مجموعه ازدواج،رابطه با جنس مخالف:

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟
دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟
دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.
در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.
آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟
درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد.
اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟
آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟
با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟
برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند چه حكمي دارد؟
پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.
پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد
ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد
چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟
چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟
حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد
دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم
آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

پاسخ:

در اين جا لازم به ذكر مي باشد كه هدف اغلب از جوانان به ويژه دختران مؤمن و پاك در برقراري ارتباط با جنس مخالف، ازدواج بوده و در آرزوي يافتن همدلي صادق براي زندگي مشترك مي باشند، به اين دسته از جوانان بايد عرض نمود كه: ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد تا دختر و پسر به اتحاد و يكرنگي هرچه بيشتر رسيده و در فراز و نشيب زندگي يار و ياور هم بوده و به كمك عشق و محبّت راستين در كوران مشكلات مقاومت نموده و حامي هم باشند.
لكن چه شناختي براي ازدواج لازم است و چگونه مي توان به خصوصيات واقعي طرف مقابل پي برد و از زواياي مخفي انديشه، روحيات و اخلاق او سردرآورد؟ آيا به صرف اظهار محبت و چند نامه فدايت شوم مي توان به همه اين ها پي برد؟ آيا دختر و پسري كه غرق در احساسات و غرايز بوده و همه چيز را از نگاه خوش يمن و حُسن نيتي مي بينند مي توانند به شناخت لازم برسند؟ جداي از آن كه غريزه جنسي و شهوات نيز بر دل و ديده آن ها حكومت مي كند.
دوستي ها و روابط قبل از ازدواج شناخت لازم را براي زندگي تأمين نمي كند و طرفين را از الزا مات و تعهدهاي دروني آن ها نسبت به عشق و خانواده و مسؤوليت زندگي و مقدار ظرفيت هاي رواني و اخلاقي آن ها با خبر نمي سازد، بلكه اين آشنايي شناختي سطحي و كاملاً عاطفي و احساسي است.
در شناخت لازم براي ازدواج بايد معيارها و ملاك هاي اساسي چون: ۱ـ ايمان و دين داري. ۲ـ اصالت و شرافت خانوادگي. ۳ـ اخلاق نيك و حسن معاشرت. ۴ـ رعايت هم ساني و كفو بودن در مسائل فرهنگي، خانوادگي و اقتصادي… را درنظر گرفت.(۱) و با مطالعه بر روي خانواده طرف مقابل و اخلاق و ايمان ساير اعضاء و بر بافت فرهنگي و تربيتي آنان و با صحبت هاي رسمي با طرف مقابل البته به دور از تسلط غريزه جنسي و احساسات مي توان به شناخت لازم دست يافت.
اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم، صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غمنامه هايي است كه دختر و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند و بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي بيشتر روبرو شده اند با يكديگر احساس نوعي بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه مي شوند.
در يكي از نشريات حكايت هشدار دهنده اي درج شده كه:
مردي بعد از پنج ماه زندگي مشترك به دادگاه آمده بود تا همسرش را طلاق دهد و در بيان علت آن مي گويد: «از همسرم شناخت كافي نداشتم و امروز ديگر نمي توانم با او ادامه دهم» او در نحوه آشنايي و ازدواج خود مي گويد : «در يك توليد پوشاك كار مي كنم، چند وقت قبل از ازدواج به او برحسب تصادف شماره محل كار مرا مي گيرد و من هنگامي كه براي اولين بار پاسخ گوي تماس او مي شوم درباره اين كار تكرار مي شود و نهايتاً به ملاقات هاي حضوري در خيابان و پس از آن به ازدواج مي انجامد، اما حالا دريافتم كه اين ازدواج پيامد خوبي ندارد».(۲)
دكتر شيخي جامعه شناس در طي مصاحبه اي مي گويد: «عشق و علاقه هايي كه اغلب در آشنايي هاي خياباني و… حاصل مي شود بيشتر در همان دوران پايدارند و هنگام تشكيل زندگي اين قبيل دوست داشتن ها به سويي مي گرايد و در نهايت برخي به طلاق مي انجامد».(۳)
پس بهتر است از اين گونه آشنايي ها پرهيز شود و به تعاليم تربيتي اسلام تمسك نمود و چشم و دل خود را پاك نگه داريم و به هنگام ازدواج با مشاوره خانواده با دختري با ايمان و عفيف و خانواده او ازدواج نموده و خود را از آلودگي ها حفظ كنيم.
خواهر گرامي. آشنايي هايي قبل از ازدواج گاهي به اين صورت مي باشد كه در خواستگاري ها دختر و پسر با همديگر صحبت مي كنند و همديگر را مي بينند. آشنايي و ديدار در اين حدّ مانعي ندارد و گاهي بسيار مناسب نيز مي باشد.
اما اين كه دختر و پسر با هم ارتباط داشته و به نام آشنايي، اين ارتباط را ادامه دهند، صحيح نمي باشد.
زيرا اين ارتباط ها نه تنها موجب شناخت بيشتر نمي گردد، بلكه احساسات غريزي انسان (ميل به جنس مخالف) را تحريك كرده و موجب علاقه كوركورانه بين دو فرد مي گردد.
ضمناً گاهي، برخي از آقايان براي سوء استفاده و ارتباط با دختران، اين ارتباط را براي مقدمه ازدواج مطرح مي كنند و بعد از مدتي، همه چيز را منكر مي شوند و اين ممكن است ضربه سنگيني بر روحيه طرف مقابل وارد نمايد. در ضمن احتمال دارد كه طرف مقابل با ظاهرسازي، فريب كاري، ويژگي هاي اصلي خود را مخفي كند تا اعتماد در طرف مقابل را به خود جلب كند و بعد از جلب اعتماد وي به اهداف پليد خود برسد.

 

پاورقی:

  1. هفته نامه ايران جوان، ش۱۳۵، ص۲۲٫
    ۲٫ هفته نامه ديدگاه، پيش شماره ۳، آبان ماه ۱۳۷۹، ص۵٫
    ۳٫ همان.

 

دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟

دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟

پاسخ:

براي هدايت دوستتان توجه شما را به چند راه حل كلي و فروعات آن جلب مي‌كنم اميد است كه با استمداد از خداوند و به كارگيري اين مباحث بتوانيد به وظيفه انساني و الهي خودتان عمل كنيد و دوستتان را به مسير صحيح زندگي هدايتگر باشيد.
دل‌ها اگر از موعظه آدم مي‌شد شايد تلفات معصيت كم مي‌شد
از اين همه كشته‌هاي درگيري نفس اي كاش گزارشي فراهم مي‌شد
راه حل‌ها:
براي پرداخت به راه حل واقع‌بينانه اطلاعات زيادتري از دوستتان نياز است. سن او؟ خانواده او؟ آيا خانواده او نيز مذهبي‌اند؟ آيا قصد او از دوستي ازدواج است و تشكيل نهاد مقدس خانواده يا اينكه او به خاطر دلائلي (درون خانوادگي و اجتماعي و…) احساس نياز به داشتن دوست مي‌كند؟ به عنوان مثال ممكن است دوستان او دوست پسر دارند و او نيز به خاطر ضعف باورها و تجربه‌ علاقه دارد كه از همسالان خود عقب نباشد؟ به هر حال در جواب‌هاي ذيل سعي بر اين داريم كه نگاهي فراگير به مسأله داشته باشيم. شما مي‌توانيد براي هدايت او از اهرم‌هاي «عاطفي»، «شناختي»، «مذهبي» و … استفاده كنيد.

۱ . اهرم عاطفياز آنجايي كه خانم‌ها و جنس مؤنث مظهر و مجسمه عاطفه هستند بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي آنان نيز از همين قسمت بر آنان وارد مي‌شود مثلاً مردان سوء استفاده‌گر كه تنها به هوس‌هاي خود فكر مي‌كنند با حرف‌هاي فريب‌دهنده وعده‌اي‌كاذب، دروغ و… توجه آنها را به خود جلب مي‌كنند ما مي‌توانيم مقابل اين نيرنگ‌ها براي هدايت دوستمان از اهرم عاطفي مثبت و انسان‌دوستانه استفاده كنيم ، و او را متوجه اين نكته كنيم كه:
الف) دوستي مخفيانه شما بي‌لطفي و ناسپاسي به اعتماد پدر، مادر، برادرتان است. پدر و مادري كه به عشق پاكي تو شب و روز زحمت مي‌كشند و دوست دارند تو را عفيفانه در لباس عروسي ببينند.
ب) اگر خداي ناكرده آن پسر تو را فريب بدهد و تو جلوي همه رسوا شوي چه ضربه‌اي به خودت، خانواده‌ات و اعتماد آنان به تو وارد مي‌شود (آيا مي‌تواني معصوميت از دست رفته‌ات را دوباره بدست آوري؟ آيا پدرت و مادرت مي‌توانند جلوي ديگران سر بلند كنند).
ج) گيرم محبت آن پسر به تو خيلي زياد باشد آيا يك درصد احتمال خيانت او را نمي‌دهي (مثلاً عكس تو را در اختيار ديگران بگذارد و نامة دوستي تو را برملا كند يا…) آيا اگر همين احتمال كم اتفاق بيفتد ديگر مي‌تواني زندگي شخصي، خانوادگي، زناشويي آينده‌ات را بيمه كني.
د). اگر دوستان او فريبش داده‌‌اند مي‌‌توانيد جلوه‌هايي از دوستي‌هاي ناپايدار، خودخواهي‌ها و… آنان را برجسته كني.
ه‍) پسرها از اين گونه دوستي‌ها براي زندگي پايدار خود استفاده نمي‌كنند و اگر اين ازدواج باشروع گفتمان پنهاني صورت بگيرد و فردا موفق به ازدواج هم بشوي از سوي شوهرت و خانواده‌اش مورد بدبيني واقع خواهي شد يعني او خواهد گفت از كجا معلوم كه شما در پنهان با ديگري دوست نشويد (اساس زندگي آينده‌ات سست خواهد شد).
و) پسري كه پنهاني با تو دوست مي‌شود از كجا معلوم فردا مخفيانه با خانم ديگري پيوند زندگي نبندد كما اينكه در واقع نيز چنين اتفاق مي‌افتد.
ز) زن هر قدر محجوبه باشد براي شوهرش محبوبه‌تر خواهد بود. اگر واقعاً علاقه ازدواج با او را داري چرا از راه صحيح (مطرح كردن در سطح خانواده) و منطقي و دلايل قانع‌كننده نباشد كه از بدبيني‌ها، بي‌اعتمادي‌هاي بعدي خانواده خود و شوهرت محفوظ بماني و نزد پدر و مادر زحمت‌كش خود نيز چهرة پاكت لكه‌دار نشود (با واسطه‌ يا بي‌واسطه به خانواده‌ات بگو).
ح) اگر دوستي شما با او براي دوستتان حقيقي و ارزشمند است مي‌توانيد از احتمال قطع شدن اين پيوند در صورت استمرار اين دوستي (غير شرعي) از طرف خودتان استفاده كنيد ( البته اين راه‌حل در مرحله آخر است كه متوجه شديد كه راه‌حل‌هاي ديگر اثري نكرده، اول از در محبت بايد وارد شد).

۲ . اهرم شناختيالف) طبق بررسي‌هاي آماري نزاع‌ها و طلاق‌ها در چنين روابطي كه به ازدواج ختم مي‌شود زياد است. خانم كاترين كوهان، يكي از اساتيد دانشگاه‌پنسيلوانيا در آمريكا مي‌باشد. او تحقيقي انجام داده كه نتايج آن قابل توجه است. اين استاد آمريكايي كه نه مسلمان است و نه اين تحقيق را در محيط ايران انجام داده در تحقيق خود بيان مي‌كند، زوجهايي كه قبل از ازدواج با هم رابطه نداشته‌اند ازدواجشان از دوام بيشتري برخوردار است. نسبت به زوج‌هايي كه قبل از ازدواج با هم رابطه داشته‌اند. علت آن را اين‌گونه ذكر مي كند: زوج‌هايي كه قبل از ازدواج با هم ارتباط داشته‌اند در ذهن‌شان اين سوء ظن نسبت به طرف مقابل هست، كه او قبل از آنكه با هم ازدواج كنيم با من رابطه برقرار كرده است و در واقع سابقه ارتباط دارد. از كجا معلوم كه بعد از ازدواج هم با كس ديگري ارتباط برقرار نكند. طرفين اين ذهنيت را نسبت به هم دارند و البته خانمها زيادتر ، زيرا مردها معمولاً بيشتر در محيط بيرون از منزل هستند و زمينه ارتباط برقرار كردن برايشان بيشتر است. لذا همين سوء ظن‌ها باعث مي شود كه زندگيشان از استحكام لازم برخوردار نباشد.
ب) برخي از دختران فراري به خاطر فريب از جنس مخالف و بعد رها شدن به اين دام گرفتار شده‌اند.
ج) نمونه اين دوستي‌ها كه حتي قبل از ازدواج قطع مي‌شود در روزنامه‌ها و حوادث روز بسيار منعكس مي‌شود.
د) مراسم رسمي خواستگاري به نفع دختر است چرا كه دختران در اين دوستي‌ها بسيار آسيب‌پذيرتر هستند، پس انجام ازدواج در قالب شرعي و معقول آن به خاطر حفظ پاكي و آرامش و سلامت روحي رواني دخترهاست.
ه‍( خوب است بدانيد كه طبق آمار تنها پنج درصد اين ارتباط‌ها به ازدواج منتهي مي‌شود يعني نود و پنج درصد آنها به ازدواج ختم نمي‌شود و هيچ آدم عاقلي براي پنچ درصد احتمال خود را در چاه نمي‌اندازد. آنهايي هم كه ازدواج مي‌كنند(پنج درصد) ازدواجشان به استحكام بقيه ازدواج‌هايي كه بدون سابقه ارتباط بوده نمي‌باشد.
و) ازدواج تنها به علاقه صرف خلاصه نمي‌شود اگر به كتاب‌هايي كه در مورد روابط همسرداري(۱) و زناشويي نوشته شده و يا از مشاوران ازدواج كمك بگيرد متوجه خواهيد شد كه در ازدواج بايد يك سلسله امور (تحصيلات، مذهب، فرهنگ، سن، خصوصيات شخصي و شخصيتي درون‌گرايي، برون‌گرايي و هيجان‌طلبي و ثروت) سنجيده شود تا ازدواج موفقي باشد به همين خاطر است كه انسان‌هايي كه واقع دنبال زندگي سبز و خرم هستند در اين راه با عصاي احتياط و مشاوره و مطالعه قدم مي‌گذارند.
ز) زندگي‌اي كه صرفاً با يك «I love you »(۲) شروع شود به احتمال زياد با «I hate you »(۳) ختم مي‌شود پس در كنار عاطفه و عشق، عقل و واقع را نيز در نظر بگيريد. اگر زندگي عاقلانه شروع شود عاشقانه ادامه خواهد يافت.
ح) از طرفي بنابر چندين سال تجربه‌ارتباط با پسرهاي جوان و تحقيقات ميداني انجام شده در اين زمينه، بايد به دوست شما بگوييم كه پسرها برخلاف دخترها كه معمولاً دو انگيزه در ميانشان براي ارتباط يافت مي‌شود(انگيزه ازدواج يا غير ازدواج)، تنها يك انگيزه براي ارتباط با دخترها دارند و آن هم غير‌ازدواج مي‌باشد، به همين دليل معمولاً با چند دختر ارتباط دارند و كمتر پسري پيدا مي شود، با دختري كه با او ارتباط داشته است ازدواج كند. همين مدتي قبل جريان قتل پسري توسط دختر دانشجويي در روزنامه‌ها منتشر شد، در تحقيقات مشخص شد كه اين دختر چند سالي با پسر ارتباط داشته است، بعد‌ از اين مدت دختر كه به خيال ازدواج، با پسر ارتباط برقرار كرده بود، اصرار مي‌كند كه پسر، خانواده‌اش را براي خاستگاري بفرستد. اما پسر ابتدا از پاسخ دادن تفره مي‌رود اما وقتي اصرار دختر را مي بيند، در جواب مي‌گويد، من حاضر هستم كه با تو ارتباط داشته باشم، اما ازدواج نه، و اگر بخواهم ازدواج كنم با دختري ازدواج مي‌كنم كه اهل ارتباط با پسرها نباشد. دختر هم كه همه آرزوهاي خود را بر‌باد رفته مي بيند، نقشه قتل پسر را مي‌كشد و يا در موارد بسياري دخترها به دليل اين شكست دست به خودكشي زده‌اند شايد خود شما نيز از اين قضايا زياد شنيده يا خوانده باشيد.
ط) دختري كه از دوستي با پسر وارد خانواده‌اي مي‌شود مانند مهمان ناخوانده مي‌باشد. فرض كنيد كه در تعطيلات تابستاني‌پدرتان، همه آماده شده‌ايد تا به مسافرت برويد، در حال بيرون رفتن از منزل ناگهان صداي زنگ بلند مي‌شود، وقتي درب را باز مي‌كنيد، متوجه مي‌شويد، كه يكي از بستگان از راه دور آمده تا چند روزي را در منزلتان بماند. چقدر از اين اتفاق ناراحت مي‌شويد و از او چگونه پذيرايي مي‌كنيد. در مقابل مهماني را فرض كنيد، كه نزد خانواده‌شما بسيار عزيز است و مادرتان او را دعوت كرده است، چقدر تدارك مي بينيد و خود را آماده مي‌كنيد كه به استقبال او برويد و از آمدنش خوشحال مي‌شويد. لذا دختري هم كه بخاطر رابطه با پسر و با اكراه خانواده پسر وارد آن خانواده مي‌شود هيچ‌گاه عزت و احترام دختري را كه آنها خودشان پسنديده باشند و به خواستگاريش رفته باشند ندارد و بايد يك عمر با سركوفت‌آنها زندگي كند.
ك) اين روابط مي‌تواند در آينده باعث گردد كه زندگي دوست شما با مشكل مواجه شود. زيرا پسري كه قبل از ازدواج دختر با او ارتباط داشته ممكن است كه بعد از ازدواج دختر از اين رابطه سوء استفاده كرده و او را تحت فشار قرار دهد. همچنان كه از اين موارد در دادگاه‌ها و مراكز مشاوره بسيار است.
ل) فهرست كردن مضررات و فوائد چنين دوستي‌هايي و بعد معدل گرفتن آيا واقعاً كدام مي‌چربد؟ (حتي ضررها و فوائد احتمالي).

۳ . اهرم مذهبيالف) ايمان عنصري است كه اگر زن و مرد به آن آراسته باشند به دنبال آن زندگي‌اي سراسر از صداقت، صفا، يكرويي، دلسوزي، گذشت، اعتماد، نشاط و… به دنبال خواهد داشت و برخلاف آن بي‌ايماني منشاء خيانت، دروغ، ريا، نفاق است شخصي از معصوم ـ عليه السّلام ـ پرسيد براي دخترم خواستگار آمد به چه كسي بدهم امام فرمود به پسري كه ايمان داشته باشد چون ايمان و خداترسي او باعث مي‌شود كه حتي در نزاع خانوادگي هم به او ظلم نكند و هميشه زندگي سالم داشته باشند يك جوان با ايمان هرگز به خانم خود خيانت نمي‌كند پس چه بهتر است كه براساس ايمان زندگي را شروع كرد.
نكته: نمي‌‌خواهم بگويم حتماً اين پسر مؤمن نيست چه بسا او نيز نياز به اطلاعات كافي در مورد شرع و ازدواج صحيح داشته باشد پس بهتر است كه اگر واقعاً به اين نتيجه رسيده‌اند كه از هر حيث شايستگي همسري هم را دارند به شكل رسمي و شرعي اين مباحث ادامه پيدا كند.
ب) روان شناسان عقيده دارند كه مخالفت با باورهاي ديني (گناه) اثر نامطلوبي در روان ناخود‌اگاه فرد مي‌گذارد.
در ضمير ناخودآگاه احساس مذهبي گناه با وجدان و فطرت پاك خدايي انسان تعارض پيدا مي‌كند و سرانجام پس از مدتي به شكل بيماري روحي ـ رواني و يا جسمي رواني ظاهر مي‌شود اين امر در عمل در بيماران رواني‌اي كه چنين احساس گناهي را داشته‌اند در بررسي‌هاي مشاوره‌اي و باليني آشكار است.
ج) اگر او علاقه‌اي به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ دارد شما مي‌توانيد از اين احساس پاك او كمك بگيرد تا او را در مسير ايشان واداريد و اگر او به اين نتيجه رسيده كه پسر نيز متدين است بخواهد كه اين در مسير شرعي انجام گيرد.
ه‍ ) انسان نيازي به موعظه و پند دارد و گاهي انسان سهواً و از روي فراموشي خلاف مسير حق و خدا مي‌رود به همين خاطر تذكرات مفيد مخصوصاً اگر از طرف كسي باشد كه خود اهل عمل باشد اثر خواهد گذاشت آري شما هم مي‌توانيد در حد خودتان اثر بگذاريد چرا كه نفس همنشيني با شما كه متدين هستيد مي‌تواند در او اثر بگذارد كه در اين راستا هر چه پند و موعظه غيرمستقيم‌تر باشد اثر مطلوب‌تري خواهد گذاشت.
و) او را با كتب ديني جذاب و جاذبه‌هاي دين آشنا سازيد مثل كرامت ائمه ـ عليهم السلام ـ عشق به امام زمان (عج)، كتب عرفاني.(۴)
ح) از قيامت و عذاب‌هاي آن برايش بگوئيد(۵) (نه در حد افراط و البته غيرمستقيم).
ط) داستان حضرت يوسف را كه پاكي پيشه كرد و رسوايي زليخا را برايش نمايان سازيد (تفسير اين سوره را برايش به نحوي بيان كنيد) از زندگي افرادي كه پاكي پيشه كردند و از طرف خداوند مورد عنايت‌هاي ويژه‌اي قرار گرفتند برايش بگوئيد.(۶)
ي) پيوسته با او باشيد و القاء كنيد كه در محضر خدا و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ مخصوصاً امام عصر (عج) هستيم (البته خسته كننده نباشد) اين كار مي‌تواند با بيان داستان و… صورت گيرد او را از دوستان وسوسه‌گر ناباب دور نگه داريد و حرف‌هاي آنها را خنثي سازيد.
حرف آخر: با توجه به مطالب فوق بايد بگويم كه راه حل را بايد در مجموعه‌نگري به بحث پيدا كرد از بحث‌هاي خشك و خسته‌كننده پرهيز كنيد در قالب مهر و محبت راه‌حل‌هاي فوق را بيان كنيد و حتي در صورتي كه او ناراحت نشود اين پاسخ را به او نشان دهيد تا متوجه شود كه چقدر به حال او دلسوزي مي‌كنيد و اينكه اگر واقعاً دنبال زندگي‌ايي موفق و بانشاط هستند بايد چه فرايندي را از لحاظ شرعي و منطقي آن هم فقط و فقط به خاطر آرامش و سلامت زندگي آينده طي نمايند و ديگر اينكه صرف علاقه را معيار زندگي مشترك قرار ندهند، ناگفته نماند كه هيچ عيبي ندارد يك دختر از صفات انساني يك پسري خوشش آيد و ببيند كه او مي‌تواند همسري با ايمان، ايده‌ال، فعال، صادق براي او باشد اما چيزي كه مهم است اين است كه بايد در قالب شرع امر خواستگاري صورت بگيرد تا از آسيب‌پذيري هم مصون ماند.

 

پاورقی:

  1. اميني، آيين همسرداري، رجوع كنيد.
    ۲٫ عاشقت هستم.
    ۳٫ ازت متنفرم.
    ۴٫ حسنعلي نخودكي اصفهاني، كتاب نشان از بي‌نشان‌ها و قاضي زاهدي، تاب شيفتگان حضرت مهدي(عج).
    ۵٫ نجفي قوچاني (داستان)، معرفي كتاب سياحت غرب.
    ۶٫ مطهري، مرتضي، قصة ابن سيرين رجوع شود به كتاب داستان راستان، زندگي شيخ رجبعلي خياط كه به كرامات زيادي در اثر مخالفت با هواي نفس و جواب رد به دختري كه او را به گناه مي‌خواند دست يافت رجوع شود به كتاب محمدي ري‌شهري، محمد، كيمياي محبت، قم، دارالحديث.

منبع:نرم افزار پاسخ

دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

مقدمه: يكي از صفات خوب و با ارزش انسان مؤمن داشتن حيا و رعايت حريم بين محرم و نامحرم ميباشد و اين خود يكي از عنايات خداوند به بندة خود ميباشد كه روحية تقوا و خداترسي داشته باشد و در مقابل موقعيتهاي حساس و شبهه انگيز، واكنش نشان دهد. حيا، در واقع شرمي است كه برخاسته از درك خوبيها و بديهاي اختياري ميباشد يعني انسان دستهاي از كارهايي را خوب و دستهاي را منفي ميانگارد و اين برخلاف روحية حيوانات ميباشد كه چنين دركي در آنها وجود ندارد. نگاه داشتن حريم هاي الهي و شرم و حيا، از ارزشهاي طبيعي و مطلوب انسان و همان خواستگاه اسلام و رهبران الهي ميباشد.(۱)
چنانچه امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي نوراني و زيبا ميفرمايد: «لا ايمان لمن لاحياء‌له»(۲) يعني كسي كه حيا و شرم ندارد،‌در واقع ايمان و عقيده درست ندارد، خواهر گرامي، مسئله حرمت نگهداري كه يكي از ويژگيهاي شما ميباشد، به قدري مهم و قابل تقدير است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ در نامهاي به اصحاب خود، از آنان ميخواهد كه نهايت دقت و توجه را به اين مسئله داشته باشند و چنين ميفرمايد: «عليكم بالحياء والتنزه عما تنزه عنه الصالحون قبلكم».(۳) يعني بر شما باد به حيا و پاكي از چيزهايي كه افراد شايسته قبل از شما آن را رعايت ميكردند. خواهر محترم، قرار دادن حريم بين خود و نامحرم داراي بركات زيادي همچون بازدارنده از زشتيها، پوشيده شدن عيوب از ديدگاه ديگران، ايجاد روحيه عفت و پاكدامني براي انسان است. چنانچه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در اين باره مي فرمايند: «الحياء‌يصدعن فعل القبيح»(۴) يعني حيا و شرم موجب ميشود كه انسان از فعل زشت و قبيح دوري كند.

متانت و سنگيني در مقابل نامحرمبايد دانست كه از ويژگيهاي بارز دختران جوان و با حياء‌كه سعادت دنيوي و اخروي آنان را به ارمغان ميآورد متانت و وقار آنها در مقابل نامحرمان است. ايشان در پرتو حيا و عفاف در برابر هيجان ها و هوسها و صحنههاي انحراف آميز، آنچنان آرام و وزين هستند كه كوچكترين سبكي و حقارتي از خود نشان نميدهند. خواهر عزيز، چنين اشخاصي در سخن گفتن، راه رفتن، در برخورد با افراد مختلف، در نشست ها و برخاست ها در حد طبيعي و مشروع آن، نهايت اعتدال و دقت را به كار ميگيرند. آنان برخلاف دختران و زنان سبك و بي ارزشي هستند كه از شخصيت كافي و شايستهاي برخوردار نيستند و با آرايش و پوشش نامناسب، خودنمايي در برابر نامحرمان، خنده هاي كذايي و… بي ارزشي و حقارت خود را به تصوير مي كشند و گداي محبت و عشق مجازي و ويرانگر افراد آلودهاند.(۵)

حياي سازنده و زيان باراما با چنين توصيفاتي،‌بايد توجه كرد كه انسان از حالت اعتدال و آنچه كه اسلام از حيا و شرم تعريف كرده است خارج نشود و با افراط و تفريط هاي نامناسب عرصة زندگي را بر خود تنگ ننمايد. خواهر محترم، از نظر اسلام مطلق حيا و شرم پسنديده نيست، از ديدگاه پيامبر مكرم اسلام، حيا بر دو گونه ميباشد حيايي كه از حكم عقل و فهم برخاسته باشد و ديگر حياي منفي و نامناسبي كه نشانة حماقت و ناداني انسان ميباشد.(۶) حيايي كه انسان را از كارهاي زشت و ناپسندي چون جلوه گري در مقابل نامحرم باز مي دارد،‌حياي خوب و مورد تأييد اسلام ناب و واقعي ميباشد و نشانة عقل و تدبير حقيقي انسان است و آنچه كه در فضيلت حيا در اسلام آمده است، همين حيا ميباشد. حياء از خداوند، حيا از خود، حيا از ديگران در مواقع گناه، حيا از فرشتگان الهي،‌حيا از معصوم ـ عليه السّلام ـ حيا از پدر و مادر و… همه از مصاديق اين حياء مطلوب ميباشد. خواهر محترم، حيائي كه انسان را از كارهاي نيك باز دارد و زمينه استرس و اضطراب و ناراحتي را براي انسان فراهم كند، بي شك از نظر اسلام مردود است.

حيا و كم رويي و خجالتگاهي پيش ميآيد كه انسان ناچار و ناگزير است در حد ضرورت با نامحرم ارتباط برقرار كند و دليلي ندارد كه انسان حالت ترس و دلهرة غير طبيعي به او دست دهد به عنوان مثال گاهي براي خريد چيزي از يك مغازه اقدام مي كنيم و فروشنده هر كسي كه باشد، اسلام به ما اجازه داده است كه در حد متعارف با او ارتباط طبيعي و بدور از ريبه و شبهه ايجاد كنيم. گرچه حيا و شرم از بزرگترين ارزشهاي انسان مؤمن محسوب ميشود. ولي كم رويي و خجالت و دلهره داشتن كه از خود كم بيني و عدم ارادة قوي نشأت مي گيرد، پسنديده نيست و از شرم و حيا جداست. فردي كه كم رو و خجالتي است، توانايي كارهاي مثبت و خوبي همچون سؤال و جواب، دفاع از حق، حرف زدن با ديگران به طور طبيعي و مشروع و… را ندارد و گاهي اگر كار ناپسندي را انجام نمي دهد،‌به خاطر ترس از ديگران ميباشد واين مورد تأييد اسلام نيست.(۷) خواهر ارجمند، بي شك خانوادههاي انبياء و معصومين ـ عليهم السّلام ـ و بزرگان ديني با مردم و نامحرمان ارتباط طبيعي و متعال مورد تأييد شرع را داشته اند و هيچ عيب و ايرادي بر آنان وارد نبوده است. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه از نظر اسلام ترس از نامحرم يك حالت و صفت مثبت براي زنان و دختران ميباشد ولي نبايد از حالت تعادل خارج شد و يا خود را در موقعيت هايي قرار داد كه زمينههاي ترس شديد و اضطراب جدي از طرف نامحرم براي شخص ايجاد شود. اما ارتباطات صحيح و عادي هيچگونه عيب و اشكالي ندارد و نبايد ناراحت و دلهره داشت.

راهكارها و نكات پيشنهاديالف) تقويت ايمان و اعتقاد
از آن جا كه يكي از ثمرات و ميوه هاي ايمان حياء مثبت ميباشد، ايمان موجب ميشود كه اوّلاً ‌انسان با روحية شرم و حيا پرورش پيدا كند و ثانياً در ساية توكل و اعتماد بر خدا و معصومين ـ عليهم السّلام ـ آرامش و اطمينان قلبي بر او حاكم شود و خود را در محضر خدا ببيند و از كسي ترس و دلهره نداشته باشد و موقعيت اصلي ابراز حيا و حرمت نگهداري را درك كند.(۸)

ب) تقويت ارادهبرترين توشة يك انسان ايده آل، اراده و جزم قطعي او ميباشد كه بنابر فرمايش امام كاظم ـ عليه السّلام ـ به وسيلة آن راه كمال و سعادت حقيقي را مي پيمايد.(۹) بايد به وسيلة ايمان و توكل و كوشش فراوان، شخصيتي مطلوب از خود بسازيم تا در مقابل ديگران بخصوص نامحرمان، خود را نبازيم و حس كنيم كه ما نيز داراي يك شخصيت بزرگ و متعالي هستيم و طرف مقابل نيز بالاخره،‌يك انسان ميباشد و جايي براي ترس و دلهره و يا اينكه طرف مقابل متوجه ترس ما شود، نمي ماند. از همين الآن اراده نماييم كه وقتي با افراد مختلف مواجه شديم نرمال و طبيعي و سازنده برخورد كنيم و متوجه مي شويم كه اين يك كار بسيار ساده و راحت ميباشد.

ج) تلقين مثبت و روحيه بخشي به خودتلقين و افكار مثبت، يك عامل بسيار مهم در رشد و موفقيت انسان بخصوص براي ايجاد صفات خوب و ريشه كني عادات ناپسند ميباشد. يك جوان ميتواند در شكل دهي شخصيت خود با ديدي تعالي بخش و عادت آفرين به تلقين ذهنيتها و باورهاي درست، اقدام كند.(۱۰) كافي است كه هميشه به خود تلقين كنيم كه جز خداوند كسي لايق ترس و دلهره آن هم به واسطة گناه نيست و در پناه خدا و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ ، نبايد از كسي به طور غير طبيعي دلهره و وحشت داشت،‌آن وقت مي بينيم كه هميشه در مقابل نامحرم، اضطرابي نداريم و فقط حريم هاي الهي را رعايت مي كنيم.

د) مطالعة كتب ديني واخلاقي خواهر محترم،‌بي شك طي كردن مسير انسانيت و سعادت بدون علم و دانش ميسور نميباشد، مطالعه كتابهاي مختلف ديني به ويژه سيرة معصومين ـ عليهم السّلام ـ زندگي زنان بزرگ و الهي همچون فاطمه زهرا ء (س) كه مظهر شجاعت و عفت بود و…. مي تواند ما را در ايجاد يك روحية‌متعادل و منطقي در برخورد با افراد ياري نمايد. آرزوي ما موفقيت و كاميابي شماست.

هـ) ورزش:ورزش فوائد بي شماري دارد يكي از آنها تقويت اعتماد به نفس فرد است

ح) فهرست توانايي و موفقيت هاي گذشته: فهرستي از موفقيتها، تواناييهاي گذشتة تهيه كنيد و در روز ۲ بار مرور كنيد.
و ) براي رفع مشكل خود از خدا و ائمه ـ عليهم السّلام ـ كمك بخواهيد دعا كنيم.
و) خواهر محترم، گاهي تصورّات غلطي از محيط خانواده و يا همسالان راجع به نامحرم و راههاي ارتباط مثبت با آنها براي شخص بوجود ميآيد، كه لازم است كه بوسيلة ارتباط با اشخاص صاحب فن مانند مشاوران خانواده، روحاني مسجد و … چنين تصورّاتي را از خودمان دور نماييم. سعي كنيم هميشه در هر موردي بويژه روابط محرم و نامحرم با بينش و اطلاعاتي كافي عمل نماييم.
ز)اگراز يك نگاه ديگر به اين مسأله نگاه كنيم ممكن است بگوييم كه شما احتمالا يك باور و يا خطاي شناختي نسبت به پسر مجرد پيدا كرده ايد كه اين خطاي شناختي يا باور غير واقعي ممكن براي اثر يك تجربه ناخوشايند در گذشته باشد و يا خود شاهد آن خاطره تلخ بوده ايد البته ممكن است شنيدن يك مسأله ناراحات كننده و ناگوار كه در آن يك فرد مجرد نقش منفي داشته و باعث اضطراب و وحشت فردي ديگري از جنس مخالف شده، باعث به وجود آمدن يك اضطراب تعميم يافته به ساير موقعيت هاي مشابه شده باشد كه شما بايد در صورت صحت اين فرضيه با يك بازنگري شناختي اين باور هاي غير منطقي و ساخت ذهني غير واقعي را شناسايي و و آن را با كمك يك مشاور از ذهنتان پاك كنيد.
ح) با توجه به سؤال شما كه بطور مختصر اين مشكل خود را بيان نمودهايد پيشنهاد ميشود جهت حل بيشتر آن، با مركز مشاوره مكاتبه نموده و ما را در جهت ارائه راه حلهاي دقيقتر و كاربردي تر ياري رسانيد. آرزوي ما موفقيت شماست.

 

پاورقی:

  1. دختران، پندها و هشدارها، محمود اكبري، چاپ ياران، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، ص ۲۵٫
    ۲٫ مرآة العقول، ج ۸، ص ۱۸۷٫ به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان،‌ص ۲۵٫
    ۳٫ ميزان الحكمه، ج ۳، ص ۱۳۵٫ به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۲۶٫
    ۴٫ همان، ص ۲۷٫
    ۵٫ دختران، پندها و هشدارها، ص ۳۹٫
    ۶٫ خصال صدوق، ص ۵۶۶، به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۲۹٫
    ۷٫ دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۳۵٫
    ۸٫ درآمدي بر شخصيت جوان، سيد ضياء مرتضوي، چاپ اول، دفتر تبليغات اسلامي قم، ۱۳۷۹ قم، ص ۶۰٫
    ۹٫ همان منبع، ص ۶۱٫
    ۱۰٫ همان منبع، ص ۶۹٫

 

در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.

در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

همچنان که مي دانيد با توجّه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجرّدِ غالب دانشجويان و خطرات جدّى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، انتظار مي رود برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمّى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند چنين روابطى با او برقرار نشود و اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با او چه ضرورتى براى شما دارد.

ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه تحريكي در كار نباشد و به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشكالى ندارد. امّا با اين حال، حتّى الامكان لازم است در كلاسها به گونه‏اى باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:

۱ـ از گفتگوهاى تحريك كننده و شوخي پرهيز شود.

۲ـ از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.

۳- دو نفر نامحرم در محيط بسته، تنها نمانند.

۴- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده برايتان كاملاً مساوى فرض شوند، اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

۵- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفّت و حيا را فراموش نكنيد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. [A}بل الانسان على نفسه بصيره{A؛ آدمى بر نفس خو  د آگاه و بيناست].V}(قيامت، آيه ۱۴){V

هر چند که مي دانيم که نکاتي که به آنها اشاره شد براي خود شما نيز روشن است ولي هم چنان که مي دانيد، تأثيري که در شنيدن است در دانستن نيست. ما در دوران مشاوره به موارد بسياري برخورده ايم که ماجرايي از يک شوخي و خنده شروع شده و کار به تباهي دنيا و آخرت کشيده شده است. بنابراين فراموش نکنيم که چنين فرصت هايي بهترين موقعيت براي به فرو افتادن در دام ابليس است.

انسان معمولا سعي مي کند کارهاي خود را توبيه کند به ويژه آن که طبق فرموده قرآن: [A}زين للناس حب الشهوات{A؛ شهوات براي انسان تزيين و بزک مي شوند].

منبع نرم افزار پرسمان

 

در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.

در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.

پاسخ:

گرچه رفاقت و دوستي از مهمترين نيازهاي بشر در طول زندگي به خصوص دوران جواني است و اساساً زيستن در اجتماع و پيمودن راه تكامل بدون آن ميسر نيست، چون انسان مدني بالطبع است و در رواياتي كه از ناحية ائمة معصمومين -عليه السلام- به ما رسيده نيز ما را تشويق به داشتن «دوست» نموده است(۱) امّا آنچه در اين ميان حايز اهميت است، تشخيص دادن دوستان واقعي است. دوستان را نبايد به طور تصادفي برگزيد گرچه بسياري از مردم چنين رفتار مي‌كنند، يعني به دليل آن‌كه در جايي معين متولد شده‌اند يا چند سالي در يك مدرسه با هم بوده‌اند، با عدّه‌اي از مردم دوست مي‌شوند بدون آن‌كه طرف را از نظر اخلاق و سلايق و تيپ شخصيتي مورد آزمون قرار دهند كه آيا همخواني و سازگاري با وي دارد يا خير. علّت اين كه عمر غالب دوستي‌ها در دوران نوجواني كم و كوتاه مي باشد، همين نكته است. چنانچه از نامة شما نيز بر مي‌آيد علّت اصلي بهم خوردن رفاقت شما در اين بوده است كه در انتخاب دوست دقت نكرده‌ايد. اساساً از طرف شما انتخاب صورت نگرفته است. به مجرّد اين‌كه دوست شما پيشنهاد رفاقت نموده است و شما را از ميان هم كلاسي‌ها شايستة دوست شدن، تشخيص داده است، بي‌درنگ پيشنهاد وي را پذيرفته‌ايد. و دوست‌تان گرچه به نظر خودش شما را بهترين دوست تشخيص داده است، امّا معلوم است كه در اين انتخاب موفق نبوده است. شايد به اين نكته توجّه نداشته است كه در انتخاب دوست علاوه بر ملاك‌هاي ايمان، تدين، صداقت، امانتداري و… سازگاري از نظر سلايق وتيپ شخصيتي نيز ضرورت دارد. براي اين‌كه بيشتر به اين نكته توجّه كنيد، توضيح مختصري را در اين خصوص يادآور مي‌شوم.
الف: شرايط لازم و ملاك‌هايي كه در آيات قرآن و روايات بدان اشاره شده است. تقوا و دين مداري اصلي‌ترين ملاك انتخاب دوست مي‌باشد چون دو فرهنگ ديني ارزش انسان با معيار تقوا سنجيده مي‌شود.(۲) چون دوستان با تقوا و پاك‌دامن مانند چتر نجات در هنگام ظهور حوادث انسان را نجات داده از طوفان‌هاي خطرناك گناه و معصيت مصون مي‌دارد.(۳)
در روايات نيز در خصوص اين‌كه با چه كساني دوست شويم، شرايط و اوصاف دوستان شايسته ذكر شده است (۴)در پاره‌اي از روايات نيز به اوصاف دوستان ناباب اشاره شده و از دوستي با آنان نهي شده است.(۵) اين دسته از شرايط در اصل انتخاب دوست، ضرورت دارد و اگر پاره‌اي از آن‌ها وجود نداشته باشد، انتخاب دوست با ملاكهاي شرعي صورت نگرفته است، آنچه از نامة شما بر مي‌آيد،‌ مشكل شما برخواسته از رعايت نكردن اين دسته از شرايط نيست چون هيچ تذكري نداده‌ايد كه وي از نظر مسايل اعتقادي مشكل دارد و يا فاسد و بي بند و بار است و با افراد ناباب رفت و آمد دارد و… اگر ناسازگاري‌تان ناشي از يكي اينها مي‌بود قطعاً به شما توصيه مي‌نموديم كه رابطة خويش را با وي قطع كن و بعد از اين هيچ توجّهي به او نداشته باش چون احتمال دارد در مرور زمان روي شما نيز اثر گذاشته و منحرف سازد. بلكه مشكل شما مربوط به دستة ديگري از شرايط دوستي است كه اينك بدان اشاره نموده راه اصلاح آن را نيز يادآور مي‌شوم.
ب: شرايطي كه در استمرار دوستي و رفاقت ضرورت دارد. بسياري از اين شرايط با استفاده از دانش روان‌شناسي بدست مي‌آيد و حكايت از ميزان موفقيت فرد در روابط بين فردي دارد. برخي افراد درون‌گرا و عدّه‌اي برون‌گرا، برخي كنجكاو و پرجنب وجوش و عدّه‌اي كم حرف، ساكت و آرام و… اين ويژگي‌ها و خصوصيات گرچه ممكن است در زندگي فردي، مشكلي ايجاد نكند و انسان تا وقتي كه در تعامل با ديگران نيست اصلاً توجّهي به اين تفاوتها نداشته باشد امّا آنگاه كه در محيط خانواده،‌ مدسه و يا اجتماع با ديگر افراد در تعامل مي‌شود، ممكن است به مشكلاتي برخورد نمايد. فردي كه شخصيت درونگرا دارد و هميشه ساكت است اگر با فردي كه تيپ شخصيتي‌اش برون‌گرا است و كنجكاوانه به دنبال جمع‌آوري اطلاعات مي‌باشد و دائم دوست دارد بگويد و بشنود، اگر با هم طرح دوست بريزند، قطعاً موفق نخواهند بود، دير يا زود رشته‌هاي دوستي آنان سست خواهد شد به خصوص اگر به تفاوت‌هاي فردي از نقطه نظر روان شناختي، آگاهي نداشته و كارهاي طرف مقابل را به حساب بي‌تفاوتي وي بگذارد و او را متهم سازد كه رسم دوستي را رعايت نمي‌كند. به نظر مي‌رسد كه ناسازگاري شما با دوست‌تان ناشي از تفاوتهاي فردي باشد، اگر واقعاً اينگونه است و مشكل اساسي با هم نداريد، با رعايت اين نكات مي‌توانيد روابط خويش را بهبود بخشيد. ۱- با هم توافق نماييد كه احترام متقابل را حفظ نموده و با گذشت و ايثار نسبت به هم رفتار كنيد. شما اگر واقعاً براي دوست‌تان محل نمي‌گذاريد و تحويل‌اشان نمي‌‌گيريد كار درستي نيست.
۲- براي دوست‌تان اين نكته را تذكر دهيد كه دوستي چهارچوب و حدود خاصي دارد و اگر واقعاً مي‌خواهد با شما رابطة دوستي داشته باشد، به اسرار خانوادگي و مسايل شخصي شما دخالت نكرده و سعي نكند از هر چيزي سر در بياورد. شما نيز سعي كنيد نگرش مثبت نسبت به وي داشته، سؤالات وي را در حدّ كلّي پاسخ دهيد. ۳- با رفتار و گفتار خود به وي نشان دهيد كه او را دوست داريد و شخصيت‌ او نزد شما داراي احترام است، وقتي اين بزرگواري را از شما ديد، رفتار و عادات نامطلوب‌اش را اصلاح خواهد نمود. ۴- علّت اين‌كه در تعطيلي‌ها به ديدار خانواده‌اش نمي‌رود را از وي جويا شويد ممكن است مشكلي پيش آمده و همين مسُله باعث شده كه بيش از حدّ به شما وابسته شود و نيازهاي عاطفي ارضا نشده‌اش را در شما جستجو كند. شايد يكي از دلايل اين‌كه در مورد خانوادة شما كنجكاوي مي‌كند نيز اين باشد كه وي به دنبال گمشدة خويش است و انرژي رواني‌اش روي موضع خانواده تثبيت شده است. يك بار برايش پيشنهاد كن كه با هم به ديدار خانواده‌اش برويد. چه بسا ممكن است مشكلات وي را بتوانيد حل نماييد.
۵ـ يادآور شده‌ايد كه دوست شما قصد ازدواج دارد، وي را در انتخاب همسر شايسته ياري نماييد، ممكن است با ازدواج، ميزان وابستگي وي به شما كاهش يافته و نيازهاي عاطفي و رواني‌اش در كانون گرم خانوادة ارضا شود.
۶ـ سعي نماييد كه فاصلة ملاقات‌هاي شما بيشتر شده مثلاً قرار بگذاريد كه در هفته يك بار همديگر را ببينيد تا از شدت وابستگي شما به هم كاسته شود.

 

پاورقی:

  1. – نهج‌البلاغه ، ق۱۲٫
    ۲٫ – حجرات:۱۳٫
    ۳٫ – همان. زخرف:۲ به اهميت تقوا در انتخاب دوست، اشاره نموده است.
    ۴٫ – محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحمكه، ج ۲، ص ۶۱٫ سفينه البحار، ج۲، ص ۲۷٫ صدوق، امالي، مجلس ۵۹، حديث ۱٫
    ۵٫ – ابن ابي الحديد، شرح نهج‌البلاغه ، ج۲، ص ۲۷۲٫ آمري، غرر الحكم، ج۲، ص ۸۱۱٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۲۱۴٫

 

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

پاسخ:

در اين جا لازم به ذكر مي باشد كه هدف اغلب از جوانان به ويژه دختران مؤمن و پاك در برقراري ارتباط با جنس مخالف، ازدواج بوده و در آرزوي يافتن همدلي صادق براي زندگي مشترك مي باشند، به اين دسته از جوانان بايد عرض نمود كه: ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد تا دختر و پسر به اتحاد و يكرنگي هرچه بيشتر رسيده و در فراز و نشيب زندگي يار و ياور هم بوده و به كمك عشق و محبّت راستين در كوران مشكلات مقاومت نموده و حامي هم باشند.
لكن چه شناختي براي ازدواج لازم است و چگونه مي توان به خصوصيات واقعي طرف مقابل پي برد و از زواياي مخفي انديشه، روحيات و اخلاق او سردرآورد؟ آيا به صرف اظهار محبت و چند نامه فدايت شوم مي توان به همه اين ها پي برد؟ آيا دختر و پسري كه غرق در احساسات و غرايز بوده و همه چيز را از نگاه خوش يمن و حُسن نيتي مي بينند مي توانند به شناخت لازم برسند؟ جداي از آن كه غريزه جنسي و شهوات نيز بر دل و ديده آن ها حكومت مي كند.
دوستي ها و روابط قبل از ازدواج شناخت لازم را براي زندگي تأمين نمي كند و طرفين را از الزا مات و تعهدهاي دروني آن ها نسبت به عشق و خانواده و مسؤوليت زندگي و مقدار ظرفيت هاي رواني و اخلاقي آن ها با خبر نمي سازد، بلكه اين آشنايي شناختي سطحي و كاملاً عاطفي و احساسي است.
در شناخت لازم براي ازدواج بايد معيارها و ملاك هاي اساسي چون: ۱ـ ايمان و دين داري. ۲ـ اصالت و شرافت خانوادگي. ۳ـ اخلاق نيك و حسن معاشرت. ۴ـ رعايت هم ساني و كفو بودن در مسائل فرهنگي، خانوادگي و اقتصادي… را درنظر گرفت.(۱) و با مطالعه بر روي خانواده طرف مقابل و اخلاق و ايمان ساير اعضاء و بر بافت فرهنگي و تربيتي آنان و با صحبت هاي رسمي با طرف مقابل البته به دور از تسلط غريزه جنسي و احساسات مي توان به شناخت لازم دست يافت.
اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم، صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غمنامه هايي است كه دختر و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند و بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي بيشتر روبرو شده اند با يكديگر احساس نوعي بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه مي شوند.
در يكي از نشريات حكايت هشدار دهنده اي درج شده كه:
مردي بعد از پنج ماه زندگي مشترك به دادگاه آمده بود تا همسرش را طلاق دهد و در بيان علت آن مي گويد: «از همسرم شناخت كافي نداشتم و امروز ديگر نمي توانم با او ادامه دهم» او در نحوه آشنايي و ازدواج خود مي گويد : «در يك توليد پوشاك كار مي كنم، چند وقت قبل از ازدواج به او برحسب تصادف شماره محل كار مرا مي گيرد و من هنگامي كه براي اولين بار پاسخ گوي تماس او مي شوم درباره اين كار تكرار مي شود و نهايتاً به ملاقات هاي حضوري در خيابان و پس از آن به ازدواج مي انجامد، اما حالا دريافتم كه اين ازدواج پيامد خوبي ندارد».(۲)
دكتر شيخي جامعه شناس در طي مصاحبه اي مي گويد: «عشق و علاقه هايي كه اغلب در آشنايي هاي خياباني و… حاصل مي شود بيشتر در همان دوران پايدارند و هنگام تشكيل زندگي اين قبيل دوست داشتن ها به سويي مي گرايد و در نهايت برخي به طلاق مي انجامد».(۳)
پس بهتر است از اين گونه آشنايي ها پرهيز شود و به تعاليم تربيتي اسلام تمسك نمود و چشم و دل خود را پاك نگه داريم و به هنگام ازدواج با مشاوره خانواده با دختري با ايمان و عفيف و خانواده او ازدواج نموده و خود را از آلودگي ها حفظ كنيم.
خواهر گرامي. آشنايي هايي قبل از ازدواج گاهي به اين صورت مي باشد كه در خواستگاري ها دختر و پسر با همديگر صحبت مي كنند و همديگر را مي بينند. آشنايي و ديدار در اين حدّ مانعي ندارد و گاهي بسيار مناسب نيز مي باشد.
اما اين كه دختر و پسر با هم ارتباط داشته و به نام آشنايي، اين ارتباط را ادامه دهند، صحيح نمي باشد.
زيرا اين ارتباط ها نه تنها موجب شناخت بيشتر نمي گردد، بلكه احساسات غريزي انسان (ميل به جنس مخالف) را تحريك كرده و موجب علاقه كوركورانه بين دو فرد مي گردد.
ضمناً گاهي، برخي از آقايان براي سوء استفاده و ارتباط با دختران، اين ارتباط را براي مقدمه ازدواج مطرح مي كنند و بعد از مدتي، همه چيز را منكر مي شوند و اين ممكن است ضربه سنگيني بر روحيه طرف مقابل وارد نمايد. در ضمن احتمال دارد كه طرف مقابل با ظاهرسازي، فريب كاري، ويژگي هاي اصلي خود را مخفي كند تا اعتماد در طرف مقابل را به خود جلب كند و بعد از جلب اعتماد وي به اهداف پليد خود برسد.

 

پاورقی:

  1. هفته نامه ايران جوان، ش۱۳۵، ص۲۲٫
    ۲٫ هفته نامه ديدگاه، پيش شماره ۳، آبان ماه ۱۳۷۹، ص۵٫
    ۳٫ همان.

 

درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد.

درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد. تمام وجودم را در آن مسير ترس فرا گرفته بود؛ ولي وقتي به مخابرات رسيدم، به خاطر شلوغي و وقت كمي كه داشتم، برگشتم. در بين راه، خودش را به من رساند و گفت: خانم مي‏شود يك لحظه صبر كنيد من فكر كردم، حتماً سؤالي دارد و ايستادم. او پرسيد: دانشجوي دانشكده ادبيات هستيد؟ با حالت نفرت و تندي جواب دادم: بله. گفت: رشته‏ات چيست؟ گفتم: به شما چه ربطي دارد؟ راه خود را گرفتم و رفتم. او همچنان دنبالم بود. شب بعد، بر حسب اتّفاق، من دوباره ايشان را ديدم. باز هم بي‏اعتنايي كردم. شب سوم، خانواده‏ام به من زنگ زده بودند و براي دختر عمه‏ام پيغامي داشتند كه من باز روز سوم رفتم جلوي در دانشگاه، كه به دختر عمه‏ام زنگ بزنم كه از شانس بدم تلفن خراب بود، مجبور بودم صد متر بالاتر بروم و از باجه سر خيابان استفاده كنم. باز دوباره او خودش را به من رساند و گفت: خانم عزيز يك لحظه صبر كنيد من در جواب گفتم: من با آدم‏هاي ولگرد حرفي ندارم. او گفت: ولگرد چيه؟ من دانشجو هستم دو روز بعد، بار ديگر ايشان را جلو دانشكده ديدم. عزمم را جزم كردم كه بروم جلو و ببينم اين همه سر سختي كردن و توي سرما به انتظار ايستادن، به چه علت است. حدود يك ساعتي توي خيابان اصلي مسير خوابگاه با هم صحبت كرديم، امّا همه صحبت‏هاي او را به باد مسخره مي‏گرفتم، تا اين‏كه روي نيمكتي نشستيم. او كارت دانشجوييش را به من داد و من اولين كاري كه كردم، شماره دانشجويي و رشته او را در ذهن خود جا دادم و روز بعد به دانشكده او رفتم و تحقيق كردم، خيلي بيش از حد تعريف شنيدم. احساس غرور به من دست داد و از اين همه صداقت و خوبي كه در او مشاهده كردم، از او خوشم آمد. روز بعد و روزهاي بعد بيشتر مشتاق ديدار او شدم. در بين صحبت‏هايمان متوجه شدم كه ايشان از سنگيني من و سنگين راه رفتن من خوشش آمده است. او مي‏گفت: من مي‏خواهم شما دوست من باشيد، انسان بايد دوستاني براي خود در اين سن داشته باشد. جامعه، ما را آن قدر خواب كرده كه چرا نبايد دختر و پسري كه هم‏ديگر را مي‏خواهند، همديگر را قبلاً نشناسند و بعد از مدتي، به خاطر عدم شناخت، مجبور به طلاق شوند و خلاصه از اين حرف‏ها كه شايد من و شما هم از اخلاق هم خوشمان آمد. به هر حال، من به شما قول ازدواج نمي‏دهم، مگر اينكه بتوانيم نظر همديگر را جلب نماييم. من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پي هواي عشق بودم و در اميد اينكه بتوانم با متانتي كه از خود نشان مي‏دهم، نظر او را براي ازدواج جلب كنم. بله، از حرف‏هايش، از صداقتش، نتوانستم چيزي بفهمم.

رفت و آمدها و صحبت‏هاي شيرين او همه چيز را از من گرفته بود. روزي از خود او شنيدم كه گفت: تو دختر سرسختي بوده و هستي، من تصميم گرفته بودم، هر طور شده تو را رام كنم و اين او بود كه به تمام خواسته‏هايش رسيده بود. بعد از يك ماه، يك روز به خوابگاه من زنگ زد و گفت: بيا خانه‏ام كارت دارم نيم‏ساعت بيشتر وقتت را نمي‏گيرم وقتي من بعد از افطار رفتم، گفت: قصد ازدواج دارد و هنگامي كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطي نخواهد داشت، چون نسبت به زندگيش مسئوليت دارد. او كلي اظهار مي‏كرد كه عوض خواهد شد. من هم اولين كلمه، گويا اجباراً تبريك بود كه گفتم، امّا آن شب من دو ساعت در خانه او بودم. آن قدر به خاطر مسئله‏اي كه مي‏گويم، سرزنش كرد كه من واقعاً گريه‏ام گرفت. گريه كردم بر تمام چيزها. من اولين دفعه، توي زندگي‏ام گول خوردم، بازيچه دستان يك پسر قرار گرفته بودم.

دلم پر از كينه و نفرت شده، همه‏اش در صدد انتقام هستم. دلم مي‏خواهد خفه‏اش كنم، چون او به تمام خواسته‏هايش رسيده بود و اكنون من مانده‏ام و دنياي غم و غصه، دنياي ندامت و پشيماني، دنياي بد بيني، دنيايي از نفرت به تمامي انسان‏ها، دنياي ترس و وحشت، دنياي افسوس، دنيايي كه بقيه را اگر نگويم، بهتر است. ديگر روحيه هيچ چيز ندارم، خواهش مي‏كنم كمكم كنيد و بگوييد چه كنم كه بتوانم مرهمي بر زخم‏هاي دلم بگذارم؟ عاجزانه كمك مي‏خواهم من تمام مسئوليتم را فراموش كرده بودم. من خسته شده‏ام. از دنيا و زمانه خسته شده‏ام، از تمام اين مَكر و حيله‏ها. كمكم كنيد. من هيچ دوستي كه بتوانم اين طور راحت حرف‏هايم را با او در ميان بگذارم، ندارم. من مانده‏ام با كلي تنهايي، من هستم و خستگي و پشيماني.

پاسخ:

قبل از اينكه به حلّ مشكل بپردازيم، تا به قول شما: [مرهمى بر زخم‏هاى دل خويش بگذاريد]، بايد علل و عواملى كه باعث اين همه نگرانى و درد و رنج (ترس و وحشت نسبت به تمام انسان‏ها و بد بينى به آنان، خستگى از دنيا و زمانه، استيصال و درماندگى، احساس افسردگى و سرخوردگى و نا اميدى از همه چيز) شده است، شناسايى شود، تا با روشن شدن صورت مسئله، بهتر بتوان براى جبران خطاهاى انجام گرفته، اقدامى انجام داد و يا راه كار عملىِ مناسبى ارائه كرد.

نخستين خطا و اشتباه شما، خوش باورى و اعتماد به فردى بود كه نه تنها شناخت كافى از او نداشتيد؛ بلكه براى اولين‏بار او را ديده بوديد و به قول خودتان، با چنين سابقه‏اى حاضر شديد، با او در خيابان قدم بزنيد و با وى گفت و گو كنيد؛ چرا و بر اساس چه منطقى، به خود جرأت داديد كه با چنين فردى هم سخن شويد؟ شما كه قبلاً يكى دو بار با بى‏اعتنايى و بى‏توجهى از مقابل او گذشتيد، چه شد كه وقتى به شما گفت: [خانم عزيز يك لحظه صبر كنيد] كوتاه آمديد؟ با خود فكر نمى‏كنيد كه چگونه اين جمله فريبنده و ناشى از احساسات شهوت آلود، توانست اراده شما را سست كند؟ افسوس كه در پى اولين خطا، لغزش‏هاى بعدى، يكى پس از ديگرى پديد آمد

خشت اول گر نهد معمار كج‏    تا ثريا مى‏رود ديوار كج‏

 

همين جا او توانست با تعريف و تمجيدهايش از شما (مانند اينكه از سنگينى و متانت شما خوشم مى‏آيد)، احساسات شما را بيشتر تحريك و به تدريج، در قلبتان نفوذ كند كسى كه در ابتدا، از او نفرت داشتيد، بلافاصله در روز بعد، دنبالش به راه افتاديد و تحت عنوان اصطلاح زيبا و مقدس [تحقيق و پرس و جو]، به ميان دوستان و همكاران وى رفتيد و قدمى ديگر به سوى خطر برداشتيد و به پرتگاه و سقوط نزديك‏تر شديد اين، دومين خطاى شما بود.

از چه كسانى و در چه محيطى تحقيق و پرس و جو كرديد؟ منابع تحقيق شما تا چه اندازه قابل اعتماد بود؟ آنان تا چه اندازه با ماهيّت حقيقى طرف مقابل و نيّت سوء او آشنايى داشتند؟

در امر ازدواج، تحقيق و آشنايى ضرورى است؛ امّا به شرط اينكه شرايط تحقيق، صحيح و معقول و مشروع باشد. تحقيق كننده، منابع و ابزار تحقيق و چگونگى آن، بايد از شرايط لازم و كافى برخوردار باشند، تا به طور صحيح و كامل، بتوان تمام جوانب قضيه را مورد تحقيق و رسيدگى قرار داد.

لغزش سوم شما نيز اين بود كه به قول خودتان: [من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پى هواى عشق بودم؛ به اميد اينكه بتوانم با متانتى كه از خود نشان مى‏دهم، نظر او را… جلب كنم…]؛ لذا چنين تصميم گرفتيد كه با وى رابطه دوستانه برقرار كنيد

خطاى چهارم و بزرگ‏تر شما اين بود كه وقتى شما را به خانه خود دعوت كرد، بدون هيچ تأمل و درنگى دعوتش را پذيرفتيد. آيا وقتى كه به شما گفت: [قصد ازدواج دارد و هنگامى كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطى نخواهد داشت، چون نسبت به زندگى‏اش مسئوليت دارد…]؛ درنيافتيد كه چنين افرادى، دخترانى شبيه شما را ابزار هوس رانى‏هاى زودگذر خود قرار مى‏دهند و براى ازدواج و زندگى آينده خود، به دنبال افراد ديگرى مى‏روند و در واقع، شما گزينه آنها در ازدواج نيستيد؟ شما تنها قربانى چنين فردى نبوديد و دختران ديگر نيز به دام شيطانى وى افتاده‏اند.

تكيه ما بر بيان اين خطاها، صرفاً بدين خاطر بود كه چشم خود را بگشاييد و با شناخت مواضع خطا و لغزش، بهتر بتوانيد از پرتگاه‏هاى سقوط دورى گزينيد. اكنون به منظور كاهش دردها و رنج‏هاى ناشى از خطاها و لغزش‏هاى گذشته و احتمالى آينده، مناسب است راه كارهاى عملى زير را اجرا كنيد.

T}يكم. {Tگذشته خود را – كه حكايت از نجابت، پاكدامنى و رفتارى متكبرانه با نامحرم داشت – به ياد آوريد و به آن به عنوان يك ويژگى ارزشمند و ستودنى افتخار كنيد. هر چند دچار لغزشى يا لغزش‏هايى در اين جريان شده و در يك مورد نتوانسته‏ايد در برابر رفتارهاى شيطانى و گول زننده فردى سودجو مقاومت كنيد؛ اين بدان معنا نيست كه در مواردى ديگر نيز از خود محافظت نكنيد و به قول معروف: [حال كه آب از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب] بلكه بايد گفت: [ماهى را هر وقت از آب بگيريم، تازه است]. بنابراين اكنون كه چنين تجربه تلخ و ناگوارى را چشيده‏ايد، تصميم قاطع بگيريد به چنين دعوت‏هايى پاسخ منفى بدهيد و در حفظ و نگهدارى گوهر پاكى و پاكدامنى خود كوشا باشيد و اين بزرگ‏ترين درس زندگى است و مطمئن باشيد كه موفق مى‏شويد.

T}دوّم.{T تصميم جدّى بگيريد كه در چنين موقعيت‏هاى احتمالى، دچار وسوسه نشويد و با توكل بر خداوند، مقاومت و سرسختى خود را به منصه ظهور برسانيد و به دام آنها گرفتار نشويد (كه اين همان پشيمانى و توبه واقعى است). سعى كنيد شكست در اين حادثه را فراموش كنيد (هرچند مى‏توانيد درس‏هاى آن را به ياد آوريد)؛ تا درد و رنج‏هاى ناشى از خطاها و لغزش‏هايتان كاهش يابد. بله ممكن است اين تفكيك، كمى سخت باشد؛ ولى تلاش خود را در اين زمينه مبذول داريد.

T}سوّم. {Tدر صورتى كه خواستگار مناسبى به سراغتان آمد، بكوشيد با حفظ و تأكيد بر ويژگى‏هاى يك همسر شايسته و معيارهاى ازدواج، به وى جواب مثبت دهيد؛ زيرا با چنين تجربه‏اى، ممكن است احساس نياز به داشتن همسر در وجودتان بيشتر شده باشد و اين امر طبيعى است با اقدام به ازدواج و پاسخ مثبت به خواستگار مناسب و تشكيل زندگى مشترك، بخش زيادى از حوادث تلخ گذشته را فراموش كنيد و به نياز طبيعى و غريزى‏تان، پاسخ صحيح و مناسب داده، جلوى لغزش‏هاى احتمالى بعدى را نيز بگيريد.

T}چهارم.{T خداوند متعال را شكرگزار باشيد و با استمداد از ذات بارى‏تعالى، در صدد پايه‏ريزى يك زندگى سالم و موفقيت‏آميز – همراه با پاكى و پاك‏دامنى و حفظ ارزش‏هاى اخلاقى – باشيد.

بدون شك اگر لطف و مرحمت خداوند در پرتو ارتباطهاى معنوى بنده با آن خالق مطلق نباشد، چه بسا مشكلات و ناملايمات بدترى، گريبان‏گير فرد شده و در پرتگاه سقوط قرار گيرد. پس راز و نياز و ارتباط معنوى با خداوند متعال را فراموش نكنيد؛ بلكه روز به روز به آن بيفزاييد. كمك گرفتن از اولياى الهى و ائمه اطهار(عليهم السلام) – به خصوص فاطمه زهرا(عليها السلام) – براى شما دختران حقيقت‏جو و جوياى پاكدامنى، بزرگ‏ترين نعمت در چنين موقعيت است.

 

منبع:نرم افزار پرسمان

 

اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟

اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟

پاسخ:

ازدواج از مهمترين حوادث زندگي انسان است كه خوشبختي و سلامت آينده انسان در گرو اين تصميم گيري است. اگر انسان در اين تصميم گيري مهم شرايط لازم را داشته باشد و از عوامل ديگري مثل: مشورت و … كمك بگيرد حتماً به خوشبختي و شادي دست خواهد يافت.

شناختاز جمله شرايط مهم در ازدواج شناخت صحيح و دقيق، بدون هيچگونه تصميم گيري سطحي و احساسي از طرف مقابل است اگر انسان بدون تحقيقات لازم و فقط بر اساس احساس و ديگر تمايلات نفساني اقدام به ازدواج و تشكيل پيوند زناشوئي بكند اميد موفقيت او بسيار ضعيف و كم رنگ است.
ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد و هرچه اين شناخت عميق تر باشد در زندگي اتحاد و وحدت بيشتري جريان خواهد داشت. (اغلب ناسازگاري هاي پس از ازدواج و تلخي ها ريشه در عدم توجه به معيارهاي انتخاب همسر و تناسب هاي بين زوجين دارد)
حال جاي اين سؤال است كه چگونه مي توان به اين شناخت رسيد و اسلام حدود روابط بين دختر و پسر را چه مي داند؟ اسلام صرف صحبت كردن لازم و ضروري زن و مرد را در جريان زندگي و رسيدگي به كارهاي روزمرة زندگي را حرام ندانسته، هر چند كه شرايط خاصي را براي آن تعيين كرده است. كه از جمله مي توان به خالي بودن روابط از مسايل شهواني و احساسي و عاطفي اشاره كرد.

شرايط ارتباطولي اگر اين ارتباط قرار باشد به يك رابطه تبديل شود شرايطي را براي آن لازم دانسته است كه از جمله اينكه بايد ميان افراد، تعهدي بصورت رسمي (هر چند اين روابط موقت و براي زمان محدود باشد) ايجاد شود و لذا كساني كه مي خواهند با هم رفاقت و يا رابطه اي داشته باشند، بايد تعهدي رسمي به صورت عقد دايم و يا موقت ميانشان وجود داشته باشد. و تنها در اين حالت، ارتباط دوستي و تماس تلفني آنها جايز و بدون اشكال است. عدم دقت در اين تعهدات منجر به بدبيني هاي دو طرف، والدين زوجين در آينده مي شود و ممكن است باعث ناراحتي هاي ديگر شود.
اما براي جلوگيري از هم گسيختگي روابط زناشوئي شناختي كامل و دقيق لازم است كه با عقل و ارزيابي صحيح طرفين بدست آمده باشد. لذا بايد سعي كنيم از دخالت هاي انحراف آفرين «حب و بغض» جلوگيري كنيم: زيرا وقتي به كسي علاقه وافري داشته باشيم ضعف هاي او را نمي بينيم.
امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: چشم عاشق از ديدن عيبهاي معشوق كور است و گوش او از شنيدن زشتيهاي او كر است.(۱)

رابطه تلفنيبسيار روشن است كه تنها با روابط تلفني و … ميان دختر و پسر شناخت كامل از خصوصيات اخلاقي و سليقه هاي فردي حاصل نمي شود. چرا كه جواني، سن اوج كشش هاي جنسي و عاطفي است به همين خاطر نظارت بزرگان و مشاوره از ازدواج مي تواند شما را در انتخابي خوب كمك كند. اگر چه ممكن است جوانان عزيز در ابتداي امر با همان سرشت و طبيعت پاكشان روابطي را آغاز كنند ولي تجربه نشان داده است كه در پايان كار اين روابط به مشكلات حاد و پيچيده اي تبديل گرديده كه باعث پشيماني آنها شده است. چرا كه اگر چه ممكن است ريشه هاي تمايلات نفساني و احساسي در ابتداي روابط مشخص نبوده و از چشم آنها مخفي بوده است ولي در امتداد مسير اين تمايلات بروز و ظهور پيدا كرده و مشكلاتي را به بار آورده است. حال اگر اين روابط همراه با تمايلات و هيجان ها، به وسيلة اهرم تعهد شرعي و قانوني همراه نبوده باشد با كمتر ناراحتي و ناملايماتي اين روابط از هم پاشيده شده و كانون هاي ابتدايي مهر و محبت به خانه هاي فساد و طلاق تبديل خواهد شد.
لازم به ذكر است كه در چنين روابطي قبل از اينكه شناختي از طرف مقابل حاصل شود، بذر محبت و دوستي و عاطفه شخص مقابل در دل انسان كاشته مي شود و همانطور كه در بالا اشاره كرديم اين امر باعث عدم شناخت صحيح از طرف مقابل مي شود.
و چون بعد از مدتي بسياري از مشكلات و تفاوتهاي فردي و اجتماعي نمايان مي گردد و از طرف ديگر اين روابط هم ضمانت اجرايي و قانوني ندارد و به سادگي از هم پاشيده شده و موجب بدنامي و محروميت از ازدواج مناسب و در خور شأن طرفين خواهد شد.
همچنين، غوطه ور شدن در اين نوع روابط، جواناني را كه بايد در بهترين مقطع از سن خود، به دنبال آموختن علم و كسب تجربه هاي آيندة خويش باشند، در اضطراب و هيجانات بي اساس نگه مي دارد. و با ايجاد فشارهاي روحي و تشويق هاي دروني آرامش را از آنان سلب مي كند. هيچ گاه اين جوانان طعم شيرين آرامش، شادي، رضايت، موفقيت را در زندگي خانوادگي نخواهند چشيد ازدواج هايي كه بر اين اساس چيده شده، بسيار متزلزل مي باشد. كافي است سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم: صفحات مملّو از غم نامه هايي است كه دخترها و پسرها دربارة دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند.
بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان را براي زندگي شكسته خورده شان بيان مي كنند، انسان هيچگاه احتمال اين روزها را نمي دهد كه در دادگاه هاي طلاق و … حاضر شوند.
اسلام راه درست و متعادل را به انسان ها نشان داده است. و به نيازهاي طبيعي او توجه نموده است و راه حل هاي مناسبي را پيشنهاد كرده است.
شما خواهر گرامي!
پس از اينكه از خانوادة خود و ديگر مشاورين امين و آگاه در رابطه با طرف مقابلتان به مشورت پرداخته و به نتيجة مثبت دست يافتيد از خانوادة خودتان بخواهيد كه در جلسات معين و مشخصي كه از طرفين شما هم حضور دارند به تبادل افكار بپردازيد و اگر همديگر را پسنديديد و شرايط همديگر را مناسب تشخيص داديد در يك مناسبت معيني اقدام به عقد رسمي بكنيد و اگر امكاناتي بايد فراهم شود كه فعلاً موجود نيست مراسم ازدواج رسمي را به تاريخ بعدي موكول كنيد تا امكانات و شرايط جنبي فراهم شود.
مطالعه كتب ازدواج و مشاوره با والدين و مشاورين عالم و آگاه و … را به شما توصيه مي كنيم.

 

پاورقی:

  1. محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، تلخيص رضي، دارالحديث، چاپ دوم، ۱۳۸۳، ص ۱۲۵، ح۱۳۲۳٫

 

 

آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟

آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.

V}خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۸۲ و دفتر: همه مراجع.{V

با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟

آيا وقتي پسري به دختران متلك بگويد و دختران چيزي نگويند براي دختران گناهي است با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟

پاسخ:

به كارگيري راه‌كارهاي زير مي‌تواند دختران را در برابر آسيب هاي اجتماعي ايمن مي كند:

۱٫ سعي كنيم واقعيت جنس مخالف را بشناسيمبدانيم كه پسران دنيايي متفاوت از دختران دارند. پسران اولين چيزي كه در ارتباط با دختران به ذهنشان خطور مي‌كند، مسائل جنسي است. اما دختران به مسائل عاطفي و دوست داشتن مي‌انديشند. بسياري از دختران تصوراتي بسيار ايده آل و تخيّلي از جنس مخالف در ذهن خود مي پرورانند. از نظر روان شناسي اين يكي از اشتباهات رايج بين انسان ها، به‌خصوص نوجوانان و جوانان است كه بايد از چنين تفكري اجتناب كنند.

۲٫ هيجانات(۱) خود را در برخورد با جنس مخالف كنترل كنيمما بايد سعي كنيم به طور كلي بر هيجانات خود در زندگي غلبه كنيم و رفتارهايمان را عاقلانه ارادي و با دليل انجام دهيم. يكي از هيجاناتي كه در اين مورد بايد رعايت شود اين است كه از خجالت زدگي در برابر آنان خودداري كنيم و با جايگزين ساختن حيا(۲) به جاي خجالت و رعايت حدود شرعي و اجتماعي مي توان رابطه صحيحي با جنس مخالف ايجاد نمود. يكي ديگر از هيجاناتي كه در برخورد با جنس مخالف بايد كنترل شود «ترس» است. برخي از دختران از پسراني كه در راه مدرسه و يا محل مي بينند مي ترسند و همين ترس موجب برخي از لغزش ها مي‌شود. برخي ديگر از دختران از اين‌كه پسري به او و يا خانواده آن‌ها آسيبي برساند مي ترسند و ممكن است به همين دليل به برخي از خواست هاي پسر پاسخ گويند. ترس در هر صورت مشكل آفرين است. اوّلاً بايد بدانيم جنس مخالف ترسي ندارد و بخصوص اگر با تهديد روبرو شديم مي توان با شجاعت تمام در مقابل آن ايستاد.

۳٫ حدود رفتار اجتماعي با جنس مخالف را بشناسيميكي از مهم‌ترين نشانه هاي رشد اجتماعي هر فرد شناخت حدود رفتار خود با افراد مختلف است. بايد دانست كه با هر فردي تا چه حدي مي توان نزديك شد و راجع به مسائل مختلف به گفت‌وگو پرداخت.
دختر خانمي كه در يكي از شهرهاي كوچك به يكي از پسرهاي محله نامه اي داده بود، در پي يك اختلاف خانوادگي متوجه مي‌شود آن پسر، نامه را در پانصد نسخه تكثير و در سطح شهر پخش كرده است. اين دختر خانم امروز حتي از خانه نمي‌تواند خارج شود زيرا همه به او بدبين هستند. اين مورد و مواردي از اين قبيل نشانگر آن است كه عدم رعايت حدود رفتاري با جنس مخالف تا چه حد مي‌تواند زيانبار باشد.(۳) بنابراين، ملتزم شدن زنان به دستورات و قوانين حكيمانه الهي بهترين عامل حفظ شخصيت و مصونيت آنان از سقوط و انحراف مي‌باشد كه در زير به اختصار بررسي مي كنيم.

۱٫ از تحريك و جلوه گري پرهيز كنيمخداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: «(زنان) هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانشان معلوم شود» (و صداي خلخال كه برپا دارند به گوش رسد)(۴) اين آيه مباركه، زنان را از حساس نمودن مردان و جلب نظر آنان به زينت هاي پنهان نهي مي كند تا سبب تحريك غريزه ي آنها نشود. هم‌چنين در خطابي به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «اي همسران پيامبر، شما هم‌چون زنان معمولي نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونه اي هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد.»(۵)
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در نهج‌البلاغه بيان شيوا و جامعي در اين زمينه دارد و روش برخورد اجتماعي دختران و زنان را روشن مي‌كند و مي‌فرمايد: «زنان و دختران مؤمن بايد سه صفت را كه براي مردان بد است داشته باشند: ۱٫ تكبر. ۲٫ ترس. ۳٫ بخل. تكبر: يعني در مقابل نامحرم با قاطعيت و وقار صحبت كنند و از حرف زدن باعشوه و تبسم كه ديگران را تحريك مي‌كند، بپرهيزد. ترس به اين معني كه: بترسد از تنها بودن و تنها ماندن با شخص نامحرم. و بخل: يعني در حفاظت مال خود و شوهر، كمال دقت و وسواس را بخرج دهند و امانت دار اموال همسر و خانه و پيام آور قناعت و صرفه جويي باشند.»(۶) با بررسي موارد متعددي از آسيب هاي اجتماعي كه متوجه زنان و دختران مي‌شود درمي يابيم كه تحريك و جلوه گري زنان موجب پيدايش آن آسيب ها شده است.

۲٫ عفت و حياي خود را پاس بداريمعفت و حيا براي زن سرمايه ارزنده اي به شمار مي آيد و بزرگ‌ترين مانع براي فريب و لغزش و انحراف زن است. عفت و حيا از خصوصيات روحي زن و سرمايه سلامتي اخلاقي و رواني او و حتي موجب سلامت جامعه و پاكدامني مردان است. از اين روي، امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «حيا ده سهم است كه نه سهم در زنان و يك سهم در مردان است.»(۷) و در روايت ديگري مي‌فرمايد: «لا ايمانَ لمنْ لاحياء لَهُ. كسي كه حيا ندارد ايمان ندارد.»(۸) در فرموده اي از امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ نيز مي خوانيم: «الحياءُ ثمرةُ العِفّه. حيا ميوه پاكدامني است.»(۹) هنگامي كه به هر علّت پاكدامني فرد كم شود شرم و حياي او نيز كاسته مي‌شود. بنابراين زنان و دختران بايد در جامعه و بيرون منزل، باوقار و عفاف و متنانت ظاهر شوند و در عين رسيدگي به كار و تحصيل خود، به گونه اي رفتار نمايند كه از نگاه هاي آلوده دور بوده، سبب تحريك و جلب توجّه شهواني ديگران نشوند.

۳٫ از خوش باوري ساده لوحانه بپرهيزيمزن داراي حسن نيت و خوشبيني است و اين خود حكايت از فطرت پاك و خداآشنايي او دارد. اين خوش بيني و زودباوري زن گاه سبب مي‌شود كه اگر از سوي غريبه اي به وي اظهار علاقه شود بدون ترديد در صداقت اظهار كننده، آن را باور كند. در حالي كه اكثر علاقه و محبت هايي كه از طرف افراد بيگانه به زن مي‌شود جنبه فريب و سودجويي دارد و باصداقت و خيرخواهي همراه نيست. گزارش ها نيز حاكي از آن است كه لغزش و انحراف اغلب دختران و زنان به علّت كمبود محبت و فريفته شدن به محبت هاي دروغين بوده است.(۱۰) بنابراين وظيفه زن است كه وجود ظريف و حساس خويش را از اين سبب دور بدارد و به اظهار علاقه ها و وعده هاي افراد بيگانه خوشبين نباشد و ميان آنان و خويش، حريم پاكي را حفظ كند تا از زيان هاي پرفريب بوالهوسان مصون بماند.

۴٫ از خلوت كردن و هم‌مسير شدن با مردان نامحرم امتناع و خودداري كنيم: دختران و زنان بايد حريم محرم و نامحرم را حفظ كرده و از توقف در محل خلوت با فرد نامحرم پرهيز نمايند. چرا كه اسلام قرار گرفتن زن و مرد نامحرم در يك اتاق بسته، كه عبور و مروري در آن نيست را حرام مي داند. پس با توجه به آن چه كه گفته شد اگر دختري بتواند بر احساسات خويش غلبه نمايد و بداند كه جنس مخالف مقصد و سويي از اين دوستي دارد و با رعايت حدود اجتماعي و اسلامي، هيچ گاه به سمت و سوي پسران كشيده نمي شود و سعي مي كند كه از جنس خود بهترين دوست را انتخاب كند و حتي از همنشيني با دوستان بي بند و بار و منحرف نيز دوري مي نمايد. بهتر است از مسيرهايي كه معمولاً پسران مزاحمت سر راهتان سبز مي‌شوند استفاده نكنيد و تا مي‌توانيد خيابان‌ها و كوچه‌هاي خلوت را كه آنان فرصت سوء استفاده از شما را پيدا مي‌كنند، براي تردد انتخاب نكنيد.

راه‌كارهاي ديگرهم‌چنين دختران جوان براي آن‌كه بتوانند خويش را از انحراف ها حفظ كنند لازم است:
از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبيده حتي در مقابل برادر و خويشان محرم نيز خودداري كنند.
با دوستان مؤمن و خوب رفت و آمد و مجالست كنند و از همنشيني با دوستان بي بندوبار و منحرف (هر چند از نزديكان و خويشاوندان) اجتناب نمايند. از شوخي و خنده با نامحرمان خودداري كنند و هنگام سخن گفتن با آنان جدي و باوقار سخن بگويند.
در پايان بايد گفت اگر پسري به دختري متلك گفت، دختر بايد با كمال متانت و خونسردي و بي توجهي از كنار اين جريان بگذرد. بديهي است در چنين مواردي كه دختر با متانت برخورد كرده است، گناهي متوجه او نيست.

 

پاورقی:

  1. توضيح هيجانات: حالت هاي هيجاني با تغيير ضربان قلب، بالا رفتن دماي بدن و نيز كاهش كنترل ارادي بر رفتار، همراه هستند.
    ۲٫ قابل ذكر است كه حيا يك صفت بسيار پسندیده فردي و اخلاقي است كه بر اساس آن وقتي تشخيص مي دهد كاري را نبايد انجام دهد و يا سخني را نبايد بگويم، عليرغم توانايي بر انجام آن، از عمل بدان خودداري مي‌كند در صورتي كه فرد خجالتي قادر به انجام چنين كاري نيست.
    ۳٫ احمدي، علي اصغر، كندوكاو پاسخ به سؤال هاي نوجوانان، چاپ دوّم، (تهران: انتشارات انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۴)، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۶٫
    ۴٫ سوره نور، آيه ۳۱٫
    ۵٫ سوره احزاب، آيه ۳۲٫
    ۶٫ نهج‌البلاغه، فيض الاسلام، حكمت ۲۲۶٫
    ۷٫ مجلسي، بحالارانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۴٫
    ۸٫ همان، ج ۷۸، ص ۱۱۱٫
    ۹٫ آمدي، غررالحكم، حديث ۴۶۱۲٫
    ۱۰٫ غلامي، يوسف، راز يك فريب، چاپ اوّل، قم: انتشارات لاهيجي، ۱۳۸۱، ص ۹۶٫

 

برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند چه حكمي دارد؟

برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند  چه حكمي دارد؟

پاسخ:

همه مراجع: اصل اجتماع دختران و پسران، در يك محيط اشكال ندارد ؛ ولى اگر بانوان حجاب كامل را رعايت نكنند و آقايان نگاه گناه‏آلود داشته باشند و محرمات ديگرى (از قبيل موسيقى حرام و مانند آن ) انجام گيرد، اجتماع آنان در آن محل جايز نيست.

V}همه، العروة الوثقى، ج‏۲، النكاح، م‏۴۹ ؛ تبريزى، استفتاءات، س‏۱۵۹۲ و ۱۵۹۴ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۴۶ ؛ مكارم، استفتاءات، ج‏۱، س‏۸۱۳ و ۸۰۵ ؛ امام، استفتاءات، ج‏۳، (وظايف اجتماعى زنان )، س‏۱۹ ؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج‏۲، س‏۱۶۵۶ و ۱۶۵۸ ؛ دفتر: سيستانى، بهجت، وحيد، فاضل و نورى.{V

 

پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.

پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مقدمه نيازهاي عاطفي و غرايز ديگر در ايام جواني، آدمي را به سوي «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مي دهد كه البته اين يك امر طبيعي و غريزي است و كمتر مي توان راهي براي گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايي بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است كه ممكن است فرد را به گرفتاري هاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد.

دوست داشتن و عشق ورزيدن اگر از مسير معين، مشخص و صحيح پاسخ داده نشود، ممكن است عوارض نامطلوبي را براي انسان ايجاد كند. شما خوب مي دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) فراوان است. مخصوصاً در سنين جواني، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مي باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعي و عرفي را در دوستي با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسي و وسوسه هاي شيطاني قوي تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاي بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مي كند انسان خود را در معرض خطري كه بسياري از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مي تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.
بــل الانسان علــي نفسـه بصيرة(۱) آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست
پس بدون ترديد از ديدگاه تربيتي و روان شناختي و بر اساس مقررات ديني اسلام، دوستي با جنس مخالف صحيح نيست. دختران و پسراني كه به صورت غير اصولي و نامشروع با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند، بسياري از انرژي هاي عاطفي خود را كه خداوند به عنوان سرمايه اي بزرگ در وجود آنها به وديعه نهاده تا صرف همسر حقيقي خود و همچنين تربيت فرزندان خود كنند در اين دوران از دست مي دهند و در فرداي زندگي خود نه تنها احساس گناه مي كنند، بلكه نمي توانند از نظر عاطفي همسر خود و فرزندان خود را خوب اشباع و ارضاء كنند. در نتيجه همواره زندگي آنها از يك كمبود شديد عاطفي كه با هيچ چيز ديگر قابل جبران نيست مواجه مي شود و اي كاش مساله همين جا فيصله پيدا مي كرد. قضيه مهمتر از اينهاست. وقتي يك خانواده از نظر عاطفي دچار مشكل شد نه تنها آرامش واقعي در آن خانواده نيست، نسل سالمي نيز از آنها بوجود نخواهد آمد و فرزندان آنها نيز كه دچار كمبودهاي عاطفي شده، بسيار آسيب پذير مي شوند. در گير و دار زندگي طعمه شيادهايي مي شوند كه همواره در كمين آنها نشسته اند. و اين قضيه به نسل هاي بعدي نيز سرايت مي كند.
اينكه فرموديد علاقه به او پيدا كرده ايد كاملاً طبيعي است. چرا كه در سن ازدواج بطور فطري خداوند جاذبه اي را در جنس مخالف در انسان ايجاد مي كند و اگر محبتي نيز از سوي آن فرد ببيند به صورت طبيعي و با همان فطرت پاك به آن پاسخ مثبت مي دهد، اما در بلند مدت يكي از طرفين يا خداي نكرده هر دوي آنها به سمت امور شهواني متمايل مي شوند. چون اصولاً مرد مجذوب اصلي اين ميدان است، اين خطر بيشتر پسر را در مرحله گناه قرار مي دهد و دختر را نيز به گناه مي كشاند. اگر فارغ از احساسات و با نگاهي كه وظيفه شماست به همين چند سؤالي كه اشاره كرده ايد بنگريد متوجه شرايط خطرناكي كه خود را در آن قرار داده ايد مي شويد.
تجربه نشان مي دهد، دختر و پسر براي آنكه روابط خود با نامحرم را مجاز و عادي جلوه دهند و از فشارهاي رواني ناشي از اين كار را كاهش دهند، سعي مي كنند با روش هاي مختلف، دلايل ظاهراً منطقي براي اين گونه روابط بتراشند. دلايلي مانند: او به من نياز دارد، من او را براي همسري خود در آينده انتخاب كرده ام و براي شناخت او نياز به ادامه اين روابط دارم و… و حال آن كه پشت روابط دختر و پسر انگيزه هاي جنسي نهفته است كه دختر و پسر خواسته يا ناخواسته سعي در مخفي كردن آن دارند. حتي در صورتي كه پسر و دختر اطمينان دارند كه روابط آنان از غريزه جنسي نشأت نمي گيرد، بايد اين روابط را ترك كنند. چرا كه اين غريزه بسيار سركش است و ممكن است عنان كار از دست آنان خارج شود و آنچه نبايد پيش آيد، اتفاق بيفتد.

بررسي فقهي و ديني ارتباط دختر و پسر مراجع نسبت به ارتباط نامحرم با يكديگر كه احتمال ـ توجه كنيد حتي احتمال ـ گناه باشد، آن را جايز نمي دانند.(۲) و لو اينكه شما قصد حرام نداشته باشيد. اما از وضعيت روحي و جسمي آن دختر چگونه مي توانيد مطمئن باشيد؟ باز هم تكرار مي كنم شما به خودتان توجه نكنيد، و اگرچه ممكن است شما احساسي شهواني نسبت به او نداشته باشيد اما او لاجرم از هم صحبت شدن با پسري و ارتباط با او لذت مي برد. اما اگر از نگاهي عارفانه كه مي تواند حجت را تمام كند، بخواهيم بنگريم، فراموشي عشق آن دختر، جايگزيني مي خواهد كه فقط در شرايط فعلي ذكر و ياد خداي تبارك و تعالي است. براي رسيدن به او بايد تمامي واجبات را انجام داد، محرّمات را ترك كرد، مستحبات را تا جايي كه مي توانيم انجام دهيم، و مكروه را نيز تا جايي كه مي توانيم ترك كنيم.
پس در هر حال و در مقابل هر عمل بايد تابلويي در مقابل خود ترسيم كنيم: آيا اين كار مرا به خدا نزديك مي كند؟ اگر چنين نكرد، رهايش كنيم. ملاك نزديك شدن به خدا هم اطاعت از اوامر اوست. پس هيچ گاه به افراد بيگانه اعتماد نكنيد و گول ظاهر اشخاص و يا حرف هاي محبت آميز را نخوريد، بهتر است كه اين ارتباط تلفني را براي هميشه قطع كنيد و به درس خود ادامه دهيد و خود را براي كنكور آماده كنيد و ديگر فكر اين دختر را از خود دور كنيد تا بيشتر از اين دچار گناه و يا آزردگي فكري نشويد. ممكن است چند ماه اول مشكل باشد ولي به مرور زمان رفع خواهد شد.

راه‌كارهاي عملي كاهش علاقه و ارتباطد براي كاهش علاقه و بتدريج از بين بردن كامل آن به راهكارهاي زير عمل كنيد:
۱٫ از تماس تلفني با او اجتناب كنيد. (براي اين كار مي توانيد شماره موبايل خود را عوض كنيد تا او به شما دسترسي نداشته باشد).
۲٫ اوقات خود را با اشتغالات درسي و برنامه هاي مورد علاقه تان نظير كارهاي هنري و ورزش، چنان تنظيم كنيد كه فرصت فكر كردن درباره اين دختر را نداشته باشيد.
۳٫ هرگاه ياد او در ذهنتان نقش بست بي درنگ به موضوعات جديد درسي و غيردرسي فكر كنيد و از اشتغال ذهني درباره او بپرهيزيد.
۴٫ از قرار گرفتن در تنهايي مگر به اندازه ضرورت اجتناب كنيد.
۵٫ از بيكاري اجتناب كنيد و براي اوقات شبانه روزي و بخصوص براي واحدهاي درسي برنامه ريزي كنيد و همه اوقات خود را طبق برنامه پر كنيد.
۶٫ در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد.
۷٫ به ياد داشته باشيد انسان براي رسيدن به اهداف خود حق استفاده از ابزار و وسايل نادرست و نامشروع را ندارد. همان طور كه قبلاً بيان شد، ارتباط شما با فرد مورد نظر نه تنها نمي تواند مشكل او را برطرف كند بلكه ممكن است مشكلات او را بيشتر كند.

 

پاورقی:

  1. قيامت: ۱۴٫
    ۲٫ معصومي، مسعود، احکام روابط مرد و زن (مطابق با فتاواي ۸ تن از مراجع)، ص۱۳۸ تا ۱۴۵٫

 

پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد

پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد و در عين حال سنگيني و وقارم حفظ بشود؟ مردها به چه چيزهايي بيشتر علاقه نشون ميدن و از كجا علايق مردان رل بشناسيم؟ آيا سؤال كردن از خودشان كار درستي است؟ من دوست ندارم ازدواج كنم دوست دارم عاشق باشم، نروم تو زندگي مشترك و دوست داشتنم برام بمونه البته بدون هوس. چيكار كنم؟

پاسخ:

ايجاد علاقه و تمايل نسبت به جنس مخالف خصوصاً در دوران جواني امري است طبيعي كه مي تواند زمينه ساز و منجر به يكي از اساسي ترين تصميمات زندگي انسان يعني ازدواج شود. ابراز علاقه بايد به شكلي منطقي و بر اساس شرايط افراد و فرهنگ ها به نحوي صورت گيرد كه بهترين پيامدها را در پي داشته باشد. يعني اين علاقه اگر مي خواهد منجر به ارتباط و ازدواج شود بهتر است به گونه اي صورت پذيرد كه ارتباط و ازدواج موفقي را با خود به همراه داشته باشد. از اين رو، بايد سعي كرد اين علاقه بر اساس معيارها و ملاك هاي واقعي و به دور از احساسات و عواطف سطحي شكل گيرد. چرا كه اين علاقه اگر بدون شناخت كافي شكل گيرد. يعني بر اساس معيار و ملاك درستي نباشد، اين علاقه مانع از اين مي شود كه انسان بتواند طرف مقابل را واقعا آن گونه كه بايد، بشناسد. چون احساسات و هيجانات انسان در اين مواقع مانع از آن مي‌شود كه فكر درست كار كند. در نتيجه دچار خطا مي‌شود. بر اين اساس:
۱٫ با خود فكر كنيد كه واقعا چرا اين فرد را دوست داريد؟ كدامين صفات و ويژگي ها و ملاك ها در او وجود دارد كه باعث شده به او علاقه داشته و دل بسته او شده ايد؟
۲٫ آيا او نيز به شما علاقه دارد؟ چرا كه اين علاقه شما اگر يك طرفه بوده و ندانيد كه آيا او به شما علاقمند است يا نه، اين كار مي تواند براي شما مشكل ساز بوده و تشويش فكري و روحي شما را در پي داشته باشد. حتي در برخي موارد روند طبيعي زندگي انسان را تحت تأثير قرار دهد. بر همين اساس هم گفته اند:
«چو خوش بي، مهرباني هر دو سربي كه يك سر مهرباني دردسر بي»
از اين‌رو، سعي كنيد علاقه و دلبستگي خود را متوجه كسي كه معلوم نيست شما را دوست دارد يا نه نكنيد و اصطلاحا «چرا به روي ديواري يادگاري مي نويسيد كه معلوم نيست مي ماند يا خير؟»
امّا اين كه گفته ايد چكار كنيم كه آن فرد به خواستگاري ما بيايد. بايستي توجه داشته باشيد كه در فرهنگ ما اين پسر است كه به خواستگاري دختر مي رود و اين تا حدودي برگرفته از ذات و فطرت انسان هاست. همچنان كه شهيد مطهري مي‌گويد: «نيازي كه خلقت در وجود مرد نهاده است اين است كه او (مرد) را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است».(۱) يعني مرد دوست دارد كه به دنبال مطلوب و معشوق خود برود و زن نيز دوست دارد كه به دنبال او بيايند و او را طلب كنند. لذا بايد اين گونه باشد كه خانم ها، خود اقدام به خواستگاري نكنند. چرا كه آنها اگر چه از نظر عاطفي و هيجاني در سطح بالايي هستند امّا شكنندگي آنها نيز به همين ميزان از نظر عاطفي بيشتر از مردهاست. اگر اقدام به خواستگاري بكنند و جواب منفي بشنوند تأثيرات روحي و عاطفي شديدتري مي تواند براي آنها داشته باشد.
اگر كسي در فرهنگ ما بخواهد طرف مقابل را به خواستگاري فرد بخواند بايد اين كار را به طور غير مستقيم و توسط يك واسطه كه فردي مطمئن، دلسوز، با تجربه و راز نگه دار است، صورت گيرد. شخص واسطه بدون اين كه طرف مقابل (مرد) متوجه شود كه شما از او خواسته ايد، او را راهنمايي كند كه به خواستگاري شما بيايد. البته اين كار بايد با درايت و دقت خاصي صورت گيرد. چرا كه اگر درست انجام نگيرد تأثيرات منفي زيادي را مي تواند در پي داشته باشد.
امّا اين كه علايق مردها را چگونه بشناسيم اين مستلزم اين است كه بدانيم آن مرد در چه موقعيتي است مثلا يك جوان كه مشغول تحصيل است و مي خواهد تحصيلات خود را ادامه دهد قاعدتا به چيزهايي علاقه دارد كه باعث موفقيت در تحصيل او شود. يا جواني كه مي خواهد ازدواج كند و همسري انتخاب نمايد به ملاك ها و معيارهايي در طرف مقابل خود توجه دارد و علاقه نشان مي دهد كه اين ويژگي ها باعث خوشبختي در زندگي خانوادگي او در آينده شود. پس بايد شرايط را در نظر گرفت چرا كه فرهنگ ها و افراد متفاوت هستند. پسرها دوست دارند دختر مورد علاقه آنها شخصي خانواده دار، خوش اخلاق، باوقار و سنگين از نظر رفتار، كردار و برخوردهاي اجتماعي، در فرهنگ اسلامي شخصي متدين و اهل رعايت مسائل ديني، داراي جذابيت و زيبايي نسبي و اين گونه مسائل باشد. تحقيقات نشان داده است كه پسران معمولا دوست ندارند با دختراني كه اهل رابطه‌اند ازدواج كنند. حتي آنها دختري غير از دوست دخترشان را ترجيح مي‌دهند. البته در مورد هر شخصي بايد از خود او پرسيد، امااين پرسش بايد در جلسات رسمي خواستگاري و تحت نظارت خانواده ها صورت گيرد.در اين صورت هم سنگيني و وقار دختر حفظ مي شود و هم به علايق و سليقه هاي طرف مقابل پي مي برد.
امّا اين كه گفته ايد دوست نداريد ازدواج كنيد بايد گفت آنچه كه مي تواند عشق را به يك سرانجام برساند و در واقع عشق حقيقي را ايجاد كند ازدواج است. چرا كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايند: به واسطه ازدواج است كه ما در بين شما «زن و شوهر» مودت و دوستي را قرار مي دهيم، منتهي به شرط اين كه اين ازدواج و انتخاب بر اساس معيار و ملاك هاي درستي صورت مي گيرد. پس اگر مي خواهيد به عشق واقعي و ماندگار دست يابيد كه اين عشق براي شما بماند، بايستي در قالب ازدواج صورت بگيرد. چرا كه شايد به طور قطع بتوان گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه بخواهد هميشه با شما و عاشق شما باشد و نخواهد با شما ازدواج كند. اصلا اين عشق و علاقه ايي كه بين دو فرد شكل مي گيرد براي رساندن آنها بهم و با هم بودن آنهاست كه اين كار تنها در قالب ازدواج ميسر و امكان پذير است. از طرفي چگونه مي توان پذيرفت كه دو فرد آن هم دو جوان بدون عقد شرعي به هم عشق و علاقه داشته باشند و با هم مرتبط باشند ولي هوس و خواسته هاي نفساني نداشته باشند. اينجا از جمله موقعيت هاي است كه شيطان حتما حضور داشته و تمام تلاش خود را مي كند كه گناه و خطايي را از آنها گرفته و آنها مرتكب عصيان و گناه شوند.
از اين رو، آنچه مي تواند عشق و علاقه شما را ماندگار كند، آنچه مي تواند شناخت شما را نسبت به مردان بيشتر كند، آنچه باعث مي شود شما به عشق واقعي دست يابيد ازدواج است. البته به شرط آن كه بر اساس معيار و ملاك هاي دوست و با چشم باز صورت گيرد.
در ضمن اين را مد نظر داشته باشيد كه ازدواج پايان عشق نيست، بلكه شروع عشق و علاقه مي باشد و در صورتي كه در مسير صحيحي قرار داشته باشد، روز به روز اين عشق و علاقه افزون تر مي شود. حتي ميل به ارتباط با همسر و در كنار او بودن و دوست داشتن و دوست داشته شدن نيز در اين صورت هوي و هوس نيست. بلكه ارضاء ميلي است كه هر چه بيشتر به تكامل انسان كمك مي كند و زيبائي هاي وجود انساني را متبلورتر مي سازد. زيرا هوي و هوس چيزي است كه انسان را از خدا دور مي كند، در حالي كه اين ميل در صورتي كه به نحوه اي صحيح پي ريزي و ارضاء شود، بهتر مي تواند انسان را به خدا برساند. چراكه انسان براي رسيدن به كمال، نياز به آرامش دارد و همان گونه كه خداوند متعال در قرآن كريم بيان مي دارد: «و از نشانه هاي خداوند اين است كه براي شما، از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد». ازدواج صحيح موجب آرامش مي شود و لذا به واسطه اين آرامش انسان بهتر مي تواند مسير كمال را طي كند.(۲)

نكات پاياني:۱٫ در تصميم هاي مهم زندگي حتما با مطالعه، تحقيق، مشورت با افراد آگاه از جمله پدر و مادر و استفاده از راهنمايي و تجارب ديگران بهترين و درست ترين تصميم را اتخاذ كنيد.
۲٫ در خصوص ازدواج و انتخاب همسر، كتاب هايي را كه در اين زمينه نوشته شده است مثل انتخاب همسر، ابراهيم اميني. مباني روان شناختي ازدواج، غلامعلي افروز. و بهشت جوانان، مصطفوي را مطالعه كنيد.
۳٫ از توكل به خداوند و توسل به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مخصوصا حضرت جواد الائمه ـ عليه السلام ـ و قرائت قرآن و نماز و… غافل نباشيد، چرا كه با دعا و درخواست از درگاه خداوند بسياري از مسائل وخواسته ها دست يافتني مي شود.
۴٫ امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ در نامه ۳۱ نهج البلاغه مي فرمايند: «اعلم يقينا انك لن تبلغ املك».(۳) بدان كه انسان به همه خواسته ها و آرزوهايش نمي رسد. از طرفي ديگر خداوند منان در آيه ۲۱۶ سوره بقره مي فرمايند: عَسَي أَن تَكرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكمْ وَعَسَي أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكمْ. يعني اين كه چه بسا شما برخي چيزها را نپسنديد ولي آن چيز خير براي شما باشد، يا آن كه چيزي را دوست داشته باشيد در حالي كه آن چيز براي شما شر و بدي را در پي خواهد داشت. لذا بايد توجه داشته باشيد كه ما هميشه به آنچه كه مي خواهيم و دوست داريم، ممكن است دست نيابيم و از طرفي هميشه هر آنچه كه ما فكر مي كنيم درست است و دوست داريم براي ما عاقبت خير و خوبي را نداشته باشد.

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، انتشارات موسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۱۶۵٫
    ۲٫ مطهري، مرتضي، مسئله حجاب، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۹، ص۶۳٫
    ۳٫ سيد رضي، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، محمد، قم، نشر الهادي، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۲، نامه ۳۱٫

 

ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد

ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.

پاسخ:

همان‏گونه كه خود مى‏دانيد، تاكنون در محيط تحصيلى، كمتر با جنس مخالف برخورد داشته‏ايد. در مقاطع تحصيلى قبلى، با فضاى آموزشى مختلط مواجه نبوديد. زندگى آموزشى شما، فارغ از حضور جنس مخالف بود. شايد محيط دانشگاه، نخستين تجربه برخورد مستقيم شما با جنس مخالف است. بر اين اساس، بايسته است با شكل اين نوع ارتباط و پيامدهاى مثبت و منفى و راه‏هاى كنار آمدن با اين پديده، آشنايى بيشترى پيدا كنيد. ناآشنايى مى‏تواند موجب خسران و ضرر آموزشى گردد و به جاى بهره‏مندى علمى و آموزشى، زيان اجتماعى، اخلاقى و حيثيتى به شما تحميل كند. همچنين بدون قصد و برنامه قبلى، شما را از هدف دور كرده، به سمت انحراف‏هاى پيش‏بينى نشده ببرد. بر اين اساس، آگاهى از مواجهه صحيح با اين پديده و داشتن ارتباط سالم و صحيح با جنس مخالف و شناخت كافى از شرايط، آداب و مقررات اين نوع ارتباط، براى شما لازم و بايسته است. از اين رو، به منظور روشن‏گرى، نكاتى بيان مى‏شود. اما پيش از پرداختن به جزئيات، توجّه به يك نكته اساسى – كه كليد ارتباط با تمام انسان‏ها و در تمام محيطها است – بايسته است.

انسان، هرگز بدون ارتباط و تعامل با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباطها متنوّع بوده؛ ولى هيچ‏گاه قطع نشده است؛ زيرا ارتباط با همنوع براى آدمى ضرورت دارد. T}نوع و كيفيت ارتباط، بر اساس اهداف و اغراض اشخاص تعيين مى‏شود.{T بدين جهت اين ارتباط گاهى آموزشى است و گاهى اقتصادى، فرهنگى و يا اجتماعى. هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. يك مجموعه، داراى اصول و قواعدى است كه بايد در تمام ارتباطها، رعايت گردد. به عنوان نمونه هرگز ارتباطها، نبايد با همديگر همپوشى و تداخل كند؛ يعنى، در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده، بايد محدود و منحصر به نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط اقتصادى، نبايد پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط شده و طرفين را از اهداف خود دور مى‏سازد. همان طور كه در ضمن ارتباط آموزشى، اگر حواس متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مى‏شود. به هر حال بايد به اصول ارتباطهاى انسانى پايبند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست يافت.

توجه داريد كه علت اصلى حضور شما در دانشگاه – همان گونه كه از نام اين محيط پيدا است – تحصيل دانش و علم است؛ از اين رو، ارتباط اساسى و اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، [آموزشى] است و اگر ارتباط دوستى يا اقتصادى و … برقرار شود، در مسير تكميل آموزش و يا مقدمه‏اى جهت رسيدن به اهداف آموزشى است. اما هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف از مسير آموزش تلقى مى‏شود.

هر ارتباط ديگرى – غير از ارتباط آموزشى – فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى نايل آييد. از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين گام، سطح تمركز شما را كاهش مى‏دهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف، نظر شما را به خود جلب كند؛ تا ساعت‏ها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد پس هر عمل و ارتباطى كه آموزش و فعاليت تحصيلى شما را تحت تأثير خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد از زندگى دانشجويى‏تان حذف شود.

تأثير مزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، نه قابل كتمان است و نه با مزاحمت‏هاى ديگر (همانند سر و صدا) قابل مقايسه است؛ يعنى، كسى نيست كه بگويد ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير، مقدمه‏اى براى تحصيل موفق است؛ زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى افزون بر اين، پژوهش‏هاى صورت گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين گونه افراد است.

موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر انديش ورزان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به خود جلب نكرده است؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، جامعه‏شناختى، روان‏شناختى و … نيز مورد بررسى قرار مى‏گيرد. اينك از ديدگاه روان‏شناختى اين مسئله را مورد بررسى كوتاه قرار مى‏دهيم. در هر ارتباطى پنج مؤلفه نقش آفرين است:

  1. پيام‏دهنده، ۲٫ پيام‏گيرنده، ۳٫ محتواى پيام، ۴٫ كانال، ۵٫ رسانه.

از بين اين امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده از آن مؤلفه سوم (محتواى پيام) است. آنچه يك ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مى‏سازد، محتوا و پيام است. حال سخن اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مى‏گردد كه آن را[دوستى با جنس مخالف] مى‏گويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را [ارتباط دوستى] نمى‏گويند؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مى‏تواند نقش مؤثر و تعيين كننده‏اى داشته باشد؟ بايد مشخص شود در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباطها – همانند ارتباطات اقتصادى، سياسى، اجتماعى و … – متمايز مى‏سازد؟

آنچه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مى‏شود، محبت و عشق ويژه‏اى است؛ محبتى كه يك همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مى‏رود پس محبت از نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و … نيز مبادله مى‏گردد، رنگ جنسيتى – نه جنسى – مى‏پذيرد. در اين نوع ارتباط، چون قواعد، شرايط و تعهّدات طرفين تعريف نشده، با پيامد منفى فراوانى همراه است. براى مثال چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد نمى‏كنند كه معمولاً با خيانت، بى‏وفايى، شكست و … همراه است.

گاهى اوقات به واسطه اينكه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مى‏شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارت‏هاى جبران‏ناپذير – به ويژه از طرف دختر – همراه مى‏شود هرگز كسى در ابتدا پيش‏بينى نمى‏كند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود؛ ولى كم كم به جايى مى‏رسد كه نتيجه‏اى جز پشيمانى به بار نمى‏آورد

بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايران اسلامى، اين نوع ارتباط تعريف نشده است، نبايد به سراغ آن برويم؛ چون هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمى‏رسد، بلكه جز خسارت نتيجه‏اى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه باشد، نه تنها سود نمى‏دهد؛ بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است.

در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آنچه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد) قرار مى‏گيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف رود، هرگز جبران نمى‏شود. آيا انسان عاقل حاضر است در يك ارتباط دوستى فاقد تعهّد لازم، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد اگر اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مى‏كند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت است چه بسيار افرادى كه هرگز گمان نمى‏كردند به بى‏آبرويى و از دست دادن آبرو و … مبتلا شوند؛ ولى مبتلا شدند بنابراين، از ديدگاه روان‏شناختى، چون ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم است و ويژگى‏هاى لازم در مؤلفه‏هاى آن رعايت نشده، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب است و تا زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى نشود، بايد از آن سخت پرهيز كرد.

حال كه ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غير آموزشى ممنوع است، پس شكل رفتار ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟

به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوه‏هاى ديگر غلط است. برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، مواجهه صحيح با جنس مخالف است. در اين شيوه، دختران و پسران به محض ديدن يكديگر، خود را نمى‏بازند و هيجان زده نمى‏شوند. اينان يك نگاه و يك كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمى‏كنند، آن را در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمى‏پرورانند؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى، تحصيلى و … بسيار با وقار و سنگين برخورد مى‏كنند و در عين پرس و جو از احوال يكديگر و پاسخ‏گويى به پرسش‏هاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمى‏شوند. آنان جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمى‏دانند و آدابى را كه از لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با ديگران لازم است، رعايت مى‏كنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى‏معنا مى‏دانند و درباره روحيات جنس مخالف، به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نزديك و صميمى با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقّق مى‏رسانند.

شيوه‏هاى نادرست ارتباط

۱٫ برخورد احساسى و هيجان زده؛ اين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است. آنان يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مى‏دانند و هيجان زده مى‏شوند كه معمولاً در دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مى‏خورد

T}2. برخورد خشك و محدود؛ {Tعده‏اى از جوانان، بر اساس تربيت‏هاى غلط، گاهى در ميان خويشان و آشنايان از افراد هم‏جنس نيز اجتناب مى‏كنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند. البته خشك نبودن، هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست؛ ولى رعايت موازين شرعى هم لزوماً به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نيست.

T}3. داشتن روابط پنهانى؛ {Tداشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفيانه و… عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در پى دارد كه متأسفانه بيشترين آسيب، نصيب دختران مى‏شود.

۴٫ افراط در معاشرت؛ بعضى از خانواده‏ها، به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود، سعى در ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مى‏كنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ غربى است بنابراين به نظر مى‏رسد شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، تابع اصولى است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

  1. برخورد با جنس مخالف، بر اصل [تكبّر ورزى] استوار شده است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، براى مواجهه با هم‏جنس و محارم است؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، [تكبرورزى] است تا ناشناسان و نامحرمان، به حريم شما بار نيابند.
  2. نبايد به بعضى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش كرد. بايد بدانيم انسان‏هاى پشيمان، اندك اندك به خط قرمز رسيده، از آن عبور كرده‏اند اگر شما يك قدم جلو بگذاريد، بايد ده قدم از ارزش‏هاى خود عقب‏نشينى كنيد جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر – به ويژه در سنين جوانى – زمينه انحراف در ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد. در محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد؛ زيرا روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيب‏پذير بوده و به انحراف مى‏گرايد. بر همين اساس شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هرگاه دو غير هم جنس، در قالب هر ارتباطى و در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند؛ شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز مى‏كشاند و بايد از آن محيط و ارتباط بگريزند.

نكته ديگرى كه به اين حساسيت مى‏افزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است؛ يعنى، در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى است تا آدمى را در معرض تهديد قرار دهد و در رفتار وى نفوذ كند؛ اين عامل هميشه نقش تهديد كننده دارد و انسان هوشيار، نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند.

  1. محيط آموزشى، بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست. شايد شما در بعضى اوقات، مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين صورت، نبايد از محدوده پيام آموزشى تجاوز كنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام – در صورت مستقيم يا غير مستقيم – اكتفا نماييد. براى اينكه يقين كنيد مخاطب شما پيام ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكرده‏ايد، به نكات زير بسيار پايبند باشيد.

الف. به محض احساس دريافت پيامى غيرآموزشى، به سرعت رابطه را در همان لحظه قطع كنيد.

ب. در فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيام‏هاى شفاهى و كتبى افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسّل شدند، ناشنيده گرفته، از موقعيت دور شويد.

ج. در جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كرده‏اند، شركت نكنيد و از آنها كناره بگيريد.

د. توجه داشته باشيد هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتار، با قصد و غرض قبلى به اين وادى وارد نشده؛ بلكه دست‏هاى ناپيدايى او را در اين گرداب مبتلا ساخته است. شما نيز از حيله اين دست‏ها، خود را در امان نپنداريد؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين شما هستند؛ (گرچه شما از آنها غافل هستيد) V}براى مطالعه بيشتر ر.ك: تحليلى تربيتى به روابط دختر و پسر، على اصغر احمدى (انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان)، ۱۳۷۵٫{V به همين جهت در قرآن مجيد به انسان‏هاى پاك و وارسته سفارش شده كه از دوست‏گيرى پنهانى خوددارى كنند و اين توصيه هم به دختران شده و هم به پسران. A}[… وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ] {A؛ V}نساء (۴)، آيه ۲۵٫{V؛ [[ زنان ]دوست‏گيران پنهانى نباشند]. A}[… وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ ]{A؛V}مائده (۵)، آيه ۵٫{V؛ [[ مردان‏] زنان را در پنهانى دوست خود نگيرند].

منبع نرم افزار پرسمان

 

چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟

چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟

پاسخ:

با توجه به شرايط خاص دوران جواني، طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان نفساني، لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي دقيقاً تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. البته روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد بنابراين گفتگو و نگاه‏هاي متعارف بدون ريبه اشكالي ندارد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مي‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. A}بَلِ اَلْإِنْسانُ عَلي‏ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ{A؛ آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست]، V}(قيامت ، آيه ۱۴){V. همچنين حتي‏الامكان لازم است در كلاس‏ها به گونه‏اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفت و گو، هنجارهاي شرعي زير رعايت شود: ۱- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد. ۲- از گفت و گوهاي تحريك كننده اخلاقي پرهيز شود. ۳- از نگاه‏هاي آلوده خودداري شود. ۴- حجاب شرعي رعايت گردد. ۵- دو نفر نامحرم در محيط بسته تنها نمانند.

 

 

چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟

چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟

پاسخ:

ازدواج يكي از مهمترين دوران زندگي يك نفر محسوب مي شود، ازدواج موفق ممكن است فردي را از زمين تا آسمان بالا ببرد و به كمالات مادي و معنوي برساند و بر عكس ازدواج ناموفق ممكن است فردي را از قله هاي ترقي به پايين آورد. بنابراين انسان بايد به صورت عاقلانه و با در نظر گرفتن ملاك ها و شرايط يك ازدوج موفق، اقدام به انتخاب همسر كند. راه انتخاب همسر بايد عاقلانه و به دور از احساسات ناپخته و هوس ها انتخاب شود، در ضمن اين راه بايد دقيق و مورد اطمينان باشد كه انسان را در انتخاب همسر دچار اشتباه نكند.
رابطه بين دختر و پسر قبل از ازدواج شرعي نبوده و مانند ساير دوستي ها و رابطه ها است. بلكه اگر دختر و پسري قصد ازدواج دارند بايد مراحل انتخاب را طي كنند (كه در ذيل به اختصار اشاره مي شود).اگر از جهات مختلف به نظرات مثبتي رسيدند و قصد ازدواج دارند، مي توانند با اطلاع و اجازه والدين با هم صحبت نموده و تبادل افكار كنند تا تصميم نهايي را بگيرند و در اين صورت هم كلام شدن بدون اشكال است. البته براي مدتي كه لازم است، كه معمولاً با يكي دو جلسه صورت مي پذيرد.
لازم به ذكر است، هرچند هدف اغلب جوانان به ويژه دختران مؤمن و پاك در برقراري ارتباط با جنس مخالف، ازدواج بوده و در آرزوي يافتن همدلي صادق براي زندگي مشترك مي باشند. اما به اين دسته از جوانان بايد عرض نمود كه:
ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد تا دختر و پسر به اتحاد و يكرنگي هرچه بيشتر رسيده و در فراز و نشيب زندگي يار و ياور هم بوده و به كمك عشق و محبّت راستين در كوران مشكلات مقاومت نموده و حامي هم باشند.
لكن چه شناختي براي ازدواج لازم است و چگونه مي توان به خصوصيات واقعي طرف مقابل پي برد و از زواياي مخفي انديشه و روحيات و اخلاق او سردرآورد؟ آيا به صرف اظهار محبت و چند نامه ي فدايت شوم مي تواني به همه اين ها پي برد؟ آيا دختر و پسري كه غرق در احساسات و غرايز بوده و همه چيز را از نگاه خوش يمن و حُسن نيّتي كه لازمه اين سن و سال است مي بينند مي توانند به شناخت لازم برسند؟ جداي از آن كه غريزه جنسي و شهوات نيز بر دل و ديده آن ها حكومت مي كند.
دوستي ها و روابط قبل از ازدواج شناخت لازم را براي زندگي تأمين نمي كند و طرفين را از الزامات و تعهدهاي دروني آن ها نسبت به عشق و خانواده و مسؤوليت زندگي و مقدار ظرفيت هاي رواني و اخلاقي آن ها با خبر نمي سازد، بلكه اين آشنايي شناختي سطحي و كاملاً عاطفي و احساسي است.
ارتباط بين دختر و پسر قبل از ازدواج نه تنها باعث شناخت كامل آنها از همديگر نمي شود، بلكه باعث دوري از شناخت منطقي و عاقلانه محسوب مي شود. زيرا در اين دوران دختر و پسر تحت تأثير احساسات شديد و علاقه مفرط به يكديگر هستند. اين امر باعث مي شود كه تمام رفتارهاي طرف مقابل از ديدگاه پسر يا دختر خوب جلوه بدهد و عيب هاي طرف مقابل از ديدگان مخفي بماند. بنابراين اين ارتباط ها نه تنها پسر و دختر جوان را به هدف خود كه همان شناخت كامل از طرف مقابل است نمي رساند، بلكه آنان را از هدف خود دور مي سازد. آري دوست داشتنِ موضوعي باعث مي شود چشم و عقل انسان كور شود و مسائل را همان گونه كه ميل دارد ارزيابي كند و از حقايق اطراف خود آن گونه كه دوست دارد بهره برداري كند.
در ضمن ممكن است پسر يا دختر با فريبكاري و نقش بازي كردن سعي در مخفي كردن روحيات و خلقيات خود براي مدت كوتاهي داشته باشد تا بتواند خود را انساني موجه و داراي شرايط مورد نظر طرف مقابل معرفي كند و از اين راه به اهداف خود برسد. در ادامه ذكر اين نكته ضروري است كه اين روابط ممكن است آثار جانبي سوئي داشته باشد كه گاهي غير قابل جبران است.
تجربه نشان مي دهد پسر با سوء استفاده از احساسات و عواطف دختر و براي رسيدن به هوس ها و اميال خود و منطقي جلوه دادن ارتباط خود با دختر پيشنهاد ازدواج را مطرح مي كند، در صورتي كه هيچ علاقه اي به اين كار ندارد. و بعد از رسيدن به اهداف خود و يا آشنايي با دختر زيباتر، دختر اول را رها كرده و به دنبال كار خود مي رود. بنابراين مي توان گفت مطرح كردن پيشنهاد ازدواج در دوستي هاي خياباني بيشتر حالت توهم دارد تا واقعيت و ابزاري در دست هوسبازان براي رسيدن به هوس خود. از مطالب بالا روشن شد كه ارتباط دختر و پسر براي شناختن يكديگر راه دقيقي نيست و عوارض متعددي بر آن مترتب مي شود.
در شناخت لازم براي ازدواج بايد معيارها و ملاكهاي اساسي چون: ۱ ـ ايمان و دين داري. ۲ ـ اصالت و شرافت خانوادگي. ۳ ـ اخلاق نيك و حسن معاشرت. ۴ ـ رعايت همساني و كفو بودن در مسائل فرهنگي، خانوادگي و اقتصادي…. را درنظر گرفت.(۱) همچنين با مطالعه بر روي خانواده طرف مقابل و اخلاق و ايمان ساير اعضاء و بر بافت فرهنگي و تربيتي آنان و با صحبت هاي رسمي با طرف مقابل البته به دور از تسلط غريزه جنسي و احساسات مي توان به شناخت لازم دست يافت.
اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم، صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غمنامه هايي است كه دختر و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند و بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي بيشتر روبرو شده اند با يكديگر احساس نوعي بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه مي شوند. «عشق و علاقه هايي كه اغلب در آشنايي هاي خياباني و… حاصل مي شود بيشتر در همان دوران پايدارند و هنگام تشكيل زندگي اين قبيل دوست داشتن ها به سويي مي گرايد و در نهايت برخي به طلاق مي انجامد.»(۲)
در يكي از نشريات حكايت هشدار دهنده اي آمده است كه مردي بعد از پنج ماه زندگي مشترك به دادگاه آمده بود تا همسرش را طلاق دهد و در بيان علت آن مي گويد: «از همسرم شناخت كافي نداشتم و امروز ديگر نمي توانم با او ادامه دهم» او در نحوه آشنايي و ازدواج خود مي گويد : «در يك توليد پوشاك كار مي كنم، چند وقت قبل از ازدواج با او برحسب تصادف شماره محل كار مرا مي گيرد و من هنگامي كه براي اولين بار پاسخ گوي تماس او مي شوم دو باره اين كار تكرار مي شود و نهايتاً به ملاقات هاي حضوري در خيابان و پس از آن به ازدواج مي انجامد، اما حالا دريافتم كه اين ازدواج پيامد خوبي ندارد.»(۳)
پس بهتر است از اين گونه دوستي ها پرهيز شود و به تعاليم تربيتي اسلام تمسك نمود و چشم و دل خود را پاك نگه داريم و به هنگام ازدواج با مشاوره خانواده با دختري با ايمان و عفيف ازدواج نموده و خود را از آلودگي ها حفظ كنيم.

 

پاورقی:

  1. هفته نامه ايران جوان، ش ۱۳۵، ص ۲۲٫
    ۲٫ هفته نامه ديدگاه، (پيش شماره ۳، آبان ۷۹) ص ۵٫
    ۳٫ هفته نامه ديدگاه، (پيش شماره ۳، آبان ۷۹) ص ۵٫

 

حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد

حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد. ب. فكر او تمام ذهنم را مشغول كرده است چه كنم كه از فكر ارضا شوم؟ ج. آيا اين خوابها را براي آن شخص بگويم؟!

پاسخ:

مقدمه: از نظر برخي از روانشناسان خواب نشانگر، خواسته‌هاي سركوب شده مي‌باشد كه در عالم بيداري بخاطر محذورات قانوني، اخلاقي و عرفي ارضا نشده است، درنتيجه به ناهشيار فرستاده مي‌شود و اين تمايلات و خواسته‌هاي ارضاء نشده گاهي اوقات در خواب به شكل‌هاي مختلف خود را نشان مي‌دهد. از نظر اسلامي هم خواب هيچ گونه اعتبار شرعي ندارد. يعني اگر انسان در خواب نذر كرد كه فلان كار را انجام دهد وفاي به اين نذر واجب نمي‌شود، چون خواب حجت نيست. يا اگر در خواب به انسان تكليفي شد، اين تكليف از اعتبار ساقط مي‌باشد.

توضيحي دربارة خواب و رؤيا رؤيا امري ادراكي است كه قوة خيال در آن مؤثر مي باشد و اين قوه از قواي فعالي است كه مرتب در حال كار است. بسياري از مواد خام را قوة خيال از حواس پنجگانه (بويايي، چشايي، لامسه، شنوايي، بينايي) دريافت مي‌كند. مثلاً صورت انسان تام الخلقه را گرفته آنها را تحليل مي‌كند و يك انسان بي‌سر تخيل مي‌كند يا يك انسان چند سر، مي‌سازد. پس چيزهايي كه قوة خيال را مي‌سازد، گاهي اوقات با خارج مطابقت مي‌كند و گاهي اوقات مطابق با خارج نيست.

عواملي كه مي‌تواند برمحتواي رؤيا موثر باشداسباب و عوامل خارجي كه بر بدن احاطه دارد از قبيل سرما و گرما و امثال آن، و همچنين عوامل داخلي كه بر آن عارض مي‌شود، از قبيل مرض و ناملايمات و انحرافات مزاج و پري معده و خستگي و غير آن، همه در قوة مخيله و در نتيجه در خوابها تأثير مي‌گذارد».(۱)
همچنين اخلاق و سجاياي انساني تأثير شديدي در نوع تخيل آدمي دارد، كسي كه در بيداري دچار عشق و محبت به شخصي شده و يا عملي را دوست دارد، به طوري كه هيچگاه از ياد آن غافل نيست او در خواب هم همان شخص و همان چيز را مي‌بيند.
به همين جهت است كه اغلب رؤياها و خوابها از تخيلات نفساني است، كه يكي از آن اسباب، خارجي و يا طبيعي، و اخلاقي، نفس را به تصور آنها واداشته است و در حقيقت نفس آدمي در اين خوابها همان كيفيت تأثير و نحوة عمل آن اسباب را در خودش حكايت مي‌كند، و بسياري از خوابها حقيقت ديگري غير از اين حكايت ندارند».(۲)

تحليل خواب شما از آنجا كه شما به اين جوان بسيار علاقه‌مند شده‌ايد، و مرتب به ايشان فكر مي‌كنيد و با آمدن به مسجد و فكر كردن مجدد به ايشان، آتش محبت به ايشان را در وجود خود شعله‌ورتر مي‌سازد، و فكرهايي در مورد زندگي با ايشان در خاطر مي‌پرورانيد، تصوير ايشان در خواب هم براي شما تداعي مي‌شود و اين همان كار قوة مخيله است كه تحت تأثير علاقه شما به آن شخص چنين خوابهايي را براي شما مي‌سازد. به ويژه اينكه وقت ازدواج شما نيز رسيده است و اين خود متناسب با روحيات شماست. پس اين خواب هيچ تكليفي براي شما نمي‌آورد.

امّا آيا خواب‌هاي خود را براي آن جوان بازگو كنيد يا خير؟هرگز به مصلحت شما نيست كه با اين فرد هر چند از اقوام شما باشد، چنين سخناني رد و بدل كنيد. چرا كه ممكن است، اگر به فرض هم ايشان تصميم ازدواج با شما را داشته باشد، وقتي ببيند شما ازاين سخنان با او مي‌گوئيد، ديد ايشان نسبت به شما عوض شود.
از آنجا كه عمل خواستگاري در جامعه اسلامي ما توسط مردان صورت مي‌گيرد و خواستگاري خانم‌ها از آقايان مرسوم نيست و اصلا با طبيعت و فطرت خانم‌ها هم نمي‌سازد. زن گوهر ارزشمندي است كه مظهر جمال خداست و بايد مطلوب واقع گردد و مرد به خواستگاري او برود.
زن مظهر عفاف و مظهر حياست. بنابراين گوهر وجود خويش را به اين آساني در اختيار ديگران نمي‌گذارد و بايد با تشريفات به خواستگاري او بيايند و با احترام از او خواستگاي كنند و زن با ناز بپذيرد، چنين زناني احترام‌شان همواره محفوظ مي‌ماند، حال كه خواستگاري بدست مرد است، ممكن است ايشان اصلاً تصميم ازدواج نداشته باشد، يا ممكن است ايشان نامزد دارد، يا شرايطي در ذهن خود دارد كه اصلاً با شما تطبيق نكند و اصلاً ممكن است ايشان ولو انسان خوبي باشد اصلاً روحياتي داشته باشد كه با شما جور در نيايد و هزاران احتمال ديگر، در نتيجه چنين مسأله‌اي (ازدواج شما با ايشان) اصلا واقع نگردد، آن گاه شما دچار فشارهاي شديد رواني خواهيد شد.
و اگر از شرّ اين افكار خودتان را خلاص نكنيد، ممكن است تحت وسوسة هواي نفس حرفي بزنيد يا حركاتي را انجام دهيد كه به موقعيت شما در نزد خدا و جامعه آسيب بخورد، ‌پس لازم است اين افكار را از خودتان دور كنيد، امّا چگونه؟!

چه كنم از فكر ايشان خارج شوم؟ استاد بزرگ اخلاق ملا محمد مهدي نراقي كه همواره آثار گرانقدر ايشان مورد استفادة علما و انديشمندان و عامه مردم قرار مي‌گيرد در كتاب جامع السعادات مي‌فرمايد: اگر قوة شهوت جنسي در انسان غلبه كند، عقل را به تسخير خود در مي‌آورد و انسان همتش به فكر كردن در امور شهواني منحصر مي‌شود و از ياد خدا و آخرت باز مي‌ماند، يا دين را مقهور ساخته و انسان را به ارتكاب خواهش وامي‌دارد. «و ربما انتهت هذه الشهوه بمن غلب وهمه علي عقله الي العشق البهيمي الذي ينشأ من استيلاء الشهوه فيسخر الوهم العقل لخدمة الشهوه و هذا مرض قلوب فارغة، خلت عن محبة الله و عن الهمم العاليه»(۳) يعني چه بسا در كسي كه وهم او بر عقلش غلبه دارد اين ميل شهواني به عشق حيواني منتهي گردد، كه به خاطر غلبه شهوت، ايجاد مي شود. در نتيجه و هم عقل را براي خدمت كردن به شهوت به تسخير در مي آورد، و اين مرضي است كه قلبهايي كه از محبت خدا خالي است و از همت‌هاي بلند فارغ است به آن مبتلا مي‌گردند.

راه‌هاي مبارزه با اين افكار۱٫ مفاسدي كه بر اين افكار وخيالات مي‌تواند مرتب شود، از ريختن آبرو و لطمه خوردن دين و غفلت از ياد خدا و… را انسان يادآوري كند.
۲٫ به واسطه گرسنگي دادن به خويش به وسيلة روزه‌هاي مستحبي، سركش بودن نيروي شهوت را از بين ببرد و آن را رام سازد.
۳٫ راه‌هايي كه باعث تهييج شهوت مي‌گردد مسدود سازد. يعني نگاه به نامحرم نكند، با او سخن نگويد، در مورد او فكر نكند و هيچگاه با اوخلوت ننمايد. به همين خاطر است كه خداوند مي‌فرمايد: اي پيامبر به زنان مؤمن بگو كه چشم‌هاي خود را از ديدن نامحرمان فرو گيرند و محافظت كنند، عورتهاي خود را از حرام بپوشانند و ظاهر نكنند زينتهاي خود را مگر آنچه كه ظاهر است.» (نور:۳۱)
اگر شما خواهر محترم هم اين امور را انجام دهيد، يعني ديگر به آن جوان هيچگاه ولو از دور و به صورت پنهاني نگاه نكنيد، از او سخن نگوييد،‌ با او سخن نگوييد،‌ در مورد ايشان فكر نكنيد، كم كم تصوير ايشان از خاطر شما مي‌رود و الا ممكن است، اين افكار براي شما مشكلات عديده‌اي بسازد، آرامش شما را به خطر بيفكند، تمركز فكر شما را نابود سازد و… بنابراين توجه داشته باشيد كه:
از دل برود، هر آنچه از ديده برفت.
اگر به او نگاه نكنيد، فكرش از خاطر شما مي‌رود. بجاي اين كار عاقبت خود را به خداوندي كه تمام اسباب و علل به دست با كفايت اوست واگذار كنيد و از خداوند متعال بخواهيد كه هر گونه مصلحت است، سعادت شما را تأمين سازد و همسري مؤمن براي شما بفرستد، كه سعادت دنيا و آخرت شما را تأمين سازد. و اگر خواستگاري براي شما پيدا شد كه به فضل الهي پيدا مي‌شود، در صورتي كه اخلاق و ايمانش را پسنديديد جواب رد به او ندهيد و مطمئن باشيد كه زندگي شما صفا و معنويت پيدا خواهد كرد. اگر خارج شدن از فكر ايشان، منوط شد به اينكه شما براي مدتي به مسجد نرويد، حتماً اين كار را بكنيد و بدانيد ثواب اين عمل بيشتر از رفتن به مسجد است.
نكتة پاياني
با در نظر گرفتن تمام جوانب و نكاتي را كه ذكر شد، اگر ديدي كه افكار و رفتار شما از روي شهوت راني نيست و شيطان وسوسه نمي كند، و به فكر شوهر ايده آل و مناسب آينده خود هستيد، و آن جوان را از هر جهت برازندة خود دانستيد و ديدي كه نامزدي ندارد، با كمال احتياط و حفظ عفت و كرامت خود، مي توانيد موضوع را با يك واسطة عاقل، آگاه، راز نگه دار و مومن در ميان بگذاريد، تا ايشان از طرف خودش، نه از طرف شما با آن جوان صحبت كند و به خواستگاري شما بفرستد.

 

پاورقی:

  1. طباطبائي، محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، ج ۱۱، ص ۳۶۷٫
    ۲٫ همان، ص ۳۶۸٫
    ۳٫ مهدي نراقي، محمد، جامع السعادات، النجف، مطبعة‌الزهرا، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۹٫
دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم

دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم. سؤال دانش آموز: پسري را كه خيلي دوستش داشتم از من خواست با او رابطه جنسي داشته باشم، من هم بدون اينكه درباره آن كار فكر كنم انجام دادم. ولي الآن پشيمان هستم. در حال حاضر با او دوستم و قهر نكرديم. ولي خواهش مي كنم كمكم كنيد. در ضمن متوجه شدم دختر به پسر خيلي علاقه دارد و از اين كه پسر او را لو دهد، مي ترسد قطع رابطه كند.

پاسخ:

قبل از اين كه راهكارهاي عملي براي راهنمايي چنين افرادي را بيان كنيم، روش هائي براي تقويت روحيه اين دانش آموز و آگاهي دادن به او ارائه مي كنيم.

۱٫ ارتباط عاطفيمهم ترين و اساسي ترين موضوع در موفقيت شما براي كمك به فرد مورد نظر، ايجاد ارتباط عاطفي با وي مي باشد. اگر قلب انسان را صندوقچه اي تشبيه كنيم، قطعا كليد ورود به اين صندوقچه ارتباط عاطفي است. در ضمن موفقيت شما در ساير مواردي كه در اين پاسخ ذكر مي شود، بستگي به ميزان ارتباط عاطفي شما با فرد مورد نظر دارد، هر چه ارتباط عاطفي شما بيشتر باشد، موفقيت شما هم به همان ميزان افزايش پيدا مي كند. پس تمام سعي و تلاش خود را به كار بگيريد تا بتوانيد با فرد مورد نظر ارتباط عاطفي برقرار كنيد به گونه اي كه او شما را يكي از نزديك ترين افراد به خود قلمداد كند و احساس كند كه به جز خير و صلاح او دغدغه ديگري نداريد. در سايه چنين ارتباطي، نيازهاي عاطفي او پاسخ داده مي شود و در نتيجه انگيزه او براي ارتباط با نامحرم تا حد زيادي كاهش پيدا مي كند.

۲٫ استفاده از روش اميد بخشي با تبيين درست از توبههر انساني در زندگي دچار اشتباهات و لغزش هاي كوچك و بزرگي مي شود، ولي انسان نبايد از درگاه خداوند نا اميد شود، چرا كه در مكتب تربيتي اسلام، «توبه» به عنوان يك اصل مهم مطرح است و از تمام آلودگان به گناه دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين باب رحمت الهي وارد شوند، اين حقيقت در سخنان امام سجاد ـ عليه السلام ـ در مناجات تائبين با زيباترين صورتي بيان شده «الهي انت الذي فتحت لعبادك بابا الي عفوك، سميته التوبة فقلت توبوا الي الله توبه نصوحا، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه. معبود من! تو كسي هستي كه به روي بندگانت دري به سوي عفوت گشوده اي و نامش را توبه نهاده اي، و فرموده اي باز گرديد به سوي خدا و توبه كنيد، توبه خالص! حال كه اين در رحمت باز است، عذر كساني كه از آن غافل شوند چيست؟».(۱)
جالب اين كه خداوند علاقه فوق العاده اي به توبه بندگان دارد، چرا كه آغاز تمام خوشبختي هاي انسان است، در حديثي از امام باقر ـ عليه السلام ـ مي خوانيم خداوند از توبه بنده اش بسيار شاد مي شود، بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان خطرناكي در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد.(۲) معلم دلسوز و گرامي، شما همان طور كه اشاره كرده ايد اولين اصلي كه بايد براي اين دانش آموز متذكر شويد، اميد دادن به قبولي توبه و اين كه هر چند گناه او سنگين هم باشد باز اگر توبه واقعي كند، خداوند او را خواهد بخشيد، بلكه با توبه واقعي، گناهان او را تبديل به ثواب و حسنه خواهد كرد، همان طور كه مي فرمايد: الاّ من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات(۳). «مگر كساني كه توبه كنند، و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مي كند».
براي بيان اين كه خداوند توبه انسان را هر چند گناهان او زياد باشد از موارد زير استفاده كنيد به او متذكر شويد، هر چه گناه او سنگين باشد. از گناه نباش سنگين تر نيست و همان طور كه خدا از گناه نباش گذشت كرد و او را مورد لطف خود قرار داد، تو هم اگر واقعا توبه كني و اعمال اشتباه گذشته خود را تكرار نكني، خداوند تو را مي بخشد.(۴)
از او بخواهيد هر روز آيات و رواياتي كه در مورد قبولي توبه است را مرور كند، براي اين كار مي توانيد، آيات و روايات مورد نظر را در اختيار او قرار دهيد.
براي او داستان هايي در مورد توبه افراد گناهكار و چگونگي قبولي آن توسط خداوند متعال تعريف كنيد.
يادآور شويد: هر چه گناهان ما بزرگ باشد تا جايي كه به اندازه تمام كهكشان ها و موجودات عالم هستي باشد، باز در برابر لطف و كرم الهي قطره اي بيش نيست.

۳٫ ترغيب او براي ترك رابطهشما مي توانيد از جملاتي كه در نامه ايشان آمده و اشاره به جملاتي مانند (الان پشيمان هستم چطوري كنم تا اين گناه من رو خدا ببخشه) دارد، در راهكار تشويق استفاده كرده و به او متذكر شويد كه.
۱٫ اين كه گفته ايد الان پشيمان هستم خيلي خوب است و اين حالت پشيماني و ندامت ايجاد شده در شما، موهبت الهي است، كه چراغش را در شما روشن نموده، پس بايد از اين فرصت به دست آمده استفاده كرد، و به سوي آينده اي روشن و سرشار از اميد و موفقيت رفت، البته اين در گرو، قطع رابطه شما با شخص مورد نظر است. چرا كه يكي از شرايط مهم و اساسي قبولي توبه كه شما دنبالش هستي، به قول اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ «الندم علي ما مضي».(۵) است يعني پشيماني از گذشته و اين ميسر نمي شود مگر اين كه نشانه اي داشته باشد و نشانه پشيماني واقعي شما، همان قطع رابطه است.
در باب تشويق براي قطع رابطه مي توانيد به او بگوئيد. اگر مي خواهي گناه مذكور دائما در ذهنت منسجم نشود و زمينه هاي فشار رواني در تو تشديد نشود، راهش قطع رابطه با اوست، چرا كه هر بار ديدن او يا ملاقات با او، ناخواسته، ضمير ناخودآگاه ذهن تو را به تلخ ترين اتفاقي كه در اين رابطه بين شماها افتاده سوق مي دهد.

۴٫ آگاه كردن او نسبت به آسيب هاي روابط دختر و پسريكي از راه هاي تنبيهي، اين است كه شما، او را از ضررهاي روابط دختر و پسر آگاهي بدهيد از قبيل. افت تحصيلي سركوب شدن استعدادها، از بين رفتن كرامت انساني و غرق شدن در گرداب شهوت ها، كاهش آرامش رواني و افزايش التهاب و اضطراب، آلوده شدن به معصيت، از دست رفتن احساس امنيت، احساس گناه، و پاسخي در اين زمينه به صورت مستقل براي شما ارسال مي شود.
۵٫ وضعيت و حالات رواني كه در پرتو اين ارتباط براي فرد مورد نظر رخ داده است براي او ياد آور شويد و متذكر شويد، ارائه ارتباط با فرد مورد نظر نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه مشكلات او را بيشتر مي كند.
۶٫ از لحاظ عاطفي، اجتماعي، فكري او را حمايت دهيد و با رفتار و كردار خود به او بفهمانيد كه در تمام لحظات و سختي ها در كنار او هستيد و حتي اگر فرد مورد نظر ارتباطش را با او فاش كند، با تمام وجود از او حمايت مي كنيد به عنوان معلمي دلسوز نمي گذاريد آبروي او تهديد شود.
۷٫ از آنجا كه ارتباط با افراد مناسب به صورت غيرمستقيم در رفتار و كردار نوجوان تأثير مي گذارد و اين تأثير به گونه اي است كه حتي خود فرد هم نسبت به آن آگاه نيست، بهتر است از ميان دانش آموزان كلاس خود، فردي را براي دوستي و ارتباط با او انتخاب كنيد.

نكه مهماين كه گفته ايد تهديدات پسر براي لو دادن، مانع قطع رابطه شده، بايد توجه داشته باشيد كه:
اولا، اگر پسر بخواهد آبروي او را ببرد، مسلما آبروي خودش نيز در خطر است و اين تهديدات صرفا براي در چنگ داشتن دختر و سوء استفاده از اوست.
ثانيا: در چنين رابطه هائي كه به مرحله ارتباط جنسي رسيده اند، بهترين راه قطع رابطه است، چون كه قبح بعضي از مسائل از بين رفته و احتمال اين كه دوباره ارتباط جنسي و يا سوء استفاده هاي بيشتر و حتي بدتر از گذشته اتفاق بيافتد، زياد است. پس تهديد همين احتمال، بدتر از تهديدات آن جوان است و قضيه تا بدتر از اين موقعيت نشده، تصميم بر قطع رابطه را بگيرد و توبه واقعي بكند كه اگر چنين شد، قطعا بداند كه پشتيبان او، خداوند قادر متعال خواهد بود، كه بر هر كاري دانا و تواناست.
به او يادآور شويد:
الف) با توجه به ارتباط قبلي شما با نامحرم و مسائلي كه قبلاً مطرح بوده است، بهتر است قطع رابطه شما به صورتي باشد كه براي طرف مقابل جلب توجه و يا ايجاد حساسيت نكند. در ضمن اين قطع ارتباط نبايد حس انتقام و لجاجت را در او زنده كند. در اين مورد به زيركي و دقت خاصي نياز است. شما بايد بدون آن كه انگيزه خود را از اين قطع به طور مستقيم به آنها بيان كنيد، رابطه خود را با آنها كم كنيد و رفته رفته با آنها قطع رابطه كنيد، به عنوان مثال به بهانه اين كه خانواده ام از اين موضوع اطلاع پيدا كرده اند و يا اين كه درس هاي اين ترم خيلي سنگين است و فرصتي براي من باقي نمي گذارد، رفته رفته با آنها قطع رابطه كند.
ب) توكل بر خدا و توسل به اهلبيت كليد قفل هايي است كه عقل و انديشه بشر توانايي باز كردن آن را ندارد هيچ گاه از توكل و توسل غافل نشود.
ت) ذكر يا ستار العيوب را به طور مستمر بگويد.
ج) با توجه به سخت گيري هايي كه قانون و حكومت اسلامي نسبت به اعمالي كه منجر به هتك حرمت افراد جامعه مي شود بعيد به نظر مي رسد كه طرف مقابل اقدام به فاش كردن اسرار شما كند.
د) در راهي كه انتخاب كرده است ثابت قدم باشد و سعي كند كه به دليل ترس از تهديدهاي احتمالي و يا مشكلاتي كه ممكن است پيش آيد، در تصميمي كه گرفته است دچار ترديد نشود. ان شاء الله تمام اين مشكلات با ياري خدا و صبر و تحمل شما حل مي شود. قطعاً در اين راه ياري خدا همراه شما است.
هـ) در صورتي كه آبروي شما توسط طرف مقابل تهديد شد، شما مي توانيد ارتباط خود را با آنها انكار كنيد و ادعا كنيد صحبت هاي او هيچ واقعيت خارجي ندارد.
چند راهكار براي ياري دادن به چنين افرادي كه شما مي توانيد انجام دهيد، عبارتند از:
۱٫ باورش كنيد: براي كسي كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است داشتن كسي كه او را باور كند مي تواند بسيار تأثير گذار باشد، اين امر در رو به رو شدن با آن تجربه، به وي كمك مي كند و مي فهمد كه تنها نيست.
۲٫ قضاوت كننده نباشيد: از قضاوت كردن او و سرزنش كردنش براي اتفاقي كه افتاده پرهيز كنيد، انتقاد نمي تواند زمان را به عقب برگرداند يا وضعيت را تغيير دهد، به جاي اين كار، كمكش كنيد، تا از منجلابي كه افتاده چگونه خارج شود.
۳٫ براي صحبت كردن در دسترسش باشيد. به او وقت اختصاص دهيد و كاري كنيد بداند، كه هر موقع احتياج داشته باشد، مي تواند با شما حرف بزند، و اين به معناي آن نيست كه شما بايد تمام مشكلات او را برايش حل كنيد يا پاسخ تمام سئوالات را بدانيد، گاهي فقط گوش دادن ساده به حرف هاي افراد بسيار مفيد است و شما در اين مورد مي توانيد مثلا شماره تلفن شخصي تان را به او بدهيد تا احساس كند هميشه در دسترس او هستيد.
۴٫ اجازه دهيد، تصميم گيري كند و فقط شما نقش مشاور و راهنما براي او باشيد و بگذاريد تصميم نهايي را خودش بگيرد.

 

پاورقی:

  1. مناجات هاي پانزده گانه امام سجاد(ع)، مناجات اول، مناجات تائبين. مکارم شيرازي، ناصر و همکاران، مفاتيح نوين، ترجمه رسولي محلاتي، هاشم، قم، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، چاپ سوم، ۱۳۸۵ش.
    ۲٫ کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۳۵، ح۸٫
    ۳٫ فرقان : ۷۰٫
    ۴٫ ر.ک: مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج۱۹، ص۵۰۸٫
    ۵٫ ناصر، مکارم شيرازي، ناصر و همکاران، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۳۰٫

منبع:نرم افزار پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست