مجموعه آسیب های فردی،نا امیدی:

اشتباهات و رويداهاي تلخي كه در زندگي گذشته من بوده است موجب دلسردي‏ام شده و مرا نسبت به آينده نا اميد كرده است. براي غلبه بر اين بدبيني و تفكرات منفي چه كنم؟
اعصابم خورده … عمرم داره هدر ميره … هميشه ناراضي ام … دلم ميخواد غر بزنم … ناسپاسم … بي عرضه ام … بي زبونم … دست و پا چلفتي ام … بي بخارم … دمدمي ام … بي تلاشم … بي حوصله ام … منفي بافم … شاكي ام … اين لحظه هايي كه ميگذرونم قراره مقدمه زندگي جاوداني ام هم بشه … مسخره است نمي خوام.
بيشتر اوقات در زندگي احساس مي كنم توي زندان هستم. يعني زندگي برايم تنگ مي شود و احساس محدوديت مي كنم و اين خيلي آزارم مي دهد. مي دانم حتما مي گوييد با خدا درد و دل كن ولي گاهي آن قدر كلافه و نااميد مي شوم كه حتي حوصله اين كار را هم ندارم.
چگونه مي توان بر نااميدي غلبه كرد و توكل خود را زياد كنيم؟
چرا بعضي از نظر روحي ضعيف هستند، اما كسي مانند شهيد بابائي حتي در آمريكا نيز مسأله نداشته؟ چرا او از كودكي روح بلندي داشته ولي من نه؟
از دعا کردن برای ازدواج ناامید شده ام
من گاهي از خودم و از خدا نااميد مي‏شوم و خود را لايق سير و سلوك نمي‏دانم، چه كنم؟ مرا راهنمايي كنيد.
اشتباهات و رويداهاي تلخي كه در زندگي گذشته من بوده است موجب دلسردي‏ام شده و مرا نسبت به آينده نا اميد كرده است. براي غلبه بر اين بدبيني و تفكرات منفي چه كنم؟

اشتباهات و رويداهاي تلخي كه در زندگي گذشته من بوده است موجب دلسردي‏ام شده و مرا نسبت به آينده نا اميد كرده است. براي غلبه بر اين بدبيني و تفكرات منفي چه كنم؟

پاسخ:

يك خلبان براي به پرواز درآوردن هواپيما به برنامه پرواز نياز دارد. او بايد، افزون بر شناخت حدود مسؤوليت خود، از فاصله مبدأ تا مقصد، شمار مسافران و نوع بار، سوخت مورد نياز، وضعيت هوا، ويژگي‏هاي موتور و روش هدايت هواپيما آگاه باشد تا بتواند در شرايط مساعد به درستي تصميم گيرد و عمل كند.

در سفر زندگي نيز هركس ناخداي كشتي سرنوشت خويش است و بايد با مقصد و راه رسيدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهاي زندگي را با موفقيت پشت سرگذارد؛ به عبارت ديگر، انسان بايد اهدافش را برگزيند و در جهت دستيابي به آن‏ها بكوشد. در غير اين صورت، چون كشتي بي‏سكان است و مسير حركتش را امواج دريا تعيين مي‏كند.

چه بوديد؟ چه هستيد؟ چه خواهيد شد؟

به راستي چه كسي پاسخ اين پرسش‏ها را مي‏داند؟ به خودتان بينديشيد.

ارزيابي صادقانه رويدادهاي گذشته مقدمه برنامه‏ريزي درست آينده است.

تأثير زندگي گذشته انسان بر زندگي كنوني‏اش يكسان نيست و مي‏تواند مثبت )قوت و موفقيت( و يا منفي )ضعف و شكست( باشد. براي كسب موفقيت، بايد كاستي‏ها و توانايي‏هاي خود را شناخت؛ بر توانايي‏ها تأكيد ورزيد و كاستي‏ها را كاهش داد؛ از اشتباهات و تجربه‏هاي ناگوار گذشته عبرت گرفت و آن‏ها را به وادي فراموشي سپرد؛ به بيان ديگر، بايد رويدادهاي تلخ گذشته را رها كرد و رخدادهاي مطلوبش را به زمان حال تسرّي داد. آنگاه اهداف و آرزوها به وسوسه‏هايي سوزان و جانكاه تبديل مي‏شوند و ما را به سوي آينده حركت مي‏دهند.

بيش‏تر مردم به دليل‏هاي زير از آينده خويش بيمناكند:

۱- عدم دانش و آگاهي

۲- عدم درك درست

۳- عدم مهارت در كنترل احساسات

توصيه‏هاي عملي زير، براي چيرگي بر ترس‏هاي واهي سودمند مي‏نمايد.

۱- تا وقتي از دانش و درك موقعيت كنوني خويش بهره‏منديد، مي‏توانيد آتيه خويش را تصور كنيد. اگر براي كنترل احساسات و هيجانات منفي آمادگي داريد، از رويدادهاي ناگوار نهراسيد و نيرومندانه بر آن‏ها بتازيد. به هر حال، براي چيرگي بر ترس، نخست بايد آگاهي خود را گسترش داد.

اگر اكنون ذهن خويش را با دانش و معرفت تغذيه كنيد، در آينده از پاداشي سخاوتمندانه برخوردار مي‏شويد. براي حل و فصل مسائل زندگي، از ذهن ناهشيارتان كه چون رايانه عمل مي‏كند، بهره گيريد.

۲- هر روز را بهترين روز زندگي خود به شمارآورده، به آن عشق ورزيد و به تمام رويدادهاي خوب، بد و زشتش احترام بگذاريد. زندگي موهبتي زيبا است. بي‏ترديد همه ما نمي‏توانيم پيكاسو، چارلي چاپلين يا انيشتن شويم. اگر همه يكسان آفريده مي‏شديم، جهان از اين همه تنوع سرشار نمي‏نمود. زندگي چنان بنياد نهاده شده كه بسياري از رويدادهاي آن از كنترل ما بيرون است؛ به بيان ديگر، نظام هستي بر سلسله مراتب قدرت‏ها و ناهمواري‏ها استوار است. چه بسا آنچه براي يكي جالب و شيرين مي‏نمايد، براي ديگري هرگز نيكو نباشد.

با برخورداري از تدبير درست، همواره مي‏توان موقعيت‏ها را دگرگون ساخت و كاستي‏ها را به توانايي و سرمايه تبديل كرد. گردونه زندگي پيوسته مي‏گردد. به آسمان بالاي سرتان بنگريد: لحظه‏اي آبي است و لحظه‏اي ديگر آكنده از ابرهاي تيره.

رويدادهاي گذشته با زندگي كنوني‏تان ارتباط ندارد. ازاين‏رو، اشتباهات خود را تصحيح كنيد و آنچه قابل تغيير نيست از لوح ضميرتان بزداييد. هر يك از ما طيف گسترده‏اي از مسائل خُرد و كلان پيش رو داريم، آنچه برنده را از بازنده جدا مي‏كند، چگونگي برخورد با اين مسائل است. تنها كساني پيروزند كه از لحظه لحظه عمرشان بهره برند و به روش درست با چالش‏ها و ناهمواري‏هاي زندگي پيكار كنند. پس با مسائل زندگي برخورد جدي داشته باشيد و در عين حال، از هر لحظه آن كام جوييد.

مفهوم زندگي

زندگي موهبت است بپذيريدش.

زندگي زيبايي است، تحسينش كنيد.

زندگي اندوه است، با آن روبه‏رو شويد.

زندگي تكاپواست، به آن تن دهيد.

زندگي شادماني است، با آن نغمه سر دهيد.

زندگي تعهد است ، به آن وفا كنيد.

زندگي مصيبت است، بر آن غلبه كنيد.

زندگي گرفتاري است، تحملش كنيد.

زندگي راز است، كشفش كنيد.

زندگي لذت است، از آن بهره گيريد.

زندگي اميد است، آرزويش كنيد.

زندگي سفر است، به پايانش برسانيد.

زندگي مسأله است، حلش كنيد.

زندگي هدف است، به دستش آوريد.

زندگي وسيله بازي است، با آن بازي كنيد.

زندگي نبرد است، جرأت حضور در آن را داشته باشيد.

هنگام تصميم‏گيري در باره مسائل مهم زندگي، اندرز نزديكان را كوركورانه نپذيريد. البته ادب چنان حكم مي‏كند كه به گفتارشان گوش فرا دهيد؛ ولي اگر نادرستي پيشنهادها و پندهايشان را آشكارا احساس كرديد، به گونه‏اي گفت و گو را پايان بخشيد. آنگاه چشم دل بگشاييد، از تجربه ديگران درس بگيريد و نتايج حيرت‏آور آن را تجربه كنيد. ناگفته پيدا است بايد مسائل پيچيده را با اهل فن در ميان نهاد و از توصيه‏هاي خردمندانه‏شان بهره برد.

شما يكي از مهم‏ترين افراد زمين به شمار مي‏آييد، پس بايد به خوبي از اهدافتان آگاه باشيد و كوتاه‏ترين راه رسيدن به مقصد را بدانيد. هنگام بالا رفتن از نردبان ترقي، ديگران را در پيمودن اين مسير ياري كنيد؛ زيرا مهم‏ترين پيامد جانبي موفقيت، ياري كردن ديگران است. فراموش نكنيد تنها هنگام توانايي مي‏توان به ديگران ياري رساند. در اين صورت بي‏ترديد بهترين و دوست داشتني‏ترين انسان شمرده مي‏شويد.

كي مي‏خواهيد به مقصد برسيد؟ چه وقت بايد حركت كنيد؟

هم اكنون برنامه‏هاي آتي خود را تنظيم كنيد و جزء جزءِ آن را با ديدگان خرد بسنجيد.

واقع بين باشيد، چگونه مي‏خواهيد به اهدافتان جامه عمل بپوشانيد؟

چقدر به درازا مي‏انجامد؟

چقدر سرمايه نياز داريد؟

با چه مسائلي رو به رو خواهيد شد؟

چگونه مسائل خود را حل و فصل مي‏كنيد؟

برنامه‏تان را به طور كامل روي كاغذ بياوريد.

وقتي هر بخش از هدفتان جامه عمل پوشيد، بي‏درنگ با علامت ضربدر تحقق آن را روي برنامه مشخص كنيد. البته، پيش از هر اقدامي، فراموش نكنيد كه ديگران مي‏توانند در اجراي برنامه‏ها بهترين هادي و حامي شما باشند؛ به عبارت ديگر، شما مي‏توانيد از:

مهارت،

اشتباهات،

سرمايه و امكانات

و روش‏هاي ديگران

در تحقق اهداف خود بهره‏گيريد. شما ناگزيريد در هر موقعيتي به طور سنجيده خطر كنيد و به ماجرا تن دهيد؛ زيرا آنچه بايد بياموزيد، در طول مسير خواهيد آموخت. البته يكباره خود را در امواج سهمگين دريا نيفكنيد. از عمق كم شروع كنيد و به تدريج كه مهارت فزون‏تر يافتيد، به عمق بيش‏تر گام نهيد. ناگفته پيدا است، مي‏توانيد از اعتماد به نفس و احساس بي‏نيازي از كمك ديگران سرشار باشيد و يكراست به عميق‏ترين منطقه يورش بريد. در اين صورت، يكي از موقعيت‏هاي زير را تجربه خواهيد كرد:

۱- اگر نتوانيد شنا كنيد، غرق مي‏شويد. پس ضرورت دارد پيشاپيش براي نجات خود چاره‏اي بينديشيد. در حقيقت آن كه بدون آشنايي به فن شنا و بدون امكانات ايمني در نقاط عميق به شنا مي‏پردازد، يك ابله تمام عيار است.

۲- ممكن است به رغم عدم مهارت در شنا غرق نشويد؛ زيرا، طبق قانون ارشميدس، يك جسم غوطه‏ور در مايع به اندازه آب هم حجمش سبك مي‏شود. بنابراين، اگر در ميان تلاطم امواج دريا خونسردي خود را حفظ كنيد؛ امكان نجات مي‏يابيد.

۳- با توسل به مهارتتان در شنا، آسوده خاطر به هر سو كه مي‏خواهيد مي‏رويد. در اين موقعيت ايده‏آل، شما همه چيز را تحت كنترل خواهيد داشت.

در پايان سخن، تاكيد مي‏شود با ذهنيت مثبت آماده رويارويي با پيامدهاي نامنتظره باشيد وهرگز از اشتباه نهراسيد؛ زيرا هر اشتباهي به شما چيزي مي‏آموزد. افزون بر اين، اشتباه پيامد جانبي كردارهاي تهور آميز و مبارزه‏جويي‏هاي جسورانه است. خطا بر ذهن و احساس انسان خوش‏بين و بالنده تأثير نمي‏گذارد. آنچه آدمي را از حركت باز مي‏دارد، بدبيني و تفكر منفي است.

منبع:نرم افزار پرسمان

اعصابم خورده … عمرم داره هدر ميره … هميشه ناراضي ام … دلم ميخواد غر بزنم … ناسپاسم … بي عرضه ام … بي زبونم … دست و پا چلفتي ام … بي بخارم … دمدمي ام … بي تلاشم … بي حوصله ام … منفي بافم … شاكي ام … اين لحظه هايي كه ميگذرونم قراره مقدمه زندگي جاوداني ام هم بشه … مسخره است نمي خوام.

اعصابم خورده … عمرم داره هدر ميره … هميشه ناراضي ام … دلم ميخواد غر بزنم … ناسپاسم … بي عرضه ام … بي زبونم … دست و پا چلفتي ام … بي بخارم … دمدمي ام … بي تلاشم … بي حوصله ام … منفي بافم … شاكي ام … اين لحظه هايي كه ميگذرونم قراره مقدمه زندگي جاوداني ام هم بشه … مسخره است نمي خوام.

پاسخ:

با سلام قبل از پرداخت به جواب  اصلي و ارائه راهکار هاي مورد نظر به مطالب زير توجه فرماييد :

يك خلبان براي به پرواز درآوردن هواپيما به برنامه پرواز نياز دارد. او بايد، افزون بر شناخت حدود مسؤوليت خود، از فاصله مبدأ تا مقصد، شمار مسافران و نوع بار، سوخت مورد نياز، وضعيت هوا، ويژگي‏هاي موتور و روش هدايت هواپيما آگاه باشد تا بتواند در شرايط مساعد به درستي تصميم گيرد و عمل كند. در سفر زندگي نيز هركس ناخداي كشتي سرنوشت خويش است و بايد با مقصد و راه رسيدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهاي زندگي را با موفقيت پشت سرگذارد؛ به عبارت ديگر، انسان بايد اهدافش را برگزيند و در جهت دستيابي به آن‏ها بكوشد. در غير اين صورت، چون كشتي بي‏سكان است و مسير حركتش را امواج دريا تعيين مي‏كند. چه بوديد؟ چه هستيد؟ چه خواهيد شد؟ به راستي چه كسي پاسخ اين پرسش‏ها را مي‏داند؟ به خودتان بينديشيد. ارزيابي صادقانه رويدادهاي گذشته مقدمه برنامه‏ريزي درست آينده است. تأثير زندگي گذشته انسان بر زندگي كنوني‏اش يكسان نيست و مي‏تواند مثبت )قوت و موفقيت( و يا منفي )ضعف و شكست( باشد. براي كسب موفقيت، بايد كاستي‏ها و توانايي‏هاي خود را شناخت؛ بر توانايي‏ها تأكيد ورزيد و كاستي‏ها را كاهش داد؛ از اشتباهات و تجربه‏هاي ناگوار گذشته عبرت گرفت و آن‏ها را به وادي فراموشي سپرد؛ به بيان ديگر، بايد رويدادهاي تلخ گذشته را رها كرد و رخدادهاي مطلوبش را به زمان حال تسرّي داد. آنگاه اهداف و آرزوها به وسوسه‏هايي سوزان و جانكاه تبديل مي‏شوند و ما را به سوي آينده حركت مي‏دهند. بيش‏تر مردم به دليل‏هاي زير از آينده خويش بيمناكند: ۱- عدم دانش و آگاهي ۲- عدم درك درست ۳- عدم مهارت در كنترل احساسات توصيه‏هاي عملي زير، براي چيرگي بر ترس‏هاي واهي سودمند مي‏نمايد. ۱- تا وقتي از دانش و درك موقعيت كنوني خويش بهره‏منديد، مي‏توانيد آتيه خويش را تصور كنيد. اگر براي كنترل احساسات و هيجانات منفي آمادگي داريد، از رويدادهاي ناگوار نهراسيد و نيرومندانه بر آن‏ها بتازيد. به هر حال، براي چيرگي بر ترس، نخست بايد آگاهي خود را گسترش داد. اگر اكنون ذهن خويش را با دانش و معرفت تغذيه كنيد، در آينده از پاداشي سخاوتمندانه برخوردار مي‏شويد. براي حل و فصل مسائل زندگي، از ذهن ناهشيارتان كه چون رايانه عمل مي‏كند، بهره گيريد. ۲- هر روز را بهترين روز زندگي خود به شمارآورده، به آن عشق ورزيد و به تمام رويدادهاي خوب، بد و زشتش احترام بگذاريد. زندگي موهبتي زيبا است. بي‏ترديد همه ما نمي‏توانيم پيكاسو، چارلي چاپلين يا انيشتن شويم. اگر همه يكسان آفريده مي‏شديم، جهان از اين همه تنوع سرشار نمي‏نمود. زندگي چنان بنياد نهاده شده كه بسياري از رويدادهاي آن از كنترل ما بيرون است؛ به بيان ديگر، نظام هستي بر سلسله مراتب قدرت‏ها و ناهمواري‏ها استوار است. چه بسا آنچه براي يكي جالب و شيرين مي‏نمايد، براي ديگري هرگز نيكو نباشد. با برخورداري از تدبير درست، همواره مي‏توان موقعيت‏ها را دگرگون ساخت و كاستي‏ها را به توانايي و سرمايه تبديل كرد. گردونه زندگي پيوسته مي‏گردد. به آسمان بالاي سرتان بنگريد: لحظه‏اي آبي است و لحظه‏اي ديگر آكنده از ابرهاي تيره. رويدادهاي گذشته با زندگي كنوني‏تان ارتباط ندارد. ازاين‏رو، اشتباهات خود را تصحيح كنيد و آنچه قابل تغيير نيست از لوح ضميرتان بزداييد. هر يك از ما طيف گسترده‏اي از مسائل خُرد و كلان پيش رو داريم، آنچه برنده را از بازنده جدا مي‏كند، چگونگي برخورد با اين مسائل است. تنها كساني پيروزند كه از لحظه لحظه عمرشان بهره برند و به روش درست با چالش‏ها و ناهمواري‏هاي زندگي پيكار كنند. پس با مسائل زندگي برخورد جدي داشته باشيد و در عين حال، از هر لحظه آن كام جوييد. مفهوم زندگي زندگي موهبت است بپذيريدش. زندگي زيبايي است، تحسينش كنيد. زندگي اندوه است، با آن روبه‏رو شويد. زندگي تكاپواست، به آن تن دهيد. زندگي شادماني است، با آن نغمه سر دهيد. زندگي تعهد است ، به آن وفا كنيد. زندگي مصيبت است، بر آن غلبه كنيد. زندگي گرفتاري است، تحملش كنيد. زندگي راز است، كشفش كنيد. زندگي لذت است، از آن بهره گيريد. زندگي اميد است، آرزويش كنيد. زندگي سفر است، به پايانش برسانيد. زندگي مسأله است، حلش كنيد. زندگي هدف است، به دستش آوريد. زندگي وسيله بازي است، با آن بازي كنيد. زندگي نبرد است، جرأت حضور در آن را داشته باشيد. هنگام تصميم‏گيري در باره مسائل مهم زندگي، اندرز نزديكان را كوركورانه نپذيريد. البته ادب چنان حكم مي‏كند كه به گفتارشان گوش فرا دهيد؛ ولي اگر نادرستي پيشنهادها و پندهايشان را آشكارا احساس كرديد، به گونه‏اي گفت و گو را پايان بخشيد. آنگاه چشم دل بگشاييد، از تجربه ديگران درس بگيريد و نتايج حيرت‏آور آن را تجربه كنيد. ناگفته پيدا است بايد مسائل پيچيده را با اهل فن در ميان نهاد و از توصيه‏هاي خردمندانه‏شان بهره برد. شما يكي از مهم‏ترين افراد زمين به شمار مي‏آييد، پس بايد به خوبي از اهدافتان آگاه باشيد و كوتاه‏ترين راه رسيدن به مقصد را بدانيد. هنگام بالا رفتن از نردبان ترقي، ديگران را در پيمودن اين مسير ياري كنيد؛ زيرا مهم‏ترين پيامد جانبي موفقيت، ياري كردن ديگران است. فراموش نكنيد تنها هنگام توانايي مي‏توان به ديگران ياري رساند. در اين صورت بي‏ترديد بهترين و دوست داشتني‏ترين انسان شمرده مي‏شويد. كي مي‏خواهيد به مقصد برسيد؟ چه وقت بايد حركت كنيد؟ هم اكنون برنامه‏هاي آتي خود را تنظيم كنيد و جزء جزءِ آن را با ديدگان خرد بسنجيد. واقع بين باشيد، چگونه مي‏خواهيد به اهدافتان جامه عمل بپوشانيد؟ چقدر به درازا مي‏انجامد؟ چقدر سرمايه نياز داريد؟ با چه مسائلي رو به رو خواهيد شد؟ چگونه مسائل خود را حل و فصل مي‏كنيد؟ برنامه‏تان را به طور كامل روي كاغذ بياوريد. وقتي هر بخش از هدفتان جامه عمل پوشيد، بي‏درنگ با علامت ضربدر تحقق آن را روي برنامه مشخص كنيد. البته، پيش از هر اقدامي، فراموش نكنيد كه ديگران مي‏توانند در اجراي برنامه‏ها بهترين هادي و حامي شما باشند؛ به عبارت ديگر، شما مي‏توانيد از: مهارت، اشتباهات، سرمايه و امكانات و روش‏هاي ديگران در تحقق اهداف خود بهره‏گيريد. شما ناگزيريد در هر موقعيتي به طور سنجيده خطر كنيد و به ماجرا تن دهيد؛ زيرا آنچه بايد بياموزيد، در طول مسير خواهيد آموخت. البته يكباره خود را در امواج سهمگين دريا نيفكنيد. از عمق كم شروع كنيد و به تدريج كه مهارت فزون‏تر يافتيد، به عمق بيش‏تر گام نهيد. ناگفته پيدا است، مي‏توانيد از اعتماد به نفس و احساس بي‏نيازي از كمك ديگران سرشار باشيد و يكراست به عميق‏ترين منطقه يورش بريد. در اين صورت، يكي از موقعيت‏هاي زير را تجربه خواهيد كرد: ۱- اگر نتوانيد شنا كنيد، غرق مي‏شويد. پس ضرورت دارد پيشاپيش براي نجات خود چاره‏اي بينديشيد. در حقيقت آن كه بدون آشنايي به فن شنا و بدون امكانات ايمني در نقاط عميق به شنا مي‏پردازد، يك ابله تمام عيار است. ۲- ممكن است به رغم عدم مهارت در شنا غرق نشويد؛ زيرا، طبق قانون ارشميدس، يك جسم غوطه‏ور در مايع به اندازه آب هم حجمش سبك مي‏شود. بنابراين، اگر در ميان تلاطم امواج دريا خونسردي خود را حفظ كنيد؛ امكان نجات مي‏يابيد. ۳- با توسل به مهارتتان در شنا، آسوده خاطر به هر سو كه مي‏خواهيد مي‏رويد. در اين موقعيت ايده‏آل، شما همه چيز را تحت كنترل خواهيد داشت. در پايان سخن، تاكيد مي‏شود با ذهنيت مثبت آماده رويارويي با پيامدهاي نامنتظره باشيد وهرگز از اشتباه نهراسيد؛ زيرا هر اشتباهي به شما چيزي مي‏آموزد. افزون بر اين، اشتباه پيامد جانبي كردارهاي تهور آميز و مبارزه‏جويي‏هاي جسورانه است. خطا بر ذهن و احساس انسان خوش‏بين و بالنده تأثير نمي‏گذارد. آنچه آدمي را از حركت باز مي‏دارد، بدبيني و تفكر منفي است.

دوست عزيز در نامه ي خود هر صفت منفي که مي شناختيد را به خود نسبت داديد در حاليکه برخي از اين صفات انچنان متضاد هستند که وقتي از يک تحصيل کرده همانند شما سخنان کشکولي را مي شنوم دچار تحير مي شوم لذا از شما در خواست مي کنيم اگر نگاهتان بدنيا منفي است از مطالب بالا بهره بگيريد و الا بجاي بيان واژگان علمي محتواي ذهنتان را براي ما بيان نماييد تا بعد از تشخيص در خدمتتان باشيم .

قطعا در وجود شما، نقاط مثبت و خوبى‏هايى وجود دارد كه اگر به آنها توجه داشته باشيد و به شكوفايى آنها بپردازيد، به پيشرفت‏هاى مهمى دست خواهيد يافت. براى راهنمايى شما مى‏توان گفت : الف) آينده‏نگر باشيد و براى چند سال آينده برنامه‏ريزى كنيد. ب ) با افراد شاد، خوشبين و اميدوار مجالست داشته باشيد و از روحيه آنان الهام بگيريد.(مهم) ج ) به شدت از منفى گرايى بر حذر باشيد و افكار منفى را از خود دور كنيد. د ) از اساتيد دلسوز و متعهد كمك بگيريد. ه) منزوى نباشيد و با افراد با تجربه و متعهد ارتباط صميمانه برقرار كنيد. و ) كتاب‏هايى را كه در زمينه شادكامى، رمز و راز موفقيت، و… نوشته شده، با دقت بخوانيد و به دستورات آنها عمل كنيد. ز ) ورزش كنيد؛ زيرا ورزش در شادى روح و سلامت جسم مؤثر است. ح ) در محيط‏هاى شاد و سالم، به استراحت و تفريح بپردازيد. ط ) از افراد منفى‏گرا بر حذر باشيد. ى ) از بحث‏هاى رنج‏آور با اين و آن اجتناب كنيد. ك ) توجه داشته باشيد كه مشكلات و رنج‏ها، هميشگى نيست و روزگار در تحوّل و تغيير است و چه بسا حوادث پيش‏بينى نشده‏اى نيز در حل مشكلات به يارى انسان بشتابد. ل ) سفرهاى شاد و سير و سياحت‏هاى علمى براى انسان لازم و مؤثر است. م ) خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپاريد و از بازگو كردن آن براى ديگران، پرهيز كنيد. ن ) اگر ذوق هنرى داريد، به كارهاى هنرى از قبيل كاريكاتور، گرافيك، نقاشى، خط، نويسندگى و… بپردازيد. س ) مهمتر از همه از دعاها و مناجات‏هاى دلنشين غافل نباشيد. در اين راستا نيايش‏هايى هم چون: مناجات خمسة‏عشر، كميل و نيز صحيفه سجاديه بويژه دعاى بيستم (مكارم الاخلاق) را همواره بخوانيد و باور داشته باشيد كه نيايش و دعا سرنوشت‏ساز است، با خدا انس بيشترى داشته باشيد و با او درد دل كنيد. پيشنهاد مى‏شود كه در اوقات فراغت، به تفصيل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبيل اصل وجود، سلامتى، توفيق تحصيل و… هم‏چنين بلايايى را كه خدا از شما دور كرده است، يادآور شويد و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خويش را مالامال از محبت و عشق الهى كنيد. قرآن كلام خداست. از تلاوت و تدبّر در آيه‏هاى آن هر چند اندك، دريغ نكنيد. اين جهت علاوه بر ارزش‏هاى گوناگون ديگر، شما را با خدا مأنوس‏تر مى‏سازد. ضمنا ايجاد فضايى لطيف و دوست داشتنى در خانه، محل كار، تحصيل و اجتماع مهم است كه اگر با تنظيم يك‏سرى اهداف بزرگ و متعالى عجين گردد، مشكلات و محدوديت‏ها نه تنها غير قابل تحمل نيست؛ بلكه گاهى اين مشكلات شيرين نيز مى‏گردد. دقت و به كارگيرى اين امور نه تنها در پيش‏گيرى حالت مذكور مؤثر است بلكه موجب درمان آن بعد از وقوع نيز مى‏گردد كه اميدواريم از آن غافل نباشيد.

منبع:نرم افزار پرسمان

بيشتر اوقات در زندگي احساس مي كنم توي زندان هستم. يعني زندگي برايم تنگ مي شود و احساس محدوديت مي كنم و اين خيلي آزارم مي دهد. مي دانم حتما مي گوييد با خدا درد و دل كن ولي گاهي آن قدر كلافه و نااميد مي شوم كه حتي حوصله اين كار را هم ندارم.

بيشتر اوقات در زندگي احساس مي كنم توي زندان هستم. يعني زندگي برايم تنگ مي شود و احساس محدوديت مي كنم و اين خيلي آزارم مي دهد. مي دانم حتما مي گوييد با خدا درد و دل كن ولي گاهي آن قدر كلافه و نااميد مي شوم كه حتي حوصله اين كار را هم ندارم.

براي حل چنين مشکلاتي مهم ترين کار شناخت و ريشه يابي علل و عوامل آن است و بدون آن هر اقدامي بي نتيجه و يا کم اثر است .

احساس دلتنگي معلول عوامل گوناگوني است که به برخي اشاره مي شود :

۱- داشتن روحيه بيش از حد حساس و عواطف زياده از حد رقيق و لطيف به طوري که خشونت و غلظت و نا مهرباني ديگران را بر نمي تابد و زود دلگير و ناراحت مي شويم .

۲-داشتن توقعات بيش از حد از ديگران به طوري که برآورده نشدن اين توقعات موجب دلگيري و افسردگي و ملالت ما شود .

۳- زياد اهل محبت و مهروزي بودن و توقع رابطه عاطفي و عکس العمل مهرآميز از ديگران داشتن و برخورد سرد و خالي از مهر و محبت ديگران .

۴- دل بستن به امور ناپايدار و گذرا که رفتن آنها و از دادنشان موجب دلگيري و دلتنگي ما مي شود .

۵- داشتن روابط عمومي ضعيف و داشتن مشکل در ايجاد ارتباط با ديگران و يا تحکيم و تقويت اين ارتباط به ويژه داشتن ارتباط ضعيف با اعضاي خانواده

۶-ضعف ايمان و ارتباط ضعيف داشتن با خداوند به گونه اي که احساس مي کنيم در حوادث سخت و مشکلات زندگي پشتوانه و حمايت لازم و کافي را نداريم .

پس از ارزيابي و ريشه يابي علت و يا علل اين پديده و راه درست برطرف کردن آن امور ذيل در حل اين مشکل موثرند :

الف- ايجاد تغيير در فضاي زندگي و دکوراسيون منزل

ب- تجديد نظر در بر خي رفتارها و عادت ها و عوض کردن آنها

ج- ايجاد دوستي با افراد تازه و مورد اطمينان

د- ايجاد ارتباط قويتر با مسجد و محيط هاي ديني و مذهبي شرکت در مجالس مذهبي

ه- برقراري ارتباط با افراد با حوصله و با نشاط

و- روي آوردن به ورزش و نرمش

ز- داشتن تفريحات و سرگرمي هاي سالم و کافي

 

چگونه مي توان بر نااميدي غلبه كرد و توكل خود را زياد كنيم؟

چگونه مي توان بر نااميدي غلبه كرد و توكل خود را زياد كنيم؟

پاسخ:

ابتدا از شما مي پرسم که [نا اميدي از چه؟]

۱- اگر نا اميدي از رحمت خداست که حقيقتاً جاي ندارد زيرا خدايي که رحمت واسعه اش همه را فرا گفته نا اميدي در مورد او معنا ندارد آيا مي شود کنار دريا بود و از ديدن دريا نا اميد شد؟ خير، فقط کافي است چشم باز کنيم تا دريا را ببينيم. نا اميدي در مورد خدا به ما بر مي گردد و ايراد از ناحيه ماست. ما به وظايف خود عمل نمي کنيم آن وقت از رحمت خداوند نا اميد مي گرديم.

در قرآن کريم آمده که [از رحمت خدا نا اميد نمي شوند مگر گروه کافران].(۱)

زني خدمت رسول خدا رسيد و عرض کرد که [زني بچه خود را به دست خود کشته آيا براي او توبه است؟ حضرت فرمود: قسم به خدائي که جان محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) در دست قدرت اوست اگر آن زن هفتاد پيغمبر را کشته باشد و پشيمان شود و توبه نمايد و خداي تعالي صدق او را بداند که ديگر به هيچ گناهي رجوع نمي نمايد توبه اش را قبول مي نمايد و گناهانش را عفو مي کند و به درستي که توبه کننده از گناه مثل کسي است که گناه نکرده.(۲)

حساسيت فراوان روي نا اميدي از رحمت خدا بدان جهت است که شخص مأيوس از رحمت الهي ديگر هيچ بازگشتي براي خود نمي بيند و به همين علت به هر کاري ممکن است دست بزند. اگر قدري در صفات خدا مطالعه نماييم هيچ گاه از رحمت او نا اميد نمي گرديم.

۲- گاهي هم نا اميدي در امور دنيوي است و ناراحت است که چرا به فلان نقطه نرسيده؟ و اميدي هم به رسيدن آن ندارد.

اول بايد دانست که آرزوهاي دنيوي ما بايد با ميزان تلاش و توانمندي هاي ما هماهنگ باشد. شخصي که تلاش نمي کند، پر واضح است که به نقطه موفقي هم نخواهد رسيد. فاصله اي که بين آرزوهاي انسان و ميزان تلاش و توانمندي هاي او وجود دارد، عاملي براي پديدار شدن نااميدي و يأس در افراد است. به عبارت ديگر صرف آرزو داشتن اما برنامه اي مشخص براي رسيدن به آن نداشتن و تلاش و جديت لازم را انجام ندادن مشکلي را حل نخواهد کرد.

در گام اول بايد محدوده آرزو را مشخص کرد، در گام دوم بايد توانمندي هاي خود را شناخت و در گام سوم بايد به صورت جدي و با داشتن برنامه براي رسيدن به آرزوها و اهداف اقدام نمود.

بسياري از نا اميدي ها ناشي از عدم برنامه ريزي و عجله است. انسان دوست دارد زود به ثروت برسد و مشکلات پيشاروي او فوراً حل شود. در حالي که اين عالم، عالم اسباب و علل است و هر کاري از طريق خود انجام مي شود. انسان با برنامه ريزي صحيح بر اساس داشته ها و توانمندي ها و با تکيه بر پشتکار و توکل بر خداوند موفق خواهد شد.

جوان مؤمني که براي همه کارش برنامه دارد نااميدي به سراغش نخواهد آمد.. او براي کار، زندگي، درس، مطالعه،عبادت، ورزش، تفريح، خواب و … برنامه دارد و هر لحظه در حال پيمودن مسير کمال و رسيدن به قرب الهي است، چرا نا اميد شود؟ از چه نا اميد شود؟ قرب الهي آن قدر لذيذ و زيباست که کسي در اين مسير خسته نخواهد شد چه رسد به نا اميدي. آيا عاشقي که در پي معشوق است و او را روبروي خود مي بيند و به سوي او مي رود از ديدن او نا اميد مي شود؟

جوان مؤمن تلاشش را مي کند و بقيه را به خدا مي سپارد، اگر به مصلحت او بود خدا مي دهد و اگر نبود که هيچ. ديگر جاي اعتراض نيست. چه بسيار ثروتمنداني که آب خوش از گلويشان پايين نمي رود و چه بسيار انسان هاي معمولي و با قناعتي که با لذت زندگي مي کنند.

چند نکته:

۱- نا اميدي معمولاً از سرگرداني نشأت مي گيرد و انساني که نداند[ ز کجا آمده؟ آمدنش بهر چه بود؟ و به کجا مي رود آخر؟] سرگردان است. اگر اين سه سؤال براي انسان حل شد، اصلاً نا اميدي برايش معنا ندارد.

پس از حل شدن اين سه سؤال ، آرزوهاي بلند دنيوي نيز کم شده و ريشه هاي نا اميدي نيز قطع مي گردد.

۲- گرفتاري هاي دنيوي به صلاح ما بوده و در سازندگي ما بسيار مؤثر است. با ديدن سختي ها نبايد نا اميد شد. مولوي در مثنوي داستاني آورده به اين مضمون که :اگر شخصي بر گليم چوب مي زند ، مي خواهد گرد و غبار آن را بگيرد و قصد ندارد گليم را کتک بزند. مصيبت ها و گرفتاري ها از اين باب است. يعني اگر بخواهد گرد و غبار غفلت و زنگار از دل ها زدوده شود راه آن تازيانه مصيبت و گرفتاري است. البته گرفتاري ها هم دوره اي دارد و خواهد گذشت. انّ مع العسر يسراً.

۳- توجه به اين که خداوند، عالِم، آگاه و رازق است و از احوال ما با خبر مي باشد نيز در رفع نا اميدي مؤثر است. اگر ما به وظيفه خود که بندگي خداوند است عمل کنيم، قطعاً خداوند هم روزي معنوي و مادي بندگانش را افزايش خواهد داد. [من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب] کسي که تقواي الهي پيشه کند خداوند براي او راه چاره قرار مي دهد و او را از جايي که گمان نمي کند روزي خواهد داد.(سوره طلاق/۲و۳).

۴- توجه به خداوند و از حدود بندگي خارج نشدن در زمان نا اميدي و گرفتاري بسيار ارزشمند بوده و دوره اين سختي نيز خواهد گذشت. اين مسأله امتحان سخت الهي است که با صبر و ياري جستن از خداوند از آن بيرون خواهيد آمد.

۵- به اين نکته نيز توجه داشته باشيم که [اقبال و ادبار در زندگي هر انساني ديده مي شود. اقبال يعني [روح انسان به معنويات مايل است و از آن لذت مي برد و ادبار يعني روح انسان به معنويات تمايل ندارد و گويا به آن پشت کرده و مطالبه ندارد. در زمان ادبار گفته اند که به واجبات عمل کنيد تا زمان آن بگذرد. بالاخره روح انسان در اين دنياي مادي حالات مختلف دارد.

و اما توکل

براي زياد شدن توکل ابتدا بايد با حقيقت توکل آشنا شد و سپس به ثمرات آن توجه جدي کرد.

توکل به خداوند به فرد کمک کند که بتواند مراحل زندگي را با توان و اميد هرچه بيشتر طي نمايد. توكل از ماده وكالت ‏به معنى سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست، نه به اين معنى كه دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه تا آنجا در توان دارد تلاش كند و منزلگاه ها را يكى بعد از ديگرى با تمام توان بپيمايد، اما خود را مستقل نپندارد و آنچه از توان او بيرون است ‏را به خدا واگذارد و از الطاف جليه و خفيه او مدد بطلبد. حقيقت توكلى كه در شرع اسلامى آمده همان اعتماد قلبى در تمام كارها بر خدا، و صرف نظر كردن از ماسوى الله است

در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى‏خوانيم از جبرئيل سؤال فرمود: [ما التوكل على الله عز و جل; توكل بر خداوند بزرگ چيست؟] عرض كرد: [العلم بان المخلوق لايضر و لاينفع و لايعطى و لايمنع و استعمال الياس من الخلق; حقيقت توكل علم و آگاهى به اين است كه مخلوق نه زيانى مي زند و نه سودى مي رساند، نه چيزى مي بخشد، و نه بازمي دارد، و(ديگر) نا اميد شدن از خلق است(يعنى همه چيز را از سوى خدا و به اذن و فرمان او بداند)]. سپس فرمود: [فاذا كان العبد كذلك لم يعمل لاحد سوى الله و لم يرج و لم‏يخف سوى الله، و لم يطمع فى احد سوى الله، فهذا هو التوكل; هنگامى كه بنده خدا چنين باشد، جز براى خدا عملى انجام نمى‏دهد و اميد و ترسى جز به خدا ندارد، و به احدي جز خدا دل نمى‏بندد، اين است‏حقيقت توكل‏](۳) در حديث ديگرى مى‏خوانيم كه از امام معصوم پرسيدند: توكل چيست؟ فرمود: [لاتخاف سواه; توكل اين است كه از غير خدا نترسى‏]. (۴) از اين تعبيرات به خوبى استفاده مى‏شود كه روح توكل انقطاع الى الله يعنى بريدن از مخلوق و پيوستن به خالق است، و آن كه داراى اين روحيه نباشد به حقيقت توكل نايل نشده است

توکل يعني توجه به اين نکته که [لا مؤثـّر في الوجود الا الله].

ثمرات توکل

۱- نجات انسان توسط خداوند: لقمان به فرزند خود اندرز کرد که : فرزند عزيزم به خداوند اعتماد کن و آن گاه در ميان مردم پرس و جو کن(ببين) آيا کسي هست که به خدا اعتماد کرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟ فرزند عزيزم به خدا توکل کن و آن گاه در ميان مردم پرس و جو کن ببين کيست که به خدا توکل کرده و خداوند کفايتش نکرده باشد؟(۵)

۲- هر که دوست دارد نيرومند ترين مردم باشد، بايد به خداوند متعال توکل کند.(۶)

۳- هر که به خدا توکل کند دشواري ها براي او آسان شود و اسباب برايش فراهم گردد.(۷)

۴- هر که به خدا اعتماد کند خداوند شادماني نشانش دهد و کارهايش را کفايت کند.(۸)

۵- توکل به خدا باعث مغلوب نشدن در کارها مي شود.(۹)

۶- بي نيازي و عزت از ثمرات توکل است.

امام صادق عليه السلام : بي نيازي و عزت به هر طرف مي گردند و چون به جايگاه توکل دست يافتند در آن جاي گير مي شوند.(۱۰)

۷- اعتماد به خداوند متعال، بهاي هر چيز گراني است و نردبان رسيدن به هر بلندايي.(۱۱)

منابع:

۱- سوره يوسف/۸۷

۲- گناهان کبيره ، شهيد دستغيب، ج۱، ص۸۹، بحث يأس

۳- بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۱۳۸، حديث‏۲۳٫

۴- بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه‏۱۴۳، حديث ۴۲٫

۵- منتخب ميزان الحکمة، ۶۷۰۶

۶- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۰۷

۷- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۰۸

۸- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۰۹

۹- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۱۰

۱۰- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۱۱

۱۱- منتخب ميزان الحکمة،۶۷۱۳

مطالعه بيشتر:

گناهان کبيره، شهيد دستغيب، ج۱، ص۸۹، بحث يأس

معراج السعادة، ملا احمد نراقي

نهج البلاغة

 

چرا بعضي از نظر روحي ضعيف هستند، اما كسي مانند شهيد بابائي حتي در آمريكا نيز مسأله نداشته؟ چرا او از كودكي روح بلندي داشته ولي من نه؟

خلاصه نامه)چرا بعضي از نظر روحي ضعيف هستند، اما كسي مانند شهيد بابائي حتي در آمريكا نيز مسأله نداشته؟ چرا او از كودكي روح بلندي داشته ولي من نه؟

پاسخ:

عوامل مؤثر در موفقيت: وراثت از جمله عواملي است كه در روانشناسي نقش آن در شكل گيري شخصيت انسان و سپس تعيين مسير زندگي مورد تأكيد واقع مي‌شود برخي وراثت و خصلت‌ها و رفتارهائي كه فرد از والدين و اجداد خود به ارث مي‌برد، را آنقدر مهم و برجسته كرده ‌اند كه حتي در بحث انحرافات اجتماعي، نظريه‌هاي زيست شناختي و كروموزمي را طرح كرده‌اند.(۱) در ميان دانشمندان مسلمان نيز فردي مانند سعدي در سروده‌هاي خود بر نقش وراثت در تربيت و شكل گيري شخصيت و شاكله رفتاري افراد تأكيد مي‌ورزد:
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمي بزرگ شود
اما در مقابل عده‌اي ديگر با برجسته نمودن محيط و نقش تأثير گذار آن در اين روند خواستند بگويند كه تربيت فرد و نوع رفتارها و تصميمات او در زندگي به محيط و جامعه‌اي بستگي دارد كه در آن زندگي مي‌كند. جان لاك فيلسوف معروف انگليسي نظريه‌اي دارد كه انسان متولد شده را مانند لوح سفيدي مي‌داند كه محيط و اجتماع مي‌تواند هر چه بخواهد در آن بنويسد و يا واتسون روانشناس رفتار گراي معروف مي‌گويد اگر كودكي به من بدهيد، مي‌توانم از او كشيش يا جنايتكار بسازم.(۲) اما واقعيت اين است كه هيچ كدام از اين دو عامل، تنها عامل مؤثر نمي‌‌باشند و مدتي است كه از اين گونه نظريات افراطي(۳) كاسته شده و دانشمندان و روانشناسان بيشتر بر «تعامل وراثت و محيط» تأكيد مي‌ورزند.(۴) با اين توضيح بايد گفت هر چه پدر و مادر كودكي از نظر عاطفي جسمي روحي و رواني سالم‌تر و صالح‌تر باشند (نقش وراثت) و در تربيت او و آماده سازي فضا و شرايط براي آشنايي وي با راه درست زندگي و دين مداري تلاش بيشتري كرده باشند (نقش محيط و تربيت) احتمال بيشتري وجود دارد كه آن كودك آينده و سرنوشت بهتري داشته باشد.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ درباره نقش وراثت بر تربيت و شكل گيري اخلاق و رفتار كودك مي‌فرمايند: دقت كن كه فرزندت را در چه نسل و نژادي قرار مي دهي (با چه كسي پيمان زناشوئي مي‌بندي) چرا كه رگ و ريشه خانوادگي در فرزند دخالت مي‌كند.(۵) و اين مسأله آنقدر اهميت دارد كه اسلام در زمينه انتخاب همسر، نوع غذا و … زمينه سازي‌هاي فراواني را به والدين سفارش مي‌نمايد.(۶) همچنين پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد نقش تربيت و محيط مي‌فرمايد: هر فرزندي بر فطرت الهي از مادر متولد مي‌شود و اين پدر و مادر اويند كه او را يهودي و نصراني يا مجوسي مي‌كنند.(۷) اما با اين حال انسان باز اختيار دارد و خود مي‌تواند به مسير زندگي جهت دهد و وراثت و تربيت والدين فرد را مجبور نمي‌كند بلكه زمينه مساعد و يا نامساعد را فراهم مي‌كنند.

نقش كليدي اراده و اختيار: جداي از نقش وراثت و محيط نبايد نقش اراده و اختيار و انتخاب گري انسان(۸) را در تعيين سرنوشت خود، نوع رفتارها و انتخاب روش زندگي، ناديده انگاشت. انسان موجودي مختار است و امكان دارد از پدر و مادري ناصالح فرزند صالح (با تلاش‌هاي خود) به جا بماند. انسان مي‌تواند با ميحط ناسالم مبارزه كند و خود را نجات دهد. اراده و انتخاب گري انسان مهمترين عامل در موفقيت و پيروزي او در زندگي و محبوب خدا و خلق شدن است. نزاع خير و شر و مبارزه عقل و دل يا خواسته‌هاي شيطاني و الهي هميشه بوده و هست. امثال شهيد بابائي از همان ابتدا، پا به ميدان مبارزه نهادند و سختي‌هاي زيادي را متحمل شدند. و ما هميشه بر سر دو راهي انتخاب هستيم اما يك انتخاب خوب چگونه است؟ و چه مراحلي دارد؟

مراحل يك انتخاب خوب: به نظر مي‌رسد شهدا و ديگر بزرگان و ره يافتگان به وصال حق چنين پيش نيازهائي را براي خود و رسيدن به اين مقام‌ها فراهم نموده بودند.
۱) كسب دانش و بينش و تفكر نسبت به دنيا، زندگي، هدف خود از زندگي، خدا، دين، خواسته‌هاي دين و … يكي از محورهاي مهم كسب شناخت و آگاهي، كشف خود و استعدادهاي خود و ايمان به توان خود براي رسيدن به اهداف عالي ديني و خدائي، است. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: هر كس خود را نشناسد (و بدون توجه به استعدادها، قابليت‌ها، ارزش‌ها و شايستگي‌هاي انساني خود، تصميماتي بگيرد) از راه نجات و موفقيت دور مي‌شود و به گمراهي مي‌افتد.(۹) به تعبير ديگر مي‌توان گفت:‌
موتور محركه و نيرو بخش، براي تلاش و رشد و رسيدن به اهداف بالا خودشناسي و باور به توان خود است.(۱۰)
۲) ايجاد ميل و گرايش و انگيزه براي حركت و طي مسير به سمت آن انتخاب صحيح. كه در اين زمينه مطالعه زندگي انسان‌هاي الگو مي‌تواند بسيار انرژي بخش و انگيزه ساز باشد.
۳) تلاش و مداومت براي اجراي آن انتخاب.
۴) توكل بر خدا.

راه‌هاي تقويت اراده و اعتماد به نفس: اعتماد به نفس موجب ثبات در مشكلات و تنگناها مي‌شود و رشد و بروز خلاقيت و ظرفيت‌هاي دروني را موجب مي‌گردد.(۱۱) بر همين اساس بايد گفت كه انسان‌هاي موفق و الگو مانند شهيدان بزرگوار بابائي، همت، چمران، باكري و … از اراده‌اي استوار و اعتماد به نفس بالائي برخوردار بودند.
متخصصان براي تقويت اعتماد به نفس چنين توصيه مي‌نمايند: شناسايي توانائي‌هاي خود ، خودگويي مثبت ، مطالعه زندگي انسان‌هاي موفق ، توكل به خدا(۱۲) به ياد آوردن لحظات شيرين و موفقيت‌هاي خود.(۱۳) و … همنشيني با افراد بلند

نكات كليدي: ۱٫ به قول قرآن كريم ارزش انسان به تلاش او بستگي دارد (ليس للانسان الا ما سعي)
زرين پر طاووس به كركس ندهند توفيق رفيقي ست به هر كس ندهند
۲٫ اينكه امثال شهيد بابائي از كودكي روحيه بالائي داشتند، مي‌تواند ريشه در وراثت و تربيت او داشته باشد. امانبايد نقش تلاش وي را در شناخت هدف زندگي و توانائي‌هاي خود و تلاش براي رسيدن به آنان، ناديده گرفت.
۳٫ قرآن با بيان داستان حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ بيان مي‌كند كه ممكن است كسي در زمينه تربيتي نامساعدي قرار گيرد و خود او انتخاب گر خوبي باشد (نمونه آن معاويه پسر يزيد به معاويه كه رويكردش مخالف والدينش بود) و يا برعكس كسي مثل فرزند نوح زمينه تربيتي خوبي دارد ولي خود آن را خراب مي‌كند.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شـــــد
سگ نوح روزي چـــند پي نيكان گرفت و مردم شد
۴- اين نكته را بايد توجه داشت و به آن ايمان داشت كه بزرگترين لطفي كه خداوند در حق انسان دارد اين است كه او را خلق مي كند و هر كسي در اين كره زمين جايگاهي براي خود دارد پس هر فردي بايد سعي كند با تلاش و كوشش جايگاه خود را پيدا كند و خود را به هيچ وجه با ديگران مقايسه نكند.

 

پاورقی:

  1. ر.ك: آسيب شناسي اجتماعي، هدايت الله ستوده، تهران: آواي نور، ۱۳۷۲، فصل ۵٫
    ۲٫ تربيت و شخصيت انساني، مجتبي هاشمي، ج ۱، ص ۳۸، نقل در تربيت فرزند، سيد علي حسيني زاده، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰، ص ۳۹٫
    ۳٫ براي آشنايي با اين گونه نظريات افراطي و جبر گرايانه ر.ك: انسان شناسي، محمود رجبي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، چاپ چهارم، ۱۳۷۸، ص ۳۵٫
    ۴٫ روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، تهران: سمت، ج ۱، فصل ۸٫
    ۵٫ كنز العمال، المتقي، ج ۱۵، ص ۸۵۵، ش ۴۳۴۰، نقل در تربيت فرزند، ص ۴۰٫
    ۶٫ ر.ك: تربيت فرزند، فصل ۱٫
    ۷٫ الكافي، كليني، تهران: دار الكتب الاسلاميه، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج ۷، ص ۱۶، پاورقي ۲٫
    ۸٫ براي مطالعه بيشتر ر.ك: انسان شناسي، فصل ۵، و روانشناسي رشد، فصل ۸٫
    ۹٫ ميزان الحكمه، ري شهري، دار الحديث، الطبعه الاولي، ج ۳، ص ۱۸۷۶٫
    ۱۰٫ من عرف نفسه جاهدها و من جهل نفسه اهملها، ميزان الحكمه، ج ۳، ص ۱۸۷۷٫
    ۱۱٫ جوان و نيروي چهارم زندگي، دكتر محمد رضا شرفي، تهران: سروش ۱۳۸۰، ص ۱۴٫
    ۱۲٫ جوان و نيروي چهارم زندگي، دكتر محمد رضا شرفي، صص ۱۴ ـ ۱۵٫
    ۱۳٫ مشكلات تربيتي را چگونه حل كنيم، دكتر محمد رضا شريفي، تهران: تزكيه ۱۳۷۶، چاپ اول، ص ۷٫
از دعا کردن برای ازدواج ناامید شده ام

من دختري ۲۱ ساله هستم كه مدت هاست از مسائلي رنج مي برم با اين كه هنوزم سن كمي دارم ولي از اين كه خواستگاري ندارم ناراحتم. چيزي كه بيشتر باعث ناراحتي من شد دوستان هم سن من است كه ازدواج كرده اند و يا در شرف ازدواجند. و همواره در مقابل من از همسران و رضايتشون صحبت مي كنند. از اونجا كه خواهرم هم ۲۶ سال داره و هيچ خواستگاري با وجود دعاهاي بسيار هم براي خواهرم و خودم نداره، دعاهام تا الآن برآورد نشده وقتي وضعيت خواهرم را مي بينم نسبت به آينده نااميد مي شم. مي خوام به خدا توكل كنم اما همواره موج منفي برآورده نشدن دعاهام را يادآوري مي كنه. ولي من نمي خوام نسبت به خدا نااميد باشم ولي برآورده نشدن دعام خيلي ناراحتم مي كنه با وجود اين كه تمام كارهاي استجاب دعا را هم انجام دادم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.

 

پاسخ:

 

نداشتن خواستگار پديده اي اجتماعي است که عوامل متعدد دارد برخي عوامل آن به قرار زير است:

  1. وضعيت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشريفات و نظير آن، مشكل بيكارى پسران و عدم توانايى آنها براى تأمين نيازمنديهاى زندگى مستقل عواملى است كه باعث اين مشكل شده بنابراين در چنين فضايى زمينه ازدواج دختران نيز فراهم نمى‏شود در نتيجه دخترانى نظير شما گمان مى‏كنند اشكال و ايراد در وجود آنهاست. پس يكى از عوامل پديد آمدن اين مشكل عاملى است كه از اختيار شما و هر كس ديگرى خارج است.
  2. گاهى انتظارات بالا و بيش از اندازه خانواده‏ها يا خود دختران به اين مشكل دامن مى‏زند كه در اين صورت اين موضوع بايد مورد بررسى قرار گيرد و در صورت واقعيت داشتن آن، با تدابير لازم و مناسب به تعديل آن پرداخت و بدين وسيله يكى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود.
  3. گاهى نيز ويژگيهاى شخصيتى و اخلاقى خانواده‏ها ممكن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد كه اين امر نيز بايد مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغييرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ايجاد نمايند و زمينه ازدواج دختران خود را فراهم نمايند.
  4. گاهى نيز ويژگيهاى ظاهرى و جسمانى يا صفات اخلاقى و شخصيتى خود دختران است كه باعث مى‏شود ديرتر ازدواج كنند و خواستگار كمترى داشته باشند.

ضمنا لازم به ذكر است در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته است و در حال حاضر ميانگين سن ازدواج در دختران حدود ۲۴ سال است شما با ميانگين فاصله کمي داريد و هنوز شرايط شما خوب است بنابراين دليلي ندارد نگران باشيد.

در مجموع در يك جمع‏بندى معلوم مى‏شود كه بعضى عوامل اين مشكل در دست شما يا كس ديگرى نيست كه در اين صورت نبايد نگران آن باشيد و ذهن خود را به آن مشغول نماييد به گونه‏اى كه مانع زندگى روزمره و درسى و تحصيلات علمى و ديگر امور شود. زيرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم نمايد ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول هميشه نگران و ناراحت و غمگين و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتكار و خلاقيت و بهره‏مند شدن از ديگر توانمنديهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد كرد و فعّال و سر زنده با همان امكانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراين هيچ گاه نبايد اين موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و… شود.

علاوه بر اين مطمئن باشيد اگر به خداوند متعال توكل كنيد و تمام امور زندگى خود را به او واگذار كنيد، خداوند به بهترين وجه و شكل به آن رسيدگى خواهد كرد زيرا او خير و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آيه ۲۱۶ مى‏فرمايد: [… و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شرٌ لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون؛

افزون بر اين هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستيد چه بهتر است به آنها بيانديشيد و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فكر كنيد و لذت ببريد. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نياز با او را فراموش نكنيد كه ياد خدا آرامش‏بخش است.

چه خوب است يک تغييري در ساختار خانواده ايجاد کنيد يعني بررسي کنيد که علت اين رخداد چيست اگر خودتان مقصر هستيد آن را مرتفع سازيد چه اينکه اگر بافت خانواده تغيير نکند و همچنان اين مشکل باقي خواهد ماند براي ايجاد تغيير بايد راهکار مناسب پيدا کرد مثلا اگر افرادي را در فاميل مي شناسيد که مي تواند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آنها در ميان بگذاريد تا مشکل گشايي کنند و با بصيرت دادن به پدر و مادرتان شرايط را تغيير دهند. گاهي اوقات نيز خانواده بايد در رفتارهاي اجتماعي خود تجديد نظر کند چه بسا برخي از اشتباهات گذشته با ساختار خانواده شما و همچنين به وجه اجتماعي آن آسيب وارد کرده بايد نقاط ضعفي که باعث اين آسيب ها شده شناسايي و سپس در صورت امکان جبران کرد.

مجددا تکرار مي کنيم که مشکل آن قدر جدي ولاينحل نيست که شما فکر کنيد همه درهاي اميد به روي شما بسته شده و در يک بن بست جدي قرار گرفته ايد که نه راه به پيش دارد و نه راهي براي برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفي بافي، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأيوس مي کند و باعث تخريب روح و جسم انسان مي شود و بايد به طور جد از اين وضعيت خود را نجات داد بنابراين روح خود را نيازاريد و خودخوري و ناراحتي را کنار بگذاريد و به فضل و رحمت بي منتهاي خداوند اميدوار باشيد چه بسا تأخير در ازدواج حکمتي داشته و خداوند فرد مناسبتر و بهتري را نصيب شما خواهد کرد.

چند توصيه و راهكار مفيد:

  1. از منفي بافي و افکار منفي بايد اجتناب شود.
  2. از قرار گرفتن در تنهايي بايد پرهيز نمود.
  3. از بيکاري بايد دوري کرد و همواره خود را به کاري مشغول نمود.
  4. بيشتر در جمع شرکت کنيد و به هيچ وجه خود را از ديگران جدا نکنيد و در انزوا قرار نگيريد.
  5. ورزش به ويژه ورزش هاي دسته جمعي بسيار مفيد است.
  6. اهتمام بيشتر به واجبات ديني و ترک گناه نقش بسيار زيادي در سلامت روان دارد.
  7. در پايان با توکل به خداوند و توسل به اولياي الهي از خداوند بخواهيد که هر چه زودتر مشکل حل شود.
  8. به سر و وضع و آراستگي ظاهري خود بيشتر برسيد واز شلختگي اجتناب کنيد. البته با رعايت حلال و حرام و اجتناب از خودآرايي در مقابل نامحرم.
  9. . بعد از هر نماز سه قل هو الله بخوانيد و حتما از خداوند بخواهيد که اين مشکل را حل نمايد. مطمئن باشيد که اين روش بسيار موثر است و بالاخره به اجابت مي رسد.۱۳٫ دعا، توکل، توسل و نذر صلوه براي روح اولياء خدا معمولا مشکل گشا بوده است.
  10. تقوا پيشه کنيد. قرآن کريم مي فرمايد و من يتقي الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب. کسي که به واجبات عمل و از گناهان دوري نمايد, خداي مهربان راه خروجي برايش قرار مي دهد و روزيش را از جايي که حساب نمي کند, مي رساند.

 

در اينجا راههاي همسر يابي را لازم است به عرضتان برسانيم

به طول كلي راههاي همسريابي عبارتند از:

  1. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدين: متدوال ترين روش در فرهنگ ملي و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دليل شناختي که از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي دارند و همين طور شناختي که از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق هاي مهم همه جانيه شناخت کافي پيدا کنند بهتر مي توانند به تطابق داشتن و ميزان هم گرايي و اشتراکات آنها آگاهي پيدا کنند. اين روش ساده ترين روش عملي و سهل الحصولترين طريق کسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي و مورد نياز است و از نظر حاصل کار نيز ثمر بخش ترين شيوه به شمار مي رود.

به عبارت ديگر اين روش از اين امتيازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه(که خانواده و والدين هستند) و شناخت بيشتر به روحيات، سوابق و خواسته هاي طرفين. علاوه بر اين خالي از هر گونه تعصب و سوگيري است و بدون هيچ گونه حب و بغض شخصي انجام مي گيرد. همچنين تحت تأثير احساسات و عواطف غريزي که در ارتباطهاي مستقيم به وجود مي آيد، نيست.

  1. وساطت مراکز مشاوره

مراجعه به برخي مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج تأسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت. چنين مراکز مشاوره محدود هستند و کمتر با فرهنگ ملي و بومي ما تناسب دارد و افراد کمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراکز مراجعه مي کنند. اگر اين مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محيط هاي دانشگاه يا غير آن مي توانند موثر باشند و از طرف ديگر چون امکان همسريابي از راه اول يعني وساطت خانواده به هر دليلي امکان پذير نيست اين راه مي تواند اطلاعاتي که موردنياز را در اختيار بگذارند. تأکيد مي شود اين مراکز مشاوره بايد داراي کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.

  1. راه ديگري که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده مي شود روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است. در اين روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقيما اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي کنند. به نظر ما اين روش معقولي نيست و تناسبي با فرهنگ ديني و اخلاقي ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور مي شود زيرا اين روش به دلباختگي در يک نگاه منتهي مي شود و تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و ارزشهاي تعيين شده در شرائط همسر ايده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات، پست و مقام و … شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يک فضاي فکري و رواني احساسي و عاطفي انجام مي گيرد.

هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهري مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولي محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفي است و صحيح نيست بلکه بايد ضمن توجه به آنها، به موازين اساسي و ارزشهاي اخلاقي و زيربنايي و پايبندي به اصول اخلاقي ديني اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد. و گر نه تصميم گيري هاي بر اساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته هاي نفساني و احساسات زودگذر انجام مي گيرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد.

بنابراين توصيه اکيد ما اين است که براي شناسايي فرد مورد نظر و همسريابي هرگز از اين روش استفاده نشود و به ايجاد ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مکاتبه اي بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف اقدام نشود.

۴- يکي از راه هايي که امروزه براي شناسايي و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته مي شود, چت است, در اين زمينه گفتني است, اصل چت در صورتي که منتهي به مفسده اي نشود اشکال ندارد, ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني که احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از اين طريق مشکل به نظر مي رسد, مگر اينکه در مراحل بعدي در مورد او تحقيقات رسمي صورت گيرد و فرد از اين بابت مطمئن شود که همسر مورد نظر خود را يافته است.

۵- خواستگاري زن از مرد: خواستگارى زن از مرد تا حد زيادى عرفي نيست ، ولي اشكالي هم ندارد كه در برخي موارد كه شرايط دختر به گونه اي است كه به هر دليل خواستگار ندارد، اين امر از طرف دختر صورت بگيرد. منتهي براي آسيب زدايي لازم است با درايت و كياست عمل شود و از راهكاري كه ارايه مي شود استفاده گردد. در صورتي كه به فردي علاقه داريد و يا او را براي همسري خويش مناسب مي دانيد، با مشورت ديگران، فردى را واسطه كنيد تا مطلب را به طور محرمانه پيگيرى نمايد. لازم است شخص واسطه انسانى متعهد و رازدار باشد تا به خوبى بتواند به وظيفه‏اش عمل كند و به طور غيرمستقيم مرد مورد نظر را به خواستگارى از دختر تشويق و معرفى كند. تنها در صورتي كه زمينه مناسبي مشاهده كند و يا ضرورت اقتضا كند مي تواند علاقه شما را به اطلاع ايشان برساند و به نحوي عمل كند كه مشكلى ايجاد نشود. لازم به ذكر است قبل از هر اقدام خانواده‏ها به خصوص خانواده‏ى دختر خانم از اين موضوع اطلاع كافى داشته باشند و موافقت ضمنى آن‏ها جهت معرفى دخترها و پسرها به همديگر جلب شده باشد كه در آن صورت سرزنش خانواده‏ها را به دنبال نخواهد داشت. [خوشبختى و موفقيت شما را از خداوند بزرگ خواستاريم]

کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد.

۱- جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان

۲- انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي

۳- تشکيل خانواده از سري آموز خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان

 

 

منبع:نرم افزار پرسمان

من گاهي از خودم و از خدا نااميد مي‏شوم و خود را لايق سير و سلوك نمي‏دانم، چه كنم؟ مرا راهنمايي كنيد.

من گاهي از خودم و از خدا نااميد مي‏شوم و خود را لايق سير و سلوك نمي‏دانم، چه كنم؟ مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

براى رهايى از [يأس] بايد دانست كه خداوند، به بندگان خويش لطف و رحمت بى پايان دارد و از همه بندگان گنه كار خود، دعوت كرده است به او التجا كنند و به سوى رحمت بى كرانش، دست نياز بگشايند و وعده داده است اگر توبه كنند و دست از زشتى‏ها بشويند، همه گناهان را خواهد بخشيد و آنان را مشمول لطف و كرم بى منتهاى خود قرار خواهد داد.V}زمر (۳۹)، آيه ۵۳٫{V

نى مشو نوميد و خود را شاد كن‏    پيش آن فريادرس فرياد كن‏

كاى محب عفو از ما عفو كن‏    اى طبيب رنج ناسور كهن‏

V} مثنوى معنوى، دفتر۲، ابيات ۳۲۵۲ – ۳۲۵۳٫{V

همچنين بايد حسن ظن خويش را به حضرت حق، كامل و به او اعتماد كرد. بر اساس پاره‏اى از روايات و احاديث قدسى، يكى از موهبت‏ها و الطاف الهى به بندگان، اثر بخشيدن به [حسن ظن] و [گمان نيك] است. خداوند مقرر فرموده كه هر كس نسبت به وجود مقدس او، گمان نيكى ببرد، آن گمان را جامه عمل بپوشاند و انسان را نااميد نكند. به عبارت ديگر، هر كه با گمان نيك به خداوند رو به رو شود، او نيز با همان گمان نيك بنده، با وى مواجه خواهد شدV}در اين خصوص نگا: سلوك عرفانى در سيره اهل بيت[عليهم السلام]، ص ۳۴ و ۳۵ و عرفان اسلامى، ج‏۱، صص ۲۴۵ – ۲۵۲٫{V و از آنجا كه منشأ نااميدى غفلت از خدا و منشأ غفلت [عدم معرفت] صحيح به او است، لذا شناخت درست خداوند متعال و آيات او، در پيدايش اميد لازم و ضرورى است‏V}اخلاق اسلامى، ص‏۱۴۴؛ نگا: يونس (۱۰)، آيه ۷ – ۸٫{V.

البته بايد مراقب بود كه حالت [اميدوارى] به [غرور] تبديل نشود؛ مثلاً ممكن است حالتى در انسان رخ دهد و وى اميدوار شود؛ در اين صورت بايد ببيند منشأ آن، كوچك شمردن دستورات خدا است يا از اعتقاد به سعه رحمت و عظمت آن ذات مقدس اميدوارى حاصل شده است؟ اگر حالت دوّمى باشد، آدمى در حالت [رجا] و [اميدوارى] قرار دارد و بايد خدا را شكر كند و اگر حالت اوّلى در انسان باشد، بايد بداند كه [غرور] بوده و از دام‏هاى شيطان است.

به هر حال اميدى مفيد و مثبت است كه آدمى را در عين توجّه به فضل و رحمت الهى، از اعمال صالح و احتراز از اعمال ناپسند باز ندارد.V}چهل حديث، ص‏۱۹۹ و ۲۰۰٫{V شايد به همين جهت است كه امام باقر[عليه السلام] مى‏فرمايد: [هيچ بنده مؤمنى نيست، جز آنكه در ضميرش دو نور تابان است: [نور ترس] نسبت به كرده‏هاى پيشين و فرجام پسين و [نور اميد] به فضل و رحمت پروردگار؛ اگر هر يك با ديگرى سنجيده شود، هيچ يك فزونى نخواهد يافت].V}وسائل الشيعه، ج‏۲، ص‏۴۸۸ و ۲۰۱ و ۲۰۲٫{V

به هر حال اگر خوف بر آدمى غلبه كند، موجب يأس مى‏گردد و اگر اميد بر او غالب آيد، موجب جرأت بر گناه است؛ ولى تساوى آن دو، بهترين عامل بازدارنده از گناه و مشوّق به توبه و انجام عمل صالح است.

انبيا گفتند: نوميدى بد است‏    فضل و رحمت‏هاى بارى بى حد است‏

از چنين محسن نشايد نااميد    دست در فتراك اين رحمت زنيد

اى بسا كارا كه اوّل صعب گشت‏    بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت‏

بعد نوميدى بسى اميدهاست‏    از پس ظلمت بسى خورشيدهاست‏

V} مثنوى‏معنوى، دفتر۳، ابيات ۲۹۲۲ – ۲۹۲۵٫{V

فهرست