مجموعه فرزندان، وظایف والدین:

از ديدگاه اسلام، وظيفه پدر و مادر در قبال فرزند چيست؟
آيا همه خواسته هاي كودك را با توجه به وسايل چشم گير امروزه و عدم توانايي مالي در هر مرحله اي كه باشد بايد بر آورده گردد يا نه؟
برخي والدين به جاي انتخاب نام هاي خوب مانند اسامي پيامبران و امامان و بزرگان، اسامي من درآوردي و بيمعني ميگذراند، آيا اينگونه اسمگذاري اشكال دارد يا خير؟
پدر و مادر در دوران بارداري چه وظيفه‏اي براي مراقبت از فرزند خود دارند؟
چرا خانواده ها بيشتر به پسر اهميت مي دهند و اگر كسي پسر نداشته باشد مي گويند آخر و عاقبتي ندارند؟
طريقه نامگذاري اولاد را بيان فرماييد.
عاق والدين چيست؟ آيا فرزند هم مي تواند والدين را عاق كند؟
فرزندي كه پسر است و به حد بلوغ رسيده است و ازدواج نموده وداراي چند فرزند شده و به حرف پدر و مادرش گوش نمي‌كند و واجبات را بجا نمي‌آورد و حتي نمازهاي يوميه را نمي‌خواند، وظيفه پدر و مادر كه در خانه زندگي مي‌كنند و يا جدا از هم چيست؟
از ديدگاه اسلام، وظيفه پدر و مادر در قبال فرزند چيست؟

از ديدگاه اسلام، وظيفه پدر و مادر در قبال فرزند چيست؟

پاسخ:

نخست شايسته است از همه كساني كه علاقه مند به شناخت معارف ديني و تربيتي هستند، به خصوص آناني كه پرسش هاي خود را در اين زمينه مطرح مي كنند تشكر نماييم. انتظار اين است كه همه مسلمانان ـ بويژه پدران و مادران كه بار سنگين تربيت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف ديني و اسلامي و شناخت مسؤوليت خود در اين مورد بيشتر توجه كنند.
واقعيت اين است كه هيچ گاه انسان خالي از وظيفه نيست و در هر زمان و مكان و هر شرايطي كه باشد يك سري تكاليف ـ اعم از وظايف ديني، خانوادگي و اجتماعي ـ گريبان گير اوست. چنان كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته»(۱) همه شما در حيطه قدرت و سرپرستي خود نسبت به افرادي كه اداره امور آنان را به عهده داريد، مسؤول هستيد. البته مسؤوليت انسان با توجه به گستره قدرت و فرمانروايي اش متفاوت است.
پس از اين مقدمه كوتاه، به شرح مختصر وظايف پدر و مادر در قبال فرزندان مي پردازيم. ذكر اين نكته ضروري مي نمايد كه با توجه به تعدد وظايف والدين و كثرت آيات و رواياتي كه در اين زمينه وجود دارد، فقط به برخي از آن ها اشاره مي شود.

۱٫ تربيتنخسين وظيفه والدين در قبال فرزند تربيت درست او است كه در آيات و روايات، مكرر بدان تأكيد شده است. خداوند متعال در مورد اصل وظيفه والدين و اهميت تربيت ديني خانواده چنين مي فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكمْ وَأَهْلِيكمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ(۲). اي كساني كه ايمان آورده ايد، خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است نگه داريد، آتشي كه فرشتگاني بر آن گمارده شده اند كه خشن و سختگيرند».
ممكن است منظور از آتش در ا ين آيه، اعم از آتش دنيا و آخرت باشد كه در اين صورت ورود در اختلاف ها، ارتكاب جرايم و گناهان و… را نيز شامل مي شود كه بايستي خانواده را از آن ها باز داشت و اين امر مهم فقط از طريق تربيت درست امكان پذير است.
بنابراين، والدين ضمن حفظ خويشتن از عذاب اخروي كه با عبادت و دوري از گناه مسير است، وظيفه دارند كه فرزندانشان را به گونه اي تربيت نمايند كه از آتش ترسناك جهنم نجات يابند.
رواياتي كه در زمينه تربيت فرزند وجود دارند متعدد هستند. از جمله روايت معروفي از رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده كه فرمود:
«فرزند سه حق بر پدر دارد: اول انتخاب نام نيكو، دوم كتابت، نوشتن و سواد آموزي، سوم ازدواج، زماني كه فرزند بالغ شد.»(۳) در روايت ديگري از اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ آمده است: «حق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكويي برايش انتخاب كند و او را نيكو تربيت نمايد و قرآن را به او ياد بدهد».(۴)
از اين روايات به روشني استفاده مي شود كه تربيت فرزندان از مهم ترين وظايف والدين است. امروزه تربيت فرزند از مشكل ترين مسايل اجتماعي و خانوادگي جوامع مختلف است، چون زمينه انحراف فرزندان ـ بخصوص جوانان و نوجوانان ـ فراوان است. خانواده اي سعادتمند است كه بتواند فرزندانش را براساس برنامه هاي ديني و اسلامي تربيت نمايد.

۲٫ انتخاب نام نيكوپس از تولد نوزاد، اولين وظيفه والدين انتخاب نام خوب براي فرزند است. نام خوب و سازگار با فرهنگ اسلامي از نظر تربيتي اهميت فراوان دارد، چون نامي كه والدين براي فرزند انتخاب مي كنند تا آخر عمر همراه او است و به همان نام خوانده مي شود. پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در اين زمينه فرمود كه يكي از از حقوق فرزند بر پدر و مادر، برگزيدن نام نيكو براي اوست.
نام نيكو، نامي است كه با فرهنگ اسلامي ـ بخصوص فرهنگ شيعي ـ سازگار باشد. مانند نام ها، القاب و اوصاف امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ . سيره پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و علي ـ عليه السلام ـ در نامگذاري فرزندانشان ـ بخصوص امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) ـ بيانگر اهميت اين موضوع است.
بنابراين، لازم است كه پيروان و شيعيان معصومان ـ عليهم السلام ـ هم از آن ها تبعيت كنند و به انتخاب نام فرزند اهميت داده نامي را برگزينند كه با فرهنگ تشيع سازگار باشد.

۳٫ تعليمآموزش فرزند و باسواد كردن او از وظايف ديگر والدين است كه در حديثي از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و علي ـ عليه السلام ـ بدان تأكيد شده است.
پدر و مادر مسئوليت دارند تا در جهت باسواد ساختن فرزند، اعم از دختر و پسر، تلاش نمايند. والدين مي بايست زمينه مدرسه رفتن فرزند را فراهم نمايند تا از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند.
هر چند امروزه آموزش كودكان جامعه در مدارس انجام مي گيرد و معلمان دلسوزي به اين كار مشغول هستند، ولي پدر و مادر نبايد نسبت به تربيت فرزند مدرسه اي خود بي تفاوت باشند. همكاري خانه و مدرسه و نظارت والدين در فعاليت هاي آموزشي كودكان در اين امر تأثير فراوان دارد.

۴٫ ازدواجيكي از وظايف ديگر پدر و مادر فراهم ساختن زمينه ازدواج فرزند است. نياز جسمي و رواني انسان به ازدواج پس از بلوغ روشن است و زمينه اين كار را بايد پدر و مادر فراهم سازند.
ازدواج آثار تربيتي فراواني دارد و جوانان به وسيله آن از بسياري از انحرافات و مفاسد فردي و اجتماعي محفوظ مي مانند. خداوند متعال خلقت زن و مرد و ازدواج را از نشانه هاي قدرت و عظمت خود معرفي كرده است، آن جا كه مي فرمايد: وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكم مِّنْ أَنفُسِكمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِك لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكرُونَ(۵). «و از آيات و نشانه هاي خدا اين است كه از خود شما براي شما جفت هايي آفريد تا بدان ها بياراميد و در ميان شما دوستي و مودت و مهر برقرار ساخت. در اين نكته نشانه هايي است براي آن گروهي كه مي انديشند».
آيات و روايات در اين زمينه زياد است و از مجموع آن ها به دست مي آيد كه ازدواج از مسايل اساسي زندگي بشر است و پدر و مادر بايد در اين زمينه اقدام نمايند. پس ديگر وظيفه مهم والدين در قبال فرزند، ازدواج او در هنگام جواني است.

۵٫ فراهم ساختن محيط مناسب تربيتيمحيط خانواده در رشد ابعاد گوناگون كودك نقشي اساسي دارد، چون كودك نخستين بار در محيط خانه با دنياي بيرون آشنا مي شود و از اطرافيان خود مسايل را ياد مي گيرد.
پدر و مادر اولين مربياني هستند كه با كودك ارتباط برقرار مي كنند. از اين رو مي بايست زمينه مناسب را براي فراگيري معارف ديني فرزند فراهم سازند. والدين منبع همه مفاهيم، افكار، مهارت ها و گرايش هاي كودك هستند، به گونه اي كه رشد و تكامل و فهم و ادراك كودك در سال هاي اول زندگي از اين طريق شكل مي گيرد.(۶)
والدين غير از تأمين نيازهاي زندگي و رفع نيازهاي جسماني فرزند، موظفند محيط سالمي نيز از نظر تربيتي براي او پدپد آورند. زيرا كودك تمام رفتارهاي كوچك و بزرگ پدر و مادر را درست تلقي كرده از آن ها تقليد مي كند. به اين ترتيب، لازم است كه والدين محيطي مساعد، براي تربيت و پرورش هر چه بهتر فرزند فراهم نمايند.(۷)

۶٫ محبت به فرزنديكي از نيازهاي اساسي انسان از نظر رواني، نياز به محبت و برخورداري از عواطف ديگران است. اين نياز در سال هاي اول زندگي و دوره كودكي بسيار شديد و پاسخ گفتن بدان از ضروريات است.
بر اين اساس، پدر و مادر لازم است كه اين نياز رواني و عاطفي او را بر طرف سازند. وظيفه پدر و مادر نسبت به فرزند تنها در تأمين نيازهاي مادي و جسماني او خلاصه نمي شود، بلكه مهم تر از آن تأمين نيازهاي روحي و عاطفي كودك است. زيرا طبيعت كودك چنين اقتضا دارد كه او را دوست بدارند و به او محبت بورزند و كانون گرم و اطمينان بخشي را برايش پديد آورند تا در پرتو آن با دنياي پر جاذبه بيرون آشنا گردد. اكسير محبت و دوستي درمان بسياري از نگراني ها و بيماري هاي روحي و رواني و حتي جسماني كودك است.(۸)
در احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نيز بر محبت به فرزند بسيار تأكيد شده است. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «احبوا الصبيان و ارحموهم»(۹) كودكان را دوست بداريد و به آن ها محبت ورزيد. در روايت ديگري از امام صادق ـ عليه السلام ـ به حكايت از حضرت موسي چنين آمده است: «موسي بن عمران گفت: پروردگارا، كدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن كودكان، زيرا فطرت آنان را بر فطرت و يگانگي خودم آفريده ام.»
از اين گونه روايات فراوان است و از آن ها فهميده مي شود كه يكي از وظايف مهم والدين محبت و دوستي با فرزند است. كودك در اثر محبت پدر و مادر احساس امنيت مي كند و اين را درك مي نمايد كه پشتوانه قوي در زندگي دارد. از اين رو، چنين كودكاني اعتماد به نفس پيدا مي كنند و افراد مستقل و با اراده اي بار مي آيند.
تا اين جا به برخي وظايف والدين در قبال فرزند اشاره شد، اميد است كه مورد استفاده مربيان، پدران و مادران عزيز قرار گيرد. البته وظايف والدين بيش از اين ها است و روايات فراواني هم در اين زمينه وجود دارد. ولي چون در اين جزوه بنابر اختصار بود، فقط به يك سؤال پاسخ داده شد. ادامه بحث در فرصت هاي ديگر پيگيري خواهد شد، انشاء الله.

 

پاورقی:

  1. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۸، ح۳۶٫
    ۲٫ تحريم : ۶، ترجمه، مکارم شيرازي، ناصر.
    ۳٫ بحارالانوار، همان، ج۶، ص۲۴٫ محجة البيضاء، ج۲، ص۶۶٫
    ۴٫ نهج البلاغه، کلمات قصار، ش۳۳۹٫
    ۵٫ رم : ۲۴٫
    ۶٫ شعاري نژاد، روان شناسي رشد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵۸ـ ۳۶۶٫
    ۷٫ اميني، ابراهيم، آيين تربيت، ص۱۰۱٫
    ۸٫ جوادي طبسي، محمد، حقوق فرزندان در مکتب اهل بيت(ع)، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۶ش، ص۸۱٫
    ۹٫ فروع کافي، ج۶، ص۴۹٫
آيا همه خواسته هاي كودك را با توجه به وسايل چشم گير امروزه و عدم توانايي مالي در هر مرحله اي كه باشد بايد بر آورده گردد يا نه؟

آيا همه خواسته هاي كودك را با توجه به وسايل چشم گير امروزه و عدم توانايي مالي در هر مرحله اي كه باشد بايد بر آورده گردد يا نه؟

پاسخ:

بعضي از پدر و مادرها از روي محبت و علاقه به كودكان خود، همه خواسته هاي آن ها را بدون چون و چرا و به هر قيمتي كه شده برآورده مي كنند و هر چه آن ها خواستند برايشان فراهم مي سازند و معتقدند كودك هر چه خواهد بايد در اختيارش قرار داد و نبايد اجازه داد او ناراحت شود و احساس كمبود كند. درحاليكه “نه گفتن” به كودك و ايجاد مانع در برابر بعضي از خواسته هاي او حتي با داشتن توان مالي و القاي اين احساس كه هر چه را بخواهي نمي تواني داشته باشي، لازم و ضروري به نظر مي رسد. زيرا كودكاني كه همه خواسته هاي آن ها برآورده مي شود در آينده طاقت هيچ گونه كمبودي را در زندگي ندارند در برابر مشكلات و سختي هاي زندگي مقاوم و صبور نيستند و افرادي پر توقع و ضعيف النفس خواهند بود. پدر و مادر خوب، پدر و مادر هايي نيستند كه به تمامي خواسته هاي فرزند خود پاسخ “آري” مي دهند. به همان ميزان كه پاسخ ندادن و بي توجهي به نيازهاي اساسي و منطقي كودك آسيب هاي رواني فراواني به كودك و شخصيت او وارد مي كند، برآوردن همه خواسته هاي كودك نيز براي او در آينده مسائل زيادي را ايجاد مي كند.
كودك بايد طوري تربيت شودكه آمادگي رويارويي با فراز و نشيب هاي روزگار را داشته باشد، او بايد بياموزد هميشه نمي تواند به هر آن چه كه مي خواهد دست يابد. او بايد بداند كه زندگي، خوشي و ناخوشي دارد. كسي كه هميشه منتظر خوشي است، ناخوشي برايش بسيار سنگين تمام مي شود.
كودكي كه تمام خواسته هايش تمام و كمال اجرا مي شوند، وقتي با يك مانع جدي برخورد مي كند كه او را از رسيدن به خواسته هايش دور يا محروم مي نمايد، ممكن است عكس العمل مناسب و به هنجار نداشته باشد. در اين وضعيت او به دنبال كسي مي گردد كه نقش پدر و مادر را برايش ايفا كند. قطعاً چنين شخصي در زندگي اجتماعي و زناشويي، شخصيت قدرتمند و منطقي نخواهد داشت. او طعم تلاش و پشتكار براي رسيدن به اهدافش را نچشيده و آن را تجربه نكرده و پدر و مادر هرگز زمينه كوشش و استقامت و صبر در راه رسيدن به هدف را براي او ايجاد نكرده اند.
آيا پدري كه با افتخار مي گويد در طول زندگي هيچ گاه به دخترش “نه” نگفته است و يا مادري كه با كمال خرسندي اعلام مي دارد هرگز اجازه نداده فرزندش در زندگي احساس كمبود كند، راه تربيتي درستي را پيموده اند.
مسلماً كسي كه براي بدست آوردن خواسته هايش حتي صبر كردن را نياموخته، ارزش بسياري از داشته هاي خود را نمي داند و از همه بدتر اين كه، بسياري از توانايي هايش به ظهور نمي رسد و در واقع رشد رواني ـ اجتماعي او آسيب جدي مي بيند. چشيدن ناكامي و تأخير در رسيدن به بعضي خواسته ها باعث مي شود شخصيت كودك به خوبي شكل گيرد و در نوجواني و جواني و بزرگسالي، فردي منطقي و قدرتمند باشد.(۱)
بنابر اين ايجاد تعادل در برآوردن خواسته هاي كودك و عدم افراط و تفريط از طرف پدر و مادر بسيار مهم و ضروري مي باشد. شايد بتوان اين نكته تربيتي را از روايات ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ برداشت نمود. امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ در حديثي مي فرمايند: «شرّ الآباء من دعاه البّر الي الافراط…»(۲) بدترين والدين كساني هستند كه نيكي كردن آن ها را به زياده روي وا دارد. واضح است از مصاديق افراط در نيكوكاري و مهرباني، برآوردن همه خواسته هاي كودك مي باشد.

 

پاورقی:

  1. مجموع مطالب اقتباس از: سایت همشهری آنلاین www.hamshahrionline.ir 17 دی ۱۳۸۶ مقاله نه گفتن به بچه ها، محمود هندی پور.
    ۲٫ محمدی ری شهری، حکمت نامه کودک، انتشارات دارالحدیث، ۱۳۸۵٫
برخي والدين به جاي انتخاب نام هاي خوب مانند اسامي پيامبران و امامان و بزرگان، اسامي من درآوردي و بيمعني ميگذراند، آيا اينگونه اسمگذاري اشكال دارد يا خير؟

برخي والدين به جاي انتخاب نام هاي خوب مانند اسامي پيامبران و امامان و بزرگان، اسامي من درآوردي و بيمعني ميگذراند، آيا اينگونه اسمگذاري اشكال دارد يا خير؟

پاسخ:

حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در مورد نامگذاري فرزندان ميفرمايند: «حق الولد علي الوالد اَن يحسّن اسمه» يعني (يكي) از حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو براي او انتخاب نمايد.
با توجّه به اين حديث ميتوان گفت كه بر پدران لازم است كه نام كودك خود را نيكو انتخاب كنند و از نامگذاري فرزندان به اسامي من درآوردي اجتناب ورزند بويژه اسامي كه موجب بياحترامي و توهين به كودك ميشود و در بزرگسالي مورد تمسخر قرار ميگيرد. همچنين بزرگان دين فرمودهاند كه بهتر است نام ائمه ـ عليهم السّلام ـ را براي فرزندان خود برگزيند. البتّه اين نكته قابل تذكر است كه ناميدن فرزند به برخي اسامي بيمعني و من درآوردي كه موجب هتك حرمت فرزند نشود از جهت شرعي اشكالي ندارد هر چند كه ترك آن بهتر است و از طرف ديگر نامگذاري با اسمهايي كه موجب هتك حرمت كودك شود از جهت شرعي اشكال دارد به اضافه اينكه از جهت اخلاقي و اجتماعي نيز ناصحيح است.

منبع:نرم افزار پاسخ

 

پدر و مادر در دوران بارداري چه وظيفه‏اي براي مراقبت از فرزند خود دارند؟

پدر و مادر در دوران بارداري چه وظيفه‏اي براي مراقبت از فرزند خود دارند؟

پاسخ:

وظايف پدر و مادر در دوران بارداري عبارت است از:

 

T}الف) وظايف مادر: {T

۱- آرامش روحي و حالات معنوي مادر از ضروريات اين دوران است. خواندن و شنيدن قرآن، دعا و مناجات، مطالعه مطالب اميد بخش و ارزنده، تفريحات سالم، پياده روي و قدم زدن در مكان‏هاي خوش آب و هوا و ديدن منظره‏هاي زيبا، تأثير به سزايي در ايجاد اين آرامش و معنويت دارد؛

۲- دوري از گناه (غيبت، سخن‏چيني، دروغ و ….) و غذاهاي حرام و شبهه‏ناك؛

۳- داشتن تغذيه سالم و برنامه صحيح و منظم غذايي؛

۴- در طول اين دوران، لازم است مادر زير نظر يك پزشك متعهد و متخصص زنان باشد و از مصرف خودسرانه داروها خودداري كند.

 

T}ب ) وظايف پدر: {T

پدر در همه اموري كه بيان شد، نقش مهمّي را بر عهده دارد. مرد بايد با حمايت‏ها و مراقبت‏هاي مستمر خود، همسرش را ياري كند و با ايجاد اميد و دلگرمي در او، زمينه مناسبي را براي پرورش جنين فراهم سازد. از ابتدايي‏ترين وظايف پدر و مادر در قبال نوزاد، انتخاب نام نيكو، عقيقه نمودن (قرباني كردن) و ختنه كردن پسران است.

چرا خانواده ها بيشتر به پسر اهميت مي دهند و اگر كسي پسر نداشته باشد مي گويند آخر و عاقبتي ندارند؟

چرا خانواده ها بيشتر به پسر اهميت مي دهند و اگر كسي پسر نداشته باشد مي گويند آخر و عاقبتي ندارند؟

پاسخ:

خواهر محترم. از ديدگاه اسلام هيچ فرقي بين زن و مرد نيست. خداوند متعال در قرآن كريم به مرد و زن هر دو خطاب مي كند و خواستار هدايت هر دوي آنهاست. و براي تكامل و پيشرفت انساني و معنوي، اسلام هيچ فرقي بين زن و مرد نمي گذارد.(۱) خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي(۲) (تباه ننمايم كار هر عمل كننده اي را از شما، مرد (باشد) يا زن) بنابراين هر انساني كه براي تكامل تلاش كند، خداوند متعال او را به هدفش مي رساند.
خداوند متعال در محيط زندگي اجتماعي هم، بين مرد و زن عدالت برقرار كرده است. البته خوب مي دانيد كه خداوند متعال، براي مصلحت هايي كه براي جامعة انساني لازم است، انسان ها را دو جنسي آفريده و تفاوت هايي بين آنها قرار داده است كه اين تفاوت ها، براي ادارة نظام انساني ضروري است، و اسلام با در نظر داشتن اين تفاوت ها عدالت را برقرار كرده است.
هر كس به خوبي درك مي كند كه بايد تفاوت ها در برخورد با دختر و پسر رعايت شوند، عدالت بين دختر و پسر اين نيست كه با هر دو به گونه اي مساوي رفتار شود، مثلاً براي هر دو مانتو و يا كت و شلوار بخرند. بلكه عدالت اين است كه براي دختر، مانتو و براي پسر، كت و شلوار خريد.(۳) شايد از اين اختلاف در برخوردها، اين طور به ذهن برسد كه پدر و مادرها پسر را بيشتر دوست دارند. پدر و مادر پسر را بايد آماده تحمل مسؤوليت ادارة يك خانواده و تأمين احتياجات زن و فرزندان آينده كنند. بايد شرايط اشتغال و كسب و كار او را فراهم كنند. و دختر را براي شوهر داري و تربيت فرزندان آماده كنند. اگر پدر و مادرها، در عين حاليكه تفاوت ها را رعايت مي كنند واقعاً عدالت را در برخوردها رعايت نمي كنند بايد به نحوي آنها را متوجه كرد، با آنها صحبت كرد و آنها را متوجه عملكردشان نمود.
خواهر محترم، اين كمبودها و بي عدالتي ها، هرگز به اين معني نيست كه انسان، از پيشرفت و تكامل محروم است. خيلي از بزرگان بوده اند كه با بودن اين بي عدالتي ها سعي و تلاش كردند و به مقاماتي دست يافتند كه آنهايي را كه در حق آنها كوتاهي مي كردند شرمنده نمودند.
متأسفانه در برخي خانواده ها و فرهنگ ها، به پسر بيشتر اهميت مي دهند. پسر را مايه عاقبت و پسر نداشتن را بي عاقبتي مي دانند. اين تفكر و ديدگاه، ديدگاه تازه اي نيست. قبل از اسلام نيز اين ديدگاه بر جامعه بشري حاكم بود. تا آنجا كه دختردار شدن مايه ننگ محسوب مي شد و شخص بي پسر را دنباله بريده و ابتر مي دانستند. حتي به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز چنين زخم زبان هايي را زدند. اما اسلام تمام اين كوته بيني ها را مورد نقد قرار داده و در جاي جاي قرآن و احاديث، در مورد مقام و منزلت والاي دختران سخن گفته است.
امروز نيز برخي خانواده ها به شكل نويني به اين انديشه هاي باطل دامن مي زنند و گاه عملاً ارزش دختر را از پسر كمتر مي پندارند. در حالي كه در روايات دختردار شدن مايه سعادت خانواده ها محسوب مي گردد و جايگاه رفيع دختران را هيچ پسري پر نمي كند.

 

پاورقی:

  1. جوادي آملي، عبدالله ، زن در آيينة جمال و جلال، نشر اسراء، اول، ۱۳۷۵، ص ۹۱٫
    ۲٫ قرآن كريم، سورة آل عمران، آية ۱۹۵٫
    ۳٫ قائمي، علي، اسلام و تربيت دختران، انتشارات اميري، دهم، ۱۳۸۳، ص ۳۸٫

 

طريقه نامگذاري اولاد را بيان فرماييد.

طريقه نامگذاري اولاد را بيان فرماييد.

پاسخ:

در شرايط كنوني كه نامهاي بيگانه در جامعه ما رواج يافته و هر نام بار فرهنگي خاصي را به همراه دارد، ‌توجه به فرهنگ نامگذاري با رويكرد اسلامي يكي از موضوعات بسيارمهم و قابل توجه در حوزة ‌مسايل تربيتي است. چه خوب است كه در اين زمينه اهميت نامگذاري، آثار رواني و تربيتي نام و شيوة نامگذاري در فرهنگ اسلامي را به اختصار يادآور شويم.

اهميت نامگذاري.نام و نامگذاري در فرهنگ عمومي جايگاه ويژه‌اي دارد. وجه تمايز انسانها از يكديگر اين است كه با اسم از يكديگر شناخته مي‌شوند. در فرهنگ اسلام نيز نامگذاري و انتخاب اسم از يك ويژگي خاص برخوردار است. آيين و مراسم نامگذاري و انتخاب نوع اسم در اسلام، يك روش ارزشمند به شمار مي‌رود.(۱)
از نظر تربيتي و روان شناختي نيز نام، بر رفتار و شخصيت فرد اثر گذاشته و در سلامت رواني و عزت نفس وي مؤثر است.

شيوة نامگذاري در فرهنگ اسلامي.در اسلام توصيه شده است از اولين روزي كه كودك به دنيا مي‌آيد تا سه روز بايد برايش نام گذاشته شود. و حتي در برخي موارد مي بينيم كه سيره و روش بزرگان دين ما نامگذاري فرزندان از قبل از تولد بوده است. سيرة عملي ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ راهنماي بسيار خوبي است كه مي‌توان با توجه به آن فرهنگ نامگذاري صحيح را در جامعه ترويج نمود.
رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ هنگام نامگذاري كودك، ابتدا اذان به گوش راست او و سپس اقامه به گوش چپ كودك مي‌خواند و آن گاه نام كودك را انتخاب مي‌نمود. در روايات خطاب به والدين آمده است كه بهترين و زيباترين نام را براي فرزندان خود برگزينيد و از انتخاب نامهاي زشت و مسخره آميز و ناپسند پرهيز كنيد.(۲) به همين خاطر اسلام يكي از وظايف پدرو مادر را نسبت به فرزند، انتخاب نام شايسته قرار داده است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «اوّلُ ما يبرّ الرّجلُ ولدهُ ان يسميه باسمٍ حسنٍ فليحسنَ احدُكُم اسمَ ولدِهِ».(۳) اولين قدم خوبي كه انسان بر مي‌دارد اين است كه نام نيك به فرزند خود بگذارد. پس در اين كار نيك كوتاهي نكنيد.
بزرگان دين ما در مورد نامگذاري فرزندانشان كه يكي از شئون تربيت است، سعي داشتند كه فرهنگ شيعه زنده بماند، در اين مسير از هر فرصتي استفاده مي‌كردند. از جمله نامهاي قهرمانان و بزرگان شيعه را براي فرزندان خود انتخاب مي‌كردند، و علاقمندان به خاندان رسالت نيز از آنها پيروي مي‌نمودند، بر همين اساس، در ميان فرزندان امامان، نامهاي محمد، علي، احمد، فاطمه، حسن، حسين، خديجه، زينب و زيد به طور مكرّر ديده مي‌شود. دشمنان اسلام و اهلبيت در صدد نابودي فرهنگ و ارزشهاي شيعه بودند. امّا امامان، نامهاي قهرمانان شيعه را بر فرزندان خود مي‌گذاشتند تا فرهنگ شيعه و سيرة بزرگان زنده بماند.
گاهي در ميان فرزندان يك امام، مثلاً امام كاظم و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ يك نام براي دو فرزند، تعيين مي‌شد. منتهي براي اينكه اشتباه نشود با كلمة صغري وكبري مشخص مي‌گرديد. مانند فاطمه كبري و فاطمه صغري. و يا در مورد فرزندان امام حسين ـ عليه السّلام ـ سه نفر از آنها به نام «علي» بود كه عبارتند از: علي اكبر، علي اوسط، علي اصغر.
روزي مروان بن حكم به امام سجاد ـ عليه السّلام ـ گفت: نام تو چيست؟ امام سجاد فرمود: نام من علي است، نام برادرت چيست؟ امام فرمود: نام او نيز علي است. مروان گفت: اوه! علي، علي چه خبر است؟ مثل اينكه پدرت تصميم گرفته نام همه پسرانش را علي بگذارد.
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: به حضور پدرم آمدم و سخن مروان را به اوگزارش دادم. پدرم فرمود: اگر خدا برايم صد پسر عطا كند، دوست دارم نام همة آنها را بدون استثناء علي بگذارم.
سيرة رسول گرامي اسلام اين بود كه: اگر نام كسي و يا شهري زشت بود، اقدام به تغيير آن مي‌كرد و نام بهترين براي آن انتخاب مي‌فرمود.

تأثير اسم در شخصيت فرزندشخصي به امام صادق ـ عليه السّلام ـ عرض نمود: جانم به فدايت، ما اسامي شما و پدران شما را بر فرزندانمان مي‌گذاريم، آيا اين كار براي ما سودمند هست؟ امام در جواب فرمود: بلي، به خدا سوگند! و آيا دين غير از حب و دوست داشتن ما اهل بيت است؟ ….
يكي از اين فوايد مي تواند تأثير در شخصيت و منش فرد باشد. به اين صورت كه نامگذاري و انتخاب نام شايسته، اظهار محبت به كودك و بزرگداشت او به حساب مي‌آيد كه در ايجاد عزت نفس آنها مؤثر است،
انتخاب اسم براي فرزندان نشاندهندة فرهنگ و تمدن جامعه است. بنابراين در شرايط كنوني بايد در جامعه تبليغ شود تا والدين، اسامي اسلامي براي فرزندانشان انتخاب كنند.

تأثير اسم در روابط اجتماعي و دوست يابي كودك.افرادي كه اسم زيبا و شايسته دارند، زودتر در جمع دوستان پذيرفته مي‌شوند و در روابط اجتماعي خود موفق‌ترند. امّا افرادي كه نامهاي زشت و ناپسند دارند، مورد نفرت ديگران واقع شده و باعث مي‌شود كه در خانواده، مدرسه و حتي در دروان بزرگسالي كمتر مورد پذيرش ديگران واقع شوند.
اميد است شما برادر گرامي به عنوان مبلغ و كسي كه با پدران و مادران ارتباط داريد، بتوانيد در فرهنگ‌سازي اسامي و تبيين آثار تربيتي و روان شناختي آن، نقش مؤثري ايفا نماييد.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ از پدران خود نقل فرموده‌اند: رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيوسته اسامي زشت افراد و نام ناپسند شهرها را تغيير مي‌دادند.(۴)

 

پاورقی:

  1. عباس اسماعيلي عزيزي، فرهنگ تربيت، انتشارات دليل ما، چ اول، ۱۳۸۱، ص ۲۸۳ – ۲۸۵٫
    ۲٫ شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج ۲۱، ص ۳۹۴٫
    ۳٫ همان، ص ۳۸۹٫
    ۴٫ شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج ۲۱، ص ۳۹٫
عاق والدين چيست؟ آيا فرزند هم مي تواند والدين را عاق كند؟

عاق والدين چيست؟ آيا فرزند هم مي تواند والدين را عاق كند؟ آيا والدين حق دارند از فرزندان دلجويي نكنند و از آنان بي خبر باشند؟ چنانچه فرزندان به والدين احترام كنند ولي از سوي آنها بي احترامي ببينند چه حكمي دارد؟

پاسخ:

عاق والدين (خشم آوردن و دل شكستن و آزردن خاطر پدر و مادر) از گناهان كبيره و سبب بدبختي انسان در دنيا و آخرت بوده و به تجربه ثابت شده كه موجب كوتاهي عمر، تلخ و سخت شدن زندگي بر انسان، فقر و پريشاني انسان مي شود. در آيات و روايات از آن مذمت شده و بدترين نوع قطع رحم است. خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:
فَلا تَقُلْ لَهُما أُفّ(۱). حتي كلمه افّ (كلمه و سخن ناخوشايند) نبايد به آنان (پدر و مادر) بگوييد.
در حديثي امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
اگر خداوند چيزي را كم تر از افّ گفتن مي دانست، آن را نهي مي فرمود.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد:
كن باراً و اقصر علي الجنة و ان كنت عاقاً فَاقْصِر علي النار.(۲) (با پدر و مادر) نيكو رفتار باش، تا در بهشت جاي گيري و اگر عاق شوي، در آتش جهنم خواهي بود.
و در حديث قدسي وارد شده كه خداوند مي فرمايد:
به عزّت و جلال و علّو شأن خودم سوگند، اگر عاق والدين، مثل همه انبيا عمل كند از او نمي پذيرم.(۳)
امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز مي فرمايد:
و اذا كان يوم القيمه كُشف غطآء من اغطية الجنة فوجد ريحها من كانت له روح من مسيرة خمسمأة عام الاّ صنفاً واحداً، فقيل له من هم قال العاق لوالديه.(۴) چون روز قيامت شود، پرده اي از پرده هاي بهشت برداشته شود و هر كس داراي روح باشد، بوي بهشت را از پانصد سال راه خواهد شنيد، مگر يك دسته. عرض كردند: آنان چه كساني هستند؟ فرمود: عاق والدين.
از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده است كه فرمود:
تمام مسلمانان در روز قيامت مرا خواهند ديد، مگر عاق والدين و شراب خوار و كسي كه نام مرا بشنود و بر من صلوات نفرستد.(۵) در روايات آمده است كه نفرين پدر در حق فرزند رد نخواهد شد و به تجربه ثابت شده است، و سكرات موت و عذاب قبر كسي كه عاق مادر شده باشد سخت خواهد بود.
ضدّ عقوق والدين، احسان و نيكي نمودن به پدر و مادر است ـ چه در حيات باشند و چه فوت كرده باشند ـ كه بهترين سعادت و شريف ترين صفات و نيز موجب تقرب به ذات مقدّس خدا و ثواب و پاداش دنيا و آخرت است. هم چنان كه خداوند آن را هم رديف عبادت خود قرار داده است.
وَ قَضي رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً(۶). پروردگار تو فرمان داده است جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
هم چنين خداوند مي فرمايد:
وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً(۷). براي ايشان از جهت مهرباني، افتاده و فروتن باش و بگو پروردگارا پدر و مادر مرا رحمت كن، چنان كه مرا در كودكي پرورانيدند.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد:
برّ الوالدين افضل من الصلوة و الصّوم و الحجّ و العمرة و الجهاد في سبيل الله.(۸) نيكي به پدر و مادر، از نماز و روزه و حجّ و عمره و جهاد در راه خدا برتر است.
امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز بعد از سؤال از بهترين اعمال مي فرمايد:
اي الاعمال افضل؟ قال ـ عليه السلام ـ : الصلوة لوقتها و برّ الوالدين و الجهاد في سبيل الله.(۹) از امام صادق ـ عليه السلام ـ سؤال شد كه چه عملي بهتر است؟ فرمود: نماز اوّل وقت و نيكي به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.
هم چنين مي فرمايد:
جآء رجل الي النبي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فقال: يا رسول الله من أبَر؟ قال اُمّك. قال: ثم من؟ قال امّك. قال: ثّم من؟ قال امّك. قال: ثم من؟ قال اباك.(۱۰) مردي خدمت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمد و پرسيد: يا رسول الله به چه كسي احسان كنم؟ فرمود: به مادرت. تا سه بار پرسيد، حضرت فرمود: به مادرت، تا بار چهارم، كه فرمود: به پدرت.
چه خوش گفت زالي به فرزند خويش چو ديدش پلنگ افكن و پيل تن
گر از عهد خرديت ياد آمدي كه بيچاره بودي در آغوش من
نكردي در اين روز بر من جفا كه تو شير، مردي و من پيره زن
همان كودك از مگس رنجه اي كه امروز سالار و سرپنجه اي(۱۱)
در روايات نقل شده است كه حتي اگر پدر و مادر به فرزند خود بدي كنند و يا او را بزنند، فرزند بايد با مهرباني و عطوفت با آنها رفتار كند تا اجر و ثواب او بيش تر گردد. اطاعت از پدر و مادر واجب و لازم است و نبايد بدون اجازه آنها كار مباح و حتي مستحبّي انجام داد و اگر فرزند بدون رضايت والدين به مسافرت برود (غير از سفر واجب، مثل حج) بايد نماز را تمام بخواند، چون سفر معصيت است.

الف) حقوق فرزندان بر والدين. از وظايف اصلي پدر و مادر، حفظ و نگهداري فرزند و تربيت صحيح آنها است. اهميت تربيت و اصلاح و رعايت حقوق فرزندان در حدّي مهم است كه اگر والدين به وظايف خود عمل نكنند، آنها نيز از طرف فرزندان خود عاق خواهند شد. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در اين باره مي فرمايد: «همانگونه كه فرزند بخاطر عمل نكردن به وظايف خود در برابر پدر و مادر عاق آنها مي شود، اگر والدين هم به وظايف خود عمل نكنند، از طرف اولاد خود عاق خواهند شد.»(۱۲)
عاق والدين در برابر فرزندان نيست مگر آنكه والدين به وظايف خود در تربيت فرزندانشان درست عمل نكنند. از نظر اسلام، والدين امانت دار خداوند هستند. والدين وظيفه دارند موجبات خير و صلاح فرزندان را فراهم آورند و با ايجاد محيط صفا و خلوص و شرايط امن، كانون خانواده را گرم نگه دارند. بنابراين عمده ترين وظايف پدر و مادر در برابر فرزند از دوران كودكي تا بزرگسالي عبارتند از:
۱٫ قرائت اذان و اقامه در گوش كودك. رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: پس از ولادت فرزند، مستحب است در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند كه اين امر باعث حفاظت او از شيطان خواهد بود.»(۱۳)
۲٫ پذيرش كودك. از مسايل مهم حقوق كودكان، مسأله پذيرش كودك است. كودك در هر وضع و به هر صورتي كه هست، بايد پدر و مادر پذيراي او باشند. دختر يا پسر، زشت يا زيبا، سالم يا ناقص.
۳٫ انتخاب نام زيبا براي كودك.(۱۴) پدر و مادر وظيفه دارند كه اسم نيكو براي فرزند انتخاب نمايند.
۴٫ احترام به كودك. رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «به فرزندانتان احترام و محبت كنيد و با ادب و روش پسنديده با آنها معاشرت نماييد.»(۱۵)

۵٫ تغذيه كودك پدر و مادر وظيفه دارند كه فرزند را با غذاي حلال و در ايام كودكي با شير مادر تغذيه نمايند.(۱۶)
۶٫ محبت نسبت به كودك. كودكان به محبت بسيار نياز دارند. لذا رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «نسبت به كودكان محبت ورزيده و به آنان ترحُّم كنيد.»(۱۷)

۷٫ آموزش و تعليم فرزند از جمله وظايف والدين، ارايه آموزش هاي اساسي به فرزندان است، آموزشي كه موجب سازندگي و خير و صلاح حال و آينده فرزند باشد. ادب آموزي، تحصيل علم و دانش و تربيت مذهبي از مهم ترين وظايف پدر و مادر محسوب مي شود. براي والدين نسبت به فرزندان شان وظايف ديگري هم هست البتّه به بعضي از اين وظايف به صورت فهرست وار اشاره مي كنيم. مانند: عادت دادن فرزندان به عادات و آداب نيكو، رفتار عادلانه نسبت به فرزندان به صورت عملي و الگويي.

۸٫ فراهم نمودن زمينه ازدواج فرزند پس از بلوغ.(۱۸)
ب) حقوق والدين بر فرزندان. پدر و مادر دو وجود ارزشمندي هستند كه در تمام اديان آسماني و حتّي مكاتب غيرالهي مورد احترام و تكريم مي باشند. در قرآن كريم اطاعت و احترام به پدر و مادر در كنار اطاعت پروردگار بيان شده(۱۹) و اين نشان دهنده اين مطلب است كه حق پدر و مادر از بزرگترين حقوق و بعد از اطاعت خداوند، از همه چيز مقدم است. آنچه از آيات و روايات درباره حقوق والدين استفاده مي شودعبارتنداز:
۱٫ رعايت اخلاق خوش و برخورد مناسب با والدين در همه حالات و شرايط.
۲٫ دعا براي والدين و درخواست رحمت و عنايت از خداي بزرگ براي آنان.
۳٫ تواضع و فروتني در برابر آنان به گونه اي كه به تعبير قرآن كريم بال و پر خود را براي آنان بگستراند.(۲۰)
۴٫ خودداري از اهانت به آنان حتّي با گفتن كلمه اي چون «اُف»(۲۱) يا خطاب كردن آنان به اسم.
۵٫ بايد مراقب بود كه صداي خود را بلندتر از صداي آنان نكرده و در پيشاپيش آنان قدم نزند و در جلسات پيش روي آنان ننشيند. شخصي از رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) پرسيد كه حق پدر بر فرزند چيست؟ حضرت فرمود: او را به اسم نخوانده و در راه رفتن پيشاپيش او نرود، و در نشستن پيش روي او ننشيند، و كاري نكند كه مردم به پدرش ناسزا گويند.»(۲۲)
۶٫ احترام و كمك رساني به والدين لازم است، هرچند كه آنان مخالف، فاجر و يا كافر باشند.
۷٫ و بالاخره خداوند را بخاطر نعمت وجود والدين سپاس گويد و براي سلامتي آنان و بقاي عمرشان در صورت حيات و طلب مغفرت در صورت ممات، دايماً دعا نمايد، تا خود بدينوسيله مشمول رحمت حق گردد.
اما بايد توجه داشت در مواردي كه والدين به وظايف خود نسبت به فرزندان عمل نكنند، فرزندان باز هم بايد به وظايف خود نسبت به آنها عمل كنند، حتي اگر پدر و مادر فرزند خود را اذيت كنند و او را كتك بزنند، فرزند حق ندارد با آنها با تندي برخورد كند و لازم است در چنين مواقعي با احترام و بزرگوارانه با آنها برخورد نمايد و براي آنها دعا كند و همچنين اطاعت از دستور پيامبر و مادر واجب است مگر در مواردي كه خلاف دستور اسلام باشد كه در آنجا بايد به دستور اسلام عمل كند.
دين اسلام آن قدر به احترام به پدر و مادر تأكيد كرده است كه حتي اگر پدر و مادر مسلمان نباشند بايد به آنها احترام و احسان كرد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هر كس با چشم بغض و كينه به پدر و مادر خود كه به وي ستم كرده اند نگاه كند نمازش در پيشگاه الهي مقبول نيست. و نيز روايت شده كه حتي اگر تو را زدند به آنها بگو خداوند شما را ببخشد و هم چنين فرموده اند اگر آنها تو را زدند بر سر آنها فرياد نزن.(۲۳)

 

پاورقی:

  1. اسراء : ۲۳٫
    ۲٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۰۲٫
    ۳٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۰۲٫
    ۴٫ همان.
    ۵٫ همان.
    ۶٫ اسراء : ۲۳٫
    ۷٫ اسراء : ۲۴٫
    ۸٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۰۳٫
    ۹٫ همان، ص ۲۰۴٫
    ۱۰٫ همان، ص ۲۰۳٫
    ۱۱٫ كليات سعدي، ص ۸۷٫
    ۱۲٫ شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج ۱۵، ص ۱۹۹٫
    ۱۳٫ شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج ۱۵، ص ۱۳۶٫
    ۱۴٫ همان، ص ۱۲۶٫
    ۱۵٫ مجلسي، محمدباقر، بحار، ج ۲۳، ص ۱۱۴٫
    ۱۶٫ شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج ۱۵، ص ۲۰۱٫
    ۱۷٫ همان.
    ۱۸٫ براي مطالعه بيشتر درباره حقوق فرزندان مراجعه شود به. محمدجواد طيبي، حقوق فرزندان در مكتب اهل البيت ـ عليهم السلام ـ ، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۶٫
    ۱۹٫ اسراء : ۲۳ـ۲۴٫
    ۲۰٫ اسراء : ۲۳٫
    ۲۱٫ همان.
    ۲۲٫ كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج ۳، ص ۱۵۸٫
    ۲۳٫ نورالثقلين، عروسي حريزي، بيروت، مؤسسه التاريخ العربي، چاپ اول، ۱۳۴۲ق، ج۴، ص۱۶۸٫

 

فرزندي كه پسر است و به حد بلوغ رسيده است و ازدواج نموده وداراي چند فرزند شده و به حرف پدر و مادرش گوش نمي‌كند و واجبات را بجا نمي‌آورد و حتي نمازهاي يوميه را نمي‌خواند، وظيفه پدر و مادر كه در خانه زندگي مي‌كنند و يا جدا از هم چيست؟

فرزندي كه پسر است و به حد بلوغ رسيده است و ازدواج نموده وداراي چند فرزند شده و به حرف پدر و مادرش گوش نمي‌كند و واجبات را بجا نمي‌آورد و حتي نمازهاي يوميه را نمي‌خواند، وظيفه پدر و مادر كه در خانه زندگي مي‌كنند و يا جدا از هم چيست؟

پاسخ:

اين سؤال به وظايف تربيتي والدين و اين كه پدر و مادر تا چه اندازه و در چه زمينه‌هايي وظيفه دارند كه فرزندان‌شان را به نماز و ديگر اعمال و عبادات امر كنند، مربوط مي‌شود. در اصل اين كه پدر و مادر در قبال فرزند وظايفي مهمي دارد و بايد هميشه به مسايل تربيتي فرزندان توجه داشته باشد، شكي نيست. علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «حقَّ الوالد علي الوالد اَنْ يحسُنَ اسمَهُ و يحسن ادبَهُ و يعلَّمَهُ القرآن»(۱) حق فرزند بر پدر (و مادر) اين است كه نام نيك برايش انتخاب كند و او را خوب تربيت نموده و به او قرآن (و ديگر احكام و معارف اسلامي را) ياد دهد.
از اين روايت به خوبي دانسته مي‌شود كه والدين در قبال فرزندان وظايف مهمي دارند ـ اما سؤالي كه مطرح است، اين است كه اين وظايف والدين تا چه زماني است؟ آيا فقط در دوران كودكي فرزند وظيفه دارند كه آن‌ها را خوب تربيت كنند، به نماز و عبادت دعوت كنند و از كارهاي زشت و خلاف باز دارند، اما وقتي فرزند به سن بلوغ رسيد و توانست خوب و بد را تشخيص دهد، پدر و مادر در قبال آن‌ها وظيفه‌اي نداشته باشند و آنها را به حال خودشان واگذارند تا هر كاري خواستند انجام دهند، و هر كاري را نخواستند، انجام ندهند. يا اين كه در دوران بلوغ و حتي بعد از ازدواج فرزندان نيز والدين وظايفي دارند؟
از آيات و روايات استفاده مي‌شود كه وظايف والدين به دوران كودكي فرزند، محدود نمي‌شود، گرچه در اين سن مسئوليت و وظايف والدين بيشتر است، اما بعد از بلوغ و حتي بعد ازدواج فرزندان نيز والدين وظايف مهمي دارند، يكي از آن وظايف ارزشمند در زمينة مسايل ديني و اخلاقي فرزندان است. اگر فرزند نسبت به نماز و ديگر مسايل مذهبي و اخلاقي بي‌تفاوت است، پدر و مادر بايد به او گوشزد كنند و وظيفة خود را انجام دهند. دلايل متعددي براي اين مسأله وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
۱ . خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: قوا انفسكم و اهليكم ناراً(۲) خودتان و اهل و عيال‌تان را (با انجام كارهاي نيك) از آتش دور نگه داريد. از اين تعبير دانسته مي‌شود كه انسان هم در قبال خودش و هم در قبال اهل و نزديكانش وظيفه دارد يعني هم خودش نماز و عبادت‌هايش را به موقع و درست انجام دهد و هم زن و فرزند و دوستان نزديك‌اش را به نماز و كارهاي خوب دعوت كند.. همانگونه كه انسان خودش اگر نمازش را ترك كند، مستحق عذاب و آتش جهنم مي‌شود. اگر زن و فرزندش هم نسبت به نماز بي‌اعتنا باشند باز هم مورد سؤال واقع مي‌شود كه چرا آنها را به نماز دعوت نكرده‌ است. بنابراين، انسان هميشه نسبت به اهل و عيال و اعضاي خانواده‌اش مسئوليت دارد. اگر فرزند ازدواج كند و حتي در خانة جدا زندگي كند،‌ باز هم پدر و مادر در قبال وي مسئوليت دارند.
۲ . مسئوليت تربيت فرزند و توجه به مسائل مذهبي و اعتقادي آن‌ها، با توجه به عنوان «پدر و مادر بودن» جعل شده است. از آن جايي كه پدر و مادر بودن مخصوص دوران كودكي فرزند نيست، و حتي اگر فرزند انسان ۵۰ ساله شود باز هم، عنوان پدر و مادر بودن نسبت به او صدق مي‌كند، لذا وظايف پدري و مادري را هم دارند.
اصولاً برخي از وظايف و مسئوليت‌هاي والدين مربوط به دوران بزرگسالي فرزند است، مانند اين كه والدين وظيفه دارند مقدمات ازدواج فرزند را فراهم كنند (و يزوجُهُ اذا بلَغَ).(۳)
۳ . در سيره اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مواردي وجود دارد كه از آنها استفاده مي‌شود انسان هميشه نسبت به فرزندان خود وظايف و مسئوليت‌هايي دارد.(۴) همان‌طوري كه در دوران كودكي و قبل از ازدواج فرزندان، وظيفه دارد آنها را به نماز دعوت كنند و اگر سرپيچي كردند، مورد سرزنش و تنبيه قرار دهد، بعد از ازدواج آنها نيز اين وظيفه را دارد.
توصيه ما:
نحوة برخورد والدين در اين سن، نبايد مثل برخورد آنها در دوران كودكي فرزند باشد، بايد براي تربيت مذهبي فرزندان در اين سن، روش ديگري اتخاذ شود.
به هيچ‌ وجه درست نيست كه والدين شخصيت فرزندان را ناديده بگيرند و با الفاظ و عبارات نامناسب آنها را مورد سرزنش و تحقير قرار دهند. والدين در عين حال كه فرزندانشان را به نماز دعوت مي‌كنند و از اعمال زشت او اظهار نارضايتي مي‌نمايند، بايد به وي احترام بگذارند.
در بسياري از موارد، مقصر اصلي خودپدر و مادر هستند. يا از آن جهت كه در دوران كودكي فرزندانشان توجهي به مسايل تربيتي آنها نكرده و الآن انتظار دارند كه آنهابه يكباره اهل نماز و دعا و عبادت باشند.(۵) و يا آن كه نحوة برخورد والدين در مورد فرزندشان مناسب نيست.بنابراين نبايد شتابزده وعجولانه برخوردكردوانتظارداشت كه به طور دفعي فرزنداهل نماز ومسائل ديني شودوبايداصل تدريجي بودن تربيت را مدنظرداشت.
در دوران كودكي يكسري اصول و روش‌هايي براي تربيت فرزند لازم است كه در سنين بالاتر و پس از بلوغ نمي‌توان باز هم از آن روش‌ها استفاده كرد. فرزندي كه ازدواج كرده و زن و بچه دارد را نبايد جلو روي خانم و بچه‌هايش مورد انتقاد قرار داد و به وي تذكر داد كه چرا نماز نمي‌خواند. نبايد شخصيت او را پيش ديگران مورد تحقير قرار داد و به دوست و فاميل يا دوستان وي گفت كه فرزندم نماز نمي‌خواند.
سعي كنيد رابطه خود را با ايشان گرم و صميمي نماييد. به شخصيت وي احترام بگذاريد، فرزند هيچ‌گاه از محبت و مهر پدر و مادر بي‌نياز نمي‌شود. هميشه به صحبت والدين نياز دارد، به شرط آن كه اين مهر و محبت به شيوه درست و مناسب ابراز گردد. اگر بتوانيد رابطه خود را با ايشان گرم و صميمي كنيد در آن صورت، او هم نسبت به شما احترام مي‌گذارد و حرف شما را مي‌پذيرد.بنابراين، قبل از آن كه رابطه شما با ايشان گرم و صميمي شود، هيچ‌گاه به ايشان دستور ندهيد و امر ونهي نكنيد، زيرا تا زماني كه شما را قبول نداشته باشد، حرف شما را نمي‌پذيرد و چه بسا ممكن است واكنش منفي نشان دهد. پس وظيفه شما اين است كه در قدم اول رابطه خود را با ايشان گرم و صميمي كنيد و به شخصيت وي احترام بگذاريد. وقتي رابطة شما صميمي شد، در مورد نماز ايشان هم توصيه كنيد كه انجام بدهد.
انتقاد، توهين، تحقير و بدگويي از ايشان به هيچ‌ وجه درست نيست و از اين طريق نمي‌توانيد ايشان را به نماز علاقه‌مند سازيد.
انبياء و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ در دعوت افراد به سوي خدا و نماز و عبادت از صحبت و روش‌هاي مطلوب استفاده مي‌كردند. و همين نحوة برخورد آنها باعث مي‌شد كه افراد به اسلام علاقمند شوند. در عين حال توجه داشته باشيد كه علاقمند كردن وي به نماز نيازمند، صبر، حوصله و گذشت زمان است. انشاءالله به تدريج زمينة انجام وظيفه در وي فراهم مي‌شود.

 

پاورقی:

  1. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۲٫
    ۲٫ تحريم:۶٫
    ۳٫ قمي، عباس، بحارالانوار، بيروت، ج ۷۴، ص ۸۰٫
    ۴٫ عبدالكريم، پاك‌نيا، تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبي، انتشارات هجرت، چاپ اول، ۱۳۸۲، گفتار چهارم.
    ۵٫ قائمي‌ مقدم، محمدرضا، روش‌هاي آسيب‌زا در تربيت، پژوهشكدة حوزه و دانشگاه، چاپ اول، ۱۳۸۲، فصل ۳ و ۴٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست