مجموعه اجتماعی، معاشرت و دوستی:

اساسا در احاديث ما چه راهكارهاي عملي براي دوري از انزوا و دوستي با ديگران بيان شده است؟ نيز رعايت چه نكاتي در دوستي با ديگران و تداوم دوستي بيان شده است؟
اينكه مي گويند دوست بد نداشته باشيد در شما اثر بد مي گذارد، پس دختران بد با چه كساني دوست شوند؟ تا هدايت شوند اگر ما با آنها دوست شويم، شايد روي آنها تاثير بگذاريم ؟ در هر صورت چه بايد كرد ؟
بنده در برخورد با ديگران دچار مشكلاتي هستم
به چه كساني مي توان اعتماد كرد و با آنان درد دل نمود و چرا بعضي نمي توانند به دوستان خود اعتماد كنند؟
چه كسي را بايد به عنوان دوست انتخاب كرد؟ لطفا شرايط آنرا بيان نماييد.
در شرايط كنوني انسان بايد چگونه دوستي داشته باشد و وظيفه او در مقابل ساير دوستانش چه مي باشد دوست دارم از قرآن و نهج البلاغه مرا راهنمايي كنيد و يك شعر هم داشته باشد.
دو دوست هستند كه جديدا با هم قهر هستند كه علت اين جدايي مقصر بودن نفر اول است براي بهبود رابطه چه كاري بايد كرد؟
دوستي الهي چه نوع دوستي است؟ دو دوست چگونه مي‌توانند يكديگر را به ياد خدا و آخرت بيندازند.
راه آشتي كردن با دوست را توضيح دهيد؟
روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟
كسي مرا دوست ندارد بايد چه كنم؟
من و دوست پسرم ده سالي مي شه همديگرو دوست داريم بدون اينكه كسي بدونه
مي خواستم يكي از دوستانم را به سوي خدا بيارم به هيچي اعتقاد نداره ولي مادرش اعتقاد داره. مي خواستم عوضش كنم خيلي تنهاست ميخوام از تنهايي بيارمش بيرون اگر مي شود من را راهنمايي كنيد.
من مي خواستم بدانم شدت علاقه به يك دوست تا چه حد معقول است؟ مثلا دل گرفتي در اثر دوري از يك دوست طبيعي است يا غير عادي؟
ماهيت، حدود و انواع دوستي از جهت شرعي و روانشناسي چيست؟
اساسا در احاديث ما چه راهكارهاي عملي براي دوري از انزوا و دوستي با ديگران بيان شده است؟ نيز رعايت چه نكاتي در دوستي با ديگران و تداوم دوستي بيان شده است؟

اساسا در احاديث ما چه راهكارهاي عملي براي دوري از انزوا و دوستي با ديگران بيان شده است؟ نيز رعايت چه نكاتي در دوستي با ديگران و تداوم دوستي بيان شده است؟

پاسخ:

دين اسلام ،دين محبت ودوستي وپيوند وارتباط ودوري از انزوا ورهبانيت است،مگر در موارد خاصي که دوستي وحضور در جمع،سبب انحراف وگناه گردد.

توجه واهتمام فراوان اسلام به صله ارحام وپيوند با خويشاوندان ومنع قطع ارتباط،وسفارش به حضور در اجتماعات وبا خبر شدن از حال ديگران،وبه فکر ديگران بودن ودستور به سلام دادن ومصافحه ومعانقه نمودن در بر خوردها،ونهي از قهرکردن با ديگران،وتأکيد بر ديد وباز ديد وملاقات بردران ديني و ميهماني دادن وعيادت مريض ها،واينکه باديگران با عفو وگذشت بر خورد کنندوگله وشکايت از همديگر نداشته باشندو…دستورات فراوان ديگري که حاکي از توجه اسلام به اتحاد وپيوند واجتماع مسلمانهاودوري از تفرقه مي باشد ،بيانگر اهميت دوستي صادقانه در اسلام است،در مجموع به همه اموري که سبب دوستي ورفاقت وپيوند شود،دردين ما توجه شده وهر چيزي که سبب تفرقه وجدائي وبه هم زدن دوستي ها شود ،ممنوع گرديده است،اموري که بيان تفصيلي آنها نياز به نوشتن کتاب وکتابهائي است وهمان سر فصل هائي را که بدانها اشاره شد هر کدام کتابي را در شرح وبسط آن مي طلبد.

جهت اطلاع بيشتربه اين کتابها رجوع نمائيد.

۱-محمدي ري شهري،دوستي در قرآن وحديث،ترجمه سيد حسن اسلامي،موسسه فرهنگي دار الحديث،۱۳۷۹

۲-جواد محدثي،اخلاق معاشرت،انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم

۳-معراج السعاده،مرحوم نراقي

توضيحات زير هم خالي از لطف نيست.

۱- موضوع دوستى وانتخاب دوست، يكى از موضوعات مهم زندگى انسان محسوب مى‏شود. اين موضوع بخصوص براى جوانان حساستر و چالش ‏برانگيزتر است، زيرا دوران جوانى زمان بروز گرايشهاى شديد عاطفى و تاثيرپذيرى عميق از گروه‏هاى همسال است. به طور كلى بخش بزرگى از شخصيت جوان در اين دوره و تحت تاثير ارتباطهاى دوستانه شكل مى‏گيرد. از ديد يك جوان، محبت و عاطفه بزرگترين احساس زندگى است. وجود اين احساس، هر جوانى را به سمت و سوى دوست‏يابى و گزينش دوستان سوق مى‏دهد. در اين دوره از زندگى، پايه و بنيان دوستى‏هايى نهاده مى‏شود كه ممكن است در طول عمر برقرار و همچنان تاثيرگذار بماند. به لحاظ تاثيرگذارى به ارمغان خواهد آورد. هنگامى كه آينه فكر با دورانديشى صيقلى مى‏شود، روى خوشبختى را در آن مى‏توان ديد. شخصى كه تصميم مى‏گيرد با ديگران پيوند دوستى و مودّت برقرار كند، همچون مهندس ساختمانى است كه ابتدا نقشه ساختمانى را كه در نظر دارد بسازد مى‏كشد و سپس با مشورت و تاييد متخصصان فن، آن را در مكان و فضاى مناسبى بنا مى‏نهد. طراحى دوستى با ديگران، كمتر از مهندسى و طراحى يك ساختمان نيست. هر ساختمانى ممكن است با كمى ارتعاش فرو ريزد، ولى دوستى‏هاى مستحكم، هرگز به آسانى قابل فروپاشى نيست و حتى قرب و بعد زمانى و مكانى در آن تاثيرى ندارد. بايد اعتراف كنيم، تاثير دوست در مسير زندگى و آينده انسان به حدى عميق است كه مى‏تواند به سعادت يا شقاوت آدمى بيانجامد و از سوى ديگر محبت و مودّت، چنان مغناطيس‏وار اشخاص را واله و شيداى هم مى‏سازد كه ممكن است موجب تشابه در ايمان قلبى و رفتار مذهبى آنان گردد در حديثى از پيام‏آور رحمت، محمد مصطفى (ص) نقل شده كه فرمود: هر انسانى به دين دوست و قرين خود است : (المرء على دين خليله و قرينه)

تو اول بگو با كيان دوستى‏

پس آنگه بگويم كه تو كيستى‏

خداى متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد: در قيامت بعضى بر خويش نهيب مى‏زنند و خود را سرزنش مى‏كنند كه اى كاش با فلانى دوست نبودم كسى كه مرا از ياد خداى بازداشت و گمراه نمود چگونگى شناخت: براى انتخاب دوست علاوه بركسب شناخت پيرامون خصوصيات ظاهرى، موقعيت اجتماعى، وضعيت خانوادگى، كسب معرفت نسبت به اهداف و مقاصد، گرايش‏ها، افكار، باورها و سجاياى اخلاقى او نيز ضرورى مى‏نمايد. بايد ببينيم: آيا مى‏توانيم مسير زندگى را با دوستان منتخب خود بپيماييم ؟ ايشان يار راه‏اند يا بار راه؟ آيا اهداف فردى و گروهى ما يكى است؟ آيا مى‏توانيم به آنها اطمينان كنيم؟ به هنگام دشوارى و نياز كمكمان خواهند كرد؟ آيا بر ما تاثير رحمانى خواهند گذاشت يا شيطانى؟ با درنظرگرفتن اين مسايل است كه بزرگان و الگوهاى حقيقى ما فرموده‏اند: نخست همراه و همسفر برگزينيد، آنگاه قدم در راه نهيد (الرفيق ثم الطريق).

كسب تجربه و آزمايش، بهترين و مؤثرترين راه پى‏بردن به مكنونات و ويژه‏گى‏هاى درونى افراد است. عقل حسابگر آدمى مى‏تواند با استفاده از قراين و شواهد امر به مقدماتى رسيده، آنگاه آن مقدمات را دستمايه نتايج و تصميم‏هاى خود قرار دهد. براى مثال: دروغگويى خللى براى روابط دوستانه است، اگر اين صفت ناپسند در گفتار و كرداركسى به صورت مستمر مشاهده شود، به اين نتيجه و تصميم مى‏رسيم كه دوستى با چنين شخصى روا نيست.

على (ع) در زمينه امتحان دوست فرموده است: قبل از اين كه كسى را به برادرى خويش برگزينى او را آزمايش نما، زيرا آزمايش، معيار شناخت و تميز ميان صاحبان خير و شر است (قدم الاختبار فى اتخاذ الاخوان، فان الاختبار معيار يفرق الاخيار و الاشرار)و نيز فرموده است: اگر خواستى باكسى برادرى نمايى ابتدا به وسيله آزمايش او را خوب زير و رو كن تا كاملا او را بشناسى و سپس به او بپيوندى، كسى كه برادرانش را زير و رو مى‏كند به گوهر شخصيت آنها پى خواهد برد (من قلب الاخوان، عرف جواهر الرجال)

راه ديگرى را كه براى شناختن واقعى افراد هست، كسب اطلاع از دوستان، معاشران و همنشينان آنها است. صائب تبريزى دراين زمينه چه نيكو سروده است:

توان ز ظاهر هر كس به باطنش پى برد

ز آب، شورى و شيرينى زمين پيداست‏

به امتحان نبود اهل هوش را حاجت‏

عيار عالم و جاهل ز همنشين پيداست‏

و امير بيان، على (ع) فرموده است: همنشينى با بدكاران بدبينى به نيكان را پديد مى‏آورد و همنشينى با نيكان، بدكاران را به نيكان مى‏پيوندد. از آن رو هرگاه موقعيّت كسى بر شما مبهم گشت و دين او را نشناختيد، به معاشرانش بنگريد، اگر اهل دين خدا بودند، او نيز پيرو دين خداست و اگر پيرو دين خدا نبودند، او نيز بهره‏اى از دين ندارد.

۲- اکنون به ويژگي هاي يك دوست خوب از نظر قرآن و روايات اشاره مي كنيم تا با رعايت آنها در انتخاب دوست خوب موفق باشيد:

الف. از شرايط يك دوست ايده ال وفاداري است . دوست بايد به اصول اخلاقي و تعهدات دوستي و عهد و پيماني كه منعقد مي سازد پايبند و وفادار باشد.

ب. مؤدب بودن به آداب اجتماعي و متخلق بودن به اخلاق نيك و پسنديده شرط ديگر دوست ايده ال است . چه آدمي متأثر از همنشين و دوست خود است و شخصي بيگانه با آداب اجتماعي نه تنها به شما آسيب مي رساند و به واسطه رعايت نكردن آداب اجتماعي و اخلاق نيك حيثيت شما را تهديد و به آن آسيب مي رساند بلكه به صورت غير مستقيم بي ادبي را به شما نيز مي آموزد و راه و رسم تخلف از اخلاق پسنديده و نيك را به شما ياد مي دهد و سد راه تخلق به اخلاق حسنه مي گردد.

ج . آگاهي و بينش عالي داشتن از ديگر ويژگي هاي يك دوست خوب است . آگاهي و بينش چراغ راه و جهت دهنده حركت است و چه زيباست كه دو همراه در مسير زندگي از پرتو فيض وجود يكديگر بهرمند شده و پا بپاي يكديگر گام بردارند و در اين مسير خود را از انحرافات مصون و وجودشان را از آفات بيمه سازند و اولين گام در اين فعاليت شناخت انحرافات و آفات و راه مقابله با آنها مي باشد و شخص جاهل و نادان از اين كار عاجز و تسليم انبوه انحرافات خواهد شد و از تشخيص راه از چاه ناتوان است . پر واضح است كه چنين فردي نه تنها خود را به اعوجاج و انحراف مي كشاند بلكه همراهان خود را مبتلا مي سازد و لذا براي مصونيت يافتن از انحرافها و پي بردن به آفات و انحرافات و شناخت راه حق داشتن دوست آگاه و مطلع يك ضرورت بي ترديد است.

د . ديانت و پايبندي به احكام دين و فرامين الهي . اگر اهل دين بودن يك امتياز است و پايبندي به احكام شريعت يك ضرورت مي باشد بايد تمام عوامل موئثر در اين خصيصه را تأمين نمود و دوست خوب بواسطه تأثيري كه بر رفتار شما دارد بايد شما را به سمت اين ويژگي ايده ال دعوت نمايد. اگر دوست شما باعث محروميت شما از خوبي ها گردد و به نوعي موجب متضرر شدن شما شود – آن هم ضرري كه جبران ناپذير يا جبران آن سخت است – اين دوستي دوستي پسنديده و معقولي نيست .

ه . دور انديشي از ديگر ويژگي هاي دوست خوب است تا قبل از بروز خلل و انحراف در زندگي و هر گونه حادثه منفي و ناخوشايندي شما را آگاه و مطلع سازد. و الا در آن صورت دو نفر همراه هم به خطا مبتلا مي شويد.

و . خدا پروائي و پرهيزكار بودن در همه امور خدا و دستور و رضايت خدا را مد نظر داشتن.در برخي روايات اين معيار به اين شکل بيان شده است :

سخن گفتنش موجب افزوني علم و دانش شما گردد.

– رفتارش شما را به فكر آخرت بياندازد.

– ديدارش شما را به ياد خداوند اندازد.

ز . آينه يكديگر بودن و خير خواهي نمودن و عيب يكديگر را دوستانه – نه خصمانه – متذكر شدن شرط ديگري است كه موجب پيشرفت روز افزون شما خواهد شد و راه ايراد گرفتن ديگران و برخوردهاي تلخ و تهديدآميز و… را سد خواهد كرد. و بالاخره يكي ديگر از شرائط دوست خوب هم ترازي اجتماعي دو دوست و تواضع نمودن و احترام متقابل است.

۳-در روايات تاکيد شده از دوستي با افرادي كه ويژگي هاي زير را دارند بايد پرهيز نمود:

۱- افراد سخن چين و نمام .

۲- افراد پست و تن پرور و آسوده خواه

۳- افراد دروغگو

۴- افرادي كه به احكام و مقررات ديني پايبند نيستند .

۵- كساني كه تندخو و بد اخلاق مي باشند .

۶- افراد ترسو

۷- افراد بخيل و خسيس

۸- افرادي كه متهم شناخته شده و حيثيت اجتماعي مطلوب ندارند .

۹- افرادي كه از ستمگري و عدم رعايت حقوق ديگران ابايي ندارند .

۱۰- نادان , كم ظرفيت و پر توقع و…

۴- براي آگاهي بيشتر به منابع ذيل مراجعه نماييد :

۱- دوستي در قرآن و حديث , نوشته آقاي ري شهري

۲- دوستي و دوستان , نوشته آقاي سيد هادي

۳- آئين دوستي در اسلام , نوشته آقاي بابازاده.

 

اينكه مي گويند دوست بد نداشته باشيد در شما اثر بد مي گذارد، پس دختران بد با چه كساني دوست شوند؟ تا هدايت شوند اگر ما با آنها دوست شويم، شايد روي آنها تاثير بگذاريم ؟ در هر صورت چه بايد كرد ؟

اينكه مي گويند دوست بد نداشته باشيد در شما اثر بد مي گذارد، پس دختران بد با چه كساني دوست شوند؟ تا هدايت شوند اگر ما با آنها دوست شويم، شايد روي آنها تاثير بگذاريم ؟ در هر صورت چه بايد كرد ؟

پاسخ:

انسان، موجودي اجتماعي است و احساس تعلق و دلبستگي به ديگر انسان ها از اساسي ترين نيازهاي فردي اوست. اين نياز در زمينه هاي مختلف از جمله روابط با افراد هم سن و سال و تشكيل دوستي با آنها، نمود پيدا مي كند. روانشناسان معتقدند كه اين روابط مي تواند بررشد رواني، جسمي، اجتماعي فرد تاثير گذار باشد و ارزشها، اعتقادات، آداب و رسوم اجتماعي و نيز ز بان و فرهنگ را به همديگر انتقال مي دهند.(۱)
امام علي _ عليه السلام _ درباره گرايش افراد به يكديگر مي فرمايند: «روح و روان انسانها متفاوت است، پس هر كدام به ديگري شبيه باشد به او نزديك مي شود و البته مردم از نظر رواني به هم سنخ خود تمايل بيشتري دارند»(۲) و نيز امام رضا ( عليه السلام ) در بياني روشن از دوستي، مي فرمايند: «مردم را به وسيله دوستانشان بيازماييد، زيرا انسان تا صفتي همگون و مناسب روحيه خود را درديگري نديده و آن را نپسنديده باشد با او طرح دوستي نمي ريزد»(۳).

تأثير دوستهمانطور كه در بالا ذكر شد، دوست، هم در بعد عواطف و اميال و گرايش ها و هم در بعد انديشه و بينش ها، مي توانند بر انسان موثر باشند و ما ناخود آگاه از افكار و علايق آنها متاثر شويم. بسيار مشاهده مي شود كه چند دوست، حتي در مدل اصلاح موي سر هم از يكديگر تاثير مي گيرند. امام علي _ عليه السلام _ اين تاثير گذاري را آنقدر ظريف مي دانند كه مي فرمايند: « دوستي با نيكان، نيكي را به همراه مي آورد، همانند آنكه نسيم معطّري بوزد، بوي خوش آنرا به همراه مي آورد»(۴). همچنانكه، دوستي با افراد بد، نيز موجب تبادل افكار و كسب رفتارهاي ناهنجار است. همانطور كه نسيمي اگر از روي مرداري برخيزد، بوي نا مطبوع را با خود به همراه مي آورد.(۵)
البته شايان توجه است كه با ديدن كوچكترين خطا، نبايد از دوست خود، بريد و براي هميشه با او قطع رابطه كرد.(۶) بلكه با مدارا و دلسوزي، بايد او را ياري نمود. چون او هم مثل ما انسان است و ممكن است مرتكب خطا شود اما به هر حال هم سنخ بودن بسيار مهم است.

دوستان ناشايستهمان طور كه گفته شد، اعمال و حركات دوستان، اثر مستقيم در روحيات، خلق و خوي افراد دارد. برخي از بزرگان اخلاق و اهل معرفت بر اين باور ند كه نفس آدمي به حدي اثر پذير است كه مي تواند در يك برخورد كوتاه و با يك احوال پرسي و حتي از طريق يك نگاه از ديگران متأثر شود. در وصيت نامه مرحوم آيت الله شعراني چنين آمده است: شايسته است بر تو كه از معاشرتهاي خالي از تعليم با مردم بكاهي، بويژه با ثروتمندان و دنيا خواهان. بايد آنچه را كه آخرت را از ياد تو مي برد و ميل و رغبت به دنيا را در تو ايجاد مي كند، رها كني و با صالحان و پارسايان و اهل عبادت همراه گردي، زيرا اين عمل به طور كلي در تهذيب نفس موثر است. (۷)
بنابراين نزديك شدن به چنين افرادي اينقدر حساس و سرنوشت ساز است، كه قرآن كريم از سرانجام دوستي در مسير گناه و با افراد فاسد و بد كار، پرده بر مي دارد و مي فرمايد: همه دوستان درآن روز (قيامت) دشمنان يكديگرند مگر پرهيزكاران(۸) تبديل شدن اينگونه دوستي ها به عداوت در روز قيامت طبيعي است چرا كه هر يك، ديگري را در گمراهي و غفلت از خداوند، مقصر مي داند و تنها پرهيزكاران هستند كه دوستي آن ها پايدار است چرا كه بر محور خوبي ها و ارزش هاي پايدار بوده است.(۹)
همچنين قرآن كريم مي فرمايد: «بخاطر بياور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مي گزد و مي گويد اي كاش با رسول خدا راهي برگزيده بودم. اي واي بر من كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم. او مرا از ياد حق گمراه ساخت …»(۱۰).

هدايت دوستان بدروانشناسان معتقدند، نوجوانان در دوستي هاي خود غالباً به گونه اي افراطي عمل مي كنند. و معمولاً دوستي هاي آنان جنبه جذبه و شور به خود مي گيرد و معيار دوستي ها بيشتر بر مبناي عواطف شكل مي گيرد و از پايه هاي منطقي و ارزشي كمتر بر خوردار مي باشد.(۱۱)
بنابر اين به نظر مي رسد، نزديك شدن به دختران ناسالم و بد، اصلاً منطقي نمي باشد، البته اين به معناي آن نيست كه نسبت به هدايت و گمراهي افراد اطراف خود، بي توجه باشيم بلكه منظور اين است كه خطر تاثير پذيري و «با ريسمان او به چاه افتادن» براي ما بسيار است. حداقل اين است كه با شخص با اطلاع و بزرگتر، در اين زمينه همفكري شود.
فردي كه بيان فكري و عقيدتي و عاطفي قوي و راسخي داشته باشد مي تواند آگاهانه، ديگري را هدايت كند به عبارت ديگر شخصي كه خود بيناست و را ه را به روشني مي داند مي تواند شخص نا بينا را دستگيري نمايد. البته همه اين سخنان بدين معنا نيست كه شما پرسشگر گرامي توان چنين كاري را نداريد _ روحيه پرسش و دغدغه سؤال، بهترين دليل است _ اما تاكيد بر اين است كه هر چه بيشتر بايد بنيان فكري و شناختي و رواني، قوي باشد، فردي كه مي خواهد از يك بيمار دستگيري نمايد بايد ابتدا خود را واكسينه نمايد و راههاي نفوذ بيماري به خود را مسدود كرده باشد.
شما با اطلاعات بيشتر در زمينه هاي ديني و عقيدتي و نيز مسايل اجتماعي و خطراتِ در كمينِ نوجوانانِ دختر، و آشنايي با نيازها، علل انحراف و نيز مهارت بر شيوه هاي مشاوره و سخن گفتن با چنان دختراني به اميد خدا، در مراحل بالاتر سن خود، مي توانيد مشاوري دلسوز و انساني متعهد، نسبت به دخترانِ جامعه ما باشيد.
چه بسيار انسانهايي كه با قصد پند و اندرز ولي نسنجيده، وارد رابطه با اشخاصي شدند كه متاسفانه بعد از مدتي، خود مجذوب رنگ و لعاب ها و زرق و برق ظاهري رفتار ها و تفريحات آنها شدند و … .

چند توصيه كار بردي در هدايت۱٫ براي هدايت افراد از طولاني كردن جلسات و نشست و برخاست هاي زياد بايد پرهيز شود.
۲٫ با فردي با ايمان، آگاه و آشنا به نياز ها و مسايل جوانان مشورت كنيد و شيوه هاي برخورد و… را از او بياموزيد.
۳٫ از بيان نكات مثبت شخصيت آن ها، تكريم شخصيتشان براي حذف صفات زشت كمك بگيريد.
۴٫ هرگز جلوي ديگران به آنها تذكر ندهيد (گاهي نامه، كارساز است) تذكر هاي متعدد براي يك جلسه مفيد نيست.
۵٫ هديه كتاب در زمينه هدايت گري به شكل غيرمستقيم كارگشا است.
۶٫ نشان دادن واقعيت هاي بيروني (روزنامه ها، حوادث، جرم ها و…) مي تواند مفيد باشد.
دانستن علل انحراف، به شما در هدايت كمك مي كند .
تا تواني مي گريز از يا ر بد
يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تو را بر جان زند
يار بد بر جان و بر ايمان زند

 

پاورقی:

  1. بي ريا . ناصر و … . روانشناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي . ج ۲ . ص ۸۹۲- ۸۹۵ . دفتر همکاري حوزه دانشگاه . تهران . سمت . چاپ اول . ۱۳۷۵ .
    ۲٫ النفوس اشکال ، فماتشاکل منها اتفق والناس الي اشکالهم اميل . محمدي ري شهري . محمد . ميزان الحکمة . ج ۵ . ص ۲۹۷ . قم . دفتر تبليغات اسلامي. ۱۳۶۲ .
    ۳٫ اختبرواالناس باخوانهم فانما يحاول من يعجبه نحوه . همان .
    ۴٫ صحبه الاخيار تکسب الخير ، کالريح اذا مرت بالطيب حملت طيباً . خوانساري . آقا جمال . شرح غرر الحکم . ج ۷ ص ۱۹۶ . ح ۵۸۲۶ . دانشگاه تهران . چاپ اول . ۱۳۶۰ .
    ۵٫ صبحةالاشرار تكسب الشر كاالريح اذ امرّت بالنتن حملت نتناً. همان . ج ۷ . ص ۱۹۶ . ح ۵۸۳۹ .
    ۶٫ امام علي _ عليه السلام _ : من جانب الاخوان علي کل ذنب قل اصدقائه. همان . ج ۵ . ص ۲۴۱ .
    ۷٫ بهرامي . غلامرضا . آيين دوستي . ص ۳۹ . به نقل از : حسن زاده آملي . حسن . در آسمان معرفت . ص۱۴۰ . قم . مجمع ذخائر اسلامي . چاپ اول .
    ۸٫ زخرف:۶۷ .
    ۹٫ ر.ک : مکارم شيرازي . ناصر . تفسير نمونه . ج ۲ . ص ۱۱۰ . ذيل آيه شريفه .
    ۱۰٫ (فرقان:۲۷- ۲۹) . ر.ک : تفسير نمونه ج ۱۵ . ص ۶۸ به بعد . ذيل آيات شريفه .
    ۱۱٫ شريفي . محمد رضا . دنياي نوجوانان . ص ۱۵۶ . تهران . انتشارات تربيت . چاپ اول . ۱۳۷۰ .

 

بنده در برخورد با ديگران دچار مشكلاتي هستم

بنده در برخورد با ديگران دچار مشكلاتي هستم اولاَ: در اولين برخورد با ديگران چه برخوردي كنم و چگونه نسبت به آنها حساب باز كنم؟‌ثانيأ: با افرادي كه تازه آشنا شدم در صورتي كه منكري انجام دهند چه وظيفه اي دارم؟ ثالثاً اگر با يك هم خانه اي مشكل سليقه اي يا شرعي پيدا كردم چگونه برخورد نمايم؟ رابعاً: چه كار كنم تا براي كارهايي كه انجام مي دهم با بي محبتي مواجه نشوم، و در آخر در مورد دوستي كه خيلي پر توقع و كم كار و از خود راضي است چه بكنيم؟

پاسخ:

برخورد با ديگران فرآيندي است كه فرد متناسب با ظرفيت روحي و شخصيت خويش آن را سامان مي دهد. عموماً روابط اجتماعي افراد دچار مشكلاتي مي شود. يكي از اين مشكلات در پيدا كردن دوست شايسته مي باشد. مشكل ديگر نحوه برخورد مناسب با دوستان مي باشد تا اينكه هم آنها را حفظ كنيم و هم منافع ما ضربه نخورد و به عبارتي چگونه با خطاهاي آنها برخورد كنيم تا بهترين نتيجه براي ما حاصل شود. عمدتاً سؤالات شما به اين مشكلات مذكور بر مي گردد. يا دوستان شايسته نداريد و يا در برخورد با دوستان خود نكاتي را كه خواهد آمد را رعايت نمي كنيد. اميد است كه با مطالعه اين مطالب به جواب سؤال تان برسيد.

۱٫ صفات دوستان خوب و بداحمق، بخيل، ‌بد كار و دروغگو چهار گروه اجتماعي هستند كه نبايد با آنها دوستي ورزيد. دوستي يعني اين كه انسان در زندگي با هم نشينان خود همراهي كند تا در زمينه اي كه با هم اشتراك دارند از يكديگر بهره ببرند. و از دوستي اين چهار گروه هيچ گونه خيري، نه در دنيا و نه در آخرت،‌ اميد نمي رود. دوست بر تو تأثير مي گذارد همچنان كه تو نيز بر او تأثير مي گذاري.
اين نكته مسلم است كه به سبب تأثير تدريجي و عميق دوستان بر يكديگر كه به مرور زمان نيز شدت مي يابد صفات آنان نيز به هم منتقل مي شود.(۱) كساني كه اهل دانش ، حكمت و فرزانگي،‌عقل و خرد، زهد و پارسايي، نيكي و فضيلت، يكرنگي و صميميت، بوده و خوي بزرگوانه دارند، لايق دوستي و همنشيني هستند. بنابر اين، دوست واقعي آن است كه دوستي اش مايه زينت آدمي باشد و هر گاه به او خدمتي كني نگهداريت كند و در معرض خواري و ذلت قرارت ندهد، در سختي و رفاه ياريت رساند، سخنت را تصديق كند و گفتارت را دروغ نشمارد، هر گاه به او نيكي كردي پاسخش را به نيكي دهد، اگر عيبي از تو آشكار شد آن را بپوشاند، اگر نيكي و خوبي ديد بازگويش كند. دوست واقعي لغزشهاي دوست را بوق و كرنا نمي دهد بلكه خدا گونه عيب پوشي مي كند.(۲)

۲ـ چگونگي حفظ دوستان خوب
احترام گذاشتنبراي همكاري با هر انساني پيش از هر چيز بايد به او احترام بگذاريم.براي بدست آوردن و حفظ دوستان و جلب نظر و محبت مردم به خود بايد هنر احترام نهادن به آنان را، خواه در امر بزرگ و پر اهميت يا در مسايل بسيار كوچك و جزئي زندگي، بياموزيم. براي اين كار اولاً بايد ديگران را كوچك نشماريم، و ثانياً خود را بزرگ نشماريم.

قدرداني و تحسينهر كسي را كه ملاقات مي كنيد دست كم در يكي از جنبه ها، خود را از شما برتر مي داند. و تنها راه نفوذ در قلب او آن است كه مستقيماً به او بفهمانيد كه به اهميت وي معترفيد و اين اعتراف بدور از هر گونه چاپلوسي و رياست . پس تحسين كنيد تا به طرف نزديك شويدو در دل او نفوذ كنيد.

گوش فرا دادن اگر مي خواهيد مردم را از خود برانيد و آنها را وادار كنيد كه پشت سرتان به شما بخندند و تحقيرتان كنند طبق اين دستور عمل كنيد: «به هيچ كس فرصت صحبت كردن ندهيد. دايم از خودتان حرف بزنيد. اگر فكري به ذهنتان رسيد و طرف مقابل هم مشغول صحبت بود منتظر نمانيد كه حرفش تمام شود. او از شما زرنگتر و زيركتر كه نيست پس چرا وقتتان رابه شنيدن چرنديات او تلف كنيد؟! مستقيماً در كلامش بدويد و در وسط صحبت كردن حرفش را قطع كنيد!»
البته بايد توجه كرد كه گوش دادن يك هنر است و هر كس اين هنر را داشته باشد دوستان زيادي خواهد داشت.

پرهيز از مجادلهمجادله يعني آنكه هر يك از طرفين سعي كند به نحوي و از هر طريقي بر حق بودن خود و بر باطل بودن طرف مقابلش را به اثبات رساند و آنچه در اين ميان مورد نظر نيست رسيدن به حقيقت است .مجادله از نظر اسلام حرام است هر چند مجادله گر به حق باشد. در حقيقت بهترين وسيله براي جلب انسان مجادله گر به سوي خود ترك مجادله است. البته اين به معني كوتاه آمدن در مقابله كسي كه عادت به حق خوري دارد نيست.

پرهيز از سرزنش و ملامتشايد مهمترين خلأ اخلاقي انسان عادت به سرزنش كردن ديگران باشد. هر انساني به راحتي مي تواند ديگران را سرزنش كند اما بايد بدانيم كه سرزنش و عتاب موجب رانده شدن افراد مي شود. زيرا مردم طبيعتاً از افراد سرزنش كننده و ملامتگر نفرت دارند! پس بهتر است، اگر شخصي را مامور انجام عملي كرديد و او به نحو مطلوب وظيفه اش را انجام نداد سرزنش و توبيخش نكنيد بلكه هديه اي به او تقديم كنيد و بگوييد: دفعه ديگر كارت را بهتر انجام بده. در چنين صورتي وجدانش او را سرزنش خواهد كرد و در آينده كارش را بهتر انجام خواهد داد.

چگونه با خطاها برخورد كنيم؟ قبل از پاسخ به اين سؤال، بايد بدانيم كه هم بزرگ كردن اشتباهات روشي نادرست است و هم چشم پوشي از آنها. نه «انتظار نداشتن خطا» رواست و نه بزرگ كردن آن. كما اين كه «خو گرفتن» بر خطاهاي خود و ديگران نيز روا نيست با اين مقدمه نوبت اين سؤال است كه، اگر ديگران نسبت به ما مرتكب خطا شدند با خطاهاي آنها چگونه برخورد كنيم؟ جواب: نخستين گام اين است كه لغزشهاي مردم را پي جويي نكنيم و معايب و خطاهايشان را به رخ آنها نكشيم. دومين گام در برخورد با خطاهاي دوستان اين است كه اگر خطايي از آنان ديديم آن را حمل بر خوبي كنيم نه بدي و اگر محملي براي آن نيافتيم عيبش را بپوشانيم. سومين گام در برخورد با خطاهاي ديگران اين است كه اگر دوستان مرتكب خطا شدند غرور آنها را جريحه دار نكنيم.(۳) البته اگر خطا و منكر او علني شده و اصرار بر آن دارد بايد محترمانه و بدون پرخاش نسبت به عملكرد او تذكر دهيم. (مراتب امر به معروف و نهي از منكر را ببينيد).
تذكر:
يكي از نكات بسيار مهمي كه ما بايد در روابط بين فردي رعايت كرده و حتي بايد آن را آموزش ببينيم قاطعيت است. قاطعيت يعني برقراري روابط صادقانه، صريح توام با احترام متقابل. اين تكنيك با گفتگوي صميمانه و اثر بخش شكل مي گيرد. قاطعيت روابط را براي دو طرف رضايت بخش و تبديل به حالت برد ،‌برد (رضايت دو طرف) مي كند و گاهي گفتگو و شفاف كردن حدود رابطه ها به شكل صريح و در عين حال صادقانه و محترمانه مانع بسياري از دلخوري ها در روابط مي شود. به عنوان مثال اگر مي خواهيد مديري انتخاب كنيد قبل از احترام بر كار وظايف، قراردادها، مدت كار كردن و ساعات كاري را مشحص كنيد. در اين صورت هم احترام همديگر را بيشتر خواهيد داشت و هم مورد تهمت همديگر واقع نشده و هم از لحاظ روحي و رواني آسايش بيشتري را تجربه خواهيد كرد و دوستي شما پايدار مي ماند. ممكن است همين احساسي كه شما داريد واقعاً دوست شما هم همين احساس را داشته باشد و واقعاً گمان كند حق او خورده شده واين بخاطر نبود قاطعيت ياد شده است.
براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به كتاب مهندسي رفتار ارتباطي، نوشته نيما قرباني نشر سينه سرخ تهران رجوع فرماييد.

۲ـ نكاتي درباره«ارتباط برتر»در اينجا به مسائلي اشاره مي كنيم كه مي تواند در پيوند با مردم و جذب هر چه بيشتر آنها و تعميق ارتباط با دوستان معجزه مي كنند: ۱ـ هر رفتاري را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد همان را با ايشان در پيش بگيريد. ۲ـ در برخورد با دوستان سعي كنيم كه به نكات مثبت دوستان توجه داشته باشيم. ۳ـ سعي كنيم به ديدگاه دوستان خود با توجه و فهم سخنانشان بيشتر ارج نهيم .۴ـ براي اصلاح دوستان نبايد به آنها دستور دهيم، بلكه خواسته خود را به صورت خواهش مطرح كنيم . ۵ـ سعي كنيم آبروي دوستان خود را پيش ديگران نريزيم .۶ـ براي اصلاح دوستان خوبي هاي آنها را مطرح كنيم و آنها را بر كارهاي خوب تشويق كنيم. ۷ـ براي اصلاح دوستان به آنها اطمينان دهيد كه مي توانند خود را اصلاح كنند. ۸ـ براي اصلاح دوستاني كه مسؤليت پذيري كمتري دارند، به آنها مسؤليت دهيد مسئوليت سپردن گونه ديگري از اعتماد بخشيدن است و آن كه به او مسئوليت مي سپاريدو اعتماد مي بخشيد سعي خواهد كرد خود را به حد تصوري كه از او انتظار داريد برساند و مايوستان نكند.(۴)
نتيجه: با توجه به مطالب گفته شده شما بهتر است دوستان خود را گزينش كنيد و با افرادي كه با معيارهاي گفته شده براي دوست خوب سازگار هستند رابطه صميمي برقرار كنيد. ثانياً در برخورد با دوستان نيز اگر نكات گفته شده را به خوبي رعايت كنيد، خواهيد ديد كه مشكلات شما برطرف خواهد شد.

 

پاورقی:

  1. مدرسي، سيد هادي، دوستي و دوستان، ترجمه: شيخي و آژير ، آستان قدس رضوي، چاپ سوم، ۱۳۷۶،‌ص ۷۱ .
    ۲٫ همان ، ص ۵۷ .
    ۳٫ دوستي و دوستان، ‌ص ۱۳۹- ۲۳۰ .
    ۴٫ ديل كارنگي، آيين دوست يابي، مترجم: جهانگير افخمي، انتشارات ارمغان،چاپ هفتم، ۱۳۷۶، ص ۱۳۶٫

 

به چه كساني مي توان اعتماد كرد و با آنان درد دل نمود و چرا بعضي نمي توانند به دوستان خود اعتماد كنند؟

به چه كساني مي توان اعتماد كرد و با آنان درد دل نمود و چرا بعضي نمي توانند به دوستان خود اعتماد كنند؟

پاسخ:

در ابتدا اعتماد را معنا مي كنيم و سپس سطوح اعتماد را طرح مي كنيم و بعد توضيح مي دهيم كه درد دل چيست و چه فايده اي دارد و چه موضوعاتي را نمي توان درد دل كرد و به چه كساني نبايد اعتماد كرده و با آنها درد دل كرد و در پايان توضيح مي دهيم چرا برخي به هيچ كسي اعتماد ندارند و با كسي درد دل نمي كنند.
ـ اعتماد يعني تكيه كردن وقتي به كسي اعتماد مي كنيم در حقيقت به او تكيه كرده ايم.
ـ براي مثال در زمينة علمي: اعتمادي كه ما به دانشمندان مي كنيم. مثلاً بيمار مي شويم و اطلاع كافي از درمان بيماريمان نداريم لذا به پزشك مراجعه مي كنيم و به نسخه اي كه تجويز مي كند اعتماد مي كنيم. يا در زمينة اموال: فرض كنيد پول يا شيء ديگري را نزد فردي به امانت مي گذاريم يعني ما به آن فرد اعتماد كرديم كه از مال ما نگهداري كند و زماني كه خواستيم به ما برگرداند.
در هر يك از زمينه هاي اعتماد بايد مشخص شود كه آيا انسان بايد به خود متكي باشد و يا مي تواند به ديگران اعتماد كند. واضح است كه نمي توان در همة امور به هر كسي اعتماد كرد البته در مواردي اعتماد لازم است مثل اعتماد بيمار به پزشك و در مواردي اعتماد جايز نيست.
ـ درددل كردن يعني بيان مشكلات و ناراحتي هايي كه شخص احساس مي كند و معمولاً كسي از آن اطلاع ندارد و فايدة آن آرام شدن شخص و يا كمك گرفتن از طرف مقابل و يا غيره مي باشد.
حال ببينيم به چه كساني مي توان اعتماد كرد، از جمله كساني كه مي شود به آنها اعتماد كرد دوست خوب است. برخي صفتهاي دوست خوب از ديد روايات اسلامي عبارتند از:
۱٫ از رسول اكرم صلي الّله عليه و آله روايت شده است كه در وصيت به اباذر فرمودند: اي اباذر جز با مؤمن دوستي مكن.(۱)
۲٫ از رسول اكرم صلي الّله عليه و آله: تنها با كسي همنشيني كنيد كه شما را از پنج چيز به پنج چيز فرا مي خواند از شك به يقين، از خود برتر بيني به فروتني، از دشمني به دوستي، از رياكاري به اخلاص، از محبت دنيا به زهد(۲).
۳٫ از رسول اكرم صلي الّله عليه و آله سوال شد همنشين خوب چه كسي هست. در جواب فرمودند: كسي كه ديدن او شما را به ياد خداوند اندازد و گفتار او به علم شما بيفزايد و عملش شما را به ياد آخرت اندازد.(۳)
اما كساني كه نبايد به آنان اعتماد كرد و نبايد دوستي نمود:
۱٫ از امام صادق عليه السلام: با فاجر و بدكار رفاقت مكن، چه او فجور و كردار بد خود را به تو مي آموزد.(۴)
۲٫ از اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال شد كدام رفيق بدتر است فرمودند: كسي كه نافرماني خداوند را در نظر تو بيارايد (زينت دهد)(۵)
۳٫ از اميرالمؤمنين عليه السلام: به كسي كه رازت را فاش مي كند اعتماد نكن.(۶)
نبايد اسرارمان را با كسي كه امين و رازدار نيست در ميان بگذاريم چون ضرر آن بيشتر است زيرا ممكن است اسرار شخصي ما را فاش كند و بر مشكلات ما بيفزايد. بلكه بايد با كسي كه مي تواند مشكل ما را حل كند و توانايي آن را دارد درددل كرد و همچنين كسي كه با درددل با او آرام مي شويم. اما كسي كه درددل ما براي او ايجاد مشكل ميكند و تحمل آن را ندارد درددل كردن خوب نيست.
از جمله موضوعاتي كه نمي توان به كسي گفت گناهاني است كه فرد مرتكب شده است. زيرا ابراز گناه و افشاء آن براي ديگران معصيت و گناه است و فقط بايد در پيشگاه خداوند اعتراف كرد و توبه نمود. چه خوب است انسان با خداوند درددل كند و از خداوند كمك بطلبد زيرا كه خداوند شنواي سخن بندة خود است و بر رفع مشكل او قادر مي باشد و به همة جوانب و مصالح و مفاسد كار بنده اش آگاه است.
روشن است هر اندازه محبت و دوستي ميان دوستان زياد شود وثوق و اعتماد آنها به يكديگر نيز فزوني مي يابد، اما چون همة انسانها داراي ورع و پرهيزگاري نيستند و صفات دوست خوب را ندارند لذا مقتضاي دورانديشي آن است كه انسان به هر كسي كه با او همنشين مي شود اعتماد نكند مگر آنكه مدتي طولاني با دقت و باريك بيني، او را آزمايش كرده باشد.
اميرالمؤمنين – عليه السلام- فرموده اند: همة محبت خود را به دوستت نثار كن وليكن همة اطمينان را نسبت به او نداشته باش، درباره او همة همدردي ها و مواسات (كمك كردن) را به كار بر اما همة اسرارت را نزد او فاش نكن تا حق حكمت و مصلحت را رعايت و حقوق واجب دوست را ادا كرده باشي.
و همچنين در رواياتي ديگر اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: براي انسان پسنديده نيست كه همة اسرار خود را حتي به دوست امين و مورد اعتماد خود بسپارد. زيرا احتمال دارد پس از مدتي در ارتباطشان دگرگوني و تبديل پديد آيد، بلكه خرد و دورانديشي حكم مي كند كه او را به چيزي از اسرار خود آگاه نكند جز به آنچه اگر روزي دشمن شود نتواند به وسيله او بر او زيان رساند.(۷)
از آنچه بيان شد واضح است به همه كس اعتماد كردن نابجاست و همچنين در مورد همة موضوعات و اسرار، با شخصي درددل كردن درست نيست.
اما اينكه شخصي به هيچكس اعتماد ندارد و با كسي درددل نمي كند مي تواند به يكي از دلايل زير باشد.
۱٫ كسي را نمي يابد كه صلاحيت براي درددل كردن داشته باشد.
۲٫ فرد به همه بدگمان است و رفتار دوستانش را منفي تفسير مي كند. لذا به همه بدبين بوده و به كسي اعتماد نميكند چنين فردي بايد بدبيني را كنار بگذارد تا از نعمت دوست خوب بهره مند شود.
۳٫ گاهي انسان از دوستي ضرر مي بيند و گمان مي كند همة انسانها اين طور هستند (تعميم مي دهد). بايد متوجه بود كه بين انسانها، انسانهاي صادق، امين و رازدار نيز وجود دارد ولي بايد با امتحان و گذشت زمان آنها را شناخت.

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، نشر مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ه‍.ق، ج۷۴، ص۸۴٫
    ۲٫ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۸۸٫
    ۳٫ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۸۶٫
    ۴٫ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۱٫
    ۵٫ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۰٫
    ۶٫ الحيدري، محمد، روش دوست يابي، ترجمه سيد محمد صادق عارف، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۸۲٫
    ۷٫ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۷۷٫

 

چه كسي را بايد به عنوان دوست انتخاب كرد؟ لطفا شرايط آنرا بيان نماييد.

چه كسي را بايد به عنوان دوست انتخاب كرد؟ لطفا شرايط آنرا بيان نماييد.

پاسخ:

به طور كلي مي توان گفت كه يك دوست خوب بايد دارايي شرايط و ويژگي هاي زير باشد:

۱ـ عقل و رشد عقلانييك دوست خوب بايد عاقل بوده و از رشد عقلاني كافي برخوردار باشد. انسان عاقل است كه مي تواند با درايت خود گره از كار دوست بگشايد و او را به راه صواب رهنمون گردد. علي-عليه السلام- مي فرمايند: يعني بيشترين مصلحت و خير هم صحبتي با صاحبان عقول است.(۱) همچنين آن حضرت مي فرمايند: يعني همنشيني با دوست عاقل، باعث زنده شدن و حيات يافتن روح آدمي است.(۲) همچنين داشتن هوش و ذكاوت باعث مي شود تا انسان بتواند از او در مسائل و مشكلات، سود بطلبد، امام علي-عليه السلام- مي فرمايند: بهترين چيزي كه انسان ذخيره مي كند دوست باوفا و دلسوز و با ذكاوت است.(۳)
دوستي با انسان احمق، نتيجه اي جز پشيماني ندارد. امام علي-عليه السلام- در وصاياي خود به امام حسن-عليه السلام- مي فرمايند: فرزندم از دوستي با احمق بپرهيز كه او اگر بخواهد به تو سودي برساند ضرر خواهد رساند(۴) و نيز امام صادق-عليه السلام- فرموده اند: كسي كه با احمق دوستي كند نزديك است كه اخلاق او را بپذيرد. دوستي با يك فرد، خواه خوب يا بد، موجب مي شود كه انسان از او تأثير بپذيرد. اگر انسان با يك فرد احمق دوستي كند، حماقت او و اعمال حماقت آميز او، به وي نيز سرايت خواهد كرد. (۵)

۲ـ علم و حكمتدليل اين كه انسان با ديگري دوستي مي كند آن است كه مي خواهد از او در مسائل و مشكلات خود ياري بطلبد دوستي با شخص دانا و عالم باعث مي شود كه انسان بسياري از مسائل و معضلات خود را به راحتي حل كند. لذا امام علي-عليه السلام- مي فرمايند: «صاحب الحكماء و جالس العلماء»(۶) با افراد حكيم مصاحبت كن و با علماء نشست و برخاست داشته باش، دوستي با فرد نادان نه تنها باري از دوش انسان بر نمي دارد بلكه او را به رنج و زحمت مي افكند و براي او دردسر درست مي كند. امام رضا(عليه السلام) فرموده اند: «صديق الجاهل في تعب»(۷) دوستِ فرد نادان، در رنج و زحمت است.

۳ـ تقوا و پرهيز از گناهتقواي فرد پرهيزكار در دوست او اثر مي گذارد همانطور كه همنشيني با گناهكاران و بي تقوايان باعث تأثرپذيري از آنان مي شود و لذا بايد با افراد پرهيزكار همنيشين شد و از دوستي با اصل گناه پرهيز كرد. امام علي-عليه السلام- فرمودند: بايد دوستي و برادري با نيكان، غنيمت شمرده شود و از مصاحبت و همنشيني با بدكاران و گناهكاران، اجتناب گردد. (۸)

۴ـ راستگوييدوست خوب كسي است كه در گفتار خود صادق باشد تا بتوان با اطمينان از راهنمايي هاي او سود جست. علي-عليه السلام- فرمودند: «دوست راستگو يكي از نعمتهاست. همچنين امام باقر-عليه السلام- فرمودند: با دروغگو همنشيني و دوستي نكن، چون او گاهي راست و گاهي دروغ مي گويد، و معلوم نيست كه بايد به كدام سخن او اعتماد كرد.

۵ـ نصيحت، امر به معروف و نهي از منكراز صفات بسيار مهم يك دوست خوب آن است كه خيرخواه انسان باشد، او را نصيحت كند، از او انتقاد نمايد، او را به انجام كارهاي خير وا دارد و از انجام كارهاي زشت برحذر دارد. امام علي -عليه السلام- مي فرمايند: دوست را از آن جهت، صديق گفته اند كه با تو رو راست است و معايب تو را باز گويد.

۶ـ مساعدت و ياري در حل مشكلاتدوست واقعي كسي است كه در مصائب و سختي ها به ياري انسان بشتابد و او را تا حد ممكن كمك كند. امام علي-عليه السلام- مي فرمايند: به دوستي پناه ببر كه در هنگام سختي تو را ياري كند.(۹)

۷ـ وفاداريوفاداري يكي از ويژگي هاي دوست خوب است. دوست خوب كسي است كه به دوستي خود پايبند باشد و درصدد ادامه اين دوستي باشد.

۸ـ خوش اخلاقياخلاق خوب يكي از ويژگي هاي مهم يك دوست خوب است. خوش اخلاقي باعث ازدياد محبت بين دوستان مي شود و از اين طريق دوستي را پايدار مي كند. امام علي-عليه السلام- فرمودند: «خوش اخلاقي، روزي را سرازير و دوستي را با محبت مي كند».(۱۰) همچنين پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله- فرمودند: اخلاق نيكو دوستي را استحكام مي بخشد. (۱۱)

۹ـ امانت داريهر انساني از دوست خود انتظار دارد كه امانت دار باشد. به انسان خائن نمي توان اعتماد كرد. امام صادق-عليه السلام- مي فرمايند: از فرد خائن دوري كن زيرا كسي كه به نفع تو به ديگران خيانت مي كند روزي هم به تو خيانت خواهد كرد. (۱۲)

۱۰ـ رازداريرازداري يكي از ويژگي هاي مهم دوست خوب است. انسان، يا بايد با كسي كه رازدار نيست دوستي نكند و يا اينكه بايد رازهاي خود را به او نگويد. امام علي-عليه السلام- مي فرمايند: نهايت محبت را براي دوست نثار كن اما نهايت اطمينان را به او نداشته باش. منظور آن دوستي است كه اين ويژگي را ندارد. (۱۳)

۱۱ـ پرهيز از سخن چينيدوست خوب از سخن چيني پرهيز مي كند. امام صادق-عليه السلام- فرمودند: از دوستي با فرد سخن چين بپرهيز زيرا كسي كه به نفع تو سخن چيني مي كند روزي به زيان تو سخن چيني خواهد كرد. (۱۴)
به علاوه دوست خوب آن كسي است كه به سخنِ سخن چينان اعتنا نكند زيرا اين كار باعث بريده شدن رشته هاي دوستي مي شود. امام علي-عليه السلام- مي فرمايند: كسي كه گفته ي سخن چين را بپذيرد دوست خود را ضايع ساخته است. (۱۵)

۱۲ـ پرهيز از عيب جوييانسان عيب جو كه مدام به دنبال معايب و نقاط ضعف ديگران است نمي تواند به عنوان يك دوست خوب، پذيرفته شود. امام علي-عليه السلام- فرمودند: از دوستي با كساني كه به دنبال عيوب مردم هستند بپرهيز زيرا همنشين اين افراد از آنان در امان نيست (و ممكن است به دنبال عيب جويي از او باشند.) (۱۶)

۱۳ـ پرهيز از حسددوست واقعي كسي است كه اگر نعمتي به انسان رسيد خوشحال شود نه اين كه نسبت به انسان حسد بورزد. امام علي-عليه السلام- فرمودند: حسد ورزي دوست به دليل وجود اشكال در خود دوستي است(۱۷) به تعبير ديگر، انسان حسود كه اظهار دوستي مي كند در واقع، دوست انسان نيست.
در پايان، نكته مهم اين كه دوستي كه همه اين صفات را در حد اعلي دارا باشد ممكن است مقدر ما نباشد لذا بايد با كسي دوستي كرد كه بيشتر از ديگران اين صفات را دارا باشد. سعي انسان بايد بر اين باشد كه كسي را به عنوان دوست برگزيند كه از خودش بهتر باشد تا از اين طريق به كسب كمالات بالاتر نائل آيد. امام صادق-عليه السلام- مي فرمايند: با كسي مصاحبت كن كه تو را زينت كند نه اين كه تو زينت او باشي. (۱۸)

 

پاورقی:

  1. – محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج۵، ص ۳۰۱٫
    ۲٫ – همان.
    ۳٫ – تصنيف غرر الحكم، ص ۴۱۷، شماره ۹۵۱۹٫
    ۴٫ – ميزان الحكمه، ج ۵، ص ۳۰۶٫
    ۵٫ – ميزان الحكمه، ج۲، ص ۵۲۹٫
    ۶٫ – ميزان الحكمه، ج۵، ص ۳۰۱٫
    ۷٫ – ميزان الحكمة، ج۵، ص ۳۰۴٫
    ۸٫ – تصنيف غرر الحكم، ص ۲۱۶، شماره ۹۵۴۵٫
    ۹٫ – تصنيف غرر الحكم، ص ۴۱۷، شماره ۹۵۲۸٫
    ۱۰٫ – ميزان الحكمه، ج۳، ص ۱۵۱٫
    ۱۱٫ – ميزان الحكمه، ج۳، ص۱۵۱٫
    ۱۲٫ – ميزان الحكمه، ج۵، ص ۳۰۴٫
    ۱۳٫ – ميزان الحكمة، ج۴، ص ۴۲۷٫
    ۱۴٫ – ميزان الحكمة، ج۵، ص ۳۰۴٫
    ۱۵٫ – نهج البلاغه، كلمه قصار ۲۳۹، ص ۱۷۱٫
    ۱۶٫ – ميزان الحكمة، ج۵، ص ۳۰۴٫
    ۱۷٫ – نهج البلاغه، كلمه قصار ۲۱۸۰، ص ۱۷۰٫
    ۱۸٫ – الحكم الظاهر، ج۲، ص۴۱۵٫

 

در شرايط كنوني انسان بايد چگونه دوستي داشته باشد و وظيفه او در مقابل ساير دوستانش چه مي باشد دوست دارم از قرآن و نهج البلاغه مرا راهنمايي كنيد و يك شعر هم داشته باشد.

در شرايط كنوني انسان بايد چگونه دوستي داشته باشد و وظيفه او در مقابل ساير دوستانش چه مي باشد دوست دارم از قرآن و نهج البلاغه مرا راهنمايي كنيد و يك شعر هم داشته باشد.

پاسخ:

در ابتداي پاسخ پرداختن به دو مساله نيكو است:
اول آنكه به دست آوردن مهارت ارتباط و برخورد با ديگران، براي رشد و تكامل انسان ضروري است. در رواياتي كه از معصومين ـ عليهم السلام ـ به ما رسيده است ما را تشويق به داشتن دوست مي كنند. امام علي ـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه مي فرمايند: عاجز ترين مردم كسي است كه در به دست آوردن دوست ناتوان باشد و عاجزتر از او كسي است كه دوستانش را از دست بدهد.(۱)
مساله بعدي در بحث دوستي انتخاب دوستان شايسته مي باشد، به همان اندازه كه اصل دوستي و داشتن دوست در زندگي مهم و ضروري است، معيارها و ملاك هاي انتخاب دوست نيز داراي اهميت و ضرورت است، زيرا با هر كسي نمي توان طرح دوستي ريخت. در اين باره هم اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: دين هر شخصي از دوستش تاثير مي‌پذيرد پس هر كدام از شما بايد دقت كنيد با چه كسي طرح دوستي مي‌ريزيد.(۲)
دوستي بايد بر اساس معيار و ملاك صحيح استوار باشد. دوستي هاي بي بنياد و تصادفي پايان خوبي ندارند. تنها دوستي هايي پايدار مي‌ماند و مي تواند انسان را از پوچي و سردرگمي در زندگي نجات دهد كه با اهداف اسلامي و رعايت اصول الهي شكل گرفته باشد. در غير اين صورت بسيارند دوستاني كه ماية بدبختي انسان در دنيا و آخرت خواهند شد.
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين(۳)
در آن روز آنان كه بودند دوست
عمل ها و رفتارشان چون عدو است.
به جز اندكي خلق پرهيزكار
كه هستند در دوستي پايدار(۴)
دوست خوب در دنياي امروز هديه اي بسيار گرانبها است. دوست خوبي گنجي است كه براي به دست آوردن آن بايد تلاش بسيار نمود. حال وقت آن است كه بدانيم دوستان مناسب خود را با چه معيارهايي انتخاب كنيم.

ويژگي هاي دوست خوب از نظر اسلام۱٫ با ايمان و تقوا: «واصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداوة و العشي يريدون وجهه»(۵)
شكيبا همي باش و بس مهربان
به قومي كه خوانند رب جهان
خدا را بخوانند هر صبح و شب
نمايند قرب خدا را طلب
از آن قوم هرگز اطاعت مكن
كه غافل بگشتند از بيخ و بن(۶)
۲٫ غافل و خردمند: امام علي ـ عليه السلام ـ «بيشترين خير و خوبي در همنشيني با افراد با خرد و آگاه است»(۷)
عاقبت انديشي به زحمت نينداختن ديگران، راز داري، عيب پوشي، هدايت گري و دفاع از آبروي دوست، از ويژگي هاي دوست خردمند است.
۳٫ ثابت و پايدار در دوستي: «دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي»
دوست خوب يار هميشگي انسان و يار خوشي ها و سختي ها است. دوست خوب دستگير ديگران است. امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ در توصيه اي به يكي از اصحابشان فرمودند: با آنكس رفاقت كند كه اگر از او خواسته اي داشتي تو را نااميد نكند و دستت را رد نكند.»(۸)
۴٫ راهنما و هدايت گر: «دوست حقيقي او است كه تو را هنگام عيب نصيحت و هنگام غيب حفظ كند و تو را بر خودش ترجيح دهد»(۹) دوست خوب علاوه بر اينكه با ايمان و درستكار است با زبان و رفتارش انسان را به خوبي ها هدايت مي كند.
با چه كساني نبايد دوست شد؟!
ستم پيشگان از گناهان پست
به دندان بگيرند خود پشت دست
بگويند اي كاش ما از رسول
نموديم دين خدا را قبول
بيايند در گفتگو و سخن
بگويند اي واي من، كاش من
نبودم همي دوست با فاسقين
نبودي فلان كس مرا همنشين
بديديم راهي كه راه خدا است
ولي كرد گمراهم از راه راست
بلي دوستي با شياطين پست
فقط مايه‌ گمراهي بود و هست.(۱۰)
دركلام نوراني معصومين ـ عليهم السلام ـ سفارش شده كه از دوستي با برخي از افراد دوري كنيد. در اين قسمت به يك مورد اشاره مي كنيم:
امام زين العابدين ـ عليه السلام ـ به يكي از فرزندان خود فرمودند: فرزند، مراقب چهار گروه از مردم باشد و با آنها همنشيني و رفاقت و گفتگو مكن. فرزند سوال كرد: پدر آنها چه كساني هستند؟ فرمودند: بر تو باد كه از همنشيني با دروغگو، پرهيز كني زيرا او به منزلة سراب است و حقايق را وارونه جلوه مي دهد. دور را نزديك و نزديك را دور نشان مي دهد بر تو باد كه با فاسق مصاحبت نكني، زيرا او را به يك وعده غذا و يا كمتر تو را مي فروشد، بر تو بايد كه از شخص بخيل دوري كني، زيرا او در شديدترين مواقع حاجت، تو را محروم و خوار مي نمايد و بر تو باد كه از رفاقت با احمق بپرهيزي، زيرا او مي خواهد به تو سود برساند، در عوض زيان مي رساند و نيز از همنشيني با كسي كه با نزديكان خود قطع رابطه كرد (قاطع رحم) بر حذر باشد زيرا او را در كتاب خدا ملعون يافتم.(۱۱)
ممكن است اين سوال به ذهن برسد كه با وجود داشتن معيارهاي دوست خوب داشتن و دانستن خصوصيات كسانيكه نبايد با آنها دوستي كرد،‌ ما دوست خوب را از كجا بشناسيم و از كجا بدانيم كسي داراي اين صفات است يا نه؟
باز هم براي گرفتن جواب به سراغ ائمه ـ عليهم السلام ـ مي رويم: حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: تا قبل از اينكه دوستي را آزمايش كني، به او اطيمنان مكن.(۱۲)
آري: انسان بايد به ديگران محبت كند اما هر كسي لايق اعتماد و اطمينان صد در صد نيست، تنها كساني شايستگي دوستي مخصوص را دارند كه از آزمايش سربلند بيرون آيند و بهتر است كه انسان رازها و اسرار خود را تنها به دوستان آزمايش شده بگويد تا دچار مشكلات نشود.
در قسمت دوم پرسش خواستيد بدانيد وظايف انسان در مقابل دوستان خود چيست. اين هم نكتة مهمي است كه بدان توجه كرده ايد ما در مقابل دوستان خود وظايفي داريم و بايد به آنها عمل كنيم. در اينجا به برخي از آن وظايف اشاره مي كنيم:
۱٫ محبت كردن و خوشرويي.
۲٫ ديد و بازديد و با خبر شدن از يكديگر.
۳٫ خوش گمان بودن.
۴٫ رازداري و حفظ آبرو.
۵٫ گذشت و چشم پوشي از اشتباهات.
۶٫ از خود گذشتن و ياري دوستان در مواقع حساس.
۷٫ دعا براي يكديگر.

 

پاورقی:

  1. دشتي، محمد، المعجم الفهرس، لالفاظ نهچ البلاغه، قم، موسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ ، ۱۳۷۸۰، ص ۱۹۰٫
    ۲٫ محمدي ري شهري، محمد،‌ ميزان الحكمه، قم،‌ دارالحديث، ۱۴۱۶، ج ۲،‌ ص ۱۵۸۲، حديث ۱۰۲۲۱٫
    ۳٫ زخرف:۶۷٫
    ۴٫ كهف:۲۸٫
    ۵٫ اميد مجد، ترجمه منظوم قرآن كريم، ص ۴۹۴٫
    ۶٫ همان، ص ۲۹۷٫
    ۷٫ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم،‌ دارالحديث، ۱۴۱۶، ج ۲، ص ۱۵۸۴، حديث ۱۰۲۲۴٫
    ۸٫ پيشين، حديث ۱۰۴۳٫
    ۹٫ همان،‌ حديث ۱۰۳۱۰٫
    ۱۰٫ ترجمه منظوم ايات ۲۷ تا ۲۸، سورة فرقان، ترجمه منظوم، قرآن كريم، اميد مجد، ص ۳۶۲٫
    ۱۱٫ مطهري، احمد، رابطه دوستي و محبت، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ چهارم، ۱۳۷۵، ص ۶۹٫
    ۱۲٫ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، ۱۴۱۶، ج ۲،‌ ص ۱۵۸۹، حديث ۱۰۳۱۷٫
دو دوست هستند كه جديدا با هم قهر هستند كه علت اين جدايي مقصر بودن نفر اول است براي بهبود رابطه چه كاري بايد كرد؟

دو دوست هستند كه جديدا با هم قهر هستند كه علت اين جدايي مقصر بودن نفر اول است. حال فرد دوم خيلي ناراحت شده به طوري كه با ديدن او ناراحت و عصباني مي شود. فرد دوم مي گويد كه براي اين كه اولي را ببخشم بايد مدتي از هم دور و جدا باشيم در حالي كه دومي شديدا محتاج رابطه است. براي بهبود رابطه چه كاري بايد كرد؟

پاسخ:

جواب: يكى از اخلاقيات مذموم که در اسلام شديداً از آن نهى شده، قهر كردن با نزديكان، دوستان، برادران و خواهران دينى بر سر امور دنيا است. بي‏ترديد قطع پيوند دوستى و دورى جستن از يكديگر از عمده‏ترين زمينه‏هاى زايل شدن اخوت ايمانى و برادرى است. روايات در اين زمينه بسيار است که ما به عنوان نمونه به بعضي آر آنها اشاره مي کنيم:

رسول خدا(ص) در سفارشى به صحابى گرانقدرش ابوذر مى‏فرمايد: هر دوشنبه و پنجشنبه در ايام هفته پرونده اعمال مؤمنان بر خداوند متعال عرضه مى‏شود و خدا به همه آنها توجه مى‏كند، به استثناى پرونده آن دو نفرى كه بين آنان كينه و كدورتى باشد كه دستور مى‏دهد فعلاً پرونده اينها را کنار بگذاريد تا وقتى با هم آشتي كردند.

پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: هر دو مسلمانى كه از يكديگر قهر كنند و سه روز بر آن حال بمانند و با هم آشتى نكنند، از اسلام بيرون روند و ميان آنها پيوند و دوستى دينى نخواهد بود. پس هر كدام كه به [اصلاح رابطه و] سخن گفتن پيشى گيرد، او در روز حساب زودتر به بهشت مى‏رود (كافى، ج ۲، ص ۳۴۵ – وسائل‏الشيعه، ج ۸، ص ۵۸۵)

ترك مراوده اهل ايمان آن چنان مذموم و ناپسند است كه در وصيت مفضّل است که گويد: از حضرت صادق(ع) شنيدم که مى‏فرمود:  هيچ دو مردى از روى قهر از يكديگر جدا نمى‏شوند مگر اين كه يكى از آن دو سزاوار بيزارى [خدا و رسولش از وى] و لعنت گردد و چه بسا كه هر دو سزاوار آن شوند. مُعتّب (از دوستان مخصوص آن حضرت) عرض كرد:

خدا مرا فداى تو سازد، آن كه ظالم است اين سزاى اوست، مظلوم چه گناهى دارد؟ فرمود: براى آن كه برادر خود را به آشتى و پيوند با خود نمى‏خواند و از گفتار او چشم‏پوشى نمى‏كند و آن را نشنيده نمى‏گيرد. از پدرم شنيدم كه فرمود: هرگاه دو تن با هم ستيزه كنند و يكى به ديگرى تعدى كند بايد آن كه مظلوم است نزد آن ديگرى رود و به او گويد:

اى برادر من ستمكارم و تقصير با من است تا جدايى و قهر از ميانشان برطرف شود، خداى تعالى حاكم عادل است و داد مظلوم از ظالم مى‏ستاند (كافى، ج ۲، ص ۳۴۳ – وسائل‏الشيعه، ج ۸، ص ۵۸۴ )

بر طبق روايات بالا قهر و جدايى برادران ايمانى موجب خشم خداوند و شادى شياطين است. بنابراين لازم است پيروان سيره اهل‏بيت عصمت و طهارت(ع)، در اين امور بينديشند و اجازه ندهند دوستى و الفت با برادران به كينه و قهر كردن و جدايى بيانجامد و چنانچه گاهى كدورت و رنجش و قهرى پيش آمد، خود را بر آن دارند كه در رفع آن بكوشند و بر يكديگر پيشى گيرند.

نکته اي که بايد به آن توجه کنيد اين است که اولاً  به هيچ وجه اجازه ندهيد دوستي هاي شما به هم بخورد. ثانياً  در مشکلاتي که گاهي اوقات در روابط دوستانه پيش مي آيد، به هيچ عنوان دنبال مقصر نگرديد.

اگر فرد اول که شما مي فرماييد مقصر است شرايط يک دوست واقعي را دارد و فرد دوم به اين رابطه دوستي نياز دارد، بايد اشتباهات او را ببخشد و اصلاً به دل نگيرد.

حتي اگر او مقصر است ولي براي آشتي پا پيش نمي گذارد فرد دوم تواضع به خرج دهد و دوباره دست دوستي به سمت او دراز کند. مطمئن باشيد چيزي از شخصيت وي کم نمي شود بلکه قطعاً اين برخورد نشانه بزرگواري او است.

در چنين مواقعي مي توان از کمک فردي که هر دو نفر او را قبول دارند و براي او احترام قائل هستند استفاده کرد و از او خواهش کرد که وساطت کند و اين رابطه دوستي را دوباره برقرار کند.

 

دوستي الهي چه نوع دوستي است؟ دو دوست چگونه مي‌توانند يكديگر را به ياد خدا و آخرت بيندازند.

دوستي الهي چه نوع دوستي است؟ دو دوست چگونه مي‌توانند يكديگر را به ياد خدا و آخرت بيندازند.

پاسخ:

اين سوال متضمن سه مفهوم است: ۱ـ دوستي الهي و خدايي محض، ۲ـ چگونگي نزديكي به خداي متعال، ۳ـ چگونگي ارتباط دو دوست در جهت نيل به اين هدف.
با بهره‌گيري از تعاليم اسلام)قرآن و حديث)ـ به اين سؤالات پاسخ مي‌دهيم. اميد كه راهگشا باشد.

انسان و روابط گوناگونانسان ذاتاً و فطرتاً موجودي كمال‌جو و تعالي‌پذير است. مراتب كمال و قرب او هنگامي محقق مي‌شود كه وظايفي را كه در اثر روابط گوناگون او با خود، خداوند و انسان‌هاي پيرامون خود ايجاد شده و به او محوّل شده است را به نحو احسن انجام داده باشد و صفحة دل خويش را از رذائل اخلاقي و خصلت‌هاي ناپسندي كه باعث غضب خداوند متعال است پاك كند. اين روابط عبارتند از:
الف: رابطه انسان با خود، به منظور پي بردن به ارزش گوهر وجود خود، از طريق شناختن خود، تشخيص استعدادهاي بالقوة خدادادي، بررسي اهداف خلقت و هماهنگ كردن خود با آن اهداف و ديگر امور فردي.
ب: رابطه با خدا، به منظور تقرب به او، از طريق شناختن خدا و انجام وظايف الهي.
ج: رابطه با ديگران، به منظور پاسخ‌گويي به خصلت ذاتي «اجتماعي بودن» و تأمين نيازهاي متنوع خود، از طريق معاشرت، تبادل افكار و ايجاد روابط نيكو با ديگران.(۱)

خدا دوستي ماندگارترين دوستي‌هااسلام كه دين همة انبياء راستين خدا و برنامة تكامل انسان است، ريشه در محبت نسبت به خدا دارد. خدا دوستي، اصلي‌ترين پايه‌هاي سازندگي فردي و اجتماعي و همچنين تكامل مادي و معنوي انسان است و هر آنچه انبياي الهي براي هدايت بشر آورده‌اند، در صورتي به نتيجه مي‌رسد كه دل و روح انسان آكنده از عشق و محبت نسبت به آن مبدأ لايزال باشد.
پيغمبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين‌باره مي‌فرمايند: «با همة دلهايتان، خدا را دوست بداريد.» ايشان در حديثي ديگر اين‌گونه مي‌فرمايند: «(نشانة) ايمان در دل انسان، آن است كه خدا را دوست بدارد.»

عوامل خدا دوستي از ديدگاه روايات۱٫ رحمت خدا، امام علي ـ عليه السّلام ـ : «هر گاه خداوند بنده‌اي را گرامي بدارد او را به دوستي خود مشغول مي‌سازد.»
۲٫ شناخت خدا، امام صادق ـ عليه السّلام ـ : «اگر مردم از فضيلت شناختِ خداي (عزّوجلّ) باخبر مي‌شدند، به نعمت‌ها و خوشي‌هاي زندگي دنيوي كه خداوند، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است، چشم نمي‌دوختند و … .»
توضيح: شناخت و معرفت يافتن نسبت به خداوند متعال راه‌هاي گوناگون دارد: از طريق شناختن آثار و نشانه‌هاي خلقت او در عالم، يادآوري كثرت نعمات او كه همه در خدمت تو است و با چه ظرافت و قدرت حكيمانه‌اي به دست آمده است، شناخت خود و اسرار و رموز پيچيدة خلقت انسان و در نهايت رسيدن به عظمت و قدرت خداوند سبحان، و … .
۳٫ ياد خدا، رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «خداوند (عزّوجلّ) مي‌فرمايد: «هر گاه اشتغال به من بر بنده‌ام چيره گردد، خواسته و لذتش را در ياد خودم قرار خواهم داد. پس چون خواسته و لذتش را در ياد خود قرار دادم، عاشق مي‌شود و من عاشق او مي‌شوم. پس چون عاشق من شد و من عاشق او شدم، پردة ميان خود و او را بر خواهم داشت و اين حالت را بر او مسلّط خواهم كرد، تا آنكه چون مردم غافل شدند، او غافل نشود. اين كسان، سخنشان سخن پيامبران است. آنان قهرمانان حقيقي‌اند».
۴٫ عزم و ارادة، امام صادق ـ عليه السّلام ـ (در دعايش به هنگام بامداد) : «بارالها! مي‌دانم كه برترين توشة رهرو و به سوي تو، ارادة استوار، نيت خالصانه و ضمير پاك است.
۵٫ نيايش، امام سجاد ـ عليه السّلام ـ (در دعايش) : «بارالها! … مرا به كاهلي در عبادتت، كوري از راهت و بيرون شدن از طريق محبتت، مبتلا نكن.»(۲)

دوستي از منظر اسلامدر آموزه‌هاي ديني، دوستي موهبتي الهي معرفي شده است كه مايه آرامش و راحتي انسان بوده و همچنين پشتيباني قوي به هنگام تنگناهاي زندگي است. تأثير دوست در زندگي و سرنوشت انسان و اهميت آن چيزي نيست كه بتوان آن را انكار كرد. بدين لحاظ توصيه‌ها و هشدارهاي فراواني از اولياي گرامي اسلام در زمينة انتخاب دوست و پرهيز از معاشرت با افراد ناشايست به ما رسيده است. پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين‌باره مي‌فرمايند: «المرءُ علي دين خليله، انسان بر دين دوست خود است.»
دوست‌يابي در سنين جواني ويژگي‌هايي خاص، حساس و تا حدودي بحراني دارد. بنابراين لازم است به آسيب‌شناسي دوستي جوانان نيز توجهي ويژه بنمائيد.
۱٫ دوستي جوانان ناشي از نيازهاي عاطفي و احساسات محبت‌آميز است، البته نه محبتي بي آلايش مثل كودكان و نه جلب منافع زندگي مثل دوستي‌هاي بزرگان.
۲٫ دوستي‌هاي جوانان بسيار سريع و بدون سنجش صلاحيت‌هاي اخلاقي است.
۳٫ جوانان بر خلاف بزرگسالان نسبت به دوست خود متعصب و لجوج هستند و زير بار شنيدن نصايح ديگران در مورد انحراف دوست خود نمي‌روند.
۴٫ جوانان در دوستي‌ها افراط كرده و فكر روز جدايي را نمي‌كنند. بنابراين همة رازها و اسرار خود را نزد دوستان فاش مي‌كنند. به هنگام پاره شدن رشتة دوستي نيز افراط كرده و حدي را در دشمني و عناد با هم نگه نمي‌دارند.
بنابراين، جوانان بايد در انتخاب و گزينش دوست بسيار دقيق و حساس باشند و با بهره‌گيري از تجربة بزرگترها و تعاليم اسلامي به دوست‌يابي بپردازند زيرا اثر وجودي دوست به جان و روان و فكر انسان بسيار زيادتر از ساير عوامل تأثيرگذار است.(۳)

دوستي در راه خدارفاقت و دوستي اگر به هدف عالي خدايي محض تحقق پذيرد، در حقيقت بالاترين نوع دوستي حاصل شده است و اين نوع دوستي، دقيق‌ترين و در عين حال پر بارترين و نافع‌ترين دوستي‌ها است. نبي مكرّم اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين بارة مي‌فرمايند: «خوشا آنان كه در راه خدا با يكديگر دوستي مي‌كنند.»(۴)

آثار معنوي دوستي الهي۱ـ چشيدن طعم ايمان، رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «هيچ بنده‌اي حقيقتِ محض ايمان را در نمي‌يابد، تا آنكه براي خدا دوست بدارد و براي خدا دشمن بدارد … .»
۲ـ يكرنگي در دوستي، امام علي ـ عليه السّلام ـ : «هركه مصاحبتش در راه خدا باشد، مصاحبتش گرامي و دوستي‌اش راست و درست است.»
۳٫ شفاعت پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «من از هنگام بعثتم تا روز قيامت، شفيع هر آن دو تني هستم كه در راه خدا با يكديگر دوستي و برادري مي‌كنند.»
۴٫ فراواني شفيعان، رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «بر شمار آشنايان از اهل ايمان بيافزائيد. زيرا روز قيامت، هر مؤمني را نزد خداوند، شفاعتي است.»(۵)
از ديگر آثار دوستي در راه خدا مي‌توان. بقاي دوستي تا روز قيامت، ايمني در روز قيامت، حرام شدن آتش دوزخ، ورود بدون حساب‌رسي به بهشت و يكي از ملاك‌هاي مهم در برخورداري از درجات والاي بهشت را نام برد.(۶)
شايد علت تأكيد ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ بر دوستي الهي بر اين پايه استوار باشد كه دو مؤمن كه به اين نيت، چنين دوستي پرفايده و مباركي را بنا مي‌نهند به دليل صفاي باطني كه دارند، به تدريج سعي در از بين بردن عيوب يكديگر نموده و كم‌ كم صفات ويژگي‌هاي مثبت هر يك، در اثر همنشيني و مجاورت به ديگري منتقل شده و اين خود باعث رشد و بالندگي معنوي آنها خواهد شد. و آنجا است كه تمامي ابعاد وجودي و رفتاري او است ما را به ياد خدا مي‌اندازد.
ـ اما به راستي چه كسي لياقت اين نوع دوستي را دارد؟
الف) ديندار باشد. بنابراين اموري همچون مورد اعتماد وفادار بودن، راستگو، بردبار و پوشانندة عيوب بودن، خائن و فتنه‌گر و … نبودن همه زير مجموعة دينداري او است.
ب) آخرت‌گرا باشد. بداند كه اين دنيا محل گذر است و مرحلة امتحاني براي ما پيش نيست و همچنين تمام امور زندگي او منطبق با اين عقيده‌اش باشد.
ج) برخورداري از عقل و خرد. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «عَدُوُّ عاقلٌ خيرٌ مِن صَديقٍ، دشمن با خرد از دوست نادان بهتر است.»
د) خيرخواهي. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «دوست واقعي تو كسي است كه تو را در عيبت نصيحت كند و در غيابت حفظ كند و تو را بر خود مقدم دارد.»
هـ) سلامت روح و روان. امام علي ـ عليه السّلام ـ : «از همنشيني با تبهكاران دوري كن، زيرا آنها بسان آتش‌اند كه نزديك شدن به آن، انسان را مي‌سوزاند.»(۷)
جهت هدفمند بودن اين دوستي و در نهايت نزديكي به خدا، راههاي زير پيشنهاد مي‌شود:
۱٫ شركت منظم و زمان‌بندي شده (مثلاً هفته‌اي يك بار) در زيارتگاه‌ها، مجالس پند و موعظه، مراسمات ادعيه، مباحث اخلاقي و ديني، … به اتفاق هم.
۲٫ انجام برنامه‌هايي كه جنبة ديني ـ معرفتي دارد. مرور و يا مباحثه كتب اعتقادي، اخلاقي، عرفاني، زندگي‌نامه بزرگان و … .
۳٫ برنامه‌ريزي هدفمند جهت كاهش تدريجي و گام به گام صفات بد و برخي رذائل اخلاقي (مثلاً يك ماه صرف حذف كردن صفت دروغگويي) هر يك پليس ديگري باشد.
۴٫ ملزم باشند روزي يك حديث يا نكتة اخلاقي براي يكديگر هديه بياورند.

تذكراتي مهم۱ـ ملاك‌هائي كه دربارة بهترين دوست به شما ارائه شد جهت تقريب به ذهن بود زيرا در گروه همسالان شما كسي كه عيناً مطابق با اين معيارها باشد احتمالاً پيدا نمي‌شود. شما بايد كسي را بيابيد كه تقريباً به اين شاخصه‌ها نزديك باشد. مي‌توانيد از كتب مربوطه نيز بهره بگيرد.
۲ـ از انجام برخي عبادات و مستحبات طاقت فرسا و … خودداري كنيد. به مرور باعث تنفر مي‌شود.
۳ـ شادابي و نشاط، دينداري با غم و اندوه و تفكرات خشك و تعصبات بيجا هيچگونه تناسبي ندارد.
۴ـ از دوستي‌ها و ارتباطات زياد و عميق به شدّت پرهيز شود علائم: اگر يك روز او را نبينيد حالتان بد شود، اكثر اوقات شبانه‌روز در فكر و ذهن شما حضور داشته باشد و بعد از مدتي حس كنيد به نوعي نسبت به او عشق ايجاد شده … . سعي كنيد از ابتدا كنترل روابط ميان فردي را به دست بگيريد. عدم كنترل = گرفتاري‌هاي بسيار شديد روحي و عاطفي در آينده.
۵ـ در تكميل مورد بالا به شما مي‌گوئيم براي به دست آوردن مكارم اخلاق و صفات برجسته انساني به تنهايي‌ها و خلوت‌ها هم تأكيد بسيار زيادي شده است. يعني بخشي از اوقات انسان به تفكر و تذكر و تنبّه قلبي و محاسبة نفساني و انس و مناجات با محبوب اختصاص يابد.

 

پاورقی:

  1. مقدس نيان، سيد محمد، محمدي، محمد مهدي، آداب معاشرت، قم: ادارة آموزش‌هاي عقيدتي سياسي، نمايندگي ولي فقيه در سپاه، ۱۳۷۸، ص ۱۸٫
    محمدي ري شهري، محمد، دوستي در قرآن و حديث، ويرايش ۲، قم: دارالحديث، ۱۳۸۳، ص ۴۰۵ تا ۴۳۱، احاديث شماره: ۹۵۳، ۹۶۵، ۹۷۰، ۹۷۸، ۹۹۱٫
    ۳٫ شمس الدين، سيد مهدي، جوانه‌هاي جوان، قم: مؤسسة توسعه فرهنگ قرآني، ۱۳۷۶، ص ۱۲۱٫
    ۴٫ دوستي در قرآن و حديث، ص ۶۷۳٫
    ۵٫ همان: صفحات ۶۹۵ تا ۷۰۷، احاديث شمارة: ۱۴۷۰، ۱۴۷۶، ۱۴۸۴، ۱۴۸۷٫
    ۶٫ همان، ص ۷۰۷ تا ۷۱۳، تنها ذكر عناوين اقتباس شده است.
    ۷٫ صالحي، ناد علي، قصه دلبري و دلدادگي، قم، مهر امير المؤمنين، ۱۳۸۱، ص ۳۶ تا ۵۲
راه آشتي كردن با دوست را توضيح دهيد؟

راه آشتي كردن با دوست را توضيح دهيد؟

پاسخ:

اساس روابط بر محبت و مهر ورزي است. خداي تعالي به دوستي ميان بندگان، بسيار اهتمام دارد و براي اين دوستي قاعده ها و سنت هاي بسياري ، وضع كرده است.
وقتي روابط انسان ها با يكديگر بر اساس الفت و محبت باشد بسياري از گرفتاري ها زايل مي شود و هر چه اين دوستي و محبت زياد باشند باعث اتحاد و رفع دوگانگي واختلاف مي شود ممكن است در زندگي روزمره براي انسان ها اختلاف پيش بيايد كه باعث قهر و جدايي از يكديگر باشد ولي نبايد زياد ادامه پيدا كند. كه نتيجه آن كينه و عداوت مي شود. روايت به آن اشاره دارد. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ فرمود. كه اگر قهر دو مسلمان بيش از سه روز طول بكشد و صلح نكنند از دايره اسلام بيرون مي روند و هر كدام زودتر آشتي و صلح كنند در روز حساب زود تر داخل بهشت مي شوند.(۱)
در رابطه با اقدام براي آشتي اولين قدم ريشه يابي مشكلات است. يعني اگر بخواهيم ناراحتي ها به طور اساسي حل شوند و مجددا تكرار نشوند بايد ريشه و عامل اصلي بروز آن ها را پيدا كرد. در قدم بعدي پس از اين كه ريشه اختلاف را يافتيم بايد به دنبال راهكارهاي حل اختلاف باشيم كه اين راهكارها بر اساس عمق و گستردگي ناراحتي ها متفاوت است. گاهي اختلافي جزئي بين دو دوست رخ مي دهد كه يك نوع برخورد را مي طلبد و گاهي در سطح خانوادگي و حتي گاهي بين فاميل و دو قوم است. راهكار هاي اقدام به آشتي بين دو دوست:
۱٫ اقدام مستقيم: به اين كه شما مستقيماً پيش دوستتان برويد و از مسائل پيش آمده عذرخواهي كنيد و حتي اگر معتقد هستيد ايشان مقصر هستند ارتباط مستقيم برقرار نمائيد و بگوييد كه ايشان را دوست داريد و نمي خواهيد بين شما ناراحتي وجود داشته باشد.
۲٫ استفاده از تلفن: در صورتي كه به هر دليلي مثل خجالت كشيدن و يا ابهام در نوع واكنش ايشان نسبت به اقدام شما مي توانيد از تلفن استفاده كرده و حرفهايتان را از اين طريق به ايشان منتقل سازيد.
۳٫ استفاده از نامه: در صورتي كه موارد قبلي براي شما امكان نداشت مي توانيد از نامه استفاده كنيد مزاياي نامه اين است كه هم حرفهاي متفرقه باعث انحراف بحث نمي شود و هم مي توانيد همه حرفهايتان را دسته بندي كرده و با يك ساختار منطقي به ايشان ارائه دهيد.
۴٫ استفاده از شخص واسطه: يكي ديگر از راه هاي اقدام به دوستي استفاده از واسطه است به اين كه يكي از دوستان مشتركتان را واسطه قرار دهيد تا حرفهاي شما، علاقه به برقراري ارتباط دوستانه و … را به ايشان منتقل نمايد.
همه آن چه گفته شد راه هايي است براي ايجاد ارتباط اوليه ولي توجه داشته باشيد كه همانطور كه گفته شده اساسي ترين اقدام ريشه يابي مسائل و حل ريشه اي آن ها است و همچنين نبايد به اين حد ارتباط بسنده كرد بلكه براي رفع كدورتها و ايجاد ارتباط عميق و صميمانه نياز به مكملهايي در ادامه راهكارها وجود دارد مثلا هديه دادن پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ فرمودند يا يكديگر دوستي كنيد و به يكديگر هديه دهيد كه آن كينه ها را بر طرف مي كند.(۲) همچنين مهماني دادن كه مي تواند در قالب دعوت به منزل باشد و مي تواند دعوت به يك مثلا آب ميوه و … باشد.
نكته: بعضي افراد اقدام به آشتي را براي خود باعث تحقير مي دانند كه بايد گفت بر خلاف اين تصور اقدام به اين كار هم نشان دهنده عظمت روحي انسان است و هم در نگاه ديگران فرد مورد تأييد و تحسين قرار مي گيرد البته ممكن است در موارد بسيار معدودي هر چه اصرار به دوستي شود از طرف يك نفر از طرف ديگري انكار شود كه در اين صورت بايد گفت حفظ عزت مؤمن لازم است و نبايد تا اين حد پيش رفت.

 

پاورقی:

  1. نراقي، ملا احمد خلاصه معراج السعاده، ص ۱۲۹، نشر موسسه در راه حق قم.
    ۲٫ نراقي، ملا احمد، معراج السعاده نشر پيام آزادي تهران. ص ۴۱۹٫
روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟

روابط دو همسر بعد از ازدواج با دوستان و رفيقانش تا چه اندازه بايد باشد آيا بايد با دوستانشان قطع رابطه كنند؟

پاسخ:

ازدواج به عنوان يك واقعه مهم در زندگي انسان، بسياري از روابط پيش از آن را تحت تأثير قرار مي دهد. در رابطه با دوستان پيش ازدواج نيز قضيه از همين قرار است:

  1. روابط خانوادگي و مشغوليت هاي آن و تأمين نيازمندهاي همسر، مهمترين دغدغه يك فرد متأهل است؛‌بيشتر دقت او را مي گيرد و فرصت زيادي براي ادامه دادن به دوستي هاي پيشين، آن گونه كه قبلا بوده است را نمي دهد.
  2. ازدواج، روابط جديدي را با بستگان خود و همسر به روي انسان مي گشايد كه لازم است مورد توجه قرار گيرد. اين روابط نيز مستلزم صرف وقت و كم كردن از دوستي هاي پيشين است.
  3. مقتضيات بسياري از دوستي هاي پيش از ازدواج با مقتضيات زندگي پس از ازدواج متفاوت است. يك مرد پس از ازدواج ديگر نمي تواند خانه و زندگي را چند روز رها كند و با دوستان قديمي به گردش و تفريح و گوه نوردي برود.

با توجه به اين نكات، طبيعي است كه روابط همسران با دوستان و رفقاي پيشين، محدود و دستخوش تغيير شود. به طور كلي، اصل و اساس برنامه يك فرد متأهل، همسر و خانواده است و ادامه روابط با دوستان پيشين تا جايي كه با اين امر منافات نداشته باشد، اشكال ندارد.

 

منبع:نرم افزار پرسمان

كسي مرا دوست ندارد بايد چه كنم؟

كسي مرا دوست ندارد بايد چه كنم؟

پاسخ:

اينكه ديگران ما را دوست ندارند از چند حال خارج نيست. يك احتمال اينست كه مربوط به جايگاه ما و نگاه ديگران به ما در خانواده است. كه در اين خصوص بايد گفت به احتمال زياد اين سؤال مربوط به برداشت جوان يا نوجوان مي باشد يعني اينكه براي بسياري از افراد در سنين نوجوانيكه سن بلوغ است اين برداشت پيش مي آيد كه ديگران آنها را دوست ندارند، به خواسته هاي آنها توجه نمي شود، همه به نوعي آنها را طرد مي كنند، پدر و مادر بي جهت، آنها را دعوا مي كنند و… . آنچه كه باعث آرامش مي شود توجه به همين نكته است كه رفتار ديگران با ما مثل بقيه است و ما هم مثل ديگران جايگاه خود را داريم. آنچه كه رخ داده تغييرات روحي، رواني، شناختي و فيزيكي همراه با پديدة بلوغ است كه باعث زودرنجي، عصبي بودن، خود را كنار كشيده از خانواده، دوست گرائي، كم حرفي و …. مي شود. مجموع اين امور باعث اين برداشت مي شودكه ديگران آنها را دوست ندارند.
از اين رو، اگر سؤال شما در رابطه با خانواده باشد به احتمال زياد مسئله ريشه در آنچه ذكر شده دارد و مطمئن باشيدكه پدر و مادر در حد بسيار بالا به شما علاقه و محبت دارند، در حالي كه شما حتي دلسوزيهاي آنها را نوعي گير دادن تصور مي كنيد.
احتمال ديگر اينكه آنچه ذكر شد مربوط به گروه همسالان مي باشد كه ضمن در نظر گرفتن تأثيرات دوران بلوغ بايد به نكاتي جهت ارتباط برتر با ديگران و يافتن جايگاه در بين ديگران توجه داشت. بايد دانست هيچ مهر و محبتي و دوستي يك طرفه نيست، بلكه همة دوستيها دوست داشتنها دو طرفه مي باشد، تا شما كسي را دوست نداشته باشيد، او هم شما را دوست نخواهد داشت. قرآن كريم خطاب به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: «در پرتو رحمت خدا، با آنان مهربان و نرمخو شدي و اگر خشن و سنگدل بودي از گردت پراكنده مي شدند.»(۱) لذا در اينجا لازم است نكاتي چند در رابطه با اينكه چگونه محبوب شويم و در دل آنان نفوذ كنيم، تا آنها هم ما را دوست داشته باشند، پرداخته شود.

راه هاي محبوبيت در نزد دوستان:۱ـ اخلاق نيكو، حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند «آن كس كه نيك خوي باشد، دوستانش بسيار مي شود و انسانها به او خو مي گيرند.»(۲)
۲ـ صميمانه به دوستان علاقمند باشيد و به آنها محبت كنيد. محبت باعث جذب افراد به انسان مي شود. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ در جواب فردي كه تقاضاي سفارش كرده بود فرمودند: «مردم را دوست بدار تا تو را دوست بدارند.»(۳) بنابر اين اگر مي خواهيد تو را دوست داشته باشند، ابتدا قلبت را از هرگونه كينه و دشمني، دورويي و بي محبتي، پاك كن كه در اين صورت به سراغ تو مي آيند.
۳ـ محبت قلبي ات را به او بگو: محبت مخفي مانند آتش زير خاكستر است، با اينكه وجود دارد ولي هيچ كس آن را نمي بيند بنابر اين محبتت را به دوستت اعلام كن، چون همين اعلام، محبت تو را در دل او بيشتر مي كند. چنانچه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: «هرگاه كسي را دوست داشتي او را از دوستي خود آگاه كن زيرا آن، دوستي را ميان شما پا برجا مي كند.»(۴)
۴ـ گشاده رويي و تبسم به لب داشتن، اين عامل برترين عامل محبوبيت و بزرگترين وسيله نزديكي دلهاي جهانيان به يكديگر مي باشد. چون خوشرويي دام محبت است و هم چنين اثر حركات و اعمال از گفتار بيشتر است. حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: «گشاده رويي موجب انس دوستان است.»(۵)

۵ـ طرز سخن گفتن:الف: سخن زيبا را زيبا بگوييد: سعي كنيد موضوع صحبت خود را از ميان موضوعات جذاب و مفيد انتخاب كنيد و در مورد آنها به زيبايي صحبت بگوئيد.
ب: نامش را با احترام ببر: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در حديثي فرمودند: «سه چيز محبت و دوستي را با صفا مي كند، وقتي او را ديدي سلامش كني و در مجلس جايي براي او باز كني و او را به بهترين نام هايش بخواني.»(۶)
ج: از كار نيك او قدر داني و تشكر كن: از جدال و پر حرفي و شوخيهاي زشت پرهيز كنيد كه اين كارها آفت محبت و دوستي هستند و سبب ناراحتي و گسسته شدن پيوند دوستي مي شود.
د: توجه به علائق: تنها از موضوعات مورد علاقة خودتان صحبت نكنيد سعي كنيد علاقه منديهاي ديگران را هم بشناسيد و درمورد آنها صحبت كنيد.

۶ـ چگونگي گوش دادن:الف: سخنانش را خوب گوش كنيد: هر كس ميل به گفتن دارد به شرط اينكه گوش دهندة دقيق و علاقمند پيدا كند. براي جلب علاقه در ضمن گفتگو، سؤالهايي از كيفيت زندگي و كارهايي كه در گذشته انجام داد. و همچنين سؤالهايي در مورد موضوع مورد صحبت او كنيد تا او را به شوق آوريد.
ب: راز دار باشيد، تا دوستتان به شما اعتماد كند، چون كسي كه رازي را براي شما فاش مي كند هيچ گاه دوست ندارد آنرا نزد كس ديگري بگويد. بنابر اين همانگونه باشيد كه از شما به عنوان يك دوست واقعي و دلسوز انتظار دارند.
۷ـ انتقاد پذير باشيد: اگر مي خواهيد شما را دوست داشته باشند، هيچ گاه از انتقادهاي سازندة ديگران ناراحت نشويد. حتي لازم است گاهي در مقابل انتقادهاي بيجا نيز سعه صدر نشان دهيد تا اينكه بعداً خود انتقاد كننده پي به اشتباهش ببرد كه در اين صورت بزرگواري شما براي او ثابت شده و محبت شما در دلش بيشتر مي گردد.
۸ـ هديه دادن را فراموش نكنيد.
۹ـ صله رحم و بازديد از دوستان را جدي بگيريد. چون اين كار شما نشان مي دهد كه نه تنها او را از ياد نبرده ايد بلكه به ياد او بوده و زحمت كشيده و به ديدن او آمده ايد و برايش ارزش قائل هستيد.
۱۰ـ يار و ياور او باشيد، مخصوصاً به هنگام گرفتاريها و مشكلات اگر به شما نياز داشت او را تنها نگذاريد.
۱۱ـ تواضع و فروتني: امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: نتيجة تواضع محبت است و ثمرة كبر و تكبر، دشنام و كينه توزي.» (۷) اميد است با عمل نمودن به راهكارهاي ارائه شده، در دلها نفوذ كنيد و محبوب دوستان گرديد و ديگر در رابطه با دوست داشتن به هيچ مشكلي برخورد نكنيد.

 

پاورقی:

  1. قلم : ۴٫
    ۲٫ آمدي، غرر الحکم، ص۴۵۱٫
    ۳٫ کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، باب التحبب الي الناس و التودد اليهم، ح۱٫
    ۴٫ همان، باب اخبار الرجل اخاه بحبه، روايت ۲٫
    ۵٫ آمدي، غرر الحکم، ص۴۳۴٫
    ۶٫ فريد تنکابني، مرتضي، رهنماي انسانيت ـ سيري در نهج الفصاحه، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۸۲ش، ص۵۷۹٫
    ۷٫ محمدی ری‌شهری، ميزان الحکمة، ج۱۰، ص ۵۰۸، حديث ۲۱۵۶۰٫
من و دوست پسرم ده سالي مي شه همديگرو دوست داريم بدون اينكه كسي بدونه

من و دوست پسرم ده سالي مي شه همديگرو دوست داريم بدون اينكه كسي بدونه البته ما تو دو شهر مختلف زندگي مي كنيم و فقط گه گاهي با هم ارتباط تلفني داشتيم مثلا سه چهار ماه يك بار. ما به هم قول ازدواج داديم از هر لحاظ همديگرو مي شناسيم و من تو اين مدت هر خواستگاري داشتم رو رد كردم چون زندگي بدون اون اصلا بي معنيه. دوستم پسر مؤمن و تحصيل كرده ايه پدرش خيلي وقته از دنيا رفته مشكل اينجاست كه تمام اختيار زندگيش دست مادرشه يعني بدون اجازه ش آب نمي خوره قبل ماه مبارك تصميم گرفتيم موضوع رو با خانواده اش در ميون بذاره ولي مادرش وقتي موضوع رو مي فهمه شديدا مخالفت مي كنه دليلي براي مخالفتش نداره فقط مي گه نه حتي طوري شد كه تصميم به خودكشي هم گرفتم چون تحمل اين وضعيت برام ممكن نبود الان يك ماهه زندگي برام جهنم شده سر نماز دعا مي كنم نمي دونم آخرش چي ميشه؟ چرا بايد جلوي خوشبختي دو نفر رو بگيرن؟ واقعا نمي دونم چي كار كنم تو رو خدا كمكم كنيد بگيد چي كار كنم؟ خواهش مي كنم منو راهنمايي كنيد ما بايد به هم برسيم ولي چه جوري؟ چي كار كنيم كه مادرش راضي بشه؟ اگه بدون اجازه اش ازدواج كنيم اشكالي پيش مي ياد؟ خيلي به كمكتون نياز دارم.

پاسخ:

 

 

قبل از بيان راهکار ها توجه شما را به نکاتي جلب مي نماييم.

۱٫ازدواج مهمترين و سرنوشت‏سازترين مسئله گستره زندگى هر انسان است. طبيعى است كه اگر اين امر مهم با در نظر گرفتن همه‏ى جوانب آن و بر اساس تحقيق، آگاهى و شناخت لازم و با رعايت كردن نكات مهمى كه در انتخاب همسر بايد مدّ نظر قرار گيرد، انجام شود باعث خوشبختى و سعادت انسان در زندگى مى‏گردد و اگر با اين مسئله مهم سطحى و از روى احساسات، كه عمرى بسيار كوتاه دارد و در عرض چند هفته يا چند ماه شعله‏هاى كاذب آن فرو مى‏نشيند انجام گيرد پى‏آمدهاى ناگواري  ببار خواهد آورد.

  1. ازدواج فقط پيوند دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است بنابراين وقتى دو نفر مى‏خواهند با يكديگر ازدواج كنند بايد از جهات گوناگونى كفو و همتاى يكديگر باشند تا تعادل بين آن دو و خانواده آنها برقرار شود و الاّ مشكلات فراوانى را در پى خواهد داشت. منظور از كفو بودن به طور كلى يعنى اين دو نفر از نظر فكرى – اعتقادى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، تحصيلى، سنّى، قيافه‏ى ظاهرى و خانوادگى به يكديگر نزديك باشند و ناهمگونى در موارد فوق مى‏تواند براى زندگى آينده مسئله ساز باشد.
  2. در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ى كسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّى كه انگيزه‏اى شود براى انتخاب اشكالى ندارد بلكه لازم است اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادى را دارد از جمله اينكه عشق‏هاى اينچنيني كه جنبه‏ى شهوانى و احساسى دارد عليرغم اينكه پايدار نيست اما موجب مى‏شود كه ما فرد مورد نظر را بخوبى نتوانيم ارزيابى كنيم ونتوانيم جنبه‏هاى مثبت و منفى او را شناسايى نمائيم لذا چنين عشق‏هايى مى‏تواند بطور كلى قدرت انتخاب را از انسان سلب كند .بنابراين علاقه‏هاى اوليه را بايد مهار كرد. اگر بعد از تحقيقات لازم انسان به اين نتيجه رسيد كه فلان مورد مناسب است آنگاه بايد علاقه‏ها را تقويت كرد ولى اگر مورد مناسب نيست يعنى كفو نيست وفقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما ساير شرايط ندارد و حتى اعضاء خانواده نيز موافق نيستند،  طبيعى است كه در اين صورت بايد آن علاقه‏هاى خام اوليه را نيز از صفحه‏ى دل زدود زيرا دليلى ندارد به فردى كه همسر آينده ما نيست عشق بورزيم و علاقه‏ى او را در دل خود جاى دهيم.
  3. اينكه پدر و مادر غالباً دلسوز فرزندان خود هستند.

* موافقت و مخالفت والدين در ازدواج از ديدگاههاي مختلف و در چندين علم ودانش مورد بررسي قرار مي گيرد و هر يک از اين علوم نيزاز دريچه اي ويژه به آن مي نگرند. به تعبيري ديگر اين موضوع يک بحث بين رشته اي است و در علم فقه، حقوق و روان شناسي و جامعه شناسي خانواده مد نظر دانشمندان هر يک از اين علوم است و در اين ميان آنچه هم اکنون مورد توجه است بررسي تأثير روان شناختي اين عنصر در تشکيل خانواده و انجام يک ازدواج موفق مي باشد. از ديدگاه روان شناختي نه تنها عدم مخالفت و ياحتي  موافقت والدين ضرورت يک ازدواج موفق است بلکه شرط انجام يک ازدوج موفق رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه بدون تحصيل رضايت والدين  هر يک از دختر و پسر در انجام اين عمل خطير که نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني که با وجود فراهم بودن تمام شرائط يک ازدواج موفق مثل  رضايت والدين نمي توانند يک زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند. بهره مندي از رضايت والدين از نظر ارزشي و فرهنگي حداقل يک پشتوانه روحي براي جوانان در مسير ازدواج است تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمي کامل طي نمايند.

از ديدگاه روان شناختي جلب رضايت والدين در ازدواج يک ضرورت بي ترديد است و حضور اين عامل موجب دلگرمي جوانان به ازدواج و برخورداري آنها از اطمينان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندي از پشتوانه والديني و تجارب آنها و دلسوزي و نيک انديشي آنها را هموار مي نمايد و خرمني از خوبيها و علم و دانش و تجربه و مصلحت انديشي دلسوزانه و حتي پشتوانه اقتصادي را فرا روي دو جوان نيازمند تمام اين نيکيها مي گذارد و مخالفت والدين با ازدواج يعني محروميت از تمام اين خوبيها و از دست دادن اين عناصر ضروري که نمي توان حتي از يکي از آنها چشم پوشيد. پر واضح است که ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت کامل خواهد بود.

اما  مفهوم اين سخن آن نيست که به محض مخالفت والدين با ازدواج بايد از آن دست شست؟ نه، بلکه بايد در تحصيل رضايت آنها کوشيد. بايد بررسي کرد که علت مخالفت آنها چيست؟ آيا آنها دليلي قانع کننده اي براي مخالفت خود دارند؟ بايد فارغ از هرنوع محبت و عشقي ببينيد که مخالفت آنها بجا و مقتضي انديشه و محصول عاقبت انديشي پيران تجربه است يا نه؟… بهرحال اگر وجدانا آنگاه که با خود خلوت مي کنيد ،مخالفت آنها را بجا مي شماريد پس تسليم حق شويد واز اصرار بر تصميم غلط خود دست کشيد. ليکن اگر مخالفت آنها را بي مورد مي شماريد۱- پسر  بايد سعي کند موافقت والدين خود را جلب نمايد  و در اين  مسير از راهکار محبت، انديشه، عشق ورزي در راه تحصيل رضايت والدين خود با  همکاري و ميانجيگري خير انديشان و فاميلهاي نزديک و صاحب نفوذ بر روي والدين  خود بهره بگيريد .

۲- دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنيد.

۳- هيچگاه در مقابل خانواده وي جبهه نگيريد زيرا اگر ان شاءا… مساله به خوشي حل شد و شما عروس آن خانواده شديد،مشکل ديگري براي شما پيش نيايد.

اميد است   بکارگيري تمام راهکارهاي ارائه شده قلب والدين را به اعلام رضايت خاطر آنهم از صميم دل نرم سازد. لازم به يادآوري است که اگر آنها علي رغم سعي و تلاش شما رضايت ندادند، به مصلحت شماست که  فعلااز اين ازدواج دست بکشيد و از گذر زمان به عنوان يک عامل مؤثر و هموار کننده و مسير نيل به هدف بهره بگيريد. بهرحال بدون رضايت والدين اقدام نکنيد مگر آنکه مخالفت آنها را برطرف ساخته و به رضايت بکشانيد. و چنانچه احساس کرديد لجاجت در کار است نه مخالفت در اين صورت از همکاري افراد خيرخواه و آگاه، به عنوان واسطه، در رفع اين حالت کمک بگيريد.

 

 

مي خواستم يكي از دوستانم را به سوي خدا بيارم به هيچي اعتقاد نداره ولي مادرش اعتقاد داره. مي خواستم عوضش كنم خيلي تنهاست ميخوام از تنهايي بيارمش بيرون اگر مي شود من را راهنمايي كنيد.

مي خواستم يكي از دوستانم را به سوي خدا بيارم به هيچي اعتقاد نداره ولي مادرش اعتقاد داره. مي خواستم عوضش كنم خيلي تنهاست ميخوام از تنهايي بيارمش بيرون اگر مي شود من را راهنمايي كنيد.

پاسخ:

مشكل كساني كه به ضعف اعتقادي دارند و به وظايف ديني خود عمل نمي كنند، بيشتر ناشي از خواب غفلت است. خودفراموشي يا غفلت نوعي خواب معنوي است كه باعث مي شود اهل آن در راه كمال و سعادت خود گام برندارند و به دنيا و لذت هاي زود گذر آن مشغول و عمر خويش را تلف نمايند و در نهايت دست خالي به سوي جهان ابدي رهسپار گردند.

ريشه اصلي غفلت در ناآگاهي و بي خبري است. ناآگاهي باعث خدافراموشي، ضعف ايمان و مسامحه در انجام وظايف ديني و عبادي و همچنين خودفراموشي، عدم توجه به خودسازي و در نهايت مانع آمادگي انسان براي مرگ و سفر آخرت خواهد شد.

تنها درمان اين بيماري اساسي و ريشه اي، دادن آگاهي است. علم و آگاهي همانگونه كه در روايات اسلامي تاكيد شده، براي انسان واجب است (العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه) زيرا داروي اصلي دردهاي بشر  و مايه حقيقي حيات انسان دانش و آگاهي است.

آگاهي هاي بيدار كننده عبارتند از، شناخت خداوند و مبدا هستي، شناخت معاد و رستاخيز و سرانجام انسان در عالم آخرت، شناخت فلسفه دين و كاركرد آن، آشنايي با فلسفه عبادات و اعمال ديني و اثر آن در ساخت شخصيت انسان و همچنين هدف بعثت انبيا و امامت امامان و رهبران الهي، شناخت جهان و زندگي و هدف آن، شناخت انسان، خود انساني و جايگاه انسان در هستي، توان و استعداد خاص انسان در احراز مقام خلافت الهي و ساير ارزش هاي وجود آدمي، و همچنين آشنايي با زندگي و سيره اخلاقي و عملي معصومين(ع) و عالمان راستين و مومنان حقيقي.

مهمترين و اثر بخش ترين منابع آگاهي بخش و بيدار كننده، قرآن كريم و روايات اسلامي و مواعظ و حكمت هاي صادر شده از معصومين(ع) است.

براي ايشان در اين زمينه هايي كه گفته شد صحبت كنيد و به گونه اي كه صلاح مي دانيد، با اهداي كتاب هاي مفيد و در ضمن گفتن داستان، روايت و آيه اي از قرآن كريم، ياد مرگ و قيامت را در ايشان زنده نماييد و گاهي با تذكر ياد مرگ و رستاخيز و عاقبت كساني كه اهل ديانت نيستند، سعي نماييد حتي المقدور به گونه اي كه ايشان احساس نكند داريد نصيحت مي كنيد، به صورت غير مستقيم مطالبي را انتقال دهيد كه آگاهي بخش باشد و ايشان را از غفلت خارج نمايد.

عملكرد شما خود بهترين ارشاد براي ايشان است شما مي توانيد با عمل خودتان ايشان را راهنمايي كنيد و روح تعهد ديني را به ايشان تزريق نماييد.

به راحتي مي توانيد ايشان را به همراه خود به مجالس مذهبي ببريد و در شرايطي قرار دهيد كه ايشان به طور ناخواسته در معرض اطلاعات و جاذبه هاي دين قرار بگيرد و از مراسم ديني و روح معنوي حاكم بر اين مجالس لذت ببرد.

از اين طريق شما مي توانيد ايمان را در وجود ايشان تقويت نماييد و راه سعادت و نجات رهنمون باشيد.

البته مسأله تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى در حدود كيفيت آن بستگى به توان‏ها و قابليت‏هاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم‏ترين امورى كه در تاثيرگذارى دخالت دارند ويژگى‏هاى روحى از قبيل اراده استواراخلاق نيكو حسن معاشرت و آگاهى‏ها و توانهاى علمى بالا است. تأثيرپذيرى مثبت نيز تا حدودى به اين امور و نيز به ميزان انعطاف پذيرى و حقيقت‏طلبى شخص ارتباط دارد و تاثير پذيرى‏هاى منفى برخاسته از ضعف آگاهى و اراده مى‏باشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزون‏سازى آگاهى‏ها ودانش‏هاى خود به ويژه در زمينه مسايل دينى فرهنگى و اجتماعى تلاش كنيد تدريجا توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد يافت.

بنابراين تأثيرگذارى يك مهارتى است كه به تدريج حاصل مى‏شود و تأثيرگذار و تأثير گيرنده و فضاى روانى از آمادگى لازم و شرائط كافى برخوردار باشد كه با تمرين و ممارست به اين مهارت دسترسى پيدا مى‏شود. با رعايت اصول و نكات زير فرد مى‏تواند ميزان تأثيرگذارىخويش را افزايش دهد.

  1. كار خود را با تحسين و قدردانى صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد.
  2. با اندكى تفحص و جستجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وى به خاطر وجود آن امر مثبت ارتباط خود را با وى پى‏گيرى نمائيد.
  3. در صورتى كه اشتباه و لغزشى در وى مشاهده كرديد مستقيما از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد.
  4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد.
  5. سعى كنيد شنونده خوبى باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود براى شما حرف بزنند.
  6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و به آنها اين محبت باطنى خود را اعلام كنيد.
  7. به ديگران اعتبار بدهيد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم هستند.
  8. در طرف مقابل نسبت به كارى كه مى‏خواهى انجام دهد ميل شديدى ايجاد كنيد و به عبارت ديگر فضاى روانى لازم را براى انجام آن عمل فراهم نمائيد.
  9. هر رفتارى را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد همان را با ايشان در پيش گيريد.
  10. سعى كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد زيرا مردم سخن كسى را كه بخواهد عقيده‏اش را بر آنان تحميل كند نمى‏پذيرند و با كسى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند دوستى نمى‏ورزند و به او اعتماد نمى‏كنند.

در پايان، توجه به اين نکته لازم است، که برادر شما يک جوان است و بهترين راه براي تأثير گذاري  ايجاد رابطه عاطفي است و براي ايجاد ارتباط عاطفي سعي کنيد با او همدردي کنيد و در حل مشکلات او همراه او باشيد. او را درک کنيد و به نيازهاي روحي او توجه داشته باشيد، از سرزنش کردن او خودداري کنيد به او احترام بگذاريد و او را بدون شرط بپذيريد؛ يعني پذيرش شما نسبت به او مشروط نباشد و به گونه اي رفتار کنيد که او احساس کند شما دلسوز او هستيد رعايت نکات فوق باعث مي شود بين او و شما يک ارتباط صميمي و عاطفي برقرار شود آنگاه مي توانيد در قالب صميميت و دوستي مشکلات او را گوشزد کنيد و در حل آنها به او کمک کنيد. اگر برخوردي غير از اين با او داشته باشيد و بخواهيد از طريق تهديد و امر و نهي با او برخورد کنيد قطعا نمي پذيريد و در تکرار اشتباهات اصرار مي ورزد و حتي طغيان مي کند..

من مي خواستم بدانم شدت علاقه به يك دوست تا چه حد معقول است؟ مثلا دل گرفتي در اثر دوري از يك دوست طبيعي است يا غير عادي؟

من مي خواستم بدانم شدت علاقه به يك دوست تا چه حد معقول است؟ مثلا دل گرفتي در اثر دوري از يك دوست طبيعي است يا غير عادي؟

پاسخ:

اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني که با جذبه و شور زيادي همراه است، غالبا بر مبناي عواطف و احساسات شکل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه اين دوستي ممکن است جاذبيت يک فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد که او را براي فرد ديگر دوستداشتني مي سازد که توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر کند. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بي شائبه است، ولي امکان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني که اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي کند که اکنون چه بايد بکنند. اين سرگرداني ممکن است با بعضي آثار مخرب ديگري همراه شود.

يكي از نيازهاي اساسي انسان از بدو تولد تا پايان عمر نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شده است. اين نياز رواني انسان در طي مراحل مختلف رشد و عمر انسان شكل هاي مختلف پيدا مي كند و در هر دوره اي و زماني به گونه اي متناسب با آن زمان بايد تأمين و ارضا شود. در دوره نوزادي، از طريق والدين و به خصوص مادر، در دوران كودكي بوسيله خانواده و دوستان هم بازي و در دوره نوجواني و جواني از طريق گروه همسالان به اين نياز پاسخ داده مي شود. روانشناسان معتقدند احساس تعلق و وابستگي به ديگران از اساسي ترين نيازهاي فردي است و بر رشد رواني جسمي و اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. در واقع دوستان براي فرد تكيه گاهي هستند كه به او احساس امنيت مي دهند. همسالان حكم درمانگران قابل اعتماد و سرمشقهاي رفتاري را براي يكديگر دارند. اين كنشهاي متقابل با دوستان باعث مي شود كه آنها احساسات و عقايد يكديگر را هر چه بيشتر درك كنند و در برابر آن حساس باشند. V}(ر.ك ماسن و ديگران، رشد و شخصيت كودك، ص ۵۰۶){V

 

 

مرحله اجرائي، مرحله اي است كه جوان مي خواهد بهترين و ارزشمند ترين چيزي كه دارد به دوست صميمي خود هديه كند و اين يكي از ويژگي هاي مهم اين مرحله است كه اريكسون  به عنوان يك از روانشناس، آن را مرحله صميمت نام گذاري كرده است. جوان تمام هم و غم اش و فكر و انديشه اش ، دوستي است كه براي او ارزش و اهميت قائل است به همين جهت است كه روابط دوستانه اش بسيار زياد است. بنابراين چنين حالتي در اين دوران چندان غيرطبيعي نيست.

اما  در جواب به سوالتان بايد عرض کنيم :

علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، مزاحمت با حقوق والدين، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان و يا ابتلاي به اعمال حرام و نا مناسب  نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد بسيار خوب و مفيد خواهد بود، البته بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت، در نتيجه اگر بخواهيد در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نماييد درباره مشكلات آن فكر كنيد و سعى كنيد خود را قانع كنيد كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان شما است. علاوه بر اين كه افراط در اين گونه دوستى‏ها گاهى اثر عكس مى‏گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى‏گرايد. زيرا افراط شما موجب به وجود آمدن توقع زيادتان مى‏گردد و ممكن است او نتواند در حدّ توقّعتان شما را راضى نمايد.

لازم به ذكر است اگر شما در اين سن در صدد يافتن شريك زندگي اش برآييد و اين نيرو و ارزش رواني را با همسر خويش مصرف كنيد براي شما بسيار لذت بخش و ثمربخش خواهد بود و چه خوب است در صورت فراهم بودن امكانات و شرائط آن، به چنين كاري اقدام نماييد. در کنار تمام نکات رفتاري انگيزه دوستي هم مهم است چون

دوستى‏ها بر چند نوع است:

۱- دوستى به خاطر خدا همانند علاقه به اولياى دين و برادران ايمانى كه منشاء آن منش دينى فرد و اعتقادات اوست نه انگيزه‏هاى ديگر.

۲- دوستى به جهت مال و جمال ويا كشش‏هاى غريزى ديگر.

نوع اول؛ اين دوستى‏ها عبادت و از بهترين اعمال است . چنان‏چه در احاديث منقول از اهل بيت(ع) آمده است:[ هل الدين الا الحب ]؛ آيا دين جز محبت چيز ديگرى است؟.

 

نوع دوم؛ اين دوستى‏ها چنانچه موجب سد راه خدا گردد و احيانا آدمى را به انحراف بكشاند خطرناك ترين دام شيطان است كه بايد از آن پرهيز نمود و تنها آن را معبرى براى درك جلال و جمال خداوند قرارداد. ممكن است گلى زيبا انسان را فريفته و مجذوب خويش كند ولى عاقل كسى است كه در وراى زيبايى گل‏جمال خالق گل راببيند و از اين حجاب عبور كرده تا ملكوت را مشاهده نمايد.

 

ماهيت، حدود و انواع دوستي از جهت شرعي و روانشناسي چيست؟

ماهيت، حدود و انواع دوستي از جهت شرعي و روانشناسي چيست؟

پاسخ:

  1. اصل دوستي در زندگيچيزي كه زندگي را معنا دار كرده و به پيش مي برد بدون شك مفهوم عشق و عاطفه است. زيرا گل بشر را با چنين مفهومي سرشته اند. اين مفهوم به اندازه تاريخ حيات بشر قدمت، حكايت و حيات دارد و سرآغاز حوادث شيرين يا ناگوار تاريخ شده است. بشر هم دوست دارد محب باشد و هم مورد عشق ديگران واقع شود. چنين روحيه اي در نهاد او نه فقط به دليل نيازهاي فراوان مادي او به دوستان است، بلكه بيش از آن در پرتو دوستي به نوازش هاي روحي و معنوي مي رسد و از اين رهگذر آرامش فكري و روحي خود را بر آورده مي سازد.
    در مراحل مختلف سنّي انسان، گرايش او به دوست در دوره جواني خود را بيشتر نشان مي دهد و جوانان بيش از ساير مقاطع سني در بند دوستي ها و قواعد آن گرفتارند. جوان درمعاشرت با دوستان خود افزون بر اشباع حس فطري خود به كسب بينش زندگي و دانش اجتماعي مي پردازد. بنابراين دوستي و مفهوم آن يكي از مهم ترين، اثرگذارترين و اساسي ترين مولفه هاي شخصيت انسان در دوران جواني است.

    ۲٫ جوان و دوستي با ديگرانطبق نظر برخي از روانشناسان عشق و علاقه جوانان نسبت به ديگران ـ چه همجنس و چه غير همجنس ـ دو رويه و حالت دارد: عشق عاطفي (ملكوتي) و عشق شهواني (زميني). محبت و علاقه اي كه جوان در خودش نسبت به طرف مقابل احساس مي كند و گاهي هم از آن «به عشق پاك» تعبير مي كند همان جنبه عشق ملكوتي است. در اين مرحله، عشق جنبه جسماني ندارد. بلكه با نوعي تمجيد و تحسين و احساس فداكاري همراه است و جوان به شدت مي پرهيزد كه اين نوع احساس را با برچسب علاقه جنسي آلوده كند و آن را عشق آسماني مي داند. در مرحله عشق شهواني كه ممكن است در پي همان عشق عاطفي نيز بروز يابد، جوان بيشتر به مسائل توأم با لذت علاقمند مي شود.(۱)

    ۳٫ نظر شرع و روانشناسي درباره هر دو نوع از دوستي هابدون شك شريعت اسلام براي مبارزه با فساد و گرايش هاي منفي اخلاقي و تعالي بخشي به روح انسان آمده است. از اين روي جنبه عشق شهواني را فقط درباره عشق به جنس مخالف آن هم در قالب ازدواج مي پسندد نه در قالب هاي ديگر. هر چند كه ممكن است از نظر روان شناسي غير اسلامي چراغ سبزهايي به اين نوع دوستي ها نشان داده شود. زيرا نوع نگاه مكتب و بينش اعتقادي انسان ها در تصميم هاي مختلف زندگي تأثيرگذار است. البته در ازدواج هم همه حرف اسلام اين نيست كه با اين نوع عشق مي شود يك زندگي متعادل و نمونه ساخت با اين حال اگر كسي به آن فكر كند فقط مي تواند درباره جنس مخالف باشد و در قالب ازدواج.(۲)
    درباره عشق پاك نيز مي شود گفت كه اسلام آن را پذيرفته و درباره آن ضوابط و ملاك هايي را به پيروان خود ارائه داده است. مثل اينكه اگر اين نوع عشق بنا بود درباره غير همجنس باشد، تنها مي شود درباره همسر و محارم خود باشد و اگر نسبت به همجنس بود بايد شرايط دوستي و آداب آن لحاظ شود.
    بنابراين مي توان گفت انسان در مورد دوستي بايد حدودي را رعايت كند كه در زير به برخي از اين حدود اشاره مي شود:
    ۱٫ انسان نبايد در دوستي هاي خود دچار رفتارهاي حرام شود و حتي اگر دوستي با فردي باعث تهييج قواي شهواني انساني شود و يا اينكه انسان از اين گونه روابط خوف وقوع در حرام داشته باشد، بايد از اين روابط و دوستي ها پرهيز كند.
    ۲٫ اگر انسان در دوستي هاي خود (ولو اينكه انگيزه آلوده و ناپسندي نداشته باشد) دچار افراط شود، چرخه زندگي او با مشكل روبرو مي شود و افراط در مورد عشق و علاقه به فرد ديگر مي تواند زندگي انسان را تحت تأثير قرار دهد به گونه اي كه انسان را از فعاليت هاي ضروري و لازم يك زندگي سالم باز دارد و انسان را با مشكلات بسيار زيادي در زندگي مواجه كند، بنابراين هيچ گاه نبايد در دوستي هاي خود دچار افراط شد و از دوستي هاي افراطي بايد پرهيز كرد. ۳٫ يكي از حدود دوستي، تناسب سني بين افراد است، بسياري از دوستي هايي كه اين شرط در آن رعايت نمي شود با مشكلات بسيار زيادي روبرو مي شود كه از جمله آن مي توان به اين موارد اشاره كرد: ۱٫ عدم درك متقابل ۲٫ سوء استفاده هاي احتمالي توسط فرد بزرگتر ۳٫ عدم استقلال فرد كوچكتر ۴٫ شكل گيري هويت كاذب در فرد. ۵٫ ايجاد نيازهاي كاذب در افراد و… .
    بنابراين براي پرهيز از اين موارد بايد از اين گونه دوستي ها پرهيز كرد. البته ارتباط بين افراد با تفاوت سني در حد روابط معمولي اشكالي ندارد.
    ۴٫ يكي ديگر از حدود دوستي با افراد اين است كه انسان در موضع تهمت واقع نشود كه يكي از موارد آن دوستي با افراد كم سن و سال است، بنابراين اگر انسان احساس مي كند كه دوستي با فردي موجب مي شود كه او در معرض تهمت واقع شود بايد از اين گونه دوستي پرهيز كند.
    ۵٫ قلب انسان حريم الهي مي باشد و انسان در تمام روابط خود به ويژه روابط دوستانه خود بايد مراقب باشد كه محبت فرد ديگري را جايگزين محبت الهي نكند، يكي از آثار سوء دوستي هاي افراطي اين است كه موجب فراموشي ياد خدا و كم رنگ شدن آن در زندگي انسان مي شود، بديهي است زماني كه ياد خدا در زندگي بشر كم رنگ شود انسان با مشكلات بسيار زيادي رو برو مي شود و ديگر طعم شيرين زندگي را نمي چشد.

    ۴٫ دوستي سالم و آسيب هاي آنبر فرض اينكه فرد با جنس موافق خود بناي دوستي را گذاشت و دوستي او هم كاملا سالم و بي ايراد بود، همين دوستي نيز از آسيب ها و عوارض نامطلوب در امان نيست و ممكن است به جاي اينكه مايه خير و آرامش خاطر و امنيت روحي انسان را فراهم آورد، مايه دردسر شود و به فرجامي ناخوشايند بيانجامد.
    از جمله آسيب هاي دوستي سالم و مورد پسند دين، زيادي مشغول شدن ذهن انسان به اوست. حال ممكن است چنين دوستي اي درباره فرد همسن، بزرگتر يا كوچك تر باشد. هر كدام كه باشد، چنين اثري درباره دوستي خوشايند نيست. زيرا با فلسفه دوستي سازگاري ندارد. از اين حالت مي شود به «محبت افراطي» ياد كرد كه ممكن است به هر دليلي ايجاد شود و حركت زندگي انسان را كند يا متوقف كند.
    در اين باره از ياد نبريم كه علاقه قلبي را شايد نشود به راحتي مهار كرد و جلو افراط و تفريط هاي آن را گرفت. اما مي توانيم به كار بستن و ظاهر نمودن آن و رفتارهاي مترتب بر آن را كنترل كنيم.

    ۵٫ دوستي هاي افراطيالف) منشأ افراط در دوستي ها: نويسنده كتاب جوان و نيروي چهارم زندگي چند دليل را بر مي شمرد كه مهم ترين عامل بروز علاقه هاي افراطي اند: كمبود خلأ عاطفي، تجرد فرد بزرگ تر، طبيعت دوران جواني، محيط هاي شبانه روزي، شخصيت زدگي، عشق به زيبايي و توجه خاص به جوان.(۳)
    ب) تأثير منفي دوستي هاي افراطي: از جمله پيامدهاي علائق افراطي را مي توان چنين برشمرد.
    ـ اضطراب و نگراني: كسي كه نسبت به ديگري علاقه فراوان دارد همواره نگران است كه آن دوست را از دست ندهد و همواره در اضطراب به سر مي برد.
    ـ افسردگي: اتفاقاتي كه در دوستي هاي افراطي پيش مي آيد و فراق و هجرانها و دلشوره ها و نگراني ها، فرد را افسرده مي كند.
    ـ افت تحصيلي و كاري: غرق شدن در دوستي هاي افراطي رفتن در خيال مدام دوست براي جوان مانع پيشرفت كار و تحصيل او مي شود.
    ـ ناديده گرفتن عيوب و نواقص طرف مقابل: حبّ الشي يعمي و يصّم. علاقه اي به چيزي انسان را كور و كر مي كند.(۴)
    ـ تعصب نسبت به او: محبت گاهي در داوري انسان نسبت به ديگران تأثير مي گذارد و او را به داوري ناحق مي كشاند.(۵)
    ـ باز كردن سفره دل براي او و افشاي همه اسرار خود: كسي كه در دوستي و ابراز علاقه زياده روي مي كند به طور معمول سفره دلش را باز مي كند و داشته و نداشته اش را بيرون مي ريزد و اين افشاي رازها و مسائل شخصي و خصوصي باعث مي شود آثار ناگواري را براي فرد ايجاد كند. چنان چه در روايت است كه در ابراز راز خود به دوستت گشاده دستي نكن زيرا ممكن است روزي دشمن تو شود.
    با توجه به اين پيامدهاي منفي اخلاقي و رواني دوستي هاي افراطي، شايسته است افراد در انتخاب دوست دقت كنند و پس از آن كه افرادي را شايسته دوستي دانستند، حدود دوستي را در روابط خود رعايت نمايند.

    چند نكته براي جلوگيري از دوستي هاي افراطيالف) غلبه بر احساسات و خردورزي: چون يكي از عوامل ظهور چنين رفتاري غلبه حس بر تعقل است، جوان بايد بكوشد جنبه هاي عقلاني زندگي خود را تقويت كند و احساساتش را در كنترل عقل و تدبير درآورد و سعي كند تا آن مقدار از دوستي با ديگران استفاده ببرد و تا اندازه اي دوستي بورزد كه نردبان ترقي او به سوي كمال و تعالي اش باشد به عبارت ديگر دماي دوستي را با دماسنج عقل اندازه بگيرد و فضاي دوستي را متعادل و مطلوب نگه دارد و روي خواسته دل پا بگذارد.
    ب) فكر نكردن به فرد مورد علاقه: تا آنجا كه مي تواند خود را به كارهايي مشغول كند و به فكر خود اجازه ندهد كه همواره به فكر فرد مورد علاقه بيفتد. اشتغال و فعاليت هاي روزانه و متنوع فرصت فكر كردن را تا اندازه اي از شخص مي گيرد.
    ج) توجه به عيوب و نواقص شخصي يا شخصيتي طرف مقابل: به طور معمول فرد چون ايده آل هايي را در طرف مقابل مي بيند و به نوعي او را كامل تر و كم عيب تر مي پندارد علاقه اش به او افزايش مي يابد. ديدن ضعف ها و نواقص در كنار هنرها و جذابيت ها در تعديل محبت نسبت به ديگران موثر مي افتد و نوعي توازن را در محبت ايجاد مي كند.
    د) ازدواج: عوامل و انگيزه هاي محبت در فرد مجرد شايد بيشتر از فرد متأهل باشد. زيرا فرد مجرد هم فرصت آزادتري دارد و هم از نظر عاطفي كاستي هايي را در خود مي بيند و ممكن است شائبه مسائل جنسي نيز در سطح روابط فرد با ديگران در كار باشد. با ازدواج مي شود راهي را پيمود كه به تعديل روابط و سالم سازي آنها بيانجامد.
    و) عشق به خدا: بهترين جايگزين براي عشق هاي مجازي و دوستي هاي افراطي، عشق به خداوند است كه از اين طريق هم معنويت و دانش انسان افزايش مي يابد و هم خواسته هاي عاطفي انسان جهتي متعالي به دست مي آورند و به خوبي اشباع مي شوند.

 

پاورقی:

  1. شرفي. محمد رضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، تهران، سروش، ۱۳۸۴، ص۶۸٫
    ۲٫ ر.ک: توضيح المسائل مراجع معظم تقليد.
    ۳٫ همان، ص۸۹٫
    ۴٫ حديث از پيامبر اسلام.
    ۵٫ محدثي ،جواد ، اخلاق معاشرت، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۴ش، ص .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست