مجموعه همسران، طلاق:

اگر شوهر همسرش را مجبور كند كه بدون پوشش اسلامي در جلوي ميهمانان نامحرم حاضر شود، آيا زن مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟
نام چند كتاب در مورد آثار و پيامدهاي طلاق بر فرزندان معرفي نماييد؟
اينجانب زني ۳۷ ساله هستم با فردي كه معلّم مي باشد ازدواج كرده ام بسيار بد اخلاق و بي ادب و بي مبالات است و من بعد از ۲۰ سال زندگي ديگر تحمّل ندارم و داراي ۳ فرزند مي باشم. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
آيا ادعاي عدم ارضاي جنسي از سوي زن يا شوهر درباره ديگري مي تواند سبب طلاق شود؟
بنده مدّت يك سال است كه با يك خانم كارمند ازدواج كرده‌ام و ايشان قرار بوده بعد از مدّت كوتاهي ديگر سر كار نرود اما در حال حاضر اصرار به ادامة كار دارد حتي به قيمت طلاق و بنده نظرم اين است كه نبايد ديگر به سر كار برود و با اصرار بيشتر ايشان براي ادامة كارش بايد بين من و كار خود يكي را انتخاب كند لطفاً براي جلوگيري از جدايي ما راه‌حلّي پيشنهاد بفرمائيد؟
چرا اسلام طلاق را جايز دانسته است تا كانون خانواده از هم بپاشد؟
چرا امروزه آمار طلاق در بين جوانان بالا رفته است
زني كه علاقه شديد به فرزند دارد آيا به جهت اينكه شوهرش قدرت باروري ندارد، مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟
من با خانواده مادر شوهرم مشترك زندگي مي كنم ولي زياد راضي نيستم آيا اگر به شوهرم فشار بياورم كه مستقل باشم آيا در حق او خيانت كرده ام چون او قبل از عقد به من گفت كه بايد ۴-۵ سال مشترك زندگي كنيم؟
اگر شوهر همسرش را مجبور كند كه بدون پوشش اسلامي در جلوي ميهمانان نامحرم حاضر شود، آيا زن مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟

اگر شوهر همسرش را مجبور كند كه بدون پوشش اسلامي در جلوي ميهمانان نامحرم حاضر شود، آيا زن مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟

پاسخ:

T}امام خميني: {Tاختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمي‏تواند او را طلاق دهد ولي زن مي‏تواند در اين موارد از دستور شوهر سرپيچي كند و اگر ماندن او در خانه شوهر با مشقت فراوان همراه باشد، مي‏تواند از منزل او بيرون برود و جاي ديگري زندگي كند.V}مام، استفتاءات، ج ۳، احكام طلاق، س ۲۵٫{V

T}آيات عظام خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري: {Tاگر با اجبار بر اين كار، همسرش را در تنگناي شديد روحي قرار دهد و عسر و حرج ثابت است، حاكم شرع مي‏تواند او را طلاق دهد.V}كارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۴۶؛ دفتر: آيات عظام فاضل، نوري و خامنه‏اي.{V

 

T}آيت الله صافي:{T زن مي‏تواند به حاكم شرع مراجعه كند تا او را به معاشرت و رفتار نيكو با زن يا طلاق وادار سازد و اگر شوهر از اين امر امتناع كند، حاكم شرع مي‏تواند با در خواست زن، او را طلاق دهد.V}صافي، جامع الاحكام، ج ۲، س ۱۴۵۰٫ {V

 

 

نام چند كتاب در مورد آثار و پيامدهاي طلاق بر فرزندان معرفي نماييد؟

نام چند كتاب در مورد آثار و پيامدهاي طلاق بر فرزندان معرفي نماييد؟

پاسخ:

در اين باره ر.ک:

پژوهشي در عوامل اجتماعي طلاق، دکتر مهدي کريمي نيا

آسيب شناسي اجتماعي ستيزه هاي خانواده و طلاق، دکتر محمد حسين فرجاد

طلاق يا فاجعه انحلال خانواده، حسين حقاني زنجاني

بررسي حقوق زنان در مسأله طلاق، زهرا گواهي

طلاق پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، دکتر باقر ساروخاني

آيا مي دانيد طلاق و مسائل آن کدامند؟، دکتر عزت الله عراقي

طلاق، ربابه باستاني

توجيهات طلاق در حقوق ايران واقليت هاي مذهبي (زرتشتي، کليمي و مسيحي همراه بحث تطبيقي)، منيژه داناي علمي

 

اينجانب زني ۳۷ ساله هستم با فردي كه معلّم مي باشد ازدواج كرده ام بسيار بد اخلاق و بي ادب و بي مبالات است و من بعد از ۲۰ سال زندگي ديگر تحمّل ندارم و داراي ۳ فرزند مي باشم. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

اينجانب زني ۳۷ ساله هستم با فردي كه معلّم مي باشد ازدواج كرده ام بسيار بد اخلاق و بي ادب و بي مبالات است و من بعد از ۲۰ سال زندگي ديگر تحمّل ندارم و داراي ۳ فرزند مي باشم. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

اگر به زندگي اطرافيان خود نگاه كنيم، مي بينيم كه همه به نوعي دچار مشكلات و فراز و نشيب هاي زندگي هستند، خصوصاً اينكه بسياري افراد مثل شمابه خاطر آبروداري مشكلات را مخفي مي كنند. نكته اميدوار كننده اينكه گرچه بعضي مشكلات واقعاً سخت وطاقت فرسا مي باشند، اما خداوند دنيا را محل آزمايش و آخرت را محل آرامش قرار داده است، جاي شكر دارد كه در زندگي از رفاه نسبي برخوردار هستيد و سه فرزند داريد كه بعد از رسيدن به كمالات از داشتن چنين مادري به خود خواهند باليد. با وجود اطلاعات اجمالي كه ارائه كرده ايد، در ارتباط با سؤال شما چند نكته قابل ذكر است كه به اختصار اشاره مي كنم:

پرخاش پرخاشگري مي تواند علت هاي مختلفي داشته باشد كه گاه حتي تعامل چند دليل، عامل بروز آن مي باشد. شناخت علت يا علل بروز رفتارهاي پرخاشگرانه كمك زيادي به درمان و حل مشكلات مي نمايد. در ذيل جهت آشنايي با علل احتمالي به چند دليل آن اشاره مي شود.
۱٫ اساس خشم اين اعتقاد است كه اوضاع آن گونه كه بايد باشد، نيست. فرد موانعي در راه رسيدن به خواسته هايش احساس مي كند.(۱) در اين صورت است كه براي رسيدن به خواسته هاي خود، رفتار خشن از خود بروز مي دهد.
بهترين موضع گيري در ارتباط با اين احتمال، شناسائي نيازهاي فرد و برآوردن آن به نحو مطلوب است. اهميت اين نكته در اين است كه متاسفانه فر هنگ گفتگو، خصوصاً در بيان نيازها، پايين مي باشد. سعي كنيد مباني فكري و نوع نگاه ايشان به مسائل را پيدا كنيد و به اصلاح و پاسخگويي بپردازيد.
۲٫ احتمال ديگر اين است كه چون از ابتداي زندگي در مقابل ايشان كوتاه آمده ايد و براي خودتلان حقي قائل نبوده ايد، كار با اينجا كشيده است. جبران اين وضعيت نياز به زمان، ظرافت، جديت در بازنگري زندگي با تأكيد بر حقوق خود و تأمين نياز هاي زندگي دارد. ملاحظات بيش از حد را كنار بگذاريد.
۳٫ ريشه برخي رفتارها در كودكي است كه با پرخاشگري به خواسته هاي خود رسيده باشد و اين رفتار در او شكل گرفته است و در بزرگسالي نيز براي رسيدن به خواسته هايش از اين طريق عمل مي كند.
۴٫ اگر پرخاشگري فرد شديد باشد، احتمال اختلالات هورموني و زيستي وجود دارد. چون ترشح كم يا زياد غدد بر ساير جنبه هاي انسان (رفتار و…) تأثير مي گذارد.
براي درمان اين مشكل بهترين راه رجوع به روان پزشك و استفاده از دارو درماني مي باشد.
نكته: از مسائلي كه تاثير زيادي در كنترل رفتار افراد دارد، توجه به پيامد هاي عمل است. سعي كنيد ايشان را با مسائل معنوي و پيامد اعمال در آخرت آشنا سازيد و در موقعيت هاي مختلف و با بيان هاي مختلف و ذكر عذاب هاي اخروي، ترس از خدا را در دل ايشان زنده كنيد.

يافتن ريشه مشكلاتيك برنامه كه به شما خواهر گرامي كمك مي كند تا عوامل و عصبانيت همسرتان را تا حدودي پيدا كنيد، اين است كه ده مورد از مواردي كه از اين پس ايشان عصباني مي شوند، يادداشت كنيد و اين اموري كه ذكر مي شود را كاملاً مشخص كنيد: ۱ـ چه موقع ايشان عصباني شدند؟ موقعي بود كه خسته بودند؟ بعد از ورود به منزل و… ۲ ـ بر سر چه مسائلي عصباني شدند؟ نا فرماني فرزندان از ايشان بود يا امور ديگر؟ ۳ـ عصبانيت بي مورد بود و يا بجا بود؟ اين يادداشت ها به شما كمك مي كند تا آگاهي شما نسبت به علل و ريشه هاي ايشان تا حدودي روشن شود و بعد از آن در رفع آن عوامل اقدام لازم را به كار بگيريد.

روابط زناشوئيكيفيت روابط زناشويي در خانواده اثر گذار است. افراد نيز در ميل جنسي با يكديگر متفاوت هستند. براي رفع رابطه زناشويي كه بيان كرده بوديد، به اين امور دقت كنيد:
۱٫ چند روز قبل از شروع دوره ماهيانه، رابطه زناشويي داشته باشيد، زيرا تا حدودي نياز همسرتان برطرف مي شود. در اين زمينه منتظر تقاضاي ايشان نباشيد، بلكه بدون ايجاد حساسيت ايشان را هر چند بار كه مي توانيد به اين عمل بكشانيد.
۲٫ تغذيه همسرتان را تا آنجا كه سبب ناراحتي ايشان نشود كنترل كنيد. از ادويه جات، پياز، غذاهاي مقوي تا حدي كمتر استفاده كنيد.
۳٫ شام را چند ساعت قبل از خوابيدن صرف كنيد.
۴٫ براي رفع اين رفتار همسرتان مضرات اين كار را بيان كنيد. مثلاً سيستم جسمي زن، لذت را از مجراي طبيعي مي برد و اين عمل نوعي روان پريشي در عصب و عاطفه ايجاد مي كند.

نتيجه مشكلات زندگي امري طبيعي است و افرادي موفق هستند كه با اين اختلافات در خانواده مدارا كرده و به دنبال ريشه علل و حل آن باشند. نبايد تمام چشم خود را به مشكلات زندگي دوخت، بلكه بايد به نقاط مثبت خانواده نيز بايد توجه كرد.
در پايان توصيه مي شود به مشاوره خانواده مراجعه كنيد يا با مركز ملي پاسخگويي به سوالات گروه مشاوره به صورت تلفني (۰۹۶۴۰) تماس بگيريد.

 

پاورقی:

  1. ریوجان، مارشال، انگیزش و هیجان، مترجم سید محمدی، یحیی، هشتم، تهران، ۱۳۸۵، ص ۳۳۱٫

 

 

آيا ادعاي عدم ارضاي جنسي از سوي زن يا شوهر درباره ديگري مي تواند سبب طلاق شود؟

آيا ادعاي عدم ارضاي جنسي از سوي زن يا شوهر درباره ديگري مي تواند سبب طلاق شود؟

پاسخ:

  1. نارسائيهاي جسمي مربوط به زن و شوهر كه براي هر يك موجب حق فسخ ازدواج مي دهد و نيز برخي از ساير موجبات طلاق, در موارد ۱۱۲۱ تا ۱۱۳۲ قانون مدني بر شمرده شده است, مورد مطرح شده در پرسش از جمله موارد مزبور نمي باشد. با اين وجود, برابر با ماده ۱۱۳۳ قانون ياد شده, مرد هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق بدهد؛ از اين رو, طلاق داده شدن زن از سوي مرد, خواه در فرض پرسش و خواه مواردي جز آن, منع قانوني ندارد.
  2. اين كه آيا زن, جز مواد برشمرده شده در رديف نخست, چنانچه به تشخيص متخصصان نارسايي مفروض پرسش منحصرا به مرد پيوسته باشد, راهي براي طلاق دارد يا نه؟ به نظر مي رسد اگر اين نارسايي از مصاديق عسر و حرج باشد, قاضي مي تواند به استناد ماده ۱۱۳۰ قانون مدني زن را طلاق دهد. از ديدگاه اين پاسخ, از مصاديق عسر و حرج بودن فرض ياده شده دور از ذهن مي نمايد, ولي در هر حال قاضي مي تواند با تشخيص فردي خود عمل كند. البته طرف مقابل مي تواند با اعتراض در دادگاه تجديد نظر و يا ديوان عالي كشور موضوع را دنبال كند تا معلوم شود آيا چنين تضميني از سوي قاضي درست بوده يا نه.
  3. فراتر از موازين قانوني, طلاق توافقي نيز از جمله راههاي فرض پرسش مي باشد, بدين سان, چنانچه هر دو توافق كنند كه يكديگر را طلاق دهند, اجراي آن منع قانوني نخواهد داشت.
بنده مدّت يك سال است كه با يك خانم كارمند ازدواج كرده‌ام و ايشان قرار بوده بعد از مدّت كوتاهي ديگر سر كار نرود اما در حال حاضر اصرار به ادامة كار دارد حتي به قيمت طلاق و بنده نظرم اين است كه نبايد ديگر به سر كار برود و با اصرار بيشتر ايشان براي ادامة كارش بايد بين من و كار خود يكي را انتخاب كند لطفاً براي جلوگيري از جدايي ما راه‌حلّي پيشنهاد بفرمائيد؟

بنده مدّت يك سال است كه با يك خانم كارمند ازدواج كرده‌ام و ايشان قرار بوده بعد از مدّت كوتاهي ديگر سر كار نرود اما در حال حاضر اصرار به ادامة كار دارد حتي به قيمت طلاق و بنده نظرم اين است كه نبايد ديگر به سر كار برود و با اصرار بيشتر ايشان براي ادامة كارش بايد بين من و كار خود يكي را انتخاب كند لطفاً براي جلوگيري از جدايي ما راه‌حلّي پيشنهاد بفرمائيد؟

پاسخ:

مقدمه: يكي از وظايف مهم زن و شوهر در زندگي تلاش براي استحكام هر چه بيشتر پايه‌هاي زندگي مشترك و داشتن تفاهم با يكديگر مي‌باشد و براي رسيدن به تفاهم زن و شوهر بايد هر چه بهتر و بيشتر يكديگر را بشناسند و با سلايق و نظرات طرف مقابل آشنا شوند و به جاي اين‌كه اصرار بر نقطه نظر خود در مسئله‌اي داشته باشند سعي كنند با گفتگو با يكديگر و استفاده از نظرات مشاورين به نظر متعادلي برسند.
با حفظ اين مقدمه لازم است به چند نكته اشاره كنم:
۱ـ طلاق و تبعات شوم آن: با اين كه طلاق از نظر اسلام امري جايز و مشروع است، اما در عين حال مبغوض‌ترين و بدترين كارهاست. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: تزويج كنيد ولي طلاق ندهيد، زيرا از وقوع طلاق عرش خدا مي‌لرزد. مسألة ازدواج، مسألة خريد كفش و جوراب نيست كه هرگاه آن را دوست نداشت دورش بيندازد و كفش ديگري بخرد، زناشويي يك پيمان مقدس انساني و پيوند معنوي است دو انسان با هم عهد و پيمان مي‌بندند كه تا پايان عمر، يار و غم‌خوار و مونس هم باشند به اعتماد همين پيمان مقدس است كه دختر، پدر و مادر و خويشانش را رها كرده، با صدها اميد و آرزو به خانة شوهر قدم مي‌گذارد و سرماية عفت خويش را در اختيار او قرار مي‌دهد.
به اعتماد همين پيمان ملكوتي است كه مرد، مبالغ هنگفتي را براي عقد و عروسي و مرتب ساختن اسباب و لوازم زندگي هزينه مي‌كند و شبانه‌روز براي آسايش خانواده‌اش زحمت مي‌كشد. ازدواج هوس‌بازي نيست تا مرد و زن به اندك بهانه‌اي آن را بر هم بزنند. درست است كه طلاق امر مشروع است، اما شارع مقدس اسلام جداً از آن نهي كرده است. متأسفانه همين امر مبغوض، در كشور چنان شيوع پيدا كرده است كه بنياد خانواده‌ها را متزلزل ساخته و اعتماد زناشويي را سلب نموده است.
زن و مردي كه جدا مي‌شوند لابد در نظر دارند بعدها با شخص ديگري ازدواج كنند. مرد با خود مي‌گويد: همسرم را طلاق مي‌دهم و با زن ديگري كه مطابق ميلم باشد ازدواج مي‌كنم، زن نيز با خود مي‌گويد: از شوهرم طلاق مي‌گيرم و با يك مرد ايده‌آل عروسي مي‌كنم، اما اين زن و مرد بايد بدانند كه در صورت جدايي، بدسابقه مي‌شوند، هوس‌باز و خودخواه و بي‌گذشت و بي‌وفا مي‌شوند. مرد به خواستگاري هر زني برود آن زن پس از تحقيق مي‌فهمد كه زن سابقش را طلاق داده بدين جهت به او اعتماد نخواهد كرد. با خود مي‌گويد: از اين دو حالت خارج نيست. يا زن از او طلاق گرفته، پس معلوم مي‌شود مرد خوبي نبوده و يا اين‌كه او همسرش را طلاق داده، پس معلوم مي‌شود او عهد و وفا ندارد. زني كه از شوهرش طلاق مي‌گيرد بايد بداند كه كمتر مردي حاضر مي‌شود او را به همسري برگزيند. زيرا مردها فكر مي‌كنند اگر اين زن، زن خوب و باوفايي بود از شوهرش طلاق نمي‌گرفت. بدين دليل اگر مرد براي خواستگاري هر زني برود غالباً دست رد به سينه‌اش خواهد زد. زن نيز بايد در انتظار خواستگار در خانه بماند، اگر با همين حال تا پايان عمر بماند بدبخت و سيه‌روز خواهد بود. مرد ناچار مي‌شود تا پايان عمر، تنها و پريشان‌ احوال زندگي كند. زن نيز ناچار است تا آخر عمر يا سربار پدر و مادر يا ساير خويشان باشد و يا تنها و بدون مونس زندگي كند و در حسرت داشتن شوهر بسوزد و بسازد و يقيناً زندگي انفرادي بسيار دشوار و خسته‌كننده است و گاهي انسان مرگ را بر آن ترجيح مي دهد.
۲- درزندگي مسائل متفاوتي پيش مي آيد. ميزان مهارت زن وشوهردرحل مسأله، تضمين كننده سلامت خانوادگي وحفظ زندگي ازفروپاشي است. اينكه به سرعت سراغ “يااين وياآن” برويم، نشان دهنده ضعف ما درحل مسأله است.بنابراين بايد تكنيك حل مسأله را فراگرفت ودرزندگي به دنبال راه حلهاي مناسب بود.مسأله را حل كنيدنه اينكه صورت مسأله راپاك كنيد.
۳- انگيزه هاي همسرتان راازاشتغال كشف كنيدومتناسب با آنها راهكارپيداكنيد.
۴-فقط به فكرخواست وميل خودنباشيد، بلكه به مصلحت زندگي مشترك فكركنيد.
۵- طبق نظرشرع وقانون، اگرزن قبل از ازدواج، شاغل بوده است،‌ درترك ويا ادامه شغل خودمختاراست وشوهر نمي تواندمانع شغل اوشود، مگراينكه شرط ضمن عقد كرده باشندكه زن ازاشتغال خوددست بردارد.
۶ـ نكته‌هايي دربارة شغل زنان: الف) وظيفة مرد اين است كه مخارج زندگي را تأمين كند «ولي از نظر اسلام مستحب است كه زن در مرحلة اوّل در خانه و در مرحلة دوم با حفظ عفاف در خارج خانه به كار مناسب خلقت و نهاد خود مشغول باشد و به جاي سرگرمي‌هاي زيان‌آور ، بيهوده و بي‌ثمر مانند تخمه شكستن و غيبت مردم را كردن و قوارة آنان را اندازه گرفتن به كاري مفيد و مثبت بپردازد.»(۱)
همچنين بايد توجّه داشت در امور اجتماعي كه ميان مردم مرسوم است در موردي كه اسلام منع و نهي ننموده باشد، دليل بر تأييد و امضاي آن است. بنابراين هر حرفه و شغلي كه اسلام زن را از آن منع نكرده و منافي عفاف و حجاب او نيست مورد تصويب اسلام مي‌باشد و زن مي‌تواند به آن كار مشغول شود البته رضايت شوهر شرط اساسي در اين زمينه مي‌باشد.
ب) در مواردي كه زن در خارج از خانه به كاري اشتغال دارد نبايد سنگيني بار امور خانواده بر دوش او به تنهايي نهاده شود. وظيفة شوهر است كه با مشاوره و تفاهم با همسر خود و يا به كارگيري شيوه‌هاي متناسب‌ با وضع خاص خانواده، نگذارد خستگي ناشي از كار روزانه زن با رسيدگي به امور خانه تشديد شود. مسلماً اگر سنگيني كار زن بيش از توان و ظرفيت او باشد و به خستگي ممتد و مزمن منجر گردد، علاوه بر اين كه به سلامتي جسمي و شادابي روحي زن صدمة اساسي مي‌زند در درازمدّت نيز آثار بسيار زيان‌باري در سرنوشت خانواده بر جاي مي‌گذارد. بنابراين در چنين شرايطي شوهر و فرزندان به تناسب وضع خانواده بايد در انجام امور خانه مشاركت جدّي داشته باشند. كار كردن مرد در خانه از نظر آموزش‌هاي اسلامي بسيار پسنديده و موجب اجر و پاداش الهي است و حتي آن را موجب آمرزش گناهان بزرگ شمرده‌اند. سنّت پسنديدة ديني ما نيز بر اين نكته تأكيد دارد كه مرد در انجام كارهاي خانه و كمك به همسر در حدود امكان و توانايي خود مشاركت كند.(۲)
۷ـ لزوم مراجعه به مشاور: توصيه‌اي ديگر كه به شما داريم اين است كه حتماً براي بازگو كردن مشكل خودو همسرتان، نزد مشاور خانواده برويد چرا كه ما يك طرفه و تنها با شنيدن صحبت‌هاي شما نمي‌توانيم قضاوت كنيم چون سخنان همسرتان را نشنيده‌ايم، ممكن است همسر شما هم حرفي براي گفتن داشته باشد يا اين‌كه مشكلي در زندگي با شما احساس كند كه از جنبه‌هاي مختلف بايد بررسي شود، به طور مثال ممكن است از اخلاق و رفتار شما راضي نباشد يا اين‌كه از روابط زناشويي با شما رضايت كامل احساس نكند بنابراين بايد حتي‌الامكان اگر مسأله‌اي بين شما (غير از شاغل بودن ايشان) وجود دارد حل شود و اين ميسّر نمي‌شود مگر اين‌كه صحبت‌هاي ايشان هم توسط يك مشاور دلسوز و آگاه شنيده شود.

 

پاورقی:

  1. مصطفوي، جواد، بهشت خانواده، مشهد، نشر هجرت، چاپ دوّم، ۱۳۷۰، ص۸۸٫
    ۲٫ سادات، محمّد علي، راهنماي همسران جوان، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، چاپ سوّم ۱۳۷۷٫

 

 

چرا اسلام طلاق را جايز دانسته است تا كانون خانواده از هم بپاشد؟

چرا اسلام طلاق را جايز دانسته است تا كانون خانواده از هم بپاشد؟

پاسخ:

براى پاسخ به اين سؤال بايد ماهيت پيمان ازدواج و نيز طلاق و فرضيه هاى ممكن توضيح داده شود:

T}1. ازدواج يا پيمان زناشويى {T

پيمان ازدواج ميان زن و مرد در قرآن كريم [ميثاق محكم] خوانده شده است و چون كلمه ميثاق در قرآن براى تعبير از پيمان ميان خدا و بندگان درباره توحيد و احكام است و قرآن هر جا كلمه ميثاق با فعل [اخذ] آمده، نمايشگر پيمان الهى است، مى توان گفت كه از ديدگاه قرآن كريم پيمان ازدواج تا چه اندازه محكم و استوار است زيرا ازدواج نه تنها پيمانى ميان زن و مرد بلكه پيمانى ميان زوجين با خداست كه با عهد بستن با خدا، تعهّد مى كنند كه در راستاى تحقق بخشيدن به هدف خلقت تلاش كنند. خداوند متعال مى فرمايد:

A}[وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً]{A؛V}نساء (۴)، آيه ۲۱٫{V؛ [و زنان در پيمان ازدواج، از شما ميثاقى محكم گرفته اند].

به همين جهت در آيات و روايات، از نهاد مقدس ازدواج و تشكيل خانواده به عنوان محبوب ترين بنيان نزد خداوند متعال ياد شده است.

از امام باقرعليه السلام روايت شده كه رسول مكرّم اسلام صلى الله عليه وآله فرمودند: H}[ما بنى فى الاسلام احب الى الله عزّوجلّ من التزويج]{H؛V}وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج ۱۴، باب ۱ من ابواب مقدمات النكاح و آدابه، ح ۴٫{V؛ [هيچ بنيانى در اسلام نزد خداوند متعال، محبوب تر از خانه اى كه با ازدواج ايجاد گردد، نيست]. و در روايت ديگر مى فرمايد: H}[و ما من شى ء ابغض الى الله عزّوجلّ من بيت يخرب فى الاسلام بالفرقه]{H؛ [هيچ بنياد اسلامى نزد خداوند مبغوض تر و ناپسندتر از بناى جدايى و طلاق كه خانمان برانداز است، نمى باشد].

حقيقت آن است كه پيوند ازدواج، پيوندى بالاتر از شهوت است. به تعبير شهيد مطهرى [عجيب است كه بعضى از افراد نمى توانند ميان شهوت و رأفت فرق بگذارند، خيال كرده اند آن چيزى كه زوجين را به يكديگر پيوند مى دهد، منحصراً طمع و شهوت است، حس استخدام و بهره بردارى است، همان چيزى است كه انسان را با مأكولات و مشروبات و ملبوسات و مركوبات پيوند مى دهد، اينها نمى دانند كه در عالم خلقت و طبيعت علاوه بر خود خواهى و منفعت طلبى علائق ديگرى هم هست، آن علائق است كه منشاء فداكارى ها و گذشت ها و رنج خود و راحت غير را طلبيدن واقع مى شوند. آن علائق است كه نمايش دهنده انسانيت انسان است… چيزى كه زن و شوهر را به يكديگر پيوند مى دهد، همان چيزى است كه قرآن كريم از آن به نام هاى [مودت و رحمت] ياد كرده است، آنجا كه مى فرمايد:

A}[وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً]{A؛V}روم (۳۰)، آيه ۲۱٫{V؛V}نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، صص ۱۸۰-۱۷۹٫{V

T}2. ماهيت طلاق و فرضيه هاى گوناگون {T

تعريف: طلاق در لغت به معنى گشودن گره و رها كردن است. و در اصطلاح فقه اسلامى چنان كه صاحب جواهر مى فرمايد: H}[ازالة النكاح بصيغة و شبهها]{H؛V}جواهر الكلام، محمدحسين نجفى، چاپ داراحياء التراث العربى، بيروت، الطبعه السادسة، ج ۳۲، ص ۲٫{V؛ [طلاق عبارت است از زائل كردن قيد ازدواج با لفظ مخصوص]. يكى از اساتيد فرانسه طلاق )divorce( را چنين تعريف مى كند: [طلاق قطع رابطه زناشويى به حكم دادگاه، در زمان حيات زوجين، به درخواست يكى از آنان يا هر دو است]V}حقوق خانواده، اسدالله امامى، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم سال ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۲۵۹، به نقل از: دروس حقوق مدنى، مازو، ج ۱، چاپ ۱۹۶۳، شماره ۱۴۰۴٫{V.

با توجّه به فقه اماميه و قانون مدنى جمهورى اسلامى ايران، مى توان طلاق را اين گونه تعريف كرد: [طلاق عبارت است از انحلال نكاح دائم با شرايط و تشريفات خاص از جانب مرد يا نماينده قانونى او]V}مصدر سابق، ص ۲۵۹ و ۲۶۰٫{V.

T}فرضيه ها درباره طلاق و طلاق در حقوق تطبيقى {T

در اينجا برآنيم كه از جنبه نظرى ببينيم آيا طلاق خوب است يا بد؟ آيا خوب است راه طلاق به طور كلّى باز باشد؟ يا بايد راه طلاق به كلّى بسته باشد و پيوند ازدواج اجباراً شكل ابديت داشته باشد؟ يا اينكه راه سومى در كار است، در عين حال اگر راه را باز مى گذارد بايد محدوديت هايى براى آن قائل شود؟ آنگاه سؤال اين است كه ملاك اين محدوديت چيست؟ آيا بايد اين راه تنها براى مرد يا براى زن باشد يا بايد براى هر دو باز باشد؟ در فرض اخير آيا براى هر دو به يك شكل راه باز باشد به اينكه زن يا مرد بدون هيچ گونه تفاوتى به طور مستقل يا مشترك با توافق يكديگر بتوانند اقدام كنند؟ يا نه، راه براى هر دو باز باشد، لكن هر يك از زن و مرد به نحو جداگانه اين حق را داشته باشند كه از قيد نكاح خارج شوند؟

T}فرض اول: ممنوعيت طلاق {T

ازدواج، يك پيمان مقدّس است. وحدت دل ها و روح هاست و بايد براى هميشه اين پيمان ثابت و محفوظ بماند و طلاق از قاموس اجتماع بشرى بايد حذف شود، زن و شوهرى كه با يكديگر ازدواج مى كنند، بايد بدانند كه جز مرگ چيزى آنها را از يكديگر جدا نمى كند.

اين فرضيه همان است كه كليساى كاتوليك قرن هاست طرفدار آن است و به هيچ قيمتى حاضر نيست از آن دست بردارد.

T}طلاق در مسيحيت: {Tاز خصائص مسيحيّت كليسايى تحريم طلاق است كه زن و شوهر هيچ كدام حق ندارند كه ديگرى را رها نموده مجدداً ازدواج كنند؛ زيرا زن و مرد يك تن مى باشند كه از پدر و مادر جدا شده به يكديگر مى پيوندندV}افسيسان، باب ۵، آيه ۳۱٫{V. و زن به حسب شريعت به مرد بسته است و در زمان حيات شوهرش آزاد نبوده و نبايد از وى جدا شود، ولى پس از مرگ وى آزاد شده، مى تواند دوباره ازدواج كندV}نامه بروميان، باب ۷، آيه ۲ و نامه قونتيان، باب ۷، آيه ۳۷٫{V. در انجيل آمده است: [چون زن و مرد يك تن اند جدايى بين آنها سزاوار نيست (جايز نيست) و هركس به غير از علّت زنا، زن خود را از خود جدا كند، باعث زنا كردن او مى باشد و هركس زن مطلّقه را نكاح كند، زنا كرده است]V}متى، باب ۱۱، آيه ۳ ؛ مرقس، باب ۱۰، آيه ۴٫{V.

T}دلايل مخالفين طلاق: {Tاستدلال هايى كه براى مخالفت با جواز طلاق مطرح شده بيشتر به شرح ذيل است:

  1. طلاق مخالف طبيعت ازدواج است؛ چون ازدواج پيوند و پيمان همكارى مشترك مادام العمر است.
  2. طلاق داراى آثار زيانبخشى براى اطفال است و آنها را دچار سرنوشت اسفبارى مى كند.
  3. طلاق موجب ترويج روابط نامشروع زن يا شوهر مى شود.
  4. طلاق موجب ازدياد جرائم اجتماعى مى شود؛ چرا كه بر اساس آمار، بخش مهمى از بزهكارى ها نتيجه پاشيدگى كانون گرم خانواده مى باشدV}حقوق خانواده، دكتر صفايى و امامى، ج ۱، ص ۲۶۱-۲۶۰٫{V.

T}دلايل موافقين طلاق: {Tگاهى ضرورت طلاق مى تواند براساس موارد ذيل باشد:

  1. طلاق تلخ است؛ اما به مثابه يك داروى تلخ گاهى ضرورى است.
  2. گاهى اتّفاق مى افتد كه بين زن و شوهر هيچ گونه هماهنگى و توافق اخلاقى وجود ندارد. در اين صورت با زور و اجبار قانونى نمى توان آنها را ملزم ساخت كه به يكديگر محبت داشته باشند.
  3. ممكن است يكى از زوجين بدكار، جانى و يا شرير باشند. در اين صورت ادامه زندگى غيرقابل تحمل مى شود.
  4. امراض صعب العلاج يا بعضى اعتيادات مضرّ، گاهى طلاق را لازم مى سازد.
  5. گاهى سوء معاشرت زن يا مرد، ادامه زندگى زناشويى را ناممكن مى سازد.

آيا در اين موارد، زن و مرد بايد يك عمر در رنج و سختى و بدبختى به سر برند و به زندگى زناشويى ادامه دهندV}همان.{V شك نيست كه طلاق امرى مذموم و ناپسند است ليكن در پاره اى موارد چاره اى جز آن نيست و بايد به عنوان يك [بدِ ضرورى] و [آخرين علاج] آن را قبول كرد. و به همين جهت است كه در روايات متعدّدى طلاق را مورد نكوهش قرار دادند و از آن به عنوان [حلالِ مبغوض] تعبير شده است. چنان كه مولوى مى گويد:

تا توانى پا مَنِه اندر فراق     أبغضُ الاشياء عِندى الطّلاق

T}فرض دوم: پذيرش طلاق بدون هيچ قيد و شرطى {T

كسانى كه به ازدواج تنها از نظر كامجويى فكر مى كنند جنبه تقدّس و ارزش خانواده را براى اجتماع در نظر نمى گيرند. آن كس كه مى گويد [عشق دوم هميشه دلپذيرتر است] طرفدار اين فرضيه است.

T}نقد و بررسى: {Tعلاوه بر آثار سوء طلاق، بايد گفت كه در اين فرضيه ارزش اجتماعى كانون خانوادگى فراموش شده است و صفا و صميميّت و سعادت در پرتو پيوند زناشويى ناديده گرفته شده است. اين فرضيه ناپخته ترين و ناشيانه ترين فرضيه ها در اين زمينه است V}نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى، ص ۲۶۴٫{V.

T}فرض سوم: طلاق فقط به دست مرد{T

اينكه ازدواج فقط از طرف مرد قابل فسخ و انحلال است و از طرف زن به هيچ نحو قابل انحلال نيست. در دنياى قديم كه ارزشى براى زن قائل نبودند و نيز در جوامع شوهر سالار چنين نظرى وجود داشته است؛ ولى امروز گمان نمى كنيم طرفدارانى داشته باشد؛ چرا كه اگر طلاق ضرورت دارد، اين ضرورت فقط براى مرد نيست و اگر ظلم و اجبار هم در كار است براى حذف طلاق و استمرار پيوند زناشويى، لااقل براى هر دو باشد تا ظلم مضاعف لازم نبايدV}همان، ص ۲۶۶٫{V.

T}فرض چهارم: طلاق قضائى {T

نخست بايد ديد منظور از طلاق قضائى چيست؟ آيا طلاق قضائى به منظور محدود كردن حق طلاق طرفين با سلب اختيار از آنها و دادن اختيار به دست دادگاه به خاطر كاهش آمار طلاق است يا به منظور نظارت دادگاه بر جريان طلاق و جلوگيرى از سوء استفاده ها مى باشد؟

الف) در بسيارى از قوانين جهان، اختيار طلاق مطلقاً در دست قاضى است و تنها محكمه است كه مى تواند به طلاق و انحلال زوجيت رأى بدهد. از نظر اين قوانين تمام طلاق ها، طلاق قضايى است و منظور از آن سخت گيرى و ممنوعيت طلاق جز در صورتى كه زن خطاكار باشد و بايد اين مطلب با رأى دادگاه اثبات شودV}نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، ص ۳۱۵٫{V.

در ميان زرتشتيان، طلاق امر اختيارى نبود و آزادانه صورت نمى گرفت و مى بايستى محكمه اجازه دهد و در صورت امكان، محكمه طرفين را از آن برحذر مى كرد. بنابراين اصل عدم وجود طلاق است فقط در مواردى مانند ارتكاب زنا يا جادوگرى و تعليم آن به ديگران و عقيم بودن زن، به شوهر اجازه داده شده كه زن خود را طلاق دهدV}حقوق زن در اسلام و جهان، علامه يحيى نورى، ص ۴۷٫{V.

طلاق قضايى به معنى فوق، با توجّه به روح ازدواج و هدف از تشكيل خانوادگى و مقام و موقعيتى كه زن بايد در محيط خانوادگى داشته باشد، بطلان آن روشن مى شودV}نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، ص ۳۱۵٫{V زيرا اينها مسائل شخصى هستند و به اختيار شخصى نياز دارد. البته در موارد خاص و استثنايى مى توان از قدرت دادگاه استفاده كرد.

ب) اما اگر منظور نصيحت در دادگاه باشد، قرآن به نحو بهترى آن را حل كرده است، بر اساس آيه كريمه ۳۶ سوره نساء، حكميت نزديكان دو طرف را يك وظيفه دانسته است. بديهى است كه دلسوزى و نيز آشنايى نزديكان زن و شوهر به آنها بسيار بيشتر از افرادى است كه هيچ گونه ارتباطى با آنها ندارند از قوانين جمهورى اسلامى ايران، ضمن قبول نظارت دادگاه از يك سوى، طرح مسئله حكميت از سوى ديگر و نهايت اجبار شوهر به طلاق زن در برخى موارد بلكه طلاق دادن حاكم شرع به نيابت از شوهر، دخالت دستگاه قضائى را به اين معنى پذيرفته است V}ر.ك: جزوه حاضر، فصل اول، صص ۴-۱۰٫{V؛ اما هرگز طلاق را محدود به اجازه محكمه و سلب اختيار از زن و شوهر ننمود.

T}فرض پنجم: طلاق به دست هر يك از زن و مرد به طور مستقل و متساوى {T

مدعيان تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگى كه به غلط از آن به تساوى حقوق تعبير مى كنند ممكن است طرفدار اين فرضيه باشند. بر اساس اين فرضيه، همان شرايط و قيودى كه براى زن وجود دارد بايد براى مرد وجود داشته باشد و همان راه هايى كه براى خروج مرد از اين بن بست باز مى شود عيناً بايد براى زن. باز باشد و اگر غير از اين باشد ظلم و تبعيض و نارواست.

گرچه بايد راهى براى خروج زن از بن بست زندگى باز باشد و لكن با توجّه به تفاوت روحيات و احساسات زن و مرد كه هم علم روانشناسى و نيز داده هاى آمارى آن را تأييد مى كند، استقلال زن در طلاق به منزله بى توجهى به كانون گرم خانوادگى و افزايش راه هاى طلاق و بى بندوبارى در جامعه است V}نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، صص ۲۹۰-۲۹۱٫{V.

T}فرض ششم: طلاق به دست مرد و زن به طور مشترك {T

بعضى مى گويند همان طور كه شروع ازدواج با اراده و خواست طرفين (عقد) بود انحلال آن نيز بايد مبتنى بر خواست هر دو تن باشد، در حالى كه زن و مرد در روحيات عقلانى و عاطفى و احساساتى بودن با هم تفاوت دارندV}ر.ك: مبحث [تفاوت هاى زن و مرد].{V.

آمارهاى جهانى نشان مى دهد ۸۰ درصد پيشنهاد دهندگان طلاق به دادگاه ها زنانند و ۹۰ درصد آنها را مسائل و حوادث كوچكى وادار به چنين پيشنهاد و اخذ طلاق نموده است V}ر.ك: حقوق زن در اسلام و جهان، علامه يحيى نورى.{V. با اين حال آيا دادن حق متساوى طلاق به زنان، به نفع خانواده و دوام آن است؟

ثانياً: اگر در مواردى، مردان زندگى را مشقّت بار و غيرقابل تحمّل سازند، براى زنان نيز مى توانند راه هاى خروج از اين بن بست قرار داد؛ اما اين لزوماً به معناى تشابه راه هاى طلاق نيست، همان طور كه در حقوق اسلامى چنين آمده است.

ثالثاً: اما اگر مسئله طلاق، شارع مقدّس راه را باز نگذاشته است، جز در مواردى كه با عُسر و حَرَج و يا تنفّر و… ؛ اما در مردان به عنوان يك حق طبيعى اين حق ثابت شده است؛ لكن با توجه به اصول اسلامى و نظارت دادگاه ها و نيز برخى اصول اخلاقى كه متأسفانه هنوز چهره حقوقى به خود نگرفته است و به نظر ما بايد اين اصول را مانند قاعده عسر و حرج حقوقى نمود تا از طلاق هاى ناجوانمردانه توسّط مردان جلوگيرى شودV}نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى، صص ۲۶۸-۳۲۸٫{V.

T}فرض هفتم: طلاق به وسيله هر يك از زن و مرد ولى متفاوت از يكديگر{T

با توجّه به اينكه طلاق، امر منفور و مبغوضى است، اجتماع موظف است كه علل وقوع طلاق را از بين ببرد. در عين حال قانون نبايد راه طلاق را براى ازدواج هاى ناموفق ببندد، راه خروج از قيد و بند ازدواج هم براى مرد بايد باز باشد و هم براى زن، اما راهى كه براى هر يك تعيين مى شود متفاوت از يكديگر است. اين نظريه همان است كه اسلام ابداع كرده است V}نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، ص ۲۶۸٫{V.

 

چرا امروزه آمار طلاق در بين جوانان بالا رفته است

چرا امروزه آمار طلاق در بين جوانان بالا رفته است؟

پاسخ:

طلاق به عنوان يکي از تلخ ترين اتفاقات زندگي زناشويي به شمار مي رود و پي بردن به علل آن نيازمند بررسي ريشه‏اي و دقيق است كه به اختصار به بيان بعضي از آنها مي‏پردازيم:

  1. طبق آمار موجود در مجتمع‏هاي قضايي خانواده، يكي از مهم‏ترين عوامل طلاق در كشور، ناشي از معضل شوم اعتياد و عواقب ناشي از آن ـ از قبيل بيكاري، فقر، اختلافات خانوادگي و… ـ است.
  2. معضلات اقتصادي و اجتماعي از قبيل بيكاري و عدم اشتغال، سطح پايين درآمدها، مشكل مسكن و امكانات رفاهي و… از عوامل مهمي است كه زمينه‏هاي طلاق و جدايي را فراهم مي‏آورد.
  3. تغيير ارزش‏هاي حاكم بر جامعه: پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي در پيش گرفته شد كه موجب بروز تضادهاي ارزشي و ناهنجاري‏هاي متعدد گرديد و اين توسعه، نتايجي از قبيل تغيير ارزش‏هاي اجتماعي را در پي‏داشت. جامعه از سنّت به سوي مدرنيته، از ساده‏زيستي به تجمّل، از كمك و ياري و ايثار و گذشت براي جامعه و حتي خانواده به سودجويي فردي، از ارزش قناعت به ارزش ثروت، از انسجام به فردگرايي و از ارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا تغيير جهت داده است.

يكي از عواقب شوم تغيير ارزش‏ها، سست شدن بنياد و كانون خانواده و گسترش طلاق است.

  1. هجوم افسار گسيخته و شوم فرهنگ سراپا مبتذل غرب، تمامي اركان جامعه از جمله خانواده را مورد تهديد قرار داده است. فرهنگ غرب ـ كه ريشه در فردگرايي و اصالت لذت و… دارد ـ انحطاط اخلاق و فروپاشي كانون خانواده را براي ساير جوامع نيز به ارمغان آورده است.

پس زماني كه مشكلات و معضلات اقتصادي، بيشتر خانواده‏ها را در فشار قرار داده باشد و از طرف ديگر، ارزش‏هاي اسلامي و تعهّدات اخلاقي ـ از قبيل ايمان، توكل، قناعت، صبر و احساس مسئوليت نسبت به اعضاي خانواده ـ نيز در اثر تغيير ارزش‏هاي حاكم بر جامعه و تهاجم فرهنگي دگرگون شده باشد، جامعه با سست شدن اركان خانواده و بروز طلاق مواجه مي‏شود.

برخي ديگر از علل طلاق عبارتند از:

عدم کفويت و تناسب زن و شوهر در زمينه هاي اخلاقي، فرهنگي، اقتصادي، تحصيلي، خانوادگي و … .

اختلاف سن.

ازدواج هاي اجباري.

دخالت هاي بي مورد ديگران در زندگي زوجين.

عدم توافق در مسائل جنسي(زناشويي).

عدم تربيت صحيح خانوادگي.

تحقّق كامل عدالت اجتماعي و حلّ نيازهاي اساسي جامعه از نظر اقتصادي، حقوقي، فرهنگي، اجتماعي و بالاخره ايجاد و گسترش مراكز مشاوره براي حل مشكلات و اختلافات خانوادگي و برخي اقدامات ديگر در مجتمع‏هاي قضايي خانواده، براي پيش‏گيري از جدايي خانواده‏ها قابل توجه است.

اميد مي‏رود با حل عوامل طلاق ـ كه در منابع اسلامي به عنوان مبغوض‏ترين حلال خداوند نام برده شده و آثار و پيامدهاي منفي بسيار زيادي بر جامعه دارد ـ به هيچ وجه شاهد چنين معضلي در جامعه اسلامي نباشيم.

 

 

زني كه علاقه شديد به فرزند دارد آيا به جهت اينكه شوهرش قدرت باروري ندارد، مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟

زني كه علاقه شديد به فرزند دارد آيا به جهت اينكه شوهرش قدرت باروري ندارد، مي‏تواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند؟

پاسخ:

T}آيات عظام امام خميني بهجت، صافي، وحيد، تبريزي و سيستاني: {Tخير، اختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمي‏تواند در اين مورد طلاق بدهد.V}امام خميني، استفتاءات، ج ۳، احكام طلاق، س ۲۲ ؛ دفتر: آيات عظام بهجت، صافي، وحيد، تبريزي و سيستاني.{V

T}آيات عظام خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري: {Tخير، اختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمي‏تواند در اين مورد طلاق بدهد؛ مگر آنكه خطر بيماري رواني، زن را تهديد و در عسر و حرج قرار دهد.V}آيت الله مكارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۴۹ ؛ دفتر: آيات عظام فاضل، نوري و خامنه‏اي.{V

من با خانواده مادر شوهرم مشترك زندگي مي كنم ولي زياد راضي نيستم آيا اگر به شوهرم فشار بياورم كه مستقل باشم آيا در حق او خيانت كرده ام چون او قبل از عقد به من گفت كه بايد ۴-۵ سال مشترك زندگي كنيم؟

من با خانواده مادر شوهرم مشترك زندگي مي كنم ولي زياد راضي نيستم آيا اگر به شوهرم فشار بياورم كه مستقل باشم آيا در حق او خيانت كرده ام چون او قبل از عقد به من گفت كه بايد ۴-۵ سال مشترك زندگي كنيم؟

پاسخ:

زندگي مشترک و بودن در کنار خانواده همسري که احيانا متفاوت با خانواده ماست نياز به صبر، گذشت و تحمل ناملايمات دارد. البته اگر زن و شوهر در خانه اي زندگي خود را شروع کنند که مستقل از پدر و مادرشان باشد، در بسياري از مواقع بهتر است تا اين که بخواهند در کنار آنها باشند، زيرا علاوه بر فاصله فرهنگي و رواني که بين آنها و والدينشان وجود دارد و ممکن است نتوانند حقوق يکديگر را درست رعايت کنند، بسياري از چيزهايي است که زن و شوهر مايل نيستند هيچ کس، حتي والدينشان هم از آن آگاه شوند.

اما با اين حال گاهي چاره اي نداريم که براي مدتي در کنار آنها زندگي کنيم، زيرا گاهي مشکلات مالي و خصوصا مسأله تهيه مسکن که مسأله کوچکي هم نيست ما را وادار به اين کار مي کند علاوه بر اين که زندگي در کنار والدين مي تواند فرصت خوبي جهت کسب تجربيات لازم براي زندگي باشد، به شرطي که کوچکترها کاملا به بزرگترها احترام بگذارند و بزرگترها هم با بردباري و صبر، فرزندان خود را راهنمايي کنند.

اما در مورد خصوص سؤال شما، بايد عرض کنيم از ظاهر سؤال شما فهميده مي شود مشکل حادي بين شما نيست، بنابراين با توجه به تعهدي که قبل از عقد داده ايد و نيز فشاري که شوهرتان ممکن است به خاطر اين کار متحمل شود صلاح نيست او را مجبور به اين کار کنيد.

چه بسا اين کار سبب اختلاف بين شما شود و وضعيت از آنچه هست بدتر شود. بنابراين بهتر است به جاي اين که بخواهيد مشکلتان را به زور حل کنيد، در يک جو دوستانه آن را با همسرتان مطرح کنيد تا اگر راهي وجود دارد مشخص شود و اگر هم راهي وجود ندارد، بر تعهد خود باقي بمانيد. شما مطمئن باشيد همسرتان هم مايل به ادامه اين کار نيست و اگر به آن تن داده است چاره اي جز اين ندارد.

 

 



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست