مجموعه آسیب های فردی، خجالت و گوشه گیری:

در هنگام صحبت كردن دچار هيجان مي شوم و بسيار تند صحبت مي كنم. به اين دليل بارها مورد تمسخر واقع شدم. چگونه مي توانم مشكلم را بر طرف كنم؟
زماني كه از يك محل شلوغ عبور مي كنم خيلي احساس خجالت و شرمندگي پيدا مي كنم با خود فكر مي كنم در اين مواقع چه عبارات قرآني يا روحاني آرامش لازمه را به من مي دهد؟
لطفا نظر اسلام را در مورد رودربايستي بيان بفرمائيد؟ آيات و احاديث مربوط در اين زمينه را در صورت وجود مطرح نمائيد؟ و اين كه رك بودن و رك گويي در چه جاهايي لازم و چه جاهايي نابجاست؟
مشكلي كه سالهاست آزارم مي دهد بد بيان نمودن حرفيست كه منظورم است و اين سبب تنفر ديگران مي شود. دلم نمي خواهد شخصيتي داشته باشم كه ديگران از آن متنفرند. خواهش مي كنم راهنماييم كنيد، از اين آزار رواني چند ساله و كهنه رها شوم.
من آدم خيلي ترسويي هستم، آيا راه حل براي شكست اين ترس هست؟ خيلي هم بر خدا توكل مي كنم، نمي شود؟
من معلم يكي از مدارس مشهد هستم. مشكلي كه داشتم اين هست كه يكي از دانش آموزانم خجالتي هست و هر وقت از ايشان درس مي پرسم با اينكه بلد هست، جواب نمي ده و صفر مي گيره
در هنگام صحبت كردن دچار هيجان مي شوم و بسيار تند صحبت مي كنم. به اين دليل بارها مورد تمسخر واقع شدم. چگونه مي توانم مشكلم را بر طرف كنم؟

در هنگام صحبت كردن دچار هيجان مي شوم و بسيار تند صحبت مي كنم. به اين دليل بارها مورد تمسخر واقع شدم. چگونه مي توانم مشكلم را بر طرف كنم؟

پاسخ:

براي تعديل حالت ياد شده از سه شيوه شناختي، رفتاري و عاطفي زير مي توان كمك گرفت:
۱٫ شناختي: شده كنيم، برايش وقت و محدوده مشخص كنيم مثلا بگوئيم من مي خواهم از تاريخ فلان تا تاريخ فلان صحبت كردن را كنترل كنم اين كنترل كه در اصطلاح روان شناختي از آن به خودكنترلي ياد مي شود سه مرحله دارد: خود مشاهده گري، خود ارزيابي و خود تقويتي.(۱)
درخود مشاهده گري طبق برنامه ما با توجه به صحبت كردنمان روز را شروع مي كنيم و در دفتر خود جدول ترسيم كنيم و ايام هفته را در آن مشخص كنيم مثلا روز شنبه با خود عهد مي كنيم تا ساعت ۱۰ صبح من بايد مراقب صحبت كردنم باشم و تا آن ساعت به ارزيابي كارهاي خود مي پردازيم و به خود نمره (منفي يا مثبت) دهيم. زمان هايي كه خوب كنترل داشته ايم به خود نمره مثبت دهيم و زمان هايي كه از كنترل خارج شديم نمره منفي بدهيم. در پايان روز اگر موفقيت خوبي داشتيم خودمان را تشويق كنيم مثلا با دوستتان تماس بگيريم، تفريح برويم، خوراكي مورد علاقه مان را بخريم و… و اگر موفق نبوديم خودتان را جريمه كنيم ، مبلغي انفاق كنيم و… (برنامه مكتوب بسيار مهم است).(۲)
۲٫ پرهيز از يأس،هر كسي در زندگي نقص و ضعف هايي دارد. ولي سال ها با آن زندگي كرده است. بنابراين ترك يك عادت رفتاري زمان بر است امّا بي ترديد براي رشد از همين الان و با گام هاي مثبت بايد شروع كرد.
۳٫ فهرستي از نتايج منفي تند صبحت كردن (مثل تمسخر و…) تهيه شده و فهرستي از فوايد با دقت، تأني و صبر سخن گفتن. اين دو فهرست از ابعاد مختلف فردي، اجتماعي، اقتصادي و… تكميل شود. پس از تكميل آنها را روزانه مرتب مروركرده تا انگيزه بيشتري براي تصميم پيدا كنيم.

عاطفي:۱٫ به نزديكان خود مثل دوستان و والدين اعلام كنيم كه چنين برنامه اي داريم. خودِ اعلان كردن به احتمال قوي سبب پشتكار شما مي شود.(۳) از ايشان بخواهيم كه در مواقع و زمان هايي كه تند صحبت مي كنيم به ما تذكر غير مستقيم دهند حتي مي توان جدولي كه قبلا گفته شد را عينا براي ايشان هم تهيه كنيم تا آنها به ما نمره دهند تذكر دوستان سبب ناراحتي نمي شود در ضمن آنها ترغيب كننده نيز هستند.
۲٫ از خدا و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ براي اين امر كمك بگيريد:

رفتاري:۱٫ برنامه اي تنظيم كنيم كه روزانه به مدت يك ربع صبح و يك ربع بعدازظهر مقابل آينه بنشينيم و تمرين كنيم آهسته سخن بگوئيم.
۲٫ صحبت هاي خود را ضبط كنيم در اين تمرين تلاش كنيد آهسته و با تأني صحبت كنيم. و روزهاي بعد به مقايسه پيشرفت خود بپردازيم (گوش دادن به صداهاي ضبط شده).
۳٫ كتاب هايي كه درباره سخنراني نوشته شده مثل هنر سخنراني را مطالعه كنيم.
۴٫ از بين سخنران هاي دانشگاهي و يا حوزوي الگويي انتخاب كنيم و سخنراني او را مرتب گوش كنيم حضور در جلسات سخنراني او، ديدن سي دي هاي تصويري از ايشان، همراه داشتن عكس او، نوشتن حركات و سكنات او و الگو سازي و همانند سازي به ما كمك مي كند.
۵٫ براي تسريع در كار و قرار گرفتن در برنامه از مشاوره هاي گفتار درماني استفاده شود.
۶٫ قبل از صحبت كردن در جمع تا بيست بشماريم در اين فرصت الگوي صحبت و طرح سخن گفتن خود را بريزيم و طبق آن چارچوب جلو برويم.
در آخر با يك تمرين بحث را به اتمام مي رسانيم.

تمرين تصوير سازي ذهني:اين تمرين از مهم ترين و مؤثرترين تمرين هايي است كه در تغيير رفتار مورد استفاده قرار مي گيرد به شرط اينكه در شرايط خوب و طبق برنامه منظم انجام گيرد. اتاق ساكت و معتدل (نه گرم نه سرد) انتخاب شده سعي شود در وضع معتدل باشيم نه گرسنه نه تشنه و نه با شكم پر، لحظاتي تصور كنيم در يك منظره سرسبز و با صفا هستيم لحظاتي خود را در آن محيط تصور كنيم. پس از اين كه آرامش يافتيم، به تمرين تصوير سازي ذهني بپردازيم تصور كنيم در ميان جمعي نشسته ايم و آرام و متين صحبت مي كنيم و ديگران و خودمان از اين وضعيت لذت مي برند. در اين تصاوير خود براي عده اي توضيح دهيم كه چگونه به موفقيت رسيديم. اين تمرين بايد روزانه و مرتب انجام شود.
نكته: تلاش شود همراه اين تمرين ها، دو چيز را تقويت شود يكي «خوب سخن گفتن» ديگري «سخن خوب گفتن» خوب سخن گفتن را با تمرين هاي بالا ياد بگيريم ولي براي سخن خوب گفتن تلاش كنيم بدون مطالعه سخن نگوئيم، مطمئن باشيم خيلي از احترام ها و عزّت هايي كه مي خواهيم به دست آوريم را مي توانيم با سكوت به دست آوريم سكوت، بسياري از وقت ها موثرتر و نافذتر است. بنابراين بايد بر محتواي سخن خود نيز نظارت داشته باشيد چون گاهي انسان به خاطر سخنان بي اساس، توخالي، بدون پشتوانه علمي، لاف و… مورد تمسخر قرار مي گيرد. در روان شناسي اجتماعي آمده كه مردم غالبا تصور مي كنند افرادي كه تند صحبت مي كنند و سخنانشان بي ربط نيست عالمانه و متقاعد كننده تر هم صحبت مي كنند.(۴)
۲٫ فيش هايي تهيه كنيم و روي آن جملات مثبت تأكيدي بنويسيم مثل من موفق مي شوم با تمرين سخن خوب مي گويم و… و پيوسته آنها را مرور كنيد (تلقين مثبت)، آيه پاياني را مرتب تكرار كنيم.
۳٫ جلوي جملات منفي خود را بگيريم نگذاريم خوديا ديگران تلقين منفي كنند. از جملات جايگزين مثبت هنگام هجوم افكار منفي كمك بگيريم.

 

پاورقی:

  1. روش هاي تغيير رفتار، رفتار و درماني و شناختي ـ رفتاري، احمد اميدوار، نشر فرانگيزش، چاپ اول، مشهد، ۱۳۸۵ش، ص۴۳٫
    ۲٫ فرهنگ شيوه هاي رفتار درماني، اس بلاک، ترجمه سيروس ايزدي، چاپ دوم، نشر رشد، ۱۳۸۴ش، ص۱۱۵٫
    ۳٫ همان، ص۵۷٫
    ۴٫ روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، مسعود آذربايجاني، بحث جاذبه هاي بين فردي، نشر سمت، ص۱۶۶٫

منبع:نرم افزار پاسخ

زماني كه از يك محل شلوغ عبور مي كنم خيلي احساس خجالت و شرمندگي پيدا مي كنم با خود فكر مي كنم در اين مواقع چه عبارات قرآني يا روحاني آرامش لازمه را به من مي دهد؟

زماني كه از يك محل شلوغ عبور مي كنم خيلي احساس خجالت و شرمندگي پيدا مي كنم با خود فكر مي كنم در اين مواقع چه عبارات قرآني يا روحاني آرامش لازمه را به من مي دهد؟

پاسخ:

در پاسخ به سؤال شما گفتن نكاتي چند به نظر مي رسد خالي از لطف و فايده نباشد.
اول: احساس خجالت اگر از حُجب و حياي معقول و متعادل تراوش كند نه تنها بد نيست بلكه خصلتي نيكو است خصوصاً براي زنان و دختران كه اسطوره حيا و نجابت اند. اين گونه حياها كه يا حياي از خداوند به شمار مي آيد يا حيا از معصومين ـ عليهم السّلام ـ يا مردم يا حياي از خود، انسان را از گناه باز مي دارد و جلوي بسياري از گناهان و منكرات و مفاسد سد مي زند و رفتارهاي انسان را پالايش شده و صاف و خالي از آلودگي بيرون مي دهد. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: « اگر كسي مي خواهد عفيف و پاكدامن بماند، بايد حيا داشته باشد»(۱)
دوم: احساس خجالت هر گاه بازتاب خُلق كم رويي باشد نه تنها معقول نيست و پسنديده نمي افتد بلكه عاملي بازدارنده خواهد بود از اينكه انسان به خواسته هاي طبيعي خويش دست نيابد و موفقيتها يكي يكي هم چون نسيمي بي بازگشت از كنار او رد شوند و او هيچكدام را تنفس نكند. اين نوع خجالت بر خصوصيات رواني و جسماني افراد اثر بد مي گذارد و فرد كم رو علاوه بر خودخوري و درگيري وجداني با خود در عرصه اجتماع هم مي تواند زيان اقتصادي ببيند، هم از حق خود نتواند دفاع كند و هم آثاري هم چون افتِ شخصيت اجتماعي، ركود علمي، مشكلات عقيدتي و خانوادگي و … گريبان او را بچسبند.
احساس ما اين است كه نوع سؤال شما به گونه اي مي رساند كه خجالت بيش از اندازه شما در يك محل شلوغ و از دست دادن آرامش رواني و روحيتان بر انگيخته از نوع دوم خجالت باشد. و گرنه به طور طبيعي يك محيط شلوغ نه بلاي جان انسان است و نه كسي با آدم كاري دارد و اگر هم باشد قدرت روحي يك فرد بايد آنقدر تسلط داشته باشد كه تحت تأثير قرار نگيرد. علاوه بر آن كم رويي آدم در ميان جمع و برخورد با مردم و اجتماع خود را مي نماياند نه در تنهايي يا ميان چند نفر دوست و آشنا.
حال شما را در جريان مسائلي پيرامون كم رويي و عوامل ايجاد كننده اش و عوامل از بين برنده اش ـ هر چند مختصر و كوتاه ـ قرار مي دهيم. در صورتي كه باز برايتان در اين رابطه سؤالي باقي ماند حتماً با ما مكاتبه نمائيد و توضيح بيشتري در اين باره برايمان بدهيد.
تعريف كم رويي: پديده كم رويي به يك مشكل رواني ـ اجتماعي و آزار دهنده شخصي مربوط مي شود كه همواره به صورت يك ناتواني يا معلوليت اجتماعي ظاهر مي گردد. به كلامِ ساده، كم رويي يعني: «خود توجهي» فوق العاده و ترس از مواجه شدن با ديگران.(۲)
نشانه ها: ۱٫ افزايش تپش قلب در برخورد با ديگران ۲٫ رنگ پريدگي و برافروختگي چهره ۳٫ احساس خفگي و لرزش در تنفس ۴٫ لرزش و رعشه در عضلات بدن ۵٫ تغيير تن صدا، آهسته و غير طبيعي سخن گفتن و لرزش صدا و گاهي لكنت زبان ۶٫ افراد كم رو مقابل اعتراض اين و آن يا تهديد و خشم آنها گريه سر مي دهند ۷٫ اغلب كم رويان از غريبه ها گريزانند مثل (جن از بسم الله) ۸٫ انزوا طلبي، عدم پذيرش دعوت، فرار از فعاليت هاي اجتماعي ۹٫ استرس و اضطراب و …
علت ها: ۱٫ الگو گيري از اطرافيان: معمولاً فرزندان آدم از پدران و مادران خود يا بستگان فاميلي روحياتِ مثبت و منفي اخلاقي را كسب مي كنند. كم رويي نيز مي تواند يكي از صفات منفي باشد كه از اين طريق با روحيه اشخاص آميختگي بيابد. ۲٫ تربيت هاي غلطِ پدر و مادر و مربيان: سرزنش هاي پياپي، تحقير، مقايسه او با فرزندان ديگران يا ديگر خواهران و برادران خود، تحميل خواسته هاي بيش از توانِ فرزندان يا خارج از توان آنان و … فرزند را در حصار عقده خودكم بيني و در نهايت كم رويي و خجالت اسير مي كند. ۳٫ مراقبت هاي افراطي: امر و نهي بيش از حد والدين و مراقبتهاي افراطي سبب مي شوند كودك هميشه احساس ترس، سرش خراب شود و خود را ضعيف تر از آن بداند كه از زير آوار اين احساس رهايي يابد. اگر مربيان ـ چه پدر و مادر و چه ديگران ـ مرتب به گوش فرزند بخوانند كه تو نمي تواني، مي سوزي، مي ريزي، مي شكني و … اطمينان به نفس خود را از دست مي دهد در بزرگي هم او گرفتار چنين روحيه اي است. ۴٫ خود بزرگ بيني: بعضي افراد قد و قواره شخصيت خود را بيشتر از آن مي دانند كه در رويارويي با ديگران، مورد انتقاد قرار بگيرند. براي همين هيچ وقت دوست ندارد خودش را آفتابي كند تا ديگران او را ببينند و در موردش قضاوتي داشته باشند. ادعاهاي دروغين و بزرگ هم انسان را خجالتي و از اجتماع دور مي كند مثل اينكه ادعا كند وضع مالي خيلي خوبي دارد، شاگرد فلان استاد بزرگ بود و در واقع ادعايي مثل: من آنم كه رستم جهان را گرفت. اينها سبب مي شوند براي برملا نشدنشان فرد از دوستش دعوت نكند يا دعوتش را نپذيرد يا خودش را به نوعي به حاشيه بكشاند تا كسي به رازش پي نبرد. ۵٫ محيط: نوع محيط زندگي مثل خانه، مدرسه و … بي تأثير در ايجاد روحيه كم رويي نيستند تفصيل آن را در كتابهايي كه معرفي مي شود بخوانيد.(۳)
مبارزه: اساس درمان كم رويي تغيير در حوزه شناختي (شناخت درماني) و تحول در رويه زندگي و حيات اجتماعي فرد است، تغيير در شيوه تفكر يافتن نگرشي تازه نسبت به خود و محيطِ اطراف، برخورداري از قدرت انجام واكنشهاي نو در برابر اطرفيان و تعامل بين فردي، تغيير در باورها و نظام هاي ارزشي اي كه كم رويي را قدرت مي دهد و سرانجام دستيابي به كانون اصلي اضطراب، كاهش آن در فرد كم رو، تقويت انگيزه و افزايش مهارت هاي اجتماعي و توانايي هاي تحصيلي، شغلي و حرفه اي، اصلي ترين روش درمان كم رويي است.(۴)
آگاهي از عوارض كم رو بودن، تلقين كردن شهامت، ايجاد اعتماد به نفس، برقراري روابط مثبت، مناسب و صحيح، شركت در مجالس همگاني مثل مراسم هاي دعا، جشن و … فهرستي از عوامل بازدارندگي يا درمان كم رويي اند.
ذكر خدا: براي رسيدن به آرامش بطور مسلّم مي توانيد از ذكر خدا مثل صلوات، بسم الله الرحمن الرحيم، لا حول ولا قوة الا با الله كمك بگيريد.

 

پاورقی:

  1. حق جو، محمدحسين، نجات از كم رويي، چاپ اول، قم، انتشارات انصار المهدي، ص ۴۰٫
    ۲٫ دكتر غلامعلي افروز، روان شناسي كم رويي، چاپ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص ۱۳٫
    ۳٫ دكتر افروز، روان شناسي كم رويي، ص ۳۵٫
    ۴٫ محمدحسين حق جو، نجات از كم رويي، ص ۱۰۵٫

 

لطفا نظر اسلام را در مورد رودربايستي بيان بفرمائيد؟ آيات و احاديث مربوط در اين زمينه را در صورت وجود مطرح نمائيد؟ و اين كه رك بودن و رك گويي در چه جاهايي لازم و چه جاهايي نابجاست؟

لطفا نظر اسلام را در مورد رودربايستي بيان بفرمائيد؟ آيات و احاديث مربوط در اين زمينه را در صورت وجود مطرح نمائيد؟ و اين كه رك بودن و رك گويي در چه جاهايي لازم و چه جاهايي نابجاست؟

پاسخ:

رودربايستي در اسلامانسان ها گاهي در ارتباط خود با ديگران، از ابراز خواسته هاي دروني خود، پرهيز مي كنند و بر خلاف ميل دروني خود رفتار مي كنند اين رفتار را به اصطلاح رودربايستي مي نامند.
در متون ما كمتر به صورت مستقيم به واژه رودربايستي اشاره شده است، از اينرو براي به دست آوردن نظر اسلام در مورد آن بايد واژه هايي كه معادل رودربايستي است را مورد بررسي قرار دهيم.
رودربايستي يك نوع تكلف و به سختي انداختن خود در عين نارضايتي است كه در كلمات گهربار اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ به آن اشاره شده، از جمله فرمايش امام صادق ـ عليه السلام ـ كه مي فرمايند: آدمي در پايان كارهاي تكلف آميز و مشقت زاي خود نتيجه اي جز ذلت و خواري نمي برد و در عين عمل نيز از رنج و سختي و بدبختي بهره و نصيبي نخواهد داشت.(۱) امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ نيز مي فرمايند «اهني العيش اطراح الكلف» يعني گواراترين زندگي نصيب كساني است كه تكلف ها را ترك گويند و از مشقت هاي نابجا بر كنار باشند.(۲)
از آنجا كه در روايات ما تكلف مورد مذمت قرار گرفته است و رودربايستي هم نوعي تكلف مي باشد، مي توان گفت كه اسلام با رودبايستي مخالف است و فرد مسلمان حتي الامكان بايد از آن پرهيز كند در روايت ديگري موضوع مورد نظر ما با صراحت بيشتري مورد اشاره قرار گرفته است:
أبي عبدالله ـ عليه السلام ـ قال المؤمن لا يحتشم من أخيه ـ و ما أدري ايّهما اعجب الّذي يكلّف أخاه ـ إذا دخل عليه ـ أن يتكلف له او المتكلف لاخيه.(۳)
مؤمن رودربايستي از برادرش ندارد، ندانم كدام عجبيترند: آنكه نزد برادر رود و او را به رنج پذيرائي وا دارد يا اين كه خود به خود به رنج افتد براي پذيرائي برادرش.
با بررسي اجمالي اين روايات و روايات ديگري كه در اين زمينه وارد شده است مي توان ادعا كرد كه اسلام رودربايستي را تأئيد نمي كند و از مسلمانان مي خواهد كه در تعاملات خود با ديگران رو راست و صادق باشند و از هر گونه رفتاري كه در آن خواسته هاي دروني خود را زير پا مي گذارند و بر خلاف ميل خود رفتار مي كنند، خود داري مي كنند. اكنون كه تا حدي با نظر اسلام درباره رودربايستي آشنا شديم به بررسي علل رودبايستي مي پردازيم:

علل رودربايستيرودبايستي مي تواند علل مختلفي داشته باشد از جمله:
۱٫ ترس: ترس از دست دادن موقعيت و شخصيت و يا منفعتي به عنوان مثال: در جمعي كه اكثريت براي امر خيري بيشتر از ده هزار تومان كمك كرده اند، شخصي به دليل ترس از ريختن آبرويش يا كم شدن موقعيت و وجه اجتماعيش در بين رفقا ده هزار تومان كمك كند در حالي كه دخل و خرجش اجازه كمك بيشتر از هزار تومان را نمي دهد. پس اين شخص به دليل رودربايستي خود را به تكلفي انداخته كه ناپسند است، خداوند متعال مي فرمايند: لا يكلف الله نفسا الا وسعها.(۴) چون اين شخص بيشتر از وسعش خود را به تكلفي انداخته كه ناپسند است نه تنها پاداش نمي گيرد بلكه مورد مؤاخذه هم قرار مي گيرد. انسان زماني كه در چنين موقعيت هايي قرار مي گيرد و از ترس از دست دادن موقعيت خود دست به كاري مي زند، بايد بر خلاف آنچه كه او را به سمت رودربايستي سوق مي دهد عمل كند، هر چند از اين كار ترس و واهمه داشته باشد. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين مورد مي فرمايد: هنگامي كه از چيزي مي ترسي، خود را در آن بيافكن، زيرا گاهي ترسيدن از چيزي از خود آن سخت تر است.(۵) بنابراين بايد با افكار منفي و باورهايي كه قبل از گفتن يك موضوع به ديگران در ذهن هست مبارزه شود.
۲٫ شرم و حياء: عده اي رودربايستي را به غلبه حياء و شرم از اظهار كردن چيزي تعريف كرده اند، شرم و حياء در دين اسلام بر دو قسم است:
۱٫ شرم و حياء پسنديده
۲٫ شرم و حياء ناپسند، مسعده بن زياد از امام صادق ـ عليه السلام ـ و او از پدرانش نقل مي كند كه پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: حياء بر دو قسم است: برخي از آن ضعف و برخي ديگر از قوّت و ايمان و اسلام است.(۶) با توجه به اين تقسيم بندي مي توان گفت كه رودربايستي، حيايي است كه از ضعف فرد نشأت مي گيرد، چرا كه فرد از روي ضعف شخصيتي خود دست به رفتاري مي زند كه مورد رضايت و خواسته دروني او نيست چنين فردي چنان چه از قوت و ثبات شخصيت برخوردار بود هيچ گاه دچار رودربايستي نمي شد.
هم چنين امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين زمينه مي فرمايند:
هر كس كم رو باشد كم دانش است.(۷) به عنوان مثال: هميشه اشخاصي به دليل شرم و رودربايستي خود را از پرسش هاي علمي محروم مي كنند و مشكلات علمي شان حل نمي شود.
۳٫ نداشتن اعتماد به نفس: يكي ديگر از علل كه باعث مي شود انسان به رودربايستي بيافتد نداشتن اعتماد به نفس است. هر چه انسان از اعتماد به نفس پائيني برخوردار باشد، در تعاملات اجتماعي بيشتر دچار رودربايستي مي شود، چرا كه فرد نمي تواند به توانائي ها و استعدادهاي دروني خود اعتماد كند، از اينرو براي خوش آمدن ديگران رفتارهاي خود را همراه با رودربايستي انجام مي دهد. به بيان ديگر فرد به جاي اين كه در تعاملات خود با ديگران به داشته هاي خود اتكاء كند و همان گونه كه هست رفتار كند، خود را بالاتر و بهتر از آنچه كه هست معرفي مي كند.
۴٫ فريب دادن مردم و خود نمايي: گاهي افراد رودربايستي را وسيله اي قرار مي دهند كه با اين عمل خود را مثبت و موجه جلوه دهند و از اين عمل و مسير را قشر به مقاصد خود برسند، امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: «التكلف من اخلاق المنافقين».(۸) خود را به زحمت انداختن يعني رودربايستي از جهت رياضت براي فريب دادن مردم و يا از جهت خودنمايي با تصور عدم توانايي از صفات منافقين است.
۵٫ ضعف ايمان: هر چه فرد داراي ايمان بيشتري باشد، با مردم راحت تر و بدون رودربايستي برخورد مي كند، چرا كه ايمان به انسان صداقت، راستي و هديه مي دهد رفتارهاي انسان در پرتو ايمان رنگ و بوي صادقانه به خود مي گيرد امام علي ـ عليه السلام ـ در اين مورد مي فرمايند: كسب الايمان لزوم الحق و نصح الخلق.(۹) ايمان را به سبب جدا نشدن از خلق و صاف بودن با خلق كسب كنيد.
رك بودن و رك گوئي: رك بودن و رك گويي در عرب به صراحت لهجه (صريح بودن) تعبير شده است در سيرة اهل بيت و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ كه مراجعه شود مي بينيم كه در صراحت كلام خيلي مشهور بوده اند.
اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ همان طور كه در بيانات خود ديگران را از تكليف و رودربايستي بر حذر مي داشتند در مقام عمل نيز همان گونه رفتار مي كردند.
اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در برخوردهاي اجتماعي خود با ديگران بدون تكلف رفتار مي كردند و طبق مي و خواست دروني خود با ديگران ارتباط برقرار مي كردند و هر گونه رودربايستي دوري مي كردند.

 

پاورقی:

  1. سفينة البحار، کلف، ص۴۹۰٫
    ۲٫ شرح آقا جمال الدين خوانساري بر غررالحکم، ج۷، ص۳۵۳٫
    ۳٫ فرهنگ فارسي به عربي نويسنده احمد سياح.
    ۴٫ بقره:۲۸۶٫
    ۵٫ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۴۵۳، باب۹۱
    ۶٫ نهج البلاغه، حکم ۱۷۶٫
    ۷٫ خصال ترجمه جعفري.
    ۸٫ اصول کافي، ترجمه مصطفوي، ج۳، ص۱۶۶٫
    ۹٫ غررانتشارات انصاريان سال چاپ ۱۳۷۷ش، ح۲٫
مشكلي كه سالهاست آزارم مي دهد بد بيان نمودن حرفيست كه منظورم است و اين سبب تنفر ديگران مي شود. دلم نمي خواهد شخصيتي داشته باشم كه ديگران از آن متنفرند. خواهش مي كنم راهنماييم كنيد، از اين آزار رواني چند ساله و كهنه رها شوم.

مشكلي كه سالهاست آزارم مي دهد بد بيان نمودن حرفيست كه منظورم است و اين سبب تنفر ديگران مي شود، نمي خواهم اين گونه باشم اماهنوز راه حلي پيدا نكرده ام. دومين مشكلم: كاملا متوجه هستم كه بسياري از رفتارهاي من از روي خود كم بينيه و براي فرار و جبران نداشته هاي زندگيم اين كارا رو مي كنم مثلا همين چيزي كه من گفتم درسته و شما اشتباه مي كنين( درهر بحثي بين دوستا ميگم) يا رفتارهاي كودكانه براي مخفي ماندن شخصيت واقعي درونم. راستش خسته شده ام از دست اين كارهاي خودم هميشه بعد از حضور در هر جمعي براي اينكه ابراز وجود كنم حرفي مي زنم كه بلافاصله بعد از آن پشيمان  و احساس گناه مي كنم. دلم نمي خواهد شخصيتي داشته باشم كه ديگران از آن متنفرند. خواهش مي كنم راهنماييم كنيد، از اين آزار رواني چند ساله و كهنه رها شوم.

پاسخ:

دانشجوي گرامي؛ اين که بر اساس اصل واقعيت پذيري و پذيرش تبعات عمل خود سعي مي کنيد، نقش خويش را در بروز چنين موضوعي بپذيريد و برخوردي همراه با مسئوليت پذيري در برابر آن داشته باشيد، جاي بسي تقدير و تحسين دارد؛ زيرا بسيارند افرادي که برايشان مشکل است نقش خودشان را در بروز يک رويداد تنيدگي زا در روابط خود با ديگران بپذيرند. در واقع اغلب افراد سعي مي کنند دست آويزي يافته و تمام تقصيرها را بر گردن اين و آن  بيندازند و به اصطلاح فرافکني کنند.

در روابط مناسب خود با ديگران  و انتقال مطلبي به آنها به دو نکته بايد توجه داشت:۱٫ مطلبي كه قرار است به آنها  ارائه شود، ۲٫ دوم روش و چگونگي ارائه آن. توضيح اينکه گاه ممکن است به حق ترين سخن به گونه اي بد به ديگران منتقل گردد و يا انتقادي سخت از ديگري به بهترين شکل و به گونه اي به وي منتقل گردد که باعث قدرداني از شما نيز گردد. از متن ارسالي شما به روشني برنمي آيد که پشيماني شما مثلاً از اين نکته است که مي خواستيد نکته حقّي را به ديگران منتقل کنيد ولي بد منتقل کرديد و يا اينکه بر موضع ناحقي اصرار ورزيده و سعي داريد، ديگران را نيز با خود همراه سازيد: نظير [همين چيزي كه من گفتم درسته و شما اشتباه مي كنين]؛ زيرا مطمئناً قضاوتها در مورد درستي يا نادرستي اين جمله زماني که واقعاً حق با شما بوده يا نبوده متفاوت است. به هر حال به نظر مي رسد مسأله مورد نظر شما به راحتي از طريق رعايت يکسري اصول برقراري ارتباط مؤثر با ديگران همراه با مقداري اعتماد به نفس قابل حل باشد. در اهميّت اين موضوع همين بس که ارتباط مؤثر با ديگران، مهارتي است که انسان را در موقعيت ممتاز و بهتري قرار مي دهد و دستيابي به موفّقّيت و خوشبختي را برايتان سهل تر مي سازد.

نکات مهمي که شايسته است بدان توجه داشته باشيد اين است که:

  1. همانطور که شما نيز واقفيد، بدون از ميان برداشتن علل تنيدگي و فقط با ابراز احساسات و …، مشکل برطرف نمي گردد، بلکه بايد از طريق شناخت منبع تنيدگي راه حل مدبّرانه اي براي رفع آن بيابيد.
  2. يادآوري، تفکر و بيان گذشته منفي در نحوه تعاملتان با دوستان و سرزنش خود بخاطر آن، احساس منفي را به دنبال خواهد داشت که اين احساس منفي مانع از عملي شدن تصميم شما براي حال و آينده مي‌شود. اگر واقعاً ميل داريد تغيير کرده و دگرگون شويد؛ از همين الان تصميم بگيريد در مورد اينکه قبلاً چگونه بوده‌ايد و تا به امروز چگونه شخصيتي داشته‌ايد و چرا چنين بوده‌ايد؛ مطلقاً صحبت و تفکر نکنيد؛ زيرا همانطوري که خود نيز بدان اشاره نموديد، پيامدي جز احساس گناه به دنبال ندارد که نقش اصلي را در کشتن اعتماد به نفس، بازي مي‌کند و ممکن است شما را به خود سرکوبي وسرزنش خود بکشاند؛ لذا افسوس خوردن نسبت به گذشته را فراموش كنيد. مهم آن است که برنامه اي براي تغيير خود بريزيد و از همين حالا دست به كار شويد.
  3. گاه حساسيّت بيش از حد نيز نه تنها کمکي به حل مسأله نمي کند، بلکه قدرت و توان مقابله را در شما کاهش مي دهد. سال هاي زندگي خلاق بايد از قبل پيش بيني شود.
  4. انسانهاي موفق کساني هستند که از گذشته درس گرفته، در زمان حال زندگي مي کنند و همواره آينده اي زيبا را در ذهنشان ترسيم مي کنند.
  5. نکته ديگري که شما بايد بدان توجه نماييد اين است: انسان سالم، كسى است كه خود را آن‏گونه كه هست، بپذيرد؛ يعنى، هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف خود را مدّ نظر قرار دهد؛ زيرا بزرگ جلوه دادن نقاط قوت، به خود بزرگ ‏بينى منجر مى‏شود و با برجسته كردن نقاط ضعف، احساس كهترى و نا ارزنده سازى در فرد به وجود مى‏آيد. انسان پخته و سالم، كسى است كه به هر دو جنبه نگاه كند و از هر گونه افراط و تفريط بپرهيزد.
  6. خود را از افكار منفى درباره خود رهايى بخشيده و اعتماد به نفس داشته باشيد. توجه داشته باشيد که نبود اعتماد به نفس و منفى بافى، مى‏تواند مانع شكوفايى قابليت‏ها، خلاقيّت‏ها و ايفاى مسئوليت‏ها در شما شود.

راهکار هاي عملي

به اين نکته اعتقاد داشته باشيد که(خواستن توانستن است) و مي توانيد رابطه مناسب و مؤثري با ديگران برقرار سازيد.

۱-                    آگاهي و ميزان شناخت خود را در مورد رفتارهايي که به نظر شما در  ارتباط با ديگران نادرست بوده، افزايش دهيد.

۲-                    فهرستي از موقعيت هايي که اين گونه رفتارها, بيشتر در آنها رخ مي دهد، تهيه نماييد.

۳-                    زيان هاي اجتماعي اين رفتارها (در هر موقعيت )را به فهرست مورد نظر بيفزاييد. ممکن است اين عمل بر عملكرد شغلى، تحصيلى، خانوادگي  و دوستانه شما اثر گذاشته و موجبات رنجش خاطر ديگران را فراهم سازيد. در فرايند اين راهکار اولاّ شما به سطح اثر بخشي از خودآگاهي خواهيد رسيد، ثانياّ از درون زشتي اين رفتار براي شما آشکار گشته و اين عمل در نظر شما منفور خواهد گرديد، لذاست که عاملي از درون شما را براي تغيير چنين رفتارهايي هدايت خواهد کرد.

۴-                     در مورد پيامدهاي نظير کاهش و جاهت اجتماعي، تزلزل موقعيت اجتماعي، تنفّر ديگران، تفکر و تحليل نمائيد، همه اين موارد را به عنوان تنبيهي در مقابل عمل خود که اثر کاهشي در رفتار شما خواهد داشت، در نظر بگيريد.

۵-                    با خود شرط کنيد که هيچ گاه و در هيچ شرايطي، ناراحت نشده و با ديگران آنگونه رفتار نکنيد که بعداً پشيمان گرديد. در ازاء اين شرط براي خود پاداش در نظر بگيريد، همچنين هر گاه اين عمل از شما سر زد خود را جريمه نمائيد مثلاّ عهد يا نذر کنيد فلان مبلغ صدقه بدهيد و يا فرداي همان روز را روزه بگيريد.

۶-                    حرفي که فرد مقابلتان مي زند مي تواند احساسات شما را به شکل مثبت يا منفي تحريک کند. در هر دو صورت، هميشه اين خطر وجود دارد که اختيارتان را از کف بدهيد و از جملات مناسبي در برخورد با آنها استفاده نکنيد. به همين دليل در وهله اول لازم است که واکنش احساسي خود را به مخاطبتان تشخيص دهيد. فقط آن زمان است که مي توانيد شروع به پاسخگويي مناسب به آن کنيد. برخي علائم مي تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شايد ميل شديدي به قطع کردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صداي خود پيدا کنيد، خط فکري خود را از دست مي دهيد، يا عضلاتتان سفت و سخت مي شوند.

۷-                     وقتي تشخيص داديد که يک واکنش احساسي شديد در حال نمودار شدن است، بايد جهت آن انرژي منفي را تغيير دهيد. بايد صبور بوده و سکوت در پيش بگيريد تا به موقع و به گونه اي مناسب نظر خود را اعلام نماييد. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلي برمي گرداند و شما را از آنچه که موجب ناراحتيتان شده بود، دور مي کند. تنفس عميق مي تواند به شما کمک کند، ناراحتي و عصبانيتي که به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ايجاد شده بود را از بين ببريد. اگر حرفي که طرفتان زد، واقعاً شما را اذيت کرده است، سعي کنيد تمرکزتان را از روي آن بر روي تنفستان منتقل کنيد و داخل و خارج شدن آن را کنترل کنيد. اين نوعي تمرين مديتيشن است و مطمئن باشيد که کمک زيادي به کنترل احساساتتان مي کند.

۸-                     در زمان ناراحتي، هميشه به اطرافيان خود لبخند بزنيد.

۹-                    با تفکر برروي نتايج مثبت کنترل احساسات و نتايج منفي عدم کنترل احساسات ,سعي کنيد بر خود مسلّط گشته و انگيزه خود را در کنترل احساسات بالا ببريد.

۱۰-            بعد از هر جلسه اي که چنين موضوعي براي شما پيش آمد و به نظر خود نتوانستيد برخورد مناسبي با دوستان و اشنايان خود داشته باشيد، وقتي دوباره به حال و هواي آرام هميشه برگشتيد، کمي به حالت خود  فکر کنيد و ببينيد چه چيز احساسات و رفتار شما را تحريک مي کند. تا مي توانيد وارد جزئيات شويد. سؤال کردن از خودتان به شما کمک مي کند دفعه بعد به چنين موقعيت هايي بهتر واکنش دهيد و کنترل بيشتري بر احساسات و رفتار خود اعمال نماييد.

۱۱-            از طريق مطالعه برخي کتب و مقالات پيرامون روابط اجتماعي مناسب با ديگران در موقعيّت هاي مختلف، اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد؛ زيرا چه بسا اطلاعات شما در اين زمينه ناکافي باشد. به عنوان مثال:

– بينش افراد در روابط وي با ديگران نقش اساسي دارد. در واقع اگر بينش را به منزله طرز تلقي به خصوص، ‌نحوه خاص برخورد با مسائل و نوع ويژه اي از نگريستن به موضوعات در نظر بگيريم، ‌بينش تعيين كننده شيوه ها و خط مشي هاي زندگي شما خواهد بود. بينشها، روشها را مي آفرينند و تنظيم كننده روابط شما با جهان درون و بيرون هستند؛ لذا نسبت به دوستان و اطرافيان خود حسن نظر داشته باشيد.

– توجه داشته باشيد که هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيد. گاه ممکن است افراد با اعمالشان شما را نااميد ‌كنند، سعي کنيد ديگران را به همان صورتي كه هستند بپذيريد، تا اين مسأله موجبات نگراني را برايتان فراهم نسازد.

– شنونده خوبي براي اطرافيان خود باشيد. وقتي طرف مقابل مشغول صحبت است تنها به صحبتهاي او گوش دهيد و به پاسخ خودتان نينديشيد. سعي کنيد با گوش جان صحبت‌هاي طرف مقابل را بشنويد. گاه افراد در گفته‌هايشان احساسي را بيان مي‌دارند كه تنها با گوش شنيده نمي‌شود و بايستي قلب خود را نيز براي آن بكار بگيريد.

-اگر احساس مي‌كنيد نكته‌اي از گفته‌هاي طرف مقابل را متوجه نشده‌ايد از او بخواهيد تكرار كند؛ زيرا اين حس را به وي منتقل مي نمايد که شما براي تک تک حرف هاي وي ارزش قايليد. ارزش قايل شدن براي همنشين و مصاحب آنهم از همين روش بسيار ابتدايي براي افراد مسأله خوشايندي است که آنها را براي استمرار حضور درکنار شما ترغيب خواهد نمود.

-براي جلب نظر آنها سعي کنيد علاقمندي خود را به شنيدن مطالبشان در رفتار و گفتار خود نشان دهيد.

– هيچ گاه به خود تلقين نکنيد که ممکن است در بيان حروف،لغات و مقاصد خود اشتباه نمايم و … . البته اين بدان معنا نيست که برا ي بهتر حرف زدن و … تمرين نکنيد، بلکه مراد اين است که در بيان خود و اطلاعاتتان راحت باشيد؛ حتي سخنرانان بزرگ و ماهر نيز در سخنراني هاي رسمي خود که مخاطبان زيادي داشته اند دچار چنين مسايلي شده اند که تأثيري در ميزان محبوبيت آنها نداشته، پس اين موضوع احتمالي را براي خود بيش از اندازه مهم جلوه ندهيد؛ زيرا اضطرابي که از اين طريق بر شما تحميل خواهد شد به تنهايي در به هم ريختن شالوده ارتباطي شما با ديگران کفايت خواهد نمود.

– يك رابطه سالم بر مبناي احترام متقابل پايه ريزي شده است؛  اما به اين نکته نيز توجه داشته باشيد که لازم نيست در برخورد با دوستان نزديک خود همه آداب و مقررات را رعايت نماييد.

– هر گاه ديديد در برخورد خود با دوستانتان داراي اشتراک نظر نيستيد، سعي نماييد از آنها ايراد نگيريد و سرزنششان نكنيد. به موضوع حمله ببريد نه به اشخاص.

– به احساسات منفي و غيرقابل كنترل خود در برابرشان اجازه بروز ندهيد. به آنها فرصت دهيد درباره خودشان صحبت كنند. يك رابطه سالم به افراد حق بيان مي‌دهد.

-سعي کنيد در برخوردهاي خود با دوستانتان روحيه بشاشي داشته باشيد و حس خوبي را به آنها منتقل سازيد تا از کنار شما بودن لذت برده و در نبود شما نيز به يادتان باشند.

 

من آدم خيلي ترسويي هستم، آيا راه حل براي شكست اين ترس هست؟ خيلي هم بر خدا توكل مي كنم، نمي شود؟

من آدم خيلي ترسويي هستم، آيا راه حل براي شكست اين ترس هست؟ خيلي هم بر خدا توكل مي كنم، نمي شود؟

پاسخ:

قبل از بيان راهكارهاي مقابله با ترس و درمان آن لازم است عواملي را كه باعث شدّت يا ضعف ترس مي شوند را بيان نمائيم.
برخي از عوامل مؤثر در شدّت و ضعف ترس:

۱٫ ميزان رشد شناخت و معرفتترس انسان در هر موردي، به ميزان «شناخت عواقب خطر» بستگي دارد. كساني كه به دليل ضعف شناخت، به نتايج خطر پي نبرده اند، هرگز هراسي در دل نمي نمايند. به همين دليل كودكان در اوايل طفوليت ترسي از آتش نداشته و به راحتي به اشياي سوزان دست مي زنند امّا پس از مدّتي تجربه و درك نتايجِ آن، ياد مي گيرند كه از اين عمل اجتناب نمايند، همچنين كساني كه خداي را شناخته و آثار ارتباط با او را درك كرده اند و به خطرات مخالفت با وي آگاه باشند، از سرپيچي دستورات او هراس دارند.
جوانان، مردان و زناني كه در ارتكاب گناهان نه تنها احساس ترس از خداوند ننموده بلكه با خوشحالي و افتخار از دستورات خداوند سرپيچي مي نمايند، رشد شناختي و معرفت الهيِ ضعيف و كودكانه اي دارند.(۱)

۲٫ ميزان ترس از خدادر انسان هر چه قدر ترس از قدرت و عظمت الهي بيشتر باشد، ترس از غير خدا به همان ميزان كمتر خواهد شد. بدين معنا كه هرقدر معرفت الهي بيشتر گردد ترس از غير خدا (مانند حوادث، دردها و مشكلات) كاهش مي يابد تا آنجا كه به صفر مي رسد، چون همة قدرت ها از اوست و اگر با او باشيم هيچ قدرتي ياراي مقابله با ما را ندارد.(۲)

۳٫ شرايط اجتماعي و الگوهاانسان بايد با كساني كه ترسو هستند معاشرت و دوستي نكند وحتي با آنها مشورت هم نكند. چون اين گونه افراد انسان را هم ترسو مي كنند. و برعكس اگر دوست انسان شجاع باشد در انسان نيز تأثير گذاشته و به تدريج انسان ترس را كنار مي گذارد و مثل دوستش شجاع مي شود.(۳)

۴٫ ميزان عجز و ناتوانياساساً ترس ناشي از احساس ناتواني و ضعف در برابر فرد يا موقعيتي است كه انسان توانايي مقابله با آن را ندارد. ما در كارهايمان بايد، توانايي و قدرت كمك از افراد مورد اعتماد، مطالعه روش هاي مقابله با ترس و حوصله مان را در نظر بگيريم و سعي كنيم كار را به آخر برسانيم تا اين احساس در ما به وجود نيايد كه ما هيچ كاري را به پايان نمي توانيم برسانيم و عجز و ناتواني در ما پيدا نشود.(۴)

روشهاي مقابله با ترس۱٫ شرطي سازي تقابلي: يكي از روش هايي كه روان شناسان براي معالجة ترس، پيشنهاد مي كنند. كم كردن قدرت انگيزة ترس آور و به عبارت ديگر، همراه ساختن محرك ترس با يك چيز نشاط آور است. اين كار سبب مي شود كه از قدرت انگيزة ترس آور، كاسته شود.(۵)
۲٫ تلقين: تلقين نيز وسيله خوبي است براي مبارزه با ترس. اگر انسان به خود تلقين كند ترسو نيست. دلير و شجاع است، بسيار مفيد خواهد بود. هر موقع در كاري ترسيديم به خود بگوئيم شجاع هستيم و مي توانيم هر كاري را كه بخواهيم انجام دهيم. اگر بخواهيم و به خدا توكّل كنيم هيچ قدرتي نمي تواند جلوي ما را بگيرد.(۶)
۳٫ الگوي مناسب: انسان اگر در زندگي خودش از يك الگوي مناسب پيروي كند. الگويي كه خيلي شجاع و نترس باشد و در كارهايش موفّق باشد خيلي راحت تر مي تواند با تمسّك به اين الگو كه در دل انسان جاي دارد، بر روحية ترس غالب آيد. مثلاً اگر دوستي داريد كه يك فرد كامل است سعي كنيد از رفتارهاي او الگوبرداري كنيد و همان كارها را انجام دهيد تا مثل او بشويد. در اين صورت خواهيد ديد كه به راحتي شما تبديل به يك جوان شجاع و نمونه براي همسالان خود مي شويد.(۷)
۴٫ ايمان به خالق هستي: ترس، ناشي از احساس عجز در برابر قدرتي است كه سبب سلب نعمت يا لذّتي از فرد گرديده و يا او را به رنج و سختي مي كشاند، در حالي كه انسان عارف و با ايمان، آنچه در راه خدا از دست مي دهد را از بين رفته نمي داند و رنجي كه در اين راه متحمّل مي شود را بي ثمر نمي داند و بدين ترتيب دليلي براي وجود ترس در او باقي نمي ماند. كسي كه تنها تكيه اش ماديات و لذايذ مربوط به آن است، هميشه در معرض ترس از دست دادن آنهاست و از اينكه مبادا از برخي لذايذ محروم گردد و يا براي رسيدن به آنها با خطري مواجه شود در هراس است، امّا كسي كه تكيه گاه اصلي او وجودي است كه هيچگونه تغيير و تزلزلي در او راه ندارد و هدف اصلي او جلب رضاي خالق هستي و قرب معنوي به اوست از مواجهه با نوسانات در امور مادي و لذايذ آن هراسي به دل راه نمي دهد، او برخورداري و يا سلب نعمت از بندگان را به دست تواناي پروردگار و براي آزمايش بندگان مي داند.(۸)
۵٫ پيش از آنكه آمادگي كاري را پيدا كنيم به آن كار اقدام نكنيم تا دچار ترس و دلهره نشويم.(۹)
۶٫ سعي كنيم كارهايي را انجام دهيم كه در صورت عدم توانايي مورد مؤاخذه قرار نگيريم.(۱۰)

 

پاورقی:

  1. مصباح، علي، و ديگران، روان شناسي رشد، ‌ناشر سمت، چاپ اول، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۶۰٫
    ۲٫ همان، ص۴۶۱٫
    ۳٫ همان، ص۴۶۲٫
    ۴٫ همان، ص۴۶۴٫
    ۵٫ بهشتي، احمد، تربيت كودك در جهان امروز، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۱۵۶٫
    ۶٫ همان، ص ۱۵۸٫
    ۷٫ روان شناسي رشد، ج۱، ص۴۶۷٫
    ۸٫ همان، ص۴۷۱٫
    ۹٫ رشيدپور، مجيد، تربيت كودك از ديدگاه اسلام، ناشر سازمان انجمن اولياء و مربيان، چاپ ششم، ۱۳۷۸، ص ۳۳٫
    ۱۰٫ همان، ص ۳۳
من معلم يكي از مدارس مشهد هستم. مشكلي كه داشتم اين هست كه يكي از دانش آموزانم خجالتي هست و هر وقت از ايشان درس مي پرسم با اينكه بلد هست، جواب نمي ده و صفر مي گيره

من معلم يكي از مدارس مشهد هستم. مشكلي كه داشتم اين هست كه يكي از دانش آموزانم خجالتي هست و هر وقت از ايشان درس مي پرسم با اينكه بلد هست، جواب نمي ده و صفر مي گيره … . البته در روابط فردي خودش با من و يا بچه ها اصلا مشكل نداره ولي وقتي مي خواي درسي بپرسي و يا بگي بيا پاي تخته نمي تونه … . نمي دونم شايد هم يك راه جديد براي فرار از درس هست … . مي خواستم ببينم كه يك معلم بايد چه كار كنه كه اين فرد عادت خجالتي بودن رو از سرش كنار بذاره … ايشان دوم راهنمايي هست … . در ضمن اگر حرفي هم براي خانواده او داريد بنويسيد تا من پرينت بگيرم و به آنها بدهم.

 

پاسخ:

به نظر مي‌رسد دليل اصلي اين رفتار دانش‌آموز مورد نظر، نداشتن اعتماد به نفس است. در اين باره توجه شما و خانواده ايشان را به مطلب زير جلب مي‌کنيم:

يکي از دلايل عمده کمرويي و خجالتي بودن کودکان و نوجوانان, ضعف در اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي است. پديده کمرويي که امروزه به عنوان يک معلوليت اجتماعي مطرح است، رابطه مستقيمي با چگونگي نگرش فرد نسبت به خود و احساس خود ارزشمندي وي دارد. در درمان کمرويي، براي کاهش اضطراب و افزايش مهارت هاي اجتماعي (مثل شمرده و رسا صحبت کردن برقراري ارتباط بصري با مخاطبين و…)، بدون توجه اساسي به اصول و روش‌هاي تقويت اعتماد به نفس اقدام موثري انجام نمي‌پذيرد.

خودشناسي و پذيرش مسووليت اجتماعي از مهم ترين هدف‌هاي تربيتي در هر جامعه‌اي است و برخورداري از حس خود ارزشمندي و اعتماد به نفس قوي به مثابه يک سرمايه ارزشمند حياتي، براي همه انسانها، به ويژه کودکان و نوجواناني که از مهارت‌هاي اجتماعي کمتري بهره مند هستند، از موثرترين عوامل پيشرفت و شکوفايي استعدادها وخلاقيتها به شمار مي‌آيد. به طور کلي، فرايندهاي شناختي، احساسات، انگيزه ها، و برقراري ارتباط في‌مابين، شيوه زندگي، تصميم گيري‌ها و انتخاب‌هاي ما قوياً متأثر از چگونگي احساس خود ارزشمندي و اعتماد به نفس است.

يک اراده قوي در گرو اعتماد به نفس قوي و استوار است. تسليم ناپذيري، مطمئن، مصمم و راسخ قدم بودن از صفات برجسته رهبران بزرگ تاريخ انسان‌هاست. به عبارت ديگر, تنها عوامل تعيين کننده رفتار، اعتماد به نفس و احساسي است که ما نسبت به خودمان داريم. به قول مازلو ما براي سلامت رواني خود نياز به احساس اعتماد به نفس مثبت و قوي داريم. بنابراين, براي برخورداري از اعتماد به نفس، انسان نياز دارد که از احترام و شأن اجتماعي مطلوب و نگرش مثبت به خويشتن بهره مند باشد.

در اين ميان, والدين، خواهران و برادران, معلمان و همسالان کودکاني که به دلايلي نظير کمرويي، اضطراب، ناتواني در انجام تکاليف درسي و يا عقب ماندگي ذهني، از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستند، نقش بسيار مهمي در ايجاد و تقويت حس خود ارزشمندي و اعتماد به نفس آنها دارند. آن چه براي بهداشت رواني، پيشرفت تحصيلي و شغلي اين قبيل دانش آموزان ضروري مي باشد، اين است که به آنها کمک نماييم تا حس خودپنداره واقعي و اعتماد به نفس قوي در آنان رشد يابد. به ديگر سخن به وجود آمدن و تقويت کارايي و احساس ارزشمندي در شکوفايي شخصيت و توانمندي،هاي کودکان و نوجوانان بسيار مهم است.

روش هاي تقويت اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان

عوامل متعددي مي‌تواند در پرورش و تقويت حس اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان، آنهايي که دچار کمرويي و يا عدم تمرکز هستند، با توجه به ويژگي هاي جسماني و قابليتهاي ذهني و توانمندي‌هاي عمومي آنان دخيل باشد. خانواده ها و مربيان مراکز آموزشي مي‌بايست اطمينان حاصل کنند که همه افرادي که با ايشان محشور هستند در اتخاذ تصميمات و انجام فعاليت‌هاي مختلف از اعتماد به نفس کافي برخوردار مي‌باشند. بايد تلاش نمود تا حس کارا بودن، مفيد اقع شدن و بالطبع خود ارزشمندي و قابل احترام بودن را در آن‌ها قوياً تقويت کرد. بايد توجه داشت که رفتارهايي از قبيل بي‌توجهي، تحقير، تهديد، و ايجاد موانع و محدوديت‌هاي بي‌جهت براي فعاليت‌هاي فردي که از اعتماد به نفس کافي برخوردار نيست، از آفت‌هاي رشد اين ويژگي در او محسوب مي‌شوند. طبيعي است از نوجواني که فاقد اعتماد به نفس کافي باشد، نمي‌توان پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي را در امر تحصيل، فعاليت‌هاي شغلي و حرفه‌اي و مهارت‌هاي ارتباطي انتظار داشت. نوجواني که احساس کارايي، ارزشمندي، و اعتماد به نفس نداشته باشد، چگونه مي‌تواند با انگيزه‌اي قوي و تصميم و اراده‌اي استوار که اساس پيشرفت در هر کاري است در امر تحصيل و کسب مهارت‌هاي لازم موفق شود.

دراين جا به چند عامل بسيار مهم براي پرورش و تقويت حس اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان اشاره مي‌نماييم.

الف) همواره سعي نماييد که در برخورد با کودکان و نوجوانان توانمندي‌هاي آنها را مد نظر قرار دهيد‌ نه ضعف ها و ناتوانايي‌ها را:

لازم است پيوسته با ديد و بازخورد مثبت و سازنده به آنان نگريست. هر گونه احساس ونگرشي که ما نسبت به کودکان ونوجوانان داريم، بدون شک در رفتار في ما بين تأثير بسزايي خاهد داشت. اگر احساس و نگرش ما نسبت به کودک مملو از ضعف و درماندگي او باشدع منجر به رفتارهايي نظير بي‌رغبتي و بي‌توجهي نسبت به او، يا حمايت بيش ازحد از وي خواهد شد، که در هر دو صورت، کودک نمي‌تواند از حس ارزشمندي و اعتماد به نفس لازم برخوردار باشد.

ب) براي نوجوانان و جوانان تجارب خوشايندي از فعاليت‌هاي مستقل و آزاد فراهم نماييد:

به آنها فرصت دهيد تا با فعاليتهاي مستقل، احساس مسئوليت و مراقبت ازخويشتن را بيابند. براي اين کار، ايجاد انگيزه‌هاي لازم براي تحرک و فعاليت‌هاي داوطلبانه بسيار حائز اهميت است. غالباً نوجوانان با انگيزه‌هاي محيطي به فعاليت پرداخته و با رضامندي و احساس خوشايند دروني، پيشرفت مي‌کنند. بديهي است فعاليت‌هاي مستقل و آزاد در زمينه انجام کارهاي روزانه از نظارت مستمر و بعضاً هدايت، ارشاد و تشويق خانواده بي‌نياز نخواهد بود. اما آن چه مهم است اين که نظارت بزرگسالان، به معناي دخالت مدام ايشان در فعاليتها و امور نوجوانان نيست. نبايد در همه کارهاي آنان دخالت کرده، به جاي اين که ابتکار عمل به دست نوجوانان باشد، آنها را به عناصر منفعل و غير فعال تبديل کنيم.

 

ج) تجارب موفقيت آميز کودکان و نوجوانان را افزايش دهيد:

يکي از مهم‌ترين عوامل ايجاد و تقويت حس اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان، به ويژه نوجوانان کمرو و ناموفق، فراواني موفقيت‌هاي آن‌ها در انجام فعاليت‌هاي مختلف مي‌باشد. به عبارت ديگر، لازم است برنامه هاي آموزشي و فعاليت‌هايي که براي آنها پيش بيني مي شود به گونه‌اي تهيه و تنظيم گردد که با سعي و تلاشي که از خود نشان مي‌دهند موفق به انجام آنها بشوند. جوان يا نوجواني که تجارب چنداني از موفقيت در خانه و مدرسه ندارد، هر قدر در انجام فعاليت‌هاي مختلف با موفقيت بيشتري مواجه گردد، حس کارايي، ارزشمندي و بالطبع اعتماد به نفس در او تقويت مي شود. آن چه در اين ارتباط بسيار مهم و قابل توجه است اين که تلاش افراد، هدفمند و جهت دار باشد؛ يعني کسب هر گونه موفقيت مي‌بايست در سايه تلاش و تقلا انجام پذيرد، تا آنها احساس خوشايندي از دقت و تلاش داشته باشند. بديهي است اين انتظار که همه فعاليت‌ها و تلاش‌ها بدون استثناء منجر به موفقيت شود، هواره نمي‌تواند امري طبيعي و ايده‌آل باشد. بلکه توقع معقول آن است که با توجه به شرايط ذهني و رواني افراد برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي خاص نوجوانان به گونه اي تنظيم گردد که در غالب موارد آنها با تلاش مستمر خود به نتيجه مطلوب دست يابند.

بي ترديد، در غير اين صورت، يعني وقوع شکست‌ها و ناکامي هاي پياپي به دليل کمرويي و يا دشواري تکاليف ارائه شده و بالطبع دلسردي ها و دلزدگي هاي مستمر، نوجوان حس کارايي و ارزشمندي خود را از دست داده، احساس بي کفايتي بر او مستولي مي گردد، اعتماد به نفس وي نيز به حد اقل مي‌رسد.

اولياء و مربيان بايد به خاطر داشته باشند که آن چه در رشد و پيشرفت اين قبيل افراد، مهم و حائز اهميت است، مسأله انگيزه و تلاش آنهاست و نه صرف نتايج حاصل از آن. افراد با هم فرق دارند و در انجام يک فعاليت مشخص و يکسان انگيزه و تلاشهاي متنوعي از خود نشان مي‌دهند. در اين رهگذر امکان دارد نوجوان تيزهوشي با حد اقل تلاش بتواند به نتيجه مورد نظر دست يابد، در حالي که ممکن است نوجواني که با عقب ماندگي ذهني مواجه است با حد اکثر تلاش قادر نشود به حد اقل نتيجه مورد نظر نايل شود. لذا صرف نگريستن به نتايج کار, يعني نمرات حاصله نمي تواند رويه اي منطقي و عادلانه باشد. به حکم عقل سليم, آن چه مهم است و بايد تشويق شود همان نفس تلاش مستمر و هدف داربودن آن است و بس.

همه افراد به ويژه نوجوانان و جوانان کم‌رو در فعاليت‌ها و تلاش‌هايشان به تشويق و ترغيب نيز دارند. موفقيت‌هاي ايشان در انجام مهارت‌هاي مختلف موجب تقويت انگيزه و رغبت آن‌ها براي ادامه کار و تلاش بيشتر مي‌شود. به عبارت ديگر، تجارب موفق، انگيزه، جرأت، تلاش،‌پشتکار و اعتماد به نفس آن‌ها را تقويت مي‌کند.

د) قدرت تحمل کودکان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناکامي‌هاي احتمالي افزايش دهيد:

بدون ترديد، علي‌رغم همه تمهيدات و برنامه‌ريزي‌هاي مناسب، فردي که داراي اعتماد به نفس ضعيف است و يا از توان ذهني مطلوب و مهارت‌هاي لازم اجتماعي برخوردار نيست، در زندگي خانوادگي،‌ آموزشگاهي و اجتماعي به دلايل گوناگون در انجام غعاليت‌هاي متنوع بعضاً با تجارت ناخوشايندي از ناکامي‌ها و شکست‌ها مواجه خواهد شد. والدين و مربيان مي‌بايست از اين قبيل تجارت ظاهراً ناخوشايند براي او نيز نهايت حسن استفاده را بنمايند و با تشويق و ترغيب نوجوان به سعي و تلاش دوباره، مسأله ناکامي او را به سکوي پرش و جهشي تازه تبديل کنند. گاه تجربه شکست و ناکامي در بعضي از افراد انگيزه‌اي قوي‌تر و غني‌تر براي کوشش و ادامه کار به وجود مي‌آورد. آن چه در اين مورد فوق العاده مهم است چگونگي نگرش و تلقي ما از تجربه شکست يا عدم ناتواني نوجوان در انجام کار است. اگر ما ياد بگيريم که نوجوان را به دليل ناتواني و ناکامي‌اش در انجام کاري، سرزنش، تحقير و تنبيه نکنيم، آن وقت خواهيم توانست چنين شرايط ظاهراً ناخوشايند را به بهترين تجربه‌ها و آموخته‌ها در زندگي او مبدّل سازيم.

افراد مي‌توانند از ناکامي‌ها و سرخوردگي‌ها، درس صبر و مقاومت، طرح‌ريزي انديشه نو و تلاش تازه را بياموزند. بالاتر از همه، تجارب ناشي از ناکامي‌ها و سرخوردگي‌ها به نوجوانان و جوانان مي‌آموزد که ديدي واقع‌بينانه نسبت به توانايي‌هاي خود، فعاليت‌ها و امور مختلف زندگي داشته باشند. بالطبع برخورداري ايشان از نگرشي واقع‌بينانه نسبت به توانمندي خود و مسائل و مشکلاتي که با آن مواجه مي‌شوند، موجب تقويت کارايي و ارزشمندي شخصي و اعتماد به نفس خواهد شد.

ه) رفتار مصمم و مطمئن و در عين حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقويت نماييد:

ترغيب و تقويت رفتار کلامي و غير کلامي مطمئن کودک يا نوجواني که دچار کم‌رويي و يا ضعف شخصيت است، اعتماد به نفس او را بيشتر خواهد کرد. نظريات محکم و قاطع او را درباره مسائل مختلف بايد محترم شمرد(البته به نحوي که موجب رنجش و آزردگي ديگران نشود) و نيز جرأت او را در بيان صريح افکار و آراي خود در شرايط و موقعيت‌هاي مختلف تقويت کرد. وجود چنين رفتارها و مهارت‌هايي در نوجوان و جوان براي استحکام شخصيت و امنيت خاطر او به خصوص در هنگام مواجهه با افرادي که فاقد حسن نيت کافي هستند، فوق العاده ارزشمند است.

رفتار مطمئن، مصمم، و مستدل فرد مي‌تواند در زمينه‌هاي متنوعي قابل مشاهده باشد. اين گونه رفتارهاي مصمم و مطمئن، استدلالي و مسئولانه، حس ارزشمندي و اعتماد به نفس شخص را تقويت مي‌کند. بديهي است همان گونه که ذکر شد، بايد توجه داشت که اين رفتارها پرخاشگرانه و يا از روي لجاجت نبوده، موجب بي‌احترامي به ديگران و يا رنجش خاطر آن‌ها نشود.

و) کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود ياري کنيد:

کودکان و نوجوانان کمر‌و گاه با شرايط و موقعيت‌هايي مواجه مي‌گردند که به شدت آن‌ها را متأثر مي‌سازد. در چنين مواقعي کنترل عواطف و خويشتن‌داري براي مقابله با مسذله‌اي که با آن روبه رو هستند بسيار مهم است. بديهي است در اين شراط نظارت و راهنمايي بزرگسالان کاملا ضروري خواهد بود.

ز) کودکان و نوجوانان کم‌رو و فاقد اعتماد به نفس، به تقويت مهارت‌هاي اجتماعي خود فوق‌العاده نياز دارند:

توان برقراري و حفظ ارتباط مثبت با ديگران موجب افزايش احساس ارزشمندي اجتماعي و بالطبع اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان مي‌شود. والدين و به خصوص مربيان مدارس بايد کوشش کنند که کودکان و نوجوانان کم‌رو و ضعيف با تعداد قابل توجهي از همسالان و همکلاسي‌هاي خود مأنوس شده، رابطه دوستانه و متقابل برقرار نمايند. برقراري و حفظ چنين ارتباط دوستانه‌اي، براي رشد و شکوفايي شخصيت و نشاط و سرزندگي اين نوجوانان امري کاملا ضروري است. اهميت کسب اين نوع مهارت‌هاي اجتماعي نه تنها کمتر از کسب مهارت‌هاي تحصيلي نيست، بلکه نوجوان براي حفظ اين ارتباطات دوستانه، انگيزه‌ بيشتري براي سخن گفتن، تلفن زدن و يا نوشتن نامه‌هاي ساده، در مواقعي که براي مدتي دوستان خود را نمي‌بيند، پيدا مي‌کند.

در اين جا نيز والدين و مربيان ضمن تشويق و ترغيب کودکان يا نوجوان کم‌رو و يا فاقد اعتماد به نفس لازم براي برقراري روابط دوستانه با ديگر همسالان خود، در مواقع و شرايط مقتضي، ارزش دوست، ويژگي‌هاي يک دوست خوب و معيارهاي دوست‌يابي را به زبان ساده براي وي بيان خواهند داشت.

ح) کودکان و نوجوانان نياز دارند که با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا شوند:

همه ما به الگوهاي رفتاري نياز داريم. از نظر تعليم و تربيت، مدل‌ها و الگوهاي رفتاري از نقش و اهميت بسزايي برخوردار هستند. وجود الگوهاي رفتاري در انسان، انگيزه رشد، حرکت و تعالي وجود، ايجاد کرده، موجب شکوفا شدن ابعاد مختلف شخصيت مي‌شود. به طور کلي انسان در هر موقعيت و درجه‌اي از رشد که باشد باز هم نيازمند به الگوها و اسوه‌هاي رفتاري است. علاوه بر معصومين[ع]،‌ پيامبر بزرگوار [ص] و ائمه اطهار [عليهم السلام] و فاطمه زهرا [س] که کامل‌ترين اسوه‌ها و الگوهاي رفتاري براي همه انسان‌ها، در همه عصرها نسل‌ها مي‌باشند، تمامي انسان‌هاي رشد يافته نيز در ابعاد گوناگون و متناسب با کمال وجودي خود، براي سايرين الگو و نمونه هستند.

به هر جهت، وجود افراد موفق و متنفذ در زندگي انسان‌ها، بالاخص کودکان و نوجوانان براي رشد و تعالي شخصيت آن‌ها بسيار مهم است، بخصوص زماني که آن‌ها با چنين الگوهايي ارتباط داشته باشند. بدون شک نقش برخي از الگوهاي رفتاري خاص در حيات و سرزندگي و تلاش انسان فوق العاده محسوس است. وجود الگوهاي رفتاري، اميد، تلاش و اعتماد به نفس انسان را بيشتر مي‌کند. اگر افرادي که فاقد اعتماد به نفس هستند و بيش از همه به الگوي رفتاري نيار دارند با بعضي از همسالان خود و يا اشخاصي که از موفيقت اجتماعي بيشتري برخوردارند، آشنا و مأنوس شوند، تصوير روشني از آينده و مشي زندگي اميدوار کننده خود مي‌توانند داشته باشند. اين تصوير عيني و ذهني مي‌تواند به کوشش و تلاش‌هاي آن‌ها جهت و سرعت مطلوب بخشيده، بر حس ارزشمندي، کارايي و اعتماد به نفسشان بيفزايد. بنابراين، ترغيب و تشويق نوجوان، مأنوس کردن او با الگوهاي رفتاري موفق، تقويت مهارت‌هاي اجتماعي وي و اجتناب از هر گونه رفتار تنبيهي و تحقير آميز، موجب مي‌شود که او با انگيزه بيشتر و اعتماد به نفس قوي‌تر به تلاش‌هاي هدفمند خود ادامه دهد.

منبع: روان‌شناسي و تربيت کودکان و نوجوانان، دکتر غلام‌علي افروز، انتشارات سازمان انجمن اوليا و مربيان.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست