مجموعه اجتماعی، تفریح و اوقات فراغت:

يكي از دغدغه هاي من چگونگي و در واقع همان كيفيت مراسم عروسي است كه هم اسلامي باشد و هم شادي متناسب با مجلس عروسي در آن باشد؟ آيا در اين زمينه الگوي اسلامي وجود دارد؟ لطفا به صورت مبسوط توضيح دهيد؟
چرا در خصوص ائمه هدي (عليهم السلام)هميشه فقط از اشك و زجر مي گويند پس نشاط در دين از كجاي زندگي آنها بوده است ؟
در حالي كه خنده بر هر درد بي درمان دوا است، چرا حالت هيجاني غالب بر آيين ديني و مراسم اجتماعي دين سراسر غم و گريه مي‏باشد
آيا استماع موسيقي و يا غنا به قصد تفريح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟
آيا دانشجويان دختر و پسر، مي‏توانند به طور مشترك به اردوهاي تفريحي و سياحتي بروند؟
آيا همبستر شدن و نزديكي با همسر در شبهاي شهادت و يا ايام فاطميه و محرم اشكال دارد؟
برداشت شما از تفريح چيست؟ رابطه مديريت زمان با تفريح و تفرج چيست؟
تفريحات در اسلام چيستند؟ بهترين تفریح كه در ديدارهاي دسته جمعي براي جوانان، نوجوانان و بزرگسالان مفيد است، از نظر اسلام چيستند؟
چرا در ايام شهادت ائمه خوردن تخمه اشكال دارد؟
روز شهادت ائمه(ع) بيرون رفتن مثلا به پارك يا باغ شخصي و در آنجا تفريح و بازي كردن مثل واليبال اشكال دارد؟
سؤالي داشتم پيرامون عروسي هايي كه امروزه در جامعه ما عرف شده. در بيشتر عروسي ها وقتي مي خواهند يكي از بهترين شب هاي زندگي خود را بگذرانند و به اصطلاح شادي كنند از موسيقي حرام استفاده مي كنند و شروع مي كنند به رقصيدن و بزن و بكوب وقتي هم ايراد وارد مي كنيم مي گويند بابا خشك نباش شب عروسي ها در اين زمينه اسلام چه مي گويد؟ و نيز ما چه كنيم با اين وضع و حرف هاي فاميل و … ؟
مي خواستم در مورد نوع تفريح اسلامي بدانم كه چه تفريحي لازم است براي انسان كه از لحاظ اسلامي چون امامان هم صراط مستقيم هستند و حتما براي اين موضوع برنامه هايي داشته اند مگر مي شود دين به اين بزرگي هيچ نشاط و شادابي را براي مسلمانان در نظر نگرفته باشد؟
يكي از دغدغه هاي من چگونگي و در واقع همان كيفيت مراسم عروسي است كه هم اسلامي باشد و هم شادي متناسب با مجلس عروسي در آن باشد؟ آيا در اين زمينه الگوي اسلامي وجود دارد؟ لطفا به صورت مبسوط توضيح دهيد؟

يكي از دغدغه هاي من چگونگي و در واقع همان كيفيت مراسم عروسي است كه هم اسلامي باشد و هم شادي متناسب با مجلس عروسي در آن باشد؟ آيا در اين زمينه الگوي اسلامي وجود دارد؟ لطفا به صورت مبسوط توضيح دهيد؟

پاسخ:

در ابتدا ما نيز تصميم شما را مبنى بر دور نگه داشتن مراسم ازدواج و عروسى از هرگونه گناه و خلاف مى‏ستاييم و از اين كه در انديشه‏ى جايگزين كردن كارى ديگر هستيد، بسيار خرسنديم.

چه بسيارند افراد غافلى كه دين و آخرت خود را براى خوشحالى و خوش‏گذرانى و عيش و نوش ديگران مى‏فروشند و بر آن افتخار نيز مى‏كنند. حال كه شما مى‏خواهيد زندگى مشترك خود را با جلب رضاى خدا و بدون هرگونه كج‏روى و انحرافى آغاز كنيد، بدانيد كه خداوند نيز توفيق بيشترى نصيب شما خواهد كرد و در اين راه از ملامت و سرزنش كسى ترس و دلهره‏اى نداشته باشيد و قوى و محكم براى رعايت اصول اخلاقى و دينى تلاش كنيد، تا هم اجر دنيوى و اخروى شما محفوظ باشد و هم الگو و نمونه‏ى ديگر جوانان باشيد و اثبات كنيد كه هم مى‏توان مراسم شاد و گرم و با صفايى را داشت و هم از هرگونه گناه و خلاف و بدون استفاده از ابزارآلات حرام به دور بود.

T}چگونه جشن عروسى برگزار كنيم؟ {T

از ديدگاه برخي شادى كردن و شاد بودن، تنها به وسيله كارهايى محقق مى‏شود كه از نظر اسلام حرام و ممنوع است؛ كارهايى از قبيل، موسيقى مبتذل، رقص مختلط، استفاده از نوشيدنى‏هاى حرام كه گاهى بعضى افراد ناآگاه آنها را انجام مى‏دهند.اما اگر ما براى شاد بودن و شادمانى، معناى وسيع‏ترى در نظر بگيريم و در به كار بردن روش‏هاى شادى‏بخش، به جاى راه‏هاى ممنوع، از راه‏هاى مجاز استفاده كنيم، نه تنها شادمانى عميق‏تر خواهد بود، بلكه از دوام بيشترى هم برخوردار مى‏شود.

ارمغان دين براى بشر، شادى، بهجت و سرور به معناى واقعى و عميق آن مى‏باشد. دين هم بشر را با شادى واقعى آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهره‏مندى كامل از آن را پيش روى او نهاده است.

خواندن دعايى با شور و حال و نمازى با حضور قلب، نجوايى شبانه و زمزمه‏اى عاشقانه، كمك به انسانى افتاده، نوازش يتيمى غمگين، سير كردن گرسنه‏اى بينوا، زيارت بارگاه انسانى پاك، ديدار وابستگان و گفت‏وگو با دوستى صميمى كه همگى از سفارش‏هاى دين و تعاليم پرمحتواى آن است، همان سرور و نشاطى را به دنبال دارند كه ديدن بهار طرب‏انگيز و صبح پرلطافت و قطره‏اى شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جويبار و وزش نسيم روح فزا.

هر دو نوع شادى، برگرفته از يك حقيقت و هر دو، جلوه‏اى از زيبايى و عظمت و كمال خداوند بزرگ و كريم است.

نگاهى گذرا به تعاليم دينى نشان مى‏دهد كه شادى و سرزندگى، از آثار ايمان مذهبى است؛ زيرا مذهب، به زمينه‏هاى پيدايش شادى سفارش كرده و نشانه‏هايش را ستوده است.

نداشتن نگرانى، اضطراب و غم و اندوه و رسيدن به اطمينان قلبى، اساس هر نوع شادى است و اين ممكن نيست؛ مگر با ايمان به قدرت مطلقى كه سرچشمه همه نيكى‏هاست.۱ به همين دليل، عميق‏ترين و عالى‏ترين شادى‏ها و سرورها، از آنِ مردان پاك سيرت و آشنا با خداوند است. در حديثى از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله مى‏خوانيم: [دو ركعت نماز در دل شب، نزد من از دنيا و آن چه در آن است، ارزنده‏تر و دوست داشتنى‏تر است].۲

حضرت صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: [اگر مردم از فضيلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهره‏هاى مادى كه خداوند به دشمنانش بخشيده، نمى‏دوختند و دنياى آنها در نظرشان، از چيزى كه زير پا لگد مى‏كنند، بى‏ارزش‏تر بود و از شناخت خداوند، چنان لذت مى‏بردند كه گويا پيوسته در باغ‏هاى بهشت با دوستان خدا، همنشين و همراهند].۳

در دين اسلام، دستورهاى فراوانى براى ايجاد شادى و سرور، وارد شده است. در روايت در اين باره، چنين آمده است: [با رويى گشاده، با برادران ملاقات كن].۴ [هر مسلمانى كه مسلمانى را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.۵ [در بهشت خانه‏اى است به نام خانه شادى كه تنها كسى كه يتيمان و بچه‏ها را خوشحال كند، به آن داخل مى‏شود].۶

بوى خوش، عامل مهم شادمانى و بوى بد، عامل نااميدى و افسردگى است. در روايات اسلامى توجه ويژه‏اى به استفاده از عطر و بوى خوش شده است و خوشبو بودن، از ويژگى‏هاى پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏وآله و از سنت‏هاى آن حضرت شمرده شده است. حضرت صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: [رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، براى بوى خوش، بيشتر از خوراك خرج مى‏كرد.۷

رنگ روشن، شادى‏آفرين است و در دين نيز به پوشيدن لباس‏هاى روشن و به ويژه سفيد، توجه زيادى شده است و در حال نماز، بر پوشيدن لباس سفيد تأكيد شده و پوشيدن لباس سياه در اين حال، مكروه شمرده شده است. پيامبر بزرگ اسلام صلى‏الله‏عليه‏وآله مى‏فرمايد: [لباس سفيد بپوشيد؛ چون بهتر و پاك‏تر است و مردگان خود را در آنها كفن كنيد].۸

در اسلام، آراستگى ظاهرى، امتيازى براى فرد و يكى از نشانه‏هاى ايمان شمرده شده است. هر مسلمان مؤمنى از كودكى با حديث [النظافة من الايمان]، آشناست. نقش آراستگى ظاهر، در آرامش و نشاط روحى و ايجاد شادى و انبساط فردى و اجتماعى، انكارناپذير است.

كار، جوهر آدمى و نشانه حيات اوست و انسان تنبل، بهره‏اش از زندگى اندك و سلامتى‏اش در معرض خطر و شادابى‏اش برباد است. كار و تلاش، از انحرافات و لغزش‏ها جلوگيرى مى‏كند و زمينه بسيارى از مفاسد اخلاقى و اجتماعى را از بين مى‏برد و بر شادى و نشاط مى‏افزايد. در روايات اسلامى به حدى بر اهميت كار و تلاش در راه كسب روزى حلال و تأمين هزينه‏هاى زندگى تأكيد شده كه انسان غرق در شگفتى و حيرت مى‏شود. حضرت صادق عليه‏السلام در روايتى مى‏فرمايد: [فرد زحمت‏كشى كه براى رفاه خانواده‏اش مى‏كوشد، همانند مجاهد در راه خداست].۹

سير و سفر در شهرها و سرزمين‏هاى مختلف و گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره‏هاى زيبا و آشنايى با آداب و رسوم ملت‏ها، گذشته از فايده‏هاى فراوان مادى و معنوى، آدمى را از افسردگى مى‏رهاند و به سلامتى جسم و روان و ايجاد شادابى كمك شايانى مى‏كند. از اين رو، دين مقدس اسلام، مردم را بسيار بدان سفارش كرده است و تعبير [سيروا فى الارض] را در آيات متعددى از قرآن مى‏توان يافت.۱۰

شادمانى تنها در لذت‏هاى مادى گذرا خلاصه نمى‏شود؛ شادمانى واقعى در نزديك شدن به هدف والاى آفرينش و آراسته شدن به خصلت‏هاى انسانى و الهى است. ارسطو مى‏گويد: [شادمانى عبارت است از پروراندن عالى‏ترين صفات و خصايص انسانى].۱۱ بنابراين، لذت و خوشى، تنها با عوامل مادى به دست نمى‏آيد و عوامل معنوى نيز در ايجاد شادى مؤثرند. گاهى انجام كارهايى كه عادتاً بايد لذت‏بخش باشند، نه تنها لذتى به انسان نمى‏بخشد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحى نيز مى‏آورد؛ زيرا روح و وجدان، آماده لذت بردن نيستند. غذاى لذيذ، رابطه جنسى و خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع و غير معقول باشند، براى انسان سالم و طبيعى، تلخ و ناگوار مى‏باشند.

پرهيز از گناه در بيشتر مواقع، پرهيز از لذت‏هاى مادى سطحى است؛ ولى در عين حال، شادى‏آور است؛ زيرا روح آدمى به گونه‏اى است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش مى‏شود. ارضاى تمايلات به هر صورت و در هر شرايط، شادى‏آور نيست و گاهى پرهيز از لذت، لذت بخش‏تر از نيل به لذت است.۱۲

اگر مادرى برخلاف ميل فرزند دلبندش، او را از خوردن غذايى زيان‏بار بازداشت، آيا مانع شادمانى او شده است؟

اگر پزشكى براى راحت ساختن بيمارى كه غده‏اى در مغز دارد، با چاقوى تيز جراحى، جمجمه‏اش را شكافت و آن غده دردآور را بيرون آورد و او را از غم و درد جانكاه رهانيد، آيا به او شادى نبخشيده است؟ آيا درست است بگوييم كه اين پزشك، با شكافتن استخوان اين بيمار، او را آزرده ساخته و شادمانى را از او گرفته است؟

آيا منع بيمار از بعضى غذاها و كارها، محروم كردن او از سرور و شادمانى است؟ آيا منع از شراب‏خوارى كه ارزنده‏ترين گوهر وجود آدمى، يعنى عقل را محجوب و پوشيده مى‏سازد و بزرگ‏ترين جنايت‏ها و زشت‏ترين كارها را آسان و زيبا جلوه مى‏دهد، بازداشتن انسان از شادى و شادمانى است؟

آيا سفارش به دورى از تهمت، غيبت، دروغ، ريا، نگاه ناروا و رابطه ناسالم كه زمينه‏ساز هزاران آسيب فردى و اجتماعى و بستر همه ناهنجارى‏هاى روانى و اجتماعى است، دور كردن انسان از شادى است؟

آيا سفارش به ارتباط با كانون عظمت و كمال، يعنى خداوند متعال و رسيدن به آرامش و اطمينان قلب، در پرتو اين ارتباط كه محور اصلى آموزه‏هاى دينى و مذهبى است، شادى‏بخش نيست؟

آيا دستور به نماز و عبادت، صله رحم، انفاق به تهى‏دستان، كمك به همنوعان، تقوا، پاكدامنى، عفت، وقار و اخلاص در اعمال و تكبر نورزيدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور ديگر، زمينه‏ساز شادى حقيقى و راستين بشر در دنيا و آخرت نيست؟

ستودن اعمالى چون گريه از خوف خداوند و عظمت و گريستن بر خطاها و گناهان و نيز گريه و سوگوارى در عزادارى اولياى الهى و انسان‏هاى برجسته و ممتاز، به هيچ وجه با نشاط ناسازگار نيست. گريه‏اى كه از سر عشق به خداوند و يادآورى عظمت او باشد، پيوند با درياى بى‏كران همه نيكى‏ها و زيبايى‏ها و سرچشمه همه شادى‏هاست.

اما در مورد مطلب دوم، يعنى روش‏هاى اسلامى براى برگزارى مجالس جشن و سرور، خصوصاً در جشن عروسى، همان‏طور كه در ابتداى پاسخ توضيح داديم، براى شاد كردن مجلس عروسى، نبايد از هر وسيله‏اى استفاده كنيم؛ زيرا مؤمن و كسى كه قلبش به نور تقوا روشن شده، هرگز براى شادى و لذت چند دقيقه‏اى، نافرمانى خدا را نمى‏كند. متأسفانه بسيارى از مردم براى شادى در جشن عروسى خود و فرزندانشان، مرتكب گناهانى چون استفاده از موسيقى حرام، اختلاط زن و مرد، پوشش نامناسب، مزاحمت براى ديگران، اسراف، چشم و هم چشمى، فخر فروشى به يكديگر، پوشيدن لباس‏هاى گران قيمت و برگزارى مجالس پرهزينه، تمسخر ديگران، بى‏توجهى به واجباتى چون نماز و امثال آن مى‏شوند؛ غافل از اين كه شادى واقعى و لذت و خوشى زندگى به دست خداست و هيچ گاه با گناه و معصيت، نمى‏توان به عمق شادى رسيد. گاهى ديده مى‏شود كه عده‏اى براى اين كارها، عذر و بهانه مى‏آورند كه يك شب است و يك شب هزار شب نمى‏شود و در عروسى بايد شاد بود؛ در حالى كه نتيجه اين گونه برنامه‏ها، اين است كه زندگى با گناه و معصيت خدا شروع مى‏شود و بركت از زندگى‏شان مى‏رود. در روايات آمده است كه در مجلس عروسى مؤمن، فرشتگان نازل مى‏شوند و رحمت خدا را با خود مى‏آورند. حال براى اين كه مجالس خوبى در عروسى‏ها داشته باشيم كه هم مملو از شادى و سرور باشد و هم گناه و معصيت نداشته باشد و هم خانواده و فاميل راضى باشند، نكات زير را پيشنهاد مى‏كنيم:

  1. بايد سعى شود اهميت اين موضوع به اعضاى خانواده، خصوصاً والدين و خواهران و برادران عروس و داماد تفهيم شود و نيز اين كه عروس و داماد حق دارند طبق نظر خودشان مجلس عروسى را برگزار كنند؛ البته اين مطلب بايد با لطافت و در عين حال قاطعانه بيان شود و تا جايى كه ممكن است كسى رنجيده خاطر نگردد. براى انجام اين كار، ممكن است لازم باشد ماه‏ها زمينه‏سازى شود و با آنها صحبت شود.
  2. براى اين كه بتوانيم يك فرهنگ و عادت بد را تغيير دهيم، لازم است جانشين مناسبى براى آن در نظر بگيريم. شما نيز اگر نمى‏خواهيد با گناه و معصيت، مجلس عروسى را شاد كنيد، بايد به جاى آن از برنامه‏هاى مجاز استفاده كنيد. يكى از روش‏هايى كه تجربه شده و بسيار هم موفق بوده، استفاده از مداحان مذهبى و هنرمندانى است كه به وسيله خواندن اشعار شادى‏بخش و گفتن لطيفه‏هاى مناسب، مجلس را شاد مى‏كنند. همچنين استفاده از افرادى كه كارهاى تردستى و ديدنى انجام مى‏دهند و مى‏توانند مجلس عروسى را با صفا و شاد كنند، در اين مورد مؤثر است. بعضى از اين افراد هنرمند، وقتى در مجلسى شركت مى‏كنند، بدون اين كه گناهى در برنامه‏هاى آنها باشد يا كسى را مسخره كنند، چنان مجلس را گرم مى‏كنند كه افراد شركت كننده، يكسره مى‏خندند؛ البته بهتر است با ذكر اشعارى در مدح ائمه اطهار و خصوصاً امام زمان عليه‏السلام، معنويتى هم در مجلس عروسى ايجاد كنيم.
  3. بهتر است مجالس عروسى در مناسبت‏هاى مذهبى و جشن‏هاى مذهبى، مثل ميلاد ائمه يا اعياد مذهبى برگزار شود و به تناسب اين شب‏ها، اشعار ويژه آن اعياد هم خوانده شود.
  4. اگر به كلى نمى‏توانيد مجلس را اسلامى برگزار كنيد، حداقل جلوى بعضى گناهان را بگيريد؛ مثلاً سعى شود مجلس مردانه از زنانه كاملاً جدا باشد و هيچ مردى به مجلس زنان راه پيدا نكند و حداقل اين كه عروس و داماد، تلاششان را براى جلوگيرى از گناه بكنند تا اگر هم معصيتى صورت گرفت، به حساب آنها نباشد.
  5. تا جايى كه توان مالى داريد، پذيرايى خوبى از ميهمان‏ها داشته باشيد؛ زيرا پذيرايى، يكى از وسايل شادى‏بخش است و مى‏تواند جانشين خوبى براى ابزارهاى حرام شادى باشد.

پى‏نوشت:

  1. حديث مهر، سال‏نماى تحصيلى جوان، ۸۲-۱۳۸۱٫
  2. شيخ صدوق، علل الشرايع، ج ۲، ص ۳۶۳٫
  3. رى شهرى، ميزان الحكمة، ج ۶، ص ۱۵۵٫
  4. همان، ج ۱، ص ۴۱۸٫
  5. همان، ج ۳، ص ۴۳۹٫
  6. همان، ج ۳، ص ۴۳۸٫
  7. همان، ج ۵، ص ۵۷۴٫
  8. شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج ۱، ص ۲۹۱٫
  9. ميزان الحكمة، ج ۴، ص ۱۱۹٫
  10. ر.ك: نحل (۱۶)، آيه ۳۶؛ نمل (۲۷)، آيه ۶۹؛ انعام (۶)، آيه ۱۱٫
  11. حديث مهر، سالنامه تحصيلى جوان ۸۲-۱۳۸۱٫
  12. همان.

 

چرا در خصوص ائمه هدي (عليهم السلام)هميشه فقط از اشك و زجر مي گويند پس نشاط در دين از كجاي زندگي آنها بوده است ؟

چرا در خصوص ائمه هدي (عليهم السلام)هميشه فقط از اشك و زجر مي گويند پس نشاط در دين از كجاي زندگي آنها بوده است ؟

پاسخ:

اسلام دين تعادل است و اهل البيت (ع) مظهر اسلام و نمونه عيني صراط مستقيم هستند.  ائمه (ع) شاداب ترين و بانشاط ترين افراد بوده اند زيرا قرآن مي گويد: لاخوف عليهم و لاهم يحزنون}مومنين واقعي نه ترسي از آينده دارند و نه غصه اي از گذشته خويش. آنها انسانهاي با معرفتي هستند که به خدا اعتماد و توکل دارند مي دانند خداوند مهربان و حکيم است اين خود عامل شادابي است مشکل از ماست که يا آنها را درست نشناختيم و يا يک بعد از زندگي آنان را بيان مي کنيم خود آنها فرموده اند شيعيان در شادي ما شاد هستند و در غم ما غمگين اقامه عزا و شرکت در مجلس و مصائب اهل بيت کاري پسنديده است اما بايد در شادي آنان هم شاد بود و هم اظهار شادي کرد و هم ياران را شاد کرد. پس اشکال متوجه ماست.

اسلام دين شادي است آن هم شادي عاقلانه و آگاهانه ، شاديهاي پايدار ، نه شاديهاي زودگذر که خودش غصه آور است . شادي که انسان را از ياد خدا و قيامت غافل نکند.

ائمه (ع) اهل شوخي هم بوده اند و با شوخي و گره گشائي و خوش روئي و خوش گوئي و خوش خلقي ديگران را شاد مي کرده اند البته با دشمنان و معاندان رفتار ديگري داشته اند.

در نماز و مناجات گريه و ناله داشته اند و …

در زندگي آنان هر چيزي سر جاي خودش بوده است انشاء الله ما هم روز به روز آگاه تر و متعادل تر شويم  و از شيعيان و پيروان واقعي آنان شويم .

براي مطالعه بيشتر مي توانيد به کتاب شادي دراسلام نوشته آقاي اکبري مراجعه کنيد همچنين کتاب سيره نبوي شهيد مطهري (ره)  را مطالعه کنيد .

 

در حالي كه خنده بر هر درد بي درمان دوا است، چرا حالت هيجاني غالب بر آيين ديني و مراسم اجتماعي دين سراسر غم و گريه مي‏باشد

در حالي كه خنده بر هر درد بي درمان دوا است، چرا حالت هيجاني غالب بر آيين ديني و مراسم اجتماعي دين سراسر غم و گريه مي‏باشد و مراسم ديني ما مسلمانان، هميشه آميخته با مصيبت و مرثيه خواني حزن‏آفرين و غم‏افزا است؟ آيا اسلام مراسم شادي و جشن ندارد كه تمام مراسم ديني به حزن و اشك آميخته است؟

پاسخ:

اين سؤال نشانگر ابهام فكرى عميق در بين بيشتر مسلمانان است. عمق و بسط اين مسأله مى‏طلبد تا در خور يك جامعه جوياى حقيقت و پوينده ره حقيقت، ابهام‏زدايى نمود و شكل صحيح و اسلامى اين نوع احساسات و عواطف را بيان كرد و در سطح حوصله اين قلم و كاغذ مطالبى را ارائه نمود.

به منظور پاسخ به اين سؤال، چهار مرحله به شرح زير مطرح و تبيين مى‏گردد:

  1. شناسايى منشأ و خاستگاه اين ابهام فكرى و انحراف رفتارى و علت يا علل بروز آن،
  2. جايگاه غم و شادى در معارف اسلامى،
  3. جايگاه غم و شادى در روان‏شناسى، با تكيه بر منابع دينى و علمى،
  4. تعيين شكل صحيح و مطلوب غم و شادى (گريه و خنده).

 

T}يك. منشأ و خاستگاه‏{T

بى ترديد آنچه امروز در برخى مراسم‏هاى دينى و بعضى اجتماعات رسمى اجرا مى‏گردد، مستند شما قرار گرفته است تا اين گونه در مورد شادى و غم قضاوت كنيد و يا دچار ابهام شويد؛ در حالى كه اين قضاوت و اظهار نظر، هرگز با تعاريف و احكام دين حنيف اسلام مطابقت و هماهنگى ندارد.

شكل عملكرد برخى گردانندگان و برگزاركنندگان مراسم دينى، به گونه‏اى است كه حتى در اعياد دينى و جشن تولد ائمه(ع)، مصيبت‏خوانى و گرياندن را عنصر ضرورى و ترديدناپذير اين محافل مى‏دانند

اين افراد اين گونه مى‏پندارند كه هيچ مسؤوليتى جز گرياندن و اشك گرفتن از چشمان مردم كارى ندارند اين پندار غلط از يك انديشه و تفكر بى بنيان تغذيه مى‏شود كه مى‏گويد: گريه كردن عملى پسنديده است و انسان در حالت غم و گريه، به خدا مى‏رسد و با مركز ثقل هستى مرتبط مى‏شود.

لذا اين افراد به هر وسيله و بهانه‏اى، در صدد گرياندن مردم هستند واين كار را هنر خود مى‏دانند و به اصطلاح آن‏گاه محفل گرم مى‏شود كه گونه حضّار با اشك چشمان آنها خيس گردد رفتار اين گروه افراد به عنوان مرثيه خوان و مصيبت سرا و مداح – كه مى‏پندارند رسالت و وظيفه دينى و شغل‏شان گرياندن مردم است – موجب بروز چنين پندار غلطى شده است البته اين پندار خود محصول برداشت يك سويه و افراطى از برخى روايات و معارف دين است.

در برابر اين دسته از مسلمانان افراط گر، گروه ديگرى از مسلمانان تفريط گرا قرار مى‏گيرند كه به استناد دسته ديگرى از روايات و برخى يافته‏هاى علمى – مبنى برآسيب‏زا بودن غم و ماتم و مذموم بودن غم‏گسارى و ماتم‏زده بودن و گرفتگى – تمام همت و تلاش خود را صرف شاد بودن و شاد نمودن ديگران مى‏كنند

از اين رو به هر وسيله‏اى براى ايجاد شادى و خوشى تمسّك مى‏جويند و به هزاران حيله و زور و فشار، در صدد هستند تا خوش باشند و خوشى و شادى بيافرينند؛ هر چند بى‏خودى خوش باشند

گروه اول در حالى كه از سرآگاهى تمام عناصر شادى آفرين و فرح افزا را از زندگى خود حذف مى‏كنند و يا آنها را كم رنگ جلوه مى‏دهند و حتى لباس‏هاى شاد و جذّاب را از تن خود دور مى‏سازند؛ اين گروه از عربده خوش گذارانه خود و سرور دردآور خويش، گوش فلك را كر مى‏سازند و به وجد ومسرّت بى‏هدف و حتى مصيبت‏زا دل خوش مى‏كنند

اين شكل رفتار و برداشت، موجب شده است كه عده‏اى اسلام را دين گريه ببينند و گروهى، آن را دين خنده و خوشى و خوش‏بودن بپندارند؛ گويا اين حالت با هم قابل جمع نيست

اين دو گرايش افراطى و تفريطى، آن گونه در تمام سطوح جامعه نفوذ كرده است كه بيشتر مسلمانان در برخوردارى از اين دو حالت، راه اعتدال را كاملاً گم كرده‏اند و يا در تيم افراطيان عضو مى‏شوند و يا در محفل تفريط كنندگان خود را مى‏يابند؛ گويا راه سوم نمى‏تواند وجود داشته باشد و و جود ندارد و مجبورند دريكى از دو تيم عضو باشند. غافل از آنكه هر دو گرايش، محكوم به شكست و در مسيرى غلط و انحرافى است و راه حق و اسلام حقيقى، نه اين است و نه آن؛ بلكه خود واقعيتى ديگراست.

 

T}دو. جايگاه غم و شادى در اسلام‏{T

از ديدگاه اسلام خنده و گريه، شادى و غم و سرور و ماتم، هيچ‏كدام مطلوبيت ذاتى، استحباب نفسى و ارزش ماهوى ندارند تاچه رسد به آنكه يكى بر ديگرى رجحان و برترى داشته باشد.

اسلام كسى را به گريه كردن – به عنوان گريه – ترغيب نكرده است، همان‏گونه كه به شاد بودن – به عنوان شادى – امتياز نداده است؛ مگر به واسطه مقدمات و پيامدهاى آن. خنده و گريه بر اساس آن پيامد و يا مقدمه، مى‏توانند در مورد قضاوت و ارزش گذارى واقع شوند.

غم و شادى از جمله حالات نفسانى و صفات روحى و هيجانات حاكم بر ابعاد وجود آدمى هستند كه در قالب خنده، گريه و  … نمودار مى‏شوند و هر انسانى به عنوان انسان، از اين گروه هيجان‏هاى اوّليه برخوردار است. مهم آن است كه اين حالات، بر تعامل اجتماعى مطلوب و بندگى خداوند تأثير منفى نداشته باشد؛ بلكه تأثير مثبت بر آنها بگذارد.

غم و گريه‏اى كه به آدمى آسيب رساند و يا مانع خدمت به بندگان خداوند و بندگى شود و انسان را از رسيدن به هدفش باز دارد، مذموم است؛ همان‏گونه كه شادى آسيب زا و مانع عبادت و انجام وظايف دينى و انسانى نيز سخت مذمت شده است. آنچه مجال قضاوت درباره گريه و خنده و شادى و غم را فراهم مى‏آورد، حداقل دو عنصر و انگاره است: يكى انگيزه و عامل بروز اين هيجان‏ها و ديگرى مشكل بروز اين هيجان‏ها. بر اساس همين دو انگاره، هيجان‏هاى يادشده مورد ارزيابى و قضاوت قرار مى‏گيرد:

خنده جاهلانه – كه در روايات از آن به [خنده من غير عجب] تعبير شده – مذموم است. در برابر اين خنده، خنده متفكّرانه و معنادار پسنديده و ممدوح تلقى مى‏گردد. امام حسن عسكرى(ع) در حديثى مى‏فرمايد: [از علايم جهل خنده بدون تعجب است].V}بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۵۹: [من الجهل الضحك من غير عجب]. {Vو امام كاظم(ع) در حديث ديگرى مى‏فرمايد: [خداوند از كسى كه بدون تعجب بخندد نفرت دارد].V}همان، ج ۷۸، ص ۳۰۹: [ان اللّه عزّ و جّل يبغض الضحّاك من غير عجب].{V

پس هر نوع خنده‏اى مذموم نيست، همان‏گونه كه هر نوع خنده‏اى پسنديده نيست. هر گريه‏اى نيز مذموم و يا پسنديده نيست؛ بلكه گريه از خوف خداوند سبحان در اسلام گريه ارزشى تلقى مى‏گردد.

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: [هيچ قطره‏اى نزد خداوند عزّو جّل محبوب‏تر از قطره اشكى نيست كه در ظلمت شب از خوف خداوند ريخته شود و غير از آن منظورى نباشد].V}اصول كافى، ج ۲، كتاب الدعاء باب البكاء.{V

امام على(ع) مى‏فرمايد: [گريه از خشيت خداوند كليد رحمت الهى است]V}ميزان الحكمه، ج ۱، ص ۴۵۳، حديث ۱۸۳۶: [البكاء من خشية الّله مفتاح رحمةاللّه]. {Vو در حديث ديگرى [اين گريه را موجب نورانيّت قلب و مصون ماندن از بازگشت به گناه معرفى مى‏كند].V}همان: [البكاء من خشية اللّه ينير القلب و يعصم من معاودة الذنب]، ص ۳۵۴٫{V

آن [خنده] چون محصول درك و نكته سنجى تعجّب‏برانگيز ملايم طبع است، ارزشمند مى‏باشد واين [گريه] چون محصول تعالى شناخت و رشد معنوى و روحانى آدمى است، محبوب مى‏باشد و نتيجه اين دو هيجان، همانا رسيدن به حق و جلب رضايت حضرت دوست، در پرتو تأمين سلامت و بيمه شدن صاحب گريه و خنده است.

 

T}ديدگاه اسلام‏{T

  1. گريه ماتم افزا و افسردگى‏آفرين، هرگز پسنديده نيست؛ بلكه مذموم و مورد نكوهش است. در سيره رسول خدا(ص) اين‏گونه نقل مى‏كنند كه هر گاه يكى از اصحاب آن حضرت اندوهگين بود، رسول خدا با شوخى كردن او را شادمان مى‏نمود.V}سنن البنى، ص ۶۰٫{V ائمه هدى(ع) راه شادمان زيستن را به اصحاب خود نمايانده و مى‏فرمودند: [به رضاى خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگى كنى].
  2. گريه ارزشى در اسلام، گريه از خوف حضرت حق است كه خود يكى از راه‏هاى خودسازى و رشد است؛ نه سبب خمودى و خموشى.

گريه برخاسته از محبت به بندگان خدا و يا نفرت از دشمنان خدا نيز در همين مقوله قرار مى‏گيرد.

  1. [خنده] هرگز زشت و منفى نيست؛ بلكه هيجانى مانند شاد بودن بسيار مورد اهتمام شارع مقدس است. يكى از جلوه‏هاى شادى، [خنده] است و جلوه‏هاى ديگر مانند شوخى، مزاح و بذله‏گويى كردن نيز با رعايت شرايط خاص خود، مطلوب است. تنها برخى از انواع و اشكال خنده، مورد مذمّت قرار گرفته است.
  2. اسلام خنده را در برابر گريه (هر چند گريه ارزشى مانند گريه از خوف خداوند) و يا گريه را در برابر خنده (هر چند خنده حكيمانه و متفكّرانه) قرار نمى‏دهد. و هر يك را با ديگرى مقايسه نمى‏كند تا يكى را بر ديگرى ترجيح و برترى دهد؛ بلكه هر يك را به عنوان واقعيت زندگى انسانى مى‏پذيرد و براى آنها، شرايط و ويژگى‏هايى را برمى‏شمارد.
  3. در حالت عادى روحيه حاكم بر زندگى انسان – بدون در نظر گرفتن موقعيت خاص – بايد شادى و نشاط باشد، نه غم و اندوه‏و گريه. لذا بايد آن را از راه‏هاى متداول و مشروع تحصيل كرد كه يكى از آنها تبسم و خنده است و راه‏هاى ديگر آن شوخى، ورزش، كار، پرهيز از گناه، مسافرت، استفاده از عطر و بوى خوش و پوشيدن لباس‏هاى شادى‏آفرين است. در مكتب اسلام شخص [مؤمن] شوخ طبع و خوش مشرب است؛ و [منافق] گرفته و اخمو است.V}بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۵٫{V

رسول گرامى اسلام – كه اسوه حسنه تمام مردمان معرفى شده است – مى‏فرمايد: [من هم مانند شما بشرى هستم كه قهراً شوخى و مزاح مى‏كنم].V}كنزالعمال، ج ۳، ص ۶۴۸٫{V و يا مى‏فرمايد: [من شوخى مى‏كنم، ولى در گفتارم جز حق و راست نمى‏گويم].V}بحارانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۵٫{V

  1. خنده ارزشى در اسلام، خنده متفكرانه و حكمى است؛ يعنى، خنده‏اى كه در پرتو آن حكمتى اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى، فقهى و … مبادله مى‏شود. نمونه‏هاى متعددى از اين نوع شوخى و خنده در زندگى حضرت رسول نقل شده است كه در يكى از آنها، آن حضرت با پيران شوخى كرد، و فرمود: [اهل بهشت به صورت جوان زيبا وارد بهشت مى‏شوند].V}ميزان الحكمة، ج ۱، ص ۴۸۴٫{V پس از نگرانى پيران به آنها فرمود: [شما اول جوان مى‏شويد، سپس به بهشت مى‏رويد].

بنابراين خنده غيرمتفكرانه و يا خنده‏هايى كه با صداى قهقهه باشد و يا خنده‏هايى كه به گناه (غيبت، تهمت، تمسخر و استهزا، بدگويى و  …) آلوده باشد؛ مورد مذمت و نهى است؛ آن‏گونه كه خنده زياد نيز پسنديده نيست. ائمه هدى(ع) به اين نوع آفات هيجانى هشدار داده و انواع خنده‏هاى مذموم را گوشزد فرموده‏اند. در گفتار آنان خنده به قهقهه، زياد خنده كردن، مجلس خنده و فكاهى برگزارنمودن و همين طور خنده آميخته به دروغ، زشت شمرده شده است.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: H}[القهقهة من الشيطان]{H.V}همان، ص ۴۸۱٫{V

حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: H}[كثرة الضحك يمحو الايمان]{H.V}همان، ص ۴۸۲٫{V

حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: H}[ويل للذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم، ويل له، ويل له]{H.V}همان، ص ۴۸۴٫{V

  1. وقتى گريه ارزشى در اسلام، تنها گريه از خوف الهى و يا برخاسته از محبت به بندگان خدا و نفرت از دشمنان آنان باشد؛ آن‏گاه ديگر گريه‏ها – به هر انگيزه‏اى كه انجام گيرد – مذموم هستند. گريه فقط دريك صورت ارزشمند است وآن هنگامى است كه بر اساس شناخت و ترقى معنوى از خوف الهى باشد؛ لذا گريه همراه با شيون‏V}قال رسول اللّه(ص): [النياحة عمل الجاهليه]. (ميزان الحكمة، ج ۵، ص ۴۴۹).{V، ناله و زارى، داد و فريادV}قال رسول اللّه(ص): [صوتان ملعونان يبغضهما الله: اعوال عند المصيبة]، (همان، ص ۴۵۰).{V، صداى اعتراض، شكوه و … جملگى زشت و مذموم است.

با اين بيان روشن شد كه ابهام فكرى و انحراف رفتارى، از توجّه به برخى روايات و چشم فرو بستن از برخى ديگر ناشى شده است. كسانى كه تمام عناصر شادى بخش را از زندگى خود حذف مى‏كنند و شاد بودن را معصيت مى‏پندارند و وظيفه خود مى‏دانند كه بگريند و بگريانند؛ فقط روايات مرتبط با شادى و خنده‏هاى مذموم و گريه ممدوح را مشاهده كرده‏اند و گروهى كه بى‏خود شاد و خوش‏اند و مسرّت بى‏هدف و جاهلانه را پيش گرفته‏اند، از مسير درست منحرف گشته و به راه غلط قدم نهاده‏اند.

حال كه روحيه حاكم بر حيات فردى و اجتماعى انسان شادى و نشاط است و هيجان اصلى و هميشه جارى در كالبد فرد و اجتماع انسانى – كه در پرتو آن فعاليت و انجام وظايف ممكن مى‏گردد – شور و نشاط است؛ پس شاد بودن سبب نمى‏خواهد. بايد امكانات آن را فراهم ساخت؛ ولى براى غم و اندوه و گريه كردن، بايد منتظر بود موسم آن فرا برسد و سبب آن ظهور نمايد. لذا در توصيف اهل ايمان مى‏فرمايند: [شوخ طبع و خوش مشرب است]V}بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۵٫ {Vو يا [شادى مؤمن در چهره او است و اندوهش در قلبش خانه دارد].V}همان، ج ۶۹، ص ۴۱۱٫{V

و از جانب ديگر اگر توصيه به گريه از خشيت الهى شده است، ظرف اين توصيه خلوت و پنهانى است؛ نه جلوت و در هنگام همنشينى با برادران دينى و اجتماع انسانى؛ لذا آمده است: [گريه در سجده نزديك‏ترين حالت بنده به خدا است‏V}اصول كافى، ج ۲، (كتاب الدعاء باب البكاء).{V و [قطره اشكى در ظلمت شب از خوف خداوند جارى شود، محبوب‏ترين قطره‏ها است].V}همان.{V

گفتنى است اگر چه از ديدگاه اسلام هيجان حاكم بر روح و روان فرد و جامعه، شادى و نشاط است؛ ولى اين سخن بدان معنا نيست كه اسلام برپايى مجالس خنده به عنوان خنده و خنداندن را مجاز مى‏شمارد؛ بلكه اين گونه محافل را مجلس اهل باطل و خسارت ديدگان معرفى مى‏كند.V}ميزان الحكمة، ج ۵، ص ۴۸۴٫ {Vو باز اين سخن بدان معنا نيست كه اسلام حتى گريه برخاسته از خوف خدا و يا گريه در غم فقدان اوليا خدا را توصيه نكند؛ زيرا اين نوع گريه به دل پاكى و صفا مى‏بخشد و انس و الفت با ديگران ايجاد مى‏كند و باعث آرامش درون و سرور معنوى مى‏شود.

 

T}سه. شادى از ديدگاه روان‏شناسى‏{T

به منظور تكميل پاسخ و نتيجه‏گيرى مطلوب، لازم است از زاويه روان‏شناسى به چند نكته اساسى و ضرورى دراين باب اشاره شود: ۱٫  تعريف شادى، ۲٫  راه رسيدن به شادى.

 

T}1. تعريف شادى‏{T

اگر چه موضوع شادى از غريب‏ترين موضوعات روان‏شناسى است و كمتر به آن پرداخته شده است؛ ولى با وجود اين، تعاريف متفاوتى از شادى ارائه شده است:

– [شادى عبارت است از احساس مثبتى كه از حس ارضاء پيروزى به دست مى‏آيد].

– [شادى عبارت است از مجموع لذت‏هاى منهاى درد].

– به عقيده ارسطو از ديدگاه علمى، نمى‏توان براى تمام افراد در همه سطوح، يك تعريف جامع از شادى ارائه كرد؛ لذا وى قائل است حداقل سه سطح از شادى وجود دارد:

يك. سطح نازل شادى، [لذت بردن] است.

دو. سطح متوسط شادى، با [عملكرد خوب] داشتن تعريف مى‏شود.

سه. سطح عالى شادى [زندگى متفكرانه] داشتن است.

براى افراد بسيار عادى، شادى به تعداد لذّات در زندگى معنا مى‏شود. حال تفاوتى ندارد كه اين لذّات از فعاليت‏هاى پست و نكوهيده، ناشى شده باشد و يا ناشى از قربانى كردن بزرگوارانه خود باشد.

اين مفهوم شادى با زندگى انسانى، هرگز هماهنگى ندارد؛ چرا كه برخى بر اثر استفاده از مواد شادى آفرين (نه لذت نامشروع) ممكن است مدتى شاد باشند؛ ولى از سطح رضايت در زندگى كاسته شود اينجا است كه سقراط حكيم مى‏گويد: بهتر است غمگين باشم تا يك خوك خوشحال؛ چه اينكه خوك از سطح لذّت بالايى برخوردار است؛ ولى نمى‏تواند از لحاظ ذهنى موقعيت تلاش‏هاى خود را بسنجد؛ فلذا قادر نيست رضايت خود را نشان دهد.

بر اين اساس بايد به تعريفى قابل اجرا براى همگان از لذت بپردازيم كه در آن [شادى] مساوى با رضايت به اضافه سطح لذت (شادى  = رضايت + سطح لذت) است بنابراين اگر به سطح عالى شادى (زندگى متفكرانه) نمى‏توان رسيد؛ حداقل نبايد به صرف لذّت فارغ از سطح رضايت اكتفا كرد و به شادى حيوانى قانع شد.

 

T}2. راه رسيدن به شادى‏{T

زندگى دنيا در حالى كه هيچ‏گاه فارغ از خستگى و رنج نيست؛ ولى نمى‏توان آن را بر تمام زندگى تعميم داد  واجازه داد مشكلات بر تمام زندگى سايه بيفكند و لذت را از انسان سلب كند.

از اين رو بايد مسيرى را جهت تأمين شادى پيش گرفت كه به اختصار مى‏گويند: رضايت و شادى طولانى صرفاً از طريق داشتن يك زندگى اخلاقى و مذهبى، مى‏تواند كسب شود. پس هرگز نه شادى به معناى لذت بردن است، و نه راه آن به ولنگارى و رهايى از تمام قيد و بندهاى اخلاقى، اجتماعى، قانونى و دينى محدود مى‏شود.

از ديدگاه علمى چندين راه براى شاد بودن وجود دارد كه به اختصار آنها را نام مى‏بريم:

الف. مبارزه با نگرانى‏ها.

ب. افزايش سطح تحمل و پذيرش.

ج. مسافرت‏

د. ورزش‏

ه . تبسم و خنده‏

و. مزاح‏

ز. پوشيدن لباس‏هاى روشن‏

ح. خود آرايى‏

ط. حضور در مجالس شاد

ى. كاستن از توقعات و انتظارات.

 

T}چهار. شكل صحيح و مطلوب غم و شادى‏{T

بر اساس آنچه گذشت نتيجه مى‏گيريم كه:

  1. يكى از راه‏هاى شادى، خنده و تبسّم است؛ ولى بايد توجه كرد كه آنچه مطلوب است، هميشه شاد بودن است؛ نه هميشه خندان بودن. شادى مداوم، پسنديده و هدف زندگى اسلامى است. اين شادى بر اساس يافته‏هاى علمى از مسير زندگى اخلاقى و دينى به دست مى‏آيد.
  2. خنده اگر شيوه درمان باشد – كه هست – براى تمام سطوح غمگينى درمان نيست. براى زدودن غم ناشى از آسيب جسم و تهديدهاى زندگى حيوانى و يا حد متوسط زندگى انسانى، درمان است. از اين رو سقراط، افلاطون و ارسطو، شادى عالى انسانى را شادى متفكرانه معرفى كرده‏اند. پس اگر در صدد شادى هستيم، بايد بكوشيم تا به مراتب عالى شادى برسيم و به شادى‏هاى نازل اكتفا نكنيم.

از اين سطح عالى از شادى در روايات به [شادى زاهدانه] تعبير شده است. آن‏سان كه امام على(ع) در وصفشان مى‏فرمايد: [زاهدان در دنيا اگر چه مى‏خندند، قلبشان مى‏گريد و اگر چه شاد باشند، اندوه‏شان شديد است].V}همان ص ۴۸۵٫{V

با دلى خونين لب خندان بياور همچو جام     نى گرت زخمى رسد چون چنگ آيى در خروش

V}ديوان حافظ.{V

پس هميشه نبايد به شادى‏هاى نازل اكتفا كرد؛ بلكه بايد شادى زاهدانه را جست و در مسير درك شادى عالى، به اولين مزه‏هاى و شيرينى‏هاى بچه‏گانه آن دل خوش نبود.

  1. نه تنها هيجان حاكم بر زندگى اجتماعى؛ بلكه هيجان مطلوب و حاكم بر زندگى فردى، شادى و نشاط است. اگر شما احساسى غير از اين، از مراسم دينى و مذهبى داريد، معلول عملكرد افراط گونه افرادى است كه نام برديم؛ نه آنكه شيوه دينى و اسلامى چنين باشد. يك مورد براى گريه در اسلام سراغ داريم كه آن فقط گريه از خشيت خداوند است كه در سجده، سجاده را رنگين مى‏كند و يا در ظلمت شب نردبان عروج صاحبان معرفت و ترقى روحى را تا هفت آسمان مى‏سازد؛ نه آنكه در كوى و برزن دل افراد ناآشنا و بيگانه را بربايد.
  2. محتواى مراسم مذهبى بر سه پايه استوار است:

الف. روشنگرى نسبت به احكام، معارف دينى و حقايق علمى و وظايف اجتماعى و فردى و نيازهاى زندگى،

ب. ايجاد الفت و صميميت انسانى،

ج. عبادت و بندگى خداوند.

لذا هر عنصر غير از اين (همانند گريه و خنده و غم و شادى) از دايره عمومى مراسم مذهبى خارج است و صرفاً در موقعيت‏هاى خاص، به محتواى مراسم دينى اضافه مى‏شود. با توجه به اين نكته به بررسى [مصيبت خوانى، مرثيه سرايى، دعا و زيارت …] مى‏پردازيم:

  1. بيشتر جلسات دينى و بنيان اين گونه مراسم بر مرثيه خوانى و مصيبت خوانى استوار نيست؛ بلكه اين مراسم محدود به ايام مصيبت اهل بيت(ع) (مانند: ايام محرم و روز شهادت ائمه(ع[ است.

بر اساس معارف دينى، مراسمى كه با محتواى مصيبت خوانى و مرثيه سرايى برگزار مى‏شود، بايد محدود به ايام حزن و اندوه اهل بيت(ع) (سالروز شهادت) باشد. چون ائمه هدى(ع) خود مى‏فرمايند: [شيعيان ما به حزن ما اندوهگين و در شادمانى ما شادمان هستند].؛ V}بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱٫

{V يعنى، در ايام حزن اهل بيت(ع) بايد محزون بود و گريست و مصيبت آنها را بيان كرد (نه هميشه). همان‏گونه كه شادى ما نيز با شادى اهل بيت(ع) تراز مى‏شود (نه هميشه).

از اين رو اگر در غير از آن ايام، به بر پايى مراسم مصيبت و عزادارى و ياجشن اقدام كنيم، به افراط و يا تفريط مبتلا شده‏ايم.

  1. ماهيت اين نوع جلسات اگر چه گريه است؛ ولى غم افزا و ماتم آفرين نيست. درست است كه در اين نوع مراسم گريه مى‏كنيم، مصيبت مى‏خوانيم و مرثيه سرايى مى‏كنيم؛ منتها محصول آن، نشاط و هيجان مثبت و حركت در مسير اهل بيت(ع) است. همان‏گونه كه هر خنده‏اى، خنده شادى نيست؛ گريه بر اهل‏بيت(ع) نيز گريه غم وافسردگى نيست.

بنابراين اگر مى‏گوييم گريه از خوف و خشيت خداوند ارزشى است، از اين رواست كه اين نوع گريه غم‏انگيز نيست.

  1. انگيزه بر پايى جلسات مصيبت و عزاى اهل بيت، احساس تعلق و دل‏بستگى است از اين رو با شيعيان با ذكر مصايب اهل بيت(ع) علاقه خود را اظهار مى‏كنند و در پى آن آرامش مى‏يابند؛ نه آنكه ذكر مصايب اهل بيت(ع) سبب غم و اندوه آنان شود. ايشان با اقامه عزا براى اهل بيت(ع) و نسبت به افرادى كه خود را مديون آنان مى‏دانستند، اداى دين مى‏كنند. آيا اداى دين موجب راحتى جان است، يا غم‏افزا و حزن آفرين و گريبان گير جان؟ اين اداى دين تنها در مصيبت اهل بيت نيست؛ بلكه در شادمانى اهل بيت(ع) نيزبا بر پايى محفل جشن شادى، انجام مى‏گيرد و روح افزا است.
  2. پرداختن به مصيبت و مرثيه اهل بيت(ع) به صورت اندك در پايان مراسم، خود نوعى اداى دين و نوعى زندگى دينى و اخلاقى است و چنانچه گذشت داشتن زندگى دينى و اخلاقى خود شادى آفرين است. از جانب ديگر بر پايى مراسم جشن شادى، در شادمانى اهل بيت(ع) نيز خود بخشى ديگر از مراسم دينى بوده و شادى آفرين است.
  3. انجام مرثيه و مصيبت در ضمن دعا و زيارت و تكرار بى مورد يك فراز از آن، كه موجب مى‏شود دعا و زيارت ديگر به شكلى كه امام معصوم خوانده‏اند، خوانده نشود اين نوعى افراط است. از اين رو اگر اعتراض شما به برخى مراسم دعا و زيارت باشد، بجا است و همان گونه كه گذشت محصول عدم اطلاع برگزار كنندگان اين مراسم مى‏باشد.

پس روح حاكم بر مراسم دينى چيزى جز چند مطلب زير نيست:

  1. عبادت و بندگى آن‏گونه كه خداوند و اهل بيت بيان داشته‏اند،
  2. روشنگرى نسبت به امور دينى و حقايق علمى و نيازها و وظايف،
  3. ايجاد الفت و صميميت،
  4. اداى دين نسبت به اهل بيت و كسب نشاط براى ادامه مسير زندگى معنوى آنان.

 

T} منابع پاسخ:{T

  1. محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، مكتب الاعلام اسلامى، ۱۳۶۲٫
  2. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت ۱۴۰۳٫
  3. كلينى، محمد، اصول كافى.
  4. طريقه‏دار، ابوالفضل، شرع و شادى، حضور، ۱۳۸۰، ص ۴۳-۱۳٫
  5. پلاچيك روبرت، هيجانها، ترجمه محمود رمضان زاده، آستان قدس رضوى، ۱۳۷۱، ص ۱۵۶٫
  6. عزيزى، عباس، فضايل و سيره امام حسين(ع)، صلاة، ۱۳۸۱، ص ۳۶۴٫
  7. آبزيك مايل، روان‏شناسى شادى، ترجمه مهرداد فيروز بخت و خشايار بيگى، بدر، ۱۳۷۵، ص ۸۲٫
  8. لطفى، محمد حسن، دوره آثار افلاطون، ج ۳٫
  9. كن ويز، به دنبال شادكامى، ترجمه ف شجرى، انجمن قلم ايران، ۱۳۷۹، ص ۶۷٫
  10. مطهرى، مرتضى، حماسه حسينى، صدرا ۱۳۶۷، ص ۹۵٫
  11. الضوء و اللدن فى‏القرآن الكريم، نذير، حمدان دار ابن‏كثير، بيروت،۲۰۰۲، ص‏۳۸٫
  12. اكبرزاده، على، رنگ و تربيت محمدى، ۱۳۷۴، بى جا، ص ۲۴٫

 

منبع:نرم افزار پرسمان

آيا استماع موسيقي و يا غنا به قصد تفريح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟

آيا استماع موسيقي و يا غنا به قصد تفريح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟

پاسخ:

T}همه مراجع:  {Tاگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست (هر چند به منظور هدف ياد شده باشد).V} مكارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۰؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج ۱، س ۹۹۹؛ خامنه‏اى، اجوبةالاستفتاءات، س ۱۱۴۷ و ۱۱۴۳؛ تبريزى، صراط النجاة، ج ۱، س ۱۰۴۱ و ج ۵ س ۱۱۴۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۸۸ و ۹۹۳؛ دفتر: بهجت، وحيد، امام، نورى.{V

 

 

آيا دانشجويان دختر و پسر، مي‏توانند به طور مشترك به اردوهاي تفريحي و سياحتي بروند؟

آيا دانشجويان دختر و پسر، مي‏توانند به طور مشترك به اردوهاي تفريحي و سياحتي بروند؟

پاسخ:

همه مراجع: با توجه به اينكه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده است، بايد از آن اجتناب شود. V}

آيا همبستر شدن و نزديكي با همسر در شبهاي شهادت و يا ايام فاطميه و محرم اشكال دارد؟

آيا همبستر شدن و نزديكي با همسر در شبهاي شهادت و يا ايام فاطميه و محرم اشكال دارد؟

پاسخ:

مانعي ندارد و حرام نيست .

 

 

برداشت شما از تفريح چيست؟ رابطه مديريت زمان با تفريح و تفرج چيست؟

برداشت شما از تفريح چيست؟ رابطه مديريت زمان با تفريح و تفرج چيست؟

پاسخ:

برداشت ما از تفريح در جواب اول شما ارائه شد و گفتيم که تفريح چيزهاي است که موجب تنوع و تحول در وضعيت انسان شده و باعث شادابي ، تحرک ، پويايي و فعاليت سالم انسان گردد.

تفريح يا سالم است و يا ناسالم و متاسفانه در زمانه فعلي آميختگي بسياري ميان اينها به وجود آمده و حتي تفريحات ناسالم و مخرب به عنوان تفريحات سالم و مفيد توسط والدين به کار گرفته مي شود.

در زمينه تفريح انسان بايد توجه داشته باشد که از تفريحات به ظاهر سالم بسيار مخرب بوده و ذهن و مغز انسان را نابود مي کند.

نکته مهم اينکه بهترين تفريح ، تفريحي است که اولاً سالم باشد و دوم اينکه طبيعي باشد و به همين دليل ورزش يکي ازسالم ترين و بهترين تفريحات موجود در دنيا مي باشد.

معتقدم که مطالعه کتابهاي مفيد ، ورزش ، پياده روي ، کوهنوردي ، شنا و مانند اينها مي باشد . و در تفريح دوري از وسايل مدرن و ماشيني و الکترونيک مفيد به نظر مي رسد و همچنين دوري از مناطق آلوده که انسان به جاي سالم سازي گرفتار آلودگي و ضرر خواهد شد.

ديد و بازديد و انجام صله رحم و … نيز يکي از تفريحات سالم و واجب مي باشد والبته بهترين تفريح کاري است که انسان به آن عشق مي ورزد و بقيه همه تنوع مي باشد.

زمان در تمام زندگي انسان به عنوان مهمترين اهرم به کار مي رود و انسان را در کشاکش روزگار به پيش برد و تغييرات زيادي را ايجاد مي نمايد زمان موجب تحول شده وانسان را حال به حال مي کند. زمان است که وقايع و حوادث مختلف در بستر آن جاري مي شود  و گذشت آن موجب فراموشي بزرگترين و مهمترين تحولات و حوادث نيز مي گردد.

زمان با اين ارزش و اهميت آن آيا نمي تواند مورد توجه و نگاه دقيق انسان باشد؟ و آيا نبايد با برنامه ريزي و نظم دقيق و فشرده از اين نعمت بسيار با ارزش به خوبي استفاده کرد؟ آيا انسان امکان بازگشت به زمان مورد علاقه اش را دارد؟ زمان مساوي با عمر و جواني و ميانسالي و بزرگسالي وپيري انسان و در پايان با مرگ انسا ن در هم آميخته است و گذشت هر لحظه از زمان به مفهوم نزديکي به همان پايان مي باشد ونشانه اي از اتمام زمان براي اين فرد است.

با اين توضيحات جاي هيچگونه ترديدي نيست که انسان بايد زمان را مثل جانش با ارزش بداند و گذشت آن را مساوي با قطره قطره آب شدن خودش مساوي فرض کند. از دست دادن زمان را مساوي با از دست دادن خودش بداند و در اين صورت است که نقش برنامه ريزي ، نظم دقيق و حساب شده به کارگيري درست امکانات و استفاده از فرصتها، کاملاً مشخص و واضح خواهد بود.

مديريت و برنامه ريزي مي تواند باعث ايجاد تعادل در زندگي شده و به آن نظم منطقي داده و موجب استفاده بهينه از تمام لحظات زندگي گردد. طبيعي که تفريحات سالم نيز در همين نظم و برنامه ريزي مي تواند از جايگاه مناسب برخوردار بوده و موجب تنوع و تحول انسان در فواصل مختلف زماني گردد.

منابع:

۱- به سوي کاميابي .

منبع:نرم افزار پرسمان

 

تفريحات در اسلام چيستند؟ بهترين تفریح كه در ديدارهاي دسته جمعي براي جوانان، نوجوانان و بزرگسالان مفيد است، از نظر اسلام چيستند؟

تفريحات در اسلام چيستند؟ بهترين تفریح كه در ديدارهاي دسته جمعي براي جوانان، نوجوانان و بزرگسالان مفيد است، از نظر اسلام چيستند؟

پاسخ:

مقدمه: قبل از بحث لازم مي‌بينم به معني تفريح در لغت و اصطلاح و فرهنگ اسلامي اشاره كنم و بعد به ويژگي‌هاي تفريح اسلامي بپردازم و سپس وارد بحث يعني تفريحات در اسلام مي‌شويم و در انتها به بهترين تفريح در ديدارهاي دسته‌جمعي اشاره مي‌كنيم و از بحث خود نتيجه‌گيري خواهيم نمود.

تفريح در لغتبه معني شادماني كردن، شادماني و خوشي است.(۱) و با واژه‌هاي نزهت، تفرّج، فرح، راحتي و ‌آسايش هم خانواده است.

تفريح در فرهنگ اسلاميدر فرهنگ غني اسلام تفريح از مراحل و اجزاء سير تكاملي و رشد شخصيت فردي و اجتماعي انسان به حساب مي‌آيد. به گونه‌اي كه هر كسي از اين بخش(تفريح) استفاده نكند، در بعدي از ابعاد تكاملي شخصيت خود كوتاهي كرده و اين قصور باعث كند شدن سير رشد و تكامل ابعاد ديگر شخصيت او مي‌گردد. تفريح نشاطي است كه انسان پس از تلاش و فعاليت‌هاي سنگين جسمي و روحي بر مي‌گزيند تا رنج و اندوه و همّ و غم را از خود دور كند.(۲) از آنجايي كه انسان داراي دو بعد جسماني و روحاني است و اين دو بعد بر يكديگر اثر مي‌گذارند (مثبت و منفي) نياز است كه علاوه بر بعد روحاني به بعد جسماني نيز توجه لازم را داشت. بايد بدانيد كه تفريح براي بازپروري و نشاط در كار، رغبت و رشد در تمام جهات زندگي يك ضرورت است كه مورد تأكيد و تأييد ائمه ـ عليهم السّلام ـ بوده است،

ويژگي‌هاي تفريح اسلامي۱٫ در راستاي تكامل و رشد شخصيت انساني است. ۲٫ باعث نشاط‌ و شادايست. ۳٫ در چهارچوب قوانين شرع (واجب، حرام، مباح، مكروه و مستحب)(۳) صورت مي‌گيرد. ۴٫ اعتدال در آن رعايت مي‌گردد. ۵٫ فوايد عقلي، جسمي و روحي دارد.(۴) ۶٫ بعد اجتماعي در آن لحاظ شده است. مثل ادخال سرور در قلب مؤمنين.(۵) ۷٫ فقط وقت پركني و تضييع وقت نيست بلكه يادگيري نيز در آن لحاظ شده است.(۶) ۸٫ هر تفريحي كه انسان را يك پله از رشد الهي پايين آورد مذموم (حرام يا مكروه) است. ۹٫ فعال و پرتحرك بودن همچون اسب سواري، تير اندازي و شنا و…. ۱۰٫ هر تفريحي كه باعث خفت و سبكي عقل شود، حرام است، مثل شرب خمر، موسيقي مبتذل، مواد مخدر، قمار و … ۱۱٫ برد و باخت در بازي حرام است. (غير از تيراندازي و اسب سواري). ۱۲٫ آزار و اذيت ديگران در بازي حرام است (تحقير، مسخره كردن، همسايه و مردم آزاري و…). ۱۳٫ نبايد باعث ضرر به خود فرد يا ديگران گردد. ۱۴٫ لذت آن پايدار باشد (كمك كند به شادي در آخرت).(۷) ۱۵٫ تقويت كنندة بعد جسماني و روحاني (شجاعت و…) باشد.
نكته: با توجه به ويژگي‌هاي تفريح اسلامي بايد متذكر شويم كه اسلام ما را در تفريحات محدود نمي‌كند، امّا بايد در هر تفريحي اول دقت كنيم و ببينم كه آيا با معيار اسلامي سازگار است، يعني آيا كمال‌آور، لذت‌آور و آخرت‌آور هست يا خير، هر آنچه به عنوان تفريح، انسان را از مسير بندگي و كمال دور سازد به تعبير امام علي ـ عليه السّلام ـ آخرش به هلاكت ختم خواهد شد.

تفريحات اسلامهمانطور كه ذكر شد اسلام براي هر كاري ملاك معرفي كرده است، ‌اسلام در تفريح، ما را محدود نكرده است، امّا چيزي كه مهم است بايد خارج از مسير بندگي نباشد و ويژگي‌هاي تفريح اسلامي مذكور در آن رعايت گردد، اينك به برخي از تفريحات مورد توجه اسلام اشاره مي‌كنيم.
لازم به ذكر است كه با توجه به تعريف لغوي تفريح بايد گفت كه دايرة تفريح خيلي وسيع‌تر از آن است كه غالباً تصور مي‌شود زيرا تفريح به معني شادي و شادمانيست و هر چه كه باعث زايل شدن همّ، غم، خستگي و رنج شود به نوعي تفريح محسوب مي‌شود.
۱٫ كار و تلاش:(۸) حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: كار بزرگ‌ترين تفريح است. كار باعث شكوفا شدن استعداد و خلاقيت انسان مي‌گردد و انسان را از همّ و غصه نجات مي‌دهد، بسياري از اضطراب‌ها و نگراني‌هاي جهان امروزي به خاطر بي‌حركتي و عدم فعاليت‌هاي جسماني است، امروزه كار درماني براي زدودن يأس، نگراني و اضطراب براي بيماران رواني هم تجويز شده است.
برنارد شاو نويسندة معروف انگليسي مي‌گويد: راز بدبختي و بينوايي ما داشتن اوقات فراغتي است كه صرف فكر كردن دربارة خوشبختي و بدبختي مي‌شود.(۹)
۲٫ تيراندازي.(۱۰)
۳٫ اسب‌سواري.(۱۱)
۴٫ كشتي،(۱۲) در متون ديني داريم كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ خواستند كه با هم كشتي بگيرند و يا اينكه ايشان خودشان با شتر خودشان با ديگران مسابقه مي‌دادند.
۵٫ شنا:(۱۳) پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ والدين را توصيه نموده‌اند كه به فرزندان خود شنا ياد دهند و زمينه يادگيري شنا را برايشان فراهم كنيد.
۶٫ صله رحم و معاشرت با نزديكان: اين امر بسيار مورد توجه اسلام بوده است. ديدار نزديكان باعث سرور و شادي مي‌شود و دوري از آنها غم و غصه به بار مي‌آورد، افرادي كه براي تحصيل از محيط خود فاصله مي‌گيرند اين امر را به خوبي تجربه كرده‌اند.
۷٫ خوشرويي و خوش‌گويي.
۸٫ نظافت (بدن، لباس، موي سر و صورت و زدودن موهاي زائد بدن، آرايش مرد براي همسر و زن براي همسر، غسل‌هاي مستحبي) نظافت احساس خوشايندي را در فرد نسبت به خودش بوجود آورده و باعث نشاط در او مي‌شود.
۹٫ ياد خدا (دعا، نيايش، تلاوت قرآن) باعث آرامش دل مي‌گردد. زيرا با ياد خدا فرد خود را در حريم امن الهي ديده و باعث احساس امنيت و شادماني در او مي‌گردد.
۱۰٫ توجه به اعياد مذهبي (جمعه‌ها، عيد فطر، عيد غدير و قربان)
۱۱٫ انگشتر فيروزه: انگشتر فيروزه باعث زدودن غم و پيروزي و شادابي است.
۱۲٫ شاد كردن مؤمنين: كمك به ديگران، احسان رضايت خاطر براي انسان به بار مي‌آورند و اين عامل شادماني مي‌شود.
۱۳٫ عطر: بوي خوش باعث شادابي روح و در نتيجة آن خرمي جسم مي‌شود. همچنين انسان را محبوب ديگران مي‌كند. در سيره رسول خدا(ص) نيز استفاده از عطر بسيار مورد تاكيد ايشان مي‌باشد. امام خميني (ره) كه زندگي ساده‌اي داشتند تنها در انتخاب عطر بود كه به دنبال مرغوبترين مي‌گشتند.
۱۴٫ هديه دادن و هديه گرفتن.
۱۵٫ داشتن دوست صالح: تحقيقات نشان مي‌دهد، افرادي كه مشكلات و حتي شادي‌هاي خود را به شكل كلامي و غيركلامي با دوستان و آشنايان خود در ميان مي‌گذارند و در دل خود ذخيره و انبار نمي‌كنند از نشاط و خرمي بيشتري برخوردارند، و لازمه اين امر داشتن دوستان صالح است.
۱۶٫ لطائف و حكمت آموختن:(۱۴) حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: قلب‌ها مثل بدن‌ها خسته و ملول مي‌شوند، پس با (شنيدن، خواندن) حكمت‌هاي دقيق و لطيف آنها را شاداب كنيد.
۱۷٫ سفر و رفتن به مناطق سرسبز، ديدن جريان آب: يكي از تفريحات سالم رفتن به سفر است. سفر روح انسان را جلا داده و باعث شادي و شادابي مي‌گردد. علاوه بر آن سفر موجب سلامتي جسم نيز هست. (سافروا تصحّوا. مسافرت كنيد تا سالم و شاداب شويد.) سفر و اردوهاي دسته‌جمعي براي جوانان لذت بسياري بيشتري دارد چرا كه با همسالان خود هستند. در سفر دوستيابي، ايثار، گذشت، تعاون …. را ياد مي‌گيرند. در روايات مي‌خوانيد كه در سفر مزاح را كمي بيشتر كنيد ولي افراط نشود.
نكته: بايد توجه داشت كه تفريح افراد در سنين مختلف فرق مي‌كند. تفريح يك كودك هفت ساله با نوجوان هجده ساله و يا يك فرد ميانسال يا كهنسال فرق مي‌كند. يك جوان از آنجايي كه ابعاد روحي او رشد كرده نياز به احترام، شخصيت، عزت نفس‌ و… دارد، لذا هرگاه اين نيازها برطرف شود، احساس شادابي و خرمي بيشتري مي‌كند و هر گاه اين نيازها از طرف ديگران در خطر باشد، احساس افسردگي، خمودي و غم مي‌كند.

بهترين تفريح در ديدارهاي دسته‌جمعيدر ديدارهاي دسته‌جمعي برخي تفريحات هستند كه جنبة گروهي و عمومي پيدا مي‌كنند و برخي ديگر جنبة خصوصي‌تر. البته بستگي دارد اين گروه در چه جايي باشند (منزل، مدرسه، تأتر و مسجد، اردو، خارج ازمنزل). به هر حال بهترين تفريح، تفريحي است كه همه افراد در آن شريك بوده و از آن لذت ببرند. البته گاهي هم ايجاب مي‌كند كه هر دسته‌اي جداگانه با هم باشند، مثل زماني كه بزرگترها مشغول بحث‌هاي جدي و مهم خود هستند.
در ذيل برخي از تفريحات دسته‌جمعي ذكر مي‌شود:
۱٫ اجراي مسابقه و تهيه جايزه از طرف بزرگترها، مشاعره، كشتي، مسابقة معلومات عمومي، لطيفه‌گويي.
۲٫ معاشرت‌هاي سازنده و صله رحم.
۳٫ مسافرت‌هاي كوتاه و بلندمدت، رفتن به پارك و مناطق سرسبز، ديدن جريان آب رودخانه، دريا و….
۴٫ آزاد كردن ذهن از مسائل كاري و مشكلات زندگي: امام محمد غزالي مي‌گويد بهتر است شاگردان پس از مدتي تعليم رها گردند تا بازي و تفريح كنند، چون تعليم و درگيري جدي ذهن با مسائل علمي آنها را از درس دلزده و فراري مي‌كند، امّا در تفريح نبايد افراط گردد(۱۵).
با توجه به مطالب گذشته بايد بگوييم بهترين تفريح از نظر اسلام اين است كه سنين مختلف در آن رعايت شود. كودك با يك شكلات دل خوش است، ولي جوان نيازها و خواسته‌هايش بيشتر است. ديگر آنكه شادي و تفريح نبايد به اصل حركت در مسير رشد و بالندگي انساني فرد ضرر برساند و در آن افراط شود. (در اسلام محدوديت در تفريح نيست مگر اينكه امر خلاف شرع و اخلاق در آن رخ دهد).
نكته پاياني: در اين بحث بيان داشتيم كه اسلام هر تفريحي را نمي‌پسندد تفريحي مناسب است كه با اصول تربيت وتعليم اسلامي و رشد استعدادهاي رواني و شخصيتي مغايرت نداشته باشد، باعث آزار و اذيت ديگران نشود. به ديگران و خود زيان مالي، آبرويي، جاني نرساند، جزء تفريحاتي نباشد كه انسان را از دايرة بندگي خدا بيرون مي‌كند (قمار، شراب‌خواري، مجالس لهو و رقص، مواد مخدر، موسيقي‌هاي لهوي و ترانه‌هاي مبتذل و…) البته دامنه تفريحات به موارد ياد شده خلاصه نمي‌شود، بلكه هر امري كه در آن گناه صورت نگيرد و اعتدال نيز رعايت شود را شامل گردد (رعايت ويژگي‌هاي تفريح اسلامي). همچون. فوتبال، كشتي، شمشيربازي، دو، اسب سواري،كوهنوردي، شنا، گردش در دشت و صحرا، رفتن به پارك‌ها، شنيدن موسيقي‌هاي غير حرام، ديدن فيلم‌هاي سينمايي مفيد (مستند، كمدي، رزمي و…)، خواندن مطالب طنز، شعر، حل جدول، مشاعره، لطيفه‌گويي، مسابقة علمي، مهماني رفتن، پذيرفتن مهمان، لباس نو خريدن، عطر زدن و… لازم به ذكر است كه در تفريح بايد به معني لغوي آن و اصطلاحي توجه داشت يعني دايره تفريح و شادماني خيلي وسيع است تا آنجايي كه خلاف رشد وكمال و مسائل شرعي نباشد.

 

پاورقی:

  1. فرهنگ عميد.
    ۲٫ احمد عبدالعزيز ابوسمك، التربية الترويحية في الاسلام، دار النفائس للنشر و التوزيع، الاردن، ص ۴۰٫
    ۳٫ همان، ص ۸۰٫
    ۴٫ همان، ص ۵۹٫
    ۵٫ همان.
    ۶٫ همان.
    ۷٫ مصباح يزدي، محمد تقي، پندهاي امام صادق، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، ۱۳۸۱، ص ۱۰۴ ـ ۱۰۷٫
    ۸٫ صادقي اردستاني، احمد، نيازهاي جوانان، نشر خرم، ۱۳۷۹، ص ۱۸۵٫
    ۹٫ ديل كارنگي، آيين زندگي، جهانگير افخمي، تهران، ارمغان، ۱۳۷۶، ص ۶۹ ـ ۷۰٫
    ۱۰٫ نيازهاي جوانان، ص ۱۸۵ ـ ۱۹۲٫
    ۱۱٫ همان.
    ۱۲٫ همان.
    ۱۳٫ همان.
    ۱۴٫ نهج البلاغه، محمددشتي، حكمت ۳۹٫
    ۱۵٫ التربية النزويحية في الاسلام، ص ۴۴٫
چرا در ايام شهادت ائمه خوردن تخمه اشكال دارد؟

چرا در ايام شهادت ائمه خوردن تخمه اشكال دارد؟

پاسخ:

دليل خاصي در اين مورد كه تخمه شكستن در ايام شهادت معصومين(ع) اشكال داشته باشد وارد نشده به نظر مي رسد اين گونه مسائل عرفي باشد. چنانچه كارهايي از قبيل تخمه شكستن عرفا مناسب با سرور و شادي مي باشد شايسته است كه در ايام سوگواري معصومين(ع) به جهت تعظيم شعائر ديني از آن پرهيز شود.

 

روز شهادت ائمه(ع) بيرون رفتن مثلا به پارك يا باغ شخصي و در آنجا تفريح و بازي كردن مثل واليبال اشكال دارد؟

روز شهادت ائمه(ع) بيرون رفتن مثلا به پارك يا باغ شخصي و در آنجا تفريح و بازي كردن مثل واليبال اشكال دارد؟

پاسخ:

دليل خاصي در اين مورد كه تفريح و ورزش در ايام شهادت معصومين عليهم السلام اشكال داشته باشد، وارد نشده؛ به نظر مي رسد اين گونه مسائل عرفي باشد. چنانچه اين گونه كارها، عرفا مناسب با سرور و شادي باشد؛ شايسته است كه در ايام سوگواري معصومين(ع) به جهت تعظيم شعائر ديني از آن پرهيز شود. به غير از ايام حزن اهل بيت(ع) شادي و تفريح مانعي ندارد و دستور و خواسته ايشان از ما همين است كه در ايام حزن آنها محزون باشيم و در ايام فرح آنها مفرّح باشيم. (بحارالانوار، ج۱۰ ص۱۱۴)

 

سؤالي داشتم پيرامون عروسي هايي كه امروزه در جامعه ما عرف شده. در بيشتر عروسي ها وقتي مي خواهند يكي از بهترين شب هاي زندگي خود را بگذرانند و به اصطلاح شادي كنند از موسيقي حرام استفاده مي كنند و شروع مي كنند به رقصيدن و بزن و بكوب وقتي هم ايراد وارد مي كنيم مي گويند بابا خشك نباش شب عروسي ها در اين زمينه اسلام چه مي گويد؟ و نيز ما چه كنيم با اين وضع و حرف هاي فاميل و … ؟

سؤالي داشتم پيرامون عروسي هايي كه امروزه در جامعه ما عرف شده. در بيشتر عروسي ها وقتي مي خواهند يكي از بهترين شب هاي زندگي خود را بگذرانند و به اصطلاح شادي كنند از موسيقي حرام استفاده مي كنند و شروع مي كنند به رقصيدن و بزن و بكوب وقتي هم ايراد وارد مي كنيم مي گويند بابا خشك نباش شب عروسي ها در اين زمينه اسلام چه مي گويد؟ و نيز ما چه كنيم با اين وضع و حرف هاي فاميل و … ؟

پاسخ:

خداوند در سوره حجرات آيه ۷ درباره مؤمناني که از رشد ايماني بالايي برخوردارند مي فرمايد: علامت رشد ايمان آنها اين است که از کفران و فسق و گناه بدشان مي آيد و ايمان محبوب قلب آنان است. آري، مؤمن و کسي که قلبش به نور تقوا روشن شده هرگز براي شادي و لذت چند دقيقه اي، نافرماني خدا را نمي کند. متأسفانه بسياري از مردم براي شادي کردن در جشن عروسي، خود و فرزندان شان، مرتکب گناهاني چون استفاده از موسيقي حرام، اختلاط زن و مرد، پوشش نامناسب، مزاحمت براي ديگران، اسراف، چشم و هم چشمي، فخر فروشي به يکديگر، پوشيدن لباس هاي گران قيمت و برگزاري مجالس پرهزينه، تمسخر ديگران، بي توجهي به واجباتي چون نماز و امثال آن مي شوند، غافل از اين که شادي واقعي و لذت و خوشي زندگي به دست خداست و هيچ گاه با گناه و معصيت نمي توان به عمق شادي رسيد. گاهي ديده مي شود عده اي براي اين کارها عذر و بهانه مي آورند که يک شب است و يک شب هزار شب نمي شود و در عروسي بايد شاد بود و از اين قبيل بهانه هاي غير قابل توجيه، در حالي که نتيجه اين گونه برنامه ها اين است که زندگي با گناه و معصيت خدا شروع شود و برکت از زندگي شان برود، در صورتي که در روايات آمده، در مجلس عروسي مؤمن، فرشتگان نازل مي شوند و رحمت خدا را با خود مي آورند. حال براي اين که مجالس خوبي در عروسي ها داشته باشيم که هم مملو از شادي و سرور باشد و هم گناه و معصيت نداشته باشد و هم خانواده و فاميل راضي باشند نکات زير را پيشنهاد مي کنيم: ۱٫ بايد سعي شود اهميت اين موضوع به اعضاي خانواده خصوصا والدين و خواهران و برادران عروس و داماد تفهيم شود و نيز اين که عروس و داماد حق دارند طبق نظر خودشان مجلس عروسي را برگزار کنند. البته اين مطلب بايد با لطافت و در عين حال قاطعانه بيان شود و تا جايي که ممکن است کسي رنجيده خاطر نگردد. براي اين ممکن است لازم باشد ماه ها زمينه سازي شود و با آنها صحبت شود. ۲٫ براي اين که بتوانيم يک فرهنگ و عادت بد را تغيير دهيم، لازم است جانشين مناسبي براي آن در نظر بگيريم. شما نيز اگر نمي خواهيد با گناه و معصيت مجلس عروسي را شاد کنيد، بايد به جاي آن از برنامه هاي مجاز استفاده کنيد. يکي از روش هايي که تجربه شده و بسيار هم موفق بود، استفاده از مداحان مذهبي و هنرمنداني است که به وسيله خواندن اشعار شادي بخش و گفتن لطيفه هاي مناسب مجلس را شاد مي کنند. همچنين استفاده از افرادي که کارهاي تردستي و ديدني انجام مي دهند و مي توانند مجلس عروسي را با صفا و شاد کرد. بعضي از اين افراد هنرمند وقتي در مجلسي شرکت مي کنند بدون اين که گناهي در برنامه هاي آنها باشد يا کسي را مسخره کنند و امثال آن، چنان مجلس را گرم مي کنند که افراد شرکت کننده يکسره مي خندند. البته بهتر است با ذکر اشعاري در مدح ائمه اطهار و خصوصا امام زمان(ع) معنويتي هم در ملجس عروسي ايجاد کنيم. ۳٫ بهتر است مجالس عروسي را در مناسبت هاي مذهبي و جشن هاي مذهبي مثل ميلاد ائمه يا اعياد مذهبي برگزار کنيم و در ضمن به تناسب اين شب ها اشعار خاص آن هم خوانده شود. ۴٫ اگر به کلي نمي توانيد مجلس را اسلامي برگزار کنيد، حداقل جلوي بعضي گناهان را بگيريد، مثلا سعي شود مجلس مردانه از زنانه کاملا مجزا باشد و هيچ مردي به مجلس زنان راه پيدا نکند و حداقل اين که عروس و داماد تلاششان را براي جلويگري از گناه بکنند تا اگر هم معصيتي صورت گرفت به حساب آنها نباشد. ۵٫ تا جايي که توان مالي داريد پذيرايي خوبي از ميهمان ها داشته باشيد زيرا پذيرايي يکي از وسايل شادي بخش است و مي تواند جانشين خوبي براي ابزارهاي حرام شادي باشد.

[پايان كد انتخابي]
[كامل از كد۲۶۲۴۶]

T}آيات عظام امام، خامنه‏اى و فاضل:{T استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى)، جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن، تفاوتى وجود ندارد.V}آيت‏الله خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۴؛ امام ،استفتاءات، مكاسب محرمه، س ۲۵؛ دفتر آيت‏الله فاضل.{V T}آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى و وحيد:{T استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى)، جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن، تفاوتى وجود ندارد.V}آيت‏الله تبريزى، استفتاءات، س ۱۰۵۴؛ آيت‏الله سيستانى، Sistani.org، موسيقى، ش ۲ و منهاج الصالحين، ج ۲ م ۲۰؛ آيت‏الله نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۱؛ آيت‏الله مكارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۵ و ۵۲۸؛ دفتر آيت‏الله وحيد.{V T}آيات عظام بهجت و صافى:{T استفاده از آلات موسيقى به طور كلى جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن، تفاوتى وجود ندارد.V}دفتر آيت‏الله بهجت، آيت‏الله صافى، جامع‏الاحكام، ج ۱، س ۱۰۰۶ و ۱۰۰۹٫{V

[پايان كد انتخابي][كامل از كد۳۷۱۲۳]

آنچه در رابطه با آوردن [داريه] و امثال ذلك در مراسم ازدواج حضرت زهرا(س) شنيده‏ايد صحت ندارد و فقط چيزى كه از تاريخ و روايات مربوط به ازدواج حضرت استفاده مى‏شود، اين است كه رسول خدا(ص) در شب عروسى حضرت زهرا(س) وقتى ايشان را به خانه حضرت على(ع) مى‏بردند به زن‏ها دستور دادند كه اظهار خوشحالى كنند؛ ولى چيزى كه موجب خشم خداوند باشد انجام ندهند. گفته شده كه عايشه و بعضى از زنان اشعارى مى‏خواندند در فضيلت و مقام حضرت زهرا(س) و اظهار سرور مى‏كردند.

[پايان كد انتخابي][كامل از كد۲۴۶۲۴]

T}همه (به جز آيت الله مكارم و آيت الله سيستانى):{T آواز خوانى زن در شب عروسى اشكال ندارد ولى بايد از دف و دايره زدن اجتناب شود.V}آيت الله صافى، جامع‏الاحكام، ج ۱، س ۱۰۱۵ و هداية العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸؛ آيت الله تبريزى، استفتاءات، س ۱۰۵۷؛ آيت الله فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۴۰ و ۹۹۷؛ آيت الله خامنه‏اى، اجوبه، س ۱۱۳۴؛ آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج ۳، م ۱۷٫{V T}آيت الله سيستانى و آيت الله مكارم:{T آواز خوانى زن در شب عروسى بنابر احتياط واجب  جايز نيست و دف و دايره زدن حكم ساير آلات موسيقى را دارد.V}آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج ۲، م ۲۰؛ آيت الله مكارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۸ و ۵۲۳٫{V T}تبصره.{T بايد توجه كرد كه دف و دايره زدن در اين نوع مجالس غالباً به صورت لهوى مورد استفاده قرار مى‏گيرد لذا مراجع بزرگوار تقليد آن را حرام مى‏دانند.

 

منبع:نرم افزار پرسمان

 

مي خواستم در مورد نوع تفريح اسلامي بدانم كه چه تفريحي لازم است براي انسان كه از لحاظ اسلامي چون امامان هم صراط مستقيم هستند و حتما براي اين موضوع برنامه هايي داشته اند مگر مي شود دين به اين بزرگي هيچ نشاط و شادابي را براي مسلمانان در نظر نگرفته باشد؟

مي خواستم در مورد نوع تفريح اسلامي بدانم كه چه تفريحي لازم است براي انسان كه از لحاظ اسلامي چون امامان هم صراط مستقيم هستند و حتما براي اين موضوع برنامه هايي داشته اند مگر مي شود دين به اين بزرگي هيچ نشاط و شادابي را براي مسلمانان در نظر نگرفته باشد؟

پاسخ:

انسان موجودى است كه از دو بعد، جسم و روح، پديد آمده است و هر كدام نيازها و آسيب‏هاى خاص خودش را دارد. همان گونه كه بدن انسان به انواع غذاها احتياج دارد، روح آدمى نيز به شادابى و تفريحات سالم نيازمند است. بنابر اين غذاى روحى و روانى، همواره در كنار غذاى جسم مطرح بوده است.

در آموزه هاي اسلامي نيز نه تنها شاد بودن پسنديده است و در روايات آمده است مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با ديگران مواجه مي شود، بلکه شاد کردن ديگران يکي از مستحبات و مورد توصيه اسلام است چنانکه [ادخال السرور في قلوب المؤمنين] سفارش شده است. اما هدف، گستره و کيفيت تنظيم رفتاري در اين خصوص محل بحث و تأمل است.

ضرورت شادى و شادمانى: همه‏ى انديشمندان (بلكه همه‏ى انسان‏ها) به اين نتيجه رسيده‏اند كه شادى‏ها و تفريحات سالم براى تقويت روح آدمى، از ضروريات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ايجاد استرس و عصبانيت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و كاهش شوق نسبت به زندگى كرده و موجب افسردگى و ناراحتى مى‏شود. چاره چيست؟ بنابر اين، به نظر مى‏رسد، خنديدن و خندان، شادى كردن و شادى آفريدن، دلشاد و مسرور بودن، بشّاش و خنده رو بودن و لبخند بر لب داشتن، همه اين‏ها به عنوان يك [ضرورت] در زندگى انسان نقش تعيين كننده دارد.

از چند منظر مى‏توان به مسأله شادى و شادمانى نگاه كرد:

۱ـ تعريف شادى و شادمانى: حالت ابتهاج و نشاطى كه تحت تأثير عوامل مختلف به انسان عارض مى‏شود كه در آن حالت، روح انسان به درجه رضايت و گشايش مى‏رسد.

۲ـ موجبات فرح و شادمانى: عوامل شادى آفرين و مسرّت‏بخش در زندگى انسان‏ها از فراوانى و تنوع بالايى برخوردارند. اعم از سوژه‏هاى تصويرى و ديدارى، صوتى و شنيدارى، از قبيل موسيقى، رقص و فيلم‏هاى گوناگون و همچنين انواع خوردنى‏ها و نوشيدنى‏هاى الكلى و غيرالكلى و اعتياد به انواع مواد مخدّر.

و در مقابل، انواع صداها و تصاوير، مأكولات و مشروبات، ارتباطات و تفريحات مجاز مشروع نيز قابل تصور است. بنابر اين، اين طور نيست كه راه رسيدن به شادى و نشاط، منحصر در موسيقى، رقص، اعتياد و… باشد.

۳ـ برآيند و نتيجه‏ى سرور و شادى: به طور كلّى دسته بندى‏هايى كه پيرامون عوامل و موجبات شادى‏آفرين، به چشم مى‏خورد، عمدتاً مربوط به برآيند شادى‏هاست و اين كه آيا آن شادى‏ها، سكّوى پرش انسان به سوى رشد و توسعه و كمال عقلى و انسانى است و يا به عكس، عقل انسان را تحت تأثير قرار داده و يا احياناً به تعطيلى مى‏كشاند. به عبارت ديگر، آيا آن لذّت‏ها محدود، مقطعى و زودگذر است و يا اين كه به عكس، از لذت‏هاى جاودانه و پرنقش است.

البته، اين دسته بندى‏ها در پروسه جهان‏بينى‏ها و ايدئولوژى‏هاى مختلف، قابل توجيه و تفسير است.

T} نگاه به شادى و عوامل آن در دو تفكر{T

الف) گروهى اعتقاد دارند كه شادمانى و نشاط، مطلق بوده و هيچ حد و مرزى را نمى‏شناسد. با هر وسيله‏اى، با هر ابزار و شيوه‏اى، مى‏توان به شكار شادى و شادمانى رفت. و هر كارى مجاز است، هر نوع ترانه و رقصى رواست. هر گونه گفتن و خنديدن و خندان درست است. اين گروه معتقد به [اصالة اللّذة] بوده و هر لذت و هر شادى را با هر عاملى تجويز مى‏كند.

از اين رو، برخى افراد به انواع مسكرات، انواع مواد مخدر و اعتيادآور، انواع رقص‏ها و موسيقى‏ها و انواع قصه‏ها و قصه‏پردازى‏ها، روى مى‏آورند و در نتيجه به انواع آفات روانى دچار مى‏گردند و كار به جايى مى‏رسد كه با چنين لذت‏هايى اقناع نمى‏شوند و آن گاه در تداوم لذت‏جويى‏هاى بى‏حد و مرز به قتل و آدم‏كشى، فساد و فحشاء، به اتبذال و مسخ ارزش‏هاى انسانى و فطرى، دگرآزارى، خودآزارى و خودكشى گرفتار مى‏شوند، كه بسيارى از بزهكارى‏ها و جرائم به شادى‏هاى بى‏حد و مرز باز مى‏گردد، مردم را مسخره مى‏كنند تا بخندند، آبروى ديگران را مورد تعرّض قرار مى‏دهند تا شادى كنند و ديگران را زجر و شكنجه مى‏دهند تا خود شاد باشند.

ب) گروهى ديگر، شادى‏ها و تفريحات را قانونمند مى‏دانند و در مرز [بايدها] و حلال تفسير مى‏كنند، هر نوع شادى و تفريحى را مجاز نمى‏شمارند و در يك كلمه [تفريحات سالم] را باور دارند، تا از اين طريق مرز حرمت و آبروى خود و ديگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفريحات ما به ديگران صدمه‏اى وارد نسازد.

به نظر اين گروه، خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذيت ديگران. شادمانى خوب است نه با زير پا گذاشتن قوانين و مقررات اجتماعى و الهى.

از ديد اين گروه، همان گونه كه [آزادى]، قانونمند و هدفدار نباشد مى‏تواند جامعه را به هرج و مرج بكشاند، شادى‏ها و تفريحات نيز اين گونه‏اند.

از آن چه گفته شد به خوبى آشكار مى‏شود ما دو نوع لذت و شادى داريم: ۱٫ لذت پايدار ۲٫ لذت ناپايدار.

از مهم‏ترين ويژگى‏هاى لذت‏هاى ناپايدار آن است كه همراه با هيجانات ناهنجار است و پس از فروكش كردن خنده‏هاى بلند و خلوت با خود، احساس نگرانى و ناكامى رو به سوى آنان مى‏آورد. از اين نوع شادى‏ها به [لذت كاذب] ياد مى‏شود.

به هر حال، بايد ارزيابى كرد كه كدام نوع از شادى ضرورت دارد؟ كدام تفريح سالم و كدام ناسالم است؟ كدام خنده روا و كدام نارواست؟ كدام لذت مشروع و كدامين نامشروع است؟ و بالاخره كدام يك از انواع شادى‏ها و تفريحات اسلامى است، كدام يك غيراسلامى؟ بنابر اين بايد شادى‏ها و تفريحات را چونان مفهوم [آزادى] قانونمند كرد و در چارچوب احكام الهى قرار داد.

تفريحات سالم يا سرگرمى‏ها، كدام يك؟ گر چه اين دو واژه امروزه به يك معنا، استعمال مى‏شوند، ولى دقت در معانى هر كدام دامنه‏ى بحث را روشن مى‏سازد. تفريح، كارى است كه موجب شادى، انبساط خاطر و شادمانى گردد، تفريح به معناى شادمان كردن و خوشحال كردن است. بنابر اين در برار غم و غصه قرار مى‏گيرد. يعنى اگر كسى از جريان زندگى ناراحت شده و خاطرش افسرده گرديد با نشاط و شادى، ناراحتى‏هايش را برطرف كرده و قواى از دست رفته‏اش را در اثر برنامه‏هاى صحيح باز مى‏گرداند.

اما سرگرمى درست برعكس تفريح و در مقابل آن است. اگر تفريح يك ضرورت حياتى است و عقلا آن را براى دلگرم شدن به زندگى و بهره‏بردارى بيشتر از زندگى تجويز مى‏كنند، سرگرمى كارى است كه معمولاً بيهوده و بدون فايده بوده و جنبه‏ى وقت‏گذرانى، وقت‏كشى و اتلاف وقت را دارد.

اگر تفريح، انبساط خاطر و شادى روح است، سرگرمى بازداشتن قواى فكرى از انديشه و تعقل و در نتيجه از دست دادن نيروهاى انسانى است و حكومت‏هائى كه مى‏خواهند مردم را از درك درست زندگى و حضور فعال در عرصه‏ى سياست، اقتصاد و فرهنگ، دور ساخته و از مسؤوليت و تعهد اخلاقى، دينى و اجتماعى، بركنار سازند، براى آن‏ها انواع سرگرمى‏هاى مشغول كننده فراهم كرده و به اين وسيله آن‏ها را سرگرم مى‏سازند.

فرح و شادى از منظر اسلام: اسلام، دين حيات و زندگى است. دين پيشرفت و ترقى تكامل است. اسلام با برنامه‏هايى كه وضع كرده است تمام جهات زندگى را در نظر گرفته و به همه زواياى زيست انسان كاملاً توجه كرده است.

اسلام دينى است كه براى سرگرمى نيامده است، اما نه تنها با تفريح و شادى مخالف نيست، بلكه در مواردى بر آن تأكيد داشته و براى آن قوانين و مقررات جهت‏دارى را وضع كرده است.

به هر حال، اگر در اسلام، كارهايى به عنوان تفريح و تنوع پيشنهاد شده است و نيز اگر از بعضى تفريحات جلوگيرى شده و غيرمشروع شناخته شده است، معطوف بر جنبه‏هاى فطرى، حياتى و فكرى است كه در سايه‏ى آن مصالح فردى و اجتماعى تأمين شود. بنابر اين، در قوانين اسلامى با برخى پديده‏ها و اعمال مثل موسيقى و رقص و… برخورد شده و از انجام آن كارها منع شده. اما نه به خاطر مخالفت با زيبايى و شادى و شادكامى، بلكه به دليل برآيند و پيامدهاى خطرآفين آن‏ها.

شهيد مطهرى در ذيل بحث از اين كه آيا اسلام هيچ عنايتى به بعد چهارم روح انسانى، يعنى استعداد هنرى نموده و در اسلام به زيبايى و جمال عنايتى شده يا نه؟ چنين مى‏گويد: [بعضى‏ها چنين تصور كرده‏اند كه اسلام از اين نظرها (توجه به زيبايى، هنر و..). خشك و جامد است و بى‏عنايت و به عبارت ديگر، اسلام ذوق‏كش است. البته اين‏ها كه چنين ادعا مى‏كنند به اين جهت است كه در اسلام اولاً روى خوش به موسيقى نشان داده نشده و ثانياً اين كه بهره‏بردارى از جنس زن به طور عموم و هنرهاى زنانه يعنى رقص و… منع شده است. ولى به اين شكل قضاوت كردن درست نيست. ما بايد راجع به مواردى كه اسلام با آن‏ها مبارزه كرده تأمل كنيم و ببينيم آيا مبارزه اسلام با اين زيبايى‏ها از آن جهت كه زيبايى است و يا از آن جهت كه مقارن با امر ديگرى است كه بر خلاف يك استعداد از استعدادهاى فردى يا اجتماعى انسان است؟

موسيقى: مسأله موسيقى و غنا مسأله مهمى است اگر چه غنا حدودش روشن نيست… البته قدر مسلمّى در غنا هست و آن اين است كه آوازهايى كه موجب خفت عقل مى‏شود، يعنى آوازهايى كه شهوت را آن چنان تهييج مى‏كند كه عقل به طور موقت، از حكومت ساقط مى‏شود، يعنى همان خاصيتى را دارد كه شراب يا قمار دارا است، معلوم است كه حرمت چنين مواردى قطعى است. آن چه مسلم است اين است كه اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست كند و اين قبيل منع‏ها نيز به همين جهت مطرح شده‏اند](V}مرتضى مطهرى، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴، چاپ ۲۵، ص ۷۰{V).

در برنامه‏هاى شريعت، به مسأله شادى و نشاط پيروان دين و مسلمانان، توجه و تأكيد فراوانى شده است و اصولاً پيشوايان بزرگ دين خودشان انسان‏هاى بانشاط و خوشرويى بوده و ديگران را به اين مسأله دعوت مى‏كردند. زيرا آنان به خوبى به نيازهاى روح و تفريحات سالم در كنار نيازهاى جسم توجه داشتند. على(ع) در اين باره مى‏فرمايد: [اين دل‏ها همانند تن‏ها خسته و افسرده مى‏شوند، در اين حال نكته‏هاى زيبا و نشاط‏انگيز براى آن‏ها انتخاب كنيد](V}حكمت ۱۹۷ نهج‏البلاغه (كلمات قصار){V).

پيشوايان معصوم دين از جمله رسول گرامى(ص) به عنوان الگوى همه‏ى مسلمانان، اصولاً يك انسان شاد بود. به طورى كه هميشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه اين كه خود ايشان فرمود: H}انّى لأمزَحُ و لا اَقولُ الاّ حقّا{Hهمانا من از همه بيشتر شوخى مى‏كنم امّا جز حق چيزى نمى‏گويم

البته آن حضرت در عمل هم اين گونه بوده، به طورى كه اگر مى‏ديد يك نفر غمگين و افسرده است وجود مقدّس ايشان يا اهل بيت ايشان(ع) مى‏فرمودند: چرا غمگين و افسرده‏اى؟ بايك مطايبه و شوخى و شبيه طنز (نه آن طنزى كه با تخريب فرد يا قوم خاصى، ديگران را بخنداند)، او را از حالت انقباض و گرفتگى دل، درمى‏آورند و يك انبساط خاطر و شرح صدرى در وجود او ايجاد مى‏كردند. لطفا به موارد زير توجه كنيد:

رسول گرام اسلام به پيرزنى فرمود: چرا اين همه تلاش مى‏كنى؟ پيرزن‏ها به بهشت نمى‏روند و آن زن ناراحت شد و گفت: يا رسول‏الله من به بهشت نمى‏روم؟ رسول خدا(ص) در حالى كه مى‏خنديد فرمود هيچ كس به صورت پير وارد بهشت نمى‏شود، همه جوان شده و وارد بهشت مى‏گردند.

همچنين روزى پيامبر(ص) با امام على(ع) در مجلسى خرما تناول مى‏كرد و هسته‏هاى خرما را مقابل على(ع) مى‏گذاشت. به گونه‏اى كه اگر كسى وارد مى‏شد فكر مى‏كرد همه‏ى خرماها را على(ع) خورده است و آن حضرت چيزى تناول نكرده است. آن گاه خطاب به على(ع) فرمود: شما خيلى خرما خورده‏ايد؟ على(ع) در جواب گفت: آن كس زيادتر خورده كه خرما را با هسته‏اش تناول كرد كه لبخند بر لبان پيامبر نقش بست.

با توجه به اهميت تفريحات سالم و لذت‏هاى حلال در رشد و ارتقاء كمى و كيفى زندگى يك انسان مسلمان، و براى تقويت جنبه‏هاى روحى و احياناً شكستن بن‏بست‏هاى پيش‏آمده، پيشوايان دين و دنيا، از پيروانشان خواسته‏اند كه علاوه بر عبادت و كار و تلاش، به لذت‏ها و تفريحات سالم هم در زندگى روزمرّه‏شان توجه ويژه داشته باشند كه در صورت توجه قانونمند به آن، به نهادينه‏گى آن تفريحات منتهى خواهد شد. آن جا كه امام على(ع) فرمود: [مؤمن شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم مى‏كند: قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى‏نمايد. قسمت ديگرى را در طريق اصلاح معاش و تأمين هزينه زندگى‏اش به كار مى‏گيرد و قسمت سوّم را براى بهره‏گيرى از لذت‏هاى حلال و دلپسند مى‏پردازد و براى شخص عاقل درست نيست كه حركتش جز در يكى از اين سه جهت باشد: براى اصلاح امور زندگى و يا در راه آخرت و يا در لذت غيرحرام…](V}حكمت ۳۹۰ نهج البلاغه{V).

در فقه اسلامى، به برخى از تفريحات و سرگرمى‏ها(ى سالم)، توجه بيشترى شده است و به نظر مى‏رسد با تأكيد به آن، اهداف و جهت‏هاى خاصى تعقيب مى‏شود. از جمله اين كه، تأكيد شده است كه به فرزندانتان شناگرى، تيراندازى و اسب‏سوارى بياموزيد.

ورزش‏هاى ياد شده علاوه بر اين كه مى‏تواند به عنوان يك تفريح سالم مطرح باشد، همچنين مى‏تواند در شرايط اضطرارى و حتى جنگى به عنوان يك حربه از آن استفاده كرد. البته اسب سوارى در روايات، استعداد انطباق با تغييرات تكنولوژيك در عصر حاضر را دارد. يعنى امروه مى‏تواند در قالب انواع رانندگى‏ها و حتى خلبانى را دربربگيرد.

به هر حال اگر يك كشور در همين سه زمينه به خوبى سرمايه‏گذارى كند به طور كه مردم و جوانان بتوانند در اين سه زمينه فعاليت داشته باشند هم جهات سرگرمى و تفريحات سالم به خوبى تأمين خواهد شد و هم تأمين مهارت‏هاى نظامى و امنيتى كه در شرايط اضطرارى مى‏توان به عنوان يك عنصر بازدارنده در برابر تهديدات دشمنان خارجى، از آن به خوبى استفاده كرد.

اسلام به عنوان يك دين معتدل و متوسّط، همان گونه كه در خوردنى و نوشيدنى‏ها… از هر يك مجاز و غيرمجاز دارد در تفريحات و شادى‏ها هم نوع مجاز (تفريحات سلام) و غيرمجاز (تفريحات غيرسالم) دارد.

متأسفانه، برداشت از شادى مثل بسيارى از پديده‏هاى ديگر، در پروسه‏ى افراط و تفريط گرفتار شده است، عده‏اى براى آن هيچ محدوديت قانونى و شرعى را برنمى‏تابند وعده كمى هم هستند كه هر گونه شادى و تفريح سالم را بر خود ممنوع كرده و از مواهب الهى پرهيز دارند.

اسلام انگشت بر روى شادى معينى نگذاشته و اجازه هر نوع شادى را به اين شرط كه با موازين و احكام الهى منافات نداشته باشد و منجر به گناه و فساد نشود داده است. به عبارت ديگر براى اين كه انسان از سعادت واقعى خود محروم نماند نوعى كنترل بر روى شادى و سرور دارد كه باعث مى‏شود، شادى موقت و ناپايدار و كوتاه‏مدت به سعادت ابدى و واقعى او آسيب نرساند. چون انسان در تشخيص مصلحت‏ها و منافع واقعى خود داراى محدوديت است و گاهى اوقات خير و سود حقيقى خود را تشخيص نمى‏دهد. دوست دارد به هر چيزى كه باعث شادمانى او شود هر چند روح او را تيره و تار و سعادت او را در خطر اندازد اقدام كند. كودكى كه سرماخورده و بستنى براى او ضرر دارد، هر چند خوردن بستنى او را شاد مى‏كند و از آن لذت مى‏برد ولى چون از تشخيص ضرر آن عاجز است به ناچار مادرش او را از خوردن آن بستنى منع مى‏كند و به گريه و زارى و احساسات بدون منطق و به دور از خردورزى او اعتنايى نميكند و شادى زودگذر و سطحى او را بر غم و اندوه طولانى وى ترجيح نمى‏دهد. استفاده از طبيعت زيبا، ديدن طلوع دل‏انگيز آفتاب، لذت بردن از منظره‏هاى دلكش و باغ‏هاى مصفا و سير و سفر، ديدار با دوستان و سخن گفتن با آنها، پرداختن به ادبيات و شعر و نمايش و خوشنويسى و نقاشى و ورزش و بازى‏هاى سالم، استفاده از نعمت‏هاى خداداد و غذاهاى متنوع و لباس‏هاى رنگارنگ و صدها امر لذت‏بخش ديگر كه همگى شادى‏بخش مى‏باشند از شادى‏هاى مجاز و شايسته است. چنانچه لذت بردن از گفتگو با خداوند در حال نماز و مناجات و عبادت و داشتن حال خوش در حال ذكر و توجه به ذات پاك ربوبى از مقوله لذت‏هاى معنوى باشند كه گاهى از نظر عمق و كيفيت بسيار والاتر و فراتر از لذت‏هاى مادى مى‏باشد.

در روايات مختلفى اولياى الهى سفارش كرده‏اند: انسان مؤمن بايد اوقاتش را سه قسمت كند:

۱- قسمتى براى عبادت و راز و نياز با خداوند.

۲- قسمتى براى امر زندگى و رفع نيازها.

۳- قسمتى براى استفاده از لذتهاى روا و جايز و اين سومى، كمك و يارى براى انجام وظيفه‏ها و مسؤوليت‏ها مى‏باشد.مسافرت ,ديدار دوستان ,لذتهاي جنسي حلال,سير وسياحت وتفرج در بوستانها وجاهاي ديدني, بخشي از لذتهاي حلال مي باشد.

در پايان شما را به مطالعه [تفريحات سالم] از ديدگاه آيت الله بهشتي که در مجموعه آثار ايشان منتشر شده است توصيه مي کنيم.

منبع:نرم افزار پرسمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست