مجموعه تعاملات خانوادگی، رابطه متقابل فرزندان و والدین:

پسر ۱۸ ساله‌اي دارم كه با قبول نشدن او در كنكور مشكلات زيادي در خانواده ايجاد شده است پدر با بي‌احترامي و بدرفتاري با پسر احترام خود را از دست داده است. لطفاً ما را راهنمايي كنيد.
سري ۲۶ ساله دارم كه به نماز خيلي كوتاهي مي كند و به موسيقي علاقه دارد و در مورد ازدواج هر چه اصرار مي كنيم زير بار نمي رود در منزل هم خيلي مادرش را اذيت مي كند.
چرا بعضي از پدرها دخترانشان را از بعضي كارها نهي مي كنند و به پسرها كاري ندارند و هميشه دخترها مورد سرزنش قرار مي گيرند؟
چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟
چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟
چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟
راه‌هايي براي مهرباني كردن با مادر و فروبردن خشم خود در برابر مادر را بيان كنيد؟
زني ۳۷ ساله هستم و داراي ۲ فرزند مشكل من اين است كه پسر بزرگم با پدرش خيلي بگومگو و دعوا دارند و به همديگر بي‌احترامي مي‌كنند لطفاً مرا راهنمايي كنيد.
مادري هستم داراي فرزنداني متعدد، كه بعضاً برخوردهاي نادرست دارند لطفاً براي برخورد صحيح با آنها و حل اين مشكل مرا راهنمايي فرماييد.
من جواني هستم كه رابطه ام با پدرم بسيار بد است چه كنم كه رابطه ام را با او درست كنم و چگونه با او رفتار نمايم؟
وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟
پسر ۱۸ ساله‌اي دارم كه با قبول نشدن او در كنكور مشكلات زيادي در خانواده ايجاد شده است پدر با بي‌احترامي و بدرفتاري با پسر احترام خود را از دست داده است. لطفاً ما را راهنمايي كنيد.

پسر ۱۸ ساله‌اي دارم كه با قبول نشدن او در كنكور مشكلات زيادي در خانواده ايجاد شده است پدر با بي‌احترامي و بدرفتاري با پسر احترام خود را از دست داده است. لطفاً ما را راهنمايي كنيد.

پاسخ:

خداوند متعال براي رفاه و آسايش بندگانش نعمتهاي فراواني را آفريده است كه هرگز قابل شمارش نمي‌باشند. بدون ترديد زن خوب و شايسته از بهترين و ارزشمندترين آنها به حساب مي‌آيد. اين موهبت الهي آنچنان عظيم و مهم است كه در روايات، همسر صالح و نيكوسيرت، سرچشمه تمام خوبيها و خوشبختيها معرفي گرديده است.((۱)) زن كه هم نقش همسري و هم نقش مادري را به عهده دارد، محور اصلي و اثر گذار خانواده است و مي‌تواند در ايجاد آرامش و خوشبختي اعضاي خانواده بسيار مؤثر باشد. خواهر گرامي! نامه شما گواه صادقي بر اين مطلب است. چرا كه با تمام وجود طالب ايجاد آرامش در محيط خانه و سعادت و خوشبختي براي اعضاي خانواده هستيد. اين احساس مسئوليت را به شما تبريك گفته و از خداوند متعال موفقيت شما و اجر و پاداش عظيم الهي را مسئلت مي‌نماييم.
در پاسخ به درخواست شما بايد عرض كنيم كه كار مشاوره بايد با حضور تمامي اعضاي خانواده و گفتگو با آنها صورت بگيرد تا دقيقاً ريشه مشكل شناسايي شود به عنوان مثال دردهاي كهنه همسرتان كه از آن ياد كرده‌ايد مشخص شود. با صرف يك نامه و توضيحات مختصر نمي‌توان به تشخيص درست رسيد و راه حل مناسب ارائه كرد. نكته بعد اين است كه شما خواسته‌ايد براي همسر و پسر شما نيز نامه‌اي جداگانه بنويسيم و راهكار به آنها ارائه بدهيم. شما بايد توجه داشته باشيد كه تا شخصي متوجه مشكل خود نشده باشد و طالب راهكار نباشد ارائه راهكار، مفيد نخواهد بود.
لذا مراجعه به مشاوره حضوري را به شما پيشنهاد مي‌كنيم. با اين حال ما با توجه به نامه شما و برداشت خود از آن توصيه‌هايي جداگانه براي شما، همسر گرامي و فرزند عزيز شما مي‌نويسيم. اميد آن مي‌رود كه خداوند متعال در آن اثري قرار دهد و امور زندگي شما را اصلاح فرمايد و زندگي خوب و خوش و با سعادتي را در سايه آرامش و ياد و توكل خداوند منان داشته باشيد. خواهر ارجمند، براي ايجاد آرامش و امنيت رواني براي خود و خانواده توجه به نكات زير ضروري است:

۱٫ همراهي با همسر در مديريت زندگياز جمله حقوق واجب مرد بر زنش اين است كه زن از شوهرش اطاعت نموده و از وي نافرماني نكند. اگر همسر مرد كاملاً در مديريت خانواده هماهنگ با او باشد، به احتمال زياد مرد در مديريت كل زندگي و از جمله تربيت فرزندان موفق خواهد بود. ميزان اين همراهي تا حدي است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: در زمان پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مردي از انصار به مسافرت رفت و قبل از رفتن به همسرش سفارش نمود كه از خانه بيرون نرود تا او برگردد. چيزي نگذشت كه پدر آن زن بيمار شد. زن قاصدي فرستاد و از پيامبر رخصت طلبيد تا به عيادت برود. حضرت فرمودند: در خانه بنشين و شوهرت را اطاعت كن. حال پدر بدتر شد. باز زن از پيامبر اجازه گرفت، ولي همان جواب را شنيد. پدر از دنيا رفت و زن از پيامبر اجازه خواست تا در مراسم كفن و دفن پدر حاضر شود ولي باز همان پاسخ را شنيد و از خانه بيرون نرفت. آنگاه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي آن بانوي بزرگ پيغام فرستاد كه خداوند به پاس اين فرمانبرداري كه از شوهرت نمودي، هم تو را آمرزيد و هم پدرت را مورد مغفرت قرار داد. ((۲))
بنابراين اگر شوهر راضي به خروج شما از منزل نيست، نبايد از منزل خارج شويد. اگر چه براي شركت در جلسه اخلاق و قرآن باشد. شما مي‌توانيد از راديو معارف، راديو قرآن، شبكه قرآن و… استفاده كنيد. شما براي رضاي خدا از شوهر اطاعت كنيد و تقوي و صبر پيشه كنيد آن وقت ثمره تقواي خود را خواهيد ديد.

۲٫ تمكين و تأمين نياز جنسي: يكي از حقوق زن و شوهر بر يكديگر، تأمين نيازهاي جنسي يكديگر است. اين موضوع از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. شايد تعجب كنيد چرا در جواب درخواست شما اينگونه مسائل مطرح مي‌شود. اما بايد بدانيد كيفيت روابط جنسي تأثير بسيار زياد بر ساير روابط دارد. اگر اين موضوع مورد غفلت قرار گيرد و خداي نكرده شوهر از طريق همسرش نياز خود را بطور كامل و صحيح برطرف نسازد، با ناكامي مشكلات روحي و رواني و همچنين بداخلاقي روبرو خواهد شد كه در نتيجه، اين مشكل در نوع رابطه او با همسر، فرزندان، محيط كار و اجتماع و… تأثيري محسوس و منفي خواهد گذاشت. لذا اسلام دستور مؤكد دارد كه زن بايد آمادگي خود را در هر زمان و مكان كه عذر شرعي نداشته باشد به شوهرش اعلام نمايد. براي نشان دادن اهميت موضوع به يك حديث اكتفا مي‌كنيم. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: اگر شوهران از همسران خود درخواست جنسي نمايند، زنان چنانچه در حال نماز باشند، نبايد آن را طولاني كنند. ((۳))

۳٫ شناخت حساسيت‌ها هر انساني نسبت به بعضي از مسائل حساسيت و واكنش نشان مي‌دهد بايد آنها را شناسايي كرده و از بروز آنها پيشگيري نمود. و در مقابل خواسته‌هاي به حق و مشروعي دارد كه تحقق آنها براي او مهم است بايد در تحقق آنها كوشيد. به اصطلاح عاميانه هر كسي يك رگ خوابي دارد كه بايد با زيركي و ظرافت زنانه آن را فهميد و عمل كرد.

۴٫ تقويت صفات مثبت اگر انسان بتواند ويژگيهاي مثبت فرد را بازگو نمايد و تعريف و تمجيد كند، آنگاه مي‌تواند انتقادهاي سازنده و موعظه مؤثر داشته باشد.

۵٫ بي‌طرفي شما وظيفه موعظه، اصلاح و ارشاد همسر و فرزندتان را بايد در حال آرامش و شرايط مساعد و تنهايي انجام دهيد و در شرايط بحراني و مشاجره پدر و پسر سكوت اختيار كنيد و از هرگونه موضعگيري بپرهيزيد زيرا در شرايط بحراني و تشنج، موضعگيري صحيح بسيار دشوار است.

۶٫ پشتيباني از همسر
۷٫ احترام به همسر در همه حال و مخصوصاً در حضور فرزندان بايد مرد را مورد تكريم و احترام قرار داد و حتي در زماني كه مرد به بد زباني و اعمال خشونت مشغول شده است. زيرا مادر الگوي فرزندان است. اگر فرزندان صبر و متانت را از مادر حتي در چنين شرايطي ببينند، آن را ياد مي‌گيرند و عمل خواهند كرد.

۸٫ موعظه پسربا جمع‌آوري احاديثي در زمينه حقوق والدين بر فرزندان، وظيفه فرزندان در احترام به والدين و… به نصيحت پسر بپردازيد و با زبان بسيار نرم، شيرين و جذاب و در شرايط زماني و مكاني مناسب پسرتان را ارشاد كنيد و از او احترام گذاشتن به پدر و صبر در برابر بدخلقي‌هاي پدر را بخواهيد.
خواهر گرامي! در پايان به دو نكته توجه كنيد: يكي اينكه نامه مربوط به همسر و فرزند را در صورتيكه مطمئن هستيد باعث بروز ناراحتي و اختلاف آنها نمي‌شود به آنها بدهيد. ولي اگر احتمال مي‌دهيد همسر شما از اين كار ناراحت مي‌شود، يا قبل از دادن نامه، ايشان را آماده كنيد و يا اصلاً نامه را به او ندهيد تا از تشديد اختلافات جلوگيري شود. ديگر اينكه اصول تربيت كه در نامه همسرتان آمده است را نيز با دقت مطالعه نموده و به آن عمل نماييد.

 

پاورقی:

  1. بابازاده، علي‌اكبر، مسائل ازدواج و حقوق خانواده، ص ۲۸۱، انتشارات بدر،چاپ سوم.
    ۲٫ شمس الدين، سيد مهدي، بانوان نمونه، ص ۹۷، انتشارات دارالفكر، چاپ اول.
    ۳٫ شيخ كليني، فروع كافي، ج ۵، ص ۵۰۸، بيروت درالاضواء، ۱۴۱۳٫

 

سري ۲۶ ساله دارم كه به نماز خيلي كوتاهي مي كند و به موسيقي علاقه دارد و در مورد ازدواج هر چه اصرار مي كنيم زير بار نمي رود در منزل هم خيلي مادرش را اذيت مي كند.

پسري ۲۶ ساله دارم كه به نماز خيلي كوتاهي مي كند و به موسيقي علاقه دارد و مي گويد شما از نماز چه ديدي كه ما ببينيم، امّا دختري دارم خيلي محجبه، با عفت، با حيا و با نماز كه در دانشگاه مقام اوّل در رفتار و حجاب را كسب كرده است، پسرم به خواهرش حسودي مي كند در مورد ازدواج هر چه اصرار مي كنيم زير بار نمي رود در منزل هم خيلي مادرش را اذيت مي كند.

پاسخ:

رفتارهاي ما ناشي از باورها و اعتقاداتي است كه بدان دست يافته ايم و سعي مي كنيم در رفتارهاي شخصي يا رفتارهاي اجتماعي مطابق با اين عقايد و باورها حركت كنيم. هر چقدر پايبندي ما به اين عقايد و باورها قوي تر و محكم تر باشد، اصرار و تأكيد ما نيز بر رفتارهاي مطابق با آن ها بيشتر و جدي تر خواهد بود. از طرفي اگر كسي بخواهد عقيده اي تازه يا رفتاري بر خلاف عقيده ما بروز و ظهور دهد به طور طبيعي با واكنش و مقاومت ما مواجه خواهد شد.
چون شما فردي معتقد و متدين به آموزه هاي ديني هستيد كوتاهي و سهل انگاري فرزندتان در مورد نماز براي شما سخت است و شايد قابل تحمل نباشد. در واقع شما شاهد بروز رفتاري از سوي فرزند خود هستيد كه بر خلاف اعتقادات و باورهاي شماست و اين رفتار او شما را به واكنش وا مي دارد. آنچه در برابر اين رفتار فرزندتان بايد مورد توجه قرار دهيد آن است كه سعي كنيد باور و اعتقاد ايشان را نسبت به دين و آموزه هاي ديني تقويت و مستحكم تر نمائيد. علت اين كه افرادي در انجام واجبات كوتاهي مي كنند آن است كه يك شناخت واقعي و درستي از آموزه هاي ديني نداشته و به واقعيت و اثرات مثبت اين دستورات واقف نيستند.(۱) همين كه فرزند شما مي گويد “شما از نماز چه ديده اي كه ما ببينيم” اشاره به همين موضوع است كه او يك درك و شناخت صحيح از نماز، دستورات و واجبات دين ندارد. پس بايد باور و درك ايشان در مورد نماز، فلسفه نماز، اثرات آن و… اصلاح و تقويت شود، بايد به سؤالات و شبهات او در مورد دستورات و احكام دين به شكلي منطقي و صحيح جواب داده شود و زمينه اي را فراهم كرد تا او بتواند به باوري صحيح در اين مورد دست يابد. براي اين كار مطالعه كتاب هاي جذاب، گفتگو و بحث با افراد داراي صلاحيت و توانمند مي تواند مفيد و مؤثر باشد. از طرفي شما و ساير اطرافيان بايد نماز را وارد زندگي كنيد. يعني جوري رفتار و عمل كنيد كه مصداق و الگوي عيني فرد نمازخوان باشيد. نمازگزار بايد خوش اخلاق، خوش برخورد، صادق، راز دار، وفادار به عهد و وعده ها، عيب پوش، خوش زبان و… باشد و به تعبير قرآن، نماز، آن ها را از بدي و زشتي باز دارد. چنين نباشد كه رفتار، برخورد و لحن آن ها با كساني كه اهل نماز نيستند يكسان يا حتي بدتر باشد. بلكه رفتار شما مي بايست هم در مسائل فردي و شخصي و هم تعاملات و روابط اجتماعي به بهترين وجه ممكن باشد. لذا در برخورد با ايشان توجه به نكات ذيل ضروري به نظر مي رسد:
۱٫ با توجه به اين كه سن ايشان ۲۶ سال است و ايشان چندين سال از جواني و دوران مختلف زندگي را گذرانده اند، از تذكر مكرر و مستقيم به ايشان خودداري كنيد. بلكه سعي كنيد آن چه را كه مد نظر داريد به طور غير مستقيم به ايشان انتقال دهيد.
۲٫ از توهين و تحقير ايشان مطلقاً خودداري كنيد. مبادا به ايشان بر چسب «بي ديني» «اهل جهنم» و… بزنيد.(۲)
۳٫ قهر يا طرد كردن يا قطع رابطه با ايشان مشكلي را حل نخواهد كرد. بلكه سعي كنيد با برقراري يك ارتباط عاطفي توأم با احترام و محبت و ابراز علاقه، به ايشان توجه دهيد كه او را دوست داريد. او بايد به اين باور دست يابد كه شما واقعا او را دوست داشته و دلسوز او هستيد. لذا اين محبت و ابراز علاقه شما مي بايست آن قدر ادامه يابد تا او واقعا به اين احساس دست يابد.
۴٫ در بحث ها و گفتگوهايي كه با يكديگر داريد در پي محكوم كردن ايشان نباشيد. بلكه به دنبال روشن شدن مسأله و رفع اختلاف نظرها باشيد و در صورت لزوم شخص دومي مي تواند به عنوان ناظر و داور بحث هاي شما باشد.(۳)
البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه بحث ها به جدل و سروصدا منتهي نشود و هر وقت به اين سمت كشيده شد بهترين راه، قطع گفتگو و عدم ادامه آن است.
۵٫ ضمن اين كه اهل گذشت و اغماض نسبت به خطاهاي ايشان هستيد، گاهي اشتباهات و كوتاهي هاي خود را ـ البته اگر وجود داشته باشد ـ پذيرفته و بدان اذعان و اعتراف نمائيد.(۴)
۶٫ گرچه خواهر ايشان بخاطر رعايت مسائل شرعي و حجاب، مستحق تشويق و تحسين است و حتما ايشان را تشويق نمائيد. امّا از مقايسه پسرتان با خواهرش يا ديگران جدا دوري كنيد و چه بسا منشأ حسادت ايشان نسبت به خواهرش نيز، مقايسه مستقيم يا غير مستقيم آنها با يكديگر است.
۷٫ در مورد مسائل روزمره (اقتصادي، سياسي، اجتماعي و…) در برابر انتقادها كه به وضع موجود، نظام، دولت و امثال آن دارد موضع دفاعي نگيريد. بلكه در مواردي كه حق با ايشان است او را تأييد كنيد.
۸٫ توانايي ها و نكات مثبت شخصيتي ايشان را مد نظر قرار دهيد و آن ها را برجسته كنيد و از طرفي سعي كنيد نيازها و خواسته هاي او را با توجه به شرايط و اوضاع فرهنگي متناسب با شأن، شناخته و در حد امكان آن ها را برآورده سازيد.
۹٫ از انتقاد، سرزنش و تحليل شخصيت ايشان خصوصا در حضور ديگران دوري كنيد. اگر ايشان فرزند بزرگتر خانواده است، جايگاه و شأن ايشان را در تصميمات و برنامه هاي خود لحاظ كرده و برخي مسئوليت ها را به ايشان واگذار نمائيد.
۱۰٫ اگر گوش دادن ايشان به موسيقي، زيادتر از حد معمول و متعارف نباشد، امري طبيعي است. چرا كه يكي از علائق و سرگرمي هاي ايشان مي تواند موسيقي و گوش دادن به آن باشد. امّا اگر زيادتر از معمول يا گوش دادن به موسيقي هاي غير مجاز است، سعي كنيد با جايگزين كردن و ايجاد زمينه هايي براي داشتن سرگرمي يا علائق ديگر به كاهش تدريجي و آرام آرام آن كمك كنيد. از طرفي گاهي اوقات اصرار ايشان به گوش دادن موسيقي بخاطر حساسيت و دقت زياد شماست. يعني او چون مي بيند شما حساسيت زيادي به اين مسئله نشان مي دهيد به اين قسمت گرايش مي يابد. در اين صورت با بي توجه و بي تفاوت بودن شما چه بسا از شدت اين مسأله كاسته شود.(۵) با خريدن نوارها يا سي دي هاي مجاز يا وسيله جانبي مثل گوشي و… مي شود از بروز برخي موارد كه باعث اختلاف نظر مي شود كاست.
۱۱٫ اختلاف نظر و نداشتن تفاهم در خانواده امري شايع و تا حدودي طبيعي است. آنچه مهم است توجه به اين نكته است كه منشأ اين اختلاف نظرها چيست و ريشه رفتارهاي متفاوت چه چيزي مي تواند باشد. شما بايد سعي كنيد ريشه رفتارها را بيابيد چرا كه به نظر مي رسد اين گونه رفتارها از فرزند شما آن هم در اين سن مثل اذيت كردن مادر، اصطكاك با خواهر، بي توجهي به مسائل دين و… در واقع نوعي اعتراض به وضع موجود خانواده باشد كه بايستي ذهنيت ايشان و آنچه را در نظر دارد كشف كرده و در مورد آن با يكديگر گفتگو و تبادل نظر نمائيد.
در مورد ازدواج ايشان كه در واقع يكي از حساس ترين تصميمات زندگي اوست، بايد آمادگي و احساس نياز به طور واقعي در او شكل گيرد. يعني او بايد هم از نظر روحي و هم از نظر مادي و امكانات مالي اين آمادگي را در خود احساس كند كه بتواند اقدام به ازدواج نمايد. لذا اگر آمادگي روحي در او احساس نمي شود از فرد يا افرادي كه مورد قبول او هستند و در واقع او از آن افراد حرف شنوي دارد بخواهيد كه با او صحبت كرده و اين آمادگي را در او ايجاد نمايند. يا كتاب يا نوشته هايي را براي او تهيه نمائيد (البته به طور غير مستقيم) تا با مطالعه آن ها به اين آمادگي برسد. اگر آمادگي مادي و توانايي مالي براي او وجود ندارد، بايد راهكارهايي را كه مي تواند به او كمك نمايد ارائه نموده. مثل ايجاد فرصت شغلي، كمك مستقيم مالي، تأخير عروسي تا بهتر شدن وضعيت مالي و… و تصميم گيري را به او واگذار كنيد. در هر صورت اوست كه بايد واقعا بخواهد و اوست كه بايد تصميم بگيرد لذا در يك فضاي صميمي حرف هاي او را بشنويد و در مورد ازدواج او كاملا مسالمت آميز گفتگو كنيد.
در پايان اشاره به اين نكته لازم است كه توسل به درگاه خداوند و استمداد از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ خصوصا شما كه در جوار امام رضا ـ عليه السلام ـ هستيد در حل مشكلات و رفع گرفتاري ها بسيار مؤثر و مهم خواهد بود لذا خاضعانه و خاشعانه از خدا بخواهيد كه به شما و ايشان كمك كند تا آنچه خير و مصلحت شما در آن است پديد آيد.
پرسشگر گرامي در صورت نياز با شماره ۰۹۶۴۰ مركز ملي پاسخ گويي ارتباط برقرار كنيد.

 

پاورقی:

  1. خليلي، مصطفي، نقش نماز در شخصيت جوانان، قم، انتشارات زائر، ۱۳۷۹ش، ص۵۲٫
    ۲٫ رابرت بولتون، روانشاسي روابط انساني، ترجمه سهرابي، حميد رضا، تهران، انتشارات رشد، ۱۳۸۴ش، ص۴۴٫
    ۳٫ همان، ص۳۴۵ و ۲۵۴٫
    ۴٫ همان، ص۲۶۵ و ۳۷۷٫
    ۵٫ همان، ص۲۶۵ و ۳۷۷٫

 

چرا بعضي از پدرها دخترانشان را از بعضي كارها نهي مي كنند و به پسرها كاري ندارند و هميشه دخترها مورد سرزنش قرار مي گيرند؟

چرا بعضي از پدرها دخترانشان را از بعضي كارها نهي مي كنند و به پسرها كاري ندارند و هميشه دخترها مورد سرزنش قرار مي گيرند؟

پاسخ:

اسلام والدين را از تبعيض بين فرزندان به شدت نهي كرده است. رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ در اين خصوص مي فرمايد: «اعدلوا بين اولادكم كما تحبون ان يعدلوا بينكم في البر و الطف»(۱)ميان فرزندانتان عدالت را رعايت كنيد چنان كه دوست داريد آنان در احسان و نيكي به شما به عدالت رفتار كنند.
پس اصل رعايت عدالت بين فرزندان از نظر اسلام كاملا پذيرفته شده و مورد تأييد است.
البته توجه داشته باشيد كه عدالت بين فرزندان هرگز به اين معنا نيست كه والدين از لحاظ عاطفي و فراهم كردن امكانات و لوازم زندگي، با تمامي فرزندان برخورد يكسان و مساوي داشته باشند. مثلا همان چيزي را كه براي فرزند ۱۵ ساله شان تهيه مي كنند، براي كودك ۷ ساله نيز تهيه كنند يا برعكس. بلكه والدين بايد در برخوردها و فراهم نمودن لباس، وسايل زندگي و … تفاوت هاي سني و ويژگي هاي جنسيتي فرزندان را مد نظر داشته باشند. نيازهاي زيستي و عاطفي دختران با پسران متفاوت مي باشد. همچنين محدوديت هاي پسران و دختران نيز با هم فرق دارد. لذا لازم است پدر و مادرها رفتارهاي متفاوتي با پسران و دختران داشته باشند. به عنوان مثال دختر نياز بيشتري به عاطفه و محبت دارد و… .
نمي دانم منظور شما از تبعيض والدين چيست و انتظار شما از آنها چگونه است. اگر پدر و مادر شما با رعايت سن و ويژگي ها و تفاوت هاي فردي شما، بين فرزندانشان فرق مي گذارند و مساوات را رعايت نمي كنند، اشكالي ندارد و بايد هم اين گونه باشد، اما اگر مسايل تربيتي را مراعات نمي كنند و نسبت به برخي فرزندان توجهي نمي كنند، اين نادرست است. اگر اين موارد را در نامه خود تذكر مي داديد، بهتر مي توانستيم شما را راهنمايي كنيم.
در بسياري از موارد برخورد نادرست والدين بخاطر سطح دانش و فرهنگ آن ها است كه مربوط به نسل قبل از ما است و امروزه جداً متحول شده است. حتي در اين گونه موارد هم، نيت والدين خير است، هيچ پدر و مادري بد فرزندش را نمي خواهد گرچه ممكن است از نظر رفتار و برخوردها مطلوب نباشد، اما در پشت اين رفتارها نيت هاي پاكي نهفته است و جلوه هايي از مهر و عطوفت موج مي زند كه شايد باورش براي ما سخت باشد.
نكته ديگر آن است كه چون اسلام دين فطرت است قوانيني كه براي اداره زندگي بشر مطرح كرده طبق ضرورت هاي فطري و نيازهاي روحي اوست و اسلام تلاش كرده كه حقوق هر يك از دو جنس مرد و زن را برابر ساختار وجود او تنظيم كند. چون جاي ترديد نيست كه پسر و دختر از نظر خلقت و آفرينش ظاهري و در سطح بدن و جسم دو فرم متفاوت از هم دارند و هر كدام بايد برابر جنسيت خود گذشته از احكام مشترك كه مربوط به مسايل روحي و معنوي شان است بايد از نظر نيازمندي هاي جسماني احكام خاصي را مراعات كند تا بتواند از اين رهگذر مصونيت و امنيت كه همانند آزادي جزء ضرورت هاي زندگي اوست بدست آورد. بنابراين از آن جا كه پسران به لحاظ جنسيت خود نيازي به مراعات برخي محدوديت ها از نظر مثلاًُ پوشش ندارد. لذا اسلام آزادي و امنيت او را در قسمت پوشش بگونه اي تعريف كرده كه لازم نيست برخي اعضاي بدن او نظير سر، گردن، پا و مانند آن پوشيده باشد. چون امنيت او از اين طريق تهديد نمي شود و برهنه بودنش پي آمد منفي اجتماعي و اخلاقي نيز ندارد. اما دختران از نظر پوشش بايد محدوديت هايي داشته باشند تا از اين طريق آزادي همراه با امنيت براي آنها تأمين شود و اين نه تنها به معناي سلب آزادي و يا محدوديت در آزادي دختر نيست بلكه تأمين آزادي دختر همراه با امنيت اخلاقي و اجتماعي و معنوي اوست.
شهيد مطهري در تحليل مبسوطي در اين باره مي گويد: اگر رعايت پاره اي مصالح اجتماعي زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري راه بروند كه آرامش ديگران را به هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند اين مسئله با آزادي انسان بخصوص زنان منافات ندارد. مثلاً پوشيده بودن زن موجب كرامت و احترام بيشتر اوست. زيرا او را از چشم چراني بوالهوسها مصون مي دارد، شرافت زن اقتضا مي كند هنگامي كه از خانه بيرون مي رود متين، سنگين و باوقار باشد در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك شود به كار نبرد.(۲) بنابراين در برخي از مسائل نظير نحوه پوشش كه براي دختران محدوديت بيشتري از پسران در اسلام مطرح شده است، در واقع براي حفظ كرامت و عظمت دختران است و هرگز به مفهوم محدود كردن آزادي آنان نيست. اگر هم باشد، اين محدوديت آزادي نياز زندگي اجتماعي دختران است و پسران نيز به اندازه نياز اين محدوديت را دارند. ممكن است گفته شود كه مثلاً در جوامع غربي و يا برخي جوامع و كشورهاي اسلامي كه حكومت غير ديني برقرار است مسئله حجاب و حفظ حجاب سبب محروميت هاي شغلي و يا تحصيلي و مانند آن مي شود. در اين باره بايد گفت: اولاً: نفي حجاب در كشورهاي غربي از جمله فرانسه در واقع سلب آزادي دختران و زنان مسلمان است يعني آنها به دليل فرهنگ منحط خود برخي از مردم جامعه خود را از حق انتخاب لباس و نحوه زندگي در واقع محروم كرده و در حقيقت آزادي را از آنان سلب كرده اند. ثانياً: اگر امنيت شغلي با حفظ حجاب به خطر افتد اسلام به عنوان ديني كه در پي تأمين كرامت و شرافت انسان هاست نظرش آن است كه زن به عنوان يك انسان براي حفظ كرامت انساني خود بايد حجابش را حفظ كند گرچه دچار مشكل شغلي بشود چون كرامت زن بالاتر از شغل اوست.
نكته ديگر آن است آنچه مربوط به اسلام است و به حساب دين مي توان گذاشت اين است كه اسلام، در هيچ مسأله اي از مسايل زندگي ميان پسر و دختر (زن و مرد) از نظر آزادي تفاوت قايل نشده و آنچه از قبيل جريان حجاب و مانند آن است مربوط به تفاوت جنسيت زن و مرد است كه هر كدام اقتضاي حكمي خاص خودش را دارد و اگر در آن گونه امور احكام زن و مرد (دختر و پسر) متفاوت نمي بود سؤال برانگيز بود كه چرا اسلام تفاوت تكويني و اقتضايي و ويژگي آن جنس را در جعل احكام و مقررات در نظر نگرفته و مراعات ننموده است. و از آن اموري كه مربوط به تفاوت جنسيت پسر و دختر است اگر بگذريم، در موارد ديگر اسلام از نظر آزادي و مسايل حقوقي ميان دختر و پسر تفاوت قايل نشده است. مثلاً دختر در اموري مانند: تحصيل، انتخاب رشته تحصيلي، حضور در مجامع علمي، انجام كارهاي علمي و پژوهشي، مسافرت هاي گوناگون زيارتي تفريحي و مانند آن، تجارت، معامله، گزينش همسر،استفاده از مواهب مختلف طبيعت، زندگي فردي، اجتماعي، سياسي، انتخاب شغل (اگر همسر دارد با رضايت او) حضور در مراكز مختلف شغلي و كاري، كارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ديني و صدها نمونه ديگر همانند پسرها داراي آزادي و حق انتخاب است. و هيچ حكم شرعي مانع آزادي و يا سلب آزادي دختران نمي شود مگر در مواردي كه شرافت اخلاقي و امنيت اخلاقي دختر مورد تهديد قرار گيرد كه در اين گونه موارد اسلام براي حفظ حيثيت زن و دختر احكام خاصي را وضع نموده است.
خواهر گرامي. خلاصه اين كه برخورد والدين نسبت به پسر و دختر بايد متفاوت باشد. والدين نسبت به برخي امور بايد دختران را نهي نمايند، و اين امر كاملاً به صلاح دختران است. البته اينكه چگونه دختران و پسران را بايد تربيت نمود، مبحث ديگري است. كاش اشاره مي فرموديد كه شما را از چه اموري نهي مي كنند كه پسران را نهي نمي كنند. شايد روش برخورد پدر شما نسبت به فرزندانش صحيح باشد و شما فكر بكنيد كه بين شما و برادرانتان تبعيض قائل مي شوند.

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۲٫
    ۲٫ مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ۱۹، نشر صدرا، ۱۳۷۸ ش. ص ۲۴۷٫

 

چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟

چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟

پاسخ:

اميد است توصيه هاي زير بتواند راه‏گشاي شما باشد:

۱- پيش از هر چيز، به خداوند بزرگ توكل نموده و پيوسته از او در حل مشكل مدد جوييد.

۲- همواره بكوشيد در برابر ناهنجاري‏هاي ذكر شده صبر، متانت و برخوردي پرمهر و عاطفه و منطقي داشته باشيد و ديگر اعضاي خانواده را نيز به چنين شيوه‏اي تشويق نماييد، به ويژه مادر شما اگر در برابر هر خشونتي عكس العملي محبت‏آميز داشته باشد به تدريج، البته در مدت طولاني، روش تند و خشن پدرتان را تغيير خواهد داد.

۳- كوشش كنيد عواملي كه در خانه موجب ناراحتي و عصبانيت پدرتان مي شود، از بين برود؛ مثلاً اگر از بي‏نظمي‏هاي خانه، سر و صدا يا برخي خواسته‏ها ناراحت مي‏شود، حتي الامكان آنها را از بين ببريد و محيط خانه را براي او جايگاهي آرام‏بخش و دوست داشتني كنيد.

۴- بررسي كنيد كه دخالت‏هاي ديگران در چه زمينه‏هايي است، سپس بكوشيد آن زمينه ها را از بين ببريد.

۵- در صورتي كه افراد بزرگ و فهميده‏اي در نزديكان، بستگان يا دوستان پدرتان وجود دارد كه توصيه‏هايش به پدر شما مفيد مي‏افتد مشكلات را با او در ميان نهاده و بخواهيد كه با حفظ امانت و شيوه‏اي حكيمانه، در موارد مقتضي اندرزها و رهنمودهاي لازم را به پدر شما بدهد و به كارها و اقدامات ناپسند خود آگاه نمايد. به هر حال او پدر شماست و شما بايد ديد خود را نسبت به او عوض كنيد. اقدامي كه براي درآوردن خرجي خود انجام داده‏ايد خوب و به جاست، اما اين كار نبايد باعث جدايي و دوري شما از پدرتان گردد. شما با اخلاق و نيك‏رفتاري خود، مي‏توانيد الگوي مناسبي براي تغيير رفتار پدرتان باشيد.

 

 

چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟

چگونه مي توان با خانواده اعم از پدر، مادر، خواهر و برادر رابطه صميمي برقرار كرد و چه رفتاري شايسته است؟

پاسخ:

بشر موجودي است كه ذاتاً اجتماعي است و انزوا و گوشه گيري و تنها زيستن را هرگز نمي پسندد و در سايه همين اجتماعات بشري است كه نيازها برطرف شده و داد و ستدها صورت گرفته و به پيشرفت بشر كمك شاياني مي كند لذا بشر راه چاره اي براي زيستن ندارد جزاينكه در ارتباط با همنوعان خويش باشد. لذا براي عده اي ايجاد ارتباط با ديگران مشكل، ولي عده اي در ايجاد ارتباط با همنوعان خود به آساني به هدف خويش مي رسند كه هر كدام از اينها به خاطر دلايلي است كه در اين مقاله سعي شده راههاي ايجاد ارتباط با ديگران به صورت فشرده بيان شود. البته فقط وجود ارتباط كافي نيست بلكه بايد شخص از مقبوليت نيز در نزد دوستان و والدين برخوردار باشد. و همين مقبوليت است كه فرد از لحاظ روحي و رواني در شرايط مناسب قرار مي گيرد و در نتيجه باعث موفقيت او مي باشد.

راههاي مقبوليتالف) هر كس در زندگي اجتماعي خويش خواهان مقبوليت عمومي است و اين مقبوليت باعث حمايت هاي اجتماعي مردم از فرد را به دنبال خواهد داشت كه نهايتاً او را فردي موفق خواهد كرد، ولي براي مقبوليت، و اگر مي خواهيد مردمان را با خود دوست كنيد، نخستين دستوري كه بايد پيروي كنيد اين است: «صميمانه به آنها علاقه مند شويد.»(۱)
ب) خوشرويي، تبسم و مهربان بودن: در راستاي ايجاد ارتباط سالم و ايجاد دوستي، خوشرويي و تبسم بر لب داشتن يكي از راههاي مهم است كه نمي توان به سادگي از كنار آن گذشت.
چيني ها در اين زمينه مثلي دارند، از اين قرار:
«مردي كه تبسم كردن نمي داند نبايد وارد هيچ دكاني شود.»
«تبسم كردن خرجي ندارد، ولي سود بسيار مي دهد. لحظه اي بيش پايدار نيست، ولي ياد آن در سراسر عمر باقي مي ماند.»
«تبسم را نه مي توان خريد، نه به گدايي گرفت، نه به وام ستاد، نه دزديد.»‌
«تبسم به هيچ كار نمي آيد، مگر وقتي كه عطا شود و سود آن در دادن است.»
«بنابراين، هرگاه در مدت عمر كسي را ديديد كه از فرط خستگي نمي تواند بر روي شما لبخند بزند، شما تبسم خود را نثار او كنيد.»
«زيرا كه هيچ كس به تبسم محتاج تر از كسي نيست كه از دادن آن محروم و عاجز شده است.»
بنابراين اگر مي خواهيد كه محبوب باشيد قائدة زير را به كار ببريد:
«بر لب تبسم داشته باشيد.»(۲)
ج) طرف مقابل را با اسم صحيح و كامل خود مورد خطاب قرار دهيد، از شيوه هايي كه در رابطه با يكديگر مؤثر است، اينكه اسم صحيح او را بگوئيد و از دادن لقب هاي زشت جداً بپرهيزيد و اسم او را ناصحيح تلفظ نكنيد به طوري كه موجب آزار و رنجش خاطر او شود.
درست است كه اين عمل محتاج صرف وقت است، لكن به قول امرسون حكيم «حسن معاشرت مركب از فداكاريها و گذشت هاي كوچك است». بنابراين، اگر مي خواهيد كه محبت خلق را به سوي خود جلب كنيد اين قاعده را (تلفظ صحيح اسم شخص) را به خاطر بسپاريد.
«به ياد بياوريد كه نام هر كس براي او مطبوع ترين و مهمترين كلمات قاموس بشري است.»(۳)
د) توجه به نقطه نظر طرف مقابل: يكي از نكات مهم در ارتباطات ميان فردي توجه به نقطه نظرات طرف مقابل است و آن عبارت است از در نظر گرفتن نقطه نظر، عقايد، افكار و احساسات طرف مقابل. وقتي ديدگاه طرف مقابل را در نظر مي گيريم مي توانيم طرز فكر و احساس طرف مقابل را هم درك كنيم. براي اين كه بتوانيم گفتگوي خالصانه اي با ديگري داشته باشيم بايد نگرش او را در مورد خودش، وضعيت و افكار و احساسش درك كنيم. شايد ما در مورد برخي مسايل نقطه نظري بسيار متفاوت داشته باشيم و بخواهيم تصورات خود را بيان كنيم. اما بايد نقطه نظر طرف مقابل را هم در نظر بگيريم و به آن احترام بگذاريم.
براي در نظر گرفتن نقطه نظر ديگران بايد سه نكته را رعايت كنيد:
۱- قبول كنيد كه گرايش داريد مسايل را از ديد خودتان نگاه كنيد و در برابر اين گرايش مقاومت ورزيد،
۲- به نحوه بيان افكار و احساسات ديگران به دقت گوش بدهيد و سعي كنيد بفهميد مسايل مطرح شده از نظر آنها چه معنايي و در مورد آن مسايل چه احساسي دارند،
۳- از ديگران بخواهيد، برداشت و نقطه نظر خود را براي شما شرح دهند پرس و جو و بررسي جزييات به طرف مقابل نشان مي دهد كه به رابطه با او علاقمنديد و مي خواهيد او را درك كنيد.(۴)
ه) با مخاطب از آنچه دوست دارد، صحبت كنيد. اين شيوه نيز در ارتباط كلامي بسيار مؤثر است و همدل و همرنگ شدن با ديگري از راههاي خوب در جهت برقراري ارتباط است. اگر با كسي كه از چيزي يا مطلبي تنفر دارد حرف بزنيد،هرگز حاضر به شنيدن سخنان شما نخواهد بود.
«براي راه يافتن در دل هر كسي بايد از چيزي صحبت كرد كه نزد او عزيزتر است.»(۵)
پس اگر مي خواهيد محبت مردمان را جلب كنيد: «از چيزي كه به آن علاقه دارند سخن برانيد و آنچه را در قلب آنان جاي گزين است نام ببريد.»(۶)
و) چشم پوشي از عيوب ديگران (عدم عيب جويي): يكي از شيوه هايي كه فرد را در برقراري ارتباط و ايجاد صميميت با ديگر افراد موفق مي نمايد، چشم پوشي از عيب ها و نقص هاي ديگران است، هرگز دنبال عيب و ضعف ديگران نباشيد و اگر عيبي در كسي ديديد با راه حل مناسب در صدد رفع آن عيب برآييد. اگر عيب جوي ديگران باشيد شما در ايجاد ارتباط با ديگران با مشكل روبرو خواهيد شد.
ز) به جاي عيب جويي و انتقاد، نيكي فرد را اظهار كنيم: چنانكه ذكر شد عيب جويي كردن به جدايي دوستان و منزوي شدن فرد منجر مي شود و به پيكره ارتباط سالم با ديگران ضربه مي زند. بنابراين لازم است به جاي عيب جويي، كمالات و نقاط مثبت فرد را بزرگ جلوه بدهيم و فرد را در مسير همين نقطه مثبت تشويق كنيم، در نتيجه باعث جذب فرد به سمت شما خواهد شد.

ارتباط با والدين پدر و مادر از نعمت هاي ارزشمند خداوند است كه به ما عنايت شده، لذا احترام به آنها واجب است و اذيت و آزار آنها شرعاً حرام و موجب عقوبت الهي مي باشد.
براي ارتباط و هماهنگي با والدين، نوجوانان و جوانان آنچه راكه بايد بدانند اين است كه والدين شما چند سال از شما بزرگتر هستند و فرهنگ آنها با شما شايد مقداري تفاوت داشته باشد، براي اينكه، آموزش و امكانات زمان آنها با زمان فعلي فرق دارد و حتي محيطي كه آنها در آن زيسته اند با محيط فعلي بسيار متفاوت است، لذا اگر كسي بخواهد به آساني با والدين خويش ارتباط برقرار كند بايد نكات مزبور را در نظر بگيرد و با زبان حال خود با آنها سخن نگويد چون والدين شما با فكر و انديشه اي جداي از انديشه شما پرورش يافته اند و عقيده و فكر آنها با تفكرات امروزي متفاوت است، بنابراين لازم است با آنها با زبان خودشان سخن برانيد و مطابق رسوم و فرهنگ و عادات متناسب با آنها برخورد نماييد.

نكتهبشر براي زندگي خويش نيازمند ارتباط با ديگران و ايجاد دوستي با افراد ديگر است ولي بايد توجه داشت هر دوستي، نمي تواند دوست مناسب و خوب باشد.

افراد شايسته دوستيامام علي ـ عليه السلام ـ : من دعاك الي الدار الباقية و أعانك علي العمل لها، فهو الصّديق الشّفيق.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هر كه ترا به سراي جاويدان فراخواند و در راه كار كردن براي رسيدن به آن سراتورا ياري رساند، همو دوست دلسوز است.(۷)
همنشينان ناشايسته: بعضي از دوستان دوست خوبي نيستند و مايه ننگ هستند و لازم است آدم از آن ها دوري گزيند. در اين زمينه حديثي مي آوريم:
قال علي ـ عليه السلام ـ : احذر مصاحبة الفساق و الفجار و المهاجرين بمعاصي الله.
علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: از همنشيني با افراد فاسق و فاجر و متظاهر به معاصي (آشكارا گناه مي كند) خدا دوري كن.(۸)

 

پاورقی:

  1. ويل كارنگي، آيين دوست يابي، ترجمه رشيد ياسمي، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص۹۲٫
    ۲٫ همان، ص ۹۹٫
    ۳٫ همان، ص ۱۰۹-۱۰۸٫
    ۴٫ جولياتي وود، ارتباطات ميان فردي، ترجمه، مهرداد فيروزبخت، نشر مهتاب، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۸۷-۸۸٫
    ۵٫ ويل كارنگي، آيين دوست يابي، ترجمه استاد رشيد ياسمي، نشر اساطير، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص ۱۲۳٫
    ۶٫ همان، ص ۱۲۷٫
    ۷٫ محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، تلخيص سيدحميد حسيني، دارالحديث، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج دوم، ص ۵۷۱٫
    ۸٫ همان.

 

 

چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟

چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟

پاسخ:

از آنجا كه معمولاً فرزندان كمتر مى‏توانند در افكار و انديشه‏ها و رفتار والدين خود تأثيرگذار باشند، به خاطر وجود تفاوت سنى بين فرزند پدر و وجود رابطه پدرى، فرزندى بهتر است از اقدامات غيرمستقيم بهره بگيريد و مستقيماً سعى نكنيد پدر خود را به كارى وادار نماييد، بنابراين مى‏توانيد از مادرتان و يا يكى از اقوام و افرادى كه مورد اعتماد و پذيرش پدرتان هست كمك بگيريد و از آنها بخواهيد كه درباره انجام بهتر وظايف ديني ايشان را متقاعد كنند.

اگر برخى اعمال و رفتار والدين نياز به اصلاح داشته باشد مانند اين كه: پدرى خمس مال و درآمد خود را نپردازد، يا  حق‏الناس بر عهده‏اش باشد، يا… امر به معروف و نهى از منكر ايشان بايد با نهايت ظرافت و كارشناسى صورت گيرد تا حقوق ايشان  محفوظ بماند. لذا توصيه مى‏شود فرزندان خانواده پيش از اين كه خودشان مستقيم. به اين امر اقدام كنند، از برخى بستگان نزديك  مانند عمو، دايى، پدر بزرگ، مادربزرگ و يا يك شخص آگاه و سرشناس و كاردان به عنوان واسطه استفاده كنند و در كمال  امانت‏دارى مسائل خود را بازگو كنند تا آن شخص با ملايمت و خيرخواهى به امر به معروف و نهى از منكر ايشان اقدام نمايد.

يكى از راه‏هاى اصلاح‏طلبى براى والدين، دعا و توسل در حق ايشان است. ما بايد قبول كنيم كه مقلب‏القلوب و هدايت كننده  همگان خداوند است. پس خدا را به حق خود پدر و مادر قسم دهيم تا برايشان رحم آورد و امور دنيا و آخرت ايشان را به صلاح و  سداد آورده و سعادت را نصيب ايشان گرداند.

يكى ديگر از طرق دعوت پدر و مادر به [اصلاح امور]، هديه برخى كتاب‏هاى اخلاقى و دينى به آنان است. گاهى مطالعه يك  مقاله يا يك كتاب ممكن است به تحول و انقلابى درونى بيانجامد. ترتيب دادن مجالس وعظ، دعا و توسل و گرايش دادن افراد به  سمت مناسبت‏هاى مذهبى نيز مى‏تواند به اصلاح شخص كمك نمايد. در مجموع نسبت به ايجاد شرايط مناسب براى مخاطب  بايد اهميت داده شود.

بعد از طى اين مراحل، اگر فرزندان خانواده توان ايجاد ارتباطى موفق را در خود احساس كردند

با توجه به ويژگى‏هاى پدرتان، پيشنهاد ما به شما در راهنمايى ايشان چند چيز است كه ان‏شاءاللّه‏ و بادقت، سعى در انجام آن داشته باشيد:

الف) سعى كنيد افرادى كه صحبت آنها بر روى پدرتان نافذ است، پيدا كنيد و از آنان بخواهيد كه با مهارت و شگردشايسته‏اى، با پدرتان درباره نماز صحبت كنند. اين كار را مى‏توان از طريق جلسه ميهمانى يا در طول مسافرت به انجام رساند.

ب ) با عمل خويش انگيزش ديني را در او ايجاد كنيد. سعى كنيد شما، مادر، برادر و ديگر اعضاى خانواده، نمازتان را هنگام حضور پدر در خانه برگزار كنيد و شور اشتياق خود به نماز و راز و نياز با خدا را هر چه بهتر به منصه ظهوربرسانيد.

ج ) فلسفه عبادت را در فرصت‏هاى مناسب بيان كنيد؛ مثلاً سؤال و جواب‏هايى كه قبلاً تهيه ديده‏ايد، بين شما و برادرتان و ياهر كس ديگرى مطرح و جواب داده شود. البته لازمه‏اش مطالعه و پيش بينى قبلى است. به عنوان نمونه در اينجا به چند جمله اشاره مى‏شود: فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است. [جبلّت القلوب على حبِّ من احسن اليها ؛ قلب‏ها بر اساس دوستى و محبت كسى كه به انسان احسان كند، آفريده شده است و از آنجا كه در اصل خداى سبحان خالق و هستى بخش ماست و از سويى همه نعمت‏ها و بركاتى كه در زندگى ما وجود دارد از آن اوست. بنابر اين لازم است به اقتضاى تكليف فطرى خودمان از قادر منّان تشكر كنيم. حال اين تشكر بايد به چه شكل و كيفيتى باشد؟انبياى الهى روشنگر اين حقيقت بوده‏اند و نبىّ مكرّم اسلام نيز به نوبه خويش نماز را با اين شكل و هيئت خاص به مامعرفى فرموده‏اند. بنابر اين همان گونه كه پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهين الطاف و بركات خويش گردانيده است، ما به عنوان بندگان او نيز موظّفيم هر چند ساعت يك بار در برابر محبوب قلب و عزيز دلمان بايستيم و از او نهايت سپاسگزارى و تشكر را بنماييم. نماز تشكر است، تواضع است، تجديد عهد با خداست، ابراز نياز در برابر بى‏نياز مطلق است. نماز زنده نگاه داشتن ياد خدا در دل است. نماز انسان را به خدا نزديك و با او مأنوس مى‏كند و اصولاً اگر نماز باتوجه و خشوع و حضور قلب ادا شود، به يقين در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را از زشتى‏ها و گناهان مصونيّت مى‏بخشد.

د ) پيشنهاد ديگر اينكه تلاش كنيد به هر كيفيت و طريقى شده، ايشان را به نماز جمعه و جماعت ببريد كه با ديدن عبادت و نماز ديگران تحت تأثير قرار گيرد.

و ) تلاش كنيد از عبادت بزرگان و شخصيت‏ها در نزد ايشان صحبت كنيد؛ مثلاً حضرت على(ع) با همه شخصيت وگرفتارى‏هايى كه داشتند، چگونه و با چه اشتياقى به اقامه نماز مى‏پرداختند. همچنين گرايش رجال بزرگ سياسى،علمى و… به نماز را، به ايشان گوشزد كنيد.

ه ) سفرهاى زيارتى ـ همان گونه كه اشاره كرده‏ايد ـ نظير سفر مشهد، سوريه و حج مى‏تواند در ايشان نقش مؤثرى داشته باشد. بنابر اين سعى كنيد ايشان را به اين گونه مسافرت‏ها تشويق نموده و انگيزه او را افزايش دهيد دهيد. در خاتمه توصيه ما به شمااين است كه  زمينه اصلاح و ارشاد در ايشان زياد است وبدون اينكه نااميد باشيد با حوصله و به تدريج به تلاش خود ادامه دهيد.

چند نکته اساسي ديگر وجود دارد که رعايت آنها به شما کمک مي کند تا به هدف خود نايل شويد:

– هميشه به او احترام بگذاريد.

– دردعوت او اصرار و پافشاري نداشته باشيد.

– محبت خود را به او با زبان و عمل به او عرضه کنيد و با زبان محبت و احترام او را در برابر دعوتتان شرمسار سازيد.

– پر خاشگري و عصبانيت هرگز نداشته باشيد

– به عقيده او احترام بگذاريد به خصوص در اجتماع بستگان و دوستان

– اگر خود در صدد دعوت ايشان بر امديد يقينا با زبان کنايه و در خلوت و با احترام و ادب عمل نماييد.

– بر خواسته ي خود اصرار نداشته و تکرار نکنيد.

– به صورت غير مستقيم با بيان داستان هاي اموزنده و يا نقل احاديث اهل بيت عليهم السلام و تأثير بندگي او را ابتدا به خود اوريد و سپس ارام ارام در فضاي محبت و عشق حرفتان را بزنيد

– هميشه ادب هميشه و همه حال احترام احترام فراموش نشود مبادا براي يک کار ساده دنيا و اخرت ود را تباه سازيد و پدرتان از شما رنجيده شوند.

ان‏شاءاللّه‏ نتيجه جالبى در اين زمينه خواهيدگرفت.

در ضمن مطالعه كتاب‏هاى ذيل در اين زمينه مفيد است:

۱- راز نماز، محسن قرائتى

۲- پاداش‏هاى نمازگزاران

۳- داستانها و حكايت‏هاى نماز (۱)

۴- يكصد و چهارده نكته درباره نماز

 

 



راه‌هايي براي مهرباني كردن با مادر و فروبردن خشم خود در برابر مادر را بيان كنيد؟

راه‌هايي براي مهرباني كردن با مادر و فروبردن خشم خود در برابر مادر را بيان كنيد؟

پاسخ:

براي پاسخ به اين سؤال لازم مي‌دانم كه مطالبي را در قالب چند نكته ارائه دهم:
نكتة اول: لزوم آشنايي با ويژگي هاي خود و والدين: در سنّ جواني فرد از نظر اجتماعي، عاطفي، عقلي، ذهني، حركتي و جسمي تغييراتي پيدا مي‌كند كه اين حالات مختصّ همين دوران است و البته موجب آثاري خواهند بود. اگر فرد اين حالات را بشناسد، با كمك والدين و راهنمايي آنها مي‌تواند به بهترين وجه از اين دوران استفاده كند، برخي ويژگي‌هاي اين دوران از اين قرار است: خواسته هاي زياد، نگراني براي آينده، طوفان مزاج و هورمون‌ها، دوستي توأم با اخلاص، خودنمايي، غرور، بلندپروازي، استقلال طلبي، پرتوقّعي، و در عين حال به خود آمدن و خودشناسي و جستجو براي يافتن خويشتن و رقابت است. در اين سنين جوان از نظر هوش رشد يافته، براي خود هدف‌هايي عالي و ايده‌آل در سردارد. عشق به تمجيد و ستايش و مقبول واقع شدن دارد.(۱) جوان مي‌خواهد خودجوش و مستقل باشد، او بايد در ضمن اين‌كه بر خود متّكي است به دغدغه‌ها و احساس نگراني‌هاي والدين بي‌تفاوت نباشد.
والدين نيز متكي بر تجارب خويش هستند و سرد و گرم روزگار را چشيده‌اند و اغلب توصيه‌ها و نصيحت‌هايشان به خاطر عشق و علاقه به فرزندان است. اگر مادر در برخورد با فرزند دچار خطا و اشتباه شده است يابد با گفتگوي صميمانه و در زماني كه احساس آرامش و راحتي دارند، ايشان را نسبت به حقيقت گفتار و اعمال خطايشان آگاه ساخت مطمئن باشيد كه اگر احساس كنند كه صادقانه از ايشان طلب كمك مي‌شود و واقعاً خواستار زندگي‌اي شيرين، پويا، با نشاط و باتفاهم هستيد حتماً همراه مي‌شوند.
نكتة دوم: توجه به تفاوت ميان مهر مادرانه و نصيحتهاي ملال آور: هيچ محبّتي مثل محبّت مادرانه نيست، در سنّ جواني، جوان دوست دارد بيشتر با دوستان خود باشد، گاهي مادران به خاطر مصلحت‌هايي، آنها را از برخي از دوستي‌ها و خطرات آن نهي مي‌كنند، امّا جوان متوجّه دغدغه‌هاي مادر نمي‌شود، به همين منظور از ابراز نگراني ها و نصيحتهاي والدين خويش رنجور و ناراحت مي‌گردد، پس بهتر است مثلاً در انتخاب دوستان خود دقيق‌تر عمل كرد تا مادران نيز نگران نباشند. دوستي كه مؤمن، رازدار، با نشاط و اهل مطالعه باشد. مطمئن باشيد اگر مادران با صفات اين دوست آشنا شوند كمك خواهند كرد كه وقت زيادتري را با آنها سپري كرد.
نكتة سوم: توجه به تفاوت ميان جملات آمرانه و دلسوزي: ما ياد گرفته‌ايم در گفتار روزانه جملات خود را در قالب دستوري بيان كنيم، اگر در كلام مادر بايد و نبايد است بايد بدانيد كه اينها زورگويي نيست، زيرا در لايه‌هاي زيرين آن خواهش و درخواست خوابيده است. يعني در واقع مي‌گويد عزيز دلبندم چون من عاشق تو هستم دوست دارم در زندگي حال و آينده خود موفّق باشيد و راه و رسم زندگي را ياد بگيريد اين كار را انجام دهيد.
حال با توجّه به مطالب بالا به راه‌هايي براي مهرباني كردن با مادر و فرو بردن خشم در برابر او مي‌پردازيم.
راه‌هاي مهرباني: آنچه مهم است اين است كه مهرباني كردن بايد در كلام و رفتار (مثل كمك در كارهاي خانه و …) بروز پيدا كند، برخي از آنها چنين است:
۱٫ توجّه به فرمايش قرآن و عمل به آن: در آيه‌اي از قرآن چنين مي‌خوانيم، پروردگارت فرمان داده كه جز او را نپرستي و به پدر و مادرت نيكي كني، هر گاه يكي از آنها يا هر دوي آنها، به سنّ پيري برسند كمترين اهانتي به آنها روا مدار و بر آنها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال‌هاي تواضع خويش را در برابرشان از محبّت و لطف فرود آور.(۲)
اگر به نكات دقيق اين آيه شريف توجّه كنيم مي‌بينيم كه وظايف ما در قبال پدر و مادرمان سنگين است و با نوع تواضع و ادب و گفتارمان مي‌توانيم با آنها مهرباني كنيم و اگر در سنّ پيري به سر مي‌برند بيشتر به آنها محبّت كنيم.
۲٫ آيه‌اي ديگر از قرآن: در آيه‌اي ديگر به ما توصيه شده كه به والدين خود به خصوص مادر احسان و توجّه كنيم، طبق نظر مفسران، احسان تنها در گفتار نيست ما مي‌توانيم با مال، گفتار و كمك در كارها با آنها احسان كنيم.(۳)
۳٫ مهرباني نزد ديگران: نزد ديگران صفات مثبت مادرتان را بيان داريد و از آن صفات خوب سخن بگوييد.
۴٫ ابراز علاقه: با مادر ارتباط كلامي داشته باشيد و عواطف مثبت خود را به او ابراز داريد. با اين عمل مادر متوجّه مي‌شود كه به زحمت‌هاي ايشان ارج نهاده و قدر زحمات ايشان را مي‌دانيد. با اين كار او به كار خود دلگرم‌تر خواهد شد و محبّت بين شما زيادتر مي‌گردد.(۴)
۵٫ روز مادر: روز مادر را فراموش نكنيد از او در گفتار و عمل تشكّر كنيد اگر مي‌توانيد هديه‌اي اگر چه ارزان قيمت برايشان بگيريد، هديه‌اي كه او هر گاه مي‌بيند ياد شما بيفتد.
۶٫ گفتگوي صميمانه: هر گاه مادرتان فرصت دارد نزد او برويد، از او بخواهيد از خاطرات زندگي‌اش برايتان بگويد و بگويد چگونه زندگي را اداره مي‌كند و دوست دارد چگونه به اوكمك كنيد، شما نيز صميمانه خواسته‌هاي منطقي خود را برايشان بگوييد.
۷٫ به حرم ائمه و امام زاده ها(ع) برويد: گاهي همراه مادرتان به حرم برويد و همان جا براي خود و مادرتان دعا كنيد و از ائمه و امام زاده ها(ع) بخواهيد كه قلب ها را به هم مهربان‌تر كند و زندگي‌اي سرشار از عشق و نور و محبّت ارزاني دارد.
فرو بردن خشم: با توجّه به نكات قبل و رعايت آنها در عمل، ديگر از مادرتان خشمگين نمي‌شويد. امّا انسان گاهي خشمگين مي‌شود و خوب است براي رهايي از خشم از تكنيك‌هاي زير كمك بگيرد:
۱٫ تغيير وضعيت: در احاديث داريم، هر گاه خشمگين شديد. اگر نشسته هستيد دراز بكشيد و اگر ايستاده‌ايد كمي قدم بزنيد.(۵)
۲٫ وضو بگيريد و يا كمي آب خنك بنوشيد.(۶)
۳٫ زندگي افراد بردبار را مطالعه كنيد و اگر فردي از اطرافيان شما صبور و بردبار است، زندگي آرام او را با دقّت بررسي كنيد، سعي كنيد با افراد باحوصله معاشرت داشته باشيد.(۷) و با افراد تندخو كمتر نشست و برخاست كنيد.
۴٫ قبل از هر عملي به پيامدهاي مثبت و منفي آن توجّه داشته باشيد.
۵٫ توجه داشته باشيد كه فرو بردن خشم در برابر مادر خود يك كمال است و حتماً خداوند به خاطر اين شدّت احترام اجر بالايي به شما خواهد داد.
۶٫ توجه داشته باشيد كه اگر فكر خود را كنترل كنيد، احساس خود را نيز كنترل خواهيد كرد و اگر احساس كنترل شود، عمل نيز كنترل مي‌گردد. اگر هميشه فكر كنيد كه مادرتان گرفتاري‌هاي زيادي دارد و او هم مثل بقية انسان‌ها ممكن است دچار اشتباه شود او چون مادر است حتماً دلسوز شماست (هر چند ممكن است يك لحظه عجولانه چيزي بگويد) خداوند خواستار دوستي با مادر است و … حتماً احساس خوبي نسبت به شما در ايشان ايجاد مي‌شود و اين احساس مثبت در شما عمل مثبت يعني همان احترام را ايجاد خواهد كرد.
در نتيجه: فكر مثبت، ايجاد احساس مثبت مي نمايد و احساس مثبت، رفتار و گفتار مثبت ايجاد مي نمايد.

 

پاورقی:

  1. قائمي، علي، شناخت هدايت و تربيت، (نوجوانان و جوانان)، تهران، انتشارات اميري، چاپ هفتم، ۱۳۷۸، ص ۱۳٫
    ۲٫ اسراء:۲۴ ـ ۲۳٫
    ۳٫ بقره:۸۳، نساء:۳۶، انعام:۱۵۱، اسراء:۲۳، ر.ك: مصباح يزدي، محمدتقي، اخلاق در قرآن، ج۳، فصل سوم.
    ۴٫ محمّدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه،۴ جلدي، قم، دار الحديث، چاپ اول، ۱۴۱۶، ج اول.
    ۵٫ قمي، عباس، خلاصة معراج السعاده، مؤسسة در راه حق، ۱۳۷۱، ص ۴۸ ـ ۴۵ (اقتباس).
    ۶٫ همان.
    ۷٫ همان.

 

 

زني ۳۷ ساله هستم و داراي ۲ فرزند مشكل من اين است كه پسر بزرگم با پدرش خيلي بگومگو و دعوا دارند و به همديگر بي‌احترامي مي‌كنند لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

زني ۳۷ ساله هستم و داراي ۲ فرزند مشكل من اين است كه پسر بزرگم با پدرش خيلي بگومگو و دعوا دارند و به همديگر بي‌احترامي مي‌كنند لطفاً مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

سخني با فرزند عزيزبرادر عزيز! مادر گرامي شما نامه‌اي به مركز مطالعات و پژوهشهاي حوزه علميه قم نوشته است كه سراسر نامه حاكي از نگراني و دلسوزي مادرانه است. مادر شما نسبت به موقعيت حساس و خطرناك و مشكلات زندگي شما كاملاً آگاه و نگران است و اين، امري طبيعي است زيرا هر مادري آرامش و سعادت فرزند خويش را مي‌خواهد. والدين دلسوزترين افراد نسبت به انسان هستند كه خالصانه و بدون هيچگونه طمع و چشم داشتي تمام زندگي و هست و نيست خود را به پاي بچه مي‌ريزند تا او رشد و تكامل پيدا كند. نهال كوچك و ضعيفي كه با هر آفتي از پا درمي‌آيد را شبانه روز محافظت مي‌كنند تا درختي تنومند و قوي مي‌شود و آن وقت است كه آن درخت تنومند ديگر بايد روي پاي خود بايستد و از خود محافظت كند و به فكر تكامل و تعالي خود باشد. جوان امروز، ديگر كودك ديروز نيست كه پدر و مادر براي او و به جاي او تصميم بگيرند. جوان خود بايد با درك موقعيت و استعدادهاي خويش مسير زندگي خود را مشخص كند. جوان بايد بداند كه به دنبال چيست؟ و از چه راهي بايد برود؟ و چگونه برود؟ اگر جوان در يافتن پاسخهاي مناسب به اين سئوالها كوتاهي كند، به جواني سرگردان و حيران تبديل خواهد شد كه سرمايه گرانقدر عمر و جواني را روز به روز از دست مي‌دهد و جز آتش حسرت و پشيماني، سرخوردگي و بي‌هويتي چيز ديگري عايد او نخواهد شد و در نگاه جامعه، خانواده و از همه بدتر در نگاه خود شخصيتي ناكارآمد و غير مفيد جلوه خواهد كرد.
برادر عزيزم! اكنون كه در دوران طلايي جواني و ابتداي راه پرپيچ و خم زندگي قرار داريد، قبل از آنكه فرصت از دست برود و گرفتار آتش حسرت و اندوه بشويد، با يك تصميم جدي و اراده‌اي آهنين و توكل به خداوند متعال به ساختن يك زندگي و آينده ايده‌آل كه خشنودي خدا و اولياء خدا، جامعه، خانواده و از همه مهمتر رضايت خودتان را جلب كند اقدام كنيد. ما براي اينكه در اين امر مهم و مقدس شريك باشيم جداي از نامة مادرتان كه براي ما نوشته بلكه به عنوان حرفهاي خودمان با يك جوان نكاتي كه به شما كمك خواهد كرد را يادآور مي‌شويم اميد آنكه مفيد و كارگشا باشد و شما نيز مي‌توانيد با اين مركز در ارتباط باشيد و مشكلات و مسائل خود را در مسير سازندگي خويش مطرح نماييد و از راهنماييهاي اساتيد و محققان اين مركز بهره‌مند شويد. افتخار ما خدمت و ياري رساندن به جوانان عزيز است.

رابطه جوان با خويشتناز مناسبات انساني جوانان در زندگي، رابطه آنان با خويشتن خود است و چگونگي اين رابطه بر ارتباطات آنان با جامعه، خانواده، خدا و هستي نيز اثري تعيين كننده دارد. رابطه جوان و خويشتن اينگونه تبيين مي‌شود.
۱٫ كشف خود: جوان بايد در صدد كشف ظرفيتها و استعدادهاي پنهان خويش برآيد تا بتواند خود را درك كند. (مهم اين نيست كه دانشگاه بروم يا خير؟ مهم اين است كه توانايي خود را كشف كنم و ببينم در چه زمينه‌اي موفق خواهم شد).
۲٫ پذيرش خود: جوان، موجوديت خويش اعم از قابليتها و نارسائيهايش را مي‌پذيرد و اصطلاحاً با واقعيات سازگار مي‌شود. (اين به اين معنا نيست كه جوان اقدام به اصلاح و تغيير خويش نكند بلكه معنايش اين است بيش از ظرفيت و توانايي خود از خود انتظار ندارد.)
۳٫ علاقه به خود: در اين مرحله، جوان به خود علاقمند مي‌شود و عشق مي‌ورزد.
۴٫ ابراز وجود: در نتيجه پس از مراحل گذشته، موقعيت مناسبي براي ابراز وجود مهيا مي‌شود.
آثار برجسته‌اي كه در پرتو ابراز وجود حاصل مي‌شود عبارتند از: خودشكوفايي، تأمين يك نياز اساسي رواني، مساعدت در جهت سلامت رواني، تقويت حس خوش بيني، پرورش اعتماد به نفس و بهبود مناسبات انساني با ديگران.
تذكر: مطمئن‌ترين راه ابراز وجود، «عمل» است زيرا آنچه در «عمل» از آدمي سر مي‌زند به مراتب بيش از «سخن» در اثبات لياقت انسان تأثير دارد.(۱)

جوان و تربيت خويشتنتربيت، زيباترين چيزي است كه در بهترين انسانها آشكار مي‌شود. تربيت، روندي بسيار طولاني دارد تقريباً در همه مراحل عمر آدمي از تولد تا مرگ، نقش خود را ايفا مي‌كند ولي اين نقش در برخي مراحل برجسته و تعيين كننده و در مقاطعي ديگر، نقش آن كمرنگ و محدود مي‌باشد. نوجواني و جواني بهترين دوران تربيت است تربيتي كه بتواند از جوانان، شخصيتي متعادل و هماهنگ به وجود آورد. چنين تربيتي بايد ناظر برجنبه‌هاي متنوع وجود آدمي به شرح زير باشد:

۱٫ تربيت بدني
۲٫ تربيت عاطفي غايت تربيت عاطفي، پرورش احساس نوع دوستي، همدلي و تفاهم با ديگران و به ويژه همسالان است به گونه‌اي كه جوانان بتوانند به درستي با معاشران، دوستان و اطرافيان خود به داد و ستد عاطفي بپردازند.

۳٫ تربيت اجتماعي منظور اين است كه جوانان از جايگاه و منزلت حقيقي خود در جامعه آگاه باشند و به خوبي بتوانند چنين موقعيتي را احراز نمايند.

۴٫ تربيت عقلي تربيت فكر و انديشه در بالاترين جايگاه «هرم تربيت» قرار مي‌گيرد.

۵٫ تربيت اخلاقي و ديني منظور اين است كه جوان نه فقط حامل معرفت ديني باشد. بلكه عامل معرفت ديني باشد و در حقيقت چنين تربيتي بتواند به «تحول از درون» منجر شود و خود نيز منشأ تحولي در دلها و جانهاي ديگران باشد.(۲)
برادر عزيز! شما مي‌توانيد با تربيت همه ابعاد شخصيتي خود رضايت خاطر خود، خانواده و جامعه را فراهم آوريد و از خود و زندگي و آينده خويشتن لذت ببريد.

جوان و سازگارياز مهمترين خواسته‌هاي مشترك جوانان و اطرافيانشان، دستيابي به رابطه‌اي مبتني بر تفاهم و سازگاري است. آنچه جوانان براي وصول به زندگي معقول و متعادل به آن نياز دارند سازگاري فردي و سازگاري خانوادگي است.

الف) سازگاري فردي از اين نوع سازگاري به سازگاري شخصي يا دروني نيز تعبير مي‌كنند. جواناني كه برخوردار از مؤلفه‌هاي زير باشند. داراي سازگاري فردي هستند:
۱٫ آنان مي‌توانند بر احساس تنهايي و نااميدي خويش فايق آيند.
۲٫ انتظاراتي كه از خويش دارند، در محدوده امكانات و توانائيشان قرار دارد.
۳٫ آرزوهاي خود را با ظرفيتهاي موجودشان تنظيم نموده و توانايي تفكيك مرزهاي واقعيت از خيال را دارا هستند.
۴٫ اهداف و عنايات زندگي خويش را به درستي مي‌شناسند و با رويكردي واقع بينانه با آنها مواجه مي‌شوند.

ب ) سازگاري خانوادگي ويژگيهاي زير، معيارهاي برخورداري از اين نوع سازگاري تلقي مي‌شود.
۱٫ والدين و جوانان، از انتظارات متقابل از يكديگر آگاه شده و به روشني آنها را درك مي‌كنند.
۲٫ انتظارات متقابل، در فضايي دوستانه و صميمانه، برآورده شده و محقق مي‌گردد.
۳٫ جوانان به گونه مطلوبي از تلاشها و مساعي ارزنده والدين، تقدير و سپاسگزاري مي‌نمايند.
۴٫ جوانان و والدين، گوش به زنگ عواطف و حالات دروني يكديگر بوده و رعايت جوانب عاطفي يكديگر را مي‌نمايند.(۳)

احترام به والديندين مقدس اسلام احترام، اكرام و نوازش پدر و مادر را يك واجب مؤكد توصيف مي‌نمايد و آنچنان به اين مسأله با ديدة عظمت مي‌نگرد كه آنرا در كنار توحيد و خداپرستي ذكر مي‌نمايد. ما براي روشن شدن اين مطلب به چند حديث اكتفا مي‌كنيم. پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: «هر فرزند صالحي كه با محبت مخصوص به چهره پدر و مادرش نگاه كند خداوند به هر نگاهش يك حج مقبول براي وي مرحمت فرمايد.»(۴) و در جايي ديگر فرمودند: «خشنودي والدين از فرزندان، باعث خشنودي خداوند است و برعكس خشم و غضب الهي از كسي بستگي به خشم و غضب پدر و مادر خواهد داشت.»(۵)
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد برخورد با پدر و مادر ناصالح كه روش تند و خشونت را در پيش بگيرند و فرزند خود را مورد آزار و سرزنش قرار دهند مي‌فرمايند: حتي از گفتن كوچكترين كلمه نامناسب خودداري كن و بر سر آنان فرياد مزن بلكه با برخورد بزرگوارانه از خداوند براي آنان طلب مغفرت و آمرزش كن.(۶)

پرهيز از بيكاري و بي‌برنامگيجوان بايد برنامه‌‌اي مفيد و جامع داشته باشد كه شامل ورزش، كتابخواني، جبران عقب افتادگيهاي احتمالي آموزشي، پرورش ذوق، هنر و سليقه‌‌هاي متنوع، آموزش مهارتهاي زندگي اجتماعي، تعليم دوره‌هاي مختلف زبان و رايانه، تقويت مباني ديني و اخلاقي، مطالعه زندگي نامه الگوها و پيشوايان الهي و ساير موارد مفيد و ارزنده باشد. در اين صورت جوان در تحقق زندگي متعادل و بالنده موفق خواهد بود.
برادر عزيز! ما مطمئن هستيم كه شما مي‌توانيد تمام ويژگيهاي يك جوان موفق را در خود ايجاد كنيد و مايه افتخار و عزت خود، خانواده و جامعه باشيد.

 

پاورقی:

  1. شرفي، محمد رضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، ص ۱۰، سروش، ۱۳۸۰٫
    ۲٫ همان، ص ۳۹٫
    ۳٫ همان، ص ۱۰۰٫
    ۴٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار،بيروت دار احياء التراث العربي. ج ۷۲، ص ۸۰٫
    ۵٫ همان، ج ۷۲، ص ۸۰٫
    ۶٫ بابازاده، علي‌اكبر، مسائل ازدواج و حقوق خانواده، انتشارات بدر،چاپ سوم. ص ۲۵٫
مادري هستم داراي فرزنداني متعدد، كه بعضاً برخوردهاي نادرست دارند لطفاً براي برخورد صحيح با آنها و حل اين مشكل مرا راهنمايي فرماييد.

مادري هستم داراي فرزنداني متعدد، كه بعضاً برخوردهاي نادرست دارند يكي از مهمترين اموري كه هميشه مرا رنج مي‌دهد، لجاجت زيادي است كه در مواقع مختلف و به بهانه‌هايي از خود بروز مي‌دهند. لطفاً براي برخورد صحيح با آنها و حل اين مشكل مرا راهنمايي فرماييد.

پاسخ:

تحليل روان شناختي لجاجت:لجاجت در اصل نوعي مقاومت در مقابل شرايط و موقعيت جديد است، مقاومت در مقابل هر چه كه منافع و مصالح شخص را به خطر مي‌اندازد. بنابراين مقاومت امكان دارد به حق باشد و امكان دارد باطل باشد. خداوند سبحان در قرآن كريم نمونه‌اي از مقاومت باطل و در نهايت كتمان حق و زيربار حق نرفتن رادر برخورد اهل كتاب با پيامبر (صلي الله عليه وآله ) ذكر مي‌فرمايد: الذين آتينهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و انّ فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون(۱) «اهل كتاب (تورات و انجيل) با توجه به مشخصاتي كه از پيامبر (صلي الله عليه وآله) در كتاب‌هاي‌شان نقل شده و با او كاملاً تطبيق مي‌نمود، او را همانند فرزندان خود مي‌شناختند ولي حق را كتمان نمودند و به مقاومت عليه حق پرداختند.» نظير اين آيه، آيه ۲۰ سوره‌ي انعام است. ذكر اين نكته ظريف لازم است كه نوع شناخت والدين و فرزند، بالاترين و دقيق‌ترين شناخت نسبت به ساير شناخت‌ها است چرا كه ارتباط بين والدين و فرزند از ابتداي تولد بوده و حال آن‌كه ارتباطات ديگر اين چنين نيست.بنابراين بيشترين چيزي كه نقش زمينه را براي پيدايش لجبازي فراهم مي‌كند، به خطر افتادن يا احساس خطر كردن شخص لجباز است. البته در خصوص كودكان به دليل عدم رشد قوة عاقلة آنها قابل توجيه و قابل اصلاح است و اگر اين صفت با تدابير صحيح تربيتي در كودكي كنترل نشود در بزرگسالي، احتمال انحراف و طغيان وجود دارد.
بدون شك امر تربيت، همانند مسائل حياتي و سرنوشت‌ساز در زندگي انسان بايد با اعتدال و به دور از افراط و تفريط باشد. بديهي است هرگونه افراط و تفريط در امر مهم و از جمله امور تربيتي موجب خدشه‌دار شدن اصل مساله خواهد بود. يكي از رفتارهايي كه براي بعضي از اشخاص پيدا مي‌شود، مساله لجاجت است كه اين ريشه در تربيت خانوادگي و شرايط حاكم بر خانواده دارد. ابتدا به تعدادي از عوامل آشكار ولي فراموش شده از ديد خانواده، در پيدايش اين رفتار اشاره و سپس راه‌هاي برخورد صحيح را متذكرمي‌شويم. به اميد تربيت فرزنداني سالم و متعادل از جهت روحي و رواني كه صدقات جارية شما باشند انشاءالله.

عوامل و زمينه‌هاي پيدايش لجاجت:۱ـ دخالت‌هاي زياد پدر و مادر و گرفتن آزادي عمل از كودك: سن دو سالگي سن ابراز شخصيت و اراده است، تصميمات كودك در انجام كارها به جهت عدم رشد كافي عقل، بدون تعقل و بي‌حساب است بنابراين والدين اگر بخواهند كودكاني متعادل، با شخصيت، با اراده، داراي حسن ظن و غير لجوج تربيت نمايند، حتي الامكان بايد (با رعايت اعتدال و دوري از افراط و تفريط) به كودكان آزادي عمل بدهندو زياده از حد در كارهاي آنها دخالت و امر و نهي نكنند. چرا كه امر و نهي بيش از حد (اين كار را بكن، اين كار را نكن و…) موجبات خستگي و در نهايت پيدايش صفت لجاجت مي‌شود. البته تذكر اين نكته لازم است كه امر ونهي نكردن به معناي عدم كنترل حتي به صورت غير مستقيم نيست. به دليل اين‌كه چه بسا كودك دست به كاري بزند كه خطرات جاني، جسمي و روحي براي او داشته باشد.
۲ـ يكي ديگر از زمينه‌هاي پيدايش لجاجت در افرادتوهين وملامت است،كه البته اختصاص به كودكان ندارد ولي از آنجا كه كودكان نسبت به كارهايشان بيشتر در معرض مؤاخذه از سوي بزرگترها قرار مي‌گيرند، در آنها بيشتر نمود دارد. امير المؤمنين (ع) مي‌فرمايد: «الافراط في الملامة يشبّ نيران اللّجاجة»(۲) «افراط و زياده‌روي در ملامت كردن و سرزنش نمودن آتش لجبازي را شعله‌ور مي‌كند».
۳ـ يكي ديگر از زمينه‌هاي پيدايش اين رفتار كه البته در خانواده‌هاي دو يا سه فرزندي و بيشتر، نمود دارد، اين است كه گاهي يكي از كودكان مورد ستم برادران و خواهران بزرگترش قرار مي‌گيرد و كسي از او دفاع نمي‌كند و او نيز براي دفاع از خود دست به لجبازي مي‌زند. در اينجا والدين و مربيان هوشيار، مساله را بايد علت‌يابي نمايند و با اطلاع از اصل جريان، ضمن كنترل رفتار خواهران و برادران (البته با تدابير صحيح تربيتي، كه موجبات دشمني آنان را با برادر يا خواهر كوچكتر فراهم نكند) دل كودك كوچكتر را به دست آورند و بدين ترتيب از ادامة لجاجت كودك جلوگيري نمايند.
۴ـ گاهي زمينه لجبازي كودك توسط خود والدين فراهم مي‌شود و در واقع منشأ لجاجت كودك، خودشان هستند ولي توجهي به اين مساله ندارند. مثلاً گاهي به كودك قول مي‌دهند كه اگر فلان كار خوب را انجام دادي، فلان جايزه را برايت مي‌خرم، ولي متأسفانه بعد از انجام كار توسط كودك به قول خود عمل نمي‌كنند و موجبات خشم و لجاجت كودك را فراهم مي‌كنند. و اين از نظر روايات نيز نهي شده است: «هرگاه به كودكان‌تان وعده‌اي مي‌دهيد، عمل نماييد چرا كه آنها شما را رازق خود مي‌دانند.» وگاهي نيزوالدين به كودك مي آموزند كه اگركودك لجبازي كند وبرخواسته هايش پافشاري كند،به هدفش مي رسدووالدين كوتاه خواهندآمد.بنابراين يك سري ازلجبازي هاي كودك ٱموخته شده است.
۵ـ پنجمين عامل كه البته مصداقي از عامل چهارم بوده و باز منشأ لجاجت، خود والدين هستند اين است كه در مقابل خواست‌هاي كودكان (ولو منطقي باشد) مقاومت و لجاجت به خرج مي‌دهند و همين، لجاجت طرف مقابل را تشديد مي‌كند. «خاطره‌اي از يك دختر بچه: … از كودكي خودم به ياد دارم كه يك روز مهمان داشتيم و من در اثر لجبازي كتك جانانه‌اي در حضور آنها خوردم، از مهمان‌ها خجالت كشيدم و بناي جيغ و داد گذاشتم، مادرم مرتب مي‌گفت خفه شو، عيب است كه صداي دختر دربيايد و… (در آخر) مادرم به عقيده خودش بهترين تصميم را گرفت و لباس عروسك‌هايم را كه خودم دوخته بودم و از جان بيشتر دوست مي‌داشتم، آورد و در پيش چشم من آنها را آتش زد، گويا تمام اميدم قطع شد و…»(۳) آيا اين گونه برخورد مي تواند لجاجت را درمان كند؟ اين مادر نه تنها به تربيت كودكش كمكي نكرده بلكه باعث عقده‌اي در دل كودكش مي‌شود كه شايد تا آخر عمر فراموشش نكند. امير المؤمنين علي (ع) مي‌فرمايد: «اللجاجة مثار الحروب»(۴) «لجاجت باعث جنگ و دشمني است». و باز مي‌فرمايند: «اللجاج اكثر الاشياء مضرّة في العاجل و الاجال»(۵) «ضرر لجبازي براي دنيا و آخرت انسان، بيش از هر چيز است.»
در پايان تذكر اين نكته لازم است كه: پدران و مادران در مورد تربيت عواطف كودكان خود بايد خِرَد را بكار برند و با حوصله و خويشتن‌داري باشند، آنان بايد از عوامل اصلي كه موجبات رضايت و آزردگي كودك مي‌شوند و همچنين نتايجي كه اين رضايت خاطر و آزردگي را به وجود مي‌آورند و اين‌كه چگونه عاقلانه از بروز حالات عاطفي نامطلوب جلوگيري كنند، آگاه باشند.(۶) والدين بايد نيازهاي كودك را درك كنند، خواسته‌هاي آنان را در نظر آورند و در عين دادن ميدان به كودك جهت تجربه و عمل در سايه روابط حسنه او را تحت كنترل و نظر درآورند. در چنين صورتي كودك بين علاقه‌اي كه او را با والدينش پيوند مي‌دهد و دلتنگي‌هايي كه از ممانعت آنها دارد مبارزه مي‌كند و اگر واقعاً والدين خود را داراي روابط حسنه با خود بيابد تسليم مي‌شود. ولا اقل با اجازه گرفتن در آن راه اقدام مي‌كند.(۷)

 

پاورقی:

  1. بقره: ۱۴۶٫
    ۲٫ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۶۲، ج۷۷، ص۱۸٫
    ۳٫ اميني، ابراهيم، آئين تربيت، تهران، انتشارات اسلامي، چاپ اول، ۱۳۵۹، ص۱۹۵٫
    ۴٫ ميزان الحكمه از غرر الحكم.
    ۵٫ غرر الحكم.
    ۶٫ آمدي، غرر الحكم.
    ۷٫ جلالي، مهدي، روان‌شناسي كودك، تهران، امير كبير، ۱۳۵۱، ص۴۵۰٫

 

من جواني هستم كه رابطه ام با پدرم بسيار بد است چه كنم كه رابطه ام را با او درست كنم و چگونه با او رفتار نمايم؟

من جواني هستم كه رابطه ام با پدرم بسيار بد است چه كنم كه رابطه ام را با او درست كنم و چگونه با او رفتار نمايم؟

پاسخ:

مقدمه: يكي از دستورات اسلام رعايت حقوق والدين و نيكي كردن به آنان است كه خداوند در آيات مختلف قرآن به آن اشاره كرده است از جمله در سوره مباركه اسراء‌ آيه ۲۳ و ۲۴ فرموده: وَ قَضي رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً
پروردگارت فرمان داده، جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد هر گاه يكي از آنها يا هر دوي آنها نزد تو به سن پيري برسند، كمترين اهانتي به آنها روا مدار، و بر آنها فرياد نزن و گفتار سنجيده و لطيف به آنها بگو و بالهاي تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همانگونه كه آنها مرا در كوچكي تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!».
و همچنين در پنج جاي قرآن، بعد از توحيد، احترام به والدين را ياد آورده شده است. و از اين تعبيرها استفاده مي شود كه ميان اين دو ارتباط تنگاتنگ و پيوندي عميق وجود دارد.

ارزش پدر و مادراز آنجايي كه اصل وجود هر انساني از پدر و مادر است و هر شخصي در واقع ادامه همان پدر و مادر و از شاخه هاي آنهاست، مي توان گفت كه در ميان پيوندهاي خويشاوندي و اعضاء خانواده، هيچ كس به اندازة پدر و مادر به انسان نزديك نيست، همچنان كه هيچ كس به اندازة آنها با انسان مهربان نيست، بنابراين ارزش و احترام آنها از همه برتر و بالاتر است. آنها هستند كه در دوران ضعف و ناتواني كه كودك دارد، به طوريكه حتي نمي تواند مگس را هم از خودش براند، نمي تواند غذا براي خود تهيه نمايد و نمي تواند خود را از سرما و گرما و از خطرات گوناگوني كه او را تهديد مي كند، حفظ نمايد، با مهرباني هر چه تمامتر و با علاقة فراوان از اين فرزند مراقبت مي كنند و همه چيز خود را فداي او مي سازند. بنابراين نقش حياتي و بسيار ارزشمند پدر و مادر در رشد فرزند بر كسي پوشيده نيست و فرزندان كه در اثر زحمت هاي طاقت فرساي والدين خود بزرگ مي شوند و به جايي مي رسند،‌لازم است كه زحمت هايي كه پدر و مادر براي بزرگ كردن او تحمل نموده اند فراموش نكنند و ارزش و مقام پدر و مادر را بشناسند و بدانند كه وجود آنها، پس از خداوند، از وجود پدر و مادر است.
حال با توجه به ارزش و جايگاه پدر و مادر لازم و ضروري است كه رابطه صميمي با آنها داشته باشيم و براي ايجاد چنين رابطه اي لازم است به نكات ذيل توجه كنيم:
۱٫ تقويت اعتماد به نفس: به توانائيهاي خود باور داشته باشيم و مطمئن باشيم كه قادر خواهيم بود چنين ارتباط دوستانه اي ايجاد كنيم.
۲٫ مثبت انديشي: هرگز نگوئيم كه داشتن ارتباط صميمي مشكل و از توانم خارج است. بلكه بگوئيم من مي توانم چون كه اراده كرده ام و مي خواهم، من مي توانم چونكه خداوند پشتيبانم است.
۳٫ ايجاد هيجانات مثبت در روابط: ارتباط بر دو قسم است:‌كلامي و غير كلامي.

ارتباط كلامي: در ارتباط كلامي بايد يك سري مطالب را رعايت نمائيم، از جمله آنها:
الف ـ دقت به بار هيجاني كلمات داشته باشيم، شروع مكالمه و گفتگو بايد جذاب، و زيبا و عاطفي باشد.
ب ـ پيام خود را با لحن و صداي مناسب ارائه دهيم تا اثر كلمات و عبارات بيشتر باشد و همانگونه كه با صميمي ترين دوست خود گفتگو مي كنيم.(۱)
ج ـ از تكلّف در گفتگو بپرهيزيم، سعي كنيم خواستة خود را به راحت ترين و مؤدبانه ترين وجه بيان كنيم.
هـ ـ از لطيفه و شوخي مناسب استفاده كنيم.(۲)
و ـ همدلي داشته باشيم، يعني از مسائل زندگي كه مربوط به آنهاست صحبت كنيم، طوري كه احساس كنند شما كاملاً از اتفاقات و زحماتي كه در اطرافتان رخ مي دهد مطلع هستيد. مثلاً بگوئيد شما چگونه اين همه كار را انجام مي دهيد.
ز ـ از زحمات ايشان بدون هيچ خجالتي تقدير و تمجيد كنيم.
ح ـ محبت و عشق خودمان را ابراز كنيم، و بگوئيم كه واقعاً ‌از ته دل دوستت دارم.(۳) و محبت خودمان را در عمل (كمك، هديه، دفاع از او و…) نشان دهيم كه گفته اند دو صد گفته چو نيم كردار نيست.
ط ـ انتقاد خودمان را مستقيم بيان نكنيم، اگر مي بينيم كه او خطايي دارد آرام باشيم، جملات را حساب شده به كار ببريم طوري كه او احساس كند ما مدافع شخصيت و حريم او هستيم، سپس انتقادمان را غير مستقيم و در قالب سؤال بيان نمائيم به گونه اي كه انگار از او كمك مي خواهيم.

ارتباط غير كلامي: در نوع دوم ارتباطات كه ارتباطات غير كلامي‌ (زباني، بدني، چهره اي و رفتاري و…) است به موارد زير توجه كنيد:
الف ـ بدانيد كه ارتباط غير كلامي ۷۵% از ارتباطات را رقم مي زند.(۴) پس بدانيد كه سكوت شما، چهرة شما، حالات و رفتار شما در قالب پيام محبت آميز، انتقاد آميز، مخالفت آميز و يا… منتقل مي شود.
ب ـ از روي عشق به او نگاه كنيد. چرا كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: نگاه به والدين از روي محبت عبادت است. «نظَرُ الولد الي والديهِ حُباً لهما عبادةٌ».(۵)
ج ـ هنر گوش دادن به كلمات طرف مقابل يكي از مؤلفه هاي اثر بخش در ايجاد ارتباط صميمي است كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: «عَوِّد اُذنكَ حُسْنَ الاستماع. گوشت را به خوب گوش دادن عادت بده»(۶)
د ـ هديه دادن دلها را به هم نزديك مي كند. سعي كنيد در روز پدر و.. هديه اي هر چند كم قيمت به ايشان تقديم كنيد كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: «بالاحسان تملكُ القلوب»(۷) با احسان مي تواني بر قلبها حكومت كني.
وـ لبخند و تبسم را از ياد نبريد، چرا كه به فرموده امام علي ـ عليه السلام ـ: خوش رويي دام محبت است.
۴٫ نقاط قوت و ضعف خود را بپذيريد و سعي كنيد با تكيه بر تجربيات والدين، نقاط ضعف خود را برطرف سازيد.
۵٫ كنترل باورهاي غيرمنطقي. بخاطر داشته باشيد كه پدر و مادر شما نيز يك انسان هستند، اگر نقاط ضعف آنها در خصوص كار شما آشكار شود، بهتر است اين امر را با واقع بيني خود در نظر بگيري و اين نقص را طبيعي او بدانيد، بگوئيد كه اين نقص در قبال خصلتهاي برجسته او، محبّت بي آلايشي او، سختي هايي كه بخاطر من كشيده و مي كشد بسيار بسيار ناچيز است پس سعي كنيد آنها را همانگونه كه هستند با همان صفاتشان بپذيريد.(۸)
گاهي انسان بخاطر اينكه طرف مقابلش با او تفاوت سني زيادي دارد، حس مي‌كند كه ارتباط خوبي با هم ندارند. و گاهي بزرگتر ها به خاطر اينكه از تحولات جديد خبر ندارند، انتظار دارند فرزندشان مثل همانها فكر كند و مثل همانها عمل كند.‌ متوجه نيستند كه دورة جديد، افكار واعمال شرعي و عرفي خودش را دارد. اينجا بايد به سبك غير مستقيم و هنرمندانه به بزرگترها آگاهي داد و با آنها كنار آمد.
۶٫ پر كردن اوقات فراغت: گاهي مواقع، خالي بودن اوقات فراغت باعث مي شود كه افكار عجيب و غريبي به ذهن انسان خطور كند. بايد سعي كنيد، اوقات فراغتتان را با برنامة مناسبي پر كنيد و اگر در اين خصوص در كارهاي خانه كمك كنيد، هم كمكي به مادرتان كرده ايد و هم پدرتان راضي مي شود.
پس براي داشتن ارتباطي صميمي، بايد كليه نكات فوق را در نظر داشته باشيد و بدانيد كه بايد به پدر و مادر احترام گذاشت، چون عقل چنين حكم مي كند و همچنين شرع نيز بر آن صحه مي نهد. پس پدر و مادري كه همه امكانات خويش را در راه رشد و تربيت فرزند به كار مي گيرند و با كمال اخلاص، عشق و محبت، فرزندانشان را با شيرة جانشان پرورش مي دهند، حق عظيمي بر ذمه فرزندان پيدا مي كنند تا فرزندان با آن همه زحمات و مشقات بي حدود و حصر والدين، گامي در جهت جبران قسمتي از خدمات آنها بردارند.

 

پاورقی:

  1. گيل ليندن فيلد، اعتماد به نفس، ترجمه حميد و نگار اصغري، تهران، جوانه رشد، ۱۳۸۲، ص ۱۲۱ ـ ۱۱۸٫
    ۲٫ همان.
    ۳٫ ميزان الحكمه، باب الأخ.
    ۴٫ اعتماد به نفس برتر، ص ۱۲۱٫
    ۵٫ الحكم الزاهره، ترجمه عليرضا صابري يزدي، سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۷۲، ص ۴۴۷٫
    ۶٫ همان، ص ۸۰٫
    ۷٫ همان، ص ۱۶٫
    ۸٫ فرهاديان، رضا، آنچه يك جوان بايد بداند، قم، بوستان كتاب، ۱۳۸۱، ص ۵۷٫

 

 

وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟

وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟

پاسخ:

در چنين شرايطي نهي از منكر واجب است و اقدام و قداست آنان نه تنها مانع نهي از منكر نيست؛ بلكه لزوم آن را بيشتر مي‏كند، زيرا اين مسأله خدمتي به آنان و اداي حقوق واجب ايشان نيز مي‏باشد؛ ليكن چگونگي نهي از منكر بايد توأم با اقدام و منطق صحيح باشد، ولي در صورتي كه زير بار نروند مالك اين گونه مواد نيستند و بايد آنها را از بين برد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست