مجموعه آسیب های فردی، خود ارضایی:

برخي از روان‏شناسان، استمنا را در شرايطي كه امكان حفظ تعادل روحي سالم وجود ندارد، توجيه مي‏كنند ؛ نظر مراجع چيست؟
توبه از استمنا چه جوريه؟
چه كاري انجام دهيم تا بتوانيم استمنا را ترك كنيم؟
خودارضايي چه مشكلاتي از نظر جسمي دارد؟ و تأثير آن در ازدواج چيست؟ حكم آن در ماه رمضان بيان كنيد؟
آيا استمناء گناه كبيره است؟ آيا احتمال دارد استمناء جزء گناهاني باشد كه معصوم فرمود هم اميد بخشش نسبت به آن مي رود و هم بيم عذاب؟
دختري هستم، از سنّ ۱۰ سالگي خودارضايي را شروع كردم، در سن ۱۸ ـ ۱۷ سالگي تصميم گرفتم جلوي اين كار را بگيرم و تا حدّي بهتر شدم. از سويي نيز مي‌ترسم درباره‌ي ازدواج فكر كنم، مي‌ترسم برايم مشكل جسمي پيش آمده باشد و فكر مي‌كنم طرف مقابل من نيز بايد با حالت‌ها و افكار من آشنا شود؟
دلايلي كه اثبات مي كنند خود ارضايي گناه بوده و از نوع كبيره مي باشند را لطفا بيان فرماييد؟
فرق بين استمناء و وقتي كه ازدواج مي كنيم، چيست؟
من در مورد مساله خودارضايي تحقيق مي كنم، و تاكنون از نظر علمي ۳۶ فايده براي اين عمل جستجو كردم. حداقل سودي كه خودارضايي دارد اين است كه مانع برقراري يك رابطه پرخطر جنسي مي گردد. مي تواند به وضعيت پايداري در سكس كمك كند. و… . لطفا راهنمايي كنيد.
مي خواستم ببينم اگر خودارضايي باعث بسياري از درد هاي جسمي مي شود؟ آيا آميزش جنسي با همسر هم باعت بروز اين مشكلات جسمي و جنسي مي شود؟
برخي از روان‏شناسان، استمنا را در شرايطي كه امكان حفظ تعادل روحي سالم وجود ندارد، توجيه مي‏كنند ؛ نظر مراجع چيست؟

برخي از روان‏شناسان، استمنا را در شرايطي كه امكان حفظ تعادل روحي سالم وجود ندارد، توجيه مي‏كنند ؛ نظر مراجع چيست؟

 

پاسخ:

همه مراجع: استمنا در هر شرايطى حرام است ؛ مگر در جايى كه براى معالجه و درمان بوده و درمان آن نيز تنها منحصر به استمنا باشد. V}دفتر: همه مراجع.{V

 

 

توبه از استمنا چه جوريه؟

توبه از استمنا چه جوريه؟

پاسخ:

توبه از استمنا كار سختي نيست، همين مقدار كه از كار خود پشيمان باشيد و اين عمل را ترك كنيد و از خداوند طلب بخشش نماييد، توبه محقق مي شود، ولي ترك اين عمل كار آساني نيست. براي ترك خودارضايي به مطالبي كه برايتان درج مي شود توجه كنيد و به صورت كامل آن را بخوانيد و عمل كنيد. اميد است بتوانيد با اين مشكل به صورت منطقي برخورد نماييد و ريشه اين گناه را از وجود خود قطع كنيد.

دانشجوي گرامي در زمينه عادت به گناه خودارضايي، بايد عرض كنيم كه تنها راه درمان واقعي عادت ناپسند خودارضايي و کنترل شهوت, ازدواج است. كمكي كه اكنون از دست ما بر مي آيد دادن يك سري اطلاعات در زمينه گناه بودن, آثار و عواقب اين عمل نا شايست و روش هاي کنترل و درمان است. اين خود شما هستيد كه باعزمي راسخ به مبارزه با اين انحراف جنسي خواهيد پرداخت. اميد واريم به زودي وسايل ازدواج شما فراهم گردد و شما از اين نظر خاطرتان آسوده شود.

T}روش ترك اين عادت زشت:{T

همانگونه كه عالمان اخلاقي مطرح نموده اند، هر روش درماني در اخلاق و خود سازي، مبتني بر طي كردن سه مرحله علم، حال و عمل است، ولي چون مرحله حالت (پشيماني و ندامت) به صورت انفعال در انسان پديد مي آيد و در حقيقت بازتاب آگاهي است، اين مرحله به صورت يك روش مستقل مطرح نمي شود؛ بنابراين براي خارج شدن از اين مشكل، دو روش درماني شناختي و رفتاري پيشنهاد مي شود. وظيفه ما دادن آگاهي و شناخت است و کاري که خود شما بايد انجام دهيد التزام عملي به دستورالعمل ها و به کار گيري دقيق روش هاي رفتاري اي است که در ذيل پاسخ ارائه مي شود.

T}نياز به آگاهي:{T

خود ارضايي يک انحراف عملي است و بايد با عمل و رفتار با آن مقابله کرد و راه درمان آن جز با رعايت دقيق دستورالعمل محقق نمي شود, ولي چون هر عملي نياز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراين راه کنترل و درمان اين بيماري و عادت زشت نيز بدون کسب آگاهي ميسر نيست . آگاهي, ازطريق مطالعه در آثار و اطلاعاتي كه در اين زمينه وجود دارد، بدست مي آيد. زمينه هاي مطالعه عبارتند از:

۱- اينكه اين عمل به لحاظ شرعي حرام و از نظر اخلاقي گناه محسوب مي شود و هر گناهي نور ايمان را تضعيف مي كند و باعث تاريكي و آلودگي روح انسان مي شود. نوري كه انسان بدان نياز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قيامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.

۲-  مطالعه در پي آمد ها و عواقب سوء آن.

۳- آشنايي با روش پيشگيري و درمان.

كسب آگاهي در موارد ياد شده باعث بيداري انسان مي شود و زمينه توبه, پشيماني و کنترل آن را در او فراهم مي آورد.

T}گناه خود ارضايي:{T

در اين زمينه گفتني است [استمنا] يا [خودارضايى] يكى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى ميل جنسى است كه نسل جوان را در معرض آسيب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. اين كار عادت بسيار زشت و زيان آوري است كه مي تواند استعداد و توانايي هاي فراوان يك جوان را به نابودي بكشاند و حال و آينده او را تباه كند. از اينكه متوجه زشتي اين عمل شده ايد خداي را شاكريم و در پاسخ گويي به سوال شما مطالبي را پيرامون معرفي ، حرمت و روش درمان آن بيان مي نماييم، اميد است با كمك الهي و استمداد از معصومين(ع) و اطلاعاتي كه در اين زمينه برايتان ارسال مي شود، در حفظ نفس و كنترل شهوت موفق باشيد.

استمنا و يا به عبارتي خود ارضايي، از نظر شرعي واخلاقي، حرام و گناه محسوب مي شود. اين عادت ناپسندي به لحاظ اخلاقي، بعد معنوي انسان را به سختي مي آزارد، روح او را تاريك مي نمايد، آزادي معنوي انسان را سلب مي كند و در مسير خود سازي و كمال، آدمي را با چالش جدي مواجه مي كند. مطابق تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضايي نوعي اعتياد و بيماري زشتي است كه آثار و ضررهاي فراواني بر جسم و روان آدمي باقي مي گذارد.

كساني كه گرفتار اين عمل شنيع شده اند، آن را گريزگاهي فرعي و عاجل براي خارج شدن از فشار جنسي و پاسخي براي لذت طلبي خود تصور مي كنند، در صورتي كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آوري مي شوند كه گاها قابل جبران نيست.

شهوت يكي از اموري است كه با طبيعت انسان در آميخته و در جاي خود از نعمت هاي خداوند است، ولي اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممكن است سرمايه هاي عظيم انساني را به خاكستر تبديل كند. اين نيرو به طور قطع نياز به ارضاع دارد، ولي با روشي كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد.

خداي متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقي بماند، از روي رحمت و هدايت خود راه هاي آسان و معقول كنترل و ارضاع آن را پيش پاي او قرار داده است و نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاي لازم را به انسان داده است ،راههايي كه بايد با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پي آمد كارهايي همچون خود ارضايي و مانند آن برهانيم.

ميل جنسي ، ميل خاصي است كه ارضاي آن مانند ميل به تغذيه است. انسان براي اينكه خود را تغذيه كند و سير شود، نياز به خوردن مواد مختلفي دارد و بايد غذاي خود را از تركيبي از مواد گوناگون تهيه كند تا نياز بدن او به مواد و كانيها  و ويتامين هاي گوناگون تامين شود، وگرنه دچار كمبود خواهد و احساس گرسنگي خواهد كرد. البته ممكن است كسي در تمام شبانه روز شكم خود را با مثلا نان خالي پر كند اما اين نوع سيري كاذب است . سيري واقعي در صورتي است كه انسان غذاي كاملي بخورد و از تمام مواد مورد نياز بدن استفاده نمايد.

در مورد ارضاي شهوت و تغذيه اين نيرو نيز وضعيت به همين منوال است. خودارضايي مانند تغذيه با نان خالي است و ازدواج و داشتن روابط جنسي كامل، مانند تغذيه با غذاي كامل است. كسي كه خودارضايي مي كند چون احساس مي كند كه از اين طريق هرگز ميل جنسي او ارضا نمي شود بنابراين ممكن است حتي چندين بار در روز به اين عمل مبادرت نمايد و باز احساس گرسنگي كند. همين تكرار و عدم ارضا او را به جانب افراط مي كشاند و خوب افراط در ارضاي شهوت مي تواند تمام قواي مفيد  يك جوان را در معرض نابودي قرار دهد، لذا اسلام با ارضاي ميل جنسي از اين طريق كاملا مخالف است و راهكار ازدواج را باز مي گذارد تا ميل جنسي انسان به صورت كامل ارضا شود و احساس نياز به صورت كامل برآورده گردد.

البته نفي خودارضايي به خاطر آنچه كه ذكر شد، بدين معنا نيست كه اجازه بدهيم افراد به جامعه آسيب برسانند و دچار انحراف جنسي در جامعه شوند. اگر اسلام راهكار ارضاي شهوت را ازدواج موقت و داېم پيشنهاد مي كند، به خاطر اين است كه ازدواج هم از آسيب هاي اجتماعي جلوگيري مي كند هم از آسيب هاي فردي.

T}كبيره بودن:{T

به طور قطع خود ارضايي يكي از گناهان  است . در اين زمينه برخي از عالمان ديني و اخلاقي نسبت به كبيره بودن آن نيزتاكيد نموده اند. از ميان ايشان خصوصا مرحوم شهيد آيه الله دستغيب در كتاب خويش گناهان كبيره فصلي را گشوده و بر بزرگي آن تاكيد نموده است .

از نظر شرعي، ملاك كبيره بودن يك عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار مي باشد. در اين زمينه امام صادق (ع) و در ضمن روايتي از عذابي دردناك براي فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: [سه دسته از مردمان اند كه خداي متعال در روز قيامت به ايشان نگاه رحمت نمي افكند،  آنها را تذكيه نمي نمايد و عذابي دردناك براي ايشان فراهم نموده است: كسي كه موي سپيد خود را مي كند، كسي كه با خود نكاح (استمناء) مي نمايد و كسي كه مفعول واقع مي شود].

به فرض صغيره بودن گناه خود ارضايي در صورت عدم تكرار، ملاك ديگر كبيره بودن گناه، تكرار و به تعبير روايات اصرار بر آن است ، به همين دليل چون به طور معمول، خود ارضايي، در افرادي كه به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتياد در مي آيد ، تبدبل به گناه كبيره مي شود.

البته حرمت و بزرگي گناه خود ارضايي در حد گناهاني همچون زنا و لواط نيست، ولي در عين حال شرايط آن به گونه اي است كه مي توان گفت: ضررهاي بدني و رواني آن از اين دو معصيت بيشر است ؛ زيرا موقعيت براي آنها هميشه مهيا نيست، ولي موقعيت براي خود ارضايي و عادت به آن هميشه مهيا مي باشد.

T} آسيب شناسي خود ارضايي:{T

آسيب‏هاى ناشى از خودارضايى به گونه‏هاى مختلفى تقسيم‏پذير است كه به اختصار به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

T}يك. آسيب‏هاى جسمانى‏{T

يكى از روش‏هاى شناخت پيشرفت بيمارى‏ها در پزشكى، مرحله‏بندى علايم بيمارى است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله  بيان شده است:

  1. مرحله مشكل ساز .

در افرادى كه مدتى است گرفتار خودارضايى شده اند، زودرس ترين عوارض ناشى‏از خودارضايى عبارت است از:

الف. خستگى و كوفتگى.

ب. عدم تمركز حواس.

ج. ضعف حافظه.

د. استرس و اضطراب.

  1. مرحله گرفتارى شديد.

بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاى وى يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:

الف. خستگى و كوفتگى.

ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى.

ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى.

د. كمردرد.

ه. نازك شدن موها .

و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى .

ز. بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه .

  1. مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد .

الف. خستگى و كوفتگى .

ب. ريزش شديد موها .

ج. تارشدن ديد چشم‏ها .

د. وز وز گوش .

ه. انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره .

و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلى .

ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه .

T}دو. آسيب‏هاى روحى و روانى‏{T

ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاى روانى و روحى خودارضايى است. شرح پاره‏اى از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.

T}سه. آسيب‏هاى اجتماعى‏{T

ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك‏.

جهت آگاهى بيشتر نگا:

– قائمى، على، خانواده و مسائل جنسى كودكان، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، ۱۳۷۶٫

T}چهار. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏{T

هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضايى از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد: [A}كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ{A؛ چنين مباد بلكه اعمال (ناشايست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است].V}(مطففين (۸۳)، آيه ۲۴){V

زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.

علامه طباطبايى در تفسير الميزان‏طباطبايى V}(سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، (تلخيص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بى‏چا، بى‏تا)، ج ۲۰، ص ۳۸۵){Vمى‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مى‏شود:

  1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند؛
  2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند؛
  3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مى‏كند.

همچنين آسيب‏هاى معنوى جهان گذران را در مى‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از اين رو نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم را داده‏اند. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در اين باره مى‏فرمايد: [H}ناكح الكف ملعون{H؛ ملعون است كسى كه خودارضايى كند].V}(رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، ج ۱۲، ص ۵۶۵۴){V

امام صادق‏عليه السلام نيز مى‏فرمايد: [با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمى‏گويد و پاكشان نمى‏خواند و عذابى دردناك دارند، از آن سه‏اند، خودارضايى كننده و كسى كه لواط دهد].V}(همان، ح ۱۹۰۴۹){V

در روايات ديگرى امام صادق‏عليه السلام خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است.V}(‏همان، ح ۱۹۰۵۰){V

T}چند راهکار کلي:{T

براي کنترل غريزة جنسي هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود فري مي‌شود و سؤال شما از اين زاويه است عبارتند از:

۱- برنامه‌ريزي براي کار مداوم

جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوق‌العاده‌اي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه‌هاي ديگر مورد اساتفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آن‌ها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي‌شود. کارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي‌شود. اگر نيک بنگريم افرادي که به کار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه‌هاي مثبت و سالم به کار مي‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران‌هاي روحي مي‌شوند. کار موجب مي‌شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن که به چربي‌هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و کار اندام‌هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

۲- تنظيم خواب

تحقيقات نشان مي‌دهد که بيش‌تر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فکرهاي ناسالم و خيال‌پردازي‌هايي که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي مي‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و يک سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة جواني، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشيده خواهد شد. بنابراين، يکي از روش‌هاي پيشگيري از انحرافات اين است که برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد که کاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين کا اين است که در طول روز مشغول فعاليت‌هاي مهم بوده و به اندازة کافي کار کرده باشد.

طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افکار و انديشه‌هاي شهواني و تحريک‌آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي‌آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي‌يابد. يکي از روان شناسان در اين باره مي‌گويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو مي‌دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينکه از خواب بيدار شديد. بي‌درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد که بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان‌بار است، جسم را سست و ناتوان مي‌سازد و وسوسه‌هاي شوم در دل فرد ايجاد مي‌شود.

۳- دوري از محيط‌هاي آلوده و ناسالم

يکي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور کل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرک‌هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرک در گرايش‌هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان مي‌شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌هاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريک شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي زا نوجوانان يادآوري و تذکر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آن‌ها نه در فکر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را مي‌پذيرند، اما براي شما که روحية مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده‌تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً مي‌‌خواهيد از جواني‌تان به خوبي استفاده کنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي کنيد از محيط‌هاي آلوده و ديدن عوامل تحريک کننده، جداً پرهيز نماييد.

۴- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

يکي از زمينه‌هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي‌برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي‌کند. آن‌ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي‌شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي‌جويند.

۵- پيشگيري از روابط ناسالم

جوانان و نوجواناني که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي‌بند و بار دوست و رفيق هستند، کم کم به انحرافات کشيده مي‌شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي‌گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه‌ها است. در سنين بلوغ صحبت‌هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش‌تر مي‌شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است که به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح مي‌شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي کنيد از دوستي‌هاي آلوده و مشکوک جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

۶- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش

همة آنچه بيان شد، به نحوي مي‌توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي‌کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يک سره غرق در جاذبه‌هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط کنوني، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشکلات انسان‌ها نيز از همين جا ناشي شده است.

اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شک بخشي از مشلکات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي‌شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا مي‌بيند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش مي‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي‌باشد، در اين صورت احتمال اينکه مرتکب گناه نشود بسيار زياد است.‌

يقين داشته باشيد، تا زماني که نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت کنوني که عوامل تحريک کنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي کنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور کنيد. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي‌کند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: [ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر] به درستي که نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي‌دارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي‌شود، بلکه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت‌ها نيز محسوب مي‌گردد.

۷- تسهيل و تسريع ازدواج

علاوه بر آن که جوان سعي در کنترل شهوت و غريزة جنسي مي‌کند، بايد براي ازدواج که يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي مي‌باشد، نيز اقدام کند به اين معنا که پسرها از ۱۸ سالگي به بعد مي‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد مي‌بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آن‌ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، مي‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و… از ازدواج خودداري نکنند و والدين هم سنگ اندازي‌هاي غيز منطقي نداشته باشند.

اميد است با رعايت اين نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش کنترل و مهار نماييد و زماني که فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام کنيد.

T}توصيه هاي کاربردي در جهت کنترل و درمان:‏{T

  1. نخستين گام براى درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيرى آن و دورى از يأس و نااميدى است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگونى نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيرى دقيق دستورها است. البته ترك عادتِ نامطلوب، در زمانِ كوتاه بدون راهنماى كارآزموده و دلسوز، امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدى و محورى را ايفا مى‏كند. درمان و چاره جويى بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتى كه او نخواهد، مى‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.

بنابراين بيمار اگر بخواهد، مى‏تواند بر بيمارى اش غلبه كند و جمله معروف [خواستن توانستن است]، عين حقيقت است. اراده همچون نهالى است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفايى و ثمردهى برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدنى و پرورش يافتنى است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتى لذت توانستن را بچشد.V}(ق، مؤسسه پژوهشى – فرهنگى اشراق، خودارضايى يا ارضاى انحرافى جنسى، صص ۲۹ – ۳۰){V

  1. تلاش براى تقويت اراده از گام‏هاى مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولى هيچ گاه از بين نمى‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقى است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطى انجام نمى‏دهد. براى تقويت اراده، راه‏هاى زيادى پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است.

ويكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوى – مى‏گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: [من به خوبى قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم]. تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبى در تقويت اراده و روحيه دارد.

پل ژاگو بر آن است كه: [تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است.]V}(همان، ص ۳۴){V

  1. سعى شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.
  2. از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.
  3. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خوددارى شود و شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كند.
  4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دورى شود.
  5. از خوردن مواد غذايى محرك، مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاى پرچرب – اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.
  6. قبل از خواب مثانه تخليه شود.
  7. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
  8. هيچ‏گاه کاملا عريان نشويد و به اندام عريان خود يا ديگري نگاه نکنيد.
  9. از دست‏ورزى با اندام جنسى، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطى، نبايد دست‏ورزى كرد
  10. هرگز نبايد به رو خوابيد.
  11. به منظور تخليه انرژى – زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.
  12. هيچ‏گاه نبايد بيكار بود؛ شخص بايد براى اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و … پر كند.
  13. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند.
  14. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسى واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كارى سرگرم كند. در اين زمينه همچنان که خود نيز اشاره کرده ايد، گفت و گو با دوستان، مشاركت در عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و…) بسيار مفيد است.
  15. هفته‏اى يكى دو روز، روزه مستحبى مفيد است و اگر شخص توان آن را ندارد، ميزان صَرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را كاهش داده و به حداقل خوراك اكتفا كند.
  16. از سخن گفتن ملايمت‏آميز، شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام بايد اجتناب ورزيد.
  17. هيچ‏گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى ماند (حتى براى آموزش و …).
  18. قرآن زياد بخواند و درباره معانى آيات آن فكر كند.
  19. بايد هميشه براى ذهن فكر خود محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشت.

 

T} تذکرات پاياني:{T

  1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجه‏بخش خواهد بود. نبايد توقع داشته باشيد که اين عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر ميزان که بتوانيد دفعات آن را به تدريج کم کنيد, موفقيت محسوب مي شود.
  2. در صورت تکرار از رحمت واسعه الهي نااميد نشويد و بدانيد که هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : [إن الله يغفر الذنوب جميعا; خداوند همه گناهان را مي آمرزد] و نشانه قبولي توبه شما اين است كه پشيمان هستيد و از تكرار آن متنفريد. همين قدر كه تكرار آن كم شود نشانه پيشرفت به سوي اطاعت خداوند است.
  3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنيد که اين بهترين راه حل است.
  4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
  5. مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به تصميم‏گيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.
  6. منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين شود. نياز به ارضاي شهود يکي از اين امور است که اگر به شكل صحيح تأمين نشود، (يعنى ازدواج), آدمي دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز  دامنگير فرد مى‏شود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به  دستورالعمل‏هاى ارائه شده پاى‏بند باشيد.

اما به شما اطمينان مي دهيم تا هر وقت که لازم باشد همراه و مشاور شما خواهيم بود. در پايان توصيه مي شود براي اطلاع و اطمينان بيشتر به درمان پذير بودن اين عارضه، به مقاله اي که در سايت [porseman.org] درج شده و همچنين نظريات افرادي که با اين عارضه دست به گريبان بوده اند مراجعه فرمائيد.

چه كاري انجام دهيم تا بتوانيم استمنا را ترك كنيم؟

چه كاري انجام دهيم تا بتوانيم استمنا را ترك كنيم؟

پاسخ:

براي اينكه به نتيجه برسيد و بتوانيد بر عادت خود غلبه كنيد لازم است كه به چند مطلب اساسي توجّه بفرماييد.

الف) ايمان به قابل درمان بودناولين قدم براي درمان اين عادت، اعتقاد و ايمان به قابل درمان بودن آن و دوري از يأس و نااميدي است. امّا رسيدن به هدف نيازمند زمان، صبر و حوصله، انتخاب راه صحيح و تحمل دشواري‌ها است.

ب) ارادهشما يك انسان صاحب اراده هستيد و ترك هر عادت نيازمند به كار گرفتن ارادة است و كسي نميتواند بگويد كه اراده ندارم و اراده از من سلب شده است. چرا كه خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كردند: «جواني گرفتار عادت زشت خودارضايي شده و معتقد است كه ديگر ارادهاي براي ترك اين عمل در خود نميبيند.» امام ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «آيا اين كار را در حضور ديگران هم انجام ميدهد؟» عرض كردند: خير. آنگاه امام ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «پس معلوم است كه اين فرد اراده دارد و با همين اراده از انجام اين عمل در حضور ديگران خودداري ميكند، اگر اصلاً اراده نداشت در حضور آنان هم (بدون اراده) اين كار را انجام ميداد».
يكي از شواهد خوب و مُتْقَن براي وجود اراده در اشخاص ترك عمل در ماه مبارك رمضان است. اگر گفته شود كه غلبه بر اين عادت، نياز به ارادهي قوي و نيرومند دارد، بايد. لكن اراده همچون نهال درخت پرثمري است كه بايد آنرا پرورش داد تا به مرحلة خودشكوفايي و ثمردهي برسد و با پرورش خوب، ثمر خوب و فراواني ميدهد. به عبارت ديگر اراده تقويت شدني است و با تربيت و پرورش به كنترل كامل در خواهد آمد واندك اندك مقابله با اين عادت را شروع كرد تا به نتيجة نهايي و مورد رضايت خود و خداوند متعال رسيد.

ج) من مي توانم (تلقين)مهمترين و اصليترين عاملي كه افراد را در راه غلبه بر اين عادت نامطلوب كمك مي كند. اين است كه خود بخواهند كه به نتيجه و هدف برسند. زيرا اين جملة معروف «خواستن، توانستن است» را زياد شنيدهايم. اين كلام پُر مغز و با ارزش حقيقتي است كه بايد آنرا به مرحله عمل درآورد.

د) توجه به آثار منفييكي از صاحبنظران تعليم و تربيت ميگويد: «وقتي كه بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم و بعد منافعي كه در نتيجة ترك آن عايد ما ميشود در درون خود تصور كنيم و سپس مواقعي را كه قرباني آن عادت شدهايم به خاطر بياوريم. درنتيجة اين عمل، هربار كه چنين نمايشي را در روح خود مشاهده ميكنيم بر تحريك يا وسوسه (عادت زشت) چيرهگي يافته و لذّت ترك آن را در خود احساس ميكنيم».

ضررهاي روحي و رواني ۱٫ ركود فكري و اختلالهاي متعدد رواني از قبيل افسردگي، اضطراب و…
۲٫ فرد از نظر فكري، نوعي توجّه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسي پيدا ميكند كه اين امر از تفكر آزاد و تمركز جلوگيري مينمايد.
۳٫ ضعف حافظه، حواسپرستي و ناتواني در تمركز فكري، منزوي شدن و گوشهگيري، پرخاشگري و بداخلاقي هم از عوارض خود ارضايي هستند.
۴٫ از بين رفتن خلاقيتها، تواناييها و سركوب شدن استعداد.
۵٫ بيذوقي و بينشاطي به تدريج گسترش مييابد.
۶٫ يأس از زندگي و نااميدي نسبت به آينده.
۷٫ هوسباز و بيبند و بار شدن و اعتياد به ارضاي جنسي نامشروع.
۸٫ بياحساسي، بيتفاوتي و كمرويي.
۹٫ بيعلاقگي نسبت به امور معنوي و از بين رفتن صفاي دل.
۱۰٫ احساس گناه، ضعف اراده، عدم اعتماد به نفس و صدها عارضة ديگر و خطرناك.

ب) ضررهاي جسماني: ۱٫ تحريك شديد هيپوتالاموس و در نتيجه تحريك افراطي غدد جنسي كه سبب پركاري نامتناسب آنها ميشود، بلوغ زودرس را بدنبال دارد كه بلوغ زودرس عواقب نامطلوب دارد.
۲٫ كاهش و تخليه مكرر قواي جسماني و روحي حاصل از عمل خود ارضايي به ضعف عمومي بدن و بالاخره پيري زودرس ميانجامد.
۳٫ به علت افزايش جريان خون در اعضاي تناسلي، مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبي خون ميشوند، همچنين تخليههاي مكرر عصبي و عدم ارضاي روحي در دراز مدت موجب ضعف عصبي و عوارض روحي ميگردد.
۴٫ ضعف بينايي و بياشتهايي و در صورت افراط، ضعف استخواني و ناراحتيهاي مفصلي از عوارض خودارضايي است. همچنين در مراحل افراطي و يا در برخي شرايط خاص مزاجي اين عارضه به ضعف عصبي و لرزش دست و گاه به فلج بعضي از اعضا منجر ميشود و ممكن است سبب فلج تمام اعضاي بدن نيز بشود.
۵٫ ضعف جنسي و انزال زودرس از ديگر عوارض است و بعد از ازدواج فرد را دچار مشكل ارتباطي خواهد كرد.
۶٫ بيتحركي، تحليل رفتن قواي جسماني، آسيبپذيري در برابر بيماريها، بيماريهاي مقاربتي، عقيم شدن و ناتواني در توليد مثل، از بين رفتن شفافيت چشم، از بين رفتن نورانيت و بشّاشيت چهره و… همگي از عوارض جسمي خود ارضايي هستند.
خودارضايي علاوه بر ضررهاي روحي ـ رواني و جسماني متعددي كه دارد موجب بروز ضررهاي اجتماعي نيز ميشود كه به برخي از مهمترين آنها اشاره ميشود.

ج) ضررهاي اجتماعي: ۱٫ بيآبرويي.
۲٫ مشكلات خانوادگي.
۳٫ انزواي اجتماعي.
۴٫ مشكل در دوستيابي.
۵٫ طرد شدن در جامعه.
۶٫ از بين رفتن عشق و محبت نسبت به ديگران.
۷٫ بزهكاري.
۸٫ از بين رفتن عزت و پاكدامني.
۹٫ از بين رفتن شرف.
۱۰٫ بيغيرتي.
۱۱٫ مشكلاتي در ازدواج از قبيل:
۱-۱۱- دير ازدواج كردن.
۲-۱۱- بيميلي به همسر آينده.
۳-۱۱- ناتواني در مقاربت صحيح و ارضاي جنسي خود و همسر.
۴-۱۱- سرد بودن كانون خانواده.
۵-۱۱- طلاق.
۶-۱۱- ناتواني در مقابل حل مشكلات پس از ازدواج و قبل از آن.
۱۲٫ انحطاط و انحراف فكري و عملي خود و به انحراف كشيدن ديگران بخصوص نسل جوان جامعه.
۱۳٫ ايجاد خطرات اجتماعي براي خانوادة خود و نواميس ديگران.
بسياري از اين ضررها احتمال وقوع دارند و اين احتمال، براي مؤمن و يك انسان كافي است كه او را وادار كند تا اين عادت را ترك نمايد.
د) ضررهاي معنوي.دوري از خداوند

درمان خود ارضايي۱٫ خلوت نكرن و تنها نبودن: سعي كنيد در مكانهاي خلوت نمانيد و از تنهايي اجتناب ورزيد كه تنهايي خود يك عامل مهم براي تحريك عمل خود ارضايي است اجتناب از تنهايي يك وسيله و ابزار مهم عمل براي عدم ارتكاب خودارضايي است.
۲٫ ذكر: افكار جنسي را كه به ذهنتان خطور ميكند بلافاصله با ذكر خدا، معاد و… از ذهن خود بيرون كنيد.
۳٫ اوقات فرغت: اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و بطور كلي با كارهاي مثبت مثل گلُ كاري در باغچه، كمك به اهل خانواده، كمك به دوستان و حتي سياه كردن صفحات كاغذ در حاليكه چيز خاصي را نمينويسيد (اگر هدفدار باشد بهتر است) و… پُر كنيد. اگر ميتوانيد و مايليد تصميم بگيريد كه در اوقات بيكاري كه احتمال بروز عمل خلافي وجود دارد يك دور از روي قرآن بنويسيد و ميتوانيد در آينده افتخار كنيد كه من يك دور از روي قران نوشتهام و سي جزء قرآن را به خط خودم دارم و در ادامه با زيباسازي صفحات آن به يك اثر جاودانه و ماندگار تبديل كنيد. مطمئن باشيد با نورانيّتي كه قرآن دارد و علاقهاي كه شما و همه ما به قرآن داريم اين كار به ثمر خواهد رسيد و شما را از مشكلي كه داريد نجات خواهد داد.
۴٫ ورزش: براي تخليه انرژي بدن (انرژي زائدي كه موجب تحريك جنسي ميشود) به طور منظم و بسيار ورزش كنيد.
۵٫ عريان نشدن: هيچگاه در حمام كاملاً عريان نشويد.
۶٫ طولاني نكرن استحمام: استحمام را زياد طولاني نكنيد فقط درحدو ضرورت در حمام بمانيد و فوري و با عجله پس از نظافت خارج شويد تا وقتي براي عمل خلاف پيدا نكنيد.
۷٫ نگاه نكردن به بدن در آيينه: هيچگاه بدن خود را بصورت برهنه در آينه نگاه نكنيد. زيرا مشاهدة آلات جنسي محرك است.
۸٫ نگاه نكرن به عورت: در غير موارد ضروري (مثل طهارت) از نگاه كردن به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
۹٫ استفاده نكرن از تيغ: براي نظافت موهاي بدن هرگز از تيغ و صابون (كه محرك است) ‌استفاده ننموده و زود به زود به ازالة موهاي بدن نپردازيد بلكه از داروي نظافت بهداشتي (نوره) استفاده نماييد.
۱۰٫ حفظ نگاه: از نگاه كردن به مواضع جنسي و برجستگيهاي بدن ديگران (حتي از روي لباس) پرهيز كنيد. از نگاه كردن به فيلمهايي كه تحريك جنسي ايجاد ميكند دوري فرماييد.
۱۱٫ پر نبودن شكم: به هنگام خواب سعي كنيد شكم شما بيش از حد پُر نباشد.
۱۲٫ ادرار قبل از خواب: قبل از خواب حتماً مثانة خود را تخليه نماييد.
۱۳٫ افراط نكردن در نوشيدن: از نوشيدن افراطي آب و مايعات بخصوص شبها قبل از خواب دوري كنيد.
۱۴٫ به رو نخوابيدن: هرگز به روي بدن نخوابيد كه اين خود يكي از تحريككنندههاي خطرناك است.
۱۵٫ توجه به عقوبت اخروي: از ياد خداوند متعال غافل نشويد و بر بدي گناه و عواقب دنيوي و اخروي آن توجّه كنيد.
۱۶٫ توجه به ضررها: مطالعه و توجّه به ضررهاي جسماني، روحي و اجتماعي خود ارضايي لازم است. آنچه كه قبل از اين ذكر شد بايد چندين و چندين مرتبه مطالعه و به معاني آنها توجّه جدي شود.
۱۷٫ خودسازي: ايمان مذهبي و نيروي ارادة ‌خود را تقويت كنيد و سعي كنيد كه با خودسازي، هواي نفس خويش را كنترل نماييد كه اين بهترين ابزار مقابله با اعمال نامطلوب و غيرمشروع است.
۱۸٫ شركت در مجالس مذهبي: در مجالس مذهبي و مراسم دعا و توسل و… زياد شركت كنيد.
۱۹٫ قرآن خواندن: قرآن زياد بخوانيد و در معاني آن توجّه و تدبّر و تفكر نماييد.
۲۰٫ روزه: روزه فراموش نشود كه شما آثار مثبت آنرا به طور واضح و روشن ديدهايد.
نكات مهم
الف) ازدواج: اگر امكانات زندگي فراهم است ازدواج كنيد. عقد كردن هم ميتواند در كنار عمل به ساير توصيههاي درماني كارساز باشد البتّه دوران عقد نبايد طولاني شود، بيش از شش ماه چندان مفيد نيست و شايد مضر هم باشد.
ب) توجه به پيشرفت كار: به پيشرفت كار خود توجّه جدي داشته باشيد و هر تعداد از دفعات خودارضايي شما كه كم ميشود آنرا در دفتري بصورت رمزي و نمودار (كه كسي متوجه نشود) ثبت نماييد و مرتباً به اين پيشرفتها و يادداشتها مراجعه كرده و آنها را مرور نماييد.
ج) تنبيه: هنگام تحريكات جنسي يا به ذهن آمده افكار جنسي خود را تنبيه كنيد و يكي از بهترين راههاي تنبيه بدني اين است كه: «يك عدد كش لاستيكي نازك همانند آنچه كه دور بستههاي پول مياندازند به مچ دست خود داشته باشيد(۱) و هرگاه ميل به عادت خودارضايي پيدا كرديد آن را تا حد امكان بكشيد و رها كنيد كه دست شما دچار درد و ناراحتي بشود و آنقدر اين كار را تكرار كنيد كه نفس شما را از ارتكاب عمل برحذر دارد و رها سازد. ولي معمولاً با يك بار كشيدن و رها كردن منصرف خواهيد شد.»
اين عمل (تنبيه) يكي از بهترين راههاي مبارزه با خودارضايي است و حتما بايد به آن عمل نماييد تا به نتيجة مطلوب دست يابيد.

 

پاورقی:

  1. اين كش تا زماني كه بر عادت خود غلبه ميكنيد به‌طور مخفي يا غيرمخفي بر مچ شما باشد.
خودارضايي چه مشكلاتي از نظر جسمي دارد؟ و تأثير آن در ازدواج چيست؟ حكم آن در ماه رمضان بيان كنيد؟

خودارضايي چه مشكلاتي از نظر جسمي دارد؟ و تأثير آن در ازدواج چيست؟ حكم آن در ماه رمضان بيان كنيد؟

پاسخ:

انسان زيباترين و پيچيده ترين آفريده است كه رمز و رازهاي جسم و جانش عصارة خلقت نام گرفته و جانشين خدا در زمين شده است. او داراي نيازهاي طبيعي جسم و روح است. يكي از نيازهاي مهم بشر، ارضاي صحيح و طبيعي غريزة جنسي است . از بيماريهايي كه گريبانگير برخي از افراد است تفريط (سركوب كردن) و يا زياده روي و انحراف در ارضاء اين نياز است. كسي كه به عظمت ، شرافت، كرامت و عزّت و بزرگي انسان، اين موجود بي نظير پي نبرده باشد، در برآورده كردن نيازهاي اين موجود نيز دچار افراط و تفريط بيمارگونه خواهد شد.(۱)
استمنا در واقع، كام جويي و سوء استفادة فرد از خود با حركات تحريك آميز دستگاه تناسلي است كه باعث تخليه هيجانات جنسي او مي شود.

دو حكم شرعي خودارضايياستمناء كردن حرام است و بايد از آن اجتناب شود. استمناء روزه را باطل مي كند. اگر كسي در ماه مبارك رمضان عمداً، در حالي كه روزه است، با خود كاري كند كه مني از او خارج شود، بايد كفّارة جمع بدهد. (يعني ۶۰ روز روزه بگيرد و ۶۰ فقير را طعام بدهد. حكم ديگر: كسي كه مني از او خارج شود، جنب مي شود و بايد براي خواندن نماز، غسل جنابت انجام دهد.(۲) كسي كه استمنا كرده است، چون اين عمل حرام و از گناهان كبيره است، بايد فوراً توبه كند. اگر براي حاكم شرع هم ، گناه، ثابت شود، حكم آن تعزير (شلاق زدن و …)‌است.(۳)
امام صادق ـ‌عليه السّلام ـ در اين باره مي فرمايند: «اين كار گناه بزرگي است و خداوند در قرآن (سوره مؤمنون، آية ۷) از آن نهي كرده است و هركس، اين عمل را انجام دهد و من بدانم، با او هم غذا نمي شوم». در كتب ديني ما براي كساني كه خود ارضايي دارند: عذاب هايي از قرار زير ذكر شده است:
۱٫ در روز قيامت، خداوند به آنان نگاه رحمت نمي كند. ۲٫ آنها را از گناه پاك نمي سازد. ۳٫ براي هركدام از آنها عذاب دردناكي مهيا مي كند.(۴)

زيان هاي خودارضايي خودارضايي ضررهاي متعدد فردي و اجتماعي و … دارد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

الف: زيان هاي جسمي ۱٫ درد چشم و ضعف بينايي و ضعف شنوايي.
۲٫ عرق كردن كف دست.
۳٫ ضعف،‌بي حالي، خواب آلودگي، تنبلي (ضعف عمومي بدن).
۴٫ عدم اعتدال.
۵٫ برخي از عفونت ها در دختران.
۶٫ آسيب به پرده بكارت در دختران.
۷٫ كم خوني و ضعف.
۸٫ انزال زودرس در روابط زناشويي.
۹٫ ضعف حافظه، حواس پرتي و ناتواني در تمركز فكري.
۱۰٫ آسيب پذيري در مقابل بيماري هاي جسمي و خستگي هاي مفرط جسمي به سبب عارضه انزال. (۵)
۱۱٫ آسيب دستگاه تناسلي و ناتواني جنسي. دكتر هو چين مون اغلب بيماري هاي تناسلي را از استمنا مي داند. برخي از آسيب هاي دستگاه تناسلي به قرار زير است:
تورم غدد وزي و كانال نطفه و قسمت پاييني و عقب كانال اورا، شل شدن عضلات تناسلي ـ خروج بي اختيار مني با كوچك ترين تحريك، ايجاد قاعدگي هاي نامنظم و خروج ترشحات چركي و احساس درد هنگام قاعدگي، عقيم شدن، بيماريهاي مقاربتي ، ارضاي ناكامل جنسي در مسايل زناشويي، تأخير و يا ناتواني در توليد مثل و… .
۱۲٫ آسيب مراكز عصبي و غدد مغز (تخليه هاي مكرر عصبي موجب ضعف اعصاب مي شود و به تبع آن در شنوايي و بينايي اختلال رخ مي دهد، كم خوني، كم اشتهايي، مشكلات گوارشي، كم خوابي و اختلال در تنفس، سردرد و سرگيجه و پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات.(۶)

ب: زيان هاي رواني ۱٫ حسادت. ۲٫ احساس حقارت ۳٫ گوشه گيري ۴٫ اضطراب و افسردگي ۵٫ احساس گناه، ضعف اراده، عدم اعتماد به نفس، عذاب وجدان ۶٫ خودخواه و خودبين شدن.(۷)

ج: آسيب هاي اجتماعي۱٫ گوشه گيري ۲٫ مشكل دوست يابي، افت تحصيلي و مشكل شغلي ۳٫ بزهكاري .

د: آسيب معنوي بيماري روحي و آلوده شدن قلب و كورشدن رابطه انسان با خدا و ائمه.

ه. بروز مشكلات در ازدواج ۱٫ دير ازدواج كردن ۲٫ بي ميلي به همسر آينده و سرد بودن روابط زناشويي ۳٫ به علّت انزال زودرس، از نزديكي با همسرش لذّت كافي را نمي برد و دچار فشارهاي شديد روحي مي شود و اين موجب ناسازگاري و نارضايتي و سست شدن كانون گرم خانواده مي شود. (چون غالباً اين امر به عادت حتي پس از ازدواج مي شود) ۴٫ عدم پذيرش خواستگار در دختران ۵٫ توجه به لذت هاي شخصي و تخيل گرايي. البته مشكلات مربوط به ازدواج را نمي توان تنها در قسمت آسيب هاي اجتماعي يافت چون مسائل رواني ـ جسمي ـ اجتماعي و معنوي ارتباط تنگاتنگي با هم ديگر دارند و بي ترديد آسيب در هر كدام به نحوي بر مسأله ازدواج اثر مي گذارد. كسي كه از نظر جسمي در پي عادت به خودارضايي هميشه خسته است مسلماً نشاط لازم را براي خانواده خود ندارد و حوصله اي كمتري دارد زود بين او و بچه ها و همسرش، تنش به وجود مي آيد اين فرد چون قواي جسمي اش تحليل رفته اند در معرض انواع ويروس هاست و مي تواند ناقل آنها به فرزندان و خانواده باشد. از سويي ديگر اين مشكلات مي تواند اقتصاد خانه را به سبب درمان نداشتن نشاط شغلي و .. فلج كند.
تعامل آسيب ها با هم مي تواند ضربه اي شديد به مسأله ازدواج و خانواده بزند.

راه هاي پيشگيري ۱٫ آموختن آداب اجتماعي در كودكي: فرزندان بياموزند، ‌وقتي وارد اتاق خواب والدين مي شوند، بايد اجازه بگيرند.
۲٫ جدا كردن بستر خواب فرزندان از همديگر.
۳٫ تنها نگذاشتن دختر و پسر بالغ.
۴٫ نپوشيدن لباس تنگ و چسبان.
۵٫ تنها در مكان خلوت نماندن و تنها به حمام نرفتن. (در صورتي كه امكان داشته باشد با كسي به حمام برود).
۶٫ ازدواج به موقع (مهمترين عامل پيشگيري).
۷٫ وجود سرگرمي و تفريح مناسب، ورزش، مطالعة كتب، اشتغال به كار و هنر آموزي … .
۸٫ افزايش عزت نفس، شخصيت ، خودباوري در جوانان.

درمان قدم اول: براي درمان اين عادت شوم اين است كه فرد اعتقاد پيدا كند به اينكه بيماري خودارضايي مثل ساير بيماري هاي ديگر قابل درمان است. نااميد نشود براي ترك اين عمل نياز به زمان، صبر و تحمّل دشواري ها و گذشت زمان است.
حديث از امام صادق ـ عليه السّلام – : «جواني گرفتار عادت زشت خودارضايي است و معتقد است كه ديگر اراده اي براي ترك اين عمل در خود نمي بيند، امام فرمود: آيا اين كار را در حضور ديگران هم انجام مي دهد؟ عرض كردند: خير. آنگاه، امام فرمود: پس معلوم است كه اين فرد اراده دارد و با اراده از انجام اين كار در حضور ديگران خودداري مي كند، اگر اصلاً، اراده نداشت در حضور ديگران هم، آن كار را انجام مي داد».
قدم دوّم: در نظر گرفتن تمام اين آثار منفي و ضررهاي جسمي و رواني خودارضايي است. مرور مرتب آنها اثربخش خواهد بود. با توجه به اين دو مطلب، موارد زير را رعايت كنيد:
۱٫ انجام كار و فعاليت سازنده و بيكار نبودن ۲٫ اگر شرايط ازدواج براي فرد فراهم است، ازدواج بهترين راه درمان اين عادت بد است. ۳٫ گرفتن روزه. از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از راه درمان استمناء سؤال شد. فرمود: «روزه بگيريد و موهاي بدن خود را كوتاه نكنيد».(۸) لذا براي نظافت بدن نبايد از تيغ و صابون استفاده شود و بجاي آن از داروي نظافت استفاده شود. ۴٫ انجام ورزش هاي روزانه و آموزش هنر و مطالعه كتب مفيد در اوقات فراغت و تنهايي. ۵٫ پوشيدن لباس گشاد. ۶٫ شستشو با آب سرد. ۷٫ دوري از محيط ها و افراد آلوده. ۸٫ براي هر بار انجام اين عمل، تنبيهي مناسب در نظر گرفته شود. يكي از راه هاي تنبيه: فرد يك عددكش لاستيكي نازك (همانند كشي كه دور بسته پول مي بندد) به مچ دست مي بندد و در هنگام وسوسه شدن، آن را تا حد امكان كشيده و رها مي كند تا دستش دچار درد شود، آنقدر اين عمل را تكرار مي كند تا نفس او از انجام عمل منصرف شود.
قدم آخر: سعي شود در طول زمان به تدريج از تعداد دفعاتي كه اين عمل را انجام مي شده، كم گردد.

 

پاورقی:

  1. صدري، نوروز. فتنة نفس، چاپ اول،۱۳۸۲، ص ۶ و ۵٫
    ۲٫ معصومي، سيّد مسعود. احكام روابط زن و مرد، چاپ ۲۳، ۱۳۸۰، ص ۱۵۵٫
    ۳٫ همان، ص ۱۵۷٫
    ۴٫ فتنة نفس، ص ۵۶٫
    ۵٫ همان، ص ۶۵٫
    ۶٫ خودارضايي، مؤسسه پژوهشي فرهنگي اشراق، نشر مبعث، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۱۵-۱۱، (اقتباس).
    ۷٫ همان، ص ۸۵٫
    ۸٫ پاك نژاد، ازدواج مكتب انسان سازي، مهدية اشكذر، چاپ چهارم، ص ۲۳۱٫

 

آيا استمناء گناه كبيره است؟ آيا احتمال دارد استمناء جزء گناهاني باشد كه معصوم فرمود هم اميد بخشش نسبت به آن مي رود و هم بيم عذاب؟

آيا استمناء گناه كبيره است؟ آيا احتمال دارد استمناء جزء گناهاني باشد كه معصوم فرمود هم اميد بخشش نسبت به آن مي رود و هم بيم عذاب؟ اگر استمناء گناه كبيره باشد آيا براي اكثريتي كه توانايي ازدواج ندارند و سن بلوغ و ازدواج شان ۱۰ تا ۱۵ سال شايد هم بيش تر فاصله است قرار دادن آنها در عصر و حرج نيست؟ مگر در روايات نداريم كه در اسلام سختي و عصر و حرج نيست. كبيره بودن خود ارضايي يعني يكسان بودن با شراب و زنا، آن دسته از علمايي كه خود ارضايي را گناه كبيره مي شمارند با استناد به كدام آيه از آيات قرآن عذاب جهنم را لايق چنين فردي مي دانند در حالي كه قرآن مستقيماً به كبيره بودن آن تصريح ننموده است؟ در ضمن اين ناهمخواني بين شريعت و طبيعت چه توجيهي دارد؟

پاسخ:

سئوال فوق متشكل از چند بخش است. لذا جهت سهولت در پاسخ، هر بخش از سئوال به عنوان سر فصل آورده و سپس در ذيل آن پاسخ داده مي‌شود.

آيا استمناء گناه كبيره است؟در تعداد گناهان كبيره اختلاف است و روايات مختلفي در اين باره وجود دارد. امّا آيه يا روايتي كه همه آنها را يكجا شمرده باشد وجود ندارد. در اصول كافي ج۲ باب الكبائر(۱) ۲۴ روايت در باب گناهان كبيره وجود دارد كه در بعضي از آنها اشاره به تعدادي از گناهان كبيره شده است. اما به طور كلي در بين روايات، روايتي كه مستقيما به كبيره بودن استمناء اشاره داشته باشد وجود ندارد. اما بلاشك استمناء گناه است و فقها فتوي به حرمت آن داده اند و روايات زيادي در مذمت آن وارد شده است.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: استمناء كننده جزو كساني است كه خدا در قيامت با آنها سخن نمي گويد.(۲)
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: ملعون است كسي كه استمناء كند.(۳)
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: كسي كه استمناء كند مثل اين است كه با خودش ازدواج كرده است (خودش را وطي كرده است).(۴)
البته شهيد دستغيب در كتاب گناهان كبيره استمناء را در شمار گناهان كبيره غير منصوصه ذكر نموده است. يعني گناهاني كه نص صريح بر كبيره بودن آن وارد نشده اما از بررسي مجموع رواياتي كه در مذمت آن وارد شده است مي توان احتمال كبيره بودن آن را داد.
نكته قابل توجه اين كه به فرض، استمناء، گناه صغيره باشد نه كبيره، اما قابليت تبديل به كبيره شدن را دارد. زيرا كسي كه مبتلا به آن شود با يك بار انجام دادن آن راضي و قانع نمي شود بلكه به ارتكاب آن عادت مي كند و ممكن است هر روز و يا هفته اي چند بار اين گناه را انجام دهد. بدين سبب مرتكب گناه كبيره مي شود زيرا يكي از گناهان كبيره، اصرار بر گناه صغيره است. امير المومنين ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: إياك و الإصرار فإنه من أكبر الكبائر و أعظم الجرائم.(۵) بپرهيز از اصرار بر گناه، به درستي كه آن از بزرگ ترين گناهان است.
گذشته از همه اين ها درست است كه در لسان آيات و روايات، گناه به صغيره و كبيره تقسيم شده است اما هر گناهي هر چند كوچك در برابر عظمت پروردگار عالم بزرگ است و كوچك شمردن گناه، خود از گناهان كبيره است. امير المومنين ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: اشد الذنوب ما استهان به صاحبه.(۶) شديد ترين گناهان آن است كه انسان نسبت به آن بي تفاوت باشد و آن را كوچك بشمارد. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به ابوذر مي فرمايد: يا اباذر لا تنظر الي صغر الخطيئه و لكن انظر الي من عصيت.(۷) به كوچكي گناه نگاه نكن بلكه ببين نافرماني چه كسي را انجام ميدهي.
ضمن اين كه بزرگ ترين ضربه اي كه انسان در قيامت مي خورد از همين گناهان كوچك است. زيرا اگر انسان يك گناه بزرگي انجام دهد پيوسته در نظرش باقي مي ماند و ممكن است در وقت توبه فقط آن گناه مد نظرش باشد و از آن توبه كند. اما معمولاً گناهان كوچك را فراموش مي كند به طوري كه گويا اصلا گناهي مرتكب نشده و اين گناهان، كم كم انباشته مي شود و روز قيامت با كوله باري از گناه بايد خدا را ملاقات كند. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: اتقوا المحقرات من الذنوب فانها لا تغفر.(۸) بپرهيزيد از گناهان كوچك به درستي كه اين گونه گناهان آمرزيده نمي شود.
آيا احتمال دارد استمناء جزء گناهاني باشد كه معصوم فرموده هم اميد بخشش نسبت به آن مي رود و هم بيم عذاب؟ بله اين چنين است. اما براي واضح شدن مطلب، خلاصه روايت را به دقت توجه نمائيد:
امير المومنين ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: گناهان سه دسته اند:
۱٫ گناهي كه بخشيده شده و آن گناهي است كه خدا انساني را به خاطر گناهش در دنيا عذاب كرده است. لذا در آخرت عذاب نمي كند. زيرا خدا كريم تر از آن است كه انسان را به خاطر يك گناه دوبار عذاب كند.
۲٫ گناهي كه بخشيده نمي شود و آن ظلم به بندگان خداست و به عبارتي حق الناس است و چون خدا عادل است و ظلم را در حق بندگانش روا نمي دارد. لذا بخشش آن گناه از سوي خدا مستلزم جلب رضايت مظلوم است.
۳٫ گناهي كه انسان مرتكب شده و خدا آن را پوشانده و توفيق توبه هم به او داده است. يعني از گناهش توبه كرده است. پس اين بنده پيوسته بين خوف و رجاء است هم خائف است كه مبادا خدا مرا نبخشيده باشد و توبه ام را قبول نكرده باشد و هم اميدوار است به رحمت خدا كه او قابل التوب و غافر الذنب است.(۹)
حال نكته قابل توجه در روايت اين است كه امير المومنين ـ عليه السلام ـ اميد بخشش قسم سوم از گناه را مشروط كرده است به توبه، يعني اگر انسان واقعا توبه نموده كه از جمله شرايط توبه حقيقي پشيماني از انجام گناه و تصميم گرفتن بر انجام ندادن گناه است، اميد است كه انشاء الله خدا گناه او را ببخشد.
اگر استمناء گناه كبيره باشد آيا براي اكثريتي كه توانايي ازدواج ندارند و سن بلوغ و ازدواجشان ۱۰ تا ۱۵ سال شايد هم بيش تر فاصله است قرار دادن آنها در عسر و حرج نيست. مگر در روايات نداريم كه در اسلام سختي و عسر و حرج نيست؟
آيات و رواياتي در نفي عسر و حرج در دين وارد شده است و در محل خود به اثبات رسيده است.دوران بين حرمت استمناء و مشكل بودن ازدواج در اين زمان هرگز مستلزم قرار گرفتن انسان در عسر و حرج نيست. براي روشن شدن مطلب نكاتي را ذكر مي‌كنيم:
۱٫ از مجموع آيات و رواياتي كه به عنوان مدرك «لاحرج» مورد استناد قرار گرفته اند چنين بر مي آيد كه عنوان عسر و حرج تنها نافي تكاليف ناشي از احكام وجوبي مثل روزه، وضو، غسل و… است. يعني اگر اين اعمال براي شما مشقت دارد خدا كار را بر شما آسان مي كند. مثلا اگر آب برايت ضرر دارد تيمم كن، اگر روزه ضرر دارد روزه نگير بعدا اگر شد قضاي آن را به جا بياور… . بنابر اين قاعده «لاحرج» شامل احكام تحريمي نمي شود. لذا سختي و مشقت به تنهايي موجب جواز ارتكاب اعمال حرام نمي گردد، مگر آن كه به حد اضطرار برسد.
در اين باره پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: فإذا أمرتكم بشي فأتوا منه ما استطعتم و إذا نهيتكم عن شيء فاجتنبوه. هر آن چه را كه به شما امر كردم تا حدي كه توانايي داريد آن را انجام دهيد و هر آن چه را كه شما را از آن نهي كردم از آن بپرهيزيد.(۱۰)
بنابراين نفي تكليف از احكام تحريمي نامش اضطرار است نه عسر و حرج. يعني اگر مضطر شدي به ارتكاب استمناء انجام دادنش حرام نيست مثلا اگر كسي تو را تهديد به مرگ كرد كه اگر استمناء نكني تو را مي كشم ارتكاب آن اشكال ندارد.
۲٫ در كتاب‌هاي لغت كلمه «حرج» در سه معنا به كار رفته است كه عبارت اند از: «ضيق»، «اثم و گناه» و «حرام». ابن اثير گفته: «الحرج في الاصل الضيق و يقع علي الاثم و الحرام». معناي اصلي حرج ضيق است. حرج يعني مشقت، و در معناي گناه و حرام هم استعمال مي شود. سپس مي فرمايد: «و قيل الحرج أضيق الضيق». يعني بين خود حرج و ضيق هم فرق است. حرج، ضيق تر از ضيق است و يك مرحله از مشقت بالاتر است. مشقتي كه عادتا انسان نمي تواند آن را تحمل كند. در عرف عام هم حرج به همين معناي لغوي يعني مشقت شديد استعمال شده است.
۳٫ بسياري از تكاليف بالطبع با مقداري سختي و مشقت همراهند. حال آن چه نفي گرديده است عسر و حرج مازاد برسختي و مشقت طبيعي تكليف است و ملاك آن، طاقت متوسط مردم درحالت متعارف و عادي است. يعني در حالتي كه مبرا از مرض و عذر باشد، به اين معنا كه شارع عسر و حرج بر بندگانش نمي خواهد مگر از جهت تكاليفي كه بر اثر طاقت و توان اشخاص معمولي و متعارف در حال عادي ايجاد شده اند و عسر و حرج مازاد بر آن منتفي است.
۴٫ سختي ها و مشقتي كه در تكاليف شرعي وجود دارد و با طاقت و توان اشخاص معمولي در حالت عادي مناسب است، همان مشقتي است كه تحمل آنها لازمه تهذيب نفس و رفع نقصان آن و كسب كمالات است. عقل، تحمل اين گونه مشقات را تحسين نموده و لازم مي شمارد. به همين سبب بايد گفت در جايي كه تكليفي به واسطه حكم شارع به اثبات رسيده است و طبعا با سختي و مشقت توأم است، سختي و مشقت موجود در آن تكليف، آن را ساقط نمي كند.
۵٫ اوامر و نواهي خداوند در حد وسع و توان انسان و متناسب با طبيعت انسان است. خدا همه جوانب را در نظر گرفته و سپس انسان را به كاري امر يا نهي مي كند. براي رفع نيازهاي جنسي، ازدواج را براي انسان در نظر گرفته است. خوب حالا اگر ازدواج سخت شده و والدين دختر و پسر سخت گيري مي كنند، آيا اين تقصير خداست، تقصير دين است!؟ خير، مقصر ما هستيم «اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب كه هست از مسلماني ماست»
ما بايد خودمان را با دين وفق بدهيم نه اين كه بر خلاف دين رفتار كنيم. يا اين كه دين را در حد خواسته هاي خودمان تنزل دهيم. با استعانت از خداوند متعال و پرهيز از محركات شهوت و تقواي الهي مي توان خود را از اين گناه و به طور كلي از همه گناهان به دور داشت. اصلاً برنامه‌هاي دين براي ساختن انسان است. انسان بايد تقوا و عفت را در درون خود نهادينه كند. اين هدف با تحمل سختي‌ها و آموزش و به كارگيري مهارت‌هاي خودمهارگري و خويشتن‌داري به دست مي‌آيد.
خدا در قرآن مي فرمايد: و من يتق الله يجعل له مخرجاً(۱۱) و در جاي ديگر مي فرمايد من يتق الله يجعل له من امره يسرا(۱۲)ً اگر انسان با تقوا باشد خدا راه را برايش هموار و آساني در كارها را برايش فراهم مي سازد. در جاي ديگر مي فرمايد: و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتي يغنيهم الله من فضله(۱۳). آنان كه توانايي ازدواج ندارند پاكدامني را پيشه خود سازند خدا آنها را از فضل خود بي نياز مي كند».
آن دسته از علمايي كه استمناء را گناه كبيره مي شمارند با استناد به كدام آيه از قرآن عذاب جهنم را لايق چنين فردي مي دانند، در حالي كه قرآن مستقيما به كبيره بودن آن تصريح ننموده است؟
قرآن كتاب جامعي است كه تمام اخبار و احكام در آن قرار دارد. خدا در قرآن مي فرمايد: و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكلّ شيء.(۱۴) يعني ما قرآن را بر تو نازل كرديم كه بيان گر همه چيز است. امير المومنين ـ عليه السلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل مي كند كه درباره قرآن فرمود: فيه (في القرآن) نبأ من كان قبلكم و نبا من كان بعدكم و حكم ما كان بينكم.(۱۵) تمام اخبار گذشتگان و آيندگان و احكام مورد نياز شما، همه در قرآن موجود است.
همان گونه كه هر چيزي ظاهري دارد و باطني، قرآن نيز چنين است. امام باقر ـ عليه السلام ـ به جابر بن يزيد جعفي مي فرمايد: يا جابر انّ للقرآن بطنا و للبطن بطنا و له ظهر و للظهر ظهر…(۱۶) قرآن باطني دارد و باطنش نيز خود باطني دارد كما اين كه ظاهري دارد و ظاهرش نيز ظاهري دارد. هم چنين امام سجاد ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «كتاب الله عزوجل علي أربعه أشياء علي العباره و الاشاره و اللطائف و الحقائق فالعباره للعوام و الإشاره للخواص و اللطائف للأولياء و الحقائق للأنبياء».(۱۷) فهم حقايق و باطن قرآن كار پيامبر و ائمه است. قرآن بر پيامبر نازل شده است. پس مبين قرآن پيامبر است. همان گونه كه مي دانيد معمولا كتاب نياز به معلم دارد، معلم قرآن، پيامبر و ائمه هستند. معلماني كه آگاه به تأويل آن هستند. در ماجراي جنگ صفين وقتي قرآنها را سر نيزه كردند امير المومنين ـ عليه السلام ـ فرمود: انا القرآن الناطق(۱۸) و به روايت ديگري فرمود: انا الكلام الله الناطق.(۱۹)
اگر ما قرآن را تفسير مي كنيم با استفاده از احاديث و سخنان ائمه و پيامبر سلام الله عليهم اجمعين است و حق تفسير به رأي نداريم. امام باقر ـ عليه السلام ـ در پايان مناظره خود با قتاده بن دعامه، فقيه مردم بصره، در بر حذر داشتن وي از تفسير قرآن چنين مي فرمايد: ويحك يا قتاده انما يعرف القرآن من خوطب به.(۲۰) واي بر تو اين است و جز اين نيست كه قرآن را كسي مي فهمد كه مخاطب آن قرار گرفته است و آن كسي نيست جز پيامبر و اهل بيت او.
اين كه بعضي چيزها را ما در قرآن نمي يابيم دليل بر نبودن آن در قرآن نيست. بلكه ما قادر بر فهم عميق قرآن نيستيم. فهم عميق قرآن كار معصومين است، كه در قالب احاديث و روايات براي ما تبيين كرده اند. لذا منابع احكام منحصر در قرآن نيست، بلكه شامل سنت، اجماع و عقل نيز مي باشد. وانگهي اين كه مي‌گوييد در قرآن به حرمت استمناء تصريح نشده است،عرض مي كنيم كه خيلي چيزها در قرآن نيامده است. مثلا كجاي قرآن نام ائمه آمده، كجاي قرآن نوشته نماز صبح دو ركعت است و… . پس اگر بخواهيم به ظاهر قرآن عمل كنيم چيزي از دين براي ما باقي نمي ماند.
ضمن اين كه آيه اي در قرآن است كه فقها براي حرمت استمناء به آن استناد مي كنند، كه خلاصه آن اين است: از امام صادق ـ عليه السلام ـ از خضخضه (استمناء) سئوال شد، فرمود گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن از آن نهي فرموده و استمناء كننده مثل كسي است كه با خودش ازدواج كرده است (خودش را وطي كند) و اگر بداني آن چه را كه او انجام مي دهد حقيقتش چيست با او سر سفره غذا نمي نشستي. آن شخص عرض كرد: يابن رسول الله براي حرمت استمناء برايم دليل از قرآن بياور حضرت فرمود: سخن خداي متعال كه مي فرمايد: فمن ابتغي وراء ذلك فأولئك هم العادون(۲۱) و هو مما وراء ذلك.
دو آيه قبل از اين آيه يعني آيات ۵ و ۶ سوره مومنون و الذين هم لفروجهم حافظون إلا علي أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فإنهم غير ملومين دلالت بر اين دارند كه مرد از نظر حفظ مواضع جنسي خود، فقط مي تواند با حليله (زن خود) خود ارتباط داشته باشد.«وراء ذلك»، عموميت دارد و غير مورد خاصي كه ذكر شده است را شامل مي‌شود. كه يكي از مصاديق آن هم خودارضايي است.امام مي فرمايد: « فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون و هو مما وراء ذلك» يعني اين استمناء از مصاديق وراء ذلك است… . سپس حضرت فرمود بعضي مردم مي گويند بعضي گناهان از بعضي ديگر كوچكترند در حالي كه همه گناهان نزد خدا بزرگند. زيرا نافرماني خداست و خدا نافرماني از بندگانش را دوست ندارد و بندگان را از آن نهي كرده زيرا نافرماني كار شيطان است… .(۲۲)
تذكر: با توجه به مطالبي كه ذكر شد مشخص مي شود كه هيچ گونه ناهمخواني بين طبيعت انسان و شريعت نيز وجود ندارد.

 

پاورقی:

  1. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافي، باب الکبائر. تهران، دارالکتاب اسلاميه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش ج۲، ص۲۷۶٫
    ۲٫ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء ۱۴۰۴ ق. ج۷۳، ص۱۰۶٫
    ۳٫ ابن أبي جمهور، عوالي اللآلي، قم، انتشارات سيد الشهدا، چاپ اول. ج۱، ص۲۶۰٫
    ۴٫ بحارالانوار ، ج۱۰۱، ص۳۰٫
    ۵٫ آمدی، غررالحکم، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، چاپ اول، ص۱۸۷٫
    ۶٫ شیخ حر عاملی، وسائل الشيعه، موسسه آل البيت لاحياء التراث قم، چاپ اول، ج۱۵، ص۳۱۲٫
    ۷٫ نوری، حسين بن محمد تقى، مستدرک الوسائل، موسسه آل البيت لاحياء التراث قم، چاپ اول، ج۱۱، ص۳۲۹٫
    ۸٫ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۴۵٫
    ۹٫ بحارالانوار، ج۶، ص۲۹٫
    ۱۰٫ همان، ج۲۲، ص۳۱٫
    ۱۱٫ طلاق : ۲٫
    ۱۲٫ طلاق : ۴٫
    ۱۳٫ نور : ۳۳٫
    ۱۴٫ نحل : ۸۹٫
    ۱۵٫ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۲۳۹٫
    ۱۶٫ وسائل الشيعه، ج۲۷، ص۱۹۲٫
    ۱۷٫ بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۰٫
    ۱۸٫ ينابيع الموده، ج۱، ص۲۱۴٫
    ۱۹٫ بحارالانوار، ج۳۰، ص۵۴۶٫
    ۲۰٫ وسائل الشيعه، ج۲۷، ص۱۸۵٫
    ۲۱٫ مومنون : ۷٫
    ۲۲٫ وسائل الشيعه، ج۲۸، ص۳۶۴٫
دختري هستم، از سنّ ۱۰ سالگي خودارضايي را شروع كردم، در سن ۱۸ ـ ۱۷ سالگي تصميم گرفتم جلوي اين كار را بگيرم و تا حدّي بهتر شدم. از سويي نيز مي‌ترسم درباره‌ي ازدواج فكر كنم، مي‌ترسم برايم مشكل جسمي پيش آمده باشد و فكر مي‌كنم طرف مقابل من نيز بايد با حالت‌ها و افكار من آشنا شود؟

دختري هستم، از سنّ ۱۰ سالگي خودارضايي را شروع كردم، در سن ۱۸ ـ ۱۷ سالگي تصميم گرفتم جلوي اين كار را بگيرم و تا حدّي بهتر شدم. اكنون بيشتر اوقات در خواب دچار احتلام مي‌شوم به علت اين مشكل به دكتر زنان مراجعه كردم، به من گفت: «از نظر پزشكي خودارضايي حرام نيست». البته دو سالي كه در خوابگاه دانشجويي بودم با داشتن دوستان معنوي‌ام بهتر شدم. امّا باز نشد. گويي خدا مرا به حال خود رها كرده است. نسبت به خيلي از باورهايم هم شك دارم. امّا دنبال اطمينان قلبي هستم. البته نااميد نيستم. از سويي نيز مي‌ترسم درباره‌ي ازدواج فكر كنم، مي‌ترسم برايم مشكل جسمي پيش آمده باشد و فكر مي‌كنم طرف مقابل من نيز بايد با حالت‌ها و افكار من آشنا شود؟

پاسخ:

براي رسيدن به هدف خود به راهكارهاي زير توجّه فرماييد.

۱٫ نكات مثبت بسياري در شما وجود داردنامه‌ي شما پر بود از نكات مثبت، توجّه به نماز و آداب ديني، تحصيلات خوب، دغدغه‌ي زندگي‌اي بهتر، تلاش براي رسيدن به اقناع فكري در مسائل ديني، توجّه به زندگي آينده، اميد به خداوند و از همه مهم‌تر توجّه به امر مشاوره براي رسيدن به اهداف مثبت خود. اين نكات خوب و بسياري از موفقيت‌هاي كوچك و بزرگي كه حتماً در زندگي كسب كرده‌ايد حكايت از اراده و معنويت شما دارد، مطمئناً با توجّه به اين نكات و تهيه‌ي فهرستي از موفقيت‌هاي گذشته و عمل به مسائل مطرح شونده به ابزار موفقيت مسلح مي‌شويد. اراده‌ي شما از قانون همه يا هيچ پيروي نمي‌كند. يعني اين طور نيست كه بگوييد يا اراده هست يا نيست.
اراده وجود دارد امّا گاهي ممكن است در برخي از ابعاد زندگي كم‌رنگ‌تر گردد. همين كه شما با اراده‌ي خود مدّتي ترك كرديد و يا اينكه مي‌توانيد آن كار را در جلوي ديگران انجام ندهيد، حكايت از اراده‌ي شما دارد.(۱) كه اين اراده با نكاتي كه در ادامه اشاره مي شود تقويت مي‌گردد.

۲٫ احساس گناهشما به علت اين مسئله احساس گناه مي‌كنيد، و اين نشان مي دهد كه وجود شما به نور ايمان روشن است. در واقع وقتي اين كار را شروع كرده‌ايد كه از نظر عقلاني رشد كافي نداشته‌ايد و نسبت به حكم شرعي آن اطّلاعي نداشتيد و براي همين آن را تكرار كرده‌ايد. امّا الان كه متوجّه شده‌ايد از نظر شرع اين عمل مقبول خداوند رحمان نيست دنبال ترك آن هستيد. ترك كمي مشكل است، چون به شكل عادت درآمده است. امّا با تلاش و توكّل، اين امر حل شدني است، مخصوصاً اگر بدانيد كه شما چه جايگاه ويژه‌اي با توبه نزد خداوند پيدا كرده‌ايد. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: «محبوب‌ترين چيز نزد خدا جواني است كه از گناهان خود توبه كرده و از پيشگاه الهي طلب آمرزش مي‌نمايد». نيز مي‌فرمايد: «توبه از گناهان هميشه پسنديده است ولي در جواني پسنديده‌تر است».(۲)
مطمئن باشيد خداوند نيز پذيرا و منتظر بازگشت شماست. چرا كه خود فرموده است: «اي بنده‌ي من كه بر خود (با گناهان) اسراف كرده‌ايد از رحمت بي‌كران من نااميد نباشيد، چرا كه همه‌ي گناهان را مي‌بخشم».(۳) از سويي ديگر در روايت داريم كه: «كسي كه از گذشته‌ي گناه آلود خود توبه كند مثل اين است كه گناهي نكرده است».(۴) و در قرآن كريم نيز مي‌خوانيم: «خوبي‌ها و كارهاي نيك غبار گناهان را مي‌شويد».(۵)

۳٫ ورزش و فعاليت‌هاي بدنيورزش نيرو و انرژي بدن را متعادل مي‌كند، باعث تقويت اراده مي‌گردد و در انسان ايجاد نشاط و روحيه مي‌كند. براي زندگي خوب برنامه‌ي ورزشي منظم داشته باشيد. از جمله خوبي‌هاي ورزش اين است كه از افراد ورزشكار كمتر عمل خودارضايي گزارش شده است.(۶) از سويي ديگر ورزش و فعاليت به ترميم نيروهاي تحليل رفته‌ي بدن كمك مي‌كند و همچنين كمك مي‌كند كه موقع خواب سريع‌تر به خواب آرامي برويد و شما را از فكر كردن و انجام دوباره‌ي اين امر باز مي‌دارد كه اين خود نقش كليدي در كنترل خواب‌ها و احتلام‌ها دارد. (حتماً ورزش كنيد)

۴٫ گزينش دوست خوبدوست خوب مي‌تواند كمك بسيار خوبي در زندگي و ترك گناهان داشته باشد. توصيه مي شود دنبال دوست معنوي و با ايمان باشيد و حتّي اگر ممكن است تلفني، حضوري و يا مكاتبه‌اي با آنها ارتباط داشته باشيد. اعمال و گفتار آنها در جهت‌دهي شما نقش ويژه‌اي را ايفا مي كنند. دوستي با آنها به شما كمك مي رساند كه حضور خداوند را در خلوت نيز پررنگ‌تر حس كنيد. حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به اصحاب خود فرمودند: «دوستي برگزينيد كه سه خصلت داشته باشد: ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و گفتارش به دانش شما بيفزايد و اعمالش شما را به انجام كارهاي اخروي وا دارد».(۷)

۵٫ خود پاداش دهيبراي ترك اين عمل طبق برنامه‌ي مكتوب عمل كنيد. گام‌هاي مثبت خود، مثل مشاوره‌ي فعلي، در ترك را تقويت كنيد و خود را پاداش دهيد. هر گاه بر عمل ترك موفق شديد، خدا را شكر كنيد و خود را تشويق كنيد. مثلاً براي خودتان فلان لباس مورد علاقه را بخريد و يا غذاي دلخواه خود را بپزيد و … .

۶٫ خود تنبيهيدر قبال وسوسه‌ها و انجام اين عمل مقاومت به خرج دهيد و هر گاه دچار آن شديد، خود را مجازات كنيد، مثلاً مبلغي پول را انفاق كنيد و يا خود را از فلان سريال مورد علاقه‌تان محروم سازيد.

۷٫ اجتناب از امور تحريك‌زااز مسائل و اموري كه در شما تحريك و تشويق به خودارضايي مي‌كنند، پرهيز كنيد.
الف: از دوست ناشايست و مبتلا به خودارضايي و افرادي كه شوخي‌هاي جنسي مي‌كنند و يا داستان‌هاي شهوت‌انگيز تعريف مي‌كنند، فاصله بگيريد.
ب: از مشاهده‌ي فيلم‌هاي تحريك‌زا، گوش‌ دادن به موسيقي‌هاي لهوي، مطالعه‌ي كتاب‌هاي عشقي و شهواني پرهيز كنيد.
ج: از غذاهاي محرك، (خرما، تخم مرغ، فلفل، گوشت قرمز، پياز، غذاهاي چرب) كمتر استفاده كنيد. اتاق خواب را كمي خنك نگه داريد و هنگام تحريك، دوش آب سرد بگيريد و يا اگر مقدور نيست، اعضاي تناسلي را چندين بار با آب سرد شستشو دهيد، اين امر به تغيير جريان خون و در نتيجه تعديل فشار جنسي كمك مي‌كند.
د: لباس‌هاي چسبنده و تنگ نپوشيد و رختخواب نيز تنگ نباشد.
هـ : وقتي به رختخواب برويد كه كاملاً احساس خواب مي‌كنيد.
و: قبل از خواب مثانه تخليه گردد، غذاهاي شب سبك و زود هضم باشد، از غذاهاي آبكي و گرم خودداري كنيد، از نوشيدن قهوه و چاي بسيار بپرهيزيد. زيرا در خواب اختلال ايجاد مي‌كند.(۸)

۸٫ پر كردن اوقات فراغتبا فعاليت‌هاي مثبت مثل مطالعه، خياطي، ورزش و زيارت و … براي اوقات خود برنامه داشته باشيد. از تنهايي و خلوت بپرهيزيد و سعي كنيد بيشتر وقت خود را در كنار ديگران به سر ببريد تا زمينه‌ي فكر و عمل در شما كنترل شود.

۹٫ كنترل فكرمي‌دانيد كه هر عملي از فكر به آن شروع مي‌شود. بايد فكر را كنترل كرد تا از ارتكاب به اين عمل خودداري شود. براي كنترل فكر مي‌توانيد به ذكر خداوند مثل «لا حول و لا قوة الا بالله» مشغول شويد،(۹) اشعاري در مدح اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ حفظ و زمزمه كنيد، ضررهاي جسمي، اجتماعي، روحي و رواني عمل خودارضايي را را مرور كنيد، به مطالعه‌ي كتاب‌هاي اخلاقي و يا داستان‌هاي سازنده مشغول شويد.

۱۰٫ تلقين به خوديكي از روانشناسان كه در اين زمينه تحقيقات فراواني انجام داده دكتر ويكتور پوشه است. وي مي‌گويد: افراد مبتلا به اين عادت هر روز به دفعات مختلف با تمركز به خود بگويند: «من به خوبي قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم». پل ژاگو كه در زمينه‌ي اراده، كارشناس خوبي است به نقش سازنده‌ي تلقين و جملات تأكيدي مثبت (من مي‌توانم و …) اشاره مي‌كند و اعتقاد دارد كه تلقين قبل از خواب اثر بسياري دارد. شنيدن تلقين‌هاي ديگران نيز مفيد است، مثل كمك از مشاور، خواندن راه‌حل‌ها و درمان‌ها، توجّه به رحمت خدا و زمزمه‌ي آيات مربوط به رحمت خداوند و در مقابل، منفي انديشي (خود و ديگران) مخلّ است.(۱۰)

۱۱٫ عدم يأسهمان گونه كه اين عادت به تدريج شكل گرفت، ممكن است ترك آن و جبران نيروهاي تحليل رفته شما به راحتي انجام نگيرد. امّا نكته مهم اين است كه هر گام مثبت شما يك موفقيت براي ترك محسوب مي‌شود و شما بايد به آن قدم‌ها (و لو اندك) دلگرم باشيد تا آهسته آهسته موفقيت كامل ايجاد گردد.
با گزينش دوست خوب، ورزش، فعاليت‌هاي تفريحي، تغذيه‌ي مناسب، و مطالعه‌ي كتاب‌هاي اخلاقي، روحيه‌ي تغيير و اصلاح را در خود زنده نگه داريد و مطمئن باشيد كه به زودي آثار مثبت آن را در خود احساس خواهيد كرد.
تذكر:
۱٫ احتلام‌هاي پي در پي: تنظيم خواب، افكار، انجام فعاليت‌هاي بدني، پرهيز از غذاهاي سنگين در شب، دوري از عوامل تحريك زا، (عكس‌هاي مبتذل، خوردن غذاهاي محرك و خيلي چرب بيش از نياز بدن) نقش مؤثري در احتلام‌هاي شبانه دارند. احتلام يكي دو بار در هفته نشانه‌ي بيماري نيست. امّا اگر زيادتر شود نشانه‌ي بيماري است كه با موارد بالا قابل كنترل است. شما بهتر است به متخصص اعصاب و روان (روان پزشك) مراجعه كنيد. تا در صورت صلاح ديد دارو نيز به شما بدهند.(۱۱)
۲٫ ازدواج و شريك زندگي: در نامه‌ي خود گفته بوديد كه دغدغه‌ي انتخاب شريك زندگي را داريد، مسلّماً خودارضايي اگر ترك نشود مي‌تواند به زندگي زناشويي شما آسيب برساند و خود سبب ناسازگاري‌هايي در روابط شما با همسرتان گردد. توجّه به اين دغدغه‌ خود مي‌تواند كمك خوبي براي ترك اين عمل باشد بهتر است تا مدتي از فكر ازدواج منصرف شويد. اين مدّت بستگي به تلاش و زحمت شما دارد. و در عوض تلاش كنيد با روش‌هاي بالا اين عمل را ترك كنيد. انجام و تكرار مطالب فوق مي‌تواند شما را در ترك اين عمل كمك كند، و پس از ترك و جبران، «لازم نيست در اين باره چيزي به همسر آينده‌ي خود بگوييد». زيرا خداوند از آن گناه با توبه‌ي واقعي شما گذشت خواهد كرد.
۳٫ دعا و توكّل: با خداوند و ائمه ـ عليهم السّلام ـ رابطه‌ي عاطفي خوبي ايجاد كنيد، و در راز و نياز‌هاي خود از آنها بخواهيد كه شما را كمك كنند.
تذكر: خودارضايي حرام است و پزشك نمي‌تواند آن را تجويز كند. بيان احكام ديني بر عهده متخصصان ديني و مجتهدان جامع الشرايط است و پسنديده مي نمايد كه هر كسي در حيطه تخصص خود اظهار نظر كند. هر چند كه اكثر پزشكان خطر ها و آثار زيانباري براي خودارضايي بر شمرده اند.

 

پاورقی:

  1. شرفي، محمّد رضا. دنياي نوجوان، نشر تربيت، چاپ اول، ۱۳۷۰، ص ۲۷۰، (اقتباس از روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ )
    ۲٫ همان، ص ۲۱۸ و ۲۱۹٫
    ۳٫ زمر: ۵۳٫
    ۴٫ خودارضايي، مؤسسه پژوهشي فرهنگ اشراق، نشر مبعث، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۴۰٫
    ۵٫ هود: ۱۱۴٫
    ۶٫ دنياي نوجوان، ص ۲۱۴ و ۲۱۵، (اقتباس).
    ۷٫ شرفي، محمّد رضا. جوان و نيروي چهارم زندگي، نشر سروش، چاپ سوم، ۱۳۸۱، ص ۱۴۱٫
    ۸٫ دنياي نوجوان، ص ۲۱۵ و ۱۹۱٫
    ۹٫ اين ذكر براي دور شدن از وسوسه است. ر.ک: قمي، عباس. مفاتيح الجنان، قسمت ملحقات كتاب.
    ۱۰٫ دنياي نوجوان، ص ۲۰۶ با كمي تغيير.
    ۱۱٫ همان، ص ۲۲۰ و ۲۲۲٫

منبع:نرم افزار پاسخ

دلايلي كه اثبات مي كنند خود ارضايي گناه بوده و از نوع كبيره مي باشند را لطفا بيان فرماييد؟

دلايلي كه اثبات مي كنند خود ارضايي گناه بوده و از نوع كبيره مي باشند را لطفا بيان فرماييد؟

پاسخ:

مسأله استمناء (Masturbation) بر اساس نظر فقهاء شيعه و سني حرام است.(۱) بسياري آن را از گناهان كبيره برشمرده اند و براي گفته خود به روايات قرآن شريف و روايات متعددي، تمسك جسته اند. بر اساس نظر فقها مجازات فرد مبتلا، تعزير بر اساس نظر حاكم شرع است. در استمناء فرد با خود كاري مي كند كه مني از او بيرون مي آيد. اين عمل در ايام روزه جزء مفطرات روزه به حساب مي آيد و در صورت عمدي بودن كفارۀ جمع بر فرد روزه دار واجب مي شود. چون روزۀ خود را با كار حرامي باطل كرده است. پس از خروج مني فرد جنب مي شود و براي نماز خواندن غسل برايش واجب مي شود.

ادله حرمت۱٫ آيات: آيه ۵ مؤمنون، اين عمل را از شأن متجاوزان از حدود الهي برشمرده است.
۲٫ روايات: روايات متعددي بر حرمت اين عمل و كبيره بودن اين گناه تأكيد دارند.
الف) از امام صادق ـ عليه السلام ـ دربارۀ استمناء سؤال شد. ايشان فرمودند: «گناه بزرگي است كه خداوند در كتابش آن را نهي و حرام كرده و انجام دهندۀ آن مثل كسي است كه با خود ازدواج كرده و اگر من متوجه فردي شوم كه مرتكب اين عمل مي شود با او هم غذا نمي شوم.» پرسشگر پرسيد: اي پسر رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از قرآن درباره اين عمل برايم بگو. حضرت فرمود: «فمن ابتغي وراء ذلك فالئك هم العادون، كسي كه غير از اين دو روش (آميزش با همسران و كنيزان) داشته باشد تجاوزگر است.» بنابراين، اين عمل تجاوز از حدود الهي است.(۲)
مرحوم شيخ حر عاملي مي گويد: در واقع امام مي گويد برخي از گناهان از گناهان ديگر سبك تر است اما همه گناهان در نزد خداوند بزرگترند، چون آنها نافرماني خدايند و خدا انتظار نافرماني و سركشي از بندگان خود ندارد و خداوند به طور جدي ما را از آن نهي كرده است. چون كه نافرماني كار شيطان است و خداوند فرموده از شيطان پيروي نكنيد چرا كه شيطان دشمن شماست پس شما نيز دشمن او باشيد او يارانش را فرا مي خواند تا اهل آتش شوند.(۳)
ب) زراره از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل مي كند كه مردي را نزد حضرت علي ـ عليه السلام ـ آوردند كه با آلت خود دست درازي كرده بود تا جنب شده بود، حضرت چنان بر پشت دست او زد تا دست او قرمز شد، بعد فرمود از بيت المال خرج ازدواجش را بدهيد.(۴)
ج) ابو بصير مي گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم كسي كه با دست خود نكاح كند (استمناء) ملعون است و خداوند در قيامت با آنها هم كلام نمي شود و به آنها نظر رحمت و لطف نمي كند و آنها را از گناه پاك نمي كند و براي آنها عذاب دردناكي در نظر گرفته شده است.(۵)
د) مرحوم صاحب جواهر در آخر كتاب حدود جواهر مي نويسد: هر كس با دستش يا عضو ديگرش استمنا كند، جايز است تعزير شود چون كار حرام بلكه كبيره اي را مرتكب شده است.(۶)
۳٫ اجماع فقها: برخي از فقها مثل شيخ طوسي، حرمت استمناء را اجماعي دانسته اند.
۴٫ عقل: چون استمناء سبب ضررهاي زياد عقلي، اجتماعي، معنوي، روان شناختي مي شود عقلا حرام است.
معمولا علماء، كبيره بودن را از يكي از چهار راه ثابت مي كنند:
۱٫ در نص معتبر به كبيره بودن آن تصريح شده باشد.
۲٫ در قرآن يا روايات معتبر وعده صريح يا ضمني آتش و عذاب به آنها داده شده است.
۳٫ در كتاب يا سنت به آن تصريح شده باشد، به اين كه از يكي از گناهان كبيره كه كبيره بودنش به يكي از دو راه بالا ثابت شده باشد.
۴٫ آن گناه نزد متدينين بزرگ باشد.(۷)

 

پاورقی:

  1. الجزيري عبدالرحمن ، الفقه علي المذاهب الاربعه، مذهب اهل بيت الغروي، السيد محمد ،بيروت، دارالثقلين، ج ۵، چاپ اول، ۱۴۱۹ق، ص ۲۲۲٫
    ۲٫ مجلسی، محمدباقر بحار الأنوار (چ بيروت)، ج۷۶، ص ۹۵٫
    ۳٫ شیخ حر عاملی، وسايل الشيعه، کتاب حدود، احياء التراث العربي، بيروت، ج ۱۸، ص ۵۷۴٫
    ۴٫ همان، ج ۱۸، ص ۵۷۴٫
    ۵٫ تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله، ص ۵۷۳، شرح آيت الله حاج شيخ محمد الفاضل، ج ۶٫
    ۶٫ المبسوط، ج ۸، ص ۲۴۳٫
    ۷٫ رک. شهيد دستغيب،گناهان کبيره، ص ۲۶۹٫
فرق بين استمناء و وقتي كه ازدواج مي كنيم، چيست؟

فرق بين استمناء و وقتي كه ازدواج مي كنيم، چيست؟

پاسخ

جنابت از بيراهه (خودارضايي يا استمناء، زنا، هم جنس بازي يا لواط) باعث از بين رفتن سلامت روحي و نفساني و جسمي مي شود. انزال مني كه پس از ازدواج و از طريق ارتباط با همسر صورت مي گيرد، داراي تفاوت هايي است كه به صورت خلاصه به آن اشاره مي شود: ۱٫ چون ارضا از طريق طبيعي صورت مي گيرد به تدريج و پس از گذشت مدتي از ازدواج فاصله بين دفعات ارتباط بيشتر مي شود و حالت حرص و اعتيادي كه در استمنا وجود دارد اينجا ديده نمي شود. بنابراين با كاهش دفعات انزال در ازدواج عوارض جسمي در مقايسه با استمنا بسيار كمتر است. ۲٫ در ارتباط با همسر چون ارتباط عاطفي ايجاد مي شود (از طريق ملاعبه و …) سيستم اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به صورت متعادل تحريك گشته و اندام هايي كه تحت تاثير اين سيستم ها هستند به صورت طبيعي فعاليتشان افزايش يا كاهش مي يابند. (تندي ضربان قلب، تندي تنفس و …) اما در استمنا چون فرد از طريق خيالات و بدون وجود ارتباط عاطفي مستقيم خود را تحريك مي كند. تحريك اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمي گيرد. و بنابراين فعاليت اعضاي تحت تاثير اين اعصاب به صورت غيرطبيعي كاهش يا افزايش مي يابد و خود باعث عوارض جسمي مي گردد كه فقط در استمنا ديده مي شود. مانند لرزش اندام ها، عدم تمركز حواس، كم شدن قدرت حافظه و … ۳٫ در ارتباط طبيعي و به خصوص اگر انزال مني از طريق مقاربت صورت گيرد كيسه هاي منوي به طور كامل تخليه شده و ارضاء كامل صورت مي گيرد. ولي در استمنا بستگي به شدت خيالات فرد تخليه كيسه ها متفاوت است و در بعضي مواقع بزرگي بيش از حد پروستات، عدم تخليه كامل كيسه هاي مني، سوزش ادرار و … بروز مي دهد. ۴٫ از نظر روحي رواني نيز حالت احساس گناه، پشيماني، افسردگي، اضطراب و … كه پس از استمنا براي فرد رخ مي دهد پس از مقاربت طبيعي براي فرد وجود ندارد بلكه بر خلاف آن حالت شادي و آرامش روحي ايجاد مي شود. ۵٫ از نظر معنوي نيز بحث ارتكاب گناه و دوري از درگاه حضرت حق مطرح است كه در استمنا وجود دارد ولي در ارتباط با مقاربت انسان حلال الهي را انجام داده است و باعث نزديكي و قرب به درگاه خداست. ۶٫ استمنا در واقع آميزش با خود است لذا تحريک کننده و تحريک پذير يک نفر است. همينطور ايجاد کننده شرائط اوج و لذت (گرم شدن، تصور لذت و…) توسط خود ارضا شونده فراهم مي شود. در اين جا تمام وجود فرد (در عين وحدت و يکپارچگي) بايد دو پاره شود يکي ارضا شونده و ديگري تحريک کننده و ارضا کننده، هم گرم کننده و هم گرم شونده و هم نعوظ آور و هم نعوظ پذير و اين دو پاره شدن، بزرگترين آسيب را در سيستم بينايي و ذهني (عدم تمرکز و…) و درنهايت به بخش رواني شخصيت ايجاد مي کند. ۷٫ زماني كه بدن خود انسان تامين کننده نياز جنسي خود قرار مي گيرد در اين صورت، اين بدن هميشه در همراهي با او است. کم کم او را در يک حالت تحريک جنسي دائم قرار مي دهد چون خودش از خودش لذت مي برد و اين نزديکي فاصله و بدون واسطه وي را به سمت حالت تحريک دايم از خود قرار مي دهد و تحريک پذيري سريع زود و دايم جداي از اثرات مخرب اجتماعي و اخلاقي فرد، موجب خرد شدن پيکر آدمي و پيري زودرس و شکستگي چهره مي شود. ۸٫ در ازدواج چون انسان هميشه همسر خود را در اختيار دارد مي تواند نيازهاي جنسي خود را به موقع و از طريقي كه دستگاه خلقت برايش فراهم كرده است، پاسخ گويد. عمل جنسي كه در ازدواج صورت مي گيرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادي در كنار همديگر نيست بلكه اين عمل ظاهري؛ محبت به يكديگر، ايثار و از خودگذشتگي در حق همديگر و بسياري از فوايد روحي و رواني را در پي دارد كه در اين مجال طرح آن ممكن نيست ولي خود ارضايي يک انحراف جنسي است كه عواقب بسيار وخيمي براي فرد به همراه دارد مانند اعتياد و احساس گناه و افسردگي پس از هر بار خودارضايي، كاهش اعتماد به نفس، عدم تمركز حواس، كاهش آستانه تحريك جنسي و زودانزالي و عدم لذت از زندگي زناشويي آينده و… چنين عوارضي كه به صورت مختصر به آنها اشاره كرديم در هيچ كدام از زن و شوهر كه ازدواج كرده اند رخ نمي دهد. در زمينه حرمت و گناه خودارضايي گفتني است، اين عمل يكى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى ميل جنسى است كه نسل جوان را در معرض آسيب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. اين كار عادت بسيار زشت و زيان آوري است كه مي تواند استعداد و توانايي هاي فراوان يك جوان را به نابودي بكشاند و حال و آينده او را تباه كند. استمنا و يا به عبارتي خود ارضايي، از نظر شرعي واخلاقي، حرام و گناه محسوب مي شود. اين عادت ناپسند به لحاظ اخلاقي، بعد معنوي انسان را به سختي مي آزارد، روح او را تاريك مي نمايد، آزادي معنوي انسان را سلب مي كند و در مسير خود سازي و كمال، آدمي را با چالش جدي مواجه مي كند. مطابق تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضايي نوعي اعتياد و بيماري زشتي است كه آثار و ضررهاي فراواني بر جسم و روان آدمي باقي مي گذارد. كساني كه گرفتار اين عمل شنيع شده اند، آن را گريزگاهي فرعي و عاجل براي خارج شدن از فشار جنسي و پاسخي براي لذت طلبي خود تصور مي كنند، در صورتي كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آوري مي شوند كه گاها قابل جبران نيست. شهوت يكي از اموري است كه با طبيعت انسان در آميخته و در جاي خود از نعمت هاي خداوند است، ولي اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممكن است سرمايه هاي عظيم انساني را به خاكستر تبديل كند. اين نيرو به طور قطع نياز به ارضاء دارد، ولي با روشي كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد. خداي متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقي بماند، از روي رحمت و هدايت خود راه هاي آسان و معقول كنترل و ارضاء آن را پيش پاي او قرار داده است و نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاي لازم را به انسان داده است ،راههايي كه بايد با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پي آمد كارهايي همچون خود ارضايي و مانند آن برهانيم. حرمت خودارضايي در آيات و روايات: خداوند در سوره مؤمنون مي فرمايد يکي از ويژگي هاي انسان هاي مؤمن اين است که در مسائل جنسي خودشان را از آلوده شدن به گناه حفظ مي کنند و صرفا از طريق ازدواج غريزه جنسي خود را ارضا مي کند سپس مي فرمايد هر کس از غير مسير ازدواج غريزه جنسي خودش را ارضا کند از تجاوز کاران است [الذين هم لفروجهم حافظون . الا علي ازواجهم او ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين . فمن ابتغاء وراء ذلک فاولئک هم العادون ] و عمل استمنا مشمول آيه ۷ سوره مؤمنون مي شود که مي فرمايد هر کسي غير از اين طريق را (جهت بهره گيري جنسي) طلب کند تجاوزگر است]. علاوه بر اين در سخنان گهربار معصومين(ع) نيز از عمل استمنا به زشتي ياد شده و مورد نهي قرار گرفته است که در اينجا به احاديثي از پيامبر(ص) و امام صادق(ع) اشاره مي کنيم: ۱٫ امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‏كند و از چشم خدا مى‏افتد. V}(ميزان الحكمة، ح ۱۸۷۴۹){V 2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. V}(همان، ح ۱۸۷۴۸){V 3. رسول خدا(ص): كسى كه خودارضايى مى‏كند، ملعون است. V}(همان، ح ۱۸۷۵۱){V 4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. V}(همان، ح ۱۸۷۵۰){V 5. امام صادق(ع): براى كسى كه خودارضايى كند در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. V}(همان، ح ۱۸۷۴۹){V پرسشگر گرامي، خوب است بدانيم که ازدواج، کارکردهايي فراتر از برآورده سازي بعد جنسي و جسمي دارد که بطور خلاصه به بعضي از انها اشاره مي کنيم. بشر از نخستين روزهاي حضور خود بر عرصه خاك و شكوفايي جوانه هاي تأمّل و تدبير بر شاخسار حيات، به خوبي دريافته است كه خانواده بهترين مأمن انسان و شايسته ترين كانون براي تبلور سكون و اطمينان است. اين امر نشان مي دهد كه خانواده يكي از اساسي ترين و طبيعي ترين نيازهاي انسان به شمار مي آيد. بسياري از مشكلات رواني حاصل از تنش هاي زندگي روزمرّه توسط يك خانواده سالم و بهنجار التيام يافته، جبران مي شود. به همين دليل است كه تحقيقات معتبر انجام شده در زمينه مسائل خانواده، در مجموع نشان مي دهد كه افراد ازدواج كرده به طور متوسط، سالم تر و خوشحال تر از آنهايي هستند كه ازدواج نكرده اند. ازدواج و گزينش همسر، انتخاب مطلوب ترين همراه و ترسيم روشن ترين طريق سعادت و پاسخي مناسب به عالي ترين نياز فطري انسان يعني وصول به كمال و سعادت است، و به اين معنا حضرت علي(عليه السلام) اشاره فرمود: هيچ يك از ياران رسول خدا(صلي الله عليه وآله)ازدواج نكرد، مگر اينكه ايشان پس از ازدواج آنان فرمود: ايمانش كامل شد. ازدواج در منطق قرآن كريم، به وجودآورنده مطمئن ترين و آرام بخش ترين رابطه ها و آغازگر زندگي همراه با طراوت، مودّت و ايثار است. از آيات و نشانه هاي قدرت خداوند اين است كه براي انسان از نوع خود، همسراني آفريد تا در كنار آنان، به آرامش و سكون نايل آيند و بين آنان دوستي و رحمت قرار داد. در تفسير اين آيه، گفته شده است: منشأ گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در سايه انس به زن مودّت و رحمتي است كه خداوند بين آنها برقرار كرده و اين مودّت الهي و رحمت خدايي غير از گرايش غريزي نر به ماده است كه در حيوانات هم وجود دارد; و از اين رهگذر است كه زن محبوب رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)واقع شده است; فرمود: من از دنياي شما، سه چيز را دوست دارم: زن، بوي خوش و نور چشم من در نماز است. چيزي كه مايه سكون است همان مودّت و رحمت الهي است كه جاذبه اي معنوي بين زن و مرد ايجاد مي كند، وگرنه شهوات نمي تواند نشانه اي از نشانه هاي خدا باشد و موجب آرامش گردد. اين پيوند مقدّس، روان پرالتهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزديك مي كند و او را در دريايي از صفا و مودّت غوطه‌ور مي سازد و موجب مي شود تا اين دو همسر جوان در كنار همديگر، با نشاط زندگي مشترك را آغاز كنند. البته اين نتيجه وقتي حاصل مي گردد كه در انتخاب همسر و تشكيل خانواده، معيارهاي شرعي و اخلاقي رعايت شود. ازدواج علاوه بر آرامش رواني و ارضاي غريزه جنسي، تعهّد و تكامل اجتماعي را در پي داشته و زمينه ساز بروز استعدادها و توانمندي هاي نهفته دروني مي گردد. شهيد مطهّري درباره نقش ارزنده ازدواج مي گويد: [… يك پختگي و پويايي وجود دارد كه جز در پرتو ازدواج و تشكيل خانواده پيدا نمي شود، در مدرسه پيدا نمي شود، در جهاد با نفس پيدا نمي شود، در نماز شب پيدا نمي شود; اين كمالات را فقط بايد در ازدواج و تشكيل خانواده به دست آورد. و لذا، هيچ وقت نمي شود كه يك كشيش، يك كاردينال به صورت يك انسان كامل در بيايد، اگر واقعاً در كاردينالي خودش صادق باشد.] آية اللّه مكارم شيرازي در اين زمينه مي نويسد: [بعد از ازدواج، شخصيت انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعي مي شود و خود را مسئول حفظ همسر و آبروي خانواده و تأمين وسايل زندگي فرزندان آينده مي بيند. به همين دليل،تمام ابتكار و استعداد خود را به كار مي گيرد و از ظرفيت هايوجودي خود كمال استفاده را مي برد و به بالندگي بيشتري نايل مي شود.] برخي آثار تربيتي ازدواج ۱٫ كمالات معنوي ۲٫ عفّت و دوري از گناه ۳٫ احساس مسئوليت بعضي آثار اجتماعي و روان شناختي ازدواج ۱٫ آرامش و امنيت خاطر ۲٫ توليد نسل ۳٫ سلامت و امنيت اجتماعي ۴٫ تقويت و تثبيت صفات جنسي ۵٫ رشد و شكوفايي استعدادها (http://psy.iki.ac.ir/node/284)منبع: دوست عزيز، همراهي با شما در عبور از ابهامات و نالايمات زندگي را قدر مي دانيم و چشم براه مکاتبات بعدي شما هستيم.

 

من در مورد مساله خودارضايي تحقيق مي كنم، و تاكنون از نظر علمي ۳۶ فايده براي اين عمل جستجو كردم. حداقل سودي كه خودارضايي دارد اين است كه مانع برقراري يك رابطه پرخطر جنسي مي گردد. مي تواند به وضعيت پايداري در سكس كمك كند. و… . لطفا راهنمايي كنيد.

من در مورد مساله خودارضايي تحقيق مي كنم، و تاكنون از نظر علمي ۳۶ فايده براي اين عمل جستجو كردم. حداقل سودي كه خودارضايي دارد اين است كه مانع برقراري يك رابطه پرخطر جنسي مي گردد. مي تواند به وضعيت پايداري در سكس كمك كند. و… . لطفا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مقدمه اگر بخواهيم مسأله اي را مطرح و در مورد فوائد آن بحث كنيم نبايد فقط از يك بُعد به آن مسأله بنگريم. بلكه بايد همه جوانب آن را در نظر بگيريم. براي مثال اگر يك شخص معتاد به مواد مخدر را در نظر بگيريم و يك بُعدي بخواهيم به او نظر بيفكنيم بايد بگوييم كه او به دليل اينكه با اين مواد مخدر همه سختي ها و مشكلاتش را از ياد مي برد و درد پايش نيز خوب مي‌شود. يا كسي كه نياز مالي دارد و سرقت مي كند همه كارشان درست بوده! چرا؟ چون براي هر كدام از اين موارد مي توان يك فائده اي پيدا كرد. به بيان ديگر اگر قرار باشد يك بُعدي به مسائل بنگريم و بقيه بُعدها را در نظر نگيريم، هر كاري يك فائده اي دارد و لو بدترين كارها. ولي آيا اين گونه مسائل را مطرح كردن درست است؟ و اصولاً با يك بُعد نگري، آيا مي توان در مورد موضوعات به نتيجه درستي رسيد؟ اصلاً با اينگونه فكر كردن چيزي را مي توان يافت كه صحيح نباشد؟

چگونه از يك بحث نتيجه درست بگيريم؟اما راه نتيجه گيري صحيح به اين صورت است كه بايد همه جوانب مسأله مورد نظر را مطرح كرد و بعد توجه كرد كه كدام جهت ضررش بيشتر است. بنابراين و لو سود كوتاه مدتي داشته باشد، با اين سود كوتاه مدت، نمي توان آن ضرر زياد را فراموش كرد. يعني براي اينكه در كوتاه مدت نفعي عارض شخص شود نمي تواند دست به هر كاري بزند. پس براي نتيجه گيري درست، بايد با مد نظر قرار دادن همه جوانب، بحث را مطرح كرد.
بايد توجه كرد، يكي از راهكارهايي كه به ما در هر چه بيشتر و بهتر شناختن ضعف ها و قوت هاي يك ديدگاه كمك مي كند تجربه است. به بيان ديگر اگر از تجارب شخصي ديگران در زمينه مطرح شده استفاده كنيم خيلي بهتر به نتيجه مي رسيم. چرا كه تجربه كسي كه آن مسأله را به طور ملموس درك كرده هيچ وقت مثل كسي كه فقط از نظر عقلي و با يك سري فرضيه هاي ساخته شده از پيش خود به بحث مي پردازد قابل مقايسه نيست. در همين راستا چند نمونه عيني را ذكر مي كنيم تا با مقايسه اين موارد با مواردي كه در سوال مطرح شده، عيوب اين راهكار ها بيشتر مشخص شود. به همين منظور به تعدادي از نامه هاي كساني كه به خودارضايي گرفتار بوده اند، به طور خلاصه اشاره مي كنيم:
جواني هستم ۲۳ ساله و محصل. از روزي كه پا به دايره بلوغ گذاشتم به يك نوع انحراف جنسي مبتلا شده ام و بدبختانه هفت سال، آن را ادامه داده ام! اكنون به اين بلاي خانمان سوز مبتلا هستم و هر چه در ترك آن كوشيده ام نتيجه اي نگرفته ام. ضررهاي آن را علاوه بر اين كه در كتابهاي فارسي مطالعه كرده ام در بدن خود نيز مشاهده مي كنم، چشمم ضعيف شده، ضعف اعصاب، كم خوني، لرزش بدن، لاغري، و پژمردگي مرا بيچاره كرده است! استعداد كافي داشتم و تحصيل مي كردم، اما اكنون استعدادم كم شده، و مطالب را درست درك نمي كنم. با فشار و سختي به تحصيل ادامه مي دهم.
جواني هستم ۱۷ ساله در تمام دوران ابتدائي ام شاگرد ممتاز بودم ولي به عللي در كلاس اول دبيرستان مبتلا به يك نوع انحراف شدم (خودارضايي). در عرض اين چهار سال مقدار فراواني از قواي فكري خود را از دست داده ام، به طوري كه حس مي كنم قسمت هاي عمده بدن من، يعني قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نيز به مقدار زيادي از دست داده ام. دائماً احساس حقارت مي كنم. خيلي كم حرف مي زنم. ورزش نمي توانم بكنم. حتي به ميهماني هاي خانوادگي هم نمي روم.
اينها تابلوي زنده و گوياي اين اختلال است كه به خلاف مواردي كه به عنوان فائده در سوال آمده، همه از ضررهاي اين مشكل، گله و شكايت مي كنند و راهي براي نجات از آن مي طلبند.
علاوه بر اينها اگر ما نگاه دقيق تري به كشورها و جوامعي كه خودارضايي در آنها آزاد است و شيوع نيز دارد، بياندازيم، متوجه مي شويم كه روابط پر خطر جنسي، تجاوزها، سوء استفاده از زنان و دختران جوان و حتي كودكان، به هيچ وجه (به نسبت مدت ها پيش كه در آن جوامع نيز اين رفتارها رواج نداشته) كمتر نشده است و بلكه هر روز به تعداد اين جنايات افزوده مي شود. پس چرا با اينكه خودارضايي مي كنند، اينگونه رفتارهاي نادرست در آنها شدت يافته است؟!.
مطلبي كه مخفي مانده، اين است كه انسان با رفتارهاي جنسي، فقط به دنبال ارضاي جنسي نيست، بلكه بالاتر از آن به دنبال ارضاي نياز عاطفي خود است. لذا خودارضايي رفتاري است كه فقط ارضاء جنسي به دنبال دارد، ولي خستگي عاطفي و عدم ارضاء آن را نتيجه مي دهد و اين همان امري است كه باعث تشديد شدن رفتارهاي نادرست جنسي كه در قبل مطرح شد و همچنين به دنبال آن به وجود آمدن آسيب هاي روحي و رواني شديد در جوامع مي باشد.
همچنين بايد يك نكته اي كه پزشكان مطلع نسبت به آن هشدار مي دهند را مورد توجه قرار داد و آن اين است كه به شهادت مشاهدات فراوان و اعتراف صريح بسياري از مبتلايان، اين عمل اعتياد آور است، اعتيادي شديد و خانمان‌سوز كه افراد را به دنبال خود مي كشاند و به اين آساني دست بردار نيست. ممكن است يك مرتبه استعمال فلان ماده مخدر ضرر زيادي نداشته باشد، ولي بايد توجه داشت خطر اعتياد در پيش است، اعتيادي كه همه چيز انسان ممكن است در آن دفن شود. متخصصان اين فن دركتابهايي كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتياد آور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند.(۱) اعتيادي كه ريشه دار وكشنده است تا آن جا كه گاه در يك روز چند بار دامان مرتكبين خود را آلوده مي سازد، وحتي طبق اعتراف صريح بعضي از مبتلايان گاهي كارشان به جايي مي رسد كه تنها با تصور و فكر، بدون هيچ گونه عمل ديگري مايع مخصوص از آنها دفع مي گردد. آيا به راستي اين مشكلات كه زندگي را فلج مي كند با فوائد زودگذر قابل مقايسه است؟ آيا اگر كسي در بياباني با گرماي زيادي روبرو شود، در همين حين سايه اي از ديواري كه در حال فرو ريختن است بيابد، حاضر است براي چند لحظه كوتاه فرار از گرما، هستيش را فدا كند و از آن سايه استفاده كند؟ آيا مسأله استمنا و يا اگر بشود گفت فوايد استمنا اينگونه نيست؟ چرا به جاي حل مشكل، مشكلات بيشتري را براي خود درست كنيم؟
شهيد مطهري در اين مورد مي فرمايد: پس از قرن ها كه عليه شهوت پرستي، به عنوان امري منافي اخلاق و عامل برهم زدن آرامش روحي و مخل به نظم اجتماعي و به عنوان نوعي انحراف و بيماري، توصيه و تبليغ شده بود. يك باره ورق برگشت و صفحه عوض شد. جلوگيري از شهوت و پايبند بودن به عفت و تقوا و تحمل قيود و حدود اخلاقي و اجتماعي عامل برهم زدن آرامش روحي و مخل به نظم اجتماعي شد. فريادها بلند شد محدوديت ها را برداريد تا ريشه مردم آزاري و كينه ها و عداوت ها كنده شود، عفت را از ميان برداريد تا دل ها آرام بگيرد و نظم اجتماعي برقرار گردد. آزادي مطلق اعلام كنيد تا بيماري هاي رواني رخت بربندد.
نتيجه چه شد؟ آيا بيماري هاي اخلاقي و رواني معدوم شد؟ آرامش روحي جاي اضطراب و دلهره را گرفت؟ خير، متأسفانه نتيجه معكوس بخشيد، يك بدبختي بر بدبختي هاي پيشين افزود، تا آنجا كه بعضي از پيشگامان آزادي جنسي كه تيز هوشتر بودند سخن خود را به صورت تفسير و تأويل پس گرفتند و گفتند مقررات اجتماعي لازم است و غريزه را از تمتعات جنسي نمي توان بطور كامل ارضاء كرد. (فرويد يكي از اين افراد است).(۲) پس در هر حال بايد يك قيد و بندي انسان داشته باشد. چه بهتر كه اين قيد و بند را پيش از دچار شدن به اين انحراف اخلاقي مراعات كند تا زندگي جسمي و رواني سالمتري داشته باشد.
شايد اين سوال پيش بيايد كه چرا انسان بايد يك قيود و حدودي را مراعات كند؟ در پاسخ اين سوال مي توان به سخن شهيد مطهري اشاره كرد كه مي فرمايد يكي از مختصات و امتيازات انسان از حيوانات اين است كه دو نوع ميل و تمنا در بشر ممكن است پيدا شود: ۱٫ تمناي صادق ۲٫ تمناي كاذب.
تمناهاي صادق همان هايي است كه مقتضاي طبيعت اصلي است. در وجود هر انساني طبيعت ميل به صيانت، به قدرت و تسلط، به امورجنسي، به غذا خوردن و امثال اينها هست، هر يك از اين ميل ها، هدف و حكمتي دارد. به علاوه همه اينها محدودند، ولي همه اينها ممكن است زمينه يك تمناي كاذب واقع شوند اشتهاي كاذبي كه افراد در مورد خوردني ها پيدا مي كنند مشهور و معروف همه است. در بعضي از ميل ها و غرائز كه غريزه جنسي از آنها است اين تمنا غالباً به صورت يك عطش روحي در مي آيد، يعني قناعت و پايان پذيري را در آن راه نيست. غريزه طبيعي را مي توان اشباع كرد اما تمناي كاذب خصوصاً اگر شكل عطش روحي به خود بگيرد اشباع پذير نيست.
اشتباه كساني كه براي جلوگيري از سركوبي غرائز و به منظور رشد استعدادها، رژيم اخلاقي آزاد را باصطلاح پيشنهاد كردند ناشي از اين است كه اين تفاوت شگرف انسان و حيوان را ناديده گرفتند و به اين جهت توجه نكردندكه ميل به بي نهايت در انسان نهفته است انسان چه درزمينه پول و اقتصاد و چه در زمينه سياست و حكومت و چه در امور جنسي اگر مساعدي براي پيشروي ببيند در هيچ حدي توقف نمي كند.(۳) در نتيجه به بهانه نياز به شهوت نمي تواند هر كاري را انجام بدهد. بلكه بايد غريزه را به طور طبيعي يعني از راهي كه براي ارضاع آن گذاشته شده وارد شد و در مقابل بقيه سركشي ها يك حدود و قيودي را به كار بست.
نبايد فراموش كرد كه اصل، در زندگي بشر اين است كه راه اعتدال را در پيش بگيرد و در صراط مستقيم گام بردارد. همان گونه كه به نيازهاي مادي و دنيوي اش مي پردازد نيازهاي روحي و فطري و اخروي را نيز در نظر بگيرد. در منابع اسلامي به اين مسأله توجه خاص شده و به مردم سفارش گرديده كه در زندگي، حد اعتدال را در پيش گيرند. يعني بين نيازهاي جسمي و روحي تعادل برقرار كنند و تنها يك جهت را در نظر نداشته باشند. به همين منظور بايد توجه داشت كه يكي از مسائلي كه منع ديني را در پيش روي خود دارد خودارضايي است. اگر كسي بخواهد حد تعادل را مراعات كند بايد در همه مسائل نظر دين را مورد توجه قرار بدهد.
نكته مهم ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه فرهنگ جامعه نيز بايستي مدنظر قرار داد. شايد يك رفتاري در يك فرهنگ به ظاهر مشكلي نداشته باشد، ولي در فرهنگ ديگري آسيب زا باشد. علاوه بر اين انساني كه در اسلام مدنظر است بسيار متفاوت است از انساني كه در ديدگاه هاي مادي مدنظر قرار داده مي شود، چرا كه آنها فقط به ابعاد مادي انسان توجه دارند، بدون اينكه به جنبه هاي وجودي بالاتر او نيز توجه كنند، و خوشبختي و سعادت را در ارضاء همين نيازهاي مادي مي دانند و نه چيز ديگر!.

 

پاورقی:

  1. مکارم شيرازي، ناصر، مشکلات جنسي جوانان، ص۱۵۴٫
    ۲٫ مرتضي، مطهري، اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب، ص۶۳٫
    ۳٫ همان، ص۶۷٫

 

مي خواستم ببينم اگر خودارضايي باعث بسياري از درد هاي جسمي مي شود؟ آيا آميزش جنسي با همسر هم باعت بروز اين مشكلات جسمي و جنسي مي شود؟

مي خواستم ببينم اگر خودارضايي باعث بسياري از درد هاي جسمي مي شود؟ آيا آميزش جنسي با همسر هم باعت بروز اين مشكلات جسمي و جنسي مي شود؟ چون هر دو مني از مرد خارج شده ولي چرا فقط در مورد خودارضايي اين مسائل مطرح شده و عوارض آن گفته مي شود. فقط مشكلات جسمي مدنظر است نه روحي رواني؟

پاسخ:

همان طور كه مي دانيد ازدواج يكي از مهمترين حوادث و رويدادها ي زندگي است و نقش مهمي در سرنوشت و سعادت و خوشبختي انسان دارد كه اگر به نحو صحيح انجام پذيرد بسياري از نيازهاي انسان، اعم از نيازهاي عاطفي و جنسي تاْمين و باعث آرامش روحي انسان مي شود به عبارت ديگر در ازدواج چون انسان هميشه همسر خود را در اختيار دارد مي تواند نيازهاي جنسي خود را به موقع و از طريقي كه دستگاه خلقت برايش فراهم كرده است، پاسخ گويد. عمل جنسي كه در ازدواج صورت مي گيرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادي در كنار همديگر نيست بلكه اين عمل ظاهري محبت به يكديگر، ايثار و از خودگذشتگي در حق همديگر و بسياري از فوايد روحي و رواني را در پي دارد كه در اين مجال طرح آن ممكن نيست ولي خود ارضايي يك انحراف جنسي است كه عواقب بسيار وخيمي براي فرد به همراه دارد مانند اعتياد و احساس گناه و افسردگي پس از هر بار خودارضايي، كاهش اعتماد به نفس، عدم تمركز حواس، كاهش آستانه تحريك جنسي و زودانزالي و عدم لذت از زندگي زناشويي آينده و … كه به صورت مختصر به توضيح آنها مي پردازيم:

 

آسيب شناسي خود ارضايي:

آسيب‏هاي ناشي از خودارضايي به گونه‏هاي مختلفي تقسيم‏پذير است كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي‏شود:

يك. آسيب‏هاي جسماني‏

يكي از روش‏هاي شناخت پيشرفت بيماري‏ها در پزشكي، مرحله‏بندي علايم بيماري است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايي، سه مرحله بيان شده است:

  1. مرحله مشكل ساز .

در افرادي كه مدتي است گرفتار خودارضايي شده اند، زودرس ترين عوارض ناشي‏از خودارضايي عبارت است از:

الف. خستگي و كوفتگي .

ب. عدم تمركز حواس .

ج. ضعف حافظه .

د. استرس و اضطراب .

  1. مرحله گرفتاري شديد .

بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدتري ظاهر شده است:

الف. خستگي و كوفتگي .

ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقي .

ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجي .

د. كمردرد .

ه. نازك شدن موها .

و. ناتواني جنسي زودرس در جواني .

ز. بي‏خوابي يا بدخوابي و مشكلات مشابه .

  1. مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد .

الف. خستگي و كوفتگي .

ب. ريزش شديد موها .

ج. تارشدن ديد چشم‏ها .

د. وز وز گوش .

ه. انزال زودرس و غيرارادي يا خروج مني به صورت قطره قطره .

و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلي .

ز. دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه .

 

نحوه پيدايش عوارض‏

در دانش پزشكي، روند پيدايش علايم يك بيماري و چگونگي بروز عوارض و نشانه‏هاي كلينيكي، در شناخت هر چه بيشتر يك بيماري بسيار مهم است و مي‏تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيماري و مريض را در پيشگيري كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي كه در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي آن آشنا شود.

  1. خستگي و كوفتگي: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي)، باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني) مي‏شود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است.‏(فيزيولوژي گايتون، ترجمه دكتر فرخ شادان، تجديد نظر هفتم، ۱۹۸۶ (تهران: چهر، ۱۳۶۵)، ج ۱، ص ۳۱۳) در خودارضايي، به علت انقباض‏هاي مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مي‏شود و خستگي و كوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است.
  2. ريزش مو: خودارضايي به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي‏كند، باعث افزايش هورمون جنسي مردانه؛ يعني، تستوسترون به دي هيدرو تستوسترون مي‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHT در خون، ريزش موها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است.
  3. خود ارضايي مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه اَسِتيل كولين از انتهاي اين رشته ها در مغز مي‏گردد كه اين خود باعث پاره‏اي از عوارض جسماني و رواني، چون حواس‏پرتي ، كمي حافظه ، عدم تمركز حواس، سياهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديد مي‏شود. تمام اين علامت‏ها ناشي از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايي موجود در مغز است كه بين سلول‏هاي عصبي رد و بدل مي‏شود و انتقال پيام‏هاي مختلف را بر عهده دارد.
  4. برخي نيز بر اين عقيده‏اند كه علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است كه در هر بار انزال، تخليه شده و هدر مي‏رود؛ زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار زيادي DNA(هسته ۴۰۰-۳۰۰، اسپرمي كه در هر انزال خارج مي‏شود)، RNA آنزيم‏ها، پروتئين‏ها، مواد قندي، لسيتين ، كلسيم، فسفر، نمك‏هاي بيولوژيك، تستوسترون و… است. اين ذخاير عظيم انرژي – كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش‏هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد – بيهوده و به طور مكرر از بدن خارج مي‏شود و هر كدام عوارضي را به دنبال مي‏آورند.

براي مثال از آنجا كه سلول‏هاي خوني و پلاكت‏ها در مغز استخوان‏ها توليد مي‏شود و به تكامل نهايي مي‏رسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايي، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‏هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشأ كم خوني، ضعف و خستگي در اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‏هاي مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مي‏شود كه مواد حياتي براي سلامتي سلول‏هاي عصبي هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي، مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و… بروز خواهد كرد.

 

دو. آسيب‏هاي روحي و رواني‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتي، اضطراب، منزوي شدن و گوشه‏گيري، افسردگي، بي‏نشاطي و لذت نبردن از زندگي، پرخاشگري، بداخلاقي و تندخويي، كسالت دائمي و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاي رواني و روحي خودارضايي است. شرح پاره‏اي از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.

 

سه. آسيب‏هاي اجتماعي‏

ناسازگاري خانوادگي، بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك‏.

جهت آگاهي بيشتر نگا:

– قائمي، علي، خانواده و مسائل جنسي كودكان، (تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ دهم، ۱۳۷۶)

 

چند توصيه و دستورالعمل درماني:‏

  1. نخستين گام براي درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيري آن و دوري از يأس و نااميدي است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيري دقيق دستورها است. البته ترك عادتِ نامطلوب، در زمانِ كوتاه بدون راهنماي كارآزموده و دلسوز، امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدي و محوري را ايفا مي‏كند. درمان و چاره جويي بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتي كه او نخواهد، مي‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.

بنابراين بيمار اگر بخواهد، مي‏تواند بر بيماري اش غلبه كند و جمله معروف [خواستن توانستن است]، عين حقيقت است. اراده همچون نهالي است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفايي و ثمردهي برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدني و پرورش يافتني است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتي لذت توانستن را بچشد(ق، مؤسسه پژوهشي – فرهنگي اشراق، خودارضايي يا ارضاي انحرافي جنسي، صص ۲۹ – ۳۰)

  1. تلاش براي تقويت اراده از گام‏هاي مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولي هيچ گاه از بين نمي‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقي است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطي انجام نمي‏دهد. براي تقويت اراده، راه‏هاي زيادي پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است‏.

ويكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوي – مي‏گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: [من به خوبي قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم]. تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.

پل ژاگو بر آن است كه: [تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است.](همان، ص ۳۴)

  1. سعي شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.
  2. از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان اجتناب گردد.
  3. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خودداري شود و شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كند.و محيط هاي اين چنيني را ترك كنيد و تمام ابزار و وسايل موثر در اين كار را از زندگي خود دور سازيد مثلا براي هميشه كامپيوتر را بفروشيد .
  4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي‏هاي تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دوري شود.
  5. از خوردن مواد غذايي محرك، مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاي پرچرب – اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.
  6. قبل از خواب مثانه تخليه شود.
  7. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
  8. هيچ‏گاه كاملا عريان نشويد و به اندام عريان خود يا ديگري نگاه نكنيد.
  9. از دست‏ورزي با اندام جنسي، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطي، نبايد دست‏ورزي كرد
  10. هرگز نبايد به رو خوابيد.
  11. به منظور تخليه انرژي – زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.
  12. هيچ‏گاه نبايد بيكار بود؛ شخص بايد براي اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و … پر كند.
  13. هرگز در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند.
  14. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسي واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كاري سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در عبادت‏هاي جمعي (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و…) بسيار مفيد است.
  15. هفته‏اي يكي دو روز، روزه مستحبي مفيد است و اگر شخص توان آن را ندارد، ميزان صَرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را كاهش داده و به حداقل خوراك اكتفا كند.
  16. از سخن گفتن ملايمت‏آميز، شوخي و خنده با نامحرمان خودداري كرده واز نرمي و لينت در كلام بايد اجتناب ورزيد.
  17. هيچ‏گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقي ماند (حتي براي آموزش و …).
  18. قرآن زياد بخواند و درباره معاني آيات آن فكر كند.
  19. بايد هميشه براي ذهن فكر خود محتواي مطلوب و موضوع مناسب داشت.

از بين راهكارهاي فوق راهكارهاي ۴و ۱۴ و ۱۵ بيشترين تاثير را دارد لذا به اين موارد بسيار پايبند باشيد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست