مجموعه فرزندان،وظایف فرزندان:

اگر از پدر و مادرت ناراحت بودي و براي آنها آرزوي بدي كردي چه بايد كرد؟
اگر پدري درآمد حرامي را براي خانواده اش خرج كند در صورتي كه حقوق ماهيانه حلال هم دارد و افراد خانواده راضي نباشند و هرچه به او به گفته اند اثربخش نبوده و بعضي اوقات عصباني مي شود. حالا حكم افراد اين خانواده چيست و اگر از اين اموال يا مواد غذايي كه با اين پول حرام خريداري شده استفاده كنند، چه حكمي دارد؟
اگر در زمان حيات والدين، رضايتشان را حاصل نكرده باشيم بعد از فوت ايشان آيا مي‌توان رضايت آنان و يا به طور كلي رضايت اموات را حاصل نمود؟
آيا تبعيت از والدين حد و مرزي دارد يا مطلق است؟ در صورتي كه والدين فرزندان خود را به امور ناشايست وادار كنند و فرزندان از آن سرپيچي كنند، آيا رنجش والدين و نفرين آنان، سبب عاق والدين خواهد شد؟
پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟
پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن او حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟
چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟
چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟
چگونه مي‌توانيم فرزند خوب براي پدر و مادرمان باشيم؟
در اسلام تا چه حد راضي نگه داشتن پدر و مادر واجب است؟
من خيلي مادرم را دوست دارم، اما او وقتي عصباني مي شود، مرا كتك مي زند. وظيفة من چيست و چگونه بايد با او رفتار كنم؟
وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟
اگر از پدر و مادرت ناراحت بودي و براي آنها آرزوي بدي كردي چه بايد كرد؟

اگر از پدر و مادرت ناراحت بودي و براي آنها آرزوي بدي كردي چه بايد كرد؟

پاسخ:

از آنجا كه اصل وجود هر انساني از پدر و مادر است و لذا در ميان پيوندهاي خويشاوندي هيچ كس به اندازه آنها به انسان نزديكتر و مهربانتر نيست. بنابراين ارزش و احترام آنها از هر كسي بالاتر است. آنها هستند كه همه چيز خود را فداي فرزندانشان مي‌كنند و از فرزندان نهايت مراقبت را دارند تا به عرصه هستي قدم گذارند.
ابتدا بايد ديد كه چرا از پدر و مادرت كه مظهر عشق و علاقه هستند، ناراحت شده اي؟ حتماً چيزي بوده كه طبق ميل و مراد شما بوده ولي آنها تو را از آن نهي نموده اند. اين را بايد بدانيد كه هيچ پدر و مادري ـ حتي اگر بدترين پدر و مادر دنيا باشند ـ بدي فرزندان خود را نمي خواهند و تنها سعي و تلاش شان براي خوشبختي فرزندانشان است. آنها با توجه به تجربه هاي زيادي كه در زندگي كسب كرده اند، در بسياري از كارها و رفتارهاي شما چيزهايي را مي بينند كه شايد اصلاً به فكر شما نرسد كه اين كار برايتان ضرري داشته باشد. لذا وقتي آنها شما را از كاري نهي مي كنند، نبايد از آنها ناراحت شويد، چرا كه آنها بهترين خيرخواه در زندگي شما هستند.
اما بايد بدانيد كه پدر و مادر حقوق زيادي بر گردن فرزندان دارند كه امام سجاد ـ عليه السلام ـ ۵۰ حق را براي آنها مي شمارد و ما بنا به تناسب بحث به چند مورد از حقوق آنها اشاره مي كنيم. ايشان مي فرمايند:(۱)
۱٫ اگر به او ستم كردند بر آنان خشم نكند، اگر او را زدند دستانشان را ببوسد.
۲٫ از بدگويي و يا كجگويي آنها نرنجد.
۳٫ هميشه در دل قصد كسب رضاي آنها را داشته باشد و اگر او را زجر دادند يا پير فرتوت شدند، قصد آزارشان را نكند.
پس بنا به اين فرمايشات نبايد از آنان ناراحت شد. حال اگر بنا به دلايلي از آنان ناراحت شدي و بر ايشان آرزوي بدي كردي، چه بايد كرد؟ با توجه به دين مبين اسلام، اولين كاري كه بايد انجام دهي اين است كه از اينكه براي آنها آرزوي بدي كردي، پشيمان شوي و توبه نمايي و با توجه به شرايط توبه، ديگر هيچ گاه اين كار را تكرار نكني. سعي كن اين رفتارت را به گونه اي جبران نمايي. مثلاً روز پدر يا مادر براي آنها كادويي هديه دهيد.
آنها را در آغوش مهر و محبت خود قرار بده و بر دستان پر مهرشان نيز، بوسه اي از روي عشق و محبت بزن. چرا كه خداوند متعال مي فرمايد: «به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادر نيكي كند».(۲) اگر اين كار را انجام دهي انشاء الله مورد رحمت و غفران پروردگار قرار خواهي گرفت. اما اگر اين كارها را انجام ندهي، چه بسا از رحمت الهي دور خواهي ماند و خدايي ناخواسته به سخت ترين بلاها دچار مي گردي.
قرآن كريم به قدري به اين مساله حساسيت نشان مي دهد كه حتي از كوچكترين اهانتي به آنها چون اف گفتن نهي مي فرمايد. فَلا تَقُل لَهُما أُفٍ(۳). چرا كه حتي كوچك ترين اهانتي به پدر و مادر موجب عاق آنها مي گردد. امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز در اين رابطه مي فرمايند: «اگر خداوند چيزي را از اُف بي مقدارتر مي دانست، هر آينه از آن نهي مي كرد، أف كمترين درجه عاق است و از عاق آن است كه انسان به پدر و مادر به تندي نظر افكند».(۴)
پس دين مقدس اسلام اهميت خاصي براي پدر و مادر قائل است، حتي مي گويد كسي كه به پدر و مادر بدي كند و عاق والدين باشد، نماز و روزه اش قبول نخواهد شد و لذا اف گفتن يك چيز خيلي بي مقدار و بي ارزش است كه به اينگونه از آنها نهي شده ايم، چه برسد به اينكه براي شان آرزوي بد نماييد. كه به طريق اولي بايد آن را ترك كنيد.سعي كنيد از اين به بعد هميشه در راه اطاعت والدين باشيد و به آنها احترام بگذاريد و از دستورات آنها سرپيچي نكنيد. چرا كه خداوند متعال، اطاعت نمودن از آنان را در رديف اطاعت كردن از خودش قرار داده است. سقراط در اين زمينه مي گويد: «با پدر و مادر چنان رفتار كن كه از اولاد خود توقع داري».(۵)

 

پاورقی:

  1. مکارم الاخلاق، باب ۱۲، فصل اول، ص۴۱۹٫
    ۲٫ عنکبوت : ۸٫
    ۳٫ اسراء : ۲۳٫
    ۴٫ اصول کافي، ج۲، ص۳۴۸٫
    ۵٫ ميرعظيمي، جعفر، حقوق والدين، قم، رسالت، ۱۳۷۴ش، ص۵۰ـ۸۲٫
اگر پدري درآمد حرامي را براي خانواده اش خرج كند در صورتي كه حقوق ماهيانه حلال هم دارد و افراد خانواده راضي نباشند و هرچه به او به گفته اند اثربخش نبوده و بعضي اوقات عصباني مي شود. حالا حكم افراد اين خانواده چيست و اگر از اين اموال يا مواد غذايي كه با اين پول حرام خريداري شده استفاده كنند، چه حكمي دارد؟

اگر پدري درآمد حرامي را براي خانواده اش خرج كند در صورتي كه حقوق ماهيانه حلال هم دارد و افراد خانواده راضي نباشند و هرچه به او به گفته اند اثربخش نبوده و بعضي اوقات عصباني مي شود. حالا حكم افراد اين خانواده چيست و اگر از اين اموال يا مواد غذايي كه با اين پول حرام خريداري شده استفاده كنند، چه حكمي دارد؟

گفتني است که حکم تکليفي در مورد سؤال اين است که اگر فرزندان، علم ( يعني يقين صد در صد ) به حرمت مال پدر و غذا و لباس پولي که استفاده مي کند ندارند تصرف در آن مال اشکال ندارد. بلي، اگر يقين دارند همين مال مشخصي که استفاده مي کنند از حرام مثل پول خمس نداده تهيه شده تصرف جايز نيست مگر اين که خودش خمس آن را بدهد و يا اگر دادن خمس مقدور نيست براي تصرف از مرجع تقليد يا نماينده او اجازه بگيرد. در اين صورت مسؤوليتي ندارد

همچنين در صورتي که ندانيد آنچه به شما مي دهد از مال نامشروع است يعني مال پدر شما مرکب از دو درآمد حلال و حرام است، تصرف شما در آن اشکال ندارد و مجازات و مسؤوليت متوجه پدر مي باشد. بنابراين چون يقين نداريد براي شما اشکالي ندارد V}

اگر در زمان حيات والدين، رضايتشان را حاصل نكرده باشيم بعد از فوت ايشان آيا مي‌توان رضايت آنان و يا به طور كلي رضايت اموات را حاصل نمود؟

اگر فرزندانم بپرسند كه خداوند چه شكلي است، چگونه پاسخ در خور فهم آن‌ها بيان كنم؟ با مثال توضيح دهيد.

پاسخ:

سؤال بسيار مهمي را مطرح كرده‌ايد. بسياري از پدر و مادرها نمي‌دانند كه چگونه پاسخ اين گونه سؤال‌هاي فرزندانشان را بدهند. لذا يا به آن اعتنا نمي‌كنند و يا به گونه‌اي پاسخ مي‌دهند كه اصلاً براي كودك قابل فهم نيست. از نظر اسلام، آموزش مسايل ديني به كودكان يكي از وظايف اصلي والدين است، اما نكته‌اي را كه بايد توجه داشته باشند اين است كه: سنّ كودك را بايد در نظر بگيرند. تحقيقات روان‌شناسان نشان داده است كه رشد شناختي كودكان مراحل مختلفي را پشت سر مي‌گذارد. كودكان در حدود ۲ تا ۵ سالگي همه چيز را جاندار و مادي مي‌دانند. مثلاً وقتي از روي صندلي به زمين مي‌افتد و بدنش درد مي‌كند، صندلي را مي‌زند، فكر مي‌كند كه او هم جان دارد. از سوي ديگر همه چيز را مادي مي‌داند، فكر مي‌كند كه خدا نيز شبيه انسان است. دست و پا دارد و غذا مي‌خورد. اگر كار خوب انجام دهيم، خوشحال مي‌شود و اگر كار بد انجام دهيم، خداوند از ما ناراحت مي‌شود. برداشت كودكان از خدا اين است كه خدا را مانند يك پدر بزرگ مهربان مي‌دانند. اما به مرور زمان و بعد از آن كه كودكان با مفاهيم انتزاعي آشنا شدند و توانستند درك انتزاعي پيدا كنند، تا حدودي مي‌توانند مفهوم خدا را درك كنند. درك ما نيز از خداوند كامل نيست. ما فقط به اندازة دانش و آگاهي مان مي‌توانيم خدا را درك كنيم.
با توجه به اين مقدمه، وقتي كودكان در مورد خدا سؤال مي‌كنند، ما بايد به گونه‌اي پاسخ دهيم كه براي آن‌ها قابل فهم باشد. به عنوان مثال وقتي يك كودك چهار ساله در مورد خدا سؤال مي‌كند، هيچ اشكالي ندارد كه ما الفاظ و عبارات معمولي به كار برده و تصويري از خدا ارائه بدهيم كه برايش قابل فهم باشد. مثلاً بگوييم خداوند همة بچه‌هاي خوب را دوست دارد همان گونه كه پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه‌هاي خوب را دوست دارند. اگر پرسيد، خدا كجاست؟ مي‌گوييم در آسمان‌ها، پشت ابر، نزديك خورشيد. توجه داشته باشيد كه ما نمي‌گوييم خدا مثل پدر بزرگ شماست، يعني خود خدا را به شكل پدر بزرگ تشبيه نمي‌كنيم، بلكه رفتار و مهرباني او را به رفتار پدربزرگ تشبيه مي‌كنيم.
مثال‌هايي كه مي‌زنيم بايد توجه داشته باشيم كه تصوير منفي از خدا ارائه نكنيم. گفتن اين كه خدا انسان را در جهنم مي‌سوزاند، خدا انسان را مي‌كُشد، يا ازما قهر مي‌كند و ناراحت مي‌شود، خدا فلاني را مريض كرده است، اگر كسي معيوب است يا از نظر شكل ظاهري زيبا نيست، بگوييم خدا اين طوري كرده است، همه اين جملات نوعي تصوير منفي و خشن از خدا ارائه مي‌دهد. اين باعث مي‌شود كودك خدا را يك موجود تنبيه كننده بداند، از اين گونه مثال‌ها بايد جداً پرهيز كرد. به جاي آن بايد چيزهايي گفته شود كه كودك تصوير مثبت از خدا پيدا كند، اگر ديديم سؤال كودك به گونه‌اي است كه با ارايه مثال قابل پاسخ نيست، يا بلد نبوديم مثالي ارائه دهيم، فوراً از خود وي مي‌پرسيم، شما چه فكر مي‌كنيد؟ كودك برداشت خود را مي‌گويد. معمولاً كودكان يك برداشتي از خدا دارند. زيرا گرايش به خدا در انسان فطري است. وقتي پاسخ كودك را شنيديم، آن را تكميل مي‌كنيم. اگر مثال و تشبيه ديگري به ذهن ما رسيد، ما نبايد گفته‌هاي كودك را رد كنيم و بگوييم درست نيست، بلكه خوب است كودك را تشويق نموده و بگوييم، بعضي كودكان ديگر، يا مثلاً فلان دوست شما دربارة خدا اين طوري مي‌گفت. نحوة برخورد و لحن سخنان ما بسيار مهم است. اگر با لبخند و تبسّم و جملات محبت آميز با كودك برخورد نموده و سؤال او را پاسخ دهيم، قطعاً مفيدتر است.

منبع:نرم افزار پاسخ

آيا تبعيت از والدين حد و مرزي دارد يا مطلق است؟ در صورتي كه والدين فرزندان خود را به امور ناشايست وادار كنند و فرزندان از آن سرپيچي كنند، آيا رنجش والدين و نفرين آنان، سبب عاق والدين خواهد شد؟

آيا تبعيت از والدين حد و مرزي دارد يا مطلق است؟ در صورتي كه والدين فرزندان خود را به امور ناشايست وادار كنند و فرزندان از آن سرپيچي كنند، آيا رنجش والدين و نفرين آنان، سبب عاق والدين خواهد شد؟

پاسخ:

احترام به پدر و مادر و نكوداشت آنان از نكاتي است كه در مكتب اسلام بسيار بر آن سفارش شده است به گونه‌اي كه پس از وظايف الهي، بزرگترين و مهم‌ترين وظيفه، وظيفه فرزندان در برابر والدين است. در آيات قرآن به ويژه در سورة شريفه اسراء، به پاره‌اي از شيوه‌هاي برخورد فرزندان با والدين اشاره شده است كه در اينجا به طور گذرا به آن اشاره مي كنيم:
۱) احسان به پدر و مادر، به ويژه هنگام پيري
۲) پرهيز از سخنان درشت و دور از ادب
۳) بر زبان آوردن سخناني آميخته با احترام و از روي لطف و رأفت
۴) داشتن نهايت تواضع و فروتني در برابر والدين
۵) دعا و طلب رحمت براي آنان
۶) فرياد نزدن بر سر آنان
۷) پرهيز از برخوردي كه والدين احساس كنند، فرزندان از خدمت كردن به والدين خود خسته شده‌اند. در روايات نيز به شيوه هاي بر خورد فرزندان با والدين اشاره شده است.
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمودند: نظر به چهرة پدر و مادر از روي رأفت و رحمت، عبادت است.(۱) احترام به پدر و مادر سبب آسان شدن مرگ است و چنين فردي در دنيا دچار تنگدستي نمي‌شود.(۲) امام صادق (ع) فرمودند: كسي كه شكرگزار والدين خود نباشد، سپاسگزار خداوند نخواهد بود.(۳)
فردي از رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) پرسيد: «ما حق الوالدين علي ولدهما؟» حق پدر و مادر بر فرزند چيست؟ حضرت فرمودند: «هما جنتك و نارك» پدر و مادر (عامل به) بهشت رفتن و جهنم رفتن تو هستند.(۴)
عاق پدر و مادر عبارت است از خشمگين نمودن و شكستن دل آنان كه طبق روايات چنين فردي، در دنيا و آخرت خير نمي‌بيند. در آيات قرآن نسبت به احترام، احسان و پاسداشت مقام و جايگاه والدين قيدي به نام ايمان نيامده است، بنابراين بايد به همه پدران و مادران احسان كرد. حتي اگر مشرك و كافر باشند. اما زماني كه سخن از اطاعت و فرمانبرداري به ميان مي‌آيد، صريح آيه قرآن و روايات است كه اين اطاعت حد و مرز دارد و نبايد توهم كرد كه فرزند بايد به طور كامل تسليم والدين باشد.
خداوند در اين باره مي فرمايد: «ما انسان را نسبت به پدر و مادرش به نيكي توصيه مي كنيم ولي اگر پدر و مادر تلاش كردند تا به من (خداوند) از روي جهل و ناداني، شرك بورزي، از آنان اطاعت مكن.»(۵)
بنابراين در صورتي كه والدين فرزندان را به رفتارهاي ناشايست فرا ‌خوانند و فرزندان از آن سرپيچي كنند، ممكن است والدين به نفرين و عاق فرزند بپردازند، اما اين نفرين و رنجش خاطر، هيچ تأثيري بر جاي نخواهد گذاشت. زيرا عاق والدين از حقوق است و آنان را در زمينة فراخواني به نافرماني خداوند حقي نيست تا فرزندان در صورت نافرماني، مستحق عاق والدين شوند. براي مثال، وقتي كه والدين فرزندش را به سوي رفتارهاي ناشايست مانند ترك نماز، روي آوردن به مواد مخدر و … دعوت ‌كنند، فرزندان مي‌توانند سرپيچي نموده و دستورات آنان را ناديده بگيرند. زيرا اطاعت از والدين و اداي حق آنان دائر مدار اطاعت از دستورات خداوند است و در صورتي كه بين اطاعت از پدر و مادر و اطاعت از خداوند تعارض ايجاد شود، اطاعت از فرامين الهي مقدم است. امّا بايد به اين نكته توجه شود كه اطاعت نكردن از آنها در چنين شرايطي هرگز به معني بدرفتاري با آنان نيست بلكه حتي در اين شرايط نيز بايد آنان را مورد احسان و احترام قرار داد.

 

پاورقی:

  1. صابري يزدي، علي رضا، الحكم الزاهره، مترجم: محمد رضا انصاري محلاتي، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۴۴۸٫
    ۲٫ همان، ص ۴۴۸٫
    ۳٫ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶۸، ب ۲، ح۴۰٫
    ۴٫ الترغيب و الترهيب، ج ۳، ص ۳۱۶٫
    ۵٫ عنكبوت:۸٫
پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟

پدر و مادر و همسرم را خيلي از دست خودم ناراحت كرده ام، مي خواهم جبران كنم اما نمي دانم چگونه جبران كنم. لطفا مرا راهنمائي كنيد؟

پاسخ:

احترام به پدر و مادر و جبران كاستي هادرباره احترام والدين، آيات و روايات فراواني وارد شده است. وظايف انسان در برابر والدين به قدري سنگين و طاقت فرسا است كه خداوند خطاب به رسولش فرمود: أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوي(۱) در تفسير منهج در توضيح اين آية شريفه آمده است كه خداوند متعال به رسولش فرمود: من قبل از ولادت تو پدرت را از دنيا بردم، و در ايام كودكي تو، مادرت را به آخرت منتقل كردم، زيرا اگر زنده مي ماندند تحمل بار نبوت و بار اداي حقوق پدر و مادر براي تو كمر شكن بود.
فقيه بزرگ شيخ اعظم، مرحوم شيخ مرتضي انصاري كه از مجتهدان و مراجع به نام زمان خودش بود و كتابهاي او اكنون از دقيق ترين كتابهاي حوزه هاي علميه است، مادرش را تا نزديك حمام به دوش مي گرفت و او را به زن حمامي سپرده مي ايستاد تا بعد از پايان كار، او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسي مادر مي آمد و صبح با اجازة او از خانه بيرون مي رفت. پس از مرگ مادر به شدت مي گريست، فرمود: گريه ام براي اين است كه از نعمت بسيار مهمي چون خدمت به مادر محروم شدم. شيخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدريس و مراجعات مردمي، تمام نمازهاي عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر او فردي ديندار و با خدا بود.(۲)
از اين موارد به خوبي دانسته مي شود كه جبران زحمات پدر و مادر (مخصوصا مادر) بسيار سنگين و طاقت فرساست چه برسد به جبران اذيت ها و ناراحتي هائي كه از جانب فرزند به پدر و مادر وارد شده باشد. با اين وجود بهترين كار براي جبران زحمات و ناراحتي هاي پدر و مادر همان «اداي حقوق» آنهاست كه همه به آن واقفيم. بعضي از اين حقوق در ذيل مي آيد كه برگرفته از مضمون آيات و روايات مي باشد:
۱٫ اطاعت از والدين جز در آنجا كه مسألة گناه و دعوت به نافرماني خداست.
۲٫ نيكي و احسان رفتاري و مالي به والدين و مددرساني به آنان بويژه آنگاه كه درخواستي كرده باشند. و مخصوصاً اگر آنها در سنّ پيري باشند.
۳٫ رعايت اخلاق خوش و برخورد مناسب با والدين در همه حالات و شرائط.
۴٫ دعا براي والدين و درخواست رحمت و عنايت از خداي بزرگ براي آنان.
۵٫ تواضع و فروتني در برابر آنان به گونه اي كه به تعبير قرآن كريم، بال و پر خود را براي آنان بگستراند.
۶٫ خودداري از اهانت به آنان حتي با گفتن كلمه اي چون «اف» يا نام بردن با اسم از آنان.
۷٫ بايد مراقب باشيد كه نگاهها، با رأفت و رحمت بوده و از نگاه تند و خشمگين به آنان بپرهيزيد.
۸٫ نظر محبت آميز به والدين براي فرزند عبادت است، و نگاه تند باعث عدم پذيرش نماز فرزند است.
۹٫ احترام و كمك رساني به والدين لازم است و هر چند كه آنان مخالف، فاجر و كافر باشند.
۱۰٫ احترام به مادر بيش از احترام به پدر لازم است.
۱۱٫ بايد مراقب باشيد كه صدايتان را بلندتر از صداي آنان نكنيد و در پيشاپيش آنان راه نرويد و در جلسات، پيش روي آنان ننشينيد.
۱۲٫ و بالاخره خداي را به خاطر نعمت وجود والدين سپاس گوييد و براي سلامتي آنان و بقاي عمرشان در صورت حيات و طلب مغفرت در صورت ممات، دائما دعا نماييد تا خود بدين وسيله مشمول رحمت حضرت حق گرديد.
نكته: شما مي توانيد از آنها به خاطر گذشته حلاليت بطلبيد و با عمل و ادب به آنها ثابت كنيد كه از گذشته خود ناراحت هستيد و از آنها بخواهيد كه از خطاهاي شما در گذرند و در حق شما دعا كنند كه باعث بركت در زندگي شما خواهد بود.

احترام همسر و جلب رضايت او:در مورد همسر نيز همانند پدر و مادر بايد گفت كه رعايت حقوق طرفيني و وظائفي كه عقل و شرع بر عهده زن و شوهر گذاشته، جبران كنندة زحمات و ناراحتي هاي همسر است. البته اين را نيز بايد يادآوري كنم كه اين قسمت سؤال شما كه مي گوييد همسرتان را ناراحت كرده ايد تا حدودي با كل نامه ناسازگار است و حتي با روح نامة قبلي شما تناقض دارد ولي با اين حال رعايت اين حقوق شرعي و عرفي جبران كننده خواهد بود. بعضي از اين وظائف را مي توانيد در پاسخ قبلي مشاهده كنيد. چند مورد را نيز ما به آن اشاره مي كنيم:
۱٫ به همسرتان توجه كنيد و علاقة خود را به او با زبان ابراز كنيد. اغلب مردان دوست دارند كه از صفات مردانگي (مديريت، شجاعت و …) آنها تعريف و تمجيد شود.
۲٫ با شوهر خويش خوش رو و خوش زبان باشيد. هميشه با گرمي و مهرباني، و با آهستگي با شوهر خود صحبت كنيد. او را با ديگران در زندگي و مسائل مادي مقايسه نكنيد.
۳٫ به او نيكي كنيد، سعي كنيد نيازهاي او را قبل از آن كه بر زبان آورد، برآورده كنيد.
۴٫ او را در رسيدگي و كمك به مادر و خانواده اش تشويق كنيد. و از كمك هاي شوهرتان به مادر و خانواده اش، اظهار رضايت و خوشحالي كنيد.
۵٫ خود را براي شوهرتان بيارائيد و به تمايلات جنسي همسرتان با رغبت ـ نه از سر انجام وظيفه ـ پاسخ دهيد. براي بيشتر مردان آمادگي براي روابط جنسي، مهمترين گواه آن است كه همسرش دوستش دارد.
۶٫ به شوهرتان بيشتر از فرزندان توجه داشته باشيد. اين كار علاوه بر آموزش فرزندان براي رعايت احترام پدر ، حاكي از احترام شما به شوهرتان نيز است.
۷٫ در برخورد با اقوام و فاميل شوهر، با آنها خوش برخورد باشيد و به آنها احترام بگذاريد.
۸٫ از احترام به او در مقابل ديگران، به خصوص در حضور بستگان خود يا همسر، كوتاهي نكنيد.
نكته: در اين مسائل نيز در عمل به شوهرتان نشان دهيد كه او را دوست داريد و از اذيت هاي خود ناراحت هستيد از ايشان نيز بخواهيد كه شما را ببخشد و از دست شما راضي باشد.

 

پاورقی:

  1. الضّحى:۶٫
    ۲٫ انصاريان، حسين، نظام خانواده در اسلام، قم: انتشارات ام ابيها، ۱۳۷۵، ج۱، ص۴۷۰ به بعد.
پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن او حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟

پدري دارم با دو همسر، نسبت به همسرش احساس وظيفه نميكند و نفقه نميدهد و نسبت به فرزندان زن او حقي قايل نيست. به اين پدر تا چه حد احترام لازم است و تكليف ما در مورد اعمال او چيست؟

پاسخ:

وظايف مرد در مورد خانواده و همسر۱٫ سرپرستي و مديريت خانواده: مرد به حكم عقل و شرع سمت سرپرستي خانواده را به عهده دارد. خداوند در اين باره ميفرمايد: الرجال قوامون علي النساء(۱) مردان سرپرست و نگهبان همسران خويشاند.
۲٫ تأمين رفاه و آسايش خانواده: فراهمسازي رفاه و آسايش خانواده از ديگر وظايف مرد است. زيرا اساس زندگي مشترك و ازدواج تأمين نيازهاي عاطفي و رواني افراد است. امام رضا ـ عليه السّلام ـ در خصوص اين موضوع ميفرمايد: «ينبغي للرجل ان يوسع علي عياله لئلا يتمنوا موته»(۲) شايسته است كه مرد زمينه رفاه و آسايش خانوادهاش را فراهم سازد تا آرزوي مرگ او را نكنند. گفتني است كه فراهم كردن زمينة رفاه خانواده بايد متناسب با امكانات و توان اقتصادي مرد باشد.
۳٫ تأمين هزينة زندگي: از آنجا كه مسئوليت تربيت فرزندان و ادارة امور داخلي خانواده، به طور معمول بر عهدة زن قرار دارد، طبيعي است كه مرد بايد عهدهدار تأمين هزينههاي زندگي باشد، بدين خاطر نبايد هيچ منتي بر خانوادة خود بگذارد، چرا كه اين وظيفهاي است كه از نظر اسلام بر عهدة مرد گذاشته شده است. رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد حقوق زن بر مرد ميفرمايد: «حق زن بر مرد اين است هزينة مسكن، لباس و خوراك او را فراهم سازد و از لغزش او درگذرد.»(۳)
اينها وظايفي است كه بر عهدة مرد گذاشته شده و هيچ عاملي مانع آن نميشود. پدر شما نيز وظيفه دارد كه سرپرستي خانواده خود را بر عهده گرفته و هزينة زندگي آنها را تأمين كند، و اگر برايش سخت است و نميتواند هزينة آنها را به مقدار مورد نياز تأمين كند، معلوم ميشود كه ازدواج دوّم ايشان كاملاً كار اشتباه و نادرستي بوده است. اين در مورد وظايف پدر شما كه ميبايست رعايت كند.

وظيفه و تكليف شما در برابر پدرتانهمانگونه كه پدر شما وظايفي دارد و هيچ عامل ديگري نميتواند مسئوليت اداره و تأمين هزينههاي زندگي را از ايشان سلب كند، شما نيز در قبال پدرتان وظايفي داريد كه هيچ عاملي نميتواند مانع آنها شود. وظيفة هر فرزندي در قبال پدر و مادرش اين است كه: با احترام و ادب با آنها برخورد كند. اين وظايف كه بر عهدة فرزند گذاشته شده هيچ ربطي به وظايف پدر نسبت به همسر و فرزندانش ندارد، يعني اين گونه نيست كه اگر پدر به وظايف خود عمل نكرد يا شرايط به گونهاي بود كه نتوانست به مسئوليتهاي خود عمل كند، فرزند نيز حق پشت پا زدن به وظايف خود در قبال پدرش را داشته باشد، بلكه اگر فرزند هم به وظايف خود عمل نكند، مانند پدر مقصر ميباشد. بنابراين شما نميتوانيد برخورد منفي با پدرتان داشته باشيد، شما سعي كنيد هم به وظايف خود عمل نماييد و هم بخشي از مشكلات زندگي را از دوش پدرتان برداريد، و در كل زمينه را به گونهاي فراهم سازيد كه رابطه شما با پدرتان و نيز رابطه پدر و مادرتان با يكدگير بهبود يابد و اگر خداي نكرده مشكلي در گذشته پيش آمده رفع گردد. باتوجه به آنچه بيان گرديد، وظيفه شما در برابر پدرتان اين است كه كمال ادب و احترام را نسبت به ايشان مراعات نموده و جهت بهبود شرايط و مشكلات مورد نظر به نكات زير عمل نماييد:
۱٫ توجه داشته باشيد كه شخصيت پدرتان و جايگاه ايشان غير از رفتار وي ميباشد، بنابراين گرچه رفتار و عملكرد ايشان در مورد شما و در قبال مادرتان پسنديده و رضايتبخش نبوده است و شما ميتوانيد نسبت به رفتار و عملكرد ايشان ناراضي باشيد امّا نميتوانيد جايگاه پدري ايشان را نفي كنيد و شخصيت وي را زير سؤال ببريد، چه بسا ممكن است در آينده رفتار و عملكرد ايشان بهتر شود.
۲٫ به جاي دامن زدن به اختلافات و مشكلات خانوادگي و شكايت از پدر سعي كنيد در جهت رفع مشكل گام برداشته و صفا و صميميت را در خانواده به ارمغان آوريد.
۳٫ نفقه زن بر شوهر لازم است ولي شرايطي نيز دارد. يكي از آنها اين است كه زن نسبت به آنچه كه اطاعتش بر زن لازم است، مطيع شوهر باشد. در غير آن صورت حقي بر مرد ندارد. دادن خرجي به فرزندان و نوهها نيز تا وقتي و در صورتي واجب است كه آنان كسب و كاري نداشته و نيازمند باشند. امّا در صورتي كه فرزندان بزرگ شده و هر كدام ميتوانند روي پاي خود مستقل باشند، بر پدر لازم نيست مخارج آنها را تأمين كند.
۴٫ صرف اينكه پدرتان دو زن گرفته، مشكلي نيست و از نظر اسلام مانعي ندارد به شرطي كه عدالت را در ميان آنها رعايت كند گرچه لازم است مرد به عواقب و پيامدهاي مسئله توجه داشته باشد، ولي حالا اتفاقي است كه افتاده، بايد سعي كرد در مورد آينده برنامهريزي درست و معقولانه صورت پذيرد.
۵٫ احترام شما به پدرتان بايد به صورتي باشد كه رفتارش را تأييد نكنيد و احترام شما به گونهاي نباشد كه وي را در ادامه اين روند تشويق و تأييد كند. بلكه بايد انتقاد سازنده داشته باشيد.
۶٫ آخرين و بهترين راهكار اين است كه هم شما و هم مادرتان با ديدة عفو و گذشت نسبت به ايشان نگاه كنيد، و اگر هم در حق شما نارسايي كرده، مورد چشمپوشي قرار دهيد. اگر شما اين عمل پسنديده را انجام دهيد، قطعاً ايشان متوجه ميشود كه شما نسبت به وي احترام قائل هستيد و شايد همين باعث شود كه مهر و عاطفه پدري و همسري در خانواده ايجاد شود و رشد كند.

 

پاورقی:

  1. نساء:۳۴٫
    ۲٫ حر عاملي، محمد بن حسن، وسائلالشيعه، بيروت، ج ۱۵، ص ۲۴۹٫
    ۳٫ همان، ج ۱۴، ص ۱۱۸٫
چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟

چگونه رفتار خشن و ديكتاتوري پدرم را تغيير دهم؟

پاسخ:

اميد است توصيه هاي زير بتواند راه‏گشاي شما باشد:

۱- پيش از هر چيز، به خداوند بزرگ توكل نموده و پيوسته از او در حل مشكل مدد جوييد.

۲- همواره بكوشيد در برابر ناهنجاري‏هاي ذكر شده صبر، متانت و برخوردي پرمهر و عاطفه و منطقي داشته باشيد و ديگر اعضاي خانواده را نيز به چنين شيوه‏اي تشويق نماييد، به ويژه مادر شما اگر در برابر هر خشونتي عكس العملي محبت‏آميز داشته باشد به تدريج، البته در مدت طولاني، روش تند و خشن پدرتان را تغيير خواهد داد.

۳- كوشش كنيد عواملي كه در خانه موجب ناراحتي و عصبانيت پدرتان مي شود، از بين برود؛ مثلاً اگر از بي‏نظمي‏هاي خانه، سر و صدا يا برخي خواسته‏ها ناراحت مي‏شود، حتي الامكان آنها را از بين ببريد و محيط خانه را براي او جايگاهي آرام‏بخش و دوست داشتني كنيد.

۴- بررسي كنيد كه دخالت‏هاي ديگران در چه زمينه‏هايي است، سپس بكوشيد آن زمينه ها را از بين ببريد.

۵- در صورتي كه افراد بزرگ و فهميده‏اي در نزديكان، بستگان يا دوستان پدرتان وجود دارد كه توصيه‏هايش به پدر شما مفيد مي‏افتد مشكلات را با او در ميان نهاده و بخواهيد كه با حفظ امانت و شيوه‏اي حكيمانه، در موارد مقتضي اندرزها و رهنمودهاي لازم را به پدر شما بدهد و به كارها و اقدامات ناپسند خود آگاه نمايد. به هر حال او پدر شماست و شما بايد ديد خود را نسبت به او عوض كنيد. اقدامي كه براي درآوردن خرجي خود انجام داده‏ايد خوب و به جاست، اما اين كار نبايد باعث جدايي و دوري شما از پدرتان گردد. شما با اخلاق و نيك‏رفتاري خود، مي‏توانيد الگوي مناسبي براي تغيير رفتار پدرتان باشيد.

 

منبع:نرم افزار پرسمان

 

چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟

چگونه مي توان پدر خود را به عمل كردن يا اجراي بهتر واجبات و مستحبات ترغيب كرد و در زمينه هاي رفتاري-تربيتي و روحي-معنوي ايشان را ياري كرد؟

پاسخ:

از آنجا كه معمولاً فرزندان كمتر مى‏توانند در افكار و انديشه‏ها و رفتار والدين خود تأثيرگذار باشند، به خاطر وجود تفاوت سنى بين فرزند پدر و وجود رابطه پدرى، فرزندى بهتر است از اقدامات غيرمستقيم بهره بگيريد و مستقيماً سعى نكنيد پدر خود را به كارى وادار نماييد، بنابراين مى‏توانيد از مادرتان و يا يكى از اقوام و افرادى كه مورد اعتماد و پذيرش پدرتان هست كمك بگيريد و از آنها بخواهيد كه درباره انجام بهتر وظايف ديني ايشان را متقاعد كنند.

اگر برخى اعمال و رفتار والدين نياز به اصلاح داشته باشد مانند اين كه: پدرى خمس مال و درآمد خود را نپردازد، يا  حق‏الناس بر عهده‏اش باشد، يا… امر به معروف و نهى از منكر ايشان بايد با نهايت ظرافت و كارشناسى صورت گيرد تا حقوق ايشان  محفوظ بماند. لذا توصيه مى‏شود فرزندان خانواده پيش از اين كه خودشان مستقيم. به اين امر اقدام كنند، از برخى بستگان نزديك  مانند عمو، دايى، پدر بزرگ، مادربزرگ و يا يك شخص آگاه و سرشناس و كاردان به عنوان واسطه استفاده كنند و در كمال  امانت‏دارى مسائل خود را بازگو كنند تا آن شخص با ملايمت و خيرخواهى به امر به معروف و نهى از منكر ايشان اقدام نمايد.

يكى از راه‏هاى اصلاح‏طلبى براى والدين، دعا و توسل در حق ايشان است. ما بايد قبول كنيم كه مقلب‏القلوب و هدايت كننده  همگان خداوند است. پس خدا را به حق خود پدر و مادر قسم دهيم تا برايشان رحم آورد و امور دنيا و آخرت ايشان را به صلاح و  سداد آورده و سعادت را نصيب ايشان گرداند.

يكى ديگر از طرق دعوت پدر و مادر به [اصلاح امور]، هديه برخى كتاب‏هاى اخلاقى و دينى به آنان است. گاهى مطالعه يك  مقاله يا يك كتاب ممكن است به تحول و انقلابى درونى بيانجامد. ترتيب دادن مجالس وعظ، دعا و توسل و گرايش دادن افراد به  سمت مناسبت‏هاى مذهبى نيز مى‏تواند به اصلاح شخص كمك نمايد. در مجموع نسبت به ايجاد شرايط مناسب براى مخاطب  بايد اهميت داده شود.

بعد از طى اين مراحل، اگر فرزندان خانواده توان ايجاد ارتباطى موفق را در خود احساس كردند

با توجه به ويژگى‏هاى پدرتان، پيشنهاد ما به شما در راهنمايى ايشان چند چيز است كه ان‏شاءاللّه‏ و بادقت، سعى در انجام آن داشته باشيد:

الف) سعى كنيد افرادى كه صحبت آنها بر روى پدرتان نافذ است، پيدا كنيد و از آنان بخواهيد كه با مهارت و شگردشايسته‏اى، با پدرتان درباره نماز صحبت كنند. اين كار را مى‏توان از طريق جلسه ميهمانى يا در طول مسافرت به انجام رساند.

ب ) با عمل خويش انگيزش ديني را در او ايجاد كنيد. سعى كنيد شما، مادر، برادر و ديگر اعضاى خانواده، نمازتان را هنگام حضور پدر در خانه برگزار كنيد و شور اشتياق خود به نماز و راز و نياز با خدا را هر چه بهتر به منصه ظهوربرسانيد.

ج ) فلسفه عبادت را در فرصت‏هاى مناسب بيان كنيد؛ مثلاً سؤال و جواب‏هايى كه قبلاً تهيه ديده‏ايد، بين شما و برادرتان و ياهر كس ديگرى مطرح و جواب داده شود. البته لازمه‏اش مطالعه و پيش بينى قبلى است. به عنوان نمونه در اينجا به چند جمله اشاره مى‏شود: فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است. [جبلّت القلوب على حبِّ من احسن اليها ؛ قلب‏ها بر اساس دوستى و محبت كسى كه به انسان احسان كند، آفريده شده است و از آنجا كه در اصل خداى سبحان خالق و هستى بخش ماست و از سويى همه نعمت‏ها و بركاتى كه در زندگى ما وجود دارد از آن اوست. بنابر اين لازم است به اقتضاى تكليف فطرى خودمان از قادر منّان تشكر كنيم. حال اين تشكر بايد به چه شكل و كيفيتى باشد؟انبياى الهى روشنگر اين حقيقت بوده‏اند و نبىّ مكرّم اسلام نيز به نوبه خويش نماز را با اين شكل و هيئت خاص به مامعرفى فرموده‏اند. بنابر اين همان گونه كه پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهين الطاف و بركات خويش گردانيده است، ما به عنوان بندگان او نيز موظّفيم هر چند ساعت يك بار در برابر محبوب قلب و عزيز دلمان بايستيم و از او نهايت سپاسگزارى و تشكر را بنماييم. نماز تشكر است، تواضع است، تجديد عهد با خداست، ابراز نياز در برابر بى‏نياز مطلق است. نماز زنده نگاه داشتن ياد خدا در دل است. نماز انسان را به خدا نزديك و با او مأنوس مى‏كند و اصولاً اگر نماز باتوجه و خشوع و حضور قلب ادا شود، به يقين در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را از زشتى‏ها و گناهان مصونيّت مى‏بخشد.

د ) پيشنهاد ديگر اينكه تلاش كنيد به هر كيفيت و طريقى شده، ايشان را به نماز جمعه و جماعت ببريد كه با ديدن عبادت و نماز ديگران تحت تأثير قرار گيرد.

و ) تلاش كنيد از عبادت بزرگان و شخصيت‏ها در نزد ايشان صحبت كنيد؛ مثلاً حضرت على(ع) با همه شخصيت وگرفتارى‏هايى كه داشتند، چگونه و با چه اشتياقى به اقامه نماز مى‏پرداختند. همچنين گرايش رجال بزرگ سياسى،علمى و… به نماز را، به ايشان گوشزد كنيد.

ه ) سفرهاى زيارتى ـ همان گونه كه اشاره كرده‏ايد ـ نظير سفر مشهد، سوريه و حج مى‏تواند در ايشان نقش مؤثرى داشته باشد. بنابر اين سعى كنيد ايشان را به اين گونه مسافرت‏ها تشويق نموده و انگيزه او را افزايش دهيد دهيد. در خاتمه توصيه ما به شمااين است كه  زمينه اصلاح و ارشاد در ايشان زياد است وبدون اينكه نااميد باشيد با حوصله و به تدريج به تلاش خود ادامه دهيد.

چند نکته اساسي ديگر وجود دارد که رعايت آنها به شما کمک مي کند تا به هدف خود نايل شويد:

– هميشه به او احترام بگذاريد.

– دردعوت او اصرار و پافشاري نداشته باشيد.

– محبت خود را به او با زبان و عمل به او عرضه کنيد و با زبان محبت و احترام او را در برابر دعوتتان شرمسار سازيد.

– پر خاشگري و عصبانيت هرگز نداشته باشيد

– به عقيده او احترام بگذاريد به خصوص در اجتماع بستگان و دوستان

– اگر خود در صدد دعوت ايشان بر امديد يقينا با زبان کنايه و در خلوت و با احترام و ادب عمل نماييد.

– بر خواسته ي خود اصرار نداشته و تکرار نکنيد.

– به صورت غير مستقيم با بيان داستان هاي اموزنده و يا نقل احاديث اهل بيت عليهم السلام و تأثير بندگي او را ابتدا به خود اوريد و سپس ارام ارام در فضاي محبت و عشق حرفتان را بزنيد

– هميشه ادب هميشه و همه حال احترام احترام فراموش نشود مبادا براي يک کار ساده دنيا و اخرت ود را تباه سازيد و پدرتان از شما رنجيده شوند.

ان‏شاءاللّه‏ نتيجه جالبى در اين زمينه خواهيدگرفت.

در ضمن مطالعه كتاب‏هاى ذيل در اين زمينه مفيد است:

۱- راز نماز، محسن قرائتى

۲- پاداش‏هاى نمازگزاران

۳- داستانها و حكايت‏هاى نماز (۱)

۴- يكصد و چهارده نكته درباره نماز

 

چگونه مي‌توانيم فرزند خوب براي پدر و مادرمان باشيم؟

چگونه مي‌توانيم فرزند خوب براي پدر و مادرمان باشيم؟

پاسخ:

مقدمه: يكي از مشكلات اصلي خانواده‌ها، تعارضات و درگيري‌هاي بين والدين و فرزندان است. والدين انتظارشان اين است كه فرزندان، مطيع و فرمانبردار آنها باشند. لذا با استقلال‌طلبي‌هاي بيش از اندازه فرزندان مخالفت مي‌كنند و كمتر به آنها اجازه مي‌‌دهند كه مستقل عمل كنند.
اختلاف بين نسل‌ها واقعيتي است كه هميشه وجود داشته، حتي اگر پدر و مادرهاي ما روزگار جواني‌شان را به ياد بياورند، قطعاً صحنه‌هايي از مشاجرات و اختلافاتي كه با پدر و مادرهايشان داشته‌اند، در ذهن‌شان تداعي مي‌كند. اين اختلافات را اگر چه نمي‌توان به كلي از بين برد، اما مي‌توان با شناخت وظايف خويش تا حدودي آن را كاهش داد. اگر والدين وظايف خويش را بدانند و سعي كنند پدر و مادر خوبي براي فرزندان‌شان باشند و هم‌چنان فرزندان نيز بكوشند اخلاق اسلامي را مراعات كنند و فرزند خوبي براي پدر و مارد شان باشند، فضاي مسالمت‌آميز و مطلوبي در خانواده ايجاد مي‌شود.
عمده‌ترين راه‌هايي كه انسان مي‌تواند فرزند خوبي براي پدر و مادرش باشد عبارتند از:

۱ . رعايت ادب در مقابل پدر و مادر.ادب و احترام در برابر پدر و مادر از عناصر حياتي است كه سعادت و خوشبختي انسان وابسته به آن مي‌باشد. خانه‌هايي كه اخلاق و آداب اسلامي در آن مراعات نمي‌شود، از احساس لذت و صفاي زندگي محروم‌اند. فرزنداني كه احترام و ادب پدر و مادر را حفظ و رعايت نمي‌كنند، عاقبت خوبي ندارند، خداوند در قرآن مي‌فرمايد: لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احساناً(۱) جز خداوند را نپرستيد و در برابر پدر و مادر نيكي كنيد، يكي از مصاديق نيكي كردن، برخورد نيك و رعايت ادب در مقابل آن‌ها است.

۲ . خدمت كردن به پدر و مادر.والدين حق بزرگي بر گردن ما دارند. زيرا زحمت‌هاي طاقت‌فرسايي را به خاطر ما متحمل شده‌اند. از شيرة وجودشان مايه گذاشته و ما را بزرگ كرده‌اند. ما بايد اين زحمات پدر و مادرمان را جبران كنيم. پدر و مادر هميشه به خدمت نياز دارند به خصوص در دوران پيري كه ضعيف و ناتوان مي‌شوند و دست‌شان از همه جا كوتاه مي‌گردد.(۲) هم در روايات و هم در آيات قرآن به اين نكته اشاره شده كه در دوران پيري و ناتواني پدر و مادر بايد كمك كنيم. مادران بيشتر نياز به كمك دارند پس وظيفة مادر مقابل مادرمان بيشتر است. خداوند توصيه نموده است كه در دوران پيري پدر و مادر به آن‌ها كمك نمايند. خداوند مي‌فرمايد: و وصينا الانسان بوالدين حسناً(۳) ما به انسان توصيه نموده‌ايم كه به پدر و مادر خود خدمت نموده و به نيكي برخورد كنند.

۳ . ابراز محبت به پدر و مادر:دوست داشتن پدر و مادر كافي نيست. بايد ميزان علاقه و دوستي‌مان را نسبت به آن‌ها ابراز كنيم. پدر و مادر در صورتي از ما راضي مي‌شوند كه بدانند ما واقعاً آن‌ها را دوست داريم و به آن‌ها عشق مي‌ورزيم.(۴)

۴ . حرف شنوي و اطاعت از پدر و مادر.يكي از شاخص‌هاي مهم در خوب بودن ما اين است كه از پدر و مادر حرف شنوي داشته باشيم. همه پدر و مادرها سعادت و خوشبختي فرزندان‌شان را مي‌خواهند. هيچ كسي دوست ندارد كه فرزندش بدبخت و بيچاره شود. لذا دستورات والدين به خاطر اين است كه فكر مي‌كنند اين كار به صلاح فرزندش مي‌باشد. البته در برخي موارد هم ممكن است تشخيص آن‌ها اشتباه باشد. بنابراين، اصل نيت و انگيزه والدين خوب است، حتي در مواردي كه پدر و مادر كاري را از ما مي‌خواهند يا براي ما انجام مي‌دهند كه ما يقين داريم اين كار و اين تصميم به صلاح ما نيست و پيامد منفي دارد،‌ باز هم نبايد به صورت صريح و فوري مخالفت كنيم، بايد كاملاً احترام آن‌ها را حفظ نموده و با رعايت احترام و ادب برخورد نماييم. اگر مي‌دانيم تصميم و تشخيص‌شان اشتباه است، بايد با استدلال و منطق براي آن‌ها توضيح دهيم كه اين كار به صلاح ما نيست. به تعبير ديگر، تصميم و پيشنهاد پدر و مادر را با ملايمت و نرمي نقد كنيم، اما به هيچ وجه در مقابل خودشان موضع‌گيري نكنيم، شخصيت آنها غير از تصميم و تشخيص‌شان است.

۵ . احترام به پدر و مادر. در برخي موارد ممكن است پدر و مادر ناخواسته يا براساس يكسري عوامل ديگر رفتار نامطلوبي نسبت به ما انجام دهند. مثلاً هميشه ما را سرزنش كنند. يا سخنان زشت و ناروا بگويند. در اين گونه موارد نيز بايد احترام آن‌ها را حفظ كنيم. پدر و مادر وظيفه دارند كه ما را خوب تربيت كنند و به نيازهاي ما رسيدگي نمايند، ما هم وظيفه داريم كه احترام آنها را نگه داريم. اگر پدر و مادر به وظيفه خود عمل نكردند، و برخورد ناشايسته و نادرستي با ما داشتند، اين دليل نمي‌شود كه ما هم به وظيفه خود عمل نكنيم و نسبت به آنها بي‌احترامي نماييم. خداوند از ما خواسته است كه هميشه و حتي در اين گونه موارد هم احترام پدر و مادر را حفظ نماييم و فرزند خوبي براي آنها باشيم.

۶ . رعايت ارزش هاي ديني در زندگي:هم كارهاي خوب ما و هم كارهاي بد ما به نحوي به پدر و مادر ما برمي‌گردد. ما در واقع دست‌پرودة آنها هستيم. اگر ما كارهاي خوب انجام دهيم و ارزش‌هاي اسلامي را در زندگي خود محور قرار دهيم، خداوند، به پدر و مادر هم پاداش نيك عطا مي‌كند، زيرا آنها تلاش كرده‌اند و زمينة تربيت مذهبي ما را فراهم نموده‌اند.
جامعه نيز از پدر و مادر به نيكي ياد مي‌كنند. وقتي ديگران كارهاي خوب ما را ببينند، مي‌گويند: خدا رحمت كند پدر و مادرش را كه چنين فرزندي تربيت نموده و تحويل جامعه داده‌اند. اگر پدر و مادر ما زنده باشند از احترام و ارزش اجتماعي نزد ديگران برخوردار مي‌شوند، و اگر فوت كرده باشند، باز هم دعاي خير مردم در حق آنان مستجاب خواهد شد.
يكسري اعمال و وظايف مربوط به زمان بعد از فوت پدر و مادر است. وظايف ما در قبال پدر و مادر مخصوص زمان حيات آن‌ها نيست، بعد از وفات آنها نيز يكسري وظايفي داريم كه اگر آنها را رعايت كنيم، فرزند خوبي براي پدر و مادرمان خواهيم بود.
در اينجا به برخي از آنها نيز اشاره مي‌كنيم:

۷ . دعا كردن در حق پدر و مادر:اگر چه انسان مي‌تواند در زمان حيات پدر و مادر نيز دعا كند و از خداوند براي آنها طلب توفيق و سلامت كنداما بعد از مرگ، آنها بيشتر به دعاي خير ما نياز دارند. در روايات آمده است كه رسول خدا هرگاه دعا مي‌كرده، ابتدا پدر و مادرش را دعا مي‌نمود. همان‌گونه كه رضايت پدر و مادر در سعادت انسان مؤثر است، دعاي ما در حق پدر ومادر نيز هم براي آن‌ها و هم خود ما مفيد است و باعث بركت در زندگي ما مي‌شود.

۸ . زنده نگه داشتن ياد و خاطره والدين.بعد از مرگ پدر و مادر مي‌توانيم از طريق مراسم سالگرد با ختم قرآن و … ياد و خاطرة آن‌ها را زنده نگه داشته و نشان دهيم كه فرزند خوبي براي آن‌ها هستيم.

۹ . انجام تكاليف شرعي و پرداخت بدهكاري‌هاي پدر و مادر.طبعاًَ انسان در زندگي خود بدهكاري‌هايي به مردم دارد، و يا برخي اعمال واجب او مانند نماز و روزه‌اش قضا شده، فرزند خوب آن است كه ديون و بدهكاري‌هاي پدر و مادر را پرداخت نموده و اعمال او را انجام دهد.

۱۰ . انجام اعمال مستحبي به جاي پدر و مادر يا از سوي آن‌ها.دعا خواندن، زيارتنامه خواندن، نماز خواندن و… به جاي پدر و مادر مي‌تواند شاخص ديگري براي خوب بودن‌ فرزند باشد.
بنابراين، اگر مي‌خواهيم فرزند خوبي براي پدر و مادرمان باشيم بايد هميشه ادب و احترام آن‌ها را نگه داشته و از دستورات و گفته‌هايشان اطاعت كنيم. حتي اگر با ما برخوردبدي كنند، باز هم به آنها احترام بگذاريم و رضاي الهي را از اين طريق به دست آوريم. هميشه كاري‌كنيم كه سبب افتخار و سربلندي آن‌ها باشد و مردم از آن‌ها به نيكي ياد كنند.
اميد است با رعايت اين نكات بتوانيد فرزند خوبي براي پدر و مادرتان باشيد و زندگي سرشار از موفقيت و خوشبختي را كه آرزوي همه افراد به خصوص جوانان است پيش رو داشته باشيد.

 

پاورقی:

  1. بقره:۸۳٫
    ۲٫ نوراني، مصطفي، اخلاق خانواده، سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۷۱، فصل هفتم.
    ۳٫ عنكبوت:۸٫
    ۴٫ ديلمي، احمد، اخلاق اسلامي، نشر معارف، ۱۳۷۹، فصل سوم.
در اسلام تا چه حد راضي نگه داشتن پدر و مادر واجب است؟

در اسلام تا چه حد راضي نگه داشتن پدر و مادر واجب است؟

پاسخ:

  1. اهميت احترام به والدين از نظر اسلام:از نظر قرآن كريم، احترام به پدر و مادر و مهرباني و عطوفت فرزندان با آنان از جايگاه ويژه اي برخوردار است، تا آنجا كه خداوند متعال آن را مهم ترين مسئله پس از توحيد و ايمان به وحدانيت خود دانسته و مي فرمايد:
    وقضي ربّك الّا تعبدوا الّا اياه و بالوالدين احساناً پروردگارت فرمان داد كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
    مي بينيم كه در اين آية شريفه، پس از فرمان به يكتا پرستي، مسأله احسان به والدين مطرح شده است و بر ديگر فرمان ها و دستورات خداوند مقدم گرديده است كه اين خود بيانگر اهميت ويژه اين موضوع است.
    از نظر اسلام نيكي به والدين به اندازه اي اهميت دارد كه در موارد متعدد در قرآن كريم در كنار عبادت خدا و دوري از شرك بيان شده است.
    علامه طباطبائي در تفسير الميزان مي فرمايد: «احسان به والدين بعد از توحيد خداوند از واجب ترين واجبات است، همان طور كه عاق والدين از بزرگترين گناهان كبيره بعد از شرك به خداست.»(۱)

    ۲٫ فلسفة احترام به والدين:احسان به والدين در واقع تشكر عملي از همة خوبي ها، نيكي ها و ايثارهاي پدر و مادر است. قرآن كريم علت وجوب نيكي را چنين توضيح مي دهد:
    و وصينا الانسان بوالديه احساناً حَمَلته امّه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً …(۲)
    ما به انسان سفارش كرديم تا به والدينش احسان كند. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد. و باربرداشتن و شير گرفتن او سي ماه است، تا آن گاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد.
    در ادامه آيات قبلي مي خوانيم كه:
    اما يَبلُغَنَّ الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اُفّ و لا تَنْهرْهما و قل لهما قولاً كريماً(۳)
    اگر يكي از پدر و مادر يا هر دوي آنها به سنّ پيري رسيدند به آنها اف نگو و آنها را با فرياد و تندي از خود مران و به آنها سخن كريمانه بگو. اُف در لغت به هر سخني گويند كه دلالت بر انزجار و ناراحتي را بكند.
    بنابراين خداوند به ما امر مي كند كه در هنگام ناراحتي و خشم، مهار كلام را در دست بگيريم و با آنان به نيكويي سخن بگوئيم و از جادة ادب دور نشويم. البته اگر سخنان آنان بر خلاف رضاي خدا باشد نبايد از آنان پيروي كرد بلكه بايد با مهرباني و صميمانه آنها را با واقعيت آشنا كرد.
    در احكام اسلامي و فتاواي مراجع تقليد آمده است اگر عمل مستحبي با خواسته پدر و مادر سازگار نباشد فرزند موظف است خواستة آنان را بر مستحبات مقدم بدارد و چنانچه او را از آن عمل نهي كند، انجام آن بر وي جايز نمي باشد.(۴)
    حال كه با اهميت مقام پدر و مادر و دستورات آنها دردين اسلام آشنا شديم، خواهيم دانست كه اگر ما با ديد شرعي و وظيفة اخلاقي به دستورات و اوامر و نواهي آنها نگاه كنيم نه تنها دستورات و نواهي شان طاقت فرسا و سخت نمي باشد، بلكه مثل ديگر تكاليف و دستورات الهي بسيار راحت و شيرين و روح افزا خواهد شد.

    ۳٫ تجربة والدين. چراغ راه آيندة مامطلب ديگر كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه: ما به خاطر كمي سن و تجربه اي كه در اختيار داريم از مصالح و مفاسد خيلي از دستورات پدران و مادرانمان آگاهي نداريم. و معمولاً آنها هم به دلايلي از ذكر علت اوامر و نواهي شان خودداري مي كنند. اما اگر ما به جايگاه آنها برسيم و يا خود را در جايگاه آنها تصور كنيم، خواهيم فهميد كه خيلي از دستوراتشان در جهت صلاح و عاقبت به خيري ما مي باشد.
    چه بسيار افرادي كه در دوران كودكي و نوجواني به علت ندانستن وظيفه شرعي خود و يا فريب افراد شياد از دستورات والدين خود تخلف كرده و بعداً در دام ها و مفاسد ويرانگري گرفتار آمده اند.
    اگر شما به والدين خود كمال اطمينان را داشته باشيد و اين مطلب را بپذيريد كه والدين خير و صلاح شما را مي خواهند در اين صورت دستورات و نواهي و مخالفت هاي آنها بسيار راحت خواهد بود و نه اينكه راحت بلكه بسيار لذت بخش خواهد شد. دقت كنيد كه والدين ما گاهي پيام هاي محبت آميز خود را در قالب كلمات امر و دستوري بيان مي كنند و چيزي كه مهم است اين است كه زير اين امر و نهي ها، دنيايي از مهر و آينده نگري و نگراني نسبت به آينده شما پنهان است.

    راهكارهاي عمليدر جايي كه مي دانيد پيشنهاد و يا خواسته پدر و مادر تان بدون اساس و پايه است، مي توانيد:
    ۱٫ بسيار مؤدبانه و منطقي دلايل كار و فعاليت خود را براي آنها مطرح كرده و نظر آنها را نسبت به فعاليت خود تغيير دهيد.
    ۲٫ از واسطه اي امين و راز داري كه مورد تأييد والدين شما است، كمك بگيريد.
    ۳٫ هنگامي كه آنها در آرامش هستند و رابطه عاطفي شما با آنها خوب است، خواسته منطقي خود را با زيركي و شيرين بياني مطرح كنيد.
    به شيرين زباني و لطف و خوشي
    تواني كه كوهي به كاهي كشي

    ۴٫ تحمل و صبرآن چه كه از درد و رنج بعضي مشكلات مي كاهد، تقويت روحيه صبر و تحمل است. بدانيد كه دنيا به گونه اي است كه هيچ گاه خوشي و راحتي در آن هميشگي نيست و هميشه زندگي مقرون با سختي ها، مشكلات و بلاهاي مختلف است.
    انسان نمي تواند بر تمام آن چه در دنيا و اطراف اوست، تسلط پيدا كند و به اختيار خود درآورد و به گونه اي كه دلخواه و مطلوب اوست در آن تغيير ايجاد كند بلكه بسياري از عوامل خارج از اراده و اختيار وي است.
    ولي انسان مي تواند خود را تغيير دهد و با بالا بردن سطح تحمل و صبر و پايين آوردن انتظارات، خود را با محيط وفق دهد و در سخت ترين شرايط نيز منعطف باشد. اگر نمي توانيم محيط و اطرافيان را تغيير دهيم، مي توانيم خود و افكار و انديشه هاي خود را تغيير دهيم و اين بزرگترين توانايي انسان است.
    بايد با بالابردن صبر و ظرفيت تحمل مشكلات، توان و استعداد هاي نهفته خود را شكوفا سازيم و با اعتراض نكردن به تكوين و جهان و عوامل خارج از ارادة خود، خود را دچار مشكلات روحي و رواني نكنيم و با صبر و بردباري به دنبال جلب رضاي خداوند و كسب ثواب حركت كنيم.
    در اين صورت هم در دنيا از ضررهاي روحي و رواني و جسماني دور خواهيم بود و هم از ثواب اخروي بهره مند خواهيم شد.

 

پاورقی:

  1. نشريه قرآني بشارت، سال هشتم، شماره ۴۳ مهر و آبان، ص ۲۰
    ۲٫ احقاف:۱۵
    ۳٫ اسراء:۲۴
    ۴٫ مجله با معارف اسلامي آشنا شويم، دفتر تبليغات اسلامي، شماره ۵۶، سال ۲۲، زمستان ۸۲
من خيلي مادرم را دوست دارم، اما او وقتي عصباني مي شود، مرا كتك مي زند. وظيفة من چيست و چگونه بايد با او رفتار كنم؟

من خيلي مادرم را دوست دارم، اما او وقتي عصباني مي شود، مرا كتك مي زند. وظيفة من چيست و چگونه بايد با او رفتار كنم؟

پاسخ:

مقدمه: اگر پدر و مادر عصباني باشند، چهار مشكل عمده را براي خود به وجود مي آورند: الف) نامهرباني فرزند و يا مخالفت فرزند در انديشه و رفتار، با آنان. ب) از برخورد خود احساس گناه مي كنند. ج) انگيزه فرزند را براي كمك در كارها، كم مي كنند. د) برخورد بد فرزندان با والدين و اطاعت ناپذيري را همراه دارد.(۱)

قبل از عصبانيت:امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«هر كسي با چشم بغض و كينه به پدر و مادر خود كه به وي ستم كرده اند، نگاه كند، نمازش در پيشگاه الهي مقبول نيست.» قبل از اينكه كه با عصبانيت و در نهايت كتك و تنبيه جديدي از طرف مادر مواجه شويد، از روي نكات زير سه بار (در فواصل مختلف) بخوانيد و آنرا با خط خود در دفترچه يادداشت بنويسيد و سعي كنيد به نكات زير عمل كنيد.

چرا عصباني مي شود:چه چيزهايي سبب عصبانيت مادرتان مي شود؟ از خود بپرسيد مادر چرا از دست من عصباني مي شود؟ كشف علت هاي عصبانيت مادرتان مي تواند به حل اين مشكل كمك كند. وقتي اين راه ها را كشف كرديد بايد عوامل تنش زا را از مادرتان دور كنيد. رفتارتان را به گونه اي كه مادر مي پسندد و لو در ظاهر تغيير دهيد.(البته اگر او در اشتباه است) از خود بپرسيد چه وقت هايي مادرم از من عصباني مي شود آنها را ياداشت كنيد سعي كنيد شما آن موقعيت را ايجاد نكنيد.

صحبت كنيدبا مادرتان بيشتر صحبت كنيد و از مادرتان درباره كارهايي كه مي كنيد مشورت بخواهيد مانند: مادر! نظر شما درباره اين عطري كه خريدم چيست؟ به نظر شما اين لباس براي من مناسب است يا ….. تلاش كنيد با گفتگوي صميمانه، فضاي آرام تري را در خانه به وجود بياوريد. اگر مادرتان كمتر با شما حرف مي زند از او خواهش كنيد: خواهش مي كنم با حرف ها و حركاتتان به من نشان دهيد چطور مي شود مشكلاتمان را حل كنيم و فضاي آرام تري در خانه به وجود بياوريم. اگر بتوانيد اين راه را به من نشان بدهيد من تمام تلاشم را براي بهبود رفتار و نگرش خود به خرج خواهم داد. جلوي ديگران از نكات مثبت او تعريف كنيد هيچ گاه وقتي كه عصباني است از او انتقاد نكنيد در موقع عصبانيت او با سكوت و دل داري او سعي كنيد جو را آرام كنيد كاري نكنيد كه عصبانيت او شديد شود وقتي با هم صميمي هستيد از او بخواهيد انتظاراتش را يكي يكي براي شما بشمارد.

درك متقابلهمان طور كه انتظار داريد شما را درك كند وضعيت مادرتان را درك كنيد. بايد به او بفهمانيد كه او را درك مي كنيد. مشكلاتي كه احياناً متوجه اوست را خوب مي فهميد و آماده ايد كه براي رفع مشكلات به او كمك كنيد.

ابراز علاقه و احترامعلاقه و احترام خود به مادرتان را ابراز كنيد. اين ابراز علاقه را مي توانيد با هديه در روز تولد يا سالروز ازدواجشان تكميل كنيد. به گونه اي به او احترام بگذاريد كه او از شما به خاطر رفتارش شرمنده نشود بلكه به تفكر در اين باره وادار شود. براي ابراز علاقه از عباراتي كه دختران همكلاسي نسبت به مادرشان به كار مي برند مي توانيد استفاده كنيد، مانند مادر! من شما را خيلي دوست دارم، ……، در مواجهه با عكس العمل مادر كه بگويد چطور شد تغيير كردي بايد بگويي من بايد از تجارب شما استفاده كنم و اشتباهاتم را برطرف كنم. شما هر چه كنيد جز خير و صلاح من چيزي نمي خواهيد. بايد ابراز اين مسايل را با دقت و مديريت انجام دهيد. در شرايطي كه او عصباني است اين حرف ها سودمند نخواهند بود قبل از عصباني شدن مادرتان اين احساس را در او به وجود آوريد كه او را دوست داريد. به پاس محبت هاي مادرتان براي او هديه اي بخريد. اگر خيلي سريع عصباني مي شود و عصبانيت هاي او بي مورد است در مواقعي كه با هم صميمي هستيد سعي كنيد او را متقاعد سازيد كه براي آرامش بيشتر و كنترل هيجان هايش از مشاوره حضوري استفاده كند.

طفره نرويدشنونده خوبي باشيد، بايد به حرف هاي مادرتان خوب گوش كنيد و ببينيد مادر از شما چه مي خواهد؟!
چند ثانيه(ده تا ۱۵ ثانيه بيشتر طول نكشد) پس از شنيدن دستور مادرتان، بله بگوييد(۲) و هرگز طفره نرويد، طفره رفتن يعني تمايل به تعويق انداختن مداوم كارها به زماني در آينده كه انگار هيچ وقت فرا نمي رسد. ممكن است دير جواب دادن شما باعث عصبانيت مادرتان شود.

تغيير رفتاردستورات مادر را اجرا كنيد مگر در مواردي كه خلاف شرع باشد. بايد بر سختي ها غلبه كنيد و رفتار خود را تغيير دهيد همه مشكلات را از عصبانيت مادرتان نبينيد. اگر او فردي عصبي است او را كمك كنيد كه هنگام عصبانيت خود را كنترل كند. رفتار كمكي شما، رفتار عصبي مادر را كاهش خواهد داد. از پدر يا نزديكان خود مثل برادر يا خواهر بخواهيد هنگام عصبانيت او واسطه شوند و با يك ليوان آب سرد، تغيير وضعيت او، و سخنان آرام بخش او را آرام سازند.

تغيير وضعيت هنگامي كه مادرتان عصباني مي شود بهترين راه اين است كه از دسترس او دور باشيد يا اين كه پدر يا برادر يا كسي ديگر بين شما واسطه باشد. براي اين كه خودتان عصباني نشويد نيز بايد به چند نكته توجه كنيد: الف) اگر نشسته ايد بلند شويد و قدم بزنيد و اگر سر پا هستيد بنشينيد. ب) مكان خود را تغيير دهيد. ج) دست و صورت خود را با آب بشوييد و اگر امكان دارد وضو بگيريد و …..

تغيير باور منطق خشم و عصبانيت و پرخاشگري، منطق تفاهم و صلاح انديشي نيست. در چنين شرايطي فهم و عقل و انديشه كارايي خود را از دست خواهد داد و به آشفتگي ها خواهد افزود.(۳) داد زدن و نق نق كردن و تهديدكردن در هنگامي كه عصباني هستيد باعث وخيم تر شدن اوضاع مي شود. پس عصباني نشويد و بدانيد كه براي تغيير يك فرد و يا يك ملت بايد اول محور افكار او را تغيير داد.(۴) سعي كنيد اول اين تغيير را در خودتان به وجود بياوريد و بعد افكار مادرتان را نسبت به خودتان بهبود بخشيد.(انكار گذشته او را نسبت به خودتان تصحيح و اصلاح و تعديل كنيد)

احساس مسوليتمعمولا در خانواده هايي كه هر كس در جايگاه خود، نقش خود را ايفا مي كند مشكلات كمتري ايجاد مي شود، ابتدا جايگاه و نقش خودتان را در خانواده بشناسيد و براي خود مسوليت قايل شويد و احساس مسئوليت كنيد، مسئوليت پذيري شما باعث جلب اعتماد مادرتان به شما خواهد شد، از اين رو در برخوردش با شما تجديد نظر خواهد كرد.

هنگام عصبانيتهنگامي كه عصباني هستيد به نكات زير عمل كنيد: شما مي توانيد وقتي با مادرتان صميمي هستيد اين روشهارا به او آموزش دهيد.
الف) خود را از صحنه دور كنيد، بدون اين كه جنجالي بيافرينيد يا داد و فرياد كنيد به جاي ديگري برويد.
ب) درباره چيزي كه شما را عصباني كرده براي لحظه اي فكركنيد.
ج) چشمان خود را ببنديد و چند نفس عميق بكشيد.
د) پس از اين كه عصبانيت شما كمتر شد علت عصبانيت و اشتباهات خود را در برگه اي يادداشت كنيد.
هـ) ورزش را از ياد نبريد. بويژه براي تقويت اعتماد به نفس و براي غلبه بر عصبانيت پياده روي كنيد.
و) كارهاي هنري انجام دهيد، به پرورش گل بپردازيد.

 

پاورقی:

  1. كنت ونيگ، چگونه كودكان را با خود همراه كنيم، ترجمه دكتر مهدي تهراني دوست، انتشارات سنا، اول، ۸۲، ص ۱۴ با تغيير و تلخيص.
    ۲٫ همان، ص ۳۱٫
    ۳٫ صادقي اردستاني، احمد، نيازهاي جوانان انتشارات خرم، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۷۷٫
    ۴٫ تقي زاده، محمد احسان، باد بي آرام نوجواني، انتشارات يكتا، چاپ اول، ص ۱۲۳٫
وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟

وظيفه فرزند نسبت به پدر شراب‏خوار چيست؟

پاسخ:

در چنين شرايطي نهي از منكر واجب است و اقدام و قداست آنان نه تنها مانع نهي از منكر نيست؛ بلكه لزوم آن را بيشتر مي‏كند، زيرا اين مسأله خدمتي به آنان و اداي حقوق واجب ايشان نيز مي‏باشد؛ ليكن چگونگي نهي از منكر بايد توأم با اقدام و منطق صحيح باشد، ولي در صورتي كه زير بار نروند مالك اين گونه مواد نيستند و بايد آنها را از بين برد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست