مجموعه تعاملات خانوادگی، رابطه با فامیل سببی مادرشوهر یا مادر زن:

دلخوش به زندگي زناشويي خود نيستم. شوهرم مذهبي است اما خانواده اش بي قيد اند. تفكر غلط كه من مي خواهم با او زندگي كنم نه با خانواده اش مرا وادار به اين انتخاب كرد.
اگر با مادر شوهر زندگي كنيم چه رفتاري داشته باشيم كه نه حق خود انسان از بين برود و نه مادر شوهر از دست انسان ناراحت بشود؟
پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟
پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن اول حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟
مادر شوهري با عروسش مشكل دارد و دائما در حال دعوا هستند. چه راه حلي براي آنها پيشنهاد مي كنيد.
طرز رفتار صحيح با خواهر شوهر و برادر شوهر را توضيح دهيد؟
طرز رفتار صحيح عروس با مادرشوهرش را توضيح دهيد؟
عروسي داشته باشيم كه با ما اخت نباشد و با مادر شوهر رابطه خوبي نداشته باشد آيا راه حلي هست براي رابطه بهتر؟
مردي كه مي خواهد با پدر و مادر خود زندگي و از آنها مراقبت كند اما همسرش به اين امر راضي نباشد چه بايد بكند؟
والدين همسرم به رغم محبت هاي ما كارشكني مي كنند، اهل عيش و نوش اند، باعث بدبختي همسرم در گذشته شده اند و من شوهر سوم ايشان هستم
دلخوش به زندگي زناشويي خود نيستم. شوهرم مذهبي است اما خانواده اش بي قيد اند. تفكر غلط كه من مي خواهم با او زندگي كنم نه با خانواده اش مرا وادار به اين انتخاب كرد.

احساس خستگي، و افسردگي دارم. دلخوش به زندگي زناشويي خود نيستم. شوهرم مذهبي است اما خانواده اش بي قيد اند. تفكر غلط كه من مي خواهم با او زندگي كنم نه با خانواده اش مرا وادار به اين انتخاب كرد. از آينده دخترم نگرانم. شوهرم گاه گاهي به سمت خانواده و كار ايشان مي رود.

پاسخ:

۱ـ قبول داريم كه همسر موافق و با خانواده اي سازگار، زمينه رشد معنوي و كمال را فراهم مي كند، اما اين امر همه داستان نيست. اراده انسان بالاتر از اين عوامل مي تواند اثرگذار باشد. خداوند با مثال زدن همسر فرعون و زندگي حضرت موسي (ع) در كاخ فرعون، به ما مي رساند كه «قدرت اراده» حرف آخر را مي زند.
۲ـ همسر شما كه به تعبير خودتان انسان سالمي است و در اين خانواده توانسته مسير خود را تا حدود زيادي از خانواده اش جدا كند، كار كمي نكرده است و رفتارش قابل ستايش است. اگر شما هم از اين عينك به همسرتان نگاه كنيد، او را به خاطر به دست آوردن كمالات و داشته هايش تمجيد مي كنيد و پيوسته نداشته هايش را به رخش نمي كشيد، گاه گاهي به سمت خانواده اش گرايش داشته باشد، قابل قبول هست. مهم اين است كه اغلب گرايش مثبت دارد.
۳ـ سرزنش خود به خاطر انتخاب گذشته نه تنها فايده اي ندارد، بلكه مثل دود، صفاي دل و روان و ذهن شما را تار مي كند. نمي گذارد شفاف فكر كنيد. اجازه نمي دهد به راه حل هاي جديد و بكر و خلاقانه بينديشيد و اين علامت ها، نهال اميد را در دلتان مي خشكاند. آيا تا به حال از به رخ كشيدن گذشته هم نتيجه اي گرفته ايد؟ پس «راز موفقيت» اين است كه به «اينجا و حالا» فكر كنيد. اين جاست كه روزنه هاي اميد يكي پس از ديگري به رويتان باز مي شود. از خود بپرسيد من با يك مسأله بزرگ روبرو هستم. چه كمك و راه حل هايي براي اين مسأله از فكر خود، مطالعه، كمك از مشاوره و تجربه ديگران مي توانم بگيرم؟ و بعد از فهرست كردن راه حل ها بگوئيد خوب از بين اين راه حل ها كدام يك براي من و شرايطم به صرفه تر، كم خرج تر، سهل الوصول تر و كوتاه مدت تر است؟(۱)
نيابد مراد آن كه جوينده نيست كه جويندگي عين يابندگي است
۴ـ به مشكل خود به اندازه مشكل خودتان بار هيجاني منفي و احساس بد و نمره منفي بدهيد. در زندگي هزار و يك مسأله وجود دارد. سهم اين مشكل در مجموع آن ها چه قدر است؟ از كاه نبايد كوه بسازيم. منظور من اين نيست كه مشكل را ناديده بگيريم. منظور اين است كه مشكل را به اندازه خودش سخت ارزيابي كنيم. «فاجعه سازي و مصيبت انگاري» مسأله راه حل ها را مي بندد و يكي از خطاهاي شناختي ما محسوب مي شود كه سبب استرس و اضطراب مي گردد. پس به جاي اين كه بگوييد: «محال مي دانم بتوانم زندگي زناشويي موفقي داشته باشم» همان گونه كه در نامه نوشته بوديد بگوئيد و «بد شد و از اين مشكل احساس خوبي ندارم» اما پايان خط هم نرسيده ام. اين گونه فكر كردن اين گونه نگاه كردن به مسايل باعث مي شود ظرفيت رواني شما كاهش پيدا نكند و عجولانه قضاوت نكنيد و با انرژي زياد به راه حل ها فكر كنيد و پل هاي ارتباطي خود و همسرتان را خراب نكنيد.(۲)
۵ـ دين بهترين خويشتنداري و تقوا را در گريز از محيط هاي بد نمي داند، بلكه بهتر اين است كه انسان روح خود را به درجه اي برساند كه نسبت به گناه واكسينه شود و مصون. البته اين درجه، نياز به تمرين و تلاش دارد. گاهي ابتدا براي اين كه اثر بد از ديگران نپذيريم لازم است كه رابطه كوتاه مدت تر شود و با دعا، همنشيني با افراد و خانواده هاي معنوي، شركت در مراسم مذهبي و اماكن مقدس، مطالعه كتب اخلاقي، عرفاني، تلاوت قرآن و… روحيه خود را تقويت كرد.(۳)
۶ـ گاهي ما دچار ارزيابي شخصيت ها مي شويم يعني، جاي اين كه رفتارهاي بد را نفي كنيم، كل شخصيت افراد را طرد و نفي مي كنيم. اين امر زمينه اثرگذاري از سمت خود را مي بندد و به اصل ارتباط موثر خدشه وارد مي كند. و ظرفيت ما را در برابر رفتار هاي آن پايين مي آورد. انسان ها اصالتاَ فطرتي پاك دارند. آري تعدادي از رفتار هاي آنان گاهي از مسير الهي فاصله مي گيرد.(۴)
۷ـ چند درصد از وقت دختر شما با خانواده ايشان سپري مي شود؟ مطمئناً اغلب اوقات ايشان با شماست. شما مي توانيد مراقبت خود را بيشتر كنيد و اثرات نامطلوب رفتار آن ها را تا حد زيادي با دعا، الگوهاي عملي سالم بودن، جهت دادن به ديگران، انتخاب دوستان سالم، مهد قرآن، كتاب و… خنثي كنيد.
۸ـ شما مي توانيد با همسرتان خوشبخت شويد. به شرطي كه ديد و «نگرشتان» را عوض كنيد. با توجه به مطالب ياد شده، مطمئن باشيد كه رضايت مندي زناشويي شما بالاتر مي رود. مهر شما كارسازتر مي شود و همسرتان موافق تر و سازگارتر. به زندگي جديدتان به عنوان ميدان جديد براي آزمايش الهي نگاه كنيد. تلاش مضاعف شما در اين ميدان البته اگر با نيت، قصد و انگيزه خدايي همراه گردد، سراسر اجر و پاداش خواهد بود. افراد مؤمن از آزمايش هاي الهي فرار نمي كنند آزمايش مثل كلاس درسي است كه مؤمن پس از گذراندن آن، يك كلاس بالاتر مي رود. آري شما هم مي توانيد با تحمل، مشاوره، كمك از همسر، صبر، تلاش بر درجات معنوي خود بيفزائيد. ممكن است كسي زندگي معنوي بي دغدغه اي داشته باشد، اما چون زمينه هاي آزمايش نداشته، رتبه اش ارتقاء نمي يابد. چيزي كه هست اين است كه بايد مثل ائمه و اولياء الهي از خداوند بخواهيم آزمايش را بر ما راحت تر كند و توان ما را افزايش دهد.

 

پاورقی:

  1. رک: اصغری پور، حمید، مهارت همسر داری موفق، مشهد، موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب مشهد، چاپ اول، اقتباس، ص۳۷ـ۳۳٫
    ۲٫ همان، ص ۳۷ ـ ۳۳٫
    ۳٫ رک، شیروانی، علی، اخلاق در قرآن، قم، نشر دار الفکر، بحث تقوی، ج۱٫
    ۴٫ شرفی، محمدرضا، جوان و نیروی چهارم زندگی، نشر سروش، ۱۳۸۳ش، بحث انتقاد.

 

منبع:نرم افزارپاسخ

 

اگر با مادر شوهر زندگي كنيم چه رفتاري داشته باشيم كه نه حق خود انسان از بين برود و نه مادر شوهر از دست انسان ناراحت بشود؟

اول: چهار سال است ازدواج كردهام و حاصل ازدواجمان پسر ۴ ماههاي است، از شوهرم راضي هستم، تمام شئونات دين را رعايت ميكند و سخت مقيد به دين است. مشكل ما اين است كه ميخواهيم مستقل شويم ولي چون هزينة پدر، مادر، خواهر و برادر او را پرداخت ميكنيم توان مالي نداريم و وقتي پيشنهاد وام به ايشان ميكنم در جواب ميگويد كه وام از لحاظ شرعي اشكال دارد و لوازم قسطي هم همينطور. به نظر شما در اين روزگار بدون وام انسان ميتواند به جايي رسد؟
دوم: زن و شوهر چه كار كنند تا از يكديگر خسته نشوند و وقتي همديگر را ميبينند حرفي براي گفتن داشته باشند…؟»
سؤال سوم: اگر با مادر شوهر زندگي كنيم چه رفتاري داشته باشيم كه نه حق خود انسان از بين برود و نه مادر شوهر از دست انسان ناراحت بشود؟

پاسخ:

ابتدا به شما تبريك ميگويم كه شوهري با اين خصوصيات اخلاقي و روحية مذهبي داريد. خداوند فرزند شما را كه يگانه سرماية عمر شما است برايتان نگه دارد و اين توفيق را به شما عنايت كند كه اورا درست تربيت كنيد.
رضايت از زندگي و از شوهر بسيار مهم است، اينها همه ويژگيهاي مثبت و امور ارزشمندي هستند كه در زندگي شما وجود دارد بايد خداوند را سپاسگز ار باشيد. خيلي از زن و شوهرها هستند كه مشكلات خانوادگي دارند، از يكديگر راضي نيستند، مشكل اقتصادي دارند، از نداشتن بچه رنج ميبرند، شوهر معتاد است و… شما كه اين مشكلات را الحمدلله نداريد بايد سعي كنيد در مسايل جزيي هم با يكديگر تفاهم داشته باشيد.
در مورد وام بايد عرض كنم كه گرفتن وام از نظر شرعي اشكال ندارد، لوازم قسطي هم همينطور. امّا در كتابهاي اخلاق و روايات به قناعت توصيه شده است. مراد از قناعت اين است كه انسان با آنچه دارد بسازد و دست خود را به سوي ديگران دراز نكند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «مَنْ قَنَعَ بِما رَزَقَهُ اللهُ فَهُوَ مِنْ اَغْنَي النَّاسِ»(۱) كسي كه به آنچه خدا روزياش كرده قانع باشد، از بينيازترين مردم است.
البته توجه داشته باشيد كه قناعت به معناي اين نيست كه انسان دست از تلاش و كار و كوشش بردارد و زندگي سخت و طاقت فرسا را تحمل كند، بلكه مراد اين است كه در عين تلاش و كوشش تا ميتواند به حداقل امكانات موجود و مورد نياز اكتفا كند. حال با توجه به اين نكتة اخلاقي، توصية ما به شما خواهر گرامي اين است كه اگر ميتوانيد با سرماية خود زندگي معمولي و آبرومندانهاي داشته باشيد، به همان مقدار قناعت كنيد، چه ضرورتي دارد كه حتماً وام بگيريد و خود را مديون بسازيد. امّا اگر واقعاً مشكل اقتصادي داريد و با گرفتن وام ميخواهيد سرمايهاي براي خود درست كنيد يا يكي از نيازهاي اوليه و ضروري خود را برآورده سازيد، گرفتن وام هيچ اشكالي ندارد. در اين صورت بهتر است اين موضوع را به گونهاي با شوهرتان مطرح كنيد كه ايشان بپذيرد. رعايت احترام و ادب، برخورد شايسته و استدلال منطقي از جمله عوامل و راهكارهايي هستند كه ميتواند در پذيرش يك پيشنهاد مؤثر واقع شود. اميد است با توجه به اين نكات بتوانيد در اين زمينه با هم به توافق برسيد.
پاسخ به سوال دوم:
اين سؤال را از دو زاويه ميتوان مورد بررسي قرار داد:
الف. برخي افراد كمتر اجتماعي هستند و در برخوردها و روابط اجتماعي با ديگران سعي ميكنند كمتر چيزي بگويند و اظهار نظر كنند. اين خصلت جزء شخصيت آنها ميشود و وقتي ازدواج كنند هم كمتر به صحبت و راز دل ميپردازند. اين مسأله ممكن است در برخي موارد مشكل آفرين باشد.
ب. برخي افراد ممكن است از زندگي خود راضي نباشند و نظرات و ديدگاههاي زن و شوهر با يكديگر سازگاري نداشته باشد، در اين صورت هم چون توافقي با هم ندارند، كمتر علاقه به محبت و حرف از خود نشان ميدهند.
من نميدانم در مورد شما كدام يك از اين دو صورت صدق ميكند. اگر مشكل شما ناشي از عادت گوشه گيري و كمرويي است و نه تنها با شوهرتان بلكه با ديگران هم همين گونه هستيد، بايد با تجربه و تمرين و استفاده از اصول روان شناسي مشكل كمرويي خود را درمان كنيد. آن وقت احساس ميكنيد كه حرف براي گفتن بسيار است و خيلي چيزهاست كه هنوز نگفتهايد.
چگونه ممكن است انسان سالها با كسي زندگي كند، هدف مشترك و درد مشترك داشته باشد امّا حرفي براي گفتن نداشته باشد. امّا اگر فكر ميكنيد كه با همسرتان توافق نداريد و از اين جهت كمتر حرف براي گفتن داريد، ‌سعي كنيد ديدگاهها و نظرات خود را با يكديگر نزديك كنيد. اينكه پرسيدهايد «چه كار كنيم كه دوست داشتنمان مانند روزهاي اول باشد.» يگانه راه اين مسأله اين است كه اخلاق اسلامي را رعايت كنيد. ابراز محبت نسبت به يكديگر در زندگي زناشويي بسيار اهميت دارد. احساس قدرداني و قدرشناسي و تشكر از زحمات همسر، نشاني از جلوههاي رفتار محبت آميز است. از ديگر رفتارهاي محبت آميز همسران كه ميتواند زندگي را با نشاط و رضايت بخش سازد، همدلي و همراهي است. همدلي همسران يعني هم پيمان شدن در پيمودن مسير زندگي مشترك.
پاسخ به سوال سوم:

راهكارهاي موثر در برخودر با مادر شوهر در اين زمينه هم بايد اخلاق اسلامي را رعايت كنيد. براي اينكه خوب اين مسأله برايتان جا بيفتد بايد به اين چند نكته توجه داشته باشيد:
۱٫ مادر شوهر حكم مادر شما رادارد. همانطور كه احترام مادر خودتان را حفظ ميكنيد، سعي كنيد احترام ايشان را هم حفظ كنيد.
۲٫ همة ما دوران پيري را پيش رو داريم، ‌در اين دوره مشكلات بسياري براي انسان ممكن است پيش بيايد. افراد در اين سن كم حوصله ميشوند، بهانه گيري ميكنند، در كارهاي ديگران دخالت ميكنند و… اينها همه از عوارض و پيامدهاي پيري است، اگر ميبينيد مادر شوهرتان اين گونه با شما برخورد ميكند، بايد شما شرايط سنّي او را در نظر داشته باشيد.
۳٫ بعد از چند سالي خود شما هم در اين دورة سني قرار ميگيريد، انسان همانگونه كه با پدر و مادر و فاميل خودش برخورد ميكند، ممكن است فردا فرزندان انسان همان گونه با خود وي برخورد نمايد. اگر برخورد شما خوب و شايسته باشد، ‌خداوند پاداش عمل شايستة شما را در دنيا نشان خواهد داد. از سوي ديگر رفتار شما الگويي خواهد شد براي فرزندتان و همانگونه برخورد خواهد نمود. بنابراين سعي كنيد با ايشان كاملاً برخورد شايسته و مناسب داشته باشيد و ايشان را تحمل كنيد.

 

پاورقی:

  1. كليني، محمد ابن يعقوب، الاصول من الكافي، بيروت، ۱۴۰۱ هـ، ج ۲، ص ۱۳۹٫

 

پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟

پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟

پاسخ:

احترام به پدر و مادر و جبران كاستي ها:درباره احترام والدين، آيات و روايات فراواني وارد شده است. وظايف انسان در برابر والدين به قدري سنگين و طاقت فرسا است كه خداوند خطاب به رسولش فرمود: أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوي(۱) در تفسير منهج در توضيح اين آية شريفه آمده است كه خداوند متعال به رسولش فرمود: من قبل از ولادت تو پدرت را از دنيا بردم، و در ايام كودكي تو، مادرت را به آخرت منتقل كردم، زيرا اگر زنده مي ماندند تحمل بار نبوت و بار اداي حقوق پدر و مادر براي تو كمر شكن بود.
فقيه بزرگ شيخ اعظم، مرحوم شيخ مرتضي انصاري كه از مجتهدان و مراجع به نام زمان خودش بود و كتابهاي او اكنون از دقيق ترين كتابهاي حوزه هاي علميه است، مادرش را تا نزديك حمام به دوش مي گرفت و او را به زن حمامي سپرده مي ايستاد تا بعد از پايان كار، او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسي مادر مي آمد و صبح با اجازة او از خانه بيرون مي رفت. پس از مرگ مادر به شدت مي گريست، فرمود: گريه ام براي اين است كه از نعمت بسيار مهمي چون خدمت به مادر محروم شدم. شيخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدريس و مراجعات مردمي، تمام نمازهاي عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر او فردي ديندار و با خدا بود.(۲)
از اين موارد به خوبي دانسته مي شود كه جبران زحمات پدر و مادر (مخصوصا مادر) بسيار سنگين و طاقت فرساست چه برسد به جبران اذيت ها و ناراحتي هائي كه از جانب فرزند به پدر و مادر وارد شده باشد. با اين وجود بهترين كار براي جبران زحمات و ناراحتي هاي پدر و مادر همان «اداي حقوق» آنهاست كه همه به آن واقفيم. بعضي از اين حقوق در ذيل مي آيد كه برگرفته از مضمون آيات و روايات مي باشد:
۱٫ اطاعت از والدين جز در آنجا كه مسألة گناه و دعوت به نافرماني خداست.
۲٫ نيكي و احسان رفتاري و مالي به والدين و مددرساني به آنان بويژه آنگاه كه درخواستي كرده باشند. و مخصوصاً اگر آنها در سنّ پيري باشند.
۳٫ رعايت اخلاق خوش و برخورد مناسب با والدين در همه حالات و شرائط.
۴٫ دعا براي والدين و درخواست رحمت و عنايت از خداي بزرگ براي آنان.
۵٫ تواضع و فروتني در برابر آنان به گونه اي كه به تعبير قرآن كريم، بال و پر خود را براي آنان بگستراند.
۶٫ خودداري از اهانت به آنان حتي با گفتن كلمه اي چون «اف» يا نام بردن با اسم از آنان.
۷٫ بايد مراقب باشيد كه نگاهها، با رأفت و رحمت بوده و از نگاه تند و خشمگين به آنان بپرهيزيد.
۸٫ نظر محبت آميز به والدين براي فرزند عبادت است، و نگاه تند باعث عدم پذيرش نماز فرزند است.
۹٫ احترام و كمك رساني به والدين لازم است و هر چند كه آنان مخالف، فاجر و كافر باشند.
۱۰٫ احترام به مادر بيش از احترام به پدر لازم است.
۱۱٫ بايد مراقب باشيد كه صدايتان را بلندتر از صداي آنان نكنيد و در پيشاپيش آنان راه نرويد و در جلسات، پيش روي آنان ننشينيد.
۱۲٫ و بالاخره خداي را به خاطر نعمت وجود والدين سپاس گوييد و براي سلامتي آنان و بقاي عمرشان در صورت حيات و طلب مغفرت در صورت ممات، دائما دعا نماييد تا خود بدين وسيله مشمول رحمت حضرت حق گرديد.
نكته: شما مي توانيد از آنها به خاطر گذشته حلاليت بطلبيد و با عمل و ادب به آنها ثابت كنيد كه از گذشته خود ناراحت هستيد و از آنها بخواهيد كه از خطاهاي شما در گذرند و در حق شما دعا كنند كه باعث بركت در زندگي شما خواهد بود.

احترام همسر و جلب رضايت او:در مورد همسر نيز همانند پدر و مادر بايد گفت كه رعايت حقوق طرفيني و وظائفي كه عقل و شرع بر عهده زن و شوهر گذاشته، جبران كنندة زحمات و ناراحتي هاي همسر است. البته اين را نيز بايد يادآوري كنم كه اين قسمت سؤال شما كه مي گوييد همسرتان را ناراحت كرده ايد تا حدودي با كل نامه ناسازگار است و حتي با روح نامة قبلي شما تناقض دارد ولي با اين حال رعايت اين حقوق شرعي و عرفي جبران كننده خواهد بود. بعضي از اين وظائف را مي توانيد در پاسخ قبلي مشاهده كنيد. چند مورد را نيز ما به آن اشاره مي كنيم:
۱٫ به همسرتان توجه كنيد و علاقة خود را به او با زبان ابراز كنيد. اغلب مردان دوست دارند كه از صفات مردانگي (مديريت، شجاعت و …) آنها تعريف و تمجيد شود.
۲٫ با شوهر خويش خوش رو و خوش زبان باشيد. هميشه با گرمي و مهرباني، و با آهستگي با شوهر خود صحبت كنيد. او را با ديگران در زندگي و مسائل مادي مقايسه نكنيد.
۳٫ به او نيكي كنيد، سعي كنيد نيازهاي او را قبل از آن كه بر زبان آورد، برآورده كنيد.
۴٫ او را در رسيدگي و كمك به مادر و خانواده اش تشويق كنيد. و از كمك هاي شوهرتان به مادر و خانواده اش، اظهار رضايت و خوشحالي كنيد.
۵٫ خود را براي شوهرتان بيارائيد و به تمايلات جنسي همسرتان با رغبت ـ نه از سر انجام وظيفه ـ پاسخ دهيد. براي بيشتر مردان آمادگي براي روابط جنسي، مهمترين گواه آن است كه همسرش دوستش دارد.
۶٫ به شوهرتان بيشتر از فرزندان توجه داشته باشيد. اين كار علاوه بر آموزش فرزندان براي رعايت احترام پدر ، حاكي از احترام شما به شوهرتان نيز است.
۷٫ در برخورد با اقوام و فاميل شوهر، با آنها خوش برخورد باشيد و به آنها احترام بگذاريد.
۸٫ از احترام به او در مقابل ديگران، به خصوص در حضور بستگان خود يا همسر، كوتاهي نكنيد.
نكته: در اين مسائل نيز در عمل به شوهرتان نشان دهيد كه او را دوست داريد و از اذيت هاي خود ناراحت هستيد از ايشان نيز بخواهيد كه شما را ببخشد و از دست شما راضي باشد.

 

پاورقی:

  1. الضّحى:۶٫
    ۲٫ انصاريان، حسين، نظام خانواده در اسلام، قم: انتشارات ام ابيها، ۱۳۷۵، ج۱، ص۴۷۰ به بعد.

 

پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن اول حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟

پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن اول حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟

پاسخ:

وظايف مرد در مورد خانواده و همسر۱٫ سرپرستي و مديريت خانواده: مرد به حكم عقل و شرع سمت سرپرستي خانواده را به عهده دارد. خداوند در اين باره ميفرمايد: الرجال قوامون علي النساء(۱) مردان سرپرست و نگهبان همسران خويشاند.
۲٫ تأمين رفاه و آسايش خانواده: فراهمسازي رفاه و آسايش خانواده از ديگر وظايف مرد است. زيرا اساس زندگي مشترك و ازدواج تأمين نيازهاي عاطفي و رواني افراد است. امام رضا ـ عليه السّلام ـ در خصوص اين موضوع ميفرمايد: «ينبغي للرجل ان يوسع علي عياله لئلا يتمنوا موته»(۲) شايسته است كه مرد زمينه رفاه و آسايش خانوادهاش را فراهم سازد تا آرزوي مرگ او را نكنند. گفتني است كه فراهم كردن زمينة رفاه خانواده بايد متناسب با امكانات و توان اقتصادي مرد باشد.
۳٫ تأمين هزينة زندگي: از آنجا كه مسئوليت تربيت فرزندان و ادارة امور داخلي خانواده، به طور معمول بر عهدة زن قرار دارد، طبيعي است كه مرد بايد عهدهدار تأمين هزينههاي زندگي باشد، بدين خاطر نبايد هيچ منتي بر خانوادة خود بگذارد، چرا كه اين وظيفهاي است كه از نظر اسلام بر عهدة مرد گذاشته شده است. رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد حقوق زن بر مرد ميفرمايد: «حق زن بر مرد اين است هزينة مسكن، لباس و خوراك او را فراهم سازد و از لغزش او درگذرد.»(۳)
اينها وظايفي است كه بر عهدة مرد گذاشته شده و هيچ عاملي مانع آن نميشود. پدر شما نيز وظيفه دارد كه سرپرستي خانواده خود را بر عهده گرفته و هزينة زندگي آنها را تأمين كند، و اگر برايش سخت است و نميتواند هزينة آنها را به مقدار مورد نياز تأمين كند، معلوم ميشود كه ازدواج دوّم ايشان كاملاً كار اشتباه و نادرستي بوده است. اين در مورد وظايف پدر شما كه ميبايست رعايت كند.

وظيفه و تكليف شما در برابر پدرتانهمانگونه كه پدر شما وظايفي دارد و هيچ عامل ديگري نميتواند مسئوليت اداره و تأمين هزينههاي زندگي را از ايشان سلب كند، شما نيز در قبال پدرتان وظايفي داريد كه هيچ عاملي نميتواند مانع آنها شود. وظيفة هر فرزندي در قبال پدر و مادرش اين است كه: با احترام و ادب با آنها برخورد كند. اين وظايف كه بر عهدة فرزند گذاشته شده هيچ ربطي به وظايف پدر نسبت به همسر و فرزندانش ندارد، يعني اين گونه نيست كه اگر پدر به وظايف خود عمل نكرد يا شرايط به گونهاي بود كه نتوانست به مسئوليتهاي خود عمل كند، فرزند نيز حق پشت پا زدن به وظايف خود در قبال پدرش را داشته باشد، بلكه اگر فرزند هم به وظايف خود عمل نكند، مانند پدر مقصر ميباشد. بنابراين شما نميتوانيد برخورد منفي با پدرتان داشته باشيد، شما سعي كنيد هم به وظايف خود عمل نماييد و هم بخشي از مشكلات زندگي را از دوش پدرتان برداريد، و در كل زمينه را به گونهاي فراهم سازيد كه رابطه شما با پدرتان و نيز رابطه پدر و مادرتان با يكدگير بهبود يابد و اگر خداي نكرده مشكلي در گذشته پيش آمده رفع گردد. باتوجه به آنچه بيان گرديد، وظيفه شما در برابر پدرتان اين است كه كمال ادب و احترام را نسبت به ايشان مراعات نموده و جهت بهبود شرايط و مشكلات مورد نظر به نكات زير عمل نماييد:
۱٫ توجه داشته باشيد كه شخصيت پدرتان و جايگاه ايشان غير از رفتار وي ميباشد، بنابراين گرچه رفتار و عملكرد ايشان در مورد شما و در قبال مادرتان پسنديده و رضايتبخش نبوده است و شما ميتوانيد نسبت به رفتار و عملكرد ايشان ناراضي باشيد امّا نميتوانيد جايگاه پدري ايشان را نفي كنيد و شخصيت وي را زير سؤال ببريد، چه بسا ممكن است در آينده رفتار و عملكرد ايشان بهتر شود.
۲٫ به جاي دامن زدن به اختلافات و مشكلات خانوادگي و شكايت از پدر سعي كنيد در جهت رفع مشكل گام برداشته و صفا و صميميت را در خانواده به ارمغان آوريد.
۳٫ نفقه زن بر شوهر لازم است ولي شرايطي نيز دارد. يكي از آنها اين است كه زن نسبت به آنچه كه اطاعتش بر زن لازم است، مطيع شوهر باشد. در غير آن صورت حقي بر مرد ندارد. دادن خرجي به فرزندان و نوهها نيز تا وقتي و در صورتي واجب است كه آنان كسب و كاري نداشته و نيازمند باشند. امّا در صورتي كه فرزندان بزرگ شده و هر كدام ميتوانند روي پاي خود مستقل باشند، بر پدر لازم نيست مخارج آنها را تأمين كند.
۴٫ صرف اينكه پدرتان دو زن گرفته، مشكلي نيست و از نظر اسلام مانعي ندارد به شرطي كه عدالت را در ميان آنها رعايت كند گرچه لازم است مرد به عواقب و پيامدهاي مسئله توجه داشته باشد، ولي حالا اتفاقي است كه افتاده، بايد سعي كرد در مورد آينده برنامهريزي درست و معقولانه صورت پذيرد.
۵٫ احترام شما به پدرتان بايد به صورتي باشد كه رفتارش را تأييد نكنيد و احترام شما به گونهاي نباشد كه وي را در ادامه اين روند تشويق و تأييد كند. بلكه بايد انتقاد سازنده داشته باشيد.
۶٫ آخرين و بهترين راهكار اين است كه هم شما و هم مادرتان با ديدة عفو و گذشت نسبت به ايشان نگاه كنيد، و اگر هم در حق شما نارسايي كرده، مورد چشمپوشي قرار دهيد. اگر شما اين عمل پسنديده را انجام دهيد، قطعاً ايشان متوجه ميشود كه شما نسبت به وي احترام قائل هستيد و شايد همين باعث شود كه مهر و عاطفه پدري و همسري در خانواده ايجاد شود و رشد كند.

 

پاورقی:

  1. نساء:۳۴٫
    ۲٫ حر عاملي، محمد بن حسن، وسائلالشيعه، بيروت، ج ۱۵، ص ۲۴۹٫
    ۳٫ همان، ج ۱۴، ص ۱۱۸٫

 

مادر شوهري با عروسش مشكل دارد و دائما در حال دعوا هستند. چه راه حلي براي آنها پيشنهاد مي كنيد.

خلاصه سؤال: مادر شوهري با عروسش مشكل دارد و دائما در حال دعوا هستند. چه راه حلي براي آنها پيشنهاد مي كنيد.

پاسخ:

مقدمه: براي پاسخ‌گويي به اين سؤال لازم است اول به عوامل اذيت و ناسازگاري مادر شوهر اشاره كنيم و بدانيم آيا واقعاً همة مشكلات از ناحية اوست؟ بعد در مورد عشق مادرانه، مشكلات رفتاري پسر و بعد مشكلات رفتاري عروس و اطرافيان اشاره مي نماييم.
از آن جائي كه بيشتر فشار رواني بر عروس (تازه وارد) كه انتظار خوشي و همدلي داشته وارد شد، چند كلامي با او مي‌گوييم و در آخر به نكاتي درباره حفظ زندگي جديد خواهيم پرداخت.

عوامل اذيت و ناسازگاريناسازگاري و اذيت مادر شوهر مي‌تواند منشأ و علل مختلفي داشته باشد. گاهي ممكن است از طرف خود او باشد، (حسادت، خشم و…) گاهي ممكن است اطرافيان عامل تحريك او باشند، مثل مشكلات رفتاري عروس و داماد (نجوا، بي‌محبتي،‌غفلت از او و…) يا ممكن است برخي افراد كه از اين ازدواج خوشحال نيستند با ظاهر دلسوزي از عروس خانواده بدگويي كنند و موقعيت شغلي ـ روحي و رواني ـ مالي داماد (جگرگوشه مادر) را در خطر جلوه بدهند.

مشكلات رفتاري پسر (سرمايه‌گذاري محبت)داماد قبل از ازدواج همه سرمايه محبت خود را صرف مادر مي‌كرده، اماپس از ازدواج مخصوصاً با شروع گرم رابطه زناشويي اين سرمايه گذاري تماماً منتقل مي‌شود و براي همسر (عروس) گذاشته مي‌شود. اين جاست كه بسياري از مشكلات پديد مي‌آيد. مادر اينجا عروس را رقيب محبت و عشق فرزند خود مي‌بيند و باعث حسادت او مي‌شود. برخي از رفتارهاست كه فرزند بايد مراقب باشد كه مبادا مادر علت آن را به عروس خود نسبت دهد، گاهي فرزند به خاطر بار زندگي جديد و عدم صبر و تحمل سختي‌ها ممكن است از مادر انتقاد كند، داد بزند بر او، كمتر به ديدن مادر برود، يا نزد مادر در مورد زندگي خصوصي با همسر خود درد دل كند. در اين جا احتمال زياد است كه مادر علت بروز بي‌احترامي و… را به عروس خود نسبت دهد بدون اينكه تحليل كند كه مشكلات فرزند و زندگي او زياد است. پس اينجا دقت عروس و داماد ، در بروز اختلاف و عدم اختلاف خيلي مهم است. مسألة ديگر اينكه ممكن است مادر همسر آرماني در ذهن و يا بيرون براي فرزندش در نظر داشته و پسر هم بدون رضايت او و مشورت با او آرزوهاي او را به هم زده باشد.

مشكلات رفتاري عروسعروس كه خود را محرم و شريك اصلي زندگي همسر خود مي‌بيند، گاهي از او به همسرش انتقاد مي‌كند، نزد مادر شوهرش نجوا مي‌كند ، او را امر ونهي مي‌كند، و گاهي هم خانواده عروس بيش از حد به خانة‌ او رفت و آمد و دخالت‌هاي زيادي در زندگي آنها مي‌كنند. مادر كه موقعيت عاطفي، شغلي، مالي فرزندش را در خطر مي‌بيند، ممكن است با اين عروس سر ناسازگاري بگذارد. پس عروس هم بايد در رفتارو سخنان خود دقت لازم را انجام دهد.

مشكلات رفتاري اطرافيان (فاميل و غيره)گاهي اختلافها به خاطر ديگران صورت مي‌گيرد، مثلا گاهي برخي به خاطر دشمني، از عروس نزد مادر شوهر و برعكس سخن‌چيني مي‌كنند. و باعث بدبيني آنها مي‌گردند يا اطرافيان به جاي فيصله دادن به بحث، تنور بحث را داغ‌تر مي‌كنند و برتري خانوادگي، رسوم و شخصيت و موقعيت اجتماعي و ثروت خود را به رخ همديگر مي‌كشند و باعث به هم خوردن آرامش زندگي آنها مي‌شوند. اطرافيان دلسوز و مؤمن لازم است كه خيلي حساب شده و با رعايت موازين ديني آرامش را به خانواده برگردانند، مثلا اگر مشكل از طرف مادر شوهر است او را (در موقع عدم خشم و…) از گناه جدائي و طلاق، و نيز آسيب رواني فرزند در آينده، و عقوبت دنيوي آگاهي داده و بگويند كه طبق نظر احاديث با اين رفتار تو مثل خودت با دخترت برخورد مي‌شود و براي او فتنه‌گري مي‌كنند».(۱) (تحريك عاطفي و بينش مادر شوهر) و مشكلات زندگي جديد و مشغله‌هاي فكري و كاري او را براي او توضيح دهند و بگويند كه اين دختر (عروس) به شما دل بسته است و آمده با دار و ندار زندگي پسرت بسازد، و در غم و شادي شريك او باشد و نياز به تجارب سازندة شما دارند. البته تجارب شما هم بايد جنبة استقلالي زندگي آنها را به هم نزند و…

نكات اخلاقي و دقيق براي عروس۱٫ از نجوا، انتقاد، امر و نهي كردن، بالابردن صدا، مسخره كردن حتي به شوخي همسر خود در نزد مادر شوهر جداً پرهيز كنيد.(۲)
۲٫ هنگام خشم مادر شوهر سكوت كند تا خود به خود خشم او فروكش كند و الا شعله‌هاي خشم، زندگي آنها را به هم مي‌زند.
۳٫ به اطرافيان مادر شوهر (فاميل‌هايش) مهربان باشد دل آنها را به دست آورد، تا آنها مدافع او شوند و از او نزد مادر شوهر تعريف و تمجيد كنند.
۴٫ عروس و شوهرش در فرصت مناسب صميمانه با مادر شوهر گفتگو كنند تا اگر كسي دشمني كرده و سخن چيني‌اي انجام داده خنثي شود.
۵٫ به خاطر شوهر، به خاطر زندگي دوستانه و صميمانه خودشان هم كه شده از خطاهاي مادر شوهر چشم‌پوشي كند. البته اطرافيان هم به او دلداري دهند. و بي‌احترامي‌هاي مادر شوهر را جبران كنند. ديگر اينكه اعتماد مادر شوهر را جلب كند تا احساس كند او همان همسر آرماني مورد نظرش براي فرزندش است.
۶٫ عروس بايد شوهر خود را تشويق كند تا بيشتر به مادرش سر بزند. حتي خودش هديه‌اي به مادر شوهر بدهد (مادر وقتي ببيند هنوز فرزندش او را دوست دارد احساس رضايت‌مندي خواهد كرد، چون مادري كه خود را محروم از محبت و عشق فرزندش حس كند، احساس ناكامي به او دست مي‌دهد و ناكامي باعث بروز خشم و حسادت كه شعبه‌اي از خشم است مي‌گردد.
۷٫ عروس به مادر شوهر به چشم مادري نگاه كند، مشكل او حتماً تأثير در روحيه شوهرش مي‌گذارد و مشكل شوهر يعني مشكل خود عروس و ناآرامي زندگي جديدشان.
۸٫ عروس از پدر و مادر خود بخواهد مداخله و رفت و آمد زياده از حد نداشته باشند.(۳) البته اين بدان معني نيست كه در سختي‌ها دختران را رها سازند يا اگر مادر شوهر ناسازگار است و زندگي او را جهنم مي‌كند او بسوزد و چيزي نگويد.
۹٫ عروس جوان است و جوانان بيشتر اهل كرامت و فداكاري هستند ، پس صبور باشيد. مهربانانه و طيبانه با مادرشوهرتان برخورد كنيد، فكر تلافي و پاسخگويي به هر رفتار او را نداشته باشيد(۴) گاهي مواقع اين يك بيماري است كه خود او ناآگاهانه دست به اين كارها مي‌زند و البته خودش هم از اين وضعيت خيلي آسيب روحي و رواني مي‌بيند.
۱۰٫ عروس بايد راهنمايي هاي منطقي و تجارب مادرانه و دلسوزانه او را بپذيرد (و معدل‌گيري كند يعني بگويد حضور مادر شوهر نزد ما با سختي‌هايش ارزش بيشتري دارد تا نبودنش (سلامت رواني شوهر و مادر شوهر، رضايت نوه‌هايش و…)
۱۱٫ بهتر است عروس و داماد شيوه‌هاي جلب محبت را ياد بگيرند، (گذشت،‌صداقت، نظرخواهي، توقعات مناسب، خوش‌بيني، حل اختلاف بين خود و شوهرش،‌ خرج نتراشيدن، عدم توجه به دخالت‌هاي ديگران، مقايسه نكردن، گوشه كنايه نزدن، فرمان ندهند، پند و اندرز ندهند، اگر تحصيل كرده است سواد خودش را به رخ او نكشد، تواضع، تبسم، گشاده‌رويي، احترام به اقوام او، پرهيز از دوستي رياكارانه، انصاف، وفاداري، بخشندگي، نرمي، ادب، ياد خدا كردن، دل به نماز سپردن، بي‌رغبتي به داشته‌هاي آنان، صله رحم، آشكارا سلام كردن و… بايد توجه داشت كه انتقاد از عاقل خوب است نه از جاهل.(۵)
نكته: البته هر كدام از اينها جا و مكان خود را مي‌طلبد. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: محبت در غير مورد آن باعث قطع دوستي و محبت مي‌شود.
۱۲٫ صداقت را اصل در زندگي قرار دهيد چون اگر يك بار مادر شوهر از عدم صداقت آگاه شود تا مدتهاي زيادي اين مسأله مشكل‌ساز خواهد بود. ولو در ظاهر به رو نياورد، پس هيچ موقع به مادر بي‌احترامي نكند، چرا كه طبق آيات و روايات زيادي احترام زياد و رعايت ادب به والدين سفارش شده است.
۱۳٫ عروس و داماد بايد از موضع تهمت خودشان را كنار بكشند، (نجوا، عدم صداقت، مخفي‌كاري، عدم ديد و بازديد، نزاع‌هاي خصوصي و خانوادگي خود).

حفظ زندگي جديد لازم است.نكته‌اي كه بسيار مهم است اين كه زوج جوان نبايد به خاطر مادر شوهر زندگي خود را تباه كنند، آنها اين مشكل را يك مسأله جانبي از زندگي خود به حساب آورند. البته مشكلي است كه آنها هم بايد با گذشت و تحمل و برخورد منطقي خود سهمي در حل شدن آن داشته باشند و اطرافيان هم بايد به اين زوج جوان كمك كنند تا رابطه گرم آنها به سردي نگرايد. از همه مهمتر اينكه شوهر بايد نسبت به همسرش مهربان باشد و از او قدرداني كند كه با تحمل ناسزاهاي مادرش خم به ابرو نمي‌آورد و سعي كند به هر نحوي كه شد دل او رابه دست آورد. و اگر والدين عروس هم نگران هستند، به آنها اطمينان خاطر دهد كه نمي‌گذارد به همسرش سخت بگذرد. آنها بايد دست به دست هم دهند تا مشكلات رفتاري مادر، خودشان،‌ اطرافيان را بررسي كنند تا آرامش به خانه بازگردد.

نكته پاياني:طبق بحث‌هاي بالا بايد متذكر شوم كه حل اين مشكل نياز به حفظ آرامش دارد و بايد حساب شده عمل كرد نبايد بدون جهت‌ همة مشكلات را به او نسبت داد. (علت‌يابي) اگر واقعاً برخورد پسر و عروس باعث آشفتگي روحي مادر شوهر مي‌شود، از كلنجار رفتن با او خودداري كنند، بگذارند به تدريج و با واسطه اين مشكل حل شود. از آن جايي كه گفته بوديد قبل از ازدواج رابطه آنها خوب بوده و بعد از ازدواج مادر شوهر با همه (شوهر خود، زوج جوان، والدين خود) نزاع دارد، احتمال مي‌رود كه اين مشكل ربط زيادي به اين ازدواج نداشته باشد چه بسا مشكل روحي و رواني از گذشته بوده و الآن اين امر زمينه بروز آن را فراهم كرد. از مراكز مشاوره‌هاي حضوري و روان‌شناسي كمك بگيرد. ان شاء الله كه مشكل به زودي برطرف خواهد شد و از دعاي خير خود آنها را بهره‌مند سازيد. با توسل به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و دعاي ۵۴ صحيفه سجاديه رفع مشكل خود را از آنها بخواهيد.

 

پاورقی:

  1. مظاهري، حسين، اخلاق در خانه، انتشارات رئوف، ص ۳۱۱٫
    ۲٫ حسيني، سيد علي اكبر، اخلاق در خانواده، تهران، انتشارات اسلامي، ۱۳۶۹، ص ۳۴۱، با تغيير و اضافه.
    ۳٫ طاهري، حبيب الله، سيري درمسائل خانواده، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۷۰، ص ۱۱۵٫
    ۴٫ اخلاق در خانواده، ص ۳۳۳٫
    ۵٫ محمدي ري شهري، محمد، دوستي در قرآن وحديث، ترجمه سيد حسن اسلامي، قم، دار الحديث، ۱۳۷۹، ص ۸۱ و ۹۹٫

 

طرز رفتار صحيح با خواهر شوهر و برادر شوهر را توضيح دهيد؟

طرز رفتار صحيح با خواهر شوهر و برادر شوهر را توضيح دهيد؟

پاسخ:

خواهر شوهر نامحرم نيست لذا عروس خانواده مي تواند با او رابطه اي صميمانه داشته باشد. او را احترام كند چرا كه احترام به او احترام به شوهر است و او را مثل خواهر خود بداند. اما برادر شوهر نامحرم است، لذا در برخودرها بايد حدود اسلامي را مراعات كرد. براي حفظ روابط خانوادگي و ارتباط صميمي با آنها، رعايت چند نكته مي تواند مفيد باشد:

۱٫ حفظ حريم ها: انسان مسلمان پيوسته خدا را در نظر دارد. هر سخني كه مي گويد يا مي شنود را با دستور خدا تطبيق مي دهد. در حركات چهره و رفتارهايش مراقب است كه با ادا و غيره موجب تحقير و مسخره كردن ديگران نشود. و ديگر اين كه بايد توجه داشته باشد كه آيا حريم هايي را كه خدا مشخص كرده است را رعايت مي كند يا نه. با رجوع به توضيح المسائل مراجع و علما مي توانيم برنامه خود را در بحث نگاه ها، و محرم و نامحرم ها تنظيم كنيم بايد مراقب بود كه هر كار ما در چهارچوب قانون و دستور خدا باشد.

۲٫ احترام به شخصيت آنان: در برخوردها بايد مراقب بود كه به شخصيت ديگري بي احترامي نكنيم، آبروي آنها را نبريم، و پشت سر آنها بد نگوئيم. و در عوض بايد سعي كند زود از كسي ناراحت نشود، به خاطر خدا ديگران را تحمل كند. و اگر مي بيند ديگري داراي عيب و صفات بد است، بايد بسيار حساب شده و دقيق به او تذكر داد به عنوان مثال اگر مي بيند كه كسي غيبت ديگران را مي كند، اول بايد نكات مثبت او را گفت و از صفات خوب او تعريف كرد و بعد به شكل غيرمستقيم او را آگاه كرد كه كار او اشتباه است.
وقتي انسان زندگي مشتركي را شروع مي كند وارد بهترين نهاد شده است نهادي كه طبق نظر اسلام مقدس ترين نهاد است. زن و شوهر بايد زندگي خودرا براساس تفاهم، مطابق با زندگي امامان و دستور خدا تنظيم كنند و براي هم ديگر احترام قائل شوند و موجبات ناراحتي ديگري را فراهم نكنند. يكي از مواردي كه بايد دقت شود اينكه احترام به اقوام يكديگر در واقع احترام به شريك زندگي است.

۳٫ جلب محبت و توجه آنان: انسان موجودي اجتماعي است ، براي برطرف كردن نيازهاي خود محتاج ديگران است بنابراين بايد طوري زندگي كند كه دل ديگران را نسبت به خود آزار ندهد و با رفتار خوب خود هميشه محبوب ديگران باشد. ائمه ـ عليهم السلام ـ مي فرمايند با مردم طوري زندگي كن كه در حضور شما، خشنود باشند و در غياب شماجوياي احوال و دعاگوي شما باشند و پس از مرگ شما از غم از دست دادن شما غمگين باشند. آري انساني كه اهل گذشت است كينه به دل نمي گيرد، براي ديگران دعا مي كند، پوزش ديگران را مي پذيرد، حرمت و حريم ديگران رامحترم مي شمارد، با محبت است، زندگي اي سرشار از نشاط براي خود درست كرده است.
۴- كلام حضرت علي(عليه السلام)را سرلوحه زندگي خودقراردهيد كه فرمودند:بامردم آنگونه رفتاركن كه دوست داري باتورفتاركنند.ودرجاي ديگرفرمودند:هرآنچه رابراي خودمي پسندي,برايديگران نيزبپسند.وهرآنچه براي خودنمي پسندي براي ديگران نيز نپسند.

 

 

طرز رفتار صحيح عروس با مادرشوهرش را توضيح دهيد؟

طرز رفتار صحيح با خواهر شوهر و برادر شوهر را توضيح دهيد؟

پاسخ:

خواهر شوهر نامحرم نيست لذا عروس خانواده مي تواند با او رابطه اي صميمانه داشته باشد. او را احترام كند چرا كه احترام به او احترام به شوهر است و او را مثل خواهر خود بداند. اما برادر شوهر نامحرم است، لذا در برخودرها بايد حدود اسلامي را مراعات كرد. براي حفظ روابط خانوادگي و ارتباط صميمي با آنها، رعايت چند نكته مي تواند مفيد باشد:

۱٫ حفظ حريم ها: انسان مسلمان پيوسته خدا را در نظر دارد. هر سخني كه مي گويد يا مي شنود را با دستور خدا تطبيق مي دهد. در حركات چهره و رفتارهايش مراقب است كه با ادا و غيره موجب تحقير و مسخره كردن ديگران نشود. و ديگر اين كه بايد توجه داشته باشد كه آيا حريم هايي را كه خدا مشخص كرده است را رعايت مي كند يا نه. با رجوع به توضيح المسائل مراجع و علما مي توانيم برنامه خود را در بحث نگاه ها، و محرم و نامحرم ها تنظيم كنيم بايد مراقب بود كه هر كار ما در چهارچوب قانون و دستور خدا باشد.

۲٫ احترام به شخصيت آنان: در برخوردها بايد مراقب بود كه به شخصيت ديگري بي احترامي نكنيم، آبروي آنها را نبريم، و پشت سر آنها بد نگوئيم. و در عوض بايد سعي كند زود از كسي ناراحت نشود، به خاطر خدا ديگران را تحمل كند. و اگر مي بيند ديگري داراي عيب و صفات بد است، بايد بسيار حساب شده و دقيق به او تذكر داد به عنوان مثال اگر مي بيند كه كسي غيبت ديگران را مي كند، اول بايد نكات مثبت او را گفت و از صفات خوب او تعريف كرد و بعد به شكل غيرمستقيم او را آگاه كرد كه كار او اشتباه است.
وقتي انسان زندگي مشتركي را شروع مي كند وارد بهترين نهاد شده است نهادي كه طبق نظر اسلام مقدس ترين نهاد است. زن و شوهر بايد زندگي خودرا براساس تفاهم، مطابق با زندگي امامان و دستور خدا تنظيم كنند و براي هم ديگر احترام قائل شوند و موجبات ناراحتي ديگري را فراهم نكنند. يكي از مواردي كه بايد دقت شود اينكه احترام به اقوام يكديگر در واقع احترام به شريك زندگي است.

۳٫ جلب محبت و توجه آنان: انسان موجودي اجتماعي است ، براي برطرف كردن نيازهاي خود محتاج ديگران است بنابراين بايد طوري زندگي كند كه دل ديگران را نسبت به خود آزار ندهد و با رفتار خوب خود هميشه محبوب ديگران باشد. ائمه ـ عليهم السلام ـ مي فرمايند با مردم طوري زندگي كن كه در حضور شما، خشنود باشند و در غياب شماجوياي احوال و دعاگوي شما باشند و پس از مرگ شما از غم از دست دادن شما غمگين باشند. آري انساني كه اهل گذشت است كينه به دل نمي گيرد، براي ديگران دعا مي كند، پوزش ديگران را مي پذيرد، حرمت و حريم ديگران رامحترم مي شمارد، با محبت است، زندگي اي سرشار از نشاط براي خود درست كرده است.
۴- كلام حضرت علي(عليه السلام)را سرلوحه زندگي خودقراردهيد كه فرمودند:بامردم آنگونه رفتاركن كه دوست داري باتورفتاركنند.ودرجاي ديگرفرمودند:هرآنچه رابراي خودمي پسندي,برايديگران نيزبپسند.وهرآنچه براي خودنمي پسندي براي ديگران نيز نپسند.

 

 

عروسي داشته باشيم كه با ما اخت نباشد و با مادر شوهر رابطه خوبي نداشته باشد آيا راه حلي هست براي رابطه بهتر؟

عروسي داشته باشيم كه با ما اخت نباشد و با مادر شوهر رابطه خوبي نداشته باشد آيا راه حلي هست براي رابطه بهتر؟

پاسخ:

صميمي نبودن عروس با خانواده داماد داستاني است كه سابقه زيادي در روابط اجتماعي ايرانيان دارد و مي تواند علل و عوامل گوناگون داشته باشد و تا زماني كه به طور دقيق اين موضوع علت يابي نشود، نمي توان راهكار عملي دقيقي براي آن ارائه كرد، اما در عين حال برخي عوامل عمومي و مشترك وجود دارد كه در ابتدا به بررسي برخي از اين عوامل مي پردازيم و سپس به راهكارهاي عملي اين مشكل اشاره مي كنيم.

۱٫ پيش داوريگاه در زندگي با افرادي مواجه مي شويم كه بدون تجربه مستقيمي از برخورد با ديگران، دربارۀ آنها قضاوت هايي مي كنند و در حالي كه پيش داوري در بروز بسياري از مشكلات اجتماعي ـ اخلاقي نقش اساسي دارد، پيش داوري يعني قضاوت زود هنگام، نسبت به يك موضوع كه معمولاً قبل از جمع آوري و بررسي اطلاعات لازم پديد مي آيد و بر شواهد ناكافي و حتي خيالي مبتني است.(۱) يكي از موارد پيش داوري، قضاوت عروس در مورد خانواده داماد به ويژه مادر شوهر است كه مي تواند بر رفتارهاي بعدي عروس با مادر شوهر و خانواده داماد تأثير منفي داشته باشد.

۲٫ توقع بيش از حد عروسعروس خود را محرم و شريك اصلي زندگي همسر خود مي داند و به همين خاطر تمايل دارد، همسرش تمام سرمايه محبت و عشق خود را صرف او كند. اين جاست كه بسياري از مشكلات پديد مي آيد. عروس در چنين موقعيتي مادر شوهر و خانواده داماد را رقيب اصلي خود مي بيند و از هرگونه توجه همسرش به خانواده خود بيزار است. اين امر باعث حسادت و موضع گيري عروس در برابر خانوده داماد مي شود.

۳٫ تفاوت ديدگاه هاي عروس و مادر شوهراز آنجا كه عروس نسبت به مادر شوهر از سن و سال كمتري برخوردار است، ديدگاه ها، تفكرات، احساسات و عواطف او با مادر شوهر تفاوت دارد. چه بسا رفتاري كه از ديدگاه عروس مطلوب ارزيابي شود، ولي همان رفتار از ديدگاه مادر شوهر نامطلوب باشد. اگر تفاوت در ديدگاه به خوبي در محيط خانواده مديريت نشود، مي تواند براي زندگي مشترك عروس و داماد مشكل ساز شود.

۴٫ بي تجربگي عروسگاه در بين خانواده ها، به ويژه كساني كه تازه به تشكيل خانواده اقدام نموده اند، اتفاق مي افتد كه عروس، بدون توجه به اصل اخلاقي حاكم بر زندگي مشترك، به رفتارهاي ناشايست و غيبت در مورد خانواده داماد روي مي آورد. به همسران جوان توصيه مي شود در اصلاح چنين رفتارهايي، به صورت غير مستقيم اقدام نمايند و بروز اين رفتارها را در آغاز زندگي زناشويي، دليل بي تجربگي و ناآشنايي با حد و مرز زندگي مجردي با زندگي خانوادگي بدانند كه به تدريج و با گذشت زمان حل خواهد شد و هر يك از زن و مرد كم كم با انتظارات و ارزش هاي اخلاقي حاكم بر زندگي مشترك آشنا مي شوند. (۲)

۵٫ دخالت هاي بي جاي خانواده شوهرخانواده شوهر با دخالت هاي بي جاي خود در زندگي مشترك زوج هاي جوان، باعث ايجاد كدورت بين آنها مي شوند. البته اين نوع دخالت ها محدود به خانواده داماد نمي شود، ولي از آنجا كه غالباً عروس به خانه پسر مي رود و با آن خانواده نزديكي بيشتري دارد، اين مسايل در مورد خانواده داماد بيشتر ديده مي شود. بديهي است كه اينگونه دخالت ها در رفتارهاي عروس با خانواده داماد تأثير منفي مي گذارد و عروس خانواده اين رفتارها را بي پاسخ نمي گذارد و سعي مي كند تا با رفتار سرد خود به آنها نارضايتي خود را گوشزد كند.
بديهي است عوامل عدم صميميت بين عروس و خانواده داماد به عوامل بالا خلاصه نمي شود و عوامل ديگر مانند تفاوت فرهنگي بين عروس و خانواده داماد، حسادت، رفت و آمدهاي بي حد و حصر، ويژگي هاي شخصيتي دو طرف و… مي تواند در اين زمينه موثر باشد كه ما به دليل طولاني نشدن بحث از ذكر مفصل آن خودداري مي كنيم.
در زير به برخي از راهكارهايي كه شما را در رسيدن به هدفتان كمك مي كند، اشاره مي كنيم. اين راهكارها عمومي هستند و تمام نزديكان شوهر بايد به آن توجه داشته باشند به ويژه اقوام درجه يك شوهر مانند مادر شوهر، خواهر شوهر و … .
۱٫ تكريم عروس: سعي كنيد در تمام برخوردهاي خود با عروستان با احترام و تكريم برخورد كنيد. زيرا زماني كه با فردي با احترام برخورد شود و او احساس كند كه جايگاه ويژه اي دارد، شخصيت او به صورت شخصيتي عزيز، مستقل و مثبت رقم خواهد خورد و در نتيجه رفتار او رفتاري مثبت و بهنجار خواهد شد. بر عكس زماني كه فرد احساس كند كه او در بين افراد فاميل جايگاهي ندارد و همواره به او بي احترامي مي شود، هرگز نمي توان از چنين كسي انتظار نيكي و رفتار صميمانه داشت. علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «كسي كه نَفْسش بر وي خوار شد، اميد نيكي از او نداشته باش»(۳)
۲٫ ابراز محبت: يكي از نكات مهم براي ايجاد رابطه دوستانه و صميمانه محبت كردن است. البته در اين مورد نبايد تنها به محبت دروني اكتفاء شود، زيرا محبت، زماني موثر خواهد بود كه ابراز گردد و فرد از محبت به خود آگاه شود. ابراز محبت نكته اي است كه اهل بيت به ياران خود سفارش كرده اند. امام كاظم عليه السلام مي فرمايند: «هر گاه يكي از شما برادرش را دوست دارد، او را از اين دوستي مطلع كند، كه اين كار براي دوستي و رابطه بين شما بهتر است».(۴)
۳٫ بهتر است به عروستان با چشم خواهري بنگريد و همانطور كه دوست داريد با خواهرتان رفتار شود با او نيز رفتار كنيد تا رفته رفته فضاي صميمي بر روابط شما حاكم شود. آري هر چه را كه براي خود مي پسنديد، براي ديگران هم بپسنديد و هر چه براي خود دوست نداريد براي ديگران هم دوست نداشته باشيد. (۵)

۴٫ از مداخله بي جا در زندگي آنها به شدت پرهيز كنيد.۵٫ بخشندگي: عطا و بخشش و هديه دادن، ديگران [به ويژه خانم ها] را به سوي انسان جلب مي كند. بخشندگي عامل دوستي است و بذر محبت را در دل مي افشاند. هديه سمبل عاطفه و محبت است. (۶)
۶٫ خوش بيني: نسبت به رفتارهاي عروس خانواده، خوش بين باشيد و از بدگماني نسبت به او پرهيز كنيد. يكي از مشكلات روابط بين فردي، عدم درك انگيزه ها و مقاصد طرف مقابل است. در اين حالت، گاه افراد تفسير و برداشتي نادرست از يك رفتار دارند، در حالي كه براساس اصول اسلامي بايد يك رفتار را به بهترين وجه تفسير كرد. بديهي است تلاش اعضاي خانواده براي كاهش برداشت هاي منفي از رفتارهاي يكديگر، زمينه اي براي درك مناسب و روابط فراهم خواهد كرد.(۷) تلاش اعضاي خانواده بايد به گونه اي باشد كه افراد بيشتر به جنبه هاي مثبت يكديگر توجه كنند و نكات منفي را بيش از حد بزرگنمايي نكنند.
۷٫ خوش زباني: در برخورد با عروستان خوش زبان باشيد. محتواي سخن و كيفيت اداي آن، هيچ يك نبايد ناپسند باشد. چه بسا سخن خوبي كه به خوبي بيان نشده، زمينه تنش و ناسازگاري را فراهم كرده است. امام صادق عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «در سخن گفتن، پاكيزه سخن بگوي و با برادرت با روي باز مواجه شو»(۸)
۸٫ تغافل: تغافل يعني اين كه انسان چيزي را بداند، ولي با اراده و عمد خود را غافل نشان دهد. از آنجا كه زندگي انسان با خواسته هاي معقول و غير معقول گره خورده است، طبيعي است كه انسان در برخي مواقع از مسير خردورزي خارج شود و رفتارهاي ناشايست از او سر بزند. يكي از راهكارهايي كه مي توان در برابر رفتارهاي نادرست ديگران انجام داد تغافل است يعني در برابر رفتارهاي نادرست آنها به گونه اي رفتار كنيم كه گويي از آن رفتار مطلع نيستيم و با بزرگواري و بي توجهي از كنار آن رفتار بگذريم.

 

پاورقی:

  1. جمعی از نویسندگان، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، انتشارات سمت، ص ۱۸۳٫
    ۲٫ طجری، علی بهرام، پایان نامه موسسه امام خمینی، چشم اندازی بر جایگاه تغافل در تربیت اسلامی، ص ۹۲٫
    ۳٫ حسینی زاده، سید علی، تربیت فرزند، ص ۱۰۴ به نقل از اصول کافی، انتشارات سمت. ج ۲، ص ۳۱۳٫
    ۴٫ همان، ص ۹۲ به نقل از بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۱۸۲٫
    ۵٫ اشاره به فرازی از نامه امام علی(ع) به فرزند خویش.
    ۶٫ روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص ۲۴۶٫
    ۷٫ سالاری فر، محمد رضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، انتشارات سمت تهران. ص ۱۱۸٫
    ۸٫ همان، ص ۶۶٫

 

مردي كه مي خواهد با پدر و مادر خود زندگي و از آنها مراقبت كند اما همسرش به اين امر راضي نباشد چه بايد بكند؟

مردي كه مي خواهد با پدر و مادر خود زندگي و از آنها مراقبت كند اما همسرش به اين امر راضي نباشد چه بايد بكند؟

پاسخ:

الف) در صورتي كه والدين امر مي‏كنند كه با آنها زندگي كند و به هيچ وجه نمي‏توان رضايت آنها را مبني بر زندگي  مستقل و جداي از آنها را به دست آورد. در اين صورت همسر بايد تحمل برخي گفت و شنودها را داشته باشد و انعطاف  بيشتري در برابر هر دو طرف به خرج دهد. و براي رعايت امر مهمتري از برخي خواسته‏هاي شخصي خود گذشت نمايد كه  مطمئنا خداوند جبران خواهد كرد، زيرا اولويت كمك به پدر و مادر و مراقبت از آنها، از برخي آسايش‏هاي زندگي بيشتر و  مهمتر است و چه بهتر است براي رضاي خداوند متعال از نفع شخصي خود گذشت و صرف‏نظر نمايد.

ب ) در صورتي كه بتوان در يك ساختمان دوطبقه جداگانه زندگي كرد و يا با اندك تغييري در ساختمان محل سكونت يا  تغيير منزل و تهيه منزلي دوطبقه جداگانه امكان زندگي مشترك را فراهم كرد، مسلم بهتر خواهد بود و هم به نفع زندگي  مشترك شما و هم موجب آسايش و رفاه والدين خواهد بود.

ج ) اگر بتوان در منزلي نزديك به منزل والدين منزلي تهيه نمود تا هم مراقب آنها باشيد و هم به برخي مشكلات و  برخوردهاي ناخواسته و نامعقول دست و پنجه نرم كرد و از طرف ديگر رضايت همسر فراهم خواهد شد، مطلوب‏تر است.

در تمام اين صور، رابطه گرم، عاطفي، صميمانه و صادقانه‏ي زن و شوهر در رسيدن به رضايت همسر و كسب رضايت  والدين و مراقبت از آنها نقش حساس و مهمي دارد كه بايد هر دو طرف (دختر و پسر) از برخي نفع‏هاي شخصي براي  مصلحتي بالاتر بگذرند و شيريني آن را نيز بعدا هر دو خواهند چشيد و درك خواهند كرد.

 

 

 

والدين همسرم به رغم محبت هاي ما كارشكني مي كنند، اهل عيش و نوش اند، باعث بدبختي همسرم در گذشته شده اند و من شوهر سوم ايشان هستم

والدين همسرم به رغم محبت هاي ما كارشكني مي كنند، اهل عيش و نوش اند، باعث بدبختي همسرم در گذشته شده اند و من شوهر سوم ايشان هستم … كه بخاطر سختي او و بر خلاف اجازه پدر و مادرش با او ازدواج كردم … آنها حتي در بيماري هاي شديد روحي دخترشان (همسر) به او كمكي نكردند … و من با اين همه سي سال است با روحية خدايي با همسر و فرزندانم در مقابل آنها زندگي مي كنم و …؟

پاسخ:

مقدمه:
قرآن شريف صحنة زندگي را ميدان آزمايش و امتحان تشبيه كرده و فرموده در اين امتحان مشخص مي شود چه كسي خوب مي درخشد.(۱) و چه كسي نمرة‌ قبولي نمي گيرد و در امتحان الهي مردود مي گردد شكر خدا شما برادر بزرگوار امتحانات زيادي را پشت سر گذاشته ايد. و در هركدام بهتر از ديگري درخشيده ايد بدانيد كه عنايت و توجه حق بدرقه راهتان است و در اين مسير زندگي ياريگري قلب مهربانتان است اگر در زندگي شما سختي هاي زيادي بوده در عوض خداوند مهربان قلبي رئوف، گامي استوار، صبر و استقامت، اعتماد به نفس، سلاح دعا و توكل به خودش را نيز به شما بخشيده است صفاتي كه در فراز و نشيب هاي زندگي به شما كمك مي كند و به قلب شما آرامش مي دهد.
آيا تا به حال فكر كرده ايد كه چه چيز باعث شده مدت سي سال به اين زندگي خداپسندانه ادامه دهيد؟ بد نيست به برخي از اين عوامل اشاره كنيم. اميدواريم كه با شناسايي بهتر اين توانايي ها و عميق تر كردن آنها به زندگي خود آرامش، بيشتري بخشيد.
۱٫ اهتمام به مخلوق خدا: توجه به نيازهاي مادي و معنوي بندگان خدا مورد توصيه و توجه ائمه ـ عليهم السّلام ـ و قرآن شريف است و اين امر همان چيزي است كه باعث شد شما با اين زن ازدواج كنيد و او را از رنج ها و محنت هايش نجات دهيد.
۲٫ حفظ آبروي مؤمن: در زندگي شما صفات برجسته انساني زيادي وجود داشته يكي از آنها حفظ آبروي يك زن و مرهم گذاشتن بر داغ هاي اوست داغهايي كه بر اثر بي توجهي والدين به او رسيده بود. حفظ آبروي مؤمن يكي از صفات مردان الهي و از انفاق هاي مستحب و مورد تأكيد علماء اخلاق است.(۲)
۳٫ صبر و تحمل: صبر و تحمل شما در اين برخوردهايي كه اشاره نموديد قابل تحسين است و در واقع نعمتي الهي است كه به شما بخشيده شده است، قدر اين گوهر را بدانيد و خداي را شكر گذار باشيد.
۴٫ پرستاري از همسر بيمار: در روايات ما توصيه هاي زيادي به رعايت حال همسر شده است و از مردان خواسته شده كه آنها را كمك كنند و اين مردان ثواب زيادي نصيبشان (اجر شهيد) مي شود.
۵٫ صله رحم: شما آن قدر بزرگوار هستيد كه جواب بدي آنها را با بدي نداده ايد و اين امر در واقع سيرة ائمه ـ عليهم السّلام ـ بوده كه با افراد مختلف كريمانه برخورد مي كردند و با كساني كه از آنها مي بريدند رابطه ايماني و عاطفي برقرار مي كردند.
۶٫ عفو و گذشت: ايمان قوي شما باعث شده كه بتوانيد از سر تقصيرات آنها بگذريد و بجاي بدي آنها به آنها خوبي كنيد. عفو و گذشت و عدم توجه به مسائل گذشته نيز موهبتي الهي است، شما در واقع با عفو و بخشش، خود را از نظر معنوي بيمه كرده ايد، رضايت خداوند را خريده ايد و تا حدودي آنها را رام كرده ايد. از سوي ديگر ايمان، دعا، نيايش و گذشت، سرمايه هايي هستند كه به بهداشت رواني و حتي جسماني افراد مؤمن كمك مي كند فقط كافي است تأملي كنيد. ببينيد آيا اگر عنايت و توفيق الهي شامل حال شما نبود مي توانستيد اين گونه خوب در صحنه هاي امتحان الهي بدرخشيد.

توصيه هايي به شما و همسرتان:۱٫ صفات خوب خود را كه در بالا به آنها اشاره كرديم در خود تقويت كنيد، اين صفات علاوه بر اين كه باعث روابط خوب شما مي شود موجب آرامش و شيريني زندگي شما نيز مي گردد.
۲٫ صله رحم خوب است امّا اگر اذيت مي شويد مدت آن را بسيار كم كنيد مثلاً چند دقيقه اي بنشينيد و يا تلفني بزنيد، در عوض افراد مؤمني را پيدا كنيد كه داراي صفات خوب انساني باشند و با آنها رفت و آمد كنيد. اين معاشرت ها به زندگي رونق مي بخشد و مقداري از ناراحتي ها را كم مي كند. (به ياد داشته باشيد كه علماء بزرگ اخلاق فرموده اند: اكرام و گرامي داشتن مردم به اندازه اي بايد باشد كه آنها لياقتش را دارند و هر قدر فردي از جادة بندگي خارج شود كمتر شايستة اكرام و عزت مي گردد).(۳)
۳٫ همسرتان در اين امر سختي عاطفي و روحي زيادي كشيده اند سعي كنيد بيشتر روحيه او را تقويت كنيد. با هم به اماكن زيارتي برويد و در مراسم دعا شركت كنيد. دعا به ما آرامش مي دهد، دست ما را به دامن و پايگاه امن الهي مي رساند و داغ ها و عقده هاي روحي ما را پالايش مي كند از طبيعت سرسبز نيز بهره ببريد.
۴٫ اوقات فراغت خود را پر كنيد و ذهن خود را با مطالعه، ذكر، گفتگوهاي صميمي با افراد نزديك پر كنيد.
۵٫ براي خانواده همسرتان دعا كنيد و از خداوند بخواهيد كه جرعه‌هاي گواراي هدايت را به آنها بچشاند چرا كه در واقع تن دادن به لذت هاي آني و زودگذري كه در پي هلاكت و شقاوت است جز بدبختي چيزي برايشان ندارد و اين دعا يك نوع خدمتي است كه از شما ساخته است. صفات خوب و برخورد هاي انساني شما حتماً اثر بخش است و شايد اگر اينها نبود وضع معنوي آنها به مراتب بدتر از اين بود.
تا تواني به جهان خدمت محتاجان كن
به دمي يا درمي يا قلمي يا قدمي
۶٫ به همسرتان دل داري بدهيد، او حتماً به خاطر رفتار بد والدينش نسبت به شما احساس شرم مي كند و از گذشته خود احساس خوبي ندارد، به او مژدة‌ رحمت الهي را بدهيد چرا كه او گرفتار ندانم كاري هاي پدر و مادرش شده است و تقصيري در تلخي هاي گذشته اش نداشته و خداوند از روي لطفش همسري مهربان به او عنايت كرده، پس كريمانه تر بگذاريد او در كنار شما احساس راحتي بيشتري كند و شما را تكيه گاه أمن خود بداند و اين، زندگي و حيات دوباره اي به او مي دهد.
۷٫ فضاي معنوي خانه و خانواده را بيشتر كنيد سعي كنيد اگر برايتان مقدور است در جلسات دعا و معنوي شركت كنيد و اگر نمي توانيد نوار يا سي دي از اينگونه جلسات تهيه كنيد و روزانه قسمتي از آن را (كم ولي مداوم و روزانه) همراه با همسرتان گوش كنيد.
در آخر توصيه مي كنيم آنچه كه در زندگي شما مهم است حفظ زندگي خودتان است اگر به آن ضربه شديد مي خورد رابطة خود را با آنها به حداقل برسانيد.

 

پاورقی:

  1. ملك:۲ الذي خلق الموت و الحيوة لِيبلوكم ايپكم احسنُ عملاً.
    ۲٫ قمي، عباس، خلاصه معراج السعاده، موسسه در راه حق، ۱۳۷۰، ص۱۰۲٫
    ۳٫ خلاصة معراج السعاده، ص ۱۱۷ با كمي تغيير.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست