مجموعه اجتماعی، رابطه دختر و پسر:

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟
اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟
آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟
آيا وقتي پسري به دختران متلك بگويد و دختران چيزي نگويند براي دختران گناهي است با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟
برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند چه حكمي دارد؟
پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.
پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد و در عين حال سنگيني و وقارم حفظ بشود؟
ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.
چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟
روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟
چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟
حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد. ب. فكر او تمام ذهنم را مشغول كرده است چه كنم كه از فكر ارضا شوم؟ ج. آيا اين خوابها را براي آن شخص بگويم؟!
دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم.
دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟
دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.
در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.
درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد.
ديگه كم آوردم: با اينكه نامزد دارم غرق در شهوت و گناه شدم از اهل بيت روي گردانم ديگه دوست ندارم خوب باشم يعني برام اهميت نداره؟
سه سال است كه در پي تزكيه نفس هستم تا حدودي خوب پيش رفتم.مشكل من اين است كه نمي توانم نگاه خود را به راحتي كنترل كنم.
فلسفه‌ي حرمت رابطة دختر و پسر در اسلام چيست؟ و در برابر اين رابطه‌ها چگونه مي‌توان واكنش مثبت داشت؟ و آيا در محيط هاي تحصيلي شوخي با نامحرم بدون شهوت اشكال دارد يا نه؟
بار مشكل من ضعيف شدن اعتماد به نفس من هست و فكر مي كنم دليل اين موضوع بيشتر به خاطر موضوعات عاطفي باشد؛ وقتي مي بينم دوستام كساني (از جنس مخالف) رو دارند كه بهشون ابراز علاقه مي كنند و من حتي يك بار هم اين اتفاق برام نيفتاده، فكر مي كنم آدمي هستم كه نمي تونم روي اطرافيانم تأثير بذارم
من با دختري دوست بودم و او را دوست داشتم او نيز مرا دوست داشت و تقريباً يك سال با هم رابطه داشتيم. بعد رابطه ما به هم خورد. من بعد از قطع رابطه خيلي داغون شدم
من فردي را هر روز كه به مدرسه مي روم در اتوبوس مي بينم احساس مي كنم به او علاقه مند شده ام آيا نگاه او از روي دوست داشتن گناه است؟ هميشه نگاهم در قسمت برادران است تا ببينم او مي آيد يا نه؟ نمي خواهم با او دوست شوم فقط مي خواهم نگاهش كنم؟
حدود ۸ ماه هست كه با يه پسري دوست هستم. اون اصرار مي كنه و پيام ميده كه مي خواد منو ببينه ولي بعد ملاقاتمون حدود ۲ ماه ازش خبري نميشه دريغ از يه پيام و احوالپرسي خشك و خالي.
نشانه هاي علاقه يك پسر به يك دختر چيست؟ چگونه مي توان فهميد؟
مي خواستم بپرسم كه چت كردن (با دختر يا پسر) چه عوارضي دارد؟ و دين در اين رابطه چه مي گويد؟ و حكم شرعي آن چه مي باشد؟
من مدتي است كه با يك پسر دوست هستم. خانواده و برادرم اين موضوع را فهميده و خيلي با من بد رفتاري مي كنند. چه كار بايد كنم تا اين موضوع از ذهنشان پاك شود؟
يك دختر وقتي با يك مرد به عنوان همكار، همكلاسي، معلم و استاد صحبت و رفت و آمد مي كند و ممكن است به شوخي صحبت هايي بين آنها رد و بدل شود (در حد معقول) و در اين رابطه دختر هيچ غرض و مقصودي ندارد چگونه مي تواند متوجه طرز فكر طرف مقابل خود شود و از انگيزه او با خبر شود و آيا باز هم اين رابطه مشكل دارد؟
يكي از دوستانم دوست پسر دارد من چگونه مي توانم به او كمك كنم تا از اين كار دست بردارد البته خودش هم دوست دارد از اين كار دست بكشد اما مي گويد كه نمي تواند؟
آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

آشنايي به قصد ازدواج به مدت طولاني يا كم صحيح است يا خير؟

پاسخ:

در اين جا لازم به ذكر مي باشد كه هدف اغلب از جوانان به ويژه دختران مؤمن و پاك در برقراري ارتباط با جنس مخالف، ازدواج بوده و در آرزوي يافتن همدلي صادق براي زندگي مشترك مي باشند، به اين دسته از جوانان بايد عرض نمود كه: ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد تا دختر و پسر به اتحاد و يكرنگي هرچه بيشتر رسيده و در فراز و نشيب زندگي يار و ياور هم بوده و به كمك عشق و محبّت راستين در كوران مشكلات مقاومت نموده و حامي هم باشند.
لكن چه شناختي براي ازدواج لازم است و چگونه مي توان به خصوصيات واقعي طرف مقابل پي برد و از زواياي مخفي انديشه، روحيات و اخلاق او سردرآورد؟ آيا به صرف اظهار محبت و چند نامه فدايت شوم مي توان به همه اين ها پي برد؟ آيا دختر و پسري كه غرق در احساسات و غرايز بوده و همه چيز را از نگاه خوش يمن و حُسن نيتي مي بينند مي توانند به شناخت لازم برسند؟ جداي از آن كه غريزه جنسي و شهوات نيز بر دل و ديده آن ها حكومت مي كند.
دوستي ها و روابط قبل از ازدواج شناخت لازم را براي زندگي تأمين نمي كند و طرفين را از الزا مات و تعهدهاي دروني آن ها نسبت به عشق و خانواده و مسؤوليت زندگي و مقدار ظرفيت هاي رواني و اخلاقي آن ها با خبر نمي سازد، بلكه اين آشنايي شناختي سطحي و كاملاً عاطفي و احساسي است.
در شناخت لازم براي ازدواج بايد معيارها و ملاك هاي اساسي چون: ۱ـ ايمان و دين داري. ۲ـ اصالت و شرافت خانوادگي. ۳ـ اخلاق نيك و حسن معاشرت. ۴ـ رعايت هم ساني و كفو بودن در مسائل فرهنگي، خانوادگي و اقتصادي… را درنظر گرفت.(۱) و با مطالعه بر روي خانواده طرف مقابل و اخلاق و ايمان ساير اعضاء و بر بافت فرهنگي و تربيتي آنان و با صحبت هاي رسمي با طرف مقابل البته به دور از تسلط غريزه جنسي و احساسات مي توان به شناخت لازم دست يافت.
اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم، صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غمنامه هايي است كه دختر و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند و بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي بيشتر روبرو شده اند با يكديگر احساس نوعي بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه مي شوند.
در يكي از نشريات حكايت هشدار دهنده اي درج شده كه:
مردي بعد از پنج ماه زندگي مشترك به دادگاه آمده بود تا همسرش را طلاق دهد و در بيان علت آن مي گويد: «از همسرم شناخت كافي نداشتم و امروز ديگر نمي توانم با او ادامه دهم» او در نحوه آشنايي و ازدواج خود مي گويد : «در يك توليد پوشاك كار مي كنم، چند وقت قبل از ازدواج به او برحسب تصادف شماره محل كار مرا مي گيرد و من هنگامي كه براي اولين بار پاسخ گوي تماس او مي شوم درباره اين كار تكرار مي شود و نهايتاً به ملاقات هاي حضوري در خيابان و پس از آن به ازدواج مي انجامد، اما حالا دريافتم كه اين ازدواج پيامد خوبي ندارد».(۲)
دكتر شيخي جامعه شناس در طي مصاحبه اي مي گويد: «عشق و علاقه هايي كه اغلب در آشنايي هاي خياباني و… حاصل مي شود بيشتر در همان دوران پايدارند و هنگام تشكيل زندگي اين قبيل دوست داشتن ها به سويي مي گرايد و در نهايت برخي به طلاق مي انجامد».(۳)
پس بهتر است از اين گونه آشنايي ها پرهيز شود و به تعاليم تربيتي اسلام تمسك نمود و چشم و دل خود را پاك نگه داريم و به هنگام ازدواج با مشاوره خانواده با دختري با ايمان و عفيف و خانواده او ازدواج نموده و خود را از آلودگي ها حفظ كنيم.
خواهر گرامي. آشنايي هايي قبل از ازدواج گاهي به اين صورت مي باشد كه در خواستگاري ها دختر و پسر با همديگر صحبت مي كنند و همديگر را مي بينند. آشنايي و ديدار در اين حدّ مانعي ندارد و گاهي بسيار مناسب نيز مي باشد.
اما اين كه دختر و پسر با هم ارتباط داشته و به نام آشنايي، اين ارتباط را ادامه دهند، صحيح نمي باشد.
زيرا اين ارتباط ها نه تنها موجب شناخت بيشتر نمي گردد، بلكه احساسات غريزي انسان (ميل به جنس مخالف) را تحريك كرده و موجب علاقه كوركورانه بين دو فرد مي گردد.
ضمناً گاهي، برخي از آقايان براي سوء استفاده و ارتباط با دختران، اين ارتباط را براي مقدمه ازدواج مطرح مي كنند و بعد از مدتي، همه چيز را منكر مي شوند و اين ممكن است ضربه سنگيني بر روحيه طرف مقابل وارد نمايد. در ضمن احتمال دارد كه طرف مقابل با ظاهرسازي، فريب كاري، ويژگي هاي اصلي خود را مخفي كند تا اعتماد در طرف مقابل را به خود جلب كند و بعد از جلب اعتماد وي به اهداف پليد خود برسد.

 

پاورقی:

  1. هفته نامه ايران جوان، ش۱۳۵، ص۲۲٫
    ۲٫ هفته نامه ديدگاه، پيش شماره ۳، آبان ماه ۱۳۷۹، ص۵٫
    ۳٫ همان.

 

اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟

اگر دختر و پسري يكديگر را دوست داشته باشند و قصد ازدواج هم داشته باشند آيا شرعاً اجازه دارند كه با تلفن با يكديگر صحبت كرده و يا به هم نامه دهند مانند دو دوست. خانواده ها مطلع باشند؟

پاسخ:

ازدواج از مهمترين حوادث زندگي انسان است كه خوشبختي و سلامت آينده انسان در گرو اين تصميم گيري است. اگر انسان در اين تصميم گيري مهم شرايط لازم را داشته باشد و از عوامل ديگري مثل: مشورت و … كمك بگيرد حتماً به خوشبختي و شادي دست خواهد يافت.

شناختاز جمله شرايط مهم در ازدواج شناخت صحيح و دقيق، بدون هيچگونه تصميم گيري سطحي و احساسي از طرف مقابل است اگر انسان بدون تحقيقات لازم و فقط بر اساس احساس و ديگر تمايلات نفساني اقدام به ازدواج و تشكيل پيوند زناشوئي بكند اميد موفقيت او بسيار ضعيف و كم رنگ است.
ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد و هرچه اين شناخت عميق تر باشد در زندگي اتحاد و وحدت بيشتري جريان خواهد داشت. (اغلب ناسازگاري هاي پس از ازدواج و تلخي ها ريشه در عدم توجه به معيارهاي انتخاب همسر و تناسب هاي بين زوجين دارد)
حال جاي اين سؤال است كه چگونه مي توان به اين شناخت رسيد و اسلام حدود روابط بين دختر و پسر را چه مي داند؟ اسلام صرف صحبت كردن لازم و ضروري زن و مرد را در جريان زندگي و رسيدگي به كارهاي روزمرة زندگي را حرام ندانسته، هر چند كه شرايط خاصي را براي آن تعيين كرده است. كه از جمله مي توان به خالي بودن روابط از مسايل شهواني و احساسي و عاطفي اشاره كرد.

شرايط ارتباطولي اگر اين ارتباط قرار باشد به يك رابطه تبديل شود شرايطي را براي آن لازم دانسته است كه از جمله اينكه بايد ميان افراد، تعهدي بصورت رسمي (هر چند اين روابط موقت و براي زمان محدود باشد) ايجاد شود و لذا كساني كه مي خواهند با هم رفاقت و يا رابطه اي داشته باشند، بايد تعهدي رسمي به صورت عقد دايم و يا موقت ميانشان وجود داشته باشد. و تنها در اين حالت، ارتباط دوستي و تماس تلفني آنها جايز و بدون اشكال است. عدم دقت در اين تعهدات منجر به بدبيني هاي دو طرف، والدين زوجين در آينده مي شود و ممكن است باعث ناراحتي هاي ديگر شود.
اما براي جلوگيري از هم گسيختگي روابط زناشوئي شناختي كامل و دقيق لازم است كه با عقل و ارزيابي صحيح طرفين بدست آمده باشد. لذا بايد سعي كنيم از دخالت هاي انحراف آفرين «حب و بغض» جلوگيري كنيم: زيرا وقتي به كسي علاقه وافري داشته باشيم ضعف هاي او را نمي بينيم.
امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: چشم عاشق از ديدن عيبهاي معشوق كور است و گوش او از شنيدن زشتيهاي او كر است.(۱)

رابطه تلفنيبسيار روشن است كه تنها با روابط تلفني و … ميان دختر و پسر شناخت كامل از خصوصيات اخلاقي و سليقه هاي فردي حاصل نمي شود. چرا كه جواني، سن اوج كشش هاي جنسي و عاطفي است به همين خاطر نظارت بزرگان و مشاوره از ازدواج مي تواند شما را در انتخابي خوب كمك كند. اگر چه ممكن است جوانان عزيز در ابتداي امر با همان سرشت و طبيعت پاكشان روابطي را آغاز كنند ولي تجربه نشان داده است كه در پايان كار اين روابط به مشكلات حاد و پيچيده اي تبديل گرديده كه باعث پشيماني آنها شده است. چرا كه اگر چه ممكن است ريشه هاي تمايلات نفساني و احساسي در ابتداي روابط مشخص نبوده و از چشم آنها مخفي بوده است ولي در امتداد مسير اين تمايلات بروز و ظهور پيدا كرده و مشكلاتي را به بار آورده است. حال اگر اين روابط همراه با تمايلات و هيجان ها، به وسيلة اهرم تعهد شرعي و قانوني همراه نبوده باشد با كمتر ناراحتي و ناملايماتي اين روابط از هم پاشيده شده و كانون هاي ابتدايي مهر و محبت به خانه هاي فساد و طلاق تبديل خواهد شد.
لازم به ذكر است كه در چنين روابطي قبل از اينكه شناختي از طرف مقابل حاصل شود، بذر محبت و دوستي و عاطفه شخص مقابل در دل انسان كاشته مي شود و همانطور كه در بالا اشاره كرديم اين امر باعث عدم شناخت صحيح از طرف مقابل مي شود.
و چون بعد از مدتي بسياري از مشكلات و تفاوتهاي فردي و اجتماعي نمايان مي گردد و از طرف ديگر اين روابط هم ضمانت اجرايي و قانوني ندارد و به سادگي از هم پاشيده شده و موجب بدنامي و محروميت از ازدواج مناسب و در خور شأن طرفين خواهد شد.
همچنين، غوطه ور شدن در اين نوع روابط، جواناني را كه بايد در بهترين مقطع از سن خود، به دنبال آموختن علم و كسب تجربه هاي آيندة خويش باشند، در اضطراب و هيجانات بي اساس نگه مي دارد. و با ايجاد فشارهاي روحي و تشويق هاي دروني آرامش را از آنان سلب مي كند. هيچ گاه اين جوانان طعم شيرين آرامش، شادي، رضايت، موفقيت را در زندگي خانوادگي نخواهند چشيد ازدواج هايي كه بر اين اساس چيده شده، بسيار متزلزل مي باشد. كافي است سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم: صفحات مملّو از غم نامه هايي است كه دخترها و پسرها دربارة دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند.
بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان را براي زندگي شكسته خورده شان بيان مي كنند، انسان هيچگاه احتمال اين روزها را نمي دهد كه در دادگاه هاي طلاق و … حاضر شوند.
اسلام راه درست و متعادل را به انسان ها نشان داده است. و به نيازهاي طبيعي او توجه نموده است و راه حل هاي مناسبي را پيشنهاد كرده است.
شما خواهر گرامي!
پس از اينكه از خانوادة خود و ديگر مشاورين امين و آگاه در رابطه با طرف مقابلتان به مشورت پرداخته و به نتيجة مثبت دست يافتيد از خانوادة خودتان بخواهيد كه در جلسات معين و مشخصي كه از طرفين شما هم حضور دارند به تبادل افكار بپردازيد و اگر همديگر را پسنديديد و شرايط همديگر را مناسب تشخيص داديد در يك مناسبت معيني اقدام به عقد رسمي بكنيد و اگر امكاناتي بايد فراهم شود كه فعلاً موجود نيست مراسم ازدواج رسمي را به تاريخ بعدي موكول كنيد تا امكانات و شرايط جنبي فراهم شود.
مطالعه كتب ازدواج و مشاوره با والدين و مشاورين عالم و آگاه و … را به شما توصيه مي كنيم.

 

پاورقی:

  1. محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، تلخيص رضي، دارالحديث، چاپ دوم، ۱۳۸۳، ص ۱۲۵، ح۱۳۲۳٫

 

آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟

آيا صحبت كردن با كسي كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد. V}خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۸۲ و دفتر: همه مراجع.{V

 

آيا وقتي پسري به دختران متلك بگويد و دختران چيزي نگويند براي دختران گناهي است با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟

آيا وقتي پسري به دختران متلك بگويد و دختران چيزي نگويند براي دختران گناهي است با مزاحمت‌ها و متلك‌هاي پسران چگونه مقابله كنيم تا در دام آنها نيفتيم؟

پاسخ:

به كارگيري راه‌كارهاي زير مي‌تواند دختران را در برابر آسيب هاي اجتماعي ايمن مي كند:

۱٫ سعي كنيم واقعيت جنس مخالف را بشناسيمبدانيم كه پسران دنيايي متفاوت از دختران دارند. پسران اولين چيزي كه در ارتباط با دختران به ذهنشان خطور مي‌كند، مسائل جنسي است. اما دختران به مسائل عاطفي و دوست داشتن مي‌انديشند. بسياري از دختران تصوراتي بسيار ايده آل و تخيّلي از جنس مخالف در ذهن خود مي پرورانند. از نظر روان شناسي اين يكي از اشتباهات رايج بين انسان ها، به‌خصوص نوجوانان و جوانان است كه بايد از چنين تفكري اجتناب كنند.

۲٫ هيجانات(۱) خود را در برخورد با جنس مخالف كنترل كنيمما بايد سعي كنيم به طور كلي بر هيجانات خود در زندگي غلبه كنيم و رفتارهايمان را عاقلانه ارادي و با دليل انجام دهيم. يكي از هيجاناتي كه در اين مورد بايد رعايت شود اين است كه از خجالت زدگي در برابر آنان خودداري كنيم و با جايگزين ساختن حيا(۲) به جاي خجالت و رعايت حدود شرعي و اجتماعي مي توان رابطه صحيحي با جنس مخالف ايجاد نمود. يكي ديگر از هيجاناتي كه در برخورد با جنس مخالف بايد كنترل شود «ترس» است. برخي از دختران از پسراني كه در راه مدرسه و يا محل مي بينند مي ترسند و همين ترس موجب برخي از لغزش ها مي‌شود. برخي ديگر از دختران از اين‌كه پسري به او و يا خانواده آن‌ها آسيبي برساند مي ترسند و ممكن است به همين دليل به برخي از خواست هاي پسر پاسخ گويند. ترس در هر صورت مشكل آفرين است. اوّلاً بايد بدانيم جنس مخالف ترسي ندارد و بخصوص اگر با تهديد روبرو شديم مي توان با شجاعت تمام در مقابل آن ايستاد.

۳٫ حدود رفتار اجتماعي با جنس مخالف را بشناسيميكي از مهم‌ترين نشانه هاي رشد اجتماعي هر فرد شناخت حدود رفتار خود با افراد مختلف است. بايد دانست كه با هر فردي تا چه حدي مي توان نزديك شد و راجع به مسائل مختلف به گفت‌وگو پرداخت.
دختر خانمي كه در يكي از شهرهاي كوچك به يكي از پسرهاي محله نامه اي داده بود، در پي يك اختلاف خانوادگي متوجه مي‌شود آن پسر، نامه را در پانصد نسخه تكثير و در سطح شهر پخش كرده است. اين دختر خانم امروز حتي از خانه نمي‌تواند خارج شود زيرا همه به او بدبين هستند. اين مورد و مواردي از اين قبيل نشانگر آن است كه عدم رعايت حدود رفتاري با جنس مخالف تا چه حد مي‌تواند زيانبار باشد.(۳) بنابراين، ملتزم شدن زنان به دستورات و قوانين حكيمانه الهي بهترين عامل حفظ شخصيت و مصونيت آنان از سقوط و انحراف مي‌باشد كه در زير به اختصار بررسي مي كنيم.

۱٫ از تحريك و جلوه گري پرهيز كنيمخداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: «(زنان) هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانشان معلوم شود» (و صداي خلخال كه برپا دارند به گوش رسد)(۴) اين آيه مباركه، زنان را از حساس نمودن مردان و جلب نظر آنان به زينت هاي پنهان نهي مي كند تا سبب تحريك غريزه ي آنها نشود. هم‌چنين در خطابي به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «اي همسران پيامبر، شما هم‌چون زنان معمولي نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونه اي هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد.»(۵)
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در نهج‌البلاغه بيان شيوا و جامعي در اين زمينه دارد و روش برخورد اجتماعي دختران و زنان را روشن مي‌كند و مي‌فرمايد: «زنان و دختران مؤمن بايد سه صفت را كه براي مردان بد است داشته باشند: ۱٫ تكبر. ۲٫ ترس. ۳٫ بخل. تكبر: يعني در مقابل نامحرم با قاطعيت و وقار صحبت كنند و از حرف زدن باعشوه و تبسم كه ديگران را تحريك مي‌كند، بپرهيزد. ترس به اين معني كه: بترسد از تنها بودن و تنها ماندن با شخص نامحرم. و بخل: يعني در حفاظت مال خود و شوهر، كمال دقت و وسواس را بخرج دهند و امانت دار اموال همسر و خانه و پيام آور قناعت و صرفه جويي باشند.»(۶) با بررسي موارد متعددي از آسيب هاي اجتماعي كه متوجه زنان و دختران مي‌شود درمي يابيم كه تحريك و جلوه گري زنان موجب پيدايش آن آسيب ها شده است.

۲٫ عفت و حياي خود را پاس بداريمعفت و حيا براي زن سرمايه ارزنده اي به شمار مي آيد و بزرگ‌ترين مانع براي فريب و لغزش و انحراف زن است. عفت و حيا از خصوصيات روحي زن و سرمايه سلامتي اخلاقي و رواني او و حتي موجب سلامت جامعه و پاكدامني مردان است. از اين روي، امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «حيا ده سهم است كه نه سهم در زنان و يك سهم در مردان است.»(۷) و در روايت ديگري مي‌فرمايد: «لا ايمانَ لمنْ لاحياء لَهُ. كسي كه حيا ندارد ايمان ندارد.»(۸) در فرموده اي از امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ نيز مي خوانيم: «الحياءُ ثمرةُ العِفّه. حيا ميوه پاكدامني است.»(۹) هنگامي كه به هر علّت پاكدامني فرد كم شود شرم و حياي او نيز كاسته مي‌شود. بنابراين زنان و دختران بايد در جامعه و بيرون منزل، باوقار و عفاف و متنانت ظاهر شوند و در عين رسيدگي به كار و تحصيل خود، به گونه اي رفتار نمايند كه از نگاه هاي آلوده دور بوده، سبب تحريك و جلب توجّه شهواني ديگران نشوند.

۳٫ از خوش باوري ساده لوحانه بپرهيزيمزن داراي حسن نيت و خوشبيني است و اين خود حكايت از فطرت پاك و خداآشنايي او دارد. اين خوش بيني و زودباوري زن گاه سبب مي‌شود كه اگر از سوي غريبه اي به وي اظهار علاقه شود بدون ترديد در صداقت اظهار كننده، آن را باور كند. در حالي كه اكثر علاقه و محبت هايي كه از طرف افراد بيگانه به زن مي‌شود جنبه فريب و سودجويي دارد و باصداقت و خيرخواهي همراه نيست. گزارش ها نيز حاكي از آن است كه لغزش و انحراف اغلب دختران و زنان به علّت كمبود محبت و فريفته شدن به محبت هاي دروغين بوده است.(۱۰) بنابراين وظيفه زن است كه وجود ظريف و حساس خويش را از اين سبب دور بدارد و به اظهار علاقه ها و وعده هاي افراد بيگانه خوشبين نباشد و ميان آنان و خويش، حريم پاكي را حفظ كند تا از زيان هاي پرفريب بوالهوسان مصون بماند.

۴٫ از خلوت كردن و هم‌مسير شدن با مردان نامحرم امتناع و خودداري كنيم: دختران و زنان بايد حريم محرم و نامحرم را حفظ كرده و از توقف در محل خلوت با فرد نامحرم پرهيز نمايند. چرا كه اسلام قرار گرفتن زن و مرد نامحرم در يك اتاق بسته، كه عبور و مروري در آن نيست را حرام مي داند. پس با توجه به آن چه كه گفته شد اگر دختري بتواند بر احساسات خويش غلبه نمايد و بداند كه جنس مخالف مقصد و سويي از اين دوستي دارد و با رعايت حدود اجتماعي و اسلامي، هيچ گاه به سمت و سوي پسران كشيده نمي شود و سعي مي كند كه از جنس خود بهترين دوست را انتخاب كند و حتي از همنشيني با دوستان بي بند و بار و منحرف نيز دوري مي نمايد. بهتر است از مسيرهايي كه معمولاً پسران مزاحمت سر راهتان سبز مي‌شوند استفاده نكنيد و تا مي‌توانيد خيابان‌ها و كوچه‌هاي خلوت را كه آنان فرصت سوء استفاده از شما را پيدا مي‌كنند، براي تردد انتخاب نكنيد.

راه‌كارهاي ديگرهم‌چنين دختران جوان براي آن‌كه بتوانند خويش را از انحراف ها حفظ كنند لازم است:
از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبيده حتي در مقابل برادر و خويشان محرم نيز خودداري كنند.
با دوستان مؤمن و خوب رفت و آمد و مجالست كنند و از همنشيني با دوستان بي بندوبار و منحرف (هر چند از نزديكان و خويشاوندان) اجتناب نمايند. از شوخي و خنده با نامحرمان خودداري كنند و هنگام سخن گفتن با آنان جدي و باوقار سخن بگويند.
در پايان بايد گفت اگر پسري به دختري متلك گفت، دختر بايد با كمال متانت و خونسردي و بي توجهي از كنار اين جريان بگذرد. بديهي است در چنين مواردي كه دختر با متانت برخورد كرده است، گناهي متوجه او نيست.

 

پاورقی:

  1. توضيح هيجانات: حالت هاي هيجاني با تغيير ضربان قلب، بالا رفتن دماي بدن و نيز كاهش كنترل ارادي بر رفتار، همراه هستند.
    ۲٫ قابل ذكر است كه حيا يك صفت بسيار پسندیده فردي و اخلاقي است كه بر اساس آن وقتي تشخيص مي دهد كاري را نبايد انجام دهد و يا سخني را نبايد بگويم، عليرغم توانايي بر انجام آن، از عمل بدان خودداري مي‌كند در صورتي كه فرد خجالتي قادر به انجام چنين كاري نيست.
    ۳٫ احمدي، علي اصغر، كندوكاو پاسخ به سؤال هاي نوجوانان، چاپ دوّم، (تهران: انتشارات انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۴)، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۶٫
    ۴٫ سوره نور، آيه ۳۱٫
    ۵٫ سوره احزاب، آيه ۳۲٫
    ۶٫ نهج‌البلاغه، فيض الاسلام، حكمت ۲۲۶٫
    ۷٫ مجلسي، بحالارانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۴٫
    ۸٫ همان، ج ۷۸، ص ۱۱۱٫
    ۹٫ آمدي، غررالحكم، حديث ۴۶۱۲٫
    ۱۰٫ غلامي، يوسف، راز يك فريب، چاپ اوّل، قم: انتشارات لاهيجي، ۱۳۸۱، ص ۹۶٫
برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند چه حكمي دارد؟

برگزاري جشن‏ها و مراسم در دانشگاه – كه در آن دختران و پسران مختلط اند  چه حكمي دارد؟

پاسخ:

همه مراجع: اصل اجتماع دختران و پسران، در يك محيط اشكال ندارد ؛ ولى اگر بانوان حجاب كامل را رعايت نكنند و آقايان نگاه گناه‏آلود داشته باشند و محرمات ديگرى (از قبيل موسيقى حرام و مانند آن ) انجام گيرد، اجتماع آنان در آن محل جايز نيست. V}همه، العروة الوثقى، ج‏۲، النكاح، م‏۴۹ ؛ تبريزى، استفتاءات، س‏۱۵۹۲ و ۱۵۹۴ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۴۶ ؛ مكارم، استفتاءات، ج‏۱، س‏۸۱۳ و ۸۰۵ ؛ امام، استفتاءات، ج‏۳، (وظايف اجتماعى زنان )، س‏۱۹ ؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج‏۲، س‏۱۶۵۶ و ۱۶۵۸ ؛ دفتر: سيستانى، بهجت، وحيد، فاضل و نورى.{V

 

پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.

پسري ۲۴ ساله ام چند وقت پيش دختري با من تماس اشتباهي گرفت، و بعد از چند ساعت پيام داد و تعريف‌هاي از من كرد و اطلاعاتي در موردم خواست و من هم اطلاعاتي ازش گرفتم. اكنون علاقمند او شده‌ام. لطفاً در مورد اين ارتباط راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مقدمهنيازهاي عاطفي و غرايز ديگر در ايام جواني، آدمي را به سوي «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مي دهد كه البته اين يك امر طبيعي و غريزي است و كمتر مي توان راهي براي گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايي بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است كه ممكن است فرد را به گرفتاري هاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد.

دوست داشتن و عشق ورزيدناگر از مسير معين، مشخص و صحيح پاسخ داده نشود، ممكن است عوارض نامطلوبي را براي انسان ايجاد كند. شما خوب مي دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) فراوان است. مخصوصاً در سنين جواني، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مي باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعي و عرفي را در دوستي با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسي و وسوسه هاي شيطاني قوي تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاي بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مي كند انسان خود را در معرض خطري كه بسياري از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مي تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.
بــل الانسان علــي نفسـه بصيرة(۱) آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست
پس بدون ترديد از ديدگاه تربيتي و روان شناختي و بر اساس مقررات ديني اسلام، دوستي با جنس مخالف صحيح نيست. دختران و پسراني كه به صورت غير اصولي و نامشروع با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند، بسياري از انرژي هاي عاطفي خود را كه خداوند به عنوان سرمايه اي بزرگ در وجود آنها به وديعه نهاده تا صرف همسر حقيقي خود و همچنين تربيت فرزندان خود كنند در اين دوران از دست مي دهند و در فرداي زندگي خود نه تنها احساس گناه مي كنند، بلكه نمي توانند از نظر عاطفي همسر خود و فرزندان خود را خوب اشباع و ارضاء كنند. در نتيجه همواره زندگي آنها از يك كمبود شديد عاطفي كه با هيچ چيز ديگر قابل جبران نيست مواجه مي شود و اي كاش مساله همين جا فيصله پيدا مي كرد. قضيه مهمتر از اينهاست. وقتي يك خانواده از نظر عاطفي دچار مشكل شد نه تنها آرامش واقعي در آن خانواده نيست، نسل سالمي نيز از آنها بوجود نخواهد آمد و فرزندان آنها نيز كه دچار كمبودهاي عاطفي شده، بسيار آسيب پذير مي شوند. در گير و دار زندگي طعمه شيادهايي مي شوند كه همواره در كمين آنها نشسته اند. و اين قضيه به نسل هاي بعدي نيز سرايت مي كند.
اينكه فرموديد علاقه به او پيدا كرده ايد كاملاً طبيعي است. چرا كه در سن ازدواج بطور فطري خداوند جاذبه اي را در جنس مخالف در انسان ايجاد مي كند و اگر محبتي نيز از سوي آن فرد ببيند به صورت طبيعي و با همان فطرت پاك به آن پاسخ مثبت مي دهد، اما در بلند مدت يكي از طرفين يا خداي نكرده هر دوي آنها به سمت امور شهواني متمايل مي شوند. چون اصولاً مرد مجذوب اصلي اين ميدان است، اين خطر بيشتر پسر را در مرحله گناه قرار مي دهد و دختر را نيز به گناه مي كشاند. اگر فارغ از احساسات و با نگاهي كه وظيفه شماست به همين چند سؤالي كه اشاره كرده ايد بنگريد متوجه شرايط خطرناكي كه خود را در آن قرار داده ايد مي شويد.
تجربه نشان مي دهد، دختر و پسر براي آنكه روابط خود با نامحرم را مجاز و عادي جلوه دهند و از فشارهاي رواني ناشي از اين كار را كاهش دهند، سعي مي كنند با روش هاي مختلف، دلايل ظاهراً منطقي براي اين گونه روابط بتراشند. دلايلي مانند: او به من نياز دارد، من او را براي همسري خود در آينده انتخاب كرده ام و براي شناخت او نياز به ادامه اين روابط دارم و… و حال آن كه پشت روابط دختر و پسر انگيزه هاي جنسي نهفته است كه دختر و پسر خواسته يا ناخواسته سعي در مخفي كردن آن دارند. حتي در صورتي كه پسر و دختر اطمينان دارند كه روابط آنان از غريزه جنسي نشأت نمي گيرد، بايد اين روابط را ترك كنند. چرا كه اين غريزه بسيار سركش است و ممكن است عنان كار از دست آنان خارج شود و آنچه نبايد پيش آيد، اتفاق بيفتد.

بررسي فقهي و ديني ارتباط دختر و پسرمراجع نسبت به ارتباط نامحرم با يكديگر كه احتمال ـ توجه كنيد حتي احتمال ـ گناه باشد، آن را جايز نمي دانند.(۲) و لو اينكه شما قصد حرام نداشته باشيد. اما از وضعيت روحي و جسمي آن دختر چگونه مي توانيد مطمئن باشيد؟ باز هم تكرار مي كنم شما به خودتان توجه نكنيد، و اگرچه ممكن است شما احساسي شهواني نسبت به او نداشته باشيد اما او لاجرم از هم صحبت شدن با پسري و ارتباط با او لذت مي برد. اما اگر از نگاهي عارفانه كه مي تواند حجت را تمام كند، بخواهيم بنگريم، فراموشي عشق آن دختر، جايگزيني مي خواهد كه فقط در شرايط فعلي ذكر و ياد خداي تبارك و تعالي است. براي رسيدن به او بايد تمامي واجبات را انجام داد، محرّمات را ترك كرد، مستحبات را تا جايي كه مي توانيم انجام دهيم، و مكروه را نيز تا جايي كه مي توانيم ترك كنيم.
پس در هر حال و در مقابل هر عمل بايد تابلويي در مقابل خود ترسيم كنيم: آيا اين كار مرا به خدا نزديك مي كند؟ اگر چنين نكرد، رهايش كنيم. ملاك نزديك شدن به خدا هم اطاعت از اوامر اوست. پس هيچ گاه به افراد بيگانه اعتماد نكنيد و گول ظاهر اشخاص و يا حرف هاي محبت آميز را نخوريد، بهتر است كه اين ارتباط تلفني را براي هميشه قطع كنيد و به درس خود ادامه دهيد و خود را براي كنكور آماده كنيد و ديگر فكر اين دختر را از خود دور كنيد تا بيشتر از اين دچار گناه و يا آزردگي فكري نشويد. ممكن است چند ماه اول مشكل باشد ولي به مرور زمان رفع خواهد شد.

راه‌كارهاي عملي كاهش علاقه و ارتباطبراي كاهش علاقه و بتدريج از بين بردن كامل آن به راهكارهاي زير عمل كنيد:
۱٫ از تماس تلفني با او اجتناب كنيد. (براي اين كار مي توانيد شماره موبايل خود را عوض كنيد تا او به شما دسترسي نداشته باشد).
۲٫ اوقات خود را با اشتغالات درسي و برنامه هاي مورد علاقه تان نظير كارهاي هنري و ورزش، چنان تنظيم كنيد كه فرصت فكر كردن درباره اين دختر را نداشته باشيد.
۳٫ هرگاه ياد او در ذهنتان نقش بست بي درنگ به موضوعات جديد درسي و غيردرسي فكر كنيد و از اشتغال ذهني درباره او بپرهيزيد.
۴٫ از قرار گرفتن در تنهايي مگر به اندازه ضرورت اجتناب كنيد.
۵٫ از بيكاري اجتناب كنيد و براي اوقات شبانه روزي و بخصوص براي واحدهاي درسي برنامه ريزي كنيد و همه اوقات خود را طبق برنامه پر كنيد.
۶٫ در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد.
۷٫ به ياد داشته باشيد انسان براي رسيدن به اهداف خود حق استفاده از ابزار و وسايل نادرست و نامشروع را ندارد. همان طور كه قبلاً بيان شد، ارتباط شما با فرد مورد نظر نه تنها نمي تواند مشكل او را برطرف كند بلكه ممكن است مشكلات او را بيشتر كند.

 

پاورقی:

  1. قيامت: ۱۴٫
    ۲٫ معصومي، مسعود، احکام روابط مرد و زن (مطابق با فتاواي ۸ تن از مراجع)، ص۱۳۸ تا ۱۴۵٫
پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد و در عين حال سنگيني و وقارم حفظ بشود؟

پسري را كه دوست داريم، براي اينكه او را به دست بياوريم . چه كارهايي انجام بدهم تا او به خواستگاريم بيايد و در عين حال سنگيني و وقارم حفظ بشود؟ مردها به چه چيزهايي بيشتر علاقه نشون ميدن و از كجا علايق مردان رل بشناسيم؟ آيا سؤال كردن از خودشان كار درستي است؟ من دوست ندارم ازدواج كنم دوست دارم عاشق باشم، نروم تو زندگي مشترك و دوست داشتنم برام بمونه البته بدون هوس. چيكار كنم؟

پاسخ:

ايجاد علاقه و تمايل نسبت به جنس مخالف خصوصاً در دوران جواني امري است طبيعي كه مي تواند زمينه ساز و منجر به يكي از اساسي ترين تصميمات زندگي انسان يعني ازدواج شود. ابراز علاقه بايد به شكلي منطقي و بر اساس شرايط افراد و فرهنگ ها به نحوي صورت گيرد كه بهترين پيامدها را در پي داشته باشد. يعني اين علاقه اگر مي خواهد منجر به ارتباط و ازدواج شود بهتر است به گونه اي صورت پذيرد كه ارتباط و ازدواج موفقي را با خود به همراه داشته باشد. از اين رو، بايد سعي كرد اين علاقه بر اساس معيارها و ملاك هاي واقعي و به دور از احساسات و عواطف سطحي شكل گيرد. چرا كه اين علاقه اگر بدون شناخت كافي شكل گيرد. يعني بر اساس معيار و ملاك درستي نباشد، اين علاقه مانع از اين مي شود كه انسان بتواند طرف مقابل را واقعا آن گونه كه بايد، بشناسد. چون احساسات و هيجانات انسان در اين مواقع مانع از آن مي‌شود كه فكر درست كار كند. در نتيجه دچار خطا مي‌شود. بر اين اساس:
۱٫ با خود فكر كنيد كه واقعا چرا اين فرد را دوست داريد؟ كدامين صفات و ويژگي ها و ملاك ها در او وجود دارد كه باعث شده به او علاقه داشته و دل بسته او شده ايد؟
۲٫ آيا او نيز به شما علاقه دارد؟ چرا كه اين علاقه شما اگر يك طرفه بوده و ندانيد كه آيا او به شما علاقمند است يا نه، اين كار مي تواند براي شما مشكل ساز بوده و تشويش فكري و روحي شما را در پي داشته باشد. حتي در برخي موارد روند طبيعي زندگي انسان را تحت تأثير قرار دهد. بر همين اساس هم گفته اند:
«چو خوش بي، مهرباني هر دو سربي كه يك سر مهرباني دردسر بي»
از اين‌رو، سعي كنيد علاقه و دلبستگي خود را متوجه كسي كه معلوم نيست شما را دوست دارد يا نه نكنيد و اصطلاحا «چرا به روي ديواري يادگاري مي نويسيد كه معلوم نيست مي ماند يا خير؟»
امّا اين كه گفته ايد چكار كنيم كه آن فرد به خواستگاري ما بيايد. بايستي توجه داشته باشيد كه در فرهنگ ما اين پسر است كه به خواستگاري دختر مي رود و اين تا حدودي برگرفته از ذات و فطرت انسان هاست. همچنان كه شهيد مطهري مي‌گويد: «نيازي كه خلقت در وجود مرد نهاده است اين است كه او (مرد) را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است».(۱) يعني مرد دوست دارد كه به دنبال مطلوب و معشوق خود برود و زن نيز دوست دارد كه به دنبال او بيايند و او را طلب كنند. لذا بايد اين گونه باشد كه خانم ها، خود اقدام به خواستگاري نكنند. چرا كه آنها اگر چه از نظر عاطفي و هيجاني در سطح بالايي هستند امّا شكنندگي آنها نيز به همين ميزان از نظر عاطفي بيشتر از مردهاست. اگر اقدام به خواستگاري بكنند و جواب منفي بشنوند تأثيرات روحي و عاطفي شديدتري مي تواند براي آنها داشته باشد.
اگر كسي در فرهنگ ما بخواهد طرف مقابل را به خواستگاري فرد بخواند بايد اين كار را به طور غير مستقيم و توسط يك واسطه كه فردي مطمئن، دلسوز، با تجربه و راز نگه دار است، صورت گيرد. شخص واسطه بدون اين كه طرف مقابل (مرد) متوجه شود كه شما از او خواسته ايد، او را راهنمايي كند كه به خواستگاري شما بيايد. البته اين كار بايد با درايت و دقت خاصي صورت گيرد. چرا كه اگر درست انجام نگيرد تأثيرات منفي زيادي را مي تواند در پي داشته باشد.
امّا اين كه علايق مردها را چگونه بشناسيم اين مستلزم اين است كه بدانيم آن مرد در چه موقعيتي است مثلا يك جوان كه مشغول تحصيل است و مي خواهد تحصيلات خود را ادامه دهد قاعدتا به چيزهايي علاقه دارد كه باعث موفقيت در تحصيل او شود. يا جواني كه مي خواهد ازدواج كند و همسري انتخاب نمايد به ملاك ها و معيارهايي در طرف مقابل خود توجه دارد و علاقه نشان مي دهد كه اين ويژگي ها باعث خوشبختي در زندگي خانوادگي او در آينده شود. پس بايد شرايط را در نظر گرفت چرا كه فرهنگ ها و افراد متفاوت هستند. پسرها دوست دارند دختر مورد علاقه آنها شخصي خانواده دار، خوش اخلاق، باوقار و سنگين از نظر رفتار، كردار و برخوردهاي اجتماعي، در فرهنگ اسلامي شخصي متدين و اهل رعايت مسائل ديني، داراي جذابيت و زيبايي نسبي و اين گونه مسائل باشد. تحقيقات نشان داده است كه پسران معمولا دوست ندارند با دختراني كه اهل رابطه‌اند ازدواج كنند. حتي آنها دختري غير از دوست دخترشان را ترجيح مي‌دهند. البته در مورد هر شخصي بايد از خود او پرسيد، امااين پرسش بايد در جلسات رسمي خواستگاري و تحت نظارت خانواده ها صورت گيرد.در اين صورت هم سنگيني و وقار دختر حفظ مي شود و هم به علايق و سليقه هاي طرف مقابل پي مي برد.
امّا اين كه گفته ايد دوست نداريد ازدواج كنيد بايد گفت آنچه كه مي تواند عشق را به يك سرانجام برساند و در واقع عشق حقيقي را ايجاد كند ازدواج است. چرا كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايند: به واسطه ازدواج است كه ما در بين شما «زن و شوهر» مودت و دوستي را قرار مي دهيم، منتهي به شرط اين كه اين ازدواج و انتخاب بر اساس معيار و ملاك هاي درستي صورت مي گيرد. پس اگر مي خواهيد به عشق واقعي و ماندگار دست يابيد كه اين عشق براي شما بماند، بايستي در قالب ازدواج صورت بگيرد. چرا كه شايد به طور قطع بتوان گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه بخواهد هميشه با شما و عاشق شما باشد و نخواهد با شما ازدواج كند. اصلا اين عشق و علاقه ايي كه بين دو فرد شكل مي گيرد براي رساندن آنها بهم و با هم بودن آنهاست كه اين كار تنها در قالب ازدواج ميسر و امكان پذير است. از طرفي چگونه مي توان پذيرفت كه دو فرد آن هم دو جوان بدون عقد شرعي به هم عشق و علاقه داشته باشند و با هم مرتبط باشند ولي هوس و خواسته هاي نفساني نداشته باشند. اينجا از جمله موقعيت هاي است كه شيطان حتما حضور داشته و تمام تلاش خود را مي كند كه گناه و خطايي را از آنها گرفته و آنها مرتكب عصيان و گناه شوند.
از اين رو، آنچه مي تواند عشق و علاقه شما را ماندگار كند، آنچه مي تواند شناخت شما را نسبت به مردان بيشتر كند، آنچه باعث مي شود شما به عشق واقعي دست يابيد ازدواج است. البته به شرط آن كه بر اساس معيار و ملاك هاي دوست و با چشم باز صورت گيرد.
در ضمن اين را مد نظر داشته باشيد كه ازدواج پايان عشق نيست، بلكه شروع عشق و علاقه مي باشد و در صورتي كه در مسير صحيحي قرار داشته باشد، روز به روز اين عشق و علاقه افزون تر مي شود. حتي ميل به ارتباط با همسر و در كنار او بودن و دوست داشتن و دوست داشته شدن نيز در اين صورت هوي و هوس نيست. بلكه ارضاء ميلي است كه هر چه بيشتر به تكامل انسان كمك مي كند و زيبائي هاي وجود انساني را متبلورتر مي سازد. زيرا هوي و هوس چيزي است كه انسان را از خدا دور مي كند، در حالي كه اين ميل در صورتي كه به نحوه اي صحيح پي ريزي و ارضاء شود، بهتر مي تواند انسان را به خدا برساند. چراكه انسان براي رسيدن به كمال، نياز به آرامش دارد و همان گونه كه خداوند متعال در قرآن كريم بيان مي دارد: «و از نشانه هاي خداوند اين است كه براي شما، از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد». ازدواج صحيح موجب آرامش مي شود و لذا به واسطه اين آرامش انسان بهتر مي تواند مسير كمال را طي كند.(۲)

نكات پاياني:۱٫ در تصميم هاي مهم زندگي حتما با مطالعه، تحقيق، مشورت با افراد آگاه از جمله پدر و مادر و استفاده از راهنمايي و تجارب ديگران بهترين و درست ترين تصميم را اتخاذ كنيد.
۲٫ در خصوص ازدواج و انتخاب همسر، كتاب هايي را كه در اين زمينه نوشته شده است مثل انتخاب همسر، ابراهيماميني. مباني روان شناختي ازدواج، غلامعلي افروز. و بهشت جوانان، مصطفوي را مطالعه كنيد.
۳٫ از توكل به خداوند و توسل به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مخصوصا حضرت جواد الائمه ـ عليه السلام ـ و قرائت قرآن و نماز و… غافل نباشيد، چرا كه با دعا و درخواست از درگاه خداوند بسياري از مسائل وخواسته ها دست يافتني مي شود.
۴٫ امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ در نامه ۳۱ نهج البلاغه مي فرمايند: «اعلم يقينا انك لن تبلغ املك».(۳) بدان كه انسان به همه خواسته ها و آرزوهايش نمي رسد. از طرفي ديگر خداوند منان در آيه ۲۱۶ سوره بقره مي فرمايند: عَسَي أَن تَكرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكمْ وَعَسَي أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكمْ. يعني اين كه چه بسا شما برخي چيزها را نپسنديد ولي آن چيز خير براي شما باشد، يا آن كه چيزي را دوست داشته باشيد در حالي كه آن چيز براي شما شر و بدي را در پي خواهد داشت. لذا بايد توجه داشته باشيد كه ما هميشه به آنچه كه مي خواهيم و دوست داريم، ممكن است دست نيابيم و از طرفي هميشه هر آنچه كه ما فكر مي كنيم درست است و دوست داريم براي ما عاقبت خير و خوبي را نداشته باشد.

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، انتشارات موسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۱۶۵٫
    ۲٫ مطهري، مرتضي، مسئله حجاب، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۹، ص۶۳٫
    ۳٫ سيد رضي، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، محمد، قم، نشر الهادي، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۲، نامه ۳۱٫

 

ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.

ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.

پاسخ:

همان‏گونه كه خود مى‏دانيد، تاكنون در محيط تحصيلى، كمتر با جنس مخالف برخورد داشته‏ايد. در مقاطع تحصيلى قبلى، با فضاى آموزشى مختلط مواجه نبوديد. زندگى آموزشى شما، فارغ از حضور جنس مخالف بود. شايد محيط دانشگاه، نخستين تجربه برخورد مستقيم شما با جنس مخالف است. بر اين اساس، بايسته است با شكل اين نوع ارتباط و پيامدهاى مثبت و منفى و راه‏هاى كنار آمدن با اين پديده، آشنايى بيشترى پيدا كنيد. ناآشنايى مى‏تواند موجب خسران و ضرر آموزشى گردد و به جاى بهره‏مندى علمى و آموزشى، زيان اجتماعى، اخلاقى و حيثيتى به شما تحميل كند. همچنين بدون قصد و برنامه قبلى، شما را از هدف دور كرده، به سمت انحراف‏هاى پيش‏بينى نشده ببرد. بر اين اساس، آگاهى از مواجهه صحيح با اين پديده و داشتن ارتباط سالم و صحيح با جنس مخالف و شناخت كافى از شرايط، آداب و مقررات اين نوع ارتباط، براى شما لازم و بايسته است. از اين رو، به منظور روشن‏گرى، نكاتى بيان مى‏شود. اما پيش از پرداختن به جزئيات، توجّه به يك نكته اساسى – كه كليد ارتباط با تمام انسان‏ها و در تمام محيطها است – بايسته است.

انسان، هرگز بدون ارتباط و تعامل با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباطها متنوّع بوده؛ ولى هيچ‏گاه قطع نشده است؛ زيرا ارتباط با همنوع براى آدمى ضرورت دارد. T}نوع و كيفيت ارتباط، بر اساس اهداف و اغراض اشخاص تعيين مى‏شود.{T بدين جهت اين ارتباط گاهى آموزشى است و گاهى اقتصادى، فرهنگى و يا اجتماعى. هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. يك مجموعه، داراى اصول و قواعدى است كه بايد در تمام ارتباطها، رعايت گردد. به عنوان نمونه هرگز ارتباطها، نبايد با همديگر همپوشى و تداخل كند؛ يعنى، در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده، بايد محدود و منحصر به نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط اقتصادى، نبايد پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط شده و طرفين را از اهداف خود دور مى‏سازد. همان طور كه در ضمن ارتباط آموزشى، اگر حواس متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مى‏شود. به هر حال بايد به اصول ارتباطهاى انسانى پايبند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست يافت.

توجه داريد كه علت اصلى حضور شما در دانشگاه – همان گونه كه از نام اين محيط پيدا است – تحصيل دانش و علم است؛ از اين رو، ارتباط اساسى و اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، [آموزشى] است و اگر ارتباط دوستى يا اقتصادى و … برقرار شود، در مسير تكميل آموزش و يا مقدمه‏اى جهت رسيدن به اهداف آموزشى است. اما هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف از مسير آموزش تلقى مى‏شود.

هر ارتباط ديگرى – غير از ارتباط آموزشى – فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى نايل آييد. از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين گام، سطح تمركز شما را كاهش مى‏دهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف، نظر شما را به خود جلب كند؛ تا ساعت‏ها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد T}پس هر عمل و ارتباطى كه آموزش و فعاليت تحصيلى شما را تحت تأثير خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد از زندگى دانشجويى‏تان حذف شود.{T

تأثير مزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، نه قابل كتمان است و نه با مزاحمت‏هاى ديگر (همانند سر و صدا) قابل مقايسه است؛ يعنى، كسى نيست كه بگويد ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير، مقدمه‏اى براى تحصيل موفق است؛ زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى افزون بر اين، پژوهش‏هاى صورت گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين گونه افراد است.

موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر انديش ورزان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به خود جلب نكرده است؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، جامعه‏شناختى، روان‏شناختى و … نيز مورد بررسى قرار مى‏گيرد. اينك از ديدگاه روان‏شناختى اين مسئله را مورد بررسى كوتاه قرار مى‏دهيم. در هر ارتباطى پنج مؤلفه نقش آفرين است:

  1. پيام‏دهنده، ۲٫ پيام‏گيرنده، ۳٫ محتواى پيام، ۴٫ كانال، ۵٫ رسانه.

از بين اين امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده از آن مؤلفه سوم (محتواى پيام) است. آنچه يك ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مى‏سازد، محتوا و پيام است. حال سخن اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مى‏گردد كه آن را[دوستى با جنس مخالف] مى‏گويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را [ارتباط دوستى] نمى‏گويند؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مى‏تواند نقش مؤثر و تعيين كننده‏اى داشته باشد؟ بايد مشخص شود در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباطها – همانند ارتباطات اقتصادى، سياسى، اجتماعى و … – متمايز مى‏سازد؟

آنچه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مى‏شود، محبت و عشق ويژه‏اى است؛ محبتى كه يك همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مى‏رود پس محبت از نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و … نيز مبادله مى‏گردد، رنگ جنسيتى – نه جنسى – مى‏پذيرد. در اين نوع ارتباط، چون قواعد، شرايط و تعهّدات طرفين تعريف نشده، با پيامد منفى فراوانى همراه است. براى مثال چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد نمى‏كنند كه معمولاً با خيانت، بى‏وفايى، شكست و … همراه است.

گاهى اوقات به واسطه اينكه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مى‏شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارت‏هاى جبران‏ناپذير – به ويژه از طرف دختر – همراه مى‏شود هرگز كسى در ابتدا پيش‏بينى نمى‏كند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود؛ ولى كم كم به جايى مى‏رسد كه نتيجه‏اى جز پشيمانى به بار نمى‏آورد

بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايران اسلامى، اين نوع ارتباط تعريف نشده است، نبايد به سراغ آن برويم؛ چون هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمى‏رسد، بلكه جز خسارت نتيجه‏اى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه باشد، نه تنها سود نمى‏دهد؛ بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است.

در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آنچه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد) قرار مى‏گيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف رود، هرگز جبران نمى‏شود. آيا انسان عاقل حاضر است در يك ارتباط دوستى فاقد تعهّد لازم، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد اگر اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مى‏كند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت است چه بسيار افرادى كه هرگز گمان نمى‏كردند به بى‏آبرويى و از دست دادن آبرو و … مبتلا شوند؛ ولى مبتلا شدند بنابراين، از ديدگاه روان‏شناختى، چون ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم است و ويژگى‏هاى لازم در مؤلفه‏هاى آن رعايت نشده، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب است و تا زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى نشود، بايد از آن سخت پرهيز كرد.

حال كه ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غير آموزشى ممنوع است، پس شكل رفتار ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟

به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوه‏هاى ديگر غلط است. برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، مواجهه صحيح با جنس مخالف است. در اين شيوه، دختران و پسران به محض ديدن يكديگر، خود را نمى‏بازند و هيجان زده نمى‏شوند. اينان يك نگاه و يك كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمى‏كنند، آن را در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمى‏پرورانند؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى، تحصيلى و … بسيار با وقار و سنگين برخورد مى‏كنند و در عين پرس و جو از احوال يكديگر و پاسخ‏گويى به پرسش‏هاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمى‏شوند. آنان جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمى‏دانند و آدابى را كه از لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با ديگران لازم است، رعايت مى‏كنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى‏معنا مى‏دانند و درباره روحيات جنس مخالف، به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نزديك و صميمى با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقّق مى‏رسانند.

T}شيوه‏هاى نادرست ارتباط{T

T}1. برخورد احساسى و هيجان زده؛ {Tاين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است. آنان يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مى‏دانند و هيجان زده مى‏شوند كه معمولاً در دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مى‏خورد

T}2. برخورد خشك و محدود؛ {Tعده‏اى از جوانان، بر اساس تربيت‏هاى غلط، گاهى در ميان خويشان و آشنايان از افراد هم‏جنس نيز اجتناب مى‏كنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند. البته خشك نبودن، هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست؛ ولى رعايت موازين شرعى هم لزوماً به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نيست.

T}3. داشتن روابط پنهانى؛ {Tداشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفيانه و… عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در پى دارد كه متأسفانه بيشترين آسيب، نصيب دختران مى‏شود.

T}4. افراط در معاشرت؛ {Tبعضى از خانواده‏ها، به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود، سعى در ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مى‏كنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ غربى است بنابراين به نظر مى‏رسد شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، تابع اصولى است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

  1. برخورد با جنس مخالف، بر اصل [تكبّر ورزى] استوار شده است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، براى مواجهه با هم‏جنس و محارم است؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، [تكبرورزى] است تا ناشناسان و نامحرمان، به حريم شما بار نيابند.
  2. نبايد به بعضى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش كرد. بايد بدانيم انسان‏هاى پشيمان، اندك اندك به خط قرمز رسيده، از آن عبور كرده‏اند اگر شما يك قدم جلو بگذاريد، بايد ده قدم از ارزش‏هاى خود عقب‏نشينى كنيد جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر – به ويژه در سنين جوانى – زمينه انحراف در ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد. در محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد؛ زيرا روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيب‏پذير بوده و به انحراف مى‏گرايد. بر همين اساس شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هرگاه دو غير هم جنس، در قالب هر ارتباطى و در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند؛ شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز مى‏كشاند و بايد از آن محيط و ارتباط بگريزند.

نكته ديگرى كه به اين حساسيت مى‏افزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است؛ يعنى، در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى است تا آدمى را در معرض تهديد قرار دهد و در رفتار وى نفوذ كند؛ اين عامل هميشه نقش تهديد كننده دارد و انسان هوشيار، نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند.

  1. محيط آموزشى، بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست. شايد شما در بعضى اوقات، مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين صورت، نبايد از محدوده پيام آموزشى تجاوز كنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام – در صورت مستقيم يا غير مستقيم – اكتفا نماييد. براى اينكه يقين كنيد مخاطب شما پيام ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكرده‏ايد، به نكات زير بسيار پايبند باشيد.

T}الف. {Tبه محض احساس دريافت پيامى غيرآموزشى، به سرعت رابطه را در همان لحظه قطع كنيد.

T}ب. {Tدر فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيام‏هاى شفاهى و كتبى افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسّل شدند، ناشنيده گرفته، از موقعيت دور شويد.

T}ج. {Tدر جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كرده‏اند، شركت نكنيد و از آنها كناره بگيريد.

T}د. {Tتوجه داشته باشيد هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتار، با قصد و غرض قبلى به اين وادى وارد نشده؛ بلكه دست‏هاى ناپيدايى او را در اين گرداب مبتلا ساخته است. شما نيز از حيله اين دست‏ها، خود را در امان نپنداريد؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين شما هستند؛ (گرچه شما از آنها غافل هستيد) V}براى مطالعه بيشتر ر.ك: تحليلى تربيتى به روابط دختر و پسر، على اصغر احمدى (انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان)، ۱۳۷۵٫{V به همين جهت در قرآن مجيد به انسان‏هاى پاك و وارسته سفارش شده كه از دوست‏گيرى پنهانى خوددارى كنند و اين توصيه هم به دختران شده و هم به پسران. A}[… وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ] {A؛ V}نساء (۴)، آيه ۲۵٫{V؛ [[ زنان ]دوست‏گيران پنهانى نباشند]. A}[… وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ ]{A؛V}مائده (۵)، آيه ۵٫{V؛ [[ مردان‏] زنان را در پنهانى دوست خود نگيرند].

چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟

چرا صحبت كردن دختر و پسر نامحرم با يكديگر جايز نيست؟

پاسخ:

با توجه به شرايط خاص دوران جواني، طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان نفساني، لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي دقيقاً تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. البته روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد بنابراين گفتگو و نگاه‏هاي متعارف بدون ريبه اشكالي ندارد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مي‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. A}بَلِ اَلْإِنْسانُ عَلي‏ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ{A؛ آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست]، V}(قيامت ، آيه ۱۴){V. همچنين حتي‏الامكان لازم است در كلاس‏ها به گونه‏اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفت و گو، هنجارهاي شرعي زير رعايت شود: ۱- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد. ۲- از گفت و گوهاي تحريك كننده اخلاقي پرهيز شود. ۳- از نگاه‏هاي آلوده خودداري شود. ۴- حجاب شرعي رعايت گردد. ۵- دو نفر نامحرم در محيط بسته تنها نمانند.

منبع نرم افزار پرسمان

 

روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟

روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟

پاسخ:

ازدواج به عنوان يك واقعه مهم در زندگي انسان، بسياري از روابط پيش از آن را تحت تأثير قرار مي دهد. در رابطه با دوستان پيش ازدواج نيز قضيه از همين قرار است:

  1. روابط خانوادگي و مشغوليت هاي آن و تأمين نيازمندهاي همسر، مهمترين دغدغه يك فرد متأهل است؛‌بيشتر دقت او را مي گيرد و فرصت زيادي براي ادامه دادن به دوستي هاي پيشين، آن گونه كه قبلا بوده است را نمي دهد.
  2. ازدواج، روابط جديدي را با بستگان خود و همسر به روي انسان مي گشايد كه لازم است مورد توجه قرار گيرد. اين روابط نيز مستلزم صرف وقت و كم كردن از دوستي هاي پيشين است.
  3. مقتضيات بسياري از دوستي هاي پيش از ازدواج با مقتضيات زندگي پس از ازدواج متفاوت است. يك مرد پس از ازدواج ديگر نمي تواند خانه و زندگي را چند روز رها كند و با دوستان قديمي به گردش و تفريح و گوه نوردي برود.

با توجه به اين نكات، طبيعي است كه روابط همسران با دوستان و رفقاي پيشين، محدود و دستخوش تغيير شود. به طور كلي، اصل و اساس برنامه يك فرد متأهل، همسر و خانواده است و ادامه روابط با دوستان پيشين تا جايي كه با اين امر منافات نداشته باشد، اشكال ندارد.

 

منبع:نرم افزار پرسمان

چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟

چه اشكالي دارد كه پسر و دختر با هم دوست شوند تا بعداً با هم ازدواج كنند؟

پاسخ:

ازدواج يكي از مهمترين دوران زندگي يك نفر محسوب مي شود، ازدواج موفق ممكن است فردي را از زمين تا آسمان بالا ببرد و به كمالات مادي و معنوي برساند و بر عكس ازدواج ناموفق ممكن است فردي را از قله هاي ترقي به پايين آورد. بنابراين انسان بايد به صورت عاقلانه و با در نظر گرفتن ملاك ها و شرايط يك ازدوج موفق، اقدام به انتخاب همسر كند. راه انتخاب همسر بايد عاقلانه و به دور از احساسات ناپخته و هوس ها انتخاب شود، در ضمن اين راه بايد دقيق و مورد اطمينان باشد كه انسان را در انتخاب همسر دچار اشتباه نكند.
رابطه بين دختر و پسر قبل از ازدواج شرعي نبوده و مانند ساير دوستي ها و رابطه ها است. بلكه اگر دختر و پسري قصد ازدواج دارند بايد مراحل انتخاب را طي كنند (كه در ذيل به اختصار اشاره مي شود).اگر از جهات مختلف به نظرات مثبتي رسيدند و قصد ازدواج دارند، مي توانند با اطلاع و اجازه والدين با هم صحبت نموده و تبادل افكار كنند تا تصميم نهايي را بگيرند و در اين صورت هم كلام شدن بدون اشكال است. البته براي مدتي كه لازم است، كه معمولاً با يكي دو جلسه صورت مي پذيرد.
لازم به ذكر است، هرچند هدف اغلب جوانان به ويژه دختران مؤمن و پاك در برقراري ارتباط با جنس مخالف، ازدواج بوده و در آرزوي يافتن همدلي صادق براي زندگي مشترك مي باشند. اما به اين دسته از جوانان بايد عرض نمود كه:
ازدواج بايد با ديدي باز و شناختي كامل از روحيات و اخلاق و سليقه هاي يكديگر صورت پذيرد تا دختر و پسر به اتحاد و يكرنگي هرچه بيشتر رسيده و در فراز و نشيب زندگي يار و ياور هم بوده و به كمك عشق و محبّت راستين در كوران مشكلات مقاومت نموده و حامي هم باشند.
لكن چه شناختي براي ازدواج لازم است و چگونه مي توان به خصوصيات واقعي طرف مقابل پي برد و از زواياي مخفي انديشه و روحيات و اخلاق او سردرآورد؟ آيا به صرف اظهار محبت و چند نامه ي فدايت شوم مي تواني به همه اين ها پي برد؟ آيا دختر و پسري كه غرق در احساسات و غرايز بوده و همه چيز را از نگاه خوش يمن و حُسن نيّتي كه لازمه اين سن و سال است مي بينند مي توانند به شناخت لازم برسند؟ جداي از آن كه غريزه جنسي و شهوات نيز بر دل و ديده آن ها حكومت مي كند.
دوستي ها و روابط قبل از ازدواج شناخت لازم را براي زندگي تأمين نمي كند و طرفين را از الزامات و تعهدهاي دروني آن ها نسبت به عشق و خانواده و مسؤوليت زندگي و مقدار ظرفيت هاي رواني و اخلاقي آن ها با خبر نمي سازد، بلكه اين آشنايي شناختي سطحي و كاملاً عاطفي و احساسي است.
ارتباط بين دختر و پسر قبل از ازدواج نه تنها باعث شناخت كامل آنها از همديگر نمي شود، بلكه باعث دوري از شناخت منطقي و عاقلانه محسوب مي شود. زيرا در اين دوران دختر و پسر تحت تأثير احساسات شديد و علاقه مفرط به يكديگر هستند. اين امر باعث مي شود كه تمام رفتارهاي طرف مقابل از ديدگاه پسر يا دختر خوب جلوه بدهد و عيب هاي طرف مقابل از ديدگان مخفي بماند. بنابراين اين ارتباط ها نه تنها پسر و دختر جوان را به هدف خود كه همان شناخت كامل از طرف مقابل است نمي رساند، بلكه آنان را از هدف خود دور مي سازد. آري دوست داشتنِ موضوعي باعث مي شود چشم و عقل انسان كور شود و مسائل را همان گونه كه ميل دارد ارزيابي كند و از حقايق اطراف خود آن گونه كه دوست دارد بهره برداري كند.
در ضمن ممكن است پسر يا دختر با فريبكاري و نقش بازي كردن سعي در مخفي كردن روحيات و خلقيات خود براي مدت كوتاهي داشته باشد تا بتواند خود را انساني موجه و داراي شرايط مورد نظر طرف مقابل معرفي كند و از اين راه به اهداف خود برسد. در ادامه ذكر اين نكته ضروري است كه اين روابط ممكن است آثار جانبي سوئي داشته باشد كه گاهي غير قابل جبران است.
تجربه نشان مي دهد پسر با سوء استفاده از احساسات و عواطف دختر و براي رسيدن به هوس ها و اميال خود و منطقي جلوه دادن ارتباط خود با دختر پيشنهاد ازدواج را مطرح مي كند، در صورتي كه هيچ علاقه اي به اين كار ندارد. و بعد از رسيدن به اهداف خود و يا آشنايي با دختر زيباتر، دختر اول را رها كرده و به دنبال كار خود مي رود. بنابراين مي توان گفت مطرح كردن پيشنهاد ازدواج در دوستي هاي خياباني بيشتر حالت توهم دارد تا واقعيت و ابزاري در دست هوسبازان براي رسيدن به هوس خود. از مطالب بالا روشن شد كه ارتباط دختر و پسر براي شناختن يكديگر راه دقيقي نيست و عوارض متعددي بر آن مترتب مي شود.
در شناخت لازم براي ازدواج بايد معيارها و ملاكهاي اساسي چون: ۱ ـ ايمان و دين داري. ۲ ـ اصالت و شرافت خانوادگي. ۳ ـ اخلاق نيك و حسن معاشرت. ۴ ـ رعايت همساني و كفو بودن در مسائل فرهنگي، خانوادگي و اقتصادي…. را درنظر گرفت.(۱) همچنين با مطالعه بر روي خانواده طرف مقابل و اخلاق و ايمان ساير اعضاء و بر بافت فرهنگي و تربيتي آنان و با صحبت هاي رسمي با طرف مقابل البته به دور از تسلط غريزه جنسي و احساسات مي توان به شناخت لازم دست يافت.
اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم، صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غمنامه هايي است كه دختر و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند و بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي بيشتر روبرو شده اند با يكديگر احساس نوعي بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه مي شوند. «عشق و علاقه هايي كه اغلب در آشنايي هاي خياباني و… حاصل مي شود بيشتر در همان دوران پايدارند و هنگام تشكيل زندگي اين قبيل دوست داشتن ها به سويي مي گرايد و در نهايت برخي به طلاق مي انجامد.»(۲)
در يكي از نشريات حكايت هشدار دهنده اي آمده است كه مردي بعد از پنج ماه زندگي مشترك به دادگاه آمده بود تا همسرش را طلاق دهد و در بيان علت آن مي گويد: «از همسرم شناخت كافي نداشتم و امروز ديگر نمي توانم با او ادامه دهم» او در نحوه آشنايي و ازدواج خود مي گويد : «در يك توليد پوشاك كار مي كنم، چند وقت قبل از ازدواج با او برحسب تصادف شماره محل كار مرا مي گيرد و من هنگامي كه براي اولين بار پاسخ گوي تماس او مي شوم دو باره اين كار تكرار مي شود و نهايتاً به ملاقات هاي حضوري در خيابان و پس از آن به ازدواج مي انجامد، اما حالا دريافتم كه اين ازدواج پيامد خوبي ندارد.»(۳)
پس بهتر است از اين گونه دوستي ها پرهيز شود و به تعاليم تربيتي اسلام تمسك نمود و چشم و دل خود را پاك نگه داريم و به هنگام ازدواج با مشاوره خانواده با دختري با ايمان و عفيف ازدواج نموده و خود را از آلودگي ها حفظ كنيم.

 

پاورقی:

  1. هفته نامه ايران جوان، ش ۱۳۵، ص ۲۲٫
    ۲٫ هفته نامه ديدگاه، (پيش شماره ۳، آبان ۷۹) ص ۵٫
    ۳٫ هفته نامه ديدگاه، (پيش شماره ۳، آبان ۷۹) ص ۵٫
حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد. ب. فكر او تمام ذهنم را مشغول كرده است چه كنم كه از فكر ارضا شوم؟ ج. آيا اين خوابها را براي آن شخص بگويم؟!

حدود يك سال است كه خوابهايي در مورد يك شخص (جواني با اخلاق، مومن و اهل مسجد كه علاقه دارم با او ازدواج كنم) مي‌بينم. الف. آيا اين خوابها براي من تكليف مي‌آورد. ب. فكر او تمام ذهنم را مشغول كرده است چه كنم كه از فكر ارضا شوم؟ ج. آيا اين خوابها را براي آن شخص بگويم؟!

پاسخ:

مقدمه: از نظر برخي از روانشناسان خواب نشانگر، خواسته‌هاي سركوب شده مي‌باشد كه در عالم بيداري بخاطر محذورات قانوني، اخلاقي و عرفي ارضا نشده است، درنتيجه به ناهشيار فرستاده مي‌شود و اين تمايلات و خواسته‌هاي ارضاء نشده گاهي اوقات در خواب به شكل‌هاي مختلف خود را نشان مي‌دهد. از نظر اسلامي هم خواب هيچ گونه اعتبار شرعي ندارد. يعني اگر انسان در خواب نذر كرد كه فلان كار را انجام دهد وفاي به اين نذر واجب نمي‌شود، چون خواب حجت نيست. يا اگر در خواب به انسان تكليفي شد، اين تكليف از اعتبار ساقط مي‌باشد.

توضيحي دربارة خواب و رؤيارؤيا امري ادراكي است كه قوة خيال در آن مؤثر مي باشد و اين قوه از قواي فعالي است كه مرتب در حال كار است. بسياري از مواد خام را قوة خيال از حواس پنجگانه (بويايي، چشايي، لامسه، شنوايي، بينايي) دريافت مي‌كند. مثلاً صورت انسان تام الخلقه را گرفته آنها را تحليل مي‌كند و يك انسان بي‌سر تخيل مي‌كند يا يك انسان چند سر، مي‌سازد. پس چيزهايي كه قوة خيال را مي‌سازد، گاهي اوقات با خارج مطابقت مي‌كند و گاهي اوقات مطابق با خارج نيست.

عواملي كه مي‌تواند برمحتواي رؤيا موثر باشداسباب و عوامل خارجي كه بر بدن احاطه دارد از قبيل سرما و گرما و امثال آن، و همچنين عوامل داخلي كه بر آن عارض مي‌شود، از قبيل مرض و ناملايمات و انحرافات مزاج و پري معده و خستگي و غير آن، همه در قوة مخيله و در نتيجه در خوابها تأثير مي‌گذارد».(۱)
همچنين اخلاق و سجاياي انساني تأثير شديدي در نوع تخيل آدمي دارد، كسي كه در بيداري دچار عشق و محبت به شخصي شده و يا عملي را دوست دارد، به طوري كه هيچگاه از ياد آن غافل نيست او در خواب هم همان شخص و همان چيز را مي‌بيند.
به همين جهت است كه اغلب رؤياها و خوابها از تخيلات نفساني است، كه يكي از آن اسباب، خارجي و يا طبيعي، و اخلاقي، نفس را به تصور آنها واداشته است و در حقيقت نفس آدمي در اين خوابها همان كيفيت تأثير و نحوة عمل آن اسباب را در خودش حكايت مي‌كند، و بسياري از خوابها حقيقت ديگري غير از اين حكايت ندارند».(۲)

تحليل خواب شمااز آنجا كه شما به اين جوان بسيار علاقه‌مند شده‌ايد، و مرتب به ايشان فكر مي‌كنيد و با آمدن به مسجد و فكر كردن مجدد به ايشان، آتش محبت به ايشان را در وجود خود شعله‌ورتر مي‌سازد، و فكرهايي در مورد زندگي با ايشان در خاطر مي‌پرورانيد، تصوير ايشان در خواب هم براي شما تداعي مي‌شود و اين همان كار قوة مخيله است كه تحت تأثير علاقه شما به آن شخص چنين خوابهايي را براي شما مي‌سازد. به ويژه اينكه وقت ازدواج شما نيز رسيده است و اين خود متناسب با روحيات شماست. پس اين خواب هيچ تكليفي براي شما نمي‌آورد.

امّا آيا خواب‌هاي خود را براي آن جوان بازگو كنيد يا خير؟هرگز به مصلحت شما نيست كه با اين فرد هر چند از اقوام شما باشد، چنين سخناني رد و بدل كنيد. چرا كه ممكن است، اگر به فرض هم ايشان تصميم ازدواج با شما را داشته باشد، وقتي ببيند شما ازاين سخنان با او مي‌گوئيد، ديد ايشان نسبت به شما عوض شود.
از آنجا كه عمل خواستگاري در جامعه اسلامي ما توسط مردان صورت مي‌گيرد و خواستگاري خانم‌ها از آقايان مرسوم نيست و اصلا با طبيعت و فطرت خانم‌ها هم نمي‌سازد. زن گوهر ارزشمندي است كه مظهر جمال خداست و بايد مطلوب واقع گردد و مرد به خواستگاري او برود.
زن مظهر عفاف و مظهر حياست. بنابراين گوهر وجود خويش را به اين آساني در اختيار ديگران نمي‌گذارد و بايد با تشريفات به خواستگاري او بيايند و با احترام از او خواستگاي كنند و زن با ناز بپذيرد، چنين زناني احترام‌شان همواره محفوظ مي‌ماند، حال كه خواستگاري بدست مرد است، ممكن است ايشان اصلاً تصميم ازدواج نداشته باشد، يا ممكن است ايشان نامزد دارد، يا شرايطي در ذهن خود دارد كه اصلاً با شما تطبيق نكند و اصلاً ممكن است ايشان ولو انسان خوبي باشد اصلاً روحياتي داشته باشد كه با شما جور در نيايد و هزاران احتمال ديگر، در نتيجه چنين مسأله‌اي (ازدواج شما با ايشان) اصلا واقع نگردد، آن گاه شما دچار فشارهاي شديد رواني خواهيد شد.
و اگر از شرّ اين افكار خودتان را خلاص نكنيد، ممكن است تحت وسوسة هواي نفس حرفي بزنيد يا حركاتي را انجام دهيد كه به موقعيت شما در نزد خدا و جامعه آسيب بخورد، ‌پس لازم است اين افكار را از خودتان دور كنيد، امّا چگونه؟!

چه كنم از فكر ايشان خارج شوم؟استاد بزرگ اخلاق ملا محمد مهدي نراقي كه همواره آثار گرانقدر ايشان مورد استفادة علما و انديشمندان و عامه مردم قرار مي‌گيرد در كتاب جامع السعادات مي‌فرمايد: اگر قوة شهوت جنسي در انسان غلبه كند، عقل را به تسخير خود در مي‌آورد و انسان همتش به فكر كردن در امور شهواني منحصر مي‌شود و از ياد خدا و آخرت باز مي‌ماند، يا دين را مقهور ساخته و انسان را به ارتكاب خواهش وامي‌دارد. «و ربما انتهت هذه الشهوه بمن غلب وهمه علي عقله الي العشق البهيمي الذي ينشأ من استيلاء الشهوه فيسخر الوهم العقل لخدمة الشهوه و هذا مرض قلوب فارغة، خلت عن محبة الله و عن الهمم العاليه»(۳) يعني چه بسا در كسي كه وهم او بر عقلش غلبه دارد اين ميل شهواني به عشق حيواني منتهي گردد، كه به خاطر غلبه شهوت، ايجاد مي شود. در نتيجه و هم عقل را براي خدمت كردن به شهوت به تسخير در مي آورد، و اين مرضي است كه قلبهايي كه از محبت خدا خالي است و از همت‌هاي بلند فارغ است به آن مبتلا مي‌گردند.

راه‌هاي مبارزه با اين افكار۱٫ مفاسدي كه بر اين افكار وخيالات مي‌تواند مرتب شود، از ريختن آبرو و لطمه خوردن دين و غفلت از ياد خدا و… را انسان يادآوري كند.
۲٫ به واسطه گرسنگي دادن به خويش به وسيلة روزه‌هاي مستحبي، سركش بودن نيروي شهوت را از بين ببرد و آن را رام سازد.
۳٫ راه‌هايي كه باعث تهييج شهوت مي‌گردد مسدود سازد. يعني نگاه به نامحرم نكند، با او سخن نگويد، در مورد او فكر نكند و هيچگاه با اوخلوت ننمايد. به همين خاطر است كه خداوند مي‌فرمايد: اي پيامبر به زنان مؤمن بگو كه چشم‌هاي خود را از ديدن نامحرمان فرو گيرند و محافظت كنند، عورتهاي خود را از حرام بپوشانند و ظاهر نكنند زينتهاي خود را مگر آنچه كه ظاهر است.» (نور:۳۱)
اگر شما خواهر محترم هم اين امور را انجام دهيد، يعني ديگر به آن جوان هيچگاه ولو از دور و به صورت پنهاني نگاه نكنيد، از او سخن نگوييد،‌ با او سخن نگوييد،‌ در مورد ايشان فكر نكنيد، كم كم تصوير ايشان از خاطر شما مي‌رود و الا ممكن است، اين افكار براي شما مشكلات عديده‌اي بسازد، آرامش شما را به خطر بيفكند، تمركز فكر شما را نابود سازد و… بنابراين توجه داشته باشيد كه:
از دل برود، هر آنچه از ديده برفت.
اگر به او نگاه نكنيد، فكرش از خاطر شما مي‌رود. بجاي اين كار عاقبت خود را به خداوندي كه تمام اسباب و علل به دست با كفايت اوست واگذار كنيد و از خداوند متعال بخواهيد كه هر گونه مصلحت است، سعادت شما را تأمين سازد و همسري مؤمن براي شما بفرستد، كه سعادت دنيا و آخرت شما را تأمين سازد. و اگر خواستگاري براي شما پيدا شد كه به فضل الهي پيدا مي‌شود، در صورتي كه اخلاق و ايمانش را پسنديديد جواب رد به او ندهيد و مطمئن باشيد كه زندگي شما صفا و معنويت پيدا خواهد كرد. اگر خارج شدن از فكر ايشان، منوط شد به اينكه شما براي مدتي به مسجد نرويد، حتماً اين كار را بكنيد و بدانيد ثواب اين عمل بيشتر از رفتن به مسجد است.
نكتة پاياني
با در نظر گرفتن تمام جوانب و نكاتي را كه ذكر شد، اگر ديدي كه افكار و رفتار شما از روي شهوت راني نيست و شيطان وسوسه نمي كند، و به فكر شوهر ايده آل و مناسب آينده خود هستيد، و آن جوان را از هر جهت برازندة خود دانستيد و ديدي كه نامزدي ندارد، با كمال احتياط و حفظ عفت و كرامت خود، مي توانيد موضوع را با يك واسطة عاقل، آگاه، راز نگه دار و مومن در ميان بگذاريد، تا ايشان از طرف خودش، نه از طرف شما با آن جوان صحبت كند و به خواستگاري شما بفرستد.

 

پاورقی:

  1. طباطبائي، محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، ج ۱۱، ص ۳۶۷٫
    ۲٫ همان، ص ۳۶۸٫
    ۳٫ مهدي نراقي، محمد، جامع السعادات، النجف، مطبعة‌الزهرا، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۹٫
دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم.

دانش‌آموزم سؤال زير را از من پرسيده چگونه او را راهنمايي كنم. سؤال دانش آموز: پسري را كه خيلي دوستش داشتم از من خواست با او رابطه جنسي داشته باشم، من هم بدون اينكه درباره آن كار فكر كنم انجام دادم. ولي الآن پشيمان هستم. در حال حاضر با او دوستم و قهر نكرديم. ولي خواهش مي كنم كمكم كنيد. در ضمن متوجه شدم دختر به پسر خيلي علاقه دارد و از اين كه پسر او را لو دهد، مي ترسد قطع رابطه كند.

پاسخ:

قبل از اين كه راهكارهاي عملي براي راهنمايي چنين افرادي را بيان كنيم، روش هائي براي تقويت روحيه اين دانش آموز و آگاهي دادن به او ارائه مي كنيم.

۱٫ ارتباط عاطفيمهم ترين و اساسي ترين موضوع در موفقيت شما براي كمك به فرد مورد نظر، ايجاد ارتباط عاطفي با وي مي باشد. اگر قلب انسان را صندوقچه اي تشبيه كنيم، قطعا كليد ورود به اين صندوقچه ارتباط عاطفي است. در ضمن موفقيت شما در ساير مواردي كه در اين پاسخ ذكر مي شود، بستگي به ميزان ارتباط عاطفي شما با فرد مورد نظر دارد، هر چه ارتباط عاطفي شما بيشتر باشد، موفقيت شما هم به همان ميزان افزايش پيدا مي كند. پس تمام سعي و تلاش خود را به كار بگيريد تا بتوانيد با فرد مورد نظر ارتباط عاطفي برقرار كنيد به گونه اي كه او شما را يكي از نزديك ترين افراد به خود قلمداد كند و احساس كند كه به جز خير و صلاح او دغدغه ديگري نداريد. در سايه چنين ارتباطي، نيازهاي عاطفي او پاسخ داده مي شود و در نتيجه انگيزه او براي ارتباط با نامحرم تا حد زيادي كاهش پيدا مي كند.

۲٫ استفاده از روش اميد بخشي با تبيين درست از توبههر انساني در زندگي دچار اشتباهات و لغزش هاي كوچك و بزرگي مي شود، ولي انسان نبايد از درگاه خداوند نا اميد شود، چرا كه در مكتب تربيتي اسلام، «توبه» به عنوان يك اصل مهم مطرح است و از تمام آلودگان به گناه دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين باب رحمت الهي وارد شوند، اين حقيقت در سخنان امام سجاد ـ عليه السلام ـ در مناجات تائبين با زيباترين صورتي بيان شده «الهي انت الذي فتحت لعبادك بابا الي عفوك، سميته التوبة فقلت توبوا الي الله توبه نصوحا، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه. معبود من! تو كسي هستي كه به روي بندگانت دري به سوي عفوت گشوده اي و نامش را توبه نهاده اي، و فرموده اي باز گرديد به سوي خدا و توبه كنيد، توبه خالص! حال كه اين در رحمت باز است، عذر كساني كه از آن غافل شوند چيست؟».(۱)
جالب اين كه خداوند علاقه فوق العاده اي به توبه بندگان دارد، چرا كه آغاز تمام خوشبختي هاي انسان است، در حديثي از امام باقر ـ عليه السلام ـ مي خوانيم خداوند از توبه بنده اش بسيار شاد مي شود، بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان خطرناكي در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد.(۲) معلم دلسوز و گرامي، شما همان طور كه اشاره كرده ايد اولين اصلي كه بايد براي اين دانش آموز متذكر شويد، اميد دادن به قبولي توبه و اين كه هر چند گناه او سنگين هم باشد باز اگر توبه واقعي كند، خداوند او را خواهد بخشيد، بلكه با توبه واقعي، گناهان او را تبديل به ثواب و حسنه خواهد كرد، همان طور كه مي فرمايد: الاّ من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات(۳). «مگر كساني كه توبه كنند، و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مي كند».
براي بيان اين كه خداوند توبه انسان را هر چند گناهان او زياد باشد از موارد زير استفاده كنيد به او متذكر شويد، هر چه گناه او سنگين باشد. از گناه نباش سنگين تر نيست و همان طور كه خدا از گناه نباش گذشت كرد و او را مورد لطف خود قرار داد، تو هم اگر واقعا توبه كني و اعمال اشتباه گذشته خود را تكرار نكني، خداوند تو را مي بخشد.(۴)
از او بخواهيد هر روز آيات و رواياتي كه در مورد قبولي توبه است را مرور كند، براي اين كار مي توانيد، آيات و روايات مورد نظر را در اختيار او قرار دهيد.
براي او داستان هايي در مورد توبه افراد گناهكار و چگونگي قبولي آن توسط خداوند متعال تعريف كنيد.
يادآور شويد: هر چه گناهان ما بزرگ باشد تا جايي كه به اندازه تمام كهكشان ها و موجودات عالم هستي باشد، باز در برابر لطف و كرم الهي قطره اي بيش نيست.

۳٫ ترغيب او براي ترك رابطهشما مي توانيد از جملاتي كه در نامه ايشان آمده و اشاره به جملاتي مانند (الان پشيمان هستم چطوري كنم تا اين گناه من رو خدا ببخشه) دارد، در راهكار تشويق استفاده كرده و به او متذكر شويد كه.
۱٫ اين كه گفته ايد الان پشيمان هستم خيلي خوب است و اين حالت پشيماني و ندامت ايجاد شده در شما، موهبت الهي است، كه چراغش را در شما روشن نموده، پس بايد از اين فرصت به دست آمده استفاده كرد، و به سوي آينده اي روشن و سرشار از اميد و موفقيت رفت، البته اين در گرو، قطع رابطه شما با شخص مورد نظر است. چرا كه يكي از شرايط مهم و اساسي قبولي توبه كه شما دنبالش هستي، به قول اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ «الندم علي ما مضي».(۵) است يعني پشيماني از گذشته و اين ميسر نمي شود مگر اين كه نشانه اي داشته باشد و نشانه پشيماني واقعي شما، همان قطع رابطه است.
در باب تشويق براي قطع رابطه مي توانيد به او بگوئيد. اگر مي خواهي گناه مذكور دائما در ذهنت منسجم نشود و زمينه هاي فشار رواني در تو تشديد نشود، راهش قطع رابطه با اوست، چرا كه هر بار ديدن او يا ملاقات با او، ناخواسته، ضمير ناخودآگاه ذهن تو را به تلخ ترين اتفاقي كه در اين رابطه بين شماها افتاده سوق مي دهد.

۴٫ آگاه كردن او نسبت به آسيب هاي روابط دختر و پسريكي از راه هاي تنبيهي، اين است كه شما، او را از ضررهاي روابط دختر و پسر آگاهي بدهيد از قبيل. افت تحصيلي سركوب شدن استعدادها، از بين رفتن كرامت انساني و غرق شدن در گرداب شهوت ها، كاهش آرامش رواني و افزايش التهاب و اضطراب، آلوده شدن به معصيت، از دست رفتن احساس امنيت، احساس گناه، و پاسخي در اين زمينه به صورت مستقل براي شما ارسال مي شود.
۵٫ وضعيت و حالات رواني كه در پرتو اين ارتباط براي فرد مورد نظر رخ داده است براي او ياد آور شويد و متذكر شويد، ارائه ارتباط با فرد مورد نظر نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه مشكلات او را بيشتر مي كند.
۶٫ از لحاظ عاطفي، اجتماعي، فكري او را حمايت دهيد و با رفتار و كردار خود به او بفهمانيد كه در تمام لحظات و سختي ها در كنار او هستيد و حتي اگر فرد مورد نظر ارتباطش را با او فاش كند، با تمام وجود از او حمايت مي كنيد به عنوان معلمي دلسوز نمي گذاريد آبروي او تهديد شود.
۷٫ از آنجا كه ارتباط با افراد مناسب به صورت غيرمستقيم در رفتار و كردار نوجوان تأثير مي گذارد و اين تأثير به گونه اي است كه حتي خود فرد هم نسبت به آن آگاه نيست، بهتر است از ميان دانش آموزان كلاس خود، فردي را براي دوستي و ارتباط با او انتخاب كنيد.

نكه مهماين كه گفته ايد تهديدات پسر براي لو دادن، مانع قطع رابطه شده، بايد توجه داشته باشيد كه:
اولا، اگر پسر بخواهد آبروي او را ببرد، مسلما آبروي خودش نيز در خطر است و اين تهديدات صرفا براي در چنگ داشتن دختر و سوء استفاده از اوست.
ثانيا: در چنين رابطه هائي كه به مرحله ارتباط جنسي رسيده اند، بهترين راه قطع رابطه است، چون كه قبح بعضي از مسائل از بين رفته و احتمال اين كه دوباره ارتباط جنسي و يا سوء استفاده هاي بيشتر و حتي بدتر از گذشته اتفاق بيافتد، زياد است. پس تهديد همين احتمال، بدتر از تهديدات آن جوان است و قضيه تا بدتر از اين موقعيت نشده، تصميم بر قطع رابطه را بگيرد و توبه واقعي بكند كه اگر چنين شد، قطعا بداند كه پشتيبان او، خداوند قادر متعال خواهد بود، كه بر هر كاري دانا و تواناست.
به او يادآور شويد:
الف) با توجه به ارتباط قبلي شما با نامحرم و مسائلي كه قبلاً مطرح بوده است، بهتر است قطع رابطه شما به صورتي باشد كه براي طرف مقابل جلب توجه و يا ايجاد حساسيت نكند. در ضمن اين قطع ارتباط نبايد حس انتقام و لجاجت را در او زنده كند. در اين مورد به زيركي و دقت خاصي نياز است. شما بايد بدون آن كه انگيزه خود را از اين قطع به طور مستقيم به آنها بيان كنيد، رابطه خود را با آنها كم كنيد و رفته رفته با آنها قطع رابطه كنيد، به عنوان مثال به بهانه اين كه خانواده ام از اين موضوع اطلاع پيدا كرده اند و يا اين كه درس هاي اين ترم خيلي سنگين است و فرصتي براي من باقي نمي گذارد، رفته رفته با آنها قطع رابطه كند.
ب) توكل بر خدا و توسل به اهلبيت كليد قفل هايي است كه عقل و انديشه بشر توانايي باز كردن آن را ندارد هيچ گاه از توكل و توسل غافل نشود.
ت) ذكر يا ستار العيوب را به طور مستمر بگويد.
ج) با توجه به سخت گيري هايي كه قانون و حكومت اسلامي نسبت به اعمالي كه منجر به هتك حرمت افراد جامعه مي شود بعيد به نظر مي رسد كه طرف مقابل اقدام به فاش كردن اسرار شما كند.
د) در راهي كه انتخاب كرده است ثابت قدم باشد و سعي كند كه به دليل ترس از تهديدهاي احتمالي و يا مشكلاتي كه ممكن است پيش آيد، در تصميمي كه گرفته است دچار ترديد نشود. ان شاء الله تمام اين مشكلات با ياري خدا و صبر و تحمل شما حل مي شود. قطعاً در اين راه ياري خدا همراه شما است.
هـ) در صورتي كه آبروي شما توسط طرف مقابل تهديد شد، شما مي توانيد ارتباط خود را با آنها انكار كنيد و ادعا كنيد صحبت هاي او هيچ واقعيت خارجي ندارد.
چند راهكار براي ياري دادن به چنين افرادي كه شما مي توانيد انجام دهيد، عبارتند از:
۱٫ باورش كنيد: براي كسي كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است داشتن كسي كه او را باور كند مي تواند بسيار تأثير گذار باشد، اين امر در رو به رو شدن با آن تجربه، به وي كمك مي كند و مي فهمد كه تنها نيست.
۲٫ قضاوت كننده نباشيد: از قضاوت كردن او و سرزنش كردنش براي اتفاقي كه افتاده پرهيز كنيد، انتقاد نمي تواند زمان را به عقب برگرداند يا وضعيت را تغيير دهد، به جاي اين كار، كمكش كنيد، تا از منجلابي كه افتاده چگونه خارج شود.
۳٫ براي صحبت كردن در دسترسش باشيد. به او وقت اختصاص دهيد و كاري كنيد بداند، كه هر موقع احتياج داشته باشد، مي تواند با شما حرف بزند، و اين به معناي آن نيست كه شما بايد تمام مشكلات او را برايش حل كنيد يا پاسخ تمام سئوالات را بدانيد، گاهي فقط گوش دادن ساده به حرف هاي افراد بسيار مفيد است و شما در اين مورد مي توانيد مثلا شماره تلفن شخصي تان را به او بدهيد تا احساس كند هميشه در دسترس او هستيد.
۴٫ اجازه دهيد، تصميم گيري كند و فقط شما نقش مشاور و راهنما براي او باشيد و بگذاريد تصميم نهايي را خودش بگيرد.

 

پاورقی:

  1. مناجات هاي پانزده گانه امام سجاد(ع)، مناجات اول، مناجات تائبين. مکارم شيرازي، ناصر و همکاران، مفاتيح نوين، ترجمه رسولي محلاتي، هاشم، قم، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، چاپ سوم، ۱۳۸۵ش.
    ۲٫ کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۳۵، ح۸٫
    ۳٫ فرقان : ۷۰٫
    ۴٫ ر.ک: مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج۱۹، ص۵۰۸٫
    ۵٫ ناصر، مکارم شيرازي، ناصر و همکاران، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۳۰٫

 

دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟

دختر و پسري مي‌شناسم كه با هم دوست هستند لطفاً راه حلي براي هدايت و راهنمايي اين دختر كه دوست من است به من ارائه دهيد؟

پاسخ:

براي هدايت دوستتان توجه شما را به چند راه حل كلي و فروعات آن جلب مي‌كنم اميد است كه با استمداد از خداوند و به كارگيري اين مباحث بتوانيد به وظيفه انساني و الهي خودتان عمل كنيد و دوستتان را به مسير صحيح زندگي هدايتگر باشيد.
دل‌ها اگر از موعظه آدم مي‌شد شايد تلفات معصيت كم مي‌شد
از اين همه كشته‌هاي درگيري نفس اي كاش گزارشي فراهم مي‌شد
راه حل‌ها:
براي پرداخت به راه حل واقع‌بينانه اطلاعات زيادتري از دوستتان نياز است. سن او؟ خانواده او؟ آيا خانواده او نيز مذهبي‌اند؟ آيا قصد او از دوستي ازدواج است و تشكيل نهاد مقدس خانواده يا اينكه او به خاطر دلائلي (درون خانوادگي و اجتماعي و…) احساس نياز به داشتن دوست مي‌كند؟ به عنوان مثال ممكن است دوستان او دوست پسر دارند و او نيز به خاطر ضعف باورها و تجربه‌ علاقه دارد كه از همسالان خود عقب نباشد؟ به هر حال در جواب‌هاي ذيل سعي بر اين داريم كه نگاهي فراگير به مسأله داشته باشيم. شما مي‌توانيد براي هدايت او از اهرم‌هاي «عاطفي»، «شناختي»، «مذهبي» و … استفاده كنيد.

۱ . اهرم عاطفياز آنجايي كه خانم‌ها و جنس مؤنث مظهر و مجسمه عاطفه هستند بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي آنان نيز از همين قسمت بر آنان وارد مي‌شود مثلاً مردان سوء استفاده‌گر كه تنها به هوس‌هاي خود فكر مي‌كنند با حرف‌هاي فريب‌دهنده وعده‌اي‌كاذب، دروغ و… توجه آنها را به خود جلب مي‌كنند ما مي‌توانيم مقابل اين نيرنگ‌ها براي هدايت دوستمان از اهرم عاطفي مثبت و انسان‌دوستانه استفاده كنيم ، و او را متوجه اين نكته كنيم كه:
الف) دوستي مخفيانه شما بي‌لطفي و ناسپاسي به اعتماد پدر، مادر، برادرتان است. پدر و مادري كه به عشق پاكي تو شب و روز زحمت مي‌كشند و دوست دارند تو را عفيفانه در لباس عروسي ببينند.
ب) اگر خداي ناكرده آن پسر تو را فريب بدهد و تو جلوي همه رسوا شوي چه ضربه‌اي به خودت، خانواده‌ات و اعتماد آنان به تو وارد مي‌شود (آيا مي‌تواني معصوميت از دست رفته‌ات را دوباره بدست آوري؟ آيا پدرت و مادرت مي‌توانند جلوي ديگران سر بلند كنند).
ج) گيرم محبت آن پسر به تو خيلي زياد باشد آيا يك درصد احتمال خيانت او را نمي‌دهي (مثلاً عكس تو را در اختيار ديگران بگذارد و نامة دوستي تو را برملا كند يا…) آيا اگر همين احتمال كم اتفاق بيفتد ديگر مي‌تواني زندگي شخصي، خانوادگي، زناشويي آينده‌ات را بيمه كني.
د). اگر دوستان او فريبش داده‌‌اند مي‌‌توانيد جلوه‌هايي از دوستي‌هاي ناپايدار، خودخواهي‌ها و… آنان را برجسته كني.
ه‍) پسرها از اين گونه دوستي‌ها براي زندگي پايدار خود استفاده نمي‌كنند و اگر اين ازدواج باشروع گفتمان پنهاني صورت بگيرد و فردا موفق به ازدواج هم بشوي از سوي شوهرت و خانواده‌اش مورد بدبيني واقع خواهي شد يعني او خواهد گفت از كجا معلوم كه شما در پنهان با ديگري دوست نشويد (اساس زندگي آينده‌ات سست خواهد شد).
و) پسري كه پنهاني با تو دوست مي‌شود از كجا معلوم فردا مخفيانه با خانم ديگري پيوند زندگي نبندد كما اينكه در واقع نيز چنين اتفاق مي‌افتد.
ز) زن هر قدر محجوبه باشد براي شوهرش محبوبه‌تر خواهد بود. اگر واقعاً علاقه ازدواج با او را داري چرا از راه صحيح (مطرح كردن در سطح خانواده) و منطقي و دلايل قانع‌كننده نباشد كه از بدبيني‌ها، بي‌اعتمادي‌هاي بعدي خانواده خود و شوهرت محفوظ بماني و نزد پدر و مادر زحمت‌كش خود نيز چهرة پاكت لكه‌دار نشود (با واسطه‌ يا بي‌واسطه به خانواده‌ات بگو).
ح) اگر دوستي شما با او براي دوستتان حقيقي و ارزشمند است مي‌توانيد از احتمال قطع شدن اين پيوند در صورت استمرار اين دوستي (غير شرعي) از طرف خودتان استفاده كنيد ( البته اين راه‌حل در مرحله آخر است كه متوجه شديد كه راه‌حل‌هاي ديگر اثري نكرده، اول از در محبت بايد وارد شد).

۲ . اهرم شناختيالف) طبق بررسي‌هاي آماري نزاع‌ها و طلاق‌ها در چنين روابطي كه به ازدواج ختم مي‌شود زياد است. خانم كاترين كوهان، يكي از اساتيد دانشگاه‌پنسيلوانيا در آمريكا مي‌باشد. او تحقيقي انجام داده كه نتايج آن قابل توجه است. اين استاد آمريكايي كه نه مسلمان است و نه اين تحقيق را در محيط ايران انجام داده در تحقيق خود بيان مي‌كند، زوجهايي كه قبل از ازدواج با هم رابطه نداشته‌اند ازدواجشان از دوام بيشتري برخوردار است. نسبت به زوج‌هايي كه قبل از ازدواج با هم رابطه داشته‌اند. علت آن را اين‌گونه ذكر مي كند: زوج‌هايي كه قبل از ازدواج با هم ارتباط داشته‌اند در ذهن‌شان اين سوء ظن نسبت به طرف مقابل هست، كه او قبل از آنكه با هم ازدواج كنيم با من رابطه برقرار كرده است و در واقع سابقه ارتباط دارد. از كجا معلوم كه بعد از ازدواج هم با كس ديگري ارتباط برقرار نكند. طرفين اين ذهنيت را نسبت به هم دارند و البته خانمها زيادتر ، زيرا مردها معمولاً بيشتر در محيط بيرون از منزل هستند و زمينه ارتباط برقرار كردن برايشان بيشتر است. لذا همين سوء ظن‌ها باعث مي شود كه زندگيشان از استحكام لازم برخوردار نباشد.
ب) برخي از دختران فراري به خاطر فريب از جنس مخالف و بعد رها شدن به اين دام گرفتار شده‌اند.
ج) نمونه اين دوستي‌ها كه حتي قبل از ازدواج قطع مي‌شود در روزنامه‌ها و حوادث روز بسيار منعكس مي‌شود.
د) مراسم رسمي خواستگاري به نفع دختر است چرا كه دختران در اين دوستي‌ها بسيار آسيب‌پذيرتر هستند، پس انجام ازدواج در قالب شرعي و معقول آن به خاطر حفظ پاكي و آرامش و سلامت روحي رواني دخترهاست.
ه‍( خوب است بدانيد كه طبق آمار تنها پنج درصد اين ارتباط‌ها به ازدواج منتهي مي‌شود يعني نود و پنج درصد آنها به ازدواج ختم نمي‌شود و هيچ آدم عاقلي براي پنچ درصد احتمال خود را در چاه نمي‌اندازد. آنهايي هم كه ازدواج مي‌كنند(پنج درصد) ازدواجشان به استحكام بقيه ازدواج‌هايي كه بدون سابقه ارتباط بوده نمي‌باشد.
و) ازدواج تنها به علاقه صرف خلاصه نمي‌شود اگر به كتاب‌هايي كه در مورد روابط همسرداري(۱) و زناشويي نوشته شده و يا از مشاوران ازدواج كمك بگيرد متوجه خواهيد شد كه در ازدواج بايد يك سلسله امور (تحصيلات، مذهب، فرهنگ، سن، خصوصيات شخصي و شخصيتي درون‌گرايي، برون‌گرايي و هيجان‌طلبي و ثروت) سنجيده شود تا ازدواج موفقي باشد به همين خاطر است كه انسان‌هايي كه واقع دنبال زندگي سبز و خرم هستند در اين راه با عصاي احتياط و مشاوره و مطالعه قدم مي‌گذارند.
ز) زندگي‌اي كه صرفاً با يك «I love you »(۲) شروع شود به احتمال زياد با «I hate you »(۳) ختم مي‌شود پس در كنار عاطفه و عشق، عقل و واقع را نيز در نظر بگيريد. اگر زندگي عاقلانه شروع شود عاشقانه ادامه خواهد يافت.
ح) از طرفي بنابر چندين سال تجربه‌ارتباط با پسرهاي جوان و تحقيقات ميداني انجام شده در اين زمينه، بايد به دوست شما بگوييم كه پسرها برخلاف دخترها كه معمولاً دو انگيزه در ميانشان براي ارتباط يافت مي‌شود(انگيزه ازدواج يا غير ازدواج)، تنها يك انگيزه براي ارتباط با دخترها دارند و آن هم غير‌ازدواج مي‌باشد، به همين دليل معمولاً با چند دختر ارتباط دارند و كمتر پسري پيدا مي شود، با دختري كه با او ارتباط داشته است ازدواج كند. همين مدتي قبل جريان قتل پسري توسط دختر دانشجويي در روزنامه‌ها منتشر شد، در تحقيقات مشخص شد كه اين دختر چند سالي با پسر ارتباط داشته است، بعد‌ از اين مدت دختر كه به خيال ازدواج، با پسر ارتباط برقرار كرده بود، اصرار مي‌كند كه پسر، خانواده‌اش را براي خاستگاري بفرستد. اما پسر ابتدا از پاسخ دادن تفره مي‌رود اما وقتي اصرار دختر را مي بيند، در جواب مي‌گويد، من حاضر هستم كه با تو ارتباط داشته باشم، اما ازدواج نه، و اگر بخواهم ازدواج كنم با دختري ازدواج مي‌كنم كه اهل ارتباط با پسرها نباشد. دختر هم كه همه آرزوهاي خود را بر‌باد رفته مي بيند، نقشه قتل پسر را مي‌كشد و يا در موارد بسياري دخترها به دليل اين شكست دست به خودكشي زده‌اند شايد خود شما نيز از اين قضايا زياد شنيده يا خوانده باشيد.
ط) دختري كه از دوستي با پسر وارد خانواده‌اي مي‌شود مانند مهمان ناخوانده مي‌باشد. فرض كنيد كه در تعطيلات تابستاني‌پدرتان، همه آماده شده‌ايد تا به مسافرت برويد، در حال بيرون رفتن از منزل ناگهان صداي زنگ بلند مي‌شود، وقتي درب را باز مي‌كنيد، متوجه مي‌شويد، كه يكي از بستگان از راه دور آمده تا چند روزي را در منزلتان بماند. چقدر از اين اتفاق ناراحت مي‌شويد و از او چگونه پذيرايي مي‌كنيد. در مقابل مهماني را فرض كنيد، كه نزد خانواده‌شما بسيار عزيز است و مادرتان او را دعوت كرده است، چقدر تدارك مي بينيد و خود را آماده مي‌كنيد كه به استقبال او برويد و از آمدنش خوشحال مي‌شويد. لذا دختري هم كه بخاطر رابطه با پسر و با اكراه خانواده پسر وارد آن خانواده مي‌شود هيچ‌گاه عزت و احترام دختري را كه آنها خودشان پسنديده باشند و به خواستگاريش رفته باشند ندارد و بايد يك عمر با سركوفت‌آنها زندگي كند.
ك) اين روابط مي‌تواند در آينده باعث گردد كه زندگي دوست شما با مشكل مواجه شود. زيرا پسري كه قبل از ازدواج دختر با او ارتباط داشته ممكن است كه بعد از ازدواج دختر از اين رابطه سوء استفاده كرده و او را تحت فشار قرار دهد. همچنان كه از اين موارد در دادگاه‌ها و مراكز مشاوره بسيار است.
ل) فهرست كردن مضررات و فوائد چنين دوستي‌هايي و بعد معدل گرفتن آيا واقعاً كدام مي‌چربد؟ (حتي ضررها و فوائد احتمالي).

۳ . اهرم مذهبيالف) ايمان عنصري است كه اگر زن و مرد به آن آراسته باشند به دنبال آن زندگي‌اي سراسر از صداقت، صفا، يكرويي، دلسوزي، گذشت، اعتماد، نشاط و… به دنبال خواهد داشت و برخلاف آن بي‌ايماني منشاء خيانت، دروغ، ريا، نفاق است شخصي از معصوم ـ عليه السّلام ـ پرسيد براي دخترم خواستگار آمد به چه كسي بدهم امام فرمود به پسري كه ايمان داشته باشد چون ايمان و خداترسي او باعث مي‌شود كه حتي در نزاع خانوادگي هم به او ظلم نكند و هميشه زندگي سالم داشته باشند يك جوان با ايمان هرگز به خانم خود خيانت نمي‌كند پس چه بهتر است كه براساس ايمان زندگي را شروع كرد.
نكته: نمي‌‌خواهم بگويم حتماً اين پسر مؤمن نيست چه بسا او نيز نياز به اطلاعات كافي در مورد شرع و ازدواج صحيح داشته باشد پس بهتر است كه اگر واقعاً به اين نتيجه رسيده‌اند كه از هر حيث شايستگي همسري هم را دارند به شكل رسمي و شرعي اين مباحث ادامه پيدا كند.
ب) روان شناسان عقيده دارند كه مخالفت با باورهاي ديني (گناه) اثر نامطلوبي در روان ناخود‌اگاه فرد مي‌گذارد.
در ضمير ناخودآگاه احساس مذهبي گناه با وجدان و فطرت پاك خدايي انسان تعارض پيدا مي‌كند و سرانجام پس از مدتي به شكل بيماري روحي ـ رواني و يا جسمي رواني ظاهر مي‌شود اين امر در عمل در بيماران رواني‌اي كه چنين احساس گناهي را داشته‌اند در بررسي‌هاي مشاوره‌اي و باليني آشكار است.
ج) اگر او علاقه‌اي به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ دارد شما مي‌توانيد از اين احساس پاك او كمك بگيرد تا او را در مسير ايشان واداريد و اگر او به اين نتيجه رسيده كه پسر نيز متدين است بخواهد كه اين در مسير شرعي انجام گيرد.
ه‍ ) انسان نيازي به موعظه و پند دارد و گاهي انسان سهواً و از روي فراموشي خلاف مسير حق و خدا مي‌رود به همين خاطر تذكرات مفيد مخصوصاً اگر از طرف كسي باشد كه خود اهل عمل باشد اثر خواهد گذاشت آري شما هم مي‌توانيد در حد خودتان اثر بگذاريد چرا كه نفس همنشيني با شما كه متدين هستيد مي‌تواند در او اثر بگذارد كه در اين راستا هر چه پند و موعظه غيرمستقيم‌تر باشد اثر مطلوب‌تري خواهد گذاشت.
و) او را با كتب ديني جذاب و جاذبه‌هاي دين آشنا سازيد مثل كرامت ائمه ـ عليهم السلام ـ عشق به امام زمان (عج)، كتب عرفاني.(۴)
ح) از قيامت و عذاب‌هاي آن برايش بگوئيد(۵) (نه در حد افراط و البته غيرمستقيم).
ط) داستان حضرت يوسف را كه پاكي پيشه كرد و رسوايي زليخا را برايش نمايان سازيد (تفسير اين سوره را برايش به نحوي بيان كنيد) از زندگي افرادي كه پاكي پيشه كردند و از طرف خداوند مورد عنايت‌هاي ويژه‌اي قرار گرفتند برايش بگوئيد.(۶)
ي) پيوسته با او باشيد و القاء كنيد كه در محضر خدا و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ مخصوصاً امام عصر (عج) هستيم (البته خسته كننده نباشد) اين كار مي‌تواند با بيان داستان و… صورت گيرد او را از دوستان وسوسه‌گر ناباب دور نگه داريد و حرف‌هاي آنها را خنثي سازيد.
حرف آخر: با توجه به مطالب فوق بايد بگويم كه راه حل را بايد در مجموعه‌نگري به بحث پيدا كرد از بحث‌هاي خشك و خسته‌كننده پرهيز كنيد در قالب مهر و محبت راه‌حل‌هاي فوق را بيان كنيد و حتي در صورتي كه او ناراحت نشود اين پاسخ را به او نشان دهيد تا متوجه شود كه چقدر به حال او دلسوزي مي‌كنيد و اينكه اگر واقعاً دنبال زندگي‌ايي موفق و بانشاط هستند بايد چه فرايندي را از لحاظ شرعي و منطقي آن هم فقط و فقط به خاطر آرامش و سلامت زندگي آينده طي نمايند و ديگر اينكه صرف علاقه را معيار زندگي مشترك قرار ندهند، ناگفته نماند كه هيچ عيبي ندارد يك دختر از صفات انساني يك پسري خوشش آيد و ببيند كه او مي‌تواند همسري با ايمان، ايده‌ال، فعال، صادق براي او باشد اما چيزي كه مهم است اين است كه بايد در قالب شرع امر خواستگاري صورت بگيرد تا از آسيب‌پذيري هم مصون ماند.

 

پاورقی:

  1. اميني، آيين همسرداري، رجوع كنيد.
    ۲٫ عاشقت هستم.
    ۳٫ ازت متنفرم.
    ۴٫ حسنعلي نخودكي اصفهاني، كتاب نشان از بي‌نشان‌ها و قاضي زاهدي، تاب شيفتگان حضرت مهدي(عج).
    ۵٫ نجفي قوچاني (داستان)، معرفي كتاب سياحت غرب.
    ۶٫ مطهري، مرتضي، قصة ابن سيرين رجوع شود به كتاب داستان راستان، زندگي شيخ رجبعلي خياط كه به كرامات زيادي در اثر مخالفت با هواي نفس و جواب رد به دختري كه او را به گناه مي‌خواند دست يافت رجوع شود به كتاب محمدي ري‌شهري، محمد، كيمياي محبت، قم، دارالحديث.

 

دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

دختري ۱۸ ساله هستم كه در برابر نامحرم مخصوصاً اگر مجرد باشد، خيلي استرس دارم و اصلاً راحت نيستم و دست و پايم شروع به لرزيدن ميكند و ترس دارم كه طرف مقابل بفهمد من استرس دارم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

مقدمه: يكي از صفات خوب و با ارزش انسان مؤمن داشتن حيا و رعايت حريم بين محرم و نامحرم ميباشد و اين خود يكي از عنايات خداوند به بندة خود ميباشد كه روحية تقوا و خداترسي داشته باشد و در مقابل موقعيتهاي حساس و شبهه انگيز، واكنش نشان دهد. حيا، در واقع شرمي است كه برخاسته از درك خوبيها و بديهاي اختياري ميباشد يعني انسان دستهاي از كارهايي را خوب و دستهاي را منفي ميانگارد و اين برخلاف روحية حيوانات ميباشد كه چنين دركي در آنها وجود ندارد. نگاه داشتن حريم هاي الهي و شرم و حيا، از ارزشهاي طبيعي و مطلوب انسان و همان خواستگاه اسلام و رهبران الهي ميباشد.(۱)
چنانچه امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي نوراني و زيبا ميفرمايد: «لا ايمان لمن لاحياء‌له»(۲) يعني كسي كه حيا و شرم ندارد،‌در واقع ايمان و عقيده درست ندارد، خواهر گرامي، مسئله حرمت نگهداري كه يكي از ويژگيهاي شما ميباشد، به قدري مهم و قابل تقدير است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ در نامهاي به اصحاب خود، از آنان ميخواهد كه نهايت دقت و توجه را به اين مسئله داشته باشند و چنين ميفرمايد: «عليكم بالحياء والتنزه عما تنزه عنه الصالحون قبلكم».(۳) يعني بر شما باد به حيا و پاكي از چيزهايي كه افراد شايسته قبل از شما آن را رعايت ميكردند. خواهر محترم، قرار دادن حريم بين خود و نامحرم داراي بركات زيادي همچون بازدارنده از زشتيها، پوشيده شدن عيوب از ديدگاه ديگران، ايجاد روحيه عفت و پاكدامني براي انسان است. چنانچه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در اين باره مي فرمايند: «الحياء‌يصدعن فعل القبيح»(۴) يعني حيا و شرم موجب ميشود كه انسان از فعل زشت و قبيح دوري كند.

متانت و سنگيني در مقابل نامحرمبايد دانست كه از ويژگيهاي بارز دختران جوان و با حياء‌كه سعادت دنيوي و اخروي آنان را به ارمغان ميآورد متانت و وقار آنها در مقابل نامحرمان است. ايشان در پرتو حيا و عفاف در برابر هيجان ها و هوسها و صحنههاي انحراف آميز، آنچنان آرام و وزين هستند كه كوچكترين سبكي و حقارتي از خود نشان نميدهند. خواهر عزيز، چنين اشخاصي در سخن گفتن، راه رفتن، در برخورد با افراد مختلف، در نشست ها و برخاست ها در حد طبيعي و مشروع آن، نهايت اعتدال و دقت را به كار ميگيرند. آنان برخلاف دختران و زنان سبك و بي ارزشي هستند كه از شخصيت كافي و شايستهاي برخوردار نيستند و با آرايش و پوشش نامناسب، خودنمايي در برابر نامحرمان، خنده هاي كذايي و… بي ارزشي و حقارت خود را به تصوير مي كشند و گداي محبت و عشق مجازي و ويرانگر افراد آلودهاند.(۵)

حياي سازنده و زيان باراما با چنين توصيفاتي،‌بايد توجه كرد كه انسان از حالت اعتدال و آنچه كه اسلام از حيا و شرم تعريف كرده است خارج نشود و با افراط و تفريط هاي نامناسب عرصة زندگي را بر خود تنگ ننمايد. خواهر محترم، از نظر اسلام مطلق حيا و شرم پسنديده نيست، از ديدگاه پيامبر مكرم اسلام، حيا بر دو گونه ميباشد حيايي كه از حكم عقل و فهم برخاسته باشد و ديگر حياي منفي و نامناسبي كه نشانة حماقت و ناداني انسان ميباشد.(۶) حيايي كه انسان را از كارهاي زشت و ناپسندي چون جلوه گري در مقابل نامحرم باز مي دارد،‌حياي خوب و مورد تأييد اسلام ناب و واقعي ميباشد و نشانة عقل و تدبير حقيقي انسان است و آنچه كه در فضيلت حيا در اسلام آمده است، همين حيا ميباشد. حياء از خداوند، حيا از خود، حيا از ديگران در مواقع گناه، حيا از فرشتگان الهي،‌حيا از معصوم ـ عليه السّلام ـ حيا از پدر و مادر و… همه از مصاديق اين حياء مطلوب ميباشد. خواهر محترم، حيائي كه انسان را از كارهاي نيك باز دارد و زمينه استرس و اضطراب و ناراحتي را براي انسان فراهم كند، بي شك از نظر اسلام مردود است.

حيا و كم رويي و خجالتگاهي پيش ميآيد كه انسان ناچار و ناگزير است در حد ضرورت با نامحرم ارتباط برقرار كند و دليلي ندارد كه انسان حالت ترس و دلهرة غير طبيعي به او دست دهد به عنوان مثال گاهي براي خريد چيزي از يك مغازه اقدام مي كنيم و فروشنده هر كسي كه باشد، اسلام به ما اجازه داده است كه در حد متعارف با او ارتباط طبيعي و بدور از ريبه و شبهه ايجاد كنيم. گرچه حيا و شرم از بزرگترين ارزشهاي انسان مؤمن محسوب ميشود. ولي كم رويي و خجالت و دلهره داشتن كه از خود كم بيني و عدم ارادة قوي نشأت مي گيرد، پسنديده نيست و از شرم و حيا جداست. فردي كه كم رو و خجالتي است، توانايي كارهاي مثبت و خوبي همچون سؤال و جواب، دفاع از حق، حرف زدن با ديگران به طور طبيعي و مشروع و… را ندارد و گاهي اگر كار ناپسندي را انجام نمي دهد،‌به خاطر ترس از ديگران ميباشد واين مورد تأييد اسلام نيست.(۷) خواهر ارجمند، بي شك خانوادههاي انبياء و معصومين ـ عليهم السّلام ـ و بزرگان ديني با مردم و نامحرمان ارتباط طبيعي و متعال مورد تأييد شرع را داشته اند و هيچ عيب و ايرادي بر آنان وارد نبوده است. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه از نظر اسلام ترس از نامحرم يك حالت و صفت مثبت براي زنان و دختران ميباشد ولي نبايد از حالت تعادل خارج شد و يا خود را در موقعيت هايي قرار داد كه زمينههاي ترس شديد و اضطراب جدي از طرف نامحرم براي شخص ايجاد شود. اما ارتباطات صحيح و عادي هيچگونه عيب و اشكالي ندارد و نبايد ناراحت و دلهره داشت.

راهكارها و نكات پيشنهاديالف) تقويت ايمان و اعتقاد
از آن جا كه يكي از ثمرات و ميوه هاي ايمان حياء مثبت ميباشد، ايمان موجب ميشود كه اوّلاً ‌انسان با روحية شرم و حيا پرورش پيدا كند و ثانياً در ساية توكل و اعتماد بر خدا و معصومين ـ عليهم السّلام ـ آرامش و اطمينان قلبي بر او حاكم شود و خود را در محضر خدا ببيند و از كسي ترس و دلهره نداشته باشد و موقعيت اصلي ابراز حيا و حرمت نگهداري را درك كند.(۸)

ب) تقويت ارادهبرترين توشة يك انسان ايده آل، اراده و جزم قطعي او ميباشد كه بنابر فرمايش امام كاظم ـ عليه السّلام ـ به وسيلة آن راه كمال و سعادت حقيقي را مي پيمايد.(۹) بايد به وسيلة ايمان و توكل و كوشش فراوان، شخصيتي مطلوب از خود بسازيم تا در مقابل ديگران بخصوص نامحرمان، خود را نبازيم و حس كنيم كه ما نيز داراي يك شخصيت بزرگ و متعالي هستيم و طرف مقابل نيز بالاخره،‌يك انسان ميباشد و جايي براي ترس و دلهره و يا اينكه طرف مقابل متوجه ترس ما شود، نمي ماند. از همين الآن اراده نماييم كه وقتي با افراد مختلف مواجه شديم نرمال و طبيعي و سازنده برخورد كنيم و متوجه مي شويم كه اين يك كار بسيار ساده و راحت ميباشد.

ج) تلقين مثبت و روحيه بخشي به خودتلقين و افكار مثبت، يك عامل بسيار مهم در رشد و موفقيت انسان بخصوص براي ايجاد صفات خوب و ريشه كني عادات ناپسند ميباشد. يك جوان ميتواند در شكل دهي شخصيت خود با ديدي تعالي بخش و عادت آفرين به تلقين ذهنيتها و باورهاي درست، اقدام كند.(۱۰) كافي است كه هميشه به خود تلقين كنيم كه جز خداوند كسي لايق ترس و دلهره آن هم به واسطة گناه نيست و در پناه خدا و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ ، نبايد از كسي به طور غير طبيعي دلهره و وحشت داشت،‌آن وقت مي بينيم كه هميشه در مقابل نامحرم، اضطرابي نداريم و فقط حريم هاي الهي را رعايت مي كنيم.

د) مطالعة كتب ديني واخلاقي خواهر محترم،‌بي شك طي كردن مسير انسانيت و سعادت بدون علم و دانش ميسور نميباشد، مطالعه كتابهاي مختلف ديني به ويژه سيرة معصومين ـ عليهم السّلام ـ زندگي زنان بزرگ و الهي همچون فاطمه زهرا ء (س) كه مظهر شجاعت و عفت بود و…. مي تواند ما را در ايجاد يك روحية‌متعادل و منطقي در برخورد با افراد ياري نمايد. آرزوي ما موفقيت و كاميابي شماست.

هـ) ورزش:ورزش فوائد بي شماري دارد يكي از آنها تقويت اعتماد به نفس فرد است

ح) فهرست توانايي و موفقيت هاي گذشته: فهرستي از موفقيتها، تواناييهاي گذشتة تهيه كنيد و در روز ۲ بار مرور كنيد.
و ) براي رفع مشكل خود از خدا و ائمه ـ عليهم السّلام ـ كمك بخواهيد دعا كنيم.
و) خواهر محترم، گاهي تصورّات غلطي از محيط خانواده و يا همسالان راجع به نامحرم و راههاي ارتباط مثبت با آنها براي شخص بوجود ميآيد، كه لازم است كه بوسيلة ارتباط با اشخاص صاحب فن مانند مشاوران خانواده، روحاني مسجد و … چنين تصورّاتي را از خودمان دور نماييم. سعي كنيم هميشه در هر موردي بويژه روابط محرم و نامحرم با بينش و اطلاعاتي كافي عمل نماييم.
ز)اگراز يك نگاه ديگر به اين مسأله نگاه كنيم ممكن است بگوييم كه شما احتمالا يك باور و يا خطاي شناختي نسبت به پسر مجرد پيدا كرده ايد كه اين خطاي شناختي يا باور غير واقعي ممكن براي اثر يك تجربه ناخوشايند در گذشته باشد و يا خود شاهد آن خاطره تلخ بوده ايد البته ممكن است شنيدن يك مسأله ناراحات كننده و ناگوار كه در آن يك فرد مجرد نقش منفي داشته و باعث اضطراب و وحشت فردي ديگري از جنس مخالف شده، باعث به وجود آمدن يك اضطراب تعميم يافته به ساير موقعيت هاي مشابه شده باشد كه شما بايد در صورت صحت اين فرضيه با يك بازنگري شناختي اين باور هاي غير منطقي و ساخت ذهني غير واقعي را شناسايي و و آن را با كمك يك مشاور از ذهنتان پاك كنيد.
ح) با توجه به سؤال شما كه بطور مختصر اين مشكل خود را بيان نمودهايد پيشنهاد ميشود جهت حل بيشتر آن، با مركز مشاوره مكاتبه نموده و ما را در جهت ارائه راه حلهاي دقيقتر و كاربردي تر ياري رسانيد. آرزوي ما موفقيت شماست.

 

پاورقی:

  1. دختران، پندها و هشدارها، محمود اكبري، چاپ ياران، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، ص ۲۵٫
    ۲٫ مرآة العقول، ج ۸، ص ۱۸۷٫ به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان،‌ص ۲۵٫
    ۳٫ ميزان الحكمه، ج ۳، ص ۱۳۵٫ به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۲۶٫
    ۴٫ همان، ص ۲۷٫
    ۵٫ دختران، پندها و هشدارها، ص ۳۹٫
    ۶٫ خصال صدوق، ص ۵۶۶، به نقل از كتاب دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۲۹٫
    ۷٫ دختران، پندها و هشدارها، همان، ص ۳۵٫
    ۸٫ درآمدي بر شخصيت جوان، سيد ضياء مرتضوي، چاپ اول، دفتر تبليغات اسلامي قم، ۱۳۷۹ قم، ص ۶۰٫
    ۹٫ همان منبع، ص ۶۱٫
    ۱۰٫ همان منبع، ص ۶۹٫

منبع:نرم افزار پاسخ

در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.

در دانشكده با تمام دخترهاي كلاس سلام و عليك دارم. گفتگوهاي دوستانه با حفظ حريم همديگر داريم. به نظر من اين گونه ارتباط ها شايد در ابتدا كمي در روحيه تأثير گذارد و در كل سبب رقابت بين ما مي شود. اگر اين چنين نيست … مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

همچنان که مي دانيد با توجّه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجرّدِ غالب دانشجويان و خطرات جدّى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، انتظار مي رود برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمّى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند چنين روابطى با او برقرار نشود و اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با او چه ضرورتى براى شما دارد.

ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه تحريكي در كار نباشد و به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشكالى ندارد. امّا با اين حال، حتّى الامكان لازم است در كلاسها به گونه‏اى باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:

۱ـ از گفتگوهاى تحريك كننده و شوخي پرهيز شود.

۲ـ از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.

۳- دو نفر نامحرم در محيط بسته، تنها نمانند.

۴- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده برايتان كاملاً مساوى فرض شوند، اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

۵- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفّت و حيا را فراموش نكنيد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. [A}بل الانسان على نفسه بصيره{A؛ آدمى بر نفس خو  د آگاه و بيناست].V}(قيامت، آيه ۱۴){V

هر چند که مي دانيم که نکاتي که به آنها اشاره شد براي خود شما نيز روشن است ولي هم چنان که مي دانيد، تأثيري که در شنيدن است در دانستن نيست. ما در دوران مشاوره به موارد بسياري برخورده ايم که ماجرايي از يک شوخي و خنده شروع شده و کار به تباهي دنيا و آخرت کشيده شده است. بنابراين فراموش نکنيم که چنين فرصت هايي بهترين موقعيت براي به فرو افتادن در دام ابليس است.

انسان معمولا سعي مي کند کارهاي خود را توبيه کند به ويژه آن که طبق فرموده قرآن: [A}زين للناس حب الشهوات{A؛ شهوات براي انسان تزيين و بزک مي شوند]

 

در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.

در محل تحصيلم با خانمي آشنا شدم بعد از مدتي ايشان به من پيشنهاد رفاقت داد من هم مانعي نديدم و پذيرفتم، مدتي بعد از اين قضيه مشكلات ما شروع شد مبني بر اين‌كه من چرا به ايشان كم محلي مي كنم و تحويل شان نمي‌گيرم، پاسخ دادم اخلاق من همين است.

پاسخ:

گرچه رفاقت و دوستي از مهمترين نيازهاي بشر در طول زندگي به خصوص دوران جواني است و اساساً زيستن در اجتماع و پيمودن راه تكامل بدون آن ميسر نيست، چون انسان مدني بالطبع است و در رواياتي كه از ناحية ائمة معصمومين -عليه السلام- به ما رسيده نيز ما را تشويق به داشتن «دوست» نموده است(۱) امّا آنچه در اين ميان حايز اهميت است، تشخيص دادن دوستان واقعي است. دوستان را نبايد به طور تصادفي برگزيد گرچه بسياري از مردم چنين رفتار مي‌كنند، يعني به دليل آن‌كه در جايي معين متولد شده‌اند يا چند سالي در يك مدرسه با هم بوده‌اند، با عدّه‌اي از مردم دوست مي‌شوند بدون آن‌كه طرف را از نظر اخلاق و سلايق و تيپ شخصيتي مورد آزمون قرار دهند كه آيا همخواني و سازگاري با وي دارد يا خير. علّت اين كه عمر غالب دوستي‌ها در دوران نوجواني كم و كوتاه مي باشد، همين نكته است. چنانچه از نامة شما نيز بر مي‌آيد علّت اصلي بهم خوردن رفاقت شما در اين بوده است كه در انتخاب دوست دقت نكرده‌ايد. اساساً از طرف شما انتخاب صورت نگرفته است. به مجرّد اين‌كه دوست شما پيشنهاد رفاقت نموده است و شما را از ميان هم كلاسي‌ها شايستة دوست شدن، تشخيص داده است، بي‌درنگ پيشنهاد وي را پذيرفته‌ايد. و دوست‌تان گرچه به نظر خودش شما را بهترين دوست تشخيص داده است، امّا معلوم است كه در اين انتخاب موفق نبوده است. شايد به اين نكته توجّه نداشته است كه در انتخاب دوست علاوه بر ملاك‌هاي ايمان، تدين، صداقت، امانتداري و… سازگاري از نظر سلايق وتيپ شخصيتي نيز ضرورت دارد. براي اين‌كه بيشتر به اين نكته توجّه كنيد، توضيح مختصري را در اين خصوص يادآور مي‌شوم.
الف: شرايط لازم و ملاك‌هايي كه در آيات قرآن و روايات بدان اشاره شده است. تقوا و دين مداري اصلي‌ترين ملاك انتخاب دوست مي‌باشد چون دو فرهنگ ديني ارزش انسان با معيار تقوا سنجيده مي‌شود.(۲) چون دوستان با تقوا و پاك‌دامن مانند چتر نجات در هنگام ظهور حوادث انسان را نجات داده از طوفان‌هاي خطرناك گناه و معصيت مصون مي‌دارد.(۳)
در روايات نيز در خصوص اين‌كه با چه كساني دوست شويم، شرايط و اوصاف دوستان شايسته ذكر شده است (۴)در پاره‌اي از روايات نيز به اوصاف دوستان ناباب اشاره شده و از دوستي با آنان نهي شده است.(۵) اين دسته از شرايط در اصل انتخاب دوست، ضرورت دارد و اگر پاره‌اي از آن‌ها وجود نداشته باشد، انتخاب دوست با ملاكهاي شرعي صورت نگرفته است، آنچه از نامة شما بر مي‌آيد،‌ مشكل شما برخواسته از رعايت نكردن اين دسته از شرايط نيست چون هيچ تذكري نداده‌ايد كه وي از نظر مسايل اعتقادي مشكل دارد و يا فاسد و بي بند و بار است و با افراد ناباب رفت و آمد دارد و… اگر ناسازگاري‌تان ناشي از يكي اينها مي‌بود قطعاً به شما توصيه مي‌نموديم كه رابطة خويش را با وي قطع كن و بعد از اين هيچ توجّهي به او نداشته باش چون احتمال دارد در مرور زمان روي شما نيز اثر گذاشته و منحرف سازد. بلكه مشكل شما مربوط به دستة ديگري از شرايط دوستي است كه اينك بدان اشاره نموده راه اصلاح آن را نيز يادآور مي‌شوم.
ب: شرايطي كه در استمرار دوستي و رفاقت ضرورت دارد. بسياري از اين شرايط با استفاده از دانش روان‌شناسي بدست مي‌آيد و حكايت از ميزان موفقيت فرد در روابط بين فردي دارد. برخي افراد درون‌گرا و عدّه‌اي برون‌گرا، برخي كنجكاو و پرجنب وجوش و عدّه‌اي كم حرف، ساكت و آرام و… اين ويژگي‌ها و خصوصيات گرچه ممكن است در زندگي فردي، مشكلي ايجاد نكند و انسان تا وقتي كه در تعامل با ديگران نيست اصلاً توجّهي به اين تفاوتها نداشته باشد امّا آنگاه كه در محيط خانواده،‌ مدسه و يا اجتماع با ديگر افراد در تعامل مي‌شود، ممكن است به مشكلاتي برخورد نمايد. فردي كه شخصيت درونگرا دارد و هميشه ساكت است اگر با فردي كه تيپ شخصيتي‌اش برون‌گرا است و كنجكاوانه به دنبال جمع‌آوري اطلاعات مي‌باشد و دائم دوست دارد بگويد و بشنود، اگر با هم طرح دوست بريزند، قطعاً موفق نخواهند بود، دير يا زود رشته‌هاي دوستي آنان سست خواهد شد به خصوص اگر به تفاوت‌هاي فردي از نقطه نظر روان شناختي، آگاهي نداشته و كارهاي طرف مقابل را به حساب بي‌تفاوتي وي بگذارد و او را متهم سازد كه رسم دوستي را رعايت نمي‌كند. به نظر مي‌رسد كه ناسازگاري شما با دوست‌تان ناشي از تفاوتهاي فردي باشد، اگر واقعاً اينگونه است و مشكل اساسي با هم نداريد، با رعايت اين نكات مي‌توانيد روابط خويش را بهبود بخشيد. ۱- با هم توافق نماييد كه احترام متقابل را حفظ نموده و با گذشت و ايثار نسبت به هم رفتار كنيد. شما اگر واقعاً براي دوست‌تان محل نمي‌گذاريد و تحويل‌اشان نمي‌‌گيريد كار درستي نيست.
۲- براي دوست‌تان اين نكته را تذكر دهيد كه دوستي چهارچوب و حدود خاصي دارد و اگر واقعاً مي‌خواهد با شما رابطة دوستي داشته باشد، به اسرار خانوادگي و مسايل شخصي شما دخالت نكرده و سعي نكند از هر چيزي سر در بياورد. شما نيز سعي كنيد نگرش مثبت نسبت به وي داشته، سؤالات وي را در حدّ كلّي پاسخ دهيد. ۳- با رفتار و گفتار خود به وي نشان دهيد كه او را دوست داريد و شخصيت‌ او نزد شما داراي احترام است، وقتي اين بزرگواري را از شما ديد، رفتار و عادات نامطلوب‌اش را اصلاح خواهد نمود. ۴- علّت اين‌كه در تعطيلي‌ها به ديدار خانواده‌اش نمي‌رود را از وي جويا شويد ممكن است مشكلي پيش آمده و همين مسُله باعث شده كه بيش از حدّ به شما وابسته شود و نيازهاي عاطفي ارضا نشده‌اش را در شما جستجو كند. شايد يكي از دلايل اين‌كه در مورد خانوادة شما كنجكاوي مي‌كند نيز اين باشد كه وي به دنبال گمشدة خويش است و انرژي رواني‌اش روي موضع خانواده تثبيت شده است. يك بار برايش پيشنهاد كن كه با هم به ديدار خانواده‌اش برويد. چه بسا ممكن است مشكلات وي را بتوانيد حل نماييد.
۵ـ يادآور شده‌ايد كه دوست شما قصد ازدواج دارد، وي را در انتخاب همسر شايسته ياري نماييد، ممكن است با ازدواج، ميزان وابستگي وي به شما كاهش يافته و نيازهاي عاطفي و رواني‌اش در كانون گرم خانوادة ارضا شود.
۶ـ سعي نماييد كه فاصلة ملاقات‌هاي شما بيشتر شده مثلاً قرار بگذاريد كه در هفته يك بار همديگر را ببينيد تا از شدت وابستگي شما به هم كاسته شود.

 

پاورقی:

  1. – نهج‌البلاغه ، ق۱۲٫
    ۲٫ – حجرات:۱۳٫
    ۳٫ – همان. زخرف:۲ به اهميت تقوا در انتخاب دوست، اشاره نموده است.
    ۴٫ – محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحمكه، ج ۲، ص ۶۱٫ سفينه البحار، ج۲، ص ۲۷٫ صدوق، امالي، مجلس ۵۹، حديث ۱٫
    ۵٫ – ابن ابي الحديد، شرح نهج‌البلاغه ، ج۲، ص ۲۷۲٫ آمري، غرر الحكم، ج۲، ص ۸۱۱٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۲۱۴٫

منبع:نرم افزار پاسخ

درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد.

درست از اين تاريخ كه مي‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسري دنبال من افتاد. تمام وجودم را در آن مسير ترس فرا گرفته بود؛ ولي وقتي به مخابرات رسيدم، به خاطر شلوغي و وقت كمي كه داشتم، برگشتم. در بين راه، خودش را به من رساند و گفت: خانم مي‏شود يك لحظه صبر كنيد من فكر كردم، حتماً سؤالي دارد و ايستادم. او پرسيد: دانشجوي دانشكده ادبيات هستيد؟ با حالت نفرت و تندي جواب دادم: بله. گفت: رشته‏ات چيست؟ گفتم: به شما چه ربطي دارد؟ راه خود را گرفتم و رفتم. او همچنان دنبالم بود. شب بعد، بر حسب اتّفاق، من دوباره ايشان را ديدم. باز هم بي‏اعتنايي كردم. شب سوم، خانواده‏ام به من زنگ زده بودند و براي دختر عمه‏ام پيغامي داشتند كه من باز روز سوم رفتم جلوي در دانشگاه، كه به دختر عمه‏ام زنگ بزنم كه از شانس بدم تلفن خراب بود، مجبور بودم صد متر بالاتر بروم و از باجه سر خيابان استفاده كنم. باز دوباره او خودش را به من رساند و گفت: خانم عزيز يك لحظه صبر كنيد من در جواب گفتم: من با آدم‏هاي ولگرد حرفي ندارم. او گفت: ولگرد چيه؟ من دانشجو هستم دو روز بعد، بار ديگر ايشان را جلو دانشكده ديدم. عزمم را جزم كردم كه بروم جلو و ببينم اين همه سر سختي كردن و توي سرما به انتظار ايستادن، به چه علت است. حدود يك ساعتي توي خيابان اصلي مسير خوابگاه با هم صحبت كرديم، امّا همه صحبت‏هاي او را به باد مسخره مي‏گرفتم، تا اين‏كه روي نيمكتي نشستيم. او كارت دانشجوييش را به من داد و من اولين كاري كه كردم، شماره دانشجويي و رشته او را در ذهن خود جا دادم و روز بعد به دانشكده او رفتم و تحقيق كردم، خيلي بيش از حد تعريف شنيدم. احساس غرور به من دست داد و از اين همه صداقت و خوبي كه در او مشاهده كردم، از او خوشم آمد. روز بعد و روزهاي بعد بيشتر مشتاق ديدار او شدم. در بين صحبت‏هايمان متوجه شدم كه ايشان از سنگيني من و سنگين راه رفتن من خوشش آمده است. او مي‏گفت: من مي‏خواهم شما دوست من باشيد، انسان بايد دوستاني براي خود در اين سن داشته باشد. جامعه، ما را آن قدر خواب كرده كه چرا نبايد دختر و پسري كه هم‏ديگر را مي‏خواهند، همديگر را قبلاً نشناسند و بعد از مدتي، به خاطر عدم شناخت، مجبور به طلاق شوند و خلاصه از اين حرف‏ها كه شايد من و شما هم از اخلاق هم خوشمان آمد. به هر حال، من به شما قول ازدواج نمي‏دهم، مگر اينكه بتوانيم نظر همديگر را جلب نماييم. من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پي هواي عشق بودم و در اميد اينكه بتوانم با متانتي كه از خود نشان مي‏دهم، نظر او را براي ازدواج جلب كنم. بله، از حرف‏هايش، از صداقتش، نتوانستم چيزي بفهمم.

 رفت و آمدها و صحبت‏هاي شيرين او همه چيز را از من گرفته بود. روزي از خود او شنيدم كه گفت: تو دختر سرسختي بوده و هستي، من تصميم گرفته بودم، هر طور شده تو را رام كنم و اين او بود كه به تمام خواسته‏هايش رسيده بود. بعد از يك ماه، يك روز به خوابگاه من زنگ زد و گفت: بيا خانه‏ام كارت دارم نيم‏ساعت بيشتر وقتت را نمي‏گيرم وقتي من بعد از افطار رفتم، گفت: قصد ازدواج دارد و هنگامي كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطي نخواهد داشت، چون نسبت به زندگيش مسئوليت دارد. او كلي اظهار مي‏كرد كه عوض خواهد شد. من هم اولين كلمه، گويا اجباراً تبريك بود كه گفتم، امّا آن شب من دو ساعت در خانه او بودم. آن قدر به خاطر مسئله‏اي كه مي‏گويم، سرزنش كرد كه من واقعاً گريه‏ام گرفت. گريه كردم بر تمام چيزها. من اولين دفعه، توي زندگي‏ام گول خوردم، بازيچه دستان يك پسر قرار گرفته بودم.

 دلم پر از كينه و نفرت شده، همه‏اش در صدد انتقام هستم. دلم مي‏خواهد خفه‏اش كنم، چون او به تمام خواسته‏هايش رسيده بود و اكنون من مانده‏ام و دنياي غم و غصه، دنياي ندامت و پشيماني، دنياي بد بيني، دنيايي از نفرت به تمامي انسان‏ها، دنياي ترس و وحشت، دنياي افسوس، دنيايي كه بقيه را اگر نگويم، بهتر است. ديگر روحيه هيچ چيز ندارم، خواهش مي‏كنم كمكم كنيد و بگوييد چه كنم كه بتوانم مرهمي بر زخم‏هاي دلم بگذارم؟ عاجزانه كمك مي‏خواهم من تمام مسئوليتم را فراموش كرده بودم. من خسته شده‏ام. از دنيا و زمانه خسته شده‏ام، از تمام اين مَكر و حيله‏ها. كمكم كنيد. من هيچ دوستي كه بتوانم اين طور راحت حرف‏هايم را با او در ميان بگذارم، ندارم. من مانده‏ام با كلي تنهايي، من هستم و خستگي و پشيماني.

پاسخ:

 

قبل از اينكه به حلّ مشكل بپردازيم، تا به قول شما: [مرهمى بر زخم‏هاى دل خويش بگذاريد]، بايد علل و عواملى كه باعث اين همه نگرانى و درد و رنج (ترس و وحشت نسبت به تمام انسان‏ها و بد بينى به آنان، خستگى از دنيا و زمانه، استيصال و درماندگى، احساس افسردگى و سرخوردگى و نا اميدى از همه چيز) شده است، شناسايى شود، تا با روشن شدن صورت مسئله، بهتر بتوان براى جبران خطاهاى انجام گرفته، اقدامى انجام داد و يا راه كار عملىِ مناسبى ارائه كرد.

نخستين خطا و اشتباه شما، خوش باورى و اعتماد به فردى بود كه نه تنها شناخت كافى از او نداشتيد؛ بلكه براى اولين‏بار او را ديده بوديد و به قول خودتان، با چنين سابقه‏اى حاضر شديد، با او در خيابان قدم بزنيد و با وى گفت و گو كنيد؛ چرا و بر اساس چه منطقى، به خود جرأت داديد كه با چنين فردى هم سخن شويد؟ شما كه قبلاً يكى دو بار با بى‏اعتنايى و بى‏توجهى از مقابل او گذشتيد، چه شد كه وقتى به شما گفت: [خانم عزيز يك لحظه صبر كنيد] كوتاه آمديد؟ با خود فكر نمى‏كنيد كه چگونه اين جمله فريبنده و ناشى از احساسات شهوت آلود، توانست اراده شما را سست كند؟ افسوس كه در پى اولين خطا، لغزش‏هاى بعدى، يكى پس از ديگرى پديد آمد

خشت اول گر نهد معمار كج‏    تا ثريا مى‏رود ديوار كج‏

 

همين جا او توانست با تعريف و تمجيدهايش از شما (مانند اينكه از سنگينى و متانت شما خوشم مى‏آيد)، احساسات شما را بيشتر تحريك و به تدريج، در قلبتان نفوذ كند كسى كه در ابتدا، از او نفرت داشتيد، بلافاصله در روز بعد، دنبالش به راه افتاديد و تحت عنوان اصطلاح زيبا و مقدس [تحقيق و پرس و جو]، به ميان دوستان و همكاران وى رفتيد و قدمى ديگر به سوى خطر برداشتيد و به پرتگاه و سقوط نزديك‏تر شديد اين، دومين خطاى شما بود.

از چه كسانى و در چه محيطى تحقيق و پرس و جو كرديد؟ منابع تحقيق شما تا چه اندازه قابل اعتماد بود؟ آنان تا چه اندازه با ماهيّت حقيقى طرف مقابل و نيّت سوء او آشنايى داشتند؟

در امر ازدواج، تحقيق و آشنايى ضرورى است؛ امّا به شرط اينكه شرايط تحقيق، صحيح و معقول و مشروع باشد. تحقيق كننده، منابع و ابزار تحقيق و چگونگى آن، بايد از شرايط لازم و كافى برخوردار باشند، تا به طور صحيح و كامل، بتوان تمام جوانب قضيه را مورد تحقيق و رسيدگى قرار داد.

لغزش سوم شما نيز اين بود كه به قول خودتان: [من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پى هواى عشق بودم؛ به اميد اينكه بتوانم با متانتى كه از خود نشان مى‏دهم، نظر او را… جلب كنم…]؛ لذا چنين تصميم گرفتيد كه با وى رابطه دوستانه برقرار كنيد

خطاى چهارم و بزرگ‏تر شما اين بود كه وقتى شما را به خانه خود دعوت كرد، بدون هيچ تأمل و درنگى دعوتش را پذيرفتيد. آيا وقتى كه به شما گفت: [قصد ازدواج دارد و هنگامى كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطى نخواهد داشت، چون نسبت به زندگى‏اش مسئوليت دارد…]؛ درنيافتيد كه چنين افرادى، دخترانى شبيه شما را ابزار هوس رانى‏هاى زودگذر خود قرار مى‏دهند و براى ازدواج و زندگى آينده خود، به دنبال افراد ديگرى مى‏روند و در واقع، شما گزينه آنها در ازدواج نيستيد؟ شما تنها قربانى چنين فردى نبوديد و دختران ديگر نيز به دام شيطانى وى افتاده‏اند.

تكيه ما بر بيان اين خطاها، صرفاً بدين خاطر بود كه چشم خود را بگشاييد و با شناخت مواضع خطا و لغزش، بهتر بتوانيد از پرتگاه‏هاى سقوط دورى گزينيد. اكنون به منظور كاهش دردها و رنج‏هاى ناشى از خطاها و لغزش‏هاى گذشته و احتمالى آينده، مناسب است راه كارهاى عملى زير را اجرا كنيد.

T}يكم. {Tگذشته خود را – كه حكايت از نجابت، پاكدامنى و رفتارى متكبرانه با نامحرم داشت – به ياد آوريد و به آن به عنوان يك ويژگى ارزشمند و ستودنى افتخار كنيد. هر چند دچار لغزشى يا لغزش‏هايى در اين جريان شده و در يك مورد نتوانسته‏ايد در برابر رفتارهاى شيطانى و گول زننده فردى سودجو مقاومت كنيد؛ اين بدان معنا نيست كه در مواردى ديگر نيز از خود محافظت نكنيد و به قول معروف: [حال كه آب از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب] بلكه بايد گفت: [ماهى را هر وقت از آب بگيريم، تازه است]. بنابراين اكنون كه چنين تجربه تلخ و ناگوارى را چشيده‏ايد، تصميم قاطع بگيريد به چنين دعوت‏هايى پاسخ منفى بدهيد و در حفظ و نگهدارى گوهر پاكى و پاكدامنى خود كوشا باشيد و اين بزرگ‏ترين درس زندگى است و مطمئن باشيد كه موفق مى‏شويد.

T}دوّم.{T تصميم جدّى بگيريد كه در چنين موقعيت‏هاى احتمالى، دچار وسوسه نشويد و با توكل بر خداوند، مقاومت و سرسختى خود را به منصه ظهور برسانيد و به دام آنها گرفتار نشويد (كه اين همان پشيمانى و توبه واقعى است). سعى كنيد شكست در اين حادثه را فراموش كنيد (هرچند مى‏توانيد درس‏هاى آن را به ياد آوريد)؛ تا درد و رنج‏هاى ناشى از خطاها و لغزش‏هايتان كاهش يابد. بله ممكن است اين تفكيك، كمى سخت باشد؛ ولى تلاش خود را در اين زمينه مبذول داريد.

T}سوّم. {Tدر صورتى كه خواستگار مناسبى به سراغتان آمد، بكوشيد با حفظ و تأكيد بر ويژگى‏هاى يك همسر شايسته و معيارهاى ازدواج، به وى جواب مثبت دهيد؛ زيرا با چنين تجربه‏اى، ممكن است احساس نياز به داشتن همسر در وجودتان بيشتر شده باشد و اين امر طبيعى است با اقدام به ازدواج و پاسخ مثبت به خواستگار مناسب و تشكيل زندگى مشترك، بخش زيادى از حوادث تلخ گذشته را فراموش كنيد و به نياز طبيعى و غريزى‏تان، پاسخ صحيح و مناسب داده، جلوى لغزش‏هاى احتمالى بعدى را نيز بگيريد.

T}چهارم.{T خداوند متعال را شكرگزار باشيد و با استمداد از ذات بارى‏تعالى، در صدد پايه‏ريزى يك زندگى سالم و موفقيت‏آميز – همراه با پاكى و پاك‏دامنى و حفظ ارزش‏هاى اخلاقى – باشيد.

بدون شك اگر لطف و مرحمت خداوند در پرتو ارتباطهاى معنوى بنده با آن خالق مطلق نباشد، چه بسا مشكلات و ناملايمات بدترى، گريبان‏گير فرد شده و در پرتگاه سقوط قرار گيرد. پس راز و نياز و ارتباط معنوى با خداوند متعال را فراموش نكنيد؛ بلكه روز به روز به آن بيفزاييد. كمك گرفتن از اولياى الهى و ائمه اطهار(عليهم السلام) – به خصوص فاطمه زهرا(عليها السلام) – براى شما دختران حقيقت‏جو و جوياى پاكدامنى، بزرگ‏ترين نعمت در چنين موقعيت است

ديگه كم آوردم: با اينكه نامزد دارم غرق در شهوت و گناه شدم از اهل بيت روي گردانم ديگه دوست ندارم خوب باشم يعني برام اهميت نداره؟

ديگه كم آوردم: با اينكه نامزد دارم غرق در شهوت و گناه شدم از اهل بيت روي گردانم ديگه دوست ندارم خوب باشم يعني برام اهميت نداره؟

پاسخ:

يکي از نيازهاي هر انساني ، ارضاء ميل جنسي و غريزه شهوت مي باشد ، که بايد بگونه اي صحيح و منطقي مديريت و ارضاء شود . اما علل و زمينه هايي باعث مي شود که اين ميل جنسي بر انسان غلبه کند ، و انسان را در مسير گناه و فساد قرار دهد . که اگر مورد درمان قرار نگيرد ، انسان را به ورطه هلاکت و نابودي هم در اين دنيا و هم در آخرت مي کشاند . لذا لازم است که انسان با توکل بر پروردگار اين زمينه ها را شناسايي نمايد و از آنها اجتناب کند .

هم چنين بايد به اين نکته توجه شود که انسان نبايد هيچ گاه از درگاه خداوند نااميد شود ، زير خداوند درهاي رحمت و مغفرتش را به روي بندگان نمي بندد و حتي اگر گناهي نيز انجام داده باشد ، با توبه به درگاه او ، او را مشمول رحمت و بخشش خود قرار مي دهد .

پاسخ تفصيلي

پيش از پرداختن به سوال شما لازم است ، نکته مهمي را خدمت شما عرض نمايم . يقينا همينکه شما ، متواضعانه تقاضاي کمک نموده ايد و از اشتباه خود آگاهيد و سعي در رفع و جبران آن داريد ، اولا ً ، نشان از ضمير پاک و صفاي درون شما مي باشد و ثانياً ، نشانه لطف و محبت اهل بيت (ع) به شما . زيرا اگر اين لطف و محبت نبود ، شما را رها مي کردند تا شما حتي به اين اعمال خود فکر نکنيد ، که درست است يا اشتباه ؟ و يا حتي بدتر ، آنها را کاملا درست و منطقي توجيه مي کرديد ، مثل برخي افراد که آنقدر در باتلاق گناه و کثافت غرق شده اند و جسم و روان آنها آلوده شده است اما با اين وجود افتخار به اين اعمال خود مي کنند و حتي به ديگران فخر مي فروشند . بله دوست گرامي ، اينکه انسان رها شود و فرصت تفکر و تمرکز بر اشتباهات خود را از دست دهد ، نهايت بدبختي او مي باشد .

پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله مي فرمايند : هيچ كس نيست كه ما اهل بيت را دوست داشته باشد ، مگر اينكه هرگاه يك گامش بلغزد، گام ديگرش او را استوار گرداند، تا اينكه خداوند در روز قيامت نجاتش بخشد .

لذا مجدداً تاکيد مي کنم ، شايد لغزش و اشتباهي داشته ايد ، اما همينکه  از درون پريشان و به فکر چاره ايد ، نشان از لطف ائمه به شما مي باشد ، که اين هم ناشي از لطف و محبت متقابل شما به آنان است. اميدوارم که  همانگونه که پيامبر (ص) فرمودند ، خداوند همه دوست داران اهل بيت را از گناه و لغزش دور نگاه دارد و در صورت گناه ولغزش نيز ، همه را مورد عفو و رحمت خود قرار دهد.

علل گناه

از جمله علل گناه و شهوت :

–         عدم شناخت عظمت و لطف خداوند .

–         عدم شناخت و آگاهي از ارزشهاي وجودي انسان .

–         زمينه ها و عوامل ايجاد گناه .

مي باشد . که بايد مورد توجه دقيق قرار گيرد.

الف) عدم شناخت عظمت و لطف خداوند

يکي از مهمترين علل گرايش و ميل انسان به گناه ، عدم معرفت و شناخت و يا معرفت ضعيف نسبت به عظمت خداوند متعال مي باشد . زيرا اگر انسان با قدري تفکر و تعقل ، به عظمت و بزرگي خداوند پي ببرد ، ديگر حاضر نيست که خود را آلوده به گناه سازد . زيرا عاشق ، همه در اين فکر است که چگونه معشوق را راضي و خشنود کند . و آيا معشوقي والاتر و شايسته تر از خداوند وجود دارد ؟

يکي درد و يکي درمان پسندد                  يکي وصل و يکي هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران               پسندم آنچه را جانان پسندد

ب) عدم شناخت و آگاهي از ارزشهاي وجودي انسان

يکي ديگر از علل گرايش انسان به گناه ، عدم شناخت او از گوهر وجودي خويش و ارزشها و ظرفيت هاي خود مي باشد. اگر انسان يقين داشته باشد ، که در او ارزشهايي قرار داده شده که با آنها مي تواند به بالاترين مقامات قرب الهي برسد ، هيچگاه حاضر نمي شود ، که در محضر او گناه و ناشايستي انجام دهد . زيرا ارزش خود را چنان بالا مي بيند ، که نمي خواهد هيچ واسطه اي بين او و معبودش فاصله شود . به قول شاعر :

رسد آدمي به جايي که به جز خدا نبيند

ج) زمينه ها و عوامل ايجاد گناه

بي‌ترديد يکي از نيرومندترين غرايزي که خداوند متعال در وجود هر انساني قرار داده است، غريزة جنسي و نيروي شهوت است. اين نيرو که از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است، تا زمان بلوغ همچنان دوران آرام و بي‌تحرکي را پشت سر مي‌گذارد؛ اما به محض شروع دوران نوجواني، آرام آرام زمان بيداري و شکفتگي آن فرا مي‌رسد و رفته رفته تمامي وجود فرد را دربرمي‌گيرد و بر تمامي رفتار او اثر مي‌گذارد ، لذا لازم است بطور صحيح کنترل ومديريت شود ، زيرا در غير اينصورت عوارض و پيامد هاي بسيار بدي را بر جاي خواهد گذاشت. از جمله اين پيامد ها ، که يکي از ابزارهاي قوي شيطان براي منحرف کردن انسان از مسير حق و حقيقت مي باشد ، شهوت راني بيش از حد و افتادن در ورطه گناه و آلودگي  مي باشد . پس بر هر فردي ، لازم است بگونه اي منطقي و صحيح غريزه جنسي خود را کنترل نمايد و آنرا بگونه اي درست و شرعي ارضاء نمايد . اين راه ممکن نمي باشد مگر با جلوگيري و اجتناب نمودن از زمينه ها و شرايطي که شهوت زا بوده و انسان را مورد تحريک قرار مي دهند . زيرا هر رفتار و ويژگي (مثبت يا منفي ) که انسان دارد ، زمينه ها و عواملي باعث بوجود آمدن آن مي باشند . در صورتي که اين رفتار يا ويژگي مثبت باشند ، بايد اين زمينه ها و عوامل را تقويت نمود و در صورتيکه منفي باشند ، بايد عوامل و زمينه هاي ايجاد کننده آنها را شناسايي نمود و آنها را از بين برد و يا از آنها اجتناب نمود .

شهوت اگرچه يک غريزه اي است که در وجود هر انساني (خصوصا جوانان ) وجود دارد ، اما در صورتيکه افراطي باشد و يا در زمان و شرايط نامناسبي بروز يابد و فرد نتواند آنرا بگونه اي صحيح کنترل نمايد ، يک رفتار منفي تلقي مي شود که بايد هر چه سريعتر کنترل شده و در مسيري صحيح جهت داده و مديريت شود . زيرا در غير اينصورت مانند آب شور که هر چه انسان از آن بنوشد ، سير نمي شود ، تا زمانيکه او را از بين ببرد ، شهوت نيز اگر کنترل و مديريت نشود ، روز بروز شعله ورتر شده و فرد را بدنبال خود مي کشاند تا زمانيکه او را در پرتگاه سقوط قرار دهد . البته اين سقوط بسيار خطرناک است ، زيرا هم در جنبه معنوي زندگي تاثير دارد و با مقدمه شدن براي گناهان بسيار ديگري ، فرد را از رسيدن به کمال و قرب الهي دور مي نمايد و هم در جنبه هاي مادي و دنيايي زندگي تاثير بسيار منفي مي گذارد ، چراکه در بهترين زماني که فرد آمادگي و زمان کافي براي بالا بردن ظرفيت ها و توانايي ها و بروز استعداد هايش را دارد (خصوصا در جواني که زمان تحصيل و علم اندوزي مي باشد )، مسير ديگري را براي او ترسيم مي نمايد و با زيبا جلوه دادن اهداف کاذب و زودگذر ، او را از رسيدن به اهداف معنوي و مادي  والا ، دور مي نمايد ،  لذا لازم است زمينه ها و عوامل شهوت زا را از بين برد ، يا از آنها اجتناب نمود . زيرا اين عوامل و زمينه ها همانند اين است که ، انسان بر اثر غرور ، بر ديوار باريک بلندي راه رود ، يکدفعه به پايين پرت شود و به هلاکت رسد. درست است که اين فرد دوست نداشت که سقوط کند و نابود شود ، اما آيا زمينه اين سقوط را خودش فراهم نکرد ؟ يقينا ، خودش اين زمينه را فراهم کرد . بنابراين دوست گرامي شما هم به اين امر توجه داشته باشيد ، تا زمانيکه انسان زمينه هاي گناه و شهوت راني را از خودش دور نکند ، چه ازدواج کرده باشد و چه نکرده باشد ؛ چه نامزد داشته باشد و چه نداشته باشد ، روز به روز آتش شهوت او شعله ورتر مي شود .  که در صورت درمان نکردن خود ، سراشيبي سقوط او تند تر شده  و نابودي وهلاکت او سخت تر و شديد تر خواهد بود . بنابراين در اين رابطه راهکارهايي بيان مي شود ، اميدواريم با اراده‌اي قوي و تلاشي مضاعف اين موارد  را عملي نماييد و به نتايج مطلوبي نائل شويد:

  1. اجتناب از نگاه‏هاى حرام و مناظر تحريك‏آميز:

رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: [النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قلبه ]؛ نگاه هوس‏آلود – تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان – هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى‏بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى‏كند.(۱)

همانگونه که پيامبر (ص) مي فرمايند ، انسان با نگاه حرام ، خود را در دام شيطان قرار مي دهد ، چراکه شيطان با فريب انسان اين امر را زيبا و موجه جلوه مي دهد و با به هيجان آوردن شهوت ، قدرت تفکر را از او سلب مي نمايد و اين امر علاوه بر اين که خودش گناه است، زمينه را براي بسياري از گناهان ديگر نيز ، فراهم مي کند. لذا لازم است که انسان از هر گونه نگاه حرامي پرهيز نمايد ، و خود را در جايي قرار ندهد که نتيجه آن نگاه و يا تصوير حرامي مي باشد.

۲٫اجتناب از اختلاط و ارتباط با نامحرم :

يکي از زمينه ها و عوامل مهمي که باعث تحريک شهوت انسان مي شود ، ارتباط و اختلاط با نامحرم مي باشد . هر چه که فرد کمتر با نامحرم ارتباط داشته باشد ، کمتر تحريک مي شود ، بنا براين لازم است که انسان مگر در موارد ضرورت ، از اين عمل اجتناب نمايد . پيامبر (ص) مي فرمايند : بين مردان و زنان (نامحرم ) فاصله و جدايي بياندازيد ، زيرا اگر ملاقات و روبرويي علني مردان و زنان صورت پذيرد ، دردي بوجود خواهد آمد که هيچ دوايي نخواهد داشت.(۲)

  1. پرهيز از فكر و ترسيم صحنه‏هاى محرك در ذهن و خيال:

عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه حضرت(ع) فرمود: [ان عيسى قال للحواريين:… ان موسى امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ان لم يحرق البيت؛ عيسى به اصحاب خود گفت:… موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد ، زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى‏سوزاند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى‏كند. (۳)

فکر و خيال در بسياري از مواقع فرد را به سمت گناه مي کشاند. لذا لازم است که فرد تا آنجاکه مي تواند از بروز افکار شهوت انگيز در ذهن خودش جلوگيري نمايد . براي اين کار چند راهکار زير توصيه مي شود :

الف) هميشه موضوعات مورد علاقه اي براي فکر کردن در ذهن داشته باشيد؛ موضوعاتي علمي، اجتماعي، سياسي، اعتقادي و مذهبي و … و هر زمان که افکار و تخيلات جنسي به ذهنتان هجوم آوردند، با پرداختن به آن موضوعات افکار خود را جهت داده و به سمت صحيحي هدايت نماييد. چراکه  ذهن انسان مخزن افکار و تخيلات او مي باشد ، و اين افکار و تخيلات ناشي از موضوعات و رويدادهايي است که با آنها درگير است ، بنابراين لازم است که انسان با پرداختن به موضوعات سالم و مناسب ، ذهن خود را از درگير شدن در افکار و تخيلات نامناسب ( خصوصا شهوت انگيز ) محافظت نمايد.

ب) با عوض کردن موقعيت و جايگاه خود و يا با  روش توقف فکر ، رشته اين افکار را پاره نماييد و افکار مثبتي را در ذهن خود جازيگزين نماييد (در اين روش به محض ورود  افکار مزاحم و يا شهوت انگيز فرد بصورت بلند و يا زمزمه به خود مي گويد بس کن و رشته افکار را پاره کرده و از بين مي برد).

ج) استفاده از كش شوك :  يکي از روش هايي که براي از بين بردن و غلبه بر افکار شهوت انگيز بکار مي رود استفاده از کش شوک مي باشد ، در اين روش كش نازكي را به مچ دست خود ببنديد و هنگام تحريكهاي جنسي آن را محکم كشيده و سپس رها كنيد. همراه شدن درد با آن فكر ، كم‌كم باعث مي‌شود كه شما نسبت به اين افكار شرطي شده و با آمدن آن به ذهنتان، درد هم برايتان تداعي شود اين روش به شما كمك مي‌كند تا بتوانيد افكار جنسي را از ذهنتان دور كنيد.

د) تنظيم ساعات خواب : تنظيم ساعات خواب ، يکي از مهمترين راههاي کنترل شهوت مي باشد ، زيرا در زماني که فرد به رختخواب مي رود ، بيشتر مورد هجوم افکار و تخيلات شهواني قرار مي گيرد ، بنابراين لازم است : ساعات خواب تنظيم باشد ، يعني هر موقع که شد به رختخواب نرود  بلکه در زمان معين و مشخصي صورت گيرد ، تا فرد زمان کمتري را در رختخواب بيدار باشد. زيرا بدن بر طبق ساعات بيولوژيکي تنظيم شده بخواب مي رود و يا از خواب بيدار مي شود.

هم چنين در مورد ساعات خواب لازم است زماني به رختخواب رويد که خسته ايد و احساس مي کنيد که سريع به خواب مي رويد . مي توانيد قبل از خواب مقداري مطالعه نماييد و سپس به رختخواب برويد .

اين نکته نيز توجه داشته باشيد ، سعي کنيد خودتان را عادت دهيد که به شکم نخوابيد ، زيرا يکي از عوامل تحريک شهوت ، به شکم خوابيدن است که در روايات نيز از اين شيوه خوابيدن به شدت نهي شده است.

۴- قطع ارتباط با دوستان ناسالم  و ارتباط با دوستان شايسته :

همانگونه که پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند : [ الْمَرْءُ علي دينِ خِليله، فَلْيَنْظُر أحَدُکُمْ مَنْ يُخالِل ] ؛ آدمي بر آيين دوست خود است پس هر يک از شما مواظب باشد با چه کسي دوستي مي کند. دوستان انسان در شخصيت و رفتار او نقش تاثير گذاري  دارند ، بنابراين لازم است که انسان از ارتباط و هم نشيني با افراد ناصالح و ناسالم پرهيز نمايد و در مقابل با افرادي دوست و هم نشين شود که به او در مسير کمال انگيزه و نيرو بدهد ، نه اينکه با افکار و رفتار ناسالم او را از مسير درست منحرف نمايد.

در روايتي نقل شده است که : [ وَ قَالَ الحَواريُّونَ لِعيسي (عليه السلام) مَنْ نُجالِسُ؟ فَقَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللهَ رُؤيَتُهُ وَ يَزيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يَرغَبُكُمْ فِي الاخِرَهِ عَمَلُهُ ] ؛ حواريون از حضرت عيسي (عليه السلام) سؤال كردند ، با كه معاشرت كنيم؟ آن حضرت فرمود: با كساني كه نگاه كردن به آنها شما را به ياد خدا بيندازد و سخن گفتن آنها دانش شما را بيفزايد و كردار آنها رغبت شما را به آخرت زيادتر كند.

۵-دوري از محيط‌هاي آلوده و ناسالم:

يکي از عوامل بسيار موثر در کنترل شهوت ، دوري نمودن از محيط هاي ناسالم  تحريک کننده و شهوت زا مي باشد . زيرا انسان بطور مستقيم و يا غير مستقيم از محيط پيرامون خود تاثير مي پذيرد ، پس بايد از قبل مراقب باشد که به چنين محيط هايي راه پيدا نکند تا از تاثيرات سوء آنها در امان باشد. همچنانکه يکي از معصومين (ع) مي فرمايد: [لا تَصحَبِ الشَّريرَ فَإنَّ‌طَبْعَكَ يَسْرَقُ شَرّاً وَ أنتَ لا تَعلَمْ]؛

از مصاحبت  با مردم شرور و فاسد بپرهيز زيرا طبيعت تو به صورت ناخودآگاه بدي و ناپاكي را از طبع منحرف او مي دزدد در حالي كه خود نيز از آن بي خبري.

۶-استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:

حتماً براي اوقات بيکاري و فراغتتان برنامه اي داشته باشيد. خيلي از گناهاني که انسان مرتکب مي شود به علت بيکاري و نداشتن برنامه است. اگر براي تمام زمان هاي فراغتتان برنامه ريزي کنيد خيلي راحت تر مي توانيد با غريزه جنسي کنار بياييد. شرکت در فعاليت هاي فرهنگي، هنري، سياسي، ورزشي و … مي تواند به شما کمک زيادي بکند.

حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه [مفضل] مى‏فرمايند: [… وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه… ]؛ … و همين‏گونه انسان اگر بى‏كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مى‏شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد… . (۴)

۷- اجتناب شديد از گوش دادن به آوازها و موسيقى‏هاى تحريك‏كننده و مبتذل و همچنين گوش سپردن به سخنان تحريك‏آميز. زيرا اينگونه موسيقي ها بسيار بر انسان تاثير گذاشته و باعث تحريک قوه شهواني او مي شود .

  1. روزه گيري و اعتدال در خوردن:

پرخورى و و خوردن برخي غذاها ، شهوت آدمي را تحريک مي کند. در حديثى پيامبر گرامى(ص) پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مى‏كنند، مى‏فرمايند: [هر كس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگيرد زيرا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مى‏كند](۵) اگر مي توانيد هفته اي يک يا دو روز روزه بگيريد( البته به شرطي که برايتان ضرر نداشته باشد) و اگر نمي توانيد ميزان غذايتان را کمتر وفاصله بين وعده هاي غذايي تان را بيشتر نماييد. در ضمن برخي خوراک هاي مقوي نيز بسيار در تحريک شهوت موثرند ، که لازم است تا حد امکان که براي بدن ضرر نداشته باشد از آنها  کمتر استفاده نمود (البته لازم به ذکر است که اين خوراک ها نسبت به افراد مختلف ، متفاوت مي باشند ، لذا لازم است که شما با تجربه نمودن و دقت در خوراک ها ، آنهايي را که بيشتر بر شما تاثير گذاشته شناسايي کرده و کمتر استفاده نماييد).

۹٫بلند نگه داشتن موهاي بدن:

يکي ديگر از مواردي که شهوت را کم مي‌کند، بلند نگه داشتن موهاي بدن است. در برخي از احاديث هم به اين مطلب اشاره شده است. البته دقت كنيد كه در اين صورت بهداشت را بايد بهتر و بيشتر رعايت كنيد تا مبتلا به بيماري پوستي نشويد.

۱۱- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:

همة آنچه بيان شد، به نحوي مي‌تواند در کنترل  شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار مؤثر است ، پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي‌کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يکسره غرق در جاذبه‌هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط کنوني، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشکلات انسان‌ها نيز از همين جا ناشي شده است. لذا لازم است که به دستورات ديني  بيشتر عمل و توجه نماييد خصوصا به نمازهايتان بسيار اهميت دهيد و آنها را اول وقت و با طمأنينه و آرامش بيشتري بخوانيد ، چرا که قرآن کريم مي‌فرمايد: [ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر] همانا نماز (انسان را) از زشتي‌ها و گناه باز مي‌دارد.(۶)

  1. تلاوت قرآن:

بى‏شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التيام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات ، نجات مى‏بخشد.

اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايند: [و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص ]؛ قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينه‏هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه‏هاست . (۷)

  1. هر شب قبل از خواب ، محاسبه نفس انجام بده و خوبي ها و بدي هاي هر روز را در نظر آور. به خاطر خوبي هايي که انجام داده اي خداوند متعال را شکر کن ( شکر نعمت ، نعمتت افزون کند – کفر نعمت ، نعمتت بيرون کند ) و اگر خداي ناکرده اشتباه و خطايي داشته اي از خداوند طلب عفو و مغفرت بنما .

پيامبر اکرم(ص) فرمود: [لکلّ داء دواء و دواء الذّنوب الاستغفار] ؛ براى هر دردى، درمانى است و درمان (از بين بردن ) گناهان توبه و استغفار است.(۸)

  1. هر چند که همه شرايط براي گناه فراهم باشد به عواقب سوء و زيانبار آن توجه داشته باشيد . گناه شايد لذتي کاذب و زودگذر را نصيب انسان کند ، اما يقينا روح و جسم پاک و ظريف انسان را دچار آسيب و خدشه مي نمايد و باعث گرفتاري در دنيا و عذاب در آخرت مي شود .

در حديث شريفي  حضرت علي(ع) مي‌فرمايد:[و من لم يعدل نفسه عن الشّهوات خاض في الحسرات و سبح فيها ]؛ كسي كه خود را از شهوات سرزنش نكند در درياي حسرت و اندوه درافتد و در آنها دست و پا زند].(۹)

بنابراين دوست گرامي قلب و نفس خودت را با پاکي ها ، نجابت و عفت چنان بساز و آرايش نما ، که شيطان به هيچ وجهي در تو نفوذ نکند . در غير اينصورت هم مسئول گناه خود هستي و هم ديگري که تو با او عمل گناه را انجام داده اي . انسان با اراده آفريده شده است ، اراده خود را زير پاي فريب هاي شيطان لکه دار و ضعيف نکن .

۱۵٫دوست عزيز شما در سوالتان مطرح کرده ايد که نامزد داريد . بهترين راه کنترل شهوت و دوري از گناه استمتاع و بهره جنسي بردن از همسر مي باشد . در صورتي که شما با نامزدتان عقد شرعي بسته ايد ، هر گونه استمتاع و بهره جنسي را که بخواهيد ، مي توانيد از او ببريد . البته اگر رسم و رسومي در اين رابطه باشد ، که مثلا برخي استمتاعات ، بعد از مراسم عروسي باشد ، صادقانه با همسرتان مشورت نماييد  و سريعتر مراسم عروسي را برگزار نماييد . و اين را مد نظر داشته باشيد  لذتي که از حلال نصيب انسان مي شود ، قابل مقايسه با لذت حرام نمي باشد ، علاوه بر آن ، همانگونه که در روايتي از معصومين (ع) داريم ، هنگاميکه انسان پس از استمتاع جنسي از همسر خود ،  غسل مي کند ، به تعداد هر تار مويي که از بدن او شسته مي شود ، گناهان او نيز شسته مي شود .

هم چنين در رابطه با دوري از گناه و شهوتراني ، رسول اكرم (ص ) فرموده است : اي مـردم ، …

هـرگـا ه ديـده هـايـتـان [از مـناظر شهوت آلود] چيزي مشاهده كرد بي درنگ نزد همسرتان برويد و با وي بياميزيد . در حديثي ديگر از علي (ع ) آمده است : … پـس در ايـن حـال با همسرتان بياميزيد كه آنچه آن زن داشته همسرتان نيز دارد، تا شيطان بر سـرراه قـلـبـتـان نـنـشـيـنـد و ديده ها و دلهايتان را ازهمسر خودتان به سوي ديگري متمايل نسازد .

ممکن است بگوييد الآن اصلاً شرايط ازدواج و برگزاري مراسم عروسي را ندارم. ولي توجه به اين نکته لازم است که بسياري از شرايط ازدواج را ، بايد خود فرد به وجود بياورد. نبايد منتظر بمانيد که تمامي شرايط براي ازدواجتان آماده شود. گاهي اوقات دلايل تأخير ازدواج دلايلي منطقي نيستند. بايد آنها را بررسي کنيد و تعديلشان نماييد. علاوه بر اين، ازدواج چون امر خيري است يقين بدانيد خدا هم به آن راضي است و کمک خواهد کرد.

بر خلاف تصور رايج ، در قرآن ، زندگي مشترک زناشويي عامل تقويت بنية اقتصادي معرفي شده است. خداوند متعال نه تنها ضعف بنية اقتصادي دختر و پسر را مانع ازدواج نمي‌داند، بلکه وعده داده است که کاستي هاي اقتصادي آنان را جبران نمايد. در سورة نور مي‌فرمايد: مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد ، خداوند گشايش‏دهنده و آگاه است.(۱۰) همچنين در حديثي از امام صادق(ع) داريم که مردي خدمت پيامبر(ص) رسيد و از وضعيت بد اقتصادي‌اش شکايت کرد. پيغمبر اکرم به او فرمودند که ازدواج کن. او هم با وجود وضعيت بدي مالي‌اش ازدواج کرد؛ گشايش در کارش ايجاد شد و وضعيت مالي‌اش خوب شد.(۱۱)

به اين امر نيز توجه داشته باشيد ، که هر عملي که در راه دوري از گناه انجام دهيد ، برکت و خير ، فراواني را نصيب شما خواهد نمود و برعکس هر چه به سمت گناه رويد ، برکت و خير نيز از شما دور مي شود .

  1. . کتب اخلاقي مانند : معراج السعاده مرحوم نراقي و کتب شهيد دستغيب ، خصوصا گناهان کبيره را مطالعه بفرماييد .

نکته آخر :

دوست گرامي ، اگر چه هيچکدام از ما معصوم نيستيم و به همين دليل در معرض گناه و اشتباه مي باشيم . اما  خداوند متعال درهاي رحمتش را به روي ما هيچگاه نمي بندد و با توبه مي توان به رحمت و بخشش پروردگار نائل شد . همانگونه که در روايت شريفي داريم :[ التّائبُ مِن الذَنب کمن لا ذنب عليه ] ؛ کسيکه از گناه توبه نمايد ، همانند کسي است که هيچ گناهي انجام نداده . شيطان تو را فريب ندهد ، زيرا يکي از قويترين ابزارهاي شيطان براي منحرف کردن افراد ، نااميدي از درگاه خداوند مي باشد ، چون با نااميدي فرد در منجلاب گناه بيشتر دست  و پا مي زند و غرق بيشتر مي شود   . پس با اميد به بخشش خداوند ، از درگاه او طلب عفو و بخشش بنما و از او بخواه که تو را در مسير صحيح و پاک قرار دهد و ياري کند و به شما اين توفيق را بدهد ، که به عهد و پيمان پاکي که با همسرتان بسته ايد ، محکم بايستيد و به خود و او خيانت نکنيد . زيرا شما علاوه بر اينکه يک انسان آزاد مي باشيد ، يک شوهر براي همسر خود و يک پدر براي فرزندان آينده تان مي باشيد . بنابراين تلاش نماييد ،شوهر و پدر پاک و درستکاري براي همسرتان و فرزندانتان باشيد .

اميدوارم که زندگي پر شور و نشاطي را داشته باشيد و هر لحظه گامي بلند در جهت رشد و شکوفايي و رسيدن به کمال و قرب الهي برداريد . انشاالله .

پي نوشت ها :

۱٫الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص ۱۲۷

۲٫اصول کافي ، ج ۵ ، ۵۱۹

۳٫وسائل‏الشيعه، ج ۱۴، ص ۲۴۰

۴٫بحارالانوار، ج ۳، ص ۸۷

۵٫مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۵۳۱٫

۶٫عنکبوت/۴۵

۷٫وسائل‏الشيعه، ج ۴، ص ۸۲۵

۸٫وسائل الشيعه، ج ۱۱، ص ۳۵۴٫

۹٫تحف العقول، ص ۲۰۸٫

۱۰٫نور/۳۲

۱۱٫وسائل الشيعه، ج۲۰، ص۴۳

 

سه سال است كه در پي تزكيه نفس هستم تا حدودي خوب پيش رفتم.مشكل من اين است كه نمي توانم نگاه خود را به راحتي كنترل كنم.

سه سال است كه در پي تزكيه نفس هستم تا حدودي خوب پيش رفتم.مشكل من اين است كه نمي توانم نگاه خود را به راحتي كنترل كنم، من در اين زمينه تلاش زيادي كردم و خوب هم پيش رفتم امّا وضع من جوري شده كه حتي با يك نگاه تحت تأثير قرار مي گيرم و اين حس را فقط به افراد مذهبي دارم. يعني در واقع به فكر ازدواج مي افتم امّا افكارم افكار حرامي نيست در ضمن موقعيت ازدواج هم برايم پيش نيامده است. مدتي است كه به پسر عمه ام فكر مي كنم. يعني هر بار كه او را مي بينم چنين حالتي را دارم. گاهي اوقات فكر مي كنم او هم نسبت به من همين حس را دارد. ولي من هر بار كه او را مي بينم از خودم بدم مي آيد احساس گناه مي كنم. لطفا به من كمك كنيد.

پاسخ:

اقدام شما براي تزكيه نفس امري شايسته و قابل تحسين است. طبيعي است كه انسان هر چه بيشتر در اين راستا گام بردارد، نتيجه بيشتري خواهد گرفت. البته ممكن است در بين راه موانع و مشكلاتي پيش بيايد ولي اين موانع نبايد سدّ راه انسان گردد و او را دچار يأس و نااميدي كند. يقيناً با تلاش و جديت و برنامه ريزي انسان مي تواند به نتايج چشمگيري در باب تزكيه نفس دست يابد اما اين كاري نيست كه بدون آگاهي هاي نظري و علمي و بدون تكرار و تمرين و افتادن و برخواستن، ممكن و عملي باشد. اگر انسان از نظر علمي و بينش، به خوبي درك كند كه عالم محضر خداوند است و باور كند كه هيچ امري از ما و از اعمال و حركات ما، از ديد الهي پنهان نيست و اين مطلب را بارها و بارها به خود بفهماند و به نفسش تلقين كند، تا اينكه به مرحله لمس و احساس و باور قلبي برسد. ترك گناه و عملي كه موجب ناخشنودي خداوند است كاري ممكن و شدني مي باشد. اما در پاسخ به سؤال شما به دو نكته مورد اشاره در سؤالتان مي پردازيم.
نكته اول: اولاً نگاه به نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد. بنابراين گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون ريبه اشكالي ندارد و اين نگاه حرام نيست و اشكالي ندارد. آنچه كه اظهار داشته ايد يك امر طبيعي است و احساس گناه معنا ندارد. البته روشن است كه هر فرد خود بهتر مي تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان علي نفسه بصيره. آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست».(۱)
پس همان گونه كه بيان شد هر نگاهي حرام نيست، بلكه اگر انسان نگاه به نامحرمي داشته باشد و اين نگاه باعث لذت و ريبه شود، نگاه حرام محسوب شده و فرد بايستي از آن پرهيز نمايد.
دوم اينكه شما بيان داشته ايد حتي با يك نگاه تحت تأثير قرار مي گيريد، خيلي امري عجيب نيست و مرتكب گناه نشده ايد، زيرا دختر و پسر مثل دو قطب متفاوت آهن‌ربا و دو فاز متفاوت هستند كه با ديدن يكديگر احساس گرايش به همديگر مي‌كنند. همچنين انسان ذاتاً به دنبال زيبايي و كمال است و با ديدن زيبايي ها، عواطف و احساسات دروني او متبلور مي شود. اين ميل به زيبايي و ارضاء عواطف نيز، خداوند متعال در وجود همه ما انسان ها (زن و مرد، كوچك و بزرگ) قرار داده است. فقط آنچه كه در اين رابطه بايد مورد توجه قرار گيرد، كنترل اين ميل و احساس و ارضاء آن در زمان مناسب مي باشد. اين كه گاه به فكر مي افتيد كه مثلاً با اين فرد خاص ازدواج كنيد اشكال شرعي ندارد. مهم آن است كه به گناه نيفتيد. يعني اين حالت به صورت عادت در نيايد.

شيوه‌هاي كنترل چشمدر رابطه با كنترل چشم از نگاه حرام، پيامبر بزرگ اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در حديثي مي فرمايند: «يابن آدم… و ان نازعك بصرك الي بعض ما حرمت عليك فقد اعنتك عليه بطبقتين فاطبق. فرزند آدم!… اگر چشمت بخواهد تو را به نگاه حرام بكشاند من دو پلك در اختيار تو قرار داده ام، پس آنها را فرو بند».(۲) همچنين ايشان مي فرمايند كه: «هر چشمي در روز قيامت گريان است، مگر سه چشم. چشمي كه از خوف خداوند بگريد و چشمي كه از محارم الهي بسته گردد و چشمي كه در راه خدا بيدار بماند».(۳)
امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديثي نوراني مي فرمايد: «النظر سهم من سهام ابليس مسموم من تركها لله عزوجل لا لغيره اعقبه امنا و ايمانا يجد طعمه. نگاه ناروا تيري مسموم از تيرهاي شيطان است. هر كس آن را تنها به خاطر خدا ترك كند، خداوند آرامش و ايماني به او مي دهد كه طعم گواراي آن را در خود مي يابد».(۴)
با توجه به روايات ذكر شده نگاه حرام ضررهاي دنيوي و اخروي فراواني دارد. ضررهاي اخروي آن، عذاب هاي شديد و دردناكي است كه در دوزخ نصيب انسان خواهد شد. در صحراي محشر شخص چشم چران، به صورت ميمون محشور خواهد گشت. بعضي ضررهاي دنيوي آن عبارت است از: عدم اعتبار و آبرو نزد ديگران، قساوت دل، زوال شوق عبادت در روح انسان، ضعيف شدن اراده و از همه مهمتر كه مورد نظر ما نيز مي باشد مشغول شدن فكر و ذهن و دل انسان بدون رسيدن به هيچ نتيجه مطلوب است. زيرا با نگاه هاي حرام، دل آدمي گرفتار مي گردد و اين گرفتاري موجب مي شود كه آرامش و راحتي از دل بيرون رود و هميشه انسان به نوعي بيماري روحي مبتلا گردد. يكي از نشانه هاي اين بيماري، اضطراب و احساس پوچي و سردرگمي روحي است. اگر نگاه حرام به نامحرم هيچ ضرري غير از اين ضرر نمي داشت، كافي بود كه انسان از آن خودداري كند. بسياري از اضطراب ها و غم وغصه ها و تشويش خاطر جوانان در اثر عشق هاي مجازي به وجود آمده و نقطه آغازين آن عشق ها نيز نگاه هاي خارج از محدوده مجاز شرعي مي باشد.
از اين رو، در خصوص كنترل چشم گفتني است كه اگر نگاه شما به صورت خيره و عمدي نيست و در اثر برخوردهاي اجتماعي ايجاد مي شود، به آن حساس نباشيد. اما اگر به صورتي است كه گناه تلقي مي شود، براي درمان آن بايد با سلاح مراقبه و مواظبت و آمادگي دروني و نفساني و توكل بر خداوند مراحلي را طي كنيد و به برنامه زير به دقت عمل كنيد و در عدم تخلف از آن كاملا سختگير باشيد:
۱٫ هر روز صبح بعد از نماز، با خداي خود شرط كنيد كه هرگز نگاه عمدي به نامحرم نكنيد و از او در اين مسير استعانت جوييد.
۲٫ در طول روز كاملا مراقب خود باشيد و هرگاه نفس شما را وسوسه كرد، بلافاصله با آن برخورد كنيد و جلوي تخلفش را بگيريد.
۳٫ شب بعد از نماز، چند دقيقه رفتارهاي روزانه ي خود را محاسبه كنيد و در جدولي موارد تخلف يا اطاعت خود را يادداشت نماييد.
۴٫ نسبت به موارد عدم تخلف خداي را سپاس گزاريد و در موارد تخلف، استغفار نماييد و خود را تنبيه و سرزنش كنيد و تصميم جدي تري براي مجاهده با نفس در روز بعد بگيريد. اين برنامه را تا مدتي ادامه دهيد و نتيجه را براي ما گزارش نماييد.
۵٫ نمازهاي خود را كاملا با توجه، حضور قلب و دقت كامل بخوانيد. زيرا نماز بزرگ ترين عامل بازدارنده از كژي ها است و ميزان قبولي نماز، متناسب با قوت بازدارندگي آن از فحشاست. بنابراين هر قدر نماز بهتر باشد، ديگر اعمال نيز بهتر خواهند بود و هر اندازه نماز از حقيقت اصلي اش دور گردد، ديگر كنش ها نيز به ناهنجاري خواهند گراييد.
۶٫ اگر انسان به خوبي بفهمد كه بسياري از آلودگي ها و انحرافات از يك نگاه ناروا كه نگاه هاي بعدي را به دنبال داشته و استغفار و توبه اي همراه آن نبوده، سرچشمه گرفته، همين فكر در عاقبت شوم آن عامل كنترل بسيار مهمي است كه انسان بيدار و مؤمن و هوشيار را كنترل و حفظ مي كند. علاوه بر اين اگر انسان با وجود مواظبت و پاسداري از دل و چشمش گاهي فريب خورد و نگاهي نا به جا انداخت، مي تواند با توبه فوري، اين خطا را جبران كند و اثر سوء آن را از جان و روحش پاك كند و هر چند اين افتادن و برخاستن و خطا كردن و توبه نمودن نيز تكرار شود از پاي نيفتد و نهراسد تا به درجه اي برسد كه احساس كند مالك و اختيار دار نفس و اعضا و چشم خود شده و مي تواند به راحتي از ديدن ناروا، چشم فرو بندد.
در رابطه با نكته دوم كه بيان كرده ايد به ازدواج با پسرعمه تان فكر مي كنيد لازم به ذكر است كه:
اولاً فكر ازدواج در صورتي كه معقول و منطقي باشد حرام نيست. پس اگر نيت واقعي شما ازدواج با پسر عمه تان است شما بايد راهكارهايي را در پيش گيريد كه به عفت و شخصيت شما آسيبي نرساند و بتوانيد با خشنودي و رضايت خاطر به هدف خود برسيد. لذا لازم است كه ابتدا آگاهي و شناخت كافي از طرف مقابل داشته باشيد و معيار و ملاك هاي مناسب براي ازدواج را در نظر بگيريد، تا در صورت ازدواج دچار ندامت و پشيماني نشويد. حال اگر از انتخاب خود مطمئن هستيد و شناخت كاملي نسبت به طرف مقابل و خانواده او داريد و شرايطي كه براي يك ازدواج موفق ضروري است فراهم مي بينيد بهتر است در يك فرصت مناسب از يك واسطه مطمئن و دلسوز استفاده كنيد و اين موضوع را با او در ميان بگذاريد و از او بخواهيد كه بدون اينكه طرف مقابل از شما آگاهي يابد شما را به او معرفي كند. يعني اينكه ايشان از جانب خودش شما را به خانواده پسر عمه تان معرفي كند. و يا در صورتي كه چنين واسطه اي نداريد و يا نمي توانيد اين كار را انجام دهيد، سعي نماييد حجب و حياي خود را حفظ كنيد و در ارتباطات ضروري نيز با وقار و متانت برخورد نماييد. در صورتي كه پسر عمه شما خواهان شما باشند خودشان اقدام مي كنند و به خواستگاري شما مي آيند.
اما سعي كنيد همان گونه كه بيان شد به گونه اي رفتار كنيد كه عزت نفس و عفت و پاكدامني شما لكه دار نشود، پس از ارتباطات غير ضروري پرهيز كنيد و علاوه برآن نسبت به اعمال عبادي و مذهبي خصوصاً تلاوت قرآن اهميت بيشتري دهيد.

 

پاورقی:

  1. قيامت : ۱۴٫
    ۲٫ کليني، محمد بن يعقوب، کافي، ج ۸، ص۲۱۹٫
    ۳٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۴۶، ص۱۰۰٫
    ۴٫ شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۶۴٫

منبع:نرم افزار پاسخ

فلسفه‌ي حرمت رابطة دختر و پسر در اسلام چيست؟ و در برابر اين رابطه‌ها چگونه مي‌توان واكنش مثبت داشت؟ و آيا در محيط هاي تحصيلي شوخي با نامحرم بدون شهوت اشكال دارد يا نه؟

فلسفه‌ي حرمت رابطة دختر و پسر در اسلام چيست؟ و در برابر اين رابطه‌ها چگونه مي‌توان واكنش مثبت داشت؟ و آيا در محيط هاي تحصيلي شوخي با نامحرم بدون شهوت اشكال دارد يا نه؟

پاسخ:

از آن‌جا كه تعداد زيادي از افراد جامعه را نسل جوان تشكيل مي‌دهند، دشمنان اين كشور، با تهاجم فرهنگي و توطئه‌هاي گوناگون، جوانان را مورد هدف قرار داده‌اند تا بتوانند با سرگرم نمودن ايشان به مسائل پوچ و بي‌اساس، نشاط، نوآوري و كارآمدي آنان را از بين برده وكشور را از اين سرمايه‌هاي گرانبها محروم نمايند.
مسأله‌ي ارتباط دختر و پسر نيز، به گونه‌اي كه در جامعه‌ي ما مطرح است، بي‌ارتباط با مطالب ياد شده نمي‌باشد. البته اين مسأله از زواياي مختلفي قابل ارزيابي است كه در آغاز اين بحث، به دو نكته‌ي مهم آن اشاره مي‌كنيم:
نكته‌ي اول: ايّام جواني، دوره‌ي شور احساسات، شوق جنسي و نشاط جسمي است. با بيدار شدن قواي مختلف جسمي، توجه به مسائل عاطفي و جذّابيت‌هاي ظاهري جنس مخالف زيادتر مي‌شود. اين بلوغ طبيعي، در پيدايش دوستي‌ها و روابط دختر و پسر تأثير به سزايي دارد.
نكته دوم: همه‌ي ما معتقديم كه انسان موفق كسي است كه در زندگي، داراي اهداف مشخصي باشد و با برنامه‌ريزي درست و انتخاب راه مناسب، به آن هدف دست يابد.
يك جوان نيز، بايد سعي كند راهي را انتخاب نمايد كه او را به يك زندگي مطلوب، ايده‌آل و سرشار از آرامش، كمال و شادي برساند.
انسان داراي نيازمندي‌هاي روحي و جسمي بسياري است، و همان‌گونه كه به مسايل مادي نياز دارد، براي رسيدن به تكامل و آرامش به مسايل معنوي نيز نيازمند است. از طرفي دين اسلام داراي مجموعه قوانين كامل و جامعي است كه به همه‌ي نيازمندي‌هاي انسان توجه نموده و در تعاليم خود، مصالح عمومي و سعادت دنيا و آخرت را مدّ نظر قرار داده است.
بر اين اساس، اسلام براي پاسداري از حريم پاكي و جلوگيري از انحرافات، روابط دختر و پسر را با رعايت ضوابطي پذيرفته و آزادي مطلق و بدون حساب، و دوستي‌ها و عشق‌بازي‌هاي مصطلح امروزي را ناپسند و مردود شمرده است.
اسلام، صرف صحبت كردن لازم و ضروري زن و مرد را در جريان رسيدگي به كارهاي روزمره‌ي زندگي حرام ندانسته است، اما با توجه به اين‌كه در زمان جواني، غرايز جنسي، احساسات و شيفتگي و زيبايي‌هاي ظاهري تا حدّ زيادي خودنمايي مي‌كند، ناخودآگاه، روابط ايجاد شده رنگ و لعاب ديگري به خود مي‌گيرد. بنابراين از منظر دين، نمي‌توان اين گونه روابط را توصيه نمود!
اسلام، در آغاز هر ارتباطي قايل است كه بايد ميان افراد، تعهدي به صورت رسمي ـ هر چند اين روابط موقت و براي زماني محدود باشد ـ ايجاد شود. لذا كساني كه مي‌خواهند با هم رفاقت يا رابطه‌اي داشته باشند (به هر دليل و بهانه‌اي كه باشد، حتي اگر در آينده قصد ازدواج داشته باشند) بايد تعهدي رسمي (به صورت عقد دايم يا موقت كه احكام آن در توضيح المسائل ذكر شده) ميان‌شان وجود داشته باشد، و تنها در اين حالت، ارتباط، دوستي و تماس تلفني آنها جايز و بدون اشكال است. اما در غير اين صورت، اين ارتباط جايز نيست، زيرا هر ارتباطي ميان زن و مرد، از نگاه شروع مي‌شود و خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:
«به مؤمنان بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و عفاف خود را حفظ كنند! اين براي آنان پاكيزه‌تر است. خداوند از آنچه انجام مي‌دهند آگاه است! و به زنان با ايمان بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند.»(۱)
در اين آيه، به صراحت دستور داده شده كه زن و مرد نامحرم به يكديگر نگاه نكنند و از نگاه‌هاي هوس‌آلود پرهيز نمايند. به راستي، اگر به اين آيه‌ي مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به يكديگر توجه ننمايند و به هم نگاه نكنند، آيا دوستي‌ها و عشق‌هاي خياباني به وجود مي‌آيد؟
حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:
«چشم پوشي از نگاه، بهترين عامل بازداري از شهوات است.»(۲)
همچنين، خداوند در سوره‌ي احزاب، خطاب به زنانِ پيامبر (ص) مي‌فرمايد:
«به گونه‌اي هوس‌انگيز سخن نگوييد تا بيماردلي در شما طمع نكند، و به گونه‌اي شايسته و معمولي سخن بگوييد.»(۳)
به راستي، آيا روابط ميان دختران و پسران جوان، با آن ميل و كشش جنسي كه طبيعت سنّ جواني است، از نگاه‌هاي آلوده و صحبت‌هاي هوس‌انگيز خالي و مبرّا است؟
آيا با در نظر گرفتن اين كلام صريح الهي مي‌توان حكم به جواز اين گونه روابط صادر نمود؟
شايده عدّه‌اي مدّعي باشند كه ما اين‌گونه روابط را قبول نداريم، بلكه ارتباطي مورد نظر ما است كه از اين مسايل به دور باشد!
در پاسخ اينان بايد گفت: اصرار و تأكيد فراواني كه امروزه بر اين روابط مي‌شود، شاهدي است بر اين كه انگيزه‌ي ديگري ـ هر چند به صورت غير مستقيم و مخفي ـ در اين كار موجود است. لذا ممكن است به ظاهر روابطي ايجاد شود كه در ابتدا عاري از اين‌گونه مسايل باشد، اما از آن‌جا كه سنّ جواني اوج كشش جنسي و عاطفي است، به تدريج و بر طبق طبيعت بشري، اين روابط آلوده به نگاه‌ها، صحبت‌ها و رفتارهاي هوس‌آلود مي‌شود.
در پايان اين بخش، توجه‌ شما را به احاديث ذيل ـ كه كاملاً مرتبط با موضوع مي‌باشد ـ جلب مي‌كنم:
علامه‌ي مجلسي در ضمن احاديثي نقل مي‌كند:
«كسي كه به حرام دست به دست زني برساند، چون به صحراي محشر درآيد، دستش بسته باشد، و كسي با زنان نامحرم خوش طبعي، شوخي و مزاح كند، خداوند در عوض هر كلمه، هزار سال او را در محشر حبس مي‌كند. و اگر زني راضي شود كه مردي به حرام او را آغوش بگيرد، ببوسد يا به حرام با او ملاقات نمايد و يا با او خوش طبعي و شوخي كند، بر آن زن نيز گناهي همانند آن مرد است.»(۴)
حال، «آيا دوستي‌هاي تلفني، رفت و آمدها و روابط ميان دختر و پسر مشمول اين آيات و روايات مي‌شود يا خير؟» آيا باز هم مي‌توان ادعا نمود كه اين روابط بدون اشكال است؟
نكته‌ي ديگري كه بايد توضيح داد اين است كه بعضي افراد اين روابط را بدين صورت توجيه مي‌كنند كه «براي ازدواج، شناخت كامل لازم است و شناخت، بدون ارتباط ممكن نيست!»
در پاسخ مي‌گوييم: بدون ترديد، دختر و پسر بايد ديدي باز و شناختي كامل از استعدادها و خصوصيات اخلاقي و فرهنگ يكديگر داشته باشند. اما شناختي كامل و دقيق است كه با عقل و خرد و ارزيابي صحيح طرفين مقابل به دست آمده باشد، لذا بايد سعي كنيم از دخالت‌هاي انحراف آفرين «حبّ و بغض» جلوگيري كنيم. زيرا وقتي به كسي علاقه‌ي وافري داشته باشيم، ضعف‌هاي او را نمي‌بينيم، و اگر از ابتدا با بغض با او برخورد كنيم، خوبي‌هايش را در نظر نمي‌گيريم!
بسيار روشن است كه با دوستي‌هاي خياباني و تلفني و روابط ميان دختر و پسر ـ از آن‌جا كه زيبايي‌ها و جذّابيّت‌هاي ظاهري در آن‌ها نقش زيادي دارد و افراد در دنياي احساسات و عواطف غوطه‌ورند ـ شناخت كامل از خصوصيات اخلاقي و سليقه‌هاي فردي حاصل نمي‌شود. پس به صرف ايجاد رابطه، هرگز شناخت كاملي حاصل نخواهد شد!
البته، بعد از مطالعه و دقت‌هاي لازم، اگر شرايط مثبت بود و دختر و پسر واقعاً قصد ازدواج با يكديگر را داشتند، مي‌توانند براي اطمينان بيشتر و ايجاد هماهنگي و آمادگي براي آغاز زندگي، با نامزدي رسمي و شرعي (به صورت عقد موقت) به خواست خويش برسند.
اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه روابط آزاد دختر و پسر، نه تنها طرفين را به شناخت مورد نياز نمي‌رساند، بلكه چه بسا سبب بدنامي و محروميت از ازدواج مناسب و درخور شأن طرفين شود.
همچنين، غوطه‌ور شدن در اين نوع روابط، جواناني را كه بايد در بهترين مقطع از سنّ خود، به دنبال آموختن علم و كسب تجربه براي آينده‌ي خويش باشند، در اضطراب و هيجانات بي‌اساس نگه مي‌دارد و با ايجاد فشارهاي روحي و تشويق‌هاي دروني آرامش را از آنان سلب مي‌كند. هيچ‌گاه اين جوانان طعم شيرين آرامش، شادي و رضايت را در زندگي خانوادگي نخواهند چشيد و هميشه چشم طمع به ديگران خواهند داشت. و اين دردي است خانمان‌سوز كه درماني ندارد!
اگر نگاهي به كشورهاي غربي و غرب‌زده بيندازيم كه در اين زمينه آزادي كامل دارند، چيزي جز مفاسد گوناگون و معضلات مختلف اجتماعي نمي‌يابيم!
علاوه بر اينها، دوستي‌ها و ازدواج‌هايي كه بر اين پايه چيده شده، بسيار متزلزل مي‌باشد. كافي است سري به هفته‌نامه‌ها و مجلات خانوادگي بزنيم. صفحات «هم‌راز» و «پزشك مشاور» مملو از غم‌نامه‌هايي است كه دخترها و پسرها درباره‌ي دوستي‌ها و ازدواج‌هاي ناكام خود نوشته‌اند! بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليه‌شان براي زندگي فرو نشسته و با واقعيت‌هاي زندگي بيش‌تر و بهتر روبرو شده‌اند، با يكديگر احساس نوعي بيگانگي نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه شده‌اند! كم نيستند خانواده‌هايي كه به خاطر اين نوع ازدواج‌ها به طلاق و جدايي كشيده شده‌اند.
واضح است كه خود طلاق هم معضلي بزرگ است، هم براي اجتماع و هم براي آن خانواده‌ي از هم پاشيده.
تعاليم حيات بخش اسلام، راه درست و متعادل را به انسان نشان داده، به نيازهاي طبيعي انسان توجه نموده و در نتيجه براي آن راه مناسبي پيشنهاد كرده است. در آيات و روايات بسياري بر اين نكته تأكيد شده كه «زندگي مشترك زن و مرد بايد بر اساس تفاهم، محبت و عشق باشد». خداوند در قرآن(۵) توصيه مي‌كند كه مسلمانان محور زندگي را بر اظهار علاقه و محبت به يكديگر قرار دهند.
همچنين مي‌فرمايد:(۶) زن و شوهر لباس يكديگرند و بايد مايه‌ي آراستگي و زيبايي و جامه‌ي ستر و عفاف يكديگر باشند.

 

پاورقی:

  1. «قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم. إن الله خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يقضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ، ولا يبدين زينتهنّ الاّ ما ظهر منها» نور:۳۰ و ۳۱٫
    ۲٫ «نعم صارف الشهوات غضّ الابصار» محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج۱، ص۷۲٫
    ۳٫ «فلا تخضعن بالقول، فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً» احزاب:۳۲٫
    ۴٫ مجلسي، محمدباقر، عين الحيوة، ص۱۴۰٫
    ۵٫ روم:۲۱٫
    ۶٫ بقره:۱۸۷٫

 

بار مشكل من ضعيف شدن اعتماد به نفس من هست و فكر مي كنم دليل اين موضوع بيشتر به خاطر موضوعات عاطفي باشد؛ وقتي مي بينم دوستام كساني (از جنس مخالف) رو دارند كه بهشون ابراز علاقه مي كنند و من حتي يك بار هم اين اتفاق برام نيفتاده، فكر مي كنم آدمي هستم كه نمي تونم روي اطرافيانم تأثير بذارم

من تا به حال دو نامه براي شما نوشته ام و هر بار درباره يك مشكلم براتون نوشتم و از شما راهنمايي خواستم؛ اين بار مشكل من ضعيف شدن اعتماد به نفس من هست و فكر مي كنم دليل اين موضوع بيشتر به خاطر موضوعات عاطفي باشد؛ وقتي مي بينم دوستام كساني (از جنس مخالف) رو دارند كه بهشون ابراز علاقه مي كنند و من حتي يك بار هم اين اتفاق برام نيفتاده، فكر مي كنم آدمي هستم كه نمي تونم روي اطرافيانم تأثير بذارم و براشون جذابيتي ندارم، البته با اينكه از نظر ظاهر، نمي شه گفت خيلي زيبا، ولي چهره متوسطي دارم. اين موضوع باعث شده كه سعي كنم توي جمع  بچه هاي دانشكده كمتر حضور داشته باشم و بيشتر تنهايي رو ترجيح بدهم. اين مشكل روي اعتماد به نفس تحصيلي من هم تأثير گذاشته كه قبلا در مورد تحصيل اين قدر اعتماد به نفسم پايين نبود. لطفا بهم بگيد بايد چكار كنم تا به اين موضوعات زياد اهميت ندهم. خيلي به راهنمايي شما احتياج دارم من خيلي منزوي شدم و خيلي هم خيال پرداز؛ من توي رؤيا اون تصويري رو از خودم مي سازم كه دوست دارم و اتفاقاتي رو كه دوست دارم برام پيش بياد رو تصور مي كنم. (در ضمن من يك دختر ۱۹ ساله هستم.)

پاسخ:

در ابتدا لازم است شما را متوجه نكته اي كنيم كه غفلت از آن بسيار خطر ناك است . آن نكته اينست كه گاهي اوقات خداوند بنده اش را از خطري حفظ ميكند ولي آن انسان  بخاطر غفلت يا تحليل اشتباه از مساله اي فكر ميكند از ديگران عقب افتاده و غصه مي خورد كه اي كاش من هم مثل فلاني بودم. حال آنكه واقعيت چيز ديگري است .قصه شما دانشجوي محترم دقيقا همينطوره .شما بايد خدا را شكر كنيد كه خداوند جربزه اي را در شما قرار داده كه جنس مخالف جرات نمي كند وارد حريم شما شود . گو اينكه آدمهاي هرزه و آلوده اي كه دنبال دختران ضعيف النفس مي گردند تا با يك لبخند آنها را فريب دهند و بزرگترين سرمايه آنها يعني حيا و عفت و پاكدامني آنها را ناجوانمردانه به يغما ببرند , از شما واهمه دارند و پيش خودشان فكر ميكنند كه اين دختر عفيف و نجيبي  است و نبايد متعرض او شد . در واقع  انها شما را انتخاب كرده اند اما نه براي  دوستي موقت و سو استفاده و رفتار هايغير اخلاقي , بلكه آنها به امثال شما بعنوان زنان پاكدامني مي نگرند كه در وقت انتخاب همسر به سراغ شما بيايند . البته شما هم بايد حواستون جمع باشد كه پسر هاي هرزه كه تجربه ارتباط نامشروع با جنس مخالف را تجربه كرده اند به هيچ وجه به عنوان همسر آينده  انتخاب نكنيد زيرا قران مي فرمايد: [ زنان پاكدامن براي مردان پاكدامن و زنان آلوده كه نتوانستند عفت و پاكدامني خود را حفظ كنند براي مردان ناپاك] . بنابرين شما با حفظ حريم عفت و پاكي هر گز غبطه آن دختران فريب خورده كه بهترين سرمايه خود را در بازار هوا وهوس به حراج گذاشته اند , نخوريد و مطمئن باشيد كه دختراني عفيف مانند شما هم در پيشگاه خدا وند عزيز و هم در چشم مردم از جايگاه بالايي برخورداريد . اما مشكلات و پرسش‏هاى شما را مى‏توان در چهار محور زير خلاصه كرد: ۱٫ ارتباط با دوستان و همكلاسى‏ها، از جمله ارتباط با جنس مخالف، چگونه است؟ ۲٫ مشكل اصلى جريان ذكر شده در كجا ريشه دارد؟ ۳٫ راه حل درست اين مشكل و جلوگيرى از عوارض بعدى آن چيست؟ ۴٫ براى رهايى از چنين دام‏هاى شيطانى و گرفتار نشدن مجدد در آن چه بايد كرد؟ T}ارتباط با دوستان و جنس مخالف‏.{T درباره محور اول بايد يادآور شد: الف) انسان، به ويژه جوان، به ارتباط اجتماعى نيازمند است؛ زيرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با ديگران پاسخ آن نياز درونى به شمار مى‏آيد. انتخاب همسالان و همكلاسى‏ها، مى‏تواند نشان دهنده درايت و تعقل فرد باشد و زمينه رشد فكرى و اجتماعى و علمى‏اش را فراهم آورد؛ به عبارت ديگر، ما از طريق ارتباط با ديگران و انتخاب دوست كه به شكل‏گيرى شخصيت انسان مى‏انجامد، يكى از نيازهاى مهم زندگى خودرا برآورده مى‏سازيم. البته آنچه بايد بيش از لزوم داشتن ارتباط با ديگران مورد توجه و حساسيت معقول قرار گيرد، ميزان و چگونگى ارتباط با همسالان و همكلاسى‏ها و در نهايت انتخاب دوست است. داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهميت بيش‏ترى برخوردار است به گونه‏اى كه وقتى نحوه ارتباط به اصل مسأله آسيب رساند، براى حفظ امور مهم‏تر و حياتى‏تر، بايد از ارتباط چشم پوشيد. خردمند كسى نيست كه بتواند بين خير و شرّ، خير را تشخيص دهد و انتخاب كند بلكه خردمند كسى است كه بين دو شرّ، آنچه شرش كم‏تر است برگزيند. پس بايد در ارتباط با همكلاسى‏ها، به ويژه انتخاب دوست واستحكام بخشيدن به روابط دوستانه، دقت واهتمام جدى داشت. از فرد تحصيل كرده‏اى چون شما انتظار مى‏رود با انديشه صحيح خود، ديگران رابه هدايت و پاكى دعوت كنيد و از كانال دوستى برديگران تأثير گذار باشيد نه آن كه از ديگران تأثير پذيريد. ب) ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است. چنان كه گذشت، اگر خطرها و زيان‏هاى ارتباط، اصل مسأله رابطه با ديگران را مخدوش سازد – از محدوده مجاز و صحيح ارتباط خارج شود و ارزش‏هاى اخلاقى را زير پا گذارد – بايد جداً از آن پرهيز كرد؛ زيرا شرايط و فضا و نيز محتواى اين رابطه‏ها با موازين و آداب اخلاقى و مذهبى سازگار نيست و در اكثر قريب به اتفاق موارد به انتقال پيام‏هاى احساسى، عاطفى، جنسى و… كه ريشه شيطانى دارد، مى‏انجامد. بنابراين، معيار داورى درباره روابط افراد، به ويژه جنس مخالف، توجه به مقررات وموازين عقلى و شرعى ارتباط است. بايد در ارتباط با جنس مخالف دست كم به دو نكته اساسى توجه كافى شود: ۱٫ رعايت حياو عفاف كه فراتر از پوشش و حجاب است. ۲٫ تكبر ورزى دخترانه. اگر صميميت، رفاقت، محبت و مهرورزى… بنياد ارتباط با جنس مخالف باشد، اين رابطه آسيب‏پذير و چراگاه شيطان است. پس دختر در ارتباط با جنس مخالف بايد متكبرانه برخورد كند تا از آفت‏هاى ارتباط كه هر لحظه ممكن است خرمن عفت و پاكى‏اش را به خطر اندازد، مصون ماند. هر چند اصل بر عدم ارتباط با جنس مخالف است زيرا خداوند متعال، در سوره‏هاى مائده و نساء، مردان و زنان را از ارتباط پنهانى بايكديگر باز داشته است. امير مؤمنان على (ع) نيز به خاطر شدت پرهيزگارى از سلام كردن به زنان اجتناب مى‏ورزيد. بى ترديد ما از على(ع) زاهدتر و با معنويت‏تر و مطمئن‏تر نيستيم. وقتى آن حضرت چنين احتياط مى‏كند، وظيفه ما روشن و بى‏نياز از توضيح است. پس، ضمن تأكيد مجدد بر حفظ حرمت انسانى، شما را به رعايت مقررات دينى و اخلاقى در ارتباطها، به ويژه رابطه با جنس مخالف، توصيه مى‏كنيم. مبادا با نگاهى آلوده و كلامى خلاف موازين شرعى، سرمايه انسانى و عفاف و حيا و كرامت انسانى خود را به خطر اندازيد.

منبع:نرم افزار پرسمان

من با دختري دوست بودم و او را دوست داشتم او نيز مرا دوست داشت و تقريباً يك سال با هم رابطه داشتيم. بعد رابطه ما به هم خورد. من بعد از قطع رابطه خيلي داغون شدم

من با دختري دوست بودم و او را دوست داشتم او نيز مرا دوست داشت و تقريباً يك سال با هم رابطه داشتيم. بعد رابطه ما به هم خورد. من بعد از قطع رابطه خيلي داغون شدم، خيلي غصه مي خورم، حتي خودكشي هم كردم. با كوچكترين بحث و دعوايي كه باهم مي‌كرديم، احساس ناراحتي مي‌كردم و حتي غذا نمي‌خوردم. حرف هايي كه مي گفت من بدون عذر و بهانه اي قبول مي كردم، امّا او اينطوري نمي خواست. خلاصه داغون شدم. لطفاً راهنمايي كنيد.

پاسخ:

روابط دختر و پسر از ديدگاه اسلاماسلام مي خواهد جامعه، عاري از هرگونه نگاه و رفتار هوس آلود و سرشار از كار و فعّاليت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغه هاي شهواني به تحصيل و ساير كارهاي زندگي برسند لذا زن و مرد از اختلاط بي حدّ و مرز و زير پاگذاشتن حريم هاي عفاف و شرم و حيا باز داشته تا سلامت فرد و جامعه تأمين گردد.
اسلام مي خواهد انواع لذائذ جنسي از نگاه تا ساير موارد منحصر به كادر رسمي و ارتباط قانوني و محيط خصوصي خانواده باشد و جامعه محل كار و تلاش و فعاليت باشد و بايد توجه داشت اختلاط و همدوشي هاي دختر و پسر جوان لغزشگاه و محل خطرات است لذا بايد نهايت احتياط را نمود.. اگر حساسيتي نسبت به صحبت نمودن و برخوردهاي مستمّرِ دختر و پسر وجود داشته باشد، به روحيّات و سن و شرايط ويژه آن دو بستگي دارد، دختر و پسر پس از بلوغ، سرشار از غرايز و عواطف بوده و تأثيرپذيري بسياري دارند، در اين سن حكومت و سلطه غرايز جنسي فراگير مي شود و بر اعمال و رفتار و انديشه جوان سايه مي افكند. احساس نيازي كه در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد باعث مي شود كه آنان هر لحظه به دنبال پاسخي براي ارضاي آن و جبران كمبود روحي ـ رواني خود باشند.
ارضاي زودگذر جسماني هرگز نمي تواند مبناي تعهّد و سنگ بناي زندگي شود بلكه سبب سستي روابط زناشويي و تزلزل كانون گرم خانواده است.
بدون ترديد گسترش و عادي سازي روابط دختر و پسر هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد و تجربه هايي را برايشان ميسّر ساخته و لذّت هاي زودگذري را فراهم مي آورد، با تكرار اين صحنه ها هوس جانشين عشق، تنوع طلبي به جاي وفاداري و سركشي و هرزگي دل و سيري ناپذيري، جايگزين دلدادگي و تعهّد مي شود. اگر سري به هفته نامه ها و مجلات خانوادگي بزنيم صفحات همراز و پزشك مشاور مملوّ از غم نامه هايي است كه دخترها و پسرها از دوستي ها و ازدواج هاي ناكام خود نوشته اند، بسياري از ايشان وقتي شور و اشتياق اوليّه شان فرو نشسته و با واقعيت هاي زندگي آشنا شدند با يكديگر نوعي احساس بيگانگي و غرابت نموده و با عدم تفاهم در زندگي مشترك مواجه گرديدند.

آيا واقعا پايان يك رابطه، يك شكست است؟مجموع بيانات شما نشان مي دهد كه شما اين مساله را به عنوان يك شكست (از نوع عاطفي) مي نگريد. و اكنون به دنبال راه چاره براي خلاصي از آن هستيد. ابتدا لازمست كه شما در نگرش خود نسبت به اين قضيه تجديد نظر كنيد. بدانيد آنچه كه به‌ظاهر موجب اندوه ما مي شود، لزوما امري مذموم و ناخواستني نيست. همان گونه كه در قرآن كريم آمده است: عَسي أَنْ تَكرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكمْ وَ عَسيَ أَن تُحِبُّوا شَيًْا وَ هُوَ شَرٌّ لَّكُمْ(۱). «چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است.» هميشه ظاهر غمبار و ناخواسته يك امر دليل بر خوبي يا بدي آن نيست. و چه بسا اموري كه ظاهر ناخوشايندي دارند. اما در واقع پل پيروزي و موفقيت و وسيله اي براي دستيابي به انواع خير و نيكويي هاي فراوانند. آنچه كه در ظاهر امر يك شكست به نظر مي رسد، در واقع سكويي براي پرتاب و پله اي براي بالارفتن و صعود آدمي است. هم چنين نشانه اي است كه به ما مي گويد كه مورد توجه و عنايت خدا هستيم. چنين اموري گويا فرستاده شده اند تا به ما آنچه كه بايد بدانيم را بياموزند، يا آنچه مي دانيم اما به فراموشي سپرده ايم را به ما خاطرنشان كنند. و چشم هاي ما را به روي حقيقت بگشايند. اگر خوب بنگريم، اين ناكامي ها و شكست هاي ظاهري هديه‌اي است از جانب مهربان ترين، تا ما را به رشد و تعالي برساند. پس چه خوبست كه اين گونه امور را به چشم استادي بنگريم كه درس خاصي را مي خواهد به ما بدهد. يا پيكي كه پيام ويژه ايي براي ما آورده است. پس بهتر است چشمهايمان را از ديد منفي بشوييم و با نگاه جديدي با آن روبرو شويم.

هر چه را شكست مي پنداريد، آن را يك فرصت بدانيدشكست براي ما به منزله يك راهنماي راه است كه ما را به سمت موفقيت هايي كه آرزومنديم راهبري مي كند. شكست يعني خداوند با عنايت و لطفش براي ما برنامه بهتري در نظر دارد.
اگر فكر مي كنيد كه اشتباهي كرده ايد، اشتباهات را فرصتي براي يادگيري در نظر بگيريد. هميشه به خود بگوييد كه هر كسي ممكن است اشتباه كند و از اشتباه كردن نهراسيد، اشتباه بخشي از يادگيري است. شكست فرصتي ديگر براي بازنگري و خودشناسي است. براي خيلي از افراد چنين تجربه اي ديگر يك شكست عاطفي محسوب نمي شود، چون آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رخدادها، شروع به تأمل در خود و اصلاحات لازم كرده اند. در باطن امر اين ناكامي موجب مي شود كه آدمي تمام عيار، با خودش، عواطفش، و افكار و آرمانهايش مواجه شود. اينكه اين رويداد چه اثري بر ما داشته باشد، بستگي كامل به شكل برخورد ما دارد. و آن هم وابسته به نوع نگرش ما به زندگي دارد. اگر ما زندگي انسان را با واقع بيني به طور طبيعي همراه با افت و خيزها و كاميابي و ناكامي ها بدانيم. ديگر فقدان يا عدم دستيابي امري خلاف انتظار براي ما نخواهد بود. اگر ما بدانيم كه همه افراد در طول عمر با تجربياتي موفق و ناموفق روبرو خواهند بود. و فقط نوع عكس العمل آنها به اين مسئله است كه نتيجه خوب يا بد را رقم مي زند، به شكستها رويكردي سازنده خواهيم داشت. و به جاي عقبگرد به گذشته و اسارت و توقف در آن، از تجربيات زندگيمان درس مي گيريم و با كوله باري از تجارب و آموخته هايمان، آگاهانه رو به آينده يي روشن حركت خواهيم كرد. ما بايد درحال و براي ساختن آينده زندگي كنيم. لذا فقط مرور و آويختن به خاطرات خوشايندو ناخوشايند گذشته، تا مادامي كه عبرت و سازندگي براي ما نداشته باشند، امري بسيار مضر است. و نمي گذارد تا از فرصت هايي كه هنوز در اختيار داريم استفاده كنيم. مسلما زندگي بعد از هر تجربه تلخي ادامه خواهد داشت و هيچ چيز به پايان نرسيده است. آنچه ما داريم فرصت هاي جديد و انتخاب هاي تازه است كه با تيزبيني و هشياري ما مي تواند به مطلوب ترين شكل ها محقق شود.

نحوه برخورد صحيح با احساسات طبيعي در ناكامي هامعمولا افراد به گذشت زمان جهت ترميم شكست عاطفي و بازسازي روحي خود نياز دارند. اين مدت بسته به مهارت هاي فرد ممكن است بيشتر يا كمتر باشد. مسلماً هر چقدر با اين رخداد عقلاني تر رفتار كنيد تحمل آنها برايتان آسان تر و راههاي بعدي روشن تر خواهد شد و هر چقدر به اين شكست، رنگ و لعاب عاطفي بدهيد روانتان آزرده تر و مسير آينده را تاريكتر خواهيد ديد. افراد در مواجهه با ناكامي بصورت طبيعي دچار اندوه، افسردگي، احساس درماندگي، نااميدي، خلاء، هراس، خشم، گناه، غبن و ضرر، بيقراري، و بدبيني مي شوند. و نيز، ازدست دادن تمركز و انگيزه و انرژي، بي اشتهايي يا پرخوري، كم خوابي يا پرخوابي، بي حوصلگي و خستگي از جمله علايمي هستند كه انتظار بروز همه يا بخشي از آنها در چنين مواقعي طبيعي است. با اين حالات نبايد مبارزه كرد. چرا كه بخشي از روند بهبودي هستند. اين عوارض در طي سه مرحله (۱٫ شوك، انكار، كرختي. ۲٫ ترس، خشم، افسردگي. ۳٫ درك، پذيرش، پيشروي) به تدريج بهبود خواهند يافت. مسير بهبودي نيز همچون روند زندگي، آغاز، ميانه و پاياني دارد. بهتر است از ابتدا در نظر داشته باشيد كه پاياني نيز وجود دارد و چندان دور نيست. ممكن است از خود سوال كنيد كه آيا به اندازه كافي توانايي تحمل اين مشكل را داريد؟ بهتراست بدانيد كه شما به اندازه كافي نيرومند هستيد. زندگي نيز جريان دارد و شما در آن حضور داريد. لازم است كه توجه كنيد كه اين فقط شما نيستيد كه دچار چنين رنج هايي مي شويد بلكه، شكست و از دست دادن، بخشي از زندگي، زنده بودن و انسان بودن است كه همگان آن را تجربه كرده اند.

راهكارهاي بهبودي۱٫ قبل از هر چيز به خاطر بسپاريد كه دوره بهبودي نياز به گذشت زمان دارد واين زمان بسته به نوع شخصيت افراد و درجه وابستگي شان متفاوت خواهد بود. دقت كنيد به هيچ وجه خود را تحقير نكنيد. مرتب به خودتان گوشزد كنيد كه شما انسان شايسته، ارزشمند، خوب و حتي فوق العاده اي هستيد. و در زير پوشش اين دل نگراني و آشفتگي ظاهري، يك انسان قدرتمند، دانا، شايسته و فوق العاده نهان است و او كسي جز شخص شما نيست.
۲٫ براي كنار آمدن با اين مسئله دائماً از گفتن جملات مثبت به خود استفاده كنيد. مانند: «اين اتفاق هم مي گذرد» و يا «من تحمل اين فشار شديد را دارم» و امثال آن. و نيز از اذكار مذهبي و يا دعا و نيايش (براي كسب آرامش) بهره گيريد.
۳٫ ممكن است ضربه اي بر بدنه اتكا به نفستان وارد شده باشد، نگران نباشيد. زيرا اين حالات كاملا طبيعي و ناشي از فشار رواني است كه با آن دست به گريبان هستيد. ذهنتان را بر افكار پوچ و منفي متمركز نكنيد. از اشتباهاتتان عصباني نشويد، زيرا هر انساني دچار خطا مي شود. تنها كار مفيد شناختن و عدم تكرار آنهاست.
۴٫ ارتباط نزديكتري با دوستان و اقوام خود برقرار كنيد. اين اقدام به شما كمك مي كند تا غم و اندوه خود را با آنها تقسيم كنيد.
۵٫ اجازه دهيد خشمتان به شيوه اي صحيح بروز نمايد. براي مثال مي توانيد به ورزش هايي مانند واليبال، هندبال و… بپردازيد. اين گونه ورزش ها در فروريزي خشم شما كمك فراواني مي كنند. فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه همه وقت شما را پر كند، ذهن شما را به خود مشغول كند و حتي حواستان را پرت كند تا اعتماد از دست رفته تان را به دست آوريد. هر روز به مدت مشخصي شروع به دويدن كنيد.
۶٫ در صورت احساس گناه، توبه به درگاه خدا بهترين راه نجات است. كه از بهترين روش هاي تطابق و درمان است.(۲)
۷٫ از نكات بسيار مهم توجه خوب به تغذيه مناسب است. در تغذيه اين موارد را به تدريج انجام دهيد:
الف) آب فراوان بنوشيد، روزانه هشت ليوان كافي است.
ب) سبزيجات و ميوه هاي تازه را در برنامه غذايي خود جاي دهيد، بهتر است سبزيجات را به صورت خام يا نيم پز مصرف كنيد.
ج) كربوئيدرات هاي تركيبي نظير غلات، سيب زميني و نشاسته از جمله منابع غني غذايي هستند.
د) مصرف نيكوتين، كافئين و غيره را كاهش دهيد.
هـ) از خوردن تنقلات و شيريني جات خودداري كنيد.
م) مصرف ويتامين ها و مواد كاني را فراموش نكنيد، بويژه در بحران هاي عاطفي مصرف ويتامين ث و ويتامين ب، كلسيم و پتاسيم بسيار سودمند است.
ي) مراقب مصرف غير طبيعي چربي ها نيز باشيد.
۸٫ به مسافرت هاي تفريحي و دسته جمعي و اردوهاي علمي، تفريحي، زيارتي و… برويد، زيرا اين قبيل فعاليت ها در كاهش اين گونه افكار مؤثراست.
۹٫ از ديدن فيلم هاي پريشان كننده و يا چيزهايي كه شما را غمگين مي كند خودداري كنيد و بجاي آن سعي كنيد كسان يا چيزهايي را ببينيد كه احساس خوب و شادي در شما بر مي انگيزند.
در اينجا ذكر چند نكته ضروري است: سعي كنيد از اين رخداد نتيجه ي مثبتي بگيريد. مثلا اينكه اينگونه دوستي ها غير قابل اطمينان و آسيب زاست. و نمي تواند نتيجه خوبي به دنبال داشته باشد. اگر از راه هاي مطمئن وصحيحي شريك زندگيتان را بيابيد دچار چنين مخاطراتي نخواهيد شد.
از اين بابت بايد خدا را شكر كنيد كه تا قبل از اينكه كار به ازدواج نامتناسب و در نتيجه طلاق بكشد، در همين مراحل اوليه به اين مسائل پي برديد و آسيب بيشتري متوجه شما نشد.
شناخت، اصولاً كاري دشواراست و آدمي جهت دست يافتن به شناختي مطلوب، هم بايد دلي پاك و تقوايي وافر داشته و هم مهارت كافي و مشورتي وافي و تواني بالا جهت مقابله با موانع سرراه.(۳) از جمله موانع شناخت، به عدم آگاهي، زودباوري، پيروي از شهوات و عشق نابهنگام مي توان نام برد.(۴) عشق زود هنگام يا سطحي علت بسياري از طلاق ها است. «مي گويند با عقل انتخاب كنيد و با عشق زندگي نماييد. اگرچه در وجود آدمي اين دو جداي از هم نيست، ولي حقيقت آن است كه، آنجا كه عقل حاكم است انتخاب عاقلانه است و مراد از آن غلبه ي عقل و برتري آن بر عشق است نه انتخاب عقلاني صرف و بدون وجود عشق. زيرا چنين انتخابي كمتر صورت مي گيرد و تا عشقي نباشد، عقل فرصت تأمل نيز نمي يابد. اما اگر عشق بر عقل غالب آيد، عقل كارآيي لازم را نخواهد داشت و نيز نمي تواند آن چنان كه بايد خود را عرضه نمايد و فرصت جولان از آن گرفته مي شود».(۵)
خوبست كه به فكر ازدواج و انتخاب همسر مناسبي باشيد كه با وجود او به آرامش برسيد.

 

پاورقی:

  1. بقره : ۲۱۶٫
    ۲٫ مرعشي، سيدعلي، بهداشت روان و دين، تهران، انتشارات علمي فرهنگي، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۳ـ۱۵۴٫
    ۳٫ ايماني، محسن، شيوه هاي شناخت و گزينش همسر، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، ص۲۵۴ـ۲۹۹٫
    ۴٫ همان، ص۲۶۵٫
    ۵٫ همان.

منبع:نرم افزار پاسخ

من فردي را هر روز كه به مدرسه مي روم در اتوبوس مي بينم احساس مي كنم به او علاقه مند شده ام آيا نگاه او از روي دوست داشتن گناه است؟ هميشه نگاهم در قسمت برادران است تا ببينم او مي آيد يا نه؟ نمي خواهم با او دوست شوم فقط مي خواهم نگاهش كنم؟

من فردي را هر روز كه به مدرسه مي روم در اتوبوس مي بينم احساس مي كنم به او علاقه مند شده ام آيا نگاه او از روي دوست داشتن گناه است؟ هميشه نگاهم در قسمت برادران است تا ببينم او مي آيد يا نه؟ نمي خواهم با او دوست شوم فقط مي خواهم نگاهش كنم؟

پاسخ:

جواني دوره اي پر تحول از زندگي مي باشد دوره اي كه نيروهاي جسمي و رواني با سرعت و قدرت زياد بروز پيدا مي كنند و درون جوان را پر آشوب مي نمايند و در اين دورة بحراني اين شخصيت جوان است كه آگاه يا نا خودآگاه در حال شكل گيري است و چه خوب است جوان با نيروي اراده و اگاهي جهت شكل دهي به شخصيتش پاي به ميدان گذارده و به آن رنگ و بوي و شكل خدايي، انساني و منطقي دهد. در اين نوشتار كوتاه نمي توانيم حتي به تمام جنبه هاي يكي از نيروهاي مطرح در جواني بپردازيم به همين جهت بر سؤال شما تمركز كرده و نكاتي را در اين زمينه خدمت شما ارائه مي دهم اميدوارم كه مفيد واقع شود.

ماهيت علاقهبر اساس تجربه براي اطمينان بخشي لازم مي بينم ابتدا اشاره به انواع گرايشهاي بين افراد بنمايم، ۱٫ ممكن است علاقة بين دو شخص بي اختيار باشد به اين معنا كه برخي كششها و دوستيها بدون سابقة عوامل بيروني و آشكار بوجود مي آيند كه برخي آيات و احاديث متعددي براين مطلب دلالت دارند.(۱)
۲٫ممكن هم هست دوست داشتن يك شخص نوعي تمايل جنسي باشد چون همانطور كه كارن هورناي روان شناس معروف مي گويد: «گاهي هم ممكن است شخص داراي تمايلات جنسي باشد ولي خودش آن را با تمايل به مهرورزي اشتباه كند»(۲)
۳٫ و اين احتمال هم وجود دارد كه شخص علاقه مند در گذر از مراحل تمايلات غريزي باشد چرا كه برخي از روان شناسان براي حيات جنسي تا پنج مرحله شمرده اند. در اين مقوله «برخي عشق و علاقة جوانان را ابتدا عاطفي (ملكوتي) مي دانند كه گاهي هم جوانان از آن به عشق پاك تعبير مي كنند در اين مرحله عشق جنبه جسماني و شهواني ندارد و جوان هم به شدت پرهيز دارد كه اين نوع احساس را با برچسب علاقة جنسي آلوده كند امّا اين مرحله مرحله اي ديگر را بنام عشق شهواني به دنبال دارد كه جوان بيشتر به مسائل توأم با لذت علاقه مند مي شود»(۳).
۴٫ حالت چهارم اينكه علاقه ماهيت جنسي دارد و خود شخص هم مي داند.
بنابر آنچه گفته شد در تمام موارد غير از مورد اول يا علاقه مستقيماً جنبه جنسي دارد و يا اينكه از مراحل آن مي باشد و بعداً خود را نمايان مي سازد و در مورد استثنايي هم بايد اشاره كنم چنانچه اين علاقه همراه با نگاههاي مكرر باشد اين مورد هم به مسئله جنسيت كشيده خواهد شد كما اينكه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: «نگاه پي در پي، در قلب، شهوت ايجاد مي كند و همين براي انحراف بيننده كافي است…»(۴)
تا اينجا با ماهيت علائق آشنا شديم در اينجا حكم شرعي و سپس پي آمدهاي روابط و علائق عمقي را متذكر مي شوم.
حكم شرعي: از نظر شرعي كه پرسيده بوديد آيا نگاه كردن گناه است بايد عرض كنم تقريباً تمام مراجع عظام تقليد دورة ما فرموده اند: «نگاه زن به وجه و كفين و قسمتهايي از بدن مردان كه معمولاً نمي پوشند چناچه همراه با ريبه نباشد و يا خوف ارتكاب حرام و كمك به معصيت نباشد جائز است ولي چنانچه با ريبه و يا ترس و خوف وقوع در حرام باشد نگاه كردن حتي به دست و صورت هم حرام است»(۵)

پي آمد ها۱٫خروج از تعبد: چناچه خداي نكرده نگاه ما خارج از موارد جواز بود كه در حكم شرعي ذكر كرديم مخالفت با صريح قرآن كريم كرده ايم كه مي فرمايد: «و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را فرو گيرند و دامن خويشتن را حفظ كنند …»(۶) با توجه به اطلاعي كه از روحية مذهبي شما داريم و از نامه هايتان كاملاً به دست مي آيد به توضيح اين قسمت نمي پردازيم پس مواظب باشيم كه از دايرة تعبد و از حريم يار خارج نشويم.
۲٫ اندوه طولاني: اگر به نقطة شروع برخي از انحرافاتي نگاه كنيم كه صاحبانشان را يك عمر به تباهي كشانده اند مي بينيم از يك نگاه ساده، از يك لبخند بيجا و … شروع شده اند كه هرگز تصور نمي شد خاتمه اي به اين اندوه باري داشته باشند لذا بهتر است جدي تر باشيم و تلنگري به خود بزنيم كه خيلي لب مرز حركت نكنيم. ما تافته جدا بافته از ديگران نيستيم و اين جملة حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را به خاطر داشته باشيم كه «چه بسا لذتهاي زودگذر كه ماية اندوههاي طولاني مي شود.»(۷).
۳٫ مشكلات عصبي: به اختصار به قانوني انكار ناپذير اشاره مي كنم «هرچه ديدني است دست يافتني نيست» انسان هر قدر ثروتمند باشد، نفوذ اجتماعي داشته باشد و … نمي تواند هر چه را مي بيند بدست آورد لذا در درجة اول به دنبال بي نيازي حقيقي باشيم كه جز با وصال محبوب و معبود حقيقي بدست نمي آيد. و بعد:
بسازم خنجري نوكش ز فولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد.
اگر ديده را آزاد گذاشتيم در واقع دل را پريشان كرده ايم در تأييد اين مطلب حديثي از حضرت مولي الموحدين امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل مي كنم «هر كس چشم خود را آزاد گذارد هميشه اعصابش ناراحت خواهد بود و به آه و حسرت دائمي گرفتار مي شود»(۸).
۴٫ واپس روي: يكي ديگر از پيامدهاي منفي نگاه، رابطه و … تهديد زندگي آينده است. يكي از مكانيسمهاي دفاعي در روانشناس واپس روي رواني است.(۹) در رابطه با اين بحث، يعني وقتي انسان ازدواج مي كند در مواقع اختلاف با همسرش (كه امري طبيعي در همة زندگي هاست) به جاي نگاه واقع بينانه به قضايا به ياد خوشيهاي زود گذر (نگاههاي هوس آلود) گذشته افتاده و آرزوي آن روزها را خواهد كرد. نتيجة اين نگاه غير واقع بينانه و اين گونه برخورد با مسائل اين مي شود كه بجاي تعالي و گرمي بخشيدن به زندگي دچار اندوه و افسردگي و در صورت شدت شكست در زندگي زناشوئي و خانوادگي شود.
۵٫ محدويت سرمايه: وقتي علاقه اي بين دو نفر (پسر و دختر) وجود داشته باشد معمولاً مشاوران توصية جدي به تحقيق مي كنند كه آيا آن دو شرائط يك ازدواج موفق را دارند يا نه و چنانچه شرائط مهيا باشد جهت دهي مشاوران به سمت ازدواج است و حتي با وجود شرائط و علاقه اميد به يك زندگي موفق دارند ولي چنانچه از نامه شما بر مي آيد شما نه مي دانيد آن پسر به شما علاقه دارد و نه اصلاً او را مي شناسيد كه ببينيد شخصيت و شرائط مطلوبي دارد يا نه. لذا توصيه مي كنيم نهايت سعي خود را براي بي تفاوت شدن نسبت به اين شخص را بكار ببريد چرا كه در اين شرائط سني كه شما هستيد اوج انرژي، توان، استعداد، پيشرفت و … شما مي باشد سالهاي آخر دبيرستان و در آستانة كنكور و … چشم به هم بزنيد مي بينيد فرصت از دست رفته است، حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: فرصت زودگذر است و دير ياب(۱۰). پس از اين فرصتها استفاده كنيم و بيهوده با افكاري كه هيچ فايده اي براي ما ندارد آنها را از دست ندهيم. (اين علاقة احساسي قسمت عمده اي از انرژي رواني، ذهني عاطفي افراد را هدر مي دهد و طبيعتاً انسان در زندگي واقعي نمي تواند زندگي اي واقعي و با نشاط داشته باشد).
راهكارها: تا اينجاي نامه را كه خوانديد حتماً علاقه مند شده كه اين نگاهها را ترك كنيد امّا با وجود علاقه اي كه داريد به نظرتان سخت مي آيد به همين جهت چند راهكار به شما ارائه مي دهم تا بتوانيد به ياري خداوند مهربان و با استفاده از اين روش موفق شويد.
۱٫ هر چند وقت يكبار پي آمدهايي كه ذكر كردم را بخوانيد و دربارة آنها خوب فكر كنيد و علاوه بر آنها اين حديث شريف را هم بخوانيد: نگاه تير مسمومي از تيرهاي شيطان است و هر كس به پاس عظمت و جلال و خوف الهي از آن چشم پوشي كند خداوند در قلب او ايماني قرار مي دهد كه حلاوت و شيريني آن را مي چشد.(۱۱)
۲٫ انزجار درماني: يكي از حالات انسان را كه از آن متنفر هستي مثلاً شخص در حال تهوع را هر زمان كه آن شخص به ذهنت آمد براي او تصور كن همچنين شبها قبل از خواب كه در رختخواب هستي آن حالت را براي او تصور كن.
۳٫ خود تنبيهي: هر وقت شخص مورد نظر به ذهنت آمد بلافاصله يك تنبيه براي خود در نظر بگيريد و همان لحظه انجام دهيد تنبيه بستگي به موقعيتي دارد كه در آن هستي مثلاً اگر در حال استراحت هستي سريعاً بلند شو ده دقيقه نرمش كن.
۴٫ تقويت اراده: ارادة قوي نه تنها در اين مورد شما را ياري مي دهد كه پشتوانه اي بسيار قوي براي موفقيت در مراحل مختلف زندگي مي باشد. كه تقويت اراده هم راهكارهاي متعددي دارد مثل برنامه ريزي در زندگي و تمرين.
۵٫ هنگام خطور اين افكار به ذهن و وقتي كه در آن صحنه قرار مي گيريد به ذكر لا اله الا الله مشغول شويد و پيوسته به ياد داشته باشيد كه خداوند متعال و ائمه اطهار ـ عليه السّلام ـ اعمال را مشاهده مي كنند.

 

پاورقی:

  1. جمعي از مؤلفان، قرآن و علوم روز، روانشناسي و تربيتي، نشر پژوهشكدة حوزه و دانشگاه مشهد.
    ۲٫ مقيمي حاجي، ابوالقاسم، جوانان و روابط، نشر مركز مديريت حوزة علميه قم، ص ۱۴٫
    ۳٫ شرفي، محمدرضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، تهران، نشر سروش، چاپ سوم، ۱۳۸۱، ص۶۸٫
    ۴٫ جوانان و روابط، ص ۱۴۰٫
    ۵٫ توضيح المسائل دوازده مرجع، گردآوري سيد محمد حسن بني هاشمي خميني، ج ۲ ، احكام نگاه، چاپ اول نشر اسلامي وابسته به جامعة مدرسين حوزة علميه قم.
    ۶٫ نور:۳۱٫
    ۷٫ جوان و نيروي چهارم زندگي، ص ۸۶٫
    ۸٫ جوانان و روابط، ص ۱۳۸٫
    ۹٫ خدا پناهي، محمد كريم، انگيزش و هيجان، نشر سمت، ۱۳۷۶، ص۱۲۲٫
    ۱۰٫ محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمة حميدرضا شيخي، نشر مؤسسة فرهنگي دارلحديث، ج ۳، ۱۳۸۳، ج۲ ، ص۷۹۷٫
    ۱۱٫ جوانان و روابط، ص ۱۴۰٫

منبع:نرم افزار پاسخ

حدود ۸ ماه هست كه با يه پسري دوست هستم. اون اصرار مي كنه و پيام ميده كه مي خواد منو ببينه ولي بعد ملاقاتمون حدود ۲ ماه ازش خبري نميشه دريغ از يه پيام و احوالپرسي خشك و خالي.

من با يك مشكلي مواجه هستم كه ممكنه مشكل نيست من واسه خودم بزرگش كردم ولي تو را خدا كمكم كنيد خيلي درماندم. حدود ۸ ماه هست كه با يه پسري دوست هستم. اون اصرار مي كنه و پيام ميده كه مي خواد منو ببينه ولي بعد ملاقاتمون حدود ۲ ماه ازش خبري نميشه دريغ از يه پيام و احوالپرسي خشك و خالي. اگه اعلام نكنم كار واجبي دارم حتي جوابمو هم نميده. صميميت ما تا حدي هست كه با هم دست هم مي دهيم. اگه منو دوست نداشت و نمي خواست كلا ولم مي كرد ولي اين اونه كه بعد مدتي خودش باز بهم پيام ميده و سراغمو مي گيره البته فكر كنم من خيلي بچگانه رفتار مي كنم ولي اون خيلي منطقي و پختس. من ۲۲ سالمه و اون ۲۷ سالشه. تازه از صبح تا شب كار مي كنه. شغلش آزاده. خاطرنشان كنم من خيلي حساس و زودرنج هستم و از همه مهمتر خيلي بدبينم. انتظار دارم دم به ثانيه بهم زنگ بزنه يا پيام بده. از خودم مي پرسم شايد دوسم نداره يا دلش برام تنگ نميشه. الان ۲ هفته از ملاقاتمون ميگذره ولي يه پيام هم نداده. من خودم هم خيلي مغرور هستم حتي در آخرين ملاقاتمون هم تأكيد كردم كه بيخبرم نذاره. فكر مي كنم كه بهم اعتنا نمي كنه. خيلي ناراحت ميشم وقت امتحاناتمه و فكرم مشغول، غصه مي خورم البته مطمئنم خودش بعد يه مدت سراغمو باز مي گيره ولي چرا دير به دير، كمكم كنيد. لطفا فوري پاسخ بدهيد.

پاسخ:

 

خواهر گرامي، قبل از پاسخ به سوالي که مطرح کرده‌ايد، توجه به نکات زير ضروري است:

 

الف: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى [دوست داشتن و عشق ورزيدن] سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. [دوست داشتن و عشق ورزيدن] اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند. شما خوب مى‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسه‏هاى شيطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.A}بل الانسان على نفسه بصيره{A ؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست، V}(قيامت ، آيه ۱۴){V. قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه ۵ و ديگري در سوره نساء آيه ۲۵ زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه ۲۵ سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد… A}[فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان]{A يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند. در آيه ۵ سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد A}[… ولا متخذي اخدان …]{A رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد كه از ديدن و صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يكي از محرمات است اما اگر به صورت يك ارتباط عادي باشد, مانند اينكه در يك موضوع علمي يا شغلي با يكديگر گفتگو كنند, در صورتي كه خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, كه در نوع اول توضيح داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينكه مقدمه معصيت مي شود, اشكال دارد. در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج كلمه ضروري صحبت نكن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين كار شايد اشكال نداشته باشد, ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز كنيد. البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشكل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است.

 

ب: خواهر محترم، دوستي با جنس مخالف (چه به منظور ازدواج يا صرفا داشتن رابطه دوستانه) پيامدهاي بسيار وخيمي براي دو طرف (بخصوص براي دختر) به دنبال دارد. در اين جا به بيان برخي از اين پيامدها مي‌پردازيم.

 

پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج

از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.

به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

 

  1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: [حبّ الشّيء يعمي و يصمّ]، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.

در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

 

  1. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.

اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.

پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟

دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.

بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.

بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر [كاترين كوهان]، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص ۵]

 

  1. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.

دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

 

  1. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.

 

  1. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.

وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.

بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.

 

  1. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
  2. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
  3. آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
  4. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
  5. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.

 

ج: چند توصيه:

با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه : اولا, اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلا صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا: در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در كلاسها به گونه اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:

۱- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.

۲- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.

۳- حجاب شرعي رعايت شود. هيچگاه خود را در مقابل نامحرم آرايش نکنيد.

۴- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.

۵- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :

۱- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

۲- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.

البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي كه به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي زنيد، نمي توانيم بگوييم كه اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشكل شرعي ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو نفر مدت زيادي با هم صحبت مي كنند و رابطه دارند، كم كم به هم علاقه مند مي شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينكه اين حالت به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي كه در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي گيرد و نمي توانند كاملا آزاد و فارق در مورد هم فكر كنند و يكديگر را به صورت عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و وارد راهي مي شوند كه به احتمال قوي پايان خوبي ندارد.

 

 

د: در مورد سوالي که مطرح کرده‌ايد و قضيه‌اي که بيان داشته‌ايد به نکات زير توجه کنيد:

  1. خواهر گرامي، با توجه به اين که وي مدت طولاني مثلا ۲۰ روز يا بيشتر با شما تماس نمي‌گيرد، اين نشان مي‌دهد که وي آن علاقه‌اي را که شما انتظار داريد به شما ندارد. پس علاقه شما به او در واقع يک رابطه يک‌طرفه است. ممکن است هنگامي که شما را مي‌بيند به شدت اظهار علاقه کند، اما بدانيد که اين اظهار علاقه تا حدود زيادي دروغين و براي فريب دادن شماست. او فقط به دنبال دوستي و منافع زودگذر آن است نه چيز ديگر. انتظار او اين است که بعد از مدتي قطع رابطه با شما، علاقه شما به او کم شود و ديگر به تماس‌هاي او پاسخ ندهيد، اما شما با سادگي تمام، به دنبال تداوم اين رابطه هستيد.
  2. ما مطمئن هستيم که شما به دنبال ازدواج با پسر مورد علاقه‌تان هستيد، اما يقين بدانيد که او هيچ تمايلي به ازدواج با شما ندارد. بنابراين، بي‌دليل خود را گول نزنيد. اين رابطه به هيچ وجه به ازدواج منتهي نخواهد شد و تداوم آن نتيجه‌اي جز حسرت و نااميدي براي شما به بار نخواهد آورد.
  3. از اين رو، به شما توصيه مي‌کنيم ديگر با او تماس نگيريد و به تماس‌هاي او پاسخ ندهيد. در صورتي هم که با اصرار زياد با شما تماس گرفت صريحا به او بگوييد که اگر قصد ازدواج با شما را دارد لازم است رسما و از طريق خانواده خود، شما را از خانواده‌تان خواستگاري کند. اگر اين کار را نکرد يا بهانه‌هاي مختلف آورد به اين بهانه‌ها توجه نکنيد. او ۲۷ سال دارد و موقع ازدواج اوست اگر از اين کار طفره مي‌رود نشان دهنده هرزگي و لاابالي‌گري اوست. به هيچ وجه به تداوم اين رابطه گناه‌آلود و زيانبار رضايت ندهيد و خود را بيش از اين آلوده نسازيد. نظر ما اين است که ديگر با او تماس نگيريد و با او روبه‌رو نشويد.
  4. خواهر گرامي، دلسوزانه توصيه مي‌کنيم ارزش خود را حفظ کنيد و خود را ضايع نسازيد. ارزش شما بيش از اين است که براي دوستي با يک فرد نامحرم اين قدر خود را سبک کنيد. بگذاريد پسرها به خواستگاري شما بيايند و شما از ميان آن‌ها، مناسب‌ترينشان را براي ازدواج برگزينيد.
  5. به اظهار علاقه‌هاي پسرها دلخوش نکنيد. شما به دنبال ازدواج هستيد اما آنان غالبا به دنبال دوستي و رابطه‌اي صرفا لذتبخش و موقتي جهت ارضاي نيازهاي دوران جواني.
  6. به خواستگاري مستقيم پسرها پاسخ ندهيد. خواستگاري صحيح آن است که خانواده پسر رسما دختر را از خانواده‌اش خواستگاري کنند و آنان با بررسي و تحقيق، به پسر پاسخ مثبت يا منفي بدهند.
  7. به نظر مي‌رسد اين رفتارهاي شما به دليل نگراني از مجرد ماندن و ازدواج نکردن باشد. در اين باره گفتني است نگران ازدواجتان نباشيد. مطمئنا شما هم خواستگاران مخصوص خود را داريد و خواهيد داشت. و ان شاء الله به موقع ازدواج خواهيد کرد. منتظر نامه بعدي شما هستيم .

موفق باشيد.

منبع:نرم افزار پرسمان

نشانه هاي علاقه يك پسر به يك دختر چيست؟ چگونه مي توان فهميد؟

نشانه هاي علاقه يك پسر به يك دختر چيست؟ چگونه مي توان فهميد؟

پاسخ:

آن طور که از فحواي متن ارساليتان بر مي آيد شما به پسري علاقه مند شده ايد و حال مي خواهيد  بدانيد نظر وي نسبت به شما چيست و به اصطلاح مي خواهيد ببينيد اين عشق و علاقه طرفيني است و يا اينکه يکطرفه است .

لازم است قبل از بيان جواب سوال شما که چگونه مي توان فهميد پسري به دختري علاقه مند است به ذکر مقدماتي بپردازيم تا با بصيرت کاملتري به راه حل مورد نظر برسيم .

نيازهاى عاطفى و غرايز ايام جوانى، آدمى را به سوى [دوست داشتن و عشق ورزيدن] سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. از آنجا که جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) مخصوصا در سنين جوانى بسيار شديد است،آنچه مهم مي نمايد كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

از آن جا که زندگي ما اجتماعي است و افراد ديگر نقش مهمي در زندگي ما ايفا مي کنند [مثل قضيه ازدواج ] ,نمي توانيم از درک درست و دقيق رفتار ديگران بي نياز باشيم. اين ادراک اشکال متفاوتي دارد که دو نوع آن مهم تر است :اول مي کوشيم احساسات کنوني ديگران را که معمولا  از طريق علايم غير کلامي مانند حالات چهره ,و تماس چشمي به دست مي آيند درک کنيم .دوم مي کوشيم علل ماندگارتري را که در پس رفتار طرف مقابل وجود دارد ,بفهميم که اين امر مستلزم کوشش براي فهم انگيزه ,قصد و صفات شخصيتي ديگران است و در روانشناسي اجتماعي به آن ((اسناد)) گويند .

برخي از راههاي ابراز اطلاعات مربوط به حالات دروني (احساسات )عبارتند از :۱٫ حالات چهره   ۲٫تماس چشمي  ۳٫ تن صدا  ۴٫ حرکات بدني  ۵٫تماس بدني

اطلاعات صحيح از احساسات ديگران به انحاي مختلف به دست مي آيد ؛با اين حال کسب اين اطلاعات در قضيه ازدواج ,فقط گام نخست به شمار مي آيد و ما علاوه بر آن ,به فهم صفات ماندگار ديگران و دانستن علل رفتار آنان نيازمنديم .مثلا ممکن است دختري بريده بريده سخن گفتن پسري را  در مقابل خود در نگاه اول حمل بر اين کند که به وي علاقه مند است و به اصطلاح الآن زبانش بند آمده ,در حالي که ممکن است اين رفتار وي هر علتي داشته باشد جز آنچه آن دختر خانم مد نظرش است . و يا گاه ممکن است پسري براي نشان دادن توجه خود به يك دختر،با موتور و يا ماشين از كنار او به سرعت بگذرد و او را دچار ترس كند و رفتارهايي از اين قبيل ,در حالي که علت اصلي رفتار وي ناشي از حس تميل به آن دختر است,لذا ست که  بايد  عامل اصلي قضاوت درباره احساسات ديگران در مورد خود  را علت رفتار آنان قرار دهيم .

اما در مورد مساله شما :

قصد شما براي ازدواج با فردي که احساس خوبي نسبت به او پيدا کرده ايد امري طبيعي است، لذا لازم است براي جهت بخشي مثبت به اين حس خود، ارزيابي روشني از شرايط خود داشته باشيد تا برخورد واقع بينانه اي با آن ، در جهت امر بسيار مقدس و ارزشمند ازدواج داشته باشيد.

ممکن است گاه دختر خانمي براي ارزيابي احساس پسري در مورد خود بخواهد به طور مستقيم اقدام نمايد . شأن و منزلت يك دختر ايجاب مى‏كند كه تقاضا و اقدام براى ازدواج از طرف مرد صورت گيرد . در ازدواج هميشه پسران طالبند و دختران مطلوب، اين عادت براساس فطرت انساني آنهاست. به همين جهت پسران به خواستگاري مي روند نه دختران، حتي در روايتي که مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با اين که خليفه خدا و مسجود ملائکه شد ولي مأمور شد که از حوا خواستگاري کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگاري کند. حال اگر عکس اين عادت فطري اتفاق افتد، نتيجه مطلوبي نخواهد داد و بلکه گاهي سبب تحقير و شکست روحي دختر مي شود. البته طبق نظر همه مراجع، خواستگارى دختر از پسر اشكال ندارد؛ مگر آنكه اين امر خلاف عرف و به گونه‏اى باشد كه باعث هتك دختر شود .

اسلام به پيروانش دستور مي دهد که  اگر امکان ازدواج با فرد مورد علاقه شان را داشتند فورا ازدواج کنند و اگر ندارند به هيچ وجه با او ارتباط برقرار نکنند و حتي در خيال خود هم به او فکر نکنند. ما اگر بخواهيم راهي غير از آنچه اسلام گفته در پيش بگيريم و به جاي کنترل احساسات دروني، جلوي آن را باز بگذاريم، دچار مشکلات روحي و رواني زيادي مي شويم.

راهکار

با توجه به مطالب فوق  و شرايط مساله شما لازم است چند نکته را خدمتتان عرض کنيم؛

  1. ازدواج و انتخاب شريک براي زندگي مسأله اي نيست که با افکار و رفتارهاي ناشي از احساسات زودگذر پايه ريزي شود. بايد براي آن برنامه ريزي دقيق و حساب شده اي داشت و بدون محاسبه و دورانديشي اقدام کردن جز پشيماني و حسرت چيز ديگري به دنبال ندارد.
  2. انتخاب همسر بايد بر اساس ملاک ها و معيارهاي صحيح و عقل پسند باشد. کسي که مي خواهد ازدواج کند ابتدا بايد ببيند آمادگي و موقعيت آن را دارد يا نه، سپس در مورد ويژگي هاي همسر آينده اش فکر کند و معيارهاي اصلي را کشف کند؛ در مرحله سوم بايد بکوشد تا افرادي را در نظر بگيرد که بهترين و بيشترين معيار همسر خوب را دارا هستند. اين سه مرحله از اصول اساسي ازدواج است و بايد رعايت شود.
  3. در ازدواج هميشه پسران طالبند و دختران مطلوب و اين عادت براساس فطرت انساني آنهاست.
  4. در مورد مسأله اي که براي شما پيش آمده، اگر با بررسي و تحقيق و مشورت هاي لازم ايشان را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد، بهترين راه آن است كه از طريق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خويش جويا شويد. مثلا واسطه با ظرافت خاص و تجربه اي که دارد به ايشان بگويد دختري با فلان شرايط و … آمادگي ازدواج و تشکيل زندگي را دارد و در صورتي که وي مايل باشد خود در اين مسير به او کمک مي کند .

مطمئن باشيد در صورتى كه اگر او نيز واقعا به ازدواج با شما تمايل داشته باشد به طور رسمى و از طريق خانواده محترمشان با کمک واسطه از شما خواستگارى  خواهد کرد.

خواهرم اگر با  عمل به بند ۴ نتيجه مورد نظر خود را دريافت نکرديد ,احساسات خود را كنترل و از ابراز محبت خوددارى كنيد؛ زيرا علاقه يك سويه راه به جايى نمى‏برد.

خوش آن بى مهربانى هر دو سر بى          كه يك سر مهربانى درد سر بى

نکته پاياني

با تفحص و پرس و جوى مختصرى كه فرد واسطه انجام مى‏دهد، مسأله کاملا روشن مى‏شود,لذا هيچ دغدغه خاطر و اشتغال فكرى براي خود درست نکنيد .

لازم به تأکيد است فرد واسطه با يد  داراي صفاتي چون دلسوزي، مورد اعتماد و سر نگهدار، عاقل و داراي تجربه  باشد وبه گونه اي عمل کند که مثلا  مي خواهد از نظر و ديدگاه وي درباره شما مطلع شود، و يا مي خواهد دختري را براي ازدواج به وي معرفي کند و از اظهار تمايل و علاقه شما به وي (حداقل در مرحله اول) او را مطلع نسازد.

مطمئنا اگر دختر و پسر از تناسب کافي برخوردار باشند و پسر نيز به اين دختر تمايل داشته باشد اقدام خواهد کرد وگرنه به دنبال فرد مورد نظر ديگري خواهد رفت.

منبع:نرم افزار پرسمان

مي خواستم بپرسم كه چت كردن (با دختر يا پسر) چه عوارضي دارد؟ و دين در اين رابطه چه مي گويد؟ و حكم شرعي آن چه مي باشد؟

مي خواستم بپرسم كه چت كردن (با دختر يا پسر) چه عوارضي دارد؟ و دين در اين رابطه چه مي گويد؟ و حكم شرعي آن چه مي باشد؟

پاسخ:

يكي از اختراعات بسيار مفيد دست بشر رايانه است كه امروزه به يكي از اجزاء لا ينفك جدا نشدني زندگي انسان ها تبديل شده است. از اين وسيله استفاده هاي بسيار زيادي همچون تحقيق و پژوهش، تجارت، خريد و فروش و ديدن فيلم و… مي كنند. امروزه با گسترش علم و فن آوري استفاده كردن از رايانه به علم روز تبديل شده است، تا حدي كه اگر كسي طريقه استفاده از آن را بلد نباشد تقريبا بي سواد حساب مي شود. البته بايد توجه داشت كه انسان نبايد خودش بنده و گرفتار اين ساخته دست خودش باشد. بلكه به آن بايد به ديد يك ابزار براي انجام كار نگاه كرد. كه اين در پرتو يك برنامه ريزي دقيق و حساب شده در چهار چوب عقل و شرع است. متأسفانه امروزه افرادي خود را آنچنان محو اين وسيله و امكانات پيرامون آن چون اينترنت كرده اند كه تمام امور زندگي شان را فراموش كرده اند. البته منظور كساني كه كار صحيح مي كنند نيست. بلكه افرادي هستند كه با استفاده هاي ناصحيح و نابجا به معضلات جدي رو برو شده اند.
برخي افراد در مواجهه با اين امكان رايانه اي عنان خود را از دست داده و مغلوب و شيفته آن مي شوند و تمام اوقات خود را جلو صفحه نمايش آن به سر مي برند، اين روّيه به گونه اي بوده كه در سال هاي اخير خبر فوت چند نفر در پاي رايانه را از رسانه ها شنيديم. امروزه در جوامع علمي بحث مهمي مطرح مي شود با عنوان «اعتياد اينترنتي» و از اينترنت به عنوان «چاله وقت» يا «عامل تباه كننده وقت»(۱) ياد مي كنند و آن را وسيله از بين برنده وقت مي پندارند كه عمر انسان را در برخي مواقع هدر مي دهد. امام علي ـ عليه السلام ـ در رابطه با هدر دادن عمر مي فرمايند: «احذروا ضياع الاعمار فيما لا يبقي لكم ففائتها لا يعود».(۲) زنهار كه عمر خود را براي چيزي هدر دهيد كه برايتان باقي نمي ماند، زيرا عمرهاي رفته بر نمي گردد.
از امكانات جالب اينترنت، چت كردن يا همان گفتگو است كه به صورت گفتاري يا نوشتاري انجام مي گيرد. تمام اين امكانات اگر صحيح مورد استفاده قرار گيرد و در پرتو دين و عقل و دانش باشد بسيار براي انسان و عقايد و روح او مفيد است.
در صورت عدم دقت و برنامه ريزي در استفاده، كم كم انسان تعادل خود را در بهره برداري درست از دست مي دهد و به مكان هايي كشيده مي شود كه نبايد كشيده مي شد. گاهي ديدن يك منظره يا چت كردن با يك نفر باعث چه گناه ها و دلباختگي ها شده و انسان را از ياد خدا غافل نموده و پس از گذشت مدتي خود را در چاهي عميق احساس مي كند كه هيچ راه فراري از آن نيست. ما در خصوص نفي تمام استفاده هاي از اينترنت و رايانه و چت كردن نيستيم بلكه معتقديم كه اينترنت كاربرد صحيح هم دارد كه بايد به آن توجه شود. اما با توجه به اين كه سؤال شما در مورد عوارض چت كردن مي باشد، در اين نوشته فقط به آسيب ها منفي چت كردن اشاره مي كنيم. البته پيش از آن احكام شرعي چت كردن را بيان مي‌كنيم:

احكام ارتباط با نامحرم و چت كردن۱٫ چت كردن با جنس مخالف و ردّ و بدل كردن صحبت هاي معمولي چه حكمي دارد؟
جواب: همه مراجع: در صورتي كه خوف فتنه و كشيده شدن به گناه وجود داشته باشد جايز نيست.(۳)
۲٫ حكم چت كردن، با شخصي را كه از جنسيت او بي اطلاعيم، بفرمائيد؟
جواب: همه مراجع: اگر ترس افتادن به حرام باشد جايز نيست.(۴)
۳٫ چت كردن با زنان غير مسلمان و انجام صحبت هاي تحريك آميز با آنان چه حكمي دارد؟
جواب: همه مراجع حرام است.(۵)
۴٫ چت در اينترنت به صورت گفتاري و يا نوشتاري با جنس مخالف ـ با اين شرط كه از حدود شرعي خارج نشويم «مثلا براي تبادل نظر» چه حكمي دارد؟
جواب: همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد اشكال ندارد.
تبصره: اگر جنس مخالف زن جوان باشد، بهتر است گفت وگو با او (هر چند بدون قصد لذت هم باشد) ترك شود.(۶)
۵٫ نامه نگاري با نامحرم و طرح مسائل شهواني از طريق ايميل چه حكمي دارد؟
جواب: همه مراجع: طرح مسائلي كه باعث ايجاد فتنه و فراهم آمدن زمينه فساد است، اشكال دارد.(۷)
۶٫ آيا در گفت و گوي زن و مرد نامحرم فرقي بين گفت و گوي مستقيم و از راه دور هست؟
جواب: همه مراجع: خير، هيچ تفاوتي در حكم نمي كند و در هر دو مورد اگر با قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد اشكال دارد.(۸)
۷٫ آيا اظهار عشق و محبت بين دختر و پسر به منظور ازدواج گناه است؟
جواب: همه مراجع: آري، اين كار حرام است.(۹)

عوارض منفي چت كردنالف) وابستگي: از عوارض اصلي، منفي و زيان آور چت كردن وابستگي به رايانه است كه بيش از حدّ آن فرد دچار اعتياد به اينترنت مي گردد.
ب) گوشه گيري: با استفاده زياد از رايانه و چت كردن هر شخص از رو برو شدن افراد و هم صحبتي با آنان واهمه دارد و تمايل خود را از صحبت كردن با ديگران از دست مي دهد. چون هميشه با هر كس برقراري ارتباطي داشته از پشت صفحه نمايش بوده و پنهان شدن در پشت آن را ترجيح مي دهد.
ج) از دست دادن حسّ اعتماد به نفس: در اين صورت فرد خود را بسيار ضعيف در ايجاد ارتباط با ساير همجنسان و همسالان خود در فضاي واقعي مي بيند و خودش را ضعيف و فاقد ايجاد رابطه حسي مي كند و اعتماد به نفس خودش را از دست مي دهد و به ارتباط مخفي و پنهاني عادت مي كند. در ساير كارها هم همين گونه مي شود به طوري كه حسّ مي كند قدرت تعويض يك لامپ يا پيچ را هم ندارد.
د) بدخلقي و كج خلقي: افرادي كه بيش از حدّ از رايانه استفاده مي كنند به اين صفت منفي متمايل شده و با ساير افراد خانواده با بدخلقي و تندي رفتار مي كنند. اينان تا جايي پيش مي روند كه حتي اگر براي غذا خوردن (كه ساعت ها هم از آن گذشته) صدايشان كنند. به سختي عصباني مي شوند و با پرخاشگري جواب مي دهد (كه چرا براي لحظاتي ما را از كارمان (مثلا چت كردن) جدا كردي، يا حواسم پرت شد).
هـ) گرفتار شدن در دام افراد سودجو و خطرناك: در فضاي مجازي چون افراد همديگر را نمي بينند و ارتباط مستقيم در كار نيست از جزئيات، ظواهر و خصوصيات يكديگر بي اطلاع هستند. به خاطر گستردگي و سطح بالاي ارتباطات افراد سودجويي موقعيت را مغتنم شمرده و مشغول پياده كردن افكار شيطاني خود مي شوند. مثلا فردي خود را جوان خوش تيپ و قيافه، اهل تحصيل (مثلا دانشجو) و بي نياز از لحاظ اقتصادي معرفي مي كند كه اگر غير همجنس هم باشد گيرائيش بيشتر مي شود. اين افراد در فضاي مجازي از طريق چت كردن مخصوصا نوشتاري افراد را به عنوان طعمه خويش انتخاب مي كنند و با آنان قرار ملاقات مي گذارند. وقتي كه براي برقراري ارتباط مي روند با فردي مواجه مي شوند كه بسيار مخالف آنچه گفته بود كه اصلا انتظارش را نداشتند، است.
چه بسا اين رويا رويي ناخواسته كه از روي هوي و هوس بوده منجر به بدنامي و بدبختي فرد شده و سراسر عمر خود را در گناه و تباهي و فساد بگذارند. چه بسيار پسران و دختراني كه از همين طريق در دام باندهاي توزيع و تكثير مواد مخدر، گروه هاي شيطان پرستي و… افتاده اند و راه برگشت براي خود نديده اند.
و) تضعيف قواي جسماني: كساني كه به چت كردن در فضاي مجازي دچار استفاده بي رويه و نا متعادل شوند، دچار به هم خوردگي عادت غذايي شده و به سوء هاضمه مبتلا مي گردند. مثلا ممكن است ناهارش را چند ساعت بعد از همه يا شامش را موقعي بخورد كه پاسي از نيمه شب گذشته است. اينها باعث بيماري هاي سخت دستگاه گوارش مي گردد. يا اين كه دچار عادت غذايي پرخوري شود كه مدام در حين استفاده مشغول خوردن است كه يا به چاقي مفرط و شكم آوردن و يا لاغري و سوء تغذيه مبتلا مي شوند. هم چنين با استفاده بي رويّه به ضعف بينايي، مشكلات ستون فقرات (به خاطر نشستن مداوم و ناصحيح)، درد مفاصل، خستگي مفرط، برهم خوردن ساعت خواب و… دچار مي گردد.
ز) افت تحصيلي و شغلي: اشخاصي كه از اينترنت و مخصوصا چت كردن به خاطر حالت مستقيم و زنده چت خيلي زياد در معرض اين خطر هستند. در اين فضا ممكن است با شخصي آشنا شده و ساعت ها وقت خود را به صحبت و چت كردن با او بگذراند. در مواقعي هم كه امكان استفاده را ندارد در افكار خويش به گفته هاي او فكر مي كند و تمام حوّاس خود را مشغول او مي كند و هر كجا هست (سر كلاس درس و يا مشغول كار) دوست دارد سريع تر بر گردد تا بتواند باز هم با هم به گفتگو بپردازند.
اين براي يك نفر محصل بسيار خطرناك است. چون او را از توجه به درس و مباحث علمي دور كرده و بي رغبت مي نمايد و در نتيجه افت تحصيلي را به دنبال دارد. همين اتفاق براي كسي هم كه مشغول به كار است مي‌افتد. چون تمام حواس خود را مشغول كارش نمي كند، از ميزان بازدهي كمتري برخوردار مي شود. چه بسا خرابكاري به وجود آورد و نهايتا به از دست دادن شغل مي انجامد و عواقب بعدي آن.
ح) افسردگي: با استفاده زياد از چت كردن و ايجاد ارتباط چه بسا شخص پرتوقع شده و در صورت عدم برآورده شدن خواسته هايش به افسردگي دچار گردد كه در اين حالات ممكن است به يأس و نااميدي از زندگي مبتلا شده و به اعمالي غير معقول و ناشايست دست بزند.

 

پاورقی:

  1. پاتريشيا وليس، ، روان شناسي اينترنت، ترجمه بهنام اوحدی و فضل‌الله قنادي، اصفهان، صادق هدایت ، ص۳۰۵٫
    ۲٫ محمدی ری‌شهری، ميزان الحکمه، ج۸، ص۴۰۳۸، ح۱۴۲۱۲٫
    ۳٫ احمدي، محمد رضا، پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي، روابط دختر و پسر، ، ص۱۳۲، پرسش ۳۸٫
    ۴٫ همان، پرسش ۳۹٫
    ۵٫ حسيني، سيد مجتبي، پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي، نگاه و پوشش، پرسش ۸۲، ص۷۱٫
    ۶٫ همان، پرسش ۷۸، ص۷۰٫
    ۷٫ همان، رساله دانشجويي، پرسش ۳۱۶،ص۲۲۷،
    ۸٫ همان، پرسش ۳۳۰٫
    ۹٫ احمدي، محمد رضا، پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي، روابط پسر و دختر، ، پرسش ۳۸، ص۱۳۲٫

منبع:نرم افزار پاسخ

من مدتي است كه با يك پسر دوست هستم. خانواده و برادرم اين موضوع را فهميده و خيلي با من بد رفتاري مي كنند. چه كار بايد كنم تا اين موضوع از ذهنشان پاك شود؟

 

من مدتي است كه با يك پسر دوست هستم. خانواده و برادرم اين موضوع را فهميده و خيلي با من بد رفتاري مي كنند. چه كار بايد كنم تا اين موضوع از ذهنشان پاك شود؟

پاسخ:

مقدمهارتباط بين دختر و پسر يكي از مسايلي است كه ذهن برخي از نوجوانان و جوانان كشور ما را به خود مشغول كرده است.
از ديدگاه اسلام ارتباط نامحرم بايد در چارچوب خاصي و با رعايت موازين و قوانين شرعي تحقق پيدا كند، چرا كه اسلام خواستار رشد و تعالي معنوي انسان است. پس انسان در ارتباط با نامحرم بايد جوانب شرعي را رعايت كند تا از آسيب هاي اجتماعي، روحي و رواني اين موضوع در امان بماند.
ارتباط با نامحرم از ديدگاه خانواده هاي ايراني مسئله اي غير قابل قبول مي باشد كه با حساسيت خانواده ها همراه است.
بنابراين حساسيت و سخت گيري خانواده مورد نظر تا حدي طبيعي به نظر مي رسد، چرا كه آنان خواستار سربلندي و افتخار دختر خود هستند. براي اين كه اعتماد خانواده مورد نظر نسبت به دختر خانواده جلب شود، دختر بايد موارد زير را انجام دهد:
۱٫ اولين و مهم ترين گام براي جلب اعتماد خانواده دختر، ترك ارتباط با نامحرم است. بنابراين در اولين اقدام دختر بدون از دست دادن فرصت ارتباط خود را با نامحرم قطع كند. براي اين كار:
ـ آسيب ها و ضررهايي كه از ارتباط با نامحرم ممكن است، به دختر آسيب جدي برساند را در يك برگه يادداشت كنيد و هر روز آن را مطالعه كنيد. ـ از مكان ها و جاهايي كه ممكن است با فردي كه قبلا با او ارتباط داشته ايد، براي مدتي پرهيز كنيد.
ـ در رفت و آمدهاي خود حجاب را به صورت كامل رعايت كنيد. چرا كه پوشش كامل همچون سدي مي تواند جلو روابط ناسالم را بگيرد. از نظر روابط اجتماعي ثابت شده است، پسراني كه به روابط با دختران نامحرم علاقه نشان مي دهند، نسبت به افراد محجب و پوشيده مراقب اعمال خود هستند.(۱)
ـ به ياد داشته باشيد. خداوند از تمام اعمال و رفتار ما آگاه است.(۲)
زماني كه انسان مرتكب گناهاني مي شود، بهتر است چند لحظه با خود تأمل كند و به اين سوال جواب دهد: اگر پدر و مادرم و يا برادرم و خواهرم و يا يكي از نزديكان و آشنايان از اين گناه من آگاه مي شود، باز هم آن را انجام مي دادم. اكنون كه من در حال انجام گناه هستم به طور حتم خداوند از رفتار و كردار من آگاه است، پس بهتر است از خداوند شرم وحيا كنم و گناه را ترك كنم.
ـ به ياد داشته باشيد، يك لحظه گناه كردن، انسان را از سعادتمندي و رستگاري ابدي دور مي كند.(۳)
ـ از محيط هايي كه انسان را به طرف گناه و ارتباط با نامحرم سوق مي دهد دوري كنيد.
تأثير دوست در رفتار و كردار نوجوان بسيار عميق است. اين تأثير به صورت غير مستقيم رخ مي دهد، به گونه اي كه خود نوجوان هم از اثرات دوست خود در رفتارش غافل است. پس بهتر است دوستان خود را از افراد متدين انتخاب كنيد.
ـ در مراسمات مذهبي به ويژه نماز جماعت حضوري فعال داشته باشيد.
ـ برنامه زندگي خود را به گونه اي تنظيم كنيد كه در طول روز حتي يك لحظه هم بيكار نباشيد، چرا كه بيكاري عامل مهمي در انجام گناه به حساب مي آيد.
ـ به ياد داشته باشيد: در بهترين سال هاي زندگي خود به سر مي بريد و بايد با تمام وجود براي رسيدن به مقامات علمي و سعي كوشش كنيد. پس بهتر است انرژي خود را در راه تحصيل علم صرف كنيد و از هدر رفتن انرژي خود در مسايل پوچ و بيهوده پرهيز كنيد.
ـ در تمام كارهاي خود رضاي خدا را در نظر بگيريد.
۲٫ در فضايي صميمي و به صورت غير مستقيم، از اشتباهات گذشته خود ابراز پشيماني كنيد.
۳٫ در رفتارهاي خود به گونه اي عمل كنيد كه خانواده شما به تغيير رفتار شما پي ببرند.
۴٫ در برابر رفتار تند آنان، صبر و حوصله داشته باشيد و از پاسخ دادن به رفتار آنان به شدت دوري كنيد.
۵٫ حل مشكل شما نياز به گذشت زمان دارد، پس عجله نكنيد. گذشت زمان بسياري از مشكلات را حل مي كند. البته به شرط آنكه دوباره اشتباه گذشته خود را تكرار نكنيد.
۶٫ ارتباط معنوي را با خداوند قوي كنيد و براي حل مشكل خود دعا كنيد.
۷٫ در فضايي صميمي به خانواده خود يادآور شويد كه:
الف) انسان ممكن است در طول زندگي خود دچار اشتباه و خطا شود و پس از آن به اشتباه خود پي ببرد و سعي كند تا آن خطا را جبران كند، پس آنچه در اين ميان اهميت دارد آن است كه انسان از اشتباه خود پشيمان شود و سعي كند اشتباهات خود را جبران كند وگرنه وجود لغزش ها و ارتكاب به گناه در زندگي طبيعي است.
ب) اين سؤال را با آنان مطرح كنيد: آيا تا به حال در سنين جواني و نوجواني دچار خطا و اشتباه شده ايد؟ زماني كه مرتكب اشتباه مي شديد چه انتظاري از بزرگترهاي خود داشتيد؟ به ويژه هنگامي كه به اشتباه خود پي مي برديد؟ هم اكنون من نيز به اشتباه خود پي برده ام و سعي مي كنم گذشته را جبران كنم.
ج) سخت گيري بي مورد آنان، موجب آزار و اذيت شما مي شود و ممكن است آسيب هاي جدي رواني براي شما ايجاد كند.
د) اكنون كه من به اشتباه خود پي برده ام و سعي در جبران گذشته خود دارم، ديگر سخت گيري شما معنا ندارد.
۸٫ سعي كنيد تا زماني كه رفتار برادرتان با شما عادي مي شود، هيچ گاه تنها با او روبرو نشويد تا او فرصت سخت گيري نسبت به شما را پيدا نكند.

 

پاورقی:

  1. رضايي اصفهاني، محمد رضا، روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش هاي تفسير و علوم قرآني ، ج۱، ص۲۸۵٫
    ۲٫ همان.
    ۳٫ همان،ص ۲۶۲٫

منبع:نرم افزار پاسخ

يك دختر وقتي با يك مرد به عنوان همكار، همكلاسي، معلم و استاد صحبت و رفت و آمد مي كند و ممكن است به شوخي صحبت هايي بين آنها رد و بدل شود (در حد معقول) و در اين رابطه دختر هيچ غرض و مقصودي ندارد چگونه مي تواند متوجه طرز فكر طرف مقابل خود شود و از انگيزه او با خبر شود و آيا باز هم اين رابطه مشكل دارد؟

يك دختر وقتي با يك مرد به عنوان همكار، همكلاسي، معلم و استاد صحبت و رفت و آمد مي كند و ممكن است به شوخي صحبت هايي بين آنها رد و بدل شود (در حد معقول) و در اين رابطه دختر هيچ غرض و مقصودي ندارد چگونه مي تواند متوجه طرز فكر طرف مقابل خود شود و از انگيزه او با خبر شود و آيا باز هم اين رابطه مشكل دارد؟

پاسخ:

اين دغدغه ها نشانه ايمان عميق شما به آموزه هاي ديني است که انشاءالله روز به روز ايمان شما عميق تر خواهد شد و اثرات آن را نيز در زندگي خود شاهد خواهيد بود. همچنان که مي دانيد با توجّه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجرّدِ غالب دانشجويان و خطرات جدّى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، انتظار مي رود برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمّى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند چنين روابطى با او برقرار نشود و اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با او چه ضرورتى براى شما دارد.

ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه تحريكي در كار نباشد و به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشكالى ندارد. امّا با اين حال، حتّى الامكان لازم است در كلاسها به گونه‏اى باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:

۱ـ از گفتگوهاى تحريك كننده و شوخي پرهيز شود.

۲ـ از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.

۳- دو نفر نامحرم در محيط بسته، تنها نمانند.

۴- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده برايتان كاملاً مساوى فرض شوند، اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

۵- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفّت و حيا را فراموش نكنيد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. [A}بل الانسان على نفسه بصيره{A؛ آدمى بر نفس خو د آگاه و بيناست].V}(قيامت، آيه ۱۴){V

هر چند که مي دانيم که نکاتي که به آنها اشاره شد براي خود شما نيز روشن است ولي هم چنان که مي دانيد، تأثيري که در شنيدن است در دانستن نيست. ما در حلول دوران مشاوره به موارد بسياري برخورده ايم که ماجرايي از يک شوخي و خنده شروع شده و کار به تباهي دنيا و آخرت کشيده شده است. بنابراين فراموش نکنيم که چنين فرصت هايي بهترين موقعيت براي به فرو افتادن در دام ابليس است.

انسان معمولا سعي مي کند کارهاي خود را توجيه کند به ويژه آن که طبق فرموده قرآن: [A}زين للناس حب الشهوات{A؛ شهوات براي انسان تزيين و بزک مي شوند].

منبع نرم افزار پرسمان

يكي از دوستانم دوست پسر دارد من چگونه مي توانم به او كمك كنم تا از اين كار دست بردارد البته خودش هم دوست دارد از اين كار دست بكشد اما مي گويد كه نمي تواند؟

يكي از دوستانم دوست پسر دارد من چگونه مي توانم به او كمك كنم تا از اين كار دست بردارد البته خودش هم دوست دارد از اين كار دست بكشد اما مي گويد كه نمي تواند؟

پاسخ:

مسئلة ارتباط دختر و پسر يكي از معضلات فعلي جامعه ي ما مي باشد. از آن جا كه تعداد زيادي از افراد جامعه را نسل جوان تشكيل مي دهند. دشمنان اين كشور، با تهاجم فرهنگي و توطئه هاي گوناگون جوانان را مورد هدف قرار داده اند تا بتوانند با سرگرم نمودن ايشان به مسائل پوچ و بي اساس، نشاط، نو آوري و كار آمدي آنان را از بين برده و كشور را از اين سرمايه هاي گران بها محروم نمايند.
نكته ۱: ايام نوجواني و جواني دوره ي شور و احساسات، شوق جنسي و نشاط طبيعي است. با بيدار شدن قواي مختلف جسمي، توجه به مسائل عاطفي و جذابيت هاي ظاهري جنس مخالف زيادتر مي شود. اين بلوغ طبيعي، در پيدايش دوستي ها و روابط دختر و پسر تأثير به سزائي دارد.
نكته ۲: بر اساس نكتة اول، اسلام براي پاسداري از حريم پاك و جلوگيري از انحراف، روابط دختر و پسر را با رعايت ضوابطي پذيرفته و آزادي مطلق و بدون حساب و دوستي ها و عشق بازي هاي مصطلح امروزي را ناپسند و مردود شمرده است. طرفيني كه با هم در ارتباطند بايد نسبت به هم تعهد داشته باشند تا آسيبي به روح و روان همديگر وارد نسازند و صد البته پر واضح است كه اين تعهد در ساية ايمان و ازدواج حاصل مي شود.

راه حل كلي مسئله شما و دوستتان۱٫ سعي كنيم واقعيت جنس مخالف را بشناسيم: بسياري از دختران تصوراتي بسيار ايده آل و تخيّلي از جنس مخالف در ذهن خود مي پرورانند. از نظر روان شناسي اين يكي از اشتباهات رايج بين انسان ها، بالخصوص نوجوانان و جوانان است، بنابراين در مورد جنس مخالف نبايد دچار تفكر افراطي شد.
۲٫ كنترل هيجانات(۱) در برخورد با جنس مخالف: از خجالت زدگي در برابر جنس مخالف خودداري كنيد، با جايگزين ساختن حياء(۲) به جاي خجالت و كمرويي و با رعايت حدود شرعي و اجتماعي مي توان رابطه صحيحي با جنس مخالف داشت البته هر چه روابط ميان دختر و پسر كمتر باشد از لحاظ روحي و رواني آرامتر خواهند بود امام علي ـ عليه السلام ـ يكي از صفات خوب زنان تكبر كردن زن در مقابل مرد بيگانه را حالت متكبرانه داشتن در مقابل نامحرم مي دانند.(۳) بطور كلي رفتار دختر نوجوان و يا جوان در مقابل جنس مخالف اولاً نبايد باعث تحريك غريزه ي جنسي آنها شود و ثانياً همان طور كه گفتيم در برخوردها با جنس مخالف سعي شود حس و هيجانات زنانه باعث طمع ديگران نشود.
۳٫ از خلوت كردن با افراد بيگانه (جنس مخالف) بپرهيزيد كه سبب آسيب پذيري مي شود.
نكاتي كه شما مي توانيد به دوستتان كمك كنيد:
شما مي توانيد از اهرم هاي عاطفي، شناختي، مذهبي و … استفاده كنيد.
به لحاظ اينكه دختران در روابط از «جنبه عاطفي» نگاه مي كنند نمي دانند كه ممكن است مورد سوء استفادة بعضي از افراد قرار بگيرند. براي اينكه دوستتان را آگاه كنيد به او بگوئيد كه:
۱- دوستي مخفيانه شما بي لطفي و ناسپاسي به اعتماد پدر، مادر، برادرتان است. پدر و مادري كه سالها زحمت فراواني براي تو كشيده اند دوست دارند تو را عفيفانه در لباس عروسي ببينند. آيا اين مسيري كه انتخاب كرده اي تو را به مقصد مي رساند.
۲- اگر آن شخص تو را فريب دهد و تو جلوي همه رسوا شوي، چه ضربه اي به خودت و خانواده ات و اعتماد آنها خواهد خورد (آيا ميتواني معصوميت از دست رفته ات را دوباره بدست بياوري؟ آيا پدر و مادرت مي توانند جلو ديگران سر بلند كنند) آيا اگر به تو خيانت كند و يا احتمال خيانت بدهي زندگي زناشويي كه در آينده منتظر تو است تضمين خواهد شد.
۳- پسر ها هم از اين گونه دوستي ها براي زندگي پايدار خود استفاده نمي كنند و اگر اين رابطه پنهاني به ازدواج هم ختم بشود از سوي خود پسر و خانواده آن مورد بدبيني واقع خواهي شد و اين سؤال هميشه براي آنها خواهد بود كه از كجا معلوم كه در پنهاني با ديگري دوست نباشد. در نتيجه اساس زندگي آينده سست خواهد شد. اين مسئله در مورد پسر هم صدق مي كند از كجا معلوم در غياب شما و در نهان با شخص ديگري رابطه نداشته باشد. اما اهرمهاي شناختي:
۱- طبق بررسي هاي آماري نزاع ها و طلاق|ها در چنين روابطي كه به ازدواج ختم مي شود بسيار است.
۲- مراسم رسمي خواستگاري (اگر در بين ازدواج باشد) به نفع دختر است تا اينكه رابطه پنهاني داشته باشند .
۳- استفاده از تجربة تلخ ديگران و اطلاعاتي دربارة آنهايي كه اين راه را رفته و برگشته اند.
۴- ضربه ها و آسيب هايي كه در ارتباط دختر و پسر متوجه دختر مي شود بسيار بيشتر از آسيبهايي است كه متوجه پسر مي شود.

اهرم مذهبي۱- شركت در مجالس توسل به اهل بيت و مراسم ديني كم كم بر وي اثر خواهد گذاشت و نتيجه بخش است .
۲- مطالعه كتابهاي ديني و اخلاقي.
۳- مطالعه آيات مربوط به عذابهاي الهي كنترل نامحسوس بر روي اعمال ما دارد مي توانيد به اين وسيله به دوست خود كمك كنيد.
۴- از همه مهمتر اگر مي توانيد در جلسات اخلاق كساني كه صاحب نَفَس و داراي نَفس زكيّه هستند شركت كنيد كه اينگونه مجالس واقعاً مس وجود را طلا مي كند و اگر دسترسي نداريد از كتابهاي اخلاق مانند: كيماي محبت مرحوم رجبعلي خياط و يا طوباي محبت مرحوم دولابي و غيره استفاده كنيد. اگر مدتي با اينگونه مباحث مأنوس باشيد خودتان و دوستتان خود به خود از كارهاي غير معقول و غير اخلاقي بدتان خواهد آمد.
كلام آخر اينكه اگر شما دنبال ايمان و پاكي و عفت باشيد ايمان و پاكي و عفت هم از شما مواظبت خواهد كرد بطوري كه محيط فرد را همواره امن خواهيد يافت.

 

پاورقی:

  1. توضيح هيجانات: حالت هاي هيجاني با تغيير ضربان قلب، بالا رفتن دماي بدن و نيز كاهش كنترل ارادي بر رفتار، همراه هستند.
    ۲٫ حيا يك لغت بسيار پسنديده فردي و اخلاقي است كه براساس آن وقتي فرد تشخيص مي دهد كه كاري را نبايد انجام دهد و يا سختي را نبايد بگويد، علي رغم توانايي بر انجام آن، از عمل بدان خود داري مي كند در صورتي كه فرد خجالتي قادر به انجام چنين كاري نيست و فرد خجالتي در برابر خواستهاي غير معقول و غير اخلاقي به راحتي تسليم مي شود.
    ۳٫ فيض الاسلام، نهج البلاغه، حكمت ۲۲۶٫

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست