم لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

بنده بچه اي دارم كه به حرف گوش نمي دهد تقريباً ۳ سال دارد و وقتي مي گوئيم مثلاً فلان كار را انجام بده با صراحت مي گويد نمي خواهم لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

حدود سني مطرح شده براي كودك بهترين دوران پرورش شخصيت و ايجاد استقلال و اعتماد به نفس مي باشد. اگر مجموع رفتار فرزند شما گرچه با صراحت مخالفت هايي هم داشته باشد در حد متعارف ارزيابي شود جاي نگراني نيست. بلكه اقتضاي اين سن مي باشد و چه بسا حديث پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه مي فرمايند: عرامة الصّبيّ في صغره زيادۀ في عقله في كبره: سركشي و پر جنب و جوش بودن در دوران كودكي، مايه فزوني عقل او در بزرگي است(۱) تأييد آن مي باشد. اما چنان چه بيش از حد متعارف رفتار هاي سركشانه داشته باشد مي توان گفت به چند دليل است.

الف) لجبازي همه بچه ها كم و بيش حالت لج بازي و خود سري دارند. چنان چه مطابق با ميل آن ها رفتار نشود، مخالفت مي كنند كه طبيعت آن ها تا حدودي اين را اقتضا مي كند. اگر با او لجبازي و مخالفت شود، كار بهتر نمي شود. بلكه بدتر هم مي شود. چنان چه او را به حال خودش گذاشتن نيز درست نيست. زيرا ممكن است كارهاي خطرناكي انجام دهد. بنابر اين بايد با او به حالت متعادل برخورد كرد به اين معنا كه بين خواسته ها تفكيك قائل شويد. عده اي را جواب مثبت و بقيه را با عوض كردن بحث و موضوع و يا با دليل جواب رد دهيد.

ب) جلب توجه كردن ابراز شخصيت كم و بيش در همه وجود دارد. اصل وجود اين صفت اگر درست رهبري شود و مورد استفاده قرار گيرد بد نيست. ولي اگر افراط و تفريط شود، بچه در برابر شما مقابله مي كند. براي كنترل اين انگيزه نيز لازم است در مقابل كارهاي او بي توجهي نشان دهيد. البته بايد همه با هم هماهنگ باشند اگر پدر بي توجهي كند ولي مادر به او توجه كند اين عمل باعث مي شود كه فرزند در مقابل حرف هاي پدر جواب منفي بدهد.(۲)

ج) انتقام جويي ممكن است كودك به خاطر اختلافات پدر و مادر، يا اين كه خواسته اي منطقي داشته كه آن را برآورده نكرديد، يا تبعيض قائل شديد و يا او را در جمع سركوب كرديد و… لجبازي مي كند. كه در اين صورت بايد خود را اصلاح كنيد.(۳)
پس نتيجه كار اين است كه والدين بايد فضايي صميمي را براي زندگي ايجاد كنند و هم چنين در همه امور اعتدال را در نظر بگيرند تا اين كه بهتر بتوانند در تربيت فرزند به راه كارهاي درستي دست پيدا كنند.

 

پاورقی:

  1. صفی یاری، مسعود، پیامبر اعظم و مسائل خانوادگی، ناشر قم ظفر، نوبت چاپ اول، سال ۱۳۸۵، ص ۲۲۲٫
    ۲٫ دهنوی، حسین، نسیم مهر، ناشر انتشارات خادم الرضا ـ علیه السلام ـ ، چاپ عمران، چاپ هفتم، دی ۸۳، ص ۱۴۱٫
    ۳٫ امینی، ابراهیم، تربیت، ناشر انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نوبت چاپ، اول، ۱۳۸۱، ص ۱۵۰ و ۱۲۸٫
پسر ۹ ساله ام كه تك فرزند نيز هست خيلي پرخاشگر و عصبي است. حرف گوش نمي كند با پدرش بگو مگو مي كند احترام بزرگترش را ندارد. ادا در مي آورد. در مهماني يك دقيقه راحت نمي نشيند.

پسر ۹ ساله ام كه تك فرزند نيز هست خيلي پرخاشگر و عصبي است. حرف گوش نمي كند با پدرش بگو مگو مي كند احترام بزرگترش را ندارد. ادا در مي آورد. در مهماني يك دقيقه راحت نمي نشيند. بچه هاي ديگر را اذيت مي كند. اكثراً دروغ مي گويد چند بار هم پيش روان پزشك رفته ايم گفته كه بچه كاملاً سالمي است فقط كمبود محبت دارد البته من خودم آدم عصبي هستم زود از كوره در مي روم حرف بزنم گوش مي دهد ولي عمل نمي كند خودش همة كارهاي خوب و بد را مي داند ولي اهميّت نمي دهد وقتي كه با بچه ها بازي مي كند آنها را اذيّت مي كند و وسايل آنها را مي گيرد اگر چيزي بخواهد خيلي اصرار مي كند. لطفاً ما را راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مقدمه: بروز يك رفتار سازش نايافته و نابهنجار مي تواند از علل مختلفي ناشي شود و اگر رفتارهاي نامطلوب زياد باشند حتماً علل مختلفي در آن نقش داشته اند با توجه به مسائل و مشكلات متعددي كه بيان داشته ايد لازم مي دانيم نكاتي بيان داريم كه در تغيير و اصلاح رفتار كودكتان مؤثر باشد بنابر اين مي خواهيم كه به تك تك نكات ذيل توجه كنيد و با دقت زياد آن را با رفتار خود و فرزندتان تطبيق دهيد اگر از اين الگوها فاصله داشت سعي كنيد با تمرين، مطالعة بيشتر و صبر به اين هنجارها بازگرديد و در سايه آن نشاط و آرامش را به خانواده بازگردانيد.

۱٫تقليد آيينه وار: دل كودك مثل آئينه است، هر نقشي كه مقابل او قرار گيرد در آن منعكس مي گردد كودك با نگاه و توجه دقيق به رفتارهاي اطرافيان از آنها الگو برداري مي كند و بعد مثل همان ها صحبت و يا رفتار مي كند، بنابراين رفتار گذشته خود را تحليل كنيد ببينيد او چه رفتارهايي را از شما ياد گرفته است و يا شما ناخواسته باعث تشويق چه رفتارهايي در او شده ايد. طبق نظر روان شناسان بسياري از رفتارها و گفتارهاي كودكان ريشه در چيزهايي دارد كه قبلاً آنها را ياد گرفته است(۱).
توجه: به ياد داشته باشيد اغلب رفتارهاي كودكان – اگر نگوئيم همه آنها – به رفتارهاي ما بر مي گردد. اين بينش، تحمل ما را در برخورد با بچه ها بالا مي برد (مهم).

۲٫ جلب توجه: انسانها، كوچك و بزرگ، دوست دارند ديگران رفتارشان و كلامشان را مورد توجه قرار دهند اين نياز بايد به شكل طبيعي و در حد اعتدال ارضاء گردد و اگر در ارضاء آن افراط و تفريط شود مسلماً براي كودك مشكلاتي به بار مي آورد. اگر اين امر ارضاء نشود او به راه هاي مختلفي مثل دروغگويي، پرخاشگري، شيطنت، لجاجت و … متوسل مي گردد براي تأمين اين امر از روشهاي زير كمك بجوئيد(۲):
۲ـ۱٫ امكانات مناسبي براي تفريح و بازي اش فراهم كنيد و به نوبت (گاهي شما گاهي پدرشان) برايش وقت بگذاريد و او را سرگرم كنيد اگر اين كار را انجام ندهيد او با بدرفتاري اش شما را سرگرم خواهد كرد (به عنوان مثال گاهي دروغ هاي عجيب و غريب كودكان، ريشه در عدم ارضاء اين امر دارد).
۲-۲٫ نكات مثبت او را تشويق كنيد، در تشويق خود زياده روي نكنيد چون باعث توقع زياد او مي گردد در تشويقتان علاقه و نياز او را در نظر بگيريد، او را سرزنش و تحقير نكنيد و بدرفتاري هايش را به رخش نكشيد، با مطالعه بيشتر، به روحيات سنين كودكان آشنا شويد، دروغگويي هاي آنها غالباً به خاطر خيال پردازي‌هاي اين سنين است كه بايد صبورانه به آن جهت دهيد و رفتارهاي اجتماعي و سازش كارانه او با همسالانش را تقويت و تشويق كنيد.
۲-۳٫ گمان نكنيد كه تهية هر چيزي كه او خواست در كل به نفع اوست سعي كنيد او را واقع بين بار آوريد طوري كه خواسته هايش را با منطق بخواهد نه با گريه و زاري و يا پرخاشگري، به هنگام پرخاشگري به او باج ندهيد چون ياد مي گيرد كه هرگاه چيزي خواست از اين كانال وارد شود.

۳٫ هماهنگي الگوها: بيان داشتيم كه كودكان از والدين تقليد مي كنند در اين امر والدين بايد رفتارشان كاملاً هماهنگ باشد اختلاف و ناسازگاري در رفتار والدين باعث ايجاد تعارض رواني و تنش در كودك مي گردد و آن نيز با خشم، پرخاشگري، دروغگويي تبلور پيدا مي كند تعارض رواني و بي ثباتي عاطفي، آفت شكوفايي و خلاقيت ذهني است به عنوان مثال وقتي فرزند نسبت به فرزند همسايه پرخاشگري نشان مي دهد رفتار پدر و مادر در قبال اين رفتار بايد يكسان باشد طوري نباشد كه يكي او را با لبخند، تشويق غير مستقيم كند و ديگري او را از آن كار زشت باز دارد يعني كودك نمي داند بالاخره براي تأييد و جلب توجه والدين بايد كدام كار را در پيش بگيرد(۳). يا ممكن است والدين يكي به راستگويي اهميت دهد و ديگري در حضور كودك به كسي دروغ بگويد اينجا كودك گيج مي شود و نمي داند كدام رفتار بايد مورد تأييد قرار گيرد.

۴٫ پرهيز از ابهام: وقتي فرزند كار بدي انجام مي دهد بايد مراقب بود كه كل وجود او را مورد خطاب قرار ندهيم بلكه به روشني او را متوجه آن قسمت از رفتار بدش كنيم، نگوئيم تو را دوست ندارم بگوئيم من اين رفتار خاص تو (مثل دروغگويي) را دوست ندارم(۴). البته نبايد در يك جلسه رفتارهاي زيادي از او را نقد كنيد بايد با صبر هر از گاهي به آنها اشاره كنيد.

۵٫ تنبيه درمان خوبي نيست:در شيوة كار خود بيشتر از تشويق كمك بگيريد مثلاً به او بگوييد «احسنت به پسرم كه تكاليفش را انجام داده» يا آفرين به پسر خوبم كه به بزرگترش سلام مي كند، و … تشويق باعث مي شود كه كودك احساس امنيت و ارضاء نياز عاطفي كند و احساس خوشايندي در درونش پيدا كند و نسبت به شما مهربان شود و به سخنان شما گوش دهد و عمل كند اما تنبيه باعث مي شود كه شما نزد او احترام نداشته باشيد، در غياب شما به كار خودش مشغول مي گردد و حتي ممكن است قصد انتقام نيز بگيرد. در تنبيه اغلب اوقات فرصت پيش نمي آيد كه كودك توجه اش به خطايش جلب شود و از همه بدتر كه او از خود شما ياد مي گيرد كه مي تواند در موقع نارضايتي از خشم، زدن و تندي كمك گرفت و عيناً همين كار را هنگامي كه با رفتار ناخوشايند روبرو مي شود انجام مي دهد به عنوان مثال شما خود نوشته ايد «عصبي هستم و زود از كوره در مي روم» اين رفتار شما در واقع الگوي كودكتان قرار مي گيرد شما نيز بايد با شيوه اي مناسب (صبر، توجه به پيامدهاي بد تندخويي، تأمل در پيامدهاي مثبت تحمل، تفريح، قدم زدن، وضو گرفتن، ذكر خدا گفتن) از ابراز خشم و عصبانيت خود خودداري كنيد تا او نيز از شما اين رفتار را ياد نگيرد. كودك ياد مي گيرد كه مثل شما باشد و بجاي بدي خوبي كند و حتي جواب بدگويي همسالان خود را با خوبي بدهد.

۶٫ تقويت غير مستقيم:انسان ها، كوچك و بزرگ، فطرتاً تشويق پذير و تنبيه گريزند براي اين كه يك رفتار نامناسبي را حذف و يا تعديل كنيد مي توانيد از تقويت غير مستقيم كمك بگيريد مثلاً پدر هنگامي كه به منزل آمد و متوجه شيطنت هاي فرزندش شد با خونسردي بدون انتقاد و با تحريك او در يك فضاي خوشايند و صميمانه به گونة مستقيم و يا غير مستقيم به فرزندش بگويد اگر قول بدهي مثلاً دروغ نگويي برايت دوچرخه مي خرم يا به فلان پارك مي برمت. يا مي توانيد از همسالان او كه اخلاق خوبي دارند بخواهيد تا به منزل شما بيايند و با او بازي كنند(۵). اگر در مهماني ها اذيت مي كند از قبل به او بگوئيد كه اگر اذيت كردي زود از مهماني به خانه برمي گرديم و در منزل ميزبان آن را به يادش آوريد اگر ادامه داد برويد اما به ياد داشته باشيد ما نيز بايد زماني را با آنها بگذرانيم و مشغول سخنان خودمان نباشيم، امكانات بازي سالم را به آنها بدهيم.

۷٫ مصرف انرژي:كودك سرشار از انرژي است بايد با روشهاي مختلف اين انرژي را در جهت مثبت مصرف كرد تا از شيطنت و تحرك هاي زياد او جلوگيري شود مثلاً با هم حدود نيم ساعت در روز قدم بزنيد يا توپ بازي كنيد و وقتي كودك احساس كرد كه مي تواند صميمانه با والدين خود بازي كند و راحت خواسته هايش را نيز مطرح كند و مورد پذيرش آنها واقع شود بي ترديد عشق و محبت زيادي به والدينش پيدا مي كند(۶).

۸٫ پرهيز از مقايسه:بگذاريد كودك احساس كند كه شما او را براي خود او دوستش داريد نه براي سود دهي به شما. هرگز رفتار مثبت ديگري را به رخ او نكشيد تا او احساس نكند كه شما او را دوست نداريد و سر از ناسازگاري در نياورد.

۹٫ اعلام اعتراض:گفتيم كه كودكان مثل خميري هستند كه با دستان مربي و والدين شكل مي گيرد در واقع رفتارهاي نامطلوب و سازش نايافته او بيشتر عمدي نيست اغلب موارد بدرفتاري هاي آنها بخاطر رفتارهاي والدين، عدم ارضاء نيازهاي جسماني و عاطفي و … است به عنوان مثال وقتي كه كودك رفتارهاي مثبتش مورد تأييد و توجه قرار نگيرد و يا به موقع زمينه استراحت، خواب، تغذية او فراهم نشود ممكن است با تندخويي و بدرفتاري هايش اعلام اعتراض كند بنابراين بايد به رفع نيازهاي عاطفي و جسمي او توجه كنيم، گاهي اعتراض كودك به خاطر عدم ارضاي نياز اجتماعي اش است. يعني ما دوست داريم بدون اين كه به نيازهاي معقول او توجه كنيم او مثل بزرگ ترها بنشيند اما كمتر به فكر مي افتيم كه امكاناتي تهيه كنيم و او را با همبازيان خودش به حال خود بگذاريم به هر حال هرچه باشد آنها زبان هم را بهتر متوجه مي شوند، بي ترديد كودك نمي تواند در مجلس بزرگان بنشيند و فقط به صحبت هاي آنها، كه چيزي هم از آنها نمي فهمد گوش بدهد(۷).

۱۰٫ تك فرزندي:ممكن است به خاطر اين كه تك فرزند است او را بيشتر از حد معمول مورد توجه قرار داده ايد و او را پرتوقع كرده ايد يعني هرچه خواسته سريع برايش تهيه كرده ايد بهتر است او با اين واقعيت روبرو شود كه نمي تواند هميشه به خواسته هايش برسد و نياز است گاهي صبر كند البته اين كار بايد دقيق انجام شود يعني اگر فرزندمان به تدريج پس از ساليان دراز پرتوقع شده نبايد انتظار داشته باشيم يك شبه توقعش را كم كند، اشتباه از ما بوده بنابراين بايد به تدريج از توقع افراطي اش بكاهيم.

۱۱٫ ناكامي:برخي بدرفتاري هاي كودك به خاطر ناكامي و شكست پي در پي است، به عنوان مثال كودكي نمي تواند مسأله رياضي اش را حل كند و فردا نيز امتحان دارد پس از چند بار تلاش و شكست خسته مي شود و با بدرفتاري، نق نق كردن و … اعلام نياز و ياري مي‌كند اگر كسي پيام دادخواهي او را متوجه نشود و جواب معقول ندهد و به كمكش نشتابد مي تواند منجر به دروغگويي، بي قراري و تند خويي فرزند گردد(۸).

۱۲٫ انتظارات زياد:برخي از والدين نمي خواهند قبول كنند كه ظرفيت افراد متفاوت است مثلاً تأكيد مي كنند كه نبايد نمره ات از نمرة فلاني كمتر شود يا بايد حتماً اطاقت را مرتب كني و … اين امر مي تواند باعث شكست و ناكامي فرد شود و در نتيجه مورد سرزنش و ملامت والدين قرار بگيرد اگر ملامت و تحقير زياد شود كودك احساس مي كند كه مطرود والدين شده و در نتيجه احساس عدم اعتماد به نفس و بي ارزشي و ناكارآمدي مي كند و اين امر مي تواند منشأ بسياري از بيماري ها گردد بنابراين بايد توقعات ما متناسب با استعداد و توانايي فرد باشد، بايد به تلاشهاي كودك اهميت بدهيم نه به تتيجه، به عنوان مثال اگر كودك تا آخر شب بيدار ماند و درس خواند ولي نمره اش مطلوب ما واقع نشد نبايد او را سرزنش كنيم(۹) بايد بگوييم با آن پشتكاري كه من از تو سراغ دارم حتماً دفعه بعد خوب مي شود.
توجه:
۱٫ براي رسيدن به خواسته هاي خودتان از باورهاي ديني (دعاء، توسل به ائمه ـ عليهم السّلام ـ و …) كمك بگيريد.
۲٫ ممكن است بي قراري ها و نا آرامي كودك بر اثر اختلال پيش فعالي همراه با اختلال در توجه باشد اين اختلال داراي نشانه است كه در صورت مشاهده اين نشانه ها در فرزند او را نزد روان پزشك ماهر و خوب ببريد اين مشكل با دارو درمان مي گردد و البته پس از طي دوران كودكي مشكل برطرف مي شود اما نشانه ها از اين قرار است: عدم اتمام كارهايي كه به او سپرده شده و بي توجهي به سخنان ديگران، حواس پرتي، عدم تمركز طولاني، خستگي زودرس از كار، تغيير فعاليت هاي مورد علاقه، قطع سخنان مربي و معلم، عدم رعايت نوبت، دويدن و بي قراري دائم، بالا رفتن از ارتفاعات، مشكل در خوابيدن و ضعف اعتماد به نفس، عدم تأمّل و تفكر قبل از انجام كاري(۱۰) و … (در صورت تأييد پزشك و تشخيص پيش فعالي، مسئله را با مربيان او در مدرسه نيز مطرح كنيد تا بيشتر مراقب او باشند و در قبال اين رفتارها تنبيه نشود).
۳٫ با عنايت به نكات فوق معلوم مي شود كه كودكان معصوم در اغلب رفتارهايشان قصد اذيت و آزار ندارند مشكل بيشتر در رفتار ما خلاصه مي شود، نامناسب بودن الگوها، عدم هماهنگي آنها، توقع زياد، تشويق (مستقيم و غير مستقيم) به كارهاي ناهنجار (مثل زدن بچة همسايه). عدم تأييد و توجه به آنها، عدم ارضاي نيازهاي جسمي در وقت خاص خود (گرسنگي و …) نداشتن زمينة تفريحي، هم بازي و …

 

پاورقی:

  1. افروز، غلامعلي، روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، نشر انجمن اولياء و مربيان، چاپ نهم، ۱۳۸۰، ص ۶۷ـ۶۶٫
    ۲٫ همان، ص ۶۸٫
    ۳٫ همان، ص ۶۴ـ۶۲ (با كمي تغيير).
    ۴٫ همان، ص۷۲٫
    ۵٫ همان، ص ۷۶ـ۷۵ (اقتباس).
    ۶٫ شرفي، محمد رضا، با فرزندان خود چگونه رفتار كنيم، نشر جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، ۱۳۷۳، ص ۱۶۴با حرف اضافه.
    ۷٫ دهنوي، حسين، نسيم مهر، نشر خادم الرضا ـ عليه السّلام ـ ، چاپ هفتم، ۱۳۸۳، ص ۱۴۱٫
    ۸٫ همان، ص ۵۶ـ۵۵ و ص ۱۰۸ـ۱۰۷
    ۹٫ همان.
    ۱۰٫ همان، ص ۴۸٫
تا چه اندازه مي توان از تنبيه براي تربيت استفاده كرد؟

تا چه اندازه مي توان از تنبيه براي تربيت استفاده كرد؟

پاسخ:

يكي از شيوه هاي تربيتي، استفاده از تشويق و تنبيه است.
تشويق وسيله اي براي ايجاد شوق و انگيزه و رغبت براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادت هاي پسنديده و تنبيه عاملي براي جلوگيري از كارهاي زشت و ترك عادت هاي نكوهيده است.
استفاده از هر دو عامل «تشويق» و «تنبيه» در تربيت مفيد و ضروري است. تنبيه در موقعيت‌هاي ويژه‌اي مي تواند روشي بازدارنده و گاه اصلاحي داشته باشد. از اين رو اِعمال اين روش در صورتي موثر است كه در شرايط خاص و با رعايت جوانب گوناگون بكار گرفته شود، در غير اين صورت، اثرهاي تخريبي آن به مراتب بيشتر از پيامدهاي مثبت آن خواهد بود. براي آشنايي بيشتر با اين روش تربيتي، تعريف و انواع آن را بيان مي كنيم.

۱٫ تعريف تنبيه: تنبيه، مصدر باب تفعيل، از ريشه «بُنه» به معناي بيدار شدن از خواب گرفته شده و در لغت به معناي بيدار كردن، واقف گردانيدن بر چيزي و آگاه كردن آمده است و در اصطلاح عبارت است از: مواجه ساختن فرد خطاكار، با يك تجربه ناخوشايند، به منظور آگاه ساختن وي از پيامد رفتار نامطلوب خود و جلوگيري از تكرار آن.(۱)

۲٫ انواع تنبيه:تنبيه براساس نوع تاثير آن در متربي (شخص تربيت شونده) دو گونه است:

الف) عاطفي و رواني:تنبيه عاطفي و رواني نوع اول به تنبيهي گفته مي‌شود كه موجب ناراحتي فرد مي‌‌گردد و به اقتضاي شدت و ضعف خود، فشار رواني خاصي را بر او وارد مي‌سازد و در عين حال، اثر مستقيمي روي بدن وي ندارد، مانند: سرزنش و توبيخ، قهر كردن، محروم سازي از اشياء مورد علاقه و…

ب) بدني و جسماني:تنبيه بدني و جسماني به افعالي اطلاق مي‌شود كه به طور مستقيم بر بدن متربي تاثير مي‌گذارد و موجب درد و آزار جسماني و در نتيجه عذاب روحي مي‌گردد. مانند: كتك زدن و…. .

۳٫ مراحل و موقعيت هاي استفاده از تنبيه: به دليل شدت و ضعف خطاها و متنوع بودن تنبيه‌ها و نيز متفاوت بودن موقعيت فرد خطاكار، اجراي روش تنبيه، مستلزم مراحلي است كه در ذيل به آنها مي‌پردازيم:

۳ ـ ۱ـ تغافل: گام اول: در اجراي روش تنبيه، تغافل است. به اين معنا كه مربي در اولين برخورد با خطاي فرد، آن را ناديده مي گيرد و طوري برخورد مي‌كند كه گويا از چنين رفتاري خبر ندارد. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «ان العاقل نصفه احتمال و نصفه التغافل».(۲)
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: خردمند نصفش تحمل و بردباري و نصف ديگرش ناديده گيري است.

۳ ـ ۲ ـ تغيير در چهره:امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ دستور داد با افراد گناهكار با چهره اي گرفته و در هم كشيده روبرو شويم. (۳)

۳ ـ ۳ـ تنبيه با كنايه: امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «تلويح زلة العاقل له امض عقابه»(۴)
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: لغزش شخص عاقل را با كنايه تذكر دادن، براي وي از ملامت صريح دردناكتر است.

۳ ـ ۴ـ تذكر مستقيم و غير علني: در اين مرحله، مربي، متربي را در خلوت و دور از چشم ديگران مورد خطاب قرار داده و در مورد خطاهايش به او تذكر مي دهد.

۳ ـ ۵ـ تهديد:در اين مرحله، مربي ، متربي را از عاقبت سوء رفتارش و مجازات آن مطلع مي سازد و تحقق اين پيامد را بر تكرار آن رفتار مشروط مي كند.

۳ ـ ۶ـ محروم سازي:محروم سازي مرحله ديگري از تنبيه است كه به معناي سلب نعمت مي باشد و در آن، فرد خطا كار از يك شيء مادي و يا يك امر معنوي محروم مي گردد.

۳ــ ۷ـ توبيخ و سرزش: اگر مراحل قبلي موثر واقع نشده مي‌توان شيوه توبيخ و سرزنش را به كار گرفت. در سرزنش، مربي شخصيت متربي را نشانه مي‌رود و او را به تنهايي و يا در حضور ديگران، نسبت به رفتار نامطلوبش بازخواست مي كند.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: « التقريع اشد من مضض الضرب»(۵)
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: تاثير سرزنش گاهي از زدن بيستر است.
(البته به دليل حساس بودن موضوع و آثار مخربي كه ممكن است براي متربي داشته باشد، به كارگيري اين روش ها در هر جا و با هر شرايطي تجويز نمي گردد).
اين روش در مورد افراد مميز و بالغي است كه با علم و به عمد و گاه از روي دشمني، مرتكب بزه و خطا مي شوند.

۳ ـ ۸ـ تنبيه بدني:بعضي خانواده ها كودكان را تنبيه بدني مي كنند و چون معمولاً حدود آن را به خوبي نمي شناسند و در استفاده آن زياده روي مي كنند، اثرات بسيار بدي به دنبال دارد. از اين رو توصيه مي شود كه از تنبيه بدني تا آنجا كه ممكن است استفاده نشود و تنها در موارد بسيار نادر و كاملاً استثنايي مورد استفاده قرار گيرد.
معمولاً كساني كه به تنبيه بدني متوسل مي شوند براي انتقام جويي و فرونشاندن خشم خود از آن استفاده مي كنند و به جنبه هاي تربيتي آن چندان توجهي ندارند و چون شخص (متربي) به علت تكرار با آن خو مي گيرد، ناگزير هر دفعه بر مقدار و شدت آن مي افزايند تا آنجا كه پس از مدتي، تنبيه بي اثر مي شود و شخص، جسور، بي باك، بي اعتبار و لاابالي مي گردد. و كار تربيت عملاً به بن بست مي رسد.
بنابراين: بايد حتي الامكان از تنبيه بدني استفاده نكرد و اگر در بعضي مواقع استثنايي ضرورتي پيش مي آيد، در آن زياده روي نكرد.
از نظر فقه اسلامي اگر پدر و مادر به صورت يا بدن فرزند خود ضربه اي بزند كه سرخ و كبود و سياه شود پرداخت ديه بر او واجب مي شود.(۶)
از نظر شرعي كتك زدن در صورتي كه براي تربيت نباشد و بيش از مقدار لازم باشد سبب عذاب اخروي خواهد شد.

۴٫ اصول و قواعد اجراي تنبيه:آنچه گذشت مراحل گوناگون اجراي روش تنبيه بود كه به كارگيري آنها به همان ترتيبي كه ذكر شده مطلوب به نظر مي رسد اما اجراي مفيد و كارآمد هر يك از مراحل ياد شده، مستلزم رعايت اصول و قواعدي است كه در زير به آنها اشاره مي گردد.
۱٫ حسن ظن. ۲٫ برخورد با رفتارها ۳٫ رعايت ترتيب مراحل تنبيه ۴٫ تقدم عفو و اغماض ۵٫ در نظر گرفتن شرايط و موقعيت متربي ۶٫ پذيرش عذر ۷٫ پرهيز از شتابزدگي ۸٫ اتمام حجت قبل از ارتكاب خطا ۹٫ هشدارهاي غير مستقيم ۱۰٫ اطمينان از ارتكاب خطا ۱۱٫ تقبيح فعل نه شخصيت ۱۲٫ تنبيه فقط براي خطا كار نه اشخاص ديگر ۱۳٫ توجه به آگاهي متربي به خطا و ميزان تنبيه آن ۱۴٫ توجه به ويژگي هاي مثبت ۱۵٫ چراغ سبز براي بازگشت ۱۶٫ تعجيل نكردن در تنبيه و سرزنش ۱۷٫ عدم افراط در تنبيه و سرزنش ۱۸٫ عدم تنبيه در حال خشم ۱۹٫ ضربه نزدن به نقاط حساس. ۲۰٫ عدم نگاه مجرمانه به متربي پس از تنبيه.

 

پاورقی:

  1. قائمي مقدم، محمد رضا، روشهاي آسيب زا در تربيت از منظر تربيت اسلامي، پژوهشكده حوزه، چاپ اول، ص ۱۳۷٫
    ۲٫ محمدي ري شهري، محمد، ترجمه منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، تخليص حسيني، انتشارات دارالحديث، چاپ اول، ج ۲، ص ۷۷۲، ح ۴۸۴۴٫
    ۳٫ همان.
    ۴٫ تميمي آمدي، محمد، غررالحكم و دررالكلم، دانشگاه تهران، چاپ سوم، چاپ بهمن، ۱۳۶۶، ص ۱۳۵۳، ح ۴۴۹۷٫
    ۵٫ تميمي آمدي، محمد، غرر الحكم و دررالكلم، چاپ دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶، ص ۳۷۴، ح ۱۴۲۹٫
    ۶٫ اگر پدر و مادر سيلي به صورت فرزند خود بزند كه سرخ شود، ۵:۱ مثقال (۱۸ نخود) طلا و اگر كبود شود، ۳ مثقال و اگر سياه شود، ۶ مثقال طلا بايد بپردازد، و اگر جاي ديگر بدن را به واسطه زدن سرخ، كبود و يا سياه كنند. نصف مقدار طلايي كه گفته شده بايد ديه به فرزند خود بپردازد يا رضايت او را جلب كند.

 

جنبه هاي فردي و اجتماعي تربيت ديني را توضيح دهيد.

جنبه هاي فردي و اجتماعي تربيت ديني را توضيح دهيد.

پاسخ:

هدف از تربيت ديني حضور دين و خدا محوري در همه عرصه هاي وجودي آدمي مي باشدو اگر بخواهيم به اين امر مهم نائل شويم بايد همه جنبه هاي فردي و اجتماعي وجود آدمي را مورد توجه قرار دهيم .

بعد فردي تربيت ديني:

از حيث فردي بايد جنبه هاي شناختي ، عاطفي و رفتاري فرد مورد توجه قرار گيرد.

بعد شناختي: توجه به بعد شناختي در تربيت ديني ،اين مي باشد که فرد با استدلال و عقل به يک جهان بيني کامل  و هدفمند نائل شود و باورها و اعتقادات محکم و استوار وبه دور از هرگونه ساده انگاري، تلقين و خرافه پرستي بر پايه عقل و تفکر صحيح در او شکل گيرد .

نکته حائز اهميت اين است كه همه مفاهيم و مطالبى را كه فرد در دوره جوانى و بزرگسالى قادر به فهم آن است، در دوران كودكى و نوجوانى متوجه نمى شود. بسيارى از مفاهيم مجرد و انتزاعى تنها در سنين بالاتر معنى پيدا مى كند و لذا مطرح كردن مستقيم آن ها به كودك و نوجوان جز اتلاف وقت و احياناً تأثير منفى اثر ندارد،پس بايد به رشد شناختي و عقلي فرد بسيار توجه داشت.

بعد عاطفي : توجه به بعد عاطفي در تربيت ديني ، به اين معناست که عامل هيجاني و انگيزشي همه احساسات و رفتارهاي انسان بايد بر مبناي الهي و معنو ي باشد و مباني مادي و دنيوي کنار گذاشته شده باشند .

بعد رفتا ري: بعد رفتاري تربيت ديني به اين معناست که تمام رفتارها و اعمال انسان برپايه الهي و معنوي باشد و ظهور و بروز اين مبناي الهي کاملا در حرکات و  سکنات شخص آشکار باشد.

بعد اجتماعي تربيت ديني:

در بعد اجتماعي تربيت ديني ،خانواده ،دوستان و همسالان ،معلمان و مربيان ، نظام آموزشي ،محيط اجتماعي و رسانه ها  بايد مورد توجه قرار گيرد ،که مختصري در اين باره توضيح داده مي شود.

خانواده :

خانواده به عنوان اولين کانون رشد و تعالى فرد بايد زمينه‌هاى پرورش ابعاد جسمى و روحى او را فراهم کند. بي‏توجهي يا کم‏توجهي پدر و مادر يا مربي خانواده به فرزندان و نيز سطحي‏نگري و بي‏مبالاتي اعضاي خانواده نسبت به مسائل ديني ، تأثير به‏سزايي در چگونگي تربيت ديني کودک دارد. اگر فرزند در خانه‏اي رشد کند که افراد آن در قبال مسائل ديني خود را مسئول ندانند ، قطعا فرزندان نيز گرايش رضايت‏بخشي به نماز نخواهند داشت.دسته‏اي از پدران و مادران هستند که خود دين‏دار و اهل عبادتند، ولي به فرزندان خود توجهي ندارند و به عنوان پدر و مادر، از فرزندان نمي‏خواهند که نمازشان را بخوانند يا به احکام واجب الهي عمل کنند. اين گروه مي‏پندارند که فرزندانشان همه چيز را مي‏فهمند و ديگر نيازي به يادآوري آنان نيست و يا اينکه تمام سهل‏انگاري‏ها و گريز از تکاليف ديني فرزندانشان را به حساب بچه بودنشان توجيه مي‏کنند و کاملاً آشکار است که اين گروه از فرزندان به راحتي به انجام تکليف‏هاي ديني روي نخواهند آورد و تقيد چنداني هم به اين مسائل نخواهند داشت. کانون خانواده اولين و بهترين مدرسه رشد و کمال و شخصيت‏سازي است. اگر والدين يا مربيان خانواده، افراد مدير، مسئول و کارآمدي باشند، به طور قطع محيط خانواده نيز سالم و آماده تعالي و رشد کودکان خواهد بود و اگر مسئول خانواده مسئوليت‏پذير نباشد و بي‏قيد و بند باشد اميد زيادي به تربيت صحيح و اسلامي فرزندان نيست. در اهميت توجه به فرزندان، علي عليه‏السلام در نامه‏اي خطاب به فرزند بزرگوارشان، امام حسن مجتبي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

فبادرتک بالادب قبل ان يقسو قلبک و يشتغل لبّک.

پيش از اينکه دل کودکانه‏ات سخت شود و عقلت به انديشه‏هاي ديگري سرگرم شود، به تربيت تو مبادرت کردم (وظيفه پدري را انجام دادم).

امام صادق عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: [بهترين ارثي که پدران براي فرزندان خود باقي مي‏گذارند ادب و تربيت صحيح است نه ثروت و مال].

اين مسئوليت آن‏چنان سنگين است که ائمه معصومين عليهم‏السلام نيز از خدا ياري مي‏جويند، به گونه‏اي که امام سجاد عليه‏السلام مي‏فرمايد: [ و اعنّي علي تربيتهم و تاديبهم و برّهم؛ بار خدايا مرا در تربيت و ادب و نيکوکاري فرزندانم ياري و مدد فرما].

شاعران و بزرگان ادب فارسي که از فرهنگ غني اسلامي توشه برچيده‏اند نيز اين امر را از نظر دور نداشته‏اند، چنان‏که سعدي شيرين سخن در اين باره مي‏سرايد:

چو خواهي که نامت بماند به جاي  ;پسر را خردمندي‏آموز و راي

که گر عقل و طبعش نباشد بسي  ;بميري و از تو نماند کسي

بسا روزگارا که سختي برد  ;پسر چون پدر نازکش پرورد

خردمند و پرهيزکارش برآر  ;گرش دوست داري به نازش مدار

بنابراين، نقش تربيتي خانواده بسيار حايز اهميت است، ولي نکته‏اي که بايد در اين‏باره به آن توجه داشت، اين است که اگر فرزندي در خاستگاه تربيتي خوبي قرار نگيرد، نبايد از اصلاح و رستگاري او نااميد شد؛ زيرا چه بسا جواني با تحصيل علم به حدي از تأمل و دورانديشي مي‏رسد که به‏واسطه مشورت با مشاوران و مربيان متدين و دل‏سوز و يا همراهي و هم‏صحبتي دوستان آگاه و متعهد، رفتار و آداب خانوادگي خويش را اصلاح مي‏کند و به جرگه صالحان درمي‏آيد و راهي به سوي کمال و سعادت مي‏يابد.

تأثير گروه هم‏سالان و دوستان بر تربيت ديني :

نقش حساس و سازنده دوستان در شکل‏دهي به شخصيت انسان‏ها به‏ويژه در سنين نوجواني و جواني را نبايد ناديده گرفت. دوستان شايسته و خوب در هدايت آدمي به سوي کمال و سعادت تأثيرگذارند و دوستان ناشايست نيز با انحراف انسان و کشيده شدن به طرف ناهنجاري‏هاي اخلاقي و اعتقادي آثار جبران ناپذيري بر جاي مي‏گذارند. چه بسا جوانان پرمايه‏اي که دين‏دار و در عمل به تکاليف ديني کوشا هستند، ولي به سبب رفاقت و هم‏نشيني با افرادي سست ايمان، در محله، محيط کار يا مدارس و يا ديگر عرصه‏هاي اجتماع، ديانت و تقيد ديني خود را از دست مي‏دهند و به مفاسد اخلاقي رو مي‏آورند. در کنار دوستان ناباب، عواملي مانند مطالعه نوشته‏هاي تحريک‏آميز، مشاهده تصاوير و عکس‏هاي مبتذل و… ذهن جوانان را ناپاک مي‏سازد و اعتقادات ديني آنان را کم‏رنگ مي‏کند.

راهکار اساسي و مطمئن براي بهبود و اصلاح روند دوست‏يابي براي نوجواني که در آغاز راه و در حال شکل‏گيري شخصيت است، انتخاب دوستان مناسب و باايمان است و در اين راه، شناخت ملاک‏ها و شاخصه‏هايي براي دوست‏گزيني مهم و ياريگر والدين است. يک رفيق ناشايست در ميان دوستان خوب، به ميوه‏اي تشبيه شده است که در ميان ميوه‏هاي سالم در جعبه‏اي قرار دارد؛ همان‏طور که يک ميوه کرم خورده و خراب مي‏تواند ميوه‏هاي زيادي را از بين ببرد، يک رفيق ناسالم نيز بسياري از اطرافيان خود را به صفات و ويژگي‏هاي ناپسند خود متمايل مي‏سازد. درباره دقت و بررسي در گزينش دوستان، ائمه دين سفارش‏هاي اکيدي دارند، چنان‏که حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

من اتّخذ اخا من غير اختبارا الجأه الاضطرار الي مرافقة الاشرار.

کسي که ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي‏بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد.

گفتني است، دوست مي‏تواند خط سير زندگي انسان را به سوي روشنايي يا تاريکي تغيير دهد، بنابراين دقت در انتخاب شاخص و معيارهاي مناسب براي گزينش دوستان راستين جايگاه ويژه‏اي دارد. از مهم‏ترين ملاک‏ها و معيارهاي انتخاب دوست به متغيرهاي زير اشاره مي‏کنيم:

الف) بهره‏مندي از فکر و عقيده سالم

کساني که از فکر و انديشه پاک و سالم برخوردارند، ديگران را به صلاح و رستگاري رهنمون مي‏شوند. هر نوجوان و جواني بايد بکوشد که در پگاه تکليف، گل وجود خويش را با افکار و نيات پاک آبياري کند تا شاهد طراوت و شادابي روح و روان خويش باشد و در اين راه توصيه حضرت علي عليه‏السلام را آويزه گوش خود سازد که به يکي از ياران خويش به‏نام حارث همداني فرمود:

يا حارث و احذر صحابة من يفيل رأيه و ينکر عمله فانّ الصاحب معتبر بصاحبه.

اي حارث، از رفاقت با کساني که افکارشان خطا و اعمالشان ناپسند است دوري کن، همانا آدمي به اخلاق و سيره رفيقش خو مي‏گيرد و به افکار و اعمال وي معتاد مي‏شود.

در حقيقت، دوستان برگزيده همانند اعضاي بدن انسانند که بايد در حفظ آنها کوشا بود؛ زيرا از دست دادن دوستان خدمت‏گزار لطمات جبران‏ناپذيري به دنبال دارد. اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام در حديثي به اهميت حفظ و رعايت دوستان خوب اشاره مي‏کند:

من فقد اخا في اللّه فکانّما فقد اشرف اعضائه.

کسي که دوست خوب خود را که براي خدا با وي پيوند دوستي داشته است، از دست بدهد، گويا شريف‏ترين اعضاي بدن خود را از دست داده است.

ب) آراستگي به خلق پسنديده تواضع

دوستان متواضع و فروتن، لياقت پيوند دوستي را دارند؛ چرا که اين‏گونه اخلاق و روحيات به‏دوستان فرد درس تازه‏اي براي اطاعت و عبادت مخلصانه حق را مي‏دهد. پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در حديثي، به اين امر تأکيد مي‏ورزد و مي‏فرمايد: [المرء علي دين خليله و قرينه؛ روش آدمي بر طبق مذهب و سيره دوست و رفيقش خواهد بود].

حضرت علي عليه‏السلام نيز در هشداري مبني بر فاصله‏گيري از دوستاني که صفات ناپسند دارند فرموده است:

لا تصحب الشرير فانّ طبعک يسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم.

از مصاحبت با مردم شرير و فاسد بپرهيز که طبعت به‏طور ناخودآگاه بدي و ناپاکي را از طبع منحرف مي‏دزدد، در حالي‏که تو از آن بي‏خبري.

همه اين توصيه‏ها و هشدارها براي دوري گزيدن از چنين دوستاني، براي صيانت از دين آدمي است. در کلام نوراني امام صادق عليه‏السلام چنين آمده است: [من يصحب صاحب السّوء لا يسلم؛ کسي که با رفيق بد هم‏نشين شود، سالم نمي‏ماند و سرانجام به ناپاکي آلوده مي‏شود].

ج) برخورداري از عقل و تدبير

ميزان علم و آگاهي و عقل و انديشه، به عنوان عامل مهمي در انتخاب بهتر دوست، کمک شايان توجهي دارد. دوست عاقل و آگاه، مايه خوش‏بختي و رفيق جاهل و بي‏تدبير، اسباب ناراحتي و رنج و مشقت است. چه نعمتي بهتر از دوستاني که به هنگام مشاوره، با درايت خود، تمام جوانب کار را در نظر مي‏گيرند و آن‏گاه با خيرخواهي و دورانديشي راه درست را مي‏نمايانند و چه گرفتاري اي از اين بدتر که شخصي به جاي کمک براي برطرف ساختن مشکلات، مانعي ديگر را با سفاهت خود پيش پاي آدمي قرار دهد. درباره دوري از رفاقت با افراد نادان، امام سجاد عليه‏السلام خطاب به فرزندش امام محمد باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد:

بنيّ ايّاک و مصاحبة الاحمق فانّه يريد ان ينفعک فيضرّک.

اي فرزندم از رفاقت با احمق پرهيز کن؛ چون او اراده مي‏کند که به نفع تو قدمي بردارد، ولي بر اثر حماقت و ناداني مايه ضرر و زيانت مي‏شود.

چنان که امام حسن عسکري عليه‏السلام نيز در پرهيز کردن از رفاقت با چنين دوستاني مي‏فرمايد:

[صديق الجاهل تعب؛ دوست انسان جاهل هميشه در سختي و زحمت است].

پايان اين قسمت را با روايتي زيبا از امام صادق عليه‏السلام آراسته مي‏سازيم که فرموده است:

دوستان صميمي سه دسته‏اند: اول؛ کسي که همانند غذا از ضروريات و لوازم زندگي به حساب مي‏آيد و در همه حالات، انسان به او نيازمند است و او رفيق عاقل است.دوم؛ کسي است که وجود او براي انسان به مانند يک بيماري مزاحم و رنج‏آور است و او رفيق احمق است.سوم؛ دوستي است که وجودش نافع است، همانند داروي شفابخش و ضد بيماري و او رفيق عاقل و داراي فکري عميق و دورانديش است.

د) خوش‏نامي

برخي از افراد به پاکي و نجابت و دين‏داري مشهورند که دوستي با آنان جاي شادماني دارد، ولي بعضي به بدي و زشتي و بي‏ايماني شهره هستند و اگر کسي قدرت اصلاح و سازندگي چنين افرادي را ندارد، نبايد با آنان طرح دوستي بريزد؛ زيرا بنابر گفته حضرت علي عليه‏السلام به امام حسن مجتبي عليه‏السلام در وصيت‏نامه خود:

ايّاک و مواطن التّهمة و المجلس المظنون به السّوء فانّ قرين السّوء يغرّ جليسه.

از مراکز بدنام و محل‏هاي مورد تهمت و از مجالسي که مورد سوء ظن هستند، دوري کن؛ به دليل آنکه رفيق بد، دوستش را فريب مي‏دهد و او را به کار ناپسند تحريک مي‏کند.

پيامبر گرامي اسلام نيز در دوري از چنين افراد و مجالسي مي‏فرمايد:

اولي النّاس بالتّهمة من جالس اهل التهمة.

شايسته‏ترين مردم براي بدنام کردن و ننگ اجتماعي، کسي است که با بدنامان مجالست داشته باشد.

ه) صداقت در گفتار و رفتار

صداقت در گفتار و رفتار، نشانه کمال و اعتدال روحي و رواني آدمي است. کسي که صادق نيست، نوعي رفتار تصنعي و کاذب براي خود انتخاب مي‏کند تا در وادي آن، رفتار و ذات حقيقي خود را بپوشاند. بر اين اساس، از ديدگاه روان‏شناسان اين‏گونه اشخاص از نوعي کمبود و کاستي روحي و رواني رنج مي‏برند، وگرنه کسي که داراي شخصيت متعادل و حقيقي است، نيازي به دروغگويي ندارد. در اخبار و روايت‏هاي گوناگون ائمه معصومين عليهم‏السلام انسان کاذب و دروغگو را به سراب تشبيه کرده‏اند و ديگران را از دوستي با آنان بر حذر داشته‏اند. امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:

ايّاک و مصادقة الکذّاب فانّه کالسراب يقرّب عليک البعيد و يبعّد عنک القريب.

از دوستي با انسان کذاب بر حذر باش، چون او همانند سراب است که دور را براي تو نزديک و نزديک را از تو دور مي‏سازد.

يعني همان‏طور که سراب، امر واقعي نيست و از دور بيننده را مي‏فريبد، دوستان کاذب نيز واقعيت‏ها را وارونه مي‏نمايانند.

حدود و قلمرو دوستي‏ها

بي‏دقتي در دوست‏يابي، حسرت و پشيماني در قيامت را در پي خواهد داست. قرآن مجيد تصوير کساني را که اين نوع احساس زيان‏کاري و پشيماني مي‏کنند، چنين ترسيم مي‏کند که ايشان مي‏گويند: [يا وَيْلَتي لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَليلاً؛ اي واي بر من کاش فلان(فرد گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم]. (فرقان: ۲۸)

امام صادق عليه‏السلام در روايتي ارزشمند، حدود دوستي را به زيبايي بيان فرموده است:

اول ـ ظاهر و باطنش نسبت به تو يکسان باشد؛

دوم ـ زيبايي و زشتي تو را زيبايي و زشتي خود ببيند؛

سوم ـ دست‏يابي به مال و رسيدن به مقام، رفتارش را نسبت به تو عوض نکند؛

چهارم ـ در باب رفاقت و دوستي از آنچه در اختيار دارد، نسبت به تو مضايقه نکند؛

پنجم ـ هنگام سختي‏ها و مصايب تو را تنها نگذارد.

همچنين آن امام همام در جاي ديگر مي‏فرمايد:

هر کس که دو خصلت در او بود، شايسته معاشرت و دوستي است، وگرنه از او دوري کن، دوري کن، دوري کن. گفته شد آن دو صفت چيست؟ فرمود: يکي نماز را به وقت خواندن و به آن مواظب بودن و ديگري همدردي.

اينکه امام سه بار تأکيد مي‏کند که دوري کنيد، نشانه شدت تأثيرپذيري از صفات دوستان است

و به‏راستي که نقش دوستان در سعادت و شقاوت انسان بر کسي پوشيده نيست، ازاين‏رو دقت در انتخاب و معاشرت دوستان بسيار سفارش شده است.

رسانه:

رسانه ها مانند تلويزيون ،راديو ،سينما و اينترنت نقش و تاثير مهمي در تربيت ديني افراد دارد ،البته بايد مواظب اثرات سوءو مخرب انها هم بود و در موارد لزوم از آنها پيشگيري نمود ،چراکه در مواردي برنامه ها تناسب سني مشخصي ندارد و همچنين گاهي اهداف سطحي و دنيوي را فقط به مخاطب ا لقاء مي کند .

محيط اجتماعي و فرهنگي :

محيطي که فرد درآن زندکي مي نمايد تاثير زيادي برروي افکار ،نگرش ها و باورها و رفتارهاي فرد دارد .هرچه اين محيط غني تر باشد از جلوه ها و الگوهاي ديني تاثير مثبت بيشتري دارد درتربيت ديني صحيح افراد .

معلمان و مربيان:

معلمان و مربيان از جمله کساني مي باشند که به راحتي الگو براي افراد قرار گرفته و تاثير بسزايي د رنگرش ها و رفتارهاي آنها دارند.لذا لازم است مربيان خود در ابتدا داراي تربيت ديني صحيح  و صفات نيکو باشند و هم چنين بتوانند با ارتباط و شيوه صحيح اين صفات و اخلاق پسنديده را به ديگران انتقال دهند .

 

چگونه است كه بعضي بچه ها لجوج مي شوند و برخي به حرف بزرگترها گوش مي دهند و چه كنيم كه فرزند مطيعي داشته باشيم لطفاً توضيح دهيد؟

چگونه است كه بعضي بچه ها لجوج مي شوند و برخي به حرف بزرگترها گوش مي دهند و چه كنيم كه فرزند مطيعي داشته باشيم لطفاً توضيح دهيد؟

پاسخ:

عوامل لجاجت در كودكانحالت لجباري و لجاجت اختلال شايعي است كه ريشه درخانواده و نحوة برخورد پدر و مادر و همچنين محيط دارد. مهمترين عوامل لجاجت عبارتند از:
۱٫ روش تربيتي نادرست: در مواردي روش تربيتي پدر و مادر به گونه‌اي است كه فرزندان خود را افرادي پر مدعا، سلطه جو، آزارده و رنج آفرين بار مي‌آوردند. مهر و محبت‌شان دربارة فرزندان به گونه اي است كه بچه‌ها اين احساس را دارند كه پدر و مادر، كلفت و نوكر آنهايند و هر چه را كه بخواهند و طلب كنند بايد برآورده گردد. بديهي است چنين كودكاني، به هنگامي كه با منع‌هائي مواجه گردند با تمام قدرت در برابر آنها ايستاده و تلاش مي كنند به خواسته خود دست يابند حتي اگر از راه لجبازي و به ستوه آوردن والدين خود باشد.
۲٫ محيط نامساعد: در مواردي كودك از وضع خانواده و زندگي ناراضي است. درگيريها و بگومگوهاي والدين و روابط خصمانه‌شان براي طفل غير قابل تحمل است. او قدرت و جرأت آن را ندارد كه به اين رابطه‌ها اعتراض كند و يا سخني به ميان آورد. ناگزير با سركشي و عصيان خويش و با بهانه‌گيري‌ها و لجبازي‌ها، خود را آرامش مي‌بخشد و هرگاه روابط خانوادگي مسالمت آميز گردد طفل احساس شادماني كرده و لجبازي‌هاي تعديل خواهد شد.
۳٫ عجز والدين: روش تربيتي برخي از والدين بگونه‌اي است كه فرزندانشان مستبد و خودخواه بار مي‌آيند و پدر و مادر را كوچك مي انگارند‌، و بر سر آنها بلا و رنج وارد مي‌كنند. پدران و مادران ضعيف در برابر اين وقايع و جريانات بجاي اينكه موضعي شايسته اتخاذ كنند سر از عجز و لابه در مي‌آورند و يا از بخت بد خود شكايت كرده و به خود نفرين مي‌فرستند و اين خود سبب خواهد شد كه طفل بر جرأت و جسارت خود بيفزايد و نقطه ضعف آنها را بهتر و بيشتر بشناسد و بر عزم خود راسخ‌تر و در نتيجه مستبدتر گردد.
۴٫ خشونت ها: همة ما پدران و مادراني را مي شناسيم كه در برخورد خود با كودكان خشونت مي ورزند، بدان خاطر كه آنها لوس و بي بند و بار نشوند. اين خشونت ها اگر به طور مكرر صورت گيرد، موجبات انحراف كودكان، از وضع عاديشان را فراهم آورده و زمينه را براي تشديد لجبازي شان مهيا مي سازد.
۵٫ وضع مزاجي نامناسب: گاهي كودكان بدان خاطر سر از لجبازي و عصيان در مي‌آورند كه وضع مزاجي طبيعي و مناسبي ندارند. بررسي هاي علمي نشان مي دهد كه وضع مزاجي انسان ها مي تواند از عواملي باشد كه در رفتارها تأثير مي گذارد. جلوه هاي آن، در بيماري زيستي است مثلاً يبوست، انگلهاي معده اي، اختلالات گوارشي، دردهاي مداوم و جانكاه خود از عواملي هستند كه به نابساماني هاي رفتاري افراد دامن مي زند.
۶٫ معاشرتهاي ناروا: در بدرفتاري و لجبازي كودكان عوامل بسياري مؤثرند، از جملة آنها دوستان نامناسب و بدآموزند. حالات و رفتار كودكان سرايت كننده اند، عواطف كودكان بر يكديگر اثر مي گذارند، خنده و گريه شان، شادي و غم شان، لجبازي و اطاعتشان. كودكاني كه با لجبازان معاشر و همدم باشد همان اخلاق و رفتار را فرا مي گيرد و عمل مي كند.
۷٫ امر و نهي هاي مكرر: عامل بسياري از نافرمانيهاي كودكان خود پدر و مادر هستند زيرا به كودكان دستوراتي مي دهند كه كودك قادر به انجام آنها نيست. در نتيجه كودكان سر از مخالفت و عصيان در مي آورند و در صورت تنبيه، وضعشان بدتر مي شود و بهانه جويي هاشان زيادتر مي گردد.
۸٫ ولادت فرزند جديد: گاهي لجاجت و لجبازي كودكان از زماني آغاز مي شود كه طفلي جديد در خانه به دنيا مي آيد و بخش مهمي از حمايت و محبت والدين را به خود اختصاص مي دهد. كودك زبان آن را ندارد كه از تبعيض والدين سخن به ميان آورد، به همين خاطر عقده هاي دروني خود را از طريق لجاجت و سركشي نشان مي دهد.
موارد ديگري هم براي لجاجت است مثل احساس سركوبي شديد تمايلات، ناكامي هاي متعدد، عدم ارضاي خواسته هاي نامشروع، خستگي مداوم و… كه شرح و بسط آن از حوصلة اين نوشتار خارج است.
اما چه كنيم فرزند طبيعي داشته باشيم؟ كودكان، انسان هايي بي تجربه و قابل ترحم هستند. گاهي براي سعادت خود راهي را در پيش مي گيرند و در اندك مدتي در مي يابند اين راهي است كه به بدبختي و تيره روزي او منجر مي شود. بدين منظور ضروري است به او كمك كنيم تا به چنين وضعي دچار نشود.

عوامل موثر در پيشگيري و درمان لجبازي كودكانبراي حل دشتواريهاي تربيتي و از جمله لجبازي آنها مي توان از موارد زير كمك گرفت:
۱٫ تفهيم روش زندگي: اين نكته مهم و قابل ذكر است كه تدريجاً به كودك تفهيم كنيم چگونه زندگي كند از نظر اسلام اين والدين و مربيان كود كند كه بايد راه زندگي سالم را به كودك بياموزند و كودكان خود را به نحوي هدايت كنند كه قوانين را رعايت كنند پايه گذاري اين امر بايد از دوران خردسالي باشد تا در سنين بعدي دچار دشواري و مشكل نشوند.
هم چنين لازم است ارزش و قدر كودك به او تفهيم شود تا دريابد كه فرد مهمي است و حيف است كه سر از لجبازي و كج رفتاري در آورد و از اين طريق آبروي خود و ارزش شخصيت خويش را از بين ببرد. اگر كودك احساس كند كه مقام و موقعيت او در نزد شما فوق العاده است سعي خواهد كرد خود را بسازد و اصلاح كند.
۲٫ تفهيم روش ثابت تربيتي والدين به كودك: اگر والدين و مربيان روش ثابت برخورد خود را عملاً و تدريجاً به كودك بفهمانند، طفل درمي يابد از اتخاذ چه شيوه هايي بايد خودداري كند و در برابر هر مسئله اي چگونه موضع بگيرد. در اين بين توجه به كودك در برابر نيازهاي منطقي و بي توجهي و بي اعتنايي در برابر خواسته هاي غير منطقي روش و منش مناسبي است كه والدين مي توانند در برابر كودكان لجباز اتخاذ كنند.
۳٫ ذكر سرگذشت ها: سرگذشت ها و داستانهاي آموزنده از زندگي افراد مختلف، و حتي داستانهاي مربوط به حيوانات براي مهار كردن لجبازيهاي كودك بسيار مهم و مؤثر است و اتفاقاً كودكان هم با تمام وجود به آن گوش فرا داده و سعي خواهند كرد خود را در قالب الگوهاي آن قرار دهند.
۴٫ واگذاري مسئوليت ها: به كودك شخصيت مي‌دهد تا احساس ارزش كند و براي حفظ آن با تمام وجود با شما همكاري نمايد. يكي از شيوه هاي شخصيت دادن اين است كه مسئوليتي ولو كوچك را به آنها واگذار كنيد و با تشويق و ايجاد دلگرمي او را به انجام آن تشويق كنيد. كودكان در طريق انجام مسئوليت، راه و روش آقامنشي را در نظر مي گيرند و تا حدودي افرادي آرام، مطيع و با تعهد بار مي آيند. و از آثار آن، اين است كه از لجبازي هم دست مي كشند.(۱)
۵٫ تغيير سبك زندگي والدين: كنت ونينگ مي گويد: «پس از سال ها كار با كودكان و خانواده هاي آنان، بدين نتيجه رسيده ام كه بعضي مشكلات خاص والدين، در كمك به بهبود رفتار كودكان نافرمان ممانعت ايجاد مي كند»(۲).

 

پاورقی:

  1. اقتباس از: قائمي، علي، خانواده و دشواريهاي رفتاري كودكان. تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، بي تا، ص۱۲۷ تا ۱۴۳٫
    ۲٫ كنت ونينگ، چگونه كودكان را تربيت كنيم؟ ترجمه: مهدي تهراني دوست، تهران، انتشارات سنتا، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص ۱۳٫
در مورد ايدز و قرص هاي اكس چگونه بايد بچه ها را آموزش داد و اين آموزش از چه سني باشد و چگونگي آن را بيان كنيد.

در مورد ايدز و قرص هاي اكس چگونه بايد بچه ها را آموزش داد و اين آموزش از چه سني باشد و چگونگي آن را بيان كنيد.

پاسخ:

در مورد اين سؤال توجه به چند نكته حائز اهميت است:
۱- آموزش مستقيم باشد يا غير مستقيم؟ در آموزش چيزي به ديگران _ خصوصاً كودكان _ توجه به جنبه آموزش. يعني مستقيم يا غير مستقيم بودن آن، در ميزان تأثيرگذاري مؤثر است. غالباً در آموزش مستقيم به برخي كودكان، نوعي جبهه گيري را شاهد خواهيم بود. در حالي كه در آموزش غير مستقيم، بدون اينكه كودك حساس شود يا موضع گيري كند، آنچه را كه بايسته است به او تعليم مي دهيم و اين اثربخش تر است. از اينرو براي آموزش چيزهايي مثل ايدز و قرص اكس، خود والدين بايد با رعايت و دقت به رفتار و گفتارشان به كودك تعليم دهند كه بايستي مراقبت بيشتري از خود نمايد. مثلاً هنگامي كه سخني از اين مقولات مي شود انزجار ظاهري و دروني خود را به صورت هماهنگ _ نه اينكه هر كدام از والدين موضعي خاص داشته باشند _، ابراز كنند تا در بچه از كودكي اين نفرت شكل بگيرد. مثلاً والدين هنگام استفاده از قيچي سلماني، تيغ اصلاح و هرچيز تيز و برنده، رعايت بهداشت فردي را كنند و به يكديگر دليل اين كار را بگويند تا او خود نيز با ديدن اين مسائل غير مستقيم آنچه را كه لازم است ياد بگيرد.(۱)
۲- زمان يا سن آموزش موضوعات حساس: در مورد زمان و سن آموزش، نمي توان گفت كه از اين سن يا آن سن، بلكه از هر زمان كه كودك قدرت درك و فهم بعضي مسائل را پيدا كرد بايد مسائل را با روش مناسب بيان نمود. البته آموزش غير مستقيم از همان سنين اوليه كودكي باعث ايجاد يادگيري مي شود ولي در سنين بالاتر، مخصوصاً زماني كه با جامعة پيراموني خود ارتباط برقرار مي كند داراي اهميت بيشتري مي شود چرا كه جامعه نيز به كودك آموزش مي دهد و پدر و مادر بايد آموزشهاي غلطي كه جامعه به او مي دهد را اصلاح كنند.
مهمترين چيزي كه در آموزش مهم است اطلاع پدر و مادر از مضرّات و حتي فوائد احتمالي غير قابل اعتناي آن و همچنين آيندة اشخاصي كه دچار اين انحرافات مي شوند است تا بتواند خود را براي سؤالات پي در پي فرزند آماده كنند.
باتوجه به اينكه ايدز حاصل اعتياد و استفاده از سرنگ آلوده و همچنين عدم رعايت بهداشت فردي و انحرافات اخلاقي مي باشد، به صورت گذرا به بعضي علل و عوامل ابتلاء به اينگونه موارد و همچنين مصرف قرص هاي اكستازي اشاره كرده و با بيان راهكارها سخن خود را به پايان مي بريم:

الف) ارضاي صحيح حس كنجكاوي:انسان موجودي كنجكاو است. او مي خواهد از همه چيز سر در آورد، علت و كم و كيف هر پديده و واقعه اي را بداند. برخي معتقدند كه «هر چيز به يك بار امتحان كردنش مي ارزد» اما ارضاي لجام گسيخته و بي حساب اين گرايش مفيد و سرنوشت ساز، مي تواند خسارتهاي غير قابل جبراني براي انسان به بار آورد.(۲) خسارتهائي مانند افتادن در دام قرصهاي اكس و اعتياد و ايدز و … .
توصيه هاي زير مي تواند براي ارضاء صحيح اين حس و جلوگيري از خسارت راهگشا باشد:
۱٫ حتي المقدور عوامل تحريك كننده حس كنجكاوي نسبت به تجربه انگيز مواد و قرصها را از ميان برداريد.
۲٫ با ترتيب دادن مسافرت يا رفتن به اماكن ناشناخته و جديد و در اختيار قرار دادن كتابهائي كه اسرار و رموز اشياء، موجودات و حوادث پيرامونمان را شرح و توضيح مي دهند، حس كنجكاوي فرزندتان را ارضاء كنيد. نيز مي توانيد آنها را به نمايشگاههاي مربوط به اين مسائل مثل ستاد مبارزه با مواد مخدر و … ببريد تا خود از تصاوير، اطلاعات و … درس بگيرند.
۳٫ بايد به آنها بقبولانيم كه هر چيزي را نمي شود تجربه كرد و اصولاً لازم نيست هر چيزي را شخصاً تجربه كنيم. امام علي _ عليه السلام _ مي فرمايد: «عاقل كسي است كه از تجربيات ديگران پند گيرد»(۳).
۴٫ گاهي مناسب است سرنوشت اين افراد را از روزنامه ها و … مطالعه كرد و مثلاً هنگامي كه با هم هستيد و جو صميمي داريد علت آسيب هاي آن را تحليل و بررسي كنيد.

ب) توجه به لذتهاي پايدار در برابر لذتهاي زودگذر و بد فرجام علّت گرايش برخي افراد به استفاده از اين قرص ها و مواد لذت طلبي و خوشگذراني و فرار از ناسازگاري هاي اجتماعي و استرس ها و … است. مي خواهد به گفتة خودش كيف كند، خوش باشد، حال كند و … . شايد در ابتداي امر هم براي آنان اينگونه باشد اما به مرور زمان اثر منفي خودش را نشان مي دهد، و آن وقت است كه ديگر پشيماني سودي ندارد.
توصيه هايي كه در اين زمينه مي توان به كار گرفت عبارتند از:
۱٫ خود و فرزندان را عادت دهيم كه براي رسيدن به لذت هاي پايدار و اهداف متعالي و آرمانهاي مقدس، از لذت هاي آني و زودگذر كه آن اهداف و آرمانها را از انسان مي گيرند چشم پوشي كنيم.
۲٫ اين باور را در آنها ايجاد كنيم كه ما به لذتهائي دسترسي داريم كه لذات جسمي و جنسي و كاذب در مقابل آنها هيچ است.
حافظ ترك جهان گفتن طريق خوشدلي است تا مپنداري كه احوال جهان داران خوشست
و يا
اگر لذت ترك لذت بداني دگر لذت نفس لذت نداني
برخي از اين لذتهاي روحي و معنوي عبارتند از: لذت عشق به خدا و راز و نياز با او، لذت انس با قرآن، لذت مطالعه، لذت ابتكار و خلاقيت، لذت خدمت به نيازمندان، لذت ايثار، لذت عفو و گذشت و … .
۳٫ لذات حلال و تفريحات سالم را بر فرزندانمان حرام نكنيم. امام رضا _ عليه السلام _ مي فرمايند: «سعي كنيد اوقات روزانة خود را به چهار بخش تقسيم كنيد، بخشي از آن را به عبادت و مناجات با خدا بپردازيد، بخشي را به تأمين معاش اختصاص دهيد، بخشي را به ارتباط دوستان و افراد مورد اعتماد و كساني كه شما را به عيوبتان واقف مي سازند و در باطن نسبت به شما صفا و خلوص دارند اختصاص دهيد و بخشي هم به تفريحات و لذتهاي سالم بپردازيد و با نشاط و شادابي اين بخش، نيروي انجام وظائف بخشهاي ديگر را تأمين نمائيد، اگر از بخش آخر غفلت كنيد قادر به انجام بخشهاي ديگر نيستند»(۴).
۴٫ محيط خانه را گرم و صميمي كنيد، با فرزندانتان دوست باشيد تا راحت مشكلات و انتظاراتشان را بيان كنند و احساس گرفتگي و افسردگي نكنند درضمن براي فرزندانتان دوست مناسبي انتخاب كنيد و از دور به آنها جهت دهيد.
۵٫ فرزندان خود را در برنامه هاي لذتبخش و مفرح همراهي كنيد تا از اين طريق بتوانيد خانواده را محل امني براي لذت جويي سالم و پايدار بسازيد. توجه داشته باشيد كه افراط و تفريط در لذت جويي هر دو اثر مخرب دارد. بنابراين تفريط يا سركوبي لذت هاي مشروع مانند بازي، گشت و گذار با دوستان خوب، اردوهاي تفريحي و غيره، مانند افراط در لذتجويي مي تواند مخرب باشد.

ج) ضعف ايمان مذهبي: ايمان به معناي باور قلبي و التزام عملي است. انسان مؤمن كسي است كه اولاً از اعماق دل به دين معتقد باشد، ثانياً در مقام عمل پايبندي خود را به دستورات ديني و حدود الهي ثابت نمايد. ضعف در اين موضوع انسان را به مسيرهائي منحرف مي كند كه گاهي پايان ناخوشايندي دارد كه از جملة آنها مي تواند مصرف همين قرصها و افتادن در ورطة اعتياد و انحرافات اخلاقي باشد.
چند توصيه در اين زمينه:
۱٫ از طريق آشنائي خود و فرزندانتان با حقائق ديني و آثار و فوائد ايمان و ارتباط با خدا، شيريني ايمان را تجربه كنيم.
۲٫ از طريق تفكر و عبرت، و مطالعه و شركت در مجالس موعظه، و ارتباط با مردان خدا، ايمان به خدا و روز رستاخيز را در فرزند خويش تقويت كنيد.
۳٫ اين واقعيت «كه براي بازگشت به طرف خدا هيچگاه دير نيست و نوميدي در درگاه او جايي ندارد» را به فرزندمان بقبولانيم.

د) ارضاي نياز به احترام و ابراز وجود:گاهي اوقات برخي از جوانان و نوجوانان به دلائلي كه عمدتاً ريشه در محروميت هاي گذشته احساس حقارت، محروميت ها و عدم اعتماد به نفس دارد مبادرت به اعمال و رفتارهائي مي كنند كه ثابت كنند به جرگة بزرگترها در آمده اند و آنها ديگر آن كودك ضعيف و مطيع گذشته نيستند، اعمالي نظير خالكوبي _ كه مي تواند عامل ايدز باشد _، استعمال دخانيات، مصرف قرص هاي اكس، اعتياد و … از اين جمله امورند.
بهترين توصيه اي كه جهت پيشگيري از وقوع بزهكاري اين افراد و هدايت آنان مي توان ارائه نمود اين است كه وجود اين روحيات را به عنوان يك واقعيت بپذيريم و زمينة مناسب براي ابراز وجود و عرض اندام چنين افرادي فراهم آمديم، اين سيل خروشان را به كانال مشخص و از پيش آماده شده اي هدايت كنيم و بدين وسيله ضمن كنترل، بهترين استفاده ممكن را جهت تربيت فرد و تعالي اجتماع بكار ببريم.
بعضي امور ديگر زمينه ساز اين انحرافات مي شوند كه ما بايد در آموزش خود اين زمينه ها را با ظرافت تمام از بين ببريم. از جملة اين امور:
– معاشرت با دوستان ناباب و به طور كلي محيط اجتماعي فاسد
– مشكلات روحي و رواني فرزندان مثل افسردگي و اضطراب
– مشكلات خانوادگي و دعواهاي بين پدر و مادر و يا به تعبير ديگر: آشفتگي و نابساماني خانواده
– از بين رفتن قبح و زشتي انحرافات اخلاقي و اجتماعي
– فقر و تنگدستي و رهائي از آنها با پناه جستن به قرص
– بيكاري و … .
اين امور مانع آموزشي صحيح اند و بايد در آموزش به كودك به اين موارد نيز دقت كرد.
اميدواريم آنچه گفتيم مفيد باشد.

 

پاورقی:

  1. در بيان دليل هاي خود نبايد از مسائل غير علمي سخن بگوئيد چون اگر كودك اطلاعاتش از طريق رسانه ها و يا ديگران كامل شود ديگر به ادلّه و سخنان والدين اهميت نمي دهند.
    ۲٫ اعتياد آتش هستي سوز، محمدحسين كارگر، چ ۱، ص ۳۹، قم، انتشارات اميد، ۱۳۷۹ ش.
    ۳٫ كيفر گناه، سيدهاشم رسولي محلاتي، چ ۱۰، ص ۱۶۴، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۶۸ ش.
    ۴٫ اعتياد و شيوه هاي جلوگيري آن براي خانواده، محمدحسين فرجاد و ديگران، ج ۲، چ ۱، ص ۱۳۵، تهران، دفتر تحقيقات و انتشارات بدر، ۱۳۷۴ ش.
علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟

علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟

پاسخ:

مقدمه بلوغ مفهومي است كه با نوجواني همراه است و طي آن تحولاتي سريع و ناگهاني در رشدجسماني، فيزيولوژيك و رواني تحقق مي يابد. عمده رفتارهاي غير طبيعي مثل پرخاشگري كه در نوجوانان ديده مي شود برگشت به اين مسأله دارد. گرچه نبايد از آن چه علت پرخاشگري ديگر سنين محسوب مي شود غافل شد. در صورت وجود سؤال در زمينه پرخاشگري، جداي ازبحث نوجواني، مي توانيد مجدداً با ما مكاتبه كنيد.

آثار رواني بلوغ:(۱) دردوران نوجواني به دليل تغييرات سريع و ناگهان در قد، وزن. سيستم فيزيولوژيك و … و همچنين به دليل بروز علائم بلوغ جنسي، به يكباره وضعيت جسمي فرد تغيير يافته و به دنبال آن حالات رواني او نيز دگرگون مي شود.
از طرفي به دليل رشد سريع و بروز تغييرات وسيع در ساختار بدني و با توجه به عدم آمادگي قبلي نوجوان، حالاتي از قبيل خستگي،اغما، سردرد و اضطراب در او پيدا مي شود، و از نوجوان، فردي سست و بيحال مي سازد و از آنجا كه تا يك سال قبل از بلوغ، همين فرد از انرژي سرشاري برخوردار بوده، اين سستي و بي حالي موجب تلقي منفي بزرگترها از او شده و به دنبال آن بر ناراحتي هاي رواني نوجوان افزوده مي شود. از سوي ديگر به دليل رشد جنسي نوجوان و فرا رسيدن بلوغ، حالاتي از قبيل نگراني و اضطراب در نوجوان غلبه مي يابد.
در اين دوران حالات منفي گرايي، لجبازي، گستاخي، بي ثباتي و عدم تعادل، كج خلقي، انزوا طلبي و در رؤيا فرو رفتگي بوضوح در نوجوان ديده مي شود. فرد اعتماد به نفس خود را از دست داده و بدين دليل از خود نمايي و تظاهر ابا دارد و بيشتر دست به تقليد مي زند كه سيگاركشيدن ازموارد بارز آن است. دختران به نوعي حساسيت درباره ظاهر خود مبتلا مي شوند و بيشتر تمايل دارند مثل ديگران باشند. نوجوانان معمولا افرادي بسيار كمرو و خجالتي هستند و از بودن با بزرگترها دوري مي جويند و بيشتر دوست دارند كه با همسالان و دوستان خود بسر برند و با آن ها در فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و … شركت جويند كه اين امر در بعد منفي آن بزهكاري منجر مي شود.
با توجه به اين حالات است كه گفته مي شود نوجوان همچون نوزادي است كه در تمامي جهات نياز به محبت، مراقبت و كمك والدين دارد، با اين تفاوت كه به راهنمايي ها و مراقبت هاي مستقيم بسيار حساس است و لذا بايد بزرگترها با روشهاي مناسب با سن نوجوان، ضمن اين كه مراقب او هستند، او را آزاد گذاشته و حساسيت او را بر نيانگيزند، اما به هر حال اين آزادي نيز بايد حساب شده باشد.

حالات رواني نوجوان و طرز برخورد با آن: نوجوان به دليل تغييرات جسماني ـ رواني در اين دوران و نداشتن ثبات دوره بزرگسالي، نياز به توجه بيشتري دارد. ولي درست به دليل همين جهات رواني، از توجه و راهنمايي مستقيم نيز بيزار است. در برخورد با او بايد روحانيت خاص نوجواني را مد نظر داشته و به شكلي صحيح با آن برخورد كرد تا نتيجه آن مثبت باشد. اين نكات مي تواند در اين راستا مؤثر باشد:
۱٫ براي نوجوان، مرحله جديد رشد، بسيار با ارزش است. هر چند تغييراتي كه در او بطور ناگهاني پديد مي آيد، مشكلاتي برايش ايجاد مي كند، اما در عين حال به اين حالت رشد افتخار مي كند و خود را ديگر، كودك نمي داند. معتقد است كه زمان استقلالش فرا رسيده و لذا ديگر راهنمايي هاي پدر و مادر را همچون گذشته در بست نمي پذيرد، دوست نمي دارد تحت كنترل باشد و بيشتر مايل است خود تصميم گرفته و عمل كند. به دليل اين روحيه، پدر و مادر نيز بايد سعي كنند از توجه مستقيم و نظارت دايم و حالت دستوري دست برداشته و به اصطلاح «كنترل از راه دور» بر او داشته باشند. او را تا حدي كه مضر نباشد آزاد گذارند ولي در عين حال با مهرباني و عطوفت، مسير صحيح را برايش مشخص نمايند. از اين رو است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به خوشرويي و ملاطفت با جوانان سفارش فرموده است.(۲)
۲٫ با آغاز دوران بلوغ جنسي، تغييرات بدني تا حدي موجب دلهره و نگراني و اضطراب و ندانم كاري مي باشد و اين امر، گاه مشكل جدي نوجوان مي شود، كه به دليل كمرويي خاص اين دوره از گفتن آن نيز خودداري مي كند. براي پيشگيري، والدين بايستي كودك را پيش از ورود به اين مرحله از تغييرات بعدي بدن مطلع ساخته و اطلاعات لازم را با ظرافت در اختيارش بگذارند.
۳٫ نوجوان در اين زمان، بيش از هر چيز به مهر و محبت نياز دارد، شيفته كسي است كه او را دوست بدارد و ديگر تاب تحمل زورگويي و حالات آمرانه را ندارد. خاتم انبياء صلوات الله عليه پيروزي خود را در بيدار نمودن مردم مرهون برخورد صحيح با جوانان و نوجوانان معرفي كرده و فرموده است: «من شمارا به نيكي كردن به نوجوانان و جوانان سفارش اكيد مي كنم. چرا كه قلب آنان انعطاف پذيرتر است، خداي تعالي مرا برانگيخت تا از انحرافات و خطرها پرهيز دهم و پويندگان راه كمال و سعادت را بشارت دهم، جوانان با من هم عهد شدند ولي سالخوردگان مخالفت كردند، چون گذشت زمان دل آن ها را سخت كرده..»(۳)
در هر حال بايد از اين آمادگي روحي نوجوان، براي تحول و تغيير او به سمت صلاح استفاده كرد تا در جهت شكستن سنتهاي غلط و افكار انحرافي رهنمون شود و گرنه با تندي و خشونت والدين، مقاومت و لجاجت او بيشتر شده و سعي در مخالفت با آن دارد. پدر و مادر بايد اين حالت او را درك كرده و با او به مهرباني برخورد كنند و اعتماد او را نسبت به خود بدست آورند.
۴٫ به دليل نبودن ثبات و تعادل، نبايد از نوجوان حالت انقياد دوره كودكي را انتظار داشت و بالاخره بايد اين اصل را قبول كرد كه حالت تعادل در تمامي دوران زندگي وجود ندارد و گاه لازمه يك مرحله، بي ثباتي است. لذا بايد با توجه به اين حالت با نوجوان برخورد كرد.
۵٫ نوجواني دوره تخيل و در رؤيا فرو رفتن است و به دليل رشد و بلوغ جنسي گاه اين تخيلات، كانال خاصي پيدا مي كند. از آن جا كه تخيل، بيشتر در موقع بيكاري غلبه مي يابد بايستي اوقات فراغت نوجوان را با فعاليت هاي متنوع ورزشي، هنري، فرهنگي و … پر نمود تا بدين وسيله امكان تخيل او در مورد تغييرات بدني و مسائل جنسي از بين برود و يا به حد اقل برسد. چرا كه بيكاري بخصوص در دوره نوجواني و جواني، پيامد هاي سوئي به دنبال دارد كه ازآن جمله خيالات و كجروي هاست.(۴)
۶٫ همسالان، بهترين ياران و دوستان نوجوانان هستند كه نقش الگو را نيز براي او ايفا مي كنند و مسلما جدا كردن آن ها از نوجوان امري ناممكن است، بدين معني كه اين جدايي نه تنها مشكلي از او حل نمي كند. بلكه بر مشكلات عاطفي او مي افزايد. بهترين شيوه اين است كه به او اجازه رفت و آمد با دوستانش داده شود. اما اولاً بايد او را در تعيين و انتخاب افراد راهنمايي كرد و ثانياً بر روابط آن ها با همديگر، نظارتي از دور داشت.
۷٫ به دليل بروز تغييرات وسيع و ناگهاني در بدن، نوجوان از يك حالت ضعف و سستي برخوردار است كه براي رفع اين حالت نياز به خواب و استراحت و تغذيه كافي دارد. علاوه بر اين كه نبايد او را در اين امر سرزنش كرد، بايستي امكانات لازم را در اختيارش گذاشت تا نياز طبيعي او تأمين گردد.
۸٫ نوجوان علاقه زيادي به افراد برجسته و سرشناس در هر زمينه اي دارد كه از اين حالت او نيز بايد طوري استفاده نمود كه برايش مفيد باشد. اولا بايد اين افراد برجسته را به او معرفي نموده و ثانيا امكانات آشنايي با آن ها از قبيل كتاب و مجلات و … را برايش فراهم نمود.

 

پاورقی:

  1. تمامي مطالب به اين پاسخ به نقل مي باشد از: روان شناسي با نگرش به منابع اسلامي، جمعي از مولفين، تهران، سمت، ۱۳۷۴، ج۱، ص ۴۰۱٫
    ۲٫ «اوصيکم بالشبان خيرا»« مرتضي فريد، الحديث، ج۱، ص ۳۴۹٫
    ۳٫ «اوصيکم بالشبان خيرا فانهم ارق افئده، ان الله بعثني بشيراً و نذيرا فحالفني الشبان و خالفني الشيوخ. ثم قرأ: «فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم» همان مدرک.
    ۴٫ امير المومنان ـ عليه السلام ـ : «من الفراغ تکون الصبوه» (حالات و رفتارهاي جاهلانه جواني، زاده فراغت و بيکاري است.) آقا جمال خوانساري، شرح غرر و درر آمدي، ج۶، ص ۱۰ و ۱۲۲٫
لطفا راه هاي عملي و تئوري علاقه مند كردن جوانان ۱۴تا۲۰سال را به شهدا و شهادت را بيان كنيد؟

لطفا راه هاي عملي و تئوري علاقه مند كردن جوانان ۱۴تا۲۰سال را به شهدا و شهادت را بيان كنيد؟

پاسخ:

دغدغه خاطر و تلاش شما در راه آگاهي دادن و تربيت نوجوانان و جوانان قابل ستايش و تحسين برانگيز است دوست عزيز در جهت علاقمند كردن نوجوانان به شهادت ابتدا بايد نكاتي را متذكر شويم

اول اينكه دوستي شهيدان و شهادت طلبي غير از جنگ طلبي است. فرهنگ اسلامي ما اجازه جنگ طلبي به ما نمي‌دهد ما خواهان اين نيستيم كه همواره جنگ و نزاع در بين باشد اما شهادت طلبي امري ديگر و در دوران دفاع است يعني اگر نگاه طمع ورزي به كشوري و ديني اتفاق بيفتد و دست بيگانه به منافع اسلامي دراز شود آن‌گاه است كه مرگ در نزد شهادت طلب شيرين تر از عسل جلوه مي‌كند و بي صبرانه مشتاق لقاي پروردگار است چه اينكه خداوند خود اين افراد را چنين توصيف فرمود:

﴿مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضي‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً﴾ احزاب/۲۳ [در ميان مؤمنان مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند بعضي پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضي ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود ندادند].

از سوي ديگر اگر كساني كه اهل عمل خير هستند براي برخورداري از نعمات اخروي و بهشتي بايد تا زمان دخول در بهشت و پس از حساب و كتاب صبر كنند ﴿… مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِساب‏﴾ غافر/۴۰ [… هر كس كار شايسته‏اي انجام دهد خواه مرد يا زن در حالي كه مؤمن باشد آنها وارد بهشت مي‏شوند و در آن روزي بي‏حسابي به آنها داده خواهد شد] اما خداوند شهدا را چنين  توصيف نمي‌كند بلكه آنان از رزقي ويژه قبل از ورود در بهشت برخوردارند ﴿وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏﴾ [آل عمران]/۱۶۹ (اي پيامبر) هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزي داده مي‏شوند.

نكته دوم اينكه لازم است كه شما اطلاعاتي كلي در رابطه با جوانان و نوجوانان داشته باشيد تا درك صحيحي از احساسات و عواطف آنها داشته و بتوانيد تعاملي درست با آنها داشته باشيد در اين باره شما را به خواندن كتابهايي درباره معرفي احساسات و علاقه‌هاي كلي نوجوانان و جوانان دعوت مي‌كنم احساسات و علائقي كه شناخت آنها شما را در نوع و چگونگي برنامه هايتان ياري خواهند كرد از جمله اين كتابها عبارتند از:

  1. مسائل نوجوانان و جوانان، دكتر محمد خداياوري، انتشارات سازمان انجمن اوليا و مربيان
  2. جوان و بحران هويت، دكتر محمد رضا اشرفي، انتشارات سروش
  3. دنياي نوجواني، دكتر علي قائمي
  4. شناخت، هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان، دكتر علي قائمي، انتشارات اميري

در اين كتابها به مسائلي مانند اموري كه ذكر مي‌شود پرداخته و درباره آنها بحث شده است:

  • خصوصيات عاطفي دوره نوجواني و جواني
  • روحيه پرسشگري و نقد نسبت به عقائد و خلط نكردن آن با مخالفت با دين (كه پاسخگويي نامناسب در اين دوره يا متهم كردن فرد به انحراف ديني يا بي ديني موجب انحراف واقعي جوان يا نوجوان خواهد شد)
  • نياز به استقلال
  • نيازهاي دوره نوجواني و جواني
  • احساس غرور به خاطر داشته‌ها و قابليتها
  • احساس بروز و جلوه گيري از قابليتهاي خود
  • نياز به مهرباني و محبت
  • نياز به امنيت و آسايش خاطر
  • نياز به قابليت و احترام
  • نياز به تشخيص و قدر داني
  • نياز به معنويت و مسائل عرفاني
  • احساس كنجكاوي درباره عقائد و آراء ديگر اديان و احيانا مخالفان دين و مذهب
  • توجه به مشكلات روحي و احيانا خانوادگي نوجوان
  • تاثير پذيري بسيار زياد از دوستان و همسالان

نكته سوم اينكه براي علاقمند كردن نوجوانان به فرهنگ شهادت و شهيدان ابتدا بايد جهان بيني آنان با جهان بيني و تفكر بسيجي و شهدا يكي باشد و عقائدي كه نوجوان امروزي دارد با تفكرات و عقائد يك شهيد بيگانه نبوده و جهان بيني كه بستر همه تفكرات انسان است به هم نزديك باشد نوع نگرش به زندگي دنيا و آخرت و بشريت آرمانها و حكومت اسلامي و رهبري و … همه اموري است كه مي‌بايست طي آموزشهاي مختلف طوري تنظيم گردد كه با آرمانها و جهان بيني‌هاي شهدا يكي باشد.

اهميت جهاد در راه خدا جانفشاني براي خداوند و اينكه رزمنده در نزد خداوند چه جايگاهي دارند روشن شود و در اين راه مي‌توان به آيات و رواياتي كه اين مسئله را تبيين كنند استشهاد كرد آياتي مانند:

﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏﴾ صف/۴ [ همانا خداوند كساني را كه در راه او صف در صف جهاد مي‏كنند چنانكه گويي بنايي آهنينند دوست مي‏دارد] و رواياتي مانند روايت حارثة بن زيد كه با اينكه به مقام شهود رسيده بود و بهشت و جهنم را در همين دنيا مي‌ديد از رسول اكرم تقاضا كرد كه دعا كند تا شهادت در راه خدا نصيب او بشود.

نكته چهارم آشنايي خود مربيان و در مرحله بعد نوجوانان با تاريخ جنگ و چگونگي آن و نيز مواردي مختلف از رشادتها و دلاوريهاي و خاطرات شهيدان و رزمندگان است كه براي آنها ذكر شود به طوري كه فرد ايده آل و الگوي مناسب براي زندگي نوجوان همين شهيدان و رزمندگان باشند براي اين هدف مي‌توان:

  1. از كتابهايي كه درباره زندگي و خاطرات شهيداني چون شهيد همت و باكري و چمران و … استفاده كرد.
  2. از فيلمهاي مستند (مانند مستند دفاع مقدس كه بعد از خبر از شبكه يك پخش مي‌شود) و سينمايي كه بيانگر حالات و رشادتهاي آنان و نيز اخلاق و عبادات آنها هستند مي‌توان بهره برد.
  3. با حضور در مناطق جنگي و با استفاده از راويان خوب جنگ صحنه هاي جنگ و تاريخ شهدا را براي نوجوانان ترسيم كرده تا آنان بيشتر با اين موقعيتها آشنا و كار شهدا را بيشتر لمس كنند.
  4. برگزاري نمايشگاهها درباره شهدا و جنگ و رزمندگان به طوري كه اگر ممكن است خود نوجوانان نيز در برگزاري اين نمايشگاهها سهيم باشند و از آنجا كه نوجوان دوست دارد كاري به او سپرده شود تا خود را نشان دهد از اين طريق خود را درگير در اين مسائل و از حاميان شهدا و دفاع از مرز و بوم بداند.
  5. استفاده از شهيدان زنده در مراسم و بيان خاطرات از زبان رزمندگان و جانبازان
لطفا كتابهايي معرفي فرماييد كه راههاي صحيح برخورد با همسر و تربيت فرزندان را به ما بياموزد.

لطفا كتابهايي معرفي فرماييد كه راههاي صحيح برخورد با همسر و تربيت فرزندان را به ما بياموزد.

پاسخ:

الف. منابع در مسائل زناشويي و برخورد با همسر۱٫ آيين همسرداري يا اخلاق خانواده، ابراهيم اميني، انتشارات اسلامي.
۲٫ بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوي، انتشارات هدف.
۳٫ خانواده متعال، حقوق، وظايف و نحوه رفتار همسران با يكديگر، ‌احمد صادقي ، انجمن اولياء و مربيان.

ب. منبع جهت تربيت فرزند۱٫ اسلام و تربيت كودكان، دكتر احمد بهشتي، سازمان تبليغات اسلامي .
۲٫ كودك، استاد فلسفي، دفتر نشر و فرهنگ اسلامي.
۳٫ رفتار والدين با فرزندان، محمد علي سادات، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
به دليل اين كه فرزند در مسير رشد خود نياز تربيت خاص خود را دارد و به دليل اينكه هر كتابي به قسمتي از مسائل و برخوردهاي زن و شوهر اشاره كرده اند در زير كتابهاي ديگري در اين دو زمينه معرفي مي نمايم كه در صورت علاقه و نياز بيشتر مي توانيد به آنها نيز رجوع كنيد:

الف. زناشويي و روابط:۱٫ همسران زندگي، الگوي بالندگي، احمد لقماني، انتشارات عطر سعادت.
۲٫ اخلاق خانواده، سيد علي رضا فاخري، نمايندگي ولي فقيه.
۳٫ نقش بهداشت روان در ازدواج و زندگي زناشويي، حسين عسكري، نشر گفتگو.
۴٫ چگونه با تفاهم زندگي كنيم، حسن ملكي، انتشارات نيكان كتاب.
۵٫ خانواده و مسائل همسران جوان، دكتر علي قائمي، انتشارات اميري.
۶٫ رويكرد نوين در روابط خانواده، عزت السادات، سفير صبح.
۷٫ ازدواج و شيوه همسرداري، محمد محمدي اشتهاردي، انتشارات نبوت.
۸٫ نظام خانواده در اسلام، لطيف راشدي، سازمان تبليغات اسلامي.
۹٫ خانواده در اسلام، دكتر علي قائمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
۱۰٫ روان شناسي همسران برتر، غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
۱۱٫ روان شناسي رابطه اي، غلامعلي افروز، انتشارات نوادر.
۱۲٫ خانواده متعادل، دكتر محمد رضا شرفي، انجمن اولياء و مربيان.
۱۳٫ نظام خانواده در اسلام، حسين انصاريان، انتشارات ام ابيها قم.
۱۴٫ اخلاق در خانواده، سيد علي اكبر حسيني، انتشارات اسلامي.
۱۵٫ سيري در مسايل خانواده، حبيب الله طاهري، سازمان تبليغات اسلامي.
۱۶٫ آئينه ازدواج و روابط همسران، ضياء الدين صدري، انجمن اولياء و مربيان.

ب. تربيت فرزند۱٫ روش هاي پرورش حس مذهبي نماز در كودكان و نوجوانان، انجمن اولياء و مربيان.
۲٫ روان شناس نوجوانان و جوانان، سيد احمد احمدي، انتشارات مشعل.
۳٫ رفتار با نوجوان، زهرا معتمدي، انتشارات لك لك.
۴٫ دنياي نوجوان، محمد رضا شرقي، انتشارات تربيت.
۵٫ تعليم و تربيت در اسلام، ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي.
۶٫ راهنماي والدين و معلمان در تربيت و آموزش كودكان، اسماعيل بيابانگرد، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
۷٫ روان شناسي تربيتي، دكتر غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
۸٫ نحوة رفتار والدين با فرزندان، يدالله جهانگرد، انجمن اولياء و مربيان.
۹٫ راهنماي پدران و مادران، محمد علي سادات، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
۱۰٫ با فرزند خود چگونه رفتار كنيم، دكتر محمد رضا شرفي، نشر جهاد دانشگاهي.
۱۱٫ مشكلات تربيتي را چگونه حل كنيم، دكتر محمد رضا شرفي، انتشارات تزكيه.
۱۲٫ اصول برقراري ارتباط با كودكان و نوجوانان، احمد به پژوه، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
۱۳٫ پرسش ها و پاسخ هاي تربيتي، علي رحماني، انتشارات پارسايان.
۱۴٫ خانواده و مسائل جنسي كودكان، دكتر علي قائمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.

نقش والدين در به اعتياد كشيده شدن فرزندان چيست؟

نقش والدين در به اعتياد كشيده شدن فرزندان چيست؟

پاسخ:

مقدمه: به طور كلي يافتن نقش خانواده و بهخصوص والدين در اعتياد فرزندان، از طريق تحليل روابط آنها با يكديگر و جو عاطفي حاكم بر خانواده روشن مي شود. پدر و مادر نقش مهم در شكلدهي رفتار فرزندان و ساختار شخصيت آنها دارند. فرزندان از طريق همانندسازي با والدين بسياري از رفتارها را ياد ميگيرند و از سوي ديگر سبكهاي تربيتي والدين، روابط والدين با فرزندان، فرهنگ خانواده نيز ميتواند در رفتار فرزندان از جمله معتاد شدن يا نشدن آنها مؤثر باشد.
تحقيقات انجام شده در زمينة نقش خانواده در اعتياد فرزندان نشان ميدهد كه مؤلفههاي ذيل از عمدهترين عوامل خانوادگي اعتياد فرزندان است.

۱٫ عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندانبررسيهاي انجام گرفته در زمينة علل اعتياد نشان ميدهد كه كمبودهاي عاطفي و عدم توجه به نيازهاي فرزندان از علل مهم اعتياد فرزندان است.(۱)اگر نيازهاي عاطفي فرزندان از سوي خانواده بهصورت صحيح و مطلوب ارضا نشود، ممكن است فرزندان به اعتياد و مواد مخدر روي آورند. تحقيقات انجام شده در زمينة «بررسي و شناخت عوامل اجتماعي مؤثر در اعتياد افراد» ، «بررسي عوامل مؤثر در اعتياد جوانان به مواد مخدر» ، «بررسي علل و عوارض رواني ـ اجتماعي اعتياد در ايران» و «نقش خانواده در اعتياد جوانان» همه نشانگر آن است كه نحوة رفتار والدين افراد معتاد با فرزندانشان با بي توجهي، بدون محبت، و خشونتآميز بوده و رابطة عاطفي مطلوب ميان آنها وجود نداشته است. بنابراين روابط ناسالم پدر و مادر با فرزندان، باعث ميشود كه فرزندان براي بدست آوردن آرامش رواني خويشتن به انواع مواد مخدر آلوده شوند.(۲)

۲٫ اختلافات خانوادگييكي ديگر از عوامل خانوادگي كه ميتواند زمينة انحرافات فرزندان از جمله اعتياد آنها را فراهم سازد، از همگسيختگي و اختلافات خانوادههاست. در تحقيق انجام شده تحت عنوان «نقش خانواده در اعتياد جوانان» يكي از عوامل مؤثر در اعتياد فرزندان اختلافات خانوادگي و عدم انسجام خانوادهها گزارش شده است.(۳)

۳٫ فقر مادي خانواده تحقيقات نشان ميدهد كه بيشترين تعداد بزهكاران و معتادان، مربوط به خانوادههاي فقير و كم درآمد ميباشد. فقر مادي از دو جهت ميتواند با اعتياد فرزندان رابطه داشته باشد:
الف: فرزندان خانوادههاي فقير ممكن است جهت امرار معاش و بدست آوردن پول به شغلهاي كاذب از جمله خريد و فروش مواد مخدر روي آورند و در مرور زمان معتاد شوند. يا افرادي كه شغلشان حمل و نقل مواد مخدر است ، ممكن است افراد كم درآمد را با دادن مقداري پول بهدام كشند و معتاد كنند و از آنها در جهت اهداف شومشان سوء استفاده نمايند.(۴)
ب: فقر مادي در اغلب موارد با فقر فرهنگي همراه است، خانوادههايي كه از نظر مادي فقيرند ممكن است به مسايل عاطفي و تربيتي فرزندان نيز رسيدگي كافي نكنند و فرزندان بهخاطر كمبود مسايل عاطفي و تربيتي به رفتارهاي نابهنجار از جمله اعتياد رو آورند.

۴٫ اعتياد پدر و مادر و يا يكي از نزديكاناز مسايل ديگر خانوادگي در زمينة اعتياد فرزندان ، اعتياد پدر و مادر و تأثير آن در معتاد شدن فرزندان، و يا اثر معتاد بودن يكي از نزديكان بر روي نوجوانان يك فاميل است. فرزندان با مشاهدة والدين از آنها تقليد ميكنند. و در اعتياد با آنها همانندسازي ميكنند. تحقيقات انجام شده خارجي و داخلي در مورد علل اعتياد جوانان نشان ميدهد كه اغلب معتادان از پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و ديگر اعضاي خانواده و يا دوستان نزديك، ياد گرفتهاند، و آنها عوامل اصلي معتاد شدن جوانان و نوجوانان بوده است.(۵)

۵٫ بيسواد و يا كمسواد بودن والدينبيسواد و يا كمسواد بودن والدين نيز از مسايل خانوادگي علل اعتياد است و در تحقيقات انجام شده به عنوان يك عامل ارزيابي شده است.(۶)با توجه به اينكه ناكارآمدي خانواده و بيتوجهي والدين به ترتيب فرزندان ميتواند از عوامل و زمينههاي اصلي اعتيار فرزندان باشد، لازم است در جهت تحكيم خانواده و ايفاي نقش كارآمدي آن در جامعه، به خانوادهها آموزشهايي ارايه شود تا بتوانند از اعتياد فرزندان جلوگيري كنند.
بايد خانوادهها را از طريق وسايل ارتباط جمعي و اراية برنامههاي مناسب و كاربردي براي ايجاد يك كانون گرم خانوادگي و تربيت صحيح فرزندان در دورههاي مختلف رشد، آموزش داد.(۷)
اگر روابط والدين با فرزندان سالم باشد و خانواده نقش تربيتي خود را بهصورت مناسب انجام دهد بسياري از نابهنجاريهاي اجتماعي از جمله مشكل اعتياد در جامعه حلّ خواهد شد.

 

پاورقی:

  1. اورنگ، جميله، پژوهشي دربارة اعتياد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص ۱۱۱٫
    ۲٫ همان. ص ۱۲۵، ۱۲۴٫
    ۳٫ همان، ص ۱۱۱٫
    ۴٫ فرجاد، محمد حسين، اعتياد. راهنماي كامل و كاربردي براي خانوادهها، انتشارات بدر، چاپ سوم، ۱۳۷۸٫ ص ۳۵ تا ۳۷٫
    ۵٫ اورنگ، جميله، همان، ص ۱۱۱٫
    ۶٫ همان، ص ۱۱۲٫
    ۷٫ فرجاد، محمد حسين و همكاران، اعتياد. راهنماي كامل و كاربردي براي خانوادهها، انتشارات بدر، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص ۱۷۲٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست