مجموعه آسیب های فردی، خود کشی:

اگه شما بخواين يه آدمو از خودكشي منصرف كنين چي كار مي كنين؟
من تمايل به خودكشي دارم، گناه آن را براي من شرح دهيد
يك مشكلي برايم پيش آمد و آن در زندگي من تأثير بسزايي داشت تا اين كه از دين و خدا مرتد شده ام حتي تصميم به خودكشي گرفته ام ولي نمي دانم كه زندگي بعد از مرگ و خودكشي چه طور است. آيا خدا مرا مي بخشد يا نه؟
اگه شما بخواين يه آدمو از خودكشي منصرف كنين چي كار مي كنين؟

اگه شما بخواين يه آدمو از خودكشي منصرف كنين چي كار مي كنين؟

پاسخ:

ابتدا از او سوال مي كنيم: آيا بودن بهتره يا نابودي؟ اميد بهتره يا نا اميدي؟ بعد به او خواهيم گفت هميشه با بودن و اميد مي توان ناكامي ها و شكست ها ي گذشته را جبران كرد اما با نابودي همه فرصتها از دست خواهد رفت و راه جبران براي خود انسان بسته خواهد شد.علاوه بر اينكه با رفتن مشكل حل نخواهد شد.بلكه سختي و عذاب دو چندان خواهد شد.

جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

از ديدگاه اسلام مالك همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا كه او رخصت دهد، مجاز و جايى كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله موارد، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتى بين انتحار و ديگر كشى نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگرى است. خداى سبحان انسان را از اين امر برحذر داشته، مى‏فرمايد: [من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض و فكانما قتل الناس جميعا؛ و آن كس كه انسانى را بدون اين كه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند بكشد گويا همه مردم را كشته است]، (مائده، آيه ۳۲). مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حيات اجتماع نيست، اما شباهتى به آن دارد، ازاين‏رو در جايى كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است. در نگرش الهى، از آن جا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستى او از خدا است، هيچ كسى نه حق كشتن ديگرى را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهى، حيات موهبتى الهى و حقى خدادادى است. از اين ‏رو هرگاه اين حق وسيله‏اى براى قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته حاكم بر جامعه شود و افرادى در صدد محاربه با نظام الهى برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مى‏شود، (ر.ك: آيات ۳۲ و ۳۳ مائده – ۱۷۸ و ۱۷۹ و ۲۱۷ بقره). به طور كلى مى‏توان گفت: الف) حيات، موهبتى خداوندى است و حق حيات براى همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ‏ كس بدون مجوز شرعى جايز نيست. ب ) استفاده از هر وسيله‏اى براى نابودى چشمه‏سار حيات بشرى، اعم از كلى و جزئى، حرام است. ج ) حفظ ادامه حيات بشرى، تا آنجا كه مشيت الهى تعلق گيرد، واجب است؛ خواه محافظت هر فردى بر حيات خود در مقابل تعدى ديگران و يا تعدى بر خويشتن (مانند خودكشى) باشد و يا محافظت او درباره حيات ديگران. نتيجه آن كه در نگرش الهى [حق حيات] عطاى الهى است كه مسؤولانه به انسان عطا شده است. پس بايد اولاً در حفظ آن مراقب بود؛ چه اين كه [حيات] فقط [حق] افراد نيست بلكه حفظ آن، [تكليف] آنان نيز مى‏باشد. ثانيا: چون مالك اصلى اين حق خداوند متعال است و در مواردى كه اين عطاى الهى، باعث سوء استفاده افرادى واقع شود، از آنان سلب مى‏شود (مانند حكم قصاص، رجم يا اعدام كه خشونت‏هاى قانونى مى‏باشند). هم او كه [حيات] را داده است مى‏گويد: در اين موارد [بايد سلب نمود]. با توجه به تحليل مذكور به يك آيه و دو حديث شريف درباره حرمت شديد [خودكشى] اشاره مى‏شود. خداوند مى‏فرمايد: [ولا تقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما و من يفعل ذلك عدوانا و ظلما فسوف نصليه نارا و كان ذلك على الله يسيرا؛ و خود را مكشيد زيرا خداوند به شما مهربان است و هر كس چنين كارى را از روى عداوت و ستم انجام بدهد، به زودى او را در آتش مى‏اندازيم و اين كار براى خدا آسان است]، (نساء، آيات ۲۹ و ۳۰). گرچه برخى از مفسران احتمال داده‏اند كه مقصود از [انفسكم] نفوس مردم اجتماع مى‏باشد. بنا بر ان معناى آيه چنين مى‏شود كه [همديگر را از روى عداوت و ستم مكشيد] لكن اولاً، آيه شامل هرگونه قتل نفس مى‏شود و به مقتضاى آيه ۳۲ سوره [مائده] هر كس كه بى‏گناهى را [بدون عنوان قصاص يا افساد در روى زمين] بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است. ثانيا، امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مى‏فرمايد: [هر كس عمدا خودكشى كند، براى هميشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد] [من قتل نفسه متعمدا فهو فى نار جهنم خالدا فيها قال الله عز وجل: [ولا تقتلوا انفسكم…]، (الحر العاملى (الشيخ) محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج ۱۹، بيروت، داراحياء التراث العربى، باب تحريم قتل الانسان نفسه، ص ۱۳، ح ۲ و ۳). افزون بر اين، امام باقر(ع) نيز فرموده‏اند: [مؤمن به هر بلايى مبتلا مى‏شود و با هر نوعى مرگ مى‏ميرد ولى خودكشى نمى‏كند] [ان المؤمن يبتلى بكل بلية و يموت بكل ميتة الا انه لايقتل نفسه]، (همان). همان طور كه گفته شد قرآن كريم در مورد قتل نفس فرموده است : [انه من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض فكانما قتل الناس جميعا؛ هر كس نفسى را بدون قصاص و يا فساد در زمين كشت مثل اينست كه همه مردم را كشته است]. بعضى از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏اند: كسى كه حاضر است شخصى را به ناحق بكشد انسان و انسانيت در نزد او بى‏ارزش است و اگر يك نفر را كشت مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است. همه مفاسد و زيان‏هايى كه در كشتن ديگران هست در خودكشى نيز وجود دارد از جمله: ۱- خودكشى نافرمانى و سرپيچى از دستور خدا است و كسى كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچى كند مستحق عذاب مى‏گردد. ۲- خودكشى دليل بر عدم ايمان و ياس و نا اميد شدن از خدا مى‏باشد و ياس و نااميدى از خداوند از بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهى در رتبه شرك و كفر قرار مي گيرد. ۳- كسى كه دست به خودكشى زده همانند كسى كه ديگرى را كشته انسان و انسانيت در نظر او بى‏ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشى يا كشتن ديگران فرقى نيست و همان‏گونه كه هر كس ديگرى را كشت مستحق عقوبت و عذاب مى‏گردد انسانى كه خودكشى كرده نيز مستحق عقوبت و عذاب الهى مى‏گردد و اين با عدالت خدا هيچگونه منافاتى ندارد. ۴- خودكشى گناهى كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدى است يا نه اطلاعى نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازات‏هاى متفاوتى داشته باشد، اما به هر حال خودكشى عملى نادرست است كه نه دين بر آن صحه مى‏گذارد و نه عقل و خرد انسانى. ۵- در نظام‏هاى حقوقى جهان نيز اساسا خودكشى نوعى بزهكارى و جرم تلقى مى‏شود، ازاين‏رو شخصى كه به خودكشى كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مى‏شود و اين فرع بر جرم بودن خودكشى است. اما سؤالى كه براى ما پيش آمده اين است كه دليل چنين تصور و فكرى كه به ذهنتان خطور كرده، چيست؟ بنابراين اگر مى‏خواهيد به عنوان يك فرد منطقى و داراى اراده محكم و مرد ميدان عمل با ما به گفتگو بنشينيد چه بهتر است دلايل چنين فكرى را براى ما بنويسيد و ما را در جريان مشكلات و ناملايماتى كه شما را به چنين فكر و تصميمى سوق داده است قرار دهيد. شايد بتوانيم با يك هم‏انديشى و هم‏فكرى متقابل به حل آن بپردازيم و بدون اين كه دچار چنين افكارى و يا اعمالى شويد به يك راه حل قابل قبول از نظر شما دسترسى پيدا كنيم و همديگر را قانع كنيم (شما ما را قانع كنيد و يا ما شما را) بنابراين در اولين فرصت بلكه همين الان، قلم و كاغذ را آماده نماييد و هر چه در ذهن خود داريد براى ما بنويسيد. ما به شما اطمينان مى‏دهيم: اولاً، محرم اسرارتان و ثانيا، گوش شنوايى برايتان باشيم. پس بى‏صبرانه منتظر نامه پرمهر و محبت و دل پر رنج شما هستيم. ولى به عنوان يك دوست دلسوز و علاقه‏مند به شما تا زمانى كه جواب نامه دومتان به دستتان نرسيده به نكات و توصيه‏هاى مشفقانه ما توجه كرده و سعى كنيد آنها را رعايت فرماييد: ۱- هرگز در طول شبانه‏روز بيكار و تنها نباشيد. و اگر ناگزيريد ساعاتي را به تنهايي سر کنيد از مطالعه کتاب هاي مفيد به خصوص مذهبي مانند تفسير نمونه، آثار آقاي قرائتي غفلت نکنيد. ۲- براى تمام اوقات شبانه‏روز برنامه منظم ريخته و هيچ‏زمانى بيكار نباشيد و اوقات فراغت خود را با كارهاى مختلف ورزشى، علمى، هنرى، كمك به ديگران و ديد و بازديدها و… پر كنيد. همچنين در انجام وظايف ديني جدي باشيد به خصوص از نماز اول وقت و جماعت بيشتر بهره جوييد. ۳- در فعاليت‏هاى دسته‏جمعى اردوها، تجمع‏هاى دوستانه، ورزش دسته‏جمعى و… شركت فعال داشته باشيد. و نيز با افراد نماز خوان و متعهد و موفق بيشتر تماس داشته باشيد. ۵- توانايى‏ها، موفقيت‏ها، نعمت‏هاى خدادادى را روى كاغذى يادداشت نموده و هر روز و هنگام هجوم افكار منفى، آن را بخوانيد. ۶- در اولين فرصت پاسخ نامه ما را بدهيد. مطلب آخر آن که همان طوري که توضيح داده شد اقدام به خودکشي اگر چه از گناهان کبيره است و فرد مرتکب شونده اهل دوزخ مي شود اما بالاخره انواع خيرات از جمله صدقات که به نيت او داده مي شود در تخفيف مجازاتش بي تأثير نخواهد بود و اميد نجات از عذاب ابدي براي او وجود دارد همانطوري که ممکن است شرايط شفاعت اولياي خداي متعال نصيبش کرد. به هر حال، انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و تنها راه خروج از بن بست و مشکلات زندگي، اميد و توکل بر خدا، دعا و توسل و توبه است که همه ناممکن ها را ممکن مي کند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي آرامش بخش بندگان مؤمن است که به تجربه و واقع رسيده است که ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود که ارگ درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري که پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودکشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شکوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.

براى آگاهى در اين زمينه ر.ك: ۱ـ مسائلى از ديدگاه اسلام، ناصر مكارم شيرازى ۲ـ خود كشى: پيدايش، عمل، درمان، پيير مورون، ترجمه مازيار سهند ۳ـ بحران خودكشى، على اسلامى نسب

 

 

من تمايل به خودكشي دارم، گناه آن را براي من شرح دهيد

من تمايل به خودكشي دارم، گناه آن را براي من شرح دهيد.

پاسخ:

قبل از بيان ديدگاه اسلام درباره خودكشى، بايسته است علل تمايل به اين پديده شوم بررسى شود.

به طور كلى خودكشى سه علت عمده دارد:

  1. پوچ گرايى و احساس بى‏ارزشى،
  2. افسردگى،
  3. اعتراض به وضعيت موجود و حاكم بر خانواده يا جامعه.

اقدام به اين عمل، به هر دليلى، امرى غيرمعقول، غيرمنطقى و احمقانه است و در هيچ فرهنگى پذيرفته نيست.

بنابراين فردى كه چنين افكارى به ذهن او خطور مى‏كند، بايد هر چه زودتر به مشاور مراجعه كند تا اين تفكرات نادرست اصلاح شود. اگر علت آن افسردگى باشد، بايد تحت درمان قرار گيرد و اگر نوعى اعتراض به وضع موجود باشد، بايد به او تفهيم شود كه خودكشى بدترين نوع اعتراض است و راه‏هاى منطقى و بهتر و مؤثر وجود دارد و خودكشى هيچ مشكلى را حل نمى‏كند.

اما نظر اسلام درباره خودكشى‏

از ديدگاه اسلام، مالك همه چيز – از جمله انسان – خداوند است و او است كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آنجا كه او رخصت دهد، جايز و جايى كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله اين موارد، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتى بين انتحار و ديگر كشى نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگرى است. خداى سبحان انسان را از اين امر برحذر داشته، مى‏فرمايد: ؛ [مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً]V}مائده (۵)، آيه ۳۲٫ {V[آن كس كه انسانى را بدون اينكه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند، بكشد گويا همه مردم را كشته است].

مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حيات اجتماع نيست، ولى شباهتى به آن دارد؛ ازاين‏رو در جايى كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است.

در نگرش الهى، از آنجا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستى او از خدا است، هيچ كسى نه حق كشتن ديگرى را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهى، حيات موهبتى الهى و حقى خدادادى است. از اين رو هرگاه اين حق، وسيله‏اى براى قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته . حاكم بر جامعه شود و افرادى در صدد محاربه با نظام الهى برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مى‏شودV}ر.ك: مائده (۵)، آيات ۳۲ و ۳۳  ؛ بقره (۲)، آيات ۱۷۸ و ۱۷۹ و ۲۱۷٫{V

به طور كلى مى‏توان گفت:

الف. حيات، موهبتى خداوندى است و حق زندگى براى همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ كس، بدون مجوز شرعى جايز نيست.

ب. استفاده از هر وسيله‏اى، براى نابودى چشمه‏سار حيات بشرى، حرام است.

ج. حفظ ادامه حيات بشرى – تا آنجا كه مشيت الهى تعلق گيرد – واجب است ؛ خواه در مقابل تعدّى ديگران و يا تعدى بر خويشتن (مانند خودكشى) و يا محافظت از حيات ديگران.

نتيجه آنكه در نگرش الهى [حق حيات]، عطاى الهى است كه مسئولانه به انسان عطا شده است. پس بايد در حفظ آن مراقب بود؛ چه اينكه [حيات]، فقط [حق] نيست؛ بلكه حفظ آن، [تكليف] است.

با توجه به تحليل مذكور به آيات ديگرى از قرآن و دو حديث شريف درباره حرمت شديد [خودكشى] اشاره مى‏شود.

خداوند مى‏فرمايد: [وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً . وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ‏V}نساء(۴)، آيات ۲۹ و ۳۰٫ {V؛ [و خود را مكشيد، زيرا خداوند به شما مهربان است و ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً] هر كس چنين كارى را از روى عداوت و ستم انجام دهد، به زودى او را در آتش مى‏اندازيم و اين كار براى خدا آسان است].

به نظر برخى از مفسران مقصود از [أَنْفُسَكُمْ]، نفوس مردم اجتماع است؛ بنابراين معناى آيه چنين مى‏شود: [همديگر را از روى عداوت و ستم مكشيد]؛ لكن آيه شامل هرگونه قتل نفس مى‏شود و به مقتضاى آيه ۳۲ سوره [مائده] هر كس كه بى‏گناهى را (بدون عنوان قصاص يا افساد در روى زمين) بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است.

از طرفى امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مى‏فرمايد: [من قتل نفسه متعمداً فهو فى‏V}وسائل الشيعه، (باب تحريم قتل الانسان نفسه)، ج ۱۹، ص ۱۳، ح ۲ و ۳٫ {V؛ [هر كس عمداً خودكشى كند، براى هميشه در آتش نار جهنم خالدا فيها قال اللَّه عز وجل: (ولا تقتلوا انفسكم…)] جهنم عذاب خواهد بود].

امام باقر(ع) فرموده است: [اِنَّ المُؤمِن يبتلى بِكُلِّ بَليّة و يَموت بِكُل مَيتَة إِلاّ اِنَّهُ لايقتل نَفسه]V}همان. {V؛ [مؤمن به هر بلايى مبتلا مى‏شود و با هر نوعى مرگ مى‏ميرد؛ ولى خودكشى نمى‏كند].

قرآن كريم در مورد قتل نفس فرموده است: [أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً]V}مائده (۵)، آيه ۳۲٫ {V؛ [هركس نفسى را بدون قصاص و يا فساد در زمين كشت مثل اين است كه همه مردم را كشته است].

برخى از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏اند: كسى كه شخصى را به ناحق مى‏كشد، در واقع انسان و انسانيت در نزد او بى‏ارزش است و اگر يك نفر را بكشيد، مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است. همه مفاسد و زيان‏هايى كه در كشتن ديگران هست، در خودكشى نيز وجود دارد، از جمله:

  1. خودكشى، نافرمانى و سرپيچى از دستور خداوند است و كسى كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچى كند، مستحق عذاب مى‏گردد.
  2. خودكشى دليل بر عدم ايمان و يأس و نا اميد شدن از خدا است و يأس و نا اميدى از [او]، بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهى در رتبه شرك و كفر قرار دارد.
  3. كسى كه دست به خودكشى زده – همانند كسى كه ديگرى را كشته – انسان و انسانيت در نظرش بى‏ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشى يا كشتن ديگران، فرقى نيست و همان‏گونه كه هر كس، ديگرى را بكشد مستحق عقوبت و عذاب مى‏گردد؛ انسانى كه خودكشى كرده، نيز مستحق عقوبت و عذاب الهى مى‏گردد و اين با عدالت خدا هيچ گونه منافاتى ندارد.
  4. خودكشى، گناهى كبيره است؛ اما اينكه عقوبت آن دقيقاً چيست و آيا موجب عذاب ابدى است يا نه، روشن نيست. چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها، مجازات‏هاى متفاوتى وجود داشته باشد؛ اما به هر حال خودكشى عملى نادرست است كه نه دين بر آن صحّه مى‏گذارد و نه عقل و خرد انسانى.
  5. در نظام‏هاى حقوقى جهان، نيز اساساً خودكشى نوعى بزهكارى و جرم تلقى مى‏شود؛ از اين رو شخصى كه به خودكشى كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مى‏شود و اين فرع بر جرم بودن V}براى آگاهى در اين زمينه ر.ك: .

الف. مسائلى از ديدگاه اسلام، ناصر مكارم شيرازى ؛

ب. خودكشى: پيدايش، عمل، درمان، پيير مورون، ترجمه مازيار سهند ؛

خودكشى است‏ج. بحران خودكشى، على اسلامى نسب.{V

در پايان توصيه مى‏شود به نكات و توصيه‏هاى مشفقانه ما توجه كرده و بكوشيد آنها را رعايت كنيد:

  1. هرگز در طول شبانه‏روز بيكار و تنها نباشيد و اگر ناگزيريد ساعاتى را به تنهايى سر كنيد، از مطالعه كتاب‏هاى مفيد – به خصوص مذهبى -V}مانند تفسير نمونه و آثار آقاى قرائتى. {V غفلت نكنيد.
  2. براى تمام اوقات شبانه‏روز، برنامه منظم ريخته و هيچ زمانى بى‏كار نباشيد و اوقات فراغت خود را با كارهاى مختلف ورزشى، علمى، هنرى، كمك به ديگران، ديد و بازديدها و… پر كنيد. همچنين در انجام وظايف دينى جدى باشيد ؛ به خصوص از نماز اول وقت و جماعت بيشتر بهره جوييد.
  3. در فعاليت‏هاى دسته‏جمعى، اردوها، تجمع‏هاى دوستانه، ورزش دسته‏جمعى و… شركت فعال داشته باشيد.
  4. با افراد نماز خوان و متعهد و موفق، بيشتر مرتبط باشيد.
  5. توانايى‏ها، موفقيت‏ها و نعمت‏هاى خدادادى را روى كاغذى يادداشت نموده و هر روز و هنگام هجوم افكار منفى، آن را بخوانيد.
  6. تنها راه خروج از بن بست و مشكلات زندگى، اميد و توكل بر خدا، دعا و توسل و توبه است كه همه ناشدنى‏ها را ممكن مى‏كند و راه رهايى را به روى انسان مى‏گشايد. بهترين شاهد هم زندگى آرامش بخش بندگان مؤمن است كه به تجربه و واقع رسيده است كه ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلى سعادت دو گيتى به شمار مى‏رود كه اگر درست و به صورت منطقى براى آدمى حاصل شود، پوچ گرايى و بيهوده انگارى براى هميشه از بين مى‏رود و شكوفه‏هاى شفابخش و اطمينان آفرين در زندگى پديدار مى‏شود. پس انسان نبايد هيچ‏گاه از رحمت و لطف الهى نا اميد باشد.

 

يك مشكلي برايم پيش آمد و آن در زندگي من تأثير بسزايي داشت تا اين كه از دين و خدا مرتد شده ام حتي تصميم به خودكشي گرفته ام ولي نمي دانم كه زندگي بعد از مرگ و خودكشي چه طور است. آيا خدا مرا مي بخشد يا نه؟

يك مشكلي برايم پيش آمد و آن در زندگي من تأثير بسزايي داشت تا اين كه از دين و خدا مرتد شده ام حتي تصميم به خودكشي گرفته ام ولي نمي دانم كه زندگي بعد از مرگ و خودكشي چه طور است. آيا خدا مرا مي بخشد يا نه؟

پاسخ:

از ديدگاه اسلام مالك همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا كه او رخصت دهد، مجاز و جايى كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله موارد، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتى بين انتحار و ديگر كشى نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگرى است. خداى سبحان انسان را از اين امر برحذر داشته، مى‏فرمايد: [من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض و فكانما قتل الناس جميعا؛ و آن كس كه انسانى را بدون اين كه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند بكشد گويا همه مردم را كشته است]، (مائده، آيه ۳۲).

مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حيات اجتماع نيست، اما شباهتى به آن دارد، ازاين‏رو در جايى كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است.

در نگرش الهى، از آن جا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستى او از خدا است، هيچ كسى نه حق كشتن ديگرى را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهى، حيات موهبتى الهى و حقى خدادادى است. از اين ‏رو هرگاه اين حق وسيله‏اى براى قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته حاكم بر جامعه شود و افرادى در صدد محاربه با نظام الهى برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مى‏شود، (ر.ك: آيات ۳۲ و ۳۳ مائده – ۱۷۸ و ۱۷۹ و ۲۱۷ بقره).

به طور كلى مى‏توان گفت:

الف) حيات، موهبتى خداوندى است و حق حيات براى همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ‏ كس بدون مجوز شرعى جايز نيست.

ب ) استفاده از هر وسيله‏اى براى نابودى چشمه‏سار حيات بشرى، اعم از كلى و جزئى، حرام است.

ج ) حفظ ادامه حيات بشرى، تا آنجا كه مشيت الهى تعلق گيرد، واجب است؛ خواه محافظت هر فردى بر حيات خود در مقابل تعدى ديگران و يا تعدى بر خويشتن (مانند خودكشى) باشد و يا محافظت او درباره حيات ديگران.

نتيجه آن كه در نگرش الهى [حق حيات] عطاى الهى است كه مسؤولانه به انسان عطا شده است. پس بايد اولاً در حفظ آن مراقب بود؛ چه اين كه [حيات] فقط [حق] افراد نيست بلكه حفظ آن، [تكليف] آنان نيز مى‏باشد.

ثانيا: چون مالك اصلى اين حق خداوند متعال است و در مواردى كه اين عطاى الهى، باعث سوء استفاده افرادى واقع شود، از آنان سلب مى‏شود (مانند حكم قصاص، رجم يا اعدام كه خشونت‏هاى قانونى مى‏باشند). هم او كه [حيات] را داده است مى‏گويد: در اين موارد [بايد سلب نمود].

با توجه به تحليل مذكور به يك آيه و دو حديث شريف درباره حرمت شديد [خودكشى] اشاره مى‏شود. خداوند مى‏فرمايد: [ولا تقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما و من يفعل ذلك عدوانا و ظلما فسوف نصليه نارا و كان ذلك على الله يسيرا؛ و خود را مكشيد زيرا خداوند به شما مهربان است و هر كس چنين كارى را از روى عداوت و ستم انجام بدهد، به زودى او را در آتش مى‏اندازيم و اين كار براى خدا آسان است]، (نساء، آيات ۲۹ و ۳۰).

گرچه برخى از مفسران احتمال داده‏اند كه مقصود از [انفسكم] نفوس مردم اجتماع مى‏باشد. بنا بر ان معناى آيه چنين مى‏شود كه [همديگر را از روى عداوت و ستم مكشيد] لكن اولاً، آيه شامل هرگونه قتل نفس مى‏شود و به مقتضاى آيه ۳۲ سوره [مائده] هر كس كه بى‏گناهى را [بدون عنوان قصاص يا افساد در روى زمين] بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است. ثانيا، امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مى‏فرمايد: [هر كس عمدا خودكشى كند، براى هميشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد] [من قتل نفسه متعمدا فهو فى نار جهنم خالدا فيها قال الله عز وجل: [ولا تقتلوا انفسكم…]، (الحر العاملى (الشيخ) محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج ۱۹، بيروت، داراحياء التراث العربى، باب تحريم قتل الانسان نفسه، ص ۱۳، ح ۲ و ۳).

افزون بر اين، امام باقر(ع) نيز فرموده‏اند: [مؤمن به هر بلايى مبتلا مى‏شود و با هر نوعى مرگ مى‏ميرد ولى خودكشى نمى‏كند] [ان المؤمن يبتلى بكل بلية و يموت بكل ميتة الا انه لايقتل نفسه]، (همان).

همان طور كه گفته شد قرآن كريم در مورد قتل نفس فرموده است : [انه من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض فكانما قتل الناس جميعا؛ هر كس نفسى را بدون قصاص و يا فساد در زمين كشت مثل اينست كه همه مردم را كشته است]. بعضى از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏اند: كسى كه حاضر است شخصى را به ناحق بكشد انسان و انسانيت در نزد او بى‏ارزش است و اگر يك نفر را كشت مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است. همه مفاسد و زيان‏هايى كه در كشتن ديگران هست در خودكشى نيز وجود دارد از جمله:

۱- خودكشى نافرمانى و سرپيچى از دستور خدا است و كسى كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچى كند مستحق عذاب مى‏گردد.

۲- خودكشى دليل بر عدم ايمان و ياس و نا اميد شدن از خدا مى‏باشد و ياس و نااميدى از خداوند از بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهى در رتبه شرك و كفر قرار مي گيرد.

۳- كسى كه دست به خودكشى زده همانند كسى كه ديگرى را كشته انسان و انسانيت در نظر او بى‏ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشى يا كشتن ديگران فرقى نيست و همان‏گونه كه هر كس ديگرى را كشت مستحق عقوبت و عذاب مى‏گردد انسانى كه خودكشى كرده نيز مستحق عقوبت و عذاب الهى مى‏گردد و اين با عدالت خدا هيچگونه منافاتى ندارد.

۴- خودكشى گناهى كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدى است يا نه اطلاعى نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازات‏هاى متفاوتى داشته باشد، اما به هر حال خودكشى عملى نادرست است كه نه دين بر آن صحه مى‏گذارد و نه عقل و خرد انسانى.

۵- در نظام‏هاى حقوقى جهان نيز اساسا خودكشى نوعى بزهكارى و جرم تلقى مى‏شود، ازاين‏رو شخصى كه به خودكشى كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مى‏شود و اين فرع بر جرم بودن خودكشى است.

براى آگاهى در اين زمينه ر.ك:

۱ـ مسائلى از ديدگاه اسلام، ناصر مكارم شيرازى

۲ـ خود كشى: پيدايش، عمل، درمان، پيير مورون، ترجمه مازيار سهند

۳ـ بحران خودكشى، على اسلامى نسب

اما مشكلي كه براى ما پيش آمده اين است كه دليل چنين تصور و فكرى كه به ذهنتان خطور كرده، چيست؟ بنابراين اگر مى‏خواهيد به عنوان يك فرد منطقى و داراى اراده محكم و مرد ميدان عمل با ما به گفتگو بنشينيد چه بهتر است دلايل چنين فكرى را براى ما بنويسيد و ما را در جريان مشكلات و ناملايماتى كه شما را به چنين فكر و تصميمى سوق داده است قرار دهيد. شايد بتوانيم با يك هم‏انديشى و هم‏فكرى متقابل به حل آن بپردازيم و بدون اين كه دچار چنين افكارى و يا اعمالى شويد به يك راه حل قابل قبول از نظر شما دسترسى پيدا كنيم و همديگر را قانع كنيم (شما ما را قانع كنيد و يا ما شما را) بنابراين در اولين فرصت بلكه همين الان، قلم و كاغذ را آماده نماييد و هر چه در ذهن خود داريد براى ما بنويسيد. ما به شما اطمينان مى‏دهيم: اولاً، محرم اسرارتان و ثانيا، گوش شنوايى برايتان باشيم.

پس بى‏صبرانه منتظر نامه پرمهر و محبت و دل پر رنج شما هستيم. ولى به عنوان يك دوست دلسوز و علاقه‏مند به شما تا زمانى كه جواب نامه دومتان به دستتان نرسيده به نكات و توصيه‏هاى مشفقانه ما توجه كرده و سعى كنيد آنها را رعايت فرماييد:

۱- هرگز در طول شبانه‏روز بيكار و تنها نباشيد. و اگر ناگزيريد ساعاتي را به تنهايي سر کنيد از مطالعه کتاب هاي مفيد به خصوص مذهبي مانند تفسير نمونه، آثار آقاي قرائتي غفلت نکنيد.

۲- براى تمام اوقات شبانه‏روز برنامه منظم ريخته و هيچ‏زمانى بيكار نباشيد و اوقات فراغت خود را با كارهاى مختلف ورزشى، علمى، هنرى، كمك به ديگران و ديد و بازديدها و… پر كنيد. همچنين در انجام وظايف ديني جدي باشيد به خصوص از نماز اول وقت و جماعت بيشتر بهره جوييد.

۳- در فعاليت‏هاى دسته‏جمعى اردوها، تجمع‏هاى دوستانه، ورزش دسته‏جمعى و… شركت فعال داشته باشيد. و نيز با افراد نماز خوان و متعهد و موفق بيشتر تماس داشته باشيد.

۵- توانايى‏ها، موفقيت‏ها، نعمت‏هاى خدادادى را روى كاغذى يادداشت نموده و هر روز و هنگام هجوم افكار منفى، آن را بخوانيد.

۶- در اولين فرصت پاسخ نامه ما را بدهيد.

مطلب آخر آن که همان طوري که توضيح داده شد اقدام به خودکشي اگر چه از گناهان کبيره است و فرد مرتکب شونده اهل دوزخ مي شود اما بالاخره انواع خيرات از جمله صدقات که به نيت او داده مي شود در تخفيف مجازاتش بي تأثير نخواهد بود و اميد نجات از عذاب ابدي براي او وجود دارد همانطوري که ممکن است شرايط شفاعت اولياي خداي متعال نصيبش کرد. به هر حال، انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و تنها راه خروج از بن بست و مشکلات زندگي، اميد و توکل بر خدا، دعا و توسل و توبه است که همه ناممکن ها را ممکن مي کند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي آرامش بخش بندگان مؤمن است که به تجربه و واقع رسيده است که ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود که ارگ درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري که پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودکشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شکوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست