مجموعه فرزندان، فرزندآوری:

زن و مرد چگونه بچه دار ميشوند؟
فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ
هدف از بچه دار شدن چيست؟ چه لزومي دارد كه بچه اي را به دنيا آوريم و براي بزرگ كردن آن مشكلات زيادي را تحمل كنيم و انساني را به اين دنياي پر از ظلم و فساد وارد كنيم كه با كوله باري از گناه از اين دنيا برود؟
زن و مرد چگونه بچه دار ميشوند؟

زن و مرد چگونه بچه دار ميشوند؟

پاسخ:

در پاسخ به سؤال شما نخست آيهاي از كلام زيباي الهي را بيان كرده و بعد به جنبههاي مختلف سؤال پاسخ ارايه ميگردد. خداوند متعال در قرآن ميفرمايد «و از هر چيزي ۲ نوع بيافريديم.»(۱)
در اين بساط جفت بودن و زوج بودن هر چيزي حقيقتي است كه استثنا برنداشته و اين واقعيت كه نسبت به تمام موجودات هستي، اعم از جماد و نبات و حيوان و انسان فراگير است عنايت و رحمت الهي در ذات زوجها و جفتها از هر نوعي، كشش و جاذبه و رابطة عاشقانه، و ميل به يكديگر برقرار نموده است. تا اين جاذبه و كشش، و اين ميل و رابطه، تحت نظامي خاص و شرايطي معين، چه در نظام تكوين، چه در عرصه گاه تشريع منتهي به ازدواج و جفت گيري و توالد و تناسل، و تكثير نوع شود، و از اين راه باعث بقاء نظام عالي آفرينش گردد، و هم اينكه تمام موجودات از هر جنس و نوعي كه هستند به لذت زندگي و خوشي در حيات و بهرهمندي از وجود خود و ديگران برسند رابطه توالد و تناسل در عالم جمادات، به هر صورتي كه هست به صورت ميل تركيب عنصري با عنصر ديگر، و در نتيجه پديد آمدن عنصر سوم، مانند تركيب اكسيژن و هيدروژن كه دو عنصر سوزان و سوزنده است و نتيجه تركيب و ازدواج اين دو گاز سوزان و سوزنده، به صورت آب سرد و خنك و ماية حيات و نشاط است يا به صورت جذب و انجذاب، همراه با نتايج بسيار زياد آن يا به صورت دو جريان مثبت و منفي و پديد آمدن منافع بيشمار،‌از عجايب و شگفتيهاي هستي و محصول اراده و رحمت خداوند است، و همين رابطه بين دو عنصر يا عناصر، و ميل به يكديگر و خلاصه خط عشقي كه بين جمادات نسبت به يكديگر حاكم است. باعث تكثير نسل و تداوم نوع، و برپا بودن نظام عالي خلقت و عرصه گاه زيباي هستي است.
اگر در مورد گلها بررسي كنيم،‌ميلهها و پرچمهاي ظريفي در وسط آن ديده ميشود كه آنها را نافه مينامند و تعداد آنها در گلها مختلف است، و در عين حال حساب مخصوصي دارد در بالاي اين ميلههابرآمدگي كوچك و زرد رنگي است كه آن را «بساك» ميگويند، در ميان بساك كيسة بسيار كوچكي است كه چهار حفره دارد، و در ميان آنها دانههاي گرده قرار گرفته است دانههاي گرده، دانههاي بسيار ريز ميكروسكپي هستند كه در عمل شباهت تامي با نطفة حيوانات دارند! پس از برقراري عمل لقاح بين آن و قسمتهاي ماده، تخم گل درست ميشود دانههاي گرده با آن كوچكي به نوبة خود داراي ساختمان تودرتو و نازك كاريهاي شگفت آوري ميباشد.
در مورد حيوانات نيز عمل لقاح و نزديكي براي ازدياد نسل آنها به طور طبيعي با جفت گيري نر و ماده صورت ميگيرد.
اما انسان كه گل سرسبد آفرينش ميباشد اين امر بعد از ازدواج صورت ميگيرد چون علاوه بر اين كار، انس و آرامش رواني، حفظ عفت و مصونيت از گناه، سلامت و امنيت اجتماعي نيز از اهداف ازدواج ميباشد. از آنجا كه خداوند تبارك و تعالي هر غريزهاي كه در وجود انساني قرار داده براي ارضاي صحيح آن دستوراتي را نيز فرموده است،‌براي غريزة جنسي نيز دستوراتي در قالب حرام و حلال و مستحب و مكروه نسبت به آن داده است اين آداب و دستورات با توجه به همان اهداف است يعني هم بهداشت رواني ازدواج را در نظر گرفته تا زن و مرد از طريق اين رفتار به سكون و آرامش رواني و اوج لذت مشروع دست يابند و هم حفظ عفت و سلامت نسل و مسايل بهداشتي را مورد توجه قرار داده است.
خداوند متعال در اين زمينه ميفرمايد «و از آيات خداوندي است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد، كه در كنار او آرامش يابيد، و ميان شما عشق و محبت و مهرباني قرار داد كه در اين حقيقت نشانههايي از خداست براي مردمي كه در گردونه انديشه و فكر نسبت به حقايق به سر ميبرند.(۲)
در آخر نتيجه ميگيريم كه همة موجودات زنده اعم از گياهان و حيوانات و انسان براي بچهدار شدن و توليد نسل بايد عمل جفتگيري بين نر و ماده انجام گيرد منتهي در انسان از راه ازدواج و قوانين مخصوص به آن محقق مي شود.

 

پاورقی:

  1. ذاريات:۴۹٫
    ۲٫ روم:۲۱٫
فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ

فاصله گذاري بين فرزند بايد چند سال باشد. از هر لحاظ.(ناگفته نماند براي خانواده اي كه از سطح زندگي متوسطي برخوردارند و تمايل ندارند فقط يك فرزند داشته باشند).

پاسخ:

در فاصله گذاري بين فرزندان بايد نكات مختلفي را مورد توجه قرار داد. نكاتي مثل شرائط اقتصادي، وضعيت روحي و جسمي فرزند اول، مسكن، شغل، تعادل روحي و جسمي والدين و … . به عنوان مثال خانواده اي كه از جهت شغل مشكل دارند دائماً در حال استرس و فشار روحي هستند و از سوي ديگر نيز بخاطر عدم دريافت حقوق مناسب از جهت تغذيه و … مشكل خواهند داشت پس در فاصله گذاري بين فرزند بايد به ابعاد مختلفي توجه داشت.

شرائط معموليبا توجه به نكات فوق بايد گفت كه اگر خانواده اي از لحاظ مختلف در حد متوسط به بالا باشند بهترين سن براي فاصله ميان دو فرزند ۴ ـ ۳ سال است و اين امر بخاطر دلائل ذيل است:
۱٫ در اثر هر زايمان بدن مادر افت مي كند و بايد براي زايمان بعدي ترميم شود (بهتر است در اين زمينه با پزشك خود نيز مشورت كنيد)،
۲٫ از نظر تأثير ميزان وقت براي هر فرزند و از نظر شير دادن و تربيت كردن با فاصله سني كم، باعث مي شود مادر به هيچ يك از كودكان قبلي و بعدي نرسد و خودش هم ضعيف شود.
۳٫ عامل حسادت و رقابت هاي نامطلوب كه معمولاً بين كودكان با فاصله سني كم پيش مي آيد، تا حدود زيادي مرتفع مي گردد.
۴٫ مادر فرصت تأمين نياز هاي كودك نوپا را بدست مي آورد (چون مستلزم حركات و فعاليت هايي است) كه مادر باردار رابا اشكالات مواجه مي نمايد كه انجام اين امور براي سلامتي مادر و جنين خطرناك است.
نكته: احساس مادر نسبت به فرزند ناخواسته احساس دفع و طرد است و به عكس اگر مادري منتظر فرزندش باشد، احساس محبت و پذيرش دارد. اين مادر سعي مي كند نكاتي را رعايت كند كه به سلامت جسمي و روحي كودك كمك كند چون علاقه به كودك دارد، انگيزه توجه به نيازهاي او در مادر به وجود مي آيد در حالي كه مادري صاحب فرزند ناخواسته شده نه از فرزندش مراقبت مي كند و نه از خودش.

هدف از بچه دار شدن چيست؟ چه لزومي دارد كه بچه اي را به دنيا آوريم و براي بزرگ كردن آن مشكلات زيادي را تحمل كنيم و انساني را به اين دنياي پر از ظلم و فساد وارد كنيم كه با كوله باري از گناه از اين دنيا برود؟

هدف از بچه دار شدن چيست؟ چه لزومي دارد كه بچه اي را به دنيا آوريم و براي بزرگ كردن آن مشكلات زيادي را تحمل كنيم و انساني را به اين دنياي پر از ظلم و فساد وارد كنيم كه با كوله باري از گناه از اين دنيا برود؟ در ضمن اين همه زحمت و هزينه كه براي براي تربيت و بزرگ كردن بچه اختصاص مي دهيم مي توانيم براي رشد و ترقي خود صرف كنيم چه لزومي دارد كه بچه اي را به دنيا بياوريم كه آخر آن طور كه دلمان مي خواهد تربيت نمي شود؟ اگر حضرت نوح(ع) مي دانست كه صاحب چنين فرزندي مي شود هيچ وقت بچه دار نمي شد. كساني كه بچه دار نمي شوند آسايش و آرامش بيشتر و مشكلات كمتري دارند و در آخرت هم به خاطر نوع تربيت كردن فرزندشان بازخواست نخواهند شد. اكثر زوج ها هدف از بچه دار شدن را نمي دانند و فقط مثل چهارپايان توليد مثل مي كنند و اگر هم بدانند فاقد مهارت هاي لازم براي تربيت بچه هستند و فقط بخاطر اينكه در دوران پيري عصاي دستشان شوند يا ترس از حرف مردم يا ايجاد تنوع در زندگي يا ترس از دست دادن همسر و اعتماد به نفس پايين يا بارداري ناخواسته و دلايل مضحك ديگر اقدام به بچه دار شدن مي كنند كه هيچكدام انگيزه مناسب و درستي براي بچه دار شدن نيست. لطفا شما پاسخ دهيد.

پاسخ:

با سلام خدمتتان عرض مي کنيم که به اين سوالات از زواياي متعدد مي توان جواب داد ابتدا  به چند جواب نقضي و ردي روي مي آوريم :

۱- دوست عزيز اگر همه مانند شما فکر مي کردند خودت الان بدنيا آمده بودي و ديگر نبايد سراغي از آدمي در روي زمين گرفت .

۲-  اين پيامدهاي منفي و انگيزه هايي که بيان نموديد بايد الان در ذهن و فکر شما هم خود نمايي مي کرد يا الان خودتان با کوله باري از گناه از اين دنيا مي رويد ؟

۳- آيا انگيزه ي پاک و الهي و مفيد در ذهن و عمل نمي توان جستجو نمود که از  انگيزه هاي نابجا حرف ميزنيد مانند توليد و فرزند پاک و سالم  و فرزند صالح و بند خوب خدا و …

۴- اگر در تربيت فرزند ناتوانيم و يا راه و رسم آن را نمي دانيم  دليل نمي شود که فرزند نداشته باشيم  بلکه بايد آيين فرزند آوري را بياموزيم  تا هم  فرزند آوري داشته باشيم و هم در تربيت موفق باشيم .

۵-  مگر هزينه ي عدم فرزند آوري کم است که فرزند آوري  هزينه اش زياد است در ثاني اين هزينه در برابر تاثيرات معنوي و تربيتي بسيار کم است افزون بر اينکه تربيت آوري را نبايد با توليدات اقتصادي و سرمايه گذاري هاي مالي مقايسه نمود .

۶- فرموديد دنياي پر از ظلم و فساد  اما اين فساد و … را  چه کسي بوجود آورده است ؟  جز ما انسانهاي بزرگسال ؟ حال چرا بواسطه ي ظلم ما ديگران از حيات محروم شوند .

اما از ديدگاه ديني  و تربيتي :

۱- فرزند آوري نوعي مشارکت در زمينه ي سازي خلقت است که خداوند آدمي را به تاثير گذاري دعوت نموده است و با تاثير و نقش آفريني  در اين  زمينه ي را برعهده او گذارده است و اگر همه از اين تعهد واگذار شده سر باز زنند بي ترديد گناه نموده و تداوم نسل بشر را با مشکل مواجه نموده اند .

۲- رسول خدا صلي الله عليه واله مي فرمايند فرزند آوري نماييد من در روز قيامت به کثرت فرزندان شما مسلمانان مباهات مي کنم  . بنابر  اين فرزند آوري نوعي مطلوبيت دارد .  شايد علت اين سخن براي ما روشن نباشد ولي واقعيت بي ترديدي اين است که فرزنداوري مطلوب است .

۳- هميشه اين نوع مشکلات بوده و الان هم همينطور مشکلات در اين زمان بيشتر از قبل نيست و چه بسا راحتر از قبل است

۴- تدوام نسل در تمام دورانها با مشکلات همراه بوده و مگر گمان مي کنيد پدران و مادران ما بدون دغدغه و به راحتي ما و شما را تحويل جامعه داده اند ؟چگونه انها متحمل زحمت شوند ولي ما حاضر به قبول اين زحمت نباشيم ؟

۵- ارزشمند ي کار در صعوبتان است وتربيت فرزند هم  يقينا ممکن است  ومحال نيست و بايد با تلاش آن را ممکن ساخت و به اجر و مزد آن رسيد .

۶- اگرما خود  تربيت شده باشيم راحت مي توان تربيت کرد . مهم اين است که خود رعايت کنيم بويژه که کانون اوليه ي تربيت خانواده است نه جامعه   انسان تربيت يافته در خانواده ايده ال هر چند جامعه فاسد باشد به انحراف مبتلا نخواهدشد چون سنگ بناي شخصيت او پي ريزي شده است .

۷- فرزند آوري و توليد نسل داراي انگيزه هاي فردي مقدس و الهي است که در روايات متعدد به ان اشازه شده مانند اينکه زياد شدن نسل بشر موجب فزوني ياد خدا و انجام اعمال نيک و کمک به همنوع و… مي شود .

۸- درست است افراد بشر برخي سراسر فساد هستند ولي در اين بين افراد پاک سرشت کم نيستند و تعداد انها بيش از افراد مفسد است . و وجود مصلحان در کنار افراد پليد ارزش خود را پيدا مي کند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست