مجموعه ازدواج،سن ازدواج:

اينجانب پسري ۲۴ ساله هستم قصد ازدواج با دختري را دارم كه ۴ سال از من بزرگتر مي باشد نظر دين و روان شناسي در خصوص اختلاف سني چيست؟
آيا براي ازدواج بايد سن مرد از زن بيشتر باشد آيا چنين چيزي در دين اسلام آمده كه اگر سن زن از مرد بيشتر باشد، ازدواج آن دو با مشكل مواجه مي شود؟
بهترين سن ازدواج براي پسرها چه سني است؟
بهترين سنّ ازدواج طبق تحقيقات چه سنيني است هم دختر و هم پسر؟ توضيح دهيد.
دختري هستم ۲۲ ساله كه ۸ ماه از پسر دائي ام بزرگتر و چند سالي است كه به هم علاقه مند هستيم آيا با اين وضعيت سني در صورت ازدواج مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟
در اسلام سفارش شده است: دختر را در اوائل بلوغ جنسى شوهر دهند، در حالى كه در اين سن و سال آنها هنوز به بلوغ عقلى و فكرى نرسيده اند. آيا اين دستور اسلام در زمان كنونى قابل اجراست؟
در كجاي اسلام اشاره شده است كه در ازدواج سنّ زن از مرد كوچكتر باشد؟
در دختران و پسران كه دكتر هستند (پزشك عمومي) سن ازدواج نسبت به بقيه بالاست چون۴ سال ليسانس و ۴ سال مديكال من طول بکشه، شايد تا ۲۸ سال طول بكشه درسم دير نيست؟
هم سن بودن دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند آيا مشكلي در زندگي آينده شان ايجاد مي كند يا خير و بهترين سنّ ازدواج چه سني است هم دختر و هم پسر؟
مادر نامزدم با ازدواج ما مخالف است به نظر شما چه کاری برای درست شدن رابطه مان باید انجام بدهم؟
مردي كه نامزدش را به دليل نه چندان موجه طلاق داده آیا از گناه مرتكب شده مبري است؟
من يك دختر ۲۱ ساله هستم و دو سال هست كه نامزد شده ام حالا مي خواهم جدا بشوم، لطفا مرا راهنمايي كنيد؟
اينجانب پسري ۲۴ ساله هستم قصد ازدواج با دختري را دارم كه ۴ سال از من بزرگتر مي باشد نظر دين و روان شناسي در خصوص اختلاف سني چيست؟

اينجانب پسري ۲۴ ساله هستم قصد ازدواج با دختري را دارم كه ۴ سال از من بزرگتر مي باشد نظر دين و روان شناسي در خصوص اختلاف سني چيست؟

پاسخ:

«براي دختر و پسري كه مي‌خواهند ازدواج كنند و بين ۱۸ تا ۳۰ سال سن دارند، اختلاف ۵ تا ۶ سال مناسب است، يعني به علت رشد سريع دختران، پسر ۵ تا ۶ سال بزرگتر از دختر باشد از نظر رواني و فيزيولوژيكي مناسبت خواهد داشت. يكي از فرمول‌هايي كه در اين مورد پس از آمارگيري‌هاي سن ازدواج و توجه به مصالح و مفاسد تفاوت سني پيشنهاد شده است، آن است كه در سال‌هاي اوليه ازدواج نصف سن پسر به اضافه ۷ سال سن مناسبي براي دختر خواهد بود، به عنوان مثال براي يك پسر ۲۴ ساله دختري با سن ۱۹ سال مناسب است (۱۹=۷+۱۲ و ۱۲ = ۲:۲۴) هر چند كه اين يك فرمول قطعي و يا غير قابل تغيير نيست و به عبارت ديگر قابل دستكاري مي‌باشد و با توجه به شرائط و تناسب هاي قوي بين آنها افزودن يك تا دو سال به طرفين اشكالي به وجود نمي‌آورد ولي راه‌گشاي بسيار خوبي است كه با اصول علمي، تربيتي، مشاوره‌اي و روان‌شناسي سازگاري كامل دارد.»(۱)
اگر اين اصل علمي و تجربي و فيزيولوژيكي را بپذيريم كه رشد دختران حدود ۵ تا ۶ سال بيش از پسران است و از جهات مختلف رشدي جلوتر از پسران هستند، لزوم وجود تفاوت سن دختر و پسر در ازدواج قابل فهم است و مي‌توان گفت كه بزرگ‌تر بودن دختر از پسر توجيه‌پذير نيست. در نگرش اسلامي ازدواج با نيت و انگيزه رسيدن به ساحل آرامش، فراهم شدن بستر رشد، و نيل به كمال انجام مي‌پذيرد و اگر به شرائط كفويت و همساني زوجين كه مورد تأكيد دين مبين اسلام است توجه نشود، اهداف ياد شده محقق نخواهد شد. يكي از شرايطي كه براي كفو بودن زوجين مطرح است تناسب سني آنها است كه در مورد اين تناسب مطالبي هر چند مختصر بيان شد. كه اميدواريم با دقت كافي در مطالب مزبور و تحليل صحيح آنها و مطالعات بيشتر تصميم مطلوبي بگيريد.

مشكلات ناشي از بزرگ‌تر بودن زن
۱٫ مشكل عدم درك مطلوب يكديگر:فردي با داشتن حدود ۱۰ سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد كه من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم و اين واقعيت يا احساس زمينه‌اي فراهم مي‌كند كه اين شخص ارزش لازم را به مسائل و نظريات فرد كوچك‌تر ندهد و همين مسأله زمينه عدم تفاهم و در نهايت بروز مشكلات خانوادگي را فراهم مي‌آورد.

۲ـ انعطاف‌پذيري كمتر فرد بزرگتر:دختري كه ۲۸ سال سن دارد شاخصه‌هاي مديريتي و شخصيتي او تقريباً به طور كامل (اگر نگوئيم كامل) شكل گرفته است و امكان تغيير و تحول مورد توجه شما در وي وجود ندارد و او به راهي مي‌رود كه خود مي‌خواهد. و حال آنكه اگر شما با يك دختر ۱۹ و ۲۰ ساله ازدواج كنيد، اخلاق وي قابل تغيير است و احتمال دستيابي به سازگاري و هماهنگي بيشتر با يكديگر وجود دارد.

۳ـ ناهماهنگي در ارضاي نيازها:يكي از اهداف ازدواج ارضاي غرايز (عاطفي، جنسي و…) است و اين خود مي‌تواند عامل مؤثري در تداوم زندگي خانوادگي باشد. آن‌گاه كه زن حدود ۱۰ سال از مرد بزرگ‌تر باشد به طور طبيعي اميال جنسي او نسبت به مرد ۲۴ ساله كمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضاي جنسي مرد و بي‌ميلي زن وجود دارد و يا شايد نتواند نيازهاي عاطفي يك مرد ۲۴ ساله را آن‌چنان كه نياز دارد، برطرف نمايد.

۴ـ عدم تناسب در توانايي‌هاي جسمي:به مرور زمان و بالا رفتن سن توانايي‌هاي انسان تحليل مي‌رود و يك زن ۲۸ ساله از با توجه به مشكلات زنان مثل زايمان و… جهت توانايي جسمي متناسب با يك جوان ۲۴ ساله با نشاط و طراوت نيست و با گذشت چند سال از زندگي آثار پيري در زن ظاهر مي‌شود و موجبات نارضايتي مرد را فراهم مي‌كند همچنين سن بارداري به تعويق افتاده و فرد به زودي توان بارداري مطلوب را از دست مي‌دهد.

۵ـ احساس پشيماني:پس از وقوع ازدواج و بروز مشكلات يكي پس از ديگري و علاوه بر آن طعنه‌هاي اطرافيان كه تو پير دختر گرفته‌اي، زن شما بزرگتر از خودتان است و… موجبات پشيماني فراهم مي‌شود و هميشه انسان را در يك حالت نامطلوب نگه خواهد داشت و اگر فرد از نظر معنوي ضعيف هم باشد، دچار افسردگي و مشكلات روحي متعدد و از همه بدتر اختلافات خانوادگي خواهد شد.
تذكر:
از نظر اسلام ازدواج كردن با چنين تفاوت سني امر نامشروعي نيست و آنچه در سنّت پيامبر (ص) ديده مي‌شود، حكايت از مشروعيت اين نوع ازدواج دارد. اما ناگفته نماند، كمالات پيامبر (ص) به عنوان انساني كامل به حدي بود كه به خوبي با حضرت خديجه (س) زندگاني كرد و معضلي به خاطر تفاوت سن و سال ديده نشد و فقط كساني مي‌توانند در اين نوع ازدواج‌ها موفق شوند كه از رفتار پيامبر (ص) و خديجه (س) به خوبي متأثر باشند. در غير اين صورت غالب ازدواج‌هايي كه با تفاوت سني زياد و يا بزرگتر بودن زن صورت مي‌گيرد، دچار مشكلات زيادي هستند كه براي پرهيز از بروز چنين مشكلاتي مي‌توان از انجام اين نوع ازدواج پرهيز نمود.

 

پاورقی:

  1. ر.ك: حسيني بيرجندي، سيد مهدي، مشاوره ازدواج و خانوده، نشر آواي نور.

منبع:نرم افزار پاسخ

آيا براي ازدواج بايد سن مرد از زن بيشتر باشد آيا چنين چيزي در دين اسلام آمده كه اگر سن زن از مرد بيشتر باشد، ازدواج آن دو با مشكل مواجه مي شود؟

آيا براي ازدواج بايد سن مرد از زن بيشتر باشد آيا چنين چيزي در دين اسلام آمده كه اگر سن زن از مرد بيشتر باشد، ازدواج آن دو با مشكل مواجه مي شود؟

پاسخ:

ازدواج براي انسانها يك نياز طبيعي است كه از آفرينش ويژه آنها سرچشمه مي گيرد. دين اسلام نيز پيروان خود را به ازدواج دعوت نموده و از عزوبت بر حذر ميدارد.
ازدواج غير از تأمين نيازهاي جنسي، و حفظ نسل انسانها، كانون آسايش و آرامشي براي زن و مرد ايجاد مينمايد. «ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعي فردي، و توسعه پيدا كردن شخصيت انسان است.»(۱)

اهميت انتخاب همسر كسي كه بخواهد در طول يك عمر زندگي، با سعادت و خوشبختي زندگي نمايد. بايد كسي را به همسري برگزيند كه مناسبترين و هماهنگترين فرد براي زندگي او باشد. رعايت معيارهاي صحيح باعث موفقيت دو طرف در زندگي مشترك ميگردد. حتي اين انتخاب در سرنوشت فرزندان و ديگر افراد جامعه نيز تأثير خواهد داشت.

معيارهاي انتخاب همسر معيارهايي براي گزينش همسر وجود دارند كه در برخي روايات نيز مورد بحث قرار گرفتهاند. اين معيارها را ميتوان به دو بخش عمده تقسيم كرد:(۲)
الف) معيارهاي اساسي: ملاكهايي كه حتماً آنها را بايد در نظر داشته باشيم تا زندگيمان توأم با سعادت باشد. در نظر نگرفتن اين معيارها موجب بروز مشكلاتي در زندگي ما خواهد شد. مانند:‌ دين داري، اخلاق نيكو، شرافت خانوادگي (نجابت و پاكي)، عقل.
ب) معيارهايي كه موجب كاملتر شدن زندگي ما ميشود. اين معيارها اگر رعايت شوند زندگي ما بهتر و كاملتر خواهد شد. البته اين معيارها به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد و در افراد مختلف، متفاوت ميباشد. از جمله اين ملاكها ميتوان سلامت جسم و روح، زيبايي، علم و سواد و كفو همديگر بودن را نام برد.
كفو همديگر بودن به معني تناسب خانوادگي، اجتماعي، مالي، سنّي و … ميباشد.(۳)
پس تناسب سني نيز يكي از ملاكهايي ميباشد كه موجب كمال و موفقيت ازدواج ميگردد. نه اينكه نتوان از آن تخلف كرد.

تناسب سني كارشناسانمعتقدند كه هنگام ازدواج بهتر است سن پسر چند سال بيشتر از سن دختر باشد. و اين تفاوت سني ۳ تا ۶ سال باشد بهتر است.(۴)
براي اين مطلب (كه پسر چند سال از دختر بزرگتر باشد) دلايل متعددي را ميتوان ذكر كرد از آن جمله:
۱٫ چون پسر، چند سال ديرتر از دختر به بلوغ جنسي ميرسد (حدود ۴ سال)، پس بهتر است كه دختر زودتر از پسر ازدواج كند و موقع ازدواج سن پسر بيشتر از سن دختر خواهد بود.(۵) بله، دختر از لحاظ مختلف رشدي جلوتر از پسران هستند پس زودتر از پسران آمادة ازدواج ميگردند.
۲٫ از آنجا كه مديريت زندگي بر عهدة مرد ميباشد، در زندگي مشترك بهتر است كه مرد از لحاظ سني نسبت به زن بزرگتر باشد تا مديريت زندگي را كه بر عهدة اوست به نحو مطلوبي بر عهده گرفته و به انجام رساند. ارشديت سني مرد نسبت به زن، زمينة مساعدي را فراهم ميكند تا وي از تجربه، پختگي و درايت بيشتري برخوردار باشد و بتواند زندگي را به نحو شايستهاي هدايت كند.(۶)
نكته: البته اين مطلب منافاتي با هم انديشي و همياري با زن ندارد.
البته دلايل ديگري نيز براي اين مطلب وجود دارد كه فعلاً از ذكر آنها پرهيز ميكنيم.
دوست عزيز، رعايت اين فاصلة سني به سود هر دو طرف ميباشد و باعث بهتر و كاملتر بودن زندگي ميگردد. البته تناسب سني به تنهايي نميتواند عامل موفقيت در ازدواج باشد، بلكه لازم است كه اين خصوصيت با خصوصيات ديگر بررسي شود. در بسياري از موارد، با اختلاف سني زياد (حتي گاهي زنان بزرگتر از مردان) با يكديگر ازدواج كرده و زندگي موفقي داشتهاند.(۷)
اگر زن و مرد در ملاكهاي ديگر همخواني داشته باشند و مشتركات روحي، فكري و فرهنگي را لحاظ نمايند. و برتري سني زن، به تضعيف مديريت مرد در زندگي منجر نشود. و اختلاف سني آنان زياد نباشد. جاي نگراني نيست.(۸)
بزرگتر بودن دختر از پسر از لحاظ شرعي هيچ گونه اشكالي ندارد. آنچه در ازدواج پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با حضرت خديجه ـ سلام الله عليها ـ ديده ميشود، حكايت از مشروعيت اين نوع ازدواج دارد. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ازدواج خود، كمالات حضرت خديجه ـ سلام الله عليها ـ و شرافت خانوادگي و اخلاقيات و … را لحاظ كرده بودند و در آن دوران كاملترين و بهترين زني كه لياقت ايشان را داشته، حضرت خديجه ـ سلام الله عليها ـ بوده است.
خلاصه اينكه: ۱٫ همة معيارهاي اساسي را رعايت نمائيم. ۲٫ سعي نمائيم ملاكهاي ديگر را (معيارهاي تكميلي مانند تناسب سني) را در نظر بگيريم. ۳٫ در صورت نبود يكي از اين ملاكها (ملاكهاي غير اساسي)، اگر امتيازات ديگر قويتر باشند و تناسب و همخوانيهاي ديگر موجب جبران آن ملاك گردد، ازدواج ايرادي نخواهد داشت.
پس درست است كه سن مرد بيشتر از زن باشد بهتر است، اما اگر دختر و پسري هم كفو هم باشند و از جهات ديگر مناسب همديگر باشند، هم سن بودن يا اندكي بزرگتر بودن دختر مانعي نخواهد داشت. ان شاء الله

 

پاورقی:

  1. تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري، مرتضي، انتشارات صدرا، ۱۳۸۳٫ ص ۱۶۵٫
    ۲٫ جوانان و انتخاب همسر، مظاهري علي اكبر، انتشارات پارسايان، ۱۳۸۰٫ ، ص ۱۰۶٫
    ۳٫ جوانان و انتخاب همسر، مظاهري، علي اكبر، انتشارات پارسايان، ۱۳۸۰٫ ص ۱۳۴٫
    ۴٫ دانش خانواده، محموديان، دكتر حسين، شرفي دكتر محمد رضا و …، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، ۱۳۸۳، ص ۱۰۱٫
    ۵٫ جوانان و انتخاب همسر، مظاهري، علي اكبر همان. ص ۱۴۲٫
    ۶٫ دانش خانواده، دكتر حسين محموديان، شرفي دكتر محمد رضا ، خوش بين سهيلا و احمدي.، احمد، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، ۱۳۸۳، ص ۱۰۱٫
    ۷٫ جوانان و ازدواج، بيابانگرد، دكتر اسماعيل، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۸۱٫ ص ۵۲٫
    ۸٫ دانش خانواده، ص ۱۰۲،‌ همان.

 

 

 

بهترين سن ازدواج براي پسرها چه سني است؟

بهترين سن ازدواج براي پسرها چه سني است؟ من متولد سال۱۳۶۶ هستم و احساس مي كنم از نظر روحي بسيار به ازدواج نياز دارم اما خانواده ام به دليل اين كه من دانشجو هستم و حداقل چهار ترم ديگر از درسم باقي مانده و هيچ منبع درآمدي هم ندارم با ازدواج من مخالفند. به نظر شما من چه كار كنم كه هم بتونم به درسم ادامه بدهم و هم ازدواج كنم؟

پاسخ:

قصد شما نيز براي ازدواج، امري طبيعي است، لذا لازم است براي جهت بخشي مثبت به اين حس خود، ارزيابي روشني از شرايط خود داشته باشيد تا برخورد واقع بينانه اي با آن ، در جهت امر بسيار مقدس و ارزشمند ازدواج داشته باشيد.

دانشجوي گرامي؛ درست است که هنوز از نظر اقتصادي آماده نيستيد، شغل مناسبي نداريد و در حال ادامه تحصيل هستيد؛ اما با توجه به توصيفاتي که از خود و شرايطتتان ارائه نمويد، بهترين و مناسب ترين راهكار براي شما در حال حاضر ازدواج دانشجويي است. بدون شك نياز اقتصادي و داشتن شغل و درآمد از نيازهاي اساسي انسان در زندگي است، بنابراين براي مديريت زندگي مشترك و پس از ازدواج اين نياز وجود خواهد داشت و بايد به شکلي ( هر چند از طريق مساعدت والدين و…)تامين شود، ولي براي اقدام به ازدواج نياز نيست كه حتماً شغل و درآمدي داشته باشيد و نبايد آن قدر عقلاني و محاسبه گرانه با اين موضوع برخورد نماييد.

به نظر مي رسد بهترين گزينه در شرايط فعلي اقدام به خواستگاري و فراهم نمودن مقدمات ازدواج است. اين امر باعث مي شود که شما انگيزه بيشتري براي اتمام تحصيل و دستيابي به شغل مناسب پيدا کنيد؛ زيرا با عقد بستن احساس مسؤوليت شما چند برابر مي شود و همين باعث مي شود که با جديّت بيشتري دنبال تحصيل و کسب و کار برويد.

البته اين را هم بگوييم كه اول بايد يك خانواده منصف، فهميده و مؤمن پيدا كنيد كه منطقي باشند و درد جوان ها را بفهمند، كه تعداد اين نوع خانواده ها كم هم نيستند و اگر سعي كنيد حتماً موفق مي شويد.

شما مي توانيد از برخي از راهكارهاي عقلاني هم استفاده كنيد و با به تأخير انداختن برخي مراحل بعدي ازدواج ، آمادگي اقتصادي، روحي و اجتماعي لازم را نيز پيدا نموده و خود را براي پذيرش مسئوليت آماده کنيد.

راهكار اين است كه فرد مناسب را پيدا كنيد، و پس از انجام خواستگاري، با توافق دو خانواده مدّت زمان عقد را طولاني نماييد. از اين طريق مي توانيد هم به نيازهاي عاطفي خود پاسخ مناسب بدهيد، و هم بار اقتصادي خانواده روي دوش شما نيست و مي توانيد با آرامش تا زمان فراهم شدن شرايط و يافتن شغل مناسب و پايان تحصيلات، صبر كنيد و عروسي را به تأخير بياندازيد. اين مشكل را خانواده دختر هم دارد و آنها هم مايل نيستند، دخترشان در خانه بماند و براي يافتن همسر مناسب در انتظاري سخت به سر ببرد و چشم به راه خواستگاري باشد كه به او آرامش و عشق هديه دهد.

دوست عزيز آنچه در اين ميان اهميت دارد شناسايي فرد مناسب و اعمال تدابير صحيح براي برخورداري از حسن سلوک با همسر و خانواده تان مي باشد؛ لذا توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي از تدابير زير غفلت ننماييد.

۱- تفکر بيشتري داشته باشيد.

۲- با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و سعي کنيد با سخنان منطقي و برخورد مناسب، آنان را به موافقت با خواسته‌تان بقبولانيد.

۳- از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند.

۴- از همه مهمتر در ازدواج دقت كنيد و ملاكهاي يك همسر مناسب را در نظر بگيريد كه با پشيماني مواجه نشويد.

اين كار مزاياى زير را در بر دارد:

۱- از شيرينى دوران نامزدى كه دلپذيرترين دوران زندگى است بهره‏مند مى‏شويد.

۲- مخارج سنگين ازدواج فعلاً بر دوش شما سنگينى نمى‏كند.

۳- به تدريج در برخورد با مشكلات و تلاش براى حل آنها، پختگى بيشترى براى زندگى كسب مى‏كنيد.

۴- در طى اين مدت، كم كم در جستجوى كار برمى‏آييد تا بتوانيد در كنار تحصيل، كارى نيز دست و پا كنيد و بدين صورت بر مشكلات اقتصادى فائق آمده و زمينه‏هاى ازدواج را فراهم مى‏كنيد.

نکته پاياني

ازدواج در دوران دانشجويي مي تواند پيامدهاي مثبت يا منفي به دنبال داشته باشد. از سويي ممکن است به دليل آن که غريزه جنسي جوان ارضاء مي گردد راحت تر بتواند ادامه تحصيل دهد و انگيزه بيشتري براي درس و اتمام تحصيلات و يافتن شغل داشته باشد و لي از سوي ديگر, ممکن است دانشجو را مشغول به اموري از قبيل مشکلات کسب درآمد, مسکن, شغل و امثال آن کند و تا حدودي او را از درس خواندن باز دارد. همه چيز بستگي به شما دارد.

شايسته است با شناختي که از خود و توانايي هايتان داريد، آگاهي هاي خود را در مورد مسائل مهمي از قبيل اقتصادي ،فرهنگي و … خود و خانواده هايتان بيشتر نماييد تا با نگاهي جامع و با توجه به همه ضوابط مؤثر در انتخاب همسر تصميم برتر را بگيريد و از قبل خود را براي مواجهه با موقعيت هاي احتمالي مثل خسته شدن خود و همسرتان از طولاني شدن دوران نامزدي و عوارض احتمالي آن ،آماده سازيد.

در حال حاضر آنچه اهميّت دارد اين است که با اخذ تصميمي شجاعانه خود را از برزخي که در آن هستيد، برهانيد؛ زيرا اگر قضيه به همين منوال پيش رود به نظر مي رسد نه مي توانيد با فراغت به تحصيل ادامه دهيد و نه مي توانيد به ازدواج و تشکيل زندگي مشترک همّت گماريد؛ زيرا انرژي رواني شما به دليل عدم جهت دهي مناسب هرز خواهد رفت.

از دعا و توسل با توجه به شرايط و ويژگي هايش مأيوس نشويد.

آيه [رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقينَ إِمامًا] را زياد بخوانيد.[ فرقان؛ ۷۴]

از امامان معصوم عليهم السلام نقل شده است که: درقنوت نمازتان آيه ((ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الآخره حسنه )) [بقره؛۲۰]را بخوانيد ؛چرا که مقصود از حسنه در دنيا ,همسر خوب و باايمان است.

 

 

 

بهترين سنّ ازدواج طبق تحقيقات چه سنيني است هم دختر و هم پسر؟ توضيح دهيد.

بهترين سنّ ازدواج طبق تحقيقات چه سنيني است هم دختر و هم پسر؟ توضيح دهيد.

پاسخ:

زمان مناسب براي ازدواج در افراد مختلف متفاوت است و نمي توان سن خاصي را مشخص كرد. سن مناسب ازدواج را رشد در ابعاد مختلف كه اشاره مي شود و شرائط تعيين مي كنند. شرائط هر شخص بستگي به موقعيت او دارد اما جنبه هاي مختلف رشد از اين قرارند.

۱٫ رشد جسماني: دختر و پس بايد از لحاظ جسمي به بلوغ برسند. يعني دختر و پسر توانايي جنسي داشته باشند. تحقيقات نشان مي دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگي اكثراً بلوغ جنسي پيدا مي كنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگي بالغ مي شوند. و در پسران نيز از سنّ ۱۴ الي ۱۷ سالگي تماماً بلوغ جنسي پيدا مي كنند. اولين شرط براي ازدواج همين بلوغ جنسي است كه عموماً در دختران در ۱۵ سالگي و در پسران در ۱۶ سالگي حاصل مي شود. منظور از بلوغ جنسي اين است كه اندامهاي جنسي دختر و پسر آمادگي مسائل زناشويي داشته باشند.(۱)
به عبارت ديگر بلوغ جنسي عبارتست از خواسته هاي فيزيولوژيكي و غريزي يك فرد كه ازدواج جوابي است به اين خواسته ها.(۲)

۲٫ رشد عقلي: به يقين زماني كه فردي رشد فكري لازم جهت انتخاب همسر را نيافته است، نمي تواند اقدام به ازدواج نمايد و چه بسا قدرت تشخيص مصلحت يا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد،(۳) رشد فكري پس از بلوغ جسماني رو به تكامل مي رود. پس از بحران هاي بلوغ، فرد استعدادها، توانائيها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد و نسبت به شخصيّت خود بيشتر آگاهي مي يابد. در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت مي گيرد تا احساسات.(۴)

۳٫ رشد عاطفي: رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي زيادي است. از جمله اينكه قدرت محركة انسان است، عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع است، از مهمترين عوامل موفقيّت در زندگي زناشويي است. فرد برخوردار از رشد عاطفي، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گريه و شادي، محبّت و غيره در محدوده مورد قبول جامعه عمل مي كند، نه همانند يك كودك. رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سنّ تقويمي نيست، بلكه به ميزان يادگيري، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته مي شود.(۵)

۴٫ رشد اجتماعي: رشد اجتماعي رابطة نزديكي با رشد عقلي و رشد عاطفي دارد. انسان داراي چهار دنياي اجتماعي است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان كه فرد را بايد از نظر اجتماعي در آنها مورد ارزيابي و بررسي قرار داد. فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است روابط اجتماعي (از جمله رابطه بين زن و شوهر) را بهتر درك مي كند، به ديگران احترام مي گذارد، حقوق ديگران را محترم مي شمارد، نقش، وظايف و مسئوليتهاي مربوط به خويش را به نحو أحسن انجام مي دهد.(۶)

۵٫ رشد اخلاقي: روابط زناشويي همانند هر ارتباط اجتماعي ديگر بين انسانها با در نظر گرفتن ارزشهاي اخلاقي و معنوي زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنويت زندگي آنان مي گردد. بسياري از امور و مسائل زندگي زناشويي در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقي قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسنديده مانند صداقت و گذشت، درستي و فداكاري و… باشند زندگي شان از سلامت و آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.(۷)
اگر دختر و پسر اين شرايط را دارا بودند مي توانند ازدواج نمايند. البته بايد دانست مناطق، محيطها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبليله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهاي فردي)، يكسان نيستند، بلكه تفاوتهايي با هم دارند، مثلاً در سرزمينهاي «گرمسير» بلوغ جنسي زودتر فرا مي رسد تا مناطق «سردسير». كميّت و كيفيّت خوراك و غذا نيز در اين موضوع تأثير دارد. آنهايي كه غذاي بيشتر و قوي تر مي خورند، بلوغ جنسي شان سريعتر است. آنچه كه آمار و تحقيقات نشان مي دهد، حاكي از آن است كه بهترين سن ازدواج براي پسران ۱۹ سال و براي دختران ۱۶ سال مي باشد. البته اين سن متوسط است ممكن است پسر يا دختري زودتر از اين نياز به همسر داشته باشد، كه بايد اقدام شود.(۸) در مسأله ازدواج نبايد بيشتر به مسائل اقتصادي توجه كرد و ازدواج را به تأخير انداخت كه اگر به تأخير بيفتد بايد شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود. جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نمايد تحت فشارهاي جنسي و رواني از راههاي غيرصحيح خود را ارضاء خواهد كرد. تحقيقات نشان مي دهد كه اگر جوانان خوب آموزش ببينند هم زندگي لذّت بخشي بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ كساني كه در سنين گفته شده ازدواج كنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آينده با فاصلة سني كم ارتباط بهتري با فرزندان خود خواهند داشت.(۹)

 

پاورقی:

  1. رجبيان، زهره و…، سن ازدواج دختران، ناشر سفير صبح، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۱۶۵٫
    ۲٫ پاك نژاد، سيدرضا، ازدواج مكتب انسان سازي، انتشارات اخلاق، چاپ سوم، ۱۳۷۹، ص۱۰۳٫
    ۳٫ سن ازدواج دختران، همان، ص ۱۶۶٫
    ۴٫ استادان طرح جامع آموزش خانواده، جوان و تشكيل خانواده، چاپ سوم، ۱۳۷۶، ص ۱۳۴٫
    ۵٫ همان، ص ۱۳۵٫
    ۶٫ همان، ص ۱۳۶٫
    ۷٫ همان، ص ۱۳۷٫
    ۸٫ مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پاساريان، چاپ بيست و دوم، ۱۳۸۳، ص۲۸٫
    ۹٫ سن ازدواج دختران، همان، ص ۱۵۶٫

 

 

دختري هستم ۲۲ ساله كه ۸ ماه از پسر دائي ام بزرگتر و چند سالي است كه به هم علاقه مند هستيم آيا با اين وضعيت سني در صورت ازدواج مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟

دختري هستم ۲۲ ساله كه ۸ ماه از پسر دائي ام بزرگتر و چند سالي است كه به هم علاقه مند هستيم آيا با اين وضعيت سني در صورت ازدواج مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟

پاسخ:

لزوم بزرگتر بودن پسر از دختر به نحوي نيست كه در هيچ صورت نتوان خلاف آن را انجام داد بلكه تجربه نشان داده كه هر قدر تناسب سني بيشتر باشد, زن و مرد بهتر مي توانند با هم زندگي كنند و مشكلاتشان كمتر خواهد بود و بهترين حالت اين است كه مرد چند سالي از زن بزرگتر باشد و اين به خاطر اختلافات زنان و مردان از جهات جسمي، تمايلات جنسي، دوران رشد و بلوغ و مسائل روحي، رواني است كه علم روانشاسي هم بر آن صحه نهاده است. اما در مورد استثناء اگر طرف مقابل شما تمام ويژگي هاي مناسب يك همسر را در حد قابل قبولي دارا باشد و فقط عدم تناسب در سن آن هم در حد يك سال بزرگتر بودن دختر باشد اين موضوع قابل چشم پوشي است و ان شاء الله مشكل ساز نخواهد بود. نتيجه اين كه شما اولاً موضوع را با والدين خود در ميان گذاشته و از راهنمايي هاي ارزندة آنها بهره بجوئيد و ثانياً شرايط و پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق را در كار خود بررسي كنيد.

 

در اسلام سفارش شده است: دختر را در اوائل بلوغ جنسى شوهر دهند، در حالى كه در اين سن و سال آنها هنوز به بلوغ عقلى و فكرى نرسيده اند. آيا اين دستور اسلام در زمان كنونى قابل اجراست؟

در اسلام سفارش شده است: دختر را در اوائل بلوغ جنسى شوهر دهند، در حالى كه در اين سن و سال آنها هنوز به بلوغ عقلى و فكرى نرسيده اند. آيا اين دستور اسلام در زمان كنونى قابل اجراست؟

 

پاسخ:

 

يكى از برجسته ترين ويژگى هاى احكام اسلامى آن است كه هيج نياز و غريزه اى را بى پاسخ نگذاشته است و زمينه تأمين آن را به بهترين صورت فراهم كرده است. اسلام در اولين فرصتى كه دختر و پسر تمايل جنسى را احساس مى كنند و از نظر جنسى آماده آميزش با جنس مخالف مى شوند، امكان برآورده شدن معقول اين تمايلات را توصيه كرده است.

در روايتى از رسول مكرم اسلام صلى الله عليه وآله ملاك سن ازدواج در ضمن تشبيه زيبايى ارائه مى گردد: H}[إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثِمَارُهَا فَلَمْ تُجْتَنَ أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَر]{H؛V}وسائل الشيعة، ج ۲۳، ۶۱/۲۰ باب استحباب تعجيل تزويج البنت عند بلوغها و تحصينها بالزوج … . . ص: ۶۱٫{V؛ [دوشيزگان مانند ميوه بر درخت هستند زمانى كه برسند بايد آنان را چيد وگرنه حرارت خورشيد و وزش بادها تباهشان مى كند، زمانى كه دوشيزگان آنچه را كه زنان [از غريزه جنسى] درك مى كنند حس كنند دوايى جز شوهر كردن ندارند و در غير اين صورت فاسد و آلوده مى شوند زيرا آنها نيز بشر هستند].

در روايت فوق سن خاصى براى ازدواج تصريح نشده است بلكه بهترين زمان براى ازدواج زمانى است كه دختر تمايلات جنسى زنانه را درك مى كند. البته در اسلام سفارشات زيادى به خانواده ها و مسئولان فرهنگى جامعه شده است كه از بلوغ جنسى زودرس دختر و پسر جلوگيرى شود. به اين منظور به پدر و مادر سفارش شده كه در زمان نزديكى حتى صداى نفس آنان به فرزند خوابيده آنها نرسد، دختران بعد از ۶ سالگى بوسيده نشوند، حتى پدر بعد از ۶ سالگى زير گلو و لبان دختر خود را نبوسد، فرزندان بالاى ۶ سال زير يك لحاف نخوابند، دختران اسب سوارى نكنند…V}حليةالمتقين، علامه مجلسى، فصل آداب نكاح و آداب تربيت فرزندان.{V.

امّا هرگاه بلوغ جنسى حاصل شد بايستى زمينه پاسخگويى شايسته و بايسته آن كه ازدواج است مهيا شود.

جاى اين سئوال باقى مى ماند كه امروزه برخلاف زمان هاى گذشته، دختران در سن بلوغ جنسى صلاحيت و آمادگى مديريت داخلى يك خانواده و فرزنددارى را ندارند با اين احوال وظيفه چيست؟

در پاسخ بايد گفت كه ازدواج كاركردهاى متفاوتى دارد. ازدواج همواره ملازم با تشكيل خانواده مستقل و فرزندآورى و فرزنددارى نيست. مى توان به جاى اينكه نسبت به ارتباطات فرزندان سهل انگار باشيم زمينه ازدواج آنان توسط خانواده هايشان را فراهم كنيم. عروس و داماد نوجوان را تحت تربيت و پشتيبانى خانواده قرار دهيم تا با مرور زمان براى اداره مستقل خانواده و تربيت فرزندان به بلوغ و رشد فكرى لازم برسند. اين همان سنّت حسنه اى است كه در گذشته نيز مرسوم بوده است. عروس و داماد چندين سال بعد از ازدواج زير نظر پدر و مادر زندگى مى كردند. يا اينكه هركدام از دختر و پسر تحت سرپرستى پدر و مادر خود بوده و در عين حال زمينه ارضاى جنسى و عاطفى براى عروس و داماد مهيا باشد.

علاوه بر اين توصيه به ازدواج در زمان بلوغ جنسى، در واقع توصيه به تهيه مقدمات و فراهم سازى شرايط آن نيز مى باشد از جمله اينكه پدر و مادر، به ويژه مادران موظفند شوهردارى، خانه دارى و تربيت فرزند را به دختران خود بياموزند.

 

در كجاي اسلام اشاره شده است كه در ازدواج سنّ زن از مرد كوچكتر باشد؟

در آستانة ۴۰ سالگي به سر ميبرم و هنوز ازدواج نكرده ام. يك روز يك مرد فالگير به من گفت بختم را بسته اند و تا ۴۰ سالگي باز نميشود، آيا چنين چيزي حقيقت دارد؟ (با توجه به اين موضوع كه هيچ يك از خواستگارانم به مرحلة خواستگاري علني نرسيد زيرا همگي از من كوچكتر بودند و براي من سن ملاك نيست) در كجاي اسلام اشاره شده است كه در ازدواج سنّ زن از مرد كوچكتر باشد؟

پاسخ:

در سؤال شما، به چند مطلب اشاره شده است. هر يك از موارد فوق را،‌جداگانه،‌به اختصار بررسي ميكنيم.

۱٫ قسمت اگر قسمت را در دايرة‌قضا و قدر الهي بدانيم و خواست و ارادة خداوند را در امور عالم دخالت دهيم و او را حكيمي بدانيم كه مصالح و مفاسد و حكمت امور را ميداند. اينجاست كه بايد صبر و شكر و رضايتمندي داشته باشيم. در كنار اين سخن، خداوند به انسان، اراده و حق انتخاب داده است. پس بايد با تفكر، تعقل،‌تحقيق و مشورت با ديگران و استفاده از تجارب آنان همراه با توكل بر خداوند، امور زندگي خود را به سمت سعادت و تكامل، پيش ببريم. اگر در انجام وظايف خود كوتاهي كنيم و با دقتهاي افراطي وسواسها و بهانهجوييهايي بيش از اندازه، همواره در تصميمگيري، دچار ترديد شويم و در اوهام و خيالات سير كنيم و بگوييم اگر قسمت باشد، خودش درست ميشود و ديگر لازم نيست ما كاري بكنيم. اگر هم قسمت نباشد، ما هر كاري انجام دهيم، نتيجه بخش نخواهد بود. اينها خرافات و باطل است و هيچ ريشة ديني و عقلي ندارد.(۱)

۲٫ تناسب سندربارة تفاوت سني دختر و پسر در ازدواج، در اسلام سخني به ميان نيامده است. كارشناسان، اين تفاوت، را به جهت تفاوتِ سنِ‌ بلوغ جنسي در دختر و پسر، كه يك امر طبيعي است، در نظر ميگيرند. پسران، حدود ۴ سال ديرتر از دختران به بلوغ جنسي ميرسند. پس بهتر است در ازدواج نيز، پسر، چند سال بزرگتر باشد. رعايت اين نكته، هر چند واجب نيست ولي از جهات مختلفي بهتر است. البته ممكن است دختري، سنش به اين مقدار كمتر از سن پسر نباشد و حتي بزرگتر از پسر باشد، اما امتيازات ديگري داشته باشد كه آن را جبران كند.(۲)
در عين حال مسلم است كه سن به تنهايي عامل موفقيت در ازدواج نيست،‌بلكه اين خصوصيت را بايد در كنار مجموعه صفات ديگر در نظر گرفت. افرادي هستند كه با تفاوت سني بالا از بسياري جهات عاقلانهتر عمل ميكنند. روانشناسان، دلايل عمدهاي براي لزوم اين تفاوت ذكر ميكنند. از جمله از نظر رواني، فيزيولوژي، نياز جنسي و…. مثلاً ازدواج يك مرد پنجاه ساله با يك دختر ۲۰ ساله، به دليل تفاوت فاز رواني، ممكن است به سعادت و خوشبختي منجر نگردد.. خلاصه سخن اينكه تحقيقات تجربي و تجارب افراد نشان داده است كه اين مقدار تفاوت از لحاظ سني در استحكام روابط همسران و موفقيت در زندگي مشترك آنان مفيد است.(۳) البته در برخي موارد خاص، اختلاف سني تا ده سال قابل چشم پوشي است. اما يك نسل اختلاف، بين زن و شوهر امر عادي نيست. روشن است كه ازدواج حكم خاص دارد و دربارة اختلاف سني يا شرائط جديد (مطابق با واقعيات موجود) بايد تصميم گرفت.

۳٫ سحر و جادوسحر و جاود واقعيت دارد و در زندگي افراد، داراي تأثير است. از آنجايي كه خداوند براي هر چيز، اثري قرار داده است، سحر و جادو نيز ميتواند اثرات سويي داشته باشد كه از آن جمله، تأثير آن بر روابط زناشويي و خانوادگي است روشن است كه تعليم و تعلم و اِعمال سحر، در رديف كفر است.(۴) البته اين بدان معنا نيست كه هر مسئله و يا مشكلي پيشآمد آن را به سحر و جادو نسبت دهيم.

راه مقابله با سحر:براي مقابله با سحر و جادو، ميتوان از طريق پناه بردن به خداوند، استعاذه، توكل، دعا و صدقه از توطئهها نجات يافت.(۵) خواندن سورههاي فلق و ناس نيز مؤثر هستند.(۶) همچنين بعضي راههاي ابطال سحر در كتاب مفاتيح الجنان آمده است.

خلاصة ‌سخن۱٫ در قدم اول بايد دلايل بالا رفتن سن ازدواج به طور كلي در جامعه ايران، بررسي شود(۷) و ثانياً، عواملي كه باعث شده كه خواستگاريهايي كه از شما ميشده است و به نتيجه نرسيده را به درستي تبيين كرد و با توجه به آن عوامل، اقدامات لازم را انجام داد. البته دقت و وسواس و بهانهجويي و خيالپردازيهاي افراطي، ضربههاي جبرانناپذيري ميزند.(۸)
۲٫ معمولاً در هر شهري، مؤسسههاي خيريهاي وجود دارد كه در زمينة‌ازدواج، فعاليتهايي دارند، ميتوانيد از اين طريق هم،‌اقدام نماييد. در قم، مؤسسة خيرية الزهراء در اين زمينه فعاليت دارد. ميتوانيد با اين مؤسسه تماس بگيريد: تلفن: ۷۷۲۷۸۵۰ و ۷۷۱۳۱۳۰ .
۳٫ با افراد و دوستان آگاه، دلسوز و رازدار و متأهل ميتوانيد صحبت كنيد و موضوع را مطرح نموده تا با وجود مورد مناسب، اقدام لازم انجام شود.
۴٫ شاغل بودن نيز،‌ معمولاً زمينههايي را فراهم ميكند تا بهتر و زودتر به هدف خود برسيد. پس سعي كنيد با مدرك تحصيلي كه داريد يك شغل مناسب پيدا كنيد. همواره به عنايات خداوند و توجهات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ اميدوار باشيد و از آنها كمك بخواهيد.

 

پاورقی:

  1. جوانان و انتخاب همسر، مظاهري، علي اكبر،‌نشر پارسيان، ‌قم، ‌چاپ سيزدهم، ۸۰،‌ص ۲۰۶٫
    ۲٫ همان، ص ۱۴۲٫
    ۳٫ شناخت و درمان اختلافات زناشويي، مترجم: بهرامي، خدمات فرهنگي رسا، ۷۷، فصل ۴ و ۵٫
    ۴٫ تفسير نور، قرائتي، محسن نشر معارف و درسهايي از قرآن، ج اول، ص ۱۷۲٫
    ۵٫ تفسير نور، ج اول،‌ص ۲۷۲٫
    ۶٫ تفسير نمونه، ج آخر، ذيل سورة ناس و فلق.
    ۷٫ ر. ك به جوانان و ازدواج، مؤلف اسماعيل بيابانگرد، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، ۸۱٫ ص ۱۶۰٫
    ۸٫ جوانان و انتخاب همسر، ص ۱۵۳٫

 

 

در دختران و پسران كه دكتر هستند (پزشك عمومي) سن ازدواج نسبت به بقيه بالاست چون۴ سال ليسانس و ۴ سال مديكال من طول بکشه، شايد تا ۲۸ سال طول بكشه درسم دير نيست؟

در دختران و پسران كه دكتر هستند (پزشك عمومي) سن ازدواج نسبت به بقيه بالاست چون۴ سال ليسانس و ۴ سال مديكال من طول بکشه، شايد تا ۲۸ سال طول بكشه درسم دير نيست؟

پاسخ:

در باره موضوع مد نظرتان نکات زير را تقديم  مي کنيم :

۱-    يقينا درس و تحصيل در مقاطع تخصصي  يکي از عوامل موثر در تاخير در ازدواج است  و از منظر اجتماع و فرهنگي هم اين  تاخير تا اندازه اي پذيرفته شده است .لذا  مدت تحصيل به سن مناسب ازدواج مي افزايد

۲-  در حالي که به نکته اول توجه داريم  اما اين نکته هم نبايد مورد غفلت قرار بگيرد که ما تنها براي تحصيل بدنيا نيامده ايم  لذا ديگر مسئوليتها نبايد فراموش گردد  مانند مادري و همسري و ….  لذا اگر چه درس ضرورت دارد ولي نبايد به بهانه ي درس در زماني اقدام به ازدواج نماييم  که بتوانيد به دو مسئوليت مهم هم برسيد  براي رسيدن به اين دو نقش نبايد ازدواج به بهانه درس تا ۲۶ سالگي براي دختران با تاخير مواجه شود

۳-      آدمي بايد به تمام وظايف و مسئوليتهاي خود بپردازد  و تمام وظايف خود را به نيکي انجام دهد و يقينا وظيفه ي شما تنها درس خواندن نيست بر همين اساس بايد تمام وظايف را به شکل کامل انجام  داد و شرايط تمام مسئوليتها را فراهم نمود و به تمام انها آگاهي پيدا کرد

۴-  در زندگي آدمي هرگز درس و تحصيل زمان و مکان خاص ندارد همان گونه که بسياري از مسئوليتهاي ديگر اينگونه هستند لذا ازدواج به معناي اتمام مسئوليت درسي نيست همانگونه که درس  نبايد مانع فرزند خوب بودن شود و يا او را از ارتباطهاي سازنده با ديگران باز دارد

شما با تدبير و رعايت شرايط خود تصمي گرفته تا به تمام وظاي خود رسيدگي نماييد

 

 

هم سن بودن دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند آيا مشكلي در زندگي آينده شان ايجاد مي كند يا خير و بهترين سنّ ازدواج چه سني است هم دختر و هم پسر؟

هم سن بودن دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند آيا مشكلي در زندگي آينده شان ايجاد مي كند يا خير و بهترين سنّ ازدواج چه سني است هم دختر و هم پسر؟

پاسخ:

مقدّمه: ازدواج پيوند بين دو انسان و دو خانواده است كه اجزاء اصلي و اساسي آن. زن و مرد مي باشند و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي، تناسب و سنخيّت (از جهت تدين، اخلاق، فرهنگي، اقتصادي، اصالت خانوادگي، زيبائي و سن و…) بيشتري باشد، آن پيوند استوارتر، مستحكم تر، پرثمرتر و لذّت بخش تر خواهد بود. علم و تجربه گوياي آنست كه علّت اساسي بيشتر ناهنجاريها و ناسازگاريهاي زندگي زناشويي، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است، بنابراين شناخت اموري كه موجب هماهنگي و تناسب بين زوجين است ضروري و لازم مي باشد. يكي از اموري كه در آن هماهنگي و تناسب لازم است سنّ زوجين است. از طرف ديگر بهترين سنّ ازدواج براي دختر و پسر چيزي نيست كه براي آن مقداري ثابت مشخّص كرد و گفت قانون اين است، بلكه سنّ ازدواج با توجّه به شرايط مختلف فرق مي كند در بحث ذيل در قسمت نخست بحث همسنّ بودن در ازدواج بررسي مي شود و در قسمت دوّم بحث بهترين سنّ ازدواج و شرايط آن.

همسنّ بودن در ازدواج آري يا نه؟كارشناسان روان شناسي در مسأله تناسب سنّ زوجين مي گويند كه بهتر است دختر بزرگتر از پسر نباشد و همچنين اگر زوجين بيشتر از ۶ سال تفاوت سنّي داشته باشند ممكن است زمينه براي بروز برخي مشكلات فراهم شود كه حلاوت زندگي زناشويي را از بين خواهد برد. امّا اگر دختر همسنّ يا كوچكتر از پسر باشد فوائدي بر آن مترتب است(۱) ۱٫ زندگي زناشويي كمتر دچار مشكل خواهد شد، تفاهم عاطفي، روحي، فكري، اجتماعي و جنسي بيشتر خواهد بود و همديگر را بهتر درك خواهند كرد.(۲)زيرا سن بلوغ جنسي و رشد اجتماعي – عاطفي دختران كمي زودتر است ۲٫ همچنين تفاوت سنّي كم موجب تناسب بيشتر در توانايي هاي جسمي خواهد بود و اين امر باعث مي شود كه توقع بيش از حدّ از همديگر در مورد فعاليت هاي جسمي نداشته باشند. ۳٫ معمولاً افرد مسن تر قابليت انعطاف پذيري كمتري دارد. وقتي كه دو نفر جوان با تفاوت سنّي كمتر ازدواج مي كنند براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي كنند به نظر همديگر توجه مي نمايند و خود را طوري تطبيق مي دهند كه مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب نمايند. حال آنكه با افزايش سنّ، انعطاف آدمي كاهش مي يابد و همين امر در زندگاني مشترك معضل آفرين است. ۴٫ فايدة چهارم اين است كه سعي مي كنند به صورت دو دوست با همديگر برخورد كنند نه اينكه يكي كه بزرگتر است پيوسته ديگري را امر و نهي نمايد. ۵٫ فائدة پنجم اين است كه دختر و پسر چون فاصلة سنّي كمي دارند از همديگر رو در بايستي نداشته باشند و مشكلات و خواسته هاي خود را راحتر به همديگر منتقل كنند. ۶٫ فائده ششم اينكه اگر فاصلة سنّي زياد باشد شخص بزرگتر بايد براي جذب فرد كوچكتر امتيازات زيادي بدهد و اين براي شخص بزرگتر هميشه ميسّر نمي باشد و باعث اختلاف خواهد شد. ولي اگر فاصله كم باشد ديگر لزومي ندارد شخص بزرگتر امتياز دهد، مي توان از مطالب گفته شده چنين نتيجه گرفت كه پس از بررسي در معيارههاي ديگر همسرگزيني، در مرحله تصميم گيري نهايي نمي توان همسنّ بودن را مشكل آفرين دانست و لزومي ندارد از اين مسأله نگران باشيد. گرچه اگر دختر چند سال از پسر كوچكتر باشد بهتر است. در ازدواج بيشتر معيارهايي چون تديّن، اخلاق خوب، شرافت خانوادگي، عاقل بودن، سلامتي جسم و روح و همچنين تناسب و همتايي در جهات مختلف، بايد مدّنظر باشد.(۳)

بهترين سنّ ازدواجبراي اينكه بهترين سن ازدواج را بررسي كنيم بايد به نكاتي چند توجّه كنيم:
۱٫ سنّ ازدواج امري است نسبي و متغيّر كه در افراد مختلف، فرق مي كند. ممكن است فردي در ۱۷ سالگي آمادة ازدواج باشد ولي شخصي در ۲۵ سالگي هم توانايي ادارة خانواده را نداشته باشد.
۲٫ سن ازدواج آن سنّي است كه جوان احساس نياز به ازدواج مي كند و تقدير الهي در وجودش اين احساس نياز را به جوشش مي آورد.(۴)
۳٫ قانون تشريعي اسلام در اين باره اين است كه: ازدواج «مستحبّ‌ مؤكّد» است و بر انسان واجب نمي باشد امّا هرگاه نياز به همسر در انسان سر برآورد و خواست كه طغيان كند و انسان را به حرام بيندازد، ازدواج، «واجب» مي شود و عقب انداختن آن «حرام» است.(۵)
۴٫ براي رسيدن يك دختر و پسر به سن ازدواج شرايطي لازم است: كه در زير به طور اختصار به آنها اشاره مي شود: (اين شرائط بايد در كنار هم ديگر لحاظ شود و يك بعدي به آن نگاه نكرد)
الف) رشد جسمي: اولين شرط براي آمادگي دختر و پسر براي ازدواج رشد جسمي مي باشد منظور از رشد جسمي آمادگي دختر و پسراز لحاظ جنسي براي زناشويي مي باشد.
ب) رشد عقلي: رشد عقلي بعد از رشد جسمي مطرح مي شود و بعد از بلوغ جسمي رشد فكري رو به تكامل مي رود و شخص استعدادها و توانائيها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد، و نسبت به شخصيت خود بيشتر آگاهي مي يابد. اگر رشد فكري حاصل نشود شخص نمي تواند زندگي زناشويي را اداره كند چه دختر و چه پسر.(۶)
ج) رشد عاطفي: رشد عاطفي هم به ميزان رشد فكري براي ازدواج لازم و ضروري مي نمايد. شخصي كه رشد عاطفي لازم را داشته باشد مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد و…
د) رشد اجتماعي: دختر و پسر بايد از لحاظ مسائل اجتماعي پختگي لازم را داشته باشند و افراد مختلف را بشناسند و بدانند كه با چه كسي رفت و آمد داشته باشند يا نداشته باشند و چه كارهاي اجتماعي انجام دهند يا نه.(۷)
اگر براي دختر و پسري چنين شرايطي حاصل شد بهترين زمان مي باشد تا تشكيل خانواده دهد. البته اگر شرايط الف و ب در شخص به طور متعارف موجود باشد و احساس نياز به جنس مخالف بكند مي تواند ازدواج كند و مشكلاتي كه احتمال دارد پيش آيد كمتر از مشكلاتي است كه مجرّد بماند و به فساد و انواع مشكلات رواني و جنسي دچار شود.

 

پاورقی:

  1. مروري بر مشكلات ناشي از تفاوت سني زياد زوجين، واحد مشاوره و راهنمايي، ناشر مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم.
    ۲٫ همان، ص ۸-۲٫
    ۳٫ مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسايان، چاپ بيست و دوم، ۱۳۸۳، ص ۱۰۶ تا ۱۴۸٫
    ۴٫ حسيني، علي اكبر، خانوادة پويا، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، ج ۲، جزوة تربيتي.
    ۵٫ جوانان و انتخاب همسر، ص ۲۳٫
    ۶٫ رجبيان، زهره، آيت اللهي، زهرا، گدازگر، مريم، سن ازدواج دختران، نشر سفير صبح، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۱۶۵٫
    ۷٫ استادان طرح جامع آموزش خانواده، جوان و تشكيل خانواده، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، چاپ سوّم. ۱۳۷۶، ص ۱۳۳-۱۳۷٫

 

 

مادر نامزدم با ازدواج ما مخالف است به نظر شما چه کاری برای درست شدن رابطه مان باید انجام بدهم؟

در دوران دانشجويي كارشناسي ارشد با يكي از همكلاسانم آشنا شدم و حدود يكسال اين دوران به طول كشيد تا تصميم به ازدواج گرفتيم و در مدت يكسال هم خانواده‌ها كم و بيش در جريان آشنايي ما بودند. در ابتداي دوران آشنايي نامزدم از من درباره مهريه پرسيد و من چون هيچ علاقه‌اي به داشتن مهريه نداشتم و در خانواده هم كساني بودند كه با مهريه بسيار پايين ازدواج كرده باشند به ايشان گفتم كه مشكلي از اين بابت وجود ندارد. حدود ۲ماه بعد هم مادرم فوت شدند.

الان با وجودي كه حدود ۱٫۵ سال از اين ماجرا مي‌گذرد مادر نامزدم هنوز با ازدواج ما بسيار مخالفند چون فكر مي كنند من مي خواستم از پسرشان كلاهبرداري كنم و به هيچ وجه راضي نمي شوند حتي به نامزدم گفتند كه اگر با من ازدواج كند بايد خانواده اش را ترك كند و الان هم نامزدم طوري وانمود مي كند كه ما رابطه‌اي با هم نداريم. به نظر شما بايد چه كاري براي درست شدن كارمان انجام دهم؟

پاسخ:

دانشجوي گرامي، ازدواج بزرگترين و مهم ترين اتفاق در زندگي هر انسان است. موفقيت يا شكست در آن، در سرنوشت هر يك از زن و مرد اثري ژرف و تعيين كننده بر جاي مي نهد و چه بسا اصلي‏ترين و برجسته‏ترين خطوط سير زندگي ايشان را رقم مي زند. پيوند ازدواج ميثاقي است كه دامنه آن مي تواند تا جهان آخرت گسترده باشد، به شرطي كه بر اساس دستور خدا و همراه با تفكر و دورانديشي باشد و هر يك از زوجين در انجام وظايف خود كوتاهي نكنند. موافقت و مخالفت والدين در ازدواج، از ديدگاه‏هاى مختلف قابل بررسى است. از ديدگاه روان‏شناختى، تأثير موافقت و مخالفت والدين در ازدواج موفّق، به جايگاه والدين در نزد فرزندان خانواده بستگى دارد. بر اساس فرهنگ دينى و ايرانى ما، والدين تأثيري عميق و مهم دارند؛ زيرا بعد از تشكيل خانواده، پشتوانه و حامي خانواده تازه شكل گرفته محسوب مى‏شوند؛ لذا همراهى نكردن آنها با زوجين شكستي براي آن دو محسوب مي شود. حال با عنايت به اين جايگاه برجسته والدين و وابستگى روحى و عاطفى فرزندان در تمام سنين به والدين، نه تنها عدم مخالفت، بلكه موافقت والدين يك عنصر ضرورى در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهى مستمر والدين با فرزندان است؛ زيرا بدون تحصيل رضايت آن دو، دختر و پسر در انجام يك عمل خطير(ازدواج)، بدون پشتوانه مى‏باشند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت به زندگي است. ضمن اين که ازدواج فقط پيوند دو فرد با يكديگر نيست بلكه پيوند دو خانواده است به همين خاطر اگر علي رغم تمايل طرفين به ازدواج خانواده هاي آنها يا حتي يکي از دو خانواده با ازدواجشان مخالف باشند طبيعتاً مشکلات زيادي به وجود خواهد آمد. فرزندان ايرانى و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرايط يك ازدواج موفق، چون رضايت والدين را به همراه خود ندارند، كمتر مى‏توانند يك زندگى شيرين و همراه با پيشرفتى را پيش روى داشته باشند. از منظر روان‏شناختى، اين قضيه را بايد با نگاه به پيامدهاى ناشى از نبود رضايت و همراهى صميمانه والدين بررسى كرد كه آيا ازدواج همراه با مخالفت والدين و حتي بدون موافقت آنان موفق خواهد بود؟ آيا اين ازدواج از پيامدهاى منفى مصون است؟ در يك كلام مخالفت والدين با ازدواج چه تأثيرات مثبت و يا منفى بر موفقيت‏آميز بودن آن ازدواج دارد؟ ميزان تأثير اين پديده در موفقيت يك ازدواج، به نظام ارزشى و فرهنگ خانوادگى وابسته است و در اين بين، هرگز نمى‏توان نظام و فرهنگى را يافت كه مخالفت والدين يا حتى بيگانه فرض كردن آنها، شرط موفقيت يك ازدواج باشد. از اين‏رو بهره‏مندى از عنصر رضايت والدين، از نظر ارزشى و فرهنگى، حداقل يك پشتوانه روحى براى جوانان است تا مسير ازدواج را با اطمينان خاطر و پشت گرمى كامل طى كنند. ازدواج كردن- بدون توجه به عوامل ديگر مرتبط با آن- خود به خود همراه با دل نگرانى و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دو طرف براى همديگر، عملى رازآلود و معماگونه است. كمترين تأثير روان‏شناختى مخالفت والدين، آن است كه به ميزان دلبستگى روحى و روانى فرزندان به آنان، به نگرانى و اضطرابشان مى‏افزايد و در صورتى كه در نهان‏خانه اعتقادات خود براى دعا و نفرين والدين تأثيرى ماوراى اسباب طبيعى قائل شوند، اين پديده ژرف‏تر خواهد شد. پس با تكيه بر جايگاه والدين در خانواده‏هاى مسلمان ايرانى و از ديدگاه روان‏شناختى، جلب رضايت آنان در ازدواج يك ضرورت بى‏ترديد است و حضور اين عامل، موجب دلگرمى جوانان به ازدواج و برخوردارى آنها از اطمينان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سكون مى‏گردد. همچنين راه بهره‏مندى از پشتوانه‏اى محكم و تجارب آنها و دلسوزى و نيك‏انديشى آنان را هموار مى‏كند و خرمنى از خوبى‏ها و علم، دانش، تجربه و مصلحت‏انديشى دلسوزانه و حتى‏پشتوانه اقتصادى فراروى دو جوان نيازمند مى‏گذارد. مخالفت والدين با ازدواج، يعنى، محروميت از تمام اين خوبى‏ها و از دست دادن اين عناصر ضرورى كه نمى‏توان حتى از يكى از آنها چشم پوشيد. روشن است كه ازدواج بى‏بهره از سرمايه [رضايت پدر و مادر] در واقع به نوعى ازدواج بى‏بهره از موفقيت كامل خواهد بود.

 

به اين ترتيب، خواهر گرامي، اگر مي‌بينيد که به هيچ وجه امکان موافقت مادر پسر با اين ازدواج وجود ندارد، پس امکان ازدواج شما با پسر مزبور عملا وجود ندارد. در اين صورت، ادامه دادن به اين رابطه در صورت مخالفت شديد مادر پسر، نتيجه‌اي جز مشکلات عديده بخصوص براي شما به دنبال ندارد. به اين ترتيب، شما که اميدي به ازدواج با پسر مزبور نداريد، معنا ندارد رابطه‌تان را با او ادامه دهيد. لذا، توصيه نهايي ما در اين رابطه اين است که از پسر مورد نظر بخواهيد اگر واقعا خواهان ازدواج با شماست، فورا مادر خود را به ازدواج خود با شما راضي کند و رسما خانواده‌اش را جهت خواستگاري به خانه شما بفرستد. و اگر او نتوانست اين کار را بکند ديگر با او تماس نگيريد و براي هميشه رابطه‌تان را با او قطع کنيد. (مي‌دانيد که رابطه دوستانه و صميمانه بدون عقد ازدواج، عملي گناه‌آلود و حرام مي‌باشد). مي‌دانيم که اين کار، سخت و دشوار است اما چاره‌اي از آن نيست. شما تا همين الان هم بسيار ضرر کرده‌ايد. اما جلوي ضرر را از هر جا بگيريد منفعت است. لذا در صورتي که امکان موافقت مادر پسر با اين ازدواج وجود ندارد، رابطه‌تان را با پسر قطع کنيد و به اين ارتباط حرام، خاتمه دهيد.

هشدار مي‌دهيم به اميد واهي ازدواج با پسر مزبور، خواستگارانتان را رد نکنيد. انسان عاقل، نقد را با امري که تحقق آن اصلا معلوم نيست عوض نمي‌کند. لذا اگر خواستگار مناسبي داريد، در صدد ازدواج برآييد و خود را از اين وضع برهانيد. مطمئن باشيد پسر مزبور هم تا مدتي به اميد ازدواج با شما صبر خواهد کرد اما وقتي ببيند امکان اين ازدواج وجود ندارد، شما را رها خواهد کرد. پس شما بي‌دليل خود را بيشتر دچار مشکل نسازيد.

موفق باشيد.

مردي كه نامزدش را به دليل نه چندان موجه طلاق داده آیا از گناه مرتكب شده مبري است؟

مردي كه نامزدش را به دليل نه چندان موجه طلاق داد از گناه مرتكب شده مبري است؟

پاسخ:

[طلاق] در روايات اسلامي به عنوان مبغوض ترين و ناخوشايندترين عمل حلال معرفي شده و از آن جز در مواردي که هيچ راهي براي سازش بين زن و شوهر و ادامه زندگي آن دو وجود ندارد، نهي شده است. بنابراين طلاق حتي اگر بي مورد هم باشد حرمت شرعي ندارد و گناه محسوب نمي شود ولي به لحاظ آثار و لوازم و عوارض روحي و دروني که ممکن است در زن طلاق داده شده ايجاد گردد و باعث دلشکستگي و افسردگي و احساس شکست و سرخوردگي او گردد مي توان آثار سوء دنيايي و آخرتي براي مرد طلاق دهنده در پي داشته باشد و سعادت و توفيقات او را تحت الشعاع خود قرار دهد و آه و نفرين زن و اضطراب و ناراحتي دروني او اگر مرتکب خطايي نشده و دليلي براي طلاق دادن او وجود نداشته باشد، دامن شوهر را بگيرد و او را با مشکلات و بلاهايي در زندگي مواجه سازد بنابراين ممکن است عملي شرعا جايز و مباح باشد ولي از نظر اخلاقي و وجداني و رواني عملي ناپسند و غيرقابل گذشت و جرم و خطا به حساب آيد و آثار آن دامان صاحبش را بگيرد و تأثيرات بدي در زندگي او داشته باشد.

منبع:نرم افزار پرسمان

من يك دختر ۲۱ ساله هستم و دو سال هست كه نامزد شده ام حالا مي خواهم جدا بشوم، لطفا مرا راهنمايي كنيد؟

من يك دختر ۲۱ ساله هستم و دو سال هست كه نامزد شده ام حالا مي خواهم جدا بشوم، زيرا فهميده ام كه شوهرم قبل از من دو تا نامزد كرده و طلاق داده او به زور با من نزديكي كرده و من حالا دختر نيستم و پدر و مادرم از اين موضوع هيچ اطلاعي ندارند و آبرويم در خطر است. شوهرم نه سر كار مي رود و نه اخلاق خوبي دارد و طلاهاي مرا برده و مدتي است كه به من زنگ نزده اگر هم زنگ بزند مرا ناراحت مي كند يك روز مي گويد من معتادم و روز ديگر مي گويد من شراب مي خورم مي گوييم چرا اين كارها را مي كني مي گويد همين كه هستم. لطفا مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثة‌ زندگي هر انساني است كه موفقيت و شكست در آن براي هر يك از زوجين سرنوشت ساز خواهد بود. بنابراين بر هر دختر و پسري لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر اطلاعات كافي را كسب كنند، سپس اقدام نمايند. اما متاسفانه اكثر افراد بدون تجربه و كسب اطلاعات لازم، به چنين امر بسيار مهم و سرنوشت سازي اقدام مي نمايند در حاليكه از شرايط و صفات نيك يا بد يك همسر آگاهي ندارند و راه كشف آن را نمي دانند. چه بسا صفاتي را از شرايط بسيار مهم و ضروري مي پندارند و براي نيل به آن جديت مي نمايند در صورتي كه آن صفت اصلاً از مزاياي ضروري يك همسر نيست، يا اهميت چنداني ندارد و چه بسا امر بسيار مهمي كه بايد جزء شرايط قرار گيرد در اثر غفلت، آن را از شرايط و مزايا محسوب نمي دارند. هنگامي خبردار مي شوند كه كار از كار گذشته و چاره اي ندارند و در اثر آن، اختلافات و كشمكشها و ناسازگاريها و بهانه جويي ها شروع مي شوند و بالاخره يا به طلاق منجر خواهد شد يا ناچارند دندان بر جگر بگذارند و تا آخر عمر با تلخي و رنج و اندوه به زندگي ادامه دهند، در صورتي كه اگر آگاهانه عمل مي كردند كمتر با شكست و تلخكامي مواجه مي شدند.
خواهر محترم همانطور كه از نامة‌ شما بر مي آيد، شما دقت لازم در انتخاب همسر را نداشته ايد، چرا كه مهمترين مرحله در مقدمات ازدواج بعد از داشتن هدف والا و معيارهاي واقعي مسالة شناخت و تحقيق مي باشد كه در روايات اسلامي هم بسيار سفارش شده است كه در انتخاب همسر دقت فراواني بنماييد و نگاه كنيد چه كسي را به عنوان شريك زندگي آينده تان بر مي گزينيد و اين امر هم وظيفة شما بوده و هم وظيفة خانوادة شما. حال كه شما با اين شرايط مواجه هستيد و مرحلة عقد را سپري نموده ايد و متوجه اين مشكلات در همسر خود شده ايد به شما چند توصيه را سفارش مي كنيم كه ان شاء‌الله با توكل به خدا بتوانيد مشكل خود را آنگونه كه رضايت الهي در آن مي باشد حل كنيد.
توصيه ها:
۱٫ آنگونه كه فرموديد خانوادة‌ شما از قسمتي از مشكل شما مطلع نيستند و اين وظيفة مهمي است كه حتما والدين خود را مطلع نماييد و از پشتيباني و تدبير آنها ياري بجوييد.
۲٫ تا آنجا كه ممكن است با استفاده از كمك افراد صاحب نفوذ نسبت به شوهر خود از قبيل خانوادة‌ او و دوستان و نزديكان دلسوز به اصلاح ايشان و متقاعد كردن او اقدام كنيد چرا كه شيوه اي را كه در پيش گرفته است شيوه اي نادرست مي باشد كه آينده اي شوم را در پي خواهد داشت.
۳٫ اگر مرحلة دوم شما را به نتيجة مطلوب نرساند، توصية‌ ما اين مي باشد كه هر چه زودتر خود را از اين فرد جدا نموده چرا كه گاهي اوقات عامل دلسردي، نتيجه فقدان يكي از شرايط مهم و غير قابل اغماض ازدواج است مانند بي ديني يا لا ابالي گري، معتاد بودن، شرابخواري، سارق يا جنايتكار و انحرافات شديد غير قابل چشم پوشي سياسي است كه اگر بعد از مراسم نامزدي و حتي بعد از عقد شرعي و قانوني چنين صفاتي كشف شد، بهتر است چنين ازدواجي قبل از عروسي به هم بخورد، زيرا بعد از عروسي با دهها مشكل مواجه خواهند شد، كه تحمل آنها به مراتب دشوارتر است، لذا بايد قاطعانه ايستاد و از هر طريق ممكن از او جدا شد مگر اينكه اطمينان پيدا كند كه همسرش توبه كرده و دست از كارهاي خلافش برداشته باشد.»(۱)
۴٫ در نهايت اگر كار شما به جدايي انجاميد، مشكلي را كه مطرح كرده بوديد كه در اثر نزديكي نامزدتان با شما بكارت خود را از دست داده ايد (از حالت دختر بودن خارج شده ايد) به اين موضوع بينديشيد كه در عوض زندگي خود را به پاي مردي فاسد نريخته ايد. شما مي توانيد با صداقت و مطابق با وضعيت خويش ازدواجي موفق داشته باشيد. بنابراين چنانچه در ازدواج بعدي مسأله بكارت مورد سوال قرار گيرد بايد حقيقت گفته شود و كتمان آن به نظر بسياري از فقهاء موجب حق فسخ براي شوهر آينده مي گردد. در خاتمه آرزو مي كنيم كه همسر شما به خود بيايد و راه درست را در پيش بگيرد و زندگي شما با ايشان ختم به خير بشود و در غير اين صورت از خداوند متعال مي خواهيم كه در حل سريع مشكلتان شما را ياري نمايد.

 

پاورقی:

  1. اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان، چاپ سوم، ۱۳۷۹، ص ۲۲۷٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست