مجموعه ازدواج،فلسفه ازدواج:

از نظر اسلام هدف ازدواج چيست به اختصار توضيح دهيد؟
آيا از نظر ديني مجبور به ازدواج دائم هستيم يا خير؟
در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمده است كه با ازدواج كردن نصف دين خود را حفظ مي كنيم. لطفا توضيح دهيد منظور از اين حديث چيست و چگونه با ازدواج نصف دين حفظ مي شود؟
از نظر اسلام هدف ازدواج چيست به اختصار توضيح دهيد؟

از نظر اسلام هدف ازدواج چيست به اختصار توضيح دهيد؟

پاسخ:

فلسفه و هدف ازدواج از منظر اسلام را در سه امر ميتوان جستجو كرد: كمال، آرامش و بقاء نسل گرچه فوائد زيادي بر آن مترتب است.
مسير كامل شدن: شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت اجتماعي تبديل ميشود. زيرا در پرتو ازدواج و زندگي مشترك خود را به شدّت مسئول حفظ همسر و تامين نيازهاي زندگي و تربيت فرزندان آينده تلقي ميكند و تمام هوش و ابتكار و استعدادهاي خود را به كار ميگيرد. بنابراين ميتوان ازدواج را ماية رشد و كمال انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونهاي آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل ميشود. هر كدام از دو جنس از نظر روحي و جسمي به هم وابستهاند و با قرار گرفتن در كنار هم يكديگر را تكميل ميكنند.
آرامش: مهمترين نيازي كه بر اثر ازدواج تامين ميشود نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگي است. اين نياز كه در سرشت آدمي ريشه دارد چنان مهم است كه خداوند در بيان فلسفه ازدواج ميفرمايد «از آيات و نشانههاي خداوند آن است كه براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داديم تا در كنار آنان آرامش يابيد.» در اوايل جواني احساس تنهائي بيهودگي و نداشتن پناهگاه انسان را فرا ميگيرد ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسري شايسته و دلسوز اين احساس را از بين ميبرد و او را به آرامش روحي ميرساند. اين احساس آرامش به ثبات فكري و روحي، وقار، احساس ارزشمندي و لذّت ميانجامد.
بقاء نسل: يكي از ثمرات بزرگ ازدواج، وجود فرزند و بقاي نسل آدمي است. توليد و تكثير نسل را نبايد كوچك و بياهميّت شمرد. زيرا هدف آفرينش جهان، وجود انسان و پرورش و تكامل اوست. «توليد و پرورش انسانهاي خداپرست، نيكوكار و صالح، مطلوب خداي جهان آفرين است.»(۱)

 

پاورقی:

  1. مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، ناشر دفتر تبليغات اسلامي، چاپ سوّم، ۱۳۷۴، ص۱۳۴-۱۴۸٫

 

منبع:نرم افزار پاسخ

آيا از نظر ديني مجبور به ازدواج دائم هستيم يا خير؟

الف) آيا از نظر ديني مجبور به ازدواج دائم هستيم يا خير؟ نمي خواهم صاحب فرزند باشم آيا اين از نظر ما شيعيان ۱۲ امامي گناه است يا خير؟ لطفاً توضيح بدهيد. ب) مي خواستم ازدواج موقت بكنم، لطفاً در اين زمينه مرا راهنمايي بكنيد چون نه كسي را مي شناسم و نه اطلاعات مورد نياز را در اين زمينه دارم. ج) از جنس مؤنث متنفرم. آيا ذكر اين نكته كافي است كه همسر امام حسن(ع) به او خيانت كرد و او را مسموم كرد؟ چطور مي شود اين كينه و نفرت را از درون بيرون كرد؟ لطفا توضيح كامل بدهيد.

پاسخ:

برادر عزيز از اين كه در پاسخگويي به سئوالات تأخير شده صميمانه پوزش مي طلبيم. پاسخ شما را در سه قسمت ارائه مي دهيم:

الف) حكم ازدواج:از نظر دين اسلام ازدواج امر مستحبي است كه بسيار از طرف ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ مورد سفارش و تأكيد قرار گرفته و چندين آيه(۱) به اصل ازدواج اشاره كرده و آن را تشويق كرده است. پيامبر فرمودند هر كس ازدواج كند، به درستي كه از نصف دينش پاسداري كرده است. از اين رو فقيهان ازدواج را از «مستحبات مؤكد» بر شمرده اند و آن را براي كسي كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته اند.(۲)

ب) حكم داشتن فرزند:داشتن فرزند مورد تأكيد ائمه ـ عليهم السلام ـ است. و فرزند آوري از نظر شرعي مطلوب است چون اولاً مستحب است كه با زن بچه زا ازدواج كنيم، ثانياً به دلايلي تشويق شده ايم كه فرزندان زيادي داشته باشيم. رسول خدا(ص) فرمود ازدواج كنيد چرا كه من به زيادي شما فرداي قيامت افتخار مي كنم حتي به بچه هاي سقط شده چرا كه بچه مي آيد بر در بهشت مي ايستد، به او گفته مي شود كه وارد بهشت شو، مي گويد تا پدر و مادرم داخل نشوند وارد نمي شوم. در حديثي از امام سجاد(ع) مي خوانيم از سعادت مرد اين است داراي فرزندي باشد كه از او كمك بجويد. در حديثي ديگر مي خوانيم كه فرزند بياوريد چرا كه خداوند آنها را رزق مي دهد.(۳)

ج) صيغه موقت:مراجع تقليد مي فرمايند اگر كسي به واسطه نداشتن همسر و نبود شرايط ازدواج دائم به گناه مي افتد، اگر امكان داشته باشد ازدواج بر او واجب مي شود. هر چند به طور موقت (ازدواج موقت).(۴) يافتن همسر صيغه اي نيز مثل يافتن همسر براي ازدواج دائم است و جايگاه خاصي براي معرفي سراغ نداريم. بنابراين با پرس و جو و رعايت مسائل عرفي و ظرافت مي توان به آن رسيد كه گفته جوينده يابنده است. بله در هر شهري صيغه اي يافت مي شود اما اين امر همان گونه كه گفتم مثل ازدواج دائم است و بنگاه ندارد.

د) تنفر از جنس مؤنث:برادر گرامي بهتر بود توضيح مي داديد كه چرا از جنس مؤنث متنفريد؟ از كي اين تنفر به وجود آمده است؟ آيا نسبت به همه زن ها و دخترها حتي نزديكان خودتان اين احساس را داريد؟ آيا نسبت به هم جنس خود تمايل جنسي زياد داريد يا نه؟ به هر حال سئوال شفاف به پاسخگويي خوب مشاور كمك مي كند.
بنابراين ما در اين جا به مباحثي اشاره مي كنيم، شايد كه مورد استفاده قرار گيرد. اگر نسبت به همجنس خود تمايل زيادي داريد حتماً براي معالجه به روان پزشك مراجعه كنيد.
برادرم بد بودن همسر حضرت امام حسن ـ عليه السلام ـ دليل بر بد بودن جنس زنان نيست. چرا كه ما در عالم، زنان وارسته و پاك زيادي مثل حضرت زهرا(س)، حضرت زينب(س) و… داريم. سئوال من از شما اين است كه آيا زنان مي توانند ادعا كنند كه نمي خواهند ازدواج كنند و از مردان متنفرند، به دليل اين كه همسر هند (كه زن خوبي بود) يزيد بن معاويه (لعنت الله عليه) است؟!

تغيير مرجع تقليد:نخست بايد به مجتهد زنده اعلم (از بين مراجع فعلي) مراجعه كنيد. سپس مطابق نظر او در مساله بقاي بر تقليد از ميت عمل كنيد. براي اطلاع بيشتر از روحانيون محل خود نيز كمك بگيريد.(۵)

 

پاورقی:

  1. نور:۳۲٫ روم:۲۱٫ نساء:۳٫
    ۲٫ حسيني، سيد مجتبي، احکام ازدواج، قم، دفتر نشر معارف، چاپ دوم، ۱۳۸۵، ص۴۰٫
    ۳٫ موسوعة احکام الاطفال و ادلتها، مرکز فقه الائمة الاطهار(ع)، قم، اعتماد، چاپ اول، ۱۴۲۵ق، ص۱۱۱ـ۱۱۲٫
    ۴٫ احکام ازدواج، ص۱۲۰٫
    ۵٫ حسيني، سيد مجتبي، رساله دانشجويي، قم، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، ۱۳۸۵، ص۵۱٫

منبع:نرم افزار پاسخ

در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمده است كه با ازدواج كردن نصف دين خود را حفظ مي كنيم. لطفا توضيح دهيد منظور از اين حديث چيست و چگونه با ازدواج نصف دين حفظ مي شود؟

در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمده است كه با ازدواج كردن نصف دين خود را حفظ مي كنيم. لطفا توضيح دهيد منظور از اين حديث چيست و چگونه با ازدواج نصف دين حفظ مي شود؟

پاسخ:

مقدمهبشر از نخستين روزهاي حضور خود بر عرصه خاك و شكوفايي جوانه هاي تأمل و تدبير بر شاخسار حيات، به خوبي دريافته است كه خانواده بهترين مأمن انسان و شايسته ترين كانون براي به فعليت رساندن استعددهاي اوست. اين امر نشان مي دهد كه خانواده يكي از اساسي ترين نيازهاي انسان به شمار مي آيد. ازدواج به عنوان سنگ بناي اوليه خانواده به حساب مي آيد و زمينه بالندگي و پيشرفت معنوي در فرد را ايجاد مي كند. در پرتو تشكيل خانواده است كه انسان مي تواند به تمام استعدادهاي دروني و فطري خود پاسخ دهد و آن ها را به فعليت برساند و بتواند از گذرگاه اسفل السافلين به سوي اعلا عليين، كه همان مقصود خلقت است، راهي بگشايد.(۱)

ازدواج از نظر اسلاماسلام با در نظر گرفتن نقش ازدواج در پاسخ گويي به نيازهاي عاطفي، رواني، اجتماعي و… انسان و همچنين تأثير آن در حفظ و تكامل ايمان فرد، پيروان خود را به اين امر دعوت كرده است.
در قرآن آياتي در مورد اهميت و ضرورت ازدواج به چشم مي خورد، همچنين در متون روايي ازدواج از جايگاه ويژه اي برخوردار است، به گونه اي كه علماء اسلام ازدواج را از امور مستحب موكد قلمداد كرده اند.(۲)
در زير به برخي از اين روايات اشاره مي شود:
الف) امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: هيچ يك از ياران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ازدواج نكرد، مگر اين كه پيامبر پس از ازدواج آنان فرمود: ايمانش كامل شد.(۳)
ب) رسول مكرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: هيچ كانوني در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند از كانون ازدواج محبوب تر و عزيز باشد.(۴)
ج) رسول گرامي اسلام مي فرمايند: هر كس مي خواهد خدا را در حال پاكيزگي و طهارت ملاقات كند به وسيله ازدواج عفت پيشه سازد.(۵)
د) رسول مكرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: اي گروه جوانان! هر يك از شما كه مي تواند ازدواج كند، اقدام نمايد، زيرا ازدواج موجب مي گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفت انسان حفظ گردد ازدواج از نظر اسلام به وجود آورنده مطمئن ترين و آرام بخش ترين رابطه ها و آغاز گر زندگي همراه با طراوت، مودت و ايثار است. از آيات و نشانه هاي قدرت خداوند اين است كه براي انسان از نوع خود، همسراني آفريد تا دركنار آنان، به آرامش و سكون نايل آيند و بين آنان دوستي و رحمت قرار داد.(۶) بديهي است منشا گرايش مرد به زن در خواسته هاي جنسي خلاصه نمي شود كه چنين غرايزي در حيوانات نيز موجود است، آن چه كه باعث گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در سايه انس به زن، مودت و رحمتي است كه خداوند بين آن ها قرار داده است تا در سايه اين مودت به آرامش برسند.(۷) اين پيوند مقدس روان پر التهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزديك مي كند تا در پرتو اين آرامش پاسخ دهد و استعداد هاي دروني و فطري خود را به فعليت برساند و پله هاي تكامل را يكي پس از ديگري طي كند.

نقش ازدواج در تكامل ايمان فرد
الف) عفت و كنترل غريزه جنسي:بي شك يكي از سركش ترين نيروها و غرايز در انسان غريزه جنسي و ميل به شهوت است.
شهوت انسان چنان چه در مسير طبيعي خود ارضاء نشود، زندگي انسان را دچار طوفان گناه و معصيت مي كند و كشتي او را از ساحل امن الهي به گرداب گناه و ورطه هلاكت مي افكند.
در اثر ازدواج، غريزه جنسي، در مسير طبيعي خود قرار مي گيرد و انسان نسبت به گناهاني كه از ناحيه اين غريزه او را تهديد مي كرد، حفظ مي شود. در ضمن ازدواج باعث مي شود كه انرژي و نيرويي كه انسان براي كنترل اين غريزه به كار مي بست در مسير كمال الهي خود به كار گرفته شود همچنين ازدواج به يكي از نيازهاي اساسي انسان پاسخ مي دهد و زماني كه نيازهاي اصلي انسان برآورده شود بهتر مي تواند در مسير رشد معنوي گام بردارد.
به گفته علماء اخلاق، انگيزه اصلي گناهان در انسان سه قوه است: ۱ـ قوه شهويه ۲ـ قوه غضبيه ۳ـ قوه وهميه.(۸) ازدواج مهم ترين عامل تعديل و پاسخ دهي به قوه شهويه است. ازدواج موجب كنترل اين قوه شده و از طغيان آن جلوگيري مي كند. بديهي است با ارضاء قوه شهوت زمينه بسياري از گناهان از بين مي رود و انسان بهتر مي تواند راه كمال را طي كند.

ب) كمالات معنوي:همان طور كه قبلا اشاره شد زن و مرد در كنار يكديگر به آرامش مي رساند و در سايه چنين آرامشي مي توانند مسير تكامل و كمال را بهتر طي كنند. در آيه ۱۸۷ سوره بقره زن و مرد مايه آرامش يكديگر قلمداد شده اند «هن لباس لكم و انتم لباس لهن» همان طور كه لباس، انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشياء حفظ مي كند و مايه آرامش انسان است، زن و شوهر هم همديگر را از انحرافات حفظ مي كنند و مايه آرامش و آسودگي يكديگر در اين دنيا هستند.(۹) اين آرامش از آن جا ناشي مي شود كه اين دو جنس مكمل يكديگر و مايه شكوفايي و نشاط و پرورش يكديگرند به طوري كه هر يك بدون ديگري ناقص است.(۱۰). آري زن و شوهر در كنار هم باعث تكامل يكديگر مي شوند و وجود يكي بدون ديگري ناقص است. و زن در سايه مرد به كمال مي رسد و مرد در پرتو وجودي زن به ايمانش كامل مي شود چرا كه دستگاه با حكمت خلقت اين دو را نيازمند يكديگر قرار داده است. بديهي است كساني كه به اين سنت الهي پشت پا مي زنند، وجود ناقصي دارند و نمي توانند راه كمال را به طور صحيح طي كنند. ۱ـ شهيد مطهري در اين باره مي گويد: افرادي كه هر چند بدون ازدواج، رفتار خويش را مهار كرده و مقامات علمي كسب كرده اند، ولي نوعي نقص، عدم كمال و به تعبيري خاص در آنها مشاهده مي شود. گويي انسان يك نوع كمال روحي دارد كه بجز در مدرسه خانواده كسب نمي شود.نكته جالب توجه آن است كه ازدواج با اين كه رفتار جنسي در بردارد، ولي جنبه تكاملي و رشدي دارد و به همين جهت در اسلام، سنت و مستحب اعلام شده است.(۱۱)

ج) ترك خود خواهياز منظر علماء اخلاق، خود خواهي يكي از عوامل مهم در انحراف انسان از مسير حق و گرايش به باطل است. در سايه ازدواج است كه خود خواهي و منفعت طلبي تبديل به خدمت و تعاون و گذشت و ايثار مي شود و انسان مي آموزد از لاك خود پرستي خارج شود و هر قدر كه الفت بين زوجين بيشتر شود گامي به طرف كمال برداشته و از خود خواهي و خود پرستي خارج مي شوند. در سايه ازدواج است كه انسان از لاك خود پرستي خارج مي شود و نسبت به سرنوشت ديگران هم حساس مي شود و حاضر مي شود كه از لذت هاي خود چشم بپوشد تا ديگران در آسايش و راحتي باشند(۱۲) زماني كه انسان از لاك خود پرستي خارج شد مي آموزد ديگران را دوست بدارد و به آنان عشق بورزد و رنج آنان را رنج خود و آسايش آن ها را آسايش خود پندارد، به طوري كه هر آن چه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد.(۱۳)
تعادل روحي و رواني: انسان نيازهاي مختلفي دارد و از جمله نيازهاي جسماني، نياز به محبت، نياز به زيبائي، نياز به ايمان و خدا پرستي و…. ارضاي نيازهاي انسان در سلامت رواني و جسماني او موثر است و بديهي است تا زماني كه نيازهاي مختلف انسان به طور كامل و به طور صحيح پاسخ داده نشود طي كردن مسير رشد و كمال با مشكل و سختي رو برو خواهد شد نيازهايي چون نياز به خدا پرستي و ايمان زماني به صورت كامل در انسان شكل مي گيرد كه نيازهايي كه در سطح پائين تر قرار دارند تا حدي ارضاء شوند. ازدواج و تشكيل خانواده ابزار مناسبي جهت پاسخ گويي به اين گونه نيازها مي باشد.
و در پرتو ارضاء نيازهاي روحي، رواني، عاطفي و جسماني انسان حس خدا پرستي و ايمان به طور كامل تري در انسان شكل مي گيرد.(۱۴)
البته نقش ازدواج در كمال ايمان انسان به موارد بالاخلاصه نمي شود و ما براي طولاني نشدن بحث به اين موارد اكتفاء كرديم. شما مي توانيد براي كسب اطلاعات بيشتر به منابعي كه در پايان پاسخ معرفي مي شود مراجعه كنيد.

 

پاورقی:

  1. پناهي، علي احمد، مجله معرفت، قم، موسسه پژوهشي آموزشي امام خميني، شماره ۱۰۴، ص۳۴٫
    ۲٫ مستدرک الوسائل، نشر موسسه آل البيت، چاپ چهارم، ج۱۴، ص۱۵۰٫
    ۳٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۰، ص۲۶۲٫
    ۴٫ مستدرک الوسائل، همان، ج۱۴، ص۱۵۰٫
    ۵٫ روم : ۲۱٫
    ۶٫ معرفت، شماره ۱۰۴، ص۳۵٫
    ۷٫ همان.
    ۸٫ مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چاپ پانزدهم، ج۱، ص۶۵۰٫
    ۹٫ همان، ج۱۶، ص۳۹۱٫
    ۱۰٫ سالاري فر، محمد رضا، نظام خانواده در اسلام، قم، مرکز مديريت حوزه علميه خواهران، چاپ اول، ص۳۰٫ مطهري، مرتضي، به نقل از تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام، ص۱۶۶ـ ۱۶۷٫
    ۱۱٫ تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام، همان، با کمي تصرف، چاپ هشتم، ص۱۶۶٫
    ۱۲٫ اشاره به نامه امام علي ـ عليه السلام ـ به امام حسن ـ عليه السلام ـ
    ۱۳٫ نظام خانواده در اسلام، ص۲۱٫
    ۱۴٫ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمه، چاپ هفتم، ج۵، ص۲۲۵۰، ح۷۸۰۵٫

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست