مجموعه تعاملات خانوادگی، رابطه فرزندان با همدیگر:

برادري هفت ساله دارم كه او در خانه، بسيار شرور و زورگو است. امّا در مدرسه ساكت و آرام و اغلب از همكلاسي‌هايش كتك مي‌خورد. لطفا بفرماييد كه چرا اين چنين در مدرسه سركوب مي‌شود؟
براي رشد مذهبي و تربيت خواهر و برادرانم از چه روشهايي استفاده كنم؟
بنده پسر كوچك خانواده هستم و دو برابر بزرگتر دارم. به من خيلي كم توجهي مي شود و به پسر اول خيلي توجه مي شود. تا دعوايي پيش مي آيد، بنده تنبيه مي شوم. (البته نه تنبيه فيزيكي) لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
دختري ۹ ساله دارم كه به تازگي بسيار پرخاشگر، حساس و زود رنج شده است. فكر مي كند ما به او توجهي نداريم
چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟
دو دختر۱۱ ساله و ۷ ساله دارم كه مدام با هم دعوا مي كنند. عليرغم اين كه دختر بزرگم به سن تكليف رسيده امّا به اقامه نماز كاهل است. محض رضاي خدا از تجارب علمي و عملي خود ما را بهره مند فرمائيد؟
علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟
من برادري دارم كه حدوداً ۳۲ ساله است. وقتي كه با من صحبت مي كند اعصابم خرد مي شود و دست و پايم شروع به لرزيدن مي كند سعي مي كنم كه عصبانيتم را كم كنم و خون سردي ام را حفظ كنم، اما نمي توانم. به نظر شما من چگونه رفتار كنم كه آرامش هم داشته باشم؟
برادري هفت ساله دارم كه او در خانه، بسيار شرور و زورگو است. امّا در مدرسه ساكت و آرام و اغلب از همكلاسي‌هايش كتك مي‌خورد. لطفا بفرماييد كه چرا اين چنين در مدرسه سركوب مي‌شود؟

برادري هفت ساله دارم كه امسال به مدرسه رفته است. او آخرين فرزند خانواده است و ۴ خواهر و برادر بزرگتر از خودش دارد. او در خانه، بسيار شرور و زورگو است. امّا در مدرسه ساكت و آرام و اغلب از همكلاسي‌هايش كتك مي‌خورد. لطفا بفرماييد كه چرا علي‌رغم اينكه در خانه بسيار شرور و زورگو است، اين چنين در مدرسه سركوب مي‌شود؟

پاسخ:

توجه به مسائل تربيتي و آموزشي كودكان يكي از موضوعات اساسي و راهبردي محسوب مي‌شود و زمينه‌‌ساز تربيت صحيح كودكان است. كودكان تفاوت‌هاي زيادي با يكديگر دارند كه دليل آنها تنها به خاطر تفاوت در محيط نيست.
اگر چه تربيت، عامل مهمي در رفتار كودكان است، امّا عوامل ديگري نيز در رفتار كودك مؤثر هستند، در مورد رفتارهاي اجتماعي كودك نيز، بايد توجه داشت كه هيچگاه يك عامل به تنهايي دخيل نيست، بلكه عوامل متعددي در اين زمينه مؤثر هستند. يكي از موضوعات رايج در رابطه با مشكلات كودكان به خصوص در سالهاي نخست مدرسه مسأله ناهمساني رفتار كودكان در محيط خانه و مدرسه است.
براي تبيين موضوع مطرح شده لازم است دو بُعد مسأله را جداي از يكديگر و به صورت متمايز بيان كنيم.

۱٫ زورگويي كودك در محيط خانه.اينكه برادر كوچك شما در محيط خانه زورگو و با جسارت است، به چند عامل بر مي‌گردد:
الف. توجه و حمايت والدين: يكي از عواملي كه ممكن است باعث ايجاد اينگونه رفتار در وي شده است، حمايت بيش از اندازه والدين است. برخي از پدر و مادرها به فرزند كوچكشان بيش از اندازه آزادي عمل مي‌دهند و معمولاً در دعواها و جر و بحث‌هايي كه بين فرزندان پيش مي‌آيد، جانب او را مي‌گيرند. اين گونه حمايت‌ها و جانبداري‌ها باعث مي‌شود كه كودك هميشه خودش را حق به جانب بداند و به دلخواه خود رفتار نمايد.
ب. تفاوت‌هاي سنّي بين خواهرها و برادرها. از ديگر عواملي كه باعث شده برادر شما درمحيط خانه و در مقابل بزرگترها جسور و بي‌ملاحظه باشد، تفاوت سني وي با ديگران است. خواهرها و برادرهاي بزرگتر به خاطر آن كه به مرحله‌اي از رشد رسيده‌اند كه مي‌توانند خوب را از بد تشخيص دهند و به پيامد رفتارهاي خويش بينديشند، لذا بر رفتارهاي خويش كنترل دارند و نمي‌خواهند در برابر ديگران مقاومت نمايند. تنها فردي كه آزادي عمل دارد و ملاحظه هيچ چيز و هيچ كس را نمي‌كند، برادر كوچك شما است كه با توجه به اقتضاي سنّ خويش اينگونه عمل مي‌كند.
ج.آشنايي بامحيط خانه: سومين عاملي كه احتمالاً باعث جرأت و جسارت در رفتارهاي برادر شما در محيط خانه شده است،‌احساس امنيت و آشنايي با محيط است. وي در محيط خانه كاملاً احساس امنيت مي‌كند، لذا هر چه دلش مي‌خواهد انجام مي‌دهد.
د. فرصت دادن به كودك در محيط خانه. در محيط خانه به وي فرصت داده شده است تا مطابق ميل خود عمل كند و اين باعث جرأت و جسارت در وي شده است و رفتارهاي آزاردهنده‌اي از خود بروز مي‌دهد.
ه: رفتاربزرگترها:اگربزرگترهادرك درستي از شرايط سني كودك نداشته باشندومهارت لازم دربرخورد بااوراكسب نكرده باشند،ممكن است رفتارهاي بدي با اوداشته باشندودرواقع اين پرخاشگري هاي كودك بازتاب رفتارهاي نادرست بزرگترها باشد.

۲٫ علل ساكت شدن كودك در محيط مدرسه.پس از آن كه علل اصلي زورگويي كودك در محيط خانه را شناختيم، اينك به اين موضوع مي‌پردازيم كه چنين كودكي چرا در مدرسه اينقدر ساكت و آرام است:
الف. ناآشنايي بامحيط مدرسه. مدرسه، موقعيت تازه‌اي براي كودك است. لذا برخي كودكان احساس مي‌كنند مدرسه محيطي بيگانه و توأم با فشار است كه آنها را از والدين‌شان جدا مي‌كند. محيط فيزيكي مدرسه ،معلمان و همكلاسي‌ها براي كودك افراد تازه‌اي هستند كه كودك نمي‌تواند به آساني خودش را همان گونه كه هست نشان دهد. كودك در ماه‌هاي اول مدرسه كاملاً احساس بيگانگي مي‌كند و قدري از شوخي و شلوغ بازي دست برمي‌دارد.
ب. علاوه بر احساس غربت، كودك به لحاظ آن كه از پدر و مادر و خانواده جدا شده است، در ماه‌هاي اول مدرسه آرام و ساكت مي‌شود و كمتر با ديگران به تعامل و رابطه مي‌پردازد.
ج. كودك در محيط مدرسه و جمع دوستان متوجه مي‌شود كه اگر كسي را كتك بزند، او هم ساكت نمي‌ماند بلكه تلافي مي‌كند و از طرفي نظم و قوانين مدرسه و ترس از برخوردهاي معلمان و مربيان باعث مي‌شود كه در حدّ توان رفتارهاي سازگارانه‌تر از خود نشان دهد.
مانمي دانيم دغدغه شما ازبابت پرخاشگري درخانه است يا انزوا ومظلوميت درمدرسه. دررابطه با پرخاشگري در خانه بايددرابتدا علت آن را شناسايي كنيدوسپس راهكار مناسب درمان واصلاح رفتاررا انتخاب نماييد.اما ازبابت مدرسه نكته‌اي كه بايد توجه داشت اين است كه اينگونه كودكان ممكن است كاملاً باهوش و پرانرژي باشندو قدرت كنترل خود، و تشخيص اين كه در چه شرايطي لازم است آرامش بيشتري داشته باشند و كمتر با ديگران دعوا كنند ‌را داشته باشند، پس هيچ جاي نگراني نيست كه برادر شما در سال اول مدرسه اينگونه شده است. شما بايد سعي كنيد همين رفتار وي را به سوي مثبت جهت دهيد، تا بتواند هم با محيط مدرسه بيشتر آشنا شود و هم نظم و‌آرامش را به عنوان يك رفتار مطلوب در محيط خانه نيز متبلور سازد.
آنچه براي كودك نامطلوب است، انزوا و گوشه‌گيري و ارتباط ناسالم با ديگران در دراز مدت مي‌باشد،(۱) امّا در آغاز روزها و ماه‌هاي مدرسه هيچ مشكلي ندارد.
شما بايد با معلمان و مربيان مدرسه همكاري كنيد تا اين حالت به يك عادت و رفتار منفي دايمي در كودك تبديل نشود، سكوت به صورت مثبت و در چارچوب شرايط و موقعيت مدرسه، نه تنها نامطلوب نيست، بلكه امري پسنديده و بهنجار محسوب مي‌شود.
از سوي ديگر نحوة برخورد و رفتار معلمان در جهت‌دهي و اصلاح رفتار دانش‌آموزان بسيار مؤثر است. اگر معلمان ،محيط امن و سرشار از محبت و احترام را براي كودك فراهم كنند، كودك به باز سازماندهي رفتارهاي خويش پرداخته و در اين صورت مدرسه يكي از عوامل و زمينه‌هاي مثبت براي كودك محسوب مي‌شود و مي‌تواند كاستي‌ها و نقص‌هاي تربيتي خانه را نيز جبران كند.
با توجه به اين اصل، توصيه مي‌شود كه با معلمان و مربيان مدرسه همكاري نموده و رفتارهاي كودك را در جهت مثبت هدايت نماييد. در عين حال از اصلاح رفتارهاي كودك در خانه نيز غافل نباشيد.

 

پاورقی:

  1. كاپلان سادوك، اختلالات رواني و رفتاري دوران كودكي و نوجواني، ترجمه سيد مهدي صابري و همكاران، نشر قلمستان هنر، ۱۳۷۷، فصل‌هاي ۱ و ۲٫

 

 

براي رشد مذهبي و تربيت خواهر و برادرانم از چه روشهايي استفاده كنم؟

براي رشد مذهبي و تربيت خواهر و برادرانم از چه روشهايي استفاده كنم؟

پاسخ:

در رابطه با برنامه‏ريزي آموزشي ديني جهت برادر و خواهر خود چند نكته را بايد در نظر گيريد: (۱) برنامه‏هاي خود را به گونه‏اي تنظيم كنيد كه انگيزه ساز و اشتياق آفرين باشد. (۲) ويژگيهاي روحي و رواني ميزان درك و استعداد نوع علايق و گرايشات آنان را در برنامه‏ها به خوبي ملاحظه نماييد. (۳) همواره نقش تحريك كننده و انگيزاننده داشته باشيد نه تحميل‏گر و تزريق كننده. (۴) از كتابهاي تربيتي جهت يافتن شيوه‏هاي آموزشي مناسب استفاده كنيد. (۵) به آنان كتابهاي مناسبي مانند كتب تاريخي اعتقادي و … جهت مطالعه عرضه كنيد. در اين رابطه ابتدا از كتابهاي آقاي قرائتي استفاده نموده و تدريجا تا سطح كتب استاد مطهري ارتقا دهيد. لازم است در هر مرحله فقط يك كتاب به هر كدام عرضه كنيد و پيشنهاد كنيد در زمان بندي نسبتا منظمي آن را مطالعه و نتيجه را براي شما بازگوئيد سپس كتاب ديگري عرضه كنيد. با اين روش طي دو سه سالي مي‏توانيد جهت گيري مناسبي به آنها عرضه نموده و با راهنمايي و تشويق‏هاي مناسب خودشان را اهل مطالعه و تحقيق بار بياوريد.

 

بنده پسر كوچك خانواده هستم و دو برابر بزرگتر دارم. به من خيلي كم توجهي مي شود و به پسر اول خيلي توجه مي شود. تا دعوايي پيش مي آيد، بنده تنبيه مي شوم. (البته نه تنبيه فيزيكي) لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

بنده پسر كوچك خانواده هستم و دو برابر بزرگتر دارم. به من خيلي كم توجهي مي شود و به پسر اول خيلي توجه مي شود. تا دعوايي پيش مي آيد، بنده تنبيه مي شوم. (البته نه تنبيه فيزيكي) لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟ (بنده ۱۴ سال دارم برادر اول ۱۹ و برادر دوم ۱۵ سال دارد، مادرم ليسانس و پدرم فوق ليسانس دارند).

پاسخ:

گاهي در خانواده ها چنين مسائلي پيش مي آيد. گاهي به خاطر مسئله اي آرامش خانواده به هم مي خورد. امّا پس از مدتي دوباره خورشيد آرامش به خانواده خواهد تابيد. حال دوست گرامي به مطالب زير توجه كنيد.

۱٫ كوچك ترين فرزند: در نامه خود نوشته ايد كوچك ترين فرزند هستم. شما بايد به اين مسأله توجه داشته باشيد كه پدر و مادر به خاطر حساسيت هاي روحي و جسمي بچه هاي كوچك تر به آنها بيشتر توجه دارند و غالباً بچه هاي كوچكتر بخاطر اين كه فرزند آخر بوده اند و مورد محبت هاي ديگران قرار گرفته اند و با مهر و عشق آنها بزرگ شده اند حساس تر مي باشند. حال كه بزرگ شده ايد نوع محبت آنها به گونه اي ديگر شده است. شما مطمئن باشيد همانقدر كه شما بخاطر اين مسأله خود را ناراحت كرده ايد، پدر و مادرتان نيز بيشتر از اين نگران شما هستند و ناراحت اند كه چرا شما زودرنج شده ايد.

۲٫ گفتگوي صميمانه: شما كه به ما نامه نوشته ايد و مشكل خود را بيان داشته ايد، مطمئناً فردي منطقي هستيد. و اين، يك صفت بسيار مثبتي است كه در شما وجود دارد. شما مي توانيد با كمك همين صفت، مشكل خود را حل كنيد. پس از خواندن اين نامه پيش پدر ومادر خود برويدو از آنها بخواهيد كه توضيح دهند چرا اين مسأله پيش مي آيد. (البته با خونسردي و محبت) به آنها بگوئيد:” من دوست دارم اگر اشتباهي مرتكب مي شوم بدانم و آن را تكرار نكنم.” همين طور مي توانيد جدا جدا در زمان هايي كه با برادران خود گرم هستيد از آنها بخواهيد براي شما توضيح دهند كه چرا شما اين طور فكر مي كنيد. با دقت به سخنان آنها كه از روي مهر است توجه كنيد. باور كنيد كه هيچ كس مثل آنها خوبي شما را نمي خواهند. آنها نيز از اين كه رابطه ها كدر مي شود ناراحت مي شوند. پس از شنيدن حرف هاي آنها در مورد گفته هاي آنها دقت كنيد. اگر آن عيب را در خود مي بينيد، تلاش كنيد آن را برطرف كنيد.

۳٫ معذرت خواستن:اگر اشتباهي مرتكب شده ايد، بر آن اصرار نكنيد. هر كس كه بر اشتباه خود اصرار كند و لجاجت به خرج دهد، از محبوبيت خود مي كاهد. امّا اگر فردي اشتباه خود را بپذيرد و از ديگران بخاطر اينكه عيب هاي او را گوشزد كرده اند تشكر كند، در نزد آنها فردي محترم و عزيز مي شود. اين نكات به شما كمك مي كند كه در اجتماع در روابط بين دوستانتان و مردم نيز فردي موفق ظاهر شويد.(۱) چرا كه خانواده، تمريني براي ظاهر شدن در جامعه است. كسي كه صفات خوب خود را در خانواده اش رشد دهد و صفات منفي خود را در آنجا شناسايي كند، خيلي خوب مي تواند روابط اجتماعي و معاشرت هاي پسنديده اي داشته باشد.

۴٫ گذشت و چشم پوشي:اگر دوست داريد نزد پدر و مادر و برادرتان بزرگ شويد و مورد علاقه آنها باشيد، اهل گذشت باشيد. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: با چشم پوشي از چيزهاي كوچك خود را بزرگ كنيد و بر قدر و منزلت خود بيفزائيد.(۲)

۵٫ تنبيه: يكي از امتيازات خانواده شما داشتن پدر و مادري فرهنگي و اهل علم است. آنها به مسائل خانواده و حساسيت هاي تربيتي آگاهي دارند. به همين خاطر است كه آنها از تنبيه فيزيكي استفاده نكرده اند و نمي كنند. آنها شما را به گونه اي تربيت كرده اند كه احساس شخصيت كنيد، منطقي باشيد، خطاهاي خود را بپذيريد و اگر اشتباهي از پدر و مادرتان ديديد، بتوانيد به راحتي با آنها بيان كنيد. مطمئن باشيد پدر و مادري مثل پدر و مادر شما از سخنان شما به گرمي استقبال مي كنند.
پس در فرصتي مناسب با آنها سخن بگوئيد. و بدانيد يكي از توصيه هاي مهم مشاوران به خانواده ها اين است كه گفتگوي صميمانه داشته باشند. اين گفتگوها باعث مي شود كه نيازهاي افراد مشخص شود، سوء تفاهم ها برطرف شود و مهرو محبت به يكديگر اظهار گردد و بهشت تفاهم در خانواده پديد آيد.

حرف آخر: همانگونه كه بيان شد شما مي توانيد با كمك اين راهنمايي ها و توانايي هاي خود، مشكلات را حل كنيد. برخي مشكلات به خود شما باز مي گردد كه صادقانه بخواهيد براي شما توضيح دهند و آنها را برطرف سازيد تا در جامعه نيز روابط خوبي با ديگران داشته باشيد. (تمرين اجتماع پذيري) اگر حس مي كنيد پدر و مادرتان در اشتباه اند، در فرصتي مناسب با آنها گفتگوي صميمانه داشته باشيد و مسائل خود را به آنها بازگو كنيد. با گذشت، احترام و رفتار مؤدبانه به محبوبيت خود بيفزائيد. مراقب باشيد در زمان هاي حساس (درس خواندن و…) با برادران خود شوخي نكنيد چرا كه آنها مشغول كار خود هستند. از آنها بخواهيد روزانه در وقت معيني با شما بازي، سرگرمي و تفريح داشته باشند. اين كار باعث مي شود كه محبت بين شما زيادتر شود و با روحيات همديگر بيشتر آشنا شويد. در آخر اين را بدانيد كه فرزندان آخر غالباً مورد توجه و مهر بقيه هستند اگر چه ممكن است آنها در ظاهر اين مهر را نشان ندهند.

 

پاورقی:

  1. محدثي، جواد، اخلاق معاشرت، بوستان كتاب، چاپ پنجم، ۱۳۸۲، ص ۳۰۶، (اقتباس).
    ۲٫ شرفي، محمدرضا، خانواده و متعادل، انجمن اولياء و مربيان، ۱۳۷۲، ص ۱۴۶٫

 

 

دختري ۹ ساله دارم كه به تازگي بسيار پرخاشگر، حساس و زود رنج شده است. فكر مي كند ما به او توجهي نداريم

دختري ۹ ساله دارم كه به تازگي بسيار پرخاشگر، حساس و زود رنج شده است. فكر مي كند ما به او توجهي نداريم و مي گويد شما من را دوست نداريد و خواهر كوچكترم را دوست داريد (خواهر ۵:۲ ساله است) از شما مي خواهم كه ما را راهنمايي كرده تا در اين رابطه با او چه طور رفتاري داشته باشيم.

پاسخ:

قبل از پرداختن به سؤال شما لازم است اشاره كنم كه انسان پيچيده تر از آن است كه در حد چند روز آشنايي كاملا شناخته شود و انگيزه هاي نهان و آشكار افعال او قابل تشخيص باشد. چه رسد به اينكه از چند سطر نامه بخواهيم تشخيص دقيق و راهكار مناسب ارائه دهيم. لذا آنچه كه به دنبال مي آيد قوي ترين احتمالات به همراه شيوه برخورد مي باشد كه اميدوارم مفيد واقع شود.
فرزندان هديه هاي گرانبهاي خداوند هستند كه خداوند آن ها را با تمام ارزش والايي كه دارند به پدر و مادر عطا مي كند تا صدف پاك وجود آن ها را با مرواريد و گوهرهاي درخشان و زيباي انسانيت و نجابت و مهرباني مزيّن كرده و تربيت و پرورش دهند. تربيت فرزند هنري است ساده و مشكل. ساده از اين جهت كه هر كس بخواهد مي تواند ياد بگيرد كه چگونه تعليم دهد و تربيت كند و مشكل بدين جهت كه سروكار ما با موجودي كه تسليم محض باشد نيست بلكه او مي انديشد، تصميم مي گيرد و عمل مي كند. از سويي اگر فرزند انسان فردي صالح و سالم باشد، آن چنان لذت و آرامش و آسايشي را در پي خواهد داشت كه وصف ناشدني است. ولي اگر خدايي ناكرده از مسير صحيح تربيت منحرف شود و آنچه بايد باشد نشود، به تعبير احاديث ما دل مشغولي و نگراني هميشگي را براي پدر و مادر به همراه خواهد داشت.(۱)پس ضمن قدرداني از خداوند متعال بخاطر اين لطف و عنايت بايد كمر همت به تربيت صحيح فرزندان بست تا آرامش و آسايش هميشه را براي خود و او (فرزند) ايجاد نمود. از اين رو بايد دغدغه شما را براي رفع اين نحوه رفتار فرزند خود تحسين كرد چرا كه هر پدر و مادر مسئولي كه سعادت فرزند خود را مي خواهد بايد اين گونه باشد.
نافرماني، عصبانيت، بحث و مجادله و اصرار برخواسته ها كه گاهي در دوره كودكي و حتي بزرگسالي رخ مي دهد امري طبيعي و بسيار رايج و متعارف مي باشد و در حد معمول رفتاري بهنجار و به اقتضاي رشد به حساب مي آيد ولي اگر اين طرز برخوردها بخواهد به صورت طولاني مدت و مداوم ادامه يابد در اين صورت بايد سعي در اصلاح و رفع آنها نمود.
لجبازي، جروبحث با بزرگسالان، نافرماني و امتناع از اطاعت درخواست والدين، زود رنجي در برابر ديگران، خشمگين شدن و انتقام جويي، اگر در فردي به مدت طولاني ـ حداقل شش ماه ـ وجود داشته باشد همگي نشانه نافرماني مقابله اي(۲) است(۳) يعني كودك با نافرماني و عدم توجه به خواسته ديگران به مقابله با آنها مي پردازد و سعي دارد كه با اين رفتار به آنچه مدنظر يا هدف اوست دست يابد.
در مورد اينكه علت بروز اين رفتار چيست صاحب نظران ديدگاه هاي مختلفي دارند كه به برخي از آن ها اشاره مي شود. البته همه علت هايي كه ذكر مي شود لازم نيست در يك فرد محقق شود. و از طرفي اگر يكي از اين علت ها عامل به وجود آمدن اين رفتار باشد طبيعي است كه اصلاح اين رفتار منوط به از بين بردن اين علت مي باشد.
۱٫ مشكلات خود والدين:(۴) گاهي اوقات رفتار هر يك از پدر يا مادر به گونه اي است كه زمينه را براي ابتلاي فرزندان به اين نحوه رفتار آماده مي كند. به طور مثال در برخي از تحقيقات روشن شده است كه وقتي مادر از نظر روابط اجتماعي ضعيف بوده و فردي منزوي است، زمينه رفتارهاي پرخاشگرانه را در فرزندان خود مهيا مي كند.(۵) يا اينكه وقتي پدر و مادر در محيط خانواده معمولا عصباني بوده، رفتارهاي توأم با خشونت از خود بروز مي دهند يا اينكه مرتب با هم بگو مگو دارند، اين نحوه رفتارها كمك مي كند تا فرزندان، افرادي پرخاشگر و تندخو باشند. لذا اگر والدين برخي رفتارهاي خود را اصلاح كنند يا مانع بروز آنها شوند طبيعي است كه مانع بروز رفتارهاي نامناسب از طرف فرزندان خود مي شوند.
الگوگيري از پدر و مادر و اطرافيان:(۶) اگر فضاي خانواده يا محيطي كه فرد در آن زندگي مي كند به گونه اي است كه هر كس بخواهد به خواسته هاي خود برسد اين گونه رفتار مي كند، طبيعي است كه فرزندان اين نحوه رفتار را به عنوان الگو از پدر و مادر تقليد مي كنند. اگر به آنها تذكر هم داده شود كه رفتارشان صحيح نيست نمي پذيرند چون مي بينند كه بزرگترها و اطرافيان همين كار را مي كنند.
۳٫ رفتار آموخته شده: وقتي كودك چيزي را از والدين در خواست مي كند، از دو صورت خارج نيست. يا پدر و مادر آن را تهيه مي كنند يا خير. اگر بدون آنكه محدوديتي براي او قائل باشند تهيه كنند، اين باعث مي شود كه او احساس كند هر وقت هر چه خواست بايد فراهم شود و مقاومت در برابر او يعني ضديت با او. اگر تهيه نكنند، كودك شروع به لجبازي كرده، عصباني مي شود كه در اين صورت پدر و مادر تسليم مي شوند. به همين خاطر كودك ياد مي گيرد در وضعيت هاي مشابه و موقعيت هاي ديگر همين اهرم لجبازي و عصبانيت را براي رسيدن به خواسته هاي خود به كار گيرد.(۷) پس بايد توجه داشت كه خواسته هاي كودك را تحت شرايطي بر آورده يا جواب دهيم، كه اهرم قدرت به دست او داده نشود.
۴٫ هويت يابي: در خانواده هايي كه داراي معيارهاي قدرت طلبانه هستند و نسبت به رفتارهاي خود كنترل شديد دارند، كودك مجبور است براي مشخص كردن هويت و جايگاه خود در خانواده با خواسته هاي آن ها مخالفت كند و مقابله نمايد(۸) تا به حساب آيد. لذا بايد به كودك فرصت داد تا برخي مسائل را تجربه كرده، در مورد برخي كارها ابراز نظر نمايد تا احساس كند كه در خانواده جايگاه تعريف شده اي دارد.
۵٫ جلب توجه: گاهي اوقات پدر و مادر آنقدر مشغول كارهاي روزه مره خود هستند يا خسته بوده و تحت فشار رواني قرار دارند كه كودك خود را به حال خود رها مي كنند. همين امر باعث مي شود كه او تقاضا و خواسته هاي خود را بيشتر و مكرر مطرح كند و بر آن ها اصرار بورزد تا توجه والدين را به خود جلب نمايد. اگر والدين باز هم توجه نكردند، كودك رفتارهايي چون عصبانيت، پرخاشگري، لجبازي و… را چاشني كار خود مي كند تا واكنش پدر و مادر را نسبت به خود برانگيزد و از اين راه توجه آنها را به خود جلب نمايد.
۶٫ عدم آشنايي با محدوده عملكرد: كودكان ما بايد بياموزند كه محدوديت عملكرد آنها چقدر است. يعني والدين بايد به آنها ياد دهند رفتار و برخورد آنها با پدر و مادر و ديگران، نحوه حرف زدن آنها، طرز درخواست كردنشان و… در چه محدوده اي باشد. چه بسا رفتاري از كودكي سر بزند در حالي كه او اصلا نمي داند كه نبايد اين كار را انجام مي داد. مثلا به كودك اصلا ياد داده نشده وقتي مهماني مي رود يا وقتي با دوست خود بازي مي كند چگونه برخورد كند به همين خاطر او برخي كارهاي خود را كه در نظر ما نامناسب جلوه مي كند اصلا بد به حساب نمي آورد.
۷٫ توقعات و خواسته هاي والدين: گاهي اوقات نحوه درخواست كردن پدر و مادر، ميزان و تعداد خواسته هاي آنها و يا ناهماهنگي خواسته آنها با توان كودك باعث بروز اين گونه رفتارها مي شود. يعني ممكن است مادري پشت سر هم از دخترش بخواهد كه چند كار را بلافاصله انجام دهد يا كاري از او بخواهد يا توقعي داشته باشد كه كودك در خود توانايي انجام آن را نمي بيند و كودك در اثر عدم توانايي تحمل اين درخواست ها، كوتاهترين راه را نافرماني و لجبازي مي بيند.
۸٫ حسادت: طبق تحقيقات، ۹۳ درصد از كودكان (فرزندان اول) بعد از تولد كودك نو رسيده، بد خلقي را افزايش مي دهند.(۹) آنها اگر چه معمولا نسبت به خودكودك تازه متولد شده پرخاشگري نمي كنند ولي نسبت به پدر و مادر پرخاشگر بوده و با دستورات آنها مخالفت كرده و بر تقاضاها و درخواست هاي خود مي افزايند. از اين راه كودك مي خواهد توجه كامل والدين را كه زماني براي او بوده و اكنون كسي ديگر با او شريك شده است را براي خود حفظ كند و نگذارد ديگري داشته هاي او را بربايد. لذا پدر و مادر بايد سعي كنند اين حسادت به وجود آمده را كه غالبا بخاطر توجه بيشتر خصوصا از طرف مادر نسبت به فرزند كوچكتر مي باشد برطرف كرده و اين احساس را در كودك بزرگتر خود ايجاد كنند كه او را به همان اندازه قبل و حتي بيشتر دوست دارند.
۹٫ ناكامي و عدم موفقيت:(۱۰) گاهي اوقات ممكن است كودكي احساس كند كه فرد ناموفق وناكار آمدي است يا نسبت به دوستان و همسالان خود موفقيت كمتري دارد. در چنين شرايطي ـ شرايط ناكامي ـ اغلب كودكان بي قرار و ناخشنود مي شوند و نمي توانند اين احساس راكنترل و تعديل نمايند. در اينجا بايستي كه پدر و مادر و مربي به كمك بشتابند و او را نسبت به داشته ها و توانايي هايش آگاه سازند و اگر هم در موردي دچار ناكامي و عدم موفقيت شده است اين را پايان راه نداند.
۱۰٫ احساس عدم امنيت(۱۱): بعد از تغذيه مهم ترين نياز انسان امنيت رواني است. اگر كودك به هر دليل احساس امنيت نكند، تبديل به يك كودك وابسته ناايمن مي شود. يعني اگر كودك احساس كرد كه به او توجه نمي شود، مادر او را دوست ندارد، نمي تواند آن چيزي كه بايد باشد، اينها باعث مي شود كه كودك نتواند رفتارهاي مطمئن و مورد قبولي را از خود بروز دهد و اصطلاحا او دچار تزلزل در رفتار مي شود.
۱۱٫ احتمال ضعيف ديگر اين است كه دختر شما در آستانه بلوغ قرار گرفتهاست. چون ايام بلوغ همراه با تغييرات فيزيولوژيك، خلق و عاطفه، روابط اجتماعي و… مي باشد كه آنچه شما ذكر كرده ايد مشمول اين تغييرات مي باشد. البته اين احتمال ضعيف مي باشد چون معمولاً اين تغييرات در دختران مناطق غير گرمسير در حدود ۱۲ـ۱۳ سال اتفاق مي افتد.
۱۲٫ خداوند متعال پشتوانه محكم و كمك دهنده بي منّتي است كه در هر كاري و انجام هر خواسته اي بايد رو به سوي او كرد و از او خواست كه در برابر چنين مسئوليت سنگيني، لطف و رحمت خودش را شامل حال ما بگرداند كما اين كه امام سجاد ـ عليه السلام ـ در دعاي ۲۵ صحيفه سجاديه از خدا مي خواهد كه «اللهم اعني علي تربيتهم و تأديبهم».(۱۲) خداوندا مرا در تربيت كردن و تأديب آنها (فرزندانم) ياري كن.

 

پاورقی:

  1. محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحکمه، تلخيص حميد الحسيني، قم، انتشارات دارالحديث، ۱۳۸۰ش، ص۳۸۴٫
    ۲٫ oppositionaldefiant
    ۳٫ مارک ايي راينيکه و همکاران، شناخت درماني در کودکان و نوجوانان، ترجمه علاقبند راد جواد و فرهي، حسن، تهران، انتشارات بقعه، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۷٫
    ۴٫ همان، ص۱۲۲٫
    ۵٫ يودا گلاس، اصلاح رفتار کودکان، ترجمه جمالفر، سياوش، تهران، انتشارات موسسه نشر ويرايش، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش، ص۷۶٫
    ۶٫ فرقاني رئيسي، شهلا، مشکلات رفتاري در کودکان و نوجوانان، تهران، انتشارات مؤسسه فرهنگي منادي تربيت، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش، ص۹۴ ـ ۹۲٫
    ۷٫ همان.
    ۸٫ همان.
    ۹٫ اصلاح رفتار کودکان، همان، ص۹۳٫
    ۱۰٫ ديتا آل اتکنيسون و همکاران، زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه براهني، محمد نقي و همکاران، تهران، انتشارات رشد، چاپ دهم، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۴۴ـ۱۴۵٫
    ۱۱٫ همان.
    ۱۲٫ صحيفه سجاديه، ترجمه انصاريان، حسين، تهران، انتشارات پيام آزادي، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۳٫

 

 

چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟

چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟

پاسخ:

بشر موجودي است كه ذاتاً اجتماعي است و انزوا و گوشه گيري و تنها زيستن را هرگز نمي پسندد و در سايه همين اجتماعات بشري است كه نيازها برطرف شده و داد و ستدها صورت گرفته و به پيشرفت بشر كمك شاياني مي كند لذا بشر راه چاره اي براي زيستن ندارد جزاينكه در ارتباط با همنوعان خويش باشد. لذا براي عده اي ايجاد ارتباط با ديگران مشكل، ولي عده اي در ايجاد ارتباط با همنوعان خود به آساني به هدف خويش مي رسند كه هر كدام از اينها به خاطر دلايلي است كه در اين مقاله سعي شده راههاي ايجاد ارتباط با ديگران به صورت فشرده بيان شود. البته فقط وجود ارتباط كافي نيست بلكه بايد شخص از مقبوليت نيز در نزد دوستان و والدين برخوردار باشد. و همين مقبوليت است كه فرد از لحاظ روحي و رواني در شرايط مناسب قرار مي گيرد و در نتيجه باعث موفقيت او مي باشد.

راههاي مقبوليتالف) هر كس در زندگي اجتماعي خويش خواهان مقبوليت عمومي است و اين مقبوليت باعث حمايت هاي اجتماعي مردم از فرد را به دنبال خواهد داشت كه نهايتاً او را فردي موفق خواهد كرد، ولي براي مقبوليت، و اگر مي خواهيد مردمان را با خود دوست كنيد، نخستين دستوري كه بايد پيروي كنيد اين است: «صميمانه به آنها علاقه مند شويد.»(۱)
ب) خوشرويي، تبسم و مهربان بودن: در راستاي ايجاد ارتباط سالم و ايجاد دوستي، خوشرويي و تبسم بر لب داشتن يكي از راههاي مهم است كه نمي توان به سادگي از كنار آن گذشت.
چيني ها در اين زمينه مثلي دارند، از اين قرار:
«مردي كه تبسم كردن نمي داند نبايد وارد هيچ دكاني شود.»
«تبسم كردن خرجي ندارد، ولي سود بسيار مي دهد. لحظه اي بيش پايدار نيست، ولي ياد آن در سراسر عمر باقي مي ماند.»
«تبسم را نه مي توان خريد، نه به گدايي گرفت، نه به وام ستاد، نه دزديد.»‌
«تبسم به هيچ كار نمي آيد، مگر وقتي كه عطا شود و سود آن در دادن است.»
«بنابراين، هرگاه در مدت عمر كسي را ديديد كه از فرط خستگي نمي تواند بر روي شما لبخند بزند، شما تبسم خود را نثار او كنيد.»
«زيرا كه هيچ كس به تبسم محتاج تر از كسي نيست كه از دادن آن محروم و عاجز شده است.»
بنابراين اگر مي خواهيد كه محبوب باشيد قائدة زير را به كار ببريد:
«بر لب تبسم داشته باشيد.»(۲)
ج) طرف مقابل را با اسم صحيح و كامل خود مورد خطاب قرار دهيد، از شيوه هايي كه در رابطه با يكديگر مؤثر است، اينكه اسم صحيح او را بگوئيد و از دادن لقب هاي زشت جداً بپرهيزيد و اسم او را ناصحيح تلفظ نكنيد به طوري كه موجب آزار و رنجش خاطر او شود.
درست است كه اين عمل محتاج صرف وقت است، لكن به قول امرسون حكيم «حسن معاشرت مركب از فداكاريها و گذشت هاي كوچك است». بنابراين، اگر مي خواهيد كه محبت خلق را به سوي خود جلب كنيد اين قاعده را (تلفظ صحيح اسم شخص) را به خاطر بسپاريد.
«به ياد بياوريد كه نام هر كس براي او مطبوع ترين و مهمترين كلمات قاموس بشري است.»(۳)
د) توجه به نقطه نظر طرف مقابل: يكي از نكات مهم در ارتباطات ميان فردي توجه به نقطه نظرات طرف مقابل است و آن عبارت است از در نظر گرفتن نقطه نظر، عقايد، افكار و احساسات طرف مقابل. وقتي ديدگاه طرف مقابل را در نظر مي گيريم مي توانيم طرز فكر و احساس طرف مقابل را هم درك كنيم. براي اين كه بتوانيم گفتگوي خالصانه اي با ديگري داشته باشيم بايد نگرش او را در مورد خودش، وضعيت و افكار و احساسش درك كنيم. شايد ما در مورد برخي مسايل نقطه نظري بسيار متفاوت داشته باشيم و بخواهيم تصورات خود را بيان كنيم. اما بايد نقطه نظر طرف مقابل را هم در نظر بگيريم و به آن احترام بگذاريم.
براي در نظر گرفتن نقطه نظر ديگران بايد سه نكته را رعايت كنيد:
۱- قبول كنيد كه گرايش داريد مسايل را از ديد خودتان نگاه كنيد و در برابر اين گرايش مقاومت ورزيد،
۲- به نحوه بيان افكار و احساسات ديگران به دقت گوش بدهيد و سعي كنيد بفهميد مسايل مطرح شده از نظر آنها چه معنايي و در مورد آن مسايل چه احساسي دارند،
۳- از ديگران بخواهيد، برداشت و نقطه نظر خود را براي شما شرح دهند پرس و جو و بررسي جزييات به طرف مقابل نشان مي دهد كه به رابطه با او علاقمنديد و مي خواهيد او را درك كنيد.(۴)
ه) با مخاطب از آنچه دوست دارد، صحبت كنيد. اين شيوه نيز در ارتباط كلامي بسيار مؤثر است و همدل و همرنگ شدن با ديگري از راههاي خوب در جهت برقراري ارتباط است. اگر با كسي كه از چيزي يا مطلبي تنفر دارد حرف بزنيد،هرگز حاضر به شنيدن سخنان شما نخواهد بود.
«براي راه يافتن در دل هر كسي بايد از چيزي صحبت كرد كه نزد او عزيزتر است.»(۵)
پس اگر مي خواهيد محبت مردمان را جلب كنيد: «از چيزي كه به آن علاقه دارند سخن برانيد و آنچه را در قلب آنان جاي گزين است نام ببريد.»(۶)
و) چشم پوشي از عيوب ديگران (عدم عيب جويي): يكي از شيوه هايي كه فرد را در برقراري ارتباط و ايجاد صميميت با ديگر افراد موفق مي نمايد، چشم پوشي از عيب ها و نقص هاي ديگران است، هرگز دنبال عيب و ضعف ديگران نباشيد و اگر عيبي در كسي ديديد با راه حل مناسب در صدد رفع آن عيب برآييد. اگر عيب جوي ديگران باشيد شما در ايجاد ارتباط با ديگران با مشكل روبرو خواهيد شد.
ز) به جاي عيب جويي و انتقاد، نيكي فرد را اظهار كنيم: چنانكه ذكر شد عيب جويي كردن به جدايي دوستان و منزوي شدن فرد منجر مي شود و به پيكره ارتباط سالم با ديگران ضربه مي زند. بنابراين لازم است به جاي عيب جويي، كمالات و نقاط مثبت فرد را بزرگ جلوه بدهيم و فرد را در مسير همين نقطه مثبت تشويق كنيم، در نتيجه باعث جذب فرد به سمت شما خواهد شد.

ارتباط با والدين پدر و مادر از نعمت هاي ارزشمند خداوند است كه به ما عنايت شده، لذا احترام به آنها واجب است و اذيت و آزار آنها شرعاً حرام و موجب عقوبت الهي مي باشد.
براي ارتباط و هماهنگي با والدين، نوجوانان و جوانان آنچه راكه بايد بدانند اين است كه والدين شما چند سال از شما بزرگتر هستند و فرهنگ آنها با شما شايد مقداري تفاوت داشته باشد، براي اينكه، آموزش و امكانات زمان آنها با زمان فعلي فرق دارد و حتي محيطي كه آنها در آن زيسته اند با محيط فعلي بسيار متفاوت است، لذا اگر كسي بخواهد به آساني با والدين خويش ارتباط برقرار كند بايد نكات مزبور را در نظر بگيرد و با زبان حال خود با آنها سخن نگويد چون والدين شما با فكر و انديشه اي جداي از انديشه شما پرورش يافته اند و عقيده و فكر آنها با تفكرات امروزي متفاوت است، بنابراين لازم است با آنها با زبان خودشان سخن برانيد و مطابق رسوم و فرهنگ و عادات متناسب با آنها برخورد نماييد.

نكتهبشر براي زندگي خويش نيازمند ارتباط با ديگران و ايجاد دوستي با افراد ديگر است ولي بايد توجه داشت هر دوستي، نمي تواند دوست مناسب و خوب باشد.

افراد شايسته دوستيامام علي ـ عليه السلام ـ : من دعاك الي الدار الباقية و أعانك علي العمل لها، فهو الصّديق الشّفيق.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هر كه ترا به سراي جاويدان فراخواند و در راه كار كردن براي رسيدن به آن سراتورا ياري رساند، همو دوست دلسوز است.(۷)
همنشينان ناشايسته: بعضي از دوستان دوست خوبي نيستند و مايه ننگ هستند و لازم است آدم از آن ها دوري گزيند. در اين زمينه حديثي مي آوريم:
قال علي ـ عليه السلام ـ : احذر مصاحبة الفساق و الفجار و المهاجرين بمعاصي الله.
علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: از همنشيني با افراد فاسق و فاجر و متظاهر به معاصي (آشكارا گناه مي كند) خدا دوري كن.(۸)

 

پاورقی:

  1. ويل كارنگي، آيين دوست يابي، ترجمه رشيد ياسمي، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص۹۲٫
    ۲٫ همان، ص ۹۹٫
    ۳٫ همان، ص ۱۰۹-۱۰۸٫
    ۴٫ جولياتي وود، ارتباطات ميان فردي، ترجمه، مهرداد فيروزبخت، نشر مهتاب، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۸۷-۸۸٫
    ۵٫ ويل كارنگي، آيين دوست يابي، ترجمه استاد رشيد ياسمي، نشر اساطير، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص ۱۲۳٫
    ۶٫ همان، ص ۱۲۷٫
    ۷٫ محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، تلخيص سيدحميد حسيني، دارالحديث، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج دوم، ص ۵۷۱٫
    ۸٫ همان.

 

 

دو دختر۱۱ ساله و ۷ ساله دارم كه مدام با هم دعوا مي كنند. عليرغم اين كه دختر بزرگم به سن تكليف رسيده امّا به اقامه نماز كاهل است. محض رضاي خدا از تجارب علمي و عملي خود ما را بهره مند فرمائيد؟

دو دختر۱۱ ساله و ۷ ساله دارم كه مدام با هم دعوا مي كنند. عليرغم اين كه دختر بزرگم به سن تكليف رسيده امّا به اقامه نماز كاهل است. محض رضاي خدا از تجارب علمي و عملي خود ما را بهره مند فرمائيد؟

پاسخ:

خشم، يكي از هيجانات نيرومندي است كه دست آفرينش در انسان نهاده است و از سال هاي اوليه رشد بروز مي كند و اغلب رفتارهاي پرخاشگرانه را به دنبال دارد. با آن كه خشم هميشه نامطلوب نيست و داراي حكمت هايي از جمله دفاع و دفع خطرات است، ولي اگر كنترل نشود، در جامعه و محيط خانواده خطراتي را ببار مي آورد و ممكن است موجب آسيب به ديگران شود.(۱)

پرخاشگري در كودكانكودكان مي خواهند از طريق خشونت فيزيكي يا لفظي، بر كودكان ديگر مسلط شوند. آنان ممكن است عصباني، نگران، آزرده و نااميد از خود باشند، امّا قادر به برخورد با اين احساسات نبوده و يا رفتارهاي خشونت آميز را از الگوهاي شخصيتي خاصي آموخته باشند. آنان براي خروج از وضعيت نامطلوب روحي خود، از خشونت لفظي يا فيزيكي استفاده كرده و ديگران را آزار مي دهند.(۲)

عوامل پرخاشگري۱٫ ناكامي: ناكامي يكي از برانگيزاننده هاي پرخاشگري است. اگر كودك نتواند به خواسته هاي خود برسد، اين امر موجب پرخاشگري در او مي شود.(۳)
۲٫ تحريك مستقيم: گاهي عامل پرخاشگري، پرخاشگري شخص ديگر است كه از آن به تحريك مستقيم تعبير مي شود. در اين نوع از پرخاشگري، پرخاشگري نتيجه تحريك كلامي يا فيزيكي طرف مقابل است.(۴)
۳٫ خشونت رسانه اي: بخش مهمي از يادگيري ما از طريق الگو قرار دادن رفتار ديگران حاصل مي شود. الگوها مي توانند رسانه اي باشند. صحنه هاي خشن و پرخاشگرانه اي كه از رسانه ها پخش مي شود، مي تواند به عنوان محرك پرخاشگري عمل كند.(۵) و موجب شكل گيري پرخاشگري در كودكان شود.
۴٫ يادگيري: پرخاشگري نيز مثل ديگر اشكال پيچيده رفتار اجتماعي آموختني است(۶) وكودك اين رفتار را از طريق شيوه رفتاري والدين و اطرافيان خود ياد مي گيرد. كودكاني كه به شدت پرخاشگراند معمولا در خانواده هايي بزرگ شده اند كه اعضاي آن پرخاشگراند. معمولا در اين گونه خانواده ها اختلافات جزئي به مسئله عمده اي تبديل مي شود(۷) و والدين اين كودكان به هنگام اعمال قواعد و معيارها خشونت و رفتاري پرخاشگرانه دارند. در اين خانواده ها اعضاي آن با هم كنش متقابل دارند و به رفتارها واكنش نشان مي دهند. در اين گونه خانواده كنش هاي متقابل غالبا وضعيتي ايجاد مي كند كه الگوي رفتار پرخاشگرانه را در خانواده افزايش مي دهد.
وقتي كه واكنش خشونت آميزي بروز مي كند ساير اعضاي خانواده به جاي رفتار عاقلانه كاري مي كنند كه باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شود.(۸)

چند نكته اساسي۱٫ نكته اي كه بايد مورد توجه شما قرار گيرد اين است كه آيا دختران شما با ساير كودكان و در محيط ديگر مانند مدرسه به رفتار پرخاشگرانه دست مي زنند و يا اين كه پرخاشگري آنان به محيط خانه و روابط بين دو خواهر محدود مي شود. چنان چه رفتار آنان محدود به فضاي خانه مي شود، به احتمال زياد بايد در روابط بين اعضاء خانواده به ويژه روابط بين والدين و فرزندانتان تجديد نظر كنيد.
شايد توجه بيش از حد به دختر كوچك تر، عدم اهميت دادن به دختر بزرگ تر و… موجب چنين رفتارهايي در دختران شما شده باشد. زود به اين احتمال جواب ندهيد و در مورد آن قضاوت نكنيد. شايد به صورت ناخواسته در رفتارهايتان بين دو دختر خود تبعيض قائل مي شويد، پس با دقت اوضاع را بررسي كنيد و چنان چه در رفتارهايتان بين دو دختر خود تبعيض قائل مي شويد، رفتار خود را اصلاح كنيد.
۲٫ طبق ديدگاه روان شناسان رشد، كودكان در طول دوران رشد خود با مقاطع تعادل و عدم تعادل مواجه مي شوند. در خلال مقاطع عدم تعادل، كودك رفتارهايي همچون تنش و اضطراب، بي تصميمي، عدم اطمينان و امنيت و رفتارهاي مشابه آن را از خود بروز مي دهد كه ممكن است به اشتباه در زمره «رفتارهاي مشكل» به حساب آيد، در حالي كه اين مشكلات رفتاري از ويژگي هاي اين سطوح سني است. تنها هنگامي بايد رفتارهاي كودك، مشكل تلقي شود كه براي سن او غير عادي بوده و در راه سازگاري كلي وي مشكلاتي را به وجود آورد.(۹)
با توجه به اين كه يكي از دختران شما يازده ساله است و در آستانه بلوغ مي باشد، در مقطع عدم تعادل قرار دارد و وجود برخي رفتارهاي نابهنجار در او طبيعي است، پس زياد نسبت به اين رفتارهاي او حساس نباشيد و نسبت به آن حساسيت بيش از حد نشان ندهيد.
اين مشكل پس از عبور دختران از مقطع عدم تعادل و با گذشت زمان به خودي خود حل مي شود.
۳٫ سعي كنيد در برخورد با پرخاشگري دختران خود به صورت مستقيم وارد عمل نشويد. بلكه شيوه هاي غير مستقيم را به كار بگيريد. به عنوان مثال شرائط و موقعيت هايي كه موجب پرخاشگري دختران شما مي شود را شناسايي كنيد و آنان را از اين موقعيت دور كنيد.

چه بايد كرد؟۱٫ همان طور كه قبلا گفته شد: در اكثر مواقع پرخاشگري كودكان فرياد خاموشي است در برابر رفتارهاي غلط والدين در تعامل با كودكان، بنابراين رفتارهاي خود را با دقت بررسي كنيد و سعي كنيد اشتباهات خود را اصلاح كنيد.
۲٫ به طور طبيعي زماني كه كودكان به پرخاشگري روي مي آورند، والدين جانب كودك كوچك تر را مي گيرند و حال اين كه چنين روشي مي تواند آسيب هايي را به دنبال داشته باشد. از اين به بعد تا زماني كه پرخاشگري آنان آسيب جدي بدني به دنبال ندارد، در درگيري آنان دخالت نكنيد. اجازه دهيد آنان خود مشكلشان را حل كنند. تجربه نشان مي دهد. دخالت بزرگسالان در پرخاشگري كودكان نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه بر مشكلات مي افزايد.
۳٫ همان طور كه بيان شد، يكي از راه هاي انتقال پرخاشگري به كودكان يادگيري مي باشد. كودكان پرخاشگري را از والدين و اطرافيان خود ياد مي گيرند پس سعي كنيد هنگامي كه كودكان حضور دارند از بگو و مگو و پرخاشگري به شدت پرهيز كنيد.
۴٫ گفتيم ارائه الگوهاي پرخاشگر در محيط خانواده و به وسيله رسانه ها موجب افزايش پرخاشگري مي شود.
به همين مقياس، ارائه الگوهاي غير پرخاشگرانه مي تواند تأثير متضاد (موجب كاهش پرخاشگري شود) داشته باشد.
تحقيقات نشان مي دهد كه حضور الگوهاي غير پرخاشگر در زمان ها و موقعيت هاي بالقوه آسيب زا مي تواند در كاهش خشونت و افزايش احتمال بروز رفتار متعادل مؤثر باشد.(۱۰) بنابراين زماني كه با يك موقعيت آسيب زا و مشكل روبرو مي شويد، سعي كنيد با خونسردي با آن برخورد كنيد تا به صورت غير مستقيم الگوي رفتار صحيح با مشكل را به كودكان خود انتقال دهيد.
۵٫ رفتارهاي غير پرخاشگرانه كودكان خود را با تشويق تقويت كنيد و بر عكس نسبت به رفتارهاي پرخاشگرانه آنان بي تفاوت باشيد.
۶٫ كودكان كه شيوه ارتباط با ديگران را بلد نيستند دست به پرخاشگري مي زنند. اين افراد نمي دانند كه چگونه بايد به تحريكات و رفتارهاي ديگران پاسخ بدهند تا آنان را آرام كند. آنان نمي دانند چگونه خواسته ها و آرزوهاي خود را به ديگران بشناسانند و از اين رو چون ديگران خواسته هاي آنان را در نظر نمي گيرند با ناكامي فزاينده رو به رو مي شوند.(۱۱) و در نتيجه پرخاشگري در آنان شكل مي گيرد، پس آموزش مهارت هاي اجتماعي به كودكان يكي از شيوه هاي مقابله با پرخاشگري آنان است.
۷٫ برنامه زندگي خود را به گونه اي تنظيم كنيد كه تمام انرژي رواني كودكانتان در مسير بازي، تفريح و سرگرمي مصرف شود تا ديگر انرژي براي مشاجره و پرخاشگري براي آنان باقي نماند.
۸٫ رفتارهاي غير پرخاشگرانه آنان را از طريق گفتار و يا خريد وسايل مورد علاقه آنان تشويق كنيد. البته در تشويق كردن خود زياده روي نكنيد چرا كه ممكن است به نوعي باج گيري تبديل شود.
۹٫ در مقابله با پرخاشگري آنان به هيچ عنوان پرخاشگري نكنيد و سعي كنيد بر اعصاب خود مسلط باشيد.
پرسشگر گرامي بديهي است بررسي كامل عوامل پرخاشگري و راهكارهاي مقابله با پرخاشگري در اين مجال كوتاه نمي گنجد، شما براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به كتبي كه در زير معرفي مي شود، مراجعه كنيد.
در ضمن پاسخي در مورد شيوه هاي تربيت ديني فرزند به صورت مستقل براي شما ارسال مي شود.

 

پاورقی:

  1. آقا تهراني، مرتضي و ديگران، روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، ج۱، ص۴۹۴، تهران، سمت.
    ۲٫ مک نامارا، باري و مک نامارا، فرانسيس، کليدهاي رويا رويي با پديده خشم در کودکان و نوجوانان، ص۸، ترجمه مسعود حاجي زاده، تهران، انتشارات صابرين.
    ۳٫ آذربايجاني، مسعود و ديگران، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، ص۳۰۸، تهران، سمت.
    ۴٫ همان، ص۳۰۹٫
    ۵٫ همان، ص۳۱۰٫
    ۶٫ همان، ص۳۰۶٫
    ۷٫ ماسن، پاول هنري و ديگران، رشد و شخصيت کودک، ص۴۳۴، ترجمه مهشيد ياميايي، تهران، ماد.
    ۸٫ همان، ص۴۳۱٫
    ۹٫ روان شناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، ص۳۱۷٫
    ۱۰٫ همان.
    ۱۱٫ همان.

 

 

علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟

علت پرخاشگري نوجوانان چيست؟ و راه درمان آن را بفرمائيد؟

پاسخ:

مقدمه بلوغ مفهومي است كه با نوجواني همراه است و طي آن تحولاتي سريع و ناگهاني در رشدجسماني، فيزيولوژيك و رواني تحقق مي يابد. عمده رفتارهاي غير طبيعي مثل پرخاشگري كه در نوجوانان ديده مي شود برگشت به اين مسأله دارد. گرچه نبايد از آن چه علت پرخاشگري ديگر سنين محسوب مي شود غافل شد. در صورت وجود سؤال در زمينه پرخاشگري، جداي ازبحث نوجواني، مي توانيد مجدداً با ما مكاتبه كنيد.

آثار رواني بلوغ:(۱) دردوران نوجواني به دليل تغييرات سريع و ناگهان در قد، وزن. سيستم فيزيولوژيك و … و همچنين به دليل بروز علائم بلوغ جنسي، به يكباره وضعيت جسمي فرد تغيير يافته و به دنبال آن حالات رواني او نيز دگرگون مي شود.
از طرفي به دليل رشد سريع و بروز تغييرات وسيع در ساختار بدني و با توجه به عدم آمادگي قبلي نوجوان، حالاتي از قبيل خستگي،اغما، سردرد و اضطراب در او پيدا مي شود، و از نوجوان، فردي سست و بيحال مي سازد و از آنجا كه تا يك سال قبل از بلوغ، همين فرد از انرژي سرشاري برخوردار بوده، اين سستي و بي حالي موجب تلقي منفي بزرگترها از او شده و به دنبال آن بر ناراحتي هاي رواني نوجوان افزوده مي شود. از سوي ديگر به دليل رشد جنسي نوجوان و فرا رسيدن بلوغ، حالاتي از قبيل نگراني و اضطراب در نوجوان غلبه مي يابد.
در اين دوران حالات منفي گرايي، لجبازي، گستاخي، بي ثباتي و عدم تعادل، كج خلقي، انزوا طلبي و در رؤيا فرو رفتگي بوضوح در نوجوان ديده مي شود. فرد اعتماد به نفس خود را از دست داده و بدين دليل از خود نمايي و تظاهر ابا دارد و بيشتر دست به تقليد مي زند كه سيگاركشيدن ازموارد بارز آن است. دختران به نوعي حساسيت درباره ظاهر خود مبتلا مي شوند و بيشتر تمايل دارند مثل ديگران باشند. نوجوانان معمولا افرادي بسيار كمرو و خجالتي هستند و از بودن با بزرگترها دوري مي جويند و بيشتر دوست دارند كه با همسالان و دوستان خود بسر برند و با آن ها در فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و … شركت جويند كه اين امر در بعد منفي آن بزهكاري منجر مي شود.
با توجه به اين حالات است كه گفته مي شود نوجوان همچون نوزادي است كه در تمامي جهات نياز به محبت، مراقبت و كمك والدين دارد، با اين تفاوت كه به راهنمايي ها و مراقبت هاي مستقيم بسيار حساس است و لذا بايد بزرگترها با روشهاي مناسب با سن نوجوان، ضمن اين كه مراقب او هستند، او را آزاد گذاشته و حساسيت او را بر نيانگيزند، اما به هر حال اين آزادي نيز بايد حساب شده باشد.

حالات رواني نوجوان و طرز برخورد با آن: نوجوان به دليل تغييرات جسماني ـ رواني در اين دوران و نداشتن ثبات دوره بزرگسالي، نياز به توجه بيشتري دارد. ولي درست به دليل همين جهات رواني، از توجه و راهنمايي مستقيم نيز بيزار است. در برخورد با او بايد روحانيت خاص نوجواني را مد نظر داشته و به شكلي صحيح با آن برخورد كرد تا نتيجه آن مثبت باشد. اين نكات مي تواند در اين راستا مؤثر باشد:
۱٫ براي نوجوان، مرحله جديد رشد، بسيار با ارزش است. هر چند تغييراتي كه در او بطور ناگهاني پديد مي آيد، مشكلاتي برايش ايجاد مي كند، اما در عين حال به اين حالت رشد افتخار مي كند و خود را ديگر، كودك نمي داند. معتقد است كه زمان استقلالش فرا رسيده و لذا ديگر راهنمايي هاي پدر و مادر را همچون گذشته در بست نمي پذيرد، دوست نمي دارد تحت كنترل باشد و بيشتر مايل است خود تصميم گرفته و عمل كند. به دليل اين روحيه، پدر و مادر نيز بايد سعي كنند از توجه مستقيم و نظارت دايم و حالت دستوري دست برداشته و به اصطلاح «كنترل از راه دور» بر او داشته باشند. او را تا حدي كه مضر نباشد آزاد گذارند ولي در عين حال با مهرباني و عطوفت، مسير صحيح را برايش مشخص نمايند. از اين رو است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به خوشرويي و ملاطفت با جوانان سفارش فرموده است.(۲)
۲٫ با آغاز دوران بلوغ جنسي، تغييرات بدني تا حدي موجب دلهره و نگراني و اضطراب و ندانم كاري مي باشد و اين امر، گاه مشكل جدي نوجوان مي شود، كه به دليل كمرويي خاص اين دوره از گفتن آن نيز خودداري مي كند. براي پيشگيري، والدين بايستي كودك را پيش از ورود به اين مرحله از تغييرات بعدي بدن مطلع ساخته و اطلاعات لازم را با ظرافت در اختيارش بگذارند.
۳٫ نوجوان در اين زمان، بيش از هر چيز به مهر و محبت نياز دارد، شيفته كسي است كه او را دوست بدارد و ديگر تاب تحمل زورگويي و حالات آمرانه را ندارد. خاتم انبياء صلوات الله عليه پيروزي خود را در بيدار نمودن مردم مرهون برخورد صحيح با جوانان و نوجوانان معرفي كرده و فرموده است: «من شمارا به نيكي كردن به نوجوانان و جوانان سفارش اكيد مي كنم. چرا كه قلب آنان انعطاف پذيرتر است، خداي تعالي مرا برانگيخت تا از انحرافات و خطرها پرهيز دهم و پويندگان راه كمال و سعادت را بشارت دهم، جوانان با من هم عهد شدند ولي سالخوردگان مخالفت كردند، چون گذشت زمان دل آن ها را سخت كرده..»(۳)
در هر حال بايد از اين آمادگي روحي نوجوان، براي تحول و تغيير او به سمت صلاح استفاده كرد تا در جهت شكستن سنتهاي غلط و افكار انحرافي رهنمون شود و گرنه با تندي و خشونت والدين، مقاومت و لجاجت او بيشتر شده و سعي در مخالفت با آن دارد. پدر و مادر بايد اين حالت او را درك كرده و با او به مهرباني برخورد كنند و اعتماد او را نسبت به خود بدست آورند.
۴٫ به دليل نبودن ثبات و تعادل، نبايد از نوجوان حالت انقياد دوره كودكي را انتظار داشت و بالاخره بايد اين اصل را قبول كرد كه حالت تعادل در تمامي دوران زندگي وجود ندارد و گاه لازمه يك مرحله، بي ثباتي است. لذا بايد با توجه به اين حالت با نوجوان برخورد كرد.
۵٫ نوجواني دوره تخيل و در رؤيا فرو رفتن است و به دليل رشد و بلوغ جنسي گاه اين تخيلات، كانال خاصي پيدا مي كند. از آن جا كه تخيل، بيشتر در موقع بيكاري غلبه مي يابد بايستي اوقات فراغت نوجوان را با فعاليت هاي متنوع ورزشي، هنري، فرهنگي و … پر نمود تا بدين وسيله امكان تخيل او در مورد تغييرات بدني و مسائل جنسي از بين برود و يا به حد اقل برسد. چرا كه بيكاري بخصوص در دوره نوجواني و جواني، پيامد هاي سوئي به دنبال دارد كه ازآن جمله خيالات و كجروي هاست.(۴)
۶٫ همسالان، بهترين ياران و دوستان نوجوانان هستند كه نقش الگو را نيز براي او ايفا مي كنند و مسلما جدا كردن آن ها از نوجوان امري ناممكن است، بدين معني كه اين جدايي نه تنها مشكلي از او حل نمي كند. بلكه بر مشكلات عاطفي او مي افزايد. بهترين شيوه اين است كه به او اجازه رفت و آمد با دوستانش داده شود. اما اولاً بايد او را در تعيين و انتخاب افراد راهنمايي كرد و ثانياً بر روابط آن ها با همديگر، نظارتي از دور داشت.
۷٫ به دليل بروز تغييرات وسيع و ناگهاني در بدن، نوجوان از يك حالت ضعف و سستي برخوردار است كه براي رفع اين حالت نياز به خواب و استراحت و تغذيه كافي دارد. علاوه بر اين كه نبايد او را در اين امر سرزنش كرد، بايستي امكانات لازم را در اختيارش گذاشت تا نياز طبيعي او تأمين گردد.
۸٫ نوجوان علاقه زيادي به افراد برجسته و سرشناس در هر زمينه اي دارد كه از اين حالت او نيز بايد طوري استفاده نمود كه برايش مفيد باشد. اولا بايد اين افراد برجسته را به او معرفي نموده و ثانيا امكانات آشنايي با آن ها از قبيل كتاب و مجلات و … را برايش فراهم نمود.

 

پاورقی:

  1. تمامي مطالب به اين پاسخ به نقل مي باشد از: روان شناسي با نگرش به منابع اسلامي، جمعي از مولفين، تهران، سمت، ۱۳۷۴، ج۱، ص ۴۰۱٫
    ۲٫ «اوصيکم بالشبان خيرا»« مرتضي فريد، الحديث، ج۱، ص ۳۴۹٫
    ۳٫ «اوصيکم بالشبان خيرا فانهم ارق افئده، ان الله بعثني بشيراً و نذيرا فحالفني الشبان و خالفني الشيوخ. ثم قرأ: «فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم» همان مدرک.
    ۴٫ امير المومنان ـ عليه السلام ـ : «من الفراغ تکون الصبوه» (حالات و رفتارهاي جاهلانه جواني، زاده فراغت و بيکاري است.) آقا جمال خوانساري، شرح غرر و درر آمدي، ج۶، ص ۱۰ و ۱۲۲٫

 

من برادري دارم كه حدوداً ۳۲ ساله است. وقتي كه با من صحبت مي كند اعصابم خرد مي شود و دست و پايم شروع به لرزيدن مي كند سعي مي كنم كه عصبانيتم را كم كنم و خون سردي ام را حفظ كنم، اما نمي توانم. به نظر شما من چگونه رفتار كنم كه آرامش هم داشته باشم؟

من برادري دارم كه حدوداً ۳۲ ساله است. وقتي كه با من صحبت مي كند اعصابم خرد مي شود و دست و پايم شروع به لرزيدن مي كند سعي مي كنم كه عصبانيتم را كم كنم و خون سردي ام را حفظ كنم، اما نمي توانم. به نظر شما من چگونه رفتار كنم كه آرامش هم داشته باشم؟

پاسخ:

مقدمه: گاهي ممكن است بين برادر و خواهر ناسازگاري و عدم تفاهم وجود داشته باشد. برخي از علل ناسازگاري و عدم تفاهم از قرار زير است ۱٫ اختلاف طبقه اجتماعي. ۲٫ زورگويي يك طرف. ۳٫ سوء تفاهم ۴٫ اختلاف سنّي زياد ۵٫ عدم توجه به روحيات دورة‌سني همديگر و از اين قبيل مسائل. به هر حال مشكل شما نوعي استرس است كه در روابط با برادرتان دچار مي شود. در اين گونه موارد الگوي زير مي تواند در كنترل اين استرس ياريگر شما باشد:

الگوي مهار استرس ناشي از رابطه ناكارآمدمهار استرس نوعي فرايند تصميم گيري به حساب مي آيد. اگر شما بتوانيد فرآيند تصميم گيري مناسب را با موفقيت پشت سر بگذاريد در حقيقت استرس را كنترل كرده ايد. براي غلبه بر استرس ناشي از يك رابطه بين فردي استرتژي هاي مختلفي وجود دارد‌. ما مي توانيم اين استراتژي ها را تحت عنوان سه روش اساسي ياد بگيريم :
– روش اول اينكه منبع استرس را تغيير دهيم:
– روش دوم اينكه از منبع استرس اجتناب كنيم:
– روش سوم اينكه آن را بپذيريم و در عوض ۱٫ مقاومت خود را بالا ببريم و ۲٫ ادراك خود را براي رسيدن به آرامش عوض مي كنيم.
در روش اول منابع استرس را با تغيير برخي موارد تغيير مي دهيم: يادگيري روش حل مساله، ايجاد ارتباط مستقيم و يادگيري فنون معمول وشايع كنترل استرس.
در روش دوم خود را از موقعيت استرس زا دور مي كنيد: براي اينكه انرژيتان را از دست ندهيد،گاهي لازم است از موقعيت استرس زا خارج شويد ويا قدم بزنيد، برادرتان را تنها بگذاريد و محل را ترك كنيد،”نه” بگوييد، اختيارات خودرا واگذار كنيد، اغماض(كم محلي) كنيد و … .
در روش سوم خود را براي پذيرش بدني و ذهني استرس آماده كنيد،اين كار مستلزم تمرين مداوم است:
الف) بالا بردن مقاومت: از نظر بدني، از نظر ذهني، از جنبه اجتماعي و از جنبه معنوي مقاومت خود را بالا ببريد. برخي روشهاي بالابردن مقاومت كه نياز به تمرين دارد در نكات عمومي انتهايي مي آيد.
ب) ايجاد تغيير: تغيير روش تفكر خود كه به واسطه آن موقعيت و خودتان را درك مي كنيد، تغيير انتظارات غير واقعي و باورهاي غير منطقي. براي شروع نكات عمومي زير نقطه خوبي است.

نكات كلي در بالا بردن مقاومت و ايجاد تغيير۱٫ گذشت: يكي از عواملي كه باعث تحكيم روابط مي شود گذشت است يعني اينكه سعي نكنيد جواب هر حرفي را بدهيد.
۲٫ گفتگوي دوستانه
۳٫ فكر نكنيد كه اگر جواب او را ندهيد باخته ايد هميشه «برنده ـ برنده» فكر كنيد(۱) يعني بگوئيد من بايد طوري رفتار كنم كه برد با هر دوي ما باشد برخي از رفتارهايي كه به اصل برنده ـ برنده كمك مي كند از قبيل ايثار، تعاون، ناديده گرفتن، احترام به شخصيت ديگري، تمجيد از ابعاد و جنبه هاي مثبت شخصيت او و… است.
۴٫ نزد ديگران نقاط ضعف او را بيان نكنيد در عوض با تعريف از نكات مثبت او سعي كنيد اعتماد ايشان را به خود جلب كنيد.
۵٫ هرگز مستقيماً او را مورد انتقاد قرار ندهيد انتقاد به تعبير برخي بزرگان مثل جراحي روح است پس بايد بسيار دقيق بود.(۲)
۶٫ برخي از حرف هايت را در نامه برايش بنويس نامه اين خوبي را دارد كه مجال تأمل بيشتري به او مي دهد از او بخواهيد كه جواب شما را بدهد نظرش را در مورد شما بگويد اگر مي خواهيد او را نصيحت كنيد در قالب امر و نهي مطرح نكنيد از جملاتي مثل «آيا بهتر نيست كه»، «نظر شما چيست؟» «شايد بهتر باشد كه…» استفاده كنيد قبل از نقد اول از صفات مثبت او بگوئيد تا با آرامش بيشتري به سخنان شما گوش دهد يا آنها را بخواند، هيچ گاه در يك نامه يا يك گفتگو به بيان نقدها و نصيحت هاي متعدد نپردازيد.
۷٫ محبت و دوستي خودتان را به برادرتان ابراز داريد و بگوييد كه دوست داريد با او صميمي تر باشيد و با گفتگو مشكلات خود را حل كنيد از او بخواهيد براي بهتر شدن و صميمي شدن رابطه هايتان راه حل هايي ارائه دهد.
۸٫ از خود بپرسيد آيا به راستي حق با توست يا ايشان، اگر با ايشان است با تواضع حق را بپذيريد و اگر حق با شماست با رعايت مسائل فوق (انتقاد سالم، عدم تذكر بين جمع، نامه، بيان صفات مثبت، هديه، رعايت حجاب، ابراز دوستي، لبخند احترام به او بخاطر اينكه بزرگتر از شماست) زمينه ايجاد رابطه اي صميمي را فراهم كنيد تا او خود در روش اش تغييرات مثبتي ايجاد كند.
۹٫ از فرصت هايي كه او آرامش دارد يا با شما صميمي تر است استفاده كنيد و سعي كنيد نكات اختلافي خود را مطرح كنيد و براي آن با كمك خانواده راه حلي پيدا كنيد (آرامش خود را قبل از صحبت حفظ كنيد، منطقي و عاقلانه سخن بگوئيد.)

 

پاورقی:

  1. استفان كاوي، هفت عادت مردان مؤثر، گيتي قويدل، نشر البرز، ص ۱۸۲ اقتباس.
    ۲٫ شرفي، محمدرضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، انتشارات سروش، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص ۲۲ اقتباس.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست