مجموعه آسیب های فردی،وسواس:

از بُعد آموزش‌هاي روان‌شناختي راه‌هاي مقابله و معالجة وسواس‌هاي فكري كه ريشه در اضطراب دارد و غيراختياري است، چيست؟
بنده حدود دو سال است كه دچار وسواس شديد نسبت به آب هستم، هر چه را مي‌شويم احساس مي‌كنم هنوز پاك نشده است، نسبت به همه چيز و همه كس بدبين هستم، برخي اوقات به ذهنم سؤالاتي خطور مي‌كند كه احساس مي‌كنم كافر شده‌ام، مثلاً «نسبت به ائمه و اعتقاداتم» شك و ترديد مي‌كنم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
در انتخاب همسر به من مي گويند دچار وسواس شده اي چه كنم؟ ۲۸ساله ام ليسانس و شاغل هستم.
در مورد راه هاي پيشگيري از وسواس و درمان آن، توضيح دهيد؟
رفتار درست با فرد وسواسي چگونه است؟
گاهي اوقات مسائلي پيش مي آيد كه قادر به درك بين واقعيت و شك و وسواس نيستم اگر كتاب و يا حكمي وجود دارد لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
مدتي است ايمانم سست شده قلبم سخت شده دايم افكار شيطاني دارم حتي جرأت ندارم قرآن بخوانم چون ناخودآگاه آن را انكار مي كنم، هرچه از خدا خواسته ام راهي پيش پايم قرار دهد ولي هيچ اتفاقي نيفتاده
مدتي است كه دچار شك و ترديد شده‏ام شك در تميز بودن بدن، لباس خود و ديگران و حتي شك به صندلي‏هاي اتوبوس و ميني بوس كه آيا تميز هستند يا نه و همين شك باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم اين شك باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است
مدتي است كه دربارة معصومين به طور ناخواسته تفكرات بسيار ناروايي به ذهنم مي رسد علت اين چيست؟ و چگونه بايد آن را درمان كرد؟
من دچار وسواسي فكري شديد شده ام چه كار كنم؟
من موقعي كه معني قرآن را ميخوانم، ديگر شبها خوابم نميبرد و حالت رواني به من دست ميدهد. از عذاب آخرت خيلي ميترسم و مدتي است اين حالت به من دست داده است، چه كنم با اينكه علاقة شديدي به معني قرآن دارم؟
وسواسى شديد هستم به طورى كه يك ۲ ركعتى را ۱۰ بار مى خوانم و يا كلمات نماز را چندين بار تكرار مى كنم، در اين زمينه بايد چه كار كرد؟ آيا براى رفع اين مشكل آيه اى يا دعايى وجود دارد.
از بُعد آموزش‌هاي روان‌شناختي راه‌هاي مقابله و معالجة وسواس‌هاي فكري كه ريشه در اضطراب دارد و غيراختياري است، چيست؟

از بُعد آموزش‌هاي روان‌شناختي راه‌هاي مقابله و معالجة وسواس‌هاي فكري كه ريشه در اضطراب دارد و غيراختياري است، چيست؟

پاسخ:

«وسواس» همان گونه كه از نامش پيداست، نوع خاصي از اختلالات باليني است كه ويژگي بارز آن وسوسه انگيزي و حالت وسواسي داشتن است. روان‌شناسان، وسواس را يكي از اختلالات شايع ذكر كرده‌اند.(۱) افرادي كه بيش از اندازه به وسواس مبتلا هستند، به گونه‌اي كه كنش‌وري و رفتارهاي اجتماعي آنان تحت تأثير قرار گرفته باشد، از نظر روان شناسان و روان‌پزشكان، بيمار تلقي مي‌شود.(۲)
بيمار نسبت به اختلال خود هشيار است و آن را تحميل شده و مرضي مي‌پندارد، يعني در واقع اختلال را نمي‌پذيرد بلكه آن را تحمّل مي‌كند.(۳) با توجه به ضوابط DSMIV (راهنماي تشخيصي انجمن روان‌پزشكي آمريكا) تنها زماني مي‌توان به تشخيص اختلال وسواس بي‌اختياري مبادرت كرد كه وسواس‌ها يا رفتارهاي بي‌اختيار جنبة افراطي نامعقول، اجباري و نامتناسب داشته باشد.

روش‌هاي درمان وسواس، بي‌اختيارياز آنجا كه بيماران وسواسي همانند بيماراني كه از ديگر اختلال‌هاي اضطرابي رنج مي‌برند، داراي مشكلات ديگري نيز هستند، نمي‌توان قبل از بررسي دقيق آسيب‌شناختي و بررسي زمينه‌ها و علل وسواس ـ بي‌اختياري به درمانگري وسواس‌ها اقدام نمود. بنابراين مراجعه به روان‌شناس يا روان پزشك متخصص و تهية شرح‌حال و سابقة خانوادگي بيمار لازم و ضروري است و انتخاب روش مناسب با توجه به معيارها و اطلاعاتي كه از مصاحبه با بيمار و اطرافيان به دست مي‌آيد، امكان‌پذير خواهد بود. امّا در حد نظري و جهت آشنايي با روش‌هاي درمان وسواس مي‌توان موارد زير را يادآوري نمود.

۱٫ روش روان تحليل گري.از نظر روان تحليلگري وسواس ـ بي‌اختياري ناشي از كشاننده‌هاي ناهشيار تهديدآميزي است كه بيمار به منظور غلبه بر آن معمولا از مكانيزم‌هاي دفاعي متفاوت استفاده مي‌كند. بر اين اساس شيوه‌اي كه روان تحليل‌گري سنتي براي درمان اين بيماران پيشنهاد مي‌كند، هشيارساختن آنان نسبت به تعارض‌هاي ناهشيار و باز سازمان‌دهي موقعيت‌هايي است كه در گذشته براي فرد پيش آمده و چنين تعارض‌هايي در چارچوب آنها شكل گرفته است.(۴)

۲٫ رفتار درمان‌گرياز نظر رفتار درمانگري، اضطراب، تحريك پذيري و اجتناب از موقعيت‌هاي اضطرابي باعث اختلال وسواس در فرد مي‌شود. بنابراين بهترين روش اين است كه فرد را با موقعيت‌هاي اضطراب‌آور مواجه سازيم. اين مواجهه مي‌تواند در سطح واقعيت يا خيال باشد. مثلاً فردي را كه مبتلا به وسواس شستشو است، در معرض چيزهاي آلوده قرار مي‌دهيم، يا از وي مي‌خواهيم كه به تجسم چنين موقعيت‌هايي بپردازد. مثلاً تصور كند كه همة لباس‌اش خوني شده است. هدف اصلي اين روش، حذف واكنش و ايجاد مانع در بروز واكنش‌هاي اجتنابي معمول است تا امكان خاموشي آن‌ها فراهم شود و فرد از آلوده شدن به خون اضطرابي نداشته باشد. (۵)

۳٫ روش شناختي ـ رفتارياز آنجا كه وسواس فكري نمي‌تواند مورد مشاهدة مستقيم درمانگر واقع شود، بايد در حيطة شناختي به درمان آن پرداخت و سپس در مرحلة رفتار، نتايج آن را مشاهده كرد. اين روش مؤثرتر از روش رفتاري صرف است.
يكي از الگوهاي درمان شناختي ـ رفتاري روش «آموزش عادت‌دهي» است. درمانگر كوشش مي‌كند تا بيمار افكار وسواسي خود را به صورت مكرّر به ياد آورد و سپس آن را به مدت طولاني حفظ كند. مواجهة گسترده با چنين افكاري باعث مي‌شود كه معناي تهديد آميز آنها كاهش يابد.
الگوي ديگر در درمان شناختي ـ رفتاري آن است كه از بيمار خواسته مي‌شود تا در طول روز دوبار و هر بار بيش از يك ساعت به صداي ضبط شده‌اي خود كه افكار وسواسي‌اش را دائماً تكرار مي‌كند. گوش دهد. اين روش يكي از مؤثرترين و كارآمدترين روش در درمان وسواس ـ بي‌اختياري شناخته شده است.

۴٫ دارو درمان گريتحقيقات مختلف نشان داده‌اند كه مصرف داروهايي از قبيل فلوگزتين به بهبود ۵۰ تا ۸۰ درصد موارد وسواس ـ بي‌اختياري انجاميده است. روان پزشكان اظهار نموده‌اند كه گرچه وسواس با مصرف داروهايي مانند كلومي پرامين و فلوگزتين، كاملاً از بين نمي‌رود، امّا بر حسب مورد در خلال هشت هفته مصرف دارو، تقريباً با ۴۰ تا ۵۰ درصد كاهش اختلال مواجه مي‌شويم. بنابراين، در حال حاضر كلومي پرامين و فلوگزتين را مي‌توان به منزلة مؤثرترين داروي درمان اختلال‌هاي وسواس فكري تلقي كرد.(۶)
بايد اين نكته خاطر نشان شود كه دارو درمانگري به تنهايي، نمي‌تواند همه نشانه‌هاي بيماري را از بين ببرد و در بسياري از بيماران، به رغم بهبود نسبي معنادار، پاره‌اي از نشانه‌ها به صورت مزمن باقي مي‌مانند. لذا روان درمان‌گري از ضروريات درمان وسواس فكري است.
از ديدگاه اسلام نيز مطالبي در زمينة وسواس وجود دارد، گرچه به صورت يك روش سازمان يافته و ساختاري ارايه نشده است، شما مي‌توانيد در اين زمينه به كتاب: مجموعه مقالات اولين همايشه نقش دين در بهداشت روان، آذرماه ۱۳۷۶ كه از سوي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري برگزار و دفتر نشر نويد اسلام قم آن را به چاپ رسانده است، مراجعه نماييد.

 

پاورقی:

  1. قائمي اميري، علي، وسواس، انتشارات اميري، چاپ سوم، ۱۳۷۰، ص ۱۲ ـ ۱۴٫
    ۲٫ جاناتان كريسون، وسواس، ترجمه: اميرهوشنگ مهريار، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص ۹ ـ ۱۷٫
    ۳٫ دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، انتشارات سمت، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۱۴۷٫
    ۴٫ براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به: لي باير، غلبه بر وسواس، ترجمه: مسعود محمدي و همكاران، انتشارات رشد، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص ۵۱ ـ ۵۷، فصل دوم.
    ۵٫ مراجعه شود به: لي باير، غلبه بر وسواس، ترجمه مسعود محمدي، انتشارات رشد، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص ۷۰ ـ ۷۹٫
    ۶٫ دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي. انتشارات سمت، چاپ دوم، ۱۳۷۶، ج۱، ص۱۷۶٫
بنده حدود دو سال است كه دچار وسواس شديد نسبت به آب هستم، هر چه را مي‌شويم احساس مي‌كنم هنوز پاك نشده است، نسبت به همه چيز و همه كس بدبين هستم، برخي اوقات به ذهنم سؤالاتي خطور مي‌كند كه احساس مي‌كنم كافر شده‌ام، مثلاً «نسبت به ائمه و اعتقاداتم» شك و ترديد مي‌كنم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

بنده حدود دو سال است كه دچار وسواس شديد نسبت به آب هستم، هر چه را مي‌شويم احساس مي‌كنم هنوز پاك نشده است، نسبت به همه چيز و همه كس بدبين هستم، برخي اوقات به ذهنم سؤالاتي خطور مي‌كند كه احساس مي‌كنم كافر شده‌ام، مثلاً «نسبت به ائمه و اعتقاداتم» شك و ترديد مي‌كنم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

مقدمه: همان‌گونه كه در نامة خود اشاره كرديد وسواس در واقع فكر، كلمه و يا تصوير است كه به رغم ارادة انسان به هشياري او هجوم مي‌آورد و سازمان روحي و رواني او را تحت سيطره خود قرار مي‌دهد و اضطراب گسترده‌اي را در فرد برمي‌انگيزد.(۱)وسواس به دو قسم است:

۱٫ وسواس فكريمثل فكرهاي تكرار شونده و آزار دهنده كه بي‌اختيار به ذهن خطور مي‌كنند كه خود شما نيز نمونه‌هايي از آنان را بيان كرده‌ايد.

۲٫ وسواس عمليدر اين حالت انسان بدون ارادة خود , عملي را چندين بار انجام مي‌دهد، اين قسم در واقع به تبع برخي از افكار وسواسي عارض مي‌شود، يعني انسان به خاطر اين‌كه از افكار وسواسي خود رهايي پيدا كند، بي‌اختيار شروع به انجام برخي از اعمال مي‌كند. (۲) درست مثل شستشو‌هاي مكرّر كه خودتان در نامه نوشته‌ايد.

زمينه‌هاي ابتلاءروانشناسان باليني علل مختلفي براي بروز اين بيماري بيان داشته‌اند و به دنبال آن , راه‌حل‌هايي براي درمان ارائه داده‌اند، برخي از اين علل‌ها از قرار زير است:
۱٫ وراثتي، ۲٫ يادگيري از ديگران مخصوصاً والدين، ۳٫ بيماري‌هاي عضوي.(۳)

وسواس بهنجار و نابهنجارنوعي از وسواس در برخي كارهاي روزمرّة زندگي همة افراد وجود دارد، كه تا حدودي باعث دقّت در كار و پيشرفت است اين نوع وسواس‌ها بهنجارند. امّا زماني افكار و اعمال وسواسي نابهنجارند كه مشخصّات زير را داشته باشند:
۱٫ جنبة افراطي، نامعقول و اجباري (از درون است و از بيرون تحميل نشده) و نامتناسب داشته باشند.
۲٫ انصراف از آنها مشكل باشد.
۳٫ درماندگي مشخصّي را در فرد برانگيزد.
۴٫ دقّت قابل ملاحظه‌اي را به خود اختصاص دهد.
۵٫ بازده فعاليّت‌هاي روزمرّه را تحت تأثير خود قرار دهد.(۴)

درمان وسواس نابهنجارپرسشگر محترم! اگر مشكل شما با مشخّصات فوق همخواني داشته باشد، وسواس شما از نوع نابهنجار است و بايد در صدد درمان آن برآييد و همين كه مي خواهيد با عزم و ارادة خود از اين حالت نجات پيدا كنيد و در پي حلّ مشكل خود باشيد اميد به درمان افزايش مي يابد. وسواس بيماري است، قابل درمان، كنترل و پيشگيري. ابتداي امر، خيلي راحت مي‌توان آن را كنار گذاشت امّا اگر فرد نسبت به بيماري‌اش بي‌تفاوت باشد و در صدد حلّ مشكل از طريق رجوع به روان‌پزشك و روانشناس باليني و همكاري جهت درمان بر‌نيايد، درمانش سخت‌تر مي‌گردد. به طوري كه در مراحل شديد آن , نيازمند به مصرف دارو و حتي بستري شدن مي‌باشد و سال‌ها مراقبت لازم دارد تا آن را كنار بگذارد.

موضوع وسواس‌هاموضوع وسواس‌ها چند چيز است: مذهبي و ماوراء الطبيعه‌اي، اخلاقي، حمايتي عليه خطرات بيروني، گذشت زمان، حمايت بدني، پاكي، نظم و ترتيب،(۵) و شايع‌ترين آنها دو قسم است:
الف: شايع‌ترين وسواس‌هاي فكري عبارتند از: (البته به اين معني نيست كه همة اينها در افراد وسواسي وجود دارد)
۱٫ افكار تكراري دربارة احساس آلودگي. (مثلاً از طريق دست دادن با ديگران)
۲٫ شك‌هاي تكراري. (شير گاز را بسته‌ام يا نه؟، لباس نجسم با شستنم پاك شد يا نه؟)
۳٫ مرتّب كردن اشياء به طريق خاص.
۴٫ تكانه‌هاي پرخاشگري يا هراس‌آور، مثلاً فكرهاي مكرّر براي صدمه زدن به فرزند خود و يا بر زبان آوردن كلمات زشت در اماكن مقدس.
۵٫ نگراني‌هاي افراطي دربارة مسائل زندگي (شغلي، تحصيلي و …)(۶)
ب: شايع‌ترين وسواس‌هاي عملي عبارتند از:
۱٫ رفتارهاي تكراري، شستن دست، مرتّب كردن.
۲٫ اعمال رواني مثل: شمارش، تكرار برخي از اشعار كه به طور بي‌صدا كه براي كاهش اضطراب و نگراني صورت مي‌گيرد.(۷)

يك. روش هاي مقابله با وسواس فكر و عملي:
۱٫ بازداري انديشه (Thought Stopping )در اطاقي آرام و ساكت بنشينيد و به افكار وسواسي به خواست خود اجازه دهيد به ذهن شما خطور كنند. وقتي افكار وسواسي به ذهن شما آمدند، به يكي از اطرافيان خود اشاره كنيد كه با صداي بلند بگويد ايست، يا زنگي را به صدا درآورد، (قبلاً او را توجيه كنيد) راه ديگر اينكه خودتان يك مچ‌بند پلاستيكي به دست خود ببنديد، افكار وسواسي را به ذهن خود آوريد، وقتي افكار وسواسي به ذهن شما آمدند، با كشيدن مچ‌بند و رها كردن آن بر دست خود دستور توقّف افكار وسواسي را براي خود صادر كنيد.(۸)

۲٫ جابجايي انديشهانديشه‌هاي غير ارادي و وسواسي را ناديده بگيريد و با انتقال ذهن و فكر به افكار عالي و مناسب، عمل جايگزيني را انجام دهيد.(۹) مسلماً اين كار نياز به تمرين و استمرار و نظم دارد.

۳٫ آموزش مواجهه صحيح با افكار مزاحمعادت دهي: اين روش عكس روش بازداري انديشه است، دقايقي به افكار وسواسي توجّه و تأمل كنيد و اجازه دهيد آن افكار به ذهن شما آيند، به آن افكار توجّه كنيد و به بي‌معني بودن آنها دقّت كنيد و براي لحظاتي طولاني آن افكار را در ذهن حفظ كنيد (با دقّت به بيهوده بودن آنها). مواجهه گسترده با چنين افكاري باعث مي‌شود كه معني تهديد آميز آنها كاهش يابد.
روش ديگر: در طول روز دو بار و هر بار بيش از يك ساعت به صداي ضبط شدة خود كه افكار وسواسي را دائماً تكرار مي‌كند گوش دهيد. اين روش از مؤثرترين و كارآمدترين روش‌هاي درمان است.(۱۰)

۴٫ مقابله با تصاوير ذهنيالف) تصاوير وسواسي را با تمرين ذهني، كوچك و كوچك‌تر كنيد تا پس از مدّتي كم كم محو شود.
ب) به جاي توجّه به اصل تصوير به جزئيات تصوير ذهني متمركز شويد و شكل آن جزئي و بي‌اهميّت را آنقدر بزرگ نماييد كه اصل تصوير وسواسي از بين برود.(۱۱)
۵٫ دارو درمانگري: در موارد شديدتر بايد دركنار استفاده از تكنيك‌‌هاي بالا از داروهايي مثل كلومي‌پرامين و فلوگزتين زير نظر روان پزشك كمك گرفت.(۱۲)

دو: روش‌هاي مقابله با وسواس عملي
۱٫ سرمشق گيريبه ديگران نگاه كنيد كه چگونه آنها زندگي معمولي خود را انجام مي‌دهند و به شستشوهاي تكراري اقدام نمي‌كنند. ائمه ـ عليهم السّلام ـ و علماي ما نيز در مصرف آب بسيار دقيق بود‌ه‌اند و از اسراف پرهيز مي‌كردند. آيا به عواقب گناه اسراف توجّه كرده‌ايد؟ آيا فكر نمي‌كنيد كه شما مقدس‌تر از ائمه و علماء نيستيد. اگر اين كار درست بود آنها اين اعمال را تكرار مي‌كردند.(۱۳)

۲٫ حذف تدريجيدر اين روش سعي مي‌شود كه هر روز از اعمال تكراري خود بكاهيد. مثلاً اگر عادت داريد ۴ بار بشوييد اين دفعه تلاش كنيد به ۳ مرتبه متوقّف سازيد. پس از مدّتي باز هم يك شماره از آن بكاهيد تا به حدّ متعارف برسيد.

نكات راهگشا:۱٫ مراقب باشيد اين وسواس را نظم براي خود تلقّي نكنيد و خود را به خاطر اين كار نزد ديگران آدم منظّمي جلوه ندهيد و به ديگران نيز توصيه كنيد كه اين كار به خاطر نظم فوق العاده و نكته مثبت من است. چرا كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ از اين كار نهي كرده‌اند. اين كار به شما كمك مي كند تا در دامن تشويق هاي ديگران واقع نشويد و در صدد تكرار اعمال وسواس كمتر شود.
۲٫ به رسالة توضيح المسائل مرجع خودتان رجوع كنيد، در مسائل آن , قسمتي كه به عنوان كثير الشّك مطرح شده است، (بحث نماز) و گفته شده است كسي كه زياد از حدّ متعارف در مسائل شرعي شك مي‌كند نبايد به شك خود اعتنا كند و اگر اعتنا كند در واقع خلاف خواست خدا را انجام داده است.(۱۴) (براي اطّلاع از احكام و شرايط آن حتماً به رسالة عمليّه رجوع شود.)
۳٫ در فقه , اصلي داريم كه مي‌گويد: اگر به چيزي يقين داشتي بعد نسبت به آن شك كردي، اصل را بر همان يقين گذشته‌ات بگذار و ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز به اصحاب خود توصيه مي‌كردند كه با شك، يقين ثابت خود را به هم نزن. مثلاً اگر ساعت قبل يقين داشتي كه با طهارت بودي يا لباست پاك بوده و الآن شك داري كه آيا طاهر هستي يا نه، بنا را بر همان پاكي سابق بگذار.(۱۵)
۴٫ هرگز خودتان را به خاطر اين افكار ملامت نكنيد، اين افكار و محتويات آن جزء اين بيماري خفيف شما است و در واقع چون شما قصد و نيّت بد نداريد، هيچ گناهي مرتكب نشده‌ايد. امّا شما وظيفه داريد جهت بهبودي و سلامت خود از مشاوره و تكنيك‌هاي درمانِ وسواس، كمك بگيريد. (بيماري روحي مثل سرماخوردگي است، براي همه امكان ابتلاء به آن وجود دارد.)
۵٫ در مورد اين بيماري نگران نباشيد با ارادة و پي گيري شما، قابل حل است ان‌شاء الله سريع بهبودي حاصل مي‌شود و در صورت نياز با كمك دارو (در صورت شدّت و مزمن شدن) برطرف مي‌شود، چون قابل درمان است.
۶٫ با دفتر مرجع تقليد خود تماس بگيريد، و مسألة خود را با آنها مطرح كنيد و طبق نظر كارشناسانه و عالمانة ايشان اعمال عبادي خود را كه همان دستورات خداست عمل كنيد. (شماره تلفن آن را از اطّلاعات بگيريد)

 

پاورقی:

  1. دادستان، پريرخ، روانشناسي مرضي تحوّلي، انتشارات سمت، ۱۳۸۰، ص ۱۴۷٫
    ۲٫ شرفي، محمد رضا، با فرزندان خود چگونه رفتار كنيم؟، نشر جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، ۱۳۷۳، ص ۱۷۳۰، با كمي تغيير.
    ۳٫ روانشناسي مرضي تحولي، ص ۱۵۸ ـ ۱۵۷٫ (اقتباس).
    ۴٫ همان، ص ۱۵۵٫
    ۵٫ همان، ص ۱۵۳٫ (اقتباس).
    ۶٫ شاكر، رضا، وسواس و روش‌هاي مقابله با آن، جزوه مركز مشاوره و راهنمايي طلاب غير ايراني، ص۲٫
    ۷٫ همان، ص۲٫
    ۸٫ همان، ص۴٫
    ۹٫ همان، ص۴٫
    ۱۰٫ روانشناسي مرضي تحولي، ص۱۷۴٫
    ۱۱٫ وسواس و روش‌هاي مقابله با ان، ص۶٫
    ۱۲٫ روانشناسي مرضي تحولي، ص ۱۷۵٫
    ۱۳٫ وسواس و روش‌هاي مقابله با آن، ص ۷٫
    ۱۴٫ فلاح زاده، محمدحسين، آموزش فقه، نشر الهادي، چاپ دهم، ۱۳۷۹، ص ۱۷۹٫
    ۱۵٫ ولايي، عيسي، فرهنگ تشريحي اصطلاحات اصول، نشر ني، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص ۶۷ ـ ۶۶، (اقتباس)
در انتخاب همسر به من مي گويند دچار وسواس شده اي چه كنم؟ ۲۸ساله ام ليسانس و شاغل هستم.

در انتخاب همسر به من مي گويند دچار وسواس شده اي چه كنم؟ ۲۸ساله ام ليسانس و شاغل هستم.

پاسخ:

در اينجا بايد به نكته اي اشاره كنيم كه افراط و تفريط هر دو نشانه جهل و عدم رعايت اصول عقلاني است. همان طور كه بدون دقت بودن، نداشتن حساسيت لازم، بي پروا بودن زود تصميم گرفتن و بدون تحقيق و تفحص و مشورت تصميم گيري كردن نشانه جهل و ناداني است، همان طور حساسيت زياد و بيش از اندازه، خرده گرفتن، وسواس به خرج دادن و مو را از ماست بيرون كشيدن و عدم انعطاف در برخي موارد غير مهم و … نشانه سماجت بي جا و فرصت از دست دادن در يك كلام نشان از جهل و ناداني است.

دغدغه شما براي آينده زندگي و انتخاب همسر به جا و شايسته است؛ اما نبايد آنچنان حساسيت زياد و وسواس گونه داشته باشيد كه فرد متناسب با خود را رد كنيد و از طرف ديگر نبايد جواب مثبت به هر فردي بدهيد. بنابراين درباره ملاك ها و معيارهاي همسر شايسته مطالعه كرده و با تحقيق كافي درباره فرد مورد نظر تصميم گيري نماييد.

اگر خواستگاري داراي ايمان متناسب با خود يعني پايبندي او به اندازه پايبندي خودتان به ظواهر شرع است و يا نزديك به آن است و از نظر اخلاقي نيز از شايستگي كافي برخوردار بوده و از خانواده با اصالتي است و تناسب و همساني كافي با ويژگي هاي خانوادگي، فردي و … شما دارد، جواب مثبت دهيد. و نگوئيد همسر من بايد از درجه ايمان بسيار بالا، از اخلاق عالي و از خانواده چنين و چنان و … باشد؛ بلكه در انتخاب به خودتان، خانواده محترم خودتان و نحوه زندگي و معاشرت خودتان نگاه كنيد.

همان طور كه خودتان از لحاظ ديني، اخلاقي، خانوادگي داراي نقاط ضعف و قوت است ديگري (خواستگارتان) نيز همين طور است. پس مطلق نگري در انتخاب همسر كار شايسته اي نيست، ضمن اينكه بي دقتي در آن نيز همين طور است. ضمنا لازم به ذكر است هر خواستگاري كسي را انتخاب مي كند كه در مجموع و با در نظر گرفتن مجموع ويژگي هاي ظاهري و باطني اخلاقي، خانوادگي و … طرف مقابل، پسند كند و تنها يك صفت و ويژگي را ملاك ازدواج و انتخاب خود قرار نمي دهد. ممكن است از يك ويژگي ظاهري آغاز كند مثلا در ابتدا به ظاهر دختر نگاه كند و پا پيش بگذارد ولي تصميم گيري او فقط به همين ويژگي ختم نمي شود بلكه به بررسي ديگر امتيازات وي مي پردازد و در مجموع به يك تصميم مي رسد.

دختر ها هم همين طور هستند و در بسياري موارد پاسخ منفي مي دهند آن هم به خاطر دلايل مختلف و يا سرجمع تصميم گيري مي كنند. پس اگر خواستگاري يا خانواده او حرفي زد كه به خاطر قيافه اين دختر، اقدام مي كند و كار را آغاز مي كند، در واقع آغاز كار و فراهم كردن مقدمات تصميم گيري نهايي است و نبايد اين سخن را مبناي شناخت طرف مقابل قرار داد. خلاصه نگران چنين سخناني و ارزيابي هاي اوليه خواستگار نباشيد و شما هم به شكل متعادل و به دور از هر گونه افراط و تفريط و در نظر گرفتن موقعيت فردي، خانوادگي، ظاهري و … خودتان تصميم بگيريد و جواب مثبت يا رد بدهيد. اميد است به ياري خداوند و توسل به اهل بيت(ع) زمينه سعادت و موفقيت تان فراهم شود.

 

در مورد راه هاي پيشگيري از وسواس و درمان آن، توضيح دهيد؟

در مورد راه هاي پيشگيري از وسواس و درمان آن، توضيح دهيد؟

پاسخ:

۱ – از آنجا كه وسواس در يك تقسيم‏بندي كلي به دو نوع؛ فكري و عملي تقسيم مي‏شود و به خاطر وجود علل وعوامل مختلفي كه در به وجود آمدن وسواس نقش دارد، راه‏هاي پيشگيري و درمان آن نيز مختلف است، بنابراين براي اين كه پاسخ ما جنبه علمي و تئوري نداشته باشد و صرفا به ارائه كلياتي در اين زمينه اكتفا نكنيم بهتر آن است در مكاتبه بعدي مشكل وسواس مورد سؤال را بيشتر توضيح دهيد و بگوييد كه آيا وسواس فكري است يا وسواس عملي و اگر از نوع وسواس عملي است نسبت به چه چيزي وسواس پيدا شده نجاست و طهارت يا درباره شست و شو و تميزي يا نسبت به عمل تكراري ديگر در عبادات يا غير عبادات تا ما بهتر بتوانيم راه‏كارهاي عملي آن را بيان نماييم.

لازم به ذكر است درمان وسواس به خصوص اگر شدت داشته باشد با يكي دو مكاتبه و به طور غيرحضوري قابل درمان نيست و يا دير به درمان جواب مي‏دهد و لازم است با حضور يافتن پيش يك روان‏شناس (و اگر خيلي شديد باشد با مراجعه به يك روانپزشك) به درمان اساسي آن پرداخت، بنابراين نكات زير مورد توجه قرار گيرد:

۱- در مكاتبه بعدي مشكل را به طور دقيق و جزئي تبيين نماييد.

۲- به يك روانشناس باليني با مشاوره و يا به يك روانپزشك مراجعه نماييد.

۳- اگر مي‏خواهيد از نظر تئوري اطلاعاتي در اين زمينه داشته باشيد مي‏توانيد به كتاب‏هاي معرفي شده زير مراجعه نماييد:

۱- درمان رفتاري وسواس، گيل اس استكتي، ترجمه: عباس بخشي‏پور رودسري، انتشارات روان‏پويا

۲- روانشناسي مرضي، ج ۱، ساراسون، ترجمه: بهمن بخاران، انتشارات رشد

 

رفتار درست با فرد وسواسي چگونه است؟

رفتار درست با فرد وسواسي چگونه است؟

پاسخ:

  1. وسواس جبري يا بي اختياريهر وسواسي ناهنجار نيست. وسواس تا حدودي در همه هست. زماني به تشخيص وسواس مرضي مبادرت مي كنيم كه وسواس يا رفتارهاي وسواسي جنبه نامعقول، افراطي، اجباري و نامتناسب داشته باشد. انصراف از آنها مشكل باشد ودرماندگي مشخصي را در فرد برانگيزد, وقت قابل ملاحظه اي را به خود اختصاص دهد و بازده و كنش وري روزمره فرد را زير تأثير خود قرار دهد.(۱) در وسواس مرضي و نابهنجار افكار و رفتارهاي وسواسي «به رغم اراده انسان» به هشياري وي هجوم مي آورد و سازمان رواني وي را تحت سيطرة خود قرار مي دهد و اضطراب گسترده اي را در فرد بر مي انگيزد.(۲) با توجه به اين مطالب اگر اطرافيان فرد وسواسي با اين مباحث آشنا باشند ديگر به ملامت او اقدام نمي كنند چون مي دانند كه اين افكار يا اعمال وسواسي بدون اختيار فرد به او هجوم مي آورند و خود فرد از اين موضوع بسيار رنج مي كشد. بيمار , خود به اين اختلال هشيار است و آن را تحميل شده و مرضي مي پندارد و گاهي براي فرار از فشار هاي دروني و رواني و تعارض , اقدام به «توجيه سازي»، «انكار» يا «دليل تراشي» مي كند.(۳) به عنوان مثال اين كار را به نظم و دقت خود و رعايت نظافت اسناد مي دهد . اطرافيان بايد آگاه باشند كه ويژگي هايي مثل كمال طلبي افراطي، نظم، انعطاف ناپذيري، رفتار خشك و رسمي فاقد مهارت هاي اجتماعي، شوخ طبعي، صميميت و توانايي مصالحه و ميل به احتكار يا خساست و … از تأثير اين بيماري بر فرد رخ مي دهد پس نبايد بخاطر اين مسائل با بيمار كلنجار برويم و يا احساس ناراحتي از نوع تفكر بيمار داشته باشيم(۴) چون اين حالات ناخواسته به او تحميل شده اند.

    ۲٫ وسواس در نوجوان و جواناطرافيان لازم است اين مطلب را بدانند كه نوجوانان وسواسي به پنهان كردن رفتار وسواسي و يا اعمال بي اختياري و وسواسي خود مي پردازند و موارد نادري جهت درمان به مراكز درماني مراجعه مي كنند كه اين خود باعث تأخير فرايند درمان مي شود.(۵) پس اطرافيان مي توانند حساب شده و با اطمينان بخشي به فرد او را جهت درمان تشويق كنند.

    ۳٫ حساسيت در برخوردهابراي درمان كمك اطرافيان ضروري است. نبايد آنها با تشويق رفتارهاي وسواسي يا اذيت او (مثل جابجا كردن وسايل فرد وسواسي كه به وسايل خود حساس است) بيماريش را تشديد كنند.(۶)

    ۴٫ مسخره نكنيم(۷)تحقير و يا مسخره كردن آنها در نزد ديگران باعث مي شود كه آنها به خود نامطمئن تر شوند و بيماري را تشديد كنند.(۸)

    ۵٫ جهت دهي درمانيبسياري از بيماران وسواسي چون از نوع اختلال خود مطلع نيستند و راه درمان اين مشكل را نمي شناسند از روي اشتباه براي معالجه به مراكز عمومي رجوع مي كنند اطرافيان لازم است او را كمك و تشويق كنند تا جهت درمان نزد روان پزشك و روان شناس باليني (هر دو با هم) بروند. دو سه سال اول خيلي راحت تر درمان صورت مي گيرد.(۹)

    ۶٫ برچسب (lable) نزنيمدر گفتگو ها به فرد وسواسي برچسب وسواسي نزنيم اين عمل مي تواند علاوه بر ناراحتي فرد از قضاوت ديگران , باعث تشديد بيماري و تلقين او گردد و فرد اين مشكل را براي خودش بپذيرد و با خود بگويد كه درمان من بسيار سخت است اما اگر افراد در جهت مثبت او را تلقين كنند. مثلاً بگويند امروز نسبت به ديروز كمتر اين عمل را انجام دادي و تشويق كنند , در او (افكار و اعمال او) اثر مثبت مي گذارد.

    ۷٫ كمك به تمرين هاي خوديارييكي از موثرترين مؤلفه ها در درمان، خواست خود فرد جهت درمان است پس لازم است اين خواست را تقويت كرد و به او كمك كرد تا تمرين هاي خودياريش را (كه از طرف روان شناس مطرح شده است) انجام دهد. مثلاً مراقب باشيم كه او داروهايش (در صورت نياز به دارو) را مصرف كند. همچنين در ديگر تمرين ها به او كمك كرد. مثلاً به او كمك كنيد و تشويقش نمائيد تا هر روز يك مرتبه از كارهاي تكراري روز قبل را كم كند تا كم كم اين كار را كنار بگذارد.

    ۸٫ كار درمانيامروز نقش موثر كار در درمان پذيرفته شده است. كار، توجه بيمار را از گرفتاري و بيماري اش منصرف مي كند. پرداختن به كار مورد علاقه موجب توجه فرد به توانايي ها و بخش مثبت وجودش مي گردد و در عين حال، احساس عزت نفس، كفايت كارآمدي، هدفداري و توجه به آينده، دل كندن از افكار معطوف به گذشته و ترك خيال پردازي هاي طولاني و مضر در او نقش مي بندد.(۱۰) اگر بيماري مخصوصاً كسي كه وسواس فكري دارد به كار بخصوص كار دسته جمعي مشغول شود از اين افكار كمتر به ذهنش مي آيد. پس بايد او را تشويق به كار دسته جمعي كرد و از انزوا و گوشه گير شدن او جلوگيري كرد و پيوسته جنبه هاي مثبت شخصيت او را برجسته نمود تا آن عيب كم كم برطرف گردد.

    ۹٫ حذف الگوهابيماري وسواس مي تواند علت زيست شناختي، هورموني، عصب شناختي و يادگيري و وراثتي داشته باشد(۱۱) در برخي , مصرف دارو در كنار انجام تمرين هاي خودياري و روان درماني نقش موثري دارد. اما در برخي از وسواس ها فرد از بزرگترها اين امر را ياد مي گيرد. اگر به عواقب اين مشكل اشاره شود مي توان بزرگترها را از ديد كوچكترها دور كرد و توجه ديگران را به جنبه هاي غير بيمار گونه فرد منصرف كرد تا اين اختلال به آنها منتقل نشود.

    ۱۰٫ ما هم ممكن است بيمار شويمبيماري هاي رواني مثل بيماري هاي جسماني است. يعني همانگونه كه احتمال سرماخوردگي براي همه وجود دارد و راه هاي درماني خاصي نيز بر آن هست احتمال مبتلا شدن به بيماري رواني براي همه مطرح است و هيچ كس نمي تواند تضمين كند كه او هرگز به فلان بيماري رواني مبتلا نمي شود(۱۲) پس بايد در برخوردها به گونه اي برخورد كرد كه انتظار داريم با ما (در صورت ابتلاء) برخورد شود.

    ۱۱٫ توجه به مساله كثيرالشكدر مسائل ديني و احكام در بحث نماز دربارة افراد كثيرالشك بحث شده است و توضيح داده شده كه اين افراد نبايد به شك خود اعتنا كنند و از تكرار اعمال ديني خود پرهيز كنند مثلاً اگر شك دارد نماز ظهر را ۳ ركعت خوانده يا چهار ركعت بايد بنا را بر چهار ركعت بگذارد و نمازش را تمام كند يا اگر شك دارد ۴ ركعت خوانده يا ۵ ركعت بنايش را بر ۴ ركعت (يعني آنچه كه نماز با آن ركعت صحيح است) بگذارد و نمازش را تمام كند و اين مطلب يعني انجام اين عمل , مورد رضايت خداست. برخي افراد مي گويند مثلاً مطمئن نشدم يا به دلم ننشست بايد دوباره بخوانم اين افراد بايد بدانند كه اعمال پذيرفته شده و مقبول آن چيزي است كه خداوند فرموده نه آن چيزي كه فرد دوست دارد. براي اطلاع بيشتر از شرائط كثيرالشك و موارد آن به كتاب توضيح المسائل مرجع تقليد خود رجوع فرمائيد و فرد وسواسي را با آداب شرعي اش آگاه سازيد و نيز او مي تواند با سؤال از دفتر مرجع تقليد خود نسبت به انجام اعمال خود آگاه شود.

    ۱۲٫ كلاسهاي سايكواجوكيش (Psychoeducution) و خانواده درمانيدر بيمار هاي شديد وسواسي لازم است اعضاء خانواده با هم نزد روان شناس باليني و خانواده درمانگر رجوع كنند تا با دوره هاي ويژه , مطالبي ياد بگيرند كه به تسريع در درمان فرد وسواسي كمك كنند و رفتارهاي صحيح و برخوردي مناسب را آموزش ببينند.

 

پاورقی:

  1. دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي، انتشارات سمت، چاپ چهارم، ۱۳۸۰، ص۱۵۷٫
    ۲٫ همان، ص۱۴۷٫
    ۳٫ بنيامين سادوك، چكيده روان پزشكي، ترجمه دكتر نصرت الله پورافكاري، انتشارات آزاد، چاپ دوم، ۱۳۸۳، ص۱۴۷٫
    ۴٫ همان، ص۲۲۵ و ۲۲۴ (اقتباس).
    ۵٫ روان شناسي مرضي تحولي، ص۱۵۲٫
    ۶٫ شرفي، محمد رضا، با فرزند خود چگونه رفتار كنيم، نشر جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، ۱۳۷۳، ص۱۷۲ و ۱۷۱، با كمي تغيير.
    ۷٫ همان.
    ۸٫ همان.
    ۹٫ همان.
    ۱۰٫ مجله حديث زندگي، سال چهارم، شماره ۴، مهر و آبان ۱۳۸۳، مقالات ويژة مروت و مدارا، ص۲۱٫
    ۱۱٫ روان شناسي مرضي تحولي، ص۱۵۸ و ۱۵۷ (اقتباس).
    ۱۲٫ استفاده از جزوة درسي پريرخ دادستان، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، درس مصاحبه تشخيص، بهار ۸۴٫
گاهي اوقات مسائلي پيش مي آيد كه قادر به درك بين واقعيت و شك و وسواس نيستم اگر كتاب و يا حكمي وجود دارد لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

گاهي اوقات مسائلي پيش مي آيد كه قادر به درك بين واقعيت و شك و وسواس نيستم اگر كتاب و يا حكمي وجود دارد لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

پاسخ:

متأسفانه اين سؤال مبهم است يعني بهتر بود بيشتر توضيح مي داديد كه در چه اموري است، كم و كيف آنها چگونه است. آيا مربوط به امور عبادي مثل نماز، غسل است يا در اعتقادات و يا مسائل علمي و يا … ، شدت و ضعف آن چگونه است به هر حال ما ، به حيطه هاي مختلف اشاره كرده و كتاب هايي معرفي نمائيم ان شاءالله كه مفيد واقع شود.

الف. مسائل فقهيدر مورد شك و يا وسواس در اين امر بهتر است شما به توضيح المسائل مرجع تقليدتان رجوع فرمائيد و اگر سؤالتان جديد است مي توانيد با دفتر ايشان مكاتبه نمائيد و يا تلفني از آن جا سؤال كنيد (شمارة تلفن دفتر مرجع تقليدتان را از اطلاعات بگيريد) ضمناً در توضيح المسائل مي توانيد به بحث شك و كثير الشك در قسمت نماز مراجعه كنيد.

ب. مسائل اعتقاديمسلماً افراد فكور و انديشمند , دربارة هستي، خلقت، خدا، هدف زندگي و معني آن، معاد و … سؤالاتي برايشان پديد مي آيد. اين سؤالات طبيعتاً تعادل ذهني فرد را به هم مي زنند تا زماني كه بتواند براي آنها پاسخي قانع كننده، منطقي و معقول پيدا كند. اين سؤالات در سلامت دين و روان نقش مهمّي دارند و لازم است به آنها توجه داشته باشيم و از منابع اصيل ديني و فلسفه و كلام اسلامي براي آن , جواب قانع كننده اي پيدا كنيم. به همين خاطر اصول دين , امري تقليدي نيست و فرد لازم است آنها را با تأمل و تفكر و مشورت با افراد آگاه و متخصص در آن رشته و مطالعه بدست آورد برخي منابع مفيد در اين بخش به قرار زير است:
۱٫اصول عقايد، استاد مصباح يزدي، نشر مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و سازمان تبليغات اسلامي.
۲٫ اصول عقايد، آيت الله ناصر مكارم شيرازي (۵۰ درس)، نشر مطبوعاتي هدف، قم.
۳٫عقايد اسلامي (سطح يك)، مؤلف حجة الاسلام امامي و آشتياني، سازمان تبليغات اسلامي قم.

ج. روان شناختيگاهي افكار وارده به ذهن آدمي , حالت مرضي پيدا نموده كه تكرار شونده, نامعقول و به گونه اي است كه سازمان رواني فرد را تحت سيطره خويش قرار مي دهد.در اينگونه موارد و قبل از آنكه فرد دچار اختلال «وسواس بي اختياري» گردد , لازم است به يك روان شناس باليني مراجعه نمايد.
در ذيل منابع ديگري را معرفي مي نمائيم:
۱٫پرسش ها و پاسخ هاي برگزيده در جلدهاي مختلف در زمينة كلام، تربيت سياست، حقوق، روان شناسي و … ، دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها، قم.
۲٫ سي دي پرسمان بيش از ۸۸۰۰ پرسش و پاسخ در زمينه هاي فقه، سياست، حقوق، كلام، تربيت و مشاوره و …، دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها، قم.
۳٫ مجلة صباح، در زمينه هاي مختلف (فقه، سياست، حقوق، كلام و …)، نشر مركز مديريت حوزة علمية قم.
۴٫ وسواس (كاري از مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي)، بوستان كتاب قم، (روايات و احاديث).

د. متنوع۱٫ دكتر علي قائمي اميري، وسواس، انتشارات اميري.
۲٫ دكتر لي باير، ترجمة مسعود محمدي، غلبه بر وسواس، انتشارات رشد.

 

مدتي است ايمانم سست شده قلبم سخت شده دايم افكار شيطاني دارم حتي جرأت ندارم قرآن بخوانم چون ناخودآگاه آن را انكار مي كنم، هرچه از خدا خواسته ام راهي پيش پايم قرار دهد ولي هيچ اتفاقي نيفتاده

مدتي است ايمانم سست شده قلبم سخت شده دايم افكار شيطاني دارم حتي جرأت ندارم قرآن بخوانم چون ناخودآگاه آن را انكار مي كنم، هرچه از خدا خواسته ام راهي پيش پايم قرار دهد ولي هيچ اتفاقي نيفتاده چندين بار به خاطر همين به مرز خودكشي رسيده ام گاهي مواقع با اينكه به مظلوميت و پاكي امامان معصوم(ع) آگاهم ولي ناخواسته به آنها توهين مي كنم، شما را قسم مي دهم به خدا كمكم كنيد قبل از آن كه اين افكار شيطاني مرا به خود كشي بكشاند.

پاسخ:

قبل از هر چيز لازم است توجه شما را به اين نکته جلب کنيم که خطور افکار و عقايد و مطالب شرم‌آور، زشت و کفرآميز، که به صورت غير اختياري، ناخواسته، و تکراري وارد ذهن مي‌شوند و فرد علي رغم تلاش در جهت جلوگيري از ورود آن‌ها به ذهن، قادر به کنترل آن‌ها نيست، ناشي از وسواس فکري است و خطور آن‌ها هيچ گناهي ندارد.اصولا همين نگراني شما دليل بر ايمان بالا و تقواي شماست. پس نگران نباشيد و سعي کنيد به کمک راهکارهاي ارائه شده زير به تدريج از آن رهايي يابيد:

۱ـ مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه به آن معتقد هستيد، يا آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر افکار کفر آلود به ذهنتان خطور مي‌کند يا  در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى‏دهيد، به اين معنا نيست به آن افکار معتقد هستيد يا آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد. اين مطلب را خودتان مى‏توانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور كنيد. پس از اين بابت احساس گناه نکنيد، چون گناهي مرتکب نشده‌ايد.

۲ـ از ورودد اين افکار و مطالب به ذهنتان جلوگيري نکنيد. بلکه نسبت به آن‌ها بي‌توجهي کنيد و به آن‌ها اهميت ندهيد. مطمئن باشيد اگر تحمل كنيد پس از چندى شما را رها خواند کرد.

۳ـ هرگاه افكار مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى از آن افكار مزاحم دورى كنيد.

۴ـ هرگاه اين افكار به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: [بس است ديگر] و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت.

۵ـ از آنجا كه معمولاً اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مى‏آيد، سعى كنيد با يك برنامه‏ريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه ‏روزى خود را پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و… مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديد خود را به كارى مشغول سازيد.

-۶ اين گونه افکار بيشتر زماني به سراغ انسان مي‌آيند که تنهاست. بنابراين، سعي کنيد زياد تنها نمانيد.

۷- يكي از راه هاي مبارزه با وسواس فكري دعا و ذكر است. هر وقت دچار وسوسه شديد بدانيد كه اين حالت از شيطان است و به خدا پناه ببريد. در روايات هست كه ذکر لا حول و لا قوه الا بالله براي دفع وسوسه نفس وارد شده. V}(بحارالانوار، ج۹۰، ص ۱۸۶).{V در روايتي نيز نقل شده است شخصي به امام صادق(ع) از وسوسه شکايت کرد، حضرت فرمود دستت را بر سينه ات بکش و بگو بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم اللهم امسح عني ما احذر، سپس دستت را بر شکمت بکش و سه مرتبه همين ذکر را بگو.

راوي مي گويد من به جهت وسوسه زياد نمازم را قطع مي کردم، با خواندن اين دعا خداوند مشکل من را برطرف کرد. V}(بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۳۸).{V

همچنين از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است شخصي از انصار از وسوسه در نماز به پيامبر شکايت کرد، حضرت فرمود: هر گاه خواستي نماز بخواني با انگشت اشاره دست راست به ران پاي چپت فشار بده و بگو بسم الله و بالله توکلت علي الله اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم V}(بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۲۳۸).V

خواندن دعاي خضر(ع) نيز وارد شده ر.ک: V}(بحارالانوار، ج ۹۲، ۱۷۴).{V

  1. سعي کنيد از روحيه‌اي شاد و بانشاط برخوردار شويد. افسردگي، انزوا و در خودفرورفتگي را کنار بگذاريد و با ديگران، به خصوص با افراد بانشاط و سرزنده نشست و برخاست کنيد. ورزش را از ياد نبريد. گردش، کوهنوردي، شنا، و هر ورزشي که دوست داريد شما از گوشه‌گيري و انزوا و افسردگي به در مي‌آورد.

 

مدتي است كه دچار شك و ترديد شده‏ام شك در تميز بودن بدن، لباس خود و ديگران و حتي شك به صندلي‏هاي اتوبوس و ميني بوس كه آيا تميز هستند يا نه و همين شك باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم اين شك باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است

مدتي است كه دچار شك و ترديد شده‏ام شك در تميز بودن بدن، لباس خود و ديگران و حتي شك به صندلي‏هاي اتوبوس و ميني بوس كه آيا تميز هستند يا نه و همين شك باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم اين شك باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است ببخشيد مي‏خواهم بي‏پروا صحبت كنم مي‏خواهم با شما راحت صحبت كنم مرا ببخشيد.

 خدا نكند چيز نجسي با بدنم تماس پيدا كند توالت كه مي‏روم در، ديوار، آفتابه و همه چيز را نجس مي‏دانم اگر لباسم به آفتابه يا ديوار توالت برخورد كند حتماً، بايد درآورم و بشويم بعد از توالت چه چيز نجس (مثلاً پاشيدن آب از كاسه توالت) به پايم برسد چه نرسد، بايد مدت‏ها پاهايم را بشويم با آب خالي هم دلم راضي نمي‏شود. بايد حتماً با ريكا يا مايع صابون بشويم، آن هم نه يك‏بار نه دوبار ؛ بلكه شايد ده بار خودم هم از اين وضع خسته شده‏ام ؛ با توجه به اينكه الان حامله هستم و خم شدن برايم مشكل است ولي توجهي به اين چيزها ندارم حتماً بايد بعد از توالت پاها و دست‏هايم را چندين بار آب بكشم فكر مي‏كنم نجاستي در عمق دست و پايم فرو رفته كه با يك  بار دوبار پاك نمي‏شود غسل جنابت كه مي‏خواهم بكنم بايد دوبار بدنم را ليف و صابون دو سه بار زير آب بگيرم و چندين بار غسل كنم تا دلم راضي شود.

 سر شوهرم داد مي‏زنم مبادا بدنت حين حمام رفتن به در، ديوار يا جايي برخورد كند، حتي چهارچوب‏هاي در را نجس تصور مي‏كنم موقع رد شدن لباسم را جمع مي‏كنم كه مبادا لباسم با چارچوبه در يا ديوار تماس پيدا كند. راستش را بخواهيد اين كارها فقط براي اين است كه فكر مي‏كنم اگر اين كارها را انجام ندهم، نمازم مورد قبول واقع نمي‏شود. همين كارها باعث شده نماز خواندن برايم سخت باشد، موقع وضو چندين بار شك مي‏كنم، وضو كه تمام مي‏شود، شك مي‏كنم، نكند لاي انگشتانم را دست نكشيدم، نكند مسح سر يا پا را انجام ندادم، براي هر نماز بايد دو يا سه بار وضو بگيرم تا دلم راضي شود. حال نماز را كه شروع مي‏كنم، شك در نماز شروع مي‏شود، مجبورم يك نماز را چندين بار بشكنم و هر نمازي را دو يا سه بار بخوانم ؛ از شما مي‏خواهم مرا راهنمايي كنيد.

 

پاسخ:

مؤثرترين عاملى كه در درمان اين بيمارى مؤثر است، تصميم جدى خود شما است. اگر واقعاً مى‏خواهيد خود و خانواده و اطرافيان را از عوارض اين بيمارى نجات دهيد، عزم خود را جزم كنيد و مطمئن باشيد كه با پشتكار و حوصله، به تدريج مشكل شما حل خواهد شد.

يكى از آفت‏هاى درمان وسواس اين است كه درمان جو كمتر به توصيه‏هاى درمان‏گر توجه مى‏كند و محور مقابله با مشكل را تفكر و فهم خود قرار مى‏دهد  حال آنكه يكى از عوامل اصلى در به وجود آمدن بيمارى وسواس، تفكر نادرست و شناخت غلط بيمار است. بنابراين:

گام اول، اولين اقدام براى حل مشكل اين است كه فرد وسواسى، بايد تفكر، منطق و نگرش خود را اصلاح كند، وگرنه حاصل تفكرات نادرست و منطق اشتباه، چيزى جز همان افكار وسواسى نيست. اگر بپذيريد كه شما در حال حاضر در محاصره افكار تكرارى و اجبارى اشتباه هستيد، پس بايد اول افكار خود را كنترل و آنها را اصلاح كنيد.

گام دوم، اصلاح و تغيير شناخت نسبت به احكام و مناسك دينى است. همان طور كه در ساير امور به نظر كارشناس مراجعه مى‏شود، در مسائل دينى نيز بايد به كارشناس دينى (مجتهد جامع‏الشرايط) مراجعه شود و هر چه او گفت، طبق آن عمل گردد.

گام سوم، اين است كه بايد علت اصلى اين بيمارى را شناسايى كنيم. تقريباً همه متخصصان ريشه وسواس را اضطراب مى‏دانند، بنابراين وسواس زير مجموعه بيمارى‏هاى اضطرابى است: كه ريشه آن بايد شناسايى شود.

با توجه به آنچه گفته بيان شد، چاره‏اى نيست جز اينكه شما به روان پزشك يا روان شناس بالينى مراجعه و به صورت حضورى، مشكل خود را مطرح كنيد و طى جلسات متعدد به حل آن بپردازيد. ما تنها مى‏توانيم شما را راهنمايى كنيم؛ اما درمان چيزى بيش از راهنمايى است و بايد در يك بستر مناسب انجام گيرد.

بر اين اساس نكاتى چند به عنوان راهنمايى بيان مى‏شود تا زمينه‏اى براى درمان اصلى شما باشد:

الف. بدانيد كه وسواس يك مرض جسمى و روحى است كه بايد به متخصصان اعصاب و روان مراجعه كنيد تا معالجه آن، به راحتى صورت گيرد.

ب. از نظر شرعى وسوسه از شيطان است و نبايد از آن پيروى كرد.

در روايت آمده است كه: [شيطان دوست دارد شما از او پيروى نماييد].

پيامبر اكرم(ص) فرموده است: [مقدار آب لازم براى وضو حدود يك كيلو و براى غسل حدود سه كيلو است]V} وسائل الشيعه، ج ۱، ص ۵۱۲، ح ۳٫{V. بعد مى‏فرمايد: [مردمى بعد از من مى‏آيند كه اين مقدار را كم مى‏شمارند، اينها از امت من نيستند].

ج. اسلام دين سهل و آسانى است كه خود پيامبر(ص) مى‏فرمايد: [من براى شما يك دين آسان آورده‏ام] حال اگر بنا باشد يك وضو و يا غسل، اين قدر وقت انسان را بگيرد و به اين اندازه مشكل باشد، اين چه دين آسانى خواهد بود؟ از طرفى اگر كسى خلاف آنچه كه پيامبر(ص) و ائمه(ع) دستور داده‏اند، عمل كند، اين دهن‏كجى به آنان محسوب مى‏شود و گناه بزرگى است

براى مثال پيامبر(ص) مى‏فرمايد: [چيز نجس را بعد از برطرف شدن عين نجاست، يك مرتبه كه زير آب جارى شستيد، پاك مى‏شود]V} همان.{V

، آن وقت اگر شما بيشتر از اين مقدار آب مصرف كرديد، خداى ناكرده اهانت به پيامبر(ص) است (زيرا معنايش اين است كه آنچه پيامبر(ص) فرموده، درست نيست و اين كار من صحيح است)

از طرفى مصرف بيشتر از مقدار لازم آب اسراف است كه از گناهان كبيره محسوب مى‏شود. با توجه به آنچه گفته شد، بايد بگوييم وضو و غسل به آن كيفيتى كه شما نوشته‏ايد، لازم نيست و هيچ مجتهدى چنين كارى را اجازه نداده است. بنابراين سعى كنيد به طور معمولى و مثل ديگران وضو و غسل را انجام دهيد و شستن داخل گوش و بينى لازم نيست و شستن ظاهر آن كفايت مى‏كند.

مراحل اصلى غسل (كه در چند دقيقه به پايان مى‏رسد)، عبارت است از:

  1. نيت ؛ براى نيت لازم نيست گوش‏ها را بگيريد و به زبان چيزى بگوييد ؛ بلكه همين مقدار كه قلباً مى‏دانيد براى چه كارى به حمام آمده‏ايد و نيت شما انجام غسل است، كفايت مى‏كند.
  2. بعد از نيت سر و گردن را بشوييد.
  3. بعد تمام طرف راست تا كف پا و سپس تمام طرف چپ را بشوييد.

پس دقت‏هايى كه نوشته‏ايد، هيچ لزومى ندارد و وظيفه شما اين است كه به طور معمولى غسل كنيد و به شك‏هاى خود اعتنا نكنيد ؛ زيرا شك آدم وسواسى، هيچ اعتبارى ندارد، شما اگرچه به نظر خودتان غسل باطل انجام مى‏دهيد، باز نبايد اعتنا كنيد و از اين به بعد به طور معمولى غسل كنيد و مسئوليت آن را ما به عهده مى‏گيريم.

د. همان طور كه مى‏دانيم در زمان پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) با اينكه آب لوله‏كشى و امكانات بهداشتى فعلى موجود نبود، مسلمانان به طور عادى زندگى مى‏كردند و در خصوص طهارت و نجاست مشكل خاصى نداشتند.

ه . توجه به اينكه يقين شخص وسواس، براى وى معتبر نيست؛ بلكه در پاك شدن و نجس شدن اشيا، بايد به نظر عرف مراجعه كند و در آب كشيدن اشيا و انجام غسل، به طور عادى و مانند عرف عمل كند.

و. خداوند تكليف شاق براى بندگان خود معين نكرده است؛ بنابراين عزم خود را جزم كنيد و تصميم بگيريد بر اين دشمن درونى غلبه نماييد. به برنامه‏ها و راه‏كارهاى زير عمل كنيد و به حصول نتيجه يقين داشته باشيد:

  1. ذكر [لا اله الا اللَّه] و [لا حول ولا قوه الا باللَّه] را بسيار بگوييد.
  2. شب‏ها موقع خوابيدن اين جملات را با خود بگوييد: من به خواست خدا قطعاً خواهم توانست براين بيمارى و ضعف غلبه كنم ؛ من براى غلبه بر اين وسوسه‏ها كاملاً نيرومندم ؛ من از ضعف و زبونى بيزارم و بر ترك اين عادت ناپسند مقتدرم.
  3. استعاذه و پناه بردن به خداوند را با خواندن سوره‏هاى [فلق] و [ناس] و نيز تكرار [اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم] و [لا حول و لا قوه الاّ باللَّه] فراموش نكنيد.
  4. يكى از دوستان خوب و مورد اعتمادتان را براى مشورت برگزينيد. ايشان نيز همواره ضرورت تغيير رويه را به شما يادآور شود تا مقدارى از بايدهاى ناخواسته شما كاهش يابد.

 

مدتي است كه دربارة معصومين به طور ناخواسته تفكرات بسيار ناروايي به ذهنم مي رسد علت اين چيست؟ و چگونه بايد آن را درمان كرد؟

مدتي است كه دربارة معصومين به طور ناخواسته تفكرات بسيار ناروايي به ذهنم مي رسد علت اين چيست؟ و چگونه بايد آن را درمان كرد؟

پاسخ:

مقدمه: سؤال شما بسيار كلي است و اين مشكل مي تواند روي يك پيوستار از مسئله اي ساده تا اختلالي مرضي قرار گيرد و ما به خاطر اطلاعات اندكمان نسبت به سابقه و تاريخچة زندگي شما و زمينة خانوادگي، شدت و مدت مشكل و سن شما، زمان بروز، مدت دوام افكار و… نمي توانيم قضاوتي دقيق داشته باشيم اما با توجه به مطالب ياد شده نكاتي بيان مي داريم كه ان شاء الله مفيد واقع گردد.

علل تفكرات ناروا نسبت به معصومين ـ عليهم السّلام ـاين امر مي تواند علل مختلفي داشته باشد الف) بي ترديد شيطان، دشمن قسم خورده ماست و از طرف ديگر نيز مي دانيم كه ائمه واسطه فيض الهي و مجراي فيوضات و نعمت هاي الهي به سوي بندگان اند و از كانال ائمه ـ عليهم السلام ـ است كه خيرات و بركات زيادي به ما مي رسد و شيطان از اين موضوع بسيار نگران مي شود و سعي دارد كه مانع هدايت ما گردد پس طبيعي است كه تلاش كند ما را از مركز بركت و خير دور كند و حتي ما را نسبت به آن انوار قدسي بدبين كند بنابراين ما بايد با هوشياري كامل عمل كنيم به افكار ناروا توجهي نكنيم و مانع كمك نفس اماره به شيطان شويم.
ب) گاهي نيز شيطان انسي يعني دوستان ناسالم و بد , باعث بروز چنين افكاري مي شوند. چون نفس، ‌رفتار و افكار دوست روي انسان اثر مي گذارد.
ج) گاهي مواقع اين افكار به خاطر وجود شبهات و سؤالات بدون جواب نسبت به ائمه ـ عليهم السلام ـ است.
د) گاهي نيز اين امر نشانگر اختلال و بيماري است
براي مبارزه با اين موارد توصيه مي شود به نكات ذيل عمل كنيد.
۱٫ هنگام هجوم اين افكار ذكر لا اله الا الله و لا حول و لا قوة الا بالله را زياد زمزمه كنيد.(۱)
۲٫ در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي خوانيم «هيچ مؤمني نيست مگر اين كه در هر چهل روز، دچار وسوسه مي شود پس هرگاه وسوسه رخ نمود دو ركعت نماز بگذاريد و از وسواس به خدا پناه بريد»(۲) پس در واقع به تعبيري مي توانيم چنين استفاده كنيم مؤمن براي ارتقاء درجة خود گاهي به اين شكل امتحان مي شود و امتحان او نيز متناسب با رتبة ايمان اوست و اين امر خود زمينه اي است تا انسان با تلاش و مجاهدت از آن بگذرد و به كمال بالاتري برسد و رابطة عاطفي بيشتري با امامان خود برقرار سازد.
۳٫ اگر دوستاني داريد كه رابطة عاطفي و… آنها با ائمه ـ عليهم السّلام ـ خوب نيست از آنها فاصله بگيريد چون ممكن است آنها مسائلي را بي ادبانه در قالب لطيفه، جوك و … به امامان نسبت دهند و اين امور در نفس شما اثر بدگذارد در عوض بر دوستان خود كه رابطة صميمي با ائمه ـ عليهم السّلام ـ دارند اضافه كنيد.
۴٫ تلقين به نفس مي تواند اثر مثبتي بر دفع اين افكار، تقويت اعتماد به نفس،‌ستيز با شيطان و درمان بيماري هاي رواني داشته باشد(۳) بنابراين با جملات مثبت تأكيدي به ضمير ناخودآگاه خود , پيام هاي مثبت بفرستيد تا افكار منفي پاك گردد و نگرش شما مثبت شود.
۵٫ با افكار جايگزين نيز مي توانيد به جنگ آنها برويد از جمله افكار جايگزين , مي تواند ذكر لا اله الا الله، زمزمة اشعاري در مدح ائمه باشد از ملامت و سرزنش افراطي خود نسبت به اين افكار نيز خودداري كنيد چون ناخواسته و بدون اراده شما بوده است و گناهي مرتكب نشده ايد.
۶٫ توصيه مي كنيم در اين مواقع به خلوت پناه نبريد و سعي كنيد در جمع باشد و با آنها گفتگو كنيد و مجال ورود اين افكار را كم كنيد.
۷٫ تمرين كنترل افكار نيز مي تواند كمك خوبي براي دوري از مشكل ياد شده باشد سعي كنيد با ذهن خود تمرين و كار كنيد به عنوان مثال با انتخاب موضوعي سعي كنيد آن را از ابعاد مختلفي بسنجيد. ممكن است وسط كار , فكر از كنترل شما خارج شود و گريزان گردد اين مهم نيست شما بايد دوباره سررشتة فكر خود را به دست بگيريد و آن قدر تمرين كنيد تا بر فكر سوار شويد و مهار آن را به دست بگيريد.
۹٫ گاهي افكار ناروا به دليل ورود شبهات جديد و بدون جواب به ذهن است. توصيه مي كنيم اگر شبهه اي در ذهن نسبت به رفتار،‌سيره و منش ائمه ـ عليهم السّلام ـ داريد سريع آن را با كارشناس امور ديني در ميان بگذاريد و تا به جواب نرسيده ايد از تلاش خود دست برنداريد گاهي اين سؤالات و شبهات به ما كمك مي كند تا با زواياي جديدي از ابعاد شخصيت آسماني ائمه ـ عليهم السّلام ـ آشنا شويم و رابطة عاطفي ما با آنها مستحكم تر شود البته گاهي انسان در زندگي با بلاها و گرفتاري هاي مختلفي روبرو مي شود و انتظار دارد كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ در آن مسائل تصرف كنند و آن موانع را برطرف سازند اما اين اتفاق نمي افتد و او به ائمه ـ عليهم السّلام ـ بدبين مي شود اما نمي داند كه حتي ائمه ـ عليهم السّلام ـ در كار خود نيز نياز به اذن الهي دارند و آنها طبق آنچه خدا مي خواهد و به مصلحت ما است عمل مي كنند و باز نمي داند گاهي چيزي به صلاح ماست و ما نمي دانيم.
۱۰٫ اگر احساس مي كنيد افكارتان از اختيار شما خارج است و باعث اذيت شما مي گردد توصيه مي كنيم حتماً نزد روان شناس معتبر برويد تا با مشاورة حضوري و روان درماني راهي به سوي بهبودي پيدا نمائيد.و اگر اين افكار به شكل وسواس فكري(۴) و آزار دهنده است و تكرار شونده، با رجوع به روان پزشك به درمان دارويي اقدام كنيد.

چند راه درمان افكار وسواسي۱٫ بازداري انديشه: در اطاقي آرام و ساكت بنشينيد و به افكار وسواسي به خواست خود اجاز دهيد به ذهن شما خطور كنند وقتي افكار وسواسي به ذهن آمدند به يكي از اطرافيان خود اشاره كنيد با صداي بلند بگويد «ايست» يا زنگي را به صدا درآورد يا خودتان يك مچ بند پلاستيكي به دست خود ببنديد. افكار وسواسي را به ذهن خود آوريد وقتي افكار وسواسي به ذهن آمدند با كشيدن مچ بند و رها كردن آن بر دست خود دستور توقف افكار وسواسي را براي خود صادر سازيد.(۵)
۲٫ عادت دهي: اين روش عكس روش فوق است يعني دقايقي در اطاقي آرام بنشيند اجازه دهيد افكار وسواسي به ذهن شما آيند پس با توجه به آن افكار، به بي معني بودن آنها دقت كنيد و براي مدتي طولاني آن افكار را در ذهن حفظ كنيد. مواجهه گسترده با چنين افكاري باعث مي شود كه معني تهديدآميز آنها كاهش يابد.
۴٫ انتقال افكار: هرگاه افكار به ذهن آمد اوصاف خوب ائمه را در نظر بگيريد بعد اوصاف بد دشمنان آنان را مرور كنيد و سپس آن افكار را به دشمنان نسبت دهيد.
تذكر: در صورت شدت و تكرار اين افكار حتماً به روان شناسي باليني و روان پزشك مراجعه فرماييد.

 

پاورقی:

  1. عرفان، حسن، موضوعات تحقيقي معارف اسلامي و علوم انساني، قم، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي معاونت اطلاع رساني ۱۳۷۳، ص ۱۰ و ۱۱٫
    ۲٫ همان، ص ۴۳٫
    ۳٫ همان، ص ۴۹ و نيز ر. ك: به كتاب پل ژاگو، قدرت خود تلقيني، نشر ققنوس.
    ۴٫ دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي، انتشارات سمت، ۱۳۸۰، ص ۱۵۳ بحث موضوع وسواس ها.
    ۵٫ شاكر، ‌رضا، وسواس و روش هاي مقابله با آن، جزوه مركز مشاوره و راهنمايي طلاب غير ايراني، ‌ص ۲٫
من دچار وسواسي فكري شديد شده ام چه كار كنم؟

من دچار وسواسي فكري شديد شده ام چه كار كنم؟

پاسخ:

 

((وسواس)) يك نوع اختلالي است كه انسان , بدون اختيار و از روي اجبار, عملي را مكررا انجام مي دهد و يا مطلب و موضوعي را در فكر و ذهن خود تكرار مي كند. اولي را ((وسواس عملي )) و دومي را ((وسواس فكري)) گويند. در واقع در ذهن فرد وسواسي , اختلالي به وجود مي آيد كه توقف قطعي آن فكر يا آن عمل حاصل نمي شود. اغلب مبتلايان به وسواس فكري نيز, افكار بيهوده و شرم آور يا وحشتناكي در ذهن خود به وجود مي آورند كه اين افكار در چرخه اي بي پايان, مرتب تكرار مي شود.   توجه به ضررها, عوارض و پيامدهاي سوء وسواس وبكارگيري راهكارهاي ارائه شده در درمان اين عارضه بسيارمفيد ومؤثرخواهد بود.

الف ) ضررهاي وسواس عبارت است از:

  1. اتلاف وقت و از دست دادن سرمايه ارزشمند عمر; زيرا بازيابي زمان از دست رفته امكان ندارد;
  2. عدم توانايي در تمركز حواس و ايجاد حواس پرتي;
  3. بازماندن از كارهاي اصلي (از جمله تحصيل علم و مطالعه و درس خواندن و به دنبال آن افت تحصيلي );
  4. خسته شدن ذهن و بي حوصله شدن فرد براي فكر كردن درباره موضوعات مهم و اساسي زندگي و تحصيلي.

ب ) راهكارهاي عملي جهت مقابله با وسواس فكري و درمان آن عبارت است از:

  1. غرقه سازي; بدين صورت كه فرد مبتلا به آن, با اختيار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعي كه از آن رنج مي برد قرار دهد تا از آن فكر خسته و متنفر شود. بنابراين هر روز, زماني را به فكر كردن درباره موضوع وسواس فكري خود اختصاص دهيد و آن چنان و آن قدر درباره آن فكر كنيد كه از آن متنفر شويد. در نتيجه هرگاه بدون اختيار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستيد از روي اجبار تكرار كنيد, اراده و اختيارتان در دور كردن آن فكر و اجتناب از آن , چيره وحاكم شود.
  2. هرگاه ذهنتان بدون اختيار مشغول همان اوهام و افكار بيهوده وسواسي شد, مشت خود را محكم روي زميني بكوبيد با گفتن ذكر ((لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم)) از جاي خود بلند شده, تغيير حالت دهيد تا بدين وسيله از آن فكر تكراري و وسواس رهايي يابيد.
  3. كش نازكي را دور مچ دست خود بنديد. هرگاه افكار وسواس به سراغ شما آمد, با كشيدن كش و رها كردن آن روي دستتان و ايجاد درد مختصري روي مچ خود, از آن فكر رهايي خواهيد يافت.
  4. با خودتان عهد ببنديد و برنامه ريزي كنيد كه زمان فكر كردن درباره موضوع وسواس, ساعت خاصي باشد (مثلا ۵/۴ تا ۵ بعد از ظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهنتان شد, به خودتان بگوييد زمان فكر كردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرر نيز مدتي را به فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد و ذهنتان را به آن مشغول سازيد تا اين كه در طول روز و به طور پراكنده , ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصي را به تدريج در طي (مثلا ۳۰ روز) روزي يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد.
  5. هر روز به خود تلقين كنيد كه ((من قادرم افكار وسواسي ام را كنار بگذارم)); زيرا تلقين يكي از راه هاي مبارزه با افكار منفي است و وسواس فكري نيز چيزي جز يك فكر منفي مزاحم نيست.

گفتني است كه براي درمان وسواس فكري نياز به صبر و حوصله و پشتكار در به اجرا درآوردن راه هاي فوق است تا اين كه به تدريج از آن افكار رهايي يابيد و انتظار حل و درمان يك شبه آن را نداشته باشيد.

بنابراين با عمل به راه كارهاي ارائه شده و ارزيابي نتيجه آن, ميزان پيشرفت خود در مهار وسواس در مكاتبه بعدي براي ما بفرستيد تا در صورت لزوم, مطالب ديگري برايتان ارسال گردد. ضمنا بعضي از اين راهكارها در عرض همديگر قرار دارد و هر كدام را كه بهتر مي توانيد انجام دهيد يا بهتر جواب مي دهد, آن را اجرا و پيگيري كنيد.

در پايان به ۲ نكته اشاره مي كنيم.

الف: حل چنين مشکلاتي به خصوص اگر وسواس فکري تشخيص داده شود نيازمند زمان است و بايد با صبر و حوصله کافي و از طريق مشاوره حضوري يا حداقل مکاتبات متعدد راهکارهاي ارائه شده پيگيري و مورد عمل قرار گيرد. و انتظار معجزه و حل يک شبه نداشته باشيد و از روانشناسان و کارشناسان اين دفتر نيز چنين انتظاري متوقع نيست که مطمئناً شما نيز به اين مطلب واقف و آگاهيد.

ب : دو عامل عمده اي که به اين گونه مشکلات دامن مي زند عبارتند از بيکاري و تنهايي . البته تعارضات فکري و رواني مبتني بر گذشته فرد در اين ميان تأثيرگذار است و ريشه يابي آن نيازمند فرصت کافي و صبر و حوصله و پشتکار است. بنابراين:

  1. براي اوقات شبانه روز جدولي را تهيه کنيد و کارها و فعاليت هاي شبانه روزي خود را در آن يادداشت نموده و سعي کنيد برنامه اي تهيه نمائيد که زمان خالي بودن فعاليت نداشته باشيد. برنامه تدوين شده بايد متناسب با توانايي هاي جسمي و رواني تان باشد و از هر گونه افراط و تفريط خودداري نمائيد. و اوقات فراغت را نيز با نوعي فعاليت ورزش، نظافت اتاق، مطالعه روزنامه، انجام فعاليت هاي هنري و هر کار مورد علاقه ديگري، پر کنيد.
  2. از آنجا که معمولاً افکار مزاحم معمولاً در تنهايي به ذهن افراد وارد مي شود، حتي المقدور از قرار گرفتن در مکان هاي خلوت و تنهايي به مدت زياد اجتناب کنيد حتي سعي کنيد مطالعات خود را در کتابخانه و قرائت خانه اي عمومي انجام دهيد در اتاق، تنها نخوابيد، هنگام غذا خوردن، تنها غذا نخوريد و تنها مسافرت نکنيد.

هرگاه احساس تنهايي کرديد، از جاي خود برخيزيد و با ديگران ارتباط برقرار کنيد. ورزش هاي دسته جمعي انجام دهيد ارتباط خود را با افراد شاد و با نشاط و اجتماعي (و در عين حال متدين) بيشتر کنيد و از گوشه گيري جداً بپرهيزيد.

فقها و مراجع تقليد نيز همگي بر اين نظر اتفاق نظر دارند كه شخص وسواس هرگز نبايد به شك و ترديدهاي خود اعتنا كند و اگر مقلدين به همين نكته توجه كنند و بخواهند طبق نظر مرجع تقليد عمل كنند نه طبق نظر خودشان، بخش مهم بلكه تمام حالت وسواس عملي شان حل مي شود.اما كتاب هايي كه مي توانيد مطالعه كنيد:

۱- وسواس و درمان آن، آيت الله مظاهري

۲- وسواس و درمان آن، زماني

۳- درمان رفتاري وسواس، گيل استكتي، ترجمه بخشي پور رودسري و علي لو، نشر روان پويا

۴- شناخت و درمان وسوسه و وسواس در اسلام، محمود ارگاني بهبهاني، مجمع ذخاير اسلامي

 

من موقعي كه معني قرآن را ميخوانم، ديگر شبها خوابم نميبرد و حالت رواني به من دست ميدهد. از عذاب آخرت خيلي ميترسم و مدتي است اين حالت به من دست داده است، چه كنم با اينكه علاقة شديدي به معني قرآن دارم؟

من موقعي كه معني قرآن را ميخوانم، ديگر شبها خوابم نميبرد و حالت رواني به من دست ميدهد. از عذاب آخرت خيلي ميترسم و مدتي است اين حالت به من دست داده است، چه كنم با اينكه علاقة شديدي به معني قرآن دارم؟

پاسخ:

مشكل بيخوابي يكي از اختلالهايي است كه معمولاً در بزرگسالان، جوان، ميانسالان ديده ميشود امّا آغاز آنها ميتواند از كودكي و نوجواني نيز باشد.(۱) اين مشكل با افزايش سنّ از فراواني بيشتري برخوردار ميگردد. عمدهترين عوامل بيخوابيهاي نخستين عبارتند از: كار و فعاليت بيش از حدّ در روز، مسايل حلّ نشدة زندگي، تعارضهاي ناهشيار و اضطرابها و نگرانيها. نقش عوامل روانشناختي در بيخوابيها بيش از هر عامل ديگر به اثبات رسيده است و بدين دليل روانشناسان با ابداع روشهاي مختلفي به درمان آنها پرداختهاند. شناسايي اينكه بيخوابي متأثر از كدام عمل يا عوامل است، فرد را در انتخاب روش درماني و اثر بخشي آن ياري ميكند. بنابراين اولين گام در درمان بيخوابي شما شناسايي و تشخيص علت بيخوابي است، استنباطي كه خود شما نمودهايد اين است كه ترس از عذاب آخرت مشكل بيخوابي در شما گرديده، البتّه ممكن است عوامل ديگري نيز در اين مسأله نقش داشته باشد.

راه درمان بيخوابي شمامؤثرترين روش در اينگونه موارد، استفاده از شناخت درماني است. لذا ما برنامهاي را براي شما تنظيم ميكنيم كه قطعاً عمل به آن موثر است و اگر بتوانيد اين مراحلي را كه در پي ميآيد، به صورت منظّم و دقيق عمل نمائيد، به زودي مشكل بيخوابي شما حلّ ميشود. مگر اينكه عوامل ديگري نيز در بُروز آن دخيل باشد كه در آن صورت بايد به روانشناس يا روانپزشك مراجعه نمائيد.
گام اول: توجّه داشته باشيد كه عذاب آخرت براي همگان نيست بلكه براي افرادي است كه خدا و رسولش را نافرماني نمايند. در قرآن تصريح شده است كه: «هر كس نافرماني خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن او است.»(۲) شما ميتوانيد با انجام اعمال نيك و اطاعت از خداوند خود را از عذاب الهي مصون سازيد.
گام دوم: رحمت خداوند مقدم بر غضب او است لذا در دعا ميخوانيم: «يا من سبقت رحمتُه غضبَه» يعني اي خدايي كه رحمتش مقدم بر غضبش ميباشد. در واقع وجود خداوند متعال رحمت محض است كه شامل همگان ميشود مگر عدهاي بسيار كم كه شرك ورزيدهاند و در دنيا هيچ عمل نيكويي انجام ندادهاند. رحمت خداوند آنقدر وسيع است كه حتي گناهان افراد را به كار نيك و حسنه تبديل ميكند.(۳) در روايات متعددي آمده است كه در روز قيامت گناهان مؤمن بر او عرضه ميشود و از ناراحتي به لرزه ميافتد ولي بخاطر اين كه او اهل ايمان، حيا، صدق و حسن خلق و اخلاص و در خط رهبري معصوم و اولياي خدا بوده , مورد لطف مخصوص قرار ميگيرد و به فرمان خداوند , گناهان او به عبادت تبديل ميشود(۴)
گام سوم: همة آيات قرآن كه دربارة عذاب آخرت نيست تا خواندن و تدبر در آن باعث ترس در شما گردد. در قرآن همانگونه كه از عذاب آخرت سخن به ميان آمده است، در مورد عفو و بخشش الهي، نعمتهاي خداوند، بهشت جاويدان، سيماي بهشتيان و… نيز آيات بسياري وجود دارد. امام باقر ـ عليه السّلام ـ در مورد درهاي بهشت ميفرمايد: «ان للجنة ثمانية ابواب» بهشت داراي هشت در است حال آنكه در مورد دوزخ آمده است كه هفت در دارد،(۵) اين اشاره به كثرت راههاي ورود به بهشت و وسعت رحمت الهي است. در آيات ديگر ميخوانيم كه خداوند به بهشتيان خطاب ميكند: «بخوريد و بياشاميد، گوارا باد اين نعمتها بر شما بخاطر آن اعمال صالحي كه از پيش براي امروز خود فرستادهايد.(۶)
در مورد وسعت و بزرگي بهشت چنين تعبير شده است كه: جنّة عرضُها السماوات و الارض(۷) يعني بزرگي بهشت به اندازة آسمانها و زمين است. در قرآن بارها دربارة همسران بهشتي و ويژگيهاي آنان سخن به ميان آمده است.(۸) موضوعات بسيار جذّاب و دلنشين در قرآن وجود دارد كه خواندن آنها در انسان , شور و علاقة خاصي ايجاد ميكند و انسان را اميدوار ميسازد كه از آن همه نعمتهايي كه در قرآن توصيف شده، بهرهمند گردد. اميدواري به رحمت خدا در آيات بسياري مورد ترغيب و تشويق قرار گرفته است از جمله ميفرمايد: «از رحمت خدا نااميد مشويد، زيرا جز گروه كافران كسي از رحمت خدا مأيوس نميگردد.»(۹) در جاي ديگر آمده است: «اي بندگان من كه دربارة خويش زيادهروي كرديد، از رحمت خدا نااميد مشويد، همانا خدا تمام گناهان را ميآمرزد.»(۱۰) با توجّه به اين آيات و روايات كه در مورد عفو و بخشش الهي وجود دارد، و از طرفي هنوز هم شما فرصت داريد كه اعمال نيكو و شايسته انجام دهيد و حتي اگر خداي نكرده در گذشته اعمال ناپسندي از شما سرزده است، ميتوانيد با توبه و عبادت، جبران نمائيد ديگر ترس از عذاب الهي آن هم در حدّي كه شكل بيخوابي در شما ايجاد كند، معنا ندارد.
گام چهارم: تا كنون سه گام يا به تعبير ديگر سه مرحله از مراحل درماني مشكل شما را بيان كرديم و در تمامي اين سه مرحله هدف ما اين بود كه نگرش شما نسبت به موضوعات اضطرابآور مانند عذاب آخرت و خوف از جهنم مقداري تعديل يابد و در نتيجه ديگر فكر نكنيد كه عذاب الهي فراگير و شامل همگان از جمله شما هم ميشود. عذاب الهي مخصوص عدة خاصي است كه از فرمان الهي سرپيچي نموده و مورد عفو و شفاعت خداوند نيز واقع نشده باشند. براي اينكه اين باور , بيشتر در شما ريشهدار شود، آيات مربوط به رحمت و عفو و بخشش خداوند و نيز وعدههاي الهي و اوصاف بهشت و بهشتيان را مطالعه و پيوسته مرور نمائيد تا اطمينان و اميد در شما ايجاد شود و از خواندن قرآن بيشتر لذت ببريد. حال گام چهارم اين است كه به يك اصل كلي و زيربنايي توجّه داشته باشيد و آن اينكه در معارف اسلامي توحيد به «خوف و رجاء» تعبير شده است. يعني انسان هم بايد خوف از عذاب الهي داشته باشد و هم به رحمت و معرفت خداوند اميدوار باشد. خوف از عذاب الهي باعث آن ميشود كه انسان متوجه اعمال خود باشد و مخالفتي با دستورات خداوند و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ نكند و رجاء و اميد باعث تلاش و كوشش در انسان ميشود يعني به اميد اينكه مورد لطف و رحمت خداوند واقع شود و به نعمتهاي جاويدان الهي دسترسي پيدا كند، با دلگرمي هرچه تمام، وظايف عبادي خود را انجام ميدهد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: از جمله وصاياي لقمان حكيم به فرزندش اين بود كه: «آن چنان از خداي عزّوجل بترس كه گويي اگر نيكيهاي جنّ و انس را انجام داده باشي باز خدا (به دليل بعضي از اعمال ناپسندت) تو را عذاب خواهد نمود و از طرفي آنچنان به او اميدوار باش كه گويي اگر گناهان جنّ و انس را مرتكب شده باشي، خداوند براساس رحمت واسعة خويش تو را مورد رحمت قرار خواهد داد.(۱۱)
در روايات فراواني آمده است كه بيم و اميد در دل مومن با هم مساوي است. نه خوف بر قلب او غالب ميشود به گونهاي كه او را از رحمت الهي مأيوس سازد و نه اميد بر دلش غلبه پيدا ميكند به طوري كه مغرور شود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «در قلب هر مؤمني دو نور وجود دارد: نور خوف و نور رجاء، اگر هر يك از آنها وزن شود بر ديگري فزوني ندارد.»(۱۲) نتيجهاي كه از اين روايات بدست ميآيد اين است كه: اگر انسان خوف يا رجايش بيشتر از يكديگر باشد، دچار مشكل خواهد شد، همانگونه كه در شما اين مشكل به صورت اختلال خواب، ظاهر شده است، پس سعي كنيد خوف و رجاء را با هم به صورت يكسان داشته باشيد.

راهكار عمليعلاوه بر مطالب ياد شده، اين نكات را نيز رعايت كن.
۱٫ در خلال روز، از استراحت اجتناب كنيد.
۲٫ هرگز به رختخواب نرويد مگر آنكه خسته و آمادة خوابيدن باشيد.
۳٫ از رختخواب فقط براي خوابيدن استفاده كنيد نه براي فكر كردن و مرور و يادآوري آنچه مطالعه كردهايد يا شنيدهايد.
۴٫ اگر پس از حدود ۱۰ دقيقه نتوانستيد بخوابيد، از جاي خود بلند شويد، خود را به كاري مانند خواندن روزنامه، صحبت با دوستان، مشغول كنيد، تا كاملاً آمادة خوابيدن شويد آنگاه به رختخواب بازگرديد.(۱۳)

 

پاورقی:

  1. دادستان، پريرخ، روانشناسي مرض تحولي از كودكي تا بزرگسالي، انتشارات سمت، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۳۹٫
    ۲٫ جن:۲۳٫
    ۳٫ فرقان، «فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ».
    ۴٫ تفسير نورالثقلين، ج ۴، ص ۳۳٫
    ۵٫ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج ۱۰، ص ۱۹۴٫
    ۶٫ الحاقه.
    ۷٫ آل عمران:۱۳۳، حديد:۲۱٫
    ۸٫ صافات:۴۸٫
    ۹٫ يوسف:۸۷٫
    ۱۰٫ زمر:۵۳٫
    ۱۱٫ كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج۲، ص۶۷٫
    ۱۲٫ همان، ص۶۷٫
    ۱۳٫ دادستان، پريرخ، همان، ص۵۵٫
وسواسى شديد هستم به طورى كه يك ۲ ركعتى را ۱۰ بار مى خوانم و يا كلمات نماز را چندين بار تكرار مى كنم، در اين زمينه بايد چه كار كرد؟ آيا براى رفع اين مشكل آيه اى يا دعايى وجود دارد.

وسواسى شديد هستم به طورى كه يك ۲ ركعتى را ۱۰ بار مى خوانم و يا كلمات نماز را چندين بار تكرار مى كنم، در اين زمينه بايد چه كار كرد؟ آيا براى رفع اين مشكل آيه اى يا دعايى وجود دارد.

پاسخ:

در پاسخ به بخش اول سوال بايد بگوئيم كه: وسواس از قديمى ترين اختلالات شناخته شده روانى است كه بين مردم از شيوع نسبتا بالايى برخوردار است. اين بيمارى به لحاظ عوامل آن بسيار پيچيده و متنوع است و درمان آن ممكن است، ولى نيز دشوار مى نمايد، مگر اين كه شخص مبتلا واقعا بخواهد علاج شود و به روش درمانى آن پاسخ صحيح دهد.

اين بيمارى از آن جهت كه هم به عنوان يك بيمارى روان تنى شناخته شده است و هم زمينه ساز بسيارى از انحراف هاى دينى در انسان است، داراى روش هاى درمانى متعدد است؛ مانند درمان دارويى، مشاوره و درمان روانى و توصيه هاى دينى.

هرچند براى علاج و درمان اين بيمارى ابتدا بايد نوع آن را شناخت و روش درمانى مناسب با آن را انتخاب نمود كه لازمه اين امر نيز مراجعه حضورى به روان پزشك يا رواندرمانگر مى باشد. اما براى مبارزه با اين بيمارى برخى از روشهاى كلى وجود دارد كه در اين قسمت به آنها اشاره مى نماييم.

الف – عدم پاسخ دهى:

مهمترين و كلى ترين راه درمان وسواس، بى توجهى به پيام هاى آن و عدم پاسخ دهى عملى به آن است. اين بيمارى در صورتى ادامه مى يابد و تشديد مى شود كه به نداهاى درونى آن كه مبتنى بر تكرار عمل، يا دقت بى مورد و يا قضاوت غير منطقى و افراطى نسبت به امور است، پاسخ دهى عملى شود. براى مقابله با اين حالت بهترين راه بى اعتنايى به اين پيامها و ترتيب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتى اين روش عملى شود، به طور قطع از شدت ابتلا به آن كاسته خواهد شد.

ب – تقابل به ضد:

مثلا براى كسانى كه از آلودگى و نجاست هراس دارند و اين هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است، آلوده سازى عمدى شخص توسط خود او يا ديگران، از راههاى درمان و رفع حساسيت به اين امر است. اگر اين روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

ج – درمان دارويى:

بيمارى وسواس چون داراى ريشه هاى هورمونى است و با فعاليت هورمونى بدن نيز در ارتباط است، پزشكان با تجويز داروهايى سعى نمايند فعاليت هاى هورمونى بدن را متعادل سازند و از اين طريق كمك مى كنند تا فرد بتواند راحت تر با اين مشكل طرف شود و آن را از خويش براند.

د. شيطانى دانستن اين عمل

در منابع اسلامى و وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اى از سوى شيطان اشاره مى شود. به عنوان مثال در كتاب اصول كافى (باب عقل و جهل) آمده است: در نزد امام صادق(عليه السلام) شخصى را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است كه شيطان را اطاعت مى كند؟

از همين رو به خدا توكل نموده و به خودتان تلقين كنيد كه [وسواس] يك نوع كار شيطانى است و بايد هر چه زودتر دست از آن بردارم.

در پايان براى رفع اين مشكل توصيه مى كنيم كه

اولا: مسائل شرعى را طبق رساله مرجع تقليد خود به نحو صحيح فراگرفته و دقيقا بر اساس آنچه ذكر گرديده عمل نمائيد.

ثانيا: كتابهايى كه در اين زمينه به نگارش در آمده را مطالعه مانند [شناخت و درمان وسوسه و وسواس] نوشته محمود ارگانى بهبهانى از انتشارات مجمع ذخاير اسلامى. [وسواس و درمان آن] نوشته آيه الله مظاهرى.

ثالثا: پيامدهاى منفى اين بيمارى را با خود يادآورى نمائيد؛ مانند از بين رفتن تمركز فكرى و اختلال در امور زندگى و بازماندن از انجام تكاليف شرعى

در خصوص بخش دوم سوال مبنى بر وجود آيه يا دعا براى رفع اين مشكل خوب است بدانيد خوشبختانه از سوى معصومين(عليهم السلام) در اين زمينه دستورالعمل هايى ذكر گرديده كه به دو نمونه از آنها اشاره نمائيم:

مردى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) رسيد و عرض كرد يا رسول اللَّه به شما از بلاى وسوسه كه در نماز بدان گرفتار گشته ام شكايت مى كنم تا آنجاست كه بيشتر اوقات نمى فهمم چند ركعت خوانده ام، زياد خوانده ام يا كم. حضرت فرمود: هر گاه خواستى وارد نماز شوى انگشت سبّابه دست راست خود را بر ران چپ خود بگذار و فشار ده و بگو: [بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ] (از خداوند و از نام او يارى ميجويم، و بخداوند توكّل ميكنم و پناه ميبرم به خدائى كه شنوا و دانا است از شرّ شيطان رانده شده درگاه الهى) پس (چون اين كلمات را بگوئى) شيطان را ميكشى و زجرش مى كنى و از خود مى رانى. ).V} الكافى، ج ۳، ص ۳۵۸؛ من لا يحضره الفقيه، ج ۱، ص ۳۳۸؛ بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۲۳۸٫{V

در روايت ديگرى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) براى در امان ماندن از وسواس به حضرت على(عليه السلام) خواندن آيه ۴۵ و ۴۶ سوره اسرا را توصيه فرمودند: [إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَينَكَ وَ بَينَ الَّذِينَ لا يؤْمِنُونَ بِالآْخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يفْقَهُوهُ وَ فِى آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِى الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُورا].V} اسراء )۱۷(، آيه ۴۶ و ۴۵٫{V

 

فهرست